شناسایی «ترمزهای مخفی ذهن» درباره ثروت - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

5123 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رضا عطارروشن گفته:
    مدت عضویت: 4118 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام دوستان هم فرکانسی

    استاد ابتدا لازم میدونم بازم بخاطر فایل فوق العاده توحید عملی 5 از شما تشکر کنم که به الهامات درونی عمل میکنید و این آگاهی رو با ما به اشتراک میذارید

    از روزی که اون فایل رو گوش دادم مسیر فکری من در زندگی تغییر کرد و نتایج بهتری دارم میگیرم

    امروز که فایل پیداکردن کدهای مخرب رو دیدم راستش هیچ حرفی واسه گفتن نداشتم ولی در طی روز دو سه بار به این موضوع فکر کردم که انفاق کردن من به چه صورت بوده و راستش به دنبال ردپای شرک در انفاق کردنم بودم که همان کدهای مخرب یا ترمزهاست

    و به لطف خدا چند ساعت بعد این آگاهی به من داده شد که به وضوح مسیری که در این چند سال طی کردم را برام روشن کرد و کدهای مخرب باوری خودم رو شناسایی کردم و به لطف خدا باید اونها رو برطرف کنم

    سپاسگزارم از شما استاد که با طرح این سوال به من کمک کردید تا سرگذشت خودم رو مرور کنم

    متنی که مینویسم مسیر زندگی من در طی چندسال آشنایی با آموزش های شماست و خوشحالم که در این زمان و با این فایل تونستم به اشکالات فکری خودم پی ببرم

    سال 93 که با شما آشنا شدم در شرایط خوبی نبودم ولی به مرور احساسم خیلی خوب شد و خودبخود علاقمند شدم به بخشیدن، به همین دلیل چندین بار مقداری پول در حد 10 تا 20 هزارتومان به افرادی کمک میکردم و اتفاقا شرایطی مهیا شد که من اون افراد رو نمی دیدم و به واسطه فردی به اونها کمک ها داده میشد و چقدر احساس خوبی داشتم که با عشق و علاقه دارم این کار رو انجام میدم و اتفاقا بازخورد خوبی از اونهایی که کمک ها رو دریافت میکردند از طریق فرد واسط میگرفتم. در ماه دو سه مرتبه بین 10 تا 20 هزارتومان بخشش انجام میدادم.

    تا اینکه دوره ثروت 1 رو استفاده کردم و استاد دریکی از فایلها توضح مفصل درباره باور به فراوانی دادند و توصیه کردند که برای اینکه نشون بدیم باور داریم به فراوانی 10 درصد از درآمد خودمون رو می بخشیم با احساس خوب و ایمان به اینکه باور داریم خداوند طبق وعده خودش 700 برابر اون رو به ما برگشت میده و تاکید کردند که هدف از انفاق معامله کردن با خداست نه بنده های خدا

    ولی امروز که در این جایگاه هستم و مقداری از تکامل خودم رو طی کردم فکر میکنم این راهکار از طرف استاد برای باور کردن فراوانی توصیه مناسبی نبوده. حداقل برای من نبود چون به عقیده من فردی که به سمت استاد هدایت میشه مطمئنا در باوره به فراوانی خیلی مشکل داره که در شرایط نامساعد قرار میگیره و به مسیر استاد هدایت میشه و با ثروت یک تازه میخواد شروع کنه روی باورهای خودش کار کردن و تمرین بخشش ده درصد تمرین سنگین برای فردی هست که مثل من باورهای اشتباه زیادی داره، مثل این میمونه که با آمادگی پایین بخوای وزنه سنگین بزنی، شاید بزنی ولی صدمه می بینی چون خداوند هم انفاق رو یکی از نشانه های مومنین معرفی کرده و اگر من مومن بودم که در اون شرایط نبودم پس یه حورایی هنوز مومن نشده هدایت شدم به سمت انفاقی که از ویژگی های مومنین هست و آماده انفاق نبودم

    اون روزها مصادف بود با شروع کسب وکار اینترنتی من و مقداری درآمد داشتم. حرف استاد رو گوش کردم و همون روز با خدا عهد بستم که از درآمد اینترنتی خودم 10 درصد رو انفاق میکنم، چند سال از اون روز میگذره و امروز متوجه شدم که این عهد و پیمان یه جور پنهان کردن خودم برای دریافت نعمت ها پشت انفاق کردن بوده یه جور شرط برای خدا گذاشتن که هرچقدر بهم رزف و روزی دادی من 10 درصد از اون رو میبخشم

    به نظر من تعیین درصد برای انفاق کار صحیحی نبود و من از اون استفاده کردم که عدم لیاقت خودم برای دریافت نعمت رو از خدا پنهان کنم

    روزها گذشت و من هر روز ده درصد از درآمدی که داشتم رو بعنوان سهم خدا یادداشت میکردم و به میزانی که جمع میشد انفاق میکردم و رقمی در حدود همون 10 تا 20 هزارتومن که میشد میبخشیدم و احساسم خوب بود که هم مقداری درآمد دارم و بخشی رو بعنوان انفاق برای معامله با خدا می بخشم

    به مرور به انفاق کردم علاقمند شدم و گفتم خدایا دوست دارم انفاق بیشتری کنم و این رقم ده درصد اضافه بشه و چون رقم انفاق من کم بود برام باور پذیرتر بود که مثلا 20 هزارتومن بشه 30 هزارتومن اما باورپذیر نبود که به ازای ده هزارتومن انفاق 100 هزارتومن به درآمد من اضافه بشه

    از این ترفند اضافه شدن سهم انفاق استفاده کردم که در واقع درآمد خودم بیشتر بشه، الان برام واضح و روشنه که بازم به دلیل عدم لیاقت خودم به داشتن درآمد بیشتر از خدا درخواست زیاد کردم سهم بخشش رو کردم چون باورم این بود که خدا انفاق کردن رو دوست داره ولی شاید من رو دوست نداره

    لطف خدا شامل حالم شد و به مرور رقم بخشش بزرگ تر شد و از اون طرف درآمد من هم بیشتر شد و به وضوح یادمه که به چند نفر این ترفند رو گفتم که ده درصد از درآمد خودت رو ببخش و به مشتاق اضافه شدن سهم بخشش باش چون عدد کوچکتری و قراره باهاش ثواب کنی احساست خوب میشه و درآمدت هم به واسطه زیاد شدن سهم بخشش زیادتر میشه که اینم خودش شرک بزرگی است که من خدا رو تعریف کردم به خدایی که رزق و روزی من رو بیشتر نمیکنه ولی به واسطه بخشش به دیگران این کار رو انجام میده

    سهم بخشش بیشتر و بیشتر شد و هر روز من در برنامه اکسل مینوشتم که این مبلغ به سهم خدا اضافه شد

    از طرفی چون در مدار درآمد بیشتر قرار گرفته بودم افراد نیازمند پیدا نمی کردم که بخوام بهشون ببخشم و سهم بخشش من بیشتر از مقداری شد که من به واسطه دوستم به چند خانواده کمک میکردم و خودم هم دوست نداشتم که بگردم و افراد نیازمند رو پیدا کنم و ببخشم و همینطور مبلغ بخشش زیادتر می شد و به جایی رسید که احساسم از اینکه سهم خدا قاطی سهم من میمونه بد میشد و دوست داشتم هر جور شده اون رو ببخشم که این روند ادامه داشته باشه

    الان به وضوح یادم میاد که بارها وقتی مقدار سهم بخشش باقی مونده قاطی سهم خودم رو میدیدم احساسم بد میشد که ببین خدا به وعده خودش عمل کرد ولی تو به وعده خودت عمل نمیکنی

    هر طور شده سعی میکردم افرادی رو پیدا کنم که به اونها ببخشم و چون تمام توجهم به ثروت و درآمد بود کسی پیدا نمی کردم و به همین دلیل به واسطه افراد دیگه این کار رو انجام میدادم و همین به دنبال نیازمندان بودن سبب شد که اونهایی که واسطه بودند هی تشکر کنند و به این و اون بگن فلانی انقدر بخشید و اینبار از شنیدن این حرفها احساس عذاب وجدان داشتم که بخشش من ریا شده و نتونستم به طورمخفی بخششم و تصور میکنم اینم یک کد اشتباه برای دور کردن ثروت از من بود چون ثروت رو دوست داشتم ولی یه جورایی سهم بخشش احساس منو خراب میکرد باور مخفی من این بود که ببین پول خوب نیست

    بعد از اون برای اینکه افراد واسطه برای بخشش نباشند به چند تا موسسه اینترنتی مبلغی رو پرداخت کردم ولی اینبار افکار مزاحم دیگه ای منو گرفتار کرد که نکنه این موسسه ها پول رو صرف مخارج دیگه کنند و به جای دادن به افراد نیازمند به طریق دیگه ای مصرف بشه

    این موضوع گذشت و فکر کردم که طریق بهتر چی میتونه باشه که به سمت بچه های یتیم هدایت شدم که از طریق کمیته امداد به بچه های یتیم کمک کنم و سرپرستی 20 نفر رو به عهده گرفتم که هر ماه مبلغ دو میلیون به حساب کمیته امداد طرح محسنین واریزمیکنم اما از روزی که این کار رو انجام دادم اینبار بیشتر از اینکه تمرکزم بر ثروت و دریافت نعمت ها برای خودم باشه توجهم به اینه که خداکنه درآمدم به حدی برسه که بتونم ده درصد اون که دو میلیون هست رو به عنوان بخشش پرداخت کنم چون 20 نفر بچه یتیم چشم به راه این مبلغ هستند و این سرازیری سقوط من به سمت احساس بد و خارج شدن از مسیر ثروت بود

    و همه این ماجرای در حمام و زیر دوش برام واضح شد و شرک فراوان در افکار و رفتار خودم رو دیدم که چطور میخواستم از انفاق کردن برای غیرتی کردن خدا برای دادن ثروت بیشتر به من استفاده کنم و از طرفی تصورم این شده بود که من باید به نیازمندان کمک کنم و این جزئ برنامه موفقیت من حساب میشه و کلی باورهای شرک آلود دیگه در من ایجاد کرده

    امروز وقتی حساب میکنم طبق برنامه چند ساله 33 میلیون تومان سهم بخشش من در طی دو سال بود اما نه تنها 700 برابر اون به من داده نشد بلکه خیلی مشکلات فکری و باوری برای من ایجاد کرد و بعد از گوش دادن به فایل توحیدی 5 چند روزه که فقط به دنبال نشانه های شرک در زندگی خودم هستم و چه مواردی برام روشن شد

    انقدر این موضوع داره زندگی من رو برام روشن میکنه که در این چندساله تجربش نکردم

    چند روز قبل همش داشتم از خدا سوال می کردم که انقدر تلاش کردم برای کسب و کارم، انقدر بخشش انجام دادم پس چرا نتیجه من بزرگ نمیشه، چرا اون چیزی که میخوام به من داده نمیشه و در لابلای حرف زدن با دوستی به من گفته شد که خداوند مسئول تلاش های شرک آلود تو نیست

    این جمله خیلی منو منقلب کرد و روزهاست دارم بهش فکر میکنم و به وضوح برام روشن شد که چه کارهایی در کسب و کارم انجام دادم که از سر شرک بود و به همین دلیل پاسخی داده نشده

    در انفاق کردنم شرک داشتم، در رابطه با همسرم شرک داشتم در رابطه با فرزندانم و خلاصه این شرک عین اکسیژن که در همه جا پیدا میشه در همه جای زندگی من وجود داره و به لطف خدا و آموزش های عالی استاد عزیز در حاال بررسی و سعی در برطرف کردن اونها دارم

    نمیدونم این نوشته چقدر مربوط به پاسخ سوال استاد عزیز هستش ولی خوب برام واضح شده که باید در نحوه انفاق کردنم تغییر بدم و احساسم رو نسبت به خدا و بنده ها و اینکه من مسئولیتی درقبال سایر بنده ها ندارم تغییر بدم

    استاد سپاسگزارم که این تلنگر رو در ذهن من ایجاد کردی و سبب شدی به شکل عالی توسط خدای خودم هدایت بشم

    از نوشتن این جملات احساسم خوب شده و فکر میکنم مسیر جدیدی رو پیدا کردم

    خدایا شکرت برای هدایتی که هر لحظه به ما هدیه میکنی

    در پناه الله بی نیاز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  2. -
    علی یادگاری گفته:
    مدت عضویت: 1945 روز

    سلام استاد عزیزم خیلی دوستون دارم

    کلامتون بوی توحید و رب و یکتاپرستی میده من عاشق شما هسم

    سلام به همه دوستای گلم امیدوارم حالتون عالی باشه

    منم اومدم دیدگاهمو بنویسم و دیدگاه هارو نخوندم به خودم قول دادم نظر بقیه رو نخونم

    بعد برنامه ریزی کنم هر روز از کامنت ها و آگاهی های دوستامم استفاده کنم عاشقتونم

    😍

    کد های اشتباه از نظر من در این درخواست از خداوند:

    اولین باور اشتباه که به ذهنم رسید اینه که من خداوند رو یک انسان میبینم که مهربون تر و احساسی تر هستش که میشینه به حرف های من فکر میکنه کلی تجزیه و تحلیل میکنه که

    اگه بهش ثروت بدم میره فلان مدرسه رو تاسیس میکنه به پدر و مادرش کمک میکنه و ….پس خوبه

    ینی قشنگ‌تو این نوع نگاه ما خدا رو مثل خودمون میبینیم که احساسی عمل میکنه دلش میسوزه و میشینه به حرف های ما فکر میکنه و کلی تجزیه تحلیل میکنه .

    اما حقیقت اینجاس کلیه باور های اشتباه از اینجا به وجود میاد

    خدا دارای احساسات بشری نیست.

    خدا از روی دلسوزی تصمیم‌نمیگیره .

    خدا فکر نمیکنه به حرف های ما بلکه قانونی خلق کرده و اون قانون اینه که باور های تو دارن اتفاقات یک لحظه بعد رو رقم میزنن.

    و خدا تجزیه تحلیل نمیکنه که آره اگه مدرسه تاسیس کنه خوبه بزار بهش ثروت بدم

    بلکه خدای ما انرژیه که کل جهان از اون به وجود اومده و انرژی قانون داره و به واسطه اون با ما برخورد میکنه همواره همینطوره.

    ینی این انرژی که ما خدا میگیم اصلا به کلمات کاری نداره

    بلکه به باور پشت اون کلمات پاسخ میده .

    فکر نمیکنه بلکه به احساس پشت اون درخواست گوش میده و میگه چشم

    دوم:دومین کد اشتباهی که من از این درخواست به ذهنم رسید همین الان

    اینه که

    من با این نوع درخواست دل خدارو به رحم میارم

    چون من همه این پولو واسه خودم نمیخوام برا بقیه هم میخوام بدم کمک کنم من خیلی آدم خوبی میخوام بشم

    و باز اینجا یک نگاه انسانی خیلی پر رنگه که خدارو تو حالت رودروایسی قرار میدیم یا تحت یه شرایط خاصی که خدا درخواست مارو قبول کنه

    احساس میکنیم با این درخواست خدا عین یک انسان دلسوز میگه اگه اینطوریه باشه

    حقیقت اینه که رب ما انرژیه

    و ما اتفاقات ، الهامات، ایده ها، شرایط، آدم هایی رو میبینیم و دریافت میکنیم

    که منطبق با باور ماست و نتایج ما چیزی جدا از باور های ما نیست

    سومین کد اشتباه به نظر من اینه

    که من از دیگران و چیز های دیگه گرو میزارم میگم خدایا به من ثروت بدی من واسه پدر و مادرم این کارو انجام میدم به نیازمندان کمک میکنم مسجد درست میکنم

    ینی من خودم لیاقت ثروت رو ندارم و از چیز های دیگه مایه میزارم که به خاطر اونا خدا درخواست منو قبول کنه

    چهار:چهارمین باور اشتباه در این درخواست اینه

    که رابطه من با خدا شرطیه

    ینی من فکر میکنم خدا بهم ثروت میده ولی به شرطه….

    تو این رابطه عشق نیست در خواستی از نوع نگاه عاشقانه نیست

    که خدا عاشق اینه که من ثروتمند بشم چون به گسترش جهان کمک میکنم

    چون با پولدار شدن من میتونم وسایل بهتری برای خودم تهیه کنم

    گوشی،خودرو،لباس،دوربین،خونه،بهترین و با کیفیت ترین میوه ها و مواد غذایی

    اینجا هم من دارم لذت میبرم هم نعمت های بیشتری برای سپاسگذاری دارم هم دارم به کسب و کار ها کمک میکنم

    پس من اینجا دارم خودم لذت میبرم باعث چرخه کسب و کار دیگران میشم

    پس من دارم یک کار معنوی انجام میدم

    و این باور با باور قبلی تفاوت بین فقر و ثروته

    پنج :

    این باور هست که تو بهم ثروت بده من برم به این و اون کمک کنم

    در حالی که هر فردی در هر جایگاهی هست دقیقا جاش درسته چون سیستم جهان اشتباه نمیکنه صد درصد به خاطر فرکانس های غالبش بودا و ما نمیتونیم شخصی که فرکانسش در مسیر ثروت نیست به زور به ثروت برسونیم چون ما نمیتونیم به جاش باور کنیم و فرکانس ارسال کنیم و ما در این مورد عاجز و تسلیمیم

    به نظر من تضاد انگیزه میده تا ما خودمون رو کشف کنیم تا خدای خودمون رو کشف کنیم و انگیزه بگیریم برا شروع جدید

    در کل همه این نگاه های اشتباه به خاطر اینه که ما این قانون رو درست درک نکردیم که

    ما با افکاری به ظاهر بی اهمیتی که در سرموک میگذره داریم

    آدم ها شرایط، اتفاقات، ایده های لحظه های بعد رو خلق میکتیم

    ما از این حقیقت دوریم که ما ها خالقان دنیای خودمون هستیم

    چون فرکانس هامون دست خودمونه

    من از این حقیقت دورم که جهان آیینه باور های منه اون چیزی رو به من نشون میده که من بهش بدم

    من از این حقیقت دورم‌که من در هر لحظه با توجه به افکاری که در ذهنم میگذره ارتعاشی رو به جهان ارسال میکنم و جهان بدون قضاوت اتفاق ها آدم ها شرایط ، ایده هایی رو همجنس با فرکانس ارسالیم رو به من میده

    من از این حقیقت دورم که باور های من

    من رو در جایگاه و مداری از جهان هستی قرار میدن که در اون مدار اتفاق ها شرایطی رو تجربه میکنم که عین باورمه

    من از این حقیقت دورم خدا بدون قضاوت در هر مسیری که من بخوام هدایت میکتی سیاهی یا سفیدی

    فقر یا ثروت

    و باور های من رو بهم ثابت میکنه که حق با من بوده

    در حالی که حقیقت چیزی جز باور های های هم اکنون ما نیست

    و با تغییر همین حقیقت تبدیل به حقیقتی دیگر خواهد شد

    تمام این سوء تفاهم ها وقتی ایجاد میشه ما خدا رو یک انسان میبینیم که بزرگتر و مهربون تر و بخشنده تر

    در حالیکه خداوند منبع انرژی کل جهان هستی هست

    و این انرژی قوانینی خلق کرده که هرگز تغییر نمیکنه و همواره با اون با ما برخورد میکنه

    و این نیرو قدرت خلق زندگیمونو در دست باور هامون گذاشته

    امیدوارم به چیز هایی که نوشتم (اصلا هم نمیدونم چی نوشتم فقط اومد و نوشتم باید یبار برگردم بخونم )بتونم عمل کنم

    چون نوشتن و حرف زدن آسون ترین کار دنیاست عمل به این دانسته ها هست که مارو از بدنه جامعه دور میکنه

    امیدوارم شعار معروف استاد عشق (ایمانی که عمل نیاورد حرف چرت است)رو سر لوحه زندگیم قرار بدم و با عشق به دانسته هام عمل کنم

    عاشقتم استاد خیلی دوستون دارم

    شما الگوی منی

    من بهتون افتخار میکنم

    من دوست دارم مثل شما باور کنم و مثل شما نتیجه بگیرم

    دوست عزیزم ممنون ک نظر منو خوندی انشالله دلت پر از حس امید و ایمان به رب باشه ❤😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
    • -
      Maryam Banoo گفته:
      مدت عضویت: 2299 روز

      دوست عزیز بسیار استفاده کردم از نظرات خوبتون و عالی بودن

      شما کدوم یک از دوره های استاد رو شرکت کردید ؟

      از وقتیکه از طریق استاد آشنا شدم با قوانین جهان خیلی به آرامش رسیدم و دستاوردهای خوبی هم داشتم

      و حالا میخوام که یکی از دورها ها رو شرکت کنم تا بتونم تغییرات اساسی تری ایجاد کنم .

      و در مورد کد مخرب در این مورد به نظرم یه جورایی شرک هم وجود دارد

      اینکه که من میخوام به کسانی که شرایط مالی خوبی ندارن کمک کنم در حالیکه خداوند حواسش به همه بندگانش هست و نیازی نیست که حتما من ببخشم تا شرایط زندگی کسی تغییر کند و اینکه با ایجاد این تعهد و شرط و شروط یه جورایی حس بی لیاقتی هم نهفته هست که خودم رو لایق ثروت و فراوانی نمی‌دونم و با اینکار میخوام لیاقتم رو پیش خدا بالا ببرم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        علی یادگاری گفته:
        مدت عضویت: 1945 روز

        سلام دوست عزیز

        امیدوارم در پناه الله همیشه حالتون عالی باشه

        من دوره دوازده قدم رو شرکت کردم

        دقیقا

        یک نیرو هست در جهان هستی که بخشنده است وهابه و اون ربه و اون منبع نعمت هاست

        منبع ثروت

        منبع سلامتی

        منبع عشق در روابط

        منبع شادی و آرامش

        ارتباط ما با رب

        یعنی عشق یعنی شور و شادی و نشاط

        آرامش

        امید

        توکل

        وقتی ما طبیعی باشیم و به منبع وصل باشیم زیبایی هارو دریافت میکنیم

        و بیش از نیازمون عشق و زیبایی و ثروت و نعمت هست

        و همه ما به یک اندازه بهش دسترسی داریم

        پس ما نباید بگیم بی عدالتی رخت داده پس ما بیایم جبران کنیم

        نه اگه من غیر طبیعی باشیم

        از طبیعت جهان هستی دورم

        از زیبایی ها ثروت ها سلامتی و روابط خوب دورم

        اگه من شرایطم خوب نیست

        مشکل از منه

        که جریان سعادت بخش هستی

        جریان عشق رو در زندگیم بستم

        سعادت همواره در حال جاری شدنه این منم که دارم فاصله میگیرم این منم که با احساس بد

        در رو بستم و اجازه نمیدم نعمت وارد زندگیم بشه

        پس همه در جای درستی هستن

        و هیچ بی عدالتی رخ نداده

        و یک نیرو دهنده هست اونم ربه

        ما ففط دریافت کننده هستیم

        کاملا با نظرتون موافقم که این نوع نگاه شرک آمیزه ینی من به جای خدا تصمیم میگیرم و به جای اوت عمل میکنم

        در حالی که وهاب فقط خودشه

        ما بنده هاش دریافت کننده هسیم

        و اگر به طبیعت جهان وصل بشیم

        طبیعیه که ما زندگیمون ،شخصیتمون ، وجودمون

        سرشار از زیبایی باشه

        کاملا موافقم دوست عزیز با نظرتون

        عدم لیاقت در این درخواست موج میزنه

        ینی من خودم رو همینجوری که هست لایق ثروت نمیدونم

        و فکر میکنم‌با کمک کردن و اینا لیاقت در من ایجاد میشه

        و یک نگاه هم هست که ثروت من رو از خدا دور میکنه

        چون دیده هاش شنیده هاش

        باور هاش رو ساختن

        کلی تو فیلم و اینا دیده آدم های پولدار همش از راه نادرست و خلاف به ثروت رسیدن

        و احساس خوبی به ثروت نداره و فکر میکنه اگه ثروت مند بشه از خدا دور میشه و میگه تو به من ثروت بده قول میدم آدم بدی نباشم

        من میخوام کمک کنم و فلان

        امیدوارم در پناه الله شاد و سلامت باشید

        ❤😍🌹

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        علی یادگاری گفته:
        مدت عضویت: 1945 روز

        خیلی عالیه من تحسینتون میکنم

        که تونسین آرامش رو در خودتون ایجاد بکنید

        چون آرامش اولین پاداشیه که ما بعد از وصل شده به خود مقدسمون دریافت میکنیم

        و این دستاورد بزرگیه و بهتون تبریک میگم

        امیدوارم هر لحظتون جاری از آرامش باشه

        استاد هر کدوم از دوره هاش گنجه

        به نظرم هر کدومشو تهیه کنید

        عالیه

        در پناه رب باشید

        🌹

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          Maryam Banoo گفته:
          مدت عضویت: 2299 روز

          دوست عزیز دستاوردها و دیدگاه هاتون عالی بود .

          آرامشی که از دریافت این آگاهی ها دریافت کردم باارزش ترین ثروت بوده برای من و دیدگاهم نسبت به زندگی و اطرافیانم تغییر کرده

          و از استاد عباس منش عزیز ممنونم که این آگاهی ها رو در اختیار ما گذاشتید .

          الحق که استاد ، جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن 👌🏻

          جمله ای که تو ویس هاشون شنیدم و برام خیلی جالب بود که چقدر عالی میشه اگر اینطور باشه .

          از شما هم ممنونم که راهنمایی ها و نظرات خوبتون رو به اشتراک گذاشتید .

          🙏🙏🌹

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    سحر گفته:
    مدت عضویت: 3094 روز

    سلام

    چقدر جالب بله من تا همین لحظه اینطوری فکر میکردم

    دقیقا اینطوری درخواست میکنیم خدایا به من پول بده نه اینکه من خودم لایق داشتن اون ثروت باشم بلکه میخوام با اون پول کارهای خوب بکنم .

    و اینکه انگاری بنده های خدا رو ما بیشتر از خدا دوست داریم و خدا نمیتونه کمکشون کنه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
  4. -
    سیدعلی خوشدل گفته:
    مدت عضویت: 2951 روز

    سلام و درود خدمت دوستان هم فرکانسی خودم،

    امیدوارم سالم و تندرست باشید

    به نظرم موانع ذهنی ای که وجود دارد اینه

    ۱. ما جوری سعی در این داریم ثروت رو به دست بیریم که به خدا بقبولونیم که آره به این دلیل می خوام ثروت بدی ، چون تو بی دلیل به کسی ثروت نمیدی و باید حتما یه کار خیر بکنم تا بخوای بهم ثروت ببخشی

    ۲. ما با این تفکر نمی دونیم عملا سعی در تغییر سرونوشت آدم ها داریم و کاری رو می خوایم انجام بدیم که به هزچ وجه در حیطه قدرت ما نیست !

    اگر قرار باشه دستی از دستان خدا برای دیگران بشیم ، این اتفاق بدون اینکه ما روش فکر بکنیم یا تصمیمی براش داشته باشیم اتفاق میقته، در عین حالی که برای اون شخص خیلی معجزه آساست خیلی اتفاقی عجیبیه .

    ۳. این نوع درخواست شرطی خودش باعث جلوگیری از پیشرفت ما میشه ،چرا که اگر ما به کل ثروتی که مد نظر داشتیم نیاز داشته باشیم نمی تونیم به وعده خودمون عمل کنیم و وین حس بد مارو به فرکانس های بد سوق میده.

    ۴.این ذهنیت خودش نوعی سازنده فرکانس منفی هستش ، چرا که همیشه باید در معرض اخبار بد باشیم تا نیازمندها و بیماران و … رو پیدا کنیم و با شنیدن درد دل هاشون فرد حقیقی رو پیدا کنیم که مطمعن شیم آیا به این پول نیاز داره حس خوبمون رو از دست بدیم !

    در پناه یکتا ایزد منان ، شاد سالم و تندرست باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  5. -
    حمید خالقی گفته:
    مدت عضویت: 4205 روز

    به نظر من این ترمزها ویا این کدهای مخرب برای هر کسی ممکنه متفاوتتر باشه تا بقیه کسان دیگه. ممکنه کسی با استفاده از بسته روانشناسی ثروت 1 باز هم کد مخرب داشته باشه ولی ممکنه کس دیگه ای اصلا این بسته را تهیه نکرده و کد مخرب را داره پس وضعیت این دو نفر با هم متفاوته و با براین کد های مخربشون هم ممکنه متفات باشه

    ولی با توجه به سوال استاد که گفن ثروت را میخواهند و متعهد هم میشن و قول کمک خیر هم به خدا وند میدهند اما بازهم موفق نیستند جواب من به صورت کلی اینه که

    اولا خدا خودش بل هست که به بندگانش کمک کنه پس لاز م نیست که ما یه همچین قولی را به خدا بدیم. اگر بدستش اوردیم و بخشندگی کردیم مشکل نداره ولی این که با این هدف او ثروت را بخاهیم که به دیگران کمک کنیم هدف درستی نیست. چون ما باید برای خودمون احساس لیاق کنیم و ثروت بخواهیم نه برای دیگران. اصلا شاید اون شخص با گرفتن پول از ما به راه خلاف کشیده بشه پس این قول خیلی درستی نیست که پول را بخواهیم اما در کنارش قول خیر کردن به فلان شخص را هم داشته باشیم. چون ممکنه با تمرکز کردن روی اون کار خیر از مسیر اصلی دور میشیم و اینو فراموش کنیم که ما ثروت را برای خودمون میخواستیم نه برای دیگران. ما ثروت را میخواستیم که ماشین برخریم برای خودمون در کنارش مثلا مبلغی هم به مادرمون بدیم ولی ممکنه در طول مسیر رسیدن به هدفون، خدمون ویا هدف اصلی مون که خرید ماشین بود توی ذهنمون کم رنگ بشه و کم کم از فرکانس مناسبش دور بشیم. پس ثروت را باید با تمرکز برای خودمون بخواهیم اگر حاصل شد اون وقت برای دیگران هم کمک میکنیم. در واقع اصل خودمون هستیم(باید احساس لیاقت داشتنشو در خودمون ایجاد کنیم) اینو نباید فراموش کنیم.

    دومین موضوع اینه که همه در طول مسیر رسیدن به اهدافمون خیلی وقتها ممکنه شیطان قولمون بزنه و کمی از مسیر دور بشیم. این دور شدنها را نمیبینیم یه زره روی خودمون کار میکنیم یه زره نتیجه میگیریم فکر میکنیم که دیگه به قولی افتادیم روی قلتک . خیال میکنیم که دیگه نمیخات رو خودمون کار کنیم بسشه ، دیگه داره حاصل مییشه. انجام تمرینات را تا مدتی ولش میکنیم. بعد دوباره بر میگردیم سر خونه اولمون ولی یادمون نیست که بابا اون موقع که داشتیم کم کم نتیجه میگرفتیم باید ادامه میدادیم .ادامه میدادیم تا کامل به نتیجه برسیم . نباید اون وسطها رها میکردیم. این ول کردنها ویا شول گرفتنها مون را میبینیم یه زره که روی خودمون کار کردیم را میبینیم انتظارمون هم اینه که باید تا حالا نتیجه میگرفتیم. درصورتی که اینطور نیست باید مستمر تمرین کنیم تا نتیجه بگیریم . یعنی تا حصول کامل نتیجه و حتی بعد از نتیجه هم باز هم باید ادامه بدیم البته با قدرت بیشتر.نتایج کوچک اولیه نباید قولمون بزنه. باید ادامه میدادیم.

    سومین مورد اینه که به دلیل متفاوت بودن قدرت باورهای اشتباه قبلی مون، هر کسی با یه مقدار خاصی نیروی اولیه راه می افته. مثلا کسی که باور های مخربش خیلی قوی هستن خیلی بیشتر باید روی خودش کار کنه تا فقط به صورت اولیه راه بیفته تا کسی که خیلی باورهای مخربی نداره. یعنی راه انداز اولیه برای هر کسی نسبت به دیگری متفاوت هستش. یکی یه بار یه فایل رایگان از استاد میشنوه و کلی تغییر میکنه والبته به چیزهایی که میخواسته میرسه ( به صورت نا خود آگاه قبلا باورهای درستی داشته و تشنه این حرف استاد بوده) ولی دیگری نه!! باید بیشتر روی خودش کار کنه بنابراین باید صبوری بیشتری به خرج بدهد.

    چهارمین دلیلش ممکنه درخواستها مون ویا نیل به اهدافون از منابع نادرستی باشه.مثلا توکل به خداوند را فراموش کنیم(اشاره به فایل قبلی استاد در موضوع توکل به خداوند) گرچه ممکنه فکر کنیم که ما بعد بدست آوردن این پول قصد خیر هم داریم. این درسته ،ولی اون پول زمانی سبب خیر برای ما و دیگران خواهد شد که از منابع درستی حاصل شده شده باشه. تقالا برای حصول نتیجه از مسیرهای نادرست ما را یا به اهدافمون نمیرسونه یا اگر برسونه با ذجرو بد بختی میرسوندمون.

    مورد پنجم اینه که تنها قصد خیر برای دیگران نمیتونه دلیل بر درست بودن باورهامون باشه ویا این که دلیل بر نیل به اهدافمون بشه. ممکنه من این پولو بخواهم برای زدن پوز مردم ویا برای بدست آوردن شهرت در جمع خاص ویا تظاهر و جلب نظر دیگران که همه بگن فلانی عجب انسانیه فقط ظرف چند ماه این همه ثروت بدست آورد. در کنارش قصد خیر برای دیگران هم داشته باشم ولی اون باورهای نادرست نمیزارن من به اهداف خیرم برسم.بارها دیدم که کسی قصد خیر برای دیگران داشته ولی بعد از رسوند اون خیر به اون شخص، شخص کمک گیرنده بعدا از همون شخص خیر خواه شاکی هم شده که تو مار و بد بختمون کردی و از این حرفها. این میتونه نشون دهنده این باشه که فرد خیر خلوص نیت نداشته.

    مورد ششم اینه که شخص باید مقدمات لازم برای دریافت این نعمتی که خواسته را ازقبل آماده کرده باشه. یکی از مهمترین مقدمات شکر گزاری برای نعمتهایی است که اکنون برخوردار هستیم(بزرگ کردن ظرفمون).خیلی وقتها هست ما از این زندگی که داریم به خداوند شاکی هستیم و دوست داریم یه هویی یا در بهترین حالت با دانستن قانون تکامل، به تدریج بریم به مدارهای بالاتر. ولی دوست من نمیشه با شکایت کردن پیش خدا(نا شکری برای شرایط الانمون با هر دلیل و مدرکی) به مدارهای بالاتر برسیم.با بپذیریم شرایط الانمون را خودمون به وجود آوردیم(حس مسئولیت پذیری)و تنها خودمون هستیم که میتونیم با تغییر باورها مون وبا توکل به خداوند درستش کنیم.این به معنی رد اهرم رنج و لذت نیست. چون ما در اهرم رنج و لذت رنجهایی نرسیدن به اهدافمون را مینویسیم نه شاکی بودن از الانمون را.

    وبسیاری دلایل دیگه هم ممکنه وجود داشته باشه که این فرصت را دراختیار سایر دوستان دیگه هم قرار میدهم تا بتونن نظر بدهند.

    از اینکه وقت گذاشتین و کامنت منو خوندین ممنونم.

    باسپاس از استاد عباس منش و گروه تحقیقاتی استاد عباس منش عزیزم.

    شاد و پیروز و موفق باشین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  6. -
    زهرا عباسی گفته:
    مدت عضویت: 3136 روز

    باسلام وعرض ادب …به نظرمن ایرادی که بنده ت این خواسته پیداکردم این بود که ثروت را فقط برای بخشیدن به دیگران میخواهد وآسایش وخوشبختی خودش رادرنظرنمیگیرد.درصورتی که به نظربنده باتوجه به قوانین جهان هستی اول باید خودمون رودوست داشته باشیم وعزت نفس داشته باشیم بعد بابخشش باعث پیشرفت جهان هستی شویم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 38 رای:
  7. -
    لیلا کسمایی گفته:
    مدت عضویت: 2957 روز

    سلام دوستان عزیز و هم فرکانسی من

    خیلی شکرگزار خداوندم و خوشحالم که در این مسیر قرار گرفته ام.

    در جواب مسابقه ،من فکر میکنم در این جملات چندین باور مخرب وجود دارد :

    1- مورد خیلی مهم اول ، اینه که خداوند یک انرژی ست و نه یک شخص که احساساتی شود و ما با قول و وعده وعید ، بتوانیم او را تحت تاثیر قرار دهیم ،تا به ما ثروت بدهد.در صورتیکه همه اتفاقات زندگی ما دست خودمان و تحت اختیار خودمان است.

    2-مورد مهم دوم ، اینه که طبق آیه قرآن، خداوند عادل است و به بندگانش ظلم نمیکند،قانون ثابت خداوند این است که ثروت را ما با باورهایی که داریم و فرکانسهایی که میفرستیم ، جذب می کنیم،این باور کاملا اشتباه است که خداوند به یکی ثروت میدهد ، بخاطره وعده های بزرگتر و به دیگری نه،

    3-مورد سوم به نظر من اینه که ثروت زیاد، یکدفعه به سمت کسی جریان پیدا نمیکند و طبق قانون تکامل ،یک روند تدریجی دارد و با طی کردن مراحل تکامل و مدارهای ثروت، وارد زندگی هر کسی میشود،

    4- مورد چهارم به نظر من اینه که ، اگه ما کار خیری و یا کمکی به کسی می کنیم،نفعی برای خدا ندارد و منفعتش برای خودمان است ، که بخاطره انجام آنها، خدا را تحت تاثیر قرار دهیم،ما از انجام بخشش و عمل صالح ، البته با نیت خوب، به احساس خوب می رسیم و به دنبال آن اتفاقات خوب، ثروت و نعمتهای بیشتری به زندگی ما وارد می شود،

    افرادی خواهان این هستند که یک شبه ره صدساله را بروند،پس به دنبال بستن این قبیل میانبرها هستند،در صورتیکه هیچ راهی برای خوشبختی و سعادت ، به جز درک و بکار بستن قوانین ثابت جهان، در زندگی نیست،باید همه ی تمرکز را بروی کنترل فرکانسها و ساختن باورهای قدرتمند کننده و ثروتمند کننده قرار بدهند،

    سپاسگزارم از استاد عزیزم که راه را برای ما روشن میکنند،

    ممنونم از اینکه مطالعه کردین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
  8. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3579 روز

    به نام خدای مهربان

    امیدوارم توانسته باشم به دوستانم کمکی کرده باشم.

    من هم چنین درخواست هایی رو داشتم از خداوند مثلا اخیرا وضع مالی خوبی نداشتم

    دیدم یکی از بستگان نزدیکم مشکلی برایش پیش آمده که نیاز به پول دارد.

    این اتفاق قبلا هم افتاده بود ولی الان شدتش به دلیل اینکه اون افراد عزیز تر هستند بالاتر رفته.

    همیشه این موضوع هم برایم جالب بوده زمانی که در مسیر درست بودم درست فایلی از استاد دریافت میکنم

    که حاوی پیامی یا همچین چیزی است که هر بار این جمله را تکرار میکنم که این دقیقا چیزی بود که

    بهش نیاز دارم. خلاصه که این دفعه و با مطرح پرسش توسط استاد گفتم که بیام پاسخ بدم.

    به نظر من خدا مثل یک سیستم است که اگر روی باور های کار شود یعنی فرکانس هایی که ثروت را جذب میکنند ارسال

    شود طبیعاتا پاسخ دریافتی ثروت است. به عنوان مثال اگر به یک درخت آب و کود و نورخورشید بدهیم اما مثلا

    کنار چاه فاضلاب باشد این درخت رشد نمیکند که هیچ ممکن است حتی هرچقدر هم که رشد کرده باشد خشک شود.

    این مثال برای من اتفاق افتاده.

    حالا هرچی من بیام بگم خدا اگر این درخت میوه بده من اونارو میبخشم و کار خیر میکنم فایده ای نداره.

    چرا ؟ بنابر قانون فرکانس و آیات قرآن هیچ کس کنترلی بر روی زندگی دیگران ندارد تا زمانی که آن فرد بخواهد.

    تازه در این صورت هم باید فرد اول بخواهد چنین فردی را و سپس پیدا شود مثلا ما ابتدا کارمندی را برای

    استخدام در شرکت نیاز داریم سپس به دنبال جذب نیرو میرویم این از این وجه موضوع.

    پس این باور غلط است که می توانیم روی زندگی دیگران تاثیری داشته باشیم یا دیگران روی زندگی ما تاثیری داشته باشند.

    چون این با عدل خداوند منافات داره اگر خداوند می خواد جواب اعمال مارا به ما بدهد که نمی شود و سنگ روی سنگ بند نمی شود.

    چقدر افرادی بودند که مخالفان پیامبر بودند اما پیامبر بدون خونریزی مکه را فتح میکند.

    قرآن همیشه مرجع درستی هاست برای کسی که می خواهد راه درست را طی کند.

    موضوع بعدی اینکه که ما اصلا چرا می خواهیم این کار را انجام دهیم؟

    چقدر خوبه به قول حضرت علی مومن کسی است که قبل از حرف زدن به آن می اندیشد.

    واقعا چرا ما میخواهیم این کار را انجام دهیم؟ چون کار خوبیست؟ چون باعث برکت میشود؟

    بگذارید به قانون باز گردیم. ما زمانی که این سوال را میپرسیم یا درخواست را داریم چه احساس داریم؟

    احساس قدرت یا احساس ناتوانی؟ چون ما می گوییم ای کاش و اگر پس این به این معناست که داریم اعتماد به نفس

    خودمان را نیز مورد اصابت قرار می دهیم. مثل این است که من بروم بگویم اگر قدرت این را داشتم با نفر اول کیک بوکسینگ جهان

    مبارزه کنم این کار را میکردم و مدام حسرت بخورم و بگویم من که نمی توانم و ای کاش و اگر ها.

    پس از جنس احساس این موضوع پیداست که ممکن است باگی درآن وجود داشته باشد.

    دوما این که ما همیشه می توانیم ببخشیم هر زمانی که بخواهیم حتی اگر 100 تا تک تومنی باشد .

    من این سوال را از خودم و شما میپرسم آیا اگر 100 تومان داشته باشید حاضرید آنرا ببخشید؟

    این جاست که ذهن بند را آب میدهد و در تله گیر می افتد و اینجاست که باید قلب دست به کار شود

    و به قول ما برنامه نویس ها آنرا پج کند. با توجه به این که رسالتم و عبادتم برنامه نویسی می باشد

    دوست دارم همانطور که در کد ها سعی میکنم این کار ها را انجام دهم در مورد ذهن نیز این گونه عمل کنم.

    پاسخی که ذهن میدهد این است که این مبلغ به درد کسی نمی خورد یا شاید مرا مسخره کنند و و و …..

    خب مگر ما به خاطر کمک به افراد میخواهیم ببخشیم یا آیا می توانیم زندگی آنهارا تغییر دهیم؟

    دقت کنید که حتما خود را به صورت ذهنی کاملا در این شرایط قرار دهید.

    و این هم یک باگ دیگر …

    خداوند در قرآن می فرماید ما در هرلحظه داریم جهان را گسترش میدهیم.

    اگر به علم نجوم نگاه کنیم و کشفیات سازمان فضایی ناسا در مورد ستارگان و کهکشان ها

    این موضوع را درمی یابیم که ستاره ها درحال گسترش هستند و اما آیا آنجا کسی است جز خداوند که آنرا گسترش دهد؟

    یا اگر کسی باشد توانایی انجام این کار را دارد؟

    دقت کنید چه زمانی من این درخواست را دارم؟ زمانی که پول ندارم و چه زمانی پول ندارم زمانی که در مسیر نادرست هستم.

    خب اولین کار این است که وارد مسیر درست شویم و سپس با دیدن و تایید نشانه ها پیشرفت کنیم پله به پله.

    مسیر اشتباه نمی تواند مرا به مسیر درست برساند. حالا چون من می خواهم به دیگران کمک کنم.

    یا من برم دزدی کنم که به دیگران کمک کنم؟! خب نمی شود دیگر.

    بعدشم خداوند این ثروت را میدهد حالا می خواهی آتشش بزن می خواهی ببوسش می خواهی ببخش.

    یعنی هدف ما از بخشش باید خود خواهی و کسب ثروت بیشتر باشد. می بخشیم تا بیشتر بدست بیاوریم چگونه؟

    وقتی که غنی هستی و میبخشی چه لذتی دارد؟ وقتی میفهمی توانستی مفید باشی چه لذتی دارد؟

    پس طبق قانون احساس خوب = اتفاقات خوب

    و باید جوری به هر اتفاق نگاه کنیم و برچسب بزنیم که احساس خوبی داشته باشیم.

    موضوع بعدی شاید ما فکر کنیم خدا نمی تواند به انها یا ما کمک کند و مشرک شویم. درست مثل وقتی که وابسته می شویم یا روی کسی حساب میکنیم.

    در پایان از خدا میخواهم همه ی مارو به راست راه کسانی که به آنها نعمت داده

    هدایت کند و نه گمراهان.

    به قول خودم در پناه قدرتمندترین برنامه نویس جهان شاد و پیروز باشید!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
  9. -
    مصطفی گفته:
    مدت عضویت: 2732 روز

    سلام به همه دوستان در راه موفقیت خودم

    این سوال که استاد مطرح کردن ترمزهای خیلی عمیق در وجود اکثر ماها داره و استاد هم اینو میدونسته که این سوال رو مطرح کرده

    ترمز اول : کسی که درخواست ثروت از منبع ثروت داره خودش رو لایق این ثروت نمی دونه که میتونه ناشی از کمی اعتماد به نفس یا پایین بودن عدد ارزش مندی باشه و این قد خودش رو لایق ثروتمند شدن نمی دونه که میگه خدا تو سهم دیگران رو بده من، منم تو کمک به اونا بهشون میدم که شرک محضه

    برطرف کردن ترمز اول : خدایا شکرت که من رو اشرف مخلوقات قرار دادی و آسمان و زمین رو مسخر من کردی

    خدایا شکرت من رو جانشین خودت تو زمین قرار دادی

    خدایا شکرت از وجود خودت در من دمیدی که مثل تو جنبه ای از خالق بودن رو داشته باشم تا بتونم خالق تمام اتفاقات زندگی خودم باشم

    خدایا شکرت که فرشتگان و کائنات به این عظمت رو به سجده به من دستور دادی ما این قد با عظمتیم و لایق بهترینها

    ترمز دوم : دلیل این درخواست یه ترمز خیلی قویه که استاد هم این ترمز رو داشتن و اون اینه که باور داره اگه به ثروت برسه انسان بدی میشه و از خدا فاصله میگیره ممکنه اسراف کار بشم و با این کار و با دید انسانی که به خدا داره میخواد بگه من میخوام کار خیر بکنم و نه تنها به خاطر اون باور داره خودشو گول میزنه بلکه میخواد خدا رو هم گول بزنه

    برطرف کردن ترمز دوم : باید این باور رو در ذهن بسازیم که من اگه پولدار بشم کارهایی رو که بهم حس خوبی میده رو انجام میدم که مطمئنا مهمترینش کمک به دیگرانه

    منه ثروتمند بیشتر میتونم توی کارهای خیر شرکت کنم تا منه بی پول

    منه ثروتمند با این دید که به جهان هستی دارم نمیتونم انسان بدی بشم چون میدونم قانون قانونه و اگه کار بدی انجام بدم عواقبش به زندگی خودم بر میگرده

    مطمئنا خرید کردن من بیشتر میشه و هر چی بیشتر خرید کنم بیشتر دستم برای بخشش بازه و افراد بیشتری از بخشش های من بهرمند میشن

    ترمز سوم : باور عدم فراوانی در این افراد موج میزنه و فکر میکنه خدا فقط به یکسری افراد خاص کمک میکنه ثروتمند باشن و با این شرط کمک به دیگران میخواد جزء اون تعداد محدود افرادی باشه که خدا بهشون ثروت میده

    بر طرف کردن ترمز سوم : از زمانی که طلا کشف شد دارن طلا استخراج میکنن تا الان که نحوه استخراج پیشرفت کرده و چند هزار برابر اوایل اون شده و هنوزم ادامه داره و هی داره معدن جدید کشف میشه

    از زمانی اسکناس چاپ شده هی داره پولهای جدید میاد تو بازار که اگه یادتون باشه یه زمانی فقط دلار بود بعد یورو اومد الان هم ارزهای دیجیتال که هر واحد اونا ۳۰۰۰ تا ۶۰۰۰ دلاره

    خیلی عالی توضیح دادم و اگه سه تا ترمز اصلی برطرف بشن به نظرم معجزه میکنن من خودم که با فکر کردن بهشون تغییر رو احساس کردم چه برسه کامل برطرفشون کنم

    مطمئنم عباسمنشیها در آینده خیلی نزدیک جزو ثروتمند ترین افراد ایران میشن و با ثروتشون خدای مهربان واقعی رو به همه نشون میدن این وعده الهیه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
    • -
      ساناز گفته:
      مدت عضویت: 2682 روز

      باسلام و درود

      من با ترمز شماره ۳ موافقم

      ترمز عدم فراوانی و اینکه خدا به یکسری ها ثروت عظیم میده و تموم میشه در من هم وجود داشته الان با خوندن کامنت شما متوجه شدم و با خودم تمرین میکنم که تموم نمیشه هیچی بلکه روز به روز بهتر و بیشتر میشه…باتشکر از نگاه عمیق شما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    فرزانه سعادتمند گفته:
    مدت عضویت: 3204 روز

    سلام ابتدا از خداوند سپاس گزارم که من رو در این مسیر قرار داد و سپس از استاد عزیزم بابت مطرح کردن این چنین سوالات مهم و هوشمندانه ای که قطعا هر کس که با تامل به این سوال پاسخ دهد بسیار میتواند به خودش کمک کند تا جهشی مهم را در زندگییش تجربه کند .

    پاسخ من :

    ۱ اینکه این فکر شاید ساده لوحانه رو داریم که خدا نمیتونه خودش به اون افراد کمک کنه و ما با استفاده از ثروت هنگفت خدا جون باید به دادشون برسیم .

    ۲ به خدا ثابت کنیم که انسان خوبی هستیم و فقط به فکر خودمون نیستیم و انسان دوستی در وجودمون هست .

    ۳ با این جور نزر کردن ها سر پوشی بر روی باور عدم لیاقت خودمون میزاریم.

    ۴ فکرمیکنیم که خدا هم مانند ما انسان ها دارای احساسات است و ما به این طریق که پای کمک به دیگران رو وسط میکشیم میخوایم خدا رو احساساتی کنیم تا هر چه زود تر ثروت زیادی رو در اختیارمون قرار بده

    ۵ در این جور درخواست ها اصلا تکامل در نزر گرفته نمیشه و ما میخوایم که یک شبه یه یک ثروت زیاد برسیم و به نظرم چون نمیدونیم چطور باید با اون همه ثروت رو به رو بشیم و ازش استفاده کنیم میگیم یکمشم میدم به فلان کس یا فلان جا .

    چون در مدارش نیشتیم که با ثروت راحت باشیم .

    ممنون بابت مطالعه کامنتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای: