اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من زمانی این نوع دعاها رو متوقف کردم که شنیدم توی حدیثی گفته شده بود که حتی نمک سفره تون رو هم خدا بخواید. فکر می کردم این حدیث از امام صادق باشه اما الان که گشتم متوجه شدم که حدیث قدسی هست
:فِی الحَدیثِ القُدسِیِّ : یا موسى ، سَلنی کُلَّ ما تَحتاجُ إلَیهِ ، حَتّى عَلَفَ شاتِکَ ، ومِلحَ عَجینِکَ .
عدّه الداعى : در حدیث قدسى آمده است : «اى موسى! هر آنچه را که بدان نیاز دارى ، از من بخواه ، حتّى علوفه گوسفند و نمکِ خمیرت را».
به نظر من یکی از کد های مخرب اینکه وقتی همچین درخواست هایی میکنیم ایده هایی به ذهن میاد که باید
عمل کنی ، اما وقتی هیچ ایده ای روعملی نمیکنیم و فقط درخواست میکنیم ، هیچ نتیجه ای هم نمیگیریم ،وقتی میتونیم ببخشیم که داشته باشیم یهویی ، تکامل طی نکرده نمیتونیم اون خواسته ها از نظر خودمون بزرگ رو عملی کنیم و باید قدم اول و کوچک رو برداریم و قدم های بعدی ،وقتی ایمانتو نشون بدی و حرکت کنی اون وقت میبینی چطور اتفاق میفته .
خدایا هزار مرتبه شکرت به خاطر این احساس خوبی که دارم
هرجا کجا هستین در پناه الله یکتا شاد باشین سالم باشین خوشبخت باشین ثروتمند باشین و سعادتمند در دنیا و آخرت ??
چه سوال زیبایی رو مطرح کردید،هر چند برای ذهن من جدید بود و وقتی در ذهن خودم کنکاش کردم دیدم چنین چیزی رو حداقل تو این دو سال که با قوانین آشنا شدم مطرح نکردم و خدای بزرگ رو سپاسگذارم که منو به این مسیر زیبا هدایت کرد.
پاسخ من به این سوال:وقتی با خدا اینجور صحبت میکنیم یعنی هنوز ما خدارو به صورت یک انسان تجسم میکنیم و نمیتونیم خدارو به صورت انرژی ببینیم و داریم اینجوری بهش میگیم که دلش به رحم بیاد و به ما ثروت بده،بعد اینو نفهمیدیم که ما نمیتونیم زندگی کسی رو با کمک کردن بهش تغییر بدیم هر کسی فقط و فقط خودش میتونه زندگی خودش رو با باورهاش عوض کنه و تو هر چقدر از لحاظ مالی به کسی کمک کنی نمیتونی زندگی اونو تغییر بدی تا وقتی که خود اون فرد نخواد.
بعد هم مساله مهم اینه که فکر میکنیم اگه خدا بخواد به ما ثروت بده باید از بقیه بنده هاش بگیره به ما بده پس وقتی ما به ثروت رسیدیم باید اون قسمتی رو که از بقیه گرفته رو بهشون برگردونیم،در حالی که اینقدر در دنیا ثروت هست که ثروتمند شدن تو هیچ کس رو فقیر نمیکنه.
مساله خیلی مهم دیگه اینکه ما باید روی خودمون کار کنیم اگه ثروتمند نشدیم حتی جایی یه باور اشتباه داریم وگرنه میشدیم چون خدا نمیتونه بهت ثروت بده،ساز و کار جهان اینجوریه،سیستمی که خدا طراحی کرده اینجوریه که نمیشه،فقط خودت با باورهای درست میتونی به ثروت برسی اگه باورهاتو درست نکنی خدا نمیتونه بهت بده چون این سیستم رو خدا اینجوری طراحی کرده.
این جور گفتگو با خدا به نظر من نشون دهنده باورهای مذهبی اشتباه در ذهن ماست که میخوایم خدارو که به صورت یه آدم تصور کردیم رو راضی کنیم حالا با وعده و وعید دادن و اینجور چیزها که چیزی رو که ما میخوایم برامون بوجود بیاره و کلا از پایه و اساس خدارو درک نکرده،سیستم جهان هستی رو درک نکرده.
مطالبی که دوستان فرستادند نکات بسیار ارزشمند وزیبایی داشت.
البته اعتراف میکنم که هنوز تمام مطالب رانخوانده ام
ولی مطلبی به ذهنم رسید.علاوه برمطالب دوستان وآن اینکه:
درخواست به شکلی که سوال مسابقه است میتواند این معایب وترمز را داشته باشد که:
اینطور درخواست کردن نشاندهنده ی این است که این مطلب که ” ماخودمان همه چیز رابوجود میآوریم وخلق میکنیم”، هنوز برایمان بصورت”باور” درنیامده وماازوقوع آن اطمینان کامل نداریم وخوب استاد بارها گفته اند که افکاری درزتدگی ما جریان مییابند که به مرحله ی باور رسیده باشند.
دوم اینکه اینگونه درخواست کردن نشان از “عدم تسلیم محض و رهاکردن”دارد.
سلام دوستان عزیز،به نظر من ما ایمان به( غیب) نداریم.یعنی ایمان ما به خداوند خیلی ناچیز وکم است،
من دلیل نرسیدن به خواسته هایم را مثل،ثروت،روابط عالی،معنوی،وغیر…را اموزش کمی که داشتم را میدانم
از ان روز که با استاد،(عباس منش)اشنا شودم،به تمام خواسته هایم رسیده ام.وقتی که هر روز بر دانش خودم وقت می گذارم واگاهانه کدهای مناسب را درزندگی خود طراحی می کنم.مدل زندگی ام تغییر کرده،از روزی که برنامه نویس زندگی خود را می نویسم وبه جامعه اجازه نمی دهیم تا افکار من را هدایت کن.جذب های متفاوت را تجربه می کنم.درسته که جذب های من بسیار بزرگ نیست .ولی درون من ان احساس که فراوانی هست را تجربه می کند واین باعث شده تامن در حال لذت بردن را تجربه کنم.واین برای من همه چیز (ماشین،ویلا،اقامت امریکا،ثروت) است ،به خدادارم همه این هارو حس می کنم .زندگی ام شده بهشت ……….
در باره جواب این سوال بسیار عالی یک چند مورد ذهنم را درگیر کرد.
1) ترس:- ترس از اینکه مبادا با ثروتمند شدن از راه خدا دور شوم،ترس از اینکه مبادا به ثروتمند شدن مورد خشم دیگران قرار بگیرم،ترس از اینکه و … که شاید این ترس را خودمان ندانیم ولی مانند یک دیوار جلو ماره گرفته است و حالا به جای اینکه از آن دیوار در شویم راه خد را تغییر داده به مسیر دیگر میرویم. مثلا به جای اینکه به خود بگویم که من شاهانه برای خودم زندگی میکنم، میرویم به خاطر قانع کردن مردم، که در این زمان چیزی برای قانع کردن مردم نداریم وارد چنین معامله به خدا میگردیم، در حالیکه نمیدانیم که ای دیوار(ترس) به جایش باقی مانده و جلو ثروتمند شدن ما را گرفته و ما در انتظار ثروتمند شدن هستیم و آن دیوار در حال قوی شدن.
2) تفکر احساسی و منطقی:- به نظرم زمانیکه که از خداوند میخواهیم که پول بده و فلان کار را انجام میدم قبل از درخواست پول، احساس همدردی با فقرا، احساس هم فرکانس با خوار و ذلیل بودن منطقه و احساس… در وجودمان ایجاد میشود وچون که این احساس خوب نیست(احساسات بد = اتفاقات بد) پس فرکانس برخلاف خواسته یی خود ارسال میکنیم، از طرف به خاطر از بین بردن این احساس ذهن منطقی ما حکم میکند که پس لازم است که این افراد یا این منطقه را کمک کنی تا راه برایت باز شود غافل از اینکه بازهم این نوع تفکر اساسش رهایی از فقر و … است که این کار بازهم باعث ارسال فرکانس مخالف خواسته های ما میشود.
3) تمرکز بالای موضوع دیگر:- اصل موضوع ما ثروتمند شدن است در حالیکه ما بیشتر روی کمک کردن به دیگران، تایید گرفتن از دیگران و راضی کردن دیگران متمرکز هستیم. (هر جا تمرکز است در آنجا قدرت جاری است)
سلام و صد سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانواده و هم فرکانسی های خوبم.
خدا رو شکر که هر موقع هممون یه سوالی داریم و ذهنمون دنبال جوابش میگرده خدا از طریق استاد و با یه فایل جوابامونو میده و دوستان گاهن میگن که انگار برای من این فایل ضبط شده بود.
در مورد جواب سوال: وقتی ما چیزهایی رو از خدا میخواهیم و به قول استاد وارد یه قرارداد با خدا میشیم که به دیگران کمک کنیم و…
باور و ترمزی که توی این موضوع هست اینه که ما قبل از اینکه برای خودمون ارزش قائل باشیم و خواسته ها رو برای خودمون بخوایم دوست داریم به دیگران کمک کنیم و اینم مال باوریه که اغلب جامعه دارند که میگن باید از خودگذشتگی کرد وانسان خوب اونیه که اول به فکر مردم باشه تا خودش و این باور از کمبود عزت نفس ناشی میشه که ما به جای اینکه بیشتر به خودمون بپردازیم و به خودمون عشق بدیم دنبال اینیم تایید دیگران رو بگیریم .وخب اینم طبیعیه وقتی ورودی هامونو کنترل نکنیم خروجی ها رو هم نمیتونیم کنترل کنیم و خیلیم توی جامعه ما مخصوصا جا افتاده که تا بخوای برات مثال میارن مثل حسین فهمیده ها و شهیدها رو ….
ما میتونیم اونقدر به خودمون بپردازیم تا لبریز بشیم و از اون چیزی که سر ریز شده به دیگران ببخشیم….ما وقتی میتونیم پول ببخشیم که بی نیاز باشیم نه اینکه خودمون محتاج باشیم و بخوایم ببخشیم ….
میخواستم جواب دوستان رو بخونم گفتم بزار اول خودم جواب بدم و بعد نظرات بی نظیر دوستان رو بخونم
امیدوارم که نظر بنده هم میان این انبوه کامنت های زیبا مورد توجه قرار بگیره،
*
خب من خیلی به این سوال فکر کردم و روی تک تک جملات استاد بارها تعمق کردم و ده ها بار اون ها رو مطالعه کردم و از اونجایی که استاد گفتند حتما توی این باورها ترمزهایی نهفته است، فقط دنبال پاسخ میگشتم و باورتون نمیشه وقتی کسی دنبال پاسخ باشه، جواب ها بهش گفته میشه. نمیدونید چه حس فوق العاده ای داره وقتی باورهای مخفی پیدا میکنید که اصلا تا قبل از اون روحتون هم خبر نداشت که این ها باورهای نادرستی هستند!
الکی نیست آقای عباس منش استاد ما هستند و ما شاگردهای اون، ممنون استاد بخاطر اینکه انگیزه میدید تا ما کاری کنیم یکم این سلول های خاکستری مغزمون رو به کار بندازیم :)
*
اما ترمزهای نهفته در این باورها:
۱- قرارداد با خدا:
خداوند مهربان که قادر مطلق هست و اصلا نیازی به وعده و وعیدها و قراردادهای ما نداره!
این جهان قانون داره و به قول قرآن سنت الهی تغییر نمیکنه، هرکسی که از این قوانین استفاده کنه، نتیجش رو هم میگیره. به همین سادگی. پس من اگر بخوام ثروتمند بشم، باید از قوانین تبعیت کنم، و نکته اینجاست که وعده ها و قراردادها که جزء قوانین نیستند.
*
۲- خدایا به من ثروت بده تا من بتونم ببخشم (یا فلان کار خیر رو انجام بدم)!!!
این هم باز از اون حرفا بودا !!! اولا که خداوند بخیل نیست و بازهم نیازی به کسی نداره که بخواد چیزی رو ببخشه و یا کار خیری بکنه. ثانیا اگر من مرد عمل هستم و اگر راست میگم، چرا الان در حد توانم نمیبخشم؟! منتظرم که پولدار بشم بعد ببخشم!
*
۳- بخشش و یا کار خیر خود را مشروط به رسیدن به خواسته ای کردن:
این موضوع خیلی مهمه. ما تا وقتی عشق را جاری نکنیم، عشقی دریافت نخواهیم کرد. من اگر بخواهم ثروتمند شوم، باید در عمل ایمان خودم رو ثابت کنم. اگر حتی صدتا تک تومنی در توان من هست، همون رو ببخشم، تا هزار برابر اون وارد زندگیم بشه. مگه میخوام با خداوند شرط بندی کنم که بهش دارم میگم بهم بده تا بعد من ببخشم!!!
به قول کتاب فوق العاده کیمیاگر پائولو کوئیلو، نمیتونی با وعده چیزی که هنوز نداریش شروع کنی. چقدر من این کتاب رو دوست دارم.
*
۴- خدا رو مثل یک انسان دیدن:
اگر سوال رو به دقت بررسی کنیم، متوجه میشیم که کسی که اینطوری از خداوند درخواستی میکنه، اصلا خداوند رو هنوز به خوبی نشناخته. چنین فردی خداوند رو به شکل یک انسان داره میبینه. مثل این هست که شما بری توی بقالی سر کوچه، از فروشنده تقاضا کنی اگر فلان جنس رو به من ارزان بدی، من ۵۰ کیلوی اون رو میدم به افراد فقیر!
در مورد بی نیاز بودن خداوند که صحبت کردم. اما خداوند انسان نیست که باهاش معامله کنیم و یا بخواهیم دل اون رو به رحم بیاریم، بگیم خدا تو به من بده، من نیتم خوبه. قول میدم با اون پول فلان کار خوب رو انجام بدم.
خداوند یک انرژی هست و به قول استاد، اون رو توی هر ظرفی قرار بدیم، شکل همون ظرف میشه، اما ما آدما اصرار داریم که ویژگی های انسانی خودمون رو ، مثه دلسوزی به خداوند نسبت بدیم و دل خداوند رو به رحم بیاریم.
*
۵- احساس عدم لیاقت:
نوع درخواست به شکلی هست که طرف خودش هم باور نداره که میتونه به چنین ثروتی برسه. اگر باور داشت، سعی نمیکرد با خدا وارد قرارداد بشه! چون از قوانین استفاده میکرد، و میدونست که به هرآنچه بخواهد طبق قوانین میتواند برسد. پس من تا وقتی خودم را فرد ثروتمندی نبینم، وقتی احساس لیاقت ثروتمند شدن را در خودم ایجاد نکنم، ثروت را همیش الانش هم نتوانم حس کنم، چطور از خداوند انتظار این رو میتونم داشته باشم که بهم ثروت بده.
*
۶- شرک مخفی (خیلی مهم):
فایل توحیدی عملی استاد قسمت ۵ نظیر نداره.
شرک در دل مومن همچون مورچه ای بر روی سنگ سیاه، در دل تاریکی شب نهفته است.
فکرش رو که میکنم، حس خاصی دارم.
جالبه که ما ثروت رو برای خودمون میخواهیم، اما داریم به خداوند میگیم نخیر ثروت رو به من بده، میخوام باهاش کار خیر کنم. کی رو داریم گول میزنیم؟! شرک همینه دیگه!
میشه خیلی در موردش صحبت کرد، اما فکر میکنم همین میزان توضیح که فکر کنیم، کافی باشه.
*
در آخر سپاسگزارم از خداوند مهربان که هر روز چشمان من رو نسبت به قوانین بازتر میکنه.
در پاسخ به این سوال، به نظرم شبیه به همون وقتایی هست که میگیم خدایا اگه فلان اتفاق بیفته، اگه فلان شرایط جور بشه من یه نذر میدم… اینجوری داریم با خدا معامله میکنیم. ولی آیا خدا به نذر ما نیاز داره؟!؟ خیر. خدا از همه چیز بی نیازه. اگه من این مکالمه رو با خدا داشته باشم که ” خدا جون تو یه پولی به ما بده قول میدم بخشیش رو به افراد نیازمند بدم ” باید این رو یادم باشه که چه من باشم چه نباشم خداوند روزی بنده هاشو خودش میده حالا من نشد یکی دیگه. باید یادم باشه اگه خواستم به کسی کمک کنم به دیده منت نباشه، انتظار نداشته باشم اون فرد هم یه روز دستم رو بگیره ، چراکه ” تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز” حالا از همون فرد خوبی ندیدی از یه دست دیگه از هزاران دست خدا خوبی و مهربانی خواهی دید چون این تویی که داری فرکانسی از جنس خوب به جهان ارسال میکنی.
از موانع دیگه، عدم احساس ارزشمندی می تونه باشه. چراکه در ضمیر ناخودآگاه خود تصور می کنیم که به خودی خود نمی توانیم ثروتمند شویم و باید با خداوند معامله کنیم، و فکر می کنیم تنها با بخشیدن قسمتی از ثروتمون می توان ثروتمند شد.
یه مانع دیگه احساس گناه هستش،چون با این مکالمه این پیام رو می فرستیم که ثروتمند شدن امری خدایی نیست و هنوز ما ثروتمند شدن رو در ذهنمون به عنوان یک امر معنوی نپذیرفتیم و با این حرف که اگه به من ثروت بدی بخشیش رو وقف می کنم، می خواهیم اون ثروتی که قراره بهمون برسه رو پاک(حلال) کنیم.
جهان از ذات فرکانسی که ما ارسال می کنیم آگاه است.
ما با این مکالمه ای که با خدا انجام می دهیم، بازهم توجهمون به کمبودهاست. چون تصور می کنیم ثروت در چهان به اندازه کافی نیست و فقط عده ای می توانند ثروتمند شوند، حال اگر این ثروت به من رسید من مقداری از آن را به افراد فقیر میدهم.
یه نکته دیگه هم اینه که، زمانی به دیگران کمک کنیم که بهمون احساس خوب بده، کمک همیشه مادی نیست لازم نیست ثروتمند باشیم تا کمک کنیم، راه های دیگه هم برای کمک به خلق خداوند وجود داره. ولیییییییی حتما باید به این جنبه توجه کنیم که اگر با کمک به دیگران به احساس خوب نمی رسیم خُب اصلا لازم نیست انجامش بدیم.
از نظر من یه کمک خیلی خوبی که با ثروتمند شدنمون می تونیم به دیگران بکنیم اینه که یه الگو خواهیم شد برای اونها، یه انگیزه. اصلا اینکه ما روی خودمون کار می کنیم تا هر روز بهتر از دیروز باشیم یک نوع کمک هستش که نسبت به جهان اطرافمون انجام میدیم.
و در آخر هم بگم همه ی این آگاهی ها به لطف آموزش های شیرین استاد هستش، ازتون سپاسگزارم??
به نظر من این تفکر که طرز فکر خیلی از ماهاست و تقریبا هرکدوممون توی یه دوره ای از زندگی تجربه اش کردیم یه اشکال خیلی بزرگ داره و اون اینکه اینجور مواقع ما یادمون رفته که خودمون خالق زندگیمون هستیم ،یادمون رفته اولین مرحله تغییر و رشد برای هرکسی پذیرش تمام مسئولیت زندگیشه ،یادمون رفته که تاوقتی روی خودمون کار نکنیم تاوقتی که باورهامونو اصلاح نکنیم توی مدار بالاتر قرار نمیگیریم وتاوقتی که توی مدار بالاتر قرار نگیریم ،به ثروت و درآمدی بیشتر از اونچه که الان داریم ،نخواهیم رسید و همینطور در مورد افراد فقیر هم دچار همین اشتباه شدیم و یادمون رفته اونا تا وقتی خودشون نخوان تا وقتی باورهاشونو تغییر ندن و خودشون رو در یک مدار جدید قرار ندن ،نمیتونن با شرایط و آدمها و موقعیتهای جدید رو به روبشن و ماهم نمیتونیم براشون کاری کنیم ،درواقع اولین و مهم ترین اشکال این نوع طرز فکر اینکه ما مهمترین قانون جهان یعنی قانون مدارها روفراموش کردیم.
دومین عامل مخربی که من توی این دیدگاه میبینم اینکه مارو از تلاش و کوشش برای رسیدن به خواسته هامون دور میکنه ،چیزی که خودم تجربه اش رو دارم.زمانی میخواستم به یه خواسته ای برسم که توی اون برهه زمانی مهمترین آرزوی زندگیم بود،مدام به دعا درخواست و نذر و نیاز پرداختم و همه اش دنبال باج دادن به خداوند بودم و میگفتم خدایا تو به من این چیزو بده من هرسال اینقد روز عاشورا نذر میدم ،به فقرا کمک میکنم و…خلاصه بیشتر تمرکزمو گذاشته بودم روی دعا و نذر و نیاز وحتی بعضا خرافات و کلی از اون تایمی رو که باید میرفتم تحقیق میکردم ،میپرسیدم ،میگشتم ،یاد میگرفتم ،و با تجربیات زندگی آروم آروم مراحل تکاملمو طی میکردم ؛صرف جستجوی ارتباط های بیشتر باخدا و پیدا کردن دعاهای سریع الاجابه و نمازهای حاجات و…میکردم.یعنی هم از تلاش و کوشش موردنیاز دور میشدم و هم به طی شدن مراحل رشد و قانون تکامل بی توجه بودم.
بااین طرز فکر ما از یکی دیگه از قوانین جهان هستی علیه خودمون استفاده میکنیم و اون قانون توجه هست.ما میدونیم که معنی اصلی قانون جذب نشستن و فکر کردن به مسأله ای خاص و رسیدن به اون نیست بلکه قانون جذب در راستای توجه ماهست که اتفاقات و شرایط خاص رو برای ما رقم میزنه.این مدل فکر کردن و این دیدگاه باعث میشه ما به جای توجه به ثروت و نعمت وبرکات خداوند به فقر و کمبود توجه کنیم و به جای توجه و تحسین افراد موفق و ثروتمند مشغول توجه و ترحم برای فقرا بشیم و به قول استاد به جای گوش سپردن به ندای درون و باور وفور و فراوانی ،به ندای شیطان و باور فقر و کمبود توجه داریم ،ودر نتیجه به جای ثروت بیشتر ،فقر بیشتری رو جذب زندگیمون میکنیم.
باورهای منفی و مخرب توی این درخواست اینقد زیاده که اگه بخوام بنویسم باید صفحات زیادی رو پرکنم ولی از طرفی دلم نمیاد باورهای مخربی که توی این مسابقه برای خودم کشف کردم رو در اختیار دیگران قرار ندم که شاید برای یه نفر تلنگر باشه و اگه اینطور باشه همین برای من کافی است.
باور مخرب دیگه ای که توی این درخواست نهفته اس،باور عدم لیاقت هست،یعنی وقتی میگیم خدایا به من ثروت زیادی بده که به فقرا کمک کنم ؛یعنی توی لایه های پنهانی ذهنمون و در ناخودآگاهمون میگیم من که لایق این همه ثروت نیستم اما تو به من بده تا منم به فقرا ببخشم و درواقع نه بخاطر من بلکه بخاطر این بنده های فقیرت به من ثروت بده و همونطور که استاد توی فایل رایگان اعتمادبه نفس گفتن یکی از دلایل عدم اعتماد به نفس ماآدما،همین باور عدم لیاقت هست که بسیار مخربه.
قانون بزرگ و فوق العاده ی دیگه ای که بااین طرز فکر نقض میشه قانون مثبت بودن تضادها و رنج هاست.یعنی اینکه ماباور کنیم این بی پولی یه تضاده و تضادها واسه رشد و گسترش جهان لازمن و تضادها باعث میشن ما برای خواسته هامون تلاش کنیم و با رسیدن به آرزوهامون جهان رو توسعه بدیم.به قول اون جمله ی طلایی استاد در فایل انگیزشی ۴ :رنج ها دوستتن ،اونا اومدن تا تو رشد کنی تا پیشرفت کنی.و وقتی ما این درخواست رو میکنیم یعنی ما به خیر بودن تضاد اعتقادی نداریم و دنبال این هستیم که خداوند با معجزه و روشی غیرطبیعی و خارج از قوانین ثابت جهان سریعا این تضاد رو برطرف کنه و ما به ثروت زیادی برسیم.
قانون مهم بعدی که ما بااین باور نقض کردیم ،قانون محبت و بخشش بدون چشمداشت هست ،یعنی به جای اینکه بدون توقع جبران از سمت خدا ،ببخشیم و اون بخش از بخشندگی و دهش خداوند رو در خودمون متجلی کنیم ؛وارد معامله و بده بستان با خدا میشم و میگیم تو به من بده تا منم به بنده هات ببخشم.
من زمانی این نوع دعاها رو متوقف کردم که شنیدم توی حدیثی گفته شده بود که حتی نمک سفره تون رو هم خدا بخواید. فکر می کردم این حدیث از امام صادق باشه اما الان که گشتم متوجه شدم که حدیث قدسی هست
:فِی الحَدیثِ القُدسِیِّ : یا موسى ، سَلنی کُلَّ ما تَحتاجُ إلَیهِ ، حَتّى عَلَفَ شاتِکَ ، ومِلحَ عَجینِکَ .
عدّه الداعى : در حدیث قدسى آمده است : «اى موسى! هر آنچه را که بدان نیاز دارى ، از من بخواه ، حتّى علوفه گوسفند و نمکِ خمیرت را».
ص 6 ، بحار الأنوار : ج 93 ص 303 ح 39 .
به نام خدا
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی
به نظر من یکی از کد های مخرب اینکه وقتی همچین درخواست هایی میکنیم ایده هایی به ذهن میاد که باید
عمل کنی ، اما وقتی هیچ ایده ای روعملی نمیکنیم و فقط درخواست میکنیم ، هیچ نتیجه ای هم نمیگیریم ،وقتی میتونیم ببخشیم که داشته باشیم یهویی ، تکامل طی نکرده نمیتونیم اون خواسته ها از نظر خودمون بزرگ رو عملی کنیم و باید قدم اول و کوچک رو برداریم و قدم های بعدی ،وقتی ایمانتو نشون بدی و حرکت کنی اون وقت میبینی چطور اتفاق میفته .
خدایا هزار مرتبه شکرت به خاطر این احساس خوبی که دارم
هرجا کجا هستین در پناه الله یکتا شاد باشین سالم باشین خوشبخت باشین ثروتمند باشین و سعادتمند در دنیا و آخرت ??
استاد عزیزم سلام
چه سوال زیبایی رو مطرح کردید،هر چند برای ذهن من جدید بود و وقتی در ذهن خودم کنکاش کردم دیدم چنین چیزی رو حداقل تو این دو سال که با قوانین آشنا شدم مطرح نکردم و خدای بزرگ رو سپاسگذارم که منو به این مسیر زیبا هدایت کرد.
پاسخ من به این سوال:وقتی با خدا اینجور صحبت میکنیم یعنی هنوز ما خدارو به صورت یک انسان تجسم میکنیم و نمیتونیم خدارو به صورت انرژی ببینیم و داریم اینجوری بهش میگیم که دلش به رحم بیاد و به ما ثروت بده،بعد اینو نفهمیدیم که ما نمیتونیم زندگی کسی رو با کمک کردن بهش تغییر بدیم هر کسی فقط و فقط خودش میتونه زندگی خودش رو با باورهاش عوض کنه و تو هر چقدر از لحاظ مالی به کسی کمک کنی نمیتونی زندگی اونو تغییر بدی تا وقتی که خود اون فرد نخواد.
بعد هم مساله مهم اینه که فکر میکنیم اگه خدا بخواد به ما ثروت بده باید از بقیه بنده هاش بگیره به ما بده پس وقتی ما به ثروت رسیدیم باید اون قسمتی رو که از بقیه گرفته رو بهشون برگردونیم،در حالی که اینقدر در دنیا ثروت هست که ثروتمند شدن تو هیچ کس رو فقیر نمیکنه.
مساله خیلی مهم دیگه اینکه ما باید روی خودمون کار کنیم اگه ثروتمند نشدیم حتی جایی یه باور اشتباه داریم وگرنه میشدیم چون خدا نمیتونه بهت ثروت بده،ساز و کار جهان اینجوریه،سیستمی که خدا طراحی کرده اینجوریه که نمیشه،فقط خودت با باورهای درست میتونی به ثروت برسی اگه باورهاتو درست نکنی خدا نمیتونه بهت بده چون این سیستم رو خدا اینجوری طراحی کرده.
این جور گفتگو با خدا به نظر من نشون دهنده باورهای مذهبی اشتباه در ذهن ماست که میخوایم خدارو که به صورت یه آدم تصور کردیم رو راضی کنیم حالا با وعده و وعید دادن و اینجور چیزها که چیزی رو که ما میخوایم برامون بوجود بیاره و کلا از پایه و اساس خدارو درک نکرده،سیستم جهان هستی رو درک نکرده.
سلام
خدمت استاد موحد عزیز وگرامی ما
وسلام خدمت همه ی عزیزان
مطالبی که دوستان فرستادند نکات بسیار ارزشمند وزیبایی داشت.
البته اعتراف میکنم که هنوز تمام مطالب رانخوانده ام
ولی مطلبی به ذهنم رسید.علاوه برمطالب دوستان وآن اینکه:
درخواست به شکلی که سوال مسابقه است میتواند این معایب وترمز را داشته باشد که:
اینطور درخواست کردن نشاندهنده ی این است که این مطلب که ” ماخودمان همه چیز رابوجود میآوریم وخلق میکنیم”، هنوز برایمان بصورت”باور” درنیامده وماازوقوع آن اطمینان کامل نداریم وخوب استاد بارها گفته اند که افکاری درزتدگی ما جریان مییابند که به مرحله ی باور رسیده باشند.
دوم اینکه اینگونه درخواست کردن نشان از “عدم تسلیم محض و رهاکردن”دارد.
برای تک تک عزیزان آرزوی سعادت وسربلندی دارم.
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام دوستان عزیز،به نظر من ما ایمان به( غیب) نداریم.یعنی ایمان ما به خداوند خیلی ناچیز وکم است،
من دلیل نرسیدن به خواسته هایم را مثل،ثروت،روابط عالی،معنوی،وغیر…را اموزش کمی که داشتم را میدانم
از ان روز که با استاد،(عباس منش)اشنا شودم،به تمام خواسته هایم رسیده ام.وقتی که هر روز بر دانش خودم وقت می گذارم واگاهانه کدهای مناسب را درزندگی خود طراحی می کنم.مدل زندگی ام تغییر کرده،از روزی که برنامه نویس زندگی خود را می نویسم وبه جامعه اجازه نمی دهیم تا افکار من را هدایت کن.جذب های متفاوت را تجربه می کنم.درسته که جذب های من بسیار بزرگ نیست .ولی درون من ان احساس که فراوانی هست را تجربه می کند واین باعث شده تامن در حال لذت بردن را تجربه کنم.واین برای من همه چیز (ماشین،ویلا،اقامت امریکا،ثروت) است ،به خدادارم همه این هارو حس می کنم .زندگی ام شده بهشت ……….
سلام خدمت همه دوستان خوب خدا!
در باره جواب این سوال بسیار عالی یک چند مورد ذهنم را درگیر کرد.
1) ترس:- ترس از اینکه مبادا با ثروتمند شدن از راه خدا دور شوم،ترس از اینکه مبادا به ثروتمند شدن مورد خشم دیگران قرار بگیرم،ترس از اینکه و … که شاید این ترس را خودمان ندانیم ولی مانند یک دیوار جلو ماره گرفته است و حالا به جای اینکه از آن دیوار در شویم راه خد را تغییر داده به مسیر دیگر میرویم. مثلا به جای اینکه به خود بگویم که من شاهانه برای خودم زندگی میکنم، میرویم به خاطر قانع کردن مردم، که در این زمان چیزی برای قانع کردن مردم نداریم وارد چنین معامله به خدا میگردیم، در حالیکه نمیدانیم که ای دیوار(ترس) به جایش باقی مانده و جلو ثروتمند شدن ما را گرفته و ما در انتظار ثروتمند شدن هستیم و آن دیوار در حال قوی شدن.
2) تفکر احساسی و منطقی:- به نظرم زمانیکه که از خداوند میخواهیم که پول بده و فلان کار را انجام میدم قبل از درخواست پول، احساس همدردی با فقرا، احساس هم فرکانس با خوار و ذلیل بودن منطقه و احساس… در وجودمان ایجاد میشود وچون که این احساس خوب نیست(احساسات بد = اتفاقات بد) پس فرکانس برخلاف خواسته یی خود ارسال میکنیم، از طرف به خاطر از بین بردن این احساس ذهن منطقی ما حکم میکند که پس لازم است که این افراد یا این منطقه را کمک کنی تا راه برایت باز شود غافل از اینکه بازهم این نوع تفکر اساسش رهایی از فقر و … است که این کار بازهم باعث ارسال فرکانس مخالف خواسته های ما میشود.
3) تمرکز بالای موضوع دیگر:- اصل موضوع ما ثروتمند شدن است در حالیکه ما بیشتر روی کمک کردن به دیگران، تایید گرفتن از دیگران و راضی کردن دیگران متمرکز هستیم. (هر جا تمرکز است در آنجا قدرت جاری است)
4) من مسول زندگی دیگرانم:-
5) یگانه راه ثروتمند شدن بخشیدن است:-
6) اعتماد به خدا با قید و شرط:-
7) اگر کمک به دیگران نکنی خود خواه میشی:-
شاد و پیروز باشین!!!
سلام و صد سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانواده و هم فرکانسی های خوبم.
خدا رو شکر که هر موقع هممون یه سوالی داریم و ذهنمون دنبال جوابش میگرده خدا از طریق استاد و با یه فایل جوابامونو میده و دوستان گاهن میگن که انگار برای من این فایل ضبط شده بود.
در مورد جواب سوال: وقتی ما چیزهایی رو از خدا میخواهیم و به قول استاد وارد یه قرارداد با خدا میشیم که به دیگران کمک کنیم و…
باور و ترمزی که توی این موضوع هست اینه که ما قبل از اینکه برای خودمون ارزش قائل باشیم و خواسته ها رو برای خودمون بخوایم دوست داریم به دیگران کمک کنیم و اینم مال باوریه که اغلب جامعه دارند که میگن باید از خودگذشتگی کرد وانسان خوب اونیه که اول به فکر مردم باشه تا خودش و این باور از کمبود عزت نفس ناشی میشه که ما به جای اینکه بیشتر به خودمون بپردازیم و به خودمون عشق بدیم دنبال اینیم تایید دیگران رو بگیریم .وخب اینم طبیعیه وقتی ورودی هامونو کنترل نکنیم خروجی ها رو هم نمیتونیم کنترل کنیم و خیلیم توی جامعه ما مخصوصا جا افتاده که تا بخوای برات مثال میارن مثل حسین فهمیده ها و شهیدها رو ….
ما میتونیم اونقدر به خودمون بپردازیم تا لبریز بشیم و از اون چیزی که سر ریز شده به دیگران ببخشیم….ما وقتی میتونیم پول ببخشیم که بی نیاز باشیم نه اینکه خودمون محتاج باشیم و بخوایم ببخشیم ….
میخواستم جواب دوستان رو بخونم گفتم بزار اول خودم جواب بدم و بعد نظرات بی نظیر دوستان رو بخونم
شاد و پر خنده و ثروتمند باشید
در پناه فرمانروای جهان.
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوشگلم :)
امیدوارم که نظر بنده هم میان این انبوه کامنت های زیبا مورد توجه قرار بگیره،
*
خب من خیلی به این سوال فکر کردم و روی تک تک جملات استاد بارها تعمق کردم و ده ها بار اون ها رو مطالعه کردم و از اونجایی که استاد گفتند حتما توی این باورها ترمزهایی نهفته است، فقط دنبال پاسخ میگشتم و باورتون نمیشه وقتی کسی دنبال پاسخ باشه، جواب ها بهش گفته میشه. نمیدونید چه حس فوق العاده ای داره وقتی باورهای مخفی پیدا میکنید که اصلا تا قبل از اون روحتون هم خبر نداشت که این ها باورهای نادرستی هستند!
الکی نیست آقای عباس منش استاد ما هستند و ما شاگردهای اون، ممنون استاد بخاطر اینکه انگیزه میدید تا ما کاری کنیم یکم این سلول های خاکستری مغزمون رو به کار بندازیم :)
*
اما ترمزهای نهفته در این باورها:
۱- قرارداد با خدا:
خداوند مهربان که قادر مطلق هست و اصلا نیازی به وعده و وعیدها و قراردادهای ما نداره!
این جهان قانون داره و به قول قرآن سنت الهی تغییر نمیکنه، هرکسی که از این قوانین استفاده کنه، نتیجش رو هم میگیره. به همین سادگی. پس من اگر بخوام ثروتمند بشم، باید از قوانین تبعیت کنم، و نکته اینجاست که وعده ها و قراردادها که جزء قوانین نیستند.
*
۲- خدایا به من ثروت بده تا من بتونم ببخشم (یا فلان کار خیر رو انجام بدم)!!!
این هم باز از اون حرفا بودا !!! اولا که خداوند بخیل نیست و بازهم نیازی به کسی نداره که بخواد چیزی رو ببخشه و یا کار خیری بکنه. ثانیا اگر من مرد عمل هستم و اگر راست میگم، چرا الان در حد توانم نمیبخشم؟! منتظرم که پولدار بشم بعد ببخشم!
*
۳- بخشش و یا کار خیر خود را مشروط به رسیدن به خواسته ای کردن:
این موضوع خیلی مهمه. ما تا وقتی عشق را جاری نکنیم، عشقی دریافت نخواهیم کرد. من اگر بخواهم ثروتمند شوم، باید در عمل ایمان خودم رو ثابت کنم. اگر حتی صدتا تک تومنی در توان من هست، همون رو ببخشم، تا هزار برابر اون وارد زندگیم بشه. مگه میخوام با خداوند شرط بندی کنم که بهش دارم میگم بهم بده تا بعد من ببخشم!!!
به قول کتاب فوق العاده کیمیاگر پائولو کوئیلو، نمیتونی با وعده چیزی که هنوز نداریش شروع کنی. چقدر من این کتاب رو دوست دارم.
*
۴- خدا رو مثل یک انسان دیدن:
اگر سوال رو به دقت بررسی کنیم، متوجه میشیم که کسی که اینطوری از خداوند درخواستی میکنه، اصلا خداوند رو هنوز به خوبی نشناخته. چنین فردی خداوند رو به شکل یک انسان داره میبینه. مثل این هست که شما بری توی بقالی سر کوچه، از فروشنده تقاضا کنی اگر فلان جنس رو به من ارزان بدی، من ۵۰ کیلوی اون رو میدم به افراد فقیر!
در مورد بی نیاز بودن خداوند که صحبت کردم. اما خداوند انسان نیست که باهاش معامله کنیم و یا بخواهیم دل اون رو به رحم بیاریم، بگیم خدا تو به من بده، من نیتم خوبه. قول میدم با اون پول فلان کار خوب رو انجام بدم.
خداوند یک انرژی هست و به قول استاد، اون رو توی هر ظرفی قرار بدیم، شکل همون ظرف میشه، اما ما آدما اصرار داریم که ویژگی های انسانی خودمون رو ، مثه دلسوزی به خداوند نسبت بدیم و دل خداوند رو به رحم بیاریم.
*
۵- احساس عدم لیاقت:
نوع درخواست به شکلی هست که طرف خودش هم باور نداره که میتونه به چنین ثروتی برسه. اگر باور داشت، سعی نمیکرد با خدا وارد قرارداد بشه! چون از قوانین استفاده میکرد، و میدونست که به هرآنچه بخواهد طبق قوانین میتواند برسد. پس من تا وقتی خودم را فرد ثروتمندی نبینم، وقتی احساس لیاقت ثروتمند شدن را در خودم ایجاد نکنم، ثروت را همیش الانش هم نتوانم حس کنم، چطور از خداوند انتظار این رو میتونم داشته باشم که بهم ثروت بده.
*
۶- شرک مخفی (خیلی مهم):
فایل توحیدی عملی استاد قسمت ۵ نظیر نداره.
شرک در دل مومن همچون مورچه ای بر روی سنگ سیاه، در دل تاریکی شب نهفته است.
فکرش رو که میکنم، حس خاصی دارم.
جالبه که ما ثروت رو برای خودمون میخواهیم، اما داریم به خداوند میگیم نخیر ثروت رو به من بده، میخوام باهاش کار خیر کنم. کی رو داریم گول میزنیم؟! شرک همینه دیگه!
میشه خیلی در موردش صحبت کرد، اما فکر میکنم همین میزان توضیح که فکر کنیم، کافی باشه.
*
در آخر سپاسگزارم از خداوند مهربان که هر روز چشمان من رو نسبت به قوانین بازتر میکنه.
ممنون از همه دوستان و استاد خوبم.
??سلام استاد عزیزم و دوستای گلم??
در پاسخ به این سوال، به نظرم شبیه به همون وقتایی هست که میگیم خدایا اگه فلان اتفاق بیفته، اگه فلان شرایط جور بشه من یه نذر میدم… اینجوری داریم با خدا معامله میکنیم. ولی آیا خدا به نذر ما نیاز داره؟!؟ خیر. خدا از همه چیز بی نیازه. اگه من این مکالمه رو با خدا داشته باشم که ” خدا جون تو یه پولی به ما بده قول میدم بخشیش رو به افراد نیازمند بدم ” باید این رو یادم باشه که چه من باشم چه نباشم خداوند روزی بنده هاشو خودش میده حالا من نشد یکی دیگه. باید یادم باشه اگه خواستم به کسی کمک کنم به دیده منت نباشه، انتظار نداشته باشم اون فرد هم یه روز دستم رو بگیره ، چراکه ” تو نیکی میکن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز” حالا از همون فرد خوبی ندیدی از یه دست دیگه از هزاران دست خدا خوبی و مهربانی خواهی دید چون این تویی که داری فرکانسی از جنس خوب به جهان ارسال میکنی.
از موانع دیگه، عدم احساس ارزشمندی می تونه باشه. چراکه در ضمیر ناخودآگاه خود تصور می کنیم که به خودی خود نمی توانیم ثروتمند شویم و باید با خداوند معامله کنیم، و فکر می کنیم تنها با بخشیدن قسمتی از ثروتمون می توان ثروتمند شد.
یه مانع دیگه احساس گناه هستش،چون با این مکالمه این پیام رو می فرستیم که ثروتمند شدن امری خدایی نیست و هنوز ما ثروتمند شدن رو در ذهنمون به عنوان یک امر معنوی نپذیرفتیم و با این حرف که اگه به من ثروت بدی بخشیش رو وقف می کنم، می خواهیم اون ثروتی که قراره بهمون برسه رو پاک(حلال) کنیم.
جهان از ذات فرکانسی که ما ارسال می کنیم آگاه است.
ما با این مکالمه ای که با خدا انجام می دهیم، بازهم توجهمون به کمبودهاست. چون تصور می کنیم ثروت در چهان به اندازه کافی نیست و فقط عده ای می توانند ثروتمند شوند، حال اگر این ثروت به من رسید من مقداری از آن را به افراد فقیر میدهم.
یه نکته دیگه هم اینه که، زمانی به دیگران کمک کنیم که بهمون احساس خوب بده، کمک همیشه مادی نیست لازم نیست ثروتمند باشیم تا کمک کنیم، راه های دیگه هم برای کمک به خلق خداوند وجود داره. ولیییییییی حتما باید به این جنبه توجه کنیم که اگر با کمک به دیگران به احساس خوب نمی رسیم خُب اصلا لازم نیست انجامش بدیم.
از نظر من یه کمک خیلی خوبی که با ثروتمند شدنمون می تونیم به دیگران بکنیم اینه که یه الگو خواهیم شد برای اونها، یه انگیزه. اصلا اینکه ما روی خودمون کار می کنیم تا هر روز بهتر از دیروز باشیم یک نوع کمک هستش که نسبت به جهان اطرافمون انجام میدیم.
و در آخر هم بگم همه ی این آگاهی ها به لطف آموزش های شیرین استاد هستش، ازتون سپاسگزارم??
با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی
به نظر من این تفکر که طرز فکر خیلی از ماهاست و تقریبا هرکدوممون توی یه دوره ای از زندگی تجربه اش کردیم یه اشکال خیلی بزرگ داره و اون اینکه اینجور مواقع ما یادمون رفته که خودمون خالق زندگیمون هستیم ،یادمون رفته اولین مرحله تغییر و رشد برای هرکسی پذیرش تمام مسئولیت زندگیشه ،یادمون رفته که تاوقتی روی خودمون کار نکنیم تاوقتی که باورهامونو اصلاح نکنیم توی مدار بالاتر قرار نمیگیریم وتاوقتی که توی مدار بالاتر قرار نگیریم ،به ثروت و درآمدی بیشتر از اونچه که الان داریم ،نخواهیم رسید و همینطور در مورد افراد فقیر هم دچار همین اشتباه شدیم و یادمون رفته اونا تا وقتی خودشون نخوان تا وقتی باورهاشونو تغییر ندن و خودشون رو در یک مدار جدید قرار ندن ،نمیتونن با شرایط و آدمها و موقعیتهای جدید رو به روبشن و ماهم نمیتونیم براشون کاری کنیم ،درواقع اولین و مهم ترین اشکال این نوع طرز فکر اینکه ما مهمترین قانون جهان یعنی قانون مدارها روفراموش کردیم.
دومین عامل مخربی که من توی این دیدگاه میبینم اینکه مارو از تلاش و کوشش برای رسیدن به خواسته هامون دور میکنه ،چیزی که خودم تجربه اش رو دارم.زمانی میخواستم به یه خواسته ای برسم که توی اون برهه زمانی مهمترین آرزوی زندگیم بود،مدام به دعا درخواست و نذر و نیاز پرداختم و همه اش دنبال باج دادن به خداوند بودم و میگفتم خدایا تو به من این چیزو بده من هرسال اینقد روز عاشورا نذر میدم ،به فقرا کمک میکنم و…خلاصه بیشتر تمرکزمو گذاشته بودم روی دعا و نذر و نیاز وحتی بعضا خرافات و کلی از اون تایمی رو که باید میرفتم تحقیق میکردم ،میپرسیدم ،میگشتم ،یاد میگرفتم ،و با تجربیات زندگی آروم آروم مراحل تکاملمو طی میکردم ؛صرف جستجوی ارتباط های بیشتر باخدا و پیدا کردن دعاهای سریع الاجابه و نمازهای حاجات و…میکردم.یعنی هم از تلاش و کوشش موردنیاز دور میشدم و هم به طی شدن مراحل رشد و قانون تکامل بی توجه بودم.
بااین طرز فکر ما از یکی دیگه از قوانین جهان هستی علیه خودمون استفاده میکنیم و اون قانون توجه هست.ما میدونیم که معنی اصلی قانون جذب نشستن و فکر کردن به مسأله ای خاص و رسیدن به اون نیست بلکه قانون جذب در راستای توجه ماهست که اتفاقات و شرایط خاص رو برای ما رقم میزنه.این مدل فکر کردن و این دیدگاه باعث میشه ما به جای توجه به ثروت و نعمت وبرکات خداوند به فقر و کمبود توجه کنیم و به جای توجه و تحسین افراد موفق و ثروتمند مشغول توجه و ترحم برای فقرا بشیم و به قول استاد به جای گوش سپردن به ندای درون و باور وفور و فراوانی ،به ندای شیطان و باور فقر و کمبود توجه داریم ،ودر نتیجه به جای ثروت بیشتر ،فقر بیشتری رو جذب زندگیمون میکنیم.
باورهای منفی و مخرب توی این درخواست اینقد زیاده که اگه بخوام بنویسم باید صفحات زیادی رو پرکنم ولی از طرفی دلم نمیاد باورهای مخربی که توی این مسابقه برای خودم کشف کردم رو در اختیار دیگران قرار ندم که شاید برای یه نفر تلنگر باشه و اگه اینطور باشه همین برای من کافی است.
باور مخرب دیگه ای که توی این درخواست نهفته اس،باور عدم لیاقت هست،یعنی وقتی میگیم خدایا به من ثروت زیادی بده که به فقرا کمک کنم ؛یعنی توی لایه های پنهانی ذهنمون و در ناخودآگاهمون میگیم من که لایق این همه ثروت نیستم اما تو به من بده تا منم به فقرا ببخشم و درواقع نه بخاطر من بلکه بخاطر این بنده های فقیرت به من ثروت بده و همونطور که استاد توی فایل رایگان اعتمادبه نفس گفتن یکی از دلایل عدم اعتماد به نفس ماآدما،همین باور عدم لیاقت هست که بسیار مخربه.
قانون بزرگ و فوق العاده ی دیگه ای که بااین طرز فکر نقض میشه قانون مثبت بودن تضادها و رنج هاست.یعنی اینکه ماباور کنیم این بی پولی یه تضاده و تضادها واسه رشد و گسترش جهان لازمن و تضادها باعث میشن ما برای خواسته هامون تلاش کنیم و با رسیدن به آرزوهامون جهان رو توسعه بدیم.به قول اون جمله ی طلایی استاد در فایل انگیزشی ۴ :رنج ها دوستتن ،اونا اومدن تا تو رشد کنی تا پیشرفت کنی.و وقتی ما این درخواست رو میکنیم یعنی ما به خیر بودن تضاد اعتقادی نداریم و دنبال این هستیم که خداوند با معجزه و روشی غیرطبیعی و خارج از قوانین ثابت جهان سریعا این تضاد رو برطرف کنه و ما به ثروت زیادی برسیم.
قانون مهم بعدی که ما بااین باور نقض کردیم ،قانون محبت و بخشش بدون چشمداشت هست ،یعنی به جای اینکه بدون توقع جبران از سمت خدا ،ببخشیم و اون بخش از بخشندگی و دهش خداوند رو در خودمون متجلی کنیم ؛وارد معامله و بده بستان با خدا میشم و میگیم تو به من بده تا منم به بنده هات ببخشم.
باآرزوی ثروت سرشار برای همه هم فرکانسی های عزیز