شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

5123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عمران نوری گفته:
    مدت عضویت: 2306 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    تو این فایل من ترمز

    ۱.. باور عدم لیاقت میبینم

    از اینکه ما داریم به خدا میگیم تو این ثروت بده من میبخشم به بندگانت

    یعنی چی؟

    یعنی اینکه من لایق نعمت و ثروت تو نیستم خدایا وقتی که بمن ثروت دادی من به بندگان دیگه‌ای بغیر من که لایق هستند میبخشم

    طبق قانون چون خودمون رو لایق نعمت نمیدونیم بنابراین به ما داده نمیشود

    ۲.. باور کمبود

    با این حرف ما داریم ثابت میکنیم که خدایا نعمت و ثروت کمه و نزد انسانهایی محدودی وجود داره پس تو بیا بمن کمک کن من هم عوضش به دیگران کمک میکنم

    باز هم طبق قانون از ثروت و نعمت دور میشیم و به ما چیزی داده نمیشود

    ۳.. باور ایمان نداشتن به خدا

    کسی که این حرف بزنه به خدا ایمان نداره

    چطور؟

    چون کسی که به خدا و رزاق بودن خدا ایمان داشته باشه از خدا درخواست میکنه که اونو هدایت کنه در مسیر درست و مسیر کسانی که به انها نعمت داده شده و وقتی که این باور رو داشته باشه با ایمان و توکل حرکت میکنه و تو مسیر بهش گفته میشه

    ولی کسی که با این جمله که

    خدایا تو بمن نعمت بده و من به بندگانت کمک میکنم یعنی اینکه میخواد کاری نکنه و خدا براش از اون بالا یه کیسه پول بندازه

    که اینم هم طبق قانون و نداشتن ایمان به خدا از نعمتهای خداوند دور میشه

    ۴.. باور نداشتن عزت نفس

    کسی که این جمله رو میگه یعنی اینکه عزت نفس پایینی داره

    چرا؟

    چون توانایی و قدرتی که خداوند در اختیارش داده رو نمیبینه که با این قدرت میتونه دنیا خودش رو بسازه

    برای همین پیش خودش میگه خوب من که توانایی خلق پول رو ندارم و بیام از خدا درخواست کنم که بمن نعمت و ثروت بده

    و باز هم طبق قانون بدون تغییر خداوند به علت نداشتن اعتماد بنفس کافی از نعمت و ثروت دور میشه

    خدایا شکرت منو هدایت کردی تا این باورها رو شناسایی کنم و خودم رو باهاش مقایسه کنم و بیشتر بیام روی خودم و افکارم کار کنم تا اون ترمزهای خودم رو شناسایی کنم

    و بیام اونو برطرف کنم

    خدایا سپاسگزارم

    🙏🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
    • -
      آرزو ملک فر گفته:
      مدت عضویت: 1731 روز

      سلام به آقای نوری عزیز

      خیلی خوشحالم که می بینم شاگردان استاد اینقدددد قشنگ قوانین رو درک کردن و در اختیار بقیه دوستان می‌گذارند تا استفاده کنن و بهتر و بهتر قوانین رو درک کنن.

      چققققد زیبا راجع به این موضوع صحبت کردید که گفتید خداوند مارا به راه راست هدایت کنه به راه کسانی که به آنها نعمت داده شده و من بااینکه بارهااا از سالها پیش و بچگی این رو شنیده بودم تازه درک میکنم که خداوند چه گفته…. چقد زیبا بندگانش رو درصورتی که خودشون بخوان میتونه هدایت کنه و به بندگانش این فرصت رو داده که کسایی رو سر راهش قرار بده که به آنها نعمت داده شده تا بتونه الگوی خوبی برایشان باشد.

      واقعا از متن زیبایتان لذت بردم و اینکه چقد به موقع به سوالی که دوروزه ذهنم رو درگیر کرده بود پاسخ دادید و کلی آگاهی کسب کردم🌹🙏

      اولین بار که این جمله که (به راه کسانی که نعمت داده شده) رو در پیام شما دیدم بااینکه بارها و بارها قبلا هم شنیده بودم انگار اولین بار بود به درک عمیقی ازش رسیدم… طوری که اشک از چشمانم جاری شد… و از خوشحالی نمیدونستم چیکارکنم و این متن کاملا قلبی بود و خواستم که دراینجا اول ازخدا و بعد هم شما و استاد عزیزمان تشکر فراوان بکنم که تو این مسیر قرارگرفتم. خداروشکر🌹

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    رضا ملتفت گفته:
    مدت عضویت: 2303 روز

    به نام خداوندی که زیباست و زیبایی‌ها رو دوست داره

    سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد گلم🌟، خانم شایسته مهربون🌼 و همه دوستای گلم🌹 در خانواده صمیمی عباس منش🌸، امیدوارم حال همگی شما عالی باشه.

    من جوابهای خودم رو میگم:

    اینکه ما میگیم خدایا به من پول بده تا به بقیه کمک کنم، کار خیر انجام بدم، یعنی من خودم پول میخوام، اما خودم رو لایق نمیدونم و میگم خدایا من قول میدم به دیگران کمک کنم، چون تو کمک کردن رو دوست داری.

    چون به خدا به عنوان یه آدم نگاه می‌کنم که اگه بگم خدایا پول میخوام، خب میگه برای چی میخوای؟ یعنی سوال میپرسه، همینطوری که بهم پول نمیده، آخه مگه عاشق چشم و آبروی منه؟ توی دعای یستشیر هست که میگیم: ای خدایی که میبخشی، بدون اینکه سوالی بپرسی. 🌹المعطی عبادک بلاسوال🌹 ما فکر می‌کنیم خدا یه آدمه با احساسات بشری، درحالیکه خدا یه سیستمه، یه انرژی هوشمنده که براش، دادن یه هزار تومن پول با هزار تریلیارد تومن پول یکیه، زحمتی براش نداره.

    یه داستان یادم آمد که باور مخربی رو در من ایجاد کرده که یه روز هارون‌الرشید به بهلول میگه: حساب و کتاب روز قیامت چه شکلیه؟🤔 اون هم میاد یه تابه بزرگ (ظرفی بزرگی که روش نون میپختن) میذاره روی آتیش تا حسابی داغ بشه و میگه اول من امتحان میکنم، میره بالای تابه میگه: “من بهلول هستم، از دار دنیا یه خورجین و چند تا چیز مختصر دارم” و میاد پایین و میگه تو برو، هارون‌الرشید هم میره بالا تابه، تا میخواد خودش رو معرفی کنه و بگه چقدر مال و اموال داره، چندتا کاخ داره، چقدر ثروت داره، همون اول کار پاش میسوزه و میاد پایین و نمیتونه خودش رو معرفی کنه. بهلول هم میگه: حساب و کتاب آخرت شبیه اینه.

    نتیجه این داستان چیه؟ پول آدمها رو خراب میکنه، ساده‌زیستی خیلی هم خوبه، اون دنیا امثال بهلولها که قناعت کردن وارد بهشت میشن. خدا آدمهای صاف و ساده رو دوست داره، پول و ثروت و جاه و مقام حساب و کتاب اون دنیا رو خیلی سخت و شدید میکنه. پول و دنیا منشاء زشتی‌ها و پلیدی‌هاست. درحالیکه باور درست اینه اون دنیا در امتداد این دنیاست و هرکس این دنیا رو خوب زندگی کنه، اون دنیا براش خوب تره، هرکس بد زندگی کنه، اون دنیا براش بدتره. خوب زندگی کردن یعنی طبیعیه که یه نفر سلامت باشه، ثروتمند باشه، روابط عالی داشته باشه، رشد کنه، آرامش داشته باشه، بینهایت نعمت داشته باشه، خوشبختی و لذت رو تجربه کنه و… ✨

    یه مطلب دیگه اینکه وقتی میگم خدایا بهم پول بده تا به بنده هات ببخشم، یعنی باور دارم پول درآوردن درست نیست، پول کثیف و آلوده است و میخوام با بخشیدن قسمتی از پول، اون آلودگی رو پاک کنم. درحالیکه هرجا پول هست، خدا هم هست و خدا از ثروتمند ها حمایت میکنه.

    یه نکته دیگه، اون احساس دلسوزی هست که ما نسبت به مردم و افراد فقیر و ناتوان داریم و فکر می‌کنیم، یه اشتباهی رخ داده، ما باید این اشتباه رو درست کنیم، این آدم الان جاش اینجا نیست. یه منجی باید بیاد، من باید بچه‌ام، زنم، پدر و مادرم رو از این فقر و ناراحتی که ممکنه براشون پیش بیاد بیرون بیارم. بالاخره یه نفر باید منجی بشه برای بقیه. درحالیکه هم من میدونم و هم شما دوستای عزیزم میدونید که همه چیز در این جهان در سر جای درست خودش قرار داره و هرکسی تنها مسئول زندگی خودشه و ما از تغییر دیگران ناتوان هستیم.🌟

    میتونه باور کمبود هم توش باشه، پول و ثروت به اندازه همه انسانها نیست، محدوده.

    خدایا شکرت به خاطر این دوستان عالی و این آگاهی‌های زیبا😍🙏

    شاد و سلامت و تندرست باشید🌼

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
    • -
      رامین گفته:
      مدت عضویت: 3885 روز

      سلام دوست عزیز

      واقعا ازتون سپاسگزارم با مطالعه کامنت شما یک ترمز مهمم یهو بهم گفته شد اونم اینکه پولدارا آدمای جالبی نیستن به کسی رحم نمیکنن فقط دنبال سودن و مخصوصا اینکه من خیلی به شعر علاقه دارم همش فکر میکنم یه پولدار که غرق مادیات شده چطور میتونه مثلا عاشق سعدی هم باشه .

      عجب ترمز ظریفی خدایا شکرت حالا باید تلاش کنم که باورسازی کنم که پولداری منافاتی با معنویت و با ایمان بودن نداره.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    محسن اصغری گفته:
    مدت عضویت: 2920 روز

    سلام خدمت همه عزیزان ودوستای خوبم در مورد سوال مسابقه اینجوری بگم من صبح که بلند میشم بعد دقایقی ورزش چند دقیقه با خدا راز ونیاز میکنم ودربین صحبت هام از شکرگذاری هاودرخوارست هام همیشه این جمله رو بین درخواست هام میگفتم که خدا بهم پول وثروت بده که بتونم به بقیه کمک کنم وقتی استاد مسابقه رو مطرح کردن کپ کردم خیلی فکرکردم وبا خودم گفتم این کد های مخرب کجاش میتونه باشه وبا بررسی حرفهای استاد وکتاب گفتگو با خدا وبه نتایج زیر رسیدم

    1. کمبود عزت نفس

    – مهترین شخص روی زمین خودمم. وبا رسیدن من به هدفهام حتی شخصی ترین آنها به دیگران ورشد جهان کمک میکنم.

    – یه ترمز دیگه میتونه احساس عدم لیاقت ثروت باشه که پشت درخواست ثروت برای دیگران قایم شده.

    2.گمراهی با ثروت

    درخواست ثروت برای دیگران پیش کشیده میشود که بگی خدا ثروت رو برای کار های خوب وکمک به دیگران میخوام ها یعنی هنوز گوشه های ذهنت ثروت نعمت خداست وثروت میتونه بد باشه حل نشده

    3.

    خداوند برای خدای تک تک انسانهاست

    وهر کس مستقیما وبدون واسطه میتونه باهاش رازو نیاز ودرخواست کند هر چیزی که میخواد وبه اندازه باور وایمانش نتیجه میگیره

    وهمه اتقاقات زندگیش به خاطر باورهاش هست .وخداوند قوانینی بدون تغییر وضع کرده که هرکس هم با قوانین باشد نتیجه میگیرد ونباشد نیتجه نمیگیرد. واین قوانین به احساسات تو پاسخ میدهد پس اول این سوال چرا میخوام به دیگران کمک کنم وچه نوع کمکی وچه احساسی بهم میده واین باید فقط تو ردون ادم حل بشه نه به خاطر کمک برا ریا وحرف مردم..

    .واگر ادم عاشق کمک به دیگران باشد به نظرم دعای بهترش اینه که خدا منو جز دستای قرار بده که به فلانی کمک کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
  4. -
    ثریا گفته:
    مدت عضویت: 1817 روز

    به نام خدا

    با سلام و احترام

    ترمز اول اینکه خدا شرطی به من ثروت میده درصورتی که خدا خودش بیشتر از من دوست داره من ثروتمند بشم نیازی به شرط و اما و اگه نیست.

    ترمز دوم اینکه من لیاقت لذت بردن از ثروت رو ندارم و اگه فقط در راه کمک به دیگران باشه به من داده میشه درصورتی که وقتی از ثروت برای لذت بردن از زندگی استفاده کنم هم به دیگران کمک کرده ام

    ترمز سوم ریشه در باورهای مذهبی داره که ثروتمند شدن اگر در راه کمک و مسائل خیریه نباشه میتونه با باورهای مذهبی ام منافات داشته باشه پس من تو راه خیر فقط خرج میکنم تا وجدانم راحت باشه

    ترمز چهارم دلسوزیه یا همون محبت خاله خرسه هست من فکر میکنم در حق اونا یه نا حقی شده حالا من اگه ثروتمند بشم میتونم مثلا کمکش کنم درصورتی که هرکسی هرجایی هست به خاطر لیاقتش هست ، و من اگه به کسی کمک هم میکنم باید به خاطر اون احساس خوبی باشه که به دلم میشینه نه به خاطر دلسوزی نا به جا برای دیگران .

    با تشکر ، خوش باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
  5. -
    مریم غدیری گفته:
    مدت عضویت: 4081 روز

    به نام فرمانروا و یگانه قدرت هستی الله یکتا

    کدهای مخرب :

    -نداشتن تفکر سیستمی : فکر میکنم خدا یک انسان است که با این روش دلش را به رحم می آورم واو بگوید آخی این بندهه چقدر هم میخواد با این ثروت کارهای مفید انجام بده ،نازی ،‌

    پس اینجا نگاهم به خداوند سیستمی نیست و نگاه احساسی است که عملکردش در جهان تعریف نشده است. در حقیقت با این کد من خودم را به کل از ثروت محروم می کنم.

    -ضعف در دیدگاه توحیدی : مگه من نمی گم یک رب دارم که همه چیز در دست اونه و خودش بلده چطور جهان را مدیریت کنه ، تنها او را می پرستم ( پرستشم را زیر سوال می برم ، اگه واقعا بپرستمش که ایمان دارم بهم به موقعش میدهد و اینطوری ازش درخواست نمی کنم که اگه ثروت بهم بدی منم عوضش این کارهای خوب را برات انجام میدهم ) و تازه مطمئن هم نباشم که بهم بدهد پس باهاش یک سری قرار میذارم که بهش متذکر بشم تو اجابت کنی منم این کارها رو برات انجام میدم.

    اصلا قرار نیست قراردادی با خدا ببندم ، این یعنی هنوز نمی دانم جهان چگونه کار میکند و چگونه به درخواستهای من جواب می دهد ، این یعنی ایمان ندارم که بهم میدهد ،‌چون اگه ایمان داشتم که اصلا براش شرط و شروط نمیزاشتم ، که تو این کارها را بکن منم بجاش این کارها را می کنم برات، اون که احتیاجی به این کارهای من نداره ،‌اون بی نیازه از همه چی ، این منم که به اون نیاز دارم ، و وقتی نیازم را از این طریق ( کارهای خیر) برطرف میکنم احساس میکنم که بهش نزدیکتر شده ام.

    – ضعف عزت نفس : من با ا این کارهای خیر چی رو میخواهم ثابت کنم ؟ آیا جز این نیست که خودم را آدم خوبه به دیگران نشان بدم ؟ آیا جز این نیست که به بقیه بگم ببینید منو ، تا دیروز هیچی نداشتم اما حالا که (مثلا در زمینه ی موفقیت مالی) خدا بهم داد منم دارم صرف بنده هاش می کنم ، پس منو بیشتر ببینید و بهم توجه کنید. آخه این همه دارم بهتون خدمات میدهم.عزت نفسم اینجوری پایین میاد ،‌ فقط تا زمانی حالم خوبه که دارم خدمات میدم و توجه میگیرم از بنده ی خدا ، اگه به هر دلیلی نتونم این کار را ادامه بدم خود به خود میرم باز توی حاشیه و دیده نمیشم.

    اگه هدف انجام کار خیر هست که با همین بضاعت فعلی ام هم می توانم انجام بدهم، اگر ایمان داشته باشم که او می بیند و پاداشش را هم میدهد. لزومی نداره که حتما بخواهم کار بزرگ انجام بدهم و بعد از دریافت ثروت مورد نظر آنگونه که تعهد داده ام(کارهای خیر بزرگ) عمل کنم و فکر کنم چقدر باحالم. ثروت ممکنه در حال حاضر بصورت سلامتی، آرامش ، پول متوسط، رفاه متوسط ، روابط خوب در زندگی ام باشد پس قدر همان را بدانم و شکرش گویم و ظرف روحی ام را برای پذیرش نعمت بیشتر آماده کنم.

    استاد عزیز بابت طرح این سوال بسیار ظریف بی نهایت ممنون، الهی هر لحظه تون سرشار از برکت و خیر بیشتر باشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
    • -
      خانم اکبرزاده گفته:
      مدت عضویت: 1347 روز

      سلام دوست خوبم. سپاس از کامنت قابل تأملی که سالها پیش نوشتی و آگاهی ناب داشت برایم امیدوارم ثابت قدم باشید وبا هدایت الله واجرای قوانین ثابتش شاگرد ممتاز استاد عزیز در این سایت الهی شوید .ترمزهای مخفی چقدر مهم هستند اما ما اغلب مواقع بزرگترین ها را پیدا می‌کنیم و سعی می‌کنیم اصلاحش کنیم و از کم اهمیت ها البته از دیدگاه خودمان غافل هستیم .موفق باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    محمد حسن زاده گفته:
    مدت عضویت: 3433 روز

    سلام عرض میکنم خدمت همه دوستان عزیزم.

    دوستان در قرآن در موردکمک کردن وانفاق زیاد سفارش شده مخصوصا به صورت پنهان. واقعا چرا انفاق پنهانی از آشکارا بهتر‌؟ شاید دلیلش اینه وقتی به دیگران کمک میکنیم. به خودمون کمک میکنیم. چطور. با ارسال این فرکانس که خدا روشکر من اینقدر دارم که میتونم کمک کنم. و در کل توجه به داشته ها. وقتی برای کمک کردن و انفاق شرط میزاریم که خدایا وقتی پول دار شدم این کمک ها رو انجام میدم داریم این فرکانسو ارسال میکنیم که الان ندارم وباتوجه به نا خواسته ها شرایط رو بدتر میکنیم. شاید به همین دلیل در قرآن خداوند فرموده کسانی که ایمان می‌آورند انفاق می‌کنند ونگفته وقتی که داشتید انفاق کنید. نکته دیگه اینکه چون روح ما از خداست وخدا بخشندست. پس طبیعی که ما هم بخشیدن وکمک کردن رو دوست داشته باشیم. من فکر میکنم درستش اینه که به جای شرط گذاشتن اون لحظه که به دیگران کمک میکنیم روتجسم کنیم واحساس کنیم وبه خاطر اینکه دستی از دستان خدا شدیم تا به بقیه کمک کنیم سپاسگزاری کنیم واز دیگران که این فرصت به ما دادن تا کمکشون کنیم که در حقیقت به خودمون کمک کردیم تشکر کنیم. تا هم به خدا شرک نداشته باشیم و هم باور فراوانی رو قدرتمندتر کرده باشیم. در پناه رب یکتا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 40 رای:
  7. -
    رسول الماسي گفته:
    مدت عضویت: 3800 روز

    با سلام خدمت استاد سید حسین عباسمنش عزیزم و دوستان هم فرکانسی خوبم

    خدا رو شکر میکنم محیطی رو استاد عزیز فراهم کرده تا من و دوستان هم فرکانسیم تجربیاتمون رو به اشتراک بذاریم به نظر من چند تا باور ترمزی وجود داره تو این سوال

    اولا :

    بزارید اینجوری به موضوع نگاه کنیم که در واقع ما کی میایم به خدا پیشنهاد میدیم که اگه فلان پول رو بدی , ما هم برای جبران مقداری از اون رو با تهیه خواسته های پدر و مادر و برادر و خواهر و فلان خیریه و موسسه سرطانی ها و … میدیم.

    موقعی که ما باور نداریم خودمون توانایی پول ساختن رو داریم میشه عدم اعتماد به نفس پول ساختن ( که معنوی ترین کار پیشه خداست به هزار دلیل که فرصت نیست بگم) و میگیم خدایا پس تو بده و من هم برای جبران مقداری از اون رو میبخشم.

    موقعی که باور نداریم خودمون بتونیم مقداره زیادی پول داشته باشیم میشه عدم لیاقت داشتن ثروت زیاد و میگیم خدایا پس تو بده و من هم برای جبران مقداری از اون رو میبخشم.

    موقعی که باور نداریم بی نهایت پول و نعمت وجود داره میشه عدم باور فراوانی نعمت و میگیم خدایا پس تو بده و من هم برای جبران مقداری از اون رو میبخشم.

    موقعی که باور نداریم هر کسی در جایگاهه درستش قرار داره و بهشون حسودی میکنیم یا احساس اینکه ظلمی داره انجام میشه رو داریم که میشه عدم اعتماد به عدل خدا و نگاه سیستمی به جهان هستی داشتن و میگیم خدایا پس تو بده و من هم برای جبران مقداری از اون رو میبخشم.

    دوما :

    در واقع این اشتباهه که شما فکر کنید که با کمک نقدی به دیگران می تونید اون ها رو ثروتمند کنید یا مشکلاتشون رو برای مدت طولانی حل کنید در واقع قانون میگه که شما هر چی بیشتر برای سلامتی دیگران هزینه کنید شما سلامت تر میشید هر چی به مراکز خیریه بیشتری کمک کنید شما پولدارتر میشید که با این کارهای شما نه فقرا کمتر میشن و نه بیماران سرطانی و …

    پس شما اگر این کارهای خیر رو انجام میدید باید با این باور باشه که این کارها رو برای خودتون میکنید نه برای پدر و مادر و خواهر و برادر و فقرا و بیماران و … چون با این کار در واقع جریان ثروت و نعمت بیشتری رو به زندگیتون دعوت میکنید.

    همچنین این باور هم اشتباهه که بعضی ها فکر میکنن که میتونن بجای دیگران کارهایی رو انجام بدن یعنی بقول قرآن هر کسی مسئول اعمال و رفتار خودشه طبق قانون بازخورد فرکانس های ارسالی خودش رو به صورت فقر یا ثروت و بیماری یا سلامتی و شرک به خدا یا ایمان به رب و … تجربه خواهد کرد.

    امیدوارم اگر وقتتون رو برای خوندن این پست گذاشتید تونسته باشم مطلب رو رسونده باشم.

    امیدوارم همیشه سلامت و ثروتمند و شاد باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
  8. -
    حجت شایق گفته:
    مدت عضویت: 3851 روز

    خدایا

    بزرگی فقط در تو معنا شود

    وجود از نگاه تو پیدا شود

    با عرض سلام و خداقوت خدمت استاد گرامی و با عرض تشکرات فراوان بخاطر زحمات بیکران جنابعالی

    یه سلام هم به همه دوستان گرامی

    پاداشی که ما در ازاء خدمت در راه پروردگار دریافت میکنیم چیزی به مراتب بیش از راحتی معنوی نصیب ما میسازد.راحتی فیزیکی هم می تواند از آن ما باشد.معمای سوال در این است که وقتی ما نوعی از راحتی معنوی را که خداوند به عنوان پاداش نصیب ما میسازد تجربه میکنیم راحتی فیزیکی آخرین چیزی است که ممکن است نگران آن باشیم.

    حتی راحتی فیزیکی افراد خانواده دیگر آن چنان برای ما مهم نیست(چون وقتی به سطح آگاهی الهی میرسیم متوجه میشویم که مسئول هیچکس به صورت فعلی نیستیم در عین حال که آرزوی رفاه و آسایش برای همه انسان ها داشتن قابل ستایش است ولی هر فردی باید در لحظه فعلی سرنوشت خود را انتخاب کند و میکند)

    وظیفه ما اینست که آنها را مستقل بار بیاوریم.به آنها هرچه زودتر بیاموزیم که چگونه بدون ما با زندگی کنار بیایند.چون تا زمانی که آنها به بقای ما برای رفع نیازهای خود احتیاج دارند ما برکتی به آنها نمیرسانیم.زمانی به زندگی آنها برکت واقعی میبخشیم که آنها متوجه شوند که وجود ما در چهارچوب رفع نیازها غیر ضروری است.

    در مورد پروردگار هم همین طور است بزرگترین لحظه برای خداوند لحظه ای است که به علت نیاز به او متوسل نشویم.

    عارف واقعی کسی نیست که شاگردان بسیاری دارد بلکه کسی است که عارف بیشتری تربیت میکند

    رهبر واقعی کسی نیست که بیشترین طرفدار را دارد بلکه کسی است که بیشترین رهبرها را به وجود می آورد

    معلم واقعی کسی نیست که بالاترین دانش را دارد بلکه کسی است که سبب می شود بیشترین تعداد ،دانش را کسب کنند.

    و خداوند دوست ندارد بیشترین بنده را داشته باشد بلکه دوست دارد بندگانش در تعدادی هرچه بالاتر و بی شمارتر خدایگونه رفتار و عمل کنند

    چون این هم هدف و هم جلال ایزدی است که بندگانش نه در تعداد بی شمار باشند و نه اینکه خداوند به عنوان چیز غیر قابل دسترس تلقی کنند بلکه به عنوان آنچه که نمیتوان از او دوری جست بشناسند

    در صدد این نباشیم که از عشق و محبت چسبی بسازیم که بچسباند بلکه مغناطیسی بسازیم که ابتدا جذب میکند و بعد در اطراف میگردد و اگر لازم دید چیزی را از خود دفع میکند.مبادا آنهایی که جذب شده اند این باور برایشان پیش بیاید که برای زنده ماندن باید به ما بچسبند.هیچ چیز بیش از این نمیتواند دور از منطق باشد.هیچ چیز بیش از این نمیتواند صدمه زننده باشد.

    اجازه دهیم عشق ما عزیزانمان را به سوی دنیا سوق دهد و موجب شود که آنها خود واقعی شان را به طور کامل تجربه کنند.در این صورت ما واقعا عشق ورزیده ایم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 36 رای:
  9. -
    پریسا شعبانی گفته:
    مدت عضویت: 2982 روز

    ب نام خدا

    خدایی ک هر آنچه هست از اوست لاحول و لا قوه الا بالله علی عظیم

    هیچ جنبش و حرکتی نیست مگر خداوند بلند مرتبه

    سلام ب استاد عزیز و دوستانم ک در مسیر هدایت هستیم

    استاد عزیز شما دستی از دستان خدا برایم بودید من 25سال دارم و 2ماه دیگر ب لطف خدای مهربان فرزندم رو در آغوش میگیرم?و فقط میگم ک خدای من,برای من و فرزندم بهترین هارو ایجاد کن “آمین”

    از کودکی دختری بودم با اعتماد ب نفس که خودم را لایق بهترین ها میدونستم .خوشتیپ ترین?با اینکه سالی ی بار لباس میخریدیم و سرشونه لباسمون تا آرنج ادامه داشت?و این باور ک در بزرگسالی موفق میشم و فرد موفقی العان ک دارم فکر میکنم داستانم مثل آنشرلی با موهای قرمزه ک در نهایت کمبود شاد و خوشحال و امیدوار بخاطر همین هم هست ک عاشق این برنامه کودکم.العان ی احساسی اومد ب سراغم ک باید این برنامه رو تهیه کنم.”شکرت خدایا شکرت”نخندین شاید برای ایجاد باورهای قبلیم خیلی بتونه بهم کمک کنه”ایشالاه”

    این حس و میتونم بگم مدیون مادرم هستم چون اون هم زنی بلند پرواز با خاسته هایی زیاد ک واقعا تلاش کرد برای رسیدن بهشون

    درخاست=خدایا به من پول بده ثروت بده اگه بهم بدی من ب دیگران کمک میکنم دستشونو و میگیرم مثل خودت چون اگه بدی من آدم خیری میشم

    خوب این از کمبود میاد. احساس بی لیاقتی .

    و ما ب مراتب این دعا رو میکنیم و هیچ اثری از اجابت نیست خوب وقتی ک جریان از کمبود و از نقصان است پس دقیقا همان چیزی را جذب میکنیم ک بدان فکر میکنیم.

    اگر باور داریم ک جذب پول یا سلامتی یا عشق یا هرچیزی دیگری ک مادی هست و با درونمون ما باهاش احساس راحتی نمیکنیم ب خاطر باورهای اشتباه ک پولدار بشم انسانی بد میشم

    یا حتی بینی مو اگه عمل کنم شاید مورد توجه قرار بگیرم و این توجه باعث بشه خودم و گم کنم

    و یا هر مثال دیگر

    ب نظر من کسی ک در زمان نداشتنش پول نداره. اما بعدا پولدار میشه اگه خسیس بود اون زمان خسیس تر میشه.اگه لارج بود لارجتر میشه.اگر هم بخشنده بود بخشنده تر میشه پس بهتره ک معامله نکنیم و ب خودمون برگردیم این احساس از اینجاست ک ما خودمونو میشناسیم اما وانمود میکنیم ک ن اینطوری نیست.(یعنی با خدای درون خودمون با اون سرمنشا تمام هستی دچار اختلال میشیم دچار دوگانگی میشیم)لازم است این حس بی لیاقتی رو از درون خودمون حل کنی.و ذهنمون و تربیت کنیم

    لازمه ک ب خودمون همیشه بگیم ک اول خودمون تو الوهیت هستیم و احساس اینکه شایسته وفور خداوند هستیم ..پس بهتره ک ب پول مثل ی اقیانوس نگاه کنیم مگه آب اقیانوس تموم میشه

    “مثل اینکه تو 1میلیون گالن از آب اقیانوس برداری اصلا تغییری تو اون ایجاد نمیشه وفور از وفور زاده میشود و فراوانی کماکان باقی است”(وین دایر)

    پس این نوع تفکر مقاومت فراوانی ایجاد میکنه پس بهتره ک دیلیت کنیم این افکار الکی و باورهای خوب جایگزینش کنیم ک همه میتونن ثروتمند باشند و مسولیت زندگی دیگران با ما نیست اگرم کمکی میکنم ب خاطر اینه ک خلا ایجاد کنم”

    پس ب خدا وامی نیکو دهید

    هرکسی با خدا تجارت کرد مطمئنا ب تجارتی بی زیان چنگ زده

    و استاد چ کسی بهتر از کسی ک دیگران و ب خدا دعوت میکنه ک فرشتگان هم در این جهان و آن جهان دوستان شما هستند”خوشا ب سعادتتون

    موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
  10. -
    سید کاظم فلاح گفته:
    مدت عضویت: 3632 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام خدمت استاد عزیزم ، خانم فرهادی و خانم شایسته عزیز و دوستان مثبت و ثروتمندم.

    ———————————————————————————————-

    ———————————————————————————————-

    پاسخ کوتاه :

    ———————————————————————————————-

    ———————————————————————————————-

    در این پاسخ کوتاه به 2 ترمز خــیلی مهم در این نوع درخواست اشاره میکنم

    1 – عدم درک قانون ( در جهانی با قانون ثابت کمک کردن معنی ندارد)

    2 – احساس کمبود، کمبود بیشتری را جذب میکند

    ———————————————————————————————-

    من نشستم خوب فکر کردم و دیدم اصلا کلمه ” کمک کردن ” با این نیت که من بخوام یه گوشه کار جهان رو بگیرم اونم در جهانی که خدایی داره و با یک قانونه ثابت اداره میشه معنی نمیده . واژه ” کمک کردن” توی ذهن من حداقل اینجوری تعریف شده که یه جایی زورشون به یه چیزی نمیرسه یا به تنهایی نمیتونن کاری رو انجام بدن ، یا یه نقصی یه جایی وجود داره بعد من برم به عنوان یه نیروی دیگه ای وارد بشم تا اون کمبود جبران بشه و مشکل برطرف بشه!

    در جهانی که داره با یک قانون ثابت و غیر قابل تغییر که در هر لحظه به افکار و باورهای انسانهایی که هر کدومشون خداهایی برای خلق زندگیشون هستن پاسخ میده و به صورت دیفالت بر اساس عدالت داره کار میکنه ، نقصی و مشکلی وجود نداره که من بخوام با این نیت کمک کنم.

    همه افراد موفق و ثروتمند اول از همه هدفشون خودشون بودن و اینکه به شکلی از زندگیشون لذت ببرن، و وقتی که با این هدف به موفقیت و ثروت رسیدن به دیگران هم کمک کردن ، اما باز هم به این خاطر که خودشون لذت میبردن. من دارم در مورد ثروتمندان واقعی مثل بیل گیتس و وارن بافن و اینجور آدما حرف میزنم . نه راجع به یه سری هنر پیشه های ایرانی که یه سره برای خودنمایی از خودشون تو این موسسه های خیریه فیلم میگیرن!

    حالا برگردیم به قانون جهان و قدرت انسان ! کمک این وسط یعنی چی؟!!!! هم قانون کامل و بی نقصه هم هر انسانی قدرت خلق زندگیه خودش رو داره! دیگه این وسط چه نیازی به کمک من هست؟! یعنی کمبود و نقصی وجود نداره که من بخوام با نیروی کمکیه خودم اون نقصو برطرف کنم. همه چی در جای درست و دقیق خودش قرار گرفته. پس کمک کردن با این مفهوم که من برم پول در بیارم تا کمک کنم زندگیه دیگران عوض بشه اصلا معنی نمیده و یک ترمزه که باعث میشه نتونم به خواستم برسم ، چون هنوز باور ندارم انسان خودش خالق زندگیه خودشه و به همین دلیل هنوز باور نکردم که خودم هستم که خالق زندگیم هستم و به این ترتیب جواب نمیگیرم.

    پس باید برم دوره کشف قوانین رو تهیه کنم و تحت تاثیر جلسه 3 حسابی شیر فهم بشم که خودم دارم خلق میکنم

    ———————————————————————————————-

    موضوع دوم در مورد احساس کمبوده که به شکل مفصل در ادامه توضیحش دادم . وقتی که من به این شکل از جهان درخواست میکنم که : خدایا ثروت بده ! از جایگاه احساس نیاز و احساس نداشتن ثروت دارم درخواست ارسال میکنم ، و از اونجایی که قانون به احساس من پاسخ میده، پس نبوده بیشتر از ثروت رو به زندگیم وارد میکنه .

    مشکل اینجاست که تا وقتی که من احساس ثروتمند بودن ، احساس خالق بودن ، احساس قدرتمند بودن و احساس بی نیاز بودن نداشته باشم ، در جایگاه رهایی نیستم و در نتیجه چیزی رو بدست نمیارم که بخوام از اون ببخشم.

    من باید خودم رو شاد ، ثروتمند و بی نیاز ، خوشبخت و سالم احساس کنم ، و با این احساس خوب درخواست تجربه بیشتری از این سلامتی و ثروت و عشق و خوشبختی رو داشته باشم.

    پس اینکه من از جایگاه ضعف و احساس ناتوانی و کمبود خواسته ام درخواست کنم ترمزیه که خیلی اوقات ناآگانه پامون روشه .

    طبق تجربه من برداشتن این ترمز که بسیار هم مهمه فقط با بالا بردن شناختمون از خداوند و شناختمون از خودمون و تقویت باور توحیدیمون و تقویت ایمانمون امکان پذیره. زیرا که وقتی ایمان داری احساس خوشبختی میکنی.

    .

    .

    .

    ———————————————————————————————-

    ———————————————————————————————-

    پاسخ مفصل و شناسایی چند ترمز دیگر

    ———————————————————————————————-

    ———————————————————————————————-

    از نظر من مهمترین ترمزی که توی این شکل درخواست هست ” عدم درک قانونه ” ، پس از همین ترمز شروع میکنم و بقیه ترمزها رو دونه دونه هم توضیح میدم:

    ———————————————————————————————————-

    1- عدم درک قانون جهان ( واژه کمک کردن در جهان هستی معنی ندارد )

    ———————————————————————————————————-

    هممون قانون رو میدونیم . اما دونستن تا درک کردنش فاصله فقر تا ثروته ! منی که دارم اینا رو مینویسم هیچ ادعایی ندارم و خودمم هنوز باید کلی کار کنم تا قانونو درست درک کنم . اما وقتی قشنگ درک کنیم که هر “انسانی” با افکار و باورهای خودش ” خــالق ” زندگیشه ، دیگه احساس نمیکنیم یه جای کار جهان میلنگه ، یا یه چیزی سر جای خودش نیست ، دیگه دلمون برای کسی نمیسوزه ( باور غلط احساس دلسوزی که خودش یک ترمزه )، یا فکر نمیکنیم بی عدالتی وجود داره که یه عده فقیرن و نیاز به کمک من دارن و من باید ثروتمند بشم تا بهشون کمک کنم و این بی عدالتی رو جبران کنم ، این خرابی رو اصلاح کنم و …… نه! هیچ خرابی و بی عدالتی وجود نداره ، قانون جذب یعنی عدالت خداوند ، این سیستمی که ما اسمشو گذاشتیم ” God ” به صورت دیفالت بر اساس عدالت کار میکنه، پس نیازی به دخالت ما نداره.

    میخوام یکم راجع به این آیه فکر کنیم :

    وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً —– و خداوند به فرشتگان گفت : همانا میخواهم در زمین جانشین و نماینده ای از خودم قرار دهم. (بقره 30)

    —————————–

    در این آیه نکاتی پیدا کردم که باهم بررسیش میکنیم :

     نکته اول : میدونیم که “رب” یعنی تنها قدرت جهــان هستی.

     نکته دوم : میدونیم که “رب” خـــالقه ، یعنی قدرت خلق کردن داره ، همه چیز رو خلق کرده.

     نکته سوم : کلمه “خلیفه” مفرده ، یعنی 1 جانشین ، یعنی نه قبلش جانشینی بوده نه بعدش میاد.

     نکته چهارم : جـانشین یعنی جـــا + نشین. وقتی خدا میگه میخوام جانشینی از خودم قرار بدم یعنی کسی که در مسند قدرت من میشینه ، جای من میشینه.

    —————————–

    وقتی درست به این نکته ها فکر میکنم به این نتیجه میرسم که هر کدوم از انسانها خـداهایی هستند که روی زمین زندگی میکنند. وقتی هر انسانی برای خودش خداییه که از “رب” قدرت گرفته و قدرت خلق کردن داره ، چه بی عدالتی ؟ چه کمبودی ؟ چه نقصی؟ چه اشتباهی وجود داره که حالا من بخوام با ثروتمند شدنم جبرانش کنم؟

    میدونیم که هر انسانی به واسطه افکارش در مداری قرار گرفته و تا خودش افکار و باورهاشو تغییر نداره هیچ احدی نمیتونه مدارشو (زندگیشو) تغییر بده. پس اگر بگم : خدایا به من ثروت بده تا با این پول به دیگران ” کمــک ” کنم ، یعنی من میخوام با پولم نحوه زندگی دیگران رو تغییر بدم! و این یعنی من هنوز این قانون رو نفهمیدم!

    اصلا بیاین یکم در مورد کلمه ” کمک کردن ” صحبت کنیم . واژه ” کمک کردن” توی ذهن من حداقل اینجوری تعریف شده که یه جایی زورشون به یه چیزی نمیرسه یا به تنهایی نمیتونن کاری رو انجام بدن ، یا یه نقصی یه جایی وجود داره بعد من برم به عنوان یه نیروی دیگه ای وارد بشم تا اون کمبود جبران بشه و مشکل برطرف بشه !

    حالا برگردیم به قانون جهان و قدرت انسان ! کمک این وسط یعنی چی؟!!!! هم قانون کامل و بی نقصه هم انسان قدرت خلق کردن داره! دیگه این وسط چه نیازی به کمک من هست ؟! یعنی کمبود و نقصی وجود نداره که من بخوام با نیروی کمکیه خودم اون نقصو برطرف کنم . همه چی در جای درست و دقیق خودش قرار گرفته. پس کمک کردن با این مفهوم که من برم پول در بیارم تا کمک کنم زندگیه دیگران عوض بشه اصلا معنی نمیده.

    دقیقا مثل اینه که همه سر یه سفره نشستیم و جلوی هر کی کلی غذا هست که بخوره . حالا اگر یه سری نمیخوان غذاشونو بخورن به من ربطی نداره. چه کاری از دست من بر میاد ؟ طرف خودش نمیخواد غذاشو بخورم. حالا من برم بگم بزار کمکت کنم غذاتو بخوری ! بابا طرف نمیـــخواد غذاشو بخوره . من باید بشینم غذای خودمو با اشتها بخورم.

    البته این رو بگم که بحث بخشش و کمک به دیگران با این نیت که من به خاطر خودم این کارو میکنم ( چون من اخلاق خداگونه دارم و بخشنده هستم و میخوام ثروتم در جریان باشه ) خــیلی فرق داره تا اینکه من فکر میکنم یه بی عدالتی صورت گرفته ! بر میگردم به سوال استاد :

    پس وقتی من میگم : خدایا به من ثروت بده تا به دیگران کمک کنم !!! این باور رو دارم که کلی آدم هستن که خودشون نمیتونن پول در بیارن ، احتمالا هم بی عدالتی در حقشون شده ، مظلوم واقع شدن ! پس خدایا به من پول بده تا با پولم این بی عدالتی رو اصلاح کنم و کمکت کنم اشتباه و نقصی که در قانون جهانت بوجود اومده رو درست کنیم. مشخصه که این باور احمقانه ایه !

    پس من فقط و فقط باید دنبال این باشم که قدرتهای خدایی خــودم رو باور کنم ، خــودم رو بشناسم و سعی کنم از قدرت و موهبتی که خداوند در اختیارم قرار داده بهترین بهره رو ببرم و همواره سپاسگزار باشم.

    * نتیجه : من باید درک درستی از قانون پیدا کنم و این باور رو در خودم بسازم که هر انسانی خالق زندگی خودشه و قدرت این رو داره که با تغیر افکار و باورهاش زندگیشو همونجوری که میخواد خـــلق کنه ، قانون به شکل بسیار دقیق و بدون هیچ نقصی در هر لحظه داره بر اساس باورهای انسانها بهشون بازخورد میده و نیازی به دلسوزی و اصلاح و کمک من نداره. من فقط و فقط باید حواسم به این باشه که خودم دارم چی خلق میکنم.

    ———————————————————————–

    2- تمرکز بر روی کمبود (خدایا به من ثروت بده!)

    ———————————————————————–

    وقتی که من به این شکل از جهان درخواست میکنم که : خدایا سلامتی بده ، ثروت بده ، رابطه خوب بده ، فلانو بده بیسارو بده ، از جایگاه احساس نیاز و احساس نداشتن چیزی که میخوام دارم درخواست ارسال میکنم ، و از اونجایی که قانون به احساس من پاسخ میده، پس نبوده بیشتر از چیزی که میخوام رو به زندگیم وارد میکنه و من مدام از خواستم دور میشم.

    اصلا وقتی که من هنوز خودم از جایگاه نیاز و کمبود دارم درخواست میکنم چجوری میخوام به دیگران ببخشم؟!!

    مشکل اینجاست که تا وقتی که من احساس ثروتمند بودن ، احساس خالق بودن ، احساس قدرتمند بودن و احساس بی نیاز بودن نداشته باشم ، در جایگاه رهایی نیستم و در نتیجه چیزی رو بدست نمیارم که بخوام از اون ببخشم.

    من باید خودم رو شاد ، ثروتمند و بی نیاز ، خوشبخت و سالم احساس کنم ، و با این احساس خوب درخواست تجربه بیشتری از این سلامتی و ثروت و عشق و خوشبختی رو داشته باشم.

    پس اینکه من از جایگاه ضعف و احساس ناتوانی و کمبود خواسته ام درخواست کنم ترمزیه که خیلی اوقات ناآگانه پامون روشه .

    طبق تجربه من برداشتن این ترمز که بسیار هم مهمه فقط با بالا بردن شناختمون از خداوند و شناختمون از خودمون و تقویت باور توحیدیمون و تقویت ایمانمون امکان پذیره. زیرا که وقتی ایمان داری احساس خوشبختی میکنی.

    ————————————————————————————————–

    3- عدم شناخت صحیح خودمان و خداوند (خدایا به من ثروت بده!)

    ————————————————————————————————–

    در مورد این باور که ما خودمون خالق زندگیون هستیم و چه قدرتهایی داریم به شکل مفصل در بالا توضیح دادم. اما وقتی ما خودمون و خدارو هم درست نشناسیم باز هم گرفتار این دام میشیم که انتظار داریم یه خدایی بیرون از ما بیادو به ما ثروت بده. در این قسمت میخوام دو ترمز مهم رو که از عدم شناخت خودمون و خداوند میاد و باعث میشه بگیم : خدایا ثروت بده ، خدایا سلامتی بده ، خدایا معشوقه بده ، خدایا فلان خواسترو بده و ….. توضیح بدم

    —————————————-

    ترمز عدم شناخت خودمان:

    —————————————-

    در بالا گفتم که خداوند ( تنها قدرت جهان هستی ) میفرماید : انسان جانشین من است. واقعا باید از خودمون بپرسیم چرا خداوند در آیه فوق از کلمه ” الله ” استفاده نکرده و از ” رب ” استفاده کرده ؟ چون خداوند میخواسته بگه که انسان جانشین تمام قدرتهای منه . یعنی تمام قدرتهای خداوند رو داره .

    پس وقتی ما خودمون تمام قدرتهای ” رب ” رو داریم، اصلا معنی نداره بگیم ” خدایا به من ثروت بده ” بلکه باید بگیم میخوام این خواسته به وجود بیاد ، میخوام این خواسته رو داشته باشم و به لطف و کرم و بخشش پروردگارم به وجود میاد.

    ” مجدد میگم همین الان که دارم اینارو مینویسم هیچ ادعایی در این زمینه ندارم و خودم هم خیلی اوقات به اشتباه جور دیگه ای فکر میکنم اما تمام وجودمو گذاشتم که اینجوری فکر کنم ”

    ما باید به این درک برسیم که هر کدوم از ما خدایی هستیم با تمام قدرتهای پروردگار که میتونیم ثروت رو خلق کنیم.

    —————————————-

    ترمز عدم شناخت خداوند :

    —————————————-

    اشتباهی که همه ما میکنیم و منم مرتکب میشم اینه که فکر میکنیم خداوند یه موضوع جدا از خواسته های ماست و مثلا ما باید بگیم خدایا پول بده ، بعد خدا دست کنه تو جیبش برامون پول بریزه. در صورتی که خداوند دقیقا همون چیزیه که ما میخواییم . هر چقدر که خدارو قشنگ تر بشناسیم و باور کنیم ، زندگیمون در تمام جوانبش قشنگ تر میشه . چون خدا همون ثروته ، همون سلامتیه ، همون احساس خوبه ، همون اعتباره، همون آرامش و رابطه عاشقانست. خدا تمام چیزیه که ما میخواییم و وقتی به اون برسیم به همه چیز رسیدیم . برای همین وقتی نداریمش از درون حالمون خوب نیست. برای درک بهتر این موضوع مراجعه کنید به این فایل استاد :

    https://abasmanesh.com/fa/the-best-attitude-about-god-from-abasmanesh-point-of-view/

    ————————————————————————————————————-

    4- ترمز پول درآوردن من را از خدا دور میکند ، یا احساس بی لیاقتی

    ————————————————————————————————————-

    یکی دیگه از ترمزهای خیلی ریزی که پیدا کردم اینه که انگار که ما داریم به خدا تعهد میدیم که خدایا به جون خودت اگر بهم ثروت بدی در راه درست خرجش میکنم . انگار که میخوایم آزادی مشروط از زندان بگیریم و داریم قول میدیم بچه خوبی باشیم و کار بد نکنیم .

    فکر میکنم این ترمز از این باورها ناشی میشه که :

    * به شکل خیلی نامحسوس داریم به خودمون تلقین میکنیم که من الان آدم خوبی نیستم و احساس گناه دارم و بهم پول بده تا ببخشم و کمک کنم و پاک بشم.

    * یا فکر میکنم اگر پولدار بشم ممکنه آدم بدی بشم و از خدا دور بشم برای همین دارم به خدا قول میدم که : خدایا باور کن اگر بهم پول بدی قسمتیش رو در راه درست خرج میکنم تا از تو هم دور نشم . که فکر میکنم این باور بر اثر دیدن فیلم های مافیایی یا فیلم های Godfather ناشی میشه که در این شکل فیلم ها مافیا از راه های نادرست پول دار میشه اما از طرفی هوای فقیر فقرا رو هم داره و به قولی فردین محله هم هست : ))))

    که این ترمز ها رو هم باید با این باور که من چه پولدار باشم و چه نباشم فرد بسیار لایق و ارزشمندی هستم و هر چقدر ثروتمندتر بشم نزد خداوند محبوب تر میشوم تغییر بدیم.

    ————————————————————————————————————–

    در آخر خــیلی برام جالب بود که دقیقا امروز، این پاسخ خودم رو که در دی ماه 95 روی سایت استاد گذاشتم دیدم و نظر شما دوستان رو هم بهش جلب میکنم :

    https://abasmanesh.com/fa/worth-of-tools/comment-page-1/#comment-342063

    خدایا شکرت که خیلی زیبا بهم نشون دادی چقدر تغییر کردم. خیلی ها میان میگن آقای فلاح نتیجت کو پس. این همه وقته عضو سایتی نتیجه رو کن ! رو کن ببینیم نتیجرو ! داداش این “تغییر” نتیجس دیگه دنبال چی میگردی؟!!! حالا همش 2 ساله عضو شدما !

    ————————————————————-

    و حالا میخوام به بررسی ترمز خودم بپردازم

    ————————————————————-

    من همیشه میگفتم : ” خدایا من رو به سمت راه هایی برای ثروت مند شدن هدایت کن تا بتونم تاثیر بهتر و بیشتری در جهان بگذارم و دیگران هم باور کنن که راه ثروتمند شدن توحید و یکتاپرستی و تغییر باورهاست ”

    من امروز فهمیدم که قسمتی از این درخواست از یک باور مخرب میاد، که البته خیلی هم برای تغییر دادنش مقاومت ندارم و فکر کنم به راحتی بتونم تغییرش بدم و اون اینه که : “اول باید ثروتمند بشم بعد میتونم تاثیر بهتر و بیشتری در جهان بگذارم”

    یعنی من این باور رو دارم که اگر بخوام تاثیر گذارتررر بشم باید حتما ثروتمندتررر بشم و این یک ترمزه که از باور “عدم ارزشمندی” میاد . البته مشخصه که وقتی آدم ثروتمند میشه ثاثیر گذارتر میشه اما باید وقتی که هنوز ثروتمند نیستیم هم خودمون رو تاثیرگذار بدونیم. باید در همین شرایط فعلی خودم رو خلیفه خداوند و دارای قدرتهای بی نهایت الهی بدونم. البته نه به این معنی که الان خودم رو فرد بی ارزش و بی تاثیری میدونم بلکه به این معنی که باور لیاقت به قدری ریشه ای و مخفیه که هر چقدر روش کار کنی باز هم جای کار داره.

    فکر کنم اگر این جمله رو به این شکل تغییر بدم احساس بهتری داشته باشم : ” از اونجایی که من فرد بسیار ارزشمند و تاثیرگذاری هستم میخواهم ثروتمند شوم تا این ویژگی ها در منBold تر بشه و به این شکل با حضور من جهان به صورت مداوم جای بهتر و بهتری برای زندگی کردن خواهد شد ”

    برای تغییر این باور باید با دیدن الگوهای منطقی از افرادی که بدون داشتن ثروت تاثیرگذارترین افراد جهان بودن مدام به خودم یادآوری کنم که احساس ارزشمندی و تاثیرگذاری و عزت نفس در گرو ثروتمند بودن نیست بلکه در گرو شناخت صحیح از خود و خدای خود است. از الگوهای منطقی هم میشه به : مادرترزا ، گاندی و افراد دیگه ای که باید پیدا کنم اشاره کرد.

    پروردگارا سپاسگزارم که امروز از طریق این سوال و از طریق استاد باورهای قدرتمند بیشتر ررو در وجودم ساختی

    استاد خوبم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
    • -
      ابراهیم گفته:
      مدت عضویت: 3585 روز

      سیدکاظم عزیز خیلی خوب و تاثیرگذار و مفصل پاسخ دادی، آفرین، از نظرت استفاده کردم

      برات آرزوی موفقیت‌های بیشتر می‌کنم دوست عزیز

      قطعا این آگاهی‌ها خودش نتیجه‌س که با تکرار و عمل کردن مضاعف نتایج و موفقیت‌های صدچندانی هم پدید میاد

      موفقیت‌های بیشتر از آنچه تصور می‌کنی به تو نزدیک‌تر است

      این قسمت کامنتت هم خیلی بامزه بود : “خیلی ها میان میگن آقای فلاح نتیجت کو پس. این همه وقته عضو سایتی نتیجه رو کن ! رو کن ببینیم نتیجرو ! داداش این “تغییر” نتیجس دیگه دنبال چی میگردی؟!!! حالا همش ۲ ساله عضو شدما !”

      درپناه خدا شاد و سعادتمند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        سید کاظم فلاح گفته:
        مدت عضویت: 3632 روز

        یعنی یکی از بهترین نتیجه هام آشنایی با آقا ابراهیم صدرایی گـــل بوده .

        اصلا انقدر خوشحال شدم نظرتونو دیدم زیر کامنتم که نگو

        ممنونم از محبتت آقا ابراهیم . میدونم خیلی سرت شلوغه برای همین هر سری میگی برنامه بزاریم همدیگرو ببینیم نمیشه

        واقعا افتخاریه دوستی با آدمهای موفقی مثل شما

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      راحله گفته:
      مدت عضویت: 3185 روز

      ممنون آقای فلاح. آفرین به شما و آگاهیتون .‌و البته سخاوتتون در به اشتراک گذاشتن این آگاهی.

      استفاده کردم و امیدوارم بتونم همیشه مد نظر داشته باشم.

      در وجود رب یکتا شاد باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      پیمان پرنیان گفته:
      مدت عضویت: 3857 روز

      خدارو شکر و خدارو هزاران بار شکر از اینهمه آگاهی

      خیلی خوب توضیح دادی ، تشکر میکنم از اینکه وقت گذاشتی و این مطالب رو آماده کردی.

      (من امروز پیشرفت خواهم کرد،زیرا امروز روز رسیدن به کمال است و من برای چنین روزی خدارو شکر میکنم،امروز معجزه هایی پشت سرهم برایم خواهند آمد و عجایب لحظه ای باز نمی ایستد)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      غزل بانو گفته:
      مدت عضویت: 3404 روز

      عزیزدلم الحق که ترکوندی و جوابت واقعا کامل بود کلی نکته های خوب ازش یاد گرفتم بخصوص درمورد مفهوم کمک کردن صحبت کردی واقعا ب فکر رفتم ک خودم از این واژه چ برداشتی دارم. درباره شناخت درست از خودمون و خدا هم توضیحاتت عالی بود

      متنت هم خیلی روان و زیبا نوشته بودی دمت حسابی گرررررم ????

      نتایجمون هم تا الان فوق العاده بوده مطمئنم از اینجا ب بعد خیلیم بیشتر و بزرگتر میشه ?

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      باران گفته:
      مدت عضویت: 2773 روز

      سلام اقای فلاح

      یک سوال ازتون دارم..خیلی وقتها فکرمو درگیر میکنه

      شما میتونید ادعا کنید هیچ وابستگی به خانمتون ندارین؟ میتونید بگید اگر به هر دلیلی ایشون رو از دست بدین، با همین احساس خوبی که دارین به زندگیتون ادامه میدین؟ میتونید ادعا کنید فقط و فقط به خدا وابسته هستین؟

      این سوالو از خانمتون هم دارم. امیدوارم جفتتون جواب بدین

      به خیلی از مواردی که گفتین نقد دارم.ولی حوصله نوشتن رو ندارم. یکیش همین مورد اخریه. ممکنه یکی خودش رو ادم لایق و ارزشمند و تاثیرگذاری بدونه و بگه خدایا حالا میخوام به یه شکل دیگه ای از طریق ثروتم تاثیر بزارم تو جهان. البته به تعداد ادمهای روز کره زمین طرز تفکر و باور وجود داره. این چیزییم که نوشتین مسلما مربوط به ذهن خودتونه. ولی خواستم اینو بگم باور لیاقت ابعاد گوناگونی داره. یک ادم میتونه خودش رو لایق ثروت و ثروتمند شدن بدونه و ثروتمند بشههههههه. اما خودش رو لایق تاثیرگذاری ندونه و بگه ثورتمند شدم تاثیرگذار میشم. واین 2تا هیچ ربطی بهم ندااااااااااااااااااااااارن. من حس میکنم بخاطر دوره کشف قوانین زندگی بازم بچه ها دارن به حاشیه میرن و هر چیز ربط و بی ربطیو پیدا میکنن به عنوان ترمز مطرح میکنن. از اصل قانون دور شدن. اصلی که خودم تازه پیداش کردم. سند این حرفم خود ثورتمندان هستن ک به تایید خود استاد، همه باورهاشون 100%درست نیس.ولی ماشالله ثروتمندن و روزبروزم ثروتمند میشن. پس چطور باورهای محدود کنندشون برای اونا به عنوان ترمز عمل نمیکنه؟

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: