این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/11/abasmanesh-22.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-11-22 05:46:072020-11-24 05:29:35سریال زندگی در بهشت | قسمت 100
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
امروزسی و پنجمین روز سفرم است و نمیدانید چقدر لذت بخش است صبح ها که از خواب بیدار می شوی می روی سراغ من رابه سوی خواسته ام هدایت کن و دنبال نشانه هایت می گردی و با هر خط خواندن متن های زیبا و گوش کردن به صدای استاد استاد می گویی این است، همین است آنچه می خواستم.
و بعد با زیباترین تخیل و افکار و با انرژی زیاد می روی که قدم دیگری برداری برای رسیدن به خواسته های قشنگ.و در تمام مسیر خداراشکر را عاشقانه شکر می کنی و با او می خندی جوری که انگار قند تو دلت آب می شود
و باز در بین کارهایت در بهترین فرصت روز شمار را نگاه می کنی و همراه می شوی با این هدایت الهی
و بسیار زیباست طی این مسیر و واقعا واقعا بسیار سخت و طاقت فرساست کنترل ورودی های ذهن
که بعضی وقتها واقعا نجواهای ذهنی کمر شکن می شود،
چند وقتی بود که همسرم بیکار شده ، البته او بازنشسته است و چند سال در شرکت های مختلف کار می کرد و در آمد خوبی داشت.
برای همین تصمیم گرفت به شرکت ما که من و خواهرم شریکبم و دوسال است تاسیسش کردیم بیاید
یک ماهی آمد ولی با توجه به روند کار و از آنجایی که همیشه مدیر بود نتوانست ادامه بدهد
چند وقتی در خانه ماند و قسط ها و هزینه بچه هاکمر شکن شدن، تا جایی که هر ماه می گفتیم این ماه هم تمام شود ماه دیگر بهتر است
و من تنها کاری که در این چند ماه کردم راه می رفتم، می خوابیدم ، می نشستم کار می کردم ، پشت فرمان بودم یا هنذفری در گوشم بود و حرفها ی استاد را گوش می کردم و به دستورات اش عمل می کردم که خدارا هزاران بار شکر موفق بودم.تا چند. روز پیش که با خدا حرف میزدم ناگهان یاد حرف استاد افتادم که می گفت هجرت کنید
به همسرم گفتم دوست داری چکار کنی
گفت دوست دارم رو پاهای خودم وایسم و کار مستقل کنم ، گفت می خواهم ساخت و ساز کنم
گفتم تو تجربه ای نداری ، گفت ولی عاشق این کارم
اولش قبول نکردم در دلم گفتم تنها سرمایه ما به خانه است که آن هم میخواهی به باد دهی
بعد پیش خودم گفتم خیلی ها اینجوری رشدکردن و موفق شدن مگه همه اینها که دارند کار می کنند با تجربه شروع کردند و یا سرمایه مضاعف داشتند
مجدد باهم در کنار رودخانه زیبای شهرم صحبت کردیم بدور از هر دغدغه و باور های غلط.
و باز هم مثل سابق رجوع کردم به مرا به سوی نشانه ام هدایت کن دیدم استاد می گوید تو پای در راه بنه و هیچ مگوی
من به همسرم گفتم موافقم و ایمان دارم موفق می شویم . شاید باورتان نشود با چه مقاومتی هایی روبرو شدم همه می گویند شما الان یک سال و نیم است که بعد چندین سال به شهرتان برگشتید باز هم می روید به غربت
ولی من در دلم می گویم من هیچ جاغریب نیستم و همه جا خدا با من است،
حالا هم هفته دیگر میخواهیم برویم که بررسی کنیم و استارت کار را بزنیم
و باز هم با مرا به سوی نشانه هام هدایت کن سفر می کنیم
قول میدهم در اولین فرصت از موفقیت هابم برایتان بگویم
شاد پیروز، سر بلند، سعادتمند در دنیا و آخرت باشید دوستان عزیزم
من خیلی توی خوندن مطالب سفرنامه تعلل میکنم. خیلی میمونم و دیکه جوری شده که تبدیل به وسواس شده. این حالت باعث شده برام طولانی بشه چون توی ذهنم سخت شده.برلی کامنت نوشتن هم خیلی حساب کتاب میکردم که چی بنویسم.الان به خودم گفتم کمالگرایی رو بزار کنار،اصلا به خودت سخت نگیر،رهاتر و بیخیالتر باش،سریعتر یک متن رو بخون و هر چیز لازم رو ازش یاد میگیری.هر چی یاد جرفتی همون مافیه ولی درجا نزن به خاطر کمالگرایی و بزن جلو، جلو برو و تمومش کن و عبور کن.فقط تموم کردن کاری رو انجام بده
و حالا سرعتن رو در خوندن زیاد مردم و اتفاقا اینطور تمرکزم بهتره.
برای کامنت هم تجربه خودم رو انتخاب کردم و قانونی نیست که باید یک کامنت چطور باشه و یا باید بلند باشه
میخوام یه تجربه در خصوص هدایت و ایمان داشتن به اینکه وقتی ایمان داری خداوند هدایتت میکنه و اعتماد داری میتونی از این هدایت ناب استفاده کنی در کسری از ثانیه و تصمیماتت رو دقیق و سریع عملی کنی
دیروز باهمسرم رفتیم خرید من میخواستم کفش کتونی بخرم..در اولین مغازه چندتا کفش عالی دیدم و پام کردم و توی دو دلی و شک بودم یکی خیلی قشنگ بود و با طراحی قشنگ و اون یکی با کیفیت و خیلی شیک و در عین حال ساده و یکی دیگه هم راحت و هم سبک و هم ارزونتر و….خیلی تنوع زیاد بود ۳جفت گذاشنم کنار ..گفتم خدایا نمیدونم چیکار کنم خودت هدایتم کن من هر۳تاشو میخواستم اما دو دل شده بودم خلاصه وقتی برای آخرین بار داشتم بررسی میکردم دیدم یکی از اونا کمی کنارش پاره شده و کیفیت دوخت تمیزی نداره صاحب مغازه گفت میرم عوض میکنم میام..یهو یه مشتری اومد داخل یکی از همون کفشی که میخواستم پاش بود و دیدم حالت انگشتهای پای اون روی کفش مونده و یه جورایی شکل پای طرف مونده روی کفش و گفتم اهان من اینجوری کفش دوست ندارم که قالب انگشتای پام رو بگیره و معلوم باشه و خلاصه سریع به همسرم گفتم اینو بگیریم بریم اون سومی که از اونا با کیفیت تر بود.گفت چی شد گفتم احساسم میگه این کارو کنیم جایی دیگه خرید میکنیم همون کفش عالیه رو حساب کردیم خارج شدیم چندتا مغازه بعدی رفتیم داخل و یه کفشی به چشممون خورد که از همه اون کفشها با کیفیت تر و عالی تر بود ..اونم خریدیم و اومدیم بیرون ..دقیقا همونی احساس و چیزی که به قلبم الهام شد رو به راحتی انجام دادم و با خرید عالی به خونه برگشتم…اینم بگم قبلا این طور نبود من دارم یواش یواش اعتماد میکنم و میشنوم و منتظر هدایت میشم…این یه راه عالی و یه یاداوری عالی بود برام شنیدن این فایل و واقعا لذت میبرم از اینکه میبینمتون و چقدر خودتون و آگاهیتون و رابطه تون و حسی که دارید رو تحسین میکنم یعنی با همه وجودم فایلهارو میبینم و وقتی به خودم میام میبینم یه لبخندی همیشه گوشه لبمه و چشمام غرق شادیه و برق میزنه اینو زمانی فهمیدم که محل کارم روی صندلی نشسته بودم و تلفنم رو گذاشتم روبروم که به آینه بزرگه یهو چشمم به خودم افتاد و چقدر خداروشکر کردمممم…خبلی دوستتون دارم همیشه شاد باشید و در آرامش و در صلح باخود🥰😘😘😘
اما این دفعه آمده ام که تعهدی غیر قابل مذاکره بدهم و جهادی اکبر به راه بیاندازم
جهادی در برابر وسوسه ها و نجواهای ذهن
جهادی در برابر نفسی که به قول حضرت یوسف أماره بالسوء هست تا در این جهاد غنیمت کسب کنم
غنیمتی زیبا و بزرگ چون آرامش الهی
غنیمتی از جنس لا خوفٌ علیهم و لا هم یحزنون
غنیمتی از جنس تاثیر گذاری حضرت محمد و اسوه حسنه شدن
غنیمتی از جنس نعم العبد بودن ایوب
غنیمی از جنس واصطنعتک لنفسی و کلیم الله شدن حضرت موسی
غنیمتی از جنس خلیل الله بودن حضرت ابراهیم
غنیمتی از جنس إِنَّهُ کٰانَ عَبْداً شَکُوراً بودن حضرت نوح
و….
خلاصه به امید تو ای خدا شروع میکنم
این برگ از سفرنامه مرا یاد آیه ۲۸۶ سوره بقره انداخت که میفرماید:
لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا
خدا هیچ کس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او
برداشت و احساس من اینو میگه که وقتی آرزویی در دلت زنده میشود و احساس خوبی نسبت به آن داری بدان که خدا این توانایی را در وجود تو دیده و تو را برگزیده تا به این آرزو برسی
در واقع جهان خداوند در مسیر گسترش و تکامل و پیشرفت خود نیازمند به محقق شدن یک سری از امور بوده و حال برای رسیدن به این امور نیاز بوده چند عدد از فرشته های زمینی خدایا یا همون واسطه ها دست بکار شوند تا این امر محقق شود و خدا میاد از بین این مخلوقات زمینی خودش بر حسب استعدادهایی که دارند آرزوی اون امر را به دلشان می اندازد و از اینجا به بعد است که محقق شدن اون آرزو بستگی به جدی گرفتن اون شخصی داره که آن آرزو در دلش زنده شده
مثلا خدا آرزوی کشف برق را در دل ادیسون قرار میده تا با کشف برق جهان رشد کنه
یا آرزوی تولید خودروهای برقی تسلا را در دل ایلان ماسک قرار میده تا با محقق شدن این امر جهان رشد کنه و هوای پاکیزه تری داشته باشه
یا آرزوی بهترین فوتبالیست شدن را در دل رونالدو قرار میده و رونالدو با جدی گرفتن این آرزو و محقق کردنش به جهان کمک بزرگی میکنه از اونجایی که به خیلی از ساکنین جهان ثابت میکنه اگر بخواهید می توانید
و یا همین سرزمین بازی که در فیلم مشاهده کردیم که چقدر به رشد جهان کمک کرده از اونجایی که با این اسباب بازی ها خلاقیت بچه ها را شکوفا میکنه و کلی احساس شادی و احساس خوب در جهان ایجاد میکنه
پس بیاییم رویاهایمان را جدی بگیریم و با صبر و توجه به قانون تکامل و با اعتماد به هدایتگر بودن صاحب اختیارمان که همان خالق ما است قدم به قدم و به قول قرآن
لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ
(آیه ۱۹ انشقاق)
پله های ترقی را طی کنیم و ظرف وجودمان را برای نعمت ها و آگاهی های بیشتر آماده کنیم و…
در پایان لازم میدونم به خودم یادآوری کنم که آرامش در راه رسیدن به خواسته ها خیلی مهمه و دشمن آرامش داشتن در این مسیر ، عجله کردن است که آن هم یکی از ابزار شیطان است
اصلا دیگه صریح تر از این مگه داریم که خدا در قرآن می فرماید:
وَکَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا
(آیه۱۱اسرا)
حتی در مورد پیامبر اسلام هم خدا میگه که در ابلاغ قرآن عجله نکنی تا زمانی که وحی بر تو کامل شود
پس باید هر روز به خودمان یادآور شویم که نیازی نیست عجله کنیم و تکامل به معنای فاصله زمانی نیست بلکه به معنای فاصله فرکانسی است که این فاصله با احساس خوب و باورهای هماهنگ با خواسته پر میشود
استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته بزرگوار از شما ممنونم بابت این مطالب زیبا که حقیقتا وجود شما و این سایت یک نعمتی بزرگ از سمت خدا برای من بوده تا مطالب مثبت و حال خوب کن بخونم
این کامنت را فقط نوشتم تا یادم بماند، که من از این لحظه به درخواست خداوند شروع کردم.
وقتی که مرور می کنم، از بچگی تاکنون همواره در گروهی بودم و من به عنوان سرگروه در آن ایفای نقش می کردم. و چقدر این کار را دوست دارم. مرا زنده می کند. من شر اشتیاق کافی برای رهبری یک گروه دارم… چه بهتر که مهندسی و کار صنایع باشد… من به صورت تکاملی الان که ۲۸ سالم است درک کردم که به Leadership علاقه وافری دارم و می دانم خداوند چقدر خوب با تضاد ها و اتفاقاتی که تا الان برای من رقم زده ؛ روحم و وجودم را برای آن آماده کرده است. برای رسیدن به هدف مگر چه چیزی غیر از این سه مورد لازم است.
۱)شور و اشتیاق
۲) توجه کامل
۳) باور قوی
من در مرحله یک هستم. اما خوب می دانم با توجه به روند تکاملی که از کودکی داشتم کاملا برای استارت کار آماده ام. من توکل بر خدا می کنم در این شب. مابقی حرکت است.
کافیست کانون توجه ام را بر روی خواسته ام یعنی Leadership بگذارم سپس با ورودی های مناسب هدفم را تغذیه کنم و در نهایت باور سازی را که امری تکاملی است را با امید پیش ببرم. مگر غیر از این است که جهان حامی و پشتیبان هر بنده توکل کننده ایست که با ایمان اش حرکت می کند. من با توکل و امید حرکت میکنم تا در این زمینه با مدد خدا بهترین ها را برای خودم رقم بزنم چرا که رب که صاحب عزت است حامی و پشتیبان بنده است.
که به مدد خداوند و شوری که خداوند از کودکی در من قرار داده و استعدادش را در من قرار داده بتوانم در این مسیر این آرزو با تمام وجود و ایمان و باورم قدم بردارم.
و ایمان دارم که خداوند در دل هر کس آرزویی قرار دهد، اگر ایمانش راستین باشد حتمن به آن می رسد.
درود ب همه هدایت شدگان خیلی دارم خودم رو مجور میکنم کامنت بنویسم و رد پا از خود بجا بزارم وای اصلا حسش چقدر عالیه حتما انجام میدم هر دفعه ،همین دو کلمه ک نوشتم کلی حالم خوب شد.
خدا هدایتم کن ک بنویسم واقعا ادم هیچ ایده ایه خاصی نداره برا نوشتن ولی اخرش میگه ببین ببین چقدر حرف هایه نابی زدم هر (چند تکراری ولی بازم تازست)
چقدر خدا خوب کارشو انجام میده نباید نگران باشم من باید بیام کارمو خوب انجام بدم هر بار از خودم رده پا بجا بگذارم ک بفهمم از کجا ب کجا دارم میرسم تواناییی هامو باور کنم بگم ک اره ببین این همه موفقیت کسب کردی پس میشه اونا هم میشه و باید قوانین شو یاد بگیری و مهم تر از همه هدفت مشخص باشه و کاری ب زمانش نداشه باشی و از مسیر لذت ببری و سپاس گذار خداوند باشی.
گاهی فکر میکنم از این همه هدف کدومش از همه مهم تره میفهمم ک هیچ کدوم فرض میکنم بهش رسیدم خوب چه کارا میشه کرد باهاش نمیدونم دقیق شاید هدف هایه من خیلی بزرگ نیستن یا این جور میگم شاید هنوز بهش نرسیدم ولی ی چیزو میدونم ک چه برسم چه نرسم حاله ادم باید خوب باشه و الان خوبه تو این شکی ندارم حاله خوب یعنی خدا رو دارم پس همه چیز رو میتونم داشته باشم این ک بگم ازشون گذشتم ن تا زمانی ک نرسیدم بهشون این حرف غلطه اینم مطمئنم، پس چیکار کنم این ک با حاله خوب بدونه نگرانی با ایمان حرکت کنم و مطمئنم ک بهش میرسم چون در طوله مسیر بهت گفته کافیه قدم هایه کوچیک و ثابت رو برداری توکل داشته باشی بهشون عمل کنی عمل و مقایسه با دیگران نداشته باشی کاراتو نتیجه هاتو
یک سری جاها حس میکنم زیاد از حد ب خودم فشار میارم نگرانم حرفه مردم مهمه با این ک فکر میکنم مهم نیست از درون باید روش کار کنم تا بهتر شه .
یک سری جاها هم حرفه خودم خودم رو نابود میکنه و نمبینم چقدر موفقیت دارم کار هایه ک اولش برام سخت بودن و الان مثله اب خوردن شدن ی زمانی سخت بود چطور اینو حل کردم بازم برمیگردیم ب حرفه ادامه و عمل و ایمان .
فایل امروز دقیقا مصادف شد با تعقیر شغل من و اینکه از منطقه امنم خارج شدم.و خودم و زندگیم را به خداوند سپردم و اینکه از قانون تکامل استفاده کردم تا بیزینس جدیدم را شروع کنم.
اما داستان خواسته من بدین شکل بود که چند وقتی بود که در محل کارم از طرف همکارهایم و صاحب کارم تحقیر میشدم و اصلا کار من دیده نمیشد.چند باری میخواستم از سر کارم بیایم بیرون اما همیشه ترس داشتم که اگر بیکار بشم چی .اگه نتونم زندگیم و اداره کنم چی .خلاصه همش ترس داشتم و تحقیر دیگران رو تحمل میکردم .تا اینکه وارد سایت شدم . یاد گرفتم که فقط خداوند است که من باید ازش بترسم . و دیگران را نباید برای خودم بزرگ کنم.
این تغییرات به مرور زمان در من بزرگتر شد.
تا اینکه انواع ایده ها به سرم زد .اینکه من خالق زندگی خودم هستم.و میتوانم زندگیم را خودم خلق کنم.
یکی از آن ایده ها این بود که از منطقه امن خودم بزنم بیرون.و ایمان داشته باشم و باور داشته باشم که خداوند مرا هدایت خواهد کرد.به زندگی بهتر به آرزوهایم به خواسته هایم.
یاد گرفتم که هدایت ها و نشانه ها را جدی بگیرم.
به همین دلیل از سر کارم استعفا دادم البته با رضایت دو طرف و در کمال آرامش چون من فقط نکات مثبت آنها را مد نظر گرفتم و سعی کردم دیدم را مثبت کنم.
و الان تصمیم گرفتم یک هفته فقط خو ش بگذرونم و بعد از آن دنبال خانه بگردم و بعد از آن هم نبال مغازه باشم.
من اینها را در دفترم نوشتم و از خدا وند طلب کمک کردم.
من ایمان دارم که با رعایت تکامل و انجام دادن ایده هایم میتوانم به خواسته هایم برسم.
من در دفترم وظایف خداوند و خودم را نوشتم و ایمان دارم که به خ استه هایم میرسم.
من دارم شهرم رو عوض میکنم فقط به این دلیل که پی به توانایی های خودم بردم و میدانم که میتوانم زندگیم را اینجوری که دلم میخواهد میتوانم خلق کنم.
سلام بر همه عزیزان رد پای ۳٨ ام و روز ۳۶ ام این روز شماری برای تحول زندگی ام برابر شد با عید نوروز برایم بنا براین عید نوروز تان مبارک، برای همه یکسال پر از دست ٱورد، شادی بی پایان و بگفته استاد امسال تان عالی تر از سالهای قبل و سالهای بعد تان بهتر از سال قبل.
وقتی که ٱرزو، خواسته و هدف را با تمام تمرکز ادامه میدهیم، حتما مثل این شرکت جواب میدهد و نتیجه فوق العاده میدهد وقتی ادامه میدهیم نا امید نمیشویم، وقتی که مدار ما را عوض میکنیم و خود ما باور کنیم که میشود به این هدف برسیم و دور از دست رس در ذهن ما ندانیم و در مسیر درست به طور دوامدار حرکت کنیم، و چه مثال و الگوی زیبا خود استاد عزیز است که به هر خواسته که خواسته رسیده.
هیچ ٱرزوی ٱنقدر بزرگ نیست که بهیش نرسیم اگر بگفته استاد همین ٱرزو های کوچک را ادامه بدیم و ٱجور های کوچک را پهلوی هم قرار بدیم، ٱرزو هر قدر بزرگ باشد خدا خیلی بزرگ تر از اون است و میشه با توکل و با امید به خودش در ذهن باور های قدر مند کننده ساخت و خداوند بی نهایت بخشنده، رزاق و هدایت گر است، باید دنبال الگو و نمونه های گشت که توانستن و ما هیچ کمبود از ٱنها نداریم و اگر ٱنها توانستن من هم میتوانم، باید باور کنم و باید تکامل ام را طی کنم و نا امید نشوم و با ایمان حرکت کنم و از نتایج کوچک لذت ببریم و حرکت کنم، و همین نتایج به ظاهر کوچک را در ذهن ام بلد اش کنم، تحسین اش کنم، لذت ببرم و ادامه بدهم با تمام وجود.
همین امروز در یاداشت گوشی ام فایل جدید باز کردم برای نوشتن، تحسین و شکر گزاری و سپاسگزاری برای نکات مثبت و معجزات که قرار در سال جدید برای من و دوستانم اتفاق بیفته، چند ساعت نگذشته و از روز تا حال پنج شش تا نکته مثبت یاداشت کردم و تحسین اش کردم.
خدارا سپاس گزارم و شکر گذارم که سال ۱۴۰۰ را با تمام اتفاقات و درس هایش پشت سر گذراندم و سال جدید را با توکل و امید به الله مهربان ٱغاز کردم و خدا داند که چه اتفاقات خوب معجزات در راه است، یا رب فقط به امید خودت.
برای همه در سال جدید موفقیت های بی پایان، عشق در رابطه، ثروت، صحت، ٱرامش در زندگی و سعادت در دنیا و ٱخرت خواهانم و در یک کلام برای خودم و شما عزیزان بهترین ها را از صاحب قدرت مطلق خواهانم.
به نام الله یکتا
به نام خدای مهربان و عزیز تر از جانم
و سلام و هزاران درود بر استاد عزیز و مریم جان
امروزسی و پنجمین روز سفرم است و نمیدانید چقدر لذت بخش است صبح ها که از خواب بیدار می شوی می روی سراغ من رابه سوی خواسته ام هدایت کن و دنبال نشانه هایت می گردی و با هر خط خواندن متن های زیبا و گوش کردن به صدای استاد استاد می گویی این است، همین است آنچه می خواستم.
و بعد با زیباترین تخیل و افکار و با انرژی زیاد می روی که قدم دیگری برداری برای رسیدن به خواسته های قشنگ.و در تمام مسیر خداراشکر را عاشقانه شکر می کنی و با او می خندی جوری که انگار قند تو دلت آب می شود
و باز در بین کارهایت در بهترین فرصت روز شمار را نگاه می کنی و همراه می شوی با این هدایت الهی
و بسیار زیباست طی این مسیر و واقعا واقعا بسیار سخت و طاقت فرساست کنترل ورودی های ذهن
که بعضی وقتها واقعا نجواهای ذهنی کمر شکن می شود،
چند وقتی بود که همسرم بیکار شده ، البته او بازنشسته است و چند سال در شرکت های مختلف کار می کرد و در آمد خوبی داشت.
برای همین تصمیم گرفت به شرکت ما که من و خواهرم شریکبم و دوسال است تاسیسش کردیم بیاید
یک ماهی آمد ولی با توجه به روند کار و از آنجایی که همیشه مدیر بود نتوانست ادامه بدهد
چند وقتی در خانه ماند و قسط ها و هزینه بچه هاکمر شکن شدن، تا جایی که هر ماه می گفتیم این ماه هم تمام شود ماه دیگر بهتر است
و من تنها کاری که در این چند ماه کردم راه می رفتم، می خوابیدم ، می نشستم کار می کردم ، پشت فرمان بودم یا هنذفری در گوشم بود و حرفها ی استاد را گوش می کردم و به دستورات اش عمل می کردم که خدارا هزاران بار شکر موفق بودم.تا چند. روز پیش که با خدا حرف میزدم ناگهان یاد حرف استاد افتادم که می گفت هجرت کنید
به همسرم گفتم دوست داری چکار کنی
گفت دوست دارم رو پاهای خودم وایسم و کار مستقل کنم ، گفت می خواهم ساخت و ساز کنم
گفتم تو تجربه ای نداری ، گفت ولی عاشق این کارم
اولش قبول نکردم در دلم گفتم تنها سرمایه ما به خانه است که آن هم میخواهی به باد دهی
بعد پیش خودم گفتم خیلی ها اینجوری رشدکردن و موفق شدن مگه همه اینها که دارند کار می کنند با تجربه شروع کردند و یا سرمایه مضاعف داشتند
مجدد باهم در کنار رودخانه زیبای شهرم صحبت کردیم بدور از هر دغدغه و باور های غلط.
و باز هم مثل سابق رجوع کردم به مرا به سوی نشانه ام هدایت کن دیدم استاد می گوید تو پای در راه بنه و هیچ مگوی
من به همسرم گفتم موافقم و ایمان دارم موفق می شویم . شاید باورتان نشود با چه مقاومتی هایی روبرو شدم همه می گویند شما الان یک سال و نیم است که بعد چندین سال به شهرتان برگشتید باز هم می روید به غربت
ولی من در دلم می گویم من هیچ جاغریب نیستم و همه جا خدا با من است،
حالا هم هفته دیگر میخواهیم برویم که بررسی کنیم و استارت کار را بزنیم
و باز هم با مرا به سوی نشانه هام هدایت کن سفر می کنیم
قول میدهم در اولین فرصت از موفقیت هابم برایتان بگویم
شاد پیروز، سر بلند، سعادتمند در دنیا و آخرت باشید دوستان عزیزم
بسم الله الرحمن الرحیم سلام به استاد و همسفرانم
درسی که امروز یاد گرفتم:
من خیلی توی خوندن مطالب سفرنامه تعلل میکنم. خیلی میمونم و دیکه جوری شده که تبدیل به وسواس شده. این حالت باعث شده برام طولانی بشه چون توی ذهنم سخت شده.برلی کامنت نوشتن هم خیلی حساب کتاب میکردم که چی بنویسم.الان به خودم گفتم کمالگرایی رو بزار کنار،اصلا به خودت سخت نگیر،رهاتر و بیخیالتر باش،سریعتر یک متن رو بخون و هر چیز لازم رو ازش یاد میگیری.هر چی یاد جرفتی همون مافیه ولی درجا نزن به خاطر کمالگرایی و بزن جلو، جلو برو و تمومش کن و عبور کن.فقط تموم کردن کاری رو انجام بده
و حالا سرعتن رو در خوندن زیاد مردم و اتفاقا اینطور تمرکزم بهتره.
برای کامنت هم تجربه خودم رو انتخاب کردم و قانونی نیست که باید یک کامنت چطور باشه و یا باید بلند باشه
خوشحالم اینجام
🌸🌸🌸🌸🌸
سلام عزیزان دلم ممنونم از این قسمت عالی
میخوام یه تجربه در خصوص هدایت و ایمان داشتن به اینکه وقتی ایمان داری خداوند هدایتت میکنه و اعتماد داری میتونی از این هدایت ناب استفاده کنی در کسری از ثانیه و تصمیماتت رو دقیق و سریع عملی کنی
دیروز باهمسرم رفتیم خرید من میخواستم کفش کتونی بخرم..در اولین مغازه چندتا کفش عالی دیدم و پام کردم و توی دو دلی و شک بودم یکی خیلی قشنگ بود و با طراحی قشنگ و اون یکی با کیفیت و خیلی شیک و در عین حال ساده و یکی دیگه هم راحت و هم سبک و هم ارزونتر و….خیلی تنوع زیاد بود ۳جفت گذاشنم کنار ..گفتم خدایا نمیدونم چیکار کنم خودت هدایتم کن من هر۳تاشو میخواستم اما دو دل شده بودم خلاصه وقتی برای آخرین بار داشتم بررسی میکردم دیدم یکی از اونا کمی کنارش پاره شده و کیفیت دوخت تمیزی نداره صاحب مغازه گفت میرم عوض میکنم میام..یهو یه مشتری اومد داخل یکی از همون کفشی که میخواستم پاش بود و دیدم حالت انگشتهای پای اون روی کفش مونده و یه جورایی شکل پای طرف مونده روی کفش و گفتم اهان من اینجوری کفش دوست ندارم که قالب انگشتای پام رو بگیره و معلوم باشه و خلاصه سریع به همسرم گفتم اینو بگیریم بریم اون سومی که از اونا با کیفیت تر بود.گفت چی شد گفتم احساسم میگه این کارو کنیم جایی دیگه خرید میکنیم همون کفش عالیه رو حساب کردیم خارج شدیم چندتا مغازه بعدی رفتیم داخل و یه کفشی به چشممون خورد که از همه اون کفشها با کیفیت تر و عالی تر بود ..اونم خریدیم و اومدیم بیرون ..دقیقا همونی احساس و چیزی که به قلبم الهام شد رو به راحتی انجام دادم و با خرید عالی به خونه برگشتم…اینم بگم قبلا این طور نبود من دارم یواش یواش اعتماد میکنم و میشنوم و منتظر هدایت میشم…این یه راه عالی و یه یاداوری عالی بود برام شنیدن این فایل و واقعا لذت میبرم از اینکه میبینمتون و چقدر خودتون و آگاهیتون و رابطه تون و حسی که دارید رو تحسین میکنم یعنی با همه وجودم فایلهارو میبینم و وقتی به خودم میام میبینم یه لبخندی همیشه گوشه لبمه و چشمام غرق شادیه و برق میزنه اینو زمانی فهمیدم که محل کارم روی صندلی نشسته بودم و تلفنم رو گذاشتم روبروم که به آینه بزرگه یهو چشمم به خودم افتاد و چقدر خداروشکر کردمممم…خبلی دوستتون دارم همیشه شاد باشید و در آرامش و در صلح باخود🥰😘😘😘
بسم الله الرحمن الرحیم
روز شمار روز سی و ششم
من بعد از مدت ها دارم نظر میگذارم
نمیدانم چی شد که این وقفه افتاد
نمیدانم چی شد که از این مدار خارج شدم
اما این دفعه آمده ام که تعهدی غیر قابل مذاکره بدهم و جهادی اکبر به راه بیاندازم
جهادی در برابر وسوسه ها و نجواهای ذهن
جهادی در برابر نفسی که به قول حضرت یوسف أماره بالسوء هست تا در این جهاد غنیمت کسب کنم
غنیمتی زیبا و بزرگ چون آرامش الهی
غنیمتی از جنس لا خوفٌ علیهم و لا هم یحزنون
غنیمتی از جنس تاثیر گذاری حضرت محمد و اسوه حسنه شدن
غنیمتی از جنس نعم العبد بودن ایوب
غنیمی از جنس واصطنعتک لنفسی و کلیم الله شدن حضرت موسی
غنیمتی از جنس خلیل الله بودن حضرت ابراهیم
غنیمتی از جنس إِنَّهُ کٰانَ عَبْداً شَکُوراً بودن حضرت نوح
و….
خلاصه به امید تو ای خدا شروع میکنم
این برگ از سفرنامه مرا یاد آیه ۲۸۶ سوره بقره انداخت که میفرماید:
لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا
خدا هیچ کس را تکلیف نکند مگر به قدر توانایی او
برداشت و احساس من اینو میگه که وقتی آرزویی در دلت زنده میشود و احساس خوبی نسبت به آن داری بدان که خدا این توانایی را در وجود تو دیده و تو را برگزیده تا به این آرزو برسی
در واقع جهان خداوند در مسیر گسترش و تکامل و پیشرفت خود نیازمند به محقق شدن یک سری از امور بوده و حال برای رسیدن به این امور نیاز بوده چند عدد از فرشته های زمینی خدایا یا همون واسطه ها دست بکار شوند تا این امر محقق شود و خدا میاد از بین این مخلوقات زمینی خودش بر حسب استعدادهایی که دارند آرزوی اون امر را به دلشان می اندازد و از اینجا به بعد است که محقق شدن اون آرزو بستگی به جدی گرفتن اون شخصی داره که آن آرزو در دلش زنده شده
مثلا خدا آرزوی کشف برق را در دل ادیسون قرار میده تا با کشف برق جهان رشد کنه
یا آرزوی تولید خودروهای برقی تسلا را در دل ایلان ماسک قرار میده تا با محقق شدن این امر جهان رشد کنه و هوای پاکیزه تری داشته باشه
یا آرزوی بهترین فوتبالیست شدن را در دل رونالدو قرار میده و رونالدو با جدی گرفتن این آرزو و محقق کردنش به جهان کمک بزرگی میکنه از اونجایی که به خیلی از ساکنین جهان ثابت میکنه اگر بخواهید می توانید
و یا همین سرزمین بازی که در فیلم مشاهده کردیم که چقدر به رشد جهان کمک کرده از اونجایی که با این اسباب بازی ها خلاقیت بچه ها را شکوفا میکنه و کلی احساس شادی و احساس خوب در جهان ایجاد میکنه
پس بیاییم رویاهایمان را جدی بگیریم و با صبر و توجه به قانون تکامل و با اعتماد به هدایتگر بودن صاحب اختیارمان که همان خالق ما است قدم به قدم و به قول قرآن
لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ
(آیه ۱۹ انشقاق)
پله های ترقی را طی کنیم و ظرف وجودمان را برای نعمت ها و آگاهی های بیشتر آماده کنیم و…
در پایان لازم میدونم به خودم یادآوری کنم که آرامش در راه رسیدن به خواسته ها خیلی مهمه و دشمن آرامش داشتن در این مسیر ، عجله کردن است که آن هم یکی از ابزار شیطان است
اصلا دیگه صریح تر از این مگه داریم که خدا در قرآن می فرماید:
وَکَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا
(آیه۱۱اسرا)
حتی در مورد پیامبر اسلام هم خدا میگه که در ابلاغ قرآن عجله نکنی تا زمانی که وحی بر تو کامل شود
وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضَىٰ إِلَیْکَ وَحْیُهُ
(آیه۱۱۴طه)
پس باید هر روز به خودمان یادآور شویم که نیازی نیست عجله کنیم و تکامل به معنای فاصله زمانی نیست بلکه به معنای فاصله فرکانسی است که این فاصله با احساس خوب و باورهای هماهنگ با خواسته پر میشود
استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته بزرگوار از شما ممنونم بابت این مطالب زیبا که حقیقتا وجود شما و این سایت یک نعمتی بزرگ از سمت خدا برای من بوده تا مطالب مثبت و حال خوب کن بخونم
به نام الله یکتا
سلام بر استاد و عزیزان
این کامنت را فقط نوشتم تا یادم بماند، که من از این لحظه به درخواست خداوند شروع کردم.
وقتی که مرور می کنم، از بچگی تاکنون همواره در گروهی بودم و من به عنوان سرگروه در آن ایفای نقش می کردم. و چقدر این کار را دوست دارم. مرا زنده می کند. من شر اشتیاق کافی برای رهبری یک گروه دارم… چه بهتر که مهندسی و کار صنایع باشد… من به صورت تکاملی الان که ۲۸ سالم است درک کردم که به Leadership علاقه وافری دارم و می دانم خداوند چقدر خوب با تضاد ها و اتفاقاتی که تا الان برای من رقم زده ؛ روحم و وجودم را برای آن آماده کرده است. برای رسیدن به هدف مگر چه چیزی غیر از این سه مورد لازم است.
۱)شور و اشتیاق
۲) توجه کامل
۳) باور قوی
من در مرحله یک هستم. اما خوب می دانم با توجه به روند تکاملی که از کودکی داشتم کاملا برای استارت کار آماده ام. من توکل بر خدا می کنم در این شب. مابقی حرکت است.
کافیست کانون توجه ام را بر روی خواسته ام یعنی Leadership بگذارم سپس با ورودی های مناسب هدفم را تغذیه کنم و در نهایت باور سازی را که امری تکاملی است را با امید پیش ببرم. مگر غیر از این است که جهان حامی و پشتیبان هر بنده توکل کننده ایست که با ایمان اش حرکت می کند. من با توکل و امید حرکت میکنم تا در این زمینه با مدد خدا بهترین ها را برای خودم رقم بزنم چرا که رب که صاحب عزت است حامی و پشتیبان بنده است.
که به مدد خداوند و شوری که خداوند از کودکی در من قرار داده و استعدادش را در من قرار داده بتوانم در این مسیر این آرزو با تمام وجود و ایمان و باورم قدم بردارم.
و ایمان دارم که خداوند در دل هر کس آرزویی قرار دهد، اگر ایمانش راستین باشد حتمن به آن می رسد.
به امید موفقیت و گسترش جهان توسط همه عزیزان
در پناه الله یکتا شاد و سالم باشید.
همه ی ما توانایی خلق هر خواسته ای را داریم که در دلمان زنده می شود
و اشتیاقی سوزان در دلمان زنده می شود.
قانون تکامل اینقدر ساده و مهم است که بیشتر ناکامی های خود من به خاطر رعایت نکردن
همین بوده است. اما از یه جایی به بعد دیگر بازی را که یاد بگیری.
دیگر سنگ بزرگ بر نمیداری.
چقدر زیباست که در مسیر رسیدن به این چنین خواسته با اجرای ایده ها
و الهامات ظرف وجودم رشد میکند.
نیروی الهامات تاثیر بسیار بسیار مهمی در این مسیر دارد. وتا اینجا داشته.
درست زمانهاییکه همه چیز به مو رسیده از راه می رسد
و غوغا به پا میک ند.
بعضی ها مانند خود من در روز های اول فکر میکندد رعایت قانون تکامل زمانبر است
و عجله می کنند و پس از بار ها اینکه سرشان به سنگ می خورد،
تازه میفهمند که تازه درک میکنند که هیچ روشی سریعتر از این روش وجود ندارد.
درود ب همه هدایت شدگان خیلی دارم خودم رو مجور میکنم کامنت بنویسم و رد پا از خود بجا بزارم وای اصلا حسش چقدر عالیه حتما انجام میدم هر دفعه ،همین دو کلمه ک نوشتم کلی حالم خوب شد.
خدا هدایتم کن ک بنویسم واقعا ادم هیچ ایده ایه خاصی نداره برا نوشتن ولی اخرش میگه ببین ببین چقدر حرف هایه نابی زدم هر (چند تکراری ولی بازم تازست)
چقدر خدا خوب کارشو انجام میده نباید نگران باشم من باید بیام کارمو خوب انجام بدم هر بار از خودم رده پا بجا بگذارم ک بفهمم از کجا ب کجا دارم میرسم تواناییی هامو باور کنم بگم ک اره ببین این همه موفقیت کسب کردی پس میشه اونا هم میشه و باید قوانین شو یاد بگیری و مهم تر از همه هدفت مشخص باشه و کاری ب زمانش نداشه باشی و از مسیر لذت ببری و سپاس گذار خداوند باشی.
گاهی فکر میکنم از این همه هدف کدومش از همه مهم تره میفهمم ک هیچ کدوم فرض میکنم بهش رسیدم خوب چه کارا میشه کرد باهاش نمیدونم دقیق شاید هدف هایه من خیلی بزرگ نیستن یا این جور میگم شاید هنوز بهش نرسیدم ولی ی چیزو میدونم ک چه برسم چه نرسم حاله ادم باید خوب باشه و الان خوبه تو این شکی ندارم حاله خوب یعنی خدا رو دارم پس همه چیز رو میتونم داشته باشم این ک بگم ازشون گذشتم ن تا زمانی ک نرسیدم بهشون این حرف غلطه اینم مطمئنم، پس چیکار کنم این ک با حاله خوب بدونه نگرانی با ایمان حرکت کنم و مطمئنم ک بهش میرسم چون در طوله مسیر بهت گفته کافیه قدم هایه کوچیک و ثابت رو برداری توکل داشته باشی بهشون عمل کنی عمل و مقایسه با دیگران نداشته باشی کاراتو نتیجه هاتو
یک سری جاها حس میکنم زیاد از حد ب خودم فشار میارم نگرانم حرفه مردم مهمه با این ک فکر میکنم مهم نیست از درون باید روش کار کنم تا بهتر شه .
یک سری جاها هم حرفه خودم خودم رو نابود میکنه و نمبینم چقدر موفقیت دارم کار هایه ک اولش برام سخت بودن و الان مثله اب خوردن شدن ی زمانی سخت بود چطور اینو حل کردم بازم برمیگردیم ب حرفه ادامه و عمل و ایمان .
از هر جنبه نگاه کنی داستان داستانه
تکامل
توکل
تعهد
❤❤
روز یس وششم
سلام دوستان عزیزم و استاد گرامی
خیلی خوش حالم که امروز هم هدایت شدم برای شنیدن این فایل ..
بعضی وقتها ما انسانها خیلی عجله داریم که به خواسته هامون زودتر برسیم .اما غافل ازین هستیم که رسیدن به خواسته ها یک شبه اتفاق نمی افتد
برای رسیدن به هر چیزی درکنارش حرکت هم لازم است درکنار باورهای قدرتمند گونه ای که راه را برای رسیدن به اهدافمان آسانتر میسازد
من یاد گرفتم که برای رسیدن به خواسته هایم سیر تکاملی لازم است و باید طی شود
من قبل از سال خواسته هایم را نوشتم و امید دارم که با توکل به خداوند به تمامی آنها خواهم رسید ..
خدایا شکرت
موفق و پیروز باشید
روز سی و ششم
سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیزم و دوستان هم ندارم
فایل امروز دقیقا مصادف شد با تعقیر شغل من و اینکه از منطقه امنم خارج شدم.و خودم و زندگیم را به خداوند سپردم و اینکه از قانون تکامل استفاده کردم تا بیزینس جدیدم را شروع کنم.
اما داستان خواسته من بدین شکل بود که چند وقتی بود که در محل کارم از طرف همکارهایم و صاحب کارم تحقیر میشدم و اصلا کار من دیده نمیشد.چند باری میخواستم از سر کارم بیایم بیرون اما همیشه ترس داشتم که اگر بیکار بشم چی .اگه نتونم زندگیم و اداره کنم چی .خلاصه همش ترس داشتم و تحقیر دیگران رو تحمل میکردم .تا اینکه وارد سایت شدم . یاد گرفتم که فقط خداوند است که من باید ازش بترسم . و دیگران را نباید برای خودم بزرگ کنم.
این تغییرات به مرور زمان در من بزرگتر شد.
تا اینکه انواع ایده ها به سرم زد .اینکه من خالق زندگی خودم هستم.و میتوانم زندگیم را خودم خلق کنم.
یکی از آن ایده ها این بود که از منطقه امن خودم بزنم بیرون.و ایمان داشته باشم و باور داشته باشم که خداوند مرا هدایت خواهد کرد.به زندگی بهتر به آرزوهایم به خواسته هایم.
یاد گرفتم که هدایت ها و نشانه ها را جدی بگیرم.
به همین دلیل از سر کارم استعفا دادم البته با رضایت دو طرف و در کمال آرامش چون من فقط نکات مثبت آنها را مد نظر گرفتم و سعی کردم دیدم را مثبت کنم.
و الان تصمیم گرفتم یک هفته فقط خو ش بگذرونم و بعد از آن دنبال خانه بگردم و بعد از آن هم نبال مغازه باشم.
من اینها را در دفترم نوشتم و از خدا وند طلب کمک کردم.
من ایمان دارم که با رعایت تکامل و انجام دادن ایده هایم میتوانم به خواسته هایم برسم.
من در دفترم وظایف خداوند و خودم را نوشتم و ایمان دارم که به خ استه هایم میرسم.
من دارم شهرم رو عوض میکنم فقط به این دلیل که پی به توانایی های خودم بردم و میدانم که میتوانم زندگیم را اینجوری که دلم میخواهد میتوانم خلق کنم.
خدایا شکرت
در پناه حق
بنام خدای مهربان
رد پای ۳٨
سلام بر همه عزیزان رد پای ۳٨ ام و روز ۳۶ ام این روز شماری برای تحول زندگی ام برابر شد با عید نوروز برایم بنا براین عید نوروز تان مبارک، برای همه یکسال پر از دست ٱورد، شادی بی پایان و بگفته استاد امسال تان عالی تر از سالهای قبل و سالهای بعد تان بهتر از سال قبل.
وقتی که ٱرزو، خواسته و هدف را با تمام تمرکز ادامه میدهیم، حتما مثل این شرکت جواب میدهد و نتیجه فوق العاده میدهد وقتی ادامه میدهیم نا امید نمیشویم، وقتی که مدار ما را عوض میکنیم و خود ما باور کنیم که میشود به این هدف برسیم و دور از دست رس در ذهن ما ندانیم و در مسیر درست به طور دوامدار حرکت کنیم، و چه مثال و الگوی زیبا خود استاد عزیز است که به هر خواسته که خواسته رسیده.
هیچ ٱرزوی ٱنقدر بزرگ نیست که بهیش نرسیم اگر بگفته استاد همین ٱرزو های کوچک را ادامه بدیم و ٱجور های کوچک را پهلوی هم قرار بدیم، ٱرزو هر قدر بزرگ باشد خدا خیلی بزرگ تر از اون است و میشه با توکل و با امید به خودش در ذهن باور های قدر مند کننده ساخت و خداوند بی نهایت بخشنده، رزاق و هدایت گر است، باید دنبال الگو و نمونه های گشت که توانستن و ما هیچ کمبود از ٱنها نداریم و اگر ٱنها توانستن من هم میتوانم، باید باور کنم و باید تکامل ام را طی کنم و نا امید نشوم و با ایمان حرکت کنم و از نتایج کوچک لذت ببریم و حرکت کنم، و همین نتایج به ظاهر کوچک را در ذهن ام بلد اش کنم، تحسین اش کنم، لذت ببرم و ادامه بدهم با تمام وجود.
همین امروز در یاداشت گوشی ام فایل جدید باز کردم برای نوشتن، تحسین و شکر گزاری و سپاسگزاری برای نکات مثبت و معجزات که قرار در سال جدید برای من و دوستانم اتفاق بیفته، چند ساعت نگذشته و از روز تا حال پنج شش تا نکته مثبت یاداشت کردم و تحسین اش کردم.
خدارا سپاس گزارم و شکر گذارم که سال ۱۴۰۰ را با تمام اتفاقات و درس هایش پشت سر گذراندم و سال جدید را با توکل و امید به الله مهربان ٱغاز کردم و خدا داند که چه اتفاقات خوب معجزات در راه است، یا رب فقط به امید خودت.
برای همه در سال جدید موفقیت های بی پایان، عشق در رابطه، ثروت، صحت، ٱرامش در زندگی و سعادت در دنیا و ٱخرت خواهانم و در یک کلام برای خودم و شما عزیزان بهترین ها را از صاحب قدرت مطلق خواهانم.