این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-05 11:16:072024-06-08 21:04:28چقدر راحت خود را از ثروت محروم میکنیم!
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام ،فایل های رایگانی که می زارید خیلی خوبه و خیلی بهم کمکم کرد و همین طور خیلی باور های خوبی ایجاد می کنه من واقعأ اول از خدا که من هدایت کرد و بعد از شما که به عنوان دستی از دست های خدا به انسان ها کمک می کنید سپاس گزارم
خدایا سپاسگزارم یه قدم دیگه منو به ساختن ایمان به غیب در وجودم نزدیکتر کردی.
سلام به استاد عزیزم
این فایل یه زنگی رو در وجودم به صدا درآورد به تفکر واداشت و سپاسگزار خداوندم ذهنمو روشن تر کرد.
دنبال تضمین بودن ، چیزی که باعث سکون کند شدن حرکت میشه باعث شک و تردید و ناامیدی میشه، منم تضمین میخواستم چون به دنبال زود نتیجه گرفتن بودم ، چون تمرکزم روی شرایط الانم بود برای همین میخواستم مطمئن باشم و حرکت کنم ولی تنها نتیجه اش برام ناهمواری مسیر و تقلا بوده .
دلیل این تضمین خواستن عدم درک قانون بوده این روزها انگار مدارم بالاتر رفته دارم به درک آنچه تا حالا شنیدم میرسم انگار ، از رفتار هام از آرامش و عمل گراتر شدنم میفهمم ، از امید و حس خوبی که در وجودم حس میکنم میفهمم
تنها تضمین قانون حاکم بر جهان هستیه که تبدیلی در اون نیست.
کافران هم از خدا تضمین میخواستن ، که آیا واقعا زنده میشیم ، چه کسی مارو برمیگردونه ، کی خواهد بود؟ پس معجزاتی که ما میخواییم رو خدا بفرسته اما پاسخ خداوند اینه: آنچه مارا از فرستادن معجزات (مد نظر کافران ) باز داشت ، جز این نبود که پیشینیان چنین معجزاتی را تکذیب کردند…. که شاید اکر به دل میخواستن زنده شدن مرده هارو هم میدیدن مثل ابراهیم مثل عیسی
و خدا میگه اگر میخواستیم هدایت هرکسی رو بهش میدادیم اما این مشیت حاکم بر جهان نیست ، چون رشد ما از ایمان میگذره، ایمان به خدایی که دیده نمیشه ایمان به نتیجه ای که دیده نمیشه.
دنبال تضمین مد نظر خودت بودن یعنی فاسد شدن یعنی درجا زدن یعنی عذاب
استاد عزیزم حرفهاتونو روی قلبم میذارم که میگید”من تضمین میکنم اگه باورهات درست باشه ، اگه فرکانس خوب به جهان ارسال کنی اگه باورهای ثروت افرین ایجاد کنی تضمین میکنم دست به خاکستر بزنی طلا میشه، جهان تضمین میکنه” اینا حرفهای خداست برای من از گلوی بنده موحدش، عاشقتونم.
وعده خداوند حقه ، وعده داده هرکسی ایمان و عمل صالح داشته باشه قطعا پاداششو دریافت میکنه ومن با قلبی آرام تر دارم به خودشناسیم ادامه میدم.
وقتی ما باور هامون درست باشه در مدار درست قرار میگیریم در مدار درست فرصتها موقعیت ها شرایط اتفاقات عالی برامون به وجود میاد
من باید باورم این باشه که هیچکس نمیتونه اون چیزی که من تو زندگیم خلق کردمو ازم بگیره
هیچ قدرتی هیچکس نداره برای اینکه تاثیر بزارخ تو زندگیم مگه اینکه من باور کنم که میتونه اینکارو انجام بده
اگه باورهات درست باشه تو هرکشوری به دنیا بیای تو هر دانشگاه و رشته ای درس بخونی و کار کنی تو مسیرهایی قرار میگیری که تورو به ثروت و موفقیت میرسونه اگر باورهات درست باشه اگه فرکانس خوب به جهان ارسال کنی اگه باورهای ثروت افرین ایجاد کنی جهان تضمین میکنه دست به خاکستر بزنی طلا بشه
باورهامونو عوض کنیم بعد قدم به قدم هدایت میشیم
مشکلات و بلایایی که سرم میاد باید بزرگترین انگیزه برای پیشرفتم باشه
من امروز توسط نشانه ام که امروز سومین روز از نشانه ام هست هدایت شدم استاد من 1 ماه از جلسه اول دوم سوم وچهارم عزت نفس گذشته که هرروز دارم گوش میدم
این اما اگر ها را دارم کم کم شیطان همواره نجوا داره توی ذهن ما اما ما باید کلام الله گوش بدیم و آروم کنیم خودمون رو و از خداوند بخواهیم که مارا در مسیر های درست هدایت کنه.
میخوام بگم که امروز چه اتفاقاتی برام افتاده که من هدایت شدم به چنین فایلی و البته آگاهی های این جلسه
البته من شب هدایت شدم به این فایل استاد
بعد از ظهر تصمیم گرفتم برم بیرون پارک تنهایی برای اولین بار
کلی تحسین کردم .کلی باور های خوب به خودم گفتم و از ثروت حرف زدم گفتم جهان پراز فراوانییه
بعد که نوبت رسید به نوشتن خواسته ها و همانطور ترس ها
دیدم که بشدت از بی پولی میترسم از اینکه حسابم خالی باشه حتی اگه کلی پول نقد داشته باشم بازم وقتی حسابم صفر میشه شیطان شروع میکنه به نجوا که تو دیگه بد بخت شدی دیگه هیچی نداری.
پول کمه شغلی نداری .از کجا میشه کی میده
خودمو آروم کردم با باور های جدید که هروز دارم تکرارش میکنم
گفتم خدا خدای فراوانیه
این همه نعمت در زندگی دارم رو نمی بینی
اینهمه ماشین که در حال حرکته
اینهمه ساختمانها
اینهمه امکانات رفاهی اینا همش ثروته
اینهمه سلامتی که در وجودت هست اینهمه زیبایی ها که داری میبینی اینا همش ثروته اینهمه شغلها
اینهمه و اینهمه……..
خلاصه گذشت کمی دور زدم پیاده روی کردم و….
بعد آمدم بنویسم
از خودم پرسیدم از خدا چه میخوام
نمیتونستم جواب خودمو بدم که چه میخوام دست به دامن خدا میشدم که خدایا کمکم کن من چه میخوام
خدایا من چه میخوام که خواسته خودم باشه نه اینکه چون بقیه داره منم داشته باشم
کنار یک آب رونده نشسته بودم همینطوری از خدا میخواستم که در های قلبم که سالهاست بسته بود را باز کنه که من بتونم با خواسته هایم پرواز کنم
دیدم داره میاد از چیزای کوچک شروع شد
خواستن یک لباس راحت
هزینه اش هست ولی اجازه اش نیست
اینجا یک باور محدود کننده دیگه را در خودم کشف کردم که بشدت حرف مردم برام مهمه
یکی از فامیل هامون چادر مشکی سر نمیکنه همه پشت سرش میگن .اون دیگه از راه بدر شده و….
انگار منم از این مسله میترسم
والان که بیشتر فکر میکنم
من دوست دارم لباس مناسب خودم بپوشم اما گیر های خانواده آدم را بیشتر زده میکنه
من در مورد چادر مشکی که باید همیشه رو سرم باشه سوال دارم
بابت اینکه موها پوشیده باشه سوال دارم
سوال از کسانی که اینقدر سفت سخت به دیگران میگیرن اما به قول استاد خودشون هیچ غلطی در زندگیش نکردن
همون افرادی که بمن میگن این کارو بکن خودشون 70 80 سال دارن هنوز معنای قرآن و نماز را نمیدونن وقتی میخوام از افراد بپرسم که این تکه از قرآن چه گفته میگن ما در حد توصیف این آیه نیستیم برو خدا روزی تو جایی دیگه بده
ما با همچین افراد بزرگ شدیم
پس بهتره
دستمونو بزارم به دست خداو ازش درخواست کمک کنیم.
در خواست کردم از پرودگارم:
گفتم خدایا میخوام در چهار چوب قوانین تو باشم اما راحت باشم من دلیل اینهمه سختی که خانواده جامعه بمن داده را نمی دونم تو منو هدایت کن به چیزی که درسته
خواسته بعدی از خودم این بود
خدایا شغل که عاشقش هستم را بهش هدایت بشم
من بایت کلاس شمع سازی 1،500 تومن هزینه کردم اصلا نمی دونم دوستش دارم یانه؟
اولش که میخواستم بخاطر این بود که پولدار بشم
تبلیغات میکرد که پولی خوبی توشه
منم خریدمش و کمتر از 50 تا فروختم
[خواسته بعدی داشتن یک ماشین بود]
به خودم گفتم من میخوام خدایا یک ماشین داشته باشم برم سفر چند روز با خودم باشم سفر کنم برم زیبایی ها رو بیبنم ماشینی باشه که سیستمش خوب کار کنه از همه لحاظ عالی باشه
خواسته بعدی داشتن همسر خوب
بود که ویژگی هاشو نوشتم اینطوری و آن طوری باشه
بعد یه چیزی بهم گفته شد که تو فایل های استاد به گوشم خورده بود که اگه تو در مدار و فرکانسی خوب قرار بگیری آدمهای همفکرانس در مسیرت قرار میگیره تو باید روی خودت کار کنی جهان آدمهای خوب شرایط خوب رو فراهم میکنه بدون اینکه تو بخوای یا نخوای
اگر در مدار خوبی ها باشی آدم های خوب
اگر درمدار بدی ها باشی _ آدمهای بد
خواسته بعدی .وبعد وبعدی
خلاصه
داشتم از مسیری به سمت پایین میآمدم و 2 ساعتی از آمدنم به پارک گذشته بود .
به خودم گفتم یه خوراکی بگیرم .بعد گفتم که حالا چه شده اومدی بیرون دیگه اینهمه لذت بردی بازم میخوای پول خرج کنی .
گفتم عیب نداره من ارزشم خیلی بیشتر از ایناست
باور های خوب اومد بالا و کمی آروم شدم
[اینجا بازم باور های کمبود ]
نوبت خرید رسید که قرار بود برگشتی خرید کنم رفتم مغازه یک ماه پیش خودکار 9 تومن خریده بودم از یک مغازه نزدیک خونه، بعد امروز یه مغازه دور و وسط بازار رفتم تو و دیدم همون خودکاره گفتم این چنده گفت 15 تومن گفتم خیلی گرونه چخبره ؟ گفت همین که هست وووووو
[اینجا دیدم باورم نسبت به پول خیلی ضعیف است باور کمبود ]
بعد که آمدم بالا تر نزدیک خونه بود تقریبا
یادم اومد که روغن و رب نداریم امشب برای درست کردن غدا
رفتم با کلی گشت و گذار یه روغن و رب ووووو برداشتم گذاشتم جلوی حسابدار که حساب کنه
گفت اینقدر … کارت دادم زمر گفتم
میگه موجودی کافی نیست هههههههه
آقا آمدم بیرون
خدای من
شروع شد
حالا امروز تو خودکار و خوراکی نمیگرفتی نمیشد
فلان روز فلان چیزو نمیگرفتی الان پول کم نمیاوردی
الان آبروی تو نمیرفت
وووووووو.
من که میگفتم دنیا پراز فراوانییه و فلانه اینجا دیدم که باورم تغییر نکرده و نیازه خیلی روی خودم کار کنم و هروز به خودم یاد آوری کنم که ثروتها بی نهایتیه و خداوند هرکسی را به اندازه نیتش میده نه کمتر نه بیشتر خدایاشکرت خدایاشکرت
این باور های کمبود را امروز در خودم کشف کردم تبریک میگم چون پروسه کمی به ظاهر سختیه
امشب که آمدم داشتم میخوابیدم
گفتم بیبنم نشانه هدایت امروزم چه اومده
دیدم این فایل که گره گشایی من بوده برای این باور محدود کننده که اینهمه ثروت و نعمت و موقعیت را از دست من ربوده ومحروم شدم
استاد من برادری دارم که وقتی کاری خوبی گیرش میاد باورش اینکه من خیلی خوب کار میکنم سخت تلاش میکنم پول خوب گیرم میاد بقیه چشم دیدن نداره و نذرم میکنه
هر کسی منو بیبنه چشم میزنه ویا سر اون کار یه اتفاقی بد برام میافته .و طبق قوانین جهان همان اتفاقی بد براش رخ میده .یک بار پاش داغون شده که بعد چندین سال درد میکشه
یک بار دستش که هنوز ناخنش در نیومده به صورت درست
یک باز صورتشو داغون کرده لکه اش پاک نمیشه
هر روز که میره سر کار خانمش پول میندازه صدقه کلی آه واویلا کنه که اون چیزش نشه
خوب کار میکنه خوب پول میاره چیزش نشه خدای نکرده
که آخر میندازه گردن خدا
در پایان از استاد عزیز و گرامی بسیار بسیار سپاسگزارم بابت این فایل که آماده کردن و از خداوند متعال سپاسگزارم ک منو هدایت کرد خوب و به موقع .
به نام خدای یکتا سلام به استاد عزیز و مریم بانو من وقتی که پیام یکی از بچهها رو استاد میخوند برام چقدر جذاب بود که یه زمانی من هم حداقل
یکی دو تا از این باورهایی که این دوستمون داشت من هم داشتم و الان حدود سه سالی که میگذره و با استاد آشنا شدم و دورهها رو کار کردم با شنیدن این پیام که استاد داشت میخوند برگشتم به سالهای پیش و چقدر برام جالب بود که انگار اصلاً من اینجور آدمی نبودم اینجور باورهایی نداشتم
و چقدر استاد قشنگ توضیح میدن که انسان فراموشکاره یادش میره چه چیزهایی به دست آورده چه خواستههایی بهشون رسیده چه دورانی رو گذرونده و من با شنیدن پیام فهمیدم که چقدر فاصله گرفتم از زهرای گذشته
هنوز هم برای سم به خواستههام یه اماهایی وجود داره سر راهم که اما این اماها من بهشون آگاه هستم و سعی و تلاشمو میکنم که اونا رو مرتفع کنم و به خواستم برسم
سلام به استاد جانم و مریم جان نازنین دو استاد بینظیر و دوست داشتنی
واقعا این باورهای مخرب یک عمر زندگی مارو به چالش کشیدن بازم جای شکر داره که فهمیدیم قانون جهان خیلی دقیق تر و بی نقص تر ازین حرفهاست منم همیشه طبق چیزهایی که از بزرگترهام شنیدم فکر میکردم خداوند به هر کی بخواد ثروت میده یا مقامش و بالا میبره همیشه درگیری ذهنم این بود چرا یکی مثل پیغمبران ما باید اینقدر مقام و منزلت داشته باشند و یه سری اینقدر بدبخت و بیچیز باشند خدارو هزارن بار شکر میکنم الان که هنوز تو این دنیای مادی دارم زندگی میکنم متوجه کج فهمی خودم شدم و دیگه امروز من هیچ ربطی به گذشته من نداره و خدا میدونه تو این مدت که دارم درس میگیرم چقدر راحتر و آرامتر زندگی میکنم چقدر بیشتر از داشته هام لذت میبرم و چقدر جهان رو با دید بازتری نگاه میکنم به خدایی که از جانم هم بیشتر دوسش دارم قسم میخورم خداوند به واسطه استاد عزیزم منو کوبونده و دوباره ساخته یکی از باورهای مخرب من همین چشم نظر بود که فکر میکردم مردم اگه موفقیتی ازمن ببینند چشمم میزنن ولی بعد از شنیدن فایل استاد که میگفت هیچ کس قادر نیست شمارو چشم بزنه مگر خودتون بخواین به این باور بها بدین حتی دیگه ذره ای این باور رو قبول ندارم و ذره ای اعتقاد به اینجور حرفهای احمقانه که نابودمون کرد ندارم خدایا شکرت شکرت بابت هدایتم شکرت بابت دوست داشتنم شکرت بابت وجود انسانهای نازنین و دوست داشتنی شکرت بابت این جهان زیبا و قانونمند شکرت بابت این دستان توانا که داره دیدگاهمو تایپ میکنم و شکرت بابت اگاهیهایی که تا به امروز پیدا کردم هزاران بار شکرت
من اوایل که وارد سایت شده بودم این فایل را اونقدر گوش کردم و دوست داشتم الان هم همین حس را داشتم نسبت بهش خدایا شکرت.
من اوایل که فایل را گوش کردم استاد می گفتن باور و اونقدر دلم می خواست بدونم این باورها چی هستند که خدا را صد هزار مرتبه شکر الان دارم روی خودم کار می کنم و دوره روانشناسی ثروت یک و
دو را هم دارم
اما الان استاد گفتن خیلی مهمه که باور کنی یعنی
فقط شنیدن آگاهی ها نباشد
چون من خودم در طی مسیر که داشتم فایل گوش می کردم و حرکت می کردم باورها را فقط در حد شنیدن دریافت کردم با اون همه ذهن منفی نگر خودم بعد در طی مسیر از خودم سوال می کردم
که چرا درست نمیشه چرا نتایجم تصاعدی نمیشه
البته سوالات درست هم می پرسیدم
ولی درست نمیشد
تا اینکه فهمیدم من دارم خودمو با افراد موفق
و ثروتمند مقایسه می کنم
من الآن این فایل ها را شنیدم باید تکاملی پیش
بروم چون در حد شنیدن است و باور بنیادین نشده است محکم حک نشده
این خیلی جپل زننده بند برام که می خواستم
فقط با شنیدن صدای استاد هر حرکتی که می کنم
موفقیت های بزرگ بدست بیاورم
البته خیلی از دوستان هستند که نوشتند اما من داشتم خودمو گول می زدم
خدایا شکرت.
من خودم از اون دسته از آدمهایی بودم که همیشه در مدار آدمهای شیاد و کلاه بردار و بدجنس بودم
خیلی ضربه خوردم ازشون
من وارد برنامه های استاد هم که شدم هنوز بودند
و صد البته همه جور آدمی در جهان است
اما چرا برای من
چرا با من همدار بودند
به خاطر خودم این به خاطر خودم را از استاد یاد گرفتم و در بسته های دوره های استاد فهمیدم
که خودم هستم که دارم این جنس از آدمها و
افراد را به سمت خودم جذب می کنم
و خودم هم موندم که چرا این افراد
برای چی
چرا
ووووو
به هزاران دلیل بود که این آدمها بودند ولی باید از
مدار من خارج می شدند
کم کم از بس بهش بها داده بودم آدمهای اطرافم هم همین جوری شده بودند و همچنین خود خودم هم همین طوری شده بودم
همه را بدجنس و بد می دیدم و معلومه همون رو هم بیشتر به سمت خودم می آوردم.
من از قانون خیلی نتیجه گرفتم خدا را صد هزار مرتبه شکر
چون آدمها عوض شدن
خدا برام آدمها را عوض کرد
دوره ی روانشناسی ثروت یک واقعاً بحث فقط پول نیست
روانشناسی است
من روانم راحت شد
آزاد شدم
سبک شدم
البته که خیلی جای کار دارم ولی خیلی خوب شدم
من کلاً آدم جو گیری بودم یعنی به ساز همه می رقصیدم اما یاد گرفتم فقط با قانون باید بروم جلو
احساساتی نشوم
همیشه گریه می کردم در عروسی که اول تا آخر گریه
در عزاداری در فوت آدمها چه دور چه نزدیک
در مدرسه همیشه گریه همیشه بیمار همیشه خودمو به مریضی می زدم
سلام ،فایل های رایگانی که می زارید خیلی خوبه و خیلی بهم کمکم کرد و همین طور خیلی باور های خوبی ایجاد می کنه من واقعأ اول از خدا که من هدایت کرد و بعد از شما که به عنوان دستی از دست های خدا به انسان ها کمک می کنید سپاس گزارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
«وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»
«أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ»
خدایا سپاسگزارم یه قدم دیگه منو به ساختن ایمان به غیب در وجودم نزدیکتر کردی.
سلام به استاد عزیزم
این فایل یه زنگی رو در وجودم به صدا درآورد به تفکر واداشت و سپاسگزار خداوندم ذهنمو روشن تر کرد.
دنبال تضمین بودن ، چیزی که باعث سکون کند شدن حرکت میشه باعث شک و تردید و ناامیدی میشه، منم تضمین میخواستم چون به دنبال زود نتیجه گرفتن بودم ، چون تمرکزم روی شرایط الانم بود برای همین میخواستم مطمئن باشم و حرکت کنم ولی تنها نتیجه اش برام ناهمواری مسیر و تقلا بوده .
دلیل این تضمین خواستن عدم درک قانون بوده این روزها انگار مدارم بالاتر رفته دارم به درک آنچه تا حالا شنیدم میرسم انگار ، از رفتار هام از آرامش و عمل گراتر شدنم میفهمم ، از امید و حس خوبی که در وجودم حس میکنم میفهمم
تنها تضمین قانون حاکم بر جهان هستیه که تبدیلی در اون نیست.
وقتی آماده نباشی خدا هم جلوت ظاهر بشی باور نمیکنی، وقتی آماده باشی کوچکترین اتفاق سوخت جت میشه برای موتور ایمانت.
کافران هم از خدا تضمین میخواستن ، که آیا واقعا زنده میشیم ، چه کسی مارو برمیگردونه ، کی خواهد بود؟ پس معجزاتی که ما میخواییم رو خدا بفرسته اما پاسخ خداوند اینه: آنچه مارا از فرستادن معجزات (مد نظر کافران ) باز داشت ، جز این نبود که پیشینیان چنین معجزاتی را تکذیب کردند…. که شاید اکر به دل میخواستن زنده شدن مرده هارو هم میدیدن مثل ابراهیم مثل عیسی
و خدا میگه اگر میخواستیم هدایت هرکسی رو بهش میدادیم اما این مشیت حاکم بر جهان نیست ، چون رشد ما از ایمان میگذره، ایمان به خدایی که دیده نمیشه ایمان به نتیجه ای که دیده نمیشه.
دنبال تضمین مد نظر خودت بودن یعنی فاسد شدن یعنی درجا زدن یعنی عذاب
استاد عزیزم حرفهاتونو روی قلبم میذارم که میگید”من تضمین میکنم اگه باورهات درست باشه ، اگه فرکانس خوب به جهان ارسال کنی اگه باورهای ثروت افرین ایجاد کنی تضمین میکنم دست به خاکستر بزنی طلا میشه، جهان تضمین میکنه” اینا حرفهای خداست برای من از گلوی بنده موحدش، عاشقتونم.
وعده خداوند حقه ، وعده داده هرکسی ایمان و عمل صالح داشته باشه قطعا پاداششو دریافت میکنه ومن با قلبی آرام تر دارم به خودشناسیم ادامه میدم.
به نام خالق هستی
سلام
بیستو ششمین اگاهی
ایمان و توکل واقعی به خداوند از هر قدرتی بالاتره
وقتی ما باور هامون درست باشه در مدار درست قرار میگیریم در مدار درست فرصتها موقعیت ها شرایط اتفاقات عالی برامون به وجود میاد
من باید باورم این باشه که هیچکس نمیتونه اون چیزی که من تو زندگیم خلق کردمو ازم بگیره
هیچ قدرتی هیچکس نداره برای اینکه تاثیر بزارخ تو زندگیم مگه اینکه من باور کنم که میتونه اینکارو انجام بده
اگه باورهات درست باشه تو هرکشوری به دنیا بیای تو هر دانشگاه و رشته ای درس بخونی و کار کنی تو مسیرهایی قرار میگیری که تورو به ثروت و موفقیت میرسونه اگر باورهات درست باشه اگه فرکانس خوب به جهان ارسال کنی اگه باورهای ثروت افرین ایجاد کنی جهان تضمین میکنه دست به خاکستر بزنی طلا بشه
باورهامونو عوض کنیم بعد قدم به قدم هدایت میشیم
مشکلات و بلایایی که سرم میاد باید بزرگترین انگیزه برای پیشرفتم باشه
باورکنم که قدرت در اختیار منه
سلام استاد عزیزم
خیلی عالی هستید….واقعا بهتون افتخار کردم …چه منطره قشنگی رو از اراده پولادین آدمی به نمایش گذاشتین..
چقد اثرگذار حرف زدین…
موفق باشید..
عالی بود….عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی………..
سلام به استاد عزیز و گرامی
تشکر و قدردانی میکنم بابت فایل و صحبت های زیبایتان مرسی مرسی ممنون
خدایا خدایا سپاسگذارم سپاسگذارم بابت همه نعماتت و بابت استاد عزیز که سر راه ما قرار دادید
تشکررررر…..
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد
سلام دوستای خوبم
من امروز توسط نشانه ام که امروز سومین روز از نشانه ام هست هدایت شدم استاد من 1 ماه از جلسه اول دوم سوم وچهارم عزت نفس گذشته که هرروز دارم گوش میدم
این اما اگر ها را دارم کم کم شیطان همواره نجوا داره توی ذهن ما اما ما باید کلام الله گوش بدیم و آروم کنیم خودمون رو و از خداوند بخواهیم که مارا در مسیر های درست هدایت کنه.
میخوام بگم که امروز چه اتفاقاتی برام افتاده که من هدایت شدم به چنین فایلی و البته آگاهی های این جلسه
البته من شب هدایت شدم به این فایل استاد
بعد از ظهر تصمیم گرفتم برم بیرون پارک تنهایی برای اولین بار
کلی تحسین کردم .کلی باور های خوب به خودم گفتم و از ثروت حرف زدم گفتم جهان پراز فراوانییه
بعد که نوبت رسید به نوشتن خواسته ها و همانطور ترس ها
دیدم که بشدت از بی پولی میترسم از اینکه حسابم خالی باشه حتی اگه کلی پول نقد داشته باشم بازم وقتی حسابم صفر میشه شیطان شروع میکنه به نجوا که تو دیگه بد بخت شدی دیگه هیچی نداری.
پول کمه شغلی نداری .از کجا میشه کی میده
خودمو آروم کردم با باور های جدید که هروز دارم تکرارش میکنم
گفتم خدا خدای فراوانیه
این همه نعمت در زندگی دارم رو نمی بینی
اینهمه ماشین که در حال حرکته
اینهمه ساختمانها
اینهمه امکانات رفاهی اینا همش ثروته
اینهمه سلامتی که در وجودت هست اینهمه زیبایی ها که داری میبینی اینا همش ثروته اینهمه شغلها
اینهمه و اینهمه……..
خلاصه گذشت کمی دور زدم پیاده روی کردم و….
بعد آمدم بنویسم
از خودم پرسیدم از خدا چه میخوام
نمیتونستم جواب خودمو بدم که چه میخوام دست به دامن خدا میشدم که خدایا کمکم کن من چه میخوام
خدایا من چه میخوام که خواسته خودم باشه نه اینکه چون بقیه داره منم داشته باشم
کنار یک آب رونده نشسته بودم همینطوری از خدا میخواستم که در های قلبم که سالهاست بسته بود را باز کنه که من بتونم با خواسته هایم پرواز کنم
دیدم داره میاد از چیزای کوچک شروع شد
خواستن یک لباس راحت
هزینه اش هست ولی اجازه اش نیست
اینجا یک باور محدود کننده دیگه را در خودم کشف کردم که بشدت حرف مردم برام مهمه
یکی از فامیل هامون چادر مشکی سر نمیکنه همه پشت سرش میگن .اون دیگه از راه بدر شده و….
انگار منم از این مسله میترسم
والان که بیشتر فکر میکنم
من دوست دارم لباس مناسب خودم بپوشم اما گیر های خانواده آدم را بیشتر زده میکنه
من در مورد چادر مشکی که باید همیشه رو سرم باشه سوال دارم
بابت اینکه موها پوشیده باشه سوال دارم
سوال از کسانی که اینقدر سفت سخت به دیگران میگیرن اما به قول استاد خودشون هیچ غلطی در زندگیش نکردن
همون افرادی که بمن میگن این کارو بکن خودشون 70 80 سال دارن هنوز معنای قرآن و نماز را نمیدونن وقتی میخوام از افراد بپرسم که این تکه از قرآن چه گفته میگن ما در حد توصیف این آیه نیستیم برو خدا روزی تو جایی دیگه بده
ما با همچین افراد بزرگ شدیم
پس بهتره
دستمونو بزارم به دست خداو ازش درخواست کمک کنیم.
در خواست کردم از پرودگارم:
گفتم خدایا میخوام در چهار چوب قوانین تو باشم اما راحت باشم من دلیل اینهمه سختی که خانواده جامعه بمن داده را نمی دونم تو منو هدایت کن به چیزی که درسته
خواسته بعدی از خودم این بود
خدایا شغل که عاشقش هستم را بهش هدایت بشم
من بایت کلاس شمع سازی 1،500 تومن هزینه کردم اصلا نمی دونم دوستش دارم یانه؟
اولش که میخواستم بخاطر این بود که پولدار بشم
تبلیغات میکرد که پولی خوبی توشه
منم خریدمش و کمتر از 50 تا فروختم
[خواسته بعدی داشتن یک ماشین بود]
به خودم گفتم من میخوام خدایا یک ماشین داشته باشم برم سفر چند روز با خودم باشم سفر کنم برم زیبایی ها رو بیبنم ماشینی باشه که سیستمش خوب کار کنه از همه لحاظ عالی باشه
خواسته بعدی داشتن همسر خوب
بود که ویژگی هاشو نوشتم اینطوری و آن طوری باشه
بعد یه چیزی بهم گفته شد که تو فایل های استاد به گوشم خورده بود که اگه تو در مدار و فرکانسی خوب قرار بگیری آدمهای همفکرانس در مسیرت قرار میگیره تو باید روی خودت کار کنی جهان آدمهای خوب شرایط خوب رو فراهم میکنه بدون اینکه تو بخوای یا نخوای
اگر در مدار خوبی ها باشی آدم های خوب
اگر درمدار بدی ها باشی _ آدمهای بد
خواسته بعدی .وبعد وبعدی
خلاصه
داشتم از مسیری به سمت پایین میآمدم و 2 ساعتی از آمدنم به پارک گذشته بود .
به خودم گفتم یه خوراکی بگیرم .بعد گفتم که حالا چه شده اومدی بیرون دیگه اینهمه لذت بردی بازم میخوای پول خرج کنی .
گفتم عیب نداره من ارزشم خیلی بیشتر از ایناست
باور های خوب اومد بالا و کمی آروم شدم
[اینجا بازم باور های کمبود ]
نوبت خرید رسید که قرار بود برگشتی خرید کنم رفتم مغازه یک ماه پیش خودکار 9 تومن خریده بودم از یک مغازه نزدیک خونه، بعد امروز یه مغازه دور و وسط بازار رفتم تو و دیدم همون خودکاره گفتم این چنده گفت 15 تومن گفتم خیلی گرونه چخبره ؟ گفت همین که هست وووووو
[اینجا دیدم باورم نسبت به پول خیلی ضعیف است باور کمبود ]
بعد که آمدم بالا تر نزدیک خونه بود تقریبا
یادم اومد که روغن و رب نداریم امشب برای درست کردن غدا
رفتم با کلی گشت و گذار یه روغن و رب ووووو برداشتم گذاشتم جلوی حسابدار که حساب کنه
گفت اینقدر … کارت دادم زمر گفتم
میگه موجودی کافی نیست هههههههه
آقا آمدم بیرون
خدای من
شروع شد
حالا امروز تو خودکار و خوراکی نمیگرفتی نمیشد
فلان روز فلان چیزو نمیگرفتی الان پول کم نمیاوردی
الان آبروی تو نمیرفت
وووووووو.
من که میگفتم دنیا پراز فراوانییه و فلانه اینجا دیدم که باورم تغییر نکرده و نیازه خیلی روی خودم کار کنم و هروز به خودم یاد آوری کنم که ثروتها بی نهایتیه و خداوند هرکسی را به اندازه نیتش میده نه کمتر نه بیشتر خدایاشکرت خدایاشکرت
این باور های کمبود را امروز در خودم کشف کردم تبریک میگم چون پروسه کمی به ظاهر سختیه
امشب که آمدم داشتم میخوابیدم
گفتم بیبنم نشانه هدایت امروزم چه اومده
دیدم این فایل که گره گشایی من بوده برای این باور محدود کننده که اینهمه ثروت و نعمت و موقعیت را از دست من ربوده ومحروم شدم
استاد من برادری دارم که وقتی کاری خوبی گیرش میاد باورش اینکه من خیلی خوب کار میکنم سخت تلاش میکنم پول خوب گیرم میاد بقیه چشم دیدن نداره و نذرم میکنه
هر کسی منو بیبنه چشم میزنه ویا سر اون کار یه اتفاقی بد برام میافته .و طبق قوانین جهان همان اتفاقی بد براش رخ میده .یک بار پاش داغون شده که بعد چندین سال درد میکشه
یک بار دستش که هنوز ناخنش در نیومده به صورت درست
یک باز صورتشو داغون کرده لکه اش پاک نمیشه
هر روز که میره سر کار خانمش پول میندازه صدقه کلی آه واویلا کنه که اون چیزش نشه
خوب کار میکنه خوب پول میاره چیزش نشه خدای نکرده
که آخر میندازه گردن خدا
در پایان از استاد عزیز و گرامی بسیار بسیار سپاسگزارم بابت این فایل که آماده کردن و از خداوند متعال سپاسگزارم ک منو هدایت کرد خوب و به موقع .
خدایار ونگهدار همه شما دوستان
به نام خدای یکتا سلام به استاد عزیز و مریم بانو من وقتی که پیام یکی از بچهها رو استاد میخوند برام چقدر جذاب بود که یه زمانی من هم حداقل
یکی دو تا از این باورهایی که این دوستمون داشت من هم داشتم و الان حدود سه سالی که میگذره و با استاد آشنا شدم و دورهها رو کار کردم با شنیدن این پیام که استاد داشت میخوند برگشتم به سالهای پیش و چقدر برام جالب بود که انگار اصلاً من اینجور آدمی نبودم اینجور باورهایی نداشتم
و چقدر استاد قشنگ توضیح میدن که انسان فراموشکاره یادش میره چه چیزهایی به دست آورده چه خواستههایی بهشون رسیده چه دورانی رو گذرونده و من با شنیدن پیام فهمیدم که چقدر فاصله گرفتم از زهرای گذشته
هنوز هم برای سم به خواستههام یه اماهایی وجود داره سر راهم که اما این اماها من بهشون آگاه هستم و سعی و تلاشمو میکنم که اونا رو مرتفع کنم و به خواستم برسم
در پناه خداوند یکتا
بنام الله یکتا
سلام به استاد جانم و مریم جان نازنین دو استاد بینظیر و دوست داشتنی
واقعا این باورهای مخرب یک عمر زندگی مارو به چالش کشیدن بازم جای شکر داره که فهمیدیم قانون جهان خیلی دقیق تر و بی نقص تر ازین حرفهاست منم همیشه طبق چیزهایی که از بزرگترهام شنیدم فکر میکردم خداوند به هر کی بخواد ثروت میده یا مقامش و بالا میبره همیشه درگیری ذهنم این بود چرا یکی مثل پیغمبران ما باید اینقدر مقام و منزلت داشته باشند و یه سری اینقدر بدبخت و بیچیز باشند خدارو هزارن بار شکر میکنم الان که هنوز تو این دنیای مادی دارم زندگی میکنم متوجه کج فهمی خودم شدم و دیگه امروز من هیچ ربطی به گذشته من نداره و خدا میدونه تو این مدت که دارم درس میگیرم چقدر راحتر و آرامتر زندگی میکنم چقدر بیشتر از داشته هام لذت میبرم و چقدر جهان رو با دید بازتری نگاه میکنم به خدایی که از جانم هم بیشتر دوسش دارم قسم میخورم خداوند به واسطه استاد عزیزم منو کوبونده و دوباره ساخته یکی از باورهای مخرب من همین چشم نظر بود که فکر میکردم مردم اگه موفقیتی ازمن ببینند چشمم میزنن ولی بعد از شنیدن فایل استاد که میگفت هیچ کس قادر نیست شمارو چشم بزنه مگر خودتون بخواین به این باور بها بدین حتی دیگه ذره ای این باور رو قبول ندارم و ذره ای اعتقاد به اینجور حرفهای احمقانه که نابودمون کرد ندارم خدایا شکرت شکرت بابت هدایتم شکرت بابت دوست داشتنم شکرت بابت وجود انسانهای نازنین و دوست داشتنی شکرت بابت این جهان زیبا و قانونمند شکرت بابت این دستان توانا که داره دیدگاهمو تایپ میکنم و شکرت بابت اگاهیهایی که تا به امروز پیدا کردم هزاران بار شکرت
به نام خدا
خدایا شکرت
.
من اوایل که وارد سایت شده بودم این فایل را اونقدر گوش کردم و دوست داشتم الان هم همین حس را داشتم نسبت بهش خدایا شکرت.
من اوایل که فایل را گوش کردم استاد می گفتن باور و اونقدر دلم می خواست بدونم این باورها چی هستند که خدا را صد هزار مرتبه شکر الان دارم روی خودم کار می کنم و دوره روانشناسی ثروت یک و
دو را هم دارم
اما الان استاد گفتن خیلی مهمه که باور کنی یعنی
فقط شنیدن آگاهی ها نباشد
چون من خودم در طی مسیر که داشتم فایل گوش می کردم و حرکت می کردم باورها را فقط در حد شنیدن دریافت کردم با اون همه ذهن منفی نگر خودم بعد در طی مسیر از خودم سوال می کردم
که چرا درست نمیشه چرا نتایجم تصاعدی نمیشه
البته سوالات درست هم می پرسیدم
ولی درست نمیشد
تا اینکه فهمیدم من دارم خودمو با افراد موفق
و ثروتمند مقایسه می کنم
من الآن این فایل ها را شنیدم باید تکاملی پیش
بروم چون در حد شنیدن است و باور بنیادین نشده است محکم حک نشده
این خیلی جپل زننده بند برام که می خواستم
فقط با شنیدن صدای استاد هر حرکتی که می کنم
موفقیت های بزرگ بدست بیاورم
البته خیلی از دوستان هستند که نوشتند اما من داشتم خودمو گول می زدم
خدایا شکرت.
من خودم از اون دسته از آدمهایی بودم که همیشه در مدار آدمهای شیاد و کلاه بردار و بدجنس بودم
خیلی ضربه خوردم ازشون
من وارد برنامه های استاد هم که شدم هنوز بودند
و صد البته همه جور آدمی در جهان است
اما چرا برای من
چرا با من همدار بودند
به خاطر خودم این به خاطر خودم را از استاد یاد گرفتم و در بسته های دوره های استاد فهمیدم
که خودم هستم که دارم این جنس از آدمها و
افراد را به سمت خودم جذب می کنم
و خودم هم موندم که چرا این افراد
برای چی
چرا
ووووو
به هزاران دلیل بود که این آدمها بودند ولی باید از
مدار من خارج می شدند
کم کم از بس بهش بها داده بودم آدمهای اطرافم هم همین جوری شده بودند و همچنین خود خودم هم همین طوری شده بودم
همه را بدجنس و بد می دیدم و معلومه همون رو هم بیشتر به سمت خودم می آوردم.
من از قانون خیلی نتیجه گرفتم خدا را صد هزار مرتبه شکر
چون آدمها عوض شدن
خدا برام آدمها را عوض کرد
دوره ی روانشناسی ثروت یک واقعاً بحث فقط پول نیست
روانشناسی است
من روانم راحت شد
آزاد شدم
سبک شدم
البته که خیلی جای کار دارم ولی خیلی خوب شدم
من کلاً آدم جو گیری بودم یعنی به ساز همه می رقصیدم اما یاد گرفتم فقط با قانون باید بروم جلو
احساساتی نشوم
همیشه گریه می کردم در عروسی که اول تا آخر گریه
در عزاداری در فوت آدمها چه دور چه نزدیک
در مدرسه همیشه گریه همیشه بیمار همیشه خودمو به مریضی می زدم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت الان اینجا هستم
وجود دارم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت.
سلام استاد عزیزم من امروز هدایت شدم به سایت و نشانه امروزم معجزه بود برام و من سپاس گزار خداوند هستم که از طریق دستان شما منو هدایت میکنه