سریال زندگی در بهشت | قسمت 100 - صفحه 54


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1007 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فروغ شمس گفته:
    مدت عضویت: 2099 روز

    درود بر رب العالمین عزیزم، نور زندگیم

    درود بر استاد گرانقدرم و مریم بانوی منورم

    و دوستان ارزشمندم در سریال زندگی در بهشت

    رفتن به خرید و در بین راه مریم جون سوالاتی رو از استاد میپرسن و جواباشو قراره بما بگن.

    تعریف شخصی شما از آرامش چیه؟

    آرامش، نسبی هس برای هر فردی ممکنه فرق کنه، بعضیا وقتیکه فعالیت فیزیکی زیادی دارن خیلی احساس آرامش بیشتری دارن یعنی در شلوغ ترین حالت. بعضی ها وقتی تنها هستن آرامش دارن، هر وقت که ذهنِ آدم احساس خوبی داشته باشه، احساس نگرانی نداشته باشه، احساسِ ترس نداشته باشه، احساس امید داشته باشه، احساس خوب داشته باشه، من فک میکنم اون موقع آرومه یا ممکنه زمانی که نقاشی میکنه، آهنگ مینوازه، تحرک زیاد ورزشی داره، من آرامش رو یه همچین حالتی می بینم یه فضایی می بینم که آدم حالش خوبه، فکرش بازه و میشه این آرامش رو ایجاد کرد. با ایجاد باورهای مناسب میشه زمانهای بیشتری در آرامش بود این همون جاییه که فرکانس آرامش، فرکانس رهایی، فرکانس احساس خوب، همین جاییه از لحاظ فرکانسی که باعث میشه اتفاقات خوب برای آدم رخ بده، باعث میشه که آدم هدایت بشه به مسیر خواسته هاش،هدایت بشه به نعمت و ثروت بیشتر.

    خدایا شکرت که اینقدر آرامش ذهنی باعث میشه که صدای خداوند رو رساتر بشنویم، در آرامشه که اتفاقات و الهامات خوب براحتی برامون رخ میدن و چقدر حس خوب زیادی داره وقتی به منبع متصلی و احساس قدرتمند بودن بهت دست میده که میتونی از پس هر کاری بر بیای. خدایا شکرت

    یکی از بهترین باورایی که میشه برای آرامش ساخت چیه؟

    بستگی داره ک توی چی پاشنه آشیل مون باشه به همون نسبت توی همون حوزه اگه باورای مناسبی ایجاد کنیم باعث میشه آرامش بیشتری رو تجربه کنیم.

    اگر خلاف پاشنه آشیل مون عمل کنیم و باوراشو ایجاد کنیم قطع به یقین به بهترین مسیرا هدایت میشیم. خدایا شکرت

    در کنار آرامش، در صلح بودن با خودمون رو هم بگید؟

    رفیق بودن با خودمون، هماهنگ بودن با جریان هستی، هماهنگ بودن با فرکانس خداوند⬅️نتیجه اون در صلح بودن میشه همون آرامش. وقتی سپاسگزار آنچه که داریم هستیم، سپاسگزار آنچه هستیم، اون وقت با خودمون در صلحیم.

    چقدر حس خوبی داره وقتی عاشق خودمون هستیم و با وجود خودمون به منبع متصلیم بهش اعتماد داریم و مطمئنیم که خدا جون بهترین راههارو بهمون نشون میده و ما رو به سمت خواسته هامون هدایت میکنه. خدایا شکرت که هستی و افتخار میکنم که خلیفه تو بر روی زمین هستم.

    چه ترکیبی رو اسمشو میشه بزاری خوشبختی؟

    تعریف هر شخصی از خوشبختی میتونه متفاوت باشه مثل داشتن پول زیاد، یک رابطه عاطفی عاشقانه، زندگی توی طبیعت، راضی بودن و چون بعضیا تعریف خوشبختی رو از نگاه دیگران میدونن با هم فرق میکنه.

    خیلی حس خوبی داره بخاطر داشته هامون سپاسگزار خداوند باشیم تا با این عمل بر ما بیفزاید و زمانی که در هر جنبه ای از زندگی مون احساس خوبی داشته باشیم و حال دلمون خوب باشه خوشبختیم

    تنبلی یعنی چی؟ آبشخور تنبلی چیه؟

    یعنی بی انگیزه گی فقط باعث تنبلی میشه و تنبلی به معنای بی تحرکی نیس. خیلیا کارایی میکنن که برای یکی تنبلیه و انجامش نمیده ولی برای یک نفر دیگه انگیزه س پس میتونه به روشهای مختلفی در جنبه های متفاوتی این تنبلی خودشو نشون بده و خب این تنوع بودن خیلیم عالیه که بتونیم شناخت مون در راجب خودمون شخصا بالا ببریم و برای دستیابی به خواسته هامون همیشه انگیزه مند باشیم چون این انگیزه اتفاقات معجزه واری رو میتونه توی زندگی هامون بوجود بیاره. خدایا شکرت بخاطر این آگاهی

    در مورد مسائل اساسی اصلا استاد نگران نمیشن چرا؟

    برمیگرده به اهرم رنج و لذت، همیشه ترس هامون هس اما اون امیده اون انگیزهه بیشتره که باعث میشه ما بتونیم اون ترس هارو رَد کنیم یا در حالیکه میترسیم اقدام کنیم تا به یک اتفاق بهتر برسیم.

    هر زمان اگر بدونیم با وجود اون ترس مون راجب یک موضوع میتونیم به یک خواسته ی بهتری برسیم واردش میشیم و خداوند قدم به قدم مارو هدایت میکنه و اون حس خوبه بیشتر و بیشتر میشه و خب قاعدتاً اتفاقات خوبمون هم بیشتر و بیشتر میشود. خدایا شکرت

    مریم جون (من) ندیدم هیچ وقت در مورد چیزی مردد باشین؟ مثلا بگی این کارو انجام بدم یا ندم شده تو لحظه بپرسی ولی همون لحظه تموم میشه میره هیچی ندیدم مردد باشی چطور؟

    یه سری تجربیات آدم‌براش اتفاق می افته مثلا توی بحث درک قانون تکامل و یه جاهایی که رعایتش نمیکنیم دفعه ی بعدش یه سری تصمیم از پیش تعیین شده میگیریم که تکرار موقعیت قبلی ما نباشه.

    منم این حالت رو تجربه کردم و باهاش برخورد داشتم در مسیرهایی که در کوهنوردی داشتم و برای مسیرها تصمیم های از پیش تعیین شده زیاد گرفتم.

    یا مثلا در مورد بحث های توحیدی، اونجاهایی که به غیر از خدا امید بستی یا شرک ورزیدی و بلا سرت اومده، یه سری تصمیمات از پیش تعیین شده میگیری که آقا توی موقعیت های مشابه، مشابه سازی هم میکنم، میگم آقا توی موقعیتهایی که ممکنه در آینده اتفاق بیفته من تصمیمم از الان مشخصه و ازونجایی که تجربه خیلی زیادی دارم برای تصمیم گیری، عملکردم واضحه ولی اونجاهایی اتفاقی پیش بیاد که تجربه ش نکرده باشم مردد میشم، و ازونجایی که تردید برای من (استاد) سَمّه ، همونجا از خدا میپرسم و توی یک مسیری منو هدایت میکنه با نشونه ها و من تصمیم میگیرم که با توجه به اونه نشانه تصمیمم رو جهت عملکردم انجام بدم و دیگه توی اون تردیده نمیمونم؛

    یه نشونه ای میزارم میگم خدایا هدایت کن کدوم باشه بعد همون لحظه اتفاق می افته ، نشونه هه میاد، یکی ازون طرفا بولد میشه مثل دوراهی ها ( اینجا یاد حرف استاد افتادم که میگفتن حواستون خیلی به اطرافتون باشه که جوابها در همون جایی که هستیم دوروبرمون بصورت نشانه خودشونو نشون میدن) سرسپردگی مطلق آره تسلیم مطلق و هر چه اتفاق بیفته به نفع منه فقط کافیه من به نشانه اعتماد کنم و ورود کنم. خدایا شکرت بخاطر این آگاهی ها و سوالات خوب مریم جون که از استاد عزیز برامون پرسیدن

    واقعا قبول دارم وقتی تسلیم میشیم مسیرها مثل چراغ برام بصورت نشونه ها در میان و منو هدایت میکنن به سمت بهترین تصمیم و خدایا شکرت بخاطر این قدرتی که در وجود ما نهادینه کردی

    خدایا شکرت بخاطر زیباییهای بیرون از ماشین که زیاد لذت بردم.

    خدایا شکرت بخاطر چهره ی منور استاد عزیز و مریم جون و این آفتاب زیبایی که نورش را بر چهره هایتان تابانده و شکرگزار آن خورشیدی هستم که تلالواَش چنین مطهرانه تقدیمتان کرده.

    دوستتون دارم توحیدی وار…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1978 روز

    به نام خدای مهربان

    راهکاری قطعی برای اجرای تصمیمات و تحقق اهدافی که سال ها به تعویق انداخته ایم🪴

    قبل از اینکه آرزویی در دلم شکل بگیره توانایی تحقق اون آرزو در وجودم ساخته شده و منتظره تا فرصت بروز پیدا کنه

    وقتی یک آرزو در قلبم شکل میگیره و به کلامم نفوذ میکنه و تموم وجودم رو مشتاق میکنه برای اینکه اون آرزو رو داشته باشم و تجربش کنم یه نشونه مهمه از اینکه توانایی لازم برای تحقق اون آرزو الان در وجودم آماده و منتظر بروزِ

    این قانون خداونده، این خاصیت انسانِ و ویژگی که خدا برای انسان ساخته تا بتونه با تحقق خواسته هاش جهان رو رشد بده

    اگه این ارتباط معنادار بین داشتن یک آرزو یا خواسته و آماده شدن امکانات لازم درونی برای تحقق اون خواسته رو بفهمم، دیگه رویاهام رو آرزویی دور و دراز نمیدونم

    بلکه یه نشونه میدونم از اینکه توانایی مورد نیاز برای این خواسته الان آماده بهره

    برداریه

    خیلی از افراد توانایی هایی رو فراموش کردن که همین حالا توی وجودشون خاک میخوره و میتونه آرزویی رو محقق کنه که سال‌ها به عنوان رویای دور از دسترس بهش نگاه میکنن

    برای همین برای خیلی از افراد سالها زمان میبره تا بخوان تصمیمی بگیرن و برای خیلی ها هم مدتها زمان میبره تا برای تصمیمی که گرفتن عملا اقدام کنن یعنی اون ها همچنان در صف انتظار همون شنبه معروفی هستن که بالاخره یه روز از راه میرسه

    تموم زندگیم روی این اصل استواره که تموم اتفاقات زندگیم بدون استثنا بازتاب باورهای خودمه

    باور ساختن یک فرآیند تکاملیه و باور یه شبه ایجاد نمیشه

    نتایجم همیشه به اندازه باورهامه

    به تعویق انداختن اخذ یک تصمیم نشونه اینه که هنوز باورهام به اندازه‌ ای قدرت نگرفته تا خودش رو به شکل یک تصمیم گرفته شده نشون بده

    به تعویق انداختن اجرای یک تصمیم نشونه اینه که تغییرات درونیم تا همین جای کار رو جواب داده و اونقدر ها قدرت ندارن که منجر به اقدام هم بشن

    تا باور ساخته نشه و اون میزان از ایمان ایجاد نشه در مدار اون خواسته قرار

    نمیگیرم و به راه حل ها، ایده ها و فرصت هایی که اهدافم رو محقق کنن دسترسی ندارم

    قرار گرفتن توی مدار خواسته هام خود به خود صورت نمیگیره باید خودم رو در مدار خواسته قرار بدم

    تغییر یک مسابقه یک نفره با خود قبلی مه. تکامل خود به خود رخ نمیده باید خودم رو در مسیر تکاملی قرار بدم و تعهدی غیر قابل مذاکره برای برداشتن قدم ها داشته باشم چون باورهام همزمان با قدم هایی که بر میدارم رشد میکنن

    تکاملم با ناشناخته هایی که تجربه میکنم مهارت هایی که کسب میکنم و حتی اشتباهاتی که انجام میدم و درس‌هایی که از این اشتباهات یاد میگیرم طی میشه

    باور ساختن مثل پروسه تولید یک کالا نیست که اول صبر کنم تا فرایند تولید تموم بشه و بعد از کالا استفاده کنم

    یعنی نمیتونم بگم من یه گوشه میشینم و روی باورهام کار میکنم و اونا رو به اندازه کافی قدرتمند کننده میکنم و بعد این پروسه رو متوقف و تموم میکنم و از محصول ساخته شده بهره میبرم

    چون باور ساختن یه فرایند همیشگیه،

    چون جهان در هر لحظه به فرکانس هام پاسخ میده و در هر لحظه در حال اجرای همون میزان باور ساخته شده هستم

    ماجرای جهان به این شکله که در هر لحظه نتیجه اونچه رو در زندگیم ببینم که در ذهنم در حال ساختنش هستم

    این نتیجه، اول در قالب شک کردن به شیوه ها و راهکارهای قبلی کار خودش رو آغاز میکنه سپس اطمینان از اینکه شیوه قبلی اشتباه بوده بیشتر میشه،بعد تصمیم برای فراموش کردن شیوه قبلی، بعد هم تصمیم برای نگرش به شیوه آگاهی های جدید

    سپس فکر کردن به این که میتونم این توانایی رو جدی بگیرم، میتونم داشتن این هدف و رویا رو ممکن بدونم و از این توانایی برای تحققش استفاده کنم

    اون وقت کم کم همه روند برای من و ذهنم منطقی تر میشه و به خاطر برداشته شدن مقاومت های ذهنیِ که حاصل غیر ممکن بودن داشتن اون خواسته، یا ناتوان شمردن خودم در تحقق اون خواسته بوده، ایده هایی از راه میرسن برای تحقق اون خواسته و از اونجا که همه چیز در ذهنم منطقی شده تصمیم میگیرم اون ایده ها رو عملی کنم و از طرف دیگه از اونجا که در حال تغذیه ذهن با باورهای مناسب هستم، باورهای قدرتمند کننده بیشتر قدرت میگیرن و ایمان و عزت نفسم رو بیشتر میکنن تا برای اجرای اون ایده قدم بردارم

    سپس اون قدم جواب میده و اون نتیجه، اعتماد به نفس و انگیزه هام رو رشد میده تا به خودم بگم اگه برای این خواسته جواب داده پس برای اون یکی خواسته هم باید جواب بده و به این شکل نرم و آروم و بدیهی روند تغییر شرایط زندگیم شروع میشه

    اما مسئله اینه که این جنس از ورودی ها باید ادامه دار باشن تا اون جنس از خروجی ها هم ادامه داشته باشن

    یعنی ذهن همیشه باید تغذیه مناسب داشته باشه تا به مدار هماهنگ با خواستم دسترسی پیدا کنم، بتونم وارد مدار بشم، در اون مدار بمونم و به ثبات برسم و سپس به مدار بالاتر صعود کنم وگرنه اگه این ورودی ها قطع بشه خروجی هم قطع میشه و به مدار های پایین تر سقوط میکنم، باورهام در هر لحظه و هر روز نیاز به تغذیه مناسب دارن، پس اصلا انتظار نداشته باشم که اگه مدتی بی وقفه روی باورهام کار کنم برام کافیه، کنترل ذهن و تغذیه اون با باورهای مناسب یه کار همیشگیه، اما در شروع کار باید یه جهاد اکبر به راه بندازم تا این چرخ های زنگ زده رو که در یه سربالایی قرار داره اول بتونم حرکت بدم و کم‌کم اون رو به سطح برسونم و بعد به سوی سراشیبی روانه بشم. این جهاد اکبر رر زمانی میتونم شروع کنم که این اصل رو درک کنم که تموم اتفاقات زندگیم به وسیله فرکانسهای خودم رقم میخوره

    اقداماتم برای اجرای تصمیمات به تعویق افتاده یا اخذ تصمیمات به تعویق افتاده به اندازه ایه که بتونم این اصل رو جدی بگیرم اگه میخوام در تله به تعویق انداختن ایده هام نیفتم و تصمیماتم فقط در حد یک تصمیم باقی نمونن باید قوانین جهان و موجودیت فرکانسی خودم رو درک کنم

    من به دنیا اومدم تا جهان رو تجربه کنم، اتفاقات رو تجربه کنم، و با این تجربه ها به شناخت بهتری از خودم و خواسته هام برسم این همون کار خاص و مهمیه که باید انجامش بدم🪴

    خواسته های واقعیم در این مسیر کم کم مشخص میشن، حتی با قدم برداشتن برای هر هدف لحظه‌ای و به نظر غیر مهم، یک قدم به خواسته واقعیم نزدیکتر میشم، با تجربه هر خواسته رشد میکنم،

    حتی اگه بدونم که این خواسته واقعی نبوده کمترین نفعش اینه که درباره خواسته واقعیم واضح تر میشم و به مسیر اون خواسته هدایت میشم

    هرگز این طوری نیست که یه گوشه بشینم و فکر کنم که کدوم کار برام بهتره یا کدوم تصمیم مهم تره، یا ارزش بیشتری داره که همون تصمیم رو بگیرم و نخوام وقتم رو برای اجرای این تصمیم یا این ایده که الان دارم هدر بدم

    راهش برداشتن اولین قدم برای اجرای اولین ایده هایی هست که بهم الهام میشه، نباید اجازه بدم ایده به شکل یک تصمیم نگرفته و یا یک تصمیم گرفته شده اما اجرا نشده باقی بمونه چون به اندازه‌ای که بتونم این ایده‌ها رو مهم و الهام شده از طرف خدا بدونم راه های ارتباط با اونو باز نگه میدارم و بیشتر هدایت پروردگار رو در قالب الهام یک ایده یا نشونه واضحتر درک میکنم

    این مراحل رشدمه و همیشه قدم بعدی زمانی بهم گفته میشه که قدم قبلی رو برداشته باشم و تصمیم قبلی رو اجرا کرده باشم و ایده الهام شده قبلی رو عملی کرده باشم و مهمتر از همه این خودم هستم که اون ایده یا نشونه رو درک میکنم و می شناسم برای همین نباید انتظار داشته باشم تا یکی دیگه بهم بگه که باید چیکار کنم

    اصلا ایده اومده تا منو هدایت کنه، و اگه بهش توجه نکنم و خیلی سریع اجراش نکنم شیطان ذهنم زودتر از اونچه که فکرش رو بکنم دست به کار میشه و منو در همون ابتدای راه متوقف میکنه

    این کار شیطان ذهنه، در حالی که قلبم با ایده ها و الهاماتش منو هدایت میکنه

    راه دریافت این هدایت برداشتن اولین قدمِ،

    توی مسیر اون تصمیم هایی رو که به تعویق نمیندازم و براشون قدم برمیدارم، تجربه‌هایی کسب میکنم که منو رشد میده و درباره اهداف، قدم ها و تصمیمات بعدی به وضوح بیشتری میرسونه و توانایی های بیشتری رو برای اجرای تصمیمات مهم بعدی در وجودم شکوفا میکنه🪴

    پس به بهانه انجام یک کار خاص تر، یا یک تصمیم مهم تر،

    گرفتن یک تصمیم و اجرای اونو به تعویق نندازم و بیخودی منتظر یه فرصت مناسب یا یک شنبه دیگه نباشم، چون راهش اینه که این جهاد اکبر رو شروع کنم و از دل تضادها، خواسته هام رو با وضوح بیشتری بشناسم خواسته هایی که در ذهنم اونها رو جزء غیرممکن‌ها دسته بندی کردم، طوری که بیخیال شون شدم یا نزدیکه برای همیشه بیخیال شون بشم، نتیجه ارتباطات نامناسبیِ که در ذهنم درباره رنج ها و لذت های پیرامونِ تحقق اون خواسته در ذهنم شکل گرفته

    به عبارت دیگه جای اهرم رنج و لذت درباره اون خواسته در ذهنم درست نیست، شرایط الانم به خاطر خروجی تصمیماتیِ که گرفتم یا به تعویق انداختم.

    هر تصمیمی که میگیرم یا به تعویق

    میندازم راهکار ذهنمه برای دور شدن از یک رنج، یا کسب یک لذت و به طور خلاصه تبعیت ذهن از اهرم رنج و لذتی که براش تعبیه شده.

    این اهرم که ساختار ذهن رو پیکربندی میکنه عصاره فکر منه، یعنی ذهن با این اهرم برنامه ریزی میشه و ناخودآگاهانه رفتار هام رو در کنترل میگیره، روی تصمیمات و ایده هام اثر میذاره، اولویت هام رو تعیین میکنه، افسار زندگیم رو به دست میگیره و بهم در جهت ساختن اون اهرم خط میده و تجربه های زندگیم رو پیرامون این برنامه شکل میده دلیل اینکه آدمها در شرایط متفاوت عکس‌العمل‌های متفاوتی دارن اهرم های رنج و لذت متفاوت در ذهنشون هست که انگیزاننده و محرک ذهنه، برای فرار از اون رنج ها و به دست آوردن اون لذت ها.🪴

    اگه این اهرم بر علیه من باشه یعنی برنامه‌ای بر علیه خودم در ذهنم نصب کردم، پس بسیار مهمه که عملکرد این اهرم رو در ذهنم بشناسم تا دلیل واکنش های ذهن و بازتاب اون واکنش ها رو در رفتار و سپس تجربم رو درک کنم.

    یعنی بدونم چرا از انجام باید های هم جهت با خواستم، اقداماتی که ارزش می آفریند، فرار می کنم،

    وچرا سرگرم انجام نباید هایی هستم که بین من و کیفیت زندگی مورد دلخواهم فاصله میندازه، باید فرایند نصب شدنِ این رنج و لذت ها رو در ذهنم درک کنم تا بتونم جای رنج و لذت رو در این اهرم طوری قرار بدم که هم جهت با خواسته هام کار کنه، چون خواسته هایی که ذهنم اونها رو جزء غیرممکن‌ها دسته بندی کرده به طوری که بیخیال شون شدم یا نزدیکه برای همیشه بیخیال شون بشم، نتیجه ارتباطات نامناسبیه که در ذهن درباره رنج ها و لذت های پیرامون تحقق اون خواسته در ذهنم شکل گرفته.

    به عبارت ساده تر در ذهنم جای اهرم رنج و لذت درباره اون خواسته درست نیست، وقتی روی باورهام کار میکنم ایده هایی که مسائلم رو حل و نعمت ها رو وارد زندگیم بکنه بهم الهام میشه، اما چون درگیر مسئله نادیده گرفتن ایده‌ها و عمل نکردن به اونها به دلیل تنبلی، عدم احساس لیاقت، و جدی گرفتن خودم، و هر دلیل دیگه ای هستم، با نادیده گرفتن ایده‌هایی که بهم الهام میشه، با دست خودم راه ورود نعمت ها رو به زندگیم میبندم

    مهم نیست که هدفم چقدر بزرگه، چون توانایی هام خیلی بیشتر از اونچه هست که فکرش رو بکنم، امکاناتی که خدا در اختیارم گذاشته خیلی وسیع تر از این حرف هاست. فقط کافیه این توانایی هایی که برای خلق اهدافم در من نهادینه شده رو باور کنم، تا بتونم به امکاناتی وصل بشم که مسخرِ من شده و وارد مداری بشم که اهدافم اونجاست چون وقتی در مدار اهدافم قرار میگیرم راهکارها و الهاماتی برای عملی ساختن و محقق کردن هدفم از راه میرسه، سپس قدم به قدم در این مسیر هدایت میشم

    آگاهی های جلسه دوم روانشناسی ثروت 1 برای حل معضل ای هست که تاکنون تصمیمات زیادی رو نگرفته و تحقق اهداف زیادی را به تعویق انداخته است آگاهی های این دوره برای همه افرادی که هنوز نتونستن اهداف واقعی شون رو بشناسند اونایی که در تله یافتن یک هدف مهم گیر گردند و هر ایده و الهامی را نادیده می‌گیرند و غیر مهم میدونن اونایی که به جای برداشتن قدم‌های پیشرو و پیروی از الهامات همین لحظه منتظره یافتن یک رسالت جادویی و دهن پرکن هستند و نمیدونن که این آبشخور این معضل همون برنامه ناکارایی هست که بر علیه خودشون در ذهنشان نصب کردن برنامه ای که جای رنج و لذت در آن طوری طراحی شده تا آنها را مرتباً از هدفشون دورتر کنه و تقویم را غیرممکن تر جلوه بده اما وقتی برای تغییر این برنامه مصمم بشم از آگاهی های این دوره کمک بگیرم اقدامات ایده ها علایق و رنج ها و لذت هام هم جهت و هم مسیر با خواست نمیشه چون این قانون ذهن که وقتی جای رنج و لذت را در این اهرم در ذهنم درست کنم و سمت خودم را انجام بدم هم قطعاً سمت خودش خودکار آنها انجام میده طوری که ناممکن ترین چیزها را ممکن میکنه اصلا اهمیت نمیده چه چیزی را با رنج یا لذت میدونم اون فقط متمایل به سمت لذت و فرار کردن از رنج زن همیشه راهی به سوی اون لذت ها و دوری جستن از آن رنج ها در آستینش داره برای همینه که وقتی این اهرم ها در ذهنم درست بشه یعنی هم راستا با خواسته هام میشن اون وقت اهرم رنج منو از هرآنچه فراری میده که ناهماهنگ با خواستم هست اهرم لذت به منظور کسب اون لذت منو به سمت اون خواسته میکشونه و این برنامه ذهنی نیروی 2 در وجودم زنده نگه میداره که ناخودآگاه به سمت رفتارهای کارساز که در راستای خواستم هست همون رفتارهایی که قبلاً انجامشون برام رنج آور بودن مشتاق میشم و ناخودآگاه متنفر میشم از رفتارها و کارهای ناکارایی که فقط به خاطر درست نبودن جای رنج و لذت در این اهرم به سمتشون گرایش داشتم به اندازه‌ای که این اهرم در ذهنم درست بشه و به ثبات برسه نه تا نتایج دلخواه زندگیم هم به ثبات میرسه و ادامه دار میشه

    سپاسگزارم از شما استاد عزیز و خانم شایسته جان🪴

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    الیس گفته:
    مدت عضویت: 1965 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلامم استاد عزیزم و مریم جون

    و سلامم به دوستان هم فرکانسم

    روز 36 ام  روز شمار تحویل زندگی من

    درک امروزم از فایل (داستان شگفت انگیزه تحقق یک آرزو)

    امروز یاد گرفتم تحقق اهداف یه فرمول خیلییی ساده ای داره اونم 

    اول اینکه داشتن هدف های واضح و مشخص

    دوم اینکه ساختن باورهای هماهنگ با آن اهداف.

    نکته خیلییی مهم (مهم نیست هدفهامون چقدررر بزرگه میشه هدفهااا  رو رسید افرادی بودن که به اهداف شون رسیدن اگر هدفهامون فراموش نکنیم اگر قانون رو درک کنیم اگر بدونیم چطور مدارمون رو عوض کنیم و هم جهت بشیم با خواسته هامون و اهداف مون اگر تو ذهنمون خودمون مهم نیست بقیه باور کنن یا نه خودمون باور کنیم و بپذیریم به اهداف مون میتونیم برسیم)

    (شروع همه ی دستاوردهای بزرگ بشری با یک آرزو، یک هدف ، یک خواسته و یک ایده ی ساده بوده است‌.)

    امروز تاریخچه شرکت لگولند رو مطالعه کردم خیلییی تحسین کردم این شرکت رو یک روزی با یه ایده شروع شد و آروم آروم تکاملش رو طی کرد که الان شده بزرگ ترین شرکت جهان در زمینه اسباب بازی های لگویی با وجود شکستهای که داشته باز هم ادامه داده و

    ناامید نشده

    من خیلییی اهداف بزرگی دارم و میخوام در آینده مثل شرکت  دیزنی لند شرکت خودمو در زمینه  تولید فیلم های  انیمیشنی تاسیس کنم الان قدم های کوچک برمیدارم اول از انیمیت کردن شروع میکنم و بعد طراحی کاراکتر و بعد داستان نویسی رو انجام میدم میخوام انیمیشن های خودم رو بسازم یاد گرفتم بزرگ فکر کنم اما کوچک قدم هام رو بردارم من با رسیدن به اهداف و خواسته هام  به گسترش جهان کمک میکنم به خودم قول دادم به تمام خواسته های زندگیم برسم و با تمام وجودم زندگی رو تجربه کنم و لذت ببرم

    خدایااا شکرتتتت

    استاد عاشقتممم شما به من خیلییی درسهااا رو یاد میدید من خیلییی خوشحالم خدای جونم من هدایت کرد به سمت شما بهترین استاد دنیا

    نکته مهم (جهان بزرگترین پاداش هایش را به افرادی می بخشد که با جدی گرفتن رویای شان،بیشترین گسترش را ایجاد می کنند)

    (هیچ هدفی اینقدر بزرگ نیست که انسان بهش نرسه هیچ هدفی )

    باور کنیم هدف های ما دست یافتنه

    من ایمان دارم به تمام اهدافم میرسم مثل استاد عزیزم که به خیلییی از اهدافش رسیده و مثل خیلی از افراد موفق دیگه که به هدفهاشون رسیدن

    میشه به هرانچه که بخوایم برسیم خداوند بی نهایت رزاق خداوند بی نهایت بخشندست و هدایتگر هدایتمون میکنه اگر که باورش

    داشته باشیم اگر خودمون نا امید نشیم توی این مسیر به شدت مهمه نا امید نشیم ایمان داشته باشیم.

    استاد عزیزم و مریم جون عاشقتونم️

    در پناه الله یکتا باشید️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مهرداد یوسفی گفته:
    مدت عضویت: 1306 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته

    هیچ رویایی غیر قابل دسترسی نیست چون ما میتونیم با باورهای همجهت بااون رویا بهش برسیم این قدرتی است که خداوند در وجود ما قرار داده و میتونیم خالق زندگی خودمون باشیم

    همه چیز در این دنیا با تکامل به رشد و بزرگی رسیده و هر چیزی که در اطرافمون میبینیم نشانه تکامل رو به ما نشون میده اما انسانها عجولند و نمیخوان ارام ارام پیش برن میخان یک شبه به همه چیز برسند این افراد اگر هم یک شبه به ثروتی میرسن یک شبه هم از دست میدهند چون جهان قانون داره و اگر ظرف وجودی ما اماده دریافت نعمتها نباشه میترکه

    ما باید با تکامل پیش بریم درسها را یاد بگیریم تجربه کسب کنیم .بع همون اندازه ای که حرکت میکنیم و باورهارا درست میکنیم به همون اندازه جهان بهمون پاداش میده

    پول یکدفعه ای لذت نمیاره مسیر درست و لذتبخش پول میاره و این ثروت پایدار هست چون با تکامل و تجربه و مهارت کسب کردیم

    برای رسیدن به ارزوها باید باورهارا بزرگتر کنیم نه اینکه ارزوهارو کوچک کنیم اگر رویا و ارزو بزرگه باید باورها و الگوهای مناسبتری پیدا کنیم تا ذهنمون باور کنه که میشود این فرد رسیده پس من هم میتونم برسم

    خداراشکر میکنم که قبل از اینکه قانون تکامل رو بدنم خودم اجراش کردم و از خونه خودم کار کردم و محصولا چوبی درست کردم و اروم اروم سفارشات بیشتر شد و حالا در کارگاه کوچک خودم با دستگاه محدود که کارم رو راه میندازه کار میکنم و باید اینو به خودم بگم که از صفر به اینجا رسیدم پس این تغییر و حرکت بیشتر میشه و نتایج هم بیشتر میشه فقط باید تکاملم رو طی کنم و هر روز که به کارگاه میرم یه مشتری و کار و سفارش و مهارت جدید تجربه میکنم و این همون تکامله و برای رسیده به ارزو ها باید بیشتر روی باورها کار کنم و خداوند هم از بی نهایت طریق برام نعمت و ثروت و کار و مشتری و ایده برام میاره

    خدایا شکرت به به این استاد بی نظیر هدایتم کردی

    خدایاشکرت که بهم انگیزه دادی تا حرکت کنم

    خدایاشکرت که بهم عزت نفس بیشتری دادی ته احساس لیاقت کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1978 روز

    به نام خدای مهربان

    داستان شگفت انگیز تحقق یک آرزو🪴

    شرکت لِگو یه شرکت بسیار موفقی هست که با یک رویا، با یک آرزو، با یک هدف، با یک خواسته ایجاد شده

    توی یک کارگاه خیلی کوچک کار رو شروع میکنه و گسترش پیدا میکنه

    چندین و چند بار این فرد توی کارش شکست میخوره اما هدفش که ایجاد اسباب بازی های با کیفیت بوده رو فراموش نمیکنه و الان هم با کیفیت ترین اسباب بازی های جهان توی حوزه خونه سازی رو همین شرکت لگو داره درست میکنه

    اینها باید به من نشون بده که اصلاً مهم نیست که هدف هام چقدر بزرگ باشن،

    میشه به هدفها رسید و افرادی بودن که به اهدافشون رسیدن

    اگر که هدف هام رو فراموش نکنم

    اگه قانون رو درک کنم

    اگه بدونم که چطور مدارم رو عوض کنم و هم جهت بشم با خواسته ها و اهدافم

    اگه اهدافم برام رویا نباشن

    آرزوهای دور از دسترس نباشن

    اگه اهدافم برام غیر ممکن نباشن

    اگه توی ذهن خودم، مهم نیست که بقیه باور کنن یا نه

    خودم باور کنم و بپذیرم که به این هدف ها میتونم برسم

    اون وقته که میتونم به هر چیزی که بخوام برسم🪴

    پس باور کنم که هیچ هدفی اونقدر بزرگ نیست که نتونم بهش برسم و این لگولند جایی هست که این قضیه رو ثابت میکنه که یک ایده ساده با اسباب بازی الان میلیون‌ها دلار درآمد داره و در تمام جهان شعبه داره و چقدر این رویا گسترش پیدا کرده و بزرگ شده و جایی شده که تموم این ساختمان ها با همین خونه سازی های کوچولو و همین آجرهای کوچولو ساخته شده

    و این نشون میده که همین آجر های کوچیک اگه با هم متعهد بشن

    اگه هماهنگ بشن

    اگه یک پلن کامل درست داشته باشن میتونن یه همچین قصری رو درست کنن و میتونه انسان به همچین خواسته بزرگی برسه

    اگه که همین آجر های کوچیک و همین باورها رو قشنگ مثل همین آجرها بغل هم بچینه با یک نقشه درست، نقشه از پیش تعیین شده و با ایمان قوی میتونه بهش

    برسه🪴

    پس سعی کنم که هدف هام رو ادامه بدم چون یه موقع هایی هست که انسان ناامید میشه

    یه موقع هایی هست واقعا شرایط سخت میشه

    افکار نامرغوب به ذهن آدم میاد

    آدم ها حرفهای نامربوط میزنن

    که تو به هدفت نمی رسی

    اوضاع خرابه

    کسب و کار خوب نیست

    دلار بالاست

    دلار پایینه

    تحریمیم

    دست زیاد شده، دیگه کار سخته

    سِنِت گذشته، سِنت خیلی کمه

    باید باور کنم که در جهان هستن و بودن آدم هایی که به موفقیت‌های بسیار عظیمی رسیدن، به هدف هاشون رسیدن، بدون اینکه به این مسائل فکر کنن و این حرفارو باور کنن

    پس باور کنم که هدف هام دست یافتنیه

    باور کنم که جهان اگر ایده و هدفی رو در دلم میندازه راه رسیدنش رو هم بهم نشون خواهد داد

    توانایی خلقش، توانایی ایجاد رسیدن و دستیابی به اون هدف رو هم بهم خواهد داد و قدم به قدم میتونم به اهدافم برسم🪴

    پس باور کنم که به هرچی که میخوام میتونم برسم

    خداوند بینهایت رزاق و بخشنده است و هدایتگره و واقعاً هدایت میکنه

    اگر که باورش کنم، اگر که ناامید نشم

    توی این مسیر به شدت مهمه که ناامید نشم بشدت مهمه که امید داشته باشم، ایمان داشته باشم

    سعی کنم با پیدا کردن الگو هایی که به اهدافشون رسیدن به خواسته های خیلی بزرگ رسیدن این باور رو در خودم زنده کنم که منم میتونم

    ما هیچ چیزی کمتر از بقیه نداریم

    هیچ چیزی کمتر از موفق ترین و ثروتمندترین و شاد ترین افراد جهان نداریم چون همه ما به یک اندازه به خدا نزدیکیم همه ما به یک اندازه نیرو و توانایی داریم فقط باید خودمون رو باور کنیم

    باید خدای خودمون رو باور کنیم

    باید قوانین جهان رو درک کنیم

    و در اون مسیر حرکت کنیم

    اون وقته که همه اهداف به راحتی دست یافتنی خواهند شد

    نه با زجر و بدبختی

    اصلاً نباید منتظر بمونم تا به اهدافم برسم و بعد خوشحال باشم

    باید سعی کنم از همون روز اول با همون خواسته کوچیکی که اولین بار بهش میرسم واقعاً خوشحال و سپاسگزار باشم

    و واقعاً از زندگیم لذت ببرم

    نباید قانون تکامل رو فراموش کنم

    و نخوام که یه شبه یه هدف بزرگ و به نظر مهم رو به ثمر برسونم و نتیجه بزرگی بگیرم🪴

    اگه قانون تکامل رو فراموش کنم اونوقت همون رویا که قرار بود قدم به قدم با تحققش ظرف وجودم رو رشد بده تبدیل به آرزوی دور و دراز میشه و این ایده و راهکارها که الهامی از طرف خدا بود تا رویاهام رو محقق کنم به تصمیمات به تعویق افتاده تبدیل میشه

    یعنی اونقدر حساب و کتاب میکنم و اونقدر اجراشون رو به تاخیر میندازم و اونقدر به شیطان ذهن فرصت دخالت و بررسی میدم که منطق او ایده ها رو زیر سوال ببره

    و اونها رو خیال واهی، راه حل های خنده دار و غیر قابل اجرا و بی ارزش تلقی میکنه

    توی مسیر خواسته هام باید دو موضوع اساسی رو به خودم یادآوری کنم

    استفاده از نیروی الهامات و قانون تکامل

    استفاده از برکات این دو موضوع

    و تغذیه ذهن به وسیله ورودی های مناسب ترکیبی جادویی درست میکنه

    چون وقتی الهاماتم رو جدی بگیرم راه ارتباط با اصل و اساسم رو باز نگه میدارم و همواره در طی مسیر به منبع راه حل ها وصل هستم

    برای همین حتی اگه به خاطر یک باور محدود کننده به مشکلی برخورد کنم از هم نمیپاشم و ناامید نمیشم

    قانون تکامل هم مرتباً به یادم میندازه که هدایت کلیدواژه موندن در مسیر درسته

    و منو از عجله کردن برای رسیدن به مقصد باز میداره

    عجله همون روزنه ای هست که شیطان ذهن به راحتی منو از تجربه احساس خوب و لذت بردن از مسیر هدف محروم میکنه

    قانون تکامل به یادم میاره که برای تحقق هدفم نیازی به دونستن تموم مسیر ندارم فقط باید این الهام رو که برای برداشتن این قدم دریافت کردم اجرا کنم

    اون وقت به همین شکل هدایت میشم و الهاماتی در قدم‌های بعدی دریافت می کنم

    وقتی خودم و توانایی هام رو باور کنم

    وقتی باورهای قدرتمند کننده و هماهنگ با هدفم بسازم و با خواسته هام هم مدار بشم راهکارها، ایده‌ها و الهاماتی از راه می‌رسن که قدم به قدم منو در مسیر تحقق اون هدف هدایت و حمایت میکنن

    این قانون جهانه🪴

    سپاس فراوان از شما استاد عزیز و خانم شایسته جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    گلاره گفته:
    مدت عضویت: 1326 روز

    سلام

    روز 36

    هیچ هدفی اونقد بزرگ نیست که انسان بهش نرسه

    جالبه این حرف رو تو دل جایی هیولا گرفته ها . .

    جالبه با لگوهای کوچیک که مثال باورم زد . میشه گام های کوچیکم بدونیمشون چقد جالب و قشنگ تکامل رو میگه و نشون میده عینیتش رو

    باور کنیم هدفهامون دست یافتنیه و هر،هدفی داریم پس جهان تو وجود ما،دیده و راهم بهمون میگه همون فقط باید باورش کنیم

    قدم به قدم . ممکنه چندین سالم طول بکشه (تو این تاریخ هدف من نیتیو شدن زبان هست ) میگه امیدداشتن و ،ناامید نشدن و با دیدن الگوهایی که شدن که بدونیم ما هم میتونیم.

    همه به یک اندازه به خدا نردیکیم و باور کنیم و حرکت کنیم

    عاشق این به راحتی دستیافتنی بودن هدفام و میگه سریع مبشه با باور و درک و هدایت خدایا شکرت .

    یه فایل بظاهر بچه گونه ست ولی چقد مفهومیه

    ممنون استاد و همه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    مهناز پیرهادی گفته:
    مدت عضویت: 1283 روز

    سفرنامه روز سی و ششم:

    به نام خداوند هدایتگرم به زیبایی ها

    بعد از چند روز دوری از این مسیر که مقصرشم خودمم که نتونستم برنامه ریزی کنم که بتونم از این زیبایی های سفر لذت ببرم

    ولی از این به بعد به خودم تعهد دادم که خودمو با این جریان همراه کنم البته خودمو سرزنش نمیکنم چون من هنوز اول مسیرم و تا راه بیفتم طول میکشه ولی هر روز که میگذره و تجربیات بیشتری کسب میکنم و با آدمهای بیشتری آشنا میشم متوجه میشم که چقد این مسیر درسته و ایمانم نسبت بهش بیشتر میشه

    خب بریم سراغ این فایل که بازم داستان موفقیت بود داستان ایمان، داستان باور، و داستان امید

    داستان شروع کردن از یک ایده کوچک اونم در یک کارگاه کوچک و ادامه دادن و ناامید نشدن حتی با وجود شکستها

    چون پای تعهد به هدف در میون بود: ایجاد محصول با کیفیت و تولید ثروت به راحتی و خیر رسوندن به آدمهای زیاد چه از طریق ایجاد شغل چه از طریق ارائه محصول با کیفیت به مشتریان و این میشه که حتی با وجود قیمت بالای این محصول بازم تقاضا براش زیاده

    و همچنین میتونه از طریق ثروت سازی از این کار به وسیله یک ایده ساده دیگه بازم ثروت آفرینی کنه و بازم خیر برسونه به همه و این چرخه ادامه داره و چقد جهان گسترش پیدا میکنه و چقد انسان با استفاده از نعمتهای خداوند هم به صلح و آرامش درونی میرسه و هم لذت میبره و هم به خدا نزدیکتر میشه و همین احساس خوبم باعث میشه که این چرخه زیبا ادامه پیدا کنه و انسان به سعادت دنیا و آخرت میرسه

    آخه چرا من قبلا این موضوعو باور کرده بودم که ثروت آدمو خراب میکنه و هیچ تلاشی برای به دست آرودنش نمیکردم

    و الان چقد شکر گزار خداوندم که منو هدایت کرد که بفهمم داستان اصلی چیه و چقد از شما ممنونم که اصل این جهانو فهمیدین و پیرو اکثریت جامعه نشدین و دارین انقد ساده و واضح قوانین این جهان توضیح میدین

    استاد وقتی گفتین مهم نیست هدفهامون مهم نیست که چقد بزرگ باشه انقد باور محدود کننده به ردیف صف شد توی ذهنم که با خودم گفتم وای چقد من جای کار دارم و چقد وقتمو برای مسائل بیهوده گذاشتم ولی من باید دور بریزم همشونو میدونم تو این مدت فهمیدم که نیروی هدایتگر خداوند همیشه همراهمه و کمکم میکنه که به سادگی یه ذهن تکونی حسابی کنم و باید این باورو از طریق الگوهای بسیاری که در جهان هستن ایجاد کنم که میشه به هدفها رسید اگه فراموششون نکنیم و قانونو درک کنیم اگه بتونیم مدارمونو عوض کنیم اگه خودمونو با خواسته هامون هم راستا کنیم اگه اهدافمون برامون رویا و غیر ممکن نباشه تو ذهنمون و خودمون باور کنیم و بپذیریم که میتونیم به این هدفها برسیم

    یه موقعهایی هست که شرایط سخت میشه ادمها میگن تو نمیرسی و شرایط مناسب نیست و دست زیاده و سنت زیاده

    در جهان آدمهای زیادی هستن که بدون باور کردن این حرفها به اهدافشون رسیدن

    باور کنیم که جهان اگه ایده ای رو تو دلمون میندازه راه رسیدن بهشونو به ما نشون خواهد داد و توانایی رسیدن به اون اهدافو به ما خواهد داد

    و خدا بی نهایت رزاق و بخشنده ست و هدایتگره اگه باورش داشته باشیم و ناامید نشیم و الگوهارو نگاه کنیم

    ما هیچ چیزی کمتر از بقیه نداریم همه ما به یک اندازه به خدا نزدیکیم و به یک اندازه توانایی و نیرو داریم فقط باید خدا و خودمونو باور کنیم و قوانین جهان هستیو درک کنیم در این صورت تمام اهداف به راحتی قابل دستیابیه

    فقط موضوع باوره و آرام آرام هدایت میشیم

    خدایا عاشقتم برای خلق استاد عباسمنش و هدایتش به زیبایها و ثروت و موفقیت و عشقو شادی و تبدیل شدن به یک الگو برای ما که نشون دهنده اینه که خدا عاشق ماست و میخواد با سادگی و عزتمندانه به اهداف و خواسته هامون برسیم و بیشتر لذت ببریم و به سعادت دنیا و آخرت برسیم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    محمدجواد امیرآبادی گفته:
    مدت عضویت: 1323 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیز و مریم جان

    چقدر با خواندن زندگی نامه انسان های موفق می تونیم در خودمون تغییر ایجاد کنیم

    و خیلی خیلی انسان های موفق زیاد هست که روزی یک دونه از این زندگی نامه ها رو مطالعه کنی یعنی روزی یک تغییر،روزی یک باور جدید،روزی یک فرکانس بهتر و کلی تغییر ها دیگه که باعث پیشرفت میشه

    واقعا خدا رو سپاسگزارم برای این تکنولوژی که در دسترس همه اونایی که این فایل رو می بینن هست و می تونیم با یک سرچ ساده به هر چی که می خواییم برسیم در باره هر موضوعی تحقیق کنیم

    ولی در گذشته این امکانات وجود نداشت که زندگی نامه هر انسانی رو خواستی با یک سرچ به اون منبع مطلب برسی و مطالعه کنی

    و چقدر زیباست که ما از این همه نعمت برخورداریم و به راحتی همه چیز در اختیار داریم.

    خدایا واقعا سپاس گذارم برای این همه زیبایی

    خدایا سپاس گذارم برای این همه فراوانی

    خدایا سپاس گذارم برای این همه نعمت بی نهایت

    خدایا سپاس گذارم برای این همه شادی

    خدایا واقعا سپاس گذارم برای این همه قدرت

    خدایا سپاس گذارم برای این همه تکنولوژی

    خدایا سپاس گذارم برای این همه عظمت

    دوستدار استاد عزیز و مریم جان و تمامی اعضای گروه تحقیقاتی عباس منش و همراهان شاد و ثروتمند ️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    Sos گفته:
    مدت عضویت: 2649 روز

    به نام خداوند آسمون نیلگون معرفت

    به نام خدا هدایتگر

    سسلام استاد بزرگوارم

    سلام بانو مریم جون

    روز سی و ششم تحول زندگیم

    ……………………………

    عهد بستم با خودم اینقد درآمدمو بکشم بالا هر جا برام بدون کوچکترین نگرانی فقط فقط نقد بخرم تصمیم انجام میدم

    من هیچوقت به هیچکس اجازه نمیدم که باعث بشه من احساس کافی نبودن بکنم اینو خواستم بگم آدم های موفق همیشه مشغول کاری هست که دیگران هنوز دارن راجع بهش حرف میزنن‌‌‌…

    در بهترین زمان خداوند هدایت شو جاری کرد تا این فایل فوق‌العاده رو بشنوم و هم زمان ایده خلق یک اکوسیستم جذاب به ذهنم رسید سریع رفتم طرح ایده رو توی دفترم نوشتم استاد گرانقدرم فایل های شما معجزه آسا شدند برام مطمئنم این اکوسیستم در دنیا بی نظیر میشه چقد این ایده بهم آرامش داد که هر آنچه که بخوام می‌توانم خلق کنم من خالق بدنیا اومدم یه حس قدرتمندی سراسر وجودمو فراگرفته دارم از مسیر رسیدند به خواسته هام لذت میبرم …

    دیشب هم از یه ایردراپ حدود 200 دلار به کیف  پول دیجیتالیم واریز شده تا دو ماه دگه می‌توانم برداشت بزنم دارم متوجه میشم رسیدند به رویاها دست یافتنی هستند فقط باید اول باور کنیم بدست ایده ها میان بعد در عمل اجراشون کنیم و خداوند الهامات رو به قلب مو هدایت میکنه خدا شاهد راه ها و درهای باز میشن من به تمام رویاهامو باور قلبی دارم یکی یکی اتفاق میفته در زمان مناسب من دارم سمت خودمو به عالی ترین شکل انجام میدم

    هیچ رویای اونقد بزرگ نیست فقط باید تحت هر شرایطی باید ادامه داد و حرکت کنیم پاداش این کارمو خداوند به بهترین شکل بهم میده من خیلی تکاملی بسوی خواسته هام در حرکت هستم دارم به اهداف کوچیکم میرسم

    من دارم بهای اهدافمو با عشق میدم زمانی که هم دنبال اخبار منفی، حرف های پوچ ، چیزهای بی معنی هستند من در حال ساخت یک امپراتوری بزرگ هستم شروع شده از قدم های کوچک ایمان به خلق رویاهام …..

    استاد دارم تابلوی آروزهام درست میکنم چیزهای که بخوام داشته باشم تجسم، ایمان ،باور،اجرای قوانین و الهامات، سپاس گزاری،حرکت در مسیر لذت ببرند از دقایق لحظاتم ،احساس خوب مساوی هست با اتفاقات خوب بعد خلق نتایج شگفت انگیز

    خدایا ایمان به تو رو بیشتر در قلبم شعله ور کن

    سپاسگزار خداوندی هستم منو لایق هدایت در مسیر یکتا پرستی دونست

    خدایا شکرت از بودند در کنارم بهم امید انگیزه جراعت حرکت در ناشناخته ها میدی من بهت اعتماد اطمینان قلبی دارم

    پرودگارا چگونه ستایش کن تو رو بهم بگو از یک پسر دورن گرا خشمگین افسرده تبدیلم کردی به یه خود ساخته با مهارتی های حرفه ای پرودگارا بهم بگو چگونه تو پرستش کنم زمانی که در چشم همه یه فرد معمولی توهمی توی زندگیش بجای نرسیده همیشه منو مقایسه می‌کردند با بقیه از درون خورد میشدم تو بهم عزت بزرگی عطا کردی منو در چشم همون افراد بزرگی بخشیدی خیلی جالبه همونها ازم درخواست راهنمایی برای سرمایه‌گذاری می‌کنند من با افتخار سرم بالاست این تازه شروع ماجرای منه …….

    خدایا بهم ثروت سلیمانی ، ایمان قلبی نوح به الهام،توحید ابراهیمی، جراعت موسی در عبور از تضاد نیل ،دست پر برکت عیسی،اخلاق نیکو محمد رسول الله بهم عطا کن ….

    خدایا سپاسگزارم بهم قدرت تغییر زندگیمو دادی من ارزشمند هستم

    خدایا سپاسگزارم از وجود استاد در تاریکی روزهای زندگیم دست منو گرفت من که بار گناهم به تو سپرده تو بهترین بخشیده عالمی استاد چراغ امید نور در قلبم روشن کرد

    و در آخر یاد گرفتم زمانی که توی خواب هستم پول در بیارم این لذت‌بخش ترین خواسته من بود ……

    میلاد پسری از نور

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    متین گفته:
    مدت عضویت: 1962 روز

    روز 36 سفرنامه من

    همه چیز از یک رویا شروع میشه تا به موفقیتهای بزرگ میرسه.

    منم همیشه آرزو و هدفم این بود که یه شغلی داشته باشم که مجبور نباشم برم بیرون و یه کار روتین باشه و یا بخوام برای کسی کار کنم و چون به کار هنری علاقه داشتم و خدا منو هدایت کرد بسمت نقاشی بعد از خیلیی سال که دیگه خسته شدم از این شاخه به اون شاخه پریدن و الان برای خودم کار میکنم و هنرمو میفروشم و حتی دلم نمییاد به گالریها بدم و درصدی به کسی بدم چون انقدر زحمت میکشم و هزینه هایی که دارن دلم میخواد سود تمام زحمتها و عشقی که براشون میزارم به خودم برسه . فعلا باید باورهامو قوی کنم تا اینکه خدا هدایتم کنه و هر ایده بهم بگه انجام میدم .

    هدفی که دارم و برام شاید الان بزرگ باشه اینه که بتونم به دلار کسب درآمد کنم و کارهامو بفروشم .

    انقدر براشون ارزش قائلم و میدونم که یروزی بهش میرسم و تمام این رسیدن نه با زجر و سختی بلکه براحتی و همش بستگی به خودم و انداره ای که روی باورهام کار میکنم و نتیجه میگیرم .‌

    اهدافمون هرچقدر بزرگ باشه خدای ما از هدفها بزرگتر هست و کمکمون میکنه که به خواسته و آرزوهامون برسیم .

    من الان یکم که فرکانسم بالاتر رفته دقیقا درک میکنم که خود خدا بیشتر از من میخواد که به آرزوهام برسم .

    من باید هرروز قانون رو مرور کنم و بقول استاد هرروز در همین مسیر باشم با گوش دادن به فایلها ، کامنت خوندن ، کامنت گذاشتن ، یا صحبت کردن و نوشتن برای خودم .

    تازگی وقتی حسم بد میشه میام سریع مینویسم و با خودم حرف میزنم و نمیزارم نجواها رشد کنن و باورهامو تخریب کنن .

    من ترجیح میدم در مورد هدفهام با کسب حرف نزنم چون مطمانم حرف بزنم همه میخوان دلیل منطقی بیارن و منو ناامید کنند .

    حتی مهم هست که تو مسیر من امید داشته باشم و نزارم ناامید بشم و هدفهامو فراموش نکنم .

    نیازی نیست اصلا من کاری کنم همین که به خدا وصل باشم اون منو هدایت میکنه و منو به خواسته م براحتی میرسونه .

    من همین الان باید همین نتایج کوچک هم سپاسگذار باشم و خوشحال باشم و ببینمشون و‌توجه کنم و از لحظه های الان زندگیم لذت ببرم و کم کم جلو برم و به خواسته های بزرگم برسم .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: