اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
درود خدمت استاد عزیزم و اعضا محترم خانواده صمیمی عباسمنش ( عباسمنشی های عزیز)
باورهای مخرب این درخواست که ” خدایا به من ثروت بده تا یکسری کارهای خیری که می خوام را انجام بدم و خدایا قول میدم که با این پوله کارهای خوب انجام بدم”
1. نداشتن باور توحیدی، دیدگاه توحیدی به خدا که خدا را به شکل ی انسان تلقی میکنند که دارای احساس است و تحت تحریک احساسات به معامله و دلسوزی می پردازد.
2. خودش را دلسوزتر از خدا در حق بندگان خدا میدونه.
3. نداشتن عزت نفس، که دیگران را مهمتر از خودش می بینه و خودش را فاقد لیاقت داشتن این ثروت می داند.
4. باور مخرب دیگه اینکه من لیاقت این پول را ندارم و خدا شما هم میدونی ولی من این پول را که برای خودم نمیخوام برای بقیه افراد و برای کار خیر می خوام.
5. برای خودش ارزش قائل نیست البته ارزش قائل شدن برای خود به این معنا نیست که به بقیه کمک نکنید به این معنا نیست که بقیه مهم نیستند بلکه به این معناست که بقیه مهم اند اما نه مهمتر از تو. این شخص خودش را فداکار میبینه و فداکاری را در این میبینه که خودش را نادید بگیره و دیگران را مهمتر از خودش تلقی میکنه و برای خودش و زندگیش ارزش قائل نباشه و همچنین از لذتی که از داشتن این پول می تونه نصیبش بشه می گذره.
6. باور نادرست بعدی اینکه این شخص باور نداره که همه به یک اندازه به خدا نزدیک هستیم همه ما به یک اندازه به نعمت های خداوند نزدیک هستیم و تو نمیتونی به کسی کمک کنی مگر اینکه خودش بخواد که به خودش کمک کنه
7. باور نداره که با قربانی کردن خودش و فدا کردن خودش نمی تونه زندگی کسی را تغییر بده مگر اینکه مخاطب خودش بخواد که زندگی خودش را تغییر بده و اگر بخواد تو اصلا دیگه مهم نیستی و جهان بهش کمک می کند خداوند بهش کمک می کند.
8. این شخص باور نداره که فراوانی و نعمت برای همه هست. وقتی شخصی مثلا دنیا را مثل یک سلف سرویس رایگان ببینه و خودش مشغول غذا خوردن باشه و متوجه بشه که کسی داره خیلی بهش نگاه میکنه نمیاد از لقمه خودش و از غذای خودش به اون شخص بده بلکه بهش میگه برای تو هم هست برو غذا بردار. اون هم خدایی داره که اگه تقاضا کنه بهش میده و بی نهایت ثروت به همه نزدیکه و هر کس بخواد می تونه استفاده کنه. خودش باید بخواد و باورهاش را تغییر بده و دقیقا جهان همینه.
9. این شخص جهان را درک نکرده. خدا را درک نکرده. قوانین را درک نکرده.
10. ما باید از چیزی سرریز بشیم و به بقیه ببخشیم اینقدر خودمون را سرشار از ثروت کنیم و از ثروتی که سرریز شده ببخشیم نه از تیکه ای از وجود خودمون را ببخشیم. وقتی سرریز از پول بشیم و ببخشیم توقع جبران نداریم.
11. ی قانونی هست در جهان بنام قانون 80/20 و اگر کل ثروت دنیا را به نسبت مساوی بین همه افراد کره زمین تقسیم کنند بعد از مدتی این قانون دوباره در جهان حاکم میشه که 80 درصد ثروت جهان دست 20 درصد ادمهاست و 20 درصد ثروت جهان دست 80 در صد ادمهاست پس باورهای انسانهاست که انها را در جایگاهی خاص این تقسیم بندی قرار میده.
12. مثل اقای بیل گیتس که رفتند افریقا و بخش زیادی از ثروت را خرج بهداشت مردم منطقه کردند و تغییر چشم گیری مشاهده نشد بیشتر به نقش قدرت باور، که قدرت زیادی در جذب خواسته های هر شخص داره، میشه پی برد.
درود بر شما بندگان خوب خدا ،استاد عزیز و خانم شایسته گرامی
به نظر بنده در این فایل ترمز های که جلوی هدایت ما را می گیره نحوه درخواست می باشد اینه که برای خوشبخت شدن خود چرا باید برای خدا شرط بگذاریم و آیا خداوند خودش نمیتونه به اونها کمک کنه؟؟ . و این نوع درخواست مفهونش اینه که من لیاقت ندارم که ثروتمند شوم به شرطی که به دیگران کمک کنم.و با این نول درخواست ناخوداگاه پایمان را جای پای خدا می گذاریم به نظرم نوع درخواست شرک آلوده و امیدوارم نحوه و مفهوم درخواست رو به طور صحیح از استاد و آموزه ای ایشان بباموزیم تا بتوانیم این نوع ترمزها رو برداریم و به راحتی هدایت شویم.
بخاطر احساس عدم لیاقت. چون من به خودم میگویم که من به تنهایی لیاقت ندارم که ثروتمند شوم و اینجوری میگم که بتوانم خودم و خداوند را راضی کنم که به من ثروت بدهد.
چون کمک کردن به دیگراناحساس خوبی به من میدهد.
چون ساختن مسجد و مدرسه باعث میشود که من آدم خیری باشم و همه ی افراد مرا بشناسند و به من احترام بگذارند.
من بیش از دو سال هست پیگیر فایل های استادم و الانم پیگیر دوره کشف قوانین.
اما مشکلم اینجاس با اینکه سالهاس با اساتید دیگه هم همگام هستم و تحصیلات بالایی هم دارم
اما صحبتای دوستان برام خیلی سطح بالاس . یعنی متوجه میشم ولی نمیتونم در عمل بعنوان باور مدام اجرا کنم . وقتی استاد تو وویس امروز به جذابیت پاسخ های دوستان اشاره کردن من سریع نشستم بخونم ببینم چی میتونم از توش استخراج کنم
ولی استاد گرامی هر چقد سعی میکنم در عمل نمیتونم چه چیزی رو باید اجرا کنم. این باورا و ترمزامو چطور عملی کنم . جالب اینجاس دستیابی به ثروت بزرگترین و تنها هدف باقیمانده زندگی من هست . خووااااهش میکنم راهنمایی بفرمایید استاد گرامی.
سلام وقت همگی بخیر چندتا باور مورد دار تو این جمله هست یکی این که طرف با خودش میگه خدایا من ک خودمو لایق نمیدونم ک بم پول زیاد بدی پس کمک به مردم و رو میارم وسط
یه باوره دیگ اینه که من شاید اگ پولدار شم از راه خدا دور میشم بخاطر همین میگم بخاطر کمک به مردم باشه ک کاره خیرم توش باشه و از راهه خدا دور نشم
یه باوره دیگ اینه که خدایا این مردم ک خودشون نمیتونن پول دار شن و عدالتی تو دنیا نیس ک پولدار شن پس تو بمن بده ک من بهشون کمک کنم واحساس دلسوزی داخلش هس بخاطر همین این باور شرک امیزه
این باور ممکنه یه مقداره کمی تو وجوده اون فرد باشه ک خدایا بمن بده تا من به مردم کمک کنم ک تو گناهامو ببخشی و احتمالا اون شخص احساس گناه داره
راستش وقتی شما این سؤال رو پرسیدید قبلش اصلا من نمیدونستم موضوع مهمی باشه. ولی هرچی فک کردم هم یادم نیومد که این چنین درخواستی کرده باشم.
من فک میکنم این شکل درخواست میتونه از باور های مختلفی نشأت بگیره.
اول اینکه این باور وجود داره که حتما باید چیزی بدهم تا ثروت گیرم بیاد.
چون ذهن اینو دوست نداره که بخشش بزرگی داشته باشه این را پس میزنه.
از یه طرف ذهن در برابر بخشش مشکل داره از یه طرف برای اینکه به ثروت برسه دوست داریم اونو متقاعد میکنیم که یه چیزایی ببخشیم. اینها در تضاد با هم هستند.
دوم میتونه در ذهن فرد اینگونه باشه ثروت چیز بدی هست و معنوی نیست، فقط با این کار میتونیم بهش برسیم، با بخشیدن زیادش.
سوم اینکه شاید در ذهن افرادی که این طور درخواست میکنن این باشه که خدایا تو به من پول بده من طمع ندارم.. من از اون آدم خوباش هستم که می بخشه که بنده نزدیکت هست. من آدم دست و دل بازی هستم.
امیدوارم که براتون مفید بوده باشه اگه چیزای دیگه ای بهم الهام شد میام مینویسم.
سلام به استادعزیز و همراهان آگاه در این مسیر زیبا.
1. باور اشتباه اول به نظرم این هست که کسی که میگه خدایا به من پول بده تا به نیازمندان کمکم کنم، شرک میورزه و خداوند رو کافی نمیدونه،در حالیکه خداوند در قران تنها شرط رو برای پاسخ به درخواست های ما ایمان قرار داده که اون هم شرط نیست بلکه باعث قویتر شدن باورمون میشه، ولی این درخواست یعنی کسی که فکر میکنه باید یک سری شرط و شروط رو رعایت کنه تا خدا بهش پاسخ بده درواقع شرک داره.
2. چنین کسی به خودی خود، خودش رو لایق ثروت نمیدونه، احساس عدم لیاقت داره،
3. که خیلی مهم هست، به نظرم کسی با این دیدگاه، ثروتمندان رو غیرخیر و بد میدونه، بنابراین به خودش میگه من ثروتمند بشم به نیازمندان کمکم میکنم تا آدم خوبی بمونم.
سلام به استادعباسمنش عزیزو همه اعضای خانواده مهربانم.
جواب این سوال را باسه عامل مهم به طور مختصر پاسخ میدهم.
اولاعدم خوب شناختن خداوند*
اگر چنانچه این فرد بداندکه خداوند یک انرژیه که تمام جهان ازآن انرژی شکل گرفته وتمام هستی از آن انرژی بوجود آمده واین انرژی دارای احساس نیست واین انرژی مثل ما آدمها دارای عواطف نیست که واکنش نشان دهداینگونه درخواست نمیکرد.
دوماخوب درک نکردن تمامی قوانین خداوند*
چنانچه این فرد به این درک میرسید که این انرژی یک سری قوانین داره که تو قرآن از آن از مشیت نام برده شده که بر اساس قوانین حاکم بر جهان حرکت و کار میکنه نه بر اساس دل رحمی و دلسوزی والتماس اینگونه درخواست نمیکرد
وسومانداشتن ونساختن وندانستن قدرت باور*
واگر این فرد میدانست که باورهای ماست که در واقع مشخص میکند که چه نتیجه ای ازاین انرژی بگیریم بازهم اینگونه درخواست نمیداد
اینها همان ترمزها وکدهای مخرب میباشد که هرچقدر هم که تلاش کنیم به جایی نخواهیم رسید.مگه اینکه
زاویه نگاهمان را به این جهان یک نگاه سیستمی باشدواگر خدارا خوب بشناسیم میتوانیم بسیار راحت زندگی کنیم.
الگوی قرآنی آن کسی نیست جزءحضرت سلیمان که خداوند را به( ربوبیت )وقوانینش را (مشیت) وباوراو به (وهابیت)به خداونداست که اینگونه به این مقام نائل گردید
درود خدمت استاد عزیزم و اعضا محترم خانواده صمیمی عباسمنش ( عباسمنشی های عزیز)
باورهای مخرب این درخواست که ” خدایا به من ثروت بده تا یکسری کارهای خیری که می خوام را انجام بدم و خدایا قول میدم که با این پوله کارهای خوب انجام بدم”
1. نداشتن باور توحیدی، دیدگاه توحیدی به خدا که خدا را به شکل ی انسان تلقی میکنند که دارای احساس است و تحت تحریک احساسات به معامله و دلسوزی می پردازد.
2. خودش را دلسوزتر از خدا در حق بندگان خدا میدونه.
3. نداشتن عزت نفس، که دیگران را مهمتر از خودش می بینه و خودش را فاقد لیاقت داشتن این ثروت می داند.
4. باور مخرب دیگه اینکه من لیاقت این پول را ندارم و خدا شما هم میدونی ولی من این پول را که برای خودم نمیخوام برای بقیه افراد و برای کار خیر می خوام.
5. برای خودش ارزش قائل نیست البته ارزش قائل شدن برای خود به این معنا نیست که به بقیه کمک نکنید به این معنا نیست که بقیه مهم نیستند بلکه به این معناست که بقیه مهم اند اما نه مهمتر از تو. این شخص خودش را فداکار میبینه و فداکاری را در این میبینه که خودش را نادید بگیره و دیگران را مهمتر از خودش تلقی میکنه و برای خودش و زندگیش ارزش قائل نباشه و همچنین از لذتی که از داشتن این پول می تونه نصیبش بشه می گذره.
6. باور نادرست بعدی اینکه این شخص باور نداره که همه به یک اندازه به خدا نزدیک هستیم همه ما به یک اندازه به نعمت های خداوند نزدیک هستیم و تو نمیتونی به کسی کمک کنی مگر اینکه خودش بخواد که به خودش کمک کنه
7. باور نداره که با قربانی کردن خودش و فدا کردن خودش نمی تونه زندگی کسی را تغییر بده مگر اینکه مخاطب خودش بخواد که زندگی خودش را تغییر بده و اگر بخواد تو اصلا دیگه مهم نیستی و جهان بهش کمک می کند خداوند بهش کمک می کند.
8. این شخص باور نداره که فراوانی و نعمت برای همه هست. وقتی شخصی مثلا دنیا را مثل یک سلف سرویس رایگان ببینه و خودش مشغول غذا خوردن باشه و متوجه بشه که کسی داره خیلی بهش نگاه میکنه نمیاد از لقمه خودش و از غذای خودش به اون شخص بده بلکه بهش میگه برای تو هم هست برو غذا بردار. اون هم خدایی داره که اگه تقاضا کنه بهش میده و بی نهایت ثروت به همه نزدیکه و هر کس بخواد می تونه استفاده کنه. خودش باید بخواد و باورهاش را تغییر بده و دقیقا جهان همینه.
9. این شخص جهان را درک نکرده. خدا را درک نکرده. قوانین را درک نکرده.
10. ما باید از چیزی سرریز بشیم و به بقیه ببخشیم اینقدر خودمون را سرشار از ثروت کنیم و از ثروتی که سرریز شده ببخشیم نه از تیکه ای از وجود خودمون را ببخشیم. وقتی سرریز از پول بشیم و ببخشیم توقع جبران نداریم.
11. ی قانونی هست در جهان بنام قانون 80/20 و اگر کل ثروت دنیا را به نسبت مساوی بین همه افراد کره زمین تقسیم کنند بعد از مدتی این قانون دوباره در جهان حاکم میشه که 80 درصد ثروت جهان دست 20 درصد ادمهاست و 20 درصد ثروت جهان دست 80 در صد ادمهاست پس باورهای انسانهاست که انها را در جایگاهی خاص این تقسیم بندی قرار میده.
12. مثل اقای بیل گیتس که رفتند افریقا و بخش زیادی از ثروت را خرج بهداشت مردم منطقه کردند و تغییر چشم گیری مشاهده نشد بیشتر به نقش قدرت باور، که قدرت زیادی در جذب خواسته های هر شخص داره، میشه پی برد.
درود بر شما بندگان خوب خدا ،استاد عزیز و خانم شایسته گرامی
به نظر بنده در این فایل ترمز های که جلوی هدایت ما را می گیره نحوه درخواست می باشد اینه که برای خوشبخت شدن خود چرا باید برای خدا شرط بگذاریم و آیا خداوند خودش نمیتونه به اونها کمک کنه؟؟ . و این نوع درخواست مفهونش اینه که من لیاقت ندارم که ثروتمند شوم به شرطی که به دیگران کمک کنم.و با این نول درخواست ناخوداگاه پایمان را جای پای خدا می گذاریم به نظرم نوع درخواست شرک آلوده و امیدوارم نحوه و مفهوم درخواست رو به طور صحیح از استاد و آموزه ای ایشان بباموزیم تا بتوانیم این نوع ترمزها رو برداریم و به راحتی هدایت شویم.
دوستدار همگی شما مهدی
سلام به استاد عزیزم. خیلی ممنونم بابت این مسابقه.
بخاطر احساس عدم لیاقت. چون من به خودم میگویم که من به تنهایی لیاقت ندارم که ثروتمند شوم و اینجوری میگم که بتوانم خودم و خداوند را راضی کنم که به من ثروت بدهد.
چون کمک کردن به دیگراناحساس خوبی به من میدهد.
چون ساختن مسجد و مدرسه باعث میشود که من آدم خیری باشم و همه ی افراد مرا بشناسند و به من احترام بگذارند.
سلام استاد عزیز
ترمز اینجاس که اول میخواهیم از خدا بگیریم و بعد که گرفتیم بخشش انجام بدیم کما اینکه بخشش بر دریافت باید پیش باشه
من زمانی که از ته دل در عین عادی بودن زندگی چیزی که دوست دارم رو میبخشم جهان چند برابرشو بهم میده
ثروتمند،سلامت و سعادتمند باشید استاد
سلام استاد گرامی و دوستان قوی .
من بیش از دو سال هست پیگیر فایل های استادم و الانم پیگیر دوره کشف قوانین.
اما مشکلم اینجاس با اینکه سالهاس با اساتید دیگه هم همگام هستم و تحصیلات بالایی هم دارم
اما صحبتای دوستان برام خیلی سطح بالاس . یعنی متوجه میشم ولی نمیتونم در عمل بعنوان باور مدام اجرا کنم . وقتی استاد تو وویس امروز به جذابیت پاسخ های دوستان اشاره کردن من سریع نشستم بخونم ببینم چی میتونم از توش استخراج کنم
ولی استاد گرامی هر چقد سعی میکنم در عمل نمیتونم چه چیزی رو باید اجرا کنم. این باورا و ترمزامو چطور عملی کنم . جالب اینجاس دستیابی به ثروت بزرگترین و تنها هدف باقیمانده زندگی من هست . خووااااهش میکنم راهنمایی بفرمایید استاد گرامی.
سپاسگذارم ازین همه وقتی که میزارین
سلام وقت همگی بخیر چندتا باور مورد دار تو این جمله هست یکی این که طرف با خودش میگه خدایا من ک خودمو لایق نمیدونم ک بم پول زیاد بدی پس کمک به مردم و رو میارم وسط
یه باوره دیگ اینه که من شاید اگ پولدار شم از راه خدا دور میشم بخاطر همین میگم بخاطر کمک به مردم باشه ک کاره خیرم توش باشه و از راهه خدا دور نشم
یه باوره دیگ اینه که خدایا این مردم ک خودشون نمیتونن پول دار شن و عدالتی تو دنیا نیس ک پولدار شن پس تو بمن بده ک من بهشون کمک کنم واحساس دلسوزی داخلش هس بخاطر همین این باور شرک امیزه
این باور ممکنه یه مقداره کمی تو وجوده اون فرد باشه ک خدایا بمن بده تا من به مردم کمک کنم ک تو گناهامو ببخشی و احتمالا اون شخص احساس گناه داره
سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان.
راستش وقتی شما این سؤال رو پرسیدید قبلش اصلا من نمیدونستم موضوع مهمی باشه. ولی هرچی فک کردم هم یادم نیومد که این چنین درخواستی کرده باشم.
من فک میکنم این شکل درخواست میتونه از باور های مختلفی نشأت بگیره.
اول اینکه این باور وجود داره که حتما باید چیزی بدهم تا ثروت گیرم بیاد.
چون ذهن اینو دوست نداره که بخشش بزرگی داشته باشه این را پس میزنه.
از یه طرف ذهن در برابر بخشش مشکل داره از یه طرف برای اینکه به ثروت برسه دوست داریم اونو متقاعد میکنیم که یه چیزایی ببخشیم. اینها در تضاد با هم هستند.
دوم میتونه در ذهن فرد اینگونه باشه ثروت چیز بدی هست و معنوی نیست، فقط با این کار میتونیم بهش برسیم، با بخشیدن زیادش.
سوم اینکه شاید در ذهن افرادی که این طور درخواست میکنن این باشه که خدایا تو به من پول بده من طمع ندارم.. من از اون آدم خوباش هستم که می بخشه که بنده نزدیکت هست. من آدم دست و دل بازی هستم.
امیدوارم که براتون مفید بوده باشه اگه چیزای دیگه ای بهم الهام شد میام مینویسم.
دوستون دارم??
سلام به استادعزیز و همراهان آگاه در این مسیر زیبا.
1. باور اشتباه اول به نظرم این هست که کسی که میگه خدایا به من پول بده تا به نیازمندان کمکم کنم، شرک میورزه و خداوند رو کافی نمیدونه،در حالیکه خداوند در قران تنها شرط رو برای پاسخ به درخواست های ما ایمان قرار داده که اون هم شرط نیست بلکه باعث قویتر شدن باورمون میشه، ولی این درخواست یعنی کسی که فکر میکنه باید یک سری شرط و شروط رو رعایت کنه تا خدا بهش پاسخ بده درواقع شرک داره.
2. چنین کسی به خودی خود، خودش رو لایق ثروت نمیدونه، احساس عدم لیاقت داره،
3. که خیلی مهم هست، به نظرم کسی با این دیدگاه، ثروتمندان رو غیرخیر و بد میدونه، بنابراین به خودش میگه من ثروتمند بشم به نیازمندان کمکم میکنم تا آدم خوبی بمونم.
مرسی دوستان گلم
سلام
من فکر میکنم دلیل اینکه این مسئله یک ترمز به حساب میاد اینه که
اولا باور فراوانی رو تخریب میکنه یعنی شما معتقدی ثروت زیادی وجود نداره که اونکارهارو انجام بده و حتما شما باید اون کارهارو انجام بدی
بعدیش اینه که شما معتقدی خدا برای دادن چیزی شرطو شروط میخواد و همینجوری بهت نمیده
بعدیش اینه که شما خودت رو لایق ثروت نمیدونی میخوای ثروتمند بشی برای بقیه نه برای خودت.پولت رو برای بقیه خرج کنی نه خودت
بعدیش یه حس دلسوزی ظریف توو این قضیه هست که انگار اون ادمها که شما میخوای بهشون کمک کنی خدا ندارن خودشون نمیتونن کاری برای خودشون کنن. خدا کمکشون نمیکنه بجای خدا شما میخوای ب اونها لطف کنی
سعی کردم مختصر و مفید باشه امیدوارم مفید باشه
و در اخر اینم بگم که تا کسی خودش نخواد تغییر کنه و طرز فکرش رو عوض کنه، شما هیچکاری از دستت برنمیاد هرچقدرم بهش پول بدی ثروتمند نمیشه تا تغییر نکنه
پایدار باشید
سلام به استادعباسمنش عزیزو همه اعضای خانواده مهربانم.
جواب این سوال را باسه عامل مهم به طور مختصر پاسخ میدهم.
اولاعدم خوب شناختن خداوند*
اگر چنانچه این فرد بداندکه خداوند یک انرژیه که تمام جهان ازآن انرژی شکل گرفته وتمام هستی از آن انرژی بوجود آمده واین انرژی دارای احساس نیست واین انرژی مثل ما آدمها دارای عواطف نیست که واکنش نشان دهداینگونه درخواست نمیکرد.
دوماخوب درک نکردن تمامی قوانین خداوند*
چنانچه این فرد به این درک میرسید که این انرژی یک سری قوانین داره که تو قرآن از آن از مشیت نام برده شده که بر اساس قوانین حاکم بر جهان حرکت و کار میکنه نه بر اساس دل رحمی و دلسوزی والتماس اینگونه درخواست نمیکرد
وسومانداشتن ونساختن وندانستن قدرت باور*
واگر این فرد میدانست که باورهای ماست که در واقع مشخص میکند که چه نتیجه ای ازاین انرژی بگیریم بازهم اینگونه درخواست نمیداد
اینها همان ترمزها وکدهای مخرب میباشد که هرچقدر هم که تلاش کنیم به جایی نخواهیم رسید.مگه اینکه
زاویه نگاهمان را به این جهان یک نگاه سیستمی باشدواگر خدارا خوب بشناسیم میتوانیم بسیار راحت زندگی کنیم.
الگوی قرآنی آن کسی نیست جزءحضرت سلیمان که خداوند را به( ربوبیت )وقوانینش را (مشیت) وباوراو به (وهابیت)به خداونداست که اینگونه به این مقام نائل گردید
دوستتان دارم وشمارا به خدا میسپارم.