تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۲ - صفحه 30 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

597 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پریناز مرادی گفته:
    مدت عضویت: 2274 روز

    سلام استاد عزیزم خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام

    اولش بگم که خیلی زیاد لذت بردم از این فایل و برای هر سه تا دوست عزیزمون آرزوی سلامتی و موفقیت بیشتر رو دارم. و برام جالب بود که من تمام فایل های کلاب هاوس رو قبلا گوش داده بودم ولی این فایل رو نشنیده بودم حتما اون موقع در مدارش نبودم.

    تمرین این قسمت:

    1. آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن می‌ترسید یا تعلل می‌کنید، چیست؟

    تغییر ضروری ای که من باید در خودم ایجاد کنم کار روی باور احساس لیاقت توانمندی هام هست. چون کاملا احساس می کنم که خیلی طولش دادم و اگر این کار رو نکنم ضربه اش رو حتما میخورم از جهان.

    البته تعلل من در مورد شروع کسب و کارم بوده. فکر که می کنم من الآن دو سالی هست الهام رو دریافت کردم و درست هست که هر روز روی خودم کار میکنم ولی هیچ وقت از خودم نپرسیده بودم که چرا نمیشه.؟

    یه مدت پارسال با دوره کشف قوانین رووی باورهام کار کردم و دوباره ولش کردم. و تازگی ها متوجه شدم که چرا نمیشه و دارم درستش می کنم.

    زندگی ما رو باورهامون می سازند. چند روزی هست که با خودم در مورد توانمندی هام صحبت می کنم، البته مهارت های کلی ای که دارم و تازه امروز مهارت هایی که در زمینه تدریس دارم رو نوشتم. صبح یک خانمی با من تماس گرفتند و گفتند شماره تون رو از خانم فلانی گرفتم، در صورتی که من اصلا خانم فلانی رو نمیشناسم و چند جلسه برای دخترشون وقت میخواستند که شیمی درس بدم بهشون. الله اکبر خانم فلانی کیه؟ همش کار خداست. من تا یه ذره به خودم تکونی دادم ببین خدا چه جوری برام مشتری جور میکنه.

    و یک نشانه هم امروز دریافت کردم که یکی از فامیل هامون که خیلی خیلی کم به من پیام میده امروز یه ویدئوی کوتاه از یه گروه موسیقی فرستادند که شباهت یکی از اعضای گروه به من توجه ایشون رو جلب کرده بود.

    خدای قشنگ من تو چقدر بزرگ و بی نهایتی. من می خوام تدریسم رو شروع کنم و یه کوچولو رو باورهام دارم کار میکنم این همه نشانه و نتیجه امروز برام فرستادی. پس من اگر همین مسیر رو پرقدرت تر ادامه بدم حتما حتما به خواسته ای که دارم میبرسم.

    استاد جون خیلی سپاسگزارتون هستم به خاطر دوره های فوق العاده و پروژه های عالی. خدا همیشه راه تون رو پر از نور و رونایی کنه که راه ما رو روشن میکنید.

    خیلی دوست تون دارم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    عاطفه گفته:
    مدت عضویت: 225 روز

    به نام خدای نور

    استادعزیزم و خانم شایسته عزیزدلم سلام به روی ماهتون.

    خداروشکر به یه اپی هدایت شدم برای کارای پیج کاریم که چقدررر کارمو آسونترکردو واقعا فوق العادست.

    من حتی فکرشم نمیکردم خداوند بخواد به این زودی پاسخ بده و مشکلی که برای محتواهای پیجم باش درمورد خواهرم حرف زده بودم رو درعرض چندساعت هدایتم کنه به یه اپی و اون کامل و حرفه ای حل کنه:))))

    خدایی که انقدر حواسش به حزئیات زندگی منه مگه میشه عاشقش نشد؟

    خدا همراه منه و توی هرحال و شرایطی حواسش بهم هست و هدایت هارو به سمتم میفرسته.

    ویکی ازدلایلی که فکر میکنم انقدر خوب راجب این موضوع هدایت شدم اینه که تقلایی نکردم یعنی اصلا برام مهم نبود و فکر میکردم درحالت عادی کلا اینشکلی و خنثی خنثی بودم و بدون مقاومت و بخاطر این انقدر خوب هدایت شدم.

    خدایاااا شکرت که این مسئله رو برام حل کردی و بشدت کارمو راحترکردیییی.

    در کار یا زندگی شخصی شما، آن “مهارت سختی”، “تغییر رفتاری دشواری” یا “اقدام مالی چالش‌برانگیزی” که به وضوح می‌دانید اگر آن را انجام دهید، جهشی بزرگ در زندگی‌تان رخ می‌دهد، اما به دلیل سختی آن را عقب می‌اندازید، کدام است؟

    توی حرفه کاریم مدلای ژورنالی کارکنم خییلی توی حرفه ای شدنم تاثیر داره وبخاطر اینم یه دوره انلاین شرکت کردم ولی متاسفانه شل کردم و جدیش نگرفتم ولی میخوام انجامشون بدم و چون توی ذهنم خیلی گندست میخوام تبدیلش کنم به قدم های ریزریز و اروم اروم اون دوره آپدیت انلاین تموم کنم.

    1. آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن می‌ترسید یا تعلل می‌کنید، چیست؟

    یمقدار خیلی بی برنامه ریزی کارای روزانم برای همین واقعا نمیرسم اون دوره اپدیتم کارکنم ولی یجوری باید بچینم که اوناروهم گوش بدم و واقعا من آدمیم که استاد ازشما درواقع یادگرفتم وقتی یه چیزی رو ببینم و حس کنم ازش میترسم حتما حتما باید انجامش بدم چون واقعا میره رومخم اگرانجامش ندم و واقعا هرچی الان بدست اوردم بخاطراین بوده که رفتم تودل ترس هام.

    رفتن تودل ترس ها واقعا جواب میده و خداوند و جهان پاداش های فوق العاده ای بمون میدن حتی بیشتر ازاون چیزی که توذهنمون بوده.

    2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیش‌بینی می‌کنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش می‌آید)؟

    احتمالا تضادبدی میبینم و باز کلی باید انرژی بذارم برای گذر ازاون ولی چه خوب میشه اگر خودم به دنبال بهبود دائمی باشم و نه فقط به حرف و واقعا سعی کنم عملیش کنم توی زندگیم ذره ذره بدون کمالگرایی و اروم اروم عملیش کنم.

    3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن می‌گیرید؟»

    همینطور که روزانه کارکردن یا گوش دادن به فایل های استاد دیگه تقریبا جزو روتینم شده باید دوره اپدیتم جزو روتینم قرار بودم و هرروز یمقدارشو ببینم و نکته برداری کنم.

    خدایاشکرت بابت این دریافتی ها و هدایت های فوق العاده شکرت زیاااد عاشقتم نورمننن.

    تغییر را درآغوش بگیرگام دوازدهم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مصطفی سیار گفته:
    مدت عضویت: 1071 روز

    به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر که تنها قدرت حاکم بر جهان هستی است .

    درود بر استاد عباسمنش عزیز و بزرگوار و خانوم شایسته.

    درود بر همه دوستان عزیز.

    1.آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن می‌ترسید یا تعلل می‌کنید، چیست؟

    من توی کار خودم که ویلا سازی هستش و کنار اون کار جوجه کشی بود از ووقتی که این پروژه رو شروع کردم و سعی کردم با دقت گوش کنم و با دید بازتر ببینم به طور واضح دیدم که پنیر ها نابجا شدن و دیگه باید کار جوجه کشی رو کنار بزارم چون هم خروجی مالی داشت هم خروجی انرژی و هم خروجی زمان و توی این چند سری آخر دیدم هر چی سرمایه میزارم به صورت صددرصد از بین میره و اصلا دیگه تایمز واسه کار ویلا سازی ندارم .

    و توی کامنتهای قبلی گفتم که تعداد زیادی مولد داشتم .

    یه اهرم رنج و لذت ساختم دیدم که اگه این کارو ادامه بدم با چالش های بزرگتری روبرو میشم

    فهمیدم که باید یه تغیری ایجاد کنم همه مولدهای رو فروختم و کلا جوجه کشیو کنار گذاشتم و صد درصد خودمو گذاشتم توی کار ویلا سازی و سرعت کارم چند برابر شد تمرکزم روی کار چند برابر شد خطا توی کارم بشدت پایین اومد و هدایت رو بهتر دریافت میکنم که خدایا من بلو نیستم تو بگو تو راهنمای من باش و خدا سریع راه حل نشون میده کار بهتر و سریع تر و روان‌تر رو نشون میده و خیلی راحت هدایت شدم که خودم در و پنجره های ویلا رو بسازم با هزینه خیلی کم بهترین کار رو بسازم و توانایی هام رو ببینم .

    2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیش‌بینی می‌کنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش می‌آید)؟

    همین که گفتم که دیدم پنیر ها جابجا شدن دیدم که باید کار جوجه کشی رو کنار بزارم بخاطر کارهایی که روی درون خودم انجام دادم و خواسته هایی که دارم جهان میگه از این کار بیا بیرون با سه ماه کار بدون نتیجه و 50 میلیون پول میگه بیا بیرون اگه نیام این سری با 400 میلیون پول و زمان بیشتر با درد بیشتر و شکست بزرگتر مجبورم میکنه بیام بیرون با توجه به خواسته هام و مسیری که توش هستم اگه خواسته های بزرگ نداشتم جهان هم تضادی پیش نمی‌آورد که بهبود بدم و توی همون حالت نگهم می‌داشت

    3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن می‌گیرید؟.

    تصمیم گرفتم ازش بیام بیرون و فقط روی کار مورد علاقه م که ویلا سازیه کار کنم که این کارو انجام دادم و الان فقط روی ویلا سازی تمرکز دارم جالبه دیشب حساب کردم که توی این دوره ای که همه چیز گرون شده تا الان که در حال ساخت در و پنجره هستم چقدر هزینه واسه ساخت کردم دیدم تازه 290 میلیون هزینه شده و بیشتر از 150 تومن تا اتمام کار سرمایه نیاز نداره . چقدر سپاسگذاری کردم که این توانایی که خداوند بهم داده که کل کارو خودم انجام میدم چقدر توی هزینه ها تاثیر داره . اگه من بلد نبودم و به توانایی خودم ارزش قائل نبودم و مهارتم رو بهش بها نمیدادم و کارو بلد نبودم همین کار بیش از دو میلیارد تا الان هزینه داشت اما واسه من با 400 تومن جمع میشه تازه چقدر ایده ها رو میتونم عملی کنم چقدر توانایی و مهارت و ارزشمندی کارم بالا میره .

    خدایا شکرت و سپاس فراوان که هدایتم میکنی همراهیم میکنی و حواست بهم هست .

    شکر ای خدای عزیز و حکیم

    شکر ای رب عالم شکر بخاطر کل نعمتهای زندگیم که واقعا بی نهایت هستند .

    شکر شکر شکر .

    سپاسگذار استاد عزیز و همه دوستان هستم .

    در پناه الله یکتا باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    زینب معرفی گفته:
    مدت عضویت: 1623 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی نازنینم و همه ی دوستان عزیز

    آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن می‌ترسید یا تعلل می‌کنید، چیست؟

    رفتن دنبال کار و شروع از یه نقطه ای برای کسب درآمد

    . اگر امروز آن را انجام ندهید، پیش‌بینی می‌کنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش می‌آید)؟

    اگه در حال حاضر که شرایط اونقدر سخت نشده به فکر کار و درآمد نباشم درآینده خیلی نزدیک شرایط و اوضاع اینقدر سخت و بحرانی میشه که باید انرژی و فشار بیشتری رو تحمل کنم برای اینکه بتونم از زیر صفر شروع کنم

    اینقدر چالشهای مالی زیاد میشه که تلاش بسیار زیادی میخواد برای اینکه بتونم خودمو به صفر برسونم

    اون موقع باید کنترل ذهن بیشتری داشته باشم اگه میخوام در مسیر درست ادامه بدم

    اون موقع باید ایمان بیشتری از خودم نشون بدم که وسط راه جانزنم و ناامید نشم

    . برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن می‌گیرید؟

    تصمیم جدی من کار کردن روی بحث احساس لیاقت و عزت نفسمه چون پاشنه ی آشیلمه

    و عمل به ایده هایی که بهم گفته میشه و دیگه به بعدش فکر نکنم که این ایمان و اعتماد من به خداوند و میطلبه

    خدایا خودت در این مسیر کمکم کن وهمواره ایمان مو قویتر کن و هدایت هاتو بر قلبم جاری کن

    من به هر خیری که از تو برسه محتاج و فقیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1718 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    چقدر احساسی شروع شد

    3 تا از بهترین‌های سایت

    منم تشکر میکنم از استاد عزیزم که همچین شاگردای خوبی داره

    همین چند وقت پیش بود که کامنت ایشون رو خوندم که تشکر کرده بودن و گفته بودن ازدواج موفق داشته و چند تا کشور سفر کرده که مبارکشون باشه

    هر کس درست روی خودش کار کنه بدون ذره ای شک به موفقیت میرسه.

    نتیجه گرفتن از آگاهی ها مستلزم باور کردن و عمل به هدایت‌ها است.

    این باور ساختن و عمل کردن جدا از هم نیست

    ساختن ثروت یعنی عقیده درست به خدا

    تو این زمینه خیلی مشکل دارم و از خدا درخواست دارم منو هدایت کنه باورهای درست بسازم و عمل کنم

    ثروت از خداست و فقر از شیطان

    پس ثروت ارزشمنده پس ثروت یکتا پرستیه،پس ثروت خداست،پس ثروت فرکانس درسته،پس ثروت یعنی اعتماد به خدا و….

    حذف و اضافه افراد وقتی روی خودمون کار می‌کنیم

    اگه بهبود بدیم پاداش‌های جهان بینهایته

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1946 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    خداوندا ،صبار شکور ،از تو صبر وتوکل می خواهم که به قلبم جاری کنی .

    گفتگو با عادله وعلی وشکیبا

    همین موقع بود که داشتیم 12 قدمو کار می‌کردیم شما گفتید،من دلم می‌خواد بیاید پرودایس و اینجا آتیش روشن کنیم و با هم بگیم و بخندیم.

    من اون روز پاس کردم ویدیو رو انقدر بالا پایین پریدم که حد اندازه نداشت

    همون قدر که ما این خواسته رو داریم که با استاد ارتباط برقرار کنیم استاد هم همین قدر دلش می‌خواد که با ما ارتباط برقرار کنه.

    ملعون ما تو خونه رویاییمون هستیم و هر سه نفری در بهترین زمان داریم صداتون رو می‌شنویم.

    شما پیامبر حال حاضرید، به خاطر اینکه کلام رب العالمین رو به راحتی از زبانتون جاری می‌کنید.

    به خاطر اینکه شما انسانی هستید که،زندگی تک تک این افراد را تغییر دادید.

    من از 20 سالگی دارم باهاتون کار می‌کنم،و شکیبایی که مرده بود را زنده کردید

    شکیبایی که هیچی نداشت و اون را زنده کردید و بهش همه چی بخشیدید.

    شما دست خداوند بودید که به همه ما کمک کردید.

    من از سن 16 سالگی با شما آشنا شدم

    من و شکیبا خیلی زندگی سختی را پشت سر گذاشتیم.

    فشارهای زندگی من به اندازه یک آدم 30 40 ساله بوده و من توی فشار زندگی خیلی زیادیروم بود ،تا سن 18 سالگی خونه رو ترک نکردم یعنی اینقدر عزت نفس پایین داشتم،یه دختر کاملا افسرده و داغون بودم و خداناباور بودم .

    بین همه این فشارها من چند مدت با خودم فکر کردم و گفتم،چه جوری می‌خوای زندگی کنی

    واقعا می‌خوای به زندگیت ادامه بدی

    من یک روتینی شده بود زندگیم که اصلاً بیدار می‌شدم و اتفاقات مثل باتلاق می‌مونه شما وقتی فرکانست داغون میشه وقتی میریم توی فرکانس بعد،وارد یه باتلاقی می‌شیم که اصلاً تمومی نداره هی هرچی که دست و پا می‌زنیم هی بیشتر میریم داخل اون باتلاق.

    یک زمانی بود که من واقعاً نیاز به تغییر داشتم ،یعنی وقتی شما حرکت نمی‌کنید تغییر نمی‌کنی دنیا مجبورت می‌کنه تغییر کنی یعنی وسط منگنه قرارت میده میگه تغییر کن ویامن بیشتر فشار میدم.

    اواخر سال 95 بود که عادله با شما آشنا شد،اما شروع کردیم به گوش کردن به فایل‌های شما

    اولش چه فایل‌هایی بود که خیلی قشنگ بود و آرامش ایجاد می‌کرد قبلش من خیلی مولانا می‌خوندم کلاً تو خونه ما خیلی مولانا خونده می‌شد و و سال 98 ما دوره 12 قدم را که شروع کردیم،زندگی ما اصلاً…

    وزنم هم بالا بود اصلاً برام مهم هم نبود 98 کیلو بودم اول قدم و وقتی که قدم را شروع کردم همراه با شماشروع کردم و کلاً 30 کیلو کم کردم از اون موقع که من با شما شروع کردم.

    یعنی من اصلاً اون آدم قبلی نیستم،من خدا رو پیدا کردم،چقدر آرامش درونم زیاد شد.

    اون موقع که قدم را گرفتیم بماند که پولش چقدر رویایی وارد زندگیمون می‌شد.

    کلا ما توی خانواده‌ای بودیم که پدر من وضع مالی خوبی داشت ولی من و خواهرم هیچ وقت نمی‌رفتیم از اون وضعیت مالی ایشون استفاده کنیم

    مثل این می‌مونه که شما روی میز پر از نعمت نشسته‌اید نمی‌تونی دست بزنی.

    یه جوری بزرگ شدیم که باید به پای خودت واستی و منو شکیلام همیشه دوست داشتیم مستقل باشیم و من از درآمد صفر شروع کردم.

    اون موقع دانش آموز بودم دبیرستانی بودم که همراه شما بودم و بعدتو 12 قدم دانشجو شدم رشته مورد علاقم ادبیات زبان انگلیسی قبول شدم.

    الان هم که چند ماه از اون مدت می‌گذره که 12 قدم تموم شد من الان دیگه خودم معلم شدم تدریس زبان می‌کنم الان کاملاً دستم تو جیب خودمه تو این سن و یک ماه پیش کتابم چاپ شد.

    فقط می‌خوام بگم که وقتی که آدم بخواد تغییر کنه جهان یه جوری می‌زنی در گوشت که باید تغییر کنی نمی‌تونی بهستی یه جا یا باید پیشرفت کنی یا اینکه بیای پایین نمی‌تونی یه جا ثابت بمونی باید تکون بخوری و حرکت کنی.

    و من الان از این شهرستان خیلی کوچیک اون افرادی که دور من بودند که من خیلی بتشون کرده بودم از جمله پدرم اون‌ها رو کلاً خیلی ساده کلاً از زندگی من خارج شدند.

    من الان مهاجرت کردم به شهر خیلی بزرگ و پیش خواهرم و علی.

    پاسخ استاد :

    هدایت شاخ و دم که نداره که همینجوریه و همه زندگی, اگر که ما تسلیم باشیم همینجوری کارها راحت انجام میشه و چقدر هم خوشحال شدم که این انگیزه رو گرفتی هم توی بحث وزن کم کردن, هم توی بحث دست تو جیب بودن, که خودت بتونی برای خودت کار داشته باشی, هم توی بحث تحصیل هم توی کارهایی که انجام دادی.

    گفتگو با علی

    یک آدم که در اوج دوران مذهبی و اوج دوران تفکر که خدا رو واسه خودش یک موجود عجیب و غریب ساخته ،در یه خانواده سوپر مذهبی بزرگ شدیم.

    از زمانی که قدم شروع کردم تغییرات بزرگ اتفاق افتاد.

    دو تا نتیجه بزرگ رای بچه‌ها بگم

    من از لحاظ درآمدی یعنی به معنای واقعی اون روزی که اولین بار فایل چگونه درآمد خود،را سه برابر کنیم در عرض یک سال اولین فایلی که بود که از شما گوش دادم.

    مهر سال 97 بود که کاغذشو امضا کردم درآمدم 500 هزار تومان ماهیانه بود.

    در حال حاضر به جایی رسیدم در عرض کمتر از دو و نیم سال مداوم کار کردن،منطقی کردن شرایط به عدد 100 تومان در ماه رسیدم که اینقدر سریع داره رشد می‌کنه که نمی‌تونم کنترلش کنم.

    و یه جوریه که شب می‌خوابم صبح می‌خوابم سرکاربرم سر کار نرم دفتر خودم باشه نباشه پوله میاد.

    چون روی یک جریانی از هدایت الهی قرار گرفته که اینقدر مسئله ساده و پیش پا افتاده است که حد نداره.

    چون یه آدمیم که همیشه اعتقاد دارم باید از محدودیت‌ها ثروت بسازی و اگر ثروت نسازی کمبود تفکرت است در ودر حالی که خدا ایده‌ها رو بسیار زیاد می‌کنه.

    همین کلاب هاوس که یکی از دوستای عزیزمون با یک سری از سرویس‌ها برای اندروید راه اندازی کرد.

    این یعنی اینکه در حالی که یک محدودیت خیلی خیلی ساده وجود داره و همه روی این تمرکز می‌ذارند که محدودیت چقدر می‌تونه منزجر کننده باشه ومارا اذیت کنه یک نفر از طریق همون محدودیت میاد شرایطی رو ایجاد می‌کنه که خلق ثروت براش یک اتفاق طبیعی میشه.

    مثل همین بیماری پندمیک که واقعاً،که من توی خیابون میرم میگم خدایا شکرت که این بیماری اومد فرهنگ‌های غلط ما رو تغییر داد.

    خدایا شکرت که این بیماری اومد و ما رو جوری با تکنولوژی آشنا کرد،که مجبوریم ثروت سازی راحت را انجام بدیم.

    و من خندم می‌گیره از افرادی که می‌آند می‌گویند که این بیماری اینطوریه که کسب و کار از ما گرفته

    میگم این هدایت اجباری خدا برای تو بود که شرایطی را برای تو رقم بزنه که که به سمت خلق ثروت بری.

    میگم من باید از یک کودک سه ساله باید هدایت الهی رو بشنوم،من از یک مورچه که داره راه میره،بعد هدایت الهی رو یاد بگیرم

    اگر ما سرتاپا پذیرای هدایت الهی باشیم مگه میشه عاشق کارمون نباشیم

    مگه میشه تضاد توی زندگیمون بیاد و سعی نکنیم از اون درس بگیریم برای پیشرفتمون اینکه من زمانی که از خدا بخواهم خدا یک مسیر هدایت خیلی خفن به من نشون بده مثلاً معجزه ایجاد کن.

    مجدد زمان پیامبرها بود الان که دیگه به شکل قدیم نیست.

    خدا اینقدر عقل وآگاهی رو تو من زیاد کرده که از هر اتفاقی باید یه درس بگیریم.

    میلیون‌ها میلیون مثال وجود داره از افرادی که با حداقل هایی که دستشونه.

    به قول شما اگر ایده‌ای رو می‌خواهید اجرا کنید،می‌بینی با یک درصد با توانایی فاصله داره حتی تو رو مجبور می‌کنه هزار تومان عدد ناچیز قرض بگیری اون ایده ایده تو نیست .

    باحداقل‌هایی که داری شروع کن و به یه جایی می‌رسونه تو رو خدا،به جایگاهی می‌رسونه که واقعا میگی،که میگی از این کج بودن درخت چقدر میشه پول ساخت.

    این همه امکانات خدا در اختیارت گذاشته عاشق کارت هستی 24 ساعت می‌تونی کار کنی پس از چی می‌نالی، فقط ادامه بده.

    13 ماه طول می‌کشه 14 ماه طول می‌کشه بزار به نتیجه برسه.

    ولی میگه چقدر دیگه مونده چقدر طول می‌کشه،و کی به نتیجه می‌رسه و خیلی جالبه،می‌بینی روی 99/99 دهم درصد که رسیدی چون تعهد را نسبت به کارت رااز دست میدی از بین میره.

    و من زمانی درآمدم 150 برابر دقیقاً عدد 150 برابر شد که 13 ماه و سه روز تلاش متمادی داشتم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1946 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    ادامه گفتگو استاد با عادله

    منو شکیبا توی خونواده‌ای داشتیم زندگی می‌کردیم که پر از تضاد عاطفی بود،یعنی مادر و پدرم.

    و همه تنش‌ها برمی‌گشت به من و شکیبا

    در نتیجه من و شکیبا به یک بحران روحی که رسیدیم گفتیم که نمیشه ما باید از اینجا بریم.

    ما با 50 هزار تومان من و شکیبا از اون خونه اومدیم بیرون.

    بدون اینکه اصلاً به کسی چیزی بگیم.

    شاید از نگاه خیلیا کار اشتباهیه ما احساسمون اون لحظه این رو می‌گفت که باید بیای بیرون.

    ما چمدونمون رو جمع کردیم و اومدیم بیرون و و به مدت دو ماه تا سه ماه ما توی یک اتاق 9 متری زندگی می‌کردیم.

    و توی اون مدت به من کار پیشنهاد شد مدرس زبان انگلیسی بودم و درس می‌دادم و خرجمون رو می‌دادیم.

    در کنار خرجمون ما دوره 12 قدم شرکت کردیم

    و توی همون اتاق 9 متری که بودیم با بچه‌های سایت آشنا شدیم و تمام افراد منفی من جمله دوستان از زندگی ما کامل محو شدند.

    بچه‌های عباس منشی که فرشته‌های زندگی ما بودند،به جمع ما اضافه شدند.

    و ما کلی سفر رفتیم باهاشون تبریز اصفهان تهران و بی‌نظیرترین تجربه را تجربه کردیم.

    بعد از اون منو شکیبا از 1 شهرستان کوچولو مهاجرت کردیم به یک شهر بزرگتر توی همون گیلان.

    با تکاملمون رو طی کردیم،شهر بزرگتر یعنی چی. همسایه جدیدتر یعنی چی.

    و بعد از اون خیلی زود مهاجرت کردیم، شکیبا مهاجرت کرد و من به مشهد مهاجرت کردم.

    وما الان در مشهد زندگی می‌کنیم و من توی مشهد کار می‌کردم در کنار علی همدیگرو شناختیم و و دیدیم که آدمی هستیم که همراه خوبی هستیم برای همدیگه. و جفتمون یک مسیر رو داریم دنبال می‌کنیم.

    من توی گیلان با درس زبان بودم و زمانی که خواستم مهاجرت کنم،پشت هم کلی بهم کار پیشنهاد می‌شد.

    چندین مدرسه به من پیشنهاد کار دادند،و چندین مسجد من پیشنهاد کار دادند و همه پل‌های پشت سرم را خراب کردم.

    و گفتم نمی‌خوام و احساسم بهم میگه الان باید حرکت کنم،و به خاطر اینکه همه مسیر من مشخص شده بود توی همون روزی که می‌خواستم مهاجرت بکنم بیت هواپیما 50 درصد آف خورده بود خوابگاه خیلی راحت برای من پیدا شد کار خیلی راحت برای من پیدا شد و من اومدم مشهد و اینجا خیلی سریع کاری رو شروع کردم که هیچی ازش نمی‌دونستم.

    برنامه نویسی طراحی سایت تولید محتوا داشتم یاد می‌گرفتم.

    و بعد از مدت یکی دو سال،که دیدم نه این اون کاری نیست که که به من پول هم ندند که این کارو انجام بدهم.

    ایکایی نیست که من با عشق فقط برای اینکه ورودی داشته باشم دارم انجامش میدم.

    در نتیجه الان دارم مسیر علاقه‌ام را دنبال می‌کنم دوباره از صفر با شجاعت با ایمان ورزش رو دارم دنبال می‌کنم.

    و با اینکه میگم سال‌ها زبان خوندی سال‌ها کار محتوا انجام دادی،الان چرا می‌خوای ورزش شروع کنی

    این رو نمی‌گم و الان می‌خوام دوباره ورزش شروع کنم به خاطر اینکه فکر می‌کنم ورزش تنها چیزی که اگر بابتش بهم پول هم ندهند من انجامش بدم.

    الان 4 ساله که یک دونه قرص مصرف نکردم هیچ دکتری نرفتم و الان سالم سالمم و یک دختر پر انرژیم و کلی هدف دارم برای خودم.

    پاسخ استاد:

    یکی از مواردی که خیلی از بچه‌ها شاید درگیرش باشند،می‌گویند ما به خاطر پدرمون به خاطر مادرمون به خاطر این شرایطی که داریم نتونستیم

    من این رو خیلی شنیدم مثال‌های مختلف

    اگر مامان بابای من روابطشون با هم خوب بود،

    اگر اون مسائل پیش نمی‌اومد ما خیلی موفق می‌شدیم

    کلاً من توی فامیل‌های خودم خیلی شنیدم که دلیل موفق نشدن دلیل این وضعیتی که داریم بابامونه ننمونه این شرایطی که تو خونه داشتیم کتک‌هایی که خوردیم بلاهایی که سرمون اومد مسائل مالی دعوا شب تا صبح ناراحتی به ما ضربه زد برای ما مشکل ایجاد کرد الان ما یک آدم عادی نیستیم

    الان ما یه آدمی هستیم که ضربه خوردیم به خاطر پدر مادرمون.

    توی فامیل‌های ما هم اتفاقاً این دستاویزخیلی خوبیه.

    وقتی بهشون میگی چرا نتایج خوبی از این نگرفتی میگن من با اون شرایطی که بزرگ شدم تو خونه‌ای که بزرگ شدم مسائلی که بوده چه جور می‌تونستم

    شرایط بهتری را تجربه کنم.

    همینش هم از سرم زیاده.

    عادله و شکیبا هم می‌تونستن این بهونه‌ها رو بیارن.

    شاید تو دنیا هیچ کسی نباشه که که بگیم توی یک خونواده بی‌نقص بزرگ شده.

    هیچ وقت عزت نفسش زیر سوال نرفته،پدر و مادرش بهترین حالت ممکنه تربیتی که توی جهان وجود داشته باشه رو در مورد این اجرا کردند.

    یا زندگی پدر مادرش خیلی بی‌نقص بوده و هم شرایط مالی خوب بوده هم شرایط عاطفی خوب بوده هم روابط پدر و مادر خوب بوده.

    شاید تو دنیا یک نفر هم پیدا نکنید

    همه ما توی زندگیمون ممکنه با یک سری تضادها برخورده باشیم و بزرگ شده باشیم.

    اما این دلیل نمیشه که ما اون روندی رو بریم که پدرمون و مادرمون رفتند

    اگر روند درستی نبوده باشد.

    میگیم چرا عصبی هستی چرا ناراحتی چرا همش با همه درگیری

    میگه به خاطر اینکه من توی خونه‌ای بزرگ شدم،که همه عصبی بودند

    اصلاً ما خانواده آدم‌های عصبی هستیم

    چقدر ما این رو شنیدیم

    ما آدم‌های زودرنجی هستیم ما ارثی زود قاطی می‌کنیم زود ناراحت میشیم زود از کوره در میریم ما اینجوری بزرگ شدیم اینجوری بوده

    چقدر ما نقض‌های شخصیتی را شنیدیم از افراد

    بعد بگیم چرا اینجوری رفتار می‌کنی،میگه من اینجوری بزرگ شدم میگه ما همینیم همینی که هستیم

    ولی وقتی که آدم میاد خودش رو درست می‌کنه،فارغ از اینکه تو چه شرایطی بزرگ شده،و تصمیم می‌گیره که تغییر کنه،اون وقت جهان پاداش‌های خیلی بزرگی به ما میده .

    هیچ جا هیچ بهونه‌ای نیست،در مورد پدر و مادرمون

    اون‌ها زندگی خودشون بوده،حالا هرجوری زندگی کردن سعیشون بوده که برای ما زندگی خوبی فراهم کنند،حالا درست یا غلط یا تونستند یا نتونستند.

    دلیل نمیشه که ما شرایط بدمون رو بندازیم گردن پدر و مادرمون و تغییر نکنیم.

    همه ما به یک اندازه دسترسی داریم به خداوند همه ما به یک اندازه توانایی تغییر داریم

    حتی اون‌هایی که تو شرایط سخت‌تری بزرگ شدند به خاطر انگیزه‌های بیشتر احتمال پیشرفتشون بیشتره

    کسی که تو شرایط فرق بزرگ شده احتمالاً خیلی انگیزه بیشتری داره برای ثروتمند شدن تا کسی که توی خونواده ثروتمند بزرگ شده.

    احتمال اینکه آدم‌ها از تضادهاشون کمک بگیرند برای پیشرفت خیلی زیاده ولی خیلی افراد بهونه می‌کنند همون تضادها را برای اینکه پیشرفت نکنند.

    این مسیر می‌تونه نتایجش خیلی بزرگتر از این که هست باشه.

    باز بهتر می‌تونه باشه و این مسیر انتهایی نداره برای خوشبختی انتهایی نداره برای پیشرفت.

    این صحبت‌هایی که با هم کردیم،یه جوری نباشه که یه صحبت‌هایی کرده باشی یه سری حرف‌های خوب شنیده باشیم فکر کنید

    این صحبتا فکر کنید به قسمت‌هایی از زندگیتون که باید تغییر بدید خودتون رو.

    به این فکر کنید که من کجاها زندگیم رو بهبود ببخشم قبل از اینکه اوضاع بدتر بشه.

    الان که شرایط اینقدر بد نشده بیام خودم شرایط بهترین را برای خودم رقم بزنم

    دلایل پیشرفتی که برای من اتفاق افتاده همین بوده که قبل از اینکه سخت تر بشه اوضاع قبل از اینکه خیلی فشارها زیاد بشه من دنبال این بودم که اوضاع را بهتر کنم.

    مثلاً توی کارتون یک مهارتی است که می‌دونید،که اگر این مهارت را بلد باشید،که خیلی درآمدتون میره بالاتر.

    خیلی کارتون راحت‌تر می‌شه خیلی سریع‌تر خیلی با کیفیت بالاتر می‌تونی نتایج بهتری بگیرید

    ولی به خاطر اینکه سختتونه که اون مهارت رو یاد بگیرید،خیلی پیشرفت کارت کمک می‌کنه.

    چون کار سختیه مسئولیت می‌خواد

    قبل از اینکه جهان به ما فشار بیاره،دنبال این هستیم که کجا من هست که می‌تونم چیز یاد بگیرم و پیشرفت کنم و بهتر و بهتر بشم

    خودتون رو بیندازید توی اون چالش

    خودتون رو بیاندازی توی کسب اون مهارت

    این‌ها قسمتی از اون روندی است که قبل از اینکه جهان ما رو مجبور کنه تغییر کنیم خودمون تغییر کنیم.

    در این قضیه این باشه که به این فکر کنید که کدوم قسمت از زندگیمون هست که می‌تونیم همین الان تصمیم جدی بگیریم و یه بهبودی توش ایجاد کنیم که ما رو جلو بندازه قبل از اینکه مجبور بشیم که بریم سراغ یادگیری اون مهارت .

    انگیزه بگیریم از تغییر دیگران،به یاد بیاریم به یاد خودمون بیاریم به یاد دیگران بیاد که اگه تغییر نکنیم نابود میشیم زیر چرخ‌های جهان.

    اگه تغییر کنیم و بهبود بدیم خودمون را، اگر دنبال پیشرفت همیشگی باشیم ، پاداش‌های جهان بی‌نهایته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    ثریا هروی گفته:
    مدت عضویت: 229 روز

    سلام ……چقد این فایل پر انرژی بود

    آفرین ..تحسین میکنم شما عزیزان رو

    عادله جان

    علی جان

    شکیبا جان‌..انقد احساس شما قوی بود حال منم دگرگون شد..خدایا شکرت

    ابن درک از قوانین و‌ایمان به استادعباسمنش

    خیلی برای من جذاب بود

    من ابنو درک کردم که اعتماد و ابمان به حرف. های

    استاد .برای این 3عزیز انگار وحی منذل بوده.

    وبچه. ها. اینو دست کم نگیرید که ایمان به استاد

    وحشتناک باعث تغیر ما میشه

    و‌اون عشق و‌هیجان برای ارادت به استاد عباسمنش به تغیر باور های ما ضریب میده .ها

    من در این 3 عزیز. این موضوع رو به وضوح مشاهده کردم‌ وچون عشق وباور به خود استاد عباسمنش خودش اصل هست .

    باعث میشود ما مرتب درگیر سایت و دوره ها باشیم .وشب و‌روز روی خودمون کار کنیم

    و این فرکانس مارو تغیر میده

    و باعث میشود عمل کنبم و عباسمنشی بشیم

    من خودم‌ خیلی به استاد باور دارم

    و عاشقانه در هر فرصتی تو سایتم و نتایجم داره

    جور دبگه ای میاد. و واقعا منم گذشته ای بسیار تلخ داشتم در همه جنبه ها اما به قول. استاد خواسته هایت وضوح بیشتری دارن و انگیزه ای قوی داری برای تغیر ..و‌دلیلی سوزان که. نمیذاره بشینی ..خدایا شکرت

    آفرین. ..تبربک میگم به شما 3 عزیز دل .دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    محمد توکلی گفته:
    مدت عضویت: 1037 روز

    به نام خداوند بزرگ و بخشنده این عشق مطلق

    درود استاد عزیزم وقتت بخیرو پراز ثروت و نعمت و فراوانی بیشتر از لحظه قبل

    استاد جان همه این فایلهای ارزشمند واقعا عالی و پر از اموزه های بی نقص و بی نظیری هستن که میتونم بگم بجرات هیچ جای دیگه از این دنیا پیدا نمیکنم و مخصوصا این فایل که دوستای عزیزم داشتن صحبت میکردن و اونجایی که یکیشون گفت دوست داره که اونجا کنار شما باشه و شما هم جوابشو دادین

    بخدا استاد من ظهر و غروب توی این فکر بودم که من اخر همه پستهایی که مینویسم اخرش میگم استاد عزیزم مشتاقانه منتظر دیدارتم و توی این فکر بودم که ایا شماهم اینو دوست دارید و انگار خدا جواب داد استاد خداشاهده اصلا ادم احساسی نیستم ولی اینروزا اینقدر قشنگه واسم که انگار توی بهشتم توی هر لحظه اش و سپاس گزار خدای پاک و بزرگم هستم که این لطفو کرد و شما رو بخشید به من یکی از جاهایی که باز خوشحالم که ایرانیم این هست که شما ایرانی هستی و چه نعمتی خدا داده به من ایرانی دوستت دارم استاد عزیزم و مهربونم

    سوال 1

    قبل از اینکه جهان مارو مجبور کنه و چکش رو بزنه که به وضوح میبینم باید تغیر کنم و جهش خوب و بزرگی در زندگی ام داره حالا چه در(مهارت کار،یا زندگی شخصی،تغیر رفتاری،اقدام مالی) چیست؟

    1 مهارت کار

    استاد عزیزم چند وقته که دارم ی دوره فول کامل استارون رو میبینم درکنار یکی از استادان و خوبان شهرم که واقعا عالیه توی این حرفه

    از اونجایی که اون خیلی سختگیر تر و ریزبین تر و تمیزکار از خودم هست کنارش واسم سخت بود کار کردن چون خودم توی حرفه خودم خیلی خوب و عالی هستم و اون بیشتر از من و با اینکه من سررشته کاملی نداشتم توی این حرفه واسم خیلی سخت بود کنار هم کار کنیم #من بدلیل برنامه مهاجرتی که دارم قصد دارم که خودم رو و علمم رو توی کارم ارتقا بدم تا راحتر بتونم حرکت کنم#و این اخلاق دوستم منو چند وقت از همین کار دور کرد اما به لطف و بخشندگی خدای مهربانم باز کنار هم اومدیدم و داریم کار میکنیم و این سختی کار من بود البته که خود کار در شروعش سخت هست اما وقتی با چالشها مواجه میشی و اونارو با هدایت خدای بخشنده و حرکت خودم طی میکنم و متوجه میشم واسم توی دفعه بعد مثل اب خوردن هست و راحت طی میشن

    زندگی شخص

    و

    تغیر رفتاری

    میتونم این دوتارو به هم ربط بدم چون اخلاقم به زندگی ام ربط داره در حال حاضر و این برمیگرده به فرکانسها و طرز دیدم به دنیا

    من دقیقا همین اخلاق دوستم رو دارم توی کار و کسای زیادی کنارم کار کردن در صورتی که من فوق العاده خوش اخلاق و خنده رو هستم اما توی کار خبلی سخت گیر و نکته بین هستم و باید اون کارو تمیز و درست جلو ببرم اما اینجا ی چیزای به من نشون داده شد که خودم درکش کردم اینکه توی کار امکان اشتباه واسه افراد مبتدی توی کار بالاس و هر جور اتفاقی ممکنه ناخواسته بیوفته و از عمد نیست و جای ناراحت شدن و عصبانی شدن یا هر اخلاق بد ناخواسته باید ارامشم رو حفظ کنم و اونو درست کنم چند روز اول تا خواستم با استلاهات دوستم اشنا بشم که به ابزارالات ربط داشت سخت بود و باعث سردرگمی من میشد و عقب افتادن کار و اتفاقات دیگه و اونجا بود که یادم افتاد به کسایی که کارم کار میکردن و همینجوری بودن و منم همین رفتارو داشتم باهاشون و یجوری خدا گفت عزیزم از حالا به بعد مواظب باش رفتارت درست باشه و منم گفتم چشم عشق من خدای پاک من

    و اینکه از ناخواسته ها در زندگیم اعراز کنم روی برگردونم و بهشون نگاه نکنم هر چیزی که حال خوب و قشنگمو بخاد بد کنه حواسم باشه که این نجوا هست و شیطان داره ی کارایی میکنه من باید حالم خوب باشه و لذت ببرم از راه رفتنم از نفس کشیدنم از صحبت کردنم ازفکر کردنم از نگاه کردنم از رانندگی ام از غذا خوردنم از هرکاری که من دارم در طول شبانه روزم انجام میدم چون این لذت و حس خوب منو به خدای پاکم و احساس خوب نزدیک و نزدیکتر میکنه و هدایتم میکنه به سمت خواستهام و این احساس خوب منو نزدیک میکنه به خدای پاک‌و بخشنده ام و این چرخه درحال انجام و جهان به من واکنش نشون میده چون من لایق هستم و ارزشمندم

    اقدام مالی

    چند وقته که خیلی تو فکر مهاجرت هستم و میدونم که باید حرکت کنم و خودم بالا ببرم و نتیجه های بزرگی بگیرم در حالی که خداروشکر همچیز الان خیلی عالیه و ثروت و نعمت فراوان وارد زندگیم میشه از بی نهایت طریق اما میخوام و حسم مدام میگه بلندشو حرکت کنیم که باید برنده بشیم،امروز خیلی هدایتی یکی از فایلهاتونو توی گوشیم شندیم که واسه جلسه 5 تغیر را در اغوش بگیر بود و دوباره خیلی چیزای دیگه واسم روشن شد و یکی از پاشنه اشیل هام این بود که شرک میرزیدم از اینکه اگه برم پدرم چی یهو الهام شد بهم گفت پس از قبلش چی همونی که تا اینجا اوردش مابقیش هم همون براحتی و زیبایی میبره اون خدا هست پسر خدا

    استاد اصلا باورم نمیشد که چقدر واضح داشت با خودم صحبت میکرد

    من همیشه به خدای عزیزم میگم دوست دارم و میخوام که توب جوونیم به همچیز برسم و داشته باشم و اون فایل درست و زیبا اومد بالا جلسه 5 واقعا بجا بود و من منتظر نشونه ها هستم و میگم خدای پاکم تو میدونی تو میتونی پس هدایتم کن و راهو نشونم بده من نمیدونم من نمیدونم تو میدونی توهم بهم بگو که من اماده هستم من محیا هستم من دستمو به دستت دادم من توی اغوشت رها هستم منو ببر به مسیر درست به مسیر نعمت به مسیر برکت به مسر درست من امادم در هر لحظه ببرم به بهترین مکان و بهترین زمان و بهترین موقعیت تا ببینم بشنوم بگم اون چیزی رو که برای پیشرفت و حرکت من هست به سمت موفقیت و ثروت و نعمت

    استاد عزیزم دوستت دارم مشتاقانه منتظر دیدار روی ماهت هستم که بیام و ببینمت

    ردپا

    1404/8/25

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    مهدیه عبدالمحمد گفته:
    مدت عضویت: 261 روز

    و خدایی که در این نزدیکیست.

    چقدر برام منطقی تر میشه وقتی حرفهای دیگرانو می‌شنوم که با توکل به خدا و تغییر یکباره و تصمیم گیری های عاقلانه و قدم برداشتن

    می‌شود زندگی رو اونجوری که میخوایم بنویسیم.حرفهای آخر فایل استاد خیلی تامل برانگیز هست و منی که همش داشتم به ی کاری توی خونه فکر میکردم ولی اصلا نمیدونستم چجوری کاری باشه،متوجه شدم من خیلی علاقه به کار حسابداری دارم و توی هشت ماه آخر کارم اونو تا حدودی یاد گرفتم و عاشقانه داشتم انجامش میدادم،خیلی علاقه دارم که توی این حوزه کار کنم امید دارم خداوند درهای رحمتش رو به زودی برام باز میکنه و من توی خونه به این کار میرسم.الهی شکر که منو انقدر قشنگ داری هدایت میکنی.یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: