شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

5123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی اصغر مستوفی گفته:
    مدت عضویت: 2917 روز

    بنام خالق فراوانی

    عرض سلام خدمت استاد بزرگوار و همسفران نازنینم

    مقدمه: خداوند متعال جهان خلقت رو براساس یک هدف عظیم آفریده و آن هدف به ایمان رسیدن روح در مسیر تکامل هستش که در حقیقت میتونیم به اون پیدا کردن شناخت و درک هم بگیم . برای این منظور جهان خلقت رو مثل یک سکه ای خلق کرده که دو رو داره یکی رویه ترس(عدم شناخت ) و دیگری رویه ایمان(شناخت) .در حقیقت همه انسانها در مسیر تکامل بدون تردید و ناگزیر در موارد متعدد ابتدا مملو از ترس شده تا بتوانند به ماموریت اصلی خلقت خویش که همانا خروج از ترس و رسیدن به ایمان است بپردازند . در همین زمینه خداوند متعال با ارسال آیه ای برای بشریت، حجت را بر آنها تمام کرده . لقد خلقناالانسانه فی احسن تقویم ، ثم رددناه اسفل سافلین. یعنی ما شمارا به بهترین صورت (ظاهر) آفریدیم و به پست ترین رتبه برگردانیدم . به نظر این حقیر منظور از رتبه پست مثل شکم ، امورجنسی، چشم ، گوش و…… هستش که برای انسان پست آفریده تا انسان در مسیر تکامل خویش آنها را متعالی کند و برای رسیدن به این هدف باید بدون تردید از ابزاری بنام فشار ، رنج و یا سختی که نام دیگرش به تعبیر این حقیر رحمت الهیست استفاده کند (لقد خلقناالانسان فی کبد) . اگر خوب دقت کنیم میبینیم منظور خداوند از ریشه این رتبه پست قوای داده شده ،همان قابلیت عدم شناخت آنها در بدو تولد یعنی همان دچار ترس شدن که همان ضد ایمان بودن آنهاست که باید توسط تک تک افراد بشر متعالی و به ایمان ویا شناخت تبدیل گردد.بنابراین اگر خوب دقت کنیم در میابیم که زیربنای تمام عادات ، افکار و باورهای بازدارنده ،ترس است که هرفردی بدون استثنا باید روی آنها از طریق تحمل سختی یا فشار کار کرده تا اصلاح شوند که در حقیقت این همان ماموریت اصلی خلقت برای نسل بشر است.

    اکنون با عنایت به مقدمه فوق، درک موانع(ترسها) بر من و همسفران عزیزم کاملا مشخص و مبرهن شده .یعنی بسیار طبیعی و پیش پا افتاده هستش که هر انسانی برای شروع انجام ماموریتش ناگزیز در طول زندگی حتما در تمام امور بدون استثنا با عنایت به اینکه یک موجود جمعیست ، از طریق پدر ، مادر ، مدرسه ، دوستان و…….. و کلا محیطی که در آن زندگی میکند تحت تاثیر قرار گرفته و وجود بلقوه اولیه اش با ترسهای متعدد اجین میشود که البته تشریح جزءیات آن در این مقوله نمیگنجد .در حقیقت باورها درست و غلط ندارن بلکه کارآمد و یا ناکارآمد هستند و باورهای ناکارآمد همان باورهای بازدارنده و یا موانع اصلی رشد در زمینه های مختلف زندگی از جمله رسیدن به ثروت میباشند که بعضا به شرح ذیل میباشند :

    باورهای غلط مذهبی ، اوهام مذهبی ، نگرانی بیش از اندازه از حق و باطل یا اصول اخلاقی ،مقاومت در مقابل تغییرات ،حفاظت سفت و سخت از باورهای ناکارآمد ، عدم علاقه به پول درآوردن ، نداشتن یک ایده مناسب برای ثروتمند شدن، داشتن ذهن بسته ، عدم تمرکز در زمان حال ، ماندن در هرچیزی که به ما حس خوب نمیدهد ، نشست و برخاست با انسانهای اشتباه ، نداشتن شور و شوق ، بی صداقتی عامدانه ، بدبینی ، تنبلی ، عادات بد ، غرور ، رفاقت با افراد بی پول ، نداشتن هدف ، نداشتن باور درست ، بدبینی نسبت به پول و ثروت ، گیر کردن در روزمرگی ،باور نداشتن به توانایی های خویش ، عدم اعتماد به نفس و عدم اعتقاد به قانون فراوانی و….. میباشند .

    در حقیقت انسانی که با چنین موانع ذهنی زندگی میکند ، بدلیل خالی بودن از عشق الهی ،ذهنش در مقابل خدا شرطی میشود .یعنی چون عاری از عشق میشود فقط به خدا اعتقاد پیدا میکند به این معنی که تصوری از انسان نسبت به خدا پیدا میکند و در ذهن آلوده خویش شکلی از خدا بصورت جسم فیزیکی میسازد و با او نیز مانند انسانها وارد معامله میشود بدینگونه که اگر فلان مورد برایم اتفاق بیفتد ، من به بینوایان کمک میکنم یا موسسه خیریه میزنم . در حقیقت امر آنقدر حسابگر میشود که ابتدا محصولی را درخواست و باید دریافت کند تا وارد عملی مثلا صالح شود و غافل از اینکه آیا میشود اول به کسی مثلا مدرک لیسانس داد و سپس درس بخواند ؟و یا درخت در ابتدا میوه دهد و بعدا به آن آب و مواد لازم داد؟با توجه به اشاره فوق فرد نگاهی مادی پیدا میکند و کل هستی را با آن نگاه میبیند .

    با سپاس فراوان مستوفی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
    • -
      غزل بانو گفته:
      مدت عضویت: 3404 روز

      سلام دوست عزیز متشکرم از دیدگاه زیباتون ????

      استاد همیشه میگن از قران ایات تکی نخونید بلکه چندین ایه قبل و بعد رو بخونید تا مفهوم درستش روشن بشه به همین دلیل من وقتی ایاتی از سوره تین رو در متن شما خوندم برام سوال ایجاد شد و رفتم معنی کاملش رو خوندم که این بود

      به نام خداوند رحمتگر مهربان.سوگند به [کوه] تین و زیتون«1» و طور سینا«2» و این شهر امن [و امان]«3» [که] براستى انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم«4» سپس او را به پست ‏ترین [مراتب] پستى بازگردانیدیم«5» مگر کسانى را که گرویده و کارهاى شایسته کرده ‏اند که پاداشى بی منت خواهند داشت«6» پس چه چیز تو را بعد [از این] به تکذیب جزا وامی‏دارد«7» آیا خدا نیکوترین داوران نیست«8»

      متوجه شدم منظور خدا اینه که همه انسانها پست خواهد شد مگر کسانی که ایمان میارن و عمل صالح انجام میدن یعنی کفران و مشرکان و بدکاران پست خواهند شد.

      چون با این دیدگاه موافق نیستم که بخشی از ویژگی های جسمانی انسان مثل نیاز به اب غذا رابطه جنسی و … نشون دهنده پست بودنش باشه. این بدن به این شکل و با این خصوصیات هم افریده خداست و بخشی از روند تکامل جهان هست که ما انسانها به این صورت، تجلی منبع بر زمین باشیم و دست های خداوند باشیم که این جهان رو گسترش میدیم. صد البته که نباید فقط مشغول ظاهر و این امور باشیم و به تعالی روحمون هم توجه کنیم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        علی اصغر مستوفی گفته:
        مدت عضویت: 2917 روز

        سلام غزال خانم

        بسیار از نظری که دادید سپاسگزارم .به نظر من در مورد این آیه باید یه مقدار بیشتری کندوکاو کنید چون این معنی که شما فرمودید دقیقا معنی آیه ولعصر هستش .اگر قرار بود که تمام این داده های الهی متعالی باشند پس دیگه آفرینش معنی و هدفی رو به دنبال نداشت .منظور این آیه اینه که از نظر فیزیکی همه چیز شما بسیار بسیار زیبا و کامل آفریده شده اما رتبه شما یعنی کیفیت درونی این داده ها باید روش کار بشه تا متعالی بشید و این همان هدف خلقت هستش

        با سپاس فراوان

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          غزل بانو گفته:
          مدت عضویت: 3404 روز

          خواهش میکنم دوست عزیز. بسیاری از نکات مهم در قران بارها تکرار شده مثلا داستان حضرت موسی که درباره شرک و توحیده بارها در قران بیان شده با اینکه تکراریه و همون داستانه ولی بعلت اهمیت بالاش تکرار شده تا انسان بدونه این قانونه و باید درست یاد بگیره و رعایت کنه. درمورد شباهت این سوره با سوره والعصر هم همینطوره. نکته مهمی بوده که خداوند روش تاکید کرده.

          قطعا هیچ یک از ما کامل نیستیم و باید برای بهتر بودن رشد کنیم و این جسم و روح در کنارهم هستند که میتوانند در این جهان هستی باعث گسترش خلقت بشن. این جسم هم وسیله ای برای رسیدن به رشده. ان شاءلله همگی بتونیم در مسیر رشد و پیشرفت حرکت کنیم و خلیفه ای شایسته برای الله یکتا باشیم

          هرجا هستید شاد و سلامت و ثروتمند باشید

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      زهره جبار گفته:
      مدت عضویت: 3215 روز

      با عرض سلام جناب آقای مستوفی.

      مطالب شما بسیار عالی بود وخیلی مو شکافانه موضوع را بررسی کردید.فقط یک نکته خواستم عرض کنم که در چندین جا نوشته اید “به نظر این بنده حقیر”. این یکی از ترمزهایی هست که خودمون هم متوجه نیستیم و تکرار میکنیم و در ضمیر ناخود آگاهمان هم به شکل یک باور شکل گرفته که یا ریشه در عدم اعتماد به نفس هستش و یا ریشه در عدم لیاقت. بقول استاد عباس منش این باور های محدود کننده گاهی اینقدر ریز و نامحسوس هستند ولی در عین حال بسیار مخرب .انشا اله که بتونید که روش کار کنیدو بر طرفش کنید. مطالب شما از لحاظ نوشتاری در مقایسه با بعضی کامنت ها بسیار عالی بود همچنین نظراتتون و نحوه نقد و بررسی تون. پس جایی برای نوشتن برای این کلمات ” به نظر این حقیر” باقی نمی ماند.

      در پناه خدای یکتاموفق و پیروزباشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        علی اصغر مستوفی گفته:
        مدت عضویت: 2917 روز

        سلام غزال خانم

        بسیار از نظری که دادید سپاسگزارم .به نظر من در مورد این آیه باید یه مقدار بیشتری کندوکاو کنید چون این معنی که شما فرمودید دقیقا معنی آیه ولعصر هستش .اگر قرار بود که تمام این داده های الهی متعالی باشند پس دیگه آفرینش معنی و هدفی رو به دنبال نداشت .منظور این آیه اینه که از نظر فیزیکی همه چیز شما بسیار بسیار زیبا و کامل آفریده شده اما رتبه شما یعنی کیفیت درونی این داده ها باید روش کار بشه تا متعالی بشید و این همان هدف خلقت هستش

        با سپاس فراوان

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    علي احساس خوب گفته:
    مدت عضویت: 3975 روز

    سلام خدمت استاد نازنین و تمام بچه های دوستداشتنی سایت

    استاد هر چند که اعتراف میکنم خود من هم یه همیچین قراردادی قبلا با خدا می بستم ولی با توجه به آموزه های شما و مطالبی که از شما یاد گرفتم این نوع قرارداد کلا از پایه و اساس اشتباست چونکه ساز و کار جهان هستی که اینجوری نیست بریم با خدا قرارداد ببندیم و خدا بشینه و تصمیم بگیره که بحرف ما گوش کنه و اون ثروتی که ما ازش خواستیمو به ما بده و ببینه ما به قراردادی که با خدا بستیم عمل میکنیم یا زیر قولمون میزنیم وقتی ثروتمند شدیم.این نوع نگاه و قرارداد بیشتر داخل فیلم هاست و از اونجا که خود ما هم در مورد خیلی چیزها الگو برداری میکنیم این نوع نگاه رو اومدیم و در رابطه مان با خدا هم استفاده میکنیم ولی باز با توجه به آموزه های شما فقط و فقط جهان هستی به ارتعاش های ما به باورهای ما جواب میده و لاغیر و فقط تنها موردی که این نوع دیدگاه میتونه داشته باشه همون استفاده کردن از این دیدگاه بعنوان اهرم لذت می باشد که در خودمون این انگیزه رو ایجاد کنیم که اگه پولدار بشیم مدرسه میسازیم بیمارستان میسازیم به افراد نیازمند کمک میکنیم و یا بهشتو برا خودمون میخریم که باعث میشه انگیزمون بیشتر بشه و تلاش برا تغییر دیدگاهمون و باورهامون و ارتعاشهامونو که همشون یه چیز هستند با جدیت بیشتر دنبال کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 37 رای:
  3. -
    مریم ت گفته:
    مدت عضویت: 4322 روز

    سلام

    شاد باشید

    به نظر من این نشان دهنده ی کمبود عزت نفسه

    این شخص خودشو لایق پول نمیدونه و خودشو لایق پول خرج کردن برای خودش نمیدونه

    یه ترمز دیگه هم اینه که این شخص فکر میکنه خداوند نمیخواد این ثروت رو بهش بده برای همین وارد معامله با خدا میشه که پولو به دست بیاره در صورتی که این پول امادس و فقط لازمه که هم فرکانس شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 37 رای:
  4. -
    سپیده احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2003 روز

    سلام و درود به استاد عزیزم و خانم شایسته ی دوست داشتنی و همه ی دوستان گلم در این بهشت یگانه پرستی

    من اولین چیزی که به ذهنم رسید

    ۱.عدم لیاقت

    بود .

    ببینید بچه ها بعضی بچه ها از زمانی که چشم باز کردن تو یک خانواده ی ثروتمند بودن و فکر میکردن خب همیشه باید همینطوری باشه مثلا برای بچه ای که سوار ماشین لکسوس پدر میشه و از زمانی که به عقل و هوش اومده پرستار و خدمتکار و آشپز همیشه در منزل بوده بهترین لباسها رو پوشیده پول تو جیبی شاید در حد حقوق ماهانه ی پرستارش بهش داده شده بهترین مدارس رفته بهترین مسافرتها و و و اون بچه فکر نمیکنه هیچوقت که آیا من لیاقت اینها رو دارم ؟البته ممکنه اگر درگیر بعضی حواشی بشه این سوال رو به اشتباه از خودش بپرسه -الان که من تا حدی با آموزش های استاد آشنا شدم میگم اشتباه قبلا میگفتم اوج وجدان داشتنه پرسیدن این سوال ولی الان به این آگاهی رسیدم که نه تنها اون بچه ی ثروتمند عزیز نوش جونش و لیاقتش رو داره و باریکلا ب اون پدر و مادری ک این ثروت رو ساختن و باریکلا به اون بچه اگر ادامه دهنده ی راه اونها باشه،بلکه همه ی ما از اون بچه ای ک آدامس میفروشه تا من ک دارم این نوشته رو مینویسم و در خانواده ای متوسط در شهرستانی نه چندان بزرگ و مطرح بزرگ شدم هم لیاقت چنین زندگی ای رو داریم-ولی در حالت درست و طبیعیش این سوال رو نمیپرسه و فکر میکنه باید همینطور باشه مثل پسرخاله ی من ک از زمانی که چشم باز کرد پول سرازیر در زندگیش وجود داشت و باریکلا به شوهرخاله ام ک تونست این ثروتو بسازه و یا دختر عموهام در خارج از کشور ک از کودکی در رفاه چشم باز کردن و باریکلا ب عموم ک تونست این ثروتو بسازه .

    بچه ها دخترعموها و پسرخاله ی من هیچوقت از خودشون نمیپرسن خدایا ما لیاقت این ثروت رو نداریم چون از اول همونطوری بوده مثل من و شما ک تو هر خونواده ای بزرگ شده باشیم فک میکنیم حالت طبیعیش همینه باید همینجوری باشه یا فکر میکنیم همه همینن حداقل من اینجوری ام.

    میخوام به اینجا برسم که احساس لیاقت علت نمیخواد بچه ها و اول از همه دارم به خودم میگم.

    دختر عموها و پسر خاله ی من هییییییچ استعداد و توانایی ای یا ویژگی ای ندارن که از من بیشتر باشه یا اگرم هوش زیادی مثلا دارن وقت نکردن هنوز به ظهور و بروز برسوننش قبلش این همه ثروتو تجربه کردن قبل ۱۰،۱۵ سالگی

    موقعی ک داشتن بازی میکردن و مثل من خیلی طبیعی مدرسه شونو میرفتن

    واقعا چه خصوصیت بیشتری از من دارن

    هییییییچ

    حالت طبیعیش اینه

    من هم لیاقت اون همه فراوانی و ثروت رو دارم

    بدددددوووون هیچ دلیلی ک بخوام دنبالش بگردم

    فقط به این دلیل که انسانم

    بچه ها ما هممون لایقیم

    بدون دلیل

    مگه اون شخصی ک تو رشته ی خودم مثال میزنم مثلا برای طراحی ۱ لوگو ۱۰۰ ملیون تومن یا حتی ۵۰۰ ملیون تومن میگیره چقدررررر از لحاظ تکنیک با یه طراح لوگو که ۱۰ میگیره فاصله داره؟

    بچه ها واقعااااا اگرم باشه خیلی ناچیزه وگرنه شاید حتی تکنیکش پایین ترم باشه

    پس چه چیزی این تفاوت رو ایجاد کرده

    یا محمد رضا گلزار مگه چقدر تو توانایی بازیگری یا نمیدونم ظاهر یا هر چیز دیگه ای ک ما فکر میکنیم تفاوت ایجاد میکنه با بازیگران مطرح دیگه ی سینمامون فاصله داره؟شاید حتی تکنیک کمتری هم داشته باشه که بنظرمن همینطوره ولی چه چیزی باعث میشه انقدر تفاوت در دستمزد وجود داشته باشه؟

    واقعا چه چیزی؟

    به جز احساس لیاقت چی میتونه باشه؟

    بی دلیل!

    بچه ها بی دلیل احساس لیاقت کنیم!

    بی دلیل احساس کنیم با همین چیزی ک هستیم همین اندامی ک داریم همین چهره ای که داریم همین حصوصیات اخلاقی ای ک داریم لایق یک رابطه ی عاطفی عالی هستیم با شخصی ک عاشقشیم و عاشقمونه باهمه ی خصوصیاتی که میخوایم داشته باشه ما لایقیم و لیاقت ما از “..لقد کرمنا..”میاد

    من بچه ها مدتها -هنوزم دارم کار میکنم روی خودم-بسیار قیمتهای پایینی روی پروژه هام میذاشتم درحالیکه همکارانم میگفتن نکن این کارو

    ولی من احساس لیاقت نمیکردم به اندازه ی کافی

    چراکه نه

    چرا نباید ۵ برابر اون مقدار میگرفتم برای پروژه ای ک اصلا سیستم قیمت گذاری درستی نداره

    واقعا چرا

    بابا مهران مدیری عزیز یه بار مصاحبه کرد گفت من اوایل کارم سر یه کاری وقتی میخواستم مبلغ تعیین کنم گفتم بذار الکی فلان قدر زیادو بگم گفتم و درجا قبول کردن !!

    بچه ها مهران مدیری احساس لیاقت کرد ک اون مبلغ رو گفت وگرنه توانایی های مهران مدیری در حد افراد متوسط جامعه س بنظرم

    چرا؟

    چون هر فردی چندین توانایی و استعداد مهم درخودش داره ک اگر احساس لیاقت کنه میتونه اونها رو به منصه ی ظهور برسونه بعضیا این لیاقتو حس میکنن در خودشون پله پله پا میذارن رو ترسها میرن جلو پله پله و خی بیشتر و بیشتر احساس لیاقت میکنن

    همینطوری ها

    نه اینکه حتی تفاوت قابل ذکری با بقیه داشته باشن نه!

    فقط جرات نشون میدن جسارت نشون میدن میرن دنبال تمایلاتشون-بجای عشق و علاقه از تمایل ترجیح میدم استفاده کنم چون خودم مدتها دچار وسواس در مورد علایقم شدم-همین!

    پس به نظرم اولین مورد ک یه احساس کاملا طبیعیه ک خداوند هم از ما میخواد ک همینطور احساس کنیم احساس لیاقت زیاد “بی قید و شرط” برای داشتن ثروته

    ۲.شاید دومین مورد این باشه که من فکر میکنم خرج کردن زیاد و داشتن بهترین چیزها چیز بدیه و نبخشیدن

    نه !چه کسی گفته ؟چرا بد ؟بقول استاد عزیز وقتی ما خرج میکنیم داریم ب گسترش جهان کمک میکنیم اگر من اون لباس با جنس عالی و دوخت زیبا رو نخرم دیگه کی اون طراح لباس ترغیب میشه لباسهای زیباتر طراحی کنه یا اون تولید کننده ی مواد غذایی ب ذهنش میرسه از مواد مرغوبتر برای تولید کالاهاش استفاده کنه

    بچه ها فک کنید ما الان قیمت هر چیپسمون یا پفکمون ۵۰۰ هزارتومان بود و مثلا یه خونواده ی ایرانی ماهیانه ۱ ملیارد حداقل درآمدش بود فکر میکنید همین الان ها همین الان

    بعد فکر میکنید اون پفک و چیپس با چه کیفیتی تولید میشد

    اصلا همه چیز کیفیتشون سوپر میشد کلییییییی فرق میکرد تمام رنگها رو طبیعی استفاده میکردن بستنی ها بود اسکوپی ۱۰۰ هزار تومن ولی بجای رنگ زرد یا اسانس زرد با انبه ی واقعی درست میشد

    این رو تعمیم بدیم به همه چیز

    چقدر زندگی ها با کیفیت تر میشد

    به تبعش سلامتی ها بهتر میشد

    احتمالا عمرها طولانی تر میشد

    و و و

    پس خرج کردن مقدسه

    زیاد خرج کردن و فقط چیز درجه یک خریدن عین کمک به بهترشدن و گسترش جهانه

    پس هیچ اشکالی نداره و بلکه “باید”من خررررج کنم پولامو بایدددددد چیزای درجه یک بخرم بجای اینکه ابروهامو خودم مرتب کنم یاموهامو خودم با قیچی بزنم درحالیکه خیلی هم ذوق یا حداقل وقتش رو ندارم برم آرایشگاه

    بهترین آرایشگاه تا اینکارو انجام بده برام تا برای هنر اون هم من پول پرداحت کنم و ارزش بدم به هنرش

    بچه ها داشتن پول و خرججججج کرددددن پول هرچقددددررررر ک بخوای هر چیزی ک بخوای بهتریننن چیزاااا رو خریدن اینا همه نه تنها جایزه بلکه مقدسه اصلا اگر من دنبال لباس ارزون نباشم اون کارخونه دار هم دنبال کارگر ارزون نیست بسگاری نمیکشه از کارگراش

    تو شرکت قبلی خودم اگر برای هر پکیج گیف مشتری بجای ۱ ملیون تومن ۱۰ ملیون تومن میداد خب قطعا حقوق من هم از ۶ ملیون تومن میشد ۶۰ ملیون

    اگر برای همین مهارت فعلی من انقدر پرداخت میشد من چقدر مرفهانه تر میتونستم زندگی کنم و بعد باز من هم به کسب و کار بقیه کمک کنم با خرججججج کردن و چقدر در آرامش و با انگیزه ی بیشتر برای بهتر شدن کارم و بروز بیشتر خلاقیتهام وقت بگذارم.

    خلاصه ش شد دو دلیل از طرف من:

    ۱.احساس لیاقت

    ۲.این باور که صرف داشتن و خرج کردن پول مقدسه

    در پناه رب العالمین

    احترامات و عشق تقدیم به استاد و خانم شایسته و تمام بچه های عزیز سایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
    • -
      رابعه گفته:
      مدت عضویت: 1540 روز

      سلام دوست عزیز و ارزمشند و بالیاقتم

      واقعا از خوندن کامنتت لذت بردم و بی نهایت ممنونم عزیزم

      چه جالب که اشاره کردین که اون بچه های ثروتمند از همون اول چشم باز کردن و ثروت وفراوانی رو دیدن و خودشونو لایق دیدن

      و هیچوقت سوال نکردن که من لایق هستم یا خیر ؟؟؟؟؟؟؟؟

      من کودکی خیلی خیلی خیلی سختی داشتم ولی از همون بچگی میگفتم این حق من نیست

      چرا باید این همه سختی بکشم و مدام تلاش میکردم تا زندگیمو بهبود ببخشم ولی خب راه رو بلد نبودن و خیلی بیراهه رفتم تا کم کم با کمک خدای مهربان با خودشناسی آشنا شدم.

      پس خیلی خوبه که آدم همیشه از خودش بپرسه آیا این زندگی که من دارم حق منه و من لایقش هستم یا نه ؟

      من لایق بهترین ها هستم و هررررررررگز به کم قانع نمیشم .

      استاد یه فایلی دارن با عنوان احساس لیاقت و ارزشمندی که میگن تو لایقی بدون هیچ دلیلی بدون اینکه بخوای کار خاصی بکنی و این حس لیاقت به نظر من مهمترین و مهمترین و مهمترین دلیل فاصله بین ما و خواسته هامونه.

      خدارو شکر میکنم که تونستم یکه و تنها با کمک خدای مهربان روی این حس لیاقت کار کنم و خودمو بکشم بالا

      طوری که راحت به خواستگارهایی که یه زمانی فکر نمیکردم از من خواستگاری کنند جواب رد بدم

      نظر دیگران برام مهم نباشه

      آدم ها رو گنده نکنم

      در مقابل ادم های دیگه استرس نداشته باشم

      و بچسبم به زندگی خودم و فقط خودم

      چهره خودمو همینطور که هست دوست بدارم و خودمو لااااااااااااااااایق بهترین ها بدونم

      خدارا هزاران مرتبه شکر

      هنگام دیدن سریال های سایت بی نهایت لذت ببرم و خودمو اونجا تصور کنم

      .

      بله ممنونم از کامنت بی نظیر شما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        سپیده احمدی گفته:
        مدت عضویت: 2003 روز

        سلام رابی عزیز

        خوشحالم عزیزم و امیدوارم همینطور روز بروز احساس لیاقتت بره بالا و بالاتر احساس لیاقتو بنظرم هر روز باید تمرین کرد.

        من‌بدون دلیل لایقم

        مرسی ک فایل استادو بهم معرفی کردی حتما گوشش میدم

        چقدر خوب ک روی احساس لیاقتت داری کار میکنی

        روزی ی سانتی مترم جلو بری تهش میبینی کیلومترها جلوتری از خود الانت

        ایولای خدا بر تو عزیز :)

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      سپیده گفته:
      مدت عضویت: 1697 روز

      سپیده عزیزم سلام…

      چقدر از کامنتت لذت بردم واقعا…

      اینکه گفتی احساس لیاقت باید داشته باشیم تلنگری زدی بهم ک برم و روی این باورم که مدت هاست میخواستم روش کارکنم،شروع کنم ب کار کردن و دنبال الگو های مناسبش بگردم.

      در مورد حس لیاقت من کسی رو میشناسم که خیلی روی این موضوع روی خودش کار کرده و همچنین روی باور های دیگه اش هم زیاد کار کرده و ادم موفقیه و توی زمینه هی زیادی هم کسب و کار داره…

      یکی از کسب و کار هاش رو مثال میزنم این ادم اینقدر روی لحسا لیاقت و فراوانیش کار کرده ک وقتی میخواد کارش زو ارائه بده از جنس عالی استفاده میکنه در جالی ک خیلی ها هستن ک از جنس های ضعیف تر استفاده میکنن و لی این ادم میگه باید کیفیت کار من بالا باشه من مشتری خودم رو دارم و ادم های زیادی هستند ک براشون کیفیت مهمه و قیمتلشم ب طبع بالاتره از جاهای دیگه ولی این ادم به راحتی تمام محصولاتس رو میفروشه و تولیدش رو گسترش داده و هی انبار اضافه میکنه….

      خب قطعا این ادم یکی از دلایل موفقیت این احساس لیاقتیه ک گفتی ….

      درمورد کیفیت ک گفتی یادم اومد از استاد ک رفته بودن توی فروشگاه خرید که قیمت هارو برای یه ماه کارگر دربیارن..

      خب استاد گفت اینجا وقتی روی ی جنس مثلا اب انار یا ابلیمو یا عسل و … نوشته صد درصد طبیعی واقعا طبیعیه و فیک نیس…

      خب میبینم ک او مردم حس لیاقت استفاده از جنس باکیفیت رو دارن و اگ میگن اونجا گرون هست دارن جنس باکیفیت میخرن ک خب صددالبته درامد ها هم بیشتر میشه وقتی جنس باکیفیت با قیمت بالاتر میفروشی مثال چیپسی ک شما زدین،اونوقت ادم از اون وسیله ای ک داره استفاده مسکنه یا از اون چیپس یا اب انار طبیعی ک داره میخوره واقعا لذت میبره و احساس رضایتمندی داره.نه اینکه جنس بی کیفیت بخره کارایی لازم رو نداشته باشه یا مثلا اب اناره مزه خوبی نده و حس نارضایتی ب ادم دست بده و میشه احساس بد =اتفاقات بد

      دوست خوبم ممنونم برای کامنت پر از درسی ک اینجا ثبتش کردی…

      من لایق زندگی با کیفیتی رو دارم چون خدای من خدای با کیفیتی هست و این جور زندگی ، زندگی طبیعی هست…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      مهسا گفته:
      مدت عضویت: 2114 روز

      سپیده ی عزیزم فوق العاده از کامنت زیبات لذت بردم عزیزم و سیوش کردم که بارها بخونمش

      و چقدر این منطق میتونه کمک کنه تا ذهنم باور کنه و بپذیره که ثروت باید یه صورت طبیعی وارد زندگیم بشه و نه تنها پول و ثروت بد نیست بلکه وظیفه ی من ثروت ساختنه تا بتونم به رشد و پیشرفت جهان کمک کنم

      ممنونم دوست عزیزم

      شاد و سلامت و ثروتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    جام جهان نما گفته:
    مدت عضویت: 2969 روز

    باعرض سلام خدمت استادگرامی وبی شک سخنگوی خداوندقادرمتعال وهمگی دوستان عزیزوموحدخانواده نازنینم.

    من اینطورمی اندیشم که ریشه ی اینگونه درخواست ازخداوندیابقول استادعزیزمون معامله باخداونددردوباورعدم احساس لیاقت ثروتمندشدن ونیزداشتن احساس گناه درمورد ثروتمندبودن است ،که انسان می کوشدکه باطرح این خواسته ازخداوندقادرمتعال این باورها وبالطبع احساس گناه ونداشتن لیاقت خودراتعدیل کندگویی خودنمیتواند ونباید برای خودش ازخداوندثروت نامحدود طلب کندکه اگرچنین کندنه خداوندبه اوثروت می دهدونیزازمحبوبیتش نزدخداوندکم میشودوبااین نیت انسان میخواهدخواسته اش راباوعده ی تقسیم آن بامستمندان موجه جلوه دهد ونیزاین عمل خودباورکمبودثروت درجهان درخودپنهان دارد(باورکمبود)که نتیجه اینگونه خواستن ازخداوندبااین باورها ترمزسنگین ونرسیدن به خواسته هاست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
  6. -
    وحید امامی گفته:
    مدت عضویت: 3111 روز

    ایده افراد زیادی برای ثروتمند شدن این است که، از خداوند بخواهند به آنها ثروت زیادی ببخشد تا آنها با مقداری از آن ثروت در جهت انجام کارهای خیر استفاده نمایند. مثلاً بیمارستان، مدرسه، خیریه، مسجد و … بسازند یا به پدر و مادرشان رسیدگی کنند یا مقداری از ثروت شان را صرف تأمین نیازهای بیماران سرطانی و … نمایند. به عبارت دیگر، افراد زیادی در اولین قدم برای ثروتمند شدن، وارد چنین قراردادی با خدا می شوند که به آنها ثروت ببخشد تا آنها به افراد نیازمند کمک کنند.

    در این موضوع و جملاتی که شرح داده شد، یک سری موانع ذهنی در برابر خواسته ی “ثروتمند شدن” وجود دارد. به نظر شما آن موانع چیست؟

    بنام خدا و با سلام خدمت شما دوستان عزیز و استاد عزیزم

    1- ما اولین باوری که برای ثروت می سازیم باور ((ثروتمند شدن معنوی ترین کار جهان است)) است اولین مانع ذهنی یا برداشت غلط از این باور در برابر خواسته ثروت این است که این ثروت باید برای دیگران مورد استفاده قرار گیرد و الا خداوند به هیچ وجه ثروت را وارد زندگی آن فرد نمی کند در واقع معنویت را صرفاً ساخت بیمارستان یا مدرسه و انجام کار های خیر می داند می داند .

    2- دومین مانع برای ثروتمند شدن وارد معامله شدن با خداوند می باشد یعنی یک سری از افراد به خدا می گویند که خدایا تو کمکم کن من ثروتمند بشم من هم در عوض بیمارستان می سازم، به بیماران سرطانی کمک می کنم و … اما آیا خداوند نعمت هایش را در گرو یک قرارداد به ما عطا می کند، آیا خداوند این باران رحمت را در ازای ساخت مسجد به ما عطا می کند،

    3- سومین مانع ذهنی این است که یک سری از افراد پیش خودشون فکر می کنند که هم بیمارستان می سازند و هم از نطر دیگران کار پسندیده ای می کنند و از آنجاییکه مهم بودن نظر دیگران در هر شرایطی و در هر سطحی یکی از نشانه های کمبود عزت نفس است و کمبود عزت نفس که پایه ای ترین باور در هر زمینه چه از لحاظ معنویت ، ثروت و ارتباطات است یک مانع بسیار بزرگ و البته مخفی در جهت کسب ثروت است.

    4- کسانی می توانند از ثروت خود در جهت ساخت بیمارستان ،مدرسه و … استفاده کنند که به مقدار خیلی خیلی زیاد به ثروت رسیده باشند یعنی از ثروت رها شده باشند و از آنجاییکه یک فرد هنوز به ثروت نرسیده است پس از آن رها نشده است و چون از آن رها نشده است ساخت بیمارستان و مدرسه و … در ابتدای کار باعث ایجاد یک تضاد ذهنی شده و یک مانع برای کسب ثروت می شود.

    5- آیا بنظر شما ساخت یک بیمارستان یا یک مدرسه یا هر چیزی شبیه به این در دوره خود شکوفایی یک انسان رخ نمی دهد به عبارت دیگر کسی که هنوز نیاز های فیزیولوژیکی و نیازهای دیگرش را (با توجه به هرم مازلو) بر طرف نکرده است چطور می تواند به بر طرف کردن نیاز های دیگران در هر سطحی پاسخ دهد در واقع ایده ای به آن فرد گفته نمی شود که آنرا انجام دهد و در ازای انجام آن یک کار خیر مثل ساخت مدرسه کند.

    6- بنظر شما چه کسانی در شروع ثروتمند شدن به فکر انجام کار های خیر می روند؟ آیا کسی که به فکر ساخت یک بیمارستان می افتد خودش در گذشته بیمار نبوده یا عزیزی را بخاطر نبود بیمارستان از دست نداده؟ یا کسی که به فکر ساخت یک مدرسه می افتد آیا خودش یک فرد بی سواد نبوده؟ اگر به این سوالات با دقت نگاه کنیم می بینیم که افرادی که در خواست کارهای خیر در شروع کار را دارند خودشان یا نزدیکترین عزیزانشان در گیر نبود این امکانات بوده اند و از آنجاییکه این کمبود ها برایشان بسیار مهم است لذا اولین درخواستشان از خداوند انجام این دست کارهای خیر است اما این چه مانعی در جهت کسب ثروت است؟ بعنوان مثال وقتی یک شخص بی سواد است و به خدا قول داده است که یک مدرسه از همان اول بسازد هدفش این است که افراد کمتری بی سواد باشند و چون بی سوادی برای او یک رنج بوده است این رنج که دارای بار احساسی منفی است با یک هدف مثل ساخت یک مدرسه که دارای بار احساسی مثبت است در تضاد است که خود باعث ایجاد یک مانع در ذهن می شود

    7- انجام کار های خیر مثل ساخت بیمارستان ، ساخت مدرسه و …. برای کمک به مردم است اما ما زمانی می توانیم به دیگران کمک کنیم که به خود کمک کرده باشیم من مثالی از زندگی خودم می زنم، یکی از مدارکی که مهندسان برق در یافت می کنند مدرک نظام مهندسی ساختمان می باشد اما این مدرک را من 1 سال است که دریافت کرده ام در صورتی که 5 سال پیش می تونستم این مدرک را دریافت کنم اما زمانی که به 5 سال پیش من بر می گردم 2 باور غلط در ذهن من بود اول اینکه نمیشه با این مدرک پول درآورد2- باید کتاب های زیادی را بخونیم تا قبول بشیم در امتحان سختش چون هر کس را که می دیدم می گفت که فایده ای نداره و چرا می خوای این امتحان سختو بدی وقتی از این مدرک پول در نمیاد، سال گذشته این دو باور من با دیدن برادرم که در آمد خوبی از این حوزه دارد عوض شد در واقع برادر من با کمک به خودش و افزایش در آمد در این حوزه بصورت خودکار باعث تغییر باور های من در این حوزه شد

    پس ما زمانی می توانیم کار های خیر برای دیگران انجام دهیم که به تمام اهداف و خواسته های خود برسیم و این شالوده و اصل آموزه های استاد عباسمنش می باشد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
    • -
      علی فتحی گفته:
      مدت عضویت: 3029 روز

      سلام به شما دوست عزیز

      این جملتون واقعا بی نظیر بود

      در واقع برادر من با کمک به خودش و افزایش در آمد در این حوزه بصورت خودکار باعث تغییر باور های من در این حوزه شد

      ارزوی بهترین ها برای شما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      سپیده منصوری گفته:
      مدت عضویت: 1309 روز

      به نام الله یکتا

      سلام به همه ی عزیزان

      آقا وحید عجب کامنت جامع و عالی و درجه یکی نوشتید ،خیلی تحسین برانگیز و عالی بود ، لذت بردم

      من هم موافقم که آدمی که شرط می‌زاره برای پولدار شدنش اولا نمی‌خواد به قانون تکامل عمل کنه ، دوما با این شرطش همش به ناخواسته توجه می‌کنه پس عملا به خواسته نمی‌رسه و سوم اینکه وقتی بهای خواسته رو ندی ، یعنی همین حالا از هرچی که داری نبخشی پس چطور وقتی پولدار شدی میخوای ببخشی؟( وقتی غذا نخوردی چطور میخوای سیر بشی؟ )که این کلا با قوانین جهان و خدا درتضاده و‌همه ی نعمتهای خدا همیشه برای همه مهیاست ، فقط کافیه باور درست داشته باشیم و احساس خووووببب وتعهد عمل به قانون و…

      و اما نکته ی آخر که فرمودین ما با موفق شدنمون و الگو شدنمون برای افرادی که می‌خوان زندگیشون رو بسازن در واقع بهترین کمک رو به گسترش جهان میکنیم

      چرا که اول تا آخر فقط افرادی تغییر میکنن که بخوان و کسی که نخوادتغییر کنه ، هیچ‌کس نمیتونه براش کاری کنه

      ممنون بابت کامنت عالیتون

      خدایا شکرت برای این خانواده بینظیر و آگاه

      در پناه خدا موفق و پایدار باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      زینت چهارپاشلو گفته:
      مدت عضویت: 3042 روز

      سلام آقای مهندس موفق و ثروتمند

      لذت بردم از خوندن کامنتتون

      بله در واقع اصلا نیازی نیست که همون اول کار به فکر دیگران باشیم ما با موفق و ثروتمند شدن خودمون بزرگترین کمک را به دیگران می کنیم نمونه بارز استاد خودمون که با موفقیت خودش اطرافیانش که سهله همه ما را هم تحت تاثیر قرار داده تا حرکت کنیم.

      شاد باشیم و دلی را شاد کنیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    حمیدرضا قاسمی فرد گفته:
    مدت عضویت: 4099 روز

    سلام به تمامی دوستان عزیز واستاد عباس منش

    بنده چندساله که در دارم توحوزه موفقیت تحقیق میکنم ودرکناردوستان واز مکتب استادتلمذ میکنم به حال واحساس خوبی رسیده ام

    وبحث ترمزها اینکه استنباطم اینه که من هم این روال داشتم که هرچیزی ازخدا میخواستم همیشه بااین دیالوک باهاش صحبت میکردم که خدا اینقدر بده ومن اینقدرشو میبخشم در واقع داشتم خدارو گول میزدم وسطح واندازه خداوند راتا حد ذهن خودم پایین می آوردم ومرتب ازاین دست درخواست ها میکردم غافل ازاینکه چقدردارم به خداوندمتعال توهین میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 45 رای:
    • -
      حمید خالقی گفته:
      مدت عضویت: 4205 روز

      پاسخ شما خیلی خوب وبد ولی اینو خواستم اضافه کنم که در واقع با این نه خداوند را بلکه خودمون را گول میزنیم ومهمتر اینکه مواظب باشیم عمرمون را با گول زدن خودمون هدر ندیم.

      شاد و موق و پیروز باشیم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    ق احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2704 روز

    سلام سلام سلام

    دوستان عزیز و استاد دوست داشتنی و مهربون و سرکار خانم شایسته عزیز ان شا الله حال همگی عالی باشه. جواب سوال استاد عزیز در خصوص اینکه از خدا درخواست پول و می کنیم و میگیم خدایا این مقدار پول و به ما بدی منم قول میدم مثلا به فلانی و فلانی کمک کنیم. به عقیده من اونجوری که از قانون فهمیدم ما همیشه می توانیم پولی که لازم داریم و بدست بیاریم چه دلیلی داره که برای رسیدن به پول به خدا وعده و وعید بدیم و از همه مهمتر وقتی که ذهن ما درگیر مسائل و مشکلات دیگران میشه و دنبال حل مشکلات و مسائل دیگران باشه چطور می تونه مشکل خودشو حل کنه پس اول از همه باید مشکل خودمون و حل کنیم و این باور و داشته باشیم که به راحتی پول و بدست میاریم و راه حلش به ما گفته میشه و بعد حالا که به قدر کافی پول برای خودمون بدست آوردیم و ذهنمون از دغدغه های خودمون آزاد شد می تونیم به دیگران هم کمک کنیم اصلا مگه جز اینه که خودمون اول باید در رفاه و آرامش باشیم چیز دیگری هم هست اگر ما ثروتمند باشیم صد در صد می تونیم به دیگران هم کمک کنیم وقتی این جوری از خدا خواسته ایی و بخوایم ترمز بزرگی توی ذهنمون پیش میاد و اونم اینه که من لایق داشتن پول نیستم و برای اینکه این لیاقت و داشته باشم باید با خدا معامله کنم تا به من پول بده و این خودش یک مشکل و ترمز جدی و اساسی محسوب میشه که نمیزاره ما به پول برسیم پس اصلا این دیدگاه اشتباهه و اول از همه باید به این باور برسیم که ما لایق هستیم که پولدار باشیم و خداوند دوست داره که ما پول و ثروت زیادی داشته باشیم هر وقت این مطلب و باور کردیم پس ثروت و پول قطعا به سمت ما میاد بدون هیچ ترمزی ولی اگر شرط و شروط قرار بدیم یعنی باور نداریم و ترمز اصلی اینجا پیش میاد و نه تنها نمی تونیم به دیگران کمک کنیم حتی خودمون هم به پول دست پیدا نمی کنیم در واقع این خود ما هستیم که با این دیدگاه خودمونو از ثروت و پول محروم می کنیم. دوستان گلم توجه کنیم که ما با ارزش ترین موجود روی زمین هستیم و خداوند همه خیرها رو برای ما می خواد مگر اینکه خودمون به واسطه افکار و باورهای غلطی که طی زندگی کسب کردیم خودمونو از تمام چیزهایی که خداوند متعال میخواد بهمون بده محروم کنیم. باید مراقب باشیم مراقب تمامی افکارمون از همه دوستانم می خوام که هر وقت دیدید دارید به موضوعی فکر می کنید و اخم کردید و حالتون خوب نبود و بد جور رفتید توی فکر بدونید که دارید اشتباه می رید همه امکانات زندگی به راحتی در دسترس ما هست وقتی که با شادی به خواسته هامون فکر می کنیم و حالمون خوبه پس مراقب باشیم که وقتی داریم فکر می کنیم و رویاپردازی می کنیم حالمون خوب باشه الکی ترمز برای خودمون درست نکنیم. من می تونم پولدار بشم چه بخوام به دیگران کمک کنم چه نخوام کمک بکنم .این تصور بن ریشش یا همون پاشنه آشیلش از تفکرات برخی از ما ایرانی های دارای عقاید مذهبی میاد که نذر می کنن واسه اینکه به خواستشون برسن. در صورتیکه خداوند برای اینکه ما رو به خواسته هامون برسونه نیاز به دادن هیچ صدقه ایی از طرف ما نداره. دادن نذر و صدقه برای رسیدن به خواسته ها مون نیومده نذر و صدقه رو وقتی باید داد که داشت یعنی از سرریزهامون یعنی اینقدر ظرفمون پر باشه که حالا میشه بخشید میشه گذشت به راحتی و برای اینکه ما رو به احساس خوشایندتری از خودمون برسونه ما خیلی توانمندیم ما خیلی می تونیم داشته باشیم ما نیاز به هیچ چیز واسطه ایی نداریم فقط نیاز به یک باور قوی داریم که دنیا برای ما سرشار از نعمت و فراوانیه و فقط کافیه با آرامش و اطمینان و ایمان به خداوند دستمونو فقط به سمت خودش دراز کنیم و از خودش بخواهیم تا او هم اجابت کنه فقط همین ، افکار شیطانی و باید از خودمون دور کنیم که ما نیاز به واسطه داریم . بخشش یکی از بزرگترین فضایل انسانیه که خداوند بزرگ شامل برخی از انسانهای خوبش می کنه و اون هم موقعیه که هیچ وقت غصه چیزی رو که بخشیده رو نمی خوره و یا منتی به سر کسی نمیزاره اونوقت اون بخشش فضیلت داره و وقتی این اتفاق می افته که ما خودمون لبریز باشیم پر باشیم و اونوقت صفت خداوندی می تونیم داشته باشیم بخشنده بی منت بشیم اونوقت از اونچه که می بخشیم لذت می بریم.

    من می شناسم کسانیکه سالهاست بچه دار نمیشن و میان هر ماه و به هر مناسبتی نذری میدن خیلی دوست دارم که بهشون بگم که راهشون غلط واسه همینه که طی این همه سال نتیجه نگرفتن باور باور باور باور ، باور خداوند که خداوند توانمنده ، بخشندست و از یاد بردن و فکر می کنن که اگر نذری بدن خدا گناههای اونها رو می بخشه یا دیگران براشون دعا می کنن و اونها به خواسته دلشون می رسن. باور کنید دوستان اصلا اینطوری نیست خداوند بزرگ شنواست داناست بیناست و همه جا حضور داره چیزی که خودش در قرآن خودشو به این شکل معرفی کرده پس دنبال کی هستیم از کی می خوایم که برامون دعا کنه از بندهاش می خوایم و این طور خواستن یعنی به تعویق انداختن رسیدن به خواسته هامون خداوند نیاز به این کارها نداره خداوند فقط میگه از من بخواهید فقط از من اینقدر ترمز برای خودمون درست نکنیم و باورش کنیم همین. دوستان شادی سلامتی و عشق و ثروت و از خداوند بزرگ و بخشنده برای تک تکتون آرزو می کنم. دوستون دارم و ممنونم که کامنت منو می خونید و امیدوارم که خداوند همه ما رو به راه راست، راه کسانیکه نعمت بخشیده هدایت کنه و نه راه کسانیکه بر آنها غضب کرده و نه راه گمراهان . ان شا الله در پناه خداوند مهربان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  9. -
    آرامش گفته:
    مدت عضویت: 3041 روز

    سلام به استاد و همه ی رهروان مکتب عباس منش.

    خییییلی جالبه که من دقیقا چنین حرفایی رو توی تصوراتم به خدا میگفتم

    که خدایا کمکم کن ثروتمند بشم تا اینکارو کنم

    من توی اطرافیانم کسایی رو دارم که علی رغم فعالیت فیزیکی ،

    ثروتمند نیستند. البته الان میدونم که بخاطر اینه که سطلشون کوچیکه و خییییلی باورهای محدود کنننده وباور کمبود دارن

    خلاصه من همیشه به خدا میگفتم منو ثروتمند کن تا واسه اینا خونه بخرم بهشون پول بدم و کلی پتروس بازی دربیارم

    وفکر میکردم که چقد افکار خوبی دارم

    اما با فایلی که گذاشتید به فکر فرو رفتم وچندتاباور مخرب شناسایی کردم

    1)شرک.من با این باورهایی که داشتم خودم رو هم طراز خدا گویا قرار میدم که میتونم واسه دیگران کاری انجام بدم درصورتیکه همه چیز تحت حاکمیت اوست

    2)نادیده گرفتن قانون یا برداشت نادرست از قانون

    چون طبق قانون هرکس با فرکانس های ارسالی زندگیش رو میسازه و اصلا وابدا کسی در زندگی ما نقشی نداره

    ومن حتی اگه ثروتمند باشم نمیتونم با پول دادن به کسی راه وزندگیشو متحول کنم مگراینکه خودش بخواد که اونم با تغییر باورها وفرکانسش ،امکانپذیره.

    3)احساس عدم لیاقت ونداشتن عزت نفس.

    فکر میکنیم که خودمون لیاقت ثروت رو نداریم وباید ثروتمون رو به دیگران بدیم

    حالا میدونم که باید اول خودم از ثروتم ومواهب زندگیم استفاده کنم و خودم مهم ترین شخص زندگیم هستم

    4)ثروتمندشدن معنوی نیست و از راه خدا دور میکنه

    وپول چیز خوبی نیس

    درعمق اون جملات انگار این باور در ما وجود داره که چون ثروت خوب نیست ما باید به دیگران بدیمش

    واینجوری تطهیرش کنیم

    5)گرفتن تایید وتحسین دیگران وفداکار جلوه دادن

    اعتراف میکنم که این مورد در من به وضوح وجود داره

    همش دلم میخواد مث پتروس فداکاری کنم و بقیه بگن چقد خوبی.چقد فداکاری

    ازخودم بگذرم واسه دیگران

    که این در راستای همون عدم لیاقت هم هست.

    6)نداشتن شناخت درست از خداوند

    ما انگار سیستمی بودن خداوند رو درست درک نکردیم

    اینکه خدا مث ما احساساتی نیست

    باگریه زاری والتماس وشرط ،نمیشه به خواسته رسید

    فقط با فرکانس درست ومناسب میتونیم به خواسته هامون برسیم.پس گذاشتن شرط واسه خدا بخاطر عدم شناخت درسته.

    7)یادمون رفته که خداوند بی نیازه وما نیازمندیم

    خدا خودش ثروته قدرته .اونه که به ما ثروت میده

    چه نیازی هست که بگیم خدایا ثروت بده تا به دیگران ببخشیم؟؟؟

    اون خودش کلید تمام گنج ها در دستشه ثروت زمین واسمان مال اونه .اصلا ثروت اونه.

    خدا خودش به هرکس بخواد اگرخود شخص بخواد=(یشاء) ثروت میبخشه.

    8)محکم نبودن ایمان یه باور مخرب دیگه س.

    چون اگه ایمانمون محکم باشه شرط نمیذاریم.

    خواستمون رو میگیم و رها میکنیم تا به وقتش بهش برسیم.

    9)باور کمبود

    فک میکنیم ثروت محدود هست واگه ما ثروتمند بشیم

    به بقیه نمیرسه

    پس ما باید به دیگران هم بدیم

    درصورتیکه ثروت نامحدوده هرکس سطلش رو وسعت بده وباورهاشو درست کنه وکدگذاری درست انجام بده

    به ثروت میرسه .

    خدایا مارا به راه راست هدایت کن وکمک کن حرف وعمل مون یکی باشه.

    درپناه حق موفق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  10. -
    ابراهیم آقا Brj_auto_glass گفته:
    مدت عضویت: 2528 روز

    سلام عرض میکنم خدمت همه دوستان

    📌ما چرا فکر میکنیم خدا ویژگی انسانگونه دارد؟

    ♦️از بس که شنیدیم اگر خدا بخواد فلان میشه

    ♦️از بس شنیدیم که فلان شب از خدا بخواه

    ♦️از بس که شنیدم تو قنوت با گریه ازش درخواست کن

    ♦️از بس که شنیدیم و دیدیم تو شب‌های قدر مردم و از جمله خودم گریه و ضجه میزدیم (چون روحانی جلسه می‌گفت تکبر نکن گریه کن دست گدایی بالا بیار و از این حرفا🤣 ما هم که جوگیر می‌شدیم😆😆) ولی هیچ کدوم از خواسته هام تحقق پیدا نمی‌کرد

    ♦️از بس شنیدیم که میری کربلا با گرد و خاک لباست برو تو صحن

    پیاده برو کربلا (من خودم هم دوبار رفتم ولی راستش یکی از انگیزاننده هام ارزون بودن سفر بود ) کسی نبود بگه بابا میخوای بری زیارت با هر جا با بهترین وسیله با بهترین لباس برو

    ♦️از بس شنیدیم فلان کارو نکن خدا قهرش میگیره

    🛑من خودم یه سری رفتم جمکران یه نماز. خیلی طولانی داشت که سجده هاشم الان یادم نیست ولی خیلی طولانی بود داشتم میخوندم دونفر نشسته بودن دیدم اون یکی به این یکی گفت این پسره دیوونست(منو میگفت🤣)الان تو سجده از حال می‌ره(بیست دقیقه تو سجده بودم خودم هم فشارم افتاده بود😇😇😇😇)

    چه نمازی میخوندم که تمام صداهای اطراف و رصد میکردم🤣🤣🤣🤣

    📌چرا اینکار رو میکردم؟

    ♦️چون جو گیر شده بودم بقیه داشتن میخوندم گفتم من هم کم نیارم

    🧶بدون اینکه به دلیلش فکر کنم

    🧶وگرنه کجا خدا یا امام زمان گفته آنقدر خودت رو به مشقت بنداز

    خلاصه اینا باعث شده خودمون رو لایق ندونیم باعث شده خدارو مثل یه آدم بدانیم که منابعش محدوده و اگه ازش زیاد بخواهیم جواب تلفنمونو نده (باهامون قهر کنه)

    خداوند به اندازه لیاقت و اعتبار هرکسی بهش نعمت میده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای: