سلام و ارادت خدمت دوستان عزیزم لذت میبرم که میام اینجا همه خانواده هستن انگار بچها دور هم جمع شدن که فقط دستی بشن از دستان خداوند برای حل مسائل هم دیگه
من روزانه حدودا چهار تا پنج ساعت فایل های استاد و بارها و بارها گوش میدم و تغییرات بزرگی در شخصیت و ارتباطم با خداوند ایجاد شده و در مسیر پیشرفت هر روز قدم بر میدارم در کل روز سعی میکنم هیچ ورودی منفی به خودم راه ندم حتی بزرگترین پاشنه آشیل خودم را که اینستاگرام بود هفته گذشته دلیت اکانت کردم که وقت با ارزش خودم صرف ورودی های اشتباه نکنم هر روز شکرگذاری میکنم هم مینویسم هم توی گوشیم تایپ میکنم با تمام اینکار هایی که میکنم بازم کوچکترین اختلاف یا انحراف فکری که پیش میاد انگار موتور نجوا در ذهنم روشن میشه هر کاری میکنم که رها بشم ده دقیقه یک ساعت خوبم ولی باز دید تونلی ذهنم مثله خوره حالم و بالا پایین میکنه و نگرانی و در من بیدار میکنه بدنم به این چیز خارجی واکنش نشون میده و سریع گوارشم بهم میریزه اما ساعاتی در روز کم و بیش سراغم میاد میدونم عادیه اومدنش اما راهکاری که سریع از این وضعیت خارج بشم و دنبالشم مثلاً من عادت دارم روی چمن توی پارک پا برهنه راه برم به کسری از ثانیه حالم خوب میشه اما ساعتی که سر کارم دسترسی ندارم از دوستان میخوام راهحل های لحظه ای برای رهایی از نجوا و بهم توضیح بدید ممنونم
برای پاسخ به سؤالات، لازم است که عضو سایت باشید و (با ایمیل و رمز عبورتان) وارد سایت شوید.
بهترین راه حل برای خاموش کردن نجوا شکرگزاری هست و طوری به اون موضوع نگاه کنین که به احساس بهتری برسین و باورای مناسب وخوبش رو برا خودتون بسازید
نجوا ، صدایِ غیرِ الهی است
نجوا صدای اخبار است
نجوا صدایِ فیلم ها و رسانه هایی است که فقط بر شرایط منفی و کمبودها و خونریزی ها و جنگ ها و کم آبی ها و قحطی ها و آتش سوزی ها و سیل ها ، تکیه دارند
نجوا صدایِ اینستاگرامی است که تمام ذهن و ردح و زَمانت را غارت می کند
نجوا ، واکنش منفی در برابر اتفاقاتِ زندگیست
همه چیز را از چشم خدا ببینیم تا نجوا خاموش شود
از دید و زاویه یِ خدا ، قضاوت کنیم
از دید و زاویه یِ خدا ، همه چیز را مشاهده کنیم
صدای خدا را بر صدای نجوا ، غالب کنیم
صدای خدا ، صدای اُمید است
صدای شکرگزاری است
صدایِ احساسِ خوب
صدایِ توکل است
صدایِ بزرگ شدن از کینه ها و نفرت هاست
صدای نشاط و سرزندگی است.
سلام ب دوست عزیزم امیدوارم زندگیتون پر از عشق قو خال خوب باشه😍😍🫶
حقیقتا این موضوع برای منم خ پیش میادش و خب شاید واسه همه زیاد پیش بیاد
من از این روش استفاده میکنم تمرکز تمرکزم رو روی چیز دیگه میزارم
افکار منفی میان و من کاری رو میکنم ک ذهنم روی اونها نباشه
مثلا کار کردن یک نفر شروع میکنه ب کار کردن
یک نفر ورزش کردن
یک نفر آشپزی
یک نفر تمیز کاری
یک نفر درس خوندن
من ب محض اینکه افکار منفی میاد سراغم شروع میکنم ب خوندن سعی میکنم ی چیزی رو یاد بگیرم سعی میکنم خودم و بیکار نزارم
ی پادکست گوش میدم و اشپزی میکنم ی تمیز کاری
با افرادی ک مثبت تر هستند صحبت میکنم کسایی ک کار و تلاش مبکنن و هدف دارند کلا ذهنم میرسه سمت هدف ایدها آرزو
سعی میکنم ولاگ مورد علاقم و نگاه کنم،مخصوصا ولاگ افراد توی کشور های دیگه هم ی جورایی میرم تو فاز مثبت حال خوب اون افراد. و زندگی قشنگشون هم ب رویای خودم ک مثلا مهاجرت هست فکر میکنم
گاهی اوقات حالم بد میشه و مدیتیشن میکنم حتی چند دقیقه و خب یا ب خدا حرف میزنم اوضاع بهتر میشه
و میدونم وقتی میگید افکار منفی میاد واقعا وضع جسمی بهم میریزه چون خودمم اینجوری هستم
روش رو پیدا کنید ت شما رو ب حال خوب برسونه
یا بهتر کنه حالتون رو
دوستان میگن سپاسگزاری برای من سپاسگزاری توی حال بد خیلی سخت و غیر ممکن هست
ولی یکم تنها شدن با خودم حالم رو بهتر میکنه
وقتی احساسم بهتر شد میرم سراغ چیزهای دیگر مثلا سپاسگزاری (چون میدونم فقط نوشتن سپاسگزاری ب من جواب نمیده مثلا بیست سپاسگزاری رو مینویسم ولی مثلا وقتی دو تا سپاسگزاری رو احساس میکنم خ خ حالم بهتر میشه) ک فرکانس مو بالات میبره
گاهی اوقات غذا خوردن یا ی چیز شیرین خوردن هم حالم خ خ بهتر میکنه
امیدوارم کمک کننده بوده باشه🫂🫶
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم
بهترین راه خاموش کردن نجواها
توجه بر نکات مثبت و دیدن دو سریال زندگی در بهشت و سفر دور امریکا
شکرگزاری کردن زیاد در طی روز
هدف برای خودت تعیین کن حتی کوچیک
تمرین ستاره قطبی رو انجام بده
و با تعهد و شور و شوق انجام بده
مثلا بگو امروز میخواهم تا شب فقط هر چی میبینم شکر بجا بیارم
یا تحسین کنم
من بهترین روش رو شکرگزاری و هدف گزاری میدونم
سلام و درود
من بر اساس موضوع این سوال پاسخ میدم و متن شما رو نخواندم.
انسان دارای دو بعد است یک ذهن و دو روح و از طرفی یا میتواند فرکانس مثبت بفرستد که نشانه اش احساس خوب است(ممکن است نسبت به احساس خوب عادت کرده باشیم و با غلضت حسش نکنیم و اخساس خنثی داشته باشیم که همان احساس خوب است )و یا منفی(که راحت و سریع همون اول میشه درکش کرد و فهمید مثل بریدن دستت)پس ما همواره در حال ارسال فرکانس هستیم چون جهان باید رشد کند و هیچ گاه متوقف نخواهد شد پس ما لاجرم یا باید اگاهانه فرکانسمون رو به سمت دلخواهمون کنترل کنیم و یا بدست عوامل بیرونی بسپاریم و از سمت دیگه چون دیدگاه روح همواره ثابت و خیر مطلق است پس اگر احساست منفی است و این را به وضوح احساس میکنی(زیاد هم حساس نباش چون نیروی غالب جهان،خیر است) از سمت ذهن و نجواهای ذهنی یا همان شیطان است؛به قول قرآن زمانی نبوده که به پیامبر وحی بشود و شیطان صحبت نکند که همان نجواهای درونی است پس این نجوا و احساسه همواره وجود دارد و هرگز متوقف نمیشود و نمیتوان ساکتش کرد و یا خاموشش کرد و یا از کار بیوفتد هرگز.
اما جنس این نجوا را (با تکامل)در طی زمان میشود با تغییر باورها(همان ورودی های ذهنی تکرار شونده آگاهانه)به مثبت یا دلخواه تغییر داد و طبق قانون اصلی خداوند که احساس خوب پایدار مساوی است با اتفاقات خوب پایدار این اتفاق میوفتد.
اما با تمام این تفاسیر و کنترل و هدایت کردن ذهن و یا معطوف کردن آن و به اصطلاح رنگ ریختن روی سیاهی های ذهن باز هم از دست انسان در میرود و هرگز نمیتوان همیشه احساس خوبی داشت و این موضوع در هر فرد به صورت منحصر به فرد و یکتا جنسش متفاوت و در زمینه های مختلف پاشنه آشیل آنان است و این ها همه مسیر درک بهتر قانون است و طبیعی است و نیاز به تکامل دارد و باید همچون یک دوست صمیمی با نجواهای ذهنی ارتباط گرفت در ابتدا و قانون را یادآور شد و عمل مرد و نتیجه گرفت و نتیجه گرفت تا نتیجه نباشد منطقی نمیشود.
پس تمام قانون،برای حرکت است.
اما حرکتی لذت بخش و درست.
نه حرکتی براساس ترس و احساس نامناسب.
سلام به استاد گرانبهای خودم و شما دوست عزیزم،
همه چیز بین ذهن و روح پدیدار میشود؛
ذهن انسان با توجه به شنیده های نادرستی که درک کرده از اطرافیان،رسانه ها، خانواده و..
با کوچکترین تضادی گارد میگیره و با خودش درگیر میشه، و فقط میخواد منطقی برخورد کنه با موضوع و همین امر باعث بوجود آمدن مشکلات مالی و سلامتی برای انسانها بشود.
ولی روح ما همانطور که استاد در کتاب ««رویاهایی که رویا نیستند»»
فصل ۳
استادم خیلی زیبا و راسخ بیان کردند ، که روح انسان خداگونه است از هر جهت، و آرامش کامل دارد در تمام مشکلات و تضادها..
ولی ذهن بنا به باورهای نادرست و درک اشتباه از قوانین جهان هستی، مقاومت میکند و نمیتواند خودش را با روح منطبق کند و این باعث نجواهایی در درون ما میشود و ما نمیتوانیم با این فاصله بین ذهن و روح به آرامش و دستاورد قابل توجهی برسیم.
هر چه ذهن و روح ما از هم نزدیکتر شوند و با هم منطبق شوند، به راحتی تمام خواسته هایمان محقق میشوند و از همان لحظه به درک کامل تضادها و مشکلات میرسیم، دیگر نجواها برای ما مفهوم بد یا جنگ آور ندارند.
دوست عزیز کتاب رویاهایی که رویا نیستند رو از سایت تهیه کن ، خیلی خیلی کمکت میکنه.
یا حق
سلام به استاد عزیز و دوستان گرامی.
بودن نجواها طبیعی هستش و وظیفه ی ما کنترل کردنشونه !
هر چقد بیشتر ارزش خودمو فهمیدم بیشتر مراقب این بودم که تو احساس بد نمونم. باید یاد بگیریم با دیدن تجارب قبلی خودمون اشتباهات تکراری نداشته باشیم. نجواها و رفتن به احساسهای بد قبلی رو به خودمون یاد آوری کنیم . این همه نگرانی برای چی ؟ ب خاطر کی ؟ آیا نگران بودنم باعث وقوع اتفاق بهتری میشه ؟!!!!
وقتی میبینم با بودن و پروبال دادن به این نجواها، لحظاتم رو از دست میدم و چقد به خودم آسیب زدم، باید سعی کنم کنترلشون کنم .
جدی نگرفتن دنیا یکی از راهکارهای خیلی خوبی بود که با آگاهانه تمرین کردنش تا حدودی ملکه ذهنم شده .حالا هر وقت نجوایی سراغم میاد که باعث آزارم میشه به خودم یادآوری میکنم و میگم عزیزدلم معلوم نیست تو تا فردا باشی یا نباشی پس چرا انقدر خودتو اذیت میکنی ؟ چرا بیخود و بیجهت حال خودتو خراب میکنی؟ هیچ چیز این دنیا پایدار و ابدی نیس و قرار نیست حال بدیشم تا ابد پایدار باشه. اینجا همه چیز ، موقتی و گذریه ! پس هیچ موضوعی رو انقدر برای خودت بزرگ نکن که به خاطرش خودتو آزار بدی .
از این طریق هم نجواها زودتر خاموش میشن و همین که حس خیلی بهتری نسبت به خودم پیدا میکنم. یه وقتایی به خودم میگم چه جور دلت میاد خودتو انقدر اذیت کنی !!!!! تکرار این جملهها کاری باهات میکنه که هر باری که این نجواها سراغت میان زودتر دنبال خاموش کردنش باشی.
بنابراین دوست داشتن و عزت گذاشتن سر خودت که تو لیاقت بیشتر از این حرفا رو داری ، نباید این حرفها باعث آزار جسم و روحت بشه و شناخت بیشتر خداوند و ایمان به آخرت باعث میشه کم کم خیلی از موضوعات و مسائل این دنیا رو جدی نگیریم . به جای اینکه از کاه کوه بسازیم، اگر کوهی هست آن را کاه تصور کنیم یعنی مشکلات و تضادهایی که بش برمیخوریم رو کوچیک ببینیم .
سعی کنیم در لحظه زندگی کنیم . هر صبحی که از خواب بیدار میشیم با سپاسگزاری از خداوند به خودمون قول بدیم امروزمون رو به بهترین شکل ممکن به اتمام برسونیم و یه ورژن خوب از خودمونو به جهان نشون بدیم.
هیچ لزومی نداره به خاطر اشتباهاتمون خودمونو سرزنش و یا تنبیه کنیم بهتره جای هر چیزی که ما رو به احساس بد میبره ،ورودیهای مثبت داشته باشیم. آگاهانه تمرکز و توجهمون به زیباییهای اطرافمون باشه. بیشتر سپاسگزار باشیم و بیشتر داشتههامونو ببینیم . سعی کنیم با توجه به هر شرایط و موقعیتی که درش قرار داریم از زندگی لذت ببریم.
در هر موضوعی هر چقد رهاتر باشی و نسبت بهش بی توجه تر ،
زودتر حل میشه .
مشکل ما اینه که خارج از سهم و نقش خودمون میخواهیم با تقلا کردن و زور زدن ، اوضاع رو بهتر کنیم. در حالی که باید یاد بگیریم بدون هیچ نگرانی و با ایمان و توکل بر خداوند قدرتمند فقط کانون توجهمون به سهم خودمون باشه و هر جایی که احساس عجز و ناتوانی کردیم، با دل و جون و با اعتماد کامل یعنی با احساس خوب ، به خداوند بزرگ بسپاریم.
و وقتی به خدا میسپاریم، اون موضوع رو برای خودمون حل شده بدونیم و دیگه بش فکر نکنیم. اینطور میشه که نجواهای کمتری سراغ ما میان .
هر بار که نجواها سراغت میان به خودت بگو دو تا انتخاب داری یا بمونی تو این حالت بد و یا اینکه انتخاب کنی که از خودت بهتر مراقبت کنی و بیشتر برای خودت ارزش قائل باشی .
به نام خدای مهربان
سلام ناهید جان سپاسگذارم بابت پاسخ کامل و با ارزشتون ، واقعا روش های خیلی خوبی رو گفتید مخصوصا گذرا بودن دنیا که خیلی بهم کمک میکنه آروم بشم و بیشتر حالم خوب باشه و دنیا رو مثل یک بازی و سرگرمی ببینم و بگم هیچ چیز ابدی نیست همچی گذراست
موضوع دیگه ای که گفتید دوست داشتن و ارزش قائل شدن برای خودمونه که عالی بود این جمله ای که گفتید به خودم بگم؛
چطور دلم میاد خودم رو اذیت کنم؟
بسیار سپاس ناهید جان
سلام دوست خوبم
امیدوارم هرجا که هستی شاد و سلامت باشی
چیزی کهخودم تجربه کردم
بنظرم همین جمله کافیه بدونیش که نجوای ذهنی هیچوقت رخنمیدهند نجوای ذهنی همان صدای شیطانه که قدرتی برما ندارد
وقتی اینو دونستی خیالت راحت میشه
همه چیز تکاملی درست میشود…..
به نام خداوند مهربان
سلام دوست عزیز بسیار مچکرم که روش خودتون رو گفتید ، چقدر عالی درسته شیطان و نجواها هیچ قدرتی ندارند و هرگز اتفاق نمی افتند همونطور که استاد میگن ، در برابر افکار منفی ایستادگی نکنید چراکه اونا میان و کم کم قدرتشون رو از دست میدن و از بین میرن ، شیطان هیچ تسلطی برما نداره و ما فقط با توجه کردن به اون نجواها قدرت میدیم
سپاسگزارم
سلام دوست عزیزم
تنفس شکمی خیلی کمک میکنه به در لحظه بودن
پرش آگاهانه ی فکر هم خیلی عالیه
اینها رو تو اینترنت سرچ کنی بالا میاد
اما از حق نگذریم با تمام این مسایل فرار از حال و فکر بد خیلی سخته
در جایی. شنیدم که میگفت فکر مزاحم مثل سگ هاره ،هر چی ازش فرار کنی بدنبالت میاد ….سعی کن باهاش روبرو بشی
اون فکر مزاحم رو روی برگه بنویس و جواب خودتو هم بنویس،بعدش پاره کن بریز دور
اینجوری نود درصد راه رورفتی
سرکار هم میتونی انجام بدی
در ضمن استاد میگه ما اگه مداوم هم روی خودمون کار کنیم فقط هشتاد درصد میتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم
و بیست درصد ناخواسته داریم
پس خودتو سرزنش نکن و خوشحال باش که هشتاد درصد ذهنت رو کنترل کردی
موفق باشی
سلام و دروود
کامنت یکی از دوستان عزیز رو براتون میزارم،امیدوارم بهتون کمک کنه،به من که خیلی کمک کرده.
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان هم فرکانسیم.دوستان من خودم به شخصه برای خاموش کردن نجواهای شیطان درهرزمینه ایی.دنبال دلایل منطقی می گشتم تاذهنم رو با دلایل منطقی قانع کنم تا اینکه دراین فایل استاد به آیه قرآن اشاره کردن که به جرات میتوانم بگویم ۹۰%نجواهای شیطان ذهنم خودبخود رفع شدن چون آیه قرآن محکمترین قویترین و منطقی ترین دلیل برای خاموش کردن همه نجواهای شیطانی ذهنمان است و واقعا حسم گفت که بااینکه دوستان عزیزم این فایل و آیه های موجود دراین فایل رو دیدن و شنیدن ولی بااین حال دوباره با شما عزیزان به اشتراک بزارم.آیه ۲۲ سوره ابراهیم.وقال الشیطان لماقضی الامر ان الله وعدکم وعدالحق ووعدتکم فاخلفتکم وماکان لی علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لی فلاتلومونی ولومواانفسکم ما انابمصرخکم وماانتم بمصرخی انی کفرت بمااشرکتمون من قبل ان الظالمین لهم عذاب الیم. هنگامی که کار تمام شد(قیامت)شیطان بگوید خداوند به شما وعده راست داد(یعنی میشه فقط حستو خوب کن اتفاقات خوب میفته)ومن نیز به شما وعده ای دادم تخلف کردم(یعنی نمیشه.ترسوندمت حستو بد کردم اتفاقات بد بیفته)من برشما تسلطی نداشتم جز اینکه دعوتتان کردم و شما پذیرفتید بنابراین مرا سرزنش نکنید خود را ملامت کنید نه من فریاد رس شما هستم نه شمافریادرس من.ازاینکه شما ازپیش مرا شریک خدا ساختید بیزارم وبرای ستمکاران عذاب سختی است.دوستان طبق این آیه خود شیطان به روشنی وبه وضوح میگه که وعده من دروغه.من قولتون میزنم.نجواهای من الکی هستن.پس دیگه دلیلی نداره ما بترسیم و نجوای شیطان حسمون رو بد کنه.به نظر من همین یک آیه حجت رو برماتمام کرده.هروقت نجوای شیطان درهرزمینه ای سراغمون اومدهمین آیه رو مرور کنیم تا شیطان بانجواهایش از ذهنمان بیرون برود وباحس خوب اتفاقات عالی رو برای خودمون رقم بزنیم.باتشکر از دوستان که وقت گذاشتن وکامنت من خوندن.درپناه الله یکتا شاد?.سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید??
سلام دوست عزیز
نجوای ذهن همیشه هست مخصوصا زمانی که در شرایط به ظاهر ناگوار قرار میگیری
هرگز نمیشه به طور کامل نجوای ذهن را خاموش کرد
مهم اینه که به نجوای ذهن اعتماد نکنیم
راستش بیشتر مردم نجوای ذهن را چنان باور میکنن که انگار وحی منزله در حالیکه ذهن دروغگو و بسیار فریبکار است ، اگر به نجوای ذهن دقت کنید اکثر مواقع حرفهای تکراری و خاطرات تکراری را هی مرور میکنه، منطق دروغینی ساخته و مطابق الگوهای تکراری نخ نما شده حکم میده ، مدام قضاوت میکنه، و دائم در حال تجزیه و تحلیله، همه چیز را مقایسه و طبقه بندی میکنه ،
انگار که قوانین خداوندن
این نجواها تمامی ندارن و همواره در ذهن هستن
اما اینکه من چقدر بها میدم مهمه
به چیزهایی که ذهنت میگه اعتماد نکن ، شک کن
اهمیت نده ،
گاهی که زیادی نجوا میاد ازش بپرس هدفت واقعا آگاه کردن منه یا چی
خلاصه دنبال قطع کردن نجوا نباش بلکه وجودش را به رسمیت بشناس بپذیرش ولی اعتماد نکن
این تجربه منه
موفق باشید
من همین الان نجوای درونی داشتم آمدم توی سایت که اتفاقا سوال شما در همین خصوص بوده
با آمدن توی سایت و خواندن کامنتهای زیبا
با سپاسگزاری در مورد داشته ها
با به یاد آوردن در مورد موفقیت گذشته
با فکر کردن به اهداف و راههای رسیدن به انها
به رفتن تو دل طبیعت
دیدن فراوانیهای اطرافت
….
سلام دوست گرامی
بهترین راه برای هر کس متفاوته
برای من خوابیدن جواب میده
بعضی مواقع خوردن یک فنجان قهوه تازه
برای استاد توی یکی از فایل ها گفتن بهد از شنیدن خبر مرگ وکیل شون فکر کنم شروع کردن کار کردن در جنگل و کار فیزیکی انجام دادن و بریدن درخت ….هر کسی باید پیدا کنه کدوم راه جوابه ..
موفق باشید
به نام خدای معجزه ها
سلام به محمد رضای عزیز
بله چیزی که گفتی درسته.
اکثر دوستان میگن سپاسگزاری کنین.
حتی توی کتاب رویاهایی که رویا نیستند نمیدونم کدومش فصلش بود، استاد یه راهکار دیگه هم پیشنهاد میدن:
که یه کاغذ و خودکار بردارین و شروع کنین خواسته هایی که دارین رو یکی یکی بنویسین تا تمرکزتون از روی اون ناخواسته برداشته بشه و بیاد روی خواسته ها.
امیدوارم کمکی کرده باشم.
با آروزی بهترین ها
I will succeed no matter what
سلام دوست عزیز
بابت اینستا بهت تبریک میگم
بهترین کار کردی واقعا
من خودم میشینم با ذهنم صحبت میکنم
بهش میگم عهههه چقدر خلاقی تو لامصب؟؟
چقدر خوب دروغ میگی تو
جووون بابا
دفعات قبلی هم میگفتی فلان میشه
ولی نشد
این دفعه هم اونی که میگی نمیشه
یه جاهایی هم بهش میگم
خوب دیگه چخبر؟؟؟
اهان پس اوضاع فلان میشه
بذار بشه، هر اتفاقی که برای من بیوفته به نفعم
حالا تو هر چی میخواهی بگو
الخیر فی ما وقع
این کارا که میکنم ذهن خاموش میشه
دیگه هیچی نمیگه
یه تکنیک دیگه هم خواب
اگر میبینی اشفتهای بگیر بخواب
بعد خواب میتونی راحت تر برگردی به حال خوب، همین امروز حال من خیلی بد شد، سریع گرفتم خوابیدم و بعدش همه چیز برگشت به حالت خوب
حالا شاید پشت فرمون یه اتفاقی بدی افتاد، اونجا که نمیشه خوابید، اونجا باید چ کرد؟؟
اینطور مواقع میتونی کاری کنی که سرگرمت کنه
مثلا یه ویسی از استاد گوش کن
یا یه کاری که توجهت از اون کار برداره
اینطور میشه حال بد رو ضربه فنی کرد و سرش کوبوند به طاق :)
در پناه الله بینظیر
سلام دوست عزیز
منم تمام ورودی های منفی رو قطع کردم اینستاگرام، تلوزیون، افراد منفی و اخبار همه چیز دورم پر از ادمهای مناسب و رخ دادن اتفاقات خوب فرکانس های خوبه اما نجواها کارشون اینه حتی بهشتم با کوچکترین و جزیی ترین مشکلات جهنم کنن
کارهایی که من انجام میدم برای دوری از نجوا:
قدم زدن بیرون رفتن پیاده روی و.. اگه فرصت بیرون رفتن نداشته باشم مثلا سرکار یا خونه باشم
سرکارم: در عمیق ترین لایه های کار خودمو غرق میکنم بطوری که هرکس منو میبینه فکر میکنه کلی کار سرم ریخته و واقعا هم همینه مخصوصا وقتایی که ناراحتم یا نجوایی دارم و تضادی خودمو شلوغ میکنم که کمتر بهش فکر کنم
خونه باشم :
میام تو سایت معمولا کامنت میخونم فایل گوش میدم میچرخم تو سایت و اگه وقتایی که خیلی عصبی باشم و تمرکز سایت اومدنم نداشته باشم بازی های فکری انجام میدم یا کار خونه مثلا اگه وسیله ای خراب شده بود میرم سراغش درستش میکنم یا با دوستام تماس میگیرم راجع به مسایلی که حواس منو پرت کنه در بدترین حالت که هیچ کدوم اینا در دسترس نباشه و کار با دوش گرفتن یا خوابیدن هم حل نشه میرم عصبانیتمو تو کاغذ مینویسم یه عالمه فحش میدم :)))) بعد میام سایت های مثل دیوار یا دی جی کالا کالاهای مورد علاقم و میبینم یا خونه های لوکس و خفن که یکم ذهنم پرت بشه
چون برای من یکی موقع نجوا و عصبانیت کنترل ذهن و شکرگزاری و همون لحظه تمرکز رو نکات مثبت یکم سخته باید دقایقی یا ساعتی بگذره ارومتر بشم بعد
موفق باشی
سلام دوست عزیز
راه های مختلفی است که می توانید با امتحان کردن روی خودتان بهترین آن را که به شما حس و حال خوب می دهد را انتخاب کنید
مثلا شکرگزاری کردن
دیدن یک زیبایی و توجه کردن با آن
به خودتان سریع گوشزد کنید که بس است و دست نگه دار
یک علامت روی دست خودتان بزنید که با دیدن آن علامت دست از آن کار بردارید
شروع به گوش دادن موزیک کنید
یک تصور سازی خوبی را برای خودتان مجسم کنید
و هزاران دیگر که خودتان می توانید برای خودتان پیاده سازی کنید
سلام
من از طریق پاکسازی به شما جواب میدم
با نجوات نجنگ چون برخلاف دوستان که میگن نجوا از سمت شیطان هست خیلی وقتا نجوا از سمت والد ماست
والد سعی در حفظ جان ما موقعیت ما و .. می کنه
تغییرات به علت ریسکی که دارند براش خطرناک هستند واسه این شروع می کنه بهت نق زدن و غر زدن
شما هر وقت ذهنت شروع به نجوا کرد بهش بگو
میدونم قصد تو حفظ زندگی من هست من درکت می کنم من ازت ممنونم که میخوای ضرری به من نرسه من دوستت دارم و مرتب بهش بگو من دوستت دارم
مثال شما میخوای شغل فعلیت که دوستش نداری را عوض کنی و بری سمت شغل مورد علاقه ت
ذهن والد که خودش را عقل کل می دونه بهت می گه این کارو نکن مگه دیونه شدی همین اب باریکه را هم از دست میدی فردا بی پول میشی ابروت میره و سعی می کنه حتی حال جسمی تو را بد کنه تا تورو از این کار منصرف کنه
چون وظیفه ش اینه حفظ جان تو و کمترین حد از ریسک
شما بهش بگو می دونم طرف منی میدونم منو دوست داری برای حفظ جان من و رفاه من اینکارو می کنی ولی بذار این کارم امتحان کنیم من نگرانی تو درک می کنم من ازت ممنونم که این تذکر را بهم دادی من دوستت دارم
با تکرار این کار نه تنها نجوا کم میشه شما با خودت دوست میشی
البته تکامل را باید طی کرد و به مرور شما با تسلط بر این روش نجوات را مدیریت می کنی
موفق باشید
سلام به دوستم امین این با این کامنت زیبا واقعن راست میگه اینکه نمیشه همه چیز بزاریم پا شیطان چون شیطان قدرتی نداره چون قدرت دست خداوند هست من خودم با همین افکار منفی که همون مولد درون خودمون هست خودمونو دوچار نگرانی ترس واینکه کانون توجه به سمت نخواسته ها هست باعث میشه تما م روز رو با استرس وافکار منفی پوچ وبیهوده میان سراغم ولی مطمئنم خداوند راهی رو پیش پا می گذاره واین خودم خداوند کمک میکنه تا بر گردونم کانون توجه ام رو به سمت خواسته هایم وخودم رو تو ذهنم انسانی لایق وارزشمند تصور کنم واینکه داری تفکری عالی هستم با امید خداوند با تعغیر زاویه دیدم نسبت به جهان ونسبت خودم اون احساسات خود در ذهنم شکل می گیره
سلام دوست عزیز
تا حدی طبیعیه!
ما انسانیم و روزانه ۶۰ هزار فکری داریم که قطعا کنترل این همه فکر امکان ناپذیره
پس در درجه اول به این درک و پذیرش برسیم
و سپس تلاش کنیم برای کنترل ورودی های ذهنی و تلاش بالا برای اعراض از افکار نامناسب
به مرور توانایی ذهنی ما برای کنترل افکار راحتتر میشه اما نه اینکه اصلا فکر منفی نیاد توی سرمون
دوست عزیزم!
من برای کنترل نجواهایم همیشه ازفایل های استاد کار میگیرم میبینم درکدام زمان بیشتر ذهنم درگیر نجواها است درهمان زمان بیشتر فایل گوش میکنم،دوم اینکه زمانیکه مصروف کاری هستم تلاش میکنم اگاهانه برانجام ان کار تمرکز داشته باشم،مثلا وقتیکه غذا میخورم اگاهانه برطعم غذا تمرکز میکنم،یا هم زمانیکه ظرف می شویم اگاه برشستن ظرف ها تمرکز میکنم،یا هم حال فایل های صوتی از تمرینات که ازفایل های استاد درست کردم را با صدای خودم میشنوم وحتا دوست دارم بیشتر تنها باشم تا بییشتر بشنوم وباورها دروجودم نفوذ کند.وهم گاهی شده که هیچ کدام ازین ها جواب نداده وخوابیدم وهنگام خواب هندری درگوشم بوده ویا صدای استاد یا صدای خودم وقتیکه بیدار شدم دیدم حال خوب است،یا هم زمانی های است که میایم می نویسم از ان احساس ام وقتیکه می نویسم حال بهتر میشود.تشکر ازشما


