این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/04/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-04-23 08:09:302024-12-18 13:01:15سریال زندگی در بهشت | قسمت 2
694نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد دیروز خداوند هدایتم کرد که هرشب قبل از خواب یک قسمت از زندگی در بهشت و یک قسمت از سریال سفر به دور آمریکا رو نگاه کنم و امشب شب دومم هست و وقتی این قسمت رو دیدم خدای من دقیقا اتفاقاتی رو این قسمت برای من تداعی کرد که امروز برام اتفاق افتاد که دوست دارم تعریف کنم که
:::
::::
هم ایمان خودم قوی تر بشه
هم اتفاقات امروز رو یاد آوری کنم به خودم
وهم ردپایی از خودم به جای بگذارم
وهم خدا می دونه شاید توی همین کامنت خداوند کلماتی رو بر زبان و قلمم جاری کنه تا برسه به دست آنکس که باید برسه، همچنان که کامنت انتخابی لیلا عزیز این چراغ و ندا رو در قلب من روشن کرد که اتفاقات امروزم رو با خودم مرور کنم و بیام این جا بازگو کنم و خدا رو سپاسگزاری کنم بابت این همه نعمت از یک اتفاق ساده از یک تصمیم ساده که بهم عطا کرد
:::
آخه استاد راستش خداگفت کامنت بنویس
منم چون ساعت دو نصف شب و خسته ام و خوابم میاد اولش خواستم گوش ندم و ننویسم امااین ندا آنقدر قوی بود که یک لحظه به خودم اومدم و گفتم خدایا من تسلیم هستم حتما نوشتن این کامنت یک خیریتی توش هست و مطمئن هستم که هست همچنان که امروز به حرفت گوش کردم و واووو چقدر نعمت بهم عطا کردی
خدایا بابت تمامی نعماتی که امروز بهم عطا کردی بی نهایت سپاسگزارم
داستان امروز رضا رستمی::
به نام خداوند هدایتگرم
خدایا هدایتم کن آنچه که باید را بنویسم
خدایا خودت قلمم شو
خدایا به هر خیر و نعمتی از جانب تو تسلیم هستم
استاد چند روز پیش خدا بهم الهام کرد که اتفاقات معوقه ای که توی زندگی ات هست رو بنویس ، کوچیک و بزرگش اصلا مهم نیست ، فقط بنویس
ومنم نوشتم حدود 6 یا 7 تا یکی شون شستن موتورم بود که دیروز انجام دادم بعد هی هدایتم کرد بهبود در 3 قسمت دیگه موتورم انجام بدم و خودش راه حل هارو بهم می گفت که چکار کنم و من وقتی یک قسمت رو انجام دادم مثلا شستن اولیش به این فکر بودم که فقط تمومش کنم ولی وقتی تموم کردم اون احساس لذت بخشی که دریافت کردم ترغیبم کرد به حرفش بیشتر و بیشتر گوش بدم و بازهم احساس های زیباتر و وقتی به خودم اومدم دیدم هی درخواست ازم می کنه حالا این کارم انجام بدیم و دیدم داره میگه حالا اون چیز هایی که از استاد عباسمنش و خانم شایسته یاد گرفتی رو پیاده کن در کار هایی که انجام می دی آخه چند روز پیش اون فایل زندگی در بهشت رو دیدم فکر می کنم قسمت 114و 115 و 116 زندگی در بهشت باشه که تراکتور داخل گل گیر کرده بود
اینم بگم واقعا
توی اون شرایط آرامش تون
رو ، توجه به نکات مثبت رو ، احساس خوب رو ، رهایی رو ، اعتماد به نفس تون رو ، ثروت تون رو ، روابط تون رو و کلی نکات زیبایی که ازتون دیدم رو تحسین کردم با تمام وجودم
و شما استاد توی اون فایل گفتین شاید دیگر هیچ وقت همچین فرصتی پیش نیاد واسه من و الان وقتشه ایده هامو تست کنم برای بیرو آوردن تراکتور از تو گل ، شما هم می تونین وقتی مسئله ای واستون پیش میاد یا در مسیر زندگی ایده های خود تون رو تست کنید و درس هایی که می گیرید و راه هایی که یا می گیرید و تجربه هایی که کسب میکنید مهارت هایی که بالا می برید به شما اعتماد به نفس و عزت نفس بیشتر برای حل مسائل بیشتر میده و این که از خود مسئله نترسی و این طبیعی که یک مسئله در زندگی اشخاص باشه و کسی که مسئله نداره زیر خاک و ما با حل مسائل مون بزرگ تر میشیم و ظرف وجودی مون بزرگ تر می شود و مدارمون بالا تر می رود برای دریافت نعمت های بیشتر
خلاصه کلی درس برام داشت اون فایل
ازتون بی نهایت سپاسگزارم
برگردیم به مسائل رضا رستمی
بعد هی از خدا هدایت می خواستم و اون کار هایی که موتورم لازم داشت رو انجام دادم بدون این که لازم باشه برم مکانیکی ونتیجه واقعا عالی شد و این که من احساس خیلی عالی نسبت به خودم و خود باوری ام پیدا کردم که من می تونم و من ارزشمندم و چقدر آسون و امکانپذیر
خدایا سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم
یکی دیگه از کار های معوقه ام تمیز کردن دم واحد خودمون بود و همون دیروز گفت بریم سراغ تمیز کاری و منم گفتم بریم ما تو طبقه 3 یعنی طبقه آخر هستیم و دم واحد خودمون توی طبقه 3 رو تمیز کردم تا پشت بام اما از آنجا به سمت پایین از خرداد ماه تا الان تمیز نشده یعنی 2 یا 3 ماه که کل ساختمان نظافت نشده چون اون اتفاقات توی کشور افتاد بعدش هم گفتن هرکی دم واحد خودش رو تمیز کنه من چند بار واسه خودمون رو تمیز کردم اما واحد های پایین مال خودشون رو تمییز نمی کردن و خیلی راه رو و مشاعات نا زیبا شده بود
بعد دیگه با خیال خودم من مال خودمون رو تمیز کردم اونا هم مال خودشون رو تمیز کنن کاری بهشون ندارم
اما اتفاقی که افتاد همون روز برای سرویس کولر و درست کردن نشتی آب رفته بودن پشت بام و توی رفت و برگشت پاشون خیس بود و گرد و خاک هم که از پایین با خودشون آورده بودن بالا و یک نقش و نگار های زیبایی روی این سرامیک سفید رنگ ایجاد شده بود که نگم برات استاد ، اینم بگم چون ما توی طبقه آخر هستیم باید از وسط گرد و خاک رد بشی تا برسی به واحد خودت یعنی درست که من طبقه خودمون رو تمیز کرده بودم اما مسئله از ریشه حل نشده بود و یعنی عملا باز اون نازیبایی بود
حالا امروز تصمیم گرفتم دوباره مال خودمون و تمییز کنم یه حسی منو سوق می داد به این کار و بعد صبحانه رفتم و دست به کار شدم بعد خدا گفت بیا و این هنر نمایی گربه هارم تمیز کن منم گفتم باشه بعد گفت بیا این نرده هارم تمیز کن منم تمیز کردم گفت بیا این قرنیز هارم تمیز کنیم اونا هم تمیز شد بعد دیدم از دم پشت بام اومدم توی طبقه دوم هستم دیدم گفت تو که طی دستت به سمت پایین هم میری یکم اینم تمیز کن کسی هم تو ساختمان نبود دیدم کل شو تاپایین تمیز کردم بعد نرده ها وبعدقرنیز هارو یعنی 3 طبقه رو تمیز کردم یهو گفت در پارکینگ هم تمییز کن داشتم در پارکینگ و تمیز می کردم که همون آقایی که نذاشت نظافت چی بیاریم کلی ازم تشکر و قدردانی کرد ومن کلی خوشحال شدم و گفتش آقای رستمی این کاری که شما انجام دادین وظیفه نظافت چی بوده نه شما و واسه این زحمتی که کشیدین قدردان زحمت هاتون هستم اما باید پولش هم به شما داده بشه و چون شلنگ هم نبود اصلا اجازه نداد پارکینگ رو هم بشورم گفت نمی خواد این همت شما خودش یه دنیا می ارزه و با این حال خودم یه جارو زدم و تمامشده و الان نتیجه ای که حاصل شد واوووووو خدای من چقدر ساختمان تمیز شده بود واقعا عالی بود بعد از نزدیک 6 ساعت و 650,000تومان دریافت کردم
خدایا بی نهایت سپاسگزارم
اما درس هایی که من از این کار و باتوجه به فایل زندگی در بهشت و آموزهایی که از شما استاد عزیزم یاد گرفتم رو دوست دارم بنویسم :::
1_ من با این نیت شروع کردم که فقط دم خونه خودمون رو تمیز کنم ولی وقتی توی مسیر افتادم و به الهامات و هدایت خدا گوش کردم قدم برداشتم مسیر منو کشید به جاهایی که اصلا هدف وقصد من نبود اما من تمیزی رو دوست دارم و به اصطلاح اون مومنتوم شکل گرفت و تا تهش رفتم چون این وضعیت رو نمی تونستم تحمل کنم و از طرفی هر روز از وسطش رد میشدم یعنی برام رنج آور شده بود
یه چیز دیگه هم هست این هدایت والهامات قدم به قدم احساس می کنم خیلی تاثیر گذار بود چون اگر از اول اول می گفت کل ساختمان و تمیز کن خدا شاهده قبول نمی کردم اما این قدم به قدم و هی بهبود از یک قسمت به قسمت دیگه اصلا متوجه گذر زمان و یا سختی کار نشدم وقتی تمام شد دیدم 6 ساعت کار کردم
پس یعنی آقا رضا وقتی خدا الهامی می کنه فلان کار رو انجام بده اگر دلیلشم نمی دونی بگو چشم و انجام بده
واین که لازم نیست کل مسیر رو بدونی بعد اقدام کنی این قدم به قدم هدایتی که نمی دونی قدم بعدی چیه و خودش سورپرایز ، هم زیباست و هم باعث تضعیف روحیه نمی شه که اصلا آن کار یا آن مسیر رو از ترس رها کنی که بگی این خیلی سخت اصلا فکرشم نکن
خدایا بی نهایت سپاسگزارم
2_ من تمیزی رو دوست دارم و اونو درخواست کردم و قدم برداشتم و خدا اونو بهم عطا کرد یعنی آقا رضا مهم نیس که چه خواسته ای داری هر خواسته ای داری، هر خواسته ای هرچقدر که بزرگ باشه، واسه خدا خیلی کوچیک تو باید باور هاتو بزرگ کنی تو باید خداوندی رو باور کنی که رب العالمین و فرمانروای
کیهان و تو از اون درخواست می کنی و خودش اجابت درخواست های تو رو بر عهده گرفته چطوری شو نمی دونم ام اون می دونه و قدرتشم داره
حتی اگر با اون خواسته تو در یک جمعی مخالفی هم وجود داشته باشه دیدی که خود همون مخالف چقدر دلش نرم شده بود چقدر تشکر و قدردانی کرد وهمون شخصی که می گفت واسه ساختمان خرج نتراشید خودش اطلاع رسانی کرد خودش همون شب پولم واست جمع کرد بعدش گفت نمی خواد پارکینگ رو هم بشوری کارم واست آسون کرد
یعنی بذار خدا کار هارو واست آسون کنه
خدایا بی نهایت سپاسگزارم
3_ترمز مخفی یک شخصی از بیرون بیاد یا یک عامل خارجی یا یک عامل بیرونی غیر از رضا رستمی
با دستان خودم با اقدام خودم و با حرکت کردن خودم نتایج به وجود میاد
من اگر تا 100 سال دیگه هم منتظر می موندم کسی نمی اومد اونجارو تمیز کنه اما خودم حرکت کردم و الان دارم از این تمییز ی و زیبایی و پاکیزگی بوی مطبوع لذت می برم خدایا بی نهایت سپاسگزارم
4_ لیاقت و شایستگی و خود ارزشمندی
من خودم رو لایق و شایسته تمیزی و پاکیزگی دانستم و می دونم و با هدایت و حمایت خدا خلقش کردم
خدایا بینهایت سپاسگزارم
5_من خالق شرایط زندگی خودم هستم
من این وضعیت رو قبول نکردم که همین که هست و اونو تغیرش دادم
خدایا بینهایت سپاسگزارم
6_ آقا رضا تو از خدا پرسیدی چه ترمز مخفی یا باور محدود کننده ای دارم که باعث نشتی انرژی من شده یا دلیل سوراخ بودن یا ته نداشتن ظرف دریافت ثروت و نعمت من چیه ؟
خداگفت ::
حرکت کردن
من چند روز پیش یک ترمز مخفی رو در خودم با هدایت خدا شناسایی کردم به نام حرکت کردن، قدم برداشتن ، اقدام کردن ،
دیدی آقا رضا
تو لایق و شایسته حرکت رو به جلو هستی
حرکت کردن چقدر آسان
حرکت کردن چقدر لذت بخش ،
حرکت کردن چه نتایج عالی داره ،
حرکت کردن اصلا ترسناک نیست
تو می تونی حرکت کنی تو می تونی اقدام کنی
و الان اقدام کردی واین شد نتیجه
نگاه کن واقعی و حقیقت داره
پس حرکت کردن امکان پذیر
من لیاقت و شایستگی این و دارم حرکت کنم به سمت خواسته هایم
حرکت کردن لذت بخش
حرکت کردن امکانپذیر
تو می تونی حرکت کنی
ببین چه نتیجه های زیبایی داره
7_ من از خدا درخواست کردم هوامو داشته باشه تا بتونم با تمرکز روی خودم کار کنم و نگران اقساطم نباشم و خودش ورودی مالی واسم فراهم کنه و نیاز های مالی مو اوکی کنه و
خداوند از راهی که فکرشم نمی کردم بهم رزق و روزی عطا کرد آیه 3 سوره طلاق
خدایا بی نهایت سپاسگزارم
8_ فقط کافیه قدم برداری روی خدا حساب کنی آقا رضا و ادامه بدی تو در این مسیر از طرف خداوند بی نهایت از حمایت و هدایت برخوردار هستی و نتیجه رو بسپاری به خودش و از مسیر لذت ببری احساس تو خوب کنی کانون توجه ات رو بزاری روی زیبایی ها نعمت ها داشته هات و نکات مثبت و سپاسگزاری تمام این ها
خدایا بینهایت سپاسگزارم
9_ آقا رضا وقتی باور های درستی داشته باشی ، در مسیر خواسته نتایج عالی به دست میاری
خدایا بینهایت سپاسگزارم
10_
آقا رضا قانون داره کار می کنه دقیق درست و حقیقت داره خدایا بینهایت سپاسگزارم
11_ آقا رضا تو با افکار و باورهات و ارسال فرکانس به جهان هستی داری زندگی تو خلق می کنی و خداوند بی نهایت قدرت به تو عطا کرده برای خلق زندگی وشرایط دلخواهت
خدایا بینهایت سپاسگزارم
12_ من یک خواسته داشتم اونم تمیزی بود اما در کنار آن کلی نتایج دیگه هم خدای من به من بخشید :
پول و ورودی مالی
رابطه زیباتر با اهالی ساختمان
سلامتی بیشتر کلی تحرک و ورزش کردم
یک کارگاه عملی مواجه شدن با:
ترمز مخفی عمل نکردن ،حرکت نکردن ،اقدام نکردن واین که خدایا شکرت میشه این ترمز مخفی رو حذفش کرد از ریشه با هدایت خدا ، اینم یک مثال واضح و شفاف و روشن واسه این که آقا رضا ببین من حرکت کردم و حرکت کردن چقدر شیرین و نتایج عالی داره و اگر حرکت نکنم خدا می دونه از چه نعماتی خودم را محروم می کنم
خدایا بینهایت سپاسگزارم
13_ چقدر احساسم زیبا تر شد
چقدر انرژی مثبت از راهرو ساختمان دریافت مکنم
چقدر ساختمان قشنگ تر شده
خدایا بینهایت سپاسگزارم
14_ رسیدن به خواسته ها چقدر آسان
رسیدن به خواسته هام چقدر لذتبخش
پس برای هر خواسته ای حرکت کنم با هدایت و حمایت خدا می شود به عالی ترین، سرراست ترین راه، راحت ترین، ساده ترین، آسان ترین، طبیعی ترین و بدیهی ترین و عزتمندانه ترین شکل و شیوه ممکن آنرا به دست آورد
خدایا بینهایت سپاسگزارم
15_ آقا رضا تو خواستی بخوابی اما خدا گفت بنویسم بعد از سه ساعت و سی دقیقه این کامنت و نوشتی
حالا سوال
چه احساسی داری ؟
واقعا احساس عالی دارم
اگر بازم بهت بگه انجام میدی ؟
آره بخدا
خدایا چشمانم را بینا کن ، گوشهایم را شنوا کن و قلبم را برای دریافت الهامات باز تر کن و ایمانم را قوی تر کن تا با قدرت بیشتر به الهامات و ایده های از جانب تو و هدایت های تو عمل کنم خدایا من لیاقت و شایستگی شو دارم خدایا من پاره ای از وجود تو هستم خدایا من تکه ای از وجود تو هستم خدایا من با ارزشم خدایا من با ارزش به دنیا آمده ام خدایا تو از روح خودت در من دمیده ای
خدایا من لیاقت و شایستگی هدایت شدن و حمایت شدن از جانب تو را دارم
خدایا تنها تو رو میپرستم تنها از تو یاری میجویم خدایا هدایتم گردان به راه راست به راه و مسیر کسانی که به آنها نعمت بخشیدهای نه گمراهان و نه کسانی که به آنها غضب کردهای
خدایا هر آنچه که دارم از آن توست
خدایا هر لحظه هدایتم کن خدایا هر لحظه به هدایت تو محتاجم
خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
سلام به شب زیبای پرادایس که با هوای خنک و اکسیژن خالِص و صدای جیرجیرکها و آوازشون که روح آدم رو نوازش میکنه خدارو شکر .
سلام به تاریکی شب و سکوتِ بهشت
باید چیزهای اضافی رو به طبیعت تقدیم کرد
باید وسائل اضافه رو که به کارمون نمیاد هر چند وقت یه بار به جهان تقدیم کنیم
یادمه حدودا 2 سال پیش که 12 قدم رو داشتیم با فاطمه جان کار میکردیم
کل انباری رو خالی کردیم و همه وسائل را گزاشتیم بیرون
از شیر گرفته ،رنگ و اسباب بازی و کلی چیزهایی که به کار ما نمیومد و به کار خیلی ها اومد
و وقتی بیرون گزاشتیم شاید خیلی ها اومدن و برداشتند و استفاده کردن از وسائلی که سالم بود و برای ما کاربرد نداشت و به باورهای قبلی برای روز مبادا نگه داشته بودیم.
کلا دوتا دوچرخه موند توی انباری که برای دردونه ها بود.
و چقدر سبک شدیم از این کار و حالمون خوب بود.
چقدر دیدن این شعله ها در دل تاریکی شب و صدای آتیش گرفتن چوب ها لذت بخشه
چقدر رابطه صمیمی و گرم شما دو عزیز تحسین برانگیزه
خدارو شکر
چقدر برای دیدن این زیباییها از ته دلتون ذوق میکنید.
استاد شایسته چقدر خوب گفتید که زندگی نورِ و توجه بیشتر به لحظه های اکنون هست که نور رو در وجودمون شعله ور میکنه و خدایی رو به وسعت بینهایت در کیهان و پیرامونمون به تصویر میکشه
و وقتی در نور هستیم تاریکی فرصت جلوه گری نمیکنه
البته که وجود تاریکی هم نعمته چون باعث میشه نور معنا پیدا کنه ،و نباید در تاریکی موند و در لحظه به سمت نور حرکت کرد و توجه رو به سمت نور برگردوند.
چقدر این آتیش زیباست و چقدر شما در آتیش بازی تبحر دارید استاد.
چقدر این نور زغالها شگفت انگیزه واقعا
وقتی نور رو در وجودمون شعله ور میکنیم با باورهای توحیدی و درست و بالابرنده،باورهای قدیمی و محدود تبدیل به خاکستر میشن و تا زمانی که ما داریم روحمون رو با باورهای قدرتمند کننده و توجه به زیباییها و نکات مثبت خوراک میدیم
اون باورها مجالِ خودنمایی ندارند و آتش زیر خاکستر تازمانی که نور در بالای اون آتیش داره به وسعت بیکران تماشا میکنه حضور خداوند رو
دیگه زندگی در بهشت برامون اتفاق افتاده و خدا در زندگیمون در حال پاسخ دادن هست و نور رو به کل زندگیمون میتابونه با بینهایت نعمت و ثروت و برکت.
استاد جان این شعله ای که شما آگاهانه ایجاد کردید برای من پر از درسه
وقتی داره نور کم میشه با تمام وجود و تعهد باید در نور باقی بمونیم ،خدارو شکر برای این بهشتی که برامون ایجاد کردید ،هر چه در این بهشت هست نعمته و لذته و آگاهی و انسانهای توحیدی و سلام است و سلام
بعد سه سال فعالیت تو سایت ،و بعد اون 12 روز دوری از سایت من بیشتر باید قدردان این بهشت باشم و کلا سر و کارم باید چند ساعتی تو بهشت باشه اینه که فرکانسهای منو خالص میکنه و منو در فرکانس نور ابدی نگه میداره.
در شعله ور کردن نور درون باید تکامل طی کرد و ارام ارام مدار به مدار به فرکانس نور رسید و باید باید با نور یکی بشیم نیاز به هیچ عوامل بیرونی نداریم.
چقدر زیباست به تماشانشستن این اتیش زیبا و جلوه زیبایی رب ،الله اکبر.
سلام به صبح زیبای بهشت،به حرکت ارام موج های روی اب به ابرهای بهشتی دراسمان نیلی و به نسیم خنک و لطیف بهشت.
به اتمام رسوندن کارها به ما لذت میده.
انجام دادن کارها با عشق و طی قانون تکامل و قدم به قدم با عشق و نگاه کردن و توجه به اون پیشرفت های کوچیک مارو وارد فاز و قدم بعدی میکنه.
یاد خودم افتادم استاد جان لباسشویی مون صدای خیلی زیادی میداد و دیگه طوری شد که مجبور شدم خاموشش کنم،
میخواستم خودم باز کنم ولی واقعا میترسیدم و به خودم میگفتم من که تا حالا همچین کاری نکردم ،ولی اومدم با یه باور و نگاه دیگه کارهایی که کرده بودم و توکل کرده بودم به خدا و برام سرانجام خوبی داشت گفتم و بعد با صلاح الله اکبر قدم به قدم باز کردم و فیلم هم گرفتم ،البته قبلِش کلی تو یوتویوپ فیلم نگاه کردم.
خلاصه یه روز کامل ازم وقت گرفت و وقتی دیگ رو اوردم بیرون متوجه شدم ستاره ایِ شفت شکسته ،کامل شفت رو عوض کردم و بستم و به لطف الله ماشین لباسشویی درست شد با هدایت های الهی.
و چقدر خوبه اول کار ادم ناامید نشه و قدم واول رو با باور و ایمان برداره و قدمهای بعدی بهمون گفته میشه.
به قول استاد توی اون قسمت که تراکتور را دراوردن و گفت انگاری جایزه نوبل گرفتم.
واقعا همچین حسی را داشتم که تونستم با هدایت 100 در صد الله و قدم برداشتن این مسئله رو حل کنم.
برای به پایان رسوندن هر کاری باید ادامه داد و ادامه داد و طی حل کردن مسئله کلی تجربه های ناب بدست اورد.
از دقیقه 14:30 به بعد برام کلی درس داشت
1_اول اینکه با انجام دادن هر کاری و اتمام اون احساس ادم خوب میشه و خوب شدن احساس برابر بزرگ شدن ظرف وجودیمون و اگه همینطور ادامه بدیم اتفاق های خوب بهتری رو تجربه میکنیم.
2_برای شروع هر کاری حتی اگه خیلی بزرگ باشه برای ذهنمون و مقاومت داشته باشیم برای انجامِش ،قدم اول رو برداریم و شروع کنیم و اصلا کاری نداشته باشیم کی تموم میشه و به خودمون بگیم الان هر کاری از دستمون بر میاد انجام بدیم.
یه روز سیم کلاج ماشینم خیلی بالا بود و داداشم که تعمیر کار ماشینه ،گفت کار خیلی سختی نیست بیا مغازه ببریمِش پایین.
منم که دوست داشتم خودم انجامِش بدم ،از علامه یوتویوپ کمک گرفتم و با یه اچتر 17 خودم این کار رو انجام دادم ،چقدر حس خوبی به ادم میده واقعا.خدارو شکر که هر لحظه د ر حالِ دریافت هدایت هاش و الهاماتِش هستیم و این بزرگترین نقطه قوت بشریته.
3_ سوم اینکه قراره در حین انجام دادن کارها لذت ببریم از مسیر و حل کردن مسئله و توجهمون به نکات مثبت باشه که حس لذت بهمون بده.و شما با استاد شایسته چقدر شکرگزاری کردید برای اون اتیش زیبا و چقدر با هم شوخی کردید ،چقدر همدیگه رو تحسین کردید .
4_ در اخر هم چون طی مسیر حل کردن مسئله برامون لذت بخش بوده باعث میشه پایان کار یه حس بزرگ شدن و تجربه کردن بهمون دست بده که خودِش میشه پروسه خلق کردن از حل مسائل که در اخر تمیزی و پاکسازی بهشت رو به همراه داشت.
5_
استاد شایسته فرمودید این پرادایس اصلا حقشه ،این همه به ما لذت و زیبایی داده و این همه با بهشت کیف کردیم ،اینم یه نگاه توحیدیه و نگاهتون به جمال و مهربانی ربه که توی کل زندگی فقط و فقط بینهایت بهمون بخشیده و حالا یه بهبودی هم ما با هدایت خودش انجام میدیم و این خیلی زیباست .که جاهایی از زندگیمون که نیاز به بهبود داره بریم تو دلِش و با حل مسائل، بزرگ و بزرگ تر بشیم.
5_ نکته اینه که با دیدن نقطه پایانی و تکرار اون اینقدر انگیزه بگیریم که باعث بشه حرکت کنیم و قدم اول رو برداریم استاد شما تو همه فایلهاتون درس عملی زندگی رو دارید به ما میدید .
بینهایت ازتون سپاسگزارم که این فایل هم با عشق به ما هدیه دادید و در این بهشت کلی کیف کردیم و حل مسئله بهمون حس خوبی داد و کلی درس در همین اقدام عملی بود.
سلام به استاد ارزشمندم و مریم شایسته مهربان و عزیزم و همه اهالی زندگی در بهشت
در این قسمت نمایی از شب پرادایس رو میبینیم.
تاریکی و سکوت شب
آتش و نوری که در تاریکی خیلی خوب متمایز کرده خودشو با بقیه قسمت ها
شروع یک کار ظاهرا سنگین با اراده و تصمیم انجام شد
اینکه بخوای حتی دودی شدن لباس ها رو با طعم لذت بردن و آتیش بازی همراه کنی، خودش یک نکته است.
قدم های کوچیک و ادامه دادن اون قدم ها به آدم و حتی اطرافیانت که با تو همراه هستن انگیزه میده و جوری میشه که اون قدم کوچیک، اون چوب های کوچیک تبدیل بشن به قدم های خیلی بزرگ و چوب های بزرگ و تنه درخت
به تازگی استارت دیدن این سریال رو زدم. قسمت دوم رو چهار روز پیش دیدم. حتی کامنت هم گذاشتم و پایین کامنت من هست.
امروز بدون اینکه اصلا برنامه ریزی کنم یا چیزی از قبل مشخص بشه، به طور خیلیییی اتفاقی به باغ خالم دعوت شدیم و از صبح اونجا بودیم و کلیییییی خوش گذشت. غروب داداشم و شوهر خالم آتیشی درست کردند و خالم شروع به پختن نان کرد. واااای که چقدر خوب بود و مزه داد. حالا جالبی داستان اینجاست هوا تاریک شد و ما رفتیم داخل خونه و از پنجره دیدم که داداشم و شوهر خالم یک آتش بزرگ درست کردن( بعد از پخت نان توسط خالم) به باد این قسمت از سریال افتادم. سریع رفتم کنار آتیش و بعد دیدم که تمام وسایل اضافی داخل باغ رو دارن تو آتیش می سوزونن. شوهر خالم گفت خواستم باغ رو تمیز کنم از چیزای اضافی. نگاه کردم دیدم که دقیقااااا درختای خشک و شاخه های خشک گوشه باغ که هیچ فایده ای نداشتن رو آتیش زدن و بیشتر هیزم اون آتیش هم درخت ها و شاخه های اضافه داخل باغ بودن. دیدم که دارن با هم تو باغ می گردن و چیزای اضافی چند ساله که تو گوشه کنار هست رو میریزن تو آتیش. شوهر خالم گفت میخوام باغ رو پاکسازی کنم. جالب اینجا بود که دیگه هوا هم کاملا تاریک شده بود و بزرگی آتیش به اندازه آتشی که در این سریال دیدیم، بود.
یک لحظه مات و مبهوت چشمام به آتیش خشک شد که خدای منننن، من دقیقا 30 تیر ماه که چند روز پیش بود این صحنه رو در سریال زندگی در بهشت دیدم و الان به طور کاملا اتفاقی و بدون هیچ برنامه ریزی قبلی تو واقعیت و بعد از چند روز دارم میبینمش.
هنوزم تو شوکم از این همه دقیقی قانون که تازه دارم بهش پی میبرم.
ای کاش یک قسمتی به سایت اضافه بشه برای آپلود عکس کنار نوشتن کامنت.
کامنتی که مینویسیم عکس هم قرار بدیم که به دقیق تر بودن قانون پی ببریم و از چنین صحنه هایی که مطابق با فایل موجود در سایت هست عکس قرار بدیم که بیشتر از قبل متوجه دقیق بودن قانون باشیم.
اگر چنین امکانی در سایت بود، عکس آتش رو قرار میدادم که نشون بدم دقیقا همون آتش و همون اتفاق داخل این سریال هست
سلام استاد جان، سلام به خانم شایسته عزیز و سلام به همه دوستان عزیزم
خدا رو شکر میکنم که برگشتم به سایت و آموزشهای استاد.
به قول قرآن انسان عجول است. من باید آروم آروم با دیدن این فایلها با مطالعه کامنتهای دوستان با لذت بردن از این مسیر به خواستههام برسم. با عجله کردن با اینکه بگم کی به هدفم میرسم و دنبال میانبر و طی نکردن تکامل باشم هیچ چیزی درست نمیشه، من باید با کار کردن روی خودم، با سپاسگزاری از داشتهاام، از این لحظهای که توش هستم، دندان عجله رو بکنم و اجازه بدهم که تکاملم طی بشه.
استاد جان، این قسمت از زندگی در بهشت رو دیدم، لذت بردم، خدایا شکرت که تکامل باز هم برام مروز شد، اومدم با خیال راحت شروع کردم به مطالعه کامنتهای دوستان و رای مثبت دادن و لذت بردن و تایید کردن. خدایا کمکم کن که تکاملم رو طی کنم، هر روز یه تیکه چوب کوچیک بیارم بندازم روی این آتیش، تا برسم به شاخهها و تنههای بزرگ و سرزمین پرادایس ذهنم رو زیبا کنم.
خدایا شکرت به خاطر همه چیز، بخاطر نعمت استاد و خانم شایسته عزیز، خدایا شکرت به خاطر این آگاهی، خدایا من سعی میکنم برای رسیدن به خواسته ثروت و خواسته ازدواجی که دارم تکامل رو طی کنم. روی خودم و باورهام کار کنم.
داستان زندگی در بهشتِ استاد و خانم شایسته شاید در نگاه اول فقط دیدن زیبایی ها باشه برای ما و سعی بر تمرکز بر زیبایی ها و قشنگی های ماجراهای استاد و خانم شایسته در پردایس؛ اما وقتی شروعش کردم متوجه شدم تو در واقع با شروع این سریال بعد از آموختن قانون از حرفهای استاد توی فایلهای هدیه حالا این طرز تفکر رو توی زندگی روزمره میبینی! و این چقدر عالیه خدایاشکرت. کلمه به کلمهی صحبتهای استاد و خانم شایسته هدایتی بود تا ما بفهمیم زندگی به روش قانونی خداوند چطوری باید باشه! =)
ممنون از استاد و خانم شایسته برای اشتراک گزاری زندگیشون تا ما ازشون الگو بگیری
خداوندا سپاسگزارم برای این بهشت زیبا که هر روز وقتی این همه زیبایی در این بهشت می بینم واتفاقاتی که در اون می افته کلی درس بهم میده شروع یک کار با قدم های کوچک و ادامه دادن این یک درس مهم هست برای رسیدن به هدف .حالا این هدف هرچی می تونه باشه چه خواسته ی کوچکی باشه چه هدف بزرگی که با انجام کارهای کوچک وروزمره وادامه دادن مسیر تا رسیدن به هدف .
مهم اینه نقطه ی پایانی اونه که لذت رسیدن به اون هدف رو بیشتر می کنه .درس دیگه ام اینه که هر اتفاقی که رخ میده رو فقط زیبایی های اون رو باید دید ، لحظه ایی که استاد شما بنزین ریختید وشعله پخش شد من یک لحظه ترسیدم که نکنه آتش به سمت شما که بنزین همراه دارین بیاد اما خدا رو شکر همه چی خوب پیش رفت وقتی مریم عزیز گفت خیلی با حال بود چقدر لذت بردم و اون ترس رو فراموش کردم .جالبه وقتی تو فکرتو به سمت دیگه ایی هدایت می کنی کلا فراموش می کنی که یک لحظه قبل چه اتفاقی افتاده بود .
درس بعدی دیدن زیبایی آتش بود تا الان من هر جا از آتش شنیده بودم چیزی جز ترس در اون نبود ، آتشی که چیزی سوزاندن درش نیست اما میشه وقتی بهش نگاه کرد به قدرت آتش پی برد به حرارت وگرمایی که به اطراف میده به نور و روشنایی که در تاریکی ظاهر میشه به قدرت و توانایی آتش برای نابود کردن به شعله های قشنگ وزیباش با اون رنگ های خاص ، برای اینکه از تاریکی خارج بشی باید یک نوری باشه که راه رو برات روشن کنه برای عبور از تاریکی مشعل نیاز هست این مشعل خداست که راه رو می تونه برات روشن کنه برای اینکه برسی به جایی تکامل رو باید طی کنی یعنی این بحث تکامل در همه چیز وجود داره ، دیدم که شما برای آتش زدن چوب ها چطور تکامل رو طی کردید .وقتی صبح در رو باز کردید واقعا بهشت رو با چشمان خودم دیدم عجب صحنه ی زیبایی چه طبیعت بکر و دلبازی بعد از اون اومدید نتایج کار روز قبل خودتون رو بررسی کردید چی بود وچی شد واگر نیازه بازم ادامه بدید باز هم باقیمانده ی کار قبل رو تا تمام شدن ادامه دادید .
چقدر از عشق ومحبت بین شما لذت می برم از صحبت هاتون با همدیگه از ابراز محبت به یکدیگر اینکه کارهایی رو که انجام دادید مرور کردید از نتایج حاصله صحبت کردید چقدر حالم خوب شد وچقدر منو بیشتر وادار کرد که این رفتار درسته وباور جدید در ذهنم ایجاد کرد و می کنه.
پر از نکات ناب و زندگی بخش که باید نکات رو از دل این فیلم بیرون کشید.
.
چه هوای دل انگیزی، شب هنگام،هنگامی که زیبایی ستارگان در دل آسمان صاف همچون مروارید های درخشان می درخشند و تو در زیر نور زیبا و زندگی بخش مهتاب و ستاره ها مشغول به انجام رساندن هدایتت هستی.
چقدر زیبا و دلنشین بود زمانی که استاد جان و مریم خانوم زیر نور مهتاب مشغول جمع آوری چوب های خشک و بریدن درختان بودند. از این قسمت یک نتیجه برای خودم میگیرم که اگر هدفی داری با تمام وجود براش تلاش کن و وقفه بین انجام دادن کار ها و رسیدن به هدف نبنداز. ایمان و تلاش و ادامه دادن استاد و مریم جان واقعا جای تحسین و الگو گرفتن داره که چگونه تا لحظه رسیدن به مقصد تلاش کردند.
مریم جان به نکات مهمی اشاره کردند و آن هم تکامل بود که باید برای رسیدن به مقصد تکامل رو طی کرد. اینجا تکامل، جمع کردن چوب های خشک تا رسیدن به درختان تنومند بود.
باید باور های محدود کننده رو مانند این چوب های خشک، سوزاند و مانع جان گرفتن آن ها شد و ظرف ذهن رو مانند پارادایسی که تمیژ و زیبا شد، مرتب و تمیز کرد و به زندگی نظم و انضباط و بخشید تا انرژی پاک و خالص در زندگی جریان پیدا کنه و همه جا بوی طراوت و شادابی بده.
من یک برداشتی از خاکستر زغال دارم. اون هم اینکه باور های محدود کننده به طور دایم در ذهن ما هستند و اگر با باور های مثبت جایگزین نشن مانند آتش زیر خاکستر که گمان میکنیم خاموش شده، با ورودی های منفی ( که اینجا چوب های خشک ) هست دوباره جان میگیرن و شعله هاش ما رو می سوزنن
پس خیلی باید مراقب باور های محدود کننده پنهان در ذهنمون باشیم ( آتش زیر خاکستر ) که ما رو به قهقرای تاریکی نبرن
از شما سپاسگزارم استاد بزرگوار بابت این آگاهی های ناب و زیبا
خدایا شکرت برای زیبایی شب پارادایس
خدایا شکرت برای نعمت آتش
خدایا شکرت برای استفاده های فراوان که همه روزه از آتش کار میگیریم
خدایا شکرت برای زیبایی آتش در شب
خدایا شکرت برای حرارت آتش
خدایا شکرت برای زیبایی شب بهشت در نور آتش
خدایا شکرت که از هر طرف با نعمات فراوان تو احاطه شده ایم
خدایا شکرت پروردگارم که هر طرف مینگرم نور تو و زیبایی های فراوانت را میبینم
خدایا شکرت که در یک خانه زندگی میکنم
خدایا شکرت پرده های زیبای اتاقم
خدایا شکرت برای فرش زیبای اتاقم
خدایا شکرت برای پشتی های زیبای اتاقم
خدایا شکرت برای هوای خنک کولر درین تابستان
خدایا شکرت برای نعمت پدر در خانه ام
خدایا شکرت برای نعمت مادر در خانه ام
خدایا شکرت برای نفس کشیدن مادر عزیزم
خدایا شکرت برای نفس کشیدن پدر عزیزم
خدایا شکرت برای سلامتی پدر و مادر عزیزم
خدایا شکرت برای حضور پر برکت همسرم
خدایا شکرت برای حضور پر برکت فرزندان نازنیم
خدایا شکرت برای نان فراوان در خانه ام
خدایا شکرت برای آب فراوان در خانه ام
خدایا شکرت برای گاز فراوان در خانه ام
خدایا شکرت برای نعمت برق در خانه ام
خدایا شکرت برای هوایی که نفس میکشم
خدایا شکرت که شغل دارم
خدایا شکرت که شغل دارم
خدایا شکرت که شغل دارم
خدایا شکرت برای همکاران عزیز و دوست داشتنی ام
خدایا بینهایت شکرت برای دفتر زیبای کارم
خدایا شکرت برای عزت و آبرویم
خدایا شکرت برای سلامتی ام
خدایا شکرت برای حال خوب دلم
خدایا شکرت که بنده تو هستم یا رب
الهی شکرت
خدایا شکرت
به نام خداوند هادی و هدایتگرم
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم
سلام خدمت خانم شایسته عزیزم
سلام خدمت هم کلاسی هایم
استاد دیروز خداوند هدایتم کرد که هرشب قبل از خواب یک قسمت از زندگی در بهشت و یک قسمت از سریال سفر به دور آمریکا رو نگاه کنم و امشب شب دومم هست و وقتی این قسمت رو دیدم خدای من دقیقا اتفاقاتی رو این قسمت برای من تداعی کرد که امروز برام اتفاق افتاد که دوست دارم تعریف کنم که
:::
::::
هم ایمان خودم قوی تر بشه
هم اتفاقات امروز رو یاد آوری کنم به خودم
وهم ردپایی از خودم به جای بگذارم
وهم خدا می دونه شاید توی همین کامنت خداوند کلماتی رو بر زبان و قلمم جاری کنه تا برسه به دست آنکس که باید برسه، همچنان که کامنت انتخابی لیلا عزیز این چراغ و ندا رو در قلب من روشن کرد که اتفاقات امروزم رو با خودم مرور کنم و بیام این جا بازگو کنم و خدا رو سپاسگزاری کنم بابت این همه نعمت از یک اتفاق ساده از یک تصمیم ساده که بهم عطا کرد
:::
آخه استاد راستش خداگفت کامنت بنویس
منم چون ساعت دو نصف شب و خسته ام و خوابم میاد اولش خواستم گوش ندم و ننویسم امااین ندا آنقدر قوی بود که یک لحظه به خودم اومدم و گفتم خدایا من تسلیم هستم حتما نوشتن این کامنت یک خیریتی توش هست و مطمئن هستم که هست همچنان که امروز به حرفت گوش کردم و واووو چقدر نعمت بهم عطا کردی
خدایا بابت تمامی نعماتی که امروز بهم عطا کردی بی نهایت سپاسگزارم
داستان امروز رضا رستمی::
به نام خداوند هدایتگرم
خدایا هدایتم کن آنچه که باید را بنویسم
خدایا خودت قلمم شو
خدایا به هر خیر و نعمتی از جانب تو تسلیم هستم
استاد چند روز پیش خدا بهم الهام کرد که اتفاقات معوقه ای که توی زندگی ات هست رو بنویس ، کوچیک و بزرگش اصلا مهم نیست ، فقط بنویس
ومنم نوشتم حدود 6 یا 7 تا یکی شون شستن موتورم بود که دیروز انجام دادم بعد هی هدایتم کرد بهبود در 3 قسمت دیگه موتورم انجام بدم و خودش راه حل هارو بهم می گفت که چکار کنم و من وقتی یک قسمت رو انجام دادم مثلا شستن اولیش به این فکر بودم که فقط تمومش کنم ولی وقتی تموم کردم اون احساس لذت بخشی که دریافت کردم ترغیبم کرد به حرفش بیشتر و بیشتر گوش بدم و بازهم احساس های زیباتر و وقتی به خودم اومدم دیدم هی درخواست ازم می کنه حالا این کارم انجام بدیم و دیدم داره میگه حالا اون چیز هایی که از استاد عباسمنش و خانم شایسته یاد گرفتی رو پیاده کن در کار هایی که انجام می دی آخه چند روز پیش اون فایل زندگی در بهشت رو دیدم فکر می کنم قسمت 114و 115 و 116 زندگی در بهشت باشه که تراکتور داخل گل گیر کرده بود
اینم بگم واقعا
توی اون شرایط آرامش تون
رو ، توجه به نکات مثبت رو ، احساس خوب رو ، رهایی رو ، اعتماد به نفس تون رو ، ثروت تون رو ، روابط تون رو و کلی نکات زیبایی که ازتون دیدم رو تحسین کردم با تمام وجودم
و شما استاد توی اون فایل گفتین شاید دیگر هیچ وقت همچین فرصتی پیش نیاد واسه من و الان وقتشه ایده هامو تست کنم برای بیرو آوردن تراکتور از تو گل ، شما هم می تونین وقتی مسئله ای واستون پیش میاد یا در مسیر زندگی ایده های خود تون رو تست کنید و درس هایی که می گیرید و راه هایی که یا می گیرید و تجربه هایی که کسب میکنید مهارت هایی که بالا می برید به شما اعتماد به نفس و عزت نفس بیشتر برای حل مسائل بیشتر میده و این که از خود مسئله نترسی و این طبیعی که یک مسئله در زندگی اشخاص باشه و کسی که مسئله نداره زیر خاک و ما با حل مسائل مون بزرگ تر میشیم و ظرف وجودی مون بزرگ تر می شود و مدارمون بالا تر می رود برای دریافت نعمت های بیشتر
خلاصه کلی درس برام داشت اون فایل
ازتون بی نهایت سپاسگزارم
برگردیم به مسائل رضا رستمی
بعد هی از خدا هدایت می خواستم و اون کار هایی که موتورم لازم داشت رو انجام دادم بدون این که لازم باشه برم مکانیکی ونتیجه واقعا عالی شد و این که من احساس خیلی عالی نسبت به خودم و خود باوری ام پیدا کردم که من می تونم و من ارزشمندم و چقدر آسون و امکانپذیر
خدایا سپاسگزارم
خدایا سپاسگزارم
یکی دیگه از کار های معوقه ام تمیز کردن دم واحد خودمون بود و همون دیروز گفت بریم سراغ تمیز کاری و منم گفتم بریم ما تو طبقه 3 یعنی طبقه آخر هستیم و دم واحد خودمون توی طبقه 3 رو تمیز کردم تا پشت بام اما از آنجا به سمت پایین از خرداد ماه تا الان تمیز نشده یعنی 2 یا 3 ماه که کل ساختمان نظافت نشده چون اون اتفاقات توی کشور افتاد بعدش هم گفتن هرکی دم واحد خودش رو تمیز کنه من چند بار واسه خودمون رو تمیز کردم اما واحد های پایین مال خودشون رو تمییز نمی کردن و خیلی راه رو و مشاعات نا زیبا شده بود
بعد دیگه با خیال خودم من مال خودمون رو تمیز کردم اونا هم مال خودشون رو تمیز کنن کاری بهشون ندارم
اما اتفاقی که افتاد همون روز برای سرویس کولر و درست کردن نشتی آب رفته بودن پشت بام و توی رفت و برگشت پاشون خیس بود و گرد و خاک هم که از پایین با خودشون آورده بودن بالا و یک نقش و نگار های زیبایی روی این سرامیک سفید رنگ ایجاد شده بود که نگم برات استاد ، اینم بگم چون ما توی طبقه آخر هستیم باید از وسط گرد و خاک رد بشی تا برسی به واحد خودت یعنی درست که من طبقه خودمون رو تمیز کرده بودم اما مسئله از ریشه حل نشده بود و یعنی عملا باز اون نازیبایی بود
حالا امروز تصمیم گرفتم دوباره مال خودمون و تمییز کنم یه حسی منو سوق می داد به این کار و بعد صبحانه رفتم و دست به کار شدم بعد خدا گفت بیا و این هنر نمایی گربه هارم تمیز کن منم گفتم باشه بعد گفت بیا این نرده هارم تمیز کن منم تمیز کردم گفت بیا این قرنیز هارم تمیز کنیم اونا هم تمیز شد بعد دیدم از دم پشت بام اومدم توی طبقه دوم هستم دیدم گفت تو که طی دستت به سمت پایین هم میری یکم اینم تمیز کن کسی هم تو ساختمان نبود دیدم کل شو تاپایین تمیز کردم بعد نرده ها وبعدقرنیز هارو یعنی 3 طبقه رو تمیز کردم یهو گفت در پارکینگ هم تمییز کن داشتم در پارکینگ و تمیز می کردم که همون آقایی که نذاشت نظافت چی بیاریم کلی ازم تشکر و قدردانی کرد ومن کلی خوشحال شدم و گفتش آقای رستمی این کاری که شما انجام دادین وظیفه نظافت چی بوده نه شما و واسه این زحمتی که کشیدین قدردان زحمت هاتون هستم اما باید پولش هم به شما داده بشه و چون شلنگ هم نبود اصلا اجازه نداد پارکینگ رو هم بشورم گفت نمی خواد این همت شما خودش یه دنیا می ارزه و با این حال خودم یه جارو زدم و تمامشده و الان نتیجه ای که حاصل شد واوووووو خدای من چقدر ساختمان تمیز شده بود واقعا عالی بود بعد از نزدیک 6 ساعت و 650,000تومان دریافت کردم
خدایا بی نهایت سپاسگزارم
اما درس هایی که من از این کار و باتوجه به فایل زندگی در بهشت و آموزهایی که از شما استاد عزیزم یاد گرفتم رو دوست دارم بنویسم :::
1_ من با این نیت شروع کردم که فقط دم خونه خودمون رو تمیز کنم ولی وقتی توی مسیر افتادم و به الهامات و هدایت خدا گوش کردم قدم برداشتم مسیر منو کشید به جاهایی که اصلا هدف وقصد من نبود اما من تمیزی رو دوست دارم و به اصطلاح اون مومنتوم شکل گرفت و تا تهش رفتم چون این وضعیت رو نمی تونستم تحمل کنم و از طرفی هر روز از وسطش رد میشدم یعنی برام رنج آور شده بود
یه چیز دیگه هم هست این هدایت والهامات قدم به قدم احساس می کنم خیلی تاثیر گذار بود چون اگر از اول اول می گفت کل ساختمان و تمیز کن خدا شاهده قبول نمی کردم اما این قدم به قدم و هی بهبود از یک قسمت به قسمت دیگه اصلا متوجه گذر زمان و یا سختی کار نشدم وقتی تمام شد دیدم 6 ساعت کار کردم
پس یعنی آقا رضا وقتی خدا الهامی می کنه فلان کار رو انجام بده اگر دلیلشم نمی دونی بگو چشم و انجام بده
واین که لازم نیست کل مسیر رو بدونی بعد اقدام کنی این قدم به قدم هدایتی که نمی دونی قدم بعدی چیه و خودش سورپرایز ، هم زیباست و هم باعث تضعیف روحیه نمی شه که اصلا آن کار یا آن مسیر رو از ترس رها کنی که بگی این خیلی سخت اصلا فکرشم نکن
خدایا بی نهایت سپاسگزارم
2_ من تمیزی رو دوست دارم و اونو درخواست کردم و قدم برداشتم و خدا اونو بهم عطا کرد یعنی آقا رضا مهم نیس که چه خواسته ای داری هر خواسته ای داری، هر خواسته ای هرچقدر که بزرگ باشه، واسه خدا خیلی کوچیک تو باید باور هاتو بزرگ کنی تو باید خداوندی رو باور کنی که رب العالمین و فرمانروای
کیهان و تو از اون درخواست می کنی و خودش اجابت درخواست های تو رو بر عهده گرفته چطوری شو نمی دونم ام اون می دونه و قدرتشم داره
حتی اگر با اون خواسته تو در یک جمعی مخالفی هم وجود داشته باشه دیدی که خود همون مخالف چقدر دلش نرم شده بود چقدر تشکر و قدردانی کرد وهمون شخصی که می گفت واسه ساختمان خرج نتراشید خودش اطلاع رسانی کرد خودش همون شب پولم واست جمع کرد بعدش گفت نمی خواد پارکینگ رو هم بشوری کارم واست آسون کرد
یعنی بذار خدا کار هارو واست آسون کنه
خدایا بی نهایت سپاسگزارم
3_ترمز مخفی یک شخصی از بیرون بیاد یا یک عامل خارجی یا یک عامل بیرونی غیر از رضا رستمی
با دستان خودم با اقدام خودم و با حرکت کردن خودم نتایج به وجود میاد
من اگر تا 100 سال دیگه هم منتظر می موندم کسی نمی اومد اونجارو تمیز کنه اما خودم حرکت کردم و الان دارم از این تمییز ی و زیبایی و پاکیزگی بوی مطبوع لذت می برم خدایا بی نهایت سپاسگزارم
4_ لیاقت و شایستگی و خود ارزشمندی
من خودم رو لایق و شایسته تمیزی و پاکیزگی دانستم و می دونم و با هدایت و حمایت خدا خلقش کردم
خدایا بینهایت سپاسگزارم
5_من خالق شرایط زندگی خودم هستم
من این وضعیت رو قبول نکردم که همین که هست و اونو تغیرش دادم
خدایا بینهایت سپاسگزارم
6_ آقا رضا تو از خدا پرسیدی چه ترمز مخفی یا باور محدود کننده ای دارم که باعث نشتی انرژی من شده یا دلیل سوراخ بودن یا ته نداشتن ظرف دریافت ثروت و نعمت من چیه ؟
خداگفت ::
حرکت کردن
من چند روز پیش یک ترمز مخفی رو در خودم با هدایت خدا شناسایی کردم به نام حرکت کردن، قدم برداشتن ، اقدام کردن ،
دیدی آقا رضا
تو لایق و شایسته حرکت رو به جلو هستی
حرکت کردن چقدر آسان
حرکت کردن چقدر لذت بخش ،
حرکت کردن چه نتایج عالی داره ،
حرکت کردن اصلا ترسناک نیست
تو می تونی حرکت کنی تو می تونی اقدام کنی
و الان اقدام کردی واین شد نتیجه
نگاه کن واقعی و حقیقت داره
پس حرکت کردن امکان پذیر
من لیاقت و شایستگی این و دارم حرکت کنم به سمت خواسته هایم
حرکت کردن لذت بخش
حرکت کردن امکانپذیر
تو می تونی حرکت کنی
ببین چه نتیجه های زیبایی داره
7_ من از خدا درخواست کردم هوامو داشته باشه تا بتونم با تمرکز روی خودم کار کنم و نگران اقساطم نباشم و خودش ورودی مالی واسم فراهم کنه و نیاز های مالی مو اوکی کنه و
خداوند از راهی که فکرشم نمی کردم بهم رزق و روزی عطا کرد آیه 3 سوره طلاق
خدایا بی نهایت سپاسگزارم
8_ فقط کافیه قدم برداری روی خدا حساب کنی آقا رضا و ادامه بدی تو در این مسیر از طرف خداوند بی نهایت از حمایت و هدایت برخوردار هستی و نتیجه رو بسپاری به خودش و از مسیر لذت ببری احساس تو خوب کنی کانون توجه ات رو بزاری روی زیبایی ها نعمت ها داشته هات و نکات مثبت و سپاسگزاری تمام این ها
خدایا بینهایت سپاسگزارم
9_ آقا رضا وقتی باور های درستی داشته باشی ، در مسیر خواسته نتایج عالی به دست میاری
خدایا بینهایت سپاسگزارم
10_
آقا رضا قانون داره کار می کنه دقیق درست و حقیقت داره خدایا بینهایت سپاسگزارم
11_ آقا رضا تو با افکار و باورهات و ارسال فرکانس به جهان هستی داری زندگی تو خلق می کنی و خداوند بی نهایت قدرت به تو عطا کرده برای خلق زندگی وشرایط دلخواهت
خدایا بینهایت سپاسگزارم
12_ من یک خواسته داشتم اونم تمیزی بود اما در کنار آن کلی نتایج دیگه هم خدای من به من بخشید :
پول و ورودی مالی
رابطه زیباتر با اهالی ساختمان
سلامتی بیشتر کلی تحرک و ورزش کردم
یک کارگاه عملی مواجه شدن با:
ترمز مخفی عمل نکردن ،حرکت نکردن ،اقدام نکردن واین که خدایا شکرت میشه این ترمز مخفی رو حذفش کرد از ریشه با هدایت خدا ، اینم یک مثال واضح و شفاف و روشن واسه این که آقا رضا ببین من حرکت کردم و حرکت کردن چقدر شیرین و نتایج عالی داره و اگر حرکت نکنم خدا می دونه از چه نعماتی خودم را محروم می کنم
خدایا بینهایت سپاسگزارم
13_ چقدر احساسم زیبا تر شد
چقدر انرژی مثبت از راهرو ساختمان دریافت مکنم
چقدر ساختمان قشنگ تر شده
خدایا بینهایت سپاسگزارم
14_ رسیدن به خواسته ها چقدر آسان
رسیدن به خواسته هام چقدر لذتبخش
پس برای هر خواسته ای حرکت کنم با هدایت و حمایت خدا می شود به عالی ترین، سرراست ترین راه، راحت ترین، ساده ترین، آسان ترین، طبیعی ترین و بدیهی ترین و عزتمندانه ترین شکل و شیوه ممکن آنرا به دست آورد
خدایا بینهایت سپاسگزارم
15_ آقا رضا تو خواستی بخوابی اما خدا گفت بنویسم بعد از سه ساعت و سی دقیقه این کامنت و نوشتی
حالا سوال
چه احساسی داری ؟
واقعا احساس عالی دارم
اگر بازم بهت بگه انجام میدی ؟
آره بخدا
خدایا چشمانم را بینا کن ، گوشهایم را شنوا کن و قلبم را برای دریافت الهامات باز تر کن و ایمانم را قوی تر کن تا با قدرت بیشتر به الهامات و ایده های از جانب تو و هدایت های تو عمل کنم خدایا من لیاقت و شایستگی شو دارم خدایا من پاره ای از وجود تو هستم خدایا من تکه ای از وجود تو هستم خدایا من با ارزشم خدایا من با ارزش به دنیا آمده ام خدایا تو از روح خودت در من دمیده ای
خدایا من لیاقت و شایستگی هدایت شدن و حمایت شدن از جانب تو را دارم
خدایا تنها تو رو میپرستم تنها از تو یاری میجویم خدایا هدایتم گردان به راه راست به راه و مسیر کسانی که به آنها نعمت بخشیدهای نه گمراهان و نه کسانی که به آنها غضب کردهای
خدایا هر آنچه که دارم از آن توست
خدایا هر لحظه هدایتم کن خدایا هر لحظه به هدایت تو محتاجم
خدایا به هر خیر و نعمتی از جانب تو فقیرم .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم
و همه ی دوستای بهشتیم
خدایا شکرت بی نهایت شکرت
برای اینهمه زیبایی و قشنگی
چقدر رویاییه شب های پرادایس
اونم با آواز جیرجیرکها
مأموریت شبانه ی شما هم سوزوندن این چوبهای اضافه است که برگردن به دامن طبیعت ..
وااااااییی چه نوری چه حرارتی
چه شعله هایی بلند شد خیلی شگفت انگیزه
پای بنزین هم وسط کشیده شد و دیگه
یه پا چهارشنبه سوری راه انداختین
عجب آتیش معرکه ای !!!
به قول مولانا جان :
امشب شب آنست که جان های عزیز
در آتش اشتیاق مستانه روند
خدای من شکرررت خیلی زیباست
چوبهای کوچیکی که باعث میشن دوباره
این آتیش ادامه پیدا کنه و یادآوری
استقامت در انجام کار و قانون تکامل
چقدر بجا بود کلام تون استاد جانم:
آدم اگه ادامه بده ، همیشه راهها بازمیشه
چقدر نیاز دارم به مرور قانون در دل این
زندگی بهشتی و آگاهانه ی شما استادهای
توحیدی زندگیم خدایا شکرت .
و صبح دل انگیز بهشتی
خدای من اون حجم از چوبها ، اصلا محو شدن همه شون و هیچی ازشون نمونده جز خاکستر …
وااای استاد عزیزم اونجا که گفتین
آدم یه کاری انجام میده چه احساس خوبی داره و تاکید داشتین بر اینکه همین انجام دادن اینکارو باید بارها و بارها به خودمون بگیم = (مومنتوم مثبت ایجادکردن)
کاری که درنگاه اول سخت به نظر میرسید
اما با شروع کردن یه آتیش و لذت بردن ازش ، هدایت شدین به انجام دادن اینکار در یک شب ….
هرکاری رو فقط باید شروع کرد و ادامه داد
وکاری نداشته باشیم که کی تموم میشه!!!
قدم به قدم گفته میشه به آدم و هدایت میشیم ….
چه میکنه این آتیش زیر خاکستر
وچوب های ریزی که مجددا باعث شعله ورتر شدن آتیش شدن و این دقیقا یعنی
باز هم ادامه دادن =(حفظ مومنتوم مثبت)
استاد شایسته مهربونم درست میگین این پرادایس حقشه
چون اینهمه حس زیبایی وقشنگی به شما و تک تک ما
بخشیده با سخاوتمندی تموم …
همین پرادایس یادمون انداخت که بهشت تو این دنیا هم هست و زندگی تک تک ماها بهشت میشه اگه به زیبایی هامون توجه کنیم وادامه بدیم و ادامه بدیم …
چقدر قشنگ یادم انداخت که گرمای نگاهمو
به جهان هستی و همه چیز بیشتر کنم به کمک خدا و
گرمای کلام مو ، تو مهربونی وعشق ورزیدن بیشتر کنم
تا جایی که آتش محبت درون قلبم زبانه
بکشه وشعله ور بشه نه آتش حسرت.
بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم و
استاد شایسته مهربونم بابت این فایل بهشتی
بی نهایت دوستتون دارم وعاشقتونم
خدا حفظ تون کنه.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده و مهربانم
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
حمد و ستایش مخصوص خداوندی است
که رب و فرمانروای جهانیان است
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ
خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
سلام به شب زیبای پرادایس که با هوای خنک و اکسیژن خالِص و صدای جیرجیرکها و آوازشون که روح آدم رو نوازش میکنه خدارو شکر .
سلام به تاریکی شب و سکوتِ بهشت
باید چیزهای اضافی رو به طبیعت تقدیم کرد
باید وسائل اضافه رو که به کارمون نمیاد هر چند وقت یه بار به جهان تقدیم کنیم
یادمه حدودا 2 سال پیش که 12 قدم رو داشتیم با فاطمه جان کار میکردیم
کل انباری رو خالی کردیم و همه وسائل را گزاشتیم بیرون
از شیر گرفته ،رنگ و اسباب بازی و کلی چیزهایی که به کار ما نمیومد و به کار خیلی ها اومد
و وقتی بیرون گزاشتیم شاید خیلی ها اومدن و برداشتند و استفاده کردن از وسائلی که سالم بود و برای ما کاربرد نداشت و به باورهای قبلی برای روز مبادا نگه داشته بودیم.
کلا دوتا دوچرخه موند توی انباری که برای دردونه ها بود.
و چقدر سبک شدیم از این کار و حالمون خوب بود.
چقدر دیدن این شعله ها در دل تاریکی شب و صدای آتیش گرفتن چوب ها لذت بخشه
چقدر رابطه صمیمی و گرم شما دو عزیز تحسین برانگیزه
خدارو شکر
چقدر برای دیدن این زیباییها از ته دلتون ذوق میکنید.
استاد شایسته چقدر خوب گفتید که زندگی نورِ و توجه بیشتر به لحظه های اکنون هست که نور رو در وجودمون شعله ور میکنه و خدایی رو به وسعت بینهایت در کیهان و پیرامونمون به تصویر میکشه
و وقتی در نور هستیم تاریکی فرصت جلوه گری نمیکنه
البته که وجود تاریکی هم نعمته چون باعث میشه نور معنا پیدا کنه ،و نباید در تاریکی موند و در لحظه به سمت نور حرکت کرد و توجه رو به سمت نور برگردوند.
چقدر این آتیش زیباست و چقدر شما در آتیش بازی تبحر دارید استاد.
چقدر این نور زغالها شگفت انگیزه واقعا
وقتی نور رو در وجودمون شعله ور میکنیم با باورهای توحیدی و درست و بالابرنده،باورهای قدیمی و محدود تبدیل به خاکستر میشن و تا زمانی که ما داریم روحمون رو با باورهای قدرتمند کننده و توجه به زیباییها و نکات مثبت خوراک میدیم
اون باورها مجالِ خودنمایی ندارند و آتش زیر خاکستر تازمانی که نور در بالای اون آتیش داره به وسعت بیکران تماشا میکنه حضور خداوند رو
دیگه زندگی در بهشت برامون اتفاق افتاده و خدا در زندگیمون در حال پاسخ دادن هست و نور رو به کل زندگیمون میتابونه با بینهایت نعمت و ثروت و برکت.
استاد جان این شعله ای که شما آگاهانه ایجاد کردید برای من پر از درسه
وقتی داره نور کم میشه با تمام وجود و تعهد باید در نور باقی بمونیم ،خدارو شکر برای این بهشتی که برامون ایجاد کردید ،هر چه در این بهشت هست نعمته و لذته و آگاهی و انسانهای توحیدی و سلام است و سلام
بعد سه سال فعالیت تو سایت ،و بعد اون 12 روز دوری از سایت من بیشتر باید قدردان این بهشت باشم و کلا سر و کارم باید چند ساعتی تو بهشت باشه اینه که فرکانسهای منو خالص میکنه و منو در فرکانس نور ابدی نگه میداره.
در شعله ور کردن نور درون باید تکامل طی کرد و ارام ارام مدار به مدار به فرکانس نور رسید و باید باید با نور یکی بشیم نیاز به هیچ عوامل بیرونی نداریم.
چقدر زیباست به تماشانشستن این اتیش زیبا و جلوه زیبایی رب ،الله اکبر.
سلام به صبح زیبای بهشت،به حرکت ارام موج های روی اب به ابرهای بهشتی دراسمان نیلی و به نسیم خنک و لطیف بهشت.
به اتمام رسوندن کارها به ما لذت میده.
انجام دادن کارها با عشق و طی قانون تکامل و قدم به قدم با عشق و نگاه کردن و توجه به اون پیشرفت های کوچیک مارو وارد فاز و قدم بعدی میکنه.
یاد خودم افتادم استاد جان لباسشویی مون صدای خیلی زیادی میداد و دیگه طوری شد که مجبور شدم خاموشش کنم،
میخواستم خودم باز کنم ولی واقعا میترسیدم و به خودم میگفتم من که تا حالا همچین کاری نکردم ،ولی اومدم با یه باور و نگاه دیگه کارهایی که کرده بودم و توکل کرده بودم به خدا و برام سرانجام خوبی داشت گفتم و بعد با صلاح الله اکبر قدم به قدم باز کردم و فیلم هم گرفتم ،البته قبلِش کلی تو یوتویوپ فیلم نگاه کردم.
خلاصه یه روز کامل ازم وقت گرفت و وقتی دیگ رو اوردم بیرون متوجه شدم ستاره ایِ شفت شکسته ،کامل شفت رو عوض کردم و بستم و به لطف الله ماشین لباسشویی درست شد با هدایت های الهی.
و چقدر خوبه اول کار ادم ناامید نشه و قدم واول رو با باور و ایمان برداره و قدمهای بعدی بهمون گفته میشه.
به قول استاد توی اون قسمت که تراکتور را دراوردن و گفت انگاری جایزه نوبل گرفتم.
واقعا همچین حسی را داشتم که تونستم با هدایت 100 در صد الله و قدم برداشتن این مسئله رو حل کنم.
برای به پایان رسوندن هر کاری باید ادامه داد و ادامه داد و طی حل کردن مسئله کلی تجربه های ناب بدست اورد.
از دقیقه 14:30 به بعد برام کلی درس داشت
1_اول اینکه با انجام دادن هر کاری و اتمام اون احساس ادم خوب میشه و خوب شدن احساس برابر بزرگ شدن ظرف وجودیمون و اگه همینطور ادامه بدیم اتفاق های خوب بهتری رو تجربه میکنیم.
2_برای شروع هر کاری حتی اگه خیلی بزرگ باشه برای ذهنمون و مقاومت داشته باشیم برای انجامِش ،قدم اول رو برداریم و شروع کنیم و اصلا کاری نداشته باشیم کی تموم میشه و به خودمون بگیم الان هر کاری از دستمون بر میاد انجام بدیم.
یه روز سیم کلاج ماشینم خیلی بالا بود و داداشم که تعمیر کار ماشینه ،گفت کار خیلی سختی نیست بیا مغازه ببریمِش پایین.
منم که دوست داشتم خودم انجامِش بدم ،از علامه یوتویوپ کمک گرفتم و با یه اچتر 17 خودم این کار رو انجام دادم ،چقدر حس خوبی به ادم میده واقعا.خدارو شکر که هر لحظه د ر حالِ دریافت هدایت هاش و الهاماتِش هستیم و این بزرگترین نقطه قوت بشریته.
3_ سوم اینکه قراره در حین انجام دادن کارها لذت ببریم از مسیر و حل کردن مسئله و توجهمون به نکات مثبت باشه که حس لذت بهمون بده.و شما با استاد شایسته چقدر شکرگزاری کردید برای اون اتیش زیبا و چقدر با هم شوخی کردید ،چقدر همدیگه رو تحسین کردید .
4_ در اخر هم چون طی مسیر حل کردن مسئله برامون لذت بخش بوده باعث میشه پایان کار یه حس بزرگ شدن و تجربه کردن بهمون دست بده که خودِش میشه پروسه خلق کردن از حل مسائل که در اخر تمیزی و پاکسازی بهشت رو به همراه داشت.
5_
استاد شایسته فرمودید این پرادایس اصلا حقشه ،این همه به ما لذت و زیبایی داده و این همه با بهشت کیف کردیم ،اینم یه نگاه توحیدیه و نگاهتون به جمال و مهربانی ربه که توی کل زندگی فقط و فقط بینهایت بهمون بخشیده و حالا یه بهبودی هم ما با هدایت خودش انجام میدیم و این خیلی زیباست .که جاهایی از زندگیمون که نیاز به بهبود داره بریم تو دلِش و با حل مسائل، بزرگ و بزرگ تر بشیم.
5_ نکته اینه که با دیدن نقطه پایانی و تکرار اون اینقدر انگیزه بگیریم که باعث بشه حرکت کنیم و قدم اول رو برداریم استاد شما تو همه فایلهاتون درس عملی زندگی رو دارید به ما میدید .
بینهایت ازتون سپاسگزارم که این فایل هم با عشق به ما هدیه دادید و در این بهشت کلی کیف کردیم و حل مسئله بهمون حس خوبی داد و کلی درس در همین اقدام عملی بود.
خدارو بینهایت شکر.
به امید تجربه یه زندگی در بهشت دیگه .
بنام الله یکتا
سلام به استاد ارزشمندم و مریم شایسته مهربان و عزیزم و همه اهالی زندگی در بهشت
در این قسمت نمایی از شب پرادایس رو میبینیم.
تاریکی و سکوت شب
آتش و نوری که در تاریکی خیلی خوب متمایز کرده خودشو با بقیه قسمت ها
شروع یک کار ظاهرا سنگین با اراده و تصمیم انجام شد
اینکه بخوای حتی دودی شدن لباس ها رو با طعم لذت بردن و آتیش بازی همراه کنی، خودش یک نکته است.
قدم های کوچیک و ادامه دادن اون قدم ها به آدم و حتی اطرافیانت که با تو همراه هستن انگیزه میده و جوری میشه که اون قدم کوچیک، اون چوب های کوچیک تبدیل بشن به قدم های خیلی بزرگ و چوب های بزرگ و تنه درخت
خیلی چیزها دیدم و لذت بردم.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته بزرگوار
یک چیزی بگم منننن، خدای منننن
قانون چقدر عجیب و غریب دقیقه خدای مننننن
من هنوز هنگم بخدا
به تازگی استارت دیدن این سریال رو زدم. قسمت دوم رو چهار روز پیش دیدم. حتی کامنت هم گذاشتم و پایین کامنت من هست.
امروز بدون اینکه اصلا برنامه ریزی کنم یا چیزی از قبل مشخص بشه، به طور خیلیییی اتفاقی به باغ خالم دعوت شدیم و از صبح اونجا بودیم و کلیییییی خوش گذشت. غروب داداشم و شوهر خالم آتیشی درست کردند و خالم شروع به پختن نان کرد. واااای که چقدر خوب بود و مزه داد. حالا جالبی داستان اینجاست هوا تاریک شد و ما رفتیم داخل خونه و از پنجره دیدم که داداشم و شوهر خالم یک آتش بزرگ درست کردن( بعد از پخت نان توسط خالم) به باد این قسمت از سریال افتادم. سریع رفتم کنار آتیش و بعد دیدم که تمام وسایل اضافی داخل باغ رو دارن تو آتیش می سوزونن. شوهر خالم گفت خواستم باغ رو تمیز کنم از چیزای اضافی. نگاه کردم دیدم که دقیقااااا درختای خشک و شاخه های خشک گوشه باغ که هیچ فایده ای نداشتن رو آتیش زدن و بیشتر هیزم اون آتیش هم درخت ها و شاخه های اضافه داخل باغ بودن. دیدم که دارن با هم تو باغ می گردن و چیزای اضافی چند ساله که تو گوشه کنار هست رو میریزن تو آتیش. شوهر خالم گفت میخوام باغ رو پاکسازی کنم. جالب اینجا بود که دیگه هوا هم کاملا تاریک شده بود و بزرگی آتیش به اندازه آتشی که در این سریال دیدیم، بود.
یک لحظه مات و مبهوت چشمام به آتیش خشک شد که خدای منننن، من دقیقا 30 تیر ماه که چند روز پیش بود این صحنه رو در سریال زندگی در بهشت دیدم و الان به طور کاملا اتفاقی و بدون هیچ برنامه ریزی قبلی تو واقعیت و بعد از چند روز دارم میبینمش.
هنوزم تو شوکم از این همه دقیقی قانون که تازه دارم بهش پی میبرم.
ای کاش یک قسمتی به سایت اضافه بشه برای آپلود عکس کنار نوشتن کامنت.
کامنتی که مینویسیم عکس هم قرار بدیم که به دقیق تر بودن قانون پی ببریم و از چنین صحنه هایی که مطابق با فایل موجود در سایت هست عکس قرار بدیم که بیشتر از قبل متوجه دقیق بودن قانون باشیم.
اگر چنین امکانی در سایت بود، عکس آتش رو قرار میدادم که نشون بدم دقیقا همون آتش و همون اتفاق داخل این سریال هست
خدایا شکرت برای تک تک نعمت هایی که به ما دادی
الهی شکرت
به نام خداوند بخشنده مهربانم
سلام استاد جان، سلام به خانم شایسته عزیز و سلام به همه دوستان عزیزم
خدا رو شکر میکنم که برگشتم به سایت و آموزشهای استاد.
به قول قرآن انسان عجول است. من باید آروم آروم با دیدن این فایلها با مطالعه کامنتهای دوستان با لذت بردن از این مسیر به خواستههام برسم. با عجله کردن با اینکه بگم کی به هدفم میرسم و دنبال میانبر و طی نکردن تکامل باشم هیچ چیزی درست نمیشه، من باید با کار کردن روی خودم، با سپاسگزاری از داشتهاام، از این لحظهای که توش هستم، دندان عجله رو بکنم و اجازه بدهم که تکاملم طی بشه.
استاد جان، این قسمت از زندگی در بهشت رو دیدم، لذت بردم، خدایا شکرت که تکامل باز هم برام مروز شد، اومدم با خیال راحت شروع کردم به مطالعه کامنتهای دوستان و رای مثبت دادن و لذت بردن و تایید کردن. خدایا کمکم کن که تکاملم رو طی کنم، هر روز یه تیکه چوب کوچیک بیارم بندازم روی این آتیش، تا برسم به شاخهها و تنههای بزرگ و سرزمین پرادایس ذهنم رو زیبا کنم.
خدایا شکرت به خاطر همه چیز، بخاطر نعمت استاد و خانم شایسته عزیز، خدایا شکرت به خاطر این آگاهی، خدایا من سعی میکنم برای رسیدن به خواسته ثروت و خواسته ازدواجی که دارم تکامل رو طی کنم. روی خودم و باورهام کار کنم.
خدایا صد هزار مرتبه شکرت.
استاد جان، خانم شایسته عزیز تحسینتون میکنم بخاطر تهیه این فایلهای زیبا.
استاد جان عاشقتون هستم و امیدوارم یه روز از نزدیک شما رو ببینم و همدیگر رو در آغوش بگیریم.
خدایا شکرت.
شاد و سلامت باشید.
داستان زندگی در بهشتِ استاد و خانم شایسته شاید در نگاه اول فقط دیدن زیبایی ها باشه برای ما و سعی بر تمرکز بر زیبایی ها و قشنگی های ماجراهای استاد و خانم شایسته در پردایس؛ اما وقتی شروعش کردم متوجه شدم تو در واقع با شروع این سریال بعد از آموختن قانون از حرفهای استاد توی فایلهای هدیه حالا این طرز تفکر رو توی زندگی روزمره میبینی! و این چقدر عالیه خدایاشکرت. کلمه به کلمهی صحبتهای استاد و خانم شایسته هدایتی بود تا ما بفهمیم زندگی به روش قانونی خداوند چطوری باید باشه! =)
ممنون از استاد و خانم شایسته برای اشتراک گزاری زندگیشون تا ما ازشون الگو بگیری
در پناه حق باشید
به نام آفریننده ی زیبایی ها
خداوندا سپاسگزارم برای این بهشت زیبا که هر روز وقتی این همه زیبایی در این بهشت می بینم واتفاقاتی که در اون می افته کلی درس بهم میده شروع یک کار با قدم های کوچک و ادامه دادن این یک درس مهم هست برای رسیدن به هدف .حالا این هدف هرچی می تونه باشه چه خواسته ی کوچکی باشه چه هدف بزرگی که با انجام کارهای کوچک وروزمره وادامه دادن مسیر تا رسیدن به هدف .
مهم اینه نقطه ی پایانی اونه که لذت رسیدن به اون هدف رو بیشتر می کنه .درس دیگه ام اینه که هر اتفاقی که رخ میده رو فقط زیبایی های اون رو باید دید ، لحظه ایی که استاد شما بنزین ریختید وشعله پخش شد من یک لحظه ترسیدم که نکنه آتش به سمت شما که بنزین همراه دارین بیاد اما خدا رو شکر همه چی خوب پیش رفت وقتی مریم عزیز گفت خیلی با حال بود چقدر لذت بردم و اون ترس رو فراموش کردم .جالبه وقتی تو فکرتو به سمت دیگه ایی هدایت می کنی کلا فراموش می کنی که یک لحظه قبل چه اتفاقی افتاده بود .
درس بعدی دیدن زیبایی آتش بود تا الان من هر جا از آتش شنیده بودم چیزی جز ترس در اون نبود ، آتشی که چیزی سوزاندن درش نیست اما میشه وقتی بهش نگاه کرد به قدرت آتش پی برد به حرارت وگرمایی که به اطراف میده به نور و روشنایی که در تاریکی ظاهر میشه به قدرت و توانایی آتش برای نابود کردن به شعله های قشنگ وزیباش با اون رنگ های خاص ، برای اینکه از تاریکی خارج بشی باید یک نوری باشه که راه رو برات روشن کنه برای عبور از تاریکی مشعل نیاز هست این مشعل خداست که راه رو می تونه برات روشن کنه برای اینکه برسی به جایی تکامل رو باید طی کنی یعنی این بحث تکامل در همه چیز وجود داره ، دیدم که شما برای آتش زدن چوب ها چطور تکامل رو طی کردید .وقتی صبح در رو باز کردید واقعا بهشت رو با چشمان خودم دیدم عجب صحنه ی زیبایی چه طبیعت بکر و دلبازی بعد از اون اومدید نتایج کار روز قبل خودتون رو بررسی کردید چی بود وچی شد واگر نیازه بازم ادامه بدید باز هم باقیمانده ی کار قبل رو تا تمام شدن ادامه دادید .
چقدر از عشق ومحبت بین شما لذت می برم از صحبت هاتون با همدیگه از ابراز محبت به یکدیگر اینکه کارهایی رو که انجام دادید مرور کردید از نتایج حاصله صحبت کردید چقدر حالم خوب شد وچقدر منو بیشتر وادار کرد که این رفتار درسته وباور جدید در ذهنم ایجاد کرد و می کنه.
ممنونم استاد ومریم جون از این سریال
خدایا شکرت برای همه ی زیبایی ها
به نام خدای مهربان
خدایی که مهربان ترین مهربانان است.
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته بزرگوار
این فایل سراسر خیر و برکت بود
پر از نکات ناب و زندگی بخش که باید نکات رو از دل این فیلم بیرون کشید.
.
چه هوای دل انگیزی، شب هنگام،هنگامی که زیبایی ستارگان در دل آسمان صاف همچون مروارید های درخشان می درخشند و تو در زیر نور زیبا و زندگی بخش مهتاب و ستاره ها مشغول به انجام رساندن هدایتت هستی.
چقدر زیبا و دلنشین بود زمانی که استاد جان و مریم خانوم زیر نور مهتاب مشغول جمع آوری چوب های خشک و بریدن درختان بودند. از این قسمت یک نتیجه برای خودم میگیرم که اگر هدفی داری با تمام وجود براش تلاش کن و وقفه بین انجام دادن کار ها و رسیدن به هدف نبنداز. ایمان و تلاش و ادامه دادن استاد و مریم جان واقعا جای تحسین و الگو گرفتن داره که چگونه تا لحظه رسیدن به مقصد تلاش کردند.
مریم جان به نکات مهمی اشاره کردند و آن هم تکامل بود که باید برای رسیدن به مقصد تکامل رو طی کرد. اینجا تکامل، جمع کردن چوب های خشک تا رسیدن به درختان تنومند بود.
باید باور های محدود کننده رو مانند این چوب های خشک، سوزاند و مانع جان گرفتن آن ها شد و ظرف ذهن رو مانند پارادایسی که تمیژ و زیبا شد، مرتب و تمیز کرد و به زندگی نظم و انضباط و بخشید تا انرژی پاک و خالص در زندگی جریان پیدا کنه و همه جا بوی طراوت و شادابی بده.
من یک برداشتی از خاکستر زغال دارم. اون هم اینکه باور های محدود کننده به طور دایم در ذهن ما هستند و اگر با باور های مثبت جایگزین نشن مانند آتش زیر خاکستر که گمان میکنیم خاموش شده، با ورودی های منفی ( که اینجا چوب های خشک ) هست دوباره جان میگیرن و شعله هاش ما رو می سوزنن
پس خیلی باید مراقب باور های محدود کننده پنهان در ذهنمون باشیم ( آتش زیر خاکستر ) که ما رو به قهقرای تاریکی نبرن
از شما سپاسگزارم استاد بزرگوار بابت این آگاهی های ناب و زیبا