درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1

استاد عباس منش در این فایل، از دل موضوعی که به‌ظاهر طنزآمیز است، از زوایای مختلف این اصل اساسی را به ما یادآوری می‌کند که:

  • ورودی‌های ذهن چگونه باورها، پیش‌فرض‌ها و انتظارات ما را از وقوع اتفاقات آینده شکل می‌دهند.
  • این انتظارات و ذهنیت‌ها در هر لحظه:
    • از یک سو، تجربه‌های هم‌فرکانس با خود را وارد زندگی‌مان می‌کنند.
    • از سوی دیگر، به یک اتفاق خنثی – که هیچ معنایی نداشته است – در زندگی ما معنا می‌بخشند.

به این صورت که:
اگر این ذهنیت و انتظار مثبت باشد، احساسات مثبت و شرایط دلخواه را از دل آن اتفاق خنثی برای ما خلق می‌کنند؛
و اگر منفی باشد، از دل هیچ ، شرایط نادلخواه را برای ما می‌سازند.

این فایل را با دقت گوش دهید و تجربیات خود را در این زمینه با ما به اشتراک بگذارید.

منتظر نظرات تاثیرگذارتان هستیم.


درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 2

درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 3

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1
    112MB
    34 دقیقه
  • فایل صوتی درسهایی از توت فرنگی 19 دلاری | قسمت 1
    33MB
    34 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

350 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «نیلوفر مرادی» در این صفحه: 1
  1. -
    نیلوفر مرادی گفته:
    مدت عضویت: 882 روز

    به نام خداوند زیبایی ها

    درود به اساتید عزیزم

    خدا رو شکر میکنم واسه این آگاهی جدید

    ورودی ها و پیش فرض های ما از یک موضوع، چگونه اتفاقات زندگی ما رو رقم میزنه

    در مورد قدرت ذهن یک مثال جالب رو یادم اومد بنویسم

    ما واسه تعطیلات عید اومدیم به شهری که قبلا زندگی می‌کردیم.

    خوب طبیعتاً مهمونی و دور همی های خونوادگی زیادی میریم‌

    همسر یکی از اقوام درجه یک مشکل معده داره

    هر جا که میریم، خانمش اگه توی غذا نخود لپه باشه، واسه همسرش توی یک قابلمه جدا بدون لپه غذا ور میداره و به همسرش میگه این واسه شما بدون لپه درست شده

    و همسرش با این ذهنیت که دیگه معدش اذیت نمیشه غذا رو میخوره و خدا شاهده هیچ مشکلی نداره

    یا وقتی سالاد الویه درست میکنیم، مخالف سس مایونز هست، خانمش میگه با ماست درست کردم، به راحتی میخوره و هیچی هم نمیگه

    یا حتی اگه برنج ایرانی نباشه یا یه خورده قاطی داشته باشه بفهمه، میگه وای مُردم از معده درد، ولی وقتی خانمش با اطمینان توی مهمونی بهش میگه برنج ایرانی هست، بدون هیچ مشکلی و واکنشی میخوره و اصلا هم اذیت نمیشه.

    همون شخصی که توی خونه خودش اگه یک مورد رو خانمش رعایت نکنه و اون بفهمه، کلی معده ش داغون میشه و به هم میریزه و عذاب میکشه.

    ولی خودم توی دور همی ها دیدم که همه چیز رو بهش میدن، با این پیش فرض که اختصاصی درست شده و مشکلی واسش نداره، اونم میخوره و هیچ تأثیر منفی روی معده اش نداره.

    پس ما باید بدونیم که ورودی های ما، اتفاقات زندگی ما رو رقم میزنند

    اگه در مورد یک اتفاق خنثی، ورودی و ذهنیت خوبی داشته باشیم، صد در صد اتفاقات خوب و شرایط خوبی رو در زندگی تجربه می‌کنیم.

    اگه در مورد همون اتفاق خنثی، ورودی و ذهنیت منفی داشته باشیم، صد در صد اتفاقات بد و شرایط نا دلخواه رو به زندگی مون دعوت می‌کنیم.

    مثل استاد که وقتی مهاجرت به آمریکا کردند ( نمیدونم دقیقا توی کدوم فایل بود، که گفته بودند، اولین منزلشون توی محله سیاه پوست ها بوده)

    هیچ ذهنیتی در مورد سیاه پوست ها نداشتند، حتی ذهنیت منفی که همه میکن سیاه پوست ها خلاف کارن، یا با کسی غیر خودشون رابطه خوبی ندارند و از این حرفا

    ولی مایک، اگه اشتباه نکنم اولین مدرسه ای که رفته مال سیاه پوست ها بوده، بدون هیچ مشکلی با اونها دوست بوده و درس خونده.

    این نشون میده که چقدر پیش فرض ها توی زندگی ما تآثیر دارند.

    یا اگه استاد می‌خواست به ورودی های منفی گوش کنه، هیچ وقت به آمریکا مهاجرت نمی‌کرد

    ایشون ذهنشون رو از ورودی های رایج جامعه پاک کرد، اکثریتی که می‌گفتند مهاجرت به سختی امکان پذیره، ولی ایشون توجه نکردند حتی توی نت سرچ نکردند، که ذهنیتشون منفی بشه و بگه که مهاجرت به سختی امکان پذیره.

    به ذهنشون ورودی مثبت دادند و الگوهایی رو می‌دیدند که به راحتی به آمریکا مهاجرت کردند و همین اتفاق هم واسه ایشون به راحتی افتاد‌.

    مثل همین توت فرنگی که اولش گفتند چه خاص و گرونه، همه به به و چه چه کردند و کلی راجب مزه ی بی‌نظیرش گفتند و ستایش کردند.

    و وقتی از همون توت فرنگی معمولی بهشون دادند، ولی با این پیش فرض که ارزون هست، همه از بی مزه بودنش گفتند

    خود منم در زندگی همین طور هستم، وقتی چیز گرون و مارکی میخرم میگم وای چقدر عالی و با کیفیت هست.

    ولی وقتی جنس ارزون و قیمت مناسبی میخرم، انتظار ندارم واسم زیادی کار کنه و با دوام باشه، چون میگم پول آنچنانی بابتش ندادم، کیفیت نداره و همین اتفاق هم میفته .

    پس توی زندگی و اتفاق هایی که واسمون میفته ، همه چیز به باور ما بستگی داره

    این باور ماست که اتفاق خوب یا بد رو واسه ما رقم میزنه.

    خیلی ممنون استاد عزیز که همیشه و در همه حال به فکر آموزش ما هستید و چه سخاوت مندانه اون رو در اختیار ما قرار میدید.

    تعطیلات خوب و مسافرت های به‌ یاد موندنی رو براتون آرزومندم

    در پناه الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: