این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2023/08/abasmanesh-9.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2023-08-21 19:40:582023-08-23 22:25:04سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 199
403نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خداروصدهزار مرتبه شکر که یک صبح دیگه رو با دیدن سفرنامه شروع کردم،این خودش یک گیفته برای من،همین که از شروع روز تلاش کنم تمرکز ذهنم رو بزارم روی زیبایی ها، از همون ابتدا هم خداوند هدایت هاش رو سرازیر کرد،2 تا فایلی که باید حتما امروز بهش گوش بدم.
«پیدا کردن الگوهای تکرار شونده 10»
«درس هایی از انیمیشن گربه چکمه پوش»
ضمن اینکه آخرین کامنتی که توی صفحه ست برای خود من که خیلی درس داشت که دوست عزیزمون نوشته:
«همه چی کنترل ذهن در شرایط سخته. اگه در شرایط سخت بتونی ذهنت رو کنترل کنی ، نتیجه فوقالعاده میگیری و به قول معروف بازی رو بردی»
این دقیقا مفهوم کلی آموزش استاد تو جلسه 5 قدم 8 هست که باید گوش کردن به این فایل رو هم بزارم توی برنامه امروزم.
دیشبم برای اینکه ذهنم پرت نچرخه خودمو مشغول خوندن هری پاتر کردم،بعدش که اومدم از اتاقم بیرون آب بخورم دیدم یکی داره تو تلویزیون میگه:مهم ایمانته،تو مسیر درست رو برو،بقیه ش رو بسپار به خدا.
من خدارو خیلی دوست دارم،همیشه یک جوری صداشو بهم میرسونه،از بی نهایت طریق،برای همین در اوج فشار ذهن همیشه یک ندایی توی قلبم میگه،فقط یک ذره،فقط یک ذره خودتو بکش ازین فشار بیرون،بدون شک کمک ها میرسه.
خیلی جالبه که دیروز هم همکار سابقم که بارها شده با خواب هاش برام پیغام آورده،بهم زنگ زد وگفت:«سعیده من خواب دیدم توبرگشتیicu و دقیقا فرم آبی تنت بود و تو اتاق استراحت دیدمت و تو خوابم میدونستم یک چیزی حدود15 روزه برگشتی.»
به نظر میاد با این سریال دیدن ها،غرق شدن توی خاطرات گذشته،به یاد آوردن اون روزها،روحم روتو عالم معنا برده همونجا،شاید هم خدا میخواست یک هینتی بهم بده که من دارم میبینمت،حواسم بهت هست.
این پیغامم دیروز وقتی به دستم رسید که سعی کرده بودم به آگاهی های جلسه 3 قدم 12 فکر کنم،اونجا که استاد میگه اگر الان خواسته ها وتوقعتون بزرگتر شده،هیچ اشکالی توش نیست ولی باید بدونید از کجا به اینجا رسیدید،باید یادتون باشه چه مسیری رو رفتید،باید همیشه حواستون به «احساس خوبتون» باشه.
امروز صبح هم تو خواب وبیداری زدم رویدکمه ی نشانه ی روزانه م،میدونستم که خدا میدونه سوال من چیه وصفحه ای باز شد به اسم «پروژه مهاجرت به مدار بالاتر».
قلبم این مفهوم رو دریافت کرد که تموم اتفاقات اخیر که نیاز به یک تلاش بیشتر برای کنترل ذهن داشته بخشی از مهاجرتت به مدار بالاتره،چیزی که خودت درخواستش دادی،پس حتی اگر نمیتونی خودت رو وارد مونتوم مثبت کنی،از دام افتادن تو مونتوم منفی فرار کن.
چون از نظر فرکانسی وقتی ذهن آدم درگیر یک موضوع ناخواسته ست،دسترسی به مدار سپاسگزاری کمی سخته،اما من هیچ وقت توی این شرایط با خودم مهربان نبودم،برای همینه که همیشه وقتی وارد پروژه ی مهاجرت به مدار بالاتر میشم،یکم میرم تو در ودیوار…
من باید خودسرزنشی رو متوقف کنم،من باید دوست مهربون خودم باشم،من باید خودمو تحسین کنم،من باید از دید خداوند به خودم نگاه کنم،من باید شادی رو به خودم هدیه بدم،من باید بپذیرم که خداوند بی نهایت عاشق منه و در هر لحظه داره من رو هدایت میکنه،من باید بپذیرم که من ارزشمندم فقط به این دلیل که به دنیا اومدم،من باید بپذیرم که اگر افکار من داره احساس درد تویقلبم ایجاد میکنه اون افکار نجواهای شیطانه،نباید بهش قدرت بدم،اون هیچ وقت درست نمیگه،اون همیشه تومسیر اشتباهیه،تنها زمانی من دارم درست فکر میکنم که نتیجه ش داشتن احساس آرامش توی قلبمه.
به امید الله،برنامه م اینکه گوشیموبزنم توی شارژ و همزمان با گوش کردن به فایل هایی که ازین قسمت بهش هدایت شدم کارهای خونه روبرسم وبعدشم اگر شد برم پیاده روی.
الهی صدهزار مرتبه شکر برای تموم زیبایی های که تو این قسمت سفرنامه دیدم،برای خوندن ردپای قبلی خودم وبه یادآوردن خاطرات خوش گذشته،برای تموم درس هایی که ازین فایل گرفتم،برای نوری که از شنیدن آهنگ بی کلام همیشه به قلبم وارد میشه،برای هدیه هایی که استاد شایسته برای دوستاشون گرفتن،برای ورزش استادم،برای ویزتور سنتر که انقدر زیبا ساخته شده بودو برای تموم قشنگی هایی که از لنز دوربین استاد شایسته از قلب آمریکا به قلب ایران رسید.
کنترل ذهن واقعا سخته .منی که دارم این همه روی خودم کار میکنم و هر روز دارم فایل میبینم و کامنت میخونم . و این همه میگم من میتونم ولی در شرایطش که قرار میگیری بسیار سخته. دو سه روزه موردی بود که باید سعی میکردم ذهنم رو کنترل کنم تا مغزم ازش آزاد بشه. خیلی سخت بود یا سعی کردم بخوابم که بهش فکر نکنم یا فایل ببینم یا کتاب بخونم ولی بازم کامل نمیتونستم . آخر امروز ظهر به خودم گفتم ولش کن یا میشه یا نمیشه. فکر کن پولی که دادی برای اون کار، صدقه سرت .
باورتون نمیشه که بعد از چند ساعت طرف خودش تماس گرفت و پول رو ریخت.
همه چی کنترل ذهن در شرایط سخته. اگه در شرایط سخت بتونی ذهنت رو کنترل کنی ، نتیجه فوقالعاده میگیری و به قول معروف بازی رو بردی
خدایا شکررررت برای تراک کمپری ک بهمون این فرصت رو داده تا تو دل طبیعت کمپ کنیم و یه خواب اروم و عمیق و کلی انرژی مثبت ب خودمون هدیه بدیم
خدایا شکررررت برای سرزمین پهناور و این همه امکانات
ک ن تنها کلی نشنال پارک با امکانات خوب وجود داره بلکه کلی طبیعت رایگان هم هست برای کسایی ک دوست دارن اون مدلی طبیعت رو تجربه کنن
خدایا شکرررررت برای این همه انسانهای فوقالعاده تمیز و مهربون
ک ن تنها با عشق تجربه هاشون رو از کمپ تو دل طبیعت باهات ب اشتراک میزارن
بلکه شعارشون هم اینه اینجارو تمیزتر از چیزی ک تحویل گرفتیم تحویلتون میدیم
خدایا شکرررررت برای پرسنل ویزیتور سنترها ک با عشق ب سوال هامون جواب میدن و مارو راهنمایی میکنن برای تجربه ای لذتبخش تر
خدایا شکررررت برای قانون بینظیرت ک هرچقدر خودمون آدم های تمیزتری باشیم ب جاهای تمیزتر هم هدایت میشیم
خدایا شکررر برای عدالتت ک همواره ب بهترین شکل داری هدایت میکنی
هرکسی ب خواسته هاش توجه کنه ب اون سمت میبریش مثل استاد ک دوست داشت کوه رو تجربه کنه و حالا وسط این تجربه اس
خدایا شکرت ک من رو لایق دیدن زیبایی ها و دریافت این آگاهی ها قرار دادی پس خودم رو متعهد میکنم با جان و دل بشنوم ببینم و تا جایی ک میتونم سعی کنم عمل کنم ..
خدای من شکرررت برای اون گل زرد و زیبا ک توجه مریم جان رو به خودش جلب کرد
خدایا شکرررت برای آسمون پر از ابر و هوای فوقالعاده
خدایا شکرررت برای بدن سالم و خوش فرم و عضلانی استاد
دمتون گرم ک بجای غر زدن از بسته بودن ویزیتور سنتر مشغول ورزش کردن شدید
خدایا شکرت برای روحیه و انرژی مثبت مریم جان ک با عشق برای دوستاشون هدیه خریدن تا هم ب اون مجموعه کمک کنن هم ب دوستاشون هدیه بدن
خدای من شکرررت برای فرایند تکاملی ک از سرخپوست ها دیدم
و این جمله ی زیبا ک گفتید ما انسانها ذاتا خلاق ب دنیا اومدیم
ذاتا دنبال بهبود هستیم
چقدر قشنگ مراحل رو به رشد سرخپوست هارو نشون دادید
چقدر قشنگ نشون دادید با این نگاه ک چطور از این بهتر ؟انقدر میشه هربار بهتر و بهتر شد و رشد کرد
چقدر لذتبخش بود دیدن سبک زندگی سرخپوست ها و درس هایی ک داشت
عاشقتونمممم ک همیشه با این کنجکاوی مقدس مارو هم ب لذت های بیشتر دعوت میکنید
پایبندی به قانون سلامتی باعث شده ، که استاد و خانم شایسته سحر خیز تر باشند، و صبح زود حرکت کنند ، و بیشتر لذت ببرند ، وقتی داخل ویزیتور سنتر شدن ، برخورد خوب پرسنل قابل تحسین هست که کلی به گردشگران احترام قائل هستن و با علاقه کارشان را ادامه می دهند ، در کارشان خستگی ، بی حوصلگی، و بی حالی اصلا نیست ، و انگار روز اول استخدامی آنهاست.
داخل موزه ، زندگی سنتی و اولیه سرخپوستان آمریکایی را دیدیم، که چقدر زندگی ساده و بی آلایش داشتن و هنر و خلاقیت آنها قابل تحسین هست، که با کمترین امکانات که سنگ و استخوان هست ابزار های لازم را می ساختن ، و شکل معماری خانه هایشان ، با طی روزگار بهتر و بهتر و مستحکمتر شده ، و حتی سالن اجتماعات و همایش داشتن برای برگذاری مراسم ها.
خدایا شکرت ، چقدر در این دنیا زیبایی و جذابیت و قشنگی هست و از الله مهربان هدایت می خواهیم، که از نزدیک ببینیم و لذت ببریم.
بِسْمِ اللّٰهِ النُّورِ،
بِسْمِ اللّٰهِ نُورِ النُّورِ،
بِسْمِ اللّٰهِ نُورٌ عَلیٰ نُورٍ،
بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِی هُوَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ،
«26 بهمن 1404»
خداروصدهزار مرتبه شکر که یک صبح دیگه رو با دیدن سفرنامه شروع کردم،این خودش یک گیفته برای من،همین که از شروع روز تلاش کنم تمرکز ذهنم رو بزارم روی زیبایی ها، از همون ابتدا هم خداوند هدایت هاش رو سرازیر کرد،2 تا فایلی که باید حتما امروز بهش گوش بدم.
«پیدا کردن الگوهای تکرار شونده 10»
«درس هایی از انیمیشن گربه چکمه پوش»
ضمن اینکه آخرین کامنتی که توی صفحه ست برای خود من که خیلی درس داشت که دوست عزیزمون نوشته:
«همه چی کنترل ذهن در شرایط سخته. اگه در شرایط سخت بتونی ذهنت رو کنترل کنی ، نتیجه فوقالعاده میگیری و به قول معروف بازی رو بردی»
این دقیقا مفهوم کلی آموزش استاد تو جلسه 5 قدم 8 هست که باید گوش کردن به این فایل رو هم بزارم توی برنامه امروزم.
دیشبم برای اینکه ذهنم پرت نچرخه خودمو مشغول خوندن هری پاتر کردم،بعدش که اومدم از اتاقم بیرون آب بخورم دیدم یکی داره تو تلویزیون میگه:مهم ایمانته،تو مسیر درست رو برو،بقیه ش رو بسپار به خدا.
من خدارو خیلی دوست دارم،همیشه یک جوری صداشو بهم میرسونه،از بی نهایت طریق،برای همین در اوج فشار ذهن همیشه یک ندایی توی قلبم میگه،فقط یک ذره،فقط یک ذره خودتو بکش ازین فشار بیرون،بدون شک کمک ها میرسه.
خیلی جالبه که دیروز هم همکار سابقم که بارها شده با خواب هاش برام پیغام آورده،بهم زنگ زد وگفت:«سعیده من خواب دیدم توبرگشتیicu و دقیقا فرم آبی تنت بود و تو اتاق استراحت دیدمت و تو خوابم میدونستم یک چیزی حدود15 روزه برگشتی.»
به نظر میاد با این سریال دیدن ها،غرق شدن توی خاطرات گذشته،به یاد آوردن اون روزها،روحم روتو عالم معنا برده همونجا،شاید هم خدا میخواست یک هینتی بهم بده که من دارم میبینمت،حواسم بهت هست.
این پیغامم دیروز وقتی به دستم رسید که سعی کرده بودم به آگاهی های جلسه 3 قدم 12 فکر کنم،اونجا که استاد میگه اگر الان خواسته ها وتوقعتون بزرگتر شده،هیچ اشکالی توش نیست ولی باید بدونید از کجا به اینجا رسیدید،باید یادتون باشه چه مسیری رو رفتید،باید همیشه حواستون به «احساس خوبتون» باشه.
امروز صبح هم تو خواب وبیداری زدم رویدکمه ی نشانه ی روزانه م،میدونستم که خدا میدونه سوال من چیه وصفحه ای باز شد به اسم «پروژه مهاجرت به مدار بالاتر».
قلبم این مفهوم رو دریافت کرد که تموم اتفاقات اخیر که نیاز به یک تلاش بیشتر برای کنترل ذهن داشته بخشی از مهاجرتت به مدار بالاتره،چیزی که خودت درخواستش دادی،پس حتی اگر نمیتونی خودت رو وارد مونتوم مثبت کنی،از دام افتادن تو مونتوم منفی فرار کن.
چون از نظر فرکانسی وقتی ذهن آدم درگیر یک موضوع ناخواسته ست،دسترسی به مدار سپاسگزاری کمی سخته،اما من هیچ وقت توی این شرایط با خودم مهربان نبودم،برای همینه که همیشه وقتی وارد پروژه ی مهاجرت به مدار بالاتر میشم،یکم میرم تو در ودیوار…
من باید خودسرزنشی رو متوقف کنم،من باید دوست مهربون خودم باشم،من باید خودمو تحسین کنم،من باید از دید خداوند به خودم نگاه کنم،من باید شادی رو به خودم هدیه بدم،من باید بپذیرم که خداوند بی نهایت عاشق منه و در هر لحظه داره من رو هدایت میکنه،من باید بپذیرم که من ارزشمندم فقط به این دلیل که به دنیا اومدم،من باید بپذیرم که اگر افکار من داره احساس درد تویقلبم ایجاد میکنه اون افکار نجواهای شیطانه،نباید بهش قدرت بدم،اون هیچ وقت درست نمیگه،اون همیشه تومسیر اشتباهیه،تنها زمانی من دارم درست فکر میکنم که نتیجه ش داشتن احساس آرامش توی قلبمه.
به امید الله،برنامه م اینکه گوشیموبزنم توی شارژ و همزمان با گوش کردن به فایل هایی که ازین قسمت بهش هدایت شدم کارهای خونه روبرسم وبعدشم اگر شد برم پیاده روی.
الهی صدهزار مرتبه شکر برای تموم زیبایی های که تو این قسمت سفرنامه دیدم،برای خوندن ردپای قبلی خودم وبه یادآوردن خاطرات خوش گذشته،برای تموم درس هایی که ازین فایل گرفتم،برای نوری که از شنیدن آهنگ بی کلام همیشه به قلبم وارد میشه،برای هدیه هایی که استاد شایسته برای دوستاشون گرفتن،برای ورزش استادم،برای ویزتور سنتر که انقدر زیبا ساخته شده بودو برای تموم قشنگی هایی که از لنز دوربین استاد شایسته از قلب آمریکا به قلب ایران رسید.
خدایا تا جایی که آسمونت جا داره شکرت🩵
سلام سعیده نورانی من..
من نمیتونم پاسخ گفتهاتو ندم…
میدونی چرا…چون خودددددم خیلی نیازش دارم….
چون خودمممم باید بهم یاداوری بشه..و بدونم این آرامش…
بزرگترین mount…من و شماست..
یه روز برای خاسته ایی که داشتم خیلی عجله میکردم..
حرف دو سال پیشه…کاش میتونستم جوری باشه اون تصویر رو برات میفرستادم..
یه شاخه گل نرگس..کنار یه پنجره با شیشهای نقش نگار بود.
نوشته بود..گل نرگسی من!. همون شاخه گل نرگس .با تصویر ابهت درونمو به من نش ن میداد.
[برای افتادن” اتفاقات خوب زندگیت” بسپار به خدایی که تمام کارهایش به موقع هست…]
سعیده اینقدر واضح و شفاف…
بهم گفت هنوز زنانش نرسیده..
باید ادامه بدی..
و قدم به قدم همون خاسته رو برام واضح کرد…
و اتفاقی که افتاد…صحنه ایی که من از قبل در دوران بچگی خوایشو دیده بودم برام روشن و شفاف شد…
و مرحله بعد..برای انجام دادن یه عملیات جدید فلان کار رو انجام بده..
و مرحله بعد اسفند سال گذشته 403.قدم بعدی..
که سعیده خداشاهده من براش دست و پا میزدم…
بهم یه شماره داد..و من چیزی رو دیدم که داشتم شرک میورزیدم براش…
و پیامهای دیگه…
الان سعیده..به این مفهمون رسیدم…
که دیگه کار من نیست..دیگه خودش باید همزمانیها رو انجام بده…
که خواب یه شخص نزدیکم و از انجام دادن اینکار…بهم رسید..
گفت خواب دیدم داشتی درس میخوندی دوبرت پر از کتاب بود..گفتی من فعلا نمیخام اینکار رو انجام بدم.
و الهام دیگه…هنوز مدار اون خاسته برام در دسترس نیست..من باید رها کنم این خاسته رو…
سعیده عزیزم دوست زیباییم ممنونم که نوشتی تا منم یاداوری کنم..که بیشتر بسپارمش..
انصافا توی این مورد خیلی سرسپرده شدم..
اونشب دیدم بیین دو نفر یه صحبت انجام شد..همون انجام کار اجباریه…دیدی خوب چجوریه!؟
میخان افراد رو وارد یه مسیر اجباری کنند..
سعیده فورا من روی برگرداندم از اون صحبت..
ولی اون مشورتی که بینشون رد میشد خداوند صداشو برام قوی کرد…
و ایشون گفت از دسترس من خارجه من نمیتونم اینکار رو انجام بدم..
و ایشون زه تو دهنی محکم خورد..
اونجا خداوند این صحبت رو بنفع من تموم کرد…
سعیده عزیزم..دوستتدارم…
این مسیر نه یه روزه هست نه امروز صبح هست .عصر نیست…
این مسیر هر لحظه هست..باید خیلی مواظب ذهنمون باشیم…
چون هر لحظه میتونه ما رو گمراه کنه…
در پناه خداوند رب العالمین میسپارمت..
خداوند یارو یاور همه ماها باشه…
سلام سلام
اومدم از ی تجربه بگم
کنترل ذهن واقعا سخته .منی که دارم این همه روی خودم کار میکنم و هر روز دارم فایل میبینم و کامنت میخونم . و این همه میگم من میتونم ولی در شرایطش که قرار میگیری بسیار سخته. دو سه روزه موردی بود که باید سعی میکردم ذهنم رو کنترل کنم تا مغزم ازش آزاد بشه. خیلی سخت بود یا سعی کردم بخوابم که بهش فکر نکنم یا فایل ببینم یا کتاب بخونم ولی بازم کامل نمیتونستم . آخر امروز ظهر به خودم گفتم ولش کن یا میشه یا نمیشه. فکر کن پولی که دادی برای اون کار، صدقه سرت .
باورتون نمیشه که بعد از چند ساعت طرف خودش تماس گرفت و پول رو ریخت.
همه چی کنترل ذهن در شرایط سخته. اگه در شرایط سخت بتونی ذهنت رو کنترل کنی ، نتیجه فوقالعاده میگیری و به قول معروف بازی رو بردی
به نام خدای بخشنده و مهربون
خدایا شکررررت برای تراک کمپری ک بهمون این فرصت رو داده تا تو دل طبیعت کمپ کنیم و یه خواب اروم و عمیق و کلی انرژی مثبت ب خودمون هدیه بدیم
خدایا شکررررت برای سرزمین پهناور و این همه امکانات
ک ن تنها کلی نشنال پارک با امکانات خوب وجود داره بلکه کلی طبیعت رایگان هم هست برای کسایی ک دوست دارن اون مدلی طبیعت رو تجربه کنن
خدایا شکرررررت برای این همه انسانهای فوقالعاده تمیز و مهربون
ک ن تنها با عشق تجربه هاشون رو از کمپ تو دل طبیعت باهات ب اشتراک میزارن
بلکه شعارشون هم اینه اینجارو تمیزتر از چیزی ک تحویل گرفتیم تحویلتون میدیم
خدایا شکرررررت برای پرسنل ویزیتور سنترها ک با عشق ب سوال هامون جواب میدن و مارو راهنمایی میکنن برای تجربه ای لذتبخش تر
خدایا شکررررت برای قانون بینظیرت ک هرچقدر خودمون آدم های تمیزتری باشیم ب جاهای تمیزتر هم هدایت میشیم
خدایا شکررر برای عدالتت ک همواره ب بهترین شکل داری هدایت میکنی
هرکسی ب خواسته هاش توجه کنه ب اون سمت میبریش مثل استاد ک دوست داشت کوه رو تجربه کنه و حالا وسط این تجربه اس
خدایا شکرت ک من رو لایق دیدن زیبایی ها و دریافت این آگاهی ها قرار دادی پس خودم رو متعهد میکنم با جان و دل بشنوم ببینم و تا جایی ک میتونم سعی کنم عمل کنم ..
خدای من شکرررت برای اون گل زرد و زیبا ک توجه مریم جان رو به خودش جلب کرد
خدایا شکرررت برای آسمون پر از ابر و هوای فوقالعاده
خدایا شکرررت برای بدن سالم و خوش فرم و عضلانی استاد
دمتون گرم ک بجای غر زدن از بسته بودن ویزیتور سنتر مشغول ورزش کردن شدید
خدایا شکرت برای روحیه و انرژی مثبت مریم جان ک با عشق برای دوستاشون هدیه خریدن تا هم ب اون مجموعه کمک کنن هم ب دوستاشون هدیه بدن
خدای من شکرررت برای فرایند تکاملی ک از سرخپوست ها دیدم
و این جمله ی زیبا ک گفتید ما انسانها ذاتا خلاق ب دنیا اومدیم
ذاتا دنبال بهبود هستیم
چقدر قشنگ مراحل رو به رشد سرخپوست هارو نشون دادید
چقدر قشنگ نشون دادید با این نگاه ک چطور از این بهتر ؟انقدر میشه هربار بهتر و بهتر شد و رشد کرد
چقدر لذتبخش بود دیدن سبک زندگی سرخپوست ها و درس هایی ک داشت
عاشقتونمممم ک همیشه با این کنجکاوی مقدس مارو هم ب لذت های بیشتر دعوت میکنید
سپاسگزارممممم ازتون با عشق
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
نشانه امروزم
پایبندی به قانون سلامتی باعث شده ، که استاد و خانم شایسته سحر خیز تر باشند، و صبح زود حرکت کنند ، و بیشتر لذت ببرند ، وقتی داخل ویزیتور سنتر شدن ، برخورد خوب پرسنل قابل تحسین هست که کلی به گردشگران احترام قائل هستن و با علاقه کارشان را ادامه می دهند ، در کارشان خستگی ، بی حوصلگی، و بی حالی اصلا نیست ، و انگار روز اول استخدامی آنهاست.
داخل موزه ، زندگی سنتی و اولیه سرخپوستان آمریکایی را دیدیم، که چقدر زندگی ساده و بی آلایش داشتن و هنر و خلاقیت آنها قابل تحسین هست، که با کمترین امکانات که سنگ و استخوان هست ابزار های لازم را می ساختن ، و شکل معماری خانه هایشان ، با طی روزگار بهتر و بهتر و مستحکمتر شده ، و حتی سالن اجتماعات و همایش داشتن برای برگذاری مراسم ها.
خدایا شکرت ، چقدر در این دنیا زیبایی و جذابیت و قشنگی هست و از الله مهربان هدایت می خواهیم، که از نزدیک ببینیم و لذت ببریم.