سریال زندگی در بهشت | قسمت 100 - صفحه 53


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1007 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه یوسفی وشنویی گفته:
    مدت عضویت: 1777 روز

    سلام خانواده عزیزم.

    سلام استاد عزیزم ومریم جونم.

    هر دفعه آنقدر ذوق زده میشم از عملکرد قانون که نمیدونم چطوری شروع کنم.

    دیدگاه قبلی براتون نوشتم که درخواست هزینه آموزش شنا دادم. واز راهی برام رسید که باورتون نشه.امروز آخرین جلسه آموزش بود. مربیم خیلی راضی بود وبهم گفت پیشرفته رو هم بیا. در مدت آموزش خیلی باهم دوست شدیم وابنم پیرو آموزش‌های استاد عباسمنش بود.

    (طبق قانون درخواست) ازشون خواستم در دوقسط هزینه رو بگیرن. عجیب اینکه مربیم گفت من اصلا سهم خودم رو نمیخوام. لذت آموزش برام خیلی با ارزشه. چون شما صد وجودت رو برای یادگیری میزاری(یه قانون دیگه).البته مدیریت لطف ایشون رو قبول نکرد. ولی با درخواستم برای واریز تا20 ماه موافقت کردن.

    من تقریبا برای هر تصمیمی میام سایت استاد ومرا بسوی نشانه ام هدایت کن رو استفاده میکنم(قانون اعتماد وتوکل)

    امروزم اومدم وابن فایل بی‌نظیر وصحبتهای واضح استاد منو مصمم کرد

    اینروزا حالم عالیه. کارکرد قوانین رو میبینم، لمس میکنم، حس میکنم با تمام وجودم. میفهمم که در مسیر تکامل هستم. همیشه کارها رو نیمه تمام میذاشتم. ولی از استاد یاد گرفتم که اگر شروع کردم تا آخرش برم(قانون ارزشمندی هدف) . ونتیجه هم پیشرفتم شد. یکی یکی هدفهای کوچک رو تیک میزنم تا به اهداف بزرگ

    اگرچه که همیناهم الان خیلی برام مهم هستن. وقتی چیزی رو میخوای کوچک و بزرگش مهم نیست. هرکدوم این هدفها به ما لذتی میده که باعث شیرینی مسیر زندگیمو ن میشه وبقول استاد یروزی برمیگردی عقب و میبینی همه اش در حال لذت بردن از زندگی بودی.

    باید برای هر کوچکی ارزش قائل بود. حس خوب داشت، خندید لذت برد، هیجان داشت، سپاسگزاری خاص انجام داد. چون زندگی مجموعه این کوچکهای شیرینه.

    خدای خوبم، سلام من، حس خوب من، آرزوی سلامتی، سعادت، ثروت و آگاهی برای همه

    مردم جهان و خانواده عزیزم رو بهشون برسون.

    خدایا بی نهایت سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    زینب ندرلو گفته:
    مدت عضویت: 1324 روز

    به نام خداوند مهربانی ها

    سلام بر استاد عزیزم و مریم جان و دوستان وپرانرژی

    روز 36

    داستان شگفت انگیز. تحقق یک رویا

    جهان اگر ایده ای در دل ما می اندازد راه رسیدن به آن هدف را هم به ما نشان میدهد و توانایی خلقش رو به ما خواهد داد

    این جمله رو خیلی شنیده بودم ازتون استاد ولی انگار نمیشنیدم ،امروز فهمیدم ایده های بهم الهام میشه ولی من آنقدر تاخیر میندازم توی عمل که شیطان روزنه ای پیدا می‌کنه و کلی دلیل برام میاره که تو بلد نیستی چطوری میخای شروع کنی این فقط یه ایده است و …

    امروز وقتی این جمله رو شنیدم گفتم واقعا من چقدر باور دارم که میتونم ،من این جمله رو فقط شنیده بودم ولی قلبن باور نکرده بودم من امروز فهمیدم باید خیلی بیشتر از این حرفا رو این زمینه کار کنم این دقیقا پاشنه آشیل من،

    من توانایی اینکه میتونم به هر هدفی رو برسم واقعا قبول نکرده بودم فقط به ظاهر میگفتم و یه هم زمانی هم امروز برام رقم خورد که دیگه مهر تایید خورد رو اینکه من باید در این زمینه کار کنم و نشانه ی امروزم گفتگو با دوستان قسمت 4 بود اونجا که دوستمون میگفتن تو این تله می‌افتیم که حرفایی قشنگ میزنیم فقط و یه تلنگر بود برای من ،البته که حس خودمو بد نمیکنم و می‌دونم با تغییر خودم میتونم همه چیز رو درست کنم

    به امید خدای مهربان و هدایت گرم قدم بر میدارم و امیدم به هدایت خداوند مهربونمه

    الهی شکرتتتتت که هستی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1501 روز

    بنام یکتای هستی بخش

    روز 36سفرنامه

    داستان شگفت انگیز تحقق یک آرزو.

    خیلی دوست دارم یه تایمی رو اختصاص بدم کلا زندگی نامه ی افراد موفق رو بخونم ولی هنوز فرصتش پیش نیومده.

    از روزی که سفرنامه رو شروع کردم کم کم دارم یاد میگیرم که هر تضادی قابل حله.

    تا قبل از سفرنامه هر وقت به تضادی برمیخوردم تنها کاری که میکردم این بود که بهش توجه نکنم و سعی میکردم فقط احساسمو خوب کنم .گاهی وقتا دیر گاهی وقتا زود.

    ولی حالا از زمانی که سفرنامه رو شروع کردم علاوه بر اینکه با برخورد به هر تضادی سعی میکنم احساسمو خوب کنم از خودم سوال میکنم که این تضاد اومده که به من چیو بفهمونه؟ کدوم باور اشتباهو میخواد بهم گوشزد کنه که تغییرش بدم و هر بار بدون استثناء باورهای اشتباهمو پیدا کردم.و همین باعث شده روز به روز ایمان من بیشتر بشه برای ادامه دادن.

    امروز هم یه حسی درونم بود که به نظرم اومد قلبم منقبض میشه از فکر کردن به یه موضوعی سریع دوزاریم افتاد که این نشون از یک باور اشتباه و یک ترمزه.

    و اونم این بود که هر وقت میخوام به درآمدم از سالن فکر کنم قلبم منقبض میشه یه جورایی ته قلبم اصلا امید ندارم که حالا حالاها بتونم به درآمد برسم.

    و حتی اینو توی کلامم هم ناخودآگاه خیلی استفاده میکنم مثلا با هرکی که میخوام در مورد درآمد حرف بزنم میگم حالا چند سالی نباید به فکر درآمد بود.حالا چند سال زمان میبره سالن جا بیفته.

    همیشه موقع فکر کردن به درآمد از طریق سالن انگار ذهنم میخواد وزنه ی چندصد کیلویی بزنه در این حد انرژیم افت میکنه و همیشه ترجیه میدم بهش فکر نکنم. ذهنم همیشه میخواد برام سخت طاقت فرسا جلوه کنه رسیدن به درآمد رو .هر بار بهم میگه کلی باید کار انجام بدی خیلی کارا هست که تو نکردی.

    خیلی زمان میبره تو به دارمد برسی .الان خیلی زوده بخوای به این چیزا فکر کنی.

    واسه همینم هیچ وقت ایده ای به ذهنم نمیرسه یا اگر میرسه میگم بابا این کار کوچیک چه تاثیری روی درآمد من میتونه داشته باشه.حالا این کارم نکردم نکردم.

    یعنی نمیدونم چمه .انگاری اصلا دوست ندارم که مشتری بیاد.با اینکه اینهمه دارم تلاش میکنم تو ظاهر که باورهای مخرب مالیمو درست کنم ولی در عمل برعکس دارم عمل میکنم.

    مثلا وقتی تو سالن دارم روی باورام کار میکنم یه مشتری میاد ترجیهم اینه که مشتری نیاد تا من بتونم روی باورام کار کنم .انگاری حتی از اومدن مشتری ناراحت هم میشم.میگم این یه نفر که تاثیری نداره همون نباشه حداقل من بتونم روی خودسازیم کار کنم.

    یعنی خودممم اصلاا باورم نمیشه که این شکلی هم و اینهمه ادعای ثروتمند شدن دارم.

    ولی اینبار مطمئنم که این تضاد اومده که حل بشه.حالا نه به طور کامل ولی حتما قدم به قدم حل میشه.چون تو تمام این مدت تضادی نبوده که حل نشده باشه.حتی تضادی که از نظر خودم اینجوری بود که دیگه این یکی رو نمیشه به حساب تضاد گذاشت و این یه مشکل لا ینهله اونم حل شد.پس ایمانم بیشتر شد که هر تضادی اومدی که حل بشه.

    اگه الان اومده بالا یعنی زمانش رسیده که برای همیشه حل شه.

    یه سری فایلها هستن تو سفرنامه که آگاهی هاشو نمیتونم دریافت کنم یا اینکه دریافت میکنم ولی نمیتونم تو ذهنم جمع بندی کنم.یا اینکه زیر هر فایل در مورد نکات مربوط به همون فایل کامنت بزارم.ولی اصلا به خودم سخت نمیگیرم و تعهدم رو انجام میدم هرروز کامنتا رو میخونم ردپا هم میذارم.و هر روز سعمی میکنم در مورد مطلبی کامنت بزارم که همون روز بهش برخورد کردم و ذهنم درگیرشه.مطمئنم که بارها و بارها دوباره بر مگیردم به این فایلا .هر بار با مداری بالاتر از درک و آگاهی.هرچند شاید الان نگاه و درک من از دریافت آگاهی ها خیلی سطحی باشه ولی ایمان دارم با گذاشتن ردپا به وضوح میتونم تکاملم رو هر بار ببینم و باورهام قوی تر شن برای ادامه دادن.

    در پناه یکتای جان

    تک تکتون لایق بهترینها هستید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3296 روز

    بنام خداوند یکتا

    سلام به استاد عزیز ومریم بانو ودوستان گلم

    روز شمارتحول زندگی من روز 36

    خدا روشکر که امروز هم تونستم به تعهدم عمل کنم

    قبل از اینکه آرزویی خدا به دل انسان بندازه امکان وتوانایی به تحقق رسیدنش را به ما میدهد فقط کافی است مسیر درست را انتخاب کنیم وباورهای مناسب با آن خواسته رابسازیم وتکرار کنیم در پیمودن این مسیر عجله نکنیم چون عجله کردن روزنه ای که از طریق آن شیطان ذهن فعال میشه وفقط استمرار داشته باشیم بر ساخت باورها وقتی باورها وتوانمندیهایم را باورداشته وقتی باورهای قدرتمندکننده و هماهنگ با هدفم را بسازیم و با خواسته‌ات هم‌مدار شوم، راه کارها‌، ایده‌ها و الهاماتی از راه می‌رسند‌ که قدم به قدم من را در مسیر تحقق آن هدف هدایت و حمایت می‌کنند. این قانون جهان است. این برنامه خداوند است و این راه پیشرفت و گسترش جهان است.

    خداروشکر به خاطر آگاهیهای امروز استاد سپاسگزارشماهستم ومریم عزیز بخاطر این آگاهیها

    در پناه یکتای عالم شاد باشید و سالم وسعدتمند وثروتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    الهه امینی گفته:
    مدت عضویت: 1383 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد جان عزیز و خانم شایسته عزیزم و تمام دوستان

    هیچ هدفی انقدر بزرگ نیست که انسان بهش نرسه…

    همیشه قرآن رو کتابی الهی میدونستم و خوندنش بهم آرامش میداد وقتی با استاد و قوانین آشنا شدم متوجه شدم که چقدر از این کتاب میتونم واسه ایمان آوردن و باور ساختن استفاده کنم چون از هر مثالی در اون هست که سلیمان بدون علم اقتصاد به ثروت رسید زلیخا با وجود پیر و فرتوت شدن دوباره جوان شد گویا که عمری دوباره یافت مریم بدون وجود همسری زمینی باردار شد و مسیح را آورد و محمد بدون سواد قرآن را آورد و موسی با وجود خطای بزرگ به پیامبری رسید و از هر مثالی در قرآن یافت می‌شود و تمام اینها از همین قوانین و درک و اجرای آن به هر آنچه می‌خواستند دست پیدا کردند

    شکر خداوندی را که چنین قوانین عادلانه ای را برای همه به یکسان قرار داده تا به هر آنچه می‌خواهیم برسیم و سعادت دنیا و آخرت را تجربه کنیم

    🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3296 روز

    بنام خدا

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان مهربون

    خداروشکر به خاطر آگاهی امروزم

    آرامش نسبی هست وآرامش یعنی هرچی که حال آدم را خوب کنه وحال روحیش خوب باشه وبستگی داره هر کسی پاشنه آشیلش چی باشه که میتونه با توجه به آن با ساختن باورهای مناسب مدت زمان بیشتری در آرامش باشه

    باور دررمورد سلامتی:من باور دارم جسمم توانایی ویژه ای دربهبود وپاکسازی خود از انواع بیماریها با هر شدت وحدتی دارد

    من باوردارم سیستم ایمنی بدن من فوق العاده قدرتمند است

    من باور دارم خداوند مراسالم وشاد آفریده وسلامتی حق طبیعیه من است

    ووقتی کسی با خودش رفیق باشه خودش رو دوست داشته باشه عاشق خودش باشه نخواد خودش را به بقیه ثابت کنه وبخاطر داشته هاش سپاس گزار باشه میتونیم بگیم آن شخص با خودش در صلحه

    وخوشبختی یعنی آرام وراضی باشی ولذت ببری از مسیر زندگیت وخوشبختی یه چیز درونی است و تنبلی از بی انگیزه گی میاد صرفا تنبلی به معنای بی تحرکی نیست

    تصمیمات از پیش تعیین شده وقتی کسی یه تجربه ای از یه روش یا کاری بدست میاره تصمیم میگیره از این به بعد اگر با این شرایط روبرو شد این کار راب

    کنه یا نکنه این میشه تصمیم از پیش تعیین شده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    آدیل گفته:
    مدت عضویت: 1858 روز

    زوج خوش تیپ و بهشتی مااا سلام

    اول بگم که چقدر بهتون میاد این ست قشنگ. فوق العاده شدین آخهههه

    زوج هم فرکانس و دوست داشتنی و همراه و پایه

    بازم با شنیدن آگاهی های این فایل کلی لذت بردم، به درک بهتری از هدایت رسیدم

    مفهوم صلح با خود برام ملموس تر شد، و ی بار دیگه برای خودم خلاصه نویسی کردم و یادآور شدم که باید هر چیزی که آرامشمو میگیره پاشنه آشیل منه و باید باور مناسب درجهت رفعش بسازم. اگر فکر کمبود آرامشمو میگیره بیام باور مناسب برای فراوانی بسازم.

    حین صحبت های استاد ب این نکته توجه کردم، که درسته حرف های استاد همون حرف هایی هست که اوایل هم میزدن ولی ی چیزی انگار درشون تغییر کرده. و به نظرم توحیدی تر شدن و محکم تر صحبت میکنن و این برای من الهام بخشه.

    خیلی خوشحالم که در مدار این آگاهی ها بودم و امیدوارم با کمک رب العالمین و بهره گرفتن از آموزش های شما بتونم هر روز قدم های مثبتی در جهت آرزوها و اهدافم بردارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    رویا محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 1428 روز

    به نام تنها معبودم که ارامش قلبمه💞

    سلام استاد عزیزم و خانواده ی من

    راستش بعد این فایل رفتم قسمتی از شروع داستان لگو رو خوندم و هر خط داستان منو بیشتر به فکر فرو میبرد که چقدررررررر این داستان منطبق با قوانینی که استاد میگه هستش من کلا علاقه دارم درمورد زندگی و موفقیت های افراد موفق بخونم به گفته استاد نود درصد شایدم بیشتر کسایی که به موفقیت های بسیار عالی رسیدن و تو حرفه خودشون اسمشون سر زبون هاست از صفر و از تضاد بزرگی به نام بی پولی و خانواده های سطح پایین شروع کردن این قضیه همه جای دنیا هست و حتی تو کشور خودمون

    مدتی پیش درمورد اقای احد عظیم زاده خوندم که گفتن چنتا نکته ازش خالی از لطف نیست ایشون از نه سالگی فرش میبافته خودش و تو بازار فرش های مردمو جابجا میکرده رو کولش از فقر مطلق شده عظیم زاده ای که صادر کننده ی فرش دستباف به کل جهانه و یک کار افرین موفقه این ادم مثل بقیه ادم های موفق نگاه توحیدی زیبایی داره و تو مصاحبش از خودش چیزی نمیگه و فقط خداوند رو منبع موفقیت هاش میدونه

    خب بریم سراغ داستان لگو داشتم میگفتم که چقد همه چیز با قوانین جهان و استاد منطبق بودن صاحب لگو که یه فرد دانمارکیه نجاری بوده که تو رکود اقصادی اون زمان که همه ورشکست میشدن و دوران سختی بوده به مرز ورشکستگی میرسه اما ناامید نمیشه بجای تولید در و پنجره و کمد و اینا که مردم دیگه توانایی خریدشو نداشتن شروع میکنه به کار تولید اسباب بازی طبق حرفای استاد پافشاری نمیکنه رو کارش بگه باید من از همون راه ثروتمند بشم میاد مسیرشو عوض میکنه با اینکه دیگران مسخرش میکنن که اخه کی میاد اسباب بازی بخره و لی ایمان داشته و هدایت میشه

    هر باری که این فرد با یه ناخواسته بزرگ روبرو میشه چنان مسیرش عوض میشه و سرعت موفقیتش شدید میشه که فقط یاد استاد عزیزم میفتم

    بار اول که کارگاه کوچیکش اتیش گرفت و همه چیز خاکستر شد تصمیم گرفت جاشو عوض کنه و بهترین اتفاقات براش رقم خورد

    بار دوم که کارگاهش اتش گرفت تصمیم گرفت دیگه اسباب بازی چوبی نسازه چون به جز داخل دانمارک طرفداری نداشت و باعث پیشرفت و تمرکز روی لگوهای پلاستیکیش شد و این فقط چند نمونشه واقعا تضاد ها میان که ما رشد کنیم کاش این یاد خودم بمونه کاش یادم بمونه تضادها میان که ما ازشون به عنوان سکوی پرش استفاده کنیم برای رفتن به مدارهای بالاتر 😍💟😍💟😍💟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    نسرین سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2817 روز

    زندگی در بهشت ۱۰۰

    بنام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم

    با سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان

    خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار

    نکات اساس این فایل :

    تعریف آرامش نسبیه برای هر فردی فرق میکنه این تعریف

    وقتی که :

    احساس ترس نگرانی و استرس نداریم

    احساس امید داریم

    احساس خوب داریم

    یعنی اینکه :

    ما در آرامش هستیم

    فرکانس آرامش رهایی و احساس خوب اتفاق های خوب رو برای ما رقم میزنه

    بهترین باور برای دست یافتن به آرامش به نوع پاشنه آشیل ما بستگی داره

    در صلح بودن با خودمون یعنی:

    رفیق بودن با خودمون

    دوست ذاشتن خودممون و عاشق خودمون بودن

    هماهنگ بودن با جریان هستی با فرکانس خداوند

    هماهنگ بودن با خدای درونمون

    رقابت نکردن با دیگران

    ثابت نکردن خودمون با دیگران

    راضی بودن و س

    اسگزار بودن از هرآنچه که هستیم و هرآنچه که داریم

    خوشبختی یعنی:

    راضی بودن از زندگیمون

    یعنی داشتن سبک شخصی خودمون

    تنبلی یعنی :

    بی انگیزگی به خاطر داشتن باورهای نادرست

    نگران نبودن در مورد مساپل اساسی :

    بر میگرده به اهرم رنج و لذت .ترسه هست اما اون امید و انگیزه ی بیشتر باعث میشه که ما ترس ها رو رد کنیم واقدام کنیم

    ما بر اساس تجاربمون ی سری تصمیمات میگیریم که دیگه ذر شرایط مشابه مردد نیستیم توی تصمیم گیری

    وقتی ی عالمه تصمیم میگیریم و ی عالمه نتیجه میگیریم دیگه خیلی جاها نیاز نیست که فکر کنیم تصمیم از قبل مشخصه چون شرایط مشابهش اتفاق افتاده

    وقتی مردد هستیم در تصمیم گیری اگر تسلیم مطلق باشیم اگر سر سپرده باشیم اگر هدایت بخوایم خداوند هدایت میکنه

    سپاسگزارم استاد عزیز و مریم جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    تنها خدا برایم کافیست گفته:
    مدت عضویت: 1436 روز

    فتبارک الله احسن الخالقین

    تعهدروز سی و ششم

    سلام بر استاد جان و هم فرکانسی های عزیز

    خداوند رو شاکرم که لیاقت بودم در این مسیر رو بهم عطا کرده،تحقق یک آرزو کلمه ای پر معنا،اینکه خدا قبل انداختن آرزویی در دلمان اسباب و توانایی رسیدن بهش رو برامون تدبیر کرده و فراهم شده فقط باز و باز برمیگردیم به داشتن باور و اراده انجام کارها،من خیلی رویا ها دارم پس میتونم بهش برسم ای خدا من قویتر از قبل شدم و هرلحظه باور پذیر تر میشه برام هر خواسته‌ها ای،دوس دارم بیام از تحقق رویاهام بنویسم نه از آرزوی خواسته ها،و تنها خدا میتونه حمایتم کنه خوبیش اینه لاقل متوجه شدم خداوند فقط میتونه برام انجام بده هر آرزویی که دارم.درحال حاضر از خدا میخوام منبع درآمد خوبی رو بهم عطا کنه و به دور از وسوسه شیطان حمایت و هدایتم کنه،خدایا شکرت بابت هر لحظه اگاهی های مثبت و زندگی ساز ازت سپاسگزارم همینکه میام و مینویسم یعنی عزت نفسم بالاتر رفته لیاقتم بیشتر شده

    باید هرلحظه به خودم بگم بقیه تونستن پس منم میتونم با قدرت

    در پناه خدای یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: