این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/7.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-01 07:17:592025-11-02 19:29:31تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۷
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم، به دلگرمی جانم مریم جانم ، و به همهی دوستان نازنین هممسیرم
بازم درست وقتی که دلم یه تلنگر میخواست، خدا از دست توانمندش استاد جان رو فرستاد تا منو دوباره بندازه تو مسیر نور. امروز که اون فایل صوتی رو گوش دادم، همهی اتفاقاتی که تو این دو ماه اخیر برام افتاده بود، مثل فیلم از جلوی چشمم رد شد. از همون روزی که فهمیدم مشکل اصلیم اینه که مسیر تکامل رو درست طی نکردم. عجول بودم، زود میخواستم از پیله بیام بیرون، بدون اینکه صبر کنم، بدون اینکه پروسهی رشد رو بپذیرم. برای همین همیشه یه عالمه راه نصفهنیمه داشتم، یه عالمه شروع بدون پایان.
راستش من از همون اول میخواستم همون نتیجهای رو بگیرم که کسی بعد از چند سال تلاش تو یه شغل گرفته. همین باعث میشد بعد از چند روز خسته بشم، چون جهان قانون خودش رو داره: تا تکامل رو طی نکنی، به هیچ جا نمیرسی. ولی از اون روزی که فهمیدم این نقطهی ضعفمه، همهچی شروع کرد به تغییر. حتی خیلی سریعتر از قبل.
تو این مدت، تو همهی فایلهایی که نوشتم، اینو بارها گفتم: نتیجههایی که دارم میگیرم، حاصل همون لحظهایه که فهمیدم باید صبر کنم، باید رشد کنم، باید لذت ببرم از همین لحظهای که توشم.
اون روزی که تصمیم گرفتم جدی روی سایت وقت بذارم، همزمان بود با شروع دورهی احساس لیاقت. یه اتفاقی برام افتاد که باعث شد بفهمم زمان محدوده، و باید ازش استفاده کنم. تو همون روزا ویدئوی آرزو جان رو دیدم و یه جرقه تو ذهنم خورد: مشکل من تکامله. همونجا بود که شروع کردم به حرکت. یه مدت فلج شده بودم، انگار یه چیزی منو گرفته بود، ولی اون حس ازم گرفته شد و من دوباره جون گرفتم.
شروع کردم با این ذهنیت که باید از همین لحظه لذت ببرم. فقط به امروز فکر کنم، فقط امروز رو بهتر بسازم، فقط برای امروز یاد بگیرم. همین تصمیم یه انرژی عجیب بهم داد. انگیزهم چند برابر شد، حال دلم بهتر شد، و هر روز با اشتیاق میرفتم سر کار. همین حال خوب باعث شد بعد از یه ماه برسم به جایگاهی که خیلیها با سه سال تلاش بهش میرسن.
من باور داشتم که باید مسیر تکامل رو طی کنم. باور داشتم که باید صبر داشته باشم. و خدا هم با صابرینه. نتیجه رو بهم نشون داد. ولی هنوزم هر روز به خودم یادآوری میکنم: هنوز اول راهی. این نتیجهها نباید مغرورت کنه. چون توانمندی از خودت نیست، از خداست. از همون لحظهای که فقط روی خدا حساب کردی، از همون لحظهای که عزت رو از خدا خواستی، خدا هم بهت عزت داد.
هر روز تو پیادهرویهام، اینا رو با خودم مرور میکنم. چون میدونم یه روز ممکنه ذهنم دوباره بخواد جولون بده. ولی من حالا دیگه میدونم که صبر، کلید همهی درهای بستهست. صبر یعنی پذیرفتن مسیر، یعنی لذت بردن از هر قدم، یعنی باور داشتن به اینکه خدا بهترین زمان رو برای شکفتن انتخاب میکنه.
من یه خورده بگم از خودم حقیقتا هنوز اونقدر که باید از کار و تخصص خودم با باور کامل و ارزشمندی به دیگران ارائه کنم نیستم مثلا همین دیروز داشتم به چندتا از شاگردهام آموزش میدادم و هنوز یسری از کارهارو در تخصصم نمیتونم انجام بدم اما میدیدم شاگردها به نقص های من زیاد فکر نمیکنن بلکه کارهایی که نمیتونند انجام بدند بامن میگن ما چطور میتونیم این کاری که تو میکنی رو یادبگیریم و انجام بدیم
اما این ذهن من مدام میخواد جلومو بگیره و بگه ببین تو هنوز خیلی باید بیشتراز اینها خوب بشی و یادبگیری تا بتونی حرکت کنی و به دیگران آموزش بدی و پول دربیاری و تو هنوز خوب نیستی مناسب نیستی لیاقت کافی نداری و…
اما من همینکه میبینم خیلی ها اول کارشون با هر نقصی حرکت کردن و دیگران هم از همون اول برا کار اون آدم ارزش قائل بودن و درخ.است آموزش میکردن و هزینه میکردن پس منم مثل اونا میتونم چونکه همین الان چقدر آدم دارن از من با احترام و عشق سوال میکنند و آموزش میبینند پس من و کارم خیلی ارزشمنده و من لیاقتم خیلی بیشتر از اینهاست
استاد گفتی صبر
من خودم از وقتی که از این قانون زیبای الهی در واقعیت زندگیم تجربه کردم میخوام بگم هروقت چیزی رو با عشق تجسم میکنم و در ذهنم این نیست که چرا من به اون خواسته نمیرسم بلکه فقط خداروشکر میکنم از اینکه میتونم از تجسم کردنش لذت ببرم همون برام کافیه و دیگه بهش نمیچسبم و این باعث میشه که در واقعیت زندگیم هم اتفاق بیفته بارها اینو تجربه کردم بنظر من این میشه قانون صبر ،،البته که براش هم قدم برمیدارم و تلاش هم میکنم هرکاری لازم باشه رو انجام میدم براش اما اون کارهای تجسمی و لذت هم انجام میدم بدون وابستگی و عجله
در تخصص من یکی از اصل ها پایه ها و درک های مهم اینه که باید اول ما قانون 12حیوان و طبیعت رو یاد بگیریم تا بتونیم مثل حیوانات قدرتمند و مثل طبیعت بصورت طبیعی عمل کنیم و ساخته بشیم
استاد گفتی درک این موضوع چیز پیچیده و عجیب غریب نیست یاد کار خودم افتادم
بعضی ها توی کار من میگن ببین هیچ استادی نمیاد راز اصلی خودشو بهت بگه و …
اما اولا که اینطور نیست دوم اینکه اگر اینطورم باشه ما میتونیم از طبیعت و حیوانات بی نهایت درس بگیریم و از خداوند بخواهیم تا هدایتمون کنه مگه اون استادان خدا هستن معلومه که نیستن خداوند همه کاره ست پس کافیه ما بخواهیم تا خداوند هم از بی نهایت مسیر هدایتمون کنه
دیگه بیشتر از این طولانی نمیکنم
فقط میخوام بگم بابت تمام این گنج های اینجا بی نهایت خداوند رو شکرگذارم واقعا وجود همتون برام گنج ارزشمنده
به نام خداوند یگانهی بسیار بخشایندهی بسیار مهربان وهّآب
درود بر شما
میخوام چند مثال از خودم و بارهایی که شتابزده بودم و عجله داشتم و کارم خراب شد و نتایج منفی گرفتم براتون بگم:
چند سال پیش بود که پس از یک بحران مالی شدید که داشتم، تصمیم گرفتم یه شرکت پیمانکاری تاسیس کنم. اینکار به هدایت پروردگار وهّآب و افرادی که آمدند و کمک کردند انجام شد.
نزدیک به یک و نیم سال طول کشید که با رایزنیهایی که انجام میدادیم، کارهامون شروع بشه چون شرکت ما یه شرکت پیمانکاری بود که بیشتر با شرکت آب منطقهای کار میکرد، خوب باید ما را و تواناییهای ما را میشناختند و اطمینان میکردند.
بالاخره کارهامون با خُردهکاریهایی شروع شد و یواش یواش پیش رفت. خدا را شکر در مدت دو سال پس از فعال شدن شرکت، کارهای بهتر و بهتری را میگرفتیم و کیفیت انجامشون هم بیشتر میشد و کارفرما هم راضیتر بود. ولی ما این پیشرفتها را نمیدیدیم و به عبارتی یه یادمون نمیآمد که روزی بود که پشت درب اتاقها میایستادیم تا راهمان دهند ولی حالا دیگه همه لز ارتقاء رتبهی ما میگفتند و درواقع ناسپاسی میکردیم و صبور نبودیم. کار به همین ترتیب پیش رفت تا اینکه پس از یه دورهی رونق عالی، افول کردیم و شرکت غیرفعال شد و اعضای آن هریک به سویی رفتند و منحل شد.
تقریبا هشت سال پس از آن دوباره وارد کسب و کاری جدید شدم که اکنون نیز در آن هستم.
ابتدا با شوق و اشتیاق سوزانی کار را آغاز کردم و کارها ( فروش و تشکیل گروه) به خوبی پیش میرفت تا اینکه، باز من دچار ناشکیبایی و ناسپاسی شدم و با کم صبری، خرمنی را که آمادهی برداشت شده بود را آتش زدم و شدم و خوردم به رکود.
راستش، خوب که بررسی میکنم میبینم که ایراد کار در دو سه موضوع اساسی است:
1. پایین بودن احساس خود ارزشمندیام و حتا شرم از موفقیت. آره، شرم از موفقیت. با ریشهیابی بسیار دقیق این باور محدودکننده را شناختم و اولش زیر بار نمیرفتم که این احساس بد را دارم و میترسم که با موفق شدن من منابع کم میشن، پس دیگران چی؟ میترسیدم که نکنه در مسیر پیشرفت و موفقیت، حق دیگران را پایمال کنم، در درون پنهانم میگفتم که وقتی من گروهی موفق دارم، پس اونا دارن کار میکنند تا من موفق بشم دیگه! و این بیعدالتیه! و این درصورتی است که در هر مسیر موفقیتی، همیشه اینجوریه که خداوند وهّآب دستانش را برای کسانی که درخواست پیشرفت را دارند می فرسته تا بهشون کمک کنند که پیروز بشن و این خودش مقدمهای است برای پیشرفت خود کسانی که بهش کمک کردند تا برای اونا هم این مسیر باورپذیر بشه که آره، اونا هم میتونن به موفقیت برسند.
جالبه همین حالا هم توی دلم این حس بد شرم از موفقیت را دارم و با اینکه میدونم اشتباه است ولی ریشهداره و باید بیشتر و بیشتر روی خودم کار کنم تا بیشتر بشناسمش و از خدواند کمک بخوام و هدایت بخوام تا بهم در این مسیر زیبای آگاهی و هدایت و رشد یاری کند. با اینکه از صمیم قلب دلم میخواد که به زندگی رویاییام برسم ولی نمیدونم ولی فکر میکنم که ترس از پیروزی، شرم از پیروزی و موفقیت و پیشرفت مالی و ... سبب میشه تا در بسیاری از مواقع، سرعتم کم بشه و امیدوارم که خداوند مرا آگاه کنه تا از گمراهان نباشم.
با اینحال، در این چند روزه تونستم با مسائلی که در زندگیم پیش اومدن خوب کنار بیام و خودمو نبازم و بیانگیزه نشم و مانند گذشته دست و پام رو گم نکنم و استوار باشم و اینها را همه از لطف پروردگارم میدونم که در این شرایط ناگوار داره منو هدایت میکنه و از درگاه پرمهرش درخواست میکنم که مرا در برابر وسوسههای شیطان و ابلیس که کارشون نجواهای ناامید کننده است و میخوان تا من را از پیشرفت باز دارن و به خونهی اول ببرند، هدایت و حمایت کنه تا بتوانم به راه راست هدایت بشم و در این مسیر زیبای آگاهی و هدایت و رشد بمانم.
حالا دیگه در همین چند روز چندبار برام پیش اومد که از جاهایی که اصلا ازش بسخبر بودم و فکرش را نمیکردم، برام مشتری اومد و من باید پشت سر هم این موارد را به یاد بیارم و برای اونا سپاسگزاری کنم و اونا را برای خودم بزرگ کنم تا بیشتر و بیشتر و بهتر و بهتر بشن.
خدایا پروردگارا سپاس بیکران دارم که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و هدایت و رشد قرار دادی و خورشیدهای هدایت را بر سرم نهادی تا راه را بیابم و خورشیدی شوم بر آسمان زندگیم تا دیگران نیز با دیدن رشد من، انگیزهدار شوند و رشد کنند.
سلام و درود خدمت استاد و خانم شایسته و دوستان هم فرکانسی.
امروز به عنوان نشانه این فایل برای من باز شد و دقیقا جواب سوال امروزم که:
《چرا باید وجود اینکه دارم روی خودم کار میکنم و تمام موارد اضافی رو حذف کردم نتایج بزرگ رو نمی بینم》
و خداوند من رو به این فایل هدایت کرد و فهمیدم که باید صبر داشته باشم و الان ریشه ها در حال ساخته شدن هستند و باید استمرار داشته باشم تا جوونه ها و خود گیاه رو ببینم.
بادورود به استاد عباس منش عزیز وخانوم شایسته عزیز.خیلی تشکر میکنم که با این فایلهای عالی مارو یاری میکنید در بهتر شناختن قوانین جهان .
همان طور که استاد میگن خیلی عجله میکنیم در رسیدن به خواسته هامون وبا اینکه میدونیم نباید اینطور بود ولی زود فراموش میکنیم که یکی از ارکان قوانین جهان تکامل هستش و باید در همه موارد این قانون رو رعایت بکنیم .تا بهتر نتیجه بگیریم چون بیشتر مردم این رو عمل نمیکنیم
ودرخیلی موارد با شکست روبرو میشیم .باتشکر از تمامی دوستان .
چقدر واژه غریبی هس،کلمه “صبر” البته برای من،همیشه درس های دبیرستان،درس های دانشگاه،همیشه دوس داشتم خیلی سریع به خواسته م برسم انقدر عجول،و همیشه دوس داشتم در عرض یکی دو روز سریع به خواسته م برسم چه کوچک چه بزرگ(روش امپولی)
من همیشه خودم رو روی تردمیل میدیدم که هرچقدر سرعتش رو زیاد میکنی به جایی نمی رسی.
تا اینکه یه هدف منطقی برای خودم انتخاب کردم،گفتم اینبار به نتیجه ش فک نمیکنم،فقط روی خودم و کارم کار میکنم و میرم جلو.در عرض 19 روز اون اتفاق افتاد،اما چون کوچیک بود با خودم گفتم همین،و اون رو بزرگش نکردم برای هدف بعدی.
و باز رسیدم سرجای اولم.
بچه ها صبر+ارامش+رهایی+تغییر باور+توکل+کنترل ذهن =در نهایت ما به خواسته هامون می رسیم،ارام و خیلی راحت.
من اونقدر عجله میکردم و اونقدر لذت نمی بردم و سخت میگرفتم به خودم که دیگه میگفتم ولش کن واسه من نمیشه.
ولی این باور در وجود من ایجاد شده بود که این همه ادم پس چرا نتیجه گرفتند.چرا واسه اینا شده و واسه من نشه.
هدف و خواسته بزرگ من اینه که کسب و کار آنلاین شخصی داشته باشم یعنی یک سایت داشته باشم و محصولات و آموزشهام رو بفروش برسونم و آزادی زمانی و مکانی و مالی داشته باشم.
از پیج اینستاگرام و کانال تلگرام شروع کردم و دارم تولید محتوا میکنم چون اینها یک فضای رایگان و آماده هست تا کم کم تکاملم طی بشه و مهارتم بالاتر بره و بتونم برای سایت هزینه کنم.
برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانههای کوچک» و نشانههای اولیهای که در مسیرتان میبینید را شناسایی میکنید؟
برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج بهظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایدههای جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزه خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ میکنید؟
من سعی میکنم بصورت مستمر تولید محتوا کنم یعنی درواقع لازمه رشد در فضای تلگرام و اینستاگرام اینه که بصورت مستمر و منظم باید تولید محتوا داشته باشی وگرنه از رده خارج میشی.
بنابراین من سعی میکنم که ادامه بدم و تک تک ویوها لایک ها کامنتها سیوها شیرها و افزایش هرچند اندک اونها رو تحسین کنم بابت تک تک فالوئرهایی که دارم و اضافه میشن سپاسگزاری کنم و واقعا قلبا دنبال این چیزها نیستم دنبال اینم که محتوای خوب و ارزشمند تولید کنم چون صد درصد ایمان دارم اگر محتوای ارزشمند مستمر تولید کنم همه اینها خودبه خود میاد. دنبال افزایش تعداد فالوئر نیستم دنبال فالوئر باکیفیتم یعنی دقیقا فالوئرهایی که آموزش های من براشون مناسب باشه و تبدیل بشن به مشتری واقعی من.
سعی میکنم همین یه ذره بهتر شدن محتواهای خودم رو تحسین کنم و براش ارزش قائل بشم و خودم رو و آموزش هام رو ارزشمند بدونم.
سعی میکنم افرادی رو که در حوزه کاری من موفق هستند رو تحسین کنم بجای حسادت تحسین کنم.
سعی میکنم همین تعداد کم شاگرد رو که الان دارم تحسین کنم و بابتش سپاسگزار باشم شاگردهایی رو که در این سالها داشتم و تعدادشون خیلی زیاده رو هم تحسین کنم و فراوانی شاگردام رو تحسین کنم.
سعی میکنم همین مقدار کم درآمدی که الان دارم رو بابتش سپاسگزار باشم و بابت درآمدی که در این سالها داشتم هم سپاسگزاری کنم.
سعی میکنم نتایج درخشان و شگفت انگیز شاگردام رو دست کم نگیرم ارزشمند بدونم تحسین کنم و استوری کنم و این باور رو تقویت کنم که آموزش های من ارزشمند و تاثیرگذاره و باعث تغییر و تحول زندگی افراد میشه. حتی اگر تعداد این شاگردا و این نتایج الان کمه قابل شکرگزاریه و میتونه بیشتر هم بشه و امکان پذیره.
سعی میکنم توی پیج خودم و کانال خودم دورههام رو تبلیغ کنم و نتایج شاگردان قبلی رو بذارم تا افراد جدید بهم بیشتر اعتماد کنن ولی دنبال تبلیغات دیگهای نیستم چون دارم این باور رو در خودم تقویت میکنم که خداوند افراد مناسب رو برای من میاره. افرادی که به آموزش های من دقیقا نیاز دارن و براشون مفیده.
در پایان، از تجربهی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟
من چند سال پیش توی تلگرام یک پیج زدم و از تعداد حدود 30 نفر ممبر که آزمودنیهای رساله ام بودن شروع کردم الان 1900 نفر تو کانالم عضو هستن و من در این چند سال در کل محتوای منظم و مستمر تولید میکردم و کانالم رشد کرد بدون هیچ تبلیغاتی غیر از داخل پیج خودم و ممبرها تبدیل به مشتری شدن.
ولی یه وقتایی هم شد که تولید محتوام منظم نبود و روی کانالم تمرکز نداشتم و کانالم افت کرد.
پیج اینستاگرامم رو هم چند سال پیش زدم یه دورهای محتوا تولید کردم و بعد رها کردم. دوباره یک دوره تولید محتوا کردم و رها کردم و الان این سومین بار هست که بعد از یک مدت دوباره پیجم رو فعال کردم.
سری اول بخاطر این بود که میخواستم صد درصد روی رساله دکترام تمرکز کنم. سری دوم بخاطر کمالگرایی و تنبلی و عجله بود. حالا این بار واقعا سعی میکنم دیگه رها نکنم و ادامه بدم و پیجمو بالا بیارم و بعد کم کم از روی سایت تمرکز کنم.
البته میدونم سایت موفق داشتن هم مستلزم تولید محتوای باکیفیت و مستمر هست و این مسیر بهبودهای دائمی و هیچوقت پایانی نداره.
به نام خدایی که همیشه راهروشن رو نشونم میده…
سلام به استاد عزیزم، به دلگرمی جانم مریم جانم ، و به همهی دوستان نازنین هممسیرم
بازم درست وقتی که دلم یه تلنگر میخواست، خدا از دست توانمندش استاد جان رو فرستاد تا منو دوباره بندازه تو مسیر نور. امروز که اون فایل صوتی رو گوش دادم، همهی اتفاقاتی که تو این دو ماه اخیر برام افتاده بود، مثل فیلم از جلوی چشمم رد شد. از همون روزی که فهمیدم مشکل اصلیم اینه که مسیر تکامل رو درست طی نکردم. عجول بودم، زود میخواستم از پیله بیام بیرون، بدون اینکه صبر کنم، بدون اینکه پروسهی رشد رو بپذیرم. برای همین همیشه یه عالمه راه نصفهنیمه داشتم، یه عالمه شروع بدون پایان.
راستش من از همون اول میخواستم همون نتیجهای رو بگیرم که کسی بعد از چند سال تلاش تو یه شغل گرفته. همین باعث میشد بعد از چند روز خسته بشم، چون جهان قانون خودش رو داره: تا تکامل رو طی نکنی، به هیچ جا نمیرسی. ولی از اون روزی که فهمیدم این نقطهی ضعفمه، همهچی شروع کرد به تغییر. حتی خیلی سریعتر از قبل.
تو این مدت، تو همهی فایلهایی که نوشتم، اینو بارها گفتم: نتیجههایی که دارم میگیرم، حاصل همون لحظهایه که فهمیدم باید صبر کنم، باید رشد کنم، باید لذت ببرم از همین لحظهای که توشم.
اون روزی که تصمیم گرفتم جدی روی سایت وقت بذارم، همزمان بود با شروع دورهی احساس لیاقت. یه اتفاقی برام افتاد که باعث شد بفهمم زمان محدوده، و باید ازش استفاده کنم. تو همون روزا ویدئوی آرزو جان رو دیدم و یه جرقه تو ذهنم خورد: مشکل من تکامله. همونجا بود که شروع کردم به حرکت. یه مدت فلج شده بودم، انگار یه چیزی منو گرفته بود، ولی اون حس ازم گرفته شد و من دوباره جون گرفتم.
شروع کردم با این ذهنیت که باید از همین لحظه لذت ببرم. فقط به امروز فکر کنم، فقط امروز رو بهتر بسازم، فقط برای امروز یاد بگیرم. همین تصمیم یه انرژی عجیب بهم داد. انگیزهم چند برابر شد، حال دلم بهتر شد، و هر روز با اشتیاق میرفتم سر کار. همین حال خوب باعث شد بعد از یه ماه برسم به جایگاهی که خیلیها با سه سال تلاش بهش میرسن.
من باور داشتم که باید مسیر تکامل رو طی کنم. باور داشتم که باید صبر داشته باشم. و خدا هم با صابرینه. نتیجه رو بهم نشون داد. ولی هنوزم هر روز به خودم یادآوری میکنم: هنوز اول راهی. این نتیجهها نباید مغرورت کنه. چون توانمندی از خودت نیست، از خداست. از همون لحظهای که فقط روی خدا حساب کردی، از همون لحظهای که عزت رو از خدا خواستی، خدا هم بهت عزت داد.
هر روز تو پیادهرویهام، اینا رو با خودم مرور میکنم. چون میدونم یه روز ممکنه ذهنم دوباره بخواد جولون بده. ولی من حالا دیگه میدونم که صبر، کلید همهی درهای بستهست. صبر یعنی پذیرفتن مسیر، یعنی لذت بردن از هر قدم، یعنی باور داشتن به اینکه خدا بهترین زمان رو برای شکفتن انتخاب میکنه.
به نام خداوند عزیز و مهربان
سلام به همگی عزیزهام
من یه خورده بگم از خودم حقیقتا هنوز اونقدر که باید از کار و تخصص خودم با باور کامل و ارزشمندی به دیگران ارائه کنم نیستم مثلا همین دیروز داشتم به چندتا از شاگردهام آموزش میدادم و هنوز یسری از کارهارو در تخصصم نمیتونم انجام بدم اما میدیدم شاگردها به نقص های من زیاد فکر نمیکنن بلکه کارهایی که نمیتونند انجام بدند بامن میگن ما چطور میتونیم این کاری که تو میکنی رو یادبگیریم و انجام بدیم
اما این ذهن من مدام میخواد جلومو بگیره و بگه ببین تو هنوز خیلی باید بیشتراز اینها خوب بشی و یادبگیری تا بتونی حرکت کنی و به دیگران آموزش بدی و پول دربیاری و تو هنوز خوب نیستی مناسب نیستی لیاقت کافی نداری و…
اما من همینکه میبینم خیلی ها اول کارشون با هر نقصی حرکت کردن و دیگران هم از همون اول برا کار اون آدم ارزش قائل بودن و درخ.است آموزش میکردن و هزینه میکردن پس منم مثل اونا میتونم چونکه همین الان چقدر آدم دارن از من با احترام و عشق سوال میکنند و آموزش میبینند پس من و کارم خیلی ارزشمنده و من لیاقتم خیلی بیشتر از اینهاست
استاد گفتی صبر
من خودم از وقتی که از این قانون زیبای الهی در واقعیت زندگیم تجربه کردم میخوام بگم هروقت چیزی رو با عشق تجسم میکنم و در ذهنم این نیست که چرا من به اون خواسته نمیرسم بلکه فقط خداروشکر میکنم از اینکه میتونم از تجسم کردنش لذت ببرم همون برام کافیه و دیگه بهش نمیچسبم و این باعث میشه که در واقعیت زندگیم هم اتفاق بیفته بارها اینو تجربه کردم بنظر من این میشه قانون صبر ،،البته که براش هم قدم برمیدارم و تلاش هم میکنم هرکاری لازم باشه رو انجام میدم براش اما اون کارهای تجسمی و لذت هم انجام میدم بدون وابستگی و عجله
در تخصص من یکی از اصل ها پایه ها و درک های مهم اینه که باید اول ما قانون 12حیوان و طبیعت رو یاد بگیریم تا بتونیم مثل حیوانات قدرتمند و مثل طبیعت بصورت طبیعی عمل کنیم و ساخته بشیم
استاد گفتی درک این موضوع چیز پیچیده و عجیب غریب نیست یاد کار خودم افتادم
بعضی ها توی کار من میگن ببین هیچ استادی نمیاد راز اصلی خودشو بهت بگه و …
اما اولا که اینطور نیست دوم اینکه اگر اینطورم باشه ما میتونیم از طبیعت و حیوانات بی نهایت درس بگیریم و از خداوند بخواهیم تا هدایتمون کنه مگه اون استادان خدا هستن معلومه که نیستن خداوند همه کاره ست پس کافیه ما بخواهیم تا خداوند هم از بی نهایت مسیر هدایتمون کنه
دیگه بیشتر از این طولانی نمیکنم
فقط میخوام بگم بابت تمام این گنج های اینجا بی نهایت خداوند رو شکرگذارم واقعا وجود همتون برام گنج ارزشمنده
خداقوت.
به نام خداوند یگانهی بسیار بخشایندهی بسیار مهربان وهّآب
درود بر شما
میخوام چند مثال از خودم و بارهایی که شتابزده بودم و عجله داشتم و کارم خراب شد و نتایج منفی گرفتم براتون بگم:
چند سال پیش بود که پس از یک بحران مالی شدید که داشتم، تصمیم گرفتم یه شرکت پیمانکاری تاسیس کنم. اینکار به هدایت پروردگار وهّآب و افرادی که آمدند و کمک کردند انجام شد.
نزدیک به یک و نیم سال طول کشید که با رایزنیهایی که انجام میدادیم، کارهامون شروع بشه چون شرکت ما یه شرکت پیمانکاری بود که بیشتر با شرکت آب منطقهای کار میکرد، خوب باید ما را و تواناییهای ما را میشناختند و اطمینان میکردند.
بالاخره کارهامون با خُردهکاریهایی شروع شد و یواش یواش پیش رفت. خدا را شکر در مدت دو سال پس از فعال شدن شرکت، کارهای بهتر و بهتری را میگرفتیم و کیفیت انجامشون هم بیشتر میشد و کارفرما هم راضیتر بود. ولی ما این پیشرفتها را نمیدیدیم و به عبارتی یه یادمون نمیآمد که روزی بود که پشت درب اتاقها میایستادیم تا راهمان دهند ولی حالا دیگه همه لز ارتقاء رتبهی ما میگفتند و درواقع ناسپاسی میکردیم و صبور نبودیم. کار به همین ترتیب پیش رفت تا اینکه پس از یه دورهی رونق عالی، افول کردیم و شرکت غیرفعال شد و اعضای آن هریک به سویی رفتند و منحل شد.
تقریبا هشت سال پس از آن دوباره وارد کسب و کاری جدید شدم که اکنون نیز در آن هستم.
ابتدا با شوق و اشتیاق سوزانی کار را آغاز کردم و کارها ( فروش و تشکیل گروه) به خوبی پیش میرفت تا اینکه، باز من دچار ناشکیبایی و ناسپاسی شدم و با کم صبری، خرمنی را که آمادهی برداشت شده بود را آتش زدم و شدم و خوردم به رکود.
راستش، خوب که بررسی میکنم میبینم که ایراد کار در دو سه موضوع اساسی است:
1. پایین بودن احساس خود ارزشمندیام و حتا شرم از موفقیت. آره، شرم از موفقیت. با ریشهیابی بسیار دقیق این باور محدودکننده را شناختم و اولش زیر بار نمیرفتم که این احساس بد را دارم و میترسم که با موفق شدن من منابع کم میشن، پس دیگران چی؟ میترسیدم که نکنه در مسیر پیشرفت و موفقیت، حق دیگران را پایمال کنم، در درون پنهانم میگفتم که وقتی من گروهی موفق دارم، پس اونا دارن کار میکنند تا من موفق بشم دیگه! و این بیعدالتیه! و این درصورتی است که در هر مسیر موفقیتی، همیشه اینجوریه که خداوند وهّآب دستانش را برای کسانی که درخواست پیشرفت را دارند می فرسته تا بهشون کمک کنند که پیروز بشن و این خودش مقدمهای است برای پیشرفت خود کسانی که بهش کمک کردند تا برای اونا هم این مسیر باورپذیر بشه که آره، اونا هم میتونن به موفقیت برسند.
جالبه همین حالا هم توی دلم این حس بد شرم از موفقیت را دارم و با اینکه میدونم اشتباه است ولی ریشهداره و باید بیشتر و بیشتر روی خودم کار کنم تا بیشتر بشناسمش و از خدواند کمک بخوام و هدایت بخوام تا بهم در این مسیر زیبای آگاهی و هدایت و رشد یاری کند. با اینکه از صمیم قلب دلم میخواد که به زندگی رویاییام برسم ولی نمیدونم ولی فکر میکنم که ترس از پیروزی، شرم از پیروزی و موفقیت و پیشرفت مالی و ... سبب میشه تا در بسیاری از مواقع، سرعتم کم بشه و امیدوارم که خداوند مرا آگاه کنه تا از گمراهان نباشم.
با اینحال، در این چند روزه تونستم با مسائلی که در زندگیم پیش اومدن خوب کنار بیام و خودمو نبازم و بیانگیزه نشم و مانند گذشته دست و پام رو گم نکنم و استوار باشم و اینها را همه از لطف پروردگارم میدونم که در این شرایط ناگوار داره منو هدایت میکنه و از درگاه پرمهرش درخواست میکنم که مرا در برابر وسوسههای شیطان و ابلیس که کارشون نجواهای ناامید کننده است و میخوان تا من را از پیشرفت باز دارن و به خونهی اول ببرند، هدایت و حمایت کنه تا بتوانم به راه راست هدایت بشم و در این مسیر زیبای آگاهی و هدایت و رشد بمانم.
حالا دیگه در همین چند روز چندبار برام پیش اومد که از جاهایی که اصلا ازش بسخبر بودم و فکرش را نمیکردم، برام مشتری اومد و من باید پشت سر هم این موارد را به یاد بیارم و برای اونا سپاسگزاری کنم و اونا را برای خودم بزرگ کنم تا بیشتر و بیشتر و بهتر و بهتر بشن.
خدایا پروردگارا سپاس بیکران دارم که مرا در این مسیر زیبای آگاهی و هدایت و رشد قرار دادی و خورشیدهای هدایت را بر سرم نهادی تا راه را بیابم و خورشیدی شوم بر آسمان زندگیم تا دیگران نیز با دیدن رشد من، انگیزهدار شوند و رشد کنند.
ارادتمند شما
به نام خدای بزرگ و قدرتمندم
سلام به دوست عزیزم آقا فریبرز
ممنونم از اینکه اومدی با جسارت تمام باور اشتباه و مسیر اشتباهتو برامون نوشتی
خیلی عالیه من ممنونم سپاسگزارم برامون واضح تر شد
عدم احساسه لیاقت دارین و چه خوب متوجه شدین و اینم هدایت خداوندست برای شما
دوست خوبم با نوشتن نتیجه کوچیک و خوندنشون باعث میشه دلگرم بشی و امید وار و با ایمان قدم برداری
و یه راه دیگه اینکه شکرگزاری بنویسی
در هر ساعتی از روز هر چیزی که بهت احساسه خوبی داد بیا و بنویس و براش شکر بجا بیار
خیلی تاثیر داره
وقتی شکرگزاری مینویسی توجه ات بر زیبایی و داشته هات ست و جهان هم به توجه تو پاسخ میده
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
به نام خدا
یا الله
خدایا شکرت
.
من وقتی در سایت هستم و فایل ها را گوش می کنم زندگیم خیلی
روون روون روون میشه
ولی همین که می روم سراغ کار دیگه ای قشنگ واکنش جهان را می فهمم
اوایل می گفتن طبیعی است
ولی وقتی ادامه پیدا کرد گفتم شاید یه کم طبیعی باشه !!!
ولی باز هم روی خودم کار کردم
و ادامه دادم
و فهمیدم اصلا طبیعی نیست
روند باید رو به رشد باشه
چالش وقتی میاد باید حلش کنم
و من این نکات این واقعیت ها اینها را از فایل ها فهمیدم .
من هزار تا بیزینس رفتم . داخل هر کدوم رفتم اونقدر چالش و دردسر و فرعیات بوده که گفتم اصلا ول کن بابا نخواستم .
بعد از فایل های استاد و از قانون خداوند فهمیدم ذهنیت من اصلا
برای بیزینس ساخته نشده
باید بیشتر روی ذهنیت خودم
کار کنم.
امشب همسرم ازم راهنمایی خواست و از من سوال کرد
من بدون درنگ خدا بهم گفت و بهش گفتم
بعد گفتم باز هم تصمیم با خودت
همین .
امشب دخترم ملی از من راهنمایی
در مورد رشته ی تحصیلی که هست داشت و من و همسرم با عشق باهاش صحبت کردیم .
اینها قبلا نبود . من اصلا تا می رفتم
حرف بزنم تا دعوا می کردم یا ناسزا می گفتم
من پیشینه ی قبلی خیلی بدی دارم.
اونقدر خودمو نگه می داشتم
ولی آخر سر به دعوا و ناسزا و فحش و گریه می رسید
اما الان با دانستن حتی یک درصد
قانون و فایل های استاد جان
می دونم اوضاع زندگی من
این جوری جوابگو است .
خدایا شکرت
وقتی شنیدم دوست مون در کار خرازی هستند خوشحال شدم
ولی من آدمی نیستم که چالش را حل کنم .
میلیاردها بار چالش برام پیش اومده
آرام آرام حلش کردم
ولی در بیزینس چون از بچگی پول توجیبی داشتم و بعد همسرم پولم می داده برای من زمان برد .
بعضی افراد را می بینم اصلا ذهنیت
بیزینسی دارند حتی اگر اشتباه کنند
کم نیارن پیش میرن
من این الگوها را برای خودم میگم و مرور می کنم خیلی زیاد
ولی خودم به مدت کوتاهی
بعد دوباره در بیزینس که رفتم
چون الگوها و باورها و ترمزهای ذهنیم زیاد هستند و باید زیاد تکرارشون کنم یادم میره
و دوباره میام سر خونه ی اول.
خدایا شکرت
.
همه ی قانون با هم جواب میده برای من .
وقتی تمرینات دوره عزت نفس را
انجام می دهم و هدایت ها خیلی
بیشتر از قبل گفته می شود
ولی همین که وارد بیزینس میشوم
چون با آدمهای زیادی سروکار دارم
و ذهنیت منفی دارم البته بهتر شدم ولی ذهنیت من به آدمها هم به نسبت بعضیها منفی است
و روی خودم کار می کنم و یادم هست که باید ذهنیت مثبت به آدمها باید داشته باشم تا وجه مثبت آدمها را به خودم جذب کنم
و نمی تونم روند را به بالا ببرم
و دوباره سقوط می کنم
.
فعلا یک پیج زدم با 93 فالور خدا را شکر می کنم ولی باید خیلی روی خودم کار کنم که حذف نکنم .
رشدش بدهم
خدایا خودت کمک کن
الهی به امید تو
.
من همسرم بیزینس دارد و خدا را شکر
ولی موفقیت های بزرگ هیچ وقت بدست نیاورده
من این را نمی خواهم
اصلا وقتی وارد برنامه های استاد شدم که دیدم همیشه ی خدا ما دو تا داریم می دویم ولی نتایج اون جوری نیست که می خواهیم تازه بدهکارم هستیم
و خدا را شکر یکی یکی ترمزها را در آوردم
و نتایج بهتر سد نسبت به قبل
خدایا شکرت
.
اما الان به این فایل هدایت شدم و نگاهم
به این فایل افتاد قطعا نشانه ای است برای من که باید تغییر کنم باز هم برای خودم و گسترش جهان که البته این هم
از درخواست های خودم بوده
خدایا شکرت
یه نام خدا
سلام و درود خدمت استاد و خانم شایسته و دوستان هم فرکانسی.
امروز به عنوان نشانه این فایل برای من باز شد و دقیقا جواب سوال امروزم که:
《چرا باید وجود اینکه دارم روی خودم کار میکنم و تمام موارد اضافی رو حذف کردم نتایج بزرگ رو نمی بینم》
و خداوند من رو به این فایل هدایت کرد و فهمیدم که باید صبر داشته باشم و الان ریشه ها در حال ساخته شدن هستند و باید استمرار داشته باشم تا جوونه ها و خود گیاه رو ببینم.
خدانگهدارتون باشه
بسم الله الرحمن الرحیم
چندروزه این نشانه ها میات
که فاطمه خانوم
برای رسیدن به هدفت
صبر و استقامت لازم داری
اول این نتایج کوچکی ک داره میات رو ببین واسه خودت بزرگشون کن
ک توجه باعث میشه اتفاقات بزرگتر بشن
تکاملت رو طی کنی بدیهی به هدفت میرسی
من همین 5 ماه پیش چقد نتایج کاریم کوچکتر بود اصلا میشه گفت نتیجه نبود
و الان 5 ماه گذشته چقد اتفاقات عالی افتاده چقد تکامل طی شده
مانند مادری ک دوست داره بچه گیرش بیات اول باردار میشه بعد 9 ماه این جنین رشد میکنه و تغییر شکل میده تا بشه یک نوزاد 9 ماهه
و بعد بدنیا میات
کل جهان همین جوری بوجود آمده. و گسترش پیدا کرده
قطعا همه چی دست یافتنیه کافیه استقامت داشته باشیم
ادامه بدیم مسیر درست رو
استمرار در مسیر نتایج را بزرگ میکند..
بادورود به استاد عباس منش عزیز وخانوم شایسته عزیز.خیلی تشکر میکنم که با این فایلهای عالی مارو یاری میکنید در بهتر شناختن قوانین جهان .
همان طور که استاد میگن خیلی عجله میکنیم در رسیدن به خواسته هامون وبا اینکه میدونیم نباید اینطور بود ولی زود فراموش میکنیم که یکی از ارکان قوانین جهان تکامل هستش و باید در همه موارد این قانون رو رعایت بکنیم .تا بهتر نتیجه بگیریم چون بیشتر مردم این رو عمل نمیکنیم
ودرخیلی موارد با شکست روبرو میشیم .باتشکر از تمامی دوستان .
با سلام به همه دوستان و استاد
چقدر واژه غریبی هس،کلمه “صبر” البته برای من،همیشه درس های دبیرستان،درس های دانشگاه،همیشه دوس داشتم خیلی سریع به خواسته م برسم انقدر عجول،و همیشه دوس داشتم در عرض یکی دو روز سریع به خواسته م برسم چه کوچک چه بزرگ(روش امپولی)
من همیشه خودم رو روی تردمیل میدیدم که هرچقدر سرعتش رو زیاد میکنی به جایی نمی رسی.
تا اینکه یه هدف منطقی برای خودم انتخاب کردم،گفتم اینبار به نتیجه ش فک نمیکنم،فقط روی خودم و کارم کار میکنم و میرم جلو.در عرض 19 روز اون اتفاق افتاد،اما چون کوچیک بود با خودم گفتم همین،و اون رو بزرگش نکردم برای هدف بعدی.
و باز رسیدم سرجای اولم.
بچه ها صبر+ارامش+رهایی+تغییر باور+توکل+کنترل ذهن =در نهایت ما به خواسته هامون می رسیم،ارام و خیلی راحت.
من اونقدر عجله میکردم و اونقدر لذت نمی بردم و سخت میگرفتم به خودم که دیگه میگفتم ولش کن واسه من نمیشه.
ولی این باور در وجود من ایجاد شده بود که این همه ادم پس چرا نتیجه گرفتند.چرا واسه اینا شده و واسه من نشه.
دوباره شروع کردم.صبر، صبر، صبر
امیدورام بتونم همیشه به کار بگیرم.
سپاس گزارم از شما استاد عزیز
هدف یا خواسته بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟
هدف و خواسته بزرگ من اینه که کسب و کار آنلاین شخصی داشته باشم یعنی یک سایت داشته باشم و محصولات و آموزشهام رو بفروش برسونم و آزادی زمانی و مکانی و مالی داشته باشم.
از پیج اینستاگرام و کانال تلگرام شروع کردم و دارم تولید محتوا میکنم چون اینها یک فضای رایگان و آماده هست تا کم کم تکاملم طی بشه و مهارتم بالاتر بره و بتونم برای سایت هزینه کنم.
برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانههای کوچک» و نشانههای اولیهای که در مسیرتان میبینید را شناسایی میکنید؟
برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج بهظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایدههای جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزه خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ میکنید؟
من سعی میکنم بصورت مستمر تولید محتوا کنم یعنی درواقع لازمه رشد در فضای تلگرام و اینستاگرام اینه که بصورت مستمر و منظم باید تولید محتوا داشته باشی وگرنه از رده خارج میشی.
بنابراین من سعی میکنم که ادامه بدم و تک تک ویوها لایک ها کامنتها سیوها شیرها و افزایش هرچند اندک اونها رو تحسین کنم بابت تک تک فالوئرهایی که دارم و اضافه میشن سپاسگزاری کنم و واقعا قلبا دنبال این چیزها نیستم دنبال اینم که محتوای خوب و ارزشمند تولید کنم چون صد درصد ایمان دارم اگر محتوای ارزشمند مستمر تولید کنم همه اینها خودبه خود میاد. دنبال افزایش تعداد فالوئر نیستم دنبال فالوئر باکیفیتم یعنی دقیقا فالوئرهایی که آموزش های من براشون مناسب باشه و تبدیل بشن به مشتری واقعی من.
سعی میکنم همین یه ذره بهتر شدن محتواهای خودم رو تحسین کنم و براش ارزش قائل بشم و خودم رو و آموزش هام رو ارزشمند بدونم.
سعی میکنم افرادی رو که در حوزه کاری من موفق هستند رو تحسین کنم بجای حسادت تحسین کنم.
سعی میکنم همین تعداد کم شاگرد رو که الان دارم تحسین کنم و بابتش سپاسگزار باشم شاگردهایی رو که در این سالها داشتم و تعدادشون خیلی زیاده رو هم تحسین کنم و فراوانی شاگردام رو تحسین کنم.
سعی میکنم همین مقدار کم درآمدی که الان دارم رو بابتش سپاسگزار باشم و بابت درآمدی که در این سالها داشتم هم سپاسگزاری کنم.
سعی میکنم نتایج درخشان و شگفت انگیز شاگردام رو دست کم نگیرم ارزشمند بدونم تحسین کنم و استوری کنم و این باور رو تقویت کنم که آموزش های من ارزشمند و تاثیرگذاره و باعث تغییر و تحول زندگی افراد میشه. حتی اگر تعداد این شاگردا و این نتایج الان کمه قابل شکرگزاریه و میتونه بیشتر هم بشه و امکان پذیره.
سعی میکنم توی پیج خودم و کانال خودم دورههام رو تبلیغ کنم و نتایج شاگردان قبلی رو بذارم تا افراد جدید بهم بیشتر اعتماد کنن ولی دنبال تبلیغات دیگهای نیستم چون دارم این باور رو در خودم تقویت میکنم که خداوند افراد مناسب رو برای من میاره. افرادی که به آموزش های من دقیقا نیاز دارن و براشون مفیده.
در پایان، از تجربهی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟
من چند سال پیش توی تلگرام یک پیج زدم و از تعداد حدود 30 نفر ممبر که آزمودنیهای رساله ام بودن شروع کردم الان 1900 نفر تو کانالم عضو هستن و من در این چند سال در کل محتوای منظم و مستمر تولید میکردم و کانالم رشد کرد بدون هیچ تبلیغاتی غیر از داخل پیج خودم و ممبرها تبدیل به مشتری شدن.
ولی یه وقتایی هم شد که تولید محتوام منظم نبود و روی کانالم تمرکز نداشتم و کانالم افت کرد.
پیج اینستاگرامم رو هم چند سال پیش زدم یه دورهای محتوا تولید کردم و بعد رها کردم. دوباره یک دوره تولید محتوا کردم و رها کردم و الان این سومین بار هست که بعد از یک مدت دوباره پیجم رو فعال کردم.
سری اول بخاطر این بود که میخواستم صد درصد روی رساله دکترام تمرکز کنم. سری دوم بخاطر کمالگرایی و تنبلی و عجله بود. حالا این بار واقعا سعی میکنم دیگه رها نکنم و ادامه بدم و پیجمو بالا بیارم و بعد کم کم از روی سایت تمرکز کنم.
البته میدونم سایت موفق داشتن هم مستلزم تولید محتوای باکیفیت و مستمر هست و این مسیر بهبودهای دائمی و هیچوقت پایانی نداره.
وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاهِ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَهٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِین. (سوره 2، البقره، آیه 45)
از شکیبایى و نماز یارى جویید و به راستى این(کار) گران است مگر بر فروتنان.
فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَهَ لِلْمُتَّقِین. (سوره 11، هود، آیه 49)
پس شکیبا باش که فرجام(نیک) از آن تقوی پیشگان است.
الَّذِینَ صَبَرُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِکَ لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ کَبِیر. (سوره 11، هود، آیه 11)
کسانى که شکیبایى ورزیده و کارهاى شایسته کرده اند(که) براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ خواهد بود.
سلام استاد عشق و خانوم شایسته مهربان و دوستان خوبم در این پروژه الهی
چقدر معنای عمیقی داره این صبر که خداوند در قرآن انقدر تاکید کرده به داشتنش
من خودم تا قبل ازینکه با استاد و آموزههاش آشنا بشم خیلی سطحی به موضوع
صبر نگاه میکردم و چیزی که یاد گرفته بودیم این بود که اگر تو سختیها و مشکلات
صبر کنیم بالاخره یه راهی پیدا میشه،اما خداوند تو آیاتی که در مورد صبر آورده داره
از تقوا ، ایمان و عمل صالح صحبت میکنه و اشتباه ما اینجاست که فکر میکنیم صبر
یعنی اینکه دست رو دست بگذاریم و منتظر یه اتفاق خوب باشیم در صورتی که واژه
صبر رو داره همراه با این سه اصل یعنی ایمان عمل صالح و تقوا میاره و خیلی واضح
و روشن داره به ما میگه ای بنده من صابر کسانی هستن که امیدشون رو در لحظات
سخت از دست نمیدن و ایمان دارن که اگه دارن تقوا پیشه میکنن و توجهشون روی
(فراوانی زیباییها و هرچیزی که براشون حال خوب میاره) هست، قطعا از طرف خداوند
پاداش بزرگی دریافت میکنن
وقتی این آیات رو میخونم ذهنم آروم میگیره و نجواهای شیطان کمتر میشن
خدایا ازت میخوام هدایتم کنی تا جزو بندگان صابر باشم
از وقتی این پروژه الهی را به لطف الله مهربان شروع کردم دارم صبار و شکور بودن رو
بیشتر تمرین میکنم و همه اینها رو مدیون استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان هستم
که این دوره الهی را تدوین و آماده کردند سپاسگزارم از شما و همچنین دوستان خوبم
که کا،نتهاشون انرژی بخش این پروژه زیباست
خدا نگهدار همتون باشه. یاحق