https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-68.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-05 09:44:212024-11-08 05:33:53live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
4232نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به دوستان و همراهان پرانرژی و خانواده صمیمی خودم . عباسمنشیهای فوق العاده
و استاد عزیزو گرانقدر خودم
درجواب سوال دوست عزیزمون
مبتونم بگم درواقع هردو طرز تقکر صحیح هست
چون خود خدا گفته من به همه کمک میکنم و هیچ فرقی براش نداره
هم استاد و هم اون دوستمون درست دارن فکر میکنن
وقتی استاد با ایمان و باور قلبی قوی که نسبت به خدا (توحید)و انجام تمامی امورشون در زندگی به دستان پرقدرت خداوند تکیه میکنند و باور دارن که از این طریق کاملا موفق هستند که دقیقا هم همینطور هست و همه ی ما شاهد و ناظر اتفاقات فوق العاده و شگفتی ساز در زندگی استاد در تمام ابعاد اون هستیم
پس
دوستون هم میتونن با باورها و ایمانی که به مثلا تبلیغات گسترده و …… دارن به هدفشون برسن و کاملا موفق عمل کنن چون خدای عباسمنش ، خدای دوستمون هم هست
و وعده ی خدا حقه و خللی در وعده خدا در کمک کردن به تمام بندگانش وارد نیست .
اما نکته مهم : استاد در دروره 12 قدم موضوع ستاره قطبی رو مطرح کردن و اون دسته از افراد که از کوه ها و دره ها و رودخانه هاو…. به سختی حرکت میکنن و با کلی جون کندن تازه بعضیها جون سالم بدر میبرن و به مقصد میرسن (جادهوآسفالت نعمتها و فراونی های خدا در همه ی ابعاد زندگی) و تازه بعضی ها هم که از اونها میپرسن که چطوری رسیدی به این وضعیت و این فراوانی و نعمت (دقیقا) با همون داستان خودشون و تلاش و کوشش و سختی هایی که رسیدن تعریف میکنن و دیگران هم باور میکنن که مسیر واقعا مسیر سختیه و چون باور دارن پس خداوند هم به همون شیوه که باور دارن کمکشون میکنه با همون وضعیت به آرزوها و هدفهاشون برسن
اما
استاد چون ایمان قوی و باور به نیرویی درونی و خارق العاده دارن (باور توحیدی) و مهمتر اینکه تنها و تنها قدرت حاکم برجهان هستی رو خداوند یکتا میدونن و اینطور باور ساختن که میشه به راحتی با عشق واقعی به این نیروی ابدی و الهام گرفتن از او خیلی راحت این مسیر آسفالت شده پراز گل و گیاه و بلبل و چمنزار رو باحس وحال خوب بدون درنظر گرفتن شرایط بیرونی طی کرد پس طبق قوانین الهی . خداوند به همین شکل باورهای استاد ظاهر میشه و مسیر براش لذت بخش میکنه و راه طی میشه به همین سادگی .
اگر دوستون فکر میکنه از اون راه میتونه شغلی عالی و پرسود رو ران کنه و موفق بشه و شکی نداشته باشه پس بهش میرسه ولی با کمی دردسر و مشکلات مختلف بر سر راهش
ولی استاد یا افرادی که به شیوه استاد طی مسیر کنن خیلی راحت اصلا احساس نمیکنن کی رسیدن به مقصد.
هردو درست فکر میکنن ولی با باورهای متفاوت و نتایج متفاوت
یه مثالی استاد زده بودن در دورهاشون
جالبه : اینکه یه معتاد در زندان هم بهش مواد میرسه یعنی همون زندانبان داره بهش مواد میرسونه
چرا؟
چون از این کار لذت میبره . پس احساسش خوبه = اتفاقاتی که اون دوست داره رقم میخوره
اگه کاری که انجام میدی اونقدر بهت احساس خوب میده که متوجه گذر زمان نمیشی ، احساس خستگی نمیکنی . گرسنه نمیشی و….
دیگه نیاز به تبلیغات و …..
نداره چون احساس خوب = اتفاقات خوب
درپناه الله یکتا همواره شاد ، سلامت ، سعاتمند و ثروتمند باشید . یاحق
سلام به همه دوستان گل و استاد عزیز و خانم شایسته مهربون
اولا تشکر میکنم استاد که این مسابقه رو گذاشتید چون با خوندن جوابها میتونم کلی باورهام رو تقویت کنم و کلی چیز یاد بگیرم.
در جواب به سوال سعی میکنم اونچه ک بهش رسیدم و نتیجه هم گرفتم ازش رو بیان کنم.
این تکه پازل که دوست مون سوال پرسیده و دنبالش میگرده و سوال منم بوده ، برمیگرده به اینکه ما قانون رو خوب درک نکردیم.قانون اینه که ما با افکارمون و باورهامون داریم زندگی خودمون رو در هر لحظه میسازیم.دقیق ترش اینه که ما به انرژی ای که در اون شناوریم داریم شکل میدیم با فرکانس هامون و اون انرژی به صورتهای مختلف وارد زندگی ما میشه.وقتی باورهامون به اندازه کافی قدرت بگیرن ، کم کم اتفاقات شروع میشه به افتادن که البته با شروع توجه به باورهای جدید نشانه ها میان و کم کم با ادامه دادن مسیر این نشانه ها بزرگتر شده و به صورت خواسته ها وارد زندگیمون میشن. نکته اینه که ما قرار نیست برای بوجود آوردن اتفاق کاری بکنیم.چون اصلا وظیفه ما این نیست.اصلا روندش این نیست.قانونش اینه که الذین آمنوا و عملو الصالحات لهم جنات تجری من تحتها الانهار.یعنی اونایی که ایمان آوردن و عمل صالح انجام دادن برای اونا هست باغ هایی که از زیر اونها نهر جاریست که منظور از باغ همون نعمت هاست.یعنی نیازی نیست کاری بکنن.اونا به واسطه مدارشون از این چیزا بهره مندند.
ما فقط به عنوان بنده خدا باید ایمان داشته باشیم و عمل صالح انجام بدیم و هر باوری که بهمون قدرت میده که در راس اونها باورهای توحیدی هستن رو داشته باشیم و سعی کنیم در عمل هم به همون شکل عمل کنیم و نگرانی ها و ترسها رو خیلی کم کنیم ک البته تکامل میخواد و بقیش دیگه با خداست که خدایی کنه.این فرمانروایی که صاحب اختیار کل عالم هست ، اگر کار رو بهش بسپاریم، در نهایت آسودگی و سادگی و راحتی، چنان همه چیز رو در گردش میاره و شرایطی رو فراهم میکنه که اون چیزی که میخوایم بشود.چون همه چی اونه.من، تو و چند میلیارد آدم دیگه روی زمین و کل چیزهایی که میبینیم و نمی بینیم خود خود خداست.پس قدرتش هم دست خداست.آیا این خدا نمیتونه کن فیکون کنه؟ نمیتونه همه چی رو درجای مناسب و زمان مناسب قرار بده و همه چی رو آماده کنه تا به خواستت برسی؟ معلومه که میتونه.همونطور که به یه مورچه در دل خاک و به یه پرنده روزی میرسونه به راحتی ، اگر ما هم باورش کنیم و باورهای خداگونه بسازیم و اجازه بدیم تا کار خودش رو بکنه و با هدایت هاش همراه بشیم و گوش بسپاریم به ندای قلبمون و منطق رو بزاریم کنار ، اون همه کار واسمون میکنه.خدا همه چیز میشود همه کس را به شرط اعتماد به شرط پاکی دل.خدا تبلیغ میشه واسمون.افرادی میشه که میای تو مسیر زندگی بهمون کمک میکنن.خدا همه چیز میشود.
قضیه اینه که ما به خداوند اعتماد نداریم و هر روش منطقی دیگه رو قبول داریم مثل روشهایی که گفته شد تو سوال ولی به خدایی که وکیله و کارسازه و برنامه ریز کل عالمه اعتماد نداریم.خدایی که تو وجود ماست.به قول کلام الهی، هروقت که بخواهید ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم.این خدایی که با ماست در ماست پشتیبان ماست.این خدایی که به هر سمتی بریم در همون مسیر کمک و یاریمون میده.همون آیه معروف کلا نمد.وقتی این خدا رو باور کنیم و قانونی و اصلی رو که بر این جهان گذاشته درک کنیم دیگه درگیر تبلیغ و شکل بسته بندی یا درگیر نوع لباس پوشیدن نمیشیم.درگیر این میشیم که ترمز های من چیه که باعث شده با وجود تبلیغ و هزاران بحث دیگه نتایج وارد زندگیم نشن؟
از وقتی خدا رو به صورت واقعی شناختم، همه چی بهتر و بهتر شده.احساسم عالیه.وقتی به خدا فکر میکنم خیلی خیلی غرق در آرامش و حس خوب اطمینان قلبی میشم که میدونم یکی هست که همه کار واسم میکنه.
این تجربه که الان میخوام بگم خیلی تجربش کردم.بعد از بیداری شروع به نوشتن اهداف روز میکنم.همون چیزی که از کامنت های ۱۲ قدم فهمیدم.مثلا مینویسم خدایا میخوام که امروز روی مهارت شوت زنی و پشت ۱۸ کار کنم.دیگه به این فکر نمیکنم که نه اگه نشه چی.اگه کسی کمکت نکنه چی.فقط درخواست میدم.دروازه های محل تمرین هم تور ندارن و توپ میره خیلی دور اگه کسی نباشه.من میرم روزش برای تمرین و اون روز هرجور باشه یه افرادی هستن که دست خدا میشن و مثلا یکی توپ رو برام میگیره از پشت دروازه یکی دروازه بانم میشه و همینطور شرایط جوری پیش میره که من اون روز با تمرکز بالا روی اون مهارتها تمرکز میکنم و همه شرایط رو خدا فراهم میکنه تا من درگیر توپ جمع کردن و … نباشم.یعنی منطق ما میگه خب چی بشه حالا بتونی این تمرین رو انجام بدی خیلی زیاد و با تکرار بالا و راحت ولی توکل میکنم به خدا و دقیقا شرایطش جور میشه.اونایی هم که کمکم میکنن واقعا با عشق اینکارو میکنن.یعنی اجباری در کار نیست.حتی خیلی وقتا شده من چیزی نگفتم به بعضی از دوستانم که امروز برنامم چیه برای تمرین ولی اونا خودشون گفتن بیا امروز روی پشت ۱۸ یا شوت کار کنیم که دقیقا هم من اون روز برای همین رفته بودم.یا حتی شده که یه روزی دوست داشتم مسابقه داشته باشم تو چمن و ۱۱ به ۱۱ بازی کنیم و دقیقا اون روز اتفاقاتی میافته که بازی میکنم و شرایطش جور میشه و بهم میگن شما هم بیا بازی کن با ما.
یادمه تو مسابقه قبلی سایت از خدا خواسته بودم که خدایا میخوام تعداد رای بالا بگیرم از مسابقه و بالای ۱۵۰ رای بگیرم که همینم شد.من فقط کامنت گذاشتم و رفتم سراغ خوندن کامنت های دیگران و هیچکاری نکردم.نگفتم کامنت من تو فلان صفحس برید بخونید.نه.خدا هم سر زمان مناسب بهم گفت بنویس و نوشتم و گذاشتم.با اینکه میخواستم بخوابم و خیلی خوابم میامد ولی حسم گفت بنویس و نوشتم و با برنامه خدا جلو رفتم و نتیجه این شد.نمیگم همیشه اینطور بودم ولی از وقتی سعی کردم بیشتر اینجور باشم خدا خیلی کارا واسم کرده.
اصل همون توکل کردن به خدا و اعتماد داشتن بهش هست.اینکه خودمونو بسپاریم بهش.وقتی ما باورهای درستی داشته باشیم در مورد ثروت و ایمان داشته باشیم به خدا و تسلیم خدا باشیم، کارمون هم با کیفیت میشه و اون باورهای خوب باعث میشه که نعمت و رزق وارد زندگیمون بشه.یعنی بازم اون باورس که باید درست باشه وگرنه کیفیت رو خیلیها دارن ولی همه یکسان درآمد ندارن.مثلا یکی میاد غذای رستوران فردی رو میخوره و خیلی خوشش میاد.میره به چند نفر دیگه معرفی میکنه.اونا میان غذا میخورن و معرفی میکنن به بقیه و این زنجیره ادامه داره.خودش تبلیغ نمیکنه.خدا براش همه کار میکنه.مثل رستوران خاور خانم که هیچ تبلیغی نداره ولی همیشه پر از مشتریه.
وقتی ما روی باورهای خودمون کار کنیم مثلا باورهای ثروت آفرین، در مدار ثروت قرار میگیریم و توی اون مدار لاجرم به ثروت و نعمت برخورد میکنیم و لازم نیست بدوئیم یا کار خاصی مثل تبلیغات یا فرم خاص بسته بندی محصول یا … رو انجام بدیم.همه چی خود بخود و راحت اتفاق میافته.چشم وا میکنیم میبینیم که خواسته مون رو داریم.اگر اصل رو بدونیم و بزاریم جهان کار خودشو انجام بده.اصل اینه که بنده خوبی باشیم و اعتماد کنیم و مثل نوح و ابراهیم گوش کنیم به ندای درونمون و ایمان داشته باشیم به خدا و فراوانی هاش و مسئولیت پذیر باشیم و همه چی رو در درون خودمون ببینیم و دنبال مشکل از درون باشیم نه بیرون نه عوض کردن کالا یا شکل بسته یا تغییر ظاهر خودمون یا تبلیغ.ما درون رو اصلاح کنیم ، بیرون خود بخود درست میشه.نیازی نیست کاری کنیم.چون یه خدایی هست که همه کار واسمون میکنه.اون خدا رب العالمینه.پس چه کسی بهتر از او برای کارسازی برای اداره کردن امور؟
کسی که تدبیر کل عالم هستی در دستانش هست و این قدرت رو به ما داده که به هر مسیری که میخوایم بریم و هدایتمون میکنه تو همون مسیر و پشتیبان و حامی و وکیل ماست.
در پناهش همگی شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند باشیم.
من از نتایجی که از روانشناسی ثروت ۱ و ۲ گرفتم که مبنای و اصل زندگیمو خدا قرار دادم از هیچکس کمک نخواستم و تمرکز خودمو فقط روی یادگیری کارم گذاشته بودم و کار من از نظر همگان نیاز به یک راهنما داشت که حمایت کنه هر لحظه که شکست نخوری من در بورس جهانی فعال هستم و هر زمان که معامله زدم با سود خیلی کم و زحمت فراوان همراه بود اساس کار تمرین بسیار هست تا به تسلط و خلاقیت برسی اما وقتی که استاد تاکید روی اینکه قدمهاتو بردار بهت الهام میشه رو تقریبا فراوان در فایلهاشون گفتن اما برای من تبدیل به باور نشده بود اگر هم الهامی دریافت میکردم در خواب توجه نمیکردم کتابهای زیادی خونده بودم از معامله گران بزرگ دنیا که از طریق الهاماتی که بهشون میشده اقدام به خرید و فروش میکردن اما باور نمیکردم در مورد کار خودم به این سادگی باشه و به نتیجه ملموس رسیدم که به تلاش من نیست اگر توکل کنی به خدا اون تورو آگاه میکنه و در مسیری قرار میده که خیلی زود در حرفه و کار خودت به شهرت و ثروت برسی بستگی به میزان ایمانی که ما داریم رشد خواهیم کرد از اینکه در هر کاری صرفا با قدرت خودمون بخوایم به نتیجه خوب برسیم با زحمت و سختی همراه هست٫
دوست عزیز تا زمانیکه در کارت به نیروهای مادی تکیه کنی نتیجه لازم رو بدست نخواهی آورد من چیزی رو که خودم به عینیت بهش رسیدم رو توضیح دادم و تا زمانیکه به من الهام نشه اقدام به معامله نمیکنم و این برای بقیه غیر قابل باور هست٫
سلام بر عزیزان دلکه انسانهای بزرگی هستیدوقابل احترام پرواضحه که این مسیر از هر کسی انسانی بزرگ میسازد وسلام برمردبزرگ استاد حسین عباسمنش
??
بنده نظرم اینه که انسان باید سعی کند در زندگی خدا گونه باشد در حقیقت هم همینه همانطور که خداوند بی انتهاست علم هم خلقت انسانو وحشتناک اعلام کرده چون تا به حال علم نتونسته به تمام پیچیدگیهای انسانو کامل کشف کند ودلیلش هم واضحه که اصل وجود انسان با خدا یکیست بهمین خاطر بنطرم باید از این زاویه نگاه کرد که اگر من خدا باشم(کهازهمجدانیستیم) چطور فکر وعمل میکردم ایا میرفتم از کسی تقاضا میکردم ایا به کسی نیاز داشتم ایا به فراوانی شکداشتم ایا از نظر خداوند انسان بدی روی زمین هست ایا امکان داشت که به رسیدن به خاستههام شک کنم پس فکر میکنم ما باید سعی کنیم اگر دقیقا نشد تقریبا خداگونه باشیم یعنی باید به این سمت رفت به نظرم راه دیگری وجود ندارد چون انسان جسم نیست وروح هست وروح هم یعنی خداوند وهممون میدونیم که خداوند برای خودش هیچ تبلیغی نکرده هیچ اسراری بکسی نداشته نگران هم نیست ناراحت هم نیست بخودش وقدرتش شک نداره ومن از دورهها واموزشهای استاد اینو فهمیدم که باید(خداگونه) باشیم وبه اون سمتش پیش بریم …
از نظر او چیزی که نتایج استاد رو اینقدر متفاوت کرده قلب پاکی هست که داره و اینکه به قوانینی که میگه و درجهان وجود داره مسلط شده و تمام نتایجش رو از همین قوانین کیهانی بدست میاره. یعنی بعد از شناخت قوانین دیگه کار برمیگرده به اینکه چقدر بتونی از این قوانین خوب استفاده کنی. و نکته مهم تر اینکه بدونی تمام نتایج که وارد زندگی میشه بر اساس همین قوانین هست و دست به دامن عوامل دیگه ای نباشی یعنی فقط و فقط به همین چیزی که بهش ایمان داری و قلبت بهش گواهی میده و نتایجش رو دیدی و تجربه کردی اما در اثر گذشت زمان کم کم فراموش شده و کمرنگ شده. فقط و فقط از این عامل بخوای نتیجه بگیری
به شکل دیگه بخوام بگم اینکه تو سعی کنی از درون حالت خوب باشه و طرز تفکر، باورها و شخصیتی ثابت قدم برای خودت داشته باشی که نتیجه احساسیش حال خوب و لذت هست بقیه کارها خودبخود انجام میشه. ایده ای که باید انجام بدی تا کارت رشد کنه بهت گفته میشه و انجامش میدی و خیلی راحت نتیجه وارد زندگیت میشه. همین موضوع ساده در ابعاد خیلی گسترده تر هم تکرار میشه که اسمش هست زندگی.
از نظر علمی بخوام بگم که چرا با اینکه استاد تبلیغ خاصی نمیکنه ولی اینقدر بازدید سایت و نتایج خوب میگیره این هست که تمرکز روی محتوی غنی و ارزشمند هست و همین باعث میشه که افراد بخوان وارد داستان بشن وهمه چیز اتوماتیک انجام میشه.
بهرحال برای اینکه چنین نتایج خوبی رو همیشه ما توی زندگی بگیریم لازمش این هست که خیلی خوب همیشه روی فکرمو کار کنیم و ارتباطمون با خدا رو بهتر و بهتر کنیم
واین مسلما در حد حرف کاری انجام نمیده زمانی تغییر ایجاد میشه که در شخصیت و منش و عملمون تاثیرش رو ببینیم. اونوقت نتایج هم به صورت خیلی عادی و طبیعی و زیبا وارد زندگی ما میشن و انسان باهوش کسیه که این نتایج و این قانون رو تایید کنه تا این باور که احساس خوب یعنی اتفاقات خوب رو در خودش تقویت کنه و وقتی که این باور وجود داشته باشه، اونوقته که آزاد و رها هستی از خواستت وزندگیت رو میکنی و لذت میبری و خواسته هات هم یکی یکی برات بوجود میان، به اندازه ای که باورهای درستی درموردشون ایجاد کرده باشی. خیلی راحت و طبیعی.
من این متن رو نوشتم برای اینکه آگاهی هام رو مرور کرده باشم که بسیار لذت بخش بود و هم اینکه ردپایی گذاشته باشم تا بتونم سیر تکاملی خودم رو مشاهده کنم
باسلام خدمت استاد بزرگوارم و همچنین تک تک اعضای خانواده بزرگ و صمیمی گروه تحقیقاتی عباس منش
خداوند را سپاسگزارم که ما را به راه راست هدایت کرده، راه کسانی که به آنها نعمت داده٫
استاد عزیزم سپاسگزارم بابت این همه آگاهی
اعضای خانواده عباس منش، دوستان عزیزم ، سپاسگزارم بابت همه ی آگاهی هایی که ارسال می کنید و استفاده می کنیم٫
پاسخ اینجاب به سوال:
به عقیده بنده آن چیزی که باعث متفاوت بودن نتایج استاد و سایر افراد موفق میشه،
حاصل سه شناخت، باور و ایمان می باشد٫
۱- خودشناسی، خودباوری و ایمان به خود( همون شناخت و باوری که باعث کنترل، مدیریت و هدایت خود میشه ، همون شناختی که باعث شروع شناخت خالقم می شود)
۲- شناخت، باور و ایمان به رب العالمین( شناخت خالق خودم و خالق جهان هستی تنها قدرت مطلق که داناترین، تواناترین، داراترین ، بخشنده ترین، مهربان ترین، نزدیک ترین و بهترین هدایتگر است٫
۳- شناخت، باور و ایمان به اهدافم، مقصدم ، خواسته هام( خواسته هام رو شفاف بشناسم، خواسته هام برام جذاب باشن، باور داشته باشم که با ایمان به خود و ایمان به خدا به خواسته هام میرسم٫
( ونشانه ی ایمان، با آرامش و احساس خوب عمل کردن است)
ان شاالله ،به خواست و اراده خودتون و به لطف و هدایت رب العالمین؛
اندیشه ی زیبا در ذهنتان، احساس و آرامش زیبا در قلبتان، رفتار زیبا در عملتان ، نگاه زیبا در چشمانتان، لبخند زیبا بر لبانتان، کلام زیبا بر زبانتان همیشه جاری بشه٫
به نظر من مهمترین عامل ایجاد باورهای توحیدی است به این صورت که من با توکل به خداوند و ایمان به اینکه وقتی من هدفم درهر بیزینسی ایجاد ارزش افزوده برای بندگان خدا که خود بخشی از وجود همون خدای رزاق هستندباشد همون خدایی که آگاهی اش مطلق به همه چی هستش خودش راه رو برای من باز می کنه و گروه گروه انسان ها رو در نقش مشتری و ثروت وارد زندگی من می کنه اگر من بخوام الان درابطه با این عوامل نظر بدم ۹۹٫۹۹۹۹% ایجادباورهای مناسب تاثیر دارد و اگر ایجاد باورهای سالم باشند قطعا درمسیری قرار خواهم گرفت که درپی آن مهارت و دانش موردنیازآن شغل هم به من داده خواهد شد و ایده های آن به من الهام خواهد شد
با سلام. از نظر من همونطور که استاد عباس منش اشاره کرده اند که در قرآن ، خداوند فرموده است : بخوان تا اجابت کنم تو را ، و این موضوع که بخواهید تا به شما داده شود، خداوند جهان را به گونه ای آفریده است که مطابق با خواسته ی ما ، به ما جواب داده خواهد شد. جهان با توجه به نوع خواسته ای که به جهان ارسال کرده ایم ، همجنس و هم فرکانس همان درخواست را به ما باز میگرداند. خواسته ی ما در واقع بذری هست که در زمین میکاریم و با دادن غذا و شرایط رشد ( در اینجا منظور زمان و تکرار باورهاست ) آن بذر رشد کرده و یقینا با ادامه ی شرایط رشد به ثمر می نشیند و تاکید میکنم که ثمر بذر فقط ثمری هست که آن بذر میتواند بدهد. بذر ثروت بکارید ثمر آن ثروت و بذر فقر بکارید ثمر آن فقر خواهد بود . بذر ثروت فقط ثروت را ثمر میدهد و اگر فقر کاشتید منتظر ثروت نباید باشید چون بذر فقر فقط ثمر فقر را میتواند بدهد.
الان نزدیک به یک سال هست که آگاهیهای استاد رو دنبال میکنم وپیگیرمطالب بسیار پربار ایشون هستم وهرجا توی هرمسءله ای که دنبال یه پاسخ بودم با مطالعه ی مطالب استاد وهمچنین مطالعه ی مطالب خانم شایسته وهمچنین شما دوستان بزرگوارم تنها به یک پاسخ رسیدم وان هم تغییر باور در رابطه با اون مسائل بوده، ساخت باور، تغییر باور، تکرار افکار، قدرت افکار، قدرت تجسم، قدرت باورها وخلاصه همه ی پاسخها به همه ی سؤالات ی که در ذهنم در هرموردی چه در کسب وکار، چه در روابط چه در سلامتی وچه در معنویت همه حول محور قدرت فکر وباور میچرخد، عامیانه بگم، ادم هرچیو باور کنه، همون میشه نتیجش!
وفقط باباور همین یه جمله ی ساده به صورت ریشه ای توی هر موضوعی، دیگه انتخاب با ماست که چه چیزی رو باور کنیم؟!
در مورد کسب وکار پرسیده شده که چرا انقدر نحوه ی فعالیت استاد با سایرین فرق داره ولی ایشون با توجه به اینکه ابزار ویا روش ویا تکنیکهای دیگران را استفاده نمیکنند اما به مراتب نتایج بهتری میگیرند٫٫٫٫٫٫
دوستان پاسخ این سؤال به نظر من، فقط باورهای استاد هست، اگر ایشون هم مثل سایرین، قدرت رقبا رو باور میکرد، قطعاً رقبای زیادی بودند که تو فعالیت استاد تأثیر گذار بودند،ولی ایشون حتی رقبا رو، اون وقتی که اونها توی سمینارهاشون از استاد بد میگفتند وقصد تخریب استاد رو داشتند، استاد اونهارو به عنوان دستهایی از دستان خداوند برای موفقیتشون باور داشتند وباور دارند ونتایج همیشه حاصل باورهاست واینگونه بود که من در سایتی از یه بنده خدایی که داشت استاد رو تخریب میکرد، کنجکاو شدم ببینم این عباس منش که این آقای به ظاهر استاد٫٫٫ داره ازش بد میگه وعقاید وآگاهی های استاد عباس منشو میکوبه! کیه؟! ومطمئن هستم خیلیها از طریق همین حرفهای رقبای استاد با سایت استاد آشنا شدن واشنایی با سایت در اندک زمانی منجر به خرید محصولاتی شده که هر کدومش به تنهایی میلیاردها تومان برای خریدار ومیلیونها تومن برای استاد سودآوری داشته٫٫٫٫٫٫
در مورد تبلیغات٫٫٫
من بارها در صحبتهای استاد شنیدم که گفتند که خدا برای من همه کار میکنه، من احتیاجی به تبلیغ ندارم، یعنی استاد باور کردند که خداوند مشتریان رو به سمت ایشون هدایت میکنند البته این نگاه ساده به این موضوع هست که من همیشه برای اینکه مفاهیم قوانین رو به خوبی درک کنم اونها رو اول ساده میکنم بعد به خورد وجودم میدهم، اما نگاه عمیق تر استاد، یا باور عمیق ایشون به این موضوع این بوده که استاد ما بخاطر باورها شون توی تمام زمینه های زندگی که مهمترین اونها باور به فراوانی، باور به اینکه تنها قدرت جهان هستی خداونده وباور عمیق توحید وباور لیاقت وعزت نفس وباور به تواناییهای خودشون و٫٫٫٫ هرلحظه در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستی هستند که این فرکانسها استاد رو در مداری قرار میده که مطابق با فرکانسهای ارسالیه ایشون در هر لحظه هست، واتفاقات ونتایج توی مدارهای مختلف متفاوته، واستاد این رو باور ساختند که من در مداری هستم که آدمهای هم فرکانس من هم توی اون مدار وارد میشن، بخاطر اینه که میان محصول قدمو برای ما واسه عرضه بزارن میگن اگر تو مدارش باشین میآیید میخرید، ومن بعد نزدیک به یکسال آشنایی با قوانین توسط استاد، مراحل تکاملم طی شد وتو مدار فروش محصول قدم استاد قرار گرفتم، پولش به راحتی ردیف شد وبهم الهام شد با نشونه هایی که قبلا عرض کردم، اومدم و محصول قدم ١و٢ رو خریدم، چرا چون باور استاد این بود که تبلیغ واسه چی؟ تکنیک بازاریابی واسه چی؟ مدرک روانشناسی واسه چی؟ من با باور اینکه من با باورهایم الان در مداری هستم که کسانی که با باورهاشون تو مدار خرید این محصولند خودشون براحتی میان ومیخرن٫٫٫٫٫
اگه ما مثل استاد، خدا رو باور کنیم، توحید عملی داشته باشیم، باور کنیم که در جهان بی نهایت مشتری هست ونگران کم شدن مشتری نباشیم وباور کنیم که هر لحظه داره مشتریها بیشتر وبیشتر میشه، به همکارانمون به چشم کسی که قدرت داره ومیتونه باعث کم شدن مشتریهای ما بشه نگاه نکنیم وباور کنیم که بیش از نیاز هممون در جهان مشتری هست، دیگه دنبال بازاریابی وتبلیغ بهتر وبیشتر نخواهیم بود، اگه به کیفیت محصولی که به مشتری ارائه میدیم باور ارزشمندی ولیاقت داشته باشیم، فرقی نمیکنه چه یه فایل آموزشی باشه، چه خدمات اینترنتی باشه، چه یه جعبه شیرینی یا یه پرس غذا!
باور داشته باشیم که چیزی که دارم میفروشم در نوع خودش عالیه وبهتر از این هم میشه، چون نباید خیلی کمال گرا بود و همیشه فرصت برای بهتر شدن هست٫ بنابراین فرکانسی که به جهان ارسال میکنیم اینه که محصول من خیلی ارزشمنده واین فرکانس من رو در مداری قرار میده که توی اون آدمهایی هستند که بدنبال محصول ارزشمند میباشند وعرضه وتقاضا صورت میگیره ودیگه نیازی به قول استاد به تکنیک خاصی نیست٫
البته برای کسی که باور داره که باید حتماً کلی هزینه تبلیغات بده، باید کلی هزینه برای مثلا بازاریابی بده، قطعاً چون اینو باور داره باید از همون مسیر بره واون مسیر سختیه، مسیری که فقط بخاطر چنین باوری تبدیل به یک مسیر پر هزینه شده، میتونه با تغییر باور تبدیل به یک مسیر بسیار کم هزینه وکم دردسر وبسیار سودآور بشه، فقط کافیه قدم به قدم مراحل زیر رو انجام بدیم٫
١٫کنترل وتغییر ورودیهای ذهن، این که بجای حرفهای اون دسته آدمهایی که معتقدند وباور دارند که فقط از طریق تبلیغات وبازاریابیهای سرسام آور وهمچنین نیروهای زیاد وپرهزینه ی کار میشه مشتری زیادی داشت بریم به نحوه ی عملکرد بسیار موفق آدمهایی توجه کنیم که بر خلاف نظر اونها فکر میکنند، عمل میکنند ونتایج خیلی خوبی میگیرند، نمونه ی بارزش استاد که هممون کم وبیش با عملکردها ونتیجه هاش آشنا هستیم نه تبلیغ نه بازاریابی ونه یک شرکت به دهها نفر کارمند، اما نتیجه خیلی عالیه، پس خلاف نظر اون دوستان هم جواب میده به شرط باور وایمان
٢٫با پیدا کردن نمونه های بسیار مثل استاد، که با کمترین هزینه وساده ترین مسیر، تونستند نتایج بسیار خوبی بگیرند وتوجه کردن به عملکرد اونها وتکرار وتکرار این افکار، که میشه این طوری هم ثروت ساخت وتوی کسب وکار موفق شد، کم کم اون افکار مکرر تکرار شده وبادیدن نمونه های عینیش، باورها ساخته میشن، وباورهایی که ساخته شدن، فرکانسهای حاصل از اون باورها در جهان شروع به ارسال میشن ونتایج کم کم پدیدار میشن، مشتریها وارد مدار فروش ما میشن والبته با طی کردن مراحل تکامل روز به روز وماه به ماه تعدادشون افزایش پیدا میکنه٫
٣٫حالا تکامل چه جوری اتفاق میافته؟!
وقتی با دیدن نتایج دیگران باورات ساخته شد، کم کم یه سری نتایج کوچیک واسه خودت بوجود میان، چند تا مشتری!
ناشکری نکن، نگو این چیه؟ اینم شد نتیجه! بگو خدایا شکررررررررررت ،پس قانون باورهام داره جواب میده وبیا با شکر گزاری وتایید قوانین وتکرار همون باورهایی که ساختی، نتایج کمی بزرگتر بخواه ومطمئن باش که توی این مرحله از تکامل تعداد مشتریات بیشتر میشن واینقدر این روندو ادامه بده وآرامش داشته باش وسپاسگزار باش وباورهاتو دست کم نگیر که هر چیزی که باورش ساخته بشه نتایجش میاد وحالا باید خودتو آماده ی بهمنی از فراوانیه مشتری ببینی، خدایا شکرت!
در پایان پاسخم بگم که من وهمسرم توی شغل رستوران هستیم وواسه نشون دادن واقعیتهایی که خیلی ساده وراحت به اوج رسیدن توی شغل ما، جستجو کردیم، دوستان روستای سرولات نزدیک رامسر رفتین، یه سر به رستوران خاور خانم بزنید، من تو یه مصاحبه از این خانم انجام شده بود، پاسخی شنیدم که برام شد باور!
مصاحبه کننده؛ خاور خانم با توجه به اینکه ما توی جاده یا هیچ جای دیگه هیچ تبلیغی از شما ندیدیم، این همه توریست خارجی وداخلی از کجا باشما ورستورانتون آشنا شدن که نزدیک به دوساعت فقط تو نوبت فیش غذا میایستند؟
خاورخانم؛ خدا داره واسم تبلیغ میکنه، بعد مشتریام که میان اوناهم میرن برام مشتری میارن، این کارارو خداداره واسم انجام میده!!!
دوستای خوبم هرچی که تا اینجای آشناییم با قوانین جهان هستی درک کرده بودم نوشتم، امیدوارم مفید واقع بشه براتون، من قانون رو ساده میکنم مثل قندی که توی چای حل میشه بعد سر میکشم تا بره تو خورد وجودم
نه تکنیک خاص، نه حرفای قلنبه صلنبه!
فقط وفقط راجع به هر موضوعی توی زندگی، اول باور درست وراحتشو بساز، بعد همه چی طبق باوری که ساختی انجام میشه!
همه چیز توی افکار وباورهای ما ساخته میشه، مثل یک پلن نقشه ساختمان، بعد به تایید جهان میرسه، مثل تاییدیه شهرداری، بعد ساخته میشه تو واقعیت، مثل همه ی ساختمانهایی که هرروز ساخته میشن٫
ودر نهایت بگم که من یاد گرفتم که هیچ عامل بیرونی، هیچ تأثیری توی نتایج زندگیه من نداره، جز افکار وباورهای خودم٫
????سلامت، سعادتمند وثروت مند باشیم همگی در پناه رب٫
ممنون از دیدگاه پر محتواتون که اینقدر احساس خوبی به ما داد به خصوص اون قسمتش که گفتین افرادی که خودشون رو رقیب استاد میدونستن از ایشون بد گفتن چون منم واقعا نیاز به این باور عالی داشتم.
بنام خدای مهربون و دوست داشتنی، سلام به همگی دوستان، خانم بشارتی عزیز چقدر کامنت تون زیبا وپر از آگاهی بود مخصوصا اون قسمت که نوشته بودید ساده اش میکنین مثل قندی که تو چایی حل میشه و به خورد وجود تون میره خیلی به دلم نشست و قسمت آخرش که به نقشه ساختمون تشبیه کرده بودین چقدر جالب و واقعی بود موفق و پیروز باشید
به نام رب فراوانی ها و مهربانی ها من عضو جدید خانواده صمیمی عباس منش هستم و نزدیک دوماهه به حرفای استاد گوش میدم و ازشون لذت میبرم و تمام سعیم اینکه به این حرفا عمل کنم چرا که نتایج کوچکی هم که بدست میارم لذتی چند برابر در من ایجاد میکنه من هنوز توان مالی آنچنانی ندارم که بتونم محصولات استادو تهیه کنم ولی توی فایل های رایگان استاد فهمیدم که من واقعا آمادگی و لیاقت اینو داشتم که با سایت استاد عزیز آشنا بشم و مهم تر از این خواسته هامو فراموش نکنم و الان میخوام یه قسمتی از دانسته های اندکمو اینجا بنویسم هم بقیه دوستان ازش استفاده کنند و هم بعنوان قدردانی یک انرژی خوب در استاد عزیزم ایجاد کنم میدونم که استاد با حوصله تمام تمام کامنتهارو میخونن
ما همیشه بدنبال ابزار خوب و اصلی هستیم که ب کمک اون ابزار بتونیم به هدفمون برسیم و این ابزاره هرچقد خوب باشه مارو در رسیدن به هدفمون جلو میندازه ولی به باور من افکار باورهارو میسازن و باورها فرکانس هارو از رو هست که استاد همیشه میگه کنترل ذهن خیلی مهمه چون افکار تبدیل میشن به باورها باورهایی که گاه اینقدر ضعیفن که فقط در حد چند ساعت حال مارو خوب میکنند و باورهایی قوی که هی با تکرار شدن، افکار درست تقویت میشن اینقدر تقویت میشوند تا زندگی افرادو در سمت هدفشون یا برعکس(اگه افکار منفی باشه) میسازن از این رو خیلی مهمه افکار درستی از همه چیز داشته باشیم و در اولین قدمم چیزی که میتونست منو بسمت افکار درس سوق بده ایمان بخدا بود ایمانی که هروقت بهش فکر میکنم با تمام وجودم خداروشکر میکنم و بعضی وقتا اشک توی چشمانم جمع میشود ولی با این وجود نمیدونم چرا عملی که از ته دل میخوامو نمیتونم داشته باشم شاید دلیلش کمال گراییم باشه ٫٫٫ ولی با این وجود ایمانم باعث میشه همیشه افکار درستی داشته باشم نگرشای مثبتو توی ذهنم پرورش بدم کمتر اتفاق میفته به کاستی ها فکر میکنم لحظه به لحظه دارم به زیبایی های زندگیم فکر میکنم و خداروشکر میکنم باورهای درستی توی ذهنم ساختم باورهای کوچولو ولی خوب همین باورها فرکانسامو میسازن فرکانسهایی که منو بیشتر از درستی قانون هستی اگاهم میکنه فرکانسهایی که توی این مدت کم نتیجه هایی برام داشته مثلا از سمت کسی که اصلا فکرشو نمیکردم بهم پیشنهاد کار بشه مطمئنم که اینا همش بخاطر فرکانسه اینو میدونم که دارم قدم هاییو در مسیر خواسته هام برمیدارم قضیه رودخانه که استاد گفتن اصلا از یادم نمیره فقط باید قدم اول برداشته باید بری روی سنگ اول تا سنگ دومو ببینی و همینطور سنگ ها و قدم های بعدیو این فرکانسا هستن که همه چیو بوجود میارن و همه این فرکانسهای خوب در جهت یک هدفن یک خواسته یک ایمان یه زندگی نامحدود یک رابطه عاشقانه و ٫٫٫ ار اونجاییم که گفتیم ابزار کمک میکنند تا به هدفمون برسیم به باور من همین ابزار را هم فرکانسها جذب و فراهم میاورند از ابزار استفاده کردن بد نیست چرا که راحتی خودمونو بهمراه دارن چرا که ابزاره باعث میشن راحتر هدفمونو ببینیم راحتر باورهای درستی بسازیم همه اینا نتیجه توکل و تعمد ما هستن استاد عزیز هم بنظرم از این روش استفاده کردن باورهایی درست ایشون باعث شده فرکانسهای بقیه که دنبال راهی برای تغییر زندگیشون هستنو بسمت خودشون جذب کنند بدون باوردرست بدون توکل به خداوند ابزار بتنهایی نتیجه ای حتی یکصدم این نتایج را بدنبال نخواهند داشت
حضورتون رو در این جمع وخانواده صمیمی الهی عباس منش از صمیم قلب تبریک میگم وله گفته خودتون لایق تر شدین که اینجا پا گذاشتید مدارتون خیلی بالاتر از همه ی مردم دنیاست خیلییییی به خداتون وخودتون واین نعمت بودن در اینجا افتخار کنید ??????
سپاسگزارم برای پخش آگاهی نظرررر شما هم بسیار ارزشمند است وواقعااا من خوشحال تر میشم وقتی دوستان تازه ای به سایت اضافه میشن لبخندم پهن تر از همیشه میشه وذوق میکنم ٫
راهتون همیشه سبز زیبا و پر از آرامش وعشق وثروت باشد ٫
سلام به دوستان و همراهان پرانرژی و خانواده صمیمی خودم . عباسمنشیهای فوق العاده
و استاد عزیزو گرانقدر خودم
درجواب سوال دوست عزیزمون
مبتونم بگم درواقع هردو طرز تقکر صحیح هست
چون خود خدا گفته من به همه کمک میکنم و هیچ فرقی براش نداره
هم استاد و هم اون دوستمون درست دارن فکر میکنن
وقتی استاد با ایمان و باور قلبی قوی که نسبت به خدا (توحید)و انجام تمامی امورشون در زندگی به دستان پرقدرت خداوند تکیه میکنند و باور دارن که از این طریق کاملا موفق هستند که دقیقا هم همینطور هست و همه ی ما شاهد و ناظر اتفاقات فوق العاده و شگفتی ساز در زندگی استاد در تمام ابعاد اون هستیم
پس
دوستون هم میتونن با باورها و ایمانی که به مثلا تبلیغات گسترده و …… دارن به هدفشون برسن و کاملا موفق عمل کنن چون خدای عباسمنش ، خدای دوستمون هم هست
و وعده ی خدا حقه و خللی در وعده خدا در کمک کردن به تمام بندگانش وارد نیست .
اما نکته مهم : استاد در دروره 12 قدم موضوع ستاره قطبی رو مطرح کردن و اون دسته از افراد که از کوه ها و دره ها و رودخانه هاو…. به سختی حرکت میکنن و با کلی جون کندن تازه بعضیها جون سالم بدر میبرن و به مقصد میرسن (جادهوآسفالت نعمتها و فراونی های خدا در همه ی ابعاد زندگی) و تازه بعضی ها هم که از اونها میپرسن که چطوری رسیدی به این وضعیت و این فراوانی و نعمت (دقیقا) با همون داستان خودشون و تلاش و کوشش و سختی هایی که رسیدن تعریف میکنن و دیگران هم باور میکنن که مسیر واقعا مسیر سختیه و چون باور دارن پس خداوند هم به همون شیوه که باور دارن کمکشون میکنه با همون وضعیت به آرزوها و هدفهاشون برسن
اما
استاد چون ایمان قوی و باور به نیرویی درونی و خارق العاده دارن (باور توحیدی) و مهمتر اینکه تنها و تنها قدرت حاکم برجهان هستی رو خداوند یکتا میدونن و اینطور باور ساختن که میشه به راحتی با عشق واقعی به این نیروی ابدی و الهام گرفتن از او خیلی راحت این مسیر آسفالت شده پراز گل و گیاه و بلبل و چمنزار رو باحس وحال خوب بدون درنظر گرفتن شرایط بیرونی طی کرد پس طبق قوانین الهی . خداوند به همین شکل باورهای استاد ظاهر میشه و مسیر براش لذت بخش میکنه و راه طی میشه به همین سادگی .
اگر دوستون فکر میکنه از اون راه میتونه شغلی عالی و پرسود رو ران کنه و موفق بشه و شکی نداشته باشه پس بهش میرسه ولی با کمی دردسر و مشکلات مختلف بر سر راهش
ولی استاد یا افرادی که به شیوه استاد طی مسیر کنن خیلی راحت اصلا احساس نمیکنن کی رسیدن به مقصد.
هردو درست فکر میکنن ولی با باورهای متفاوت و نتایج متفاوت
یه مثالی استاد زده بودن در دورهاشون
جالبه : اینکه یه معتاد در زندان هم بهش مواد میرسه یعنی همون زندانبان داره بهش مواد میرسونه
چرا؟
چون از این کار لذت میبره . پس احساسش خوبه = اتفاقاتی که اون دوست داره رقم میخوره
اگه کاری که انجام میدی اونقدر بهت احساس خوب میده که متوجه گذر زمان نمیشی ، احساس خستگی نمیکنی . گرسنه نمیشی و….
دیگه نیاز به تبلیغات و …..
نداره چون احساس خوب = اتفاقات خوب
درپناه الله یکتا همواره شاد ، سلامت ، سعاتمند و ثروتمند باشید . یاحق
سلام به همه دوستان گل و استاد عزیز و خانم شایسته مهربون
اولا تشکر میکنم استاد که این مسابقه رو گذاشتید چون با خوندن جوابها میتونم کلی باورهام رو تقویت کنم و کلی چیز یاد بگیرم.
در جواب به سوال سعی میکنم اونچه ک بهش رسیدم و نتیجه هم گرفتم ازش رو بیان کنم.
این تکه پازل که دوست مون سوال پرسیده و دنبالش میگرده و سوال منم بوده ، برمیگرده به اینکه ما قانون رو خوب درک نکردیم.قانون اینه که ما با افکارمون و باورهامون داریم زندگی خودمون رو در هر لحظه میسازیم.دقیق ترش اینه که ما به انرژی ای که در اون شناوریم داریم شکل میدیم با فرکانس هامون و اون انرژی به صورتهای مختلف وارد زندگی ما میشه.وقتی باورهامون به اندازه کافی قدرت بگیرن ، کم کم اتفاقات شروع میشه به افتادن که البته با شروع توجه به باورهای جدید نشانه ها میان و کم کم با ادامه دادن مسیر این نشانه ها بزرگتر شده و به صورت خواسته ها وارد زندگیمون میشن. نکته اینه که ما قرار نیست برای بوجود آوردن اتفاق کاری بکنیم.چون اصلا وظیفه ما این نیست.اصلا روندش این نیست.قانونش اینه که الذین آمنوا و عملو الصالحات لهم جنات تجری من تحتها الانهار.یعنی اونایی که ایمان آوردن و عمل صالح انجام دادن برای اونا هست باغ هایی که از زیر اونها نهر جاریست که منظور از باغ همون نعمت هاست.یعنی نیازی نیست کاری بکنن.اونا به واسطه مدارشون از این چیزا بهره مندند.
ما فقط به عنوان بنده خدا باید ایمان داشته باشیم و عمل صالح انجام بدیم و هر باوری که بهمون قدرت میده که در راس اونها باورهای توحیدی هستن رو داشته باشیم و سعی کنیم در عمل هم به همون شکل عمل کنیم و نگرانی ها و ترسها رو خیلی کم کنیم ک البته تکامل میخواد و بقیش دیگه با خداست که خدایی کنه.این فرمانروایی که صاحب اختیار کل عالم هست ، اگر کار رو بهش بسپاریم، در نهایت آسودگی و سادگی و راحتی، چنان همه چیز رو در گردش میاره و شرایطی رو فراهم میکنه که اون چیزی که میخوایم بشود.چون همه چی اونه.من، تو و چند میلیارد آدم دیگه روی زمین و کل چیزهایی که میبینیم و نمی بینیم خود خود خداست.پس قدرتش هم دست خداست.آیا این خدا نمیتونه کن فیکون کنه؟ نمیتونه همه چی رو درجای مناسب و زمان مناسب قرار بده و همه چی رو آماده کنه تا به خواستت برسی؟ معلومه که میتونه.همونطور که به یه مورچه در دل خاک و به یه پرنده روزی میرسونه به راحتی ، اگر ما هم باورش کنیم و باورهای خداگونه بسازیم و اجازه بدیم تا کار خودش رو بکنه و با هدایت هاش همراه بشیم و گوش بسپاریم به ندای قلبمون و منطق رو بزاریم کنار ، اون همه کار واسمون میکنه.خدا همه چیز میشود همه کس را به شرط اعتماد به شرط پاکی دل.خدا تبلیغ میشه واسمون.افرادی میشه که میای تو مسیر زندگی بهمون کمک میکنن.خدا همه چیز میشود.
قضیه اینه که ما به خداوند اعتماد نداریم و هر روش منطقی دیگه رو قبول داریم مثل روشهایی که گفته شد تو سوال ولی به خدایی که وکیله و کارسازه و برنامه ریز کل عالمه اعتماد نداریم.خدایی که تو وجود ماست.به قول کلام الهی، هروقت که بخواهید ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم.این خدایی که با ماست در ماست پشتیبان ماست.این خدایی که به هر سمتی بریم در همون مسیر کمک و یاریمون میده.همون آیه معروف کلا نمد.وقتی این خدا رو باور کنیم و قانونی و اصلی رو که بر این جهان گذاشته درک کنیم دیگه درگیر تبلیغ و شکل بسته بندی یا درگیر نوع لباس پوشیدن نمیشیم.درگیر این میشیم که ترمز های من چیه که باعث شده با وجود تبلیغ و هزاران بحث دیگه نتایج وارد زندگیم نشن؟
از وقتی خدا رو به صورت واقعی شناختم، همه چی بهتر و بهتر شده.احساسم عالیه.وقتی به خدا فکر میکنم خیلی خیلی غرق در آرامش و حس خوب اطمینان قلبی میشم که میدونم یکی هست که همه کار واسم میکنه.
این تجربه که الان میخوام بگم خیلی تجربش کردم.بعد از بیداری شروع به نوشتن اهداف روز میکنم.همون چیزی که از کامنت های ۱۲ قدم فهمیدم.مثلا مینویسم خدایا میخوام که امروز روی مهارت شوت زنی و پشت ۱۸ کار کنم.دیگه به این فکر نمیکنم که نه اگه نشه چی.اگه کسی کمکت نکنه چی.فقط درخواست میدم.دروازه های محل تمرین هم تور ندارن و توپ میره خیلی دور اگه کسی نباشه.من میرم روزش برای تمرین و اون روز هرجور باشه یه افرادی هستن که دست خدا میشن و مثلا یکی توپ رو برام میگیره از پشت دروازه یکی دروازه بانم میشه و همینطور شرایط جوری پیش میره که من اون روز با تمرکز بالا روی اون مهارتها تمرکز میکنم و همه شرایط رو خدا فراهم میکنه تا من درگیر توپ جمع کردن و … نباشم.یعنی منطق ما میگه خب چی بشه حالا بتونی این تمرین رو انجام بدی خیلی زیاد و با تکرار بالا و راحت ولی توکل میکنم به خدا و دقیقا شرایطش جور میشه.اونایی هم که کمکم میکنن واقعا با عشق اینکارو میکنن.یعنی اجباری در کار نیست.حتی خیلی وقتا شده من چیزی نگفتم به بعضی از دوستانم که امروز برنامم چیه برای تمرین ولی اونا خودشون گفتن بیا امروز روی پشت ۱۸ یا شوت کار کنیم که دقیقا هم من اون روز برای همین رفته بودم.یا حتی شده که یه روزی دوست داشتم مسابقه داشته باشم تو چمن و ۱۱ به ۱۱ بازی کنیم و دقیقا اون روز اتفاقاتی میافته که بازی میکنم و شرایطش جور میشه و بهم میگن شما هم بیا بازی کن با ما.
یادمه تو مسابقه قبلی سایت از خدا خواسته بودم که خدایا میخوام تعداد رای بالا بگیرم از مسابقه و بالای ۱۵۰ رای بگیرم که همینم شد.من فقط کامنت گذاشتم و رفتم سراغ خوندن کامنت های دیگران و هیچکاری نکردم.نگفتم کامنت من تو فلان صفحس برید بخونید.نه.خدا هم سر زمان مناسب بهم گفت بنویس و نوشتم و گذاشتم.با اینکه میخواستم بخوابم و خیلی خوابم میامد ولی حسم گفت بنویس و نوشتم و با برنامه خدا جلو رفتم و نتیجه این شد.نمیگم همیشه اینطور بودم ولی از وقتی سعی کردم بیشتر اینجور باشم خدا خیلی کارا واسم کرده.
اصل همون توکل کردن به خدا و اعتماد داشتن بهش هست.اینکه خودمونو بسپاریم بهش.وقتی ما باورهای درستی داشته باشیم در مورد ثروت و ایمان داشته باشیم به خدا و تسلیم خدا باشیم، کارمون هم با کیفیت میشه و اون باورهای خوب باعث میشه که نعمت و رزق وارد زندگیمون بشه.یعنی بازم اون باورس که باید درست باشه وگرنه کیفیت رو خیلیها دارن ولی همه یکسان درآمد ندارن.مثلا یکی میاد غذای رستوران فردی رو میخوره و خیلی خوشش میاد.میره به چند نفر دیگه معرفی میکنه.اونا میان غذا میخورن و معرفی میکنن به بقیه و این زنجیره ادامه داره.خودش تبلیغ نمیکنه.خدا براش همه کار میکنه.مثل رستوران خاور خانم که هیچ تبلیغی نداره ولی همیشه پر از مشتریه.
وقتی ما روی باورهای خودمون کار کنیم مثلا باورهای ثروت آفرین، در مدار ثروت قرار میگیریم و توی اون مدار لاجرم به ثروت و نعمت برخورد میکنیم و لازم نیست بدوئیم یا کار خاصی مثل تبلیغات یا فرم خاص بسته بندی محصول یا … رو انجام بدیم.همه چی خود بخود و راحت اتفاق میافته.چشم وا میکنیم میبینیم که خواسته مون رو داریم.اگر اصل رو بدونیم و بزاریم جهان کار خودشو انجام بده.اصل اینه که بنده خوبی باشیم و اعتماد کنیم و مثل نوح و ابراهیم گوش کنیم به ندای درونمون و ایمان داشته باشیم به خدا و فراوانی هاش و مسئولیت پذیر باشیم و همه چی رو در درون خودمون ببینیم و دنبال مشکل از درون باشیم نه بیرون نه عوض کردن کالا یا شکل بسته یا تغییر ظاهر خودمون یا تبلیغ.ما درون رو اصلاح کنیم ، بیرون خود بخود درست میشه.نیازی نیست کاری کنیم.چون یه خدایی هست که همه کار واسمون میکنه.اون خدا رب العالمینه.پس چه کسی بهتر از او برای کارسازی برای اداره کردن امور؟
کسی که تدبیر کل عالم هستی در دستانش هست و این قدرت رو به ما داده که به هر مسیری که میخوایم بریم و هدایتمون میکنه تو همون مسیر و پشتیبان و حامی و وکیل ماست.
در پناهش همگی شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند باشیم.
سلام وقت بخیر جناب استاد عباسمنش
من از نتایجی که از روانشناسی ثروت ۱ و ۲ گرفتم که مبنای و اصل زندگیمو خدا قرار دادم از هیچکس کمک نخواستم و تمرکز خودمو فقط روی یادگیری کارم گذاشته بودم و کار من از نظر همگان نیاز به یک راهنما داشت که حمایت کنه هر لحظه که شکست نخوری من در بورس جهانی فعال هستم و هر زمان که معامله زدم با سود خیلی کم و زحمت فراوان همراه بود اساس کار تمرین بسیار هست تا به تسلط و خلاقیت برسی اما وقتی که استاد تاکید روی اینکه قدمهاتو بردار بهت الهام میشه رو تقریبا فراوان در فایلهاشون گفتن اما برای من تبدیل به باور نشده بود اگر هم الهامی دریافت میکردم در خواب توجه نمیکردم کتابهای زیادی خونده بودم از معامله گران بزرگ دنیا که از طریق الهاماتی که بهشون میشده اقدام به خرید و فروش میکردن اما باور نمیکردم در مورد کار خودم به این سادگی باشه و به نتیجه ملموس رسیدم که به تلاش من نیست اگر توکل کنی به خدا اون تورو آگاه میکنه و در مسیری قرار میده که خیلی زود در حرفه و کار خودت به شهرت و ثروت برسی بستگی به میزان ایمانی که ما داریم رشد خواهیم کرد از اینکه در هر کاری صرفا با قدرت خودمون بخوایم به نتیجه خوب برسیم با زحمت و سختی همراه هست٫
دوست عزیز تا زمانیکه در کارت به نیروهای مادی تکیه کنی نتیجه لازم رو بدست نخواهی آورد من چیزی رو که خودم به عینیت بهش رسیدم رو توضیح دادم و تا زمانیکه به من الهام نشه اقدام به معامله نمیکنم و این برای بقیه غیر قابل باور هست٫
سلام بر عزیزان دلکه انسانهای بزرگی هستیدوقابل احترام پرواضحه که این مسیر از هر کسی انسانی بزرگ میسازد وسلام برمردبزرگ استاد حسین عباسمنش
??
بنده نظرم اینه که انسان باید سعی کند در زندگی خدا گونه باشد در حقیقت هم همینه همانطور که خداوند بی انتهاست علم هم خلقت انسانو وحشتناک اعلام کرده چون تا به حال علم نتونسته به تمام پیچیدگیهای انسانو کامل کشف کند ودلیلش هم واضحه که اصل وجود انسان با خدا یکیست بهمین خاطر بنطرم باید از این زاویه نگاه کرد که اگر من خدا باشم(کهازهمجدانیستیم) چطور فکر وعمل میکردم ایا میرفتم از کسی تقاضا میکردم ایا به کسی نیاز داشتم ایا به فراوانی شکداشتم ایا از نظر خداوند انسان بدی روی زمین هست ایا امکان داشت که به رسیدن به خاستههام شک کنم پس فکر میکنم ما باید سعی کنیم اگر دقیقا نشد تقریبا خداگونه باشیم یعنی باید به این سمت رفت به نظرم راه دیگری وجود ندارد چون انسان جسم نیست وروح هست وروح هم یعنی خداوند وهممون میدونیم که خداوند برای خودش هیچ تبلیغی نکرده هیچ اسراری بکسی نداشته نگران هم نیست ناراحت هم نیست بخودش وقدرتش شک نداره ومن از دورهها واموزشهای استاد اینو فهمیدم که باید(خداگونه) باشیم وبه اون سمتش پیش بریم …
ممنون از همتون وخوشحالم که تو جمع شما هستم???
به نام خداود بخشنده و مهربان
از نظر او چیزی که نتایج استاد رو اینقدر متفاوت کرده قلب پاکی هست که داره و اینکه به قوانینی که میگه و درجهان وجود داره مسلط شده و تمام نتایجش رو از همین قوانین کیهانی بدست میاره. یعنی بعد از شناخت قوانین دیگه کار برمیگرده به اینکه چقدر بتونی از این قوانین خوب استفاده کنی. و نکته مهم تر اینکه بدونی تمام نتایج که وارد زندگی میشه بر اساس همین قوانین هست و دست به دامن عوامل دیگه ای نباشی یعنی فقط و فقط به همین چیزی که بهش ایمان داری و قلبت بهش گواهی میده و نتایجش رو دیدی و تجربه کردی اما در اثر گذشت زمان کم کم فراموش شده و کمرنگ شده. فقط و فقط از این عامل بخوای نتیجه بگیری
به شکل دیگه بخوام بگم اینکه تو سعی کنی از درون حالت خوب باشه و طرز تفکر، باورها و شخصیتی ثابت قدم برای خودت داشته باشی که نتیجه احساسیش حال خوب و لذت هست بقیه کارها خودبخود انجام میشه. ایده ای که باید انجام بدی تا کارت رشد کنه بهت گفته میشه و انجامش میدی و خیلی راحت نتیجه وارد زندگیت میشه. همین موضوع ساده در ابعاد خیلی گسترده تر هم تکرار میشه که اسمش هست زندگی.
از نظر علمی بخوام بگم که چرا با اینکه استاد تبلیغ خاصی نمیکنه ولی اینقدر بازدید سایت و نتایج خوب میگیره این هست که تمرکز روی محتوی غنی و ارزشمند هست و همین باعث میشه که افراد بخوان وارد داستان بشن وهمه چیز اتوماتیک انجام میشه.
بهرحال برای اینکه چنین نتایج خوبی رو همیشه ما توی زندگی بگیریم لازمش این هست که خیلی خوب همیشه روی فکرمو کار کنیم و ارتباطمون با خدا رو بهتر و بهتر کنیم
واین مسلما در حد حرف کاری انجام نمیده زمانی تغییر ایجاد میشه که در شخصیت و منش و عملمون تاثیرش رو ببینیم. اونوقت نتایج هم به صورت خیلی عادی و طبیعی و زیبا وارد زندگی ما میشن و انسان باهوش کسیه که این نتایج و این قانون رو تایید کنه تا این باور که احساس خوب یعنی اتفاقات خوب رو در خودش تقویت کنه و وقتی که این باور وجود داشته باشه، اونوقته که آزاد و رها هستی از خواستت وزندگیت رو میکنی و لذت میبری و خواسته هات هم یکی یکی برات بوجود میان، به اندازه ای که باورهای درستی درموردشون ایجاد کرده باشی. خیلی راحت و طبیعی.
من این متن رو نوشتم برای اینکه آگاهی هام رو مرور کرده باشم که بسیار لذت بخش بود و هم اینکه ردپایی گذاشته باشم تا بتونم سیر تکاملی خودم رو مشاهده کنم
باسلام خدمت استاد بزرگوارم و همچنین تک تک اعضای خانواده بزرگ و صمیمی گروه تحقیقاتی عباس منش
خداوند را سپاسگزارم که ما را به راه راست هدایت کرده، راه کسانی که به آنها نعمت داده٫
استاد عزیزم سپاسگزارم بابت این همه آگاهی
اعضای خانواده عباس منش، دوستان عزیزم ، سپاسگزارم بابت همه ی آگاهی هایی که ارسال می کنید و استفاده می کنیم٫
پاسخ اینجاب به سوال:
به عقیده بنده آن چیزی که باعث متفاوت بودن نتایج استاد و سایر افراد موفق میشه،
حاصل سه شناخت، باور و ایمان می باشد٫
۱- خودشناسی، خودباوری و ایمان به خود( همون شناخت و باوری که باعث کنترل، مدیریت و هدایت خود میشه ، همون شناختی که باعث شروع شناخت خالقم می شود)
۲- شناخت، باور و ایمان به رب العالمین( شناخت خالق خودم و خالق جهان هستی تنها قدرت مطلق که داناترین، تواناترین، داراترین ، بخشنده ترین، مهربان ترین، نزدیک ترین و بهترین هدایتگر است٫
۳- شناخت، باور و ایمان به اهدافم، مقصدم ، خواسته هام( خواسته هام رو شفاف بشناسم، خواسته هام برام جذاب باشن، باور داشته باشم که با ایمان به خود و ایمان به خدا به خواسته هام میرسم٫
( ونشانه ی ایمان، با آرامش و احساس خوب عمل کردن است)
ان شاالله ،به خواست و اراده خودتون و به لطف و هدایت رب العالمین؛
اندیشه ی زیبا در ذهنتان، احساس و آرامش زیبا در قلبتان، رفتار زیبا در عملتان ، نگاه زیبا در چشمانتان، لبخند زیبا بر لبانتان، کلام زیبا بر زبانتان همیشه جاری بشه٫
?سعادتمند در دنیا و آخرت باشید?
سلام خدمت استاد عزیز تر ازجانم
به نظر من مهمترین عامل ایجاد باورهای توحیدی است به این صورت که من با توکل به خداوند و ایمان به اینکه وقتی من هدفم درهر بیزینسی ایجاد ارزش افزوده برای بندگان خدا که خود بخشی از وجود همون خدای رزاق هستندباشد همون خدایی که آگاهی اش مطلق به همه چی هستش خودش راه رو برای من باز می کنه و گروه گروه انسان ها رو در نقش مشتری و ثروت وارد زندگی من می کنه اگر من بخوام الان درابطه با این عوامل نظر بدم ۹۹٫۹۹۹۹% ایجادباورهای مناسب تاثیر دارد و اگر ایجاد باورهای سالم باشند قطعا درمسیری قرار خواهم گرفت که درپی آن مهارت و دانش موردنیازآن شغل هم به من داده خواهد شد و ایده های آن به من الهام خواهد شد
با سلام. از نظر من همونطور که استاد عباس منش اشاره کرده اند که در قرآن ، خداوند فرموده است : بخوان تا اجابت کنم تو را ، و این موضوع که بخواهید تا به شما داده شود، خداوند جهان را به گونه ای آفریده است که مطابق با خواسته ی ما ، به ما جواب داده خواهد شد. جهان با توجه به نوع خواسته ای که به جهان ارسال کرده ایم ، همجنس و هم فرکانس همان درخواست را به ما باز میگرداند. خواسته ی ما در واقع بذری هست که در زمین میکاریم و با دادن غذا و شرایط رشد ( در اینجا منظور زمان و تکرار باورهاست ) آن بذر رشد کرده و یقینا با ادامه ی شرایط رشد به ثمر می نشیند و تاکید میکنم که ثمر بذر فقط ثمری هست که آن بذر میتواند بدهد. بذر ثروت بکارید ثمر آن ثروت و بذر فقر بکارید ثمر آن فقر خواهد بود . بذر ثروت فقط ثروت را ثمر میدهد و اگر فقر کاشتید منتظر ثروت نباید باشید چون بذر فقر فقط ثمر فقر را میتواند بدهد.
با سلام
الان نزدیک به یک سال هست که آگاهیهای استاد رو دنبال میکنم وپیگیرمطالب بسیار پربار ایشون هستم وهرجا توی هرمسءله ای که دنبال یه پاسخ بودم با مطالعه ی مطالب استاد وهمچنین مطالعه ی مطالب خانم شایسته وهمچنین شما دوستان بزرگوارم تنها به یک پاسخ رسیدم وان هم تغییر باور در رابطه با اون مسائل بوده، ساخت باور، تغییر باور، تکرار افکار، قدرت افکار، قدرت تجسم، قدرت باورها وخلاصه همه ی پاسخها به همه ی سؤالات ی که در ذهنم در هرموردی چه در کسب وکار، چه در روابط چه در سلامتی وچه در معنویت همه حول محور قدرت فکر وباور میچرخد، عامیانه بگم، ادم هرچیو باور کنه، همون میشه نتیجش!
وفقط باباور همین یه جمله ی ساده به صورت ریشه ای توی هر موضوعی، دیگه انتخاب با ماست که چه چیزی رو باور کنیم؟!
در مورد کسب وکار پرسیده شده که چرا انقدر نحوه ی فعالیت استاد با سایرین فرق داره ولی ایشون با توجه به اینکه ابزار ویا روش ویا تکنیکهای دیگران را استفاده نمیکنند اما به مراتب نتایج بهتری میگیرند٫٫٫٫٫٫
دوستان پاسخ این سؤال به نظر من، فقط باورهای استاد هست، اگر ایشون هم مثل سایرین، قدرت رقبا رو باور میکرد، قطعاً رقبای زیادی بودند که تو فعالیت استاد تأثیر گذار بودند،ولی ایشون حتی رقبا رو، اون وقتی که اونها توی سمینارهاشون از استاد بد میگفتند وقصد تخریب استاد رو داشتند، استاد اونهارو به عنوان دستهایی از دستان خداوند برای موفقیتشون باور داشتند وباور دارند ونتایج همیشه حاصل باورهاست واینگونه بود که من در سایتی از یه بنده خدایی که داشت استاد رو تخریب میکرد، کنجکاو شدم ببینم این عباس منش که این آقای به ظاهر استاد٫٫٫ داره ازش بد میگه وعقاید وآگاهی های استاد عباس منشو میکوبه! کیه؟! ومطمئن هستم خیلیها از طریق همین حرفهای رقبای استاد با سایت استاد آشنا شدن واشنایی با سایت در اندک زمانی منجر به خرید محصولاتی شده که هر کدومش به تنهایی میلیاردها تومان برای خریدار ومیلیونها تومن برای استاد سودآوری داشته٫٫٫٫٫٫
در مورد تبلیغات٫٫٫
من بارها در صحبتهای استاد شنیدم که گفتند که خدا برای من همه کار میکنه، من احتیاجی به تبلیغ ندارم، یعنی استاد باور کردند که خداوند مشتریان رو به سمت ایشون هدایت میکنند البته این نگاه ساده به این موضوع هست که من همیشه برای اینکه مفاهیم قوانین رو به خوبی درک کنم اونها رو اول ساده میکنم بعد به خورد وجودم میدهم، اما نگاه عمیق تر استاد، یا باور عمیق ایشون به این موضوع این بوده که استاد ما بخاطر باورها شون توی تمام زمینه های زندگی که مهمترین اونها باور به فراوانی، باور به اینکه تنها قدرت جهان هستی خداونده وباور عمیق توحید وباور لیاقت وعزت نفس وباور به تواناییهای خودشون و٫٫٫٫ هرلحظه در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستی هستند که این فرکانسها استاد رو در مداری قرار میده که مطابق با فرکانسهای ارسالیه ایشون در هر لحظه هست، واتفاقات ونتایج توی مدارهای مختلف متفاوته، واستاد این رو باور ساختند که من در مداری هستم که آدمهای هم فرکانس من هم توی اون مدار وارد میشن، بخاطر اینه که میان محصول قدمو برای ما واسه عرضه بزارن میگن اگر تو مدارش باشین میآیید میخرید، ومن بعد نزدیک به یکسال آشنایی با قوانین توسط استاد، مراحل تکاملم طی شد وتو مدار فروش محصول قدم استاد قرار گرفتم، پولش به راحتی ردیف شد وبهم الهام شد با نشونه هایی که قبلا عرض کردم، اومدم و محصول قدم ١و٢ رو خریدم، چرا چون باور استاد این بود که تبلیغ واسه چی؟ تکنیک بازاریابی واسه چی؟ مدرک روانشناسی واسه چی؟ من با باور اینکه من با باورهایم الان در مداری هستم که کسانی که با باورهاشون تو مدار خرید این محصولند خودشون براحتی میان ومیخرن٫٫٫٫٫
اگه ما مثل استاد، خدا رو باور کنیم، توحید عملی داشته باشیم، باور کنیم که در جهان بی نهایت مشتری هست ونگران کم شدن مشتری نباشیم وباور کنیم که هر لحظه داره مشتریها بیشتر وبیشتر میشه، به همکارانمون به چشم کسی که قدرت داره ومیتونه باعث کم شدن مشتریهای ما بشه نگاه نکنیم وباور کنیم که بیش از نیاز هممون در جهان مشتری هست، دیگه دنبال بازاریابی وتبلیغ بهتر وبیشتر نخواهیم بود، اگه به کیفیت محصولی که به مشتری ارائه میدیم باور ارزشمندی ولیاقت داشته باشیم، فرقی نمیکنه چه یه فایل آموزشی باشه، چه خدمات اینترنتی باشه، چه یه جعبه شیرینی یا یه پرس غذا!
باور داشته باشیم که چیزی که دارم میفروشم در نوع خودش عالیه وبهتر از این هم میشه، چون نباید خیلی کمال گرا بود و همیشه فرصت برای بهتر شدن هست٫ بنابراین فرکانسی که به جهان ارسال میکنیم اینه که محصول من خیلی ارزشمنده واین فرکانس من رو در مداری قرار میده که توی اون آدمهایی هستند که بدنبال محصول ارزشمند میباشند وعرضه وتقاضا صورت میگیره ودیگه نیازی به قول استاد به تکنیک خاصی نیست٫
البته برای کسی که باور داره که باید حتماً کلی هزینه تبلیغات بده، باید کلی هزینه برای مثلا بازاریابی بده، قطعاً چون اینو باور داره باید از همون مسیر بره واون مسیر سختیه، مسیری که فقط بخاطر چنین باوری تبدیل به یک مسیر پر هزینه شده، میتونه با تغییر باور تبدیل به یک مسیر بسیار کم هزینه وکم دردسر وبسیار سودآور بشه، فقط کافیه قدم به قدم مراحل زیر رو انجام بدیم٫
١٫کنترل وتغییر ورودیهای ذهن، این که بجای حرفهای اون دسته آدمهایی که معتقدند وباور دارند که فقط از طریق تبلیغات وبازاریابیهای سرسام آور وهمچنین نیروهای زیاد وپرهزینه ی کار میشه مشتری زیادی داشت بریم به نحوه ی عملکرد بسیار موفق آدمهایی توجه کنیم که بر خلاف نظر اونها فکر میکنند، عمل میکنند ونتایج خیلی خوبی میگیرند، نمونه ی بارزش استاد که هممون کم وبیش با عملکردها ونتیجه هاش آشنا هستیم نه تبلیغ نه بازاریابی ونه یک شرکت به دهها نفر کارمند، اما نتیجه خیلی عالیه، پس خلاف نظر اون دوستان هم جواب میده به شرط باور وایمان
٢٫با پیدا کردن نمونه های بسیار مثل استاد، که با کمترین هزینه وساده ترین مسیر، تونستند نتایج بسیار خوبی بگیرند وتوجه کردن به عملکرد اونها وتکرار وتکرار این افکار، که میشه این طوری هم ثروت ساخت وتوی کسب وکار موفق شد، کم کم اون افکار مکرر تکرار شده وبادیدن نمونه های عینیش، باورها ساخته میشن، وباورهایی که ساخته شدن، فرکانسهای حاصل از اون باورها در جهان شروع به ارسال میشن ونتایج کم کم پدیدار میشن، مشتریها وارد مدار فروش ما میشن والبته با طی کردن مراحل تکامل روز به روز وماه به ماه تعدادشون افزایش پیدا میکنه٫
٣٫حالا تکامل چه جوری اتفاق میافته؟!
وقتی با دیدن نتایج دیگران باورات ساخته شد، کم کم یه سری نتایج کوچیک واسه خودت بوجود میان، چند تا مشتری!
ناشکری نکن، نگو این چیه؟ اینم شد نتیجه! بگو خدایا شکررررررررررت ،پس قانون باورهام داره جواب میده وبیا با شکر گزاری وتایید قوانین وتکرار همون باورهایی که ساختی، نتایج کمی بزرگتر بخواه ومطمئن باش که توی این مرحله از تکامل تعداد مشتریات بیشتر میشن واینقدر این روندو ادامه بده وآرامش داشته باش وسپاسگزار باش وباورهاتو دست کم نگیر که هر چیزی که باورش ساخته بشه نتایجش میاد وحالا باید خودتو آماده ی بهمنی از فراوانیه مشتری ببینی، خدایا شکرت!
در پایان پاسخم بگم که من وهمسرم توی شغل رستوران هستیم وواسه نشون دادن واقعیتهایی که خیلی ساده وراحت به اوج رسیدن توی شغل ما، جستجو کردیم، دوستان روستای سرولات نزدیک رامسر رفتین، یه سر به رستوران خاور خانم بزنید، من تو یه مصاحبه از این خانم انجام شده بود، پاسخی شنیدم که برام شد باور!
مصاحبه کننده؛ خاور خانم با توجه به اینکه ما توی جاده یا هیچ جای دیگه هیچ تبلیغی از شما ندیدیم، این همه توریست خارجی وداخلی از کجا باشما ورستورانتون آشنا شدن که نزدیک به دوساعت فقط تو نوبت فیش غذا میایستند؟
خاورخانم؛ خدا داره واسم تبلیغ میکنه، بعد مشتریام که میان اوناهم میرن برام مشتری میارن، این کارارو خداداره واسم انجام میده!!!
دوستای خوبم هرچی که تا اینجای آشناییم با قوانین جهان هستی درک کرده بودم نوشتم، امیدوارم مفید واقع بشه براتون، من قانون رو ساده میکنم مثل قندی که توی چای حل میشه بعد سر میکشم تا بره تو خورد وجودم
نه تکنیک خاص، نه حرفای قلنبه صلنبه!
فقط وفقط راجع به هر موضوعی توی زندگی، اول باور درست وراحتشو بساز، بعد همه چی طبق باوری که ساختی انجام میشه!
اگه باور کنی کمه، پس کم میشه!
اگه باور کنی زیاده، پس زیاد میشه!
اگه باور کنی، بیماری، پس بیمار میشی!
اگه باور کنی، همیشه سلامتی، پس سلامت میشی!
اگه فقر وباور کنی، فقیر واگه ثروت باور کنی ثروتمند میشی!
اگه٫٫٫٫
اگه٫٫٫
همه چیز توی افکار وباورهای ما ساخته میشه، مثل یک پلن نقشه ساختمان، بعد به تایید جهان میرسه، مثل تاییدیه شهرداری، بعد ساخته میشه تو واقعیت، مثل همه ی ساختمانهایی که هرروز ساخته میشن٫
ودر نهایت بگم که من یاد گرفتم که هیچ عامل بیرونی، هیچ تأثیری توی نتایج زندگیه من نداره، جز افکار وباورهای خودم٫
????سلامت، سعادتمند وثروت مند باشیم همگی در پناه رب٫
سلام
ممنون از دیدگاه پر محتواتون که اینقدر احساس خوبی به ما داد به خصوص اون قسمتش که گفتین افرادی که خودشون رو رقیب استاد میدونستن از ایشون بد گفتن چون منم واقعا نیاز به این باور عالی داشتم.
بنام خدای مهربون و دوست داشتنی، سلام به همگی دوستان، خانم بشارتی عزیز چقدر کامنت تون زیبا وپر از آگاهی بود مخصوصا اون قسمت که نوشته بودید ساده اش میکنین مثل قندی که تو چایی حل میشه و به خورد وجود تون میره خیلی به دلم نشست و قسمت آخرش که به نقشه ساختمون تشبیه کرده بودین چقدر جالب و واقعی بود موفق و پیروز باشید
به نام رب فراوانی ها و مهربانی ها من عضو جدید خانواده صمیمی عباس منش هستم و نزدیک دوماهه به حرفای استاد گوش میدم و ازشون لذت میبرم و تمام سعیم اینکه به این حرفا عمل کنم چرا که نتایج کوچکی هم که بدست میارم لذتی چند برابر در من ایجاد میکنه من هنوز توان مالی آنچنانی ندارم که بتونم محصولات استادو تهیه کنم ولی توی فایل های رایگان استاد فهمیدم که من واقعا آمادگی و لیاقت اینو داشتم که با سایت استاد عزیز آشنا بشم و مهم تر از این خواسته هامو فراموش نکنم و الان میخوام یه قسمتی از دانسته های اندکمو اینجا بنویسم هم بقیه دوستان ازش استفاده کنند و هم بعنوان قدردانی یک انرژی خوب در استاد عزیزم ایجاد کنم میدونم که استاد با حوصله تمام تمام کامنتهارو میخونن
ما همیشه بدنبال ابزار خوب و اصلی هستیم که ب کمک اون ابزار بتونیم به هدفمون برسیم و این ابزاره هرچقد خوب باشه مارو در رسیدن به هدفمون جلو میندازه ولی به باور من افکار باورهارو میسازن و باورها فرکانس هارو از رو هست که استاد همیشه میگه کنترل ذهن خیلی مهمه چون افکار تبدیل میشن به باورها باورهایی که گاه اینقدر ضعیفن که فقط در حد چند ساعت حال مارو خوب میکنند و باورهایی قوی که هی با تکرار شدن، افکار درست تقویت میشن اینقدر تقویت میشوند تا زندگی افرادو در سمت هدفشون یا برعکس(اگه افکار منفی باشه) میسازن از این رو خیلی مهمه افکار درستی از همه چیز داشته باشیم و در اولین قدمم چیزی که میتونست منو بسمت افکار درس سوق بده ایمان بخدا بود ایمانی که هروقت بهش فکر میکنم با تمام وجودم خداروشکر میکنم و بعضی وقتا اشک توی چشمانم جمع میشود ولی با این وجود نمیدونم چرا عملی که از ته دل میخوامو نمیتونم داشته باشم شاید دلیلش کمال گراییم باشه ٫٫٫ ولی با این وجود ایمانم باعث میشه همیشه افکار درستی داشته باشم نگرشای مثبتو توی ذهنم پرورش بدم کمتر اتفاق میفته به کاستی ها فکر میکنم لحظه به لحظه دارم به زیبایی های زندگیم فکر میکنم و خداروشکر میکنم باورهای درستی توی ذهنم ساختم باورهای کوچولو ولی خوب همین باورها فرکانسامو میسازن فرکانسهایی که منو بیشتر از درستی قانون هستی اگاهم میکنه فرکانسهایی که توی این مدت کم نتیجه هایی برام داشته مثلا از سمت کسی که اصلا فکرشو نمیکردم بهم پیشنهاد کار بشه مطمئنم که اینا همش بخاطر فرکانسه اینو میدونم که دارم قدم هاییو در مسیر خواسته هام برمیدارم قضیه رودخانه که استاد گفتن اصلا از یادم نمیره فقط باید قدم اول برداشته باید بری روی سنگ اول تا سنگ دومو ببینی و همینطور سنگ ها و قدم های بعدیو این فرکانسا هستن که همه چیو بوجود میارن و همه این فرکانسهای خوب در جهت یک هدفن یک خواسته یک ایمان یه زندگی نامحدود یک رابطه عاشقانه و ٫٫٫ ار اونجاییم که گفتیم ابزار کمک میکنند تا به هدفمون برسیم به باور من همین ابزار را هم فرکانسها جذب و فراهم میاورند از ابزار استفاده کردن بد نیست چرا که راحتی خودمونو بهمراه دارن چرا که ابزاره باعث میشن راحتر هدفمونو ببینیم راحتر باورهای درستی بسازیم همه اینا نتیجه توکل و تعمد ما هستن استاد عزیز هم بنظرم از این روش استفاده کردن باورهایی درست ایشون باعث شده فرکانسهای بقیه که دنبال راهی برای تغییر زندگیشون هستنو بسمت خودشون جذب کنند بدون باوردرست بدون توکل به خداوند ابزار بتنهایی نتیجه ای حتی یکصدم این نتایج را بدنبال نخواهند داشت
با سپاس فراوان
بهنام خالق هدایتگر مهربان
آقای سعید اصغر زاده عزیز دوست الهی وهم فرکانس من
حضورتون رو در این جمع وخانواده صمیمی الهی عباس منش از صمیم قلب تبریک میگم وله گفته خودتون لایق تر شدین که اینجا پا گذاشتید مدارتون خیلی بالاتر از همه ی مردم دنیاست خیلییییی به خداتون وخودتون واین نعمت بودن در اینجا افتخار کنید ??????
سپاسگزارم برای پخش آگاهی نظرررر شما هم بسیار ارزشمند است وواقعااا من خوشحال تر میشم وقتی دوستان تازه ای به سایت اضافه میشن لبخندم پهن تر از همیشه میشه وذوق میکنم ٫
راهتون همیشه سبز زیبا و پر از آرامش وعشق وثروت باشد ٫
با آرزوی بهترین ها برای شما دوست عزیز ??