این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-19.gif8001020پشتیبانی سایت/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngپشتیبانی سایت2015-07-06 00:00:002025-12-03 06:58:09فقط روی خدا حساب باز کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
وقتی به گذشته خودم نگاه می کنم میبینم که چقدر من شرک داشتم ، وسالها به انسانها قدرت دادم ، و نتیجه اش شده گمراهی وبدبختی وباز این خدای مهربان بوده که باوجود این همه شرکی که داشتم من و هدایت کرد وآورد تواین سایت الهی وبه لطف خدا این مدت که فایل های توحیدی وگوش میدم ، دیگه به هیچ کس قدرتی نمیدم ووهمه انسان ها چه افراد قدرتمند چه مردم عادی همه روتوذهنم کوچک کردم و همیشه تودعاهام از خدا میخواهم که توحید و یکتاپرستی و درقلب من جاریکنه ، وتمام شرکها رواز قلبم پاک کنه ، خدایا تنها تورا می پرستم وتنها از تو یاری میجویم ،مارابه راه راست هدایت کن راه آنهایی که به آنها نعمت داده ای ونه راه گمراهان،ممنون و متشکرم و سپاسگزارم از فایل های ارزشمندتون
در پناه الله یکتا خوشبخت و سعادتمند و ثروتمند باشید
خداروشکر میکنم یک روز دیگه بهم فرصت داد تا روزشمار تحول زندگی خودم را ببینم
روز هفدهم
چقدر این داستان تکراری همه ادم هاست علی الخصوص خودم هست که به طرق مختلف. اومدن و روی یک نفر حساب کردم، تو ذهنم ازش بت ساختم، که فقط اونه که میتونه دستم بگیره و منو از این وضع نجات بده و هربار روزگار و جهان به من فهموند که تو کارهام اگر از درون روی یک نفر حساب باز کردم دقیقا کارم همونجا گره خورده، هزاران مرتبه
خیلی مرز باریکی این موضوع داره با کج فهمی، چون ی حس درونی هست که موقع تصمیم گیری باید ببینم که دارم روی حرف و قول کی حساب با میکنم
هرجا اومدم خودم دست پایین گرفتم بخاطر عدم اعتماد به نفسم و قدرت تو ذهنم دادم به اون طرف، بد چک و لگد خوردم
تا جایی که ی روز واقعا خسته شدم از روی ادم ها حساب کردن و چیزی دستمو نمیگرفت، رو کردم به خدا گفتم من تسلیمم، من عقلم دیگه نمیرسه، خدیا خودت حلش کن
و وقتی وایسادم کنار، خدا اومد وسط میدون و حل کرد برام
خیلی باید روی این ترمز و احساس لیاقت خودم کار کنم که تو ذهنم قدرت ندم به افراد معروف، ثروتمند و… و اونها مثل خودم بدونم، اونها اگر نعمت هایی دارن که من خواهانشونم، فقط بخاطر اینه که باورهای مناسب تری نسبت به من داشتند.
ی امتحان زبان داشتم، قبل از ازمون رو کردم به خدا گفتم خدایا خودت کمکم کن
موقع نشستن دنبال جای خوب برای سرامتحان میگذشتم تا تقلب کنم.، ی لحظه به خودم گفتم، تو از کی کمک خواستی.، اما چطور داری رفتار میکنی، ی دل شدم و با ایمان نشستم، خلاصه کنم که من فقط با هدایت های خودش ازمون جواب دادم و تنها من از بین تمام همکارام قبول شدم
یا موقعی که چک داشتم تو بازار و برای پاس کزدنش، روی قول دیگری حساب میکردم، هیچ کدوم پاس نشد اما وقتی که یک ریال هم نداشتم، دقیقا قبل از عید1403، گفتم خدایا تنها امیدم تویی، خودت عابرومو حفظ کن، به راحت ترین شکل خودش حلش کرد
محمد جان سلام داداشم از اینکه وقت گذاشتی ک تجربه تو نوشتی تا هر کسی در زمان مناسب هدایت بشه و ازت الگو بگیره ازت ممنونم. ازت سپاسگزارم
محمد جان چیزی ک تو کامنت تو خیلیییی منو جذب کرد این جمله بود ک :
هرجا اومدم خودم دست پایین گرفتم بخاطر عدم اعتماد به نفسم و قدرت تو ذهنم دادم به اون طرف، بد چک و لگد خوردم، تا جایی که ی روز واقعا خسته شدم از روی ادم ها حساب کردن و چیزی دستمو نمیگرفت، رو کردم به خدا گفتم من تسلیمم، من عقلم دیگه نمیرسه، خدیا خودت حلش کن
این متن و این قسمت از کامنتت دقیقا منم. دقققیقا و دقیقا خود خود منم
من مثلا مشتری قیمت میخواد کار منم به نحوی هست ک مشتری ازم قیمت میگیره از جاهای دیگه هم قیمت گرفته هرکی ارزون تر از اون خرید میکنن، البته بگم این ک هرکی ارزون میده نیست، هر کی در مدارش باشه، حتی گرون تر مشتری از همون خرید میکنه
ولی چیزی ک من خیلی اذیت میشم اینه ک خیلی وقتا پروزه هامو با سود 20 30 درصد میدادم و میبستم ،همون مواقع پروژه ای با 5 درصد میدادم بسته نمیشد، پروزه های بالای 600 700 تومن و میلیاردی ااااصلا نمیتونم با سود 10 20 درصد ببندم چون میگم پروزه بزرگ هست کسای دیگه زیر قیمت میزنن و من برنده نمیشم،اونا رو خیلی وقتا با سود دو سه درصد میزنم باااااازم برنده نمیشم
الان مدتیه تمام قیمت ها رو اوردم پایین ولی الان دو سه ماهه عملا فروش خاصی ندارم و این ک بقبه دارن میفروشن دارن کار میکنن دارن قرارداد میبندن دارن گردش مالی ایجاد میکنن اینکه دارن پول میسازن ولی من کارم روال نمیشه داره اذیتم میکنه و هزینه های جانبی داره خییییلی روم فشار میاره
خیلی دارم مدتیه تلاش میکنم ک بفهمم ک اقا من بالاخره باید چجوری قیمت بدم چجوری استعلام ببندم ک بتونم پروژه بگیرم ،پروزه های مثلا تا 100 200 میلیونی رو با چند درصد فاکتور ببندم پروزه های بزرگ تر رو با چ درصدی ببندم، چجوری میتونم جاذب ادم ها و شرایطیی باشم ک نقدی میخرن، چ باورهایی باید بسازم، میدونی، خیلی وقته اسیرم این موضوع شدم
به قول استاد تنها راه اموزش مثال زدن هست، به اشتراک گداشتن تجربیات هست
ممنون میشم ازت اگر در مورد این که گفتی خیلی جاها دست پایین گرفت و چک و لگد خوردم، در مورد این موصوع بیشتر توصیح بدی واقعا ممنون میشم
آرزوی بهترین ها برای خودم، خودت و بقیه دوستان و استاد گلم دارم
موضوع درصد سود کم یا زیادی من و تو مشخص میکنیم نیست، موضوع ی چیز دیگه هست
موضوع اصلی با این سوال میخوام از خودم بپرسم چون منم سوال تو رو دارم از ی زاویه دیگه، اونم این سوال اینکه
80 میلیون ایرانی دارن نیازهاشون تهیه میکنند، من تو این چرخه کجا قرار گرفتم؟؟
من در مورد خودم میتونم صحبت کنم و اشکال کار من تو چندتا مورده :
*توحید و اینکه خدای من چقدر توان داره تا خواسته هام اجابت کنه
*باور فراوانی
*احساس لیاقتم
* باور و اینکه ذهنم قبول کنه ک میتونه اتفاق بیفته، یکی از راهاش دیدن مداوم الگوهاست و مراوده و دیدار با افراد ثروتمند
* ترمزها و پاشنه آشیل های دیگه ک مهم ترین هاش ک بنظرم مشترک هست گفتم
مدام باید روی این ها کار کنیم
من خودم تا قدم پنجم دوازده قدم اومدم و متوقف شدم، و میدونم ک باید از درون مسائل حل کنم تا دنیای بیرونم حل بشه چرا؟؟
چون وقتی من تمام زورم زدم تا پرونده ی زمین چند میلیارد ک داشتم مشکلش حل بشه، هرچه کردم نشد، و بیخیال شدم
وقتی آروم گرفتم و خودش از طریق دیگه ای خیلی راحت حل شد
خیلی جاها تو زندگیم بحث انجام تغییر بوده، بحث نشون دادن ایمانم برای انجام دادن کاری ک تو این لحظه از دستم برمیاد، خیلی وقت ها دوست داشتم از لحاظ مالی پولی بهم برسه تا مسائلم حل بشه اما نمیشد، ولی یک زنگ ب دوستی، یا حتی گفتن اینکه به طرف مقابلم ک نمیتونم الان پرداخت کنم یا الان شرایطش ندارم بهم مهلت بده واقعا ایمان میخاست مخصوصا موقعی ک ذهنم میگفت این دیگه چک هست و برگشت میخوره حرف تو ک پول نمیشه، اما خداشاهده وقتی ک با ذهنم همراهی کردم تا آخرین لحظات فقط زجر میکشم و بدترین اتفاق افتاده، اما وقتی ک توکل کردم و همون اول حرف زدم قبل از دقیقه نود، خود طرف قبل از اینکه کار از کار بگذره تونست کاری بکنه و مسئله حل شد
رضا جان، دوست خوبم همه ما بدون هدایت های خداوند هیچی نیستیم، عقل ما نمیرسه، فقط باید تو شرایط بتونیم ذهن جوری کنترل کنیم ک بتونیم الهامات و هدایت های خداوند دریافت کنیم و بهش عمل کنیم تا الهامات بیشتری دریافت کنیم
الان خودم باید ی تماسی بگیرم و حرفی بزنم اما ب تاخیر انداختم اونم میدونم از سر بی ایمانی خودمه، چون تمام مسائل راه حل دارن، آسون و در دل خودشون
این روزها زیاد سوره شرح میخونم و به معنی و مفهومش توجه میکنم
دوست دارم ی اتفاق بزرگ و ی دفعه ای بیفته و تمام شرایط عوض بشه اما از ی طرف ذهن خودم نمیتونه باور کنه دوم اینکه تکامل هم لازم داره، البته آروم آروم وقتی به الهامات عمل کردم و منتظر کسی نموندم و ایمان نشون دادم و اقدام کردم، نتیجه ها کم کم اومدن، درآمدم شغل دومم بعد از ماه ها از صفر به 5میلیون رسید، اونم وقتی ک با تمرکز بیشتری و هر روزه سعی کردم فایل های استاد با تمرکز گوش بدم و اجرا کنم
حرف ها میومد و من مینوشتم، و ردپایی باشه برای اثبات به ذهن نجوا گرم در آینده، همانطور ک مثل گذشته خدا حلش کرد این بار هم میتونه، خدا رب العالمینه، بهش ایمان داشته باشم قدم به قدم هدایتم میکنه
آرزوی بهترین ها برای خودم، رضای عزیز و همه بنده های خوب خدا دارم
الان فهمیدم که علت اصلی ناراحتیها و اعصاب خوردی من، حساب کردن روی دیگرانه. از دیگران انتظار داشتنه. فکر میکنم که دیگران باید خوب باشند و تغییر کنند و طبق دیدگاهها و افکار و ایدههای من باید رفتار کنند تا من حالم خوب باشه. در صورتی که دیگران نمیتونند کاری کنند که من حالم خوب باشه، اینکه من به خواستههام برسم.
همون خدایی که این کهکشانها و ستارهها رو با اون عظمت متحیرالعقولشون داره مدیریت و رهبری میکنه، همون خدایی که داره مغز ما رو با تمام پیچیدگیهاش رهبری میکنه، همون خدایی که در هر لحظه باعث میشه که در رگهای بدن من خون جاری باشه و تمام اتفاقات ریز و درشت رو در درون من و جهان بیکران اطرافم و همچنین جهانهای نادیدنی رو مدیریت میکنه، میتونه و قادره به من کمک کنه اگه فقط به او توکل کنم و او رو مایه و سرچشمه همه نعمتها، زیباییها و ثروتها بدونم.
کلید تمام خزاین الهی به دست خداونده، اصلا خود خداوند نعمته، خداوند خود ثروته و همین خداوند به من نزدیکه (فانی قریب) و از رگ گردن به من نزدیکتره. اگه با او باشم، تمام اینها هم مال منه، پیش منه و من نه غمی دارم و نه ترسی.
اگه من به قول و قرار کسی که به من وعده پول و قدرت و … داده بیشتر اعتماد کنم و نگران نباشم، ولی به قول و قرار خداوند که به من وعده نعمت و ثروت داده اعتماد نمیتونم بکنم و همچنان ناراحت و نگران باشم و از اتفاقات واهی که فقط ساخته ذهن منه ترسان، پس من به او ایمان و اعتماد و توکل و امید ندارم. چگونه من به فردی که تماما به همین خدای زیبا و قدرتمند وابسته است، اعتماد میکنم ولی به خود خدا که تمام خیر و نعمته، اعتماد نمیکنم؟؟؟؟
خدایا خودت کمکم کن که فقط به تو توکل کنم، فقط امیدم به تو باشه، و فقط با یاد تو آرامش بگیرم. خدایا هدف اصلی زندگی من رو، بندگی خودت قرار بده که نتیجه بندگی کردن تو حال و احساس خوب و آرامشه.
فایلی که من هر چند روز یکبار، چندین و چند بار بهش گوش میدم و هیچ وقت برام تکراری نمیشه!
فاطمه اگر با آدم ها بخاطر این ارتباط برقرار میکنی که اونا یه روزی یه جایی دستت رو بگیرن، داری با سرعت از خوشبختی دور میشی
تنها منبع قدرت، تنها منبع ثروت، تنها منبع خوشبختی، فقط خداست!
هیچ وقت با خودت این فکر رو نکن که کسی بتونه کاری برای تو انجام بده یا کمکت کنه؛ چون اونی که میتونه بهت کمک کنه فقط خداونده!
وقتی تو میگی فلانی به من کمک میکنه، تو داری دستان خداوند رو میبندی؛ چون خداوند بی نهایت دست داره و از بی نهایت طریق میتونه به تو کمک کنه!
اگر ما توحید رو باور کنیم و با خداوند یکی بشیم، اگر تمام مردم جهان بخواهند مارو بکشن پایین، نمیتونن این کار رو انجام بدن!!!
از هیچکس انتظاری نداشته باش! از هیچکس؛ تاکید میکنم از هیچ کس….
تو ذهن خودت این رو بساز که اونی که میتونه به تو کمک کنه، فقط خداونده!
خیلی حواستو جمع کن که از کی حساب میبری؟ جلوی کی دستپاچه میشی؟ قدرتو داری به کی میدی؟؟
خداوند همیشه از جایی به تو میرسونه که فکرشو نمیکنی!! ولی کِی؟
وقتی که باورش کنی! وقتی که باهاش باشی!
قدرتمند ترین فرد جهان هم اومد جلوت، جوری رفتار کن که انگار توهم از اون قدرتمند تری، چون اون کسی نیست که بتونه کاری برای تو انجام بده که تو بخوای ازش حساب ببری یا التماسش کنی یا به پاش بیفتی، حتی توی ذهنت.
اگر کسی لطفی محبتی بهت کرد، ازش تشکر کن بگو ممنونم تو تلاشت رو بکن، ولی همون لحظه توی ذهنت به خدا بگو خدایا میدونم تو هستی قدرتمند، میدونم تویی که داری به من کمک میکنی این کاره ای نیست.
اون وقت اگر طرف زد زیر قولش اصلا ناراحت نمیشی چون میگی خدا میخواد از جای دیگه به من برسونه!
برای موفق و خوشبخت شدن، افراد قدرتمند و ثروتمند نیاز نیستن؛ خداوند نیازه… همین و بس!
دیشب داشتم پیش یکی از دوستان سایت دقیقا گله میکردم که خدا چرا بیشتر از یه حدی به من ثروت نمیده من که دارم تمام سعی و تلاشم رو میکنم
و امروز این فایل نشونه اومد و دوباره این مباحث رو یادم اومد
اولش ناراحت بودم میگفتم سارا تو چه طور موصوع به این مهمی رو فراموش کردی آخه قبلنا که خیلی خوب داشتی روش کار میکردی ولی یادم اومد تو یک فایلی استاد میگفت خیلی از مباحث قانون رو ما ممکنه یادمون بره یا برامون کمرنگ بشه بعد هدایت میشیم به سمتش دوباره یادمون میاد عمل میکنیم بهش و این چرخه ادامه داره و هر روز بزرگتر از قبل میشیم
شرکهایی که من شناختم تو وجودم هست وقتی این فایل رو گوش دادم
من ایده برام اومده بود برم کارت ویزیت هام رو یه تعدادیش رو پخش کنم پخشم کرده بودم حدود 25 تا ولی 5 تای دیگه مونده بود ، من شرک داشتم و میگفتم اگر الکی برم خودمو معرفی نکنم و اتفاقی نیافته چی؟
انگار روزی من فقط دست اون کساییه که کارت ویزیتم رو دارن
یا ایده اومده بود که برم و چهره های دوستام رو براشون بکشم و خوب یادمه چون قبلن این اتفاق برام افتاده بود از اون دوستم انتظار داشتم یه مبلغی بالاخره بهم پرداخت کنه در صورتی که خودم گفته بودم این صرفا یه بازیه و رایگانه
چه قدر من به پدر مادرم قدرت دادم یه جاهایی ، چه قدر ترسیدم به خاطر اینکه چون دارم فلان رفتارها رو میکنم که از نظر خودم کاملا درست و منطقیه ولی اونها مخالفشن منو از خونه میندازن بیرون و من دیگه جایی برای زندگی کردن ندارم
انگار کسی که این خانواده رو به من داده قبل از تولم دیگه کلن قدرتشو از دست داده و اون نمیتونه بهم کمکی بکنه
و فقط خانوادمن که میتونن برای من خونه و عذا و امکانات فراهم کنن
چه قدر میرفتم الکی پیج اینستامو چک میکردم که ببینم آمار آخرین پستی که گزاشتم چه قدر رفته بالاتر ، مثل اینه یه کاری به خدا بسپری بعد بهش اعتماد نداری کارشو میتونه درست انجام بده هی بری بهش سر بزنی ببینی تو چه وضعیتی هست اون کاره
چه قدر من به اون دوست عباسمنشی عزیزم همیشه امید داشتم که این آدمه بهتر از هر کسی جواب مشکلات منو میدونه بارها شده بود اول از خدا خواسته بودما ولی در کنارش بارها شده که من رفتم سراغ این دوستمون
چه قدر ترسیدم وقتی دیدم گروه طراحی ای که دو سال باهاشون بودم و دوستام شده بودن و آدمای پایه ای بودن رو دارم از دست میدم و ممکنه دیگه برنامه ای نباشه باهاشون چون خیلی خوش میگذشت باهاشون
غافل از اینکه 3 ، 4 سال پیشش من اصلا روحمم خبر نداشت میشه همچین گروه هایی تشکیل داد و اینقدر تفریح کرد و هدایت شدم هر بار به سمتش
انگار یادم رفته بود خدا این گروه ها رو این ادمها رو اورده
اقداماتی که به ذهنم میرسه که بر خلاف این شرک هام انجام بدم
کارمو که برای پیجم کردم سر زدن الکی به پیجم برای چک کردن آمار رو میزارم کنار
فقط اگر الگویی فرستاده باشن میتونم برم چک کنم
اقدام بعدیم این بود که این ایده به ذهنم رسید که اینقدر ادمهایی موفقی که ممکنه به کار من نیاز داشته باشن رو بزرگ ندونم اونها هم مثل من انسان هستن و تفاوتی از این لحاط با من ندارن و برم در روز به دو نفر که هدایت میشم به سمتشون توی پیج هاشون خودم رو معرفی کنم به جای اینکه برم بیرون تو گرما کارت ویزیتهامو پخش کنم
البته این قدم رو امروز یکمش رو برداشتم و 3 کارت ویزیت از 5 تای باقی مونده رو دادم و به یک مدیر شرکت معروف چرم ایرانی ایمیل زدم
اقدام بعدیم تاثیر حرف خانوادم علل خصوص مادرم رو باز هم کمترش کنم ، من قبلن ترسهام خیلی زیاد بود، خیلی زیاد یعنی فک کنین یه کار ساده مثلن مرتب کردن تختم رو همیشه میترسیدم اشتباه انجام بدم و سرزنش بشم و وقتی سرزنش میشدم کلی خودم به خودم سرکوفت میزدم
هر چی گذشت فهمیدم این رفتارها اشتباههه ذره ذره کارها رو به شیوه ای که فکر میکردم بازم بهتره دارم انجام میدم و الان میتونم بگم در مقابل 90 درصد صحبتهای مادرم ضد ضربه شدم یعنی یه چیزایی بهم میگه واقعا انگار نه انگار در نود درصد مواقعم که سعی میکنم کلن نشنوم
ولی الن بازم میخوام اون ده درصد باقی مونده رو به صفر برسونم و کارهایی که فکر میکنم برای من درسته و سبک شخصی من هست رو آروم آروم انجامش بدم نهایتش اینه از خونه واقعا میندازنم بیرون که خب خبر خوبیه چون قراره یه خونه ی بهتر برم چون این جهان همیشه داره بهبود میده همه چیزو
اقدام بعدیم اگر دیدم سرگروه گروهمون با من رفتار ناشایستی رو دوباره تکرار کرد بهش تذکر بدم و نترسم از اینکه اگر این گروه خوبو از دست بدم بعدش چی میشه
بعدش هیچی بازم بزرگتر میشم و انسان شجاعتری میشم پا رو دل کلی از ترسام میزارم
این اقداماتو اینجا نوشتم چون میدونم چند ماه یا چند سال دیگه بهش هدایت میشم و یادم میاد چه اتفاقاتی برام افتاده این روزها
الهی تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم من و ب راه راست به راه کسانی که ب آنها نعمت دادی هدایت کن الهی کمکم کن ک این جمله ای که هی تکرارش میکنم باور قدرتمندی بشه برام و فقط در حد حرف نباشه الهی کمکم کن ک هر لحظه در مسیر زیبای خودت باشم و از حاشیه ها دور باشم الهی کمکم کن تا دو سه روزی که احساس آرامش و خوشبختی کردم همه چی و ول نکنم اتفاقا بیشتررررررتر مشتاقت باشم توووووو باش دگ هیچ کس نباشه تووووووو هدایتم کن همه اعتبارات ب دست توعه هیچ کس و هیچ چیز قدرتی ندارن ک زندگی منو تغییر بدن اراده من(ک اینم توووو خودت باید اجازه شو بدی ک حتی اراده کنم برای تغییر)و هدایت توعههه که من و ب اون جایگاهی که تو ذهنم ایجاد شده میرسونه الهی اسونم کن برای آسونی ها کمکم کن اگر شرکی هم داشتم زود از بین ببرمش و فقططط با تو پیوند بخورم استاد این حدیثی ک از پیامبر گفتین ک :
(در امت من نیت شرک راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگ صاف و سیاه در دل تاریکی شب مخفیه )چقد حرف داره بر گفتن چقد من نمیدونم و نمیفهمم خدایا منو ببخش
الله و اکبر خدایااااا منو ببخش برای روزهایی ک ب بنده هات قدرت میدادم من و ببخش ک حرفای اونارو بیشتر از وعده های تو قبول میکردم الهی از وقتی ک شروع کردم همین ریشه های شرک و قطع کردن حالم بهتر شد زندگیم از هر جهت عالی شد آرامشم بیشتر شد واز همه مهم تررررر تووووووو تو زندگیم پررنگ تر شدی و چقد حس نابی هست با تو بودن حرفهای تورو گوش کردن مسیرهایی ک تو نشونم میدی و رفتن
تنها منبع رزق و سلامتی و ثروت و خوشبختی رو فقط تووووو میدونم رب من
ثروت هایی ب من بده ک بغیر الحساب ب اون جایگاهی برسونم ک تمام جهان برای من خدمت کنن و برای من پول بسازن برای رسیدن ب همه اینا فقط تو رو میبینم و فقط از خودت میخام فقط تویی ک به من نعمت و عزت و شهرت و ثروت میدی هیچ کس دیگه ای در جهان نیس ک قدرت داشته باشه تمام چیزی ک در جهان هست قدرتش ب دست رب من صاحب اختیار و فرمانروای کل هستی و کیهانه
توحید ینی یگانگی الله من توحید ینی ربوبیت و تنها توووویی ک رب العالمینی الهی فقط تویی ک توانایی این رو داری ک از جایی ک ب عقل ناچیز من نمیرسه بهم بدی باورم نمیشه چطور وقتی باورت کنم و تو ذهنم همه ادمهارو از لحاظ قدرت کوچیک کنم تو میمونی و منی ک ب دونه دونه خاسته های ریز و درشتم میرسونیم الهی کمکم کن وقتی ب این جایگاه وشرایط رسیدم دوباره نیام روی کسی حساب کنم ک ب قول استاد همه اون نعمت هام قطع میشن
از خدا میخام کمکم کنه توحید رو در وجودم جاری کنم فقط خودش رو بپرستم و از خودش در هر لحظه یاری بجویم خدای بینظیرم ازت میخامممم هیچ وقت دستمو ول نکنی من با تو بود ک معنی همه چیز رو فهمیدم وقتی تو نبودی دنیا برام تیره و تار بود هیچی نبود شور و انگیزه ای نبود هدفی نبود آدمای مناسب نبودن ظلمات و ی بیراهه ک انتهایی نداشت و مثل باتلاقی ک هی منو تو خودش میکشید بود این تو بودی ک ازاون جا نجاتم دادی کمکم کردی عاشق خودم باشم و ب همه عشق بورزم این تو بودی ک چشمم رو ب کل جهان باز کردی و دیدم رو تغییر دادی الهی چقد خوبه ک کل زندگیم رو خودت داری رهبری میکنی و لذتش رو ب من دادی خدایا عاشقتممممم کمکم کن تا روزی ک در این جهان فرصت زندگی بهم میدی همین عشق رو حفظ کنم و قله های موفقیتی ک انتظارم رو میکشن و فتح کنم الهی صدهزار مرتبه شکرت
استاد بی نظیرم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
رب من تنها فرمانروای من صاحب اختیارم بی نهایت عاشقتممممم
الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
بعد از مدتها تازه تونستم معنای حقیقی این جمله رو درک کنم. تازه درجه شرک خودم رو فهمیدم. تازه دارم یاد میگیرم چطوری درخواست بدم با چه احساسی و به چه روشی. جمله استاد تو گوشم زنگ میزنه وقتی با اون حالت جدی در قدم دوم از دوازده قدم فریاد میزنه تو خواسته ات رو به جهان بگو 99 قدم رو اون برات برمیداره و تو کافیه یک قدم برداری. یک قدم با ایمان، یک قدم از سر تسلیم، یک قدم که باور داری از اعماق وجودت که او برات به بهترین نحو ممکن انجام میده. او همه رو بسیج میکنه تا من به خواسته ام برسم. چون من ارزشمندم. من با وجودم به این جهان روشنی بخشیدم، و این جهان پاسخی است به انعکاس های من. فقط کافیست فرکانسم رو به سوی بالاترین قدرت تنظیم کنم. اونوقت همه چیز معجزه اسا انجام میشه. من میتونم شاهد معجزه ها باشم. امروز شنبه سوم خرداد 1404 هست و من با خوندن کامنت زیبای دوست قدرتمندم پی به شرک درونی خودم بردم. اون پاشنه اشیلی که سالهاست در وجودم تار ناامیدی و حسرت تنیده و وجود خدا را کمرنگ و کمرنگ تر کرده.
امروز با این احساس هفتهی خودم رو اغاز میکنم. من فقط خواسته هایم رو ارسال میکنم، با احساس خوب و لذت زندگی میکنم، چون مطمئن هستم به بهترین صورت ممکن خواسته هایم تحقق می یابند. چون او غفور و مهربان هست. لغزشهایم رو به راحتی نادیده میگیره. او مهربانترین مهربانان است. با او دیگه قلبم نمیلرزه و امکان خطایم به صفر میرسد اگر واقعا ابراهیم وار مومن باشم.
میخام این هفته فقط درجه اعتماد به خدایم را به بالاترین حد ممکن برسانم.
تلاش میکنم ستاره قطبی زندگیم با بهترین احساس بنویسم و شب هنگام میزان ایمانم رو بسنجم. ببینم عه چه راحت و معجزه وار این مسئله حل شد. و بنویسم از این معجزات روزانه ام تا سندی محکم برای ذهن نجواگرم باشه که ناممکن ها میشود به شرط ایمان ابراهیمی.
سپاسگزارم مریم عزیزم بابت این سفر الهی و این متن فوق العاده زیبا
اتفاقا الان قبل این که بیام این فایل گوش بدم ،،ذهنم داشت سخونک میزد که امروز یه فایل طولانی گوش دادی و … بزار آخر شب یا فردا،ولی قلبم گفت بیام ، سفرم ادامه بدم و این متن فوق العاده شما یه تو دهنی به نجوا های شیطان کوچولو ذهن من بود، خیلی عجیب بود که من این چند روز متعهدانه فایل گوش کردم،سعی کردم درک کنم و عمل کنم و کامنت بزارم حتی وقتایی که نمیشد و خونه نبودم و هزار تا بهونه داشتم مثل الان
اما من باور دارم که این مسیر جواب میده و من خالق زندگی خودمم و دیدم اتفاقات و نتیجه فرکانس هامو و میخوام که بهتر بشه شرایط هر روز پس باید هر روز این مسیر طی کنم ،هر روز وقت بزارم ،هر روز کمی احساسم از قبل بهتر بشه،کنترلم روی افکار و احساسم بیشتر بشه..
به همین دلیل من تعهد میدم که هر روز سفر کنم در دل تغییرات و ثبت کنم تحربیاتم از این سفر الهی رو،انشااله خداوند من رو حمایت کنه و چراغ راهم باشه همینطور که تا الان بوده و من بدون خداوند هیچم
این ها همه همزمانی هست ،این که سوالی میاد و خداوند به هر وسیله ای سریع جواب میده چون ایمان دارم خداوند هر لحظه مارو هدایت میکنه و حمایت میکنه در این راه.خدایا شکرت خودم سپردم بهت.مریم بانو بینهایت بینهایت ازتون سپاس گزارم و عاشقتونم ،امیدوارم همیشه شاد ،سالم و ثروتمند و توان مند باشین و همیشه با این قلم الهی به ما نیرو بدین برای حرکت.
سپاس از استاد عزیزم که با عشق این آگاهی هارو دریافت کردن و تو زندگیشون هر روز عمل میکنن و باورهاشون قدرتمند تر میکنن و تمام آنچه بهش رسیدن با عشق و سادگی در اختیار ما میزارن تا ما هم زندگیمون اونجور که خودمون میخوایم خلق کنیم،خواسته های جدید متولد و اتفاق افتادنشون ممکن و قابل باور بشه ،بینهایت عاشقتونم و سپاسگزارم ازتون،ممنون که اینقدر ساده ، قابل درک و گیرا هست کلامتون.امیدوارم در راه خلق زندگیتون هر روز موفق تر باشین.
فقط روی خدا حساب باز کنم.روی کسی حساب نکنم. از افراد موفق الگو بگیرم نه بهشون قدرت بدم که زندگیمو خلق کنن .قدرت فقط در دستان خداوند باید در تمام کارها و لحظه ها باور کنم.باید همیشه تلاش کنم که فقط به خداوند قدرت بدم.فقط خدارو باور کنم همه چیز دارم.تنها کسی که میتونه برای من کاری کنه فقط خداوند است و کارها رو برای من به راحتی انجام میده اگر خداوند باور کنم و فقط از خداوند بخوام.
اگه تنها قدرت خداوند بدانم همه رو بدون انتظار دوست دارم و وابسته نمیشم و آزادی عمل دارم و رفتاری نمیکنم که کسی خوشش بیاد کاری که خودم دوست دارم انجام میدم و با شجاعت حرکت میکنم و خداوند کار هارو انجام میده.
از انسان ها به اندازه کمکشون سپاسگزاری میکنم و هزار برابر از خداوند سپاسگزاری میکنم که این ادم سرراه قرار داده و به من کمک کرده در حقیقت خداوند به وسیله اون فرد به من کمک کرده و میگذرم ،بدون احساس دین یا نگه داشتن اون فرد.
هر کاری برای رضایت خودم انجام بدم نه جلب رضایت دیگران،عزت نفس داشته باشم و احساس گناه نداشته باشم که در خدمت دیگران و کمک به دیگران نیستم. باور کنم من با دوست داشتن خودم و باور به خداوند لایق تمام نعمت ها هستم.هیچ قید و شرطی نیست ،خداوند بیشتر از من میخواد که من سعاتمند باشم.
روح و جسمم باید همجهت حرکت کنن ،غذای روح و جسمم باید پاک باشه.
همه انسان ها فارق از ثروت و تحصیلات و قومیت و.. به یک اندازه لایق احترام هستن و دوست داشتنی هستن من باید احترام بزارم و دوسشون داشته باشم بدون انتظار بدون وابستگی بدون این که فکر کنم یروزی به واسطه فلان کار و فلان ارتباط یجایی دستم میگیرن.
در قلبم بالاترین جایگاه و عشق از ان خداوند باشه و هر روز بیشتر باورش کنم و توانایی هامو باور کنم . خودم همیشه تنها ببینم و خداوند راه روشن کرده برای قدم برداشتن و خوشبختی دستم گرفته و هر روز بیشتر بهم نعمت میده ،اگه باورش کنم ناخواسته ای صورت نمیگیره و اگه بگیره به واسطه افکار خودم بوده پ برای بزرگترشدن من و تولد خواسته جدید.خداوند همه چیز حل میکنه و تازه برای من خوب میشه ،تجربه کسب میکنم ،که وقتی رسیدم به اینجور مسائل دیگه برام مشکل نباشن، خداوند افراد میاره تا به من خدمت کنن ولی نه وقتی از فلانی انتظار دارم که این انتظار من باعث میشه بیشتر غرق میشن چون از خداوند نخواستم مگر وقتی که بیدار بشم و راه پیدا کنم.
با خدا باش پادشاهی کن این شاید یکی از باور های من بود حتی وقتی قانون نمیشناختم و همیشه ته دلم میگفت حقیقته با خدا بودن همه چیز میاره.
دقیقا حساب باز کردن من عید دیدم ادمی که همش میگفت اره هر کار خواستین شروع کنین من پشتتونم ،همه امکانات فراهم میکنم هرکاری میکنم براتون بعد ما عید خواستیم به ما محصولش بده بفروشیم یعنی ازش چیز خاصی نخواستیم ولی از اون خواستیم فکرمون حرفاش بود و حساب کرده بودیم و همون موقع گفتم دیدی زهرا حساب کردن چه بلایی سرت میاره و اتفاقا خوشحال شدم و برام یه مثال واضح شدش و هر وقت نجوایی هست از این قبیل یا حرفی نمیزارم قدرت بگیره و سریع خاموشش میکنم. تازه خواسته هایی در من شکل گرفت که من میتونم خودم داشته باشمش. خودم به دستش بیارم.
یکی از کارایی که انجام میدم :سپاس گزاری میکنم در طول روز و اینقدر محو قدرت و گستردگی خداوند میشم که ذوق میکنم و میگم ببین وقتی اینقدر خدای من قدرتمند هست و این همه کار برای من میکنه ،اینقدر من رو دوست داره ،خداوند عاشق منه،ببین برای راحتی من همه چیز خلق کرده ،برای لذت بردن ،ببین چقدر اکسیژن هست که من هر روز استفاده میکنم برای این که زندگی کنم ،چشم هایی برای من افریده برای این که زیبایی ها رو ببینم ،هر روز چشم هامو باز میکنم و زنده میشم این معجزه هست خدایی که تمام زندگی من رو مدیریت میکنه مطمئنن برای تجربه قشنگتر من خلق میکنه خواسته های من رو وقتی ازش بخوام و جهان اینجوری با این قانونین خلق کرده خواسته های منم خلق میکنه وقتی ازش بخوام قدرت خدا بی انتهاست ،خداوند وهاب. خداوند اجابت میکنه کسی که اجابتش کنه رو،خداوند کلید گنج در دست ما گذاشته به وسیله دعا،دعا چیزی نیست جز خواستن فقط از خداوند.
خدایا بزرگی تو شکر عاشقتم.
خداوندا مرا هدایت کن به مسیر درست مسیر ابراهیم و پیروانش.
نمیدونم چطوری ازتون سپاسگزاری کنم بابت وقتایی ک میزارین و این فایلهای هدیه رو هم برای خودتون و هم دوستان هم فرکانسیتون تهیه میکنین
من چقدر لذت میبرم از این همزمانی
خدا خیلی بزرگه از وقتی شروع کردم و مستمر هرروز یک فایل از روزشمار تحول زندگی من گوش میدم
دقیقا یک پیام هم زمان با حس و حال اون روزمه
چیزیه ک ذهنمو مشغول کرده و خداوند از طریق این فایلها با من حرف میزنه
ارامش میگیرم واقعا
از تمام شما دوستان عزیزی ک تو سایت تلاش میکنین واقعا سپاسگزارم و همچنین خانم شایسته عزیز
استاد ب قول شما ما هرروز باید این اگاهی ها رو گوش بدیم و عمل کنیم جز لایف استایلمون بشه
من شاید این فایل رو 20بار گوش داده باشم تو این 8-9 ماه ولی در مواقع تضاد ادم اینگار یادش میره
نکه یادش بره هاااا یهو ب خودش میاد ک این کارش شرکه همینکه تو مسیر هستیم و از خداوند هدایت میخوایم و خداوند در زمان مناسب به اگاهی های مناسب هدایتمون میکنه الهی شکرررر
این یعنی مسیر درست
اینا باعث ایمان قوی تر ما میشه
اینا باعث میشن ما بیشتر و با کیفیت تر روی خودمون کار کنیم و تو زندگیامون اجراش کنیم
فقط میدونم باید هرروز بیام توی سایت
باید هرروز از خداوند بخوام هدایتم کنه
این فایل رو هربار ک گوش میدم یذره بیشتر از سریه قبلش میفهمم و سعی میکنم موحدتر باشم
همینکه تلاش میکنیم باعث رشد بیشتر توحید تو زندگیمون میشه
شرک نابود کننده زندگی هرادمی هست
هرچقد ک ب گذشته نگاه میکنم تمام ضربه هایی
ک خوردم از همین شرک ورزیدنام بود
همینکه الان اگاهانه تلاش میکنم موحدتر باشه ب نسبت گذشته و روزهای قبلم الهی شکر همینکه در مسیرم الهی شکر بهترم میشه ب لطف خداوند بزرگ
واقعاً موافقم با حرف قشنگت. یکی از بهترین و عمیقترین فایلها همین توحیده؛ چون وقتی آدم درست درکش کنه تازه میفهمه هیچچیزی جز خدا نیست و همهچیز فقط برمیگرده به همون منبع واحد. انگار زندگی خیلی ساده میشه، اما همونطور که خودت هم اشاره کردی، این سادهترین حقیقت گاهی سختترین چیزیه که میشه توی عمل نگه داشت. چون ذهن مدام میره سراغ اسباب و آدمها، و ما باید دوباره و دوباره یادمون بیاریم که «هیچ فاعلی جز خدا نیست».
من خودم خیلی جاها لغزش دارم و زود یادم میره، اما همین تکرار و همین یادآوریهای هر روزهست که کمک میکنه کمکم این باور توی وجودمون ریشه بدونه. توی همین مدت هم که مشغول گوش دادن جلسات هستم، واقعاً دارم تغییرات رو توی خودم میبینم. انگار همون چیزهایی که قبلاً برام دغدغه و ترس بودن، حالا دارن سبکتر میشن. مثلاً همین مرزبندی گذاشتن برای خودم یا نترسیدن از قضاوت بقیه… اینا همه نتیجهی همون تکرار و تمرین توحیده.
و واقعاً قشنگه که میبینم هر بار این یادآوریها میاد، انگار یه هدایت تازه از طرف خداست برای من. هدایتهایی که دقیقاً به موقع میرسن و به آدم نشون میدن که تنها نیست و همیشه زیر نظر و لطف خداست.
از تو ممنونم که با کامنت زیبات نورت رو پخش کردی و دوباره باعث شدی منم بیشتر به خودم یادآوری کنم. خدا قوت بده بهت فاطمه جان که اینجوری با قلبت مینویسی و ما رو هم شریک عشقت به خدا میکنی.
الهی همهمون به اون نقطهای برسیم که فقط و فقط خدا رو فاعل ببینیم و هر لحظه در آرامش حضورش زندگی کنیم
امروز هم یکی از همون روزایی بود که خدا با هزار جور نشونه بهم یادآوری کرد که فقط باید روی خودش حساب کنم. فقط باید به خودش اعتماد کنم. اونیه که مالک همهچیزه، اونیه که قدرت مطلق این جهانه، فقط خداست
ذهنِ نجواگرم میخواست جلو منو بگیره که کامنت ننویسم، ولی خدا دستمو گرفت و شد نویسندهی تمام کلمههایی که الان روی کاغذ اومده. انگار مدام بهم میگه این حرفا رو هی تکرار کن تا ملکهی ذهنت بشه.
این جملهی شما توی فایل خیلی برام پررنگ شد: «توحید یهشبه از دلِ تو نرفته که بخواد یهشبه و فقط با دیدن یه فایل دوباره برگرده.» چقدر این حرف این روزا داره نجواها رو برام کمرنگتر میکنه.
و اینکه، تکامل خودتو با هیچکس مقایسه نکن. چیزی که توی دورهی احساس لیاقت دارم خیلی عمیقتر لمسش میکنم. چون مقایسه، خیلی ریز میاد و تو جاهایی که فکرشم نمیکنیم نفوذ میکنه و میخواد ما رو از ادامهی مسیر باز بداره. شاید یه نفر شرایطی داشته که مسیر تکاملش رو زودتر طی کنه، حتی یهشبه، ولی خیلی کم پیش میاد. یکی دیگه ممکنه یه سال یا بیشتر براش وقت بذاره. مهم اینه که خدا بهم یادآوری میکنه: «فاطمه! همین که از دیروز بهتر تونستی این توحید رو توی قلبت زنده نگه داری، یعنی تویی توی مسیر.»
حالا اگه اتفاقی میفته، اگه خطایی هم میشه، اینا همه نجواهای شیطانه. مهم اینه که بدونم همه اشتباه میکنن. فرق ما اینه که از اشتباهامون درس بگیریم و محکمتر و بهتر جلو بریم. چه بسا همین اشتباه باعث بشه قدمهام توی مسیر ثابتتر بشه.
خدایا شکرت هزار بار که منو گذاشتی توی این راه، و ازت میخوام همیشه کمکم کنی که توی همین مسیر بمونم و جلو برم
به نام خدای یکتا
سلام وخدا قوت به شما استاد بزرگوار و خانوم شایسته
سلام به همه دوستان سایت
روز شمار تحول زندگی من روز شانزدهم
وقتی به گذشته خودم نگاه می کنم میبینم که چقدر من شرک داشتم ، وسالها به انسانها قدرت دادم ، و نتیجه اش شده گمراهی وبدبختی وباز این خدای مهربان بوده که باوجود این همه شرکی که داشتم من و هدایت کرد وآورد تواین سایت الهی وبه لطف خدا این مدت که فایل های توحیدی وگوش میدم ، دیگه به هیچ کس قدرتی نمیدم ووهمه انسان ها چه افراد قدرتمند چه مردم عادی همه روتوذهنم کوچک کردم و همیشه تودعاهام از خدا میخواهم که توحید و یکتاپرستی و درقلب من جاریکنه ، وتمام شرکها رواز قلبم پاک کنه ، خدایا تنها تورا می پرستم وتنها از تو یاری میجویم ،مارابه راه راست هدایت کن راه آنهایی که به آنها نعمت داده ای ونه راه گمراهان،ممنون و متشکرم و سپاسگزارم از فایل های ارزشمندتون
در پناه الله یکتا خوشبخت و سعادتمند و ثروتمند باشید
بنام خداوند هدایتگرم
سلام به استاد و مریم عزیز و بقیه بچه های سایت
خداروشکر میکنم یک روز دیگه بهم فرصت داد تا روزشمار تحول زندگی خودم را ببینم
روز هفدهم
چقدر این داستان تکراری همه ادم هاست علی الخصوص خودم هست که به طرق مختلف. اومدن و روی یک نفر حساب کردم، تو ذهنم ازش بت ساختم، که فقط اونه که میتونه دستم بگیره و منو از این وضع نجات بده و هربار روزگار و جهان به من فهموند که تو کارهام اگر از درون روی یک نفر حساب باز کردم دقیقا کارم همونجا گره خورده، هزاران مرتبه
خیلی مرز باریکی این موضوع داره با کج فهمی، چون ی حس درونی هست که موقع تصمیم گیری باید ببینم که دارم روی حرف و قول کی حساب با میکنم
هرجا اومدم خودم دست پایین گرفتم بخاطر عدم اعتماد به نفسم و قدرت تو ذهنم دادم به اون طرف، بد چک و لگد خوردم
تا جایی که ی روز واقعا خسته شدم از روی ادم ها حساب کردن و چیزی دستمو نمیگرفت، رو کردم به خدا گفتم من تسلیمم، من عقلم دیگه نمیرسه، خدیا خودت حلش کن
و وقتی وایسادم کنار، خدا اومد وسط میدون و حل کرد برام
خیلی باید روی این ترمز و احساس لیاقت خودم کار کنم که تو ذهنم قدرت ندم به افراد معروف، ثروتمند و… و اونها مثل خودم بدونم، اونها اگر نعمت هایی دارن که من خواهانشونم، فقط بخاطر اینه که باورهای مناسب تری نسبت به من داشتند.
ی امتحان زبان داشتم، قبل از ازمون رو کردم به خدا گفتم خدایا خودت کمکم کن
موقع نشستن دنبال جای خوب برای سرامتحان میگذشتم تا تقلب کنم.، ی لحظه به خودم گفتم، تو از کی کمک خواستی.، اما چطور داری رفتار میکنی، ی دل شدم و با ایمان نشستم، خلاصه کنم که من فقط با هدایت های خودش ازمون جواب دادم و تنها من از بین تمام همکارام قبول شدم
یا موقعی که چک داشتم تو بازار و برای پاس کزدنش، روی قول دیگری حساب میکردم، هیچ کدوم پاس نشد اما وقتی که یک ریال هم نداشتم، دقیقا قبل از عید1403، گفتم خدایا تنها امیدم تویی، خودت عابرومو حفظ کن، به راحت ترین شکل خودش حلش کرد
همه شما به دستان هدایتگرم خداوند میسپارم
محمد جان سلام داداشم از اینکه وقت گذاشتی ک تجربه تو نوشتی تا هر کسی در زمان مناسب هدایت بشه و ازت الگو بگیره ازت ممنونم. ازت سپاسگزارم
محمد جان چیزی ک تو کامنت تو خیلیییی منو جذب کرد این جمله بود ک :
هرجا اومدم خودم دست پایین گرفتم بخاطر عدم اعتماد به نفسم و قدرت تو ذهنم دادم به اون طرف، بد چک و لگد خوردم، تا جایی که ی روز واقعا خسته شدم از روی ادم ها حساب کردن و چیزی دستمو نمیگرفت، رو کردم به خدا گفتم من تسلیمم، من عقلم دیگه نمیرسه، خدیا خودت حلش کن
این متن و این قسمت از کامنتت دقیقا منم. دقققیقا و دقیقا خود خود منم
من مثلا مشتری قیمت میخواد کار منم به نحوی هست ک مشتری ازم قیمت میگیره از جاهای دیگه هم قیمت گرفته هرکی ارزون تر از اون خرید میکنن، البته بگم این ک هرکی ارزون میده نیست، هر کی در مدارش باشه، حتی گرون تر مشتری از همون خرید میکنه
ولی چیزی ک من خیلی اذیت میشم اینه ک خیلی وقتا پروزه هامو با سود 20 30 درصد میدادم و میبستم ،همون مواقع پروژه ای با 5 درصد میدادم بسته نمیشد، پروزه های بالای 600 700 تومن و میلیاردی ااااصلا نمیتونم با سود 10 20 درصد ببندم چون میگم پروزه بزرگ هست کسای دیگه زیر قیمت میزنن و من برنده نمیشم،اونا رو خیلی وقتا با سود دو سه درصد میزنم باااااازم برنده نمیشم
الان مدتیه تمام قیمت ها رو اوردم پایین ولی الان دو سه ماهه عملا فروش خاصی ندارم و این ک بقبه دارن میفروشن دارن کار میکنن دارن قرارداد میبندن دارن گردش مالی ایجاد میکنن اینکه دارن پول میسازن ولی من کارم روال نمیشه داره اذیتم میکنه و هزینه های جانبی داره خییییلی روم فشار میاره
خیلی دارم مدتیه تلاش میکنم ک بفهمم ک اقا من بالاخره باید چجوری قیمت بدم چجوری استعلام ببندم ک بتونم پروژه بگیرم ،پروزه های مثلا تا 100 200 میلیونی رو با چند درصد فاکتور ببندم پروزه های بزرگ تر رو با چ درصدی ببندم، چجوری میتونم جاذب ادم ها و شرایطیی باشم ک نقدی میخرن، چ باورهایی باید بسازم، میدونی، خیلی وقته اسیرم این موضوع شدم
به قول استاد تنها راه اموزش مثال زدن هست، به اشتراک گداشتن تجربیات هست
ممنون میشم ازت اگر در مورد این که گفتی خیلی جاها دست پایین گرفت و چک و لگد خوردم، در مورد این موصوع بیشتر توصیح بدی واقعا ممنون میشم
ارزوی بهترین ها برای تو
رضا جان سلام
آرزوی بهترین ها برای خودم، خودت و بقیه دوستان و استاد گلم دارم
موضوع درصد سود کم یا زیادی من و تو مشخص میکنیم نیست، موضوع ی چیز دیگه هست
موضوع اصلی با این سوال میخوام از خودم بپرسم چون منم سوال تو رو دارم از ی زاویه دیگه، اونم این سوال اینکه
80 میلیون ایرانی دارن نیازهاشون تهیه میکنند، من تو این چرخه کجا قرار گرفتم؟؟
من در مورد خودم میتونم صحبت کنم و اشکال کار من تو چندتا مورده :
*توحید و اینکه خدای من چقدر توان داره تا خواسته هام اجابت کنه
*باور فراوانی
*احساس لیاقتم
* باور و اینکه ذهنم قبول کنه ک میتونه اتفاق بیفته، یکی از راهاش دیدن مداوم الگوهاست و مراوده و دیدار با افراد ثروتمند
* ترمزها و پاشنه آشیل های دیگه ک مهم ترین هاش ک بنظرم مشترک هست گفتم
مدام باید روی این ها کار کنیم
من خودم تا قدم پنجم دوازده قدم اومدم و متوقف شدم، و میدونم ک باید از درون مسائل حل کنم تا دنیای بیرونم حل بشه چرا؟؟
چون وقتی من تمام زورم زدم تا پرونده ی زمین چند میلیارد ک داشتم مشکلش حل بشه، هرچه کردم نشد، و بیخیال شدم
وقتی آروم گرفتم و خودش از طریق دیگه ای خیلی راحت حل شد
خیلی جاها تو زندگیم بحث انجام تغییر بوده، بحث نشون دادن ایمانم برای انجام دادن کاری ک تو این لحظه از دستم برمیاد، خیلی وقت ها دوست داشتم از لحاظ مالی پولی بهم برسه تا مسائلم حل بشه اما نمیشد، ولی یک زنگ ب دوستی، یا حتی گفتن اینکه به طرف مقابلم ک نمیتونم الان پرداخت کنم یا الان شرایطش ندارم بهم مهلت بده واقعا ایمان میخاست مخصوصا موقعی ک ذهنم میگفت این دیگه چک هست و برگشت میخوره حرف تو ک پول نمیشه، اما خداشاهده وقتی ک با ذهنم همراهی کردم تا آخرین لحظات فقط زجر میکشم و بدترین اتفاق افتاده، اما وقتی ک توکل کردم و همون اول حرف زدم قبل از دقیقه نود، خود طرف قبل از اینکه کار از کار بگذره تونست کاری بکنه و مسئله حل شد
رضا جان، دوست خوبم همه ما بدون هدایت های خداوند هیچی نیستیم، عقل ما نمیرسه، فقط باید تو شرایط بتونیم ذهن جوری کنترل کنیم ک بتونیم الهامات و هدایت های خداوند دریافت کنیم و بهش عمل کنیم تا الهامات بیشتری دریافت کنیم
الان خودم باید ی تماسی بگیرم و حرفی بزنم اما ب تاخیر انداختم اونم میدونم از سر بی ایمانی خودمه، چون تمام مسائل راه حل دارن، آسون و در دل خودشون
این روزها زیاد سوره شرح میخونم و به معنی و مفهومش توجه میکنم
دوست دارم ی اتفاق بزرگ و ی دفعه ای بیفته و تمام شرایط عوض بشه اما از ی طرف ذهن خودم نمیتونه باور کنه دوم اینکه تکامل هم لازم داره، البته آروم آروم وقتی به الهامات عمل کردم و منتظر کسی نموندم و ایمان نشون دادم و اقدام کردم، نتیجه ها کم کم اومدن، درآمدم شغل دومم بعد از ماه ها از صفر به 5میلیون رسید، اونم وقتی ک با تمرکز بیشتری و هر روزه سعی کردم فایل های استاد با تمرکز گوش بدم و اجرا کنم
حرف ها میومد و من مینوشتم، و ردپایی باشه برای اثبات به ذهن نجوا گرم در آینده، همانطور ک مثل گذشته خدا حلش کرد این بار هم میتونه، خدا رب العالمینه، بهش ایمان داشته باشم قدم به قدم هدایتم میکنه
آرزوی بهترین ها برای خودم، رضای عزیز و همه بنده های خوب خدا دارم
فقط روی خدا حساب کن.
الان فهمیدم که علت اصلی ناراحتیها و اعصاب خوردی من، حساب کردن روی دیگرانه. از دیگران انتظار داشتنه. فکر میکنم که دیگران باید خوب باشند و تغییر کنند و طبق دیدگاهها و افکار و ایدههای من باید رفتار کنند تا من حالم خوب باشه. در صورتی که دیگران نمیتونند کاری کنند که من حالم خوب باشه، اینکه من به خواستههام برسم.
همون خدایی که این کهکشانها و ستارهها رو با اون عظمت متحیرالعقولشون داره مدیریت و رهبری میکنه، همون خدایی که داره مغز ما رو با تمام پیچیدگیهاش رهبری میکنه، همون خدایی که در هر لحظه باعث میشه که در رگهای بدن من خون جاری باشه و تمام اتفاقات ریز و درشت رو در درون من و جهان بیکران اطرافم و همچنین جهانهای نادیدنی رو مدیریت میکنه، میتونه و قادره به من کمک کنه اگه فقط به او توکل کنم و او رو مایه و سرچشمه همه نعمتها، زیباییها و ثروتها بدونم.
کلید تمام خزاین الهی به دست خداونده، اصلا خود خداوند نعمته، خداوند خود ثروته و همین خداوند به من نزدیکه (فانی قریب) و از رگ گردن به من نزدیکتره. اگه با او باشم، تمام اینها هم مال منه، پیش منه و من نه غمی دارم و نه ترسی.
اگه من به قول و قرار کسی که به من وعده پول و قدرت و … داده بیشتر اعتماد کنم و نگران نباشم، ولی به قول و قرار خداوند که به من وعده نعمت و ثروت داده اعتماد نمیتونم بکنم و همچنان ناراحت و نگران باشم و از اتفاقات واهی که فقط ساخته ذهن منه ترسان، پس من به او ایمان و اعتماد و توکل و امید ندارم. چگونه من به فردی که تماما به همین خدای زیبا و قدرتمند وابسته است، اعتماد میکنم ولی به خود خدا که تمام خیر و نعمته، اعتماد نمیکنم؟؟؟؟
خدایا خودت کمکم کن که فقط به تو توکل کنم، فقط امیدم به تو باشه، و فقط با یاد تو آرامش بگیرم. خدایا هدف اصلی زندگی من رو، بندگی خودت قرار بده که نتیجه بندگی کردن تو حال و احساس خوب و آرامشه.
به نام خدای مهربان
مروری کنیم آگاهی های ناب این فایل بی نظیر رو
فایلی که من هر چند روز یکبار، چندین و چند بار بهش گوش میدم و هیچ وقت برام تکراری نمیشه!
فاطمه اگر با آدم ها بخاطر این ارتباط برقرار میکنی که اونا یه روزی یه جایی دستت رو بگیرن، داری با سرعت از خوشبختی دور میشی
تنها منبع قدرت، تنها منبع ثروت، تنها منبع خوشبختی، فقط خداست!
هیچ وقت با خودت این فکر رو نکن که کسی بتونه کاری برای تو انجام بده یا کمکت کنه؛ چون اونی که میتونه بهت کمک کنه فقط خداونده!
وقتی تو میگی فلانی به من کمک میکنه، تو داری دستان خداوند رو میبندی؛ چون خداوند بی نهایت دست داره و از بی نهایت طریق میتونه به تو کمک کنه!
اگر ما توحید رو باور کنیم و با خداوند یکی بشیم، اگر تمام مردم جهان بخواهند مارو بکشن پایین، نمیتونن این کار رو انجام بدن!!!
از هیچکس انتظاری نداشته باش! از هیچکس؛ تاکید میکنم از هیچ کس….
تو ذهن خودت این رو بساز که اونی که میتونه به تو کمک کنه، فقط خداونده!
خیلی حواستو جمع کن که از کی حساب میبری؟ جلوی کی دستپاچه میشی؟ قدرتو داری به کی میدی؟؟
خداوند همیشه از جایی به تو میرسونه که فکرشو نمیکنی!! ولی کِی؟
وقتی که باورش کنی! وقتی که باهاش باشی!
قدرتمند ترین فرد جهان هم اومد جلوت، جوری رفتار کن که انگار توهم از اون قدرتمند تری، چون اون کسی نیست که بتونه کاری برای تو انجام بده که تو بخوای ازش حساب ببری یا التماسش کنی یا به پاش بیفتی، حتی توی ذهنت.
اگر کسی لطفی محبتی بهت کرد، ازش تشکر کن بگو ممنونم تو تلاشت رو بکن، ولی همون لحظه توی ذهنت به خدا بگو خدایا میدونم تو هستی قدرتمند، میدونم تویی که داری به من کمک میکنی این کاره ای نیست.
اون وقت اگر طرف زد زیر قولش اصلا ناراحت نمیشی چون میگی خدا میخواد از جای دیگه به من برسونه!
برای موفق و خوشبخت شدن، افراد قدرتمند و ثروتمند نیاز نیستن؛ خداوند نیازه… همین و بس!
خدایا مرسی که اینقدر بزرگی
مرسی که اینقدر مهربونی
مرسی که منو هدایت کردی به این مسیر
مرسی که دستمو گرفتی
مرسی که اینقدر بخشنده و آمرزنده ای
مرسی بخاطر هر چی که دارم و ندارم!
خدایا شکرت
سلام به عزیزان سایت
این فایل نشونه ی امروزم بود
دیشب داشتم پیش یکی از دوستان سایت دقیقا گله میکردم که خدا چرا بیشتر از یه حدی به من ثروت نمیده من که دارم تمام سعی و تلاشم رو میکنم
و امروز این فایل نشونه اومد و دوباره این مباحث رو یادم اومد
اولش ناراحت بودم میگفتم سارا تو چه طور موصوع به این مهمی رو فراموش کردی آخه قبلنا که خیلی خوب داشتی روش کار میکردی ولی یادم اومد تو یک فایلی استاد میگفت خیلی از مباحث قانون رو ما ممکنه یادمون بره یا برامون کمرنگ بشه بعد هدایت میشیم به سمتش دوباره یادمون میاد عمل میکنیم بهش و این چرخه ادامه داره و هر روز بزرگتر از قبل میشیم
شرکهایی که من شناختم تو وجودم هست وقتی این فایل رو گوش دادم
من ایده برام اومده بود برم کارت ویزیت هام رو یه تعدادیش رو پخش کنم پخشم کرده بودم حدود 25 تا ولی 5 تای دیگه مونده بود ، من شرک داشتم و میگفتم اگر الکی برم خودمو معرفی نکنم و اتفاقی نیافته چی؟
انگار روزی من فقط دست اون کساییه که کارت ویزیتم رو دارن
یا ایده اومده بود که برم و چهره های دوستام رو براشون بکشم و خوب یادمه چون قبلن این اتفاق برام افتاده بود از اون دوستم انتظار داشتم یه مبلغی بالاخره بهم پرداخت کنه در صورتی که خودم گفته بودم این صرفا یه بازیه و رایگانه
چه قدر من به پدر مادرم قدرت دادم یه جاهایی ، چه قدر ترسیدم به خاطر اینکه چون دارم فلان رفتارها رو میکنم که از نظر خودم کاملا درست و منطقیه ولی اونها مخالفشن منو از خونه میندازن بیرون و من دیگه جایی برای زندگی کردن ندارم
انگار کسی که این خانواده رو به من داده قبل از تولم دیگه کلن قدرتشو از دست داده و اون نمیتونه بهم کمکی بکنه
و فقط خانوادمن که میتونن برای من خونه و عذا و امکانات فراهم کنن
چه قدر میرفتم الکی پیج اینستامو چک میکردم که ببینم آمار آخرین پستی که گزاشتم چه قدر رفته بالاتر ، مثل اینه یه کاری به خدا بسپری بعد بهش اعتماد نداری کارشو میتونه درست انجام بده هی بری بهش سر بزنی ببینی تو چه وضعیتی هست اون کاره
چه قدر من به اون دوست عباسمنشی عزیزم همیشه امید داشتم که این آدمه بهتر از هر کسی جواب مشکلات منو میدونه بارها شده بود اول از خدا خواسته بودما ولی در کنارش بارها شده که من رفتم سراغ این دوستمون
چه قدر ترسیدم وقتی دیدم گروه طراحی ای که دو سال باهاشون بودم و دوستام شده بودن و آدمای پایه ای بودن رو دارم از دست میدم و ممکنه دیگه برنامه ای نباشه باهاشون چون خیلی خوش میگذشت باهاشون
غافل از اینکه 3 ، 4 سال پیشش من اصلا روحمم خبر نداشت میشه همچین گروه هایی تشکیل داد و اینقدر تفریح کرد و هدایت شدم هر بار به سمتش
انگار یادم رفته بود خدا این گروه ها رو این ادمها رو اورده
اقداماتی که به ذهنم میرسه که بر خلاف این شرک هام انجام بدم
کارمو که برای پیجم کردم سر زدن الکی به پیجم برای چک کردن آمار رو میزارم کنار
فقط اگر الگویی فرستاده باشن میتونم برم چک کنم
اقدام بعدیم این بود که این ایده به ذهنم رسید که اینقدر ادمهایی موفقی که ممکنه به کار من نیاز داشته باشن رو بزرگ ندونم اونها هم مثل من انسان هستن و تفاوتی از این لحاط با من ندارن و برم در روز به دو نفر که هدایت میشم به سمتشون توی پیج هاشون خودم رو معرفی کنم به جای اینکه برم بیرون تو گرما کارت ویزیتهامو پخش کنم
البته این قدم رو امروز یکمش رو برداشتم و 3 کارت ویزیت از 5 تای باقی مونده رو دادم و به یک مدیر شرکت معروف چرم ایرانی ایمیل زدم
اقدام بعدیم تاثیر حرف خانوادم علل خصوص مادرم رو باز هم کمترش کنم ، من قبلن ترسهام خیلی زیاد بود، خیلی زیاد یعنی فک کنین یه کار ساده مثلن مرتب کردن تختم رو همیشه میترسیدم اشتباه انجام بدم و سرزنش بشم و وقتی سرزنش میشدم کلی خودم به خودم سرکوفت میزدم
هر چی گذشت فهمیدم این رفتارها اشتباههه ذره ذره کارها رو به شیوه ای که فکر میکردم بازم بهتره دارم انجام میدم و الان میتونم بگم در مقابل 90 درصد صحبتهای مادرم ضد ضربه شدم یعنی یه چیزایی بهم میگه واقعا انگار نه انگار در نود درصد مواقعم که سعی میکنم کلن نشنوم
ولی الن بازم میخوام اون ده درصد باقی مونده رو به صفر برسونم و کارهایی که فکر میکنم برای من درسته و سبک شخصی من هست رو آروم آروم انجامش بدم نهایتش اینه از خونه واقعا میندازنم بیرون که خب خبر خوبیه چون قراره یه خونه ی بهتر برم چون این جهان همیشه داره بهبود میده همه چیزو
اقدام بعدیم اگر دیدم سرگروه گروهمون با من رفتار ناشایستی رو دوباره تکرار کرد بهش تذکر بدم و نترسم از اینکه اگر این گروه خوبو از دست بدم بعدش چی میشه
بعدش هیچی بازم بزرگتر میشم و انسان شجاعتری میشم پا رو دل کلی از ترسام میزارم
این اقداماتو اینجا نوشتم چون میدونم چند ماه یا چند سال دیگه بهش هدایت میشم و یادم میاد چه اتفاقاتی برام افتاده این روزها
به نام خدای مهربون و بخشندم
الهی تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم من و ب راه راست به راه کسانی که ب آنها نعمت دادی هدایت کن الهی کمکم کن ک این جمله ای که هی تکرارش میکنم باور قدرتمندی بشه برام و فقط در حد حرف نباشه الهی کمکم کن ک هر لحظه در مسیر زیبای خودت باشم و از حاشیه ها دور باشم الهی کمکم کن تا دو سه روزی که احساس آرامش و خوشبختی کردم همه چی و ول نکنم اتفاقا بیشتررررررتر مشتاقت باشم توووووو باش دگ هیچ کس نباشه تووووووو هدایتم کن همه اعتبارات ب دست توعه هیچ کس و هیچ چیز قدرتی ندارن ک زندگی منو تغییر بدن اراده من(ک اینم توووو خودت باید اجازه شو بدی ک حتی اراده کنم برای تغییر)و هدایت توعههه که من و ب اون جایگاهی که تو ذهنم ایجاد شده میرسونه الهی اسونم کن برای آسونی ها کمکم کن اگر شرکی هم داشتم زود از بین ببرمش و فقططط با تو پیوند بخورم استاد این حدیثی ک از پیامبر گفتین ک :
(در امت من نیت شرک راه رفتن مورچه سیاه بر روی سنگ صاف و سیاه در دل تاریکی شب مخفیه )چقد حرف داره بر گفتن چقد من نمیدونم و نمیفهمم خدایا منو ببخش
الله و اکبر خدایااااا منو ببخش برای روزهایی ک ب بنده هات قدرت میدادم من و ببخش ک حرفای اونارو بیشتر از وعده های تو قبول میکردم الهی از وقتی ک شروع کردم همین ریشه های شرک و قطع کردن حالم بهتر شد زندگیم از هر جهت عالی شد آرامشم بیشتر شد واز همه مهم تررررر تووووووو تو زندگیم پررنگ تر شدی و چقد حس نابی هست با تو بودن حرفهای تورو گوش کردن مسیرهایی ک تو نشونم میدی و رفتن
تنها منبع رزق و سلامتی و ثروت و خوشبختی رو فقط تووووو میدونم رب من
ثروت هایی ب من بده ک بغیر الحساب ب اون جایگاهی برسونم ک تمام جهان برای من خدمت کنن و برای من پول بسازن برای رسیدن ب همه اینا فقط تو رو میبینم و فقط از خودت میخام فقط تویی ک به من نعمت و عزت و شهرت و ثروت میدی هیچ کس دیگه ای در جهان نیس ک قدرت داشته باشه تمام چیزی ک در جهان هست قدرتش ب دست رب من صاحب اختیار و فرمانروای کل هستی و کیهانه
توحید ینی یگانگی الله من توحید ینی ربوبیت و تنها توووویی ک رب العالمینی الهی فقط تویی ک توانایی این رو داری ک از جایی ک ب عقل ناچیز من نمیرسه بهم بدی باورم نمیشه چطور وقتی باورت کنم و تو ذهنم همه ادمهارو از لحاظ قدرت کوچیک کنم تو میمونی و منی ک ب دونه دونه خاسته های ریز و درشتم میرسونیم الهی کمکم کن وقتی ب این جایگاه وشرایط رسیدم دوباره نیام روی کسی حساب کنم ک ب قول استاد همه اون نعمت هام قطع میشن
از خدا میخام کمکم کنه توحید رو در وجودم جاری کنم فقط خودش رو بپرستم و از خودش در هر لحظه یاری بجویم خدای بینظیرم ازت میخامممم هیچ وقت دستمو ول نکنی من با تو بود ک معنی همه چیز رو فهمیدم وقتی تو نبودی دنیا برام تیره و تار بود هیچی نبود شور و انگیزه ای نبود هدفی نبود آدمای مناسب نبودن ظلمات و ی بیراهه ک انتهایی نداشت و مثل باتلاقی ک هی منو تو خودش میکشید بود این تو بودی ک ازاون جا نجاتم دادی کمکم کردی عاشق خودم باشم و ب همه عشق بورزم این تو بودی ک چشمم رو ب کل جهان باز کردی و دیدم رو تغییر دادی الهی چقد خوبه ک کل زندگیم رو خودت داری رهبری میکنی و لذتش رو ب من دادی خدایا عاشقتممممم کمکم کن تا روزی ک در این جهان فرصت زندگی بهم میدی همین عشق رو حفظ کنم و قله های موفقیتی ک انتظارم رو میکشن و فتح کنم الهی صدهزار مرتبه شکرت
استاد بی نظیرم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
رب من تنها فرمانروای من صاحب اختیارم بی نهایت عاشقتممممم
الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
فعلا.
فقط روی خدا حساب کن
بعد از مدتها تازه تونستم معنای حقیقی این جمله رو درک کنم. تازه درجه شرک خودم رو فهمیدم. تازه دارم یاد میگیرم چطوری درخواست بدم با چه احساسی و به چه روشی. جمله استاد تو گوشم زنگ میزنه وقتی با اون حالت جدی در قدم دوم از دوازده قدم فریاد میزنه تو خواسته ات رو به جهان بگو 99 قدم رو اون برات برمیداره و تو کافیه یک قدم برداری. یک قدم با ایمان، یک قدم از سر تسلیم، یک قدم که باور داری از اعماق وجودت که او برات به بهترین نحو ممکن انجام میده. او همه رو بسیج میکنه تا من به خواسته ام برسم. چون من ارزشمندم. من با وجودم به این جهان روشنی بخشیدم، و این جهان پاسخی است به انعکاس های من. فقط کافیست فرکانسم رو به سوی بالاترین قدرت تنظیم کنم. اونوقت همه چیز معجزه اسا انجام میشه. من میتونم شاهد معجزه ها باشم. امروز شنبه سوم خرداد 1404 هست و من با خوندن کامنت زیبای دوست قدرتمندم پی به شرک درونی خودم بردم. اون پاشنه اشیلی که سالهاست در وجودم تار ناامیدی و حسرت تنیده و وجود خدا را کمرنگ و کمرنگ تر کرده.
امروز با این احساس هفتهی خودم رو اغاز میکنم. من فقط خواسته هایم رو ارسال میکنم، با احساس خوب و لذت زندگی میکنم، چون مطمئن هستم به بهترین صورت ممکن خواسته هایم تحقق می یابند. چون او غفور و مهربان هست. لغزشهایم رو به راحتی نادیده میگیره. او مهربانترین مهربانان است. با او دیگه قلبم نمیلرزه و امکان خطایم به صفر میرسد اگر واقعا ابراهیم وار مومن باشم.
میخام این هفته فقط درجه اعتماد به خدایم را به بالاترین حد ممکن برسانم.
تلاش میکنم ستاره قطبی زندگیم با بهترین احساس بنویسم و شب هنگام میزان ایمانم رو بسنجم. ببینم عه چه راحت و معجزه وار این مسئله حل شد. و بنویسم از این معجزات روزانه ام تا سندی محکم برای ذهن نجواگرم باشه که ناممکن ها میشود به شرط ایمان ابراهیمی.
به نام خداوند مهربان
سلام به استاد عزیزم،مریم جان و دوستان گلم
روز شمار تحول زندگی من روز هفدهم
سپاسگزارم مریم عزیزم بابت این سفر الهی و این متن فوق العاده زیبا
اتفاقا الان قبل این که بیام این فایل گوش بدم ،،ذهنم داشت سخونک میزد که امروز یه فایل طولانی گوش دادی و … بزار آخر شب یا فردا،ولی قلبم گفت بیام ، سفرم ادامه بدم و این متن فوق العاده شما یه تو دهنی به نجوا های شیطان کوچولو ذهن من بود، خیلی عجیب بود که من این چند روز متعهدانه فایل گوش کردم،سعی کردم درک کنم و عمل کنم و کامنت بزارم حتی وقتایی که نمیشد و خونه نبودم و هزار تا بهونه داشتم مثل الان
اما من باور دارم که این مسیر جواب میده و من خالق زندگی خودمم و دیدم اتفاقات و نتیجه فرکانس هامو و میخوام که بهتر بشه شرایط هر روز پس باید هر روز این مسیر طی کنم ،هر روز وقت بزارم ،هر روز کمی احساسم از قبل بهتر بشه،کنترلم روی افکار و احساسم بیشتر بشه..
به همین دلیل من تعهد میدم که هر روز سفر کنم در دل تغییرات و ثبت کنم تحربیاتم از این سفر الهی رو،انشااله خداوند من رو حمایت کنه و چراغ راهم باشه همینطور که تا الان بوده و من بدون خداوند هیچم
این ها همه همزمانی هست ،این که سوالی میاد و خداوند به هر وسیله ای سریع جواب میده چون ایمان دارم خداوند هر لحظه مارو هدایت میکنه و حمایت میکنه در این راه.خدایا شکرت خودم سپردم بهت.مریم بانو بینهایت بینهایت ازتون سپاس گزارم و عاشقتونم ،امیدوارم همیشه شاد ،سالم و ثروتمند و توان مند باشین و همیشه با این قلم الهی به ما نیرو بدین برای حرکت.
سپاس از استاد عزیزم که با عشق این آگاهی هارو دریافت کردن و تو زندگیشون هر روز عمل میکنن و باورهاشون قدرتمند تر میکنن و تمام آنچه بهش رسیدن با عشق و سادگی در اختیار ما میزارن تا ما هم زندگیمون اونجور که خودمون میخوایم خلق کنیم،خواسته های جدید متولد و اتفاق افتادنشون ممکن و قابل باور بشه ،بینهایت عاشقتونم و سپاسگزارم ازتون،ممنون که اینقدر ساده ، قابل درک و گیرا هست کلامتون.امیدوارم در راه خلق زندگیتون هر روز موفق تر باشین.
فقط روی خدا حساب باز کنم.روی کسی حساب نکنم. از افراد موفق الگو بگیرم نه بهشون قدرت بدم که زندگیمو خلق کنن .قدرت فقط در دستان خداوند باید در تمام کارها و لحظه ها باور کنم.باید همیشه تلاش کنم که فقط به خداوند قدرت بدم.فقط خدارو باور کنم همه چیز دارم.تنها کسی که میتونه برای من کاری کنه فقط خداوند است و کارها رو برای من به راحتی انجام میده اگر خداوند باور کنم و فقط از خداوند بخوام.
اگه تنها قدرت خداوند بدانم همه رو بدون انتظار دوست دارم و وابسته نمیشم و آزادی عمل دارم و رفتاری نمیکنم که کسی خوشش بیاد کاری که خودم دوست دارم انجام میدم و با شجاعت حرکت میکنم و خداوند کار هارو انجام میده.
از انسان ها به اندازه کمکشون سپاسگزاری میکنم و هزار برابر از خداوند سپاسگزاری میکنم که این ادم سرراه قرار داده و به من کمک کرده در حقیقت خداوند به وسیله اون فرد به من کمک کرده و میگذرم ،بدون احساس دین یا نگه داشتن اون فرد.
هر کاری برای رضایت خودم انجام بدم نه جلب رضایت دیگران،عزت نفس داشته باشم و احساس گناه نداشته باشم که در خدمت دیگران و کمک به دیگران نیستم. باور کنم من با دوست داشتن خودم و باور به خداوند لایق تمام نعمت ها هستم.هیچ قید و شرطی نیست ،خداوند بیشتر از من میخواد که من سعاتمند باشم.
روح و جسمم باید همجهت حرکت کنن ،غذای روح و جسمم باید پاک باشه.
همه انسان ها فارق از ثروت و تحصیلات و قومیت و.. به یک اندازه لایق احترام هستن و دوست داشتنی هستن من باید احترام بزارم و دوسشون داشته باشم بدون انتظار بدون وابستگی بدون این که فکر کنم یروزی به واسطه فلان کار و فلان ارتباط یجایی دستم میگیرن.
در قلبم بالاترین جایگاه و عشق از ان خداوند باشه و هر روز بیشتر باورش کنم و توانایی هامو باور کنم . خودم همیشه تنها ببینم و خداوند راه روشن کرده برای قدم برداشتن و خوشبختی دستم گرفته و هر روز بیشتر بهم نعمت میده ،اگه باورش کنم ناخواسته ای صورت نمیگیره و اگه بگیره به واسطه افکار خودم بوده پ برای بزرگترشدن من و تولد خواسته جدید.خداوند همه چیز حل میکنه و تازه برای من خوب میشه ،تجربه کسب میکنم ،که وقتی رسیدم به اینجور مسائل دیگه برام مشکل نباشن، خداوند افراد میاره تا به من خدمت کنن ولی نه وقتی از فلانی انتظار دارم که این انتظار من باعث میشه بیشتر غرق میشن چون از خداوند نخواستم مگر وقتی که بیدار بشم و راه پیدا کنم.
با خدا باش پادشاهی کن این شاید یکی از باور های من بود حتی وقتی قانون نمیشناختم و همیشه ته دلم میگفت حقیقته با خدا بودن همه چیز میاره.
دقیقا حساب باز کردن من عید دیدم ادمی که همش میگفت اره هر کار خواستین شروع کنین من پشتتونم ،همه امکانات فراهم میکنم هرکاری میکنم براتون بعد ما عید خواستیم به ما محصولش بده بفروشیم یعنی ازش چیز خاصی نخواستیم ولی از اون خواستیم فکرمون حرفاش بود و حساب کرده بودیم و همون موقع گفتم دیدی زهرا حساب کردن چه بلایی سرت میاره و اتفاقا خوشحال شدم و برام یه مثال واضح شدش و هر وقت نجوایی هست از این قبیل یا حرفی نمیزارم قدرت بگیره و سریع خاموشش میکنم. تازه خواسته هایی در من شکل گرفت که من میتونم خودم داشته باشمش. خودم به دستش بیارم.
یکی از کارایی که انجام میدم :سپاس گزاری میکنم در طول روز و اینقدر محو قدرت و گستردگی خداوند میشم که ذوق میکنم و میگم ببین وقتی اینقدر خدای من قدرتمند هست و این همه کار برای من میکنه ،اینقدر من رو دوست داره ،خداوند عاشق منه،ببین برای راحتی من همه چیز خلق کرده ،برای لذت بردن ،ببین چقدر اکسیژن هست که من هر روز استفاده میکنم برای این که زندگی کنم ،چشم هایی برای من افریده برای این که زیبایی ها رو ببینم ،هر روز چشم هامو باز میکنم و زنده میشم این معجزه هست خدایی که تمام زندگی من رو مدیریت میکنه مطمئنن برای تجربه قشنگتر من خلق میکنه خواسته های من رو وقتی ازش بخوام و جهان اینجوری با این قانونین خلق کرده خواسته های منم خلق میکنه وقتی ازش بخوام قدرت خدا بی انتهاست ،خداوند وهاب. خداوند اجابت میکنه کسی که اجابتش کنه رو،خداوند کلید گنج در دست ما گذاشته به وسیله دعا،دعا چیزی نیست جز خواستن فقط از خداوند.
خدایا بزرگی تو شکر عاشقتم.
خداوندا مرا هدایت کن به مسیر درست مسیر ابراهیم و پیروانش.
خداوندا نعمت های پاک به من ببخش.
خداوندا مواظب عزیزدردونت باش.
خداوند تنها از تو کمک میخوام و تو را میپرستم.
من به هر خیری که از تو جانب تو محتاجم.
خداوندا مرا آسان کن برای آسانی ها
خداوندا کمکم کن که در هرچیز زیبایی ببینم.
با آرزوی بهترین ها برای بهترین ها.
سلام استاد عزیزم
نمیدونم چطوری ازتون سپاسگزاری کنم بابت وقتایی ک میزارین و این فایلهای هدیه رو هم برای خودتون و هم دوستان هم فرکانسیتون تهیه میکنین
من چقدر لذت میبرم از این همزمانی
خدا خیلی بزرگه از وقتی شروع کردم و مستمر هرروز یک فایل از روزشمار تحول زندگی من گوش میدم
دقیقا یک پیام هم زمان با حس و حال اون روزمه
چیزیه ک ذهنمو مشغول کرده و خداوند از طریق این فایلها با من حرف میزنه
ارامش میگیرم واقعا
از تمام شما دوستان عزیزی ک تو سایت تلاش میکنین واقعا سپاسگزارم و همچنین خانم شایسته عزیز
استاد ب قول شما ما هرروز باید این اگاهی ها رو گوش بدیم و عمل کنیم جز لایف استایلمون بشه
من شاید این فایل رو 20بار گوش داده باشم تو این 8-9 ماه ولی در مواقع تضاد ادم اینگار یادش میره
نکه یادش بره هاااا یهو ب خودش میاد ک این کارش شرکه همینکه تو مسیر هستیم و از خداوند هدایت میخوایم و خداوند در زمان مناسب به اگاهی های مناسب هدایتمون میکنه الهی شکرررر
این یعنی مسیر درست
اینا باعث ایمان قوی تر ما میشه
اینا باعث میشن ما بیشتر و با کیفیت تر روی خودمون کار کنیم و تو زندگیامون اجراش کنیم
فقط میدونم باید هرروز بیام توی سایت
باید هرروز از خداوند بخوام هدایتم کنه
این فایل رو هربار ک گوش میدم یذره بیشتر از سریه قبلش میفهمم و سعی میکنم موحدتر باشم
همینکه تلاش میکنیم باعث رشد بیشتر توحید تو زندگیمون میشه
شرک نابود کننده زندگی هرادمی هست
هرچقد ک ب گذشته نگاه میکنم تمام ضربه هایی
ک خوردم از همین شرک ورزیدنام بود
همینکه الان اگاهانه تلاش میکنم موحدتر باشه ب نسبت گذشته و روزهای قبلم الهی شکر همینکه در مسیرم الهی شکر بهترم میشه ب لطف خداوند بزرگ
سلام به تو فاطمه نازنینم
واقعاً موافقم با حرف قشنگت. یکی از بهترین و عمیقترین فایلها همین توحیده؛ چون وقتی آدم درست درکش کنه تازه میفهمه هیچچیزی جز خدا نیست و همهچیز فقط برمیگرده به همون منبع واحد. انگار زندگی خیلی ساده میشه، اما همونطور که خودت هم اشاره کردی، این سادهترین حقیقت گاهی سختترین چیزیه که میشه توی عمل نگه داشت. چون ذهن مدام میره سراغ اسباب و آدمها، و ما باید دوباره و دوباره یادمون بیاریم که «هیچ فاعلی جز خدا نیست».
من خودم خیلی جاها لغزش دارم و زود یادم میره، اما همین تکرار و همین یادآوریهای هر روزهست که کمک میکنه کمکم این باور توی وجودمون ریشه بدونه. توی همین مدت هم که مشغول گوش دادن جلسات هستم، واقعاً دارم تغییرات رو توی خودم میبینم. انگار همون چیزهایی که قبلاً برام دغدغه و ترس بودن، حالا دارن سبکتر میشن. مثلاً همین مرزبندی گذاشتن برای خودم یا نترسیدن از قضاوت بقیه… اینا همه نتیجهی همون تکرار و تمرین توحیده.
و واقعاً قشنگه که میبینم هر بار این یادآوریها میاد، انگار یه هدایت تازه از طرف خداست برای من. هدایتهایی که دقیقاً به موقع میرسن و به آدم نشون میدن که تنها نیست و همیشه زیر نظر و لطف خداست.
از تو ممنونم که با کامنت زیبات نورت رو پخش کردی و دوباره باعث شدی منم بیشتر به خودم یادآوری کنم. خدا قوت بده بهت فاطمه جان که اینجوری با قلبت مینویسی و ما رو هم شریک عشقت به خدا میکنی.
الهی همهمون به اون نقطهای برسیم که فقط و فقط خدا رو فاعل ببینیم و هر لحظه در آرامش حضورش زندگی کنیم
به نام خدایی که مهربونیش بیانتهاست
سلام استاد عزیزم
امروز هم یکی از همون روزایی بود که خدا با هزار جور نشونه بهم یادآوری کرد که فقط باید روی خودش حساب کنم. فقط باید به خودش اعتماد کنم. اونیه که مالک همهچیزه، اونیه که قدرت مطلق این جهانه، فقط خداست
ذهنِ نجواگرم میخواست جلو منو بگیره که کامنت ننویسم، ولی خدا دستمو گرفت و شد نویسندهی تمام کلمههایی که الان روی کاغذ اومده. انگار مدام بهم میگه این حرفا رو هی تکرار کن تا ملکهی ذهنت بشه.
این جملهی شما توی فایل خیلی برام پررنگ شد: «توحید یهشبه از دلِ تو نرفته که بخواد یهشبه و فقط با دیدن یه فایل دوباره برگرده.» چقدر این حرف این روزا داره نجواها رو برام کمرنگتر میکنه.
و اینکه، تکامل خودتو با هیچکس مقایسه نکن. چیزی که توی دورهی احساس لیاقت دارم خیلی عمیقتر لمسش میکنم. چون مقایسه، خیلی ریز میاد و تو جاهایی که فکرشم نمیکنیم نفوذ میکنه و میخواد ما رو از ادامهی مسیر باز بداره. شاید یه نفر شرایطی داشته که مسیر تکاملش رو زودتر طی کنه، حتی یهشبه، ولی خیلی کم پیش میاد. یکی دیگه ممکنه یه سال یا بیشتر براش وقت بذاره. مهم اینه که خدا بهم یادآوری میکنه: «فاطمه! همین که از دیروز بهتر تونستی این توحید رو توی قلبت زنده نگه داری، یعنی تویی توی مسیر.»
حالا اگه اتفاقی میفته، اگه خطایی هم میشه، اینا همه نجواهای شیطانه. مهم اینه که بدونم همه اشتباه میکنن. فرق ما اینه که از اشتباهامون درس بگیریم و محکمتر و بهتر جلو بریم. چه بسا همین اشتباه باعث بشه قدمهام توی مسیر ثابتتر بشه.
خدایا شکرت هزار بار که منو گذاشتی توی این راه، و ازت میخوام همیشه کمکم کنی که توی همین مسیر بمونم و جلو برم