اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نظر من در این درخواست باور غلط و ترمز اصلی این هست که وقتی من مهمترین و اصلی ترین تعهدم این هست که باید باور داشته باشم که تمام اتفاقات و شرایط زندگی را خودم وارد زندگی خودم میکنم پس چنین شرطی نوعی شرک ورزیدن به خدا و تعهدم هست که یعنی من در صورت برآورده شدن خواسته ام حاضرم به کسی کمک کنم،در غیر اینصورت حاضر نیستم کمک کنم . همین شرط باورهای غلط زیادی داره از جمله اینکه من لایق ثروت و یا اون خواسته ای که میخوام نیستم ، یا اینکه من ترس از این دارم که اگر ثروت سمت من بیاید من آدم بدی میشوم و دیگر به کسی کمک نخواهم کرد ، با این شرط یک جور تلنگر به خودم میزنم که یادم باشه اگر یه زمانی ثروت و پول سمت من آمد حواسم باشد که تعهد دادم که ثروت من شرطی است و ایمان کافی پشتش نیست برای بدست آوردنش و من به خیال اینکه یک شرط برای خودم گذاشتم هر لحظه در فکر این هستم که حواسم باشد (ترس و شرک) که مبادا ثروتمند شدم یادم بره به کسی کمک کنم چه بسا من آدمهایی رو دیدم که همیشه این شرط و حرف رو زدند ولی بهش عمل نکردند یا ثروتی که سمتشون اومده را به اندازه ای ندونستن که کمکی از درون آن ثروت برای کسی قائل بشوند البته به نظر من کمی به خودمون رجوع کنیم ( اول از خودم ) بارها و بارها درخواستهای ما به بهترین شکل ممکن اجرا شده ولی تعهدی که دادیم معمولا یادمون رفته . کسی که تعهد میدهد تمام اتفاقات و شرایط زندگی را خودش خلق میکند نباید هیچ ترسی و هیچ شرطی سر راه خواسته اش بگذارد و باید با ایمان کامل به خود و خدای خود منتظر دریافت خواسته اش به بهترین شکل ممکن باشد.
کمک ودلسوزی از نوع معامله یا واسطه گری بین خدا و بنده خود نشانه از شرک پنهان وضعف در توحید عملی
می باشد چون خدای فقیر وغنی یکی هست.
از نظر دیگر نشان از وجود یک باور غلط وپنهان در انسان است.
من کمک ودلسوزی را یکجور دخالت در کار خداوندی میدانم که به حال وروز فقیر وثروتمند آگاه است.
شاید این نیاز در جهت رشد وتکامل وسیر صعودی فرد باشد.
بر اساس قانون جذب این فقر برآمده از ارتعاش وافکار فرد بوده واز آنجایی که ما نمی توانیم بر زندگی وارتعاش دیگران اثر بگذاریم.پس کل قانون را اشتباه فهمیدیم.
یکی از مهم ترین عوامل در ثروت باور است تا افراد به باور ثروت وذهن ثروت ساز نرسند.ما هر چقدر کمک کنیم
شاید اوضاع کمی بهتر شود ولی بعد از مدتی ان ثروت را
از دست میدهند ودوباره فقیر میشوند.
عامل مهم دیگر این که بر اساس قانون جدب شاید آن فرد اصلا آمادگی دریافت پول و بر آورده شدن نیاز را نداشته باشد.
بر اساس قانون جذب ما باید خواسته خود را معلوم کنیم
وبدانیم که چه میخواهیم.
شاید آن افراد چون نمیدانند از خداوند چه می خواهند و
دائم در حال گله وشکایت هستند ای گونه نیازمند وسردر
امروز برای بیستمین بار فایل اول کشف قوانین رو دیدم میدونید چی فهمیدم واااااای خدای من استاد میگفت که ما اجابت میکنیم در خواست درخواست کنندگان را !!!!!
من هر چی فکر کردم دیدم تو عمرم من اصلا چیز زیادی خواست نکردم از بس که از کودکی این حس درخواست رو سرکوب شده چه از طرف خانواده چه از طرف جامعه دیگه اینقد این حس سرکوب شده که به همینی که دارم قانع هستم و خودمرو لایق بیشتر از اینها نمیدونم ?
وریشه عدم درخواست رو حس عدم لیاقت میدونم
فکر میکنم این ترمز عدم لیاقت خیلی گسترده هست واگه برداشته بشه کلی ترمزهای دیگه هم برداشته میشه
پاسخ :من عرضه ساختن پول وثروت رو ندارم و خدا باید این پول رو بهم بده.
حالا چون مغزمون مقاومت میکنه ،که عهههه آقا تو که خودت نمیتونی کاری کنی ،همینجوری بشینی که خدا از آسمون برات کیسه پول بندازه؟این وسط یکم عذاب وجدانم میگیریم ،میخواییم اینجوری خودمون رو قانع کنیم که خوب ای مغز ترمز گیر من، تو صبر کن فعلا که خدا نداده کهههه،حالا اگهههه داااااد من بذر و بخشش میکنم که تو آسوده بگیری،باشههه؟؟؟
در واقع این عدم عزت نفس ماست که خودمون رو لایق ساختن و داشتن ثروت نمیدونیم،پس بهمون اجازه دیدن خدا و فراوانیهاش رو نمیده و مشرک هم میشیم
خداوندا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می خواهم
تا الان وقت نکردم که کامنت بزارم , قبل از خواندن کامنت بچه ها نظرم و می گذارم و بعدش مقایسه می کنم با دوستان,
ترمزی که من خیلی واضح در این درخواست می بینم, باور به این است که خداوند رو داریم با عواطف و احساسات انسانیه خود میبینیم, می خواهیم با خدا معامله کنیم که اگر انسان خوبی به نظر برسیم شاید زودتر به خواسته هایمان برسیم برسیم…
باور غلط این است که فکر میکنیم که ما باید به دیگران کمک کنیم و خداوند به کمک ما احتیاج دارد که از او این درخواست را داریم…این از باور کمبود ثروت و نعمت سر چشمه می گیرد
همه یکسان هستیم همه به یک اندازه قدرت رسیدن به خواسته هامون رو داریم,
ولی این باور جز اینکه مارو از خواسته هایمان دور کند چیزی به ما نمی دهد, چون برای خداوند فرقی نمی کند که ما انسان خوب با بدی باشیم, این قدرت رو خداوند در اختیار تمام انسان ها بلااستثنا داده است, حالا هرکسی هم هرگونه که بخواهد از آن استفاده می کند, این جهان جز بازتاب باورهای ما در مورد تک تک مسائل ریز و درشت زندگی چیزی بر نمی گرداند
من هم دقیقا همین درخواست رو کرده بودم از خدا، که ثروتی به منبدع تابتونم باهاش به نیازمندان و فقرا کمک کنم، ولی الان میبینم که واقعا یهباور اشتباهی هست که باعث میشه تاثروت از من دور بشه.
ترمزایی که تو خودم کشف کردم ایناس:
1_ نداشتن لیاقت براس داشتن ثروت خود ساخته
2_ شرک ورزیدن به خدا
3_ اینکه خودمو مسئول کارهای بقیه دونستن
4_ اصل خدا رو نشناختن و کوچیک کردن مقام و رتبه خدا
5_ گذاشتن شرط بین خود و خدای خود
باورهای غلطی که به ذهنم رسید، اینا بود، و حالا باورهای جایگزین هر کدوم:
1_ من لیاقت اینو دارم که خودم با باورهای توحیدی ام ثروتمند بشم واز تمام نعمتهای خداوند لذت ببرم
2_خدا یکیست و قانونش یکی و من به قانون خدا باور دارم که خداوند مرا خالق زندگی ام افریده است
3_ من فقط و فقط مسئول کارهای خودم هستم و اگر هم بخششی انجام دهم برای موفقیت خودم است، نه از سر دلسوزی و ترحم
4_ خداوند وجود دلی داره که هر کسی با دلش میتونه احساسش کنه، من هم هر چقدرررر دلمو گنده تر کنم، همونقدر خدارو بیشتر احساس میکنم
5_ خداوند قوانینی بر روی زمین نهادینه کرده که با توجه به همون قوانین هم در حال حرکته و هیچ اپدیت و تغیری توی کاراش نیست
خدایا شکرت که تونستم چندتا از باور های مخرب رو پیدا کنم
اگه اونایی که خدا رو میپرستن به ۲ دسته ی کلی تقسیم کنیم
میبینم ۱ دسته بخاطره ترس از مثلاً جهنمه که خدا رو میپرستن
دسته ی دیگه به جهنم کاری ندارن بخاطره بهشته که خدا رو میپرستن
یه دسته ی دیگه هم هس که خیلی کار درستن اینها خدا رو بخاطر بهشت و جهنم و دنیا و آخرت و غیره نمیپرستن اینها خدا رو بخاطره خداییش میپرستن بخاطره خود خدا نه چیزه دیگه
خدا هم همه رو دوست داره و به همه کمک میکنه به هر کی که هر چی بخاد میده بعضی ها با خدا بعنوانه یه بنده ی واقعی ارتباط برقرار میکنن بعضی ها به کنایه بعضی ها بعضی ها به گلایه
بعضی ها خدا رو قدرته مطلق میبینن و همه چیز و ازش میخان خدا هم همه چیز بهشون میده
خیلی ها هم خدا رو به انواعه مختلف میبینن و خیلی ها هم خدا رو نمیبینن و خدا رو نمیشناسن و خیلی ها هم خدا رو قبول ندارن
خب خدا با اونا چکار میکنه فراموش شون میکنه ، ندیده شون میگیره ،
شما بگین؟
من میگم هر فردی هر چی داره و در هر سطحه مالی، اجتمایی و… هست به اندازه ی ظرفیت و لیاقت و خاسته ش هست
به لیاقت و ظرفیت فعلاً کاری ندارم اما خاسته
خاستن هم انواع و اقسام داره
یکی دلی میخاد ،یکی ذهنی میخاد ، یکی با پشتکار میخاد ، یکی هم با همه ی اینها میخاد شایدم نرسه بهش یکی هم با هیچ معیاری میخاد و میرسه به خاسته ش
مهم نیس چجوری میخای
( حضرت موسی میبینه که یکی داره بعنوانه یه آدم داره با خدا ارتباط برقرار میکنه میره که بهش هشدار بده وحی میاد که کاری باهاش نداشته باش بزار با هر زبونی که میخاد با من حرف بزنه )
مهم اینه که از کی میخای
چقدر قبولش داری
چقدر قدرت و عظمت رو دست اون میبینی
اونیکه که خدا رو خیلی قبول داره که کارش درسته و دست مریزاد داره
اما همه اینجورین
خدا برایه اونایی که در اون حد نیستن و برایه همه ی طیف ها چند راه برای ارتباط گذاشته
نذر = یکی از راه هایه اجابته خاسته
من نه رد میکنم و نه تایید
ولی نکته ی جالب داره
خاسته ت هر چی باشه خدا بهت که داد اونموقع تو هم اون چیزی رو که قولشو دادی بده
خدا نمیاد بسنجه که اون چیزی که تو میخای در مقابله اون چیزی که میخاد بده می ارزه
چه اشکالی داره ادمها برخی اوقات هم با خدا معامله کنن
هر چند که بینه خوب و خوبتر
خوبتر اینه که وقتی با کسی معامله میکنیم کا کارش حرف نداره ما اول وظیفه مون رو ادا کنیم
یا
برایه احترام به بزرگتر که پیش قدم میشیم
این جور جا ها هم کاری برایه همنوعانمون با نشر ه علم انفاقه مال یا … هر چیزه دیگه انجام بدیم و خودمون رو ثابت کنیم که خدا منم خلیفه ات بر رویه زمین
من معتقدم کسی به پول و محبته ما نیاز نداره حتی کسیکه طلب میکنه اَزَمون
ما برایه بیشتر شدنه مال و رزقمون بخشی رو میدیم
یا جا رو خالی میکنیم که بیشتر جا باز بشه
حالا اون آخر یه منتیه بدیم به خدا که خدا من بخاطره تو این کار و کردم
یکی از مهمترین موانع لایه ی اوزونه که ماکشیدیم رویه فکرمون رویه قلبمون رویه حرفها و کارامون
با سلام خدمت دوستان و استاد عزیز. نظر من درباره ی این سوال این است که ما احساس لیاقت نداریم و خودمون رو ارزشمند نمیدونم و میخواهیم با یک.روش دیگر مثل بخشیدن پولی که فکر میکنیم کثیف هست رو به دست آوریم. چون از بچگی در فیلم ها دیده ایم که افرادی که انفاق میکنن از همون ظاهرشان معلوم است که خدا دوستشان دارد و بهش مهربانی میکند. ولی زیاد پولدار نیستند درواقع هر چه که پول داشته را انفاق کرده که به خدا نزدیک بشه. ولی از نظر قانون این است که هرچه فرد ثروتمند تر باشه به خدا نزدیک تر هست.
بنظرم یه جورایی وارد معامله میشی باخدا ومثل این میمونه که فکر میکنی خدا یه شخص هست ومیخوای سرشو کلاه بزاری.ومیدونی که تو ارزش اون نعمت رو نداری و میخوای کلک بزنی که بده منم یه مقدارشو میدم به فقرا
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم
به نظر من در این درخواست باور غلط و ترمز اصلی این هست که وقتی من مهمترین و اصلی ترین تعهدم این هست که باید باور داشته باشم که تمام اتفاقات و شرایط زندگی را خودم وارد زندگی خودم میکنم پس چنین شرطی نوعی شرک ورزیدن به خدا و تعهدم هست که یعنی من در صورت برآورده شدن خواسته ام حاضرم به کسی کمک کنم،در غیر اینصورت حاضر نیستم کمک کنم . همین شرط باورهای غلط زیادی داره از جمله اینکه من لایق ثروت و یا اون خواسته ای که میخوام نیستم ، یا اینکه من ترس از این دارم که اگر ثروت سمت من بیاید من آدم بدی میشوم و دیگر به کسی کمک نخواهم کرد ، با این شرط یک جور تلنگر به خودم میزنم که یادم باشه اگر یه زمانی ثروت و پول سمت من آمد حواسم باشد که تعهد دادم که ثروت من شرطی است و ایمان کافی پشتش نیست برای بدست آوردنش و من به خیال اینکه یک شرط برای خودم گذاشتم هر لحظه در فکر این هستم که حواسم باشد (ترس و شرک) که مبادا ثروتمند شدم یادم بره به کسی کمک کنم چه بسا من آدمهایی رو دیدم که همیشه این شرط و حرف رو زدند ولی بهش عمل نکردند یا ثروتی که سمتشون اومده را به اندازه ای ندونستن که کمکی از درون آن ثروت برای کسی قائل بشوند البته به نظر من کمی به خودمون رجوع کنیم ( اول از خودم ) بارها و بارها درخواستهای ما به بهترین شکل ممکن اجرا شده ولی تعهدی که دادیم معمولا یادمون رفته . کسی که تعهد میدهد تمام اتفاقات و شرایط زندگی را خودش خلق میکند نباید هیچ ترسی و هیچ شرطی سر راه خواسته اش بگذارد و باید با ایمان کامل به خود و خدای خود منتظر دریافت خواسته اش به بهترین شکل ممکن باشد.
باشکر از استاد و همه دوستان خوبم
سلام .
فکر میکنم بدترین ترمزی که هست در این جمله اینه که داریم به خدا رشوه میدیم! تو به من ببخش تا من هم ببخشم!اونم در نتیجه چندتا باور غلطه:
۱_خودمون رو لایق ثروتمند شدننمیدونیم.
۲_فکر میکنیم خدا ناتوانه از رفع فقر مخلوقاتش
۳_از ثروتمند شدنمیترسیم و با بخشش میخواهیم خودمون رو توجیه کنیم در برابر بقیه.
۴_فکر میکنیم فقط ثروتمندانی خوبن که میبخشند و اگر ثروتمندی اهل بخشش نباشه ادم خوبی نیست.
۵_ فکر میکنیم با ثروتمند تر شدن ممکنه تو چشم بقیه بریم و با بخشش و کار نیک جلوی خطرات احتمالی ثروتمند تر شدن رو میگیریم:))
به نام خداوند وسیله ساز
سلام وعرض ادب خدمت خانواده صمیمی عباس منش.
خواهشمندم نظر برادر کوچکتان را هم مطالعه کنید.
کمک ودلسوزی از نوع معامله یا واسطه گری بین خدا و بنده خود نشانه از شرک پنهان وضعف در توحید عملی
می باشد چون خدای فقیر وغنی یکی هست.
از نظر دیگر نشان از وجود یک باور غلط وپنهان در انسان است.
من کمک ودلسوزی را یکجور دخالت در کار خداوندی میدانم که به حال وروز فقیر وثروتمند آگاه است.
شاید این نیاز در جهت رشد وتکامل وسیر صعودی فرد باشد.
بر اساس قانون جذب این فقر برآمده از ارتعاش وافکار فرد بوده واز آنجایی که ما نمی توانیم بر زندگی وارتعاش دیگران اثر بگذاریم.پس کل قانون را اشتباه فهمیدیم.
یکی از مهم ترین عوامل در ثروت باور است تا افراد به باور ثروت وذهن ثروت ساز نرسند.ما هر چقدر کمک کنیم
شاید اوضاع کمی بهتر شود ولی بعد از مدتی ان ثروت را
از دست میدهند ودوباره فقیر میشوند.
عامل مهم دیگر این که بر اساس قانون جدب شاید آن فرد اصلا آمادگی دریافت پول و بر آورده شدن نیاز را نداشته باشد.
بر اساس قانون جذب ما باید خواسته خود را معلوم کنیم
وبدانیم که چه میخواهیم.
شاید آن افراد چون نمیدانند از خداوند چه می خواهند و
دائم در حال گله وشکایت هستند ای گونه نیازمند وسردر
گم هستند.
سلام دوستان
امروز برای بیستمین بار فایل اول کشف قوانین رو دیدم میدونید چی فهمیدم واااااای خدای من استاد میگفت که ما اجابت میکنیم در خواست درخواست کنندگان را !!!!!
من هر چی فکر کردم دیدم تو عمرم من اصلا چیز زیادی خواست نکردم از بس که از کودکی این حس درخواست رو سرکوب شده چه از طرف خانواده چه از طرف جامعه دیگه اینقد این حس سرکوب شده که به همینی که دارم قانع هستم و خودمرو لایق بیشتر از اینها نمیدونم ?
وریشه عدم درخواست رو حس عدم لیاقت میدونم
فکر میکنم این ترمز عدم لیاقت خیلی گسترده هست واگه برداشته بشه کلی ترمزهای دیگه هم برداشته میشه
سید حسین سلام
دوستان سلام
پاسخ :من عرضه ساختن پول وثروت رو ندارم و خدا باید این پول رو بهم بده.
حالا چون مغزمون مقاومت میکنه ،که عهههه آقا تو که خودت نمیتونی کاری کنی ،همینجوری بشینی که خدا از آسمون برات کیسه پول بندازه؟این وسط یکم عذاب وجدانم میگیریم ،میخواییم اینجوری خودمون رو قانع کنیم که خوب ای مغز ترمز گیر من، تو صبر کن فعلا که خدا نداده کهههه،حالا اگهههه داااااد من بذر و بخشش میکنم که تو آسوده بگیری،باشههه؟؟؟
در واقع این عدم عزت نفس ماست که خودمون رو لایق ساختن و داشتن ثروت نمیدونیم،پس بهمون اجازه دیدن خدا و فراوانیهاش رو نمیده و مشرک هم میشیم
خداوندا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می خواهم
الحمدالله رب العالمین
با آرزوی ثروتمندی در مکان و زمان
با سلام خدمت استاد و عزیزان همراه
تا الان وقت نکردم که کامنت بزارم , قبل از خواندن کامنت بچه ها نظرم و می گذارم و بعدش مقایسه می کنم با دوستان,
ترمزی که من خیلی واضح در این درخواست می بینم, باور به این است که خداوند رو داریم با عواطف و احساسات انسانیه خود میبینیم, می خواهیم با خدا معامله کنیم که اگر انسان خوبی به نظر برسیم شاید زودتر به خواسته هایمان برسیم برسیم…
باور غلط این است که فکر میکنیم که ما باید به دیگران کمک کنیم و خداوند به کمک ما احتیاج دارد که از او این درخواست را داریم…این از باور کمبود ثروت و نعمت سر چشمه می گیرد
همه یکسان هستیم همه به یک اندازه قدرت رسیدن به خواسته هامون رو داریم,
ولی این باور جز اینکه مارو از خواسته هایمان دور کند چیزی به ما نمی دهد, چون برای خداوند فرقی نمی کند که ما انسان خوب با بدی باشیم, این قدرت رو خداوند در اختیار تمام انسان ها بلااستثنا داده است, حالا هرکسی هم هرگونه که بخواهد از آن استفاده می کند, این جهان جز بازتاب باورهای ما در مورد تک تک مسائل ریز و درشت زندگی چیزی بر نمی گرداند
سلام به دوستان هم فرکانسیم
من هم دقیقا همین درخواست رو کرده بودم از خدا، که ثروتی به منبدع تابتونم باهاش به نیازمندان و فقرا کمک کنم، ولی الان میبینم که واقعا یهباور اشتباهی هست که باعث میشه تاثروت از من دور بشه.
ترمزایی که تو خودم کشف کردم ایناس:
1_ نداشتن لیاقت براس داشتن ثروت خود ساخته
2_ شرک ورزیدن به خدا
3_ اینکه خودمو مسئول کارهای بقیه دونستن
4_ اصل خدا رو نشناختن و کوچیک کردن مقام و رتبه خدا
5_ گذاشتن شرط بین خود و خدای خود
باورهای غلطی که به ذهنم رسید، اینا بود، و حالا باورهای جایگزین هر کدوم:
1_ من لیاقت اینو دارم که خودم با باورهای توحیدی ام ثروتمند بشم واز تمام نعمتهای خداوند لذت ببرم
2_خدا یکیست و قانونش یکی و من به قانون خدا باور دارم که خداوند مرا خالق زندگی ام افریده است
3_ من فقط و فقط مسئول کارهای خودم هستم و اگر هم بخششی انجام دهم برای موفقیت خودم است، نه از سر دلسوزی و ترحم
4_ خداوند وجود دلی داره که هر کسی با دلش میتونه احساسش کنه، من هم هر چقدرررر دلمو گنده تر کنم، همونقدر خدارو بیشتر احساس میکنم
5_ خداوند قوانینی بر روی زمین نهادینه کرده که با توجه به همون قوانین هم در حال حرکته و هیچ اپدیت و تغیری توی کاراش نیست
خدایا شکرت که تونستم چندتا از باور های مخرب رو پیدا کنم
با تشکر از استاد عباسمنش عزیر و دوستان گلم
سلام
وقت بخیر
خداقوت به همه
اولین نظرم در سایت
بیاین به این ماجرا طوره دیگه ای نگاه کنیم
اگه اونایی که خدا رو میپرستن به ۲ دسته ی کلی تقسیم کنیم
میبینم ۱ دسته بخاطره ترس از مثلاً جهنمه که خدا رو میپرستن
دسته ی دیگه به جهنم کاری ندارن بخاطره بهشته که خدا رو میپرستن
یه دسته ی دیگه هم هس که خیلی کار درستن اینها خدا رو بخاطر بهشت و جهنم و دنیا و آخرت و غیره نمیپرستن اینها خدا رو بخاطره خداییش میپرستن بخاطره خود خدا نه چیزه دیگه
خدا هم همه رو دوست داره و به همه کمک میکنه به هر کی که هر چی بخاد میده بعضی ها با خدا بعنوانه یه بنده ی واقعی ارتباط برقرار میکنن بعضی ها به کنایه بعضی ها بعضی ها به گلایه
بعضی ها خدا رو قدرته مطلق میبینن و همه چیز و ازش میخان خدا هم همه چیز بهشون میده
خیلی ها هم خدا رو به انواعه مختلف میبینن و خیلی ها هم خدا رو نمیبینن و خدا رو نمیشناسن و خیلی ها هم خدا رو قبول ندارن
خب خدا با اونا چکار میکنه فراموش شون میکنه ، ندیده شون میگیره ،
شما بگین؟
من میگم هر فردی هر چی داره و در هر سطحه مالی، اجتمایی و… هست به اندازه ی ظرفیت و لیاقت و خاسته ش هست
به لیاقت و ظرفیت فعلاً کاری ندارم اما خاسته
خاستن هم انواع و اقسام داره
یکی دلی میخاد ،یکی ذهنی میخاد ، یکی با پشتکار میخاد ، یکی هم با همه ی اینها میخاد شایدم نرسه بهش یکی هم با هیچ معیاری میخاد و میرسه به خاسته ش
مهم نیس چجوری میخای
( حضرت موسی میبینه که یکی داره بعنوانه یه آدم داره با خدا ارتباط برقرار میکنه میره که بهش هشدار بده وحی میاد که کاری باهاش نداشته باش بزار با هر زبونی که میخاد با من حرف بزنه )
مهم اینه که از کی میخای
چقدر قبولش داری
چقدر قدرت و عظمت رو دست اون میبینی
اونیکه که خدا رو خیلی قبول داره که کارش درسته و دست مریزاد داره
اما همه اینجورین
خدا برایه اونایی که در اون حد نیستن و برایه همه ی طیف ها چند راه برای ارتباط گذاشته
نذر = یکی از راه هایه اجابته خاسته
من نه رد میکنم و نه تایید
ولی نکته ی جالب داره
خاسته ت هر چی باشه خدا بهت که داد اونموقع تو هم اون چیزی رو که قولشو دادی بده
خدا نمیاد بسنجه که اون چیزی که تو میخای در مقابله اون چیزی که میخاد بده می ارزه
چه اشکالی داره ادمها برخی اوقات هم با خدا معامله کنن
هر چند که بینه خوب و خوبتر
خوبتر اینه که وقتی با کسی معامله میکنیم کا کارش حرف نداره ما اول وظیفه مون رو ادا کنیم
یا
برایه احترام به بزرگتر که پیش قدم میشیم
این جور جا ها هم کاری برایه همنوعانمون با نشر ه علم انفاقه مال یا … هر چیزه دیگه انجام بدیم و خودمون رو ثابت کنیم که خدا منم خلیفه ات بر رویه زمین
من معتقدم کسی به پول و محبته ما نیاز نداره حتی کسیکه طلب میکنه اَزَمون
ما برایه بیشتر شدنه مال و رزقمون بخشی رو میدیم
یا جا رو خالی میکنیم که بیشتر جا باز بشه
حالا اون آخر یه منتیه بدیم به خدا که خدا من بخاطره تو این کار و کردم
یکی از مهمترین موانع لایه ی اوزونه که ماکشیدیم رویه فکرمون رویه قلبمون رویه حرفها و کارامون
میگیم خدا اما چشممون به دسته ایکسه و ایگرگه
بگیم خدا وقتهایی که کیفمون کوکه و حالمون خوبه
بگیم خدا همیشه هر جا
با
آرزوی
موفقیت
در
همه ی
ابعاد
برایه
همه
با سلام خدمت دوستان و استاد عزیز. نظر من درباره ی این سوال این است که ما احساس لیاقت نداریم و خودمون رو ارزشمند نمیدونم و میخواهیم با یک.روش دیگر مثل بخشیدن پولی که فکر میکنیم کثیف هست رو به دست آوریم. چون از بچگی در فیلم ها دیده ایم که افرادی که انفاق میکنن از همون ظاهرشان معلوم است که خدا دوستشان دارد و بهش مهربانی میکند. ولی زیاد پولدار نیستند درواقع هر چه که پول داشته را انفاق کرده که به خدا نزدیک بشه. ولی از نظر قانون این است که هرچه فرد ثروتمند تر باشه به خدا نزدیک تر هست.
در پناه الله یکتا شاد و سلامت باشید. خدا نگهدار
باعرض سلام.
بنظرم یه جورایی وارد معامله میشی باخدا ومثل این میمونه که فکر میکنی خدا یه شخص هست ومیخوای سرشو کلاه بزاری.ومیدونی که تو ارزش اون نعمت رو نداری و میخوای کلک بزنی که بده منم یه مقدارشو میدم به فقرا