«ظلم به خود» از دیدگاه قرآن - صفحه 49 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    472MB
    41 دقیقه
  • فایل صوتی «ظلم به خود» از دیدگاه قرآن
    38MB
    41 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1977 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ریحانه رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 1755 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان مهربان و دوستان خوبم

    روز چهل و سوم

    خدایا شکرت

    چقدر این فایل مثل الماس ارزشمنده . من قبلا گوش کرده بودم ولی جنسش طوری هست که هر بار میشنوی ، چیز جدیدی برات داره که قبلا اصلا نشنیدی.

    من چقدر کامنت دوست خوبمون آقای سید محمد امین حسینی رو دوست داشتم و یک سری مطالب، با کامنت ایشون برام واضح شد .

    حس میکنم تو این فایل باید اندکی تامل کنم و بعد برم به فایل روز بعد .

    چون ترمزهایی رو که مریم جان اشاره کردند :احساس گناه و احساس قربانی، ظلم شدن که همیشه با این دو ترمز زندگی کردم. چه از طرف خانواده ام چه از طرف جامعه

    با اینکه این همه روی خودم کار کردم اما باز هم اثراتی از این دو ترمز، تو زندگیم میبینم . ان شاءالله به لطف الله یکتا مابقی رو هم از با بودن در این مسیر از بین میبرم .

    این که متوجه شدم ،نفرین و دعای هیچ کسی تو زندگی من هیچ تاثیری نداره.

    این جنس حرفها رو از هیچ کسی نشنیده بودم و منطق این حرف ها چون با قرآن هست ، پذیرشش برام خیلی راحت تر هستش ‌. خدایا شکرت

    استاد بی نهایت از شما سپاسگزارم به خاطر این فایل ارزشمند

    دوستتون دارم آرامش من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1921 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربان

    وسلام به تک تک دوستانم

    روز چهل سوم روزشمار تحول زندگی من!

    وچه شگفت انگیز تحولی بوده وهست این تحول، اینکه با تغییر باورهات، شخصیتت هزار درجه تغییر کنه، واز یه آدم گله مند وناراضی و غرغرو وناسپاس و نادان..‌.که حس قربانی بودن تمام وجودش رو پر کرده، و همه ی عالم وآدم رو وحتی خداوند رو مقصر تمام بدبختیهاش میدونه تبدیل بشه به آدمیکه خداوند رو عادلترین بدونه، با آدمها در صلح باشه و اونهارو پاره ای از خودش بدونه و دوستشون داشته باشه یا حداقل ازشون بیزار نباشه، خودش رو مسئول صد درصد زندگیش بدونه و قاطعانه پای تمام تصمیماتی که میگیره بمونه!!

    تبدیل بشه به کسی که قدرت از همه گرفته وبه خدای قدرتمندش داده، چون به این درک رسیده که با قدرت خودش و قدرت هیچکس دیگه بدون تکیه وتوکل بر خداوند کاری از پیش نمیبره، تبدیل شده به کسی که روزی صدبارشکر خدا رو به جا میاره، که هدایتش کرده به مسیر درست زندگی، تبدیل شده به کسی که میدونه ویقین داره که نه خودش بر زندگی کسی می تونه تسلط داشته باشه و نه کسی دیگه می تونه بر زندگیش مسلط بشه، کسیکه میدونه دیگه قربانی شرایط نیست، بلکه خالق شرایطش هست…

    خب این آگاهی ها به یکباره در من شکل نگرفت ومن به یکباره به چنین شخصی تبدیل نشدم، کم کم به حرفهای شما استاد عزیزم گوش کردم سعی کردم تعصب هام رو کنار بذارم، سعی کردم قبول کنم راه متفاوتری هم وجود داره که من بلدش نیستم، پذیرفتم که یه کسی مثل شما که نتایج عالی در هر زمینه ای گرفتید می تونید الگوی مناسبی برای من باشید، اوایل تقلیدی بود عملکردم، شعاری بود حرفهام، ولی از یه جایی هوشیار شدم، انگاری با تمام وجودم چشم شدم تا ببینم دوروبرم چه خبره، از یه جایی آگاه شدم بیدار شدم و بلاخره تسلیم وعاجز بودنم کارخودش رو کرد ولطف ورحمتهای خداوند از راه رسید، البته خداوند همیشه منو مورد لطف خودش قرار داده بود ولی چشمی برای دیدن وگوشی برای شنیدن وقلبی برای درک کردن نداشتم، هر بار می اومدم یه کم متفاوت عمل کنم نجواها میومد سراغم که کار تو نیست، تو از پسش برنمیای، تو آدم اینجور چیزها نیستی و نمی تونی ….

    اما من انقدر عاجز وتسلیم بودم که نذارم صدای نجواهام زمینم بزنه وبه جاش صدای دلنشین شما ماها وماها شبانه روز توی گوشم توی محیط زندگیم پخش میشد وهربار که هوشیارتر وآگاهتر میشم …میگفتم آره، همینه، استاد درست میگه، چطور من تا الان متوجه اش نشده بودم؟؟

    بعد خودم جواب خودم رو میدادم، برای اینکه شما میناخانم آمده دریافت این اگاهی ها نبودید که چه از فرد دیگه ای وچه از استاد عباسمنشی که چندین سال بود، دورادور میشناختیش، اونهارو دریافت کنی!!!

    الکی که نیست جهان داره با فرکانسها وقوانین ثابتی اداره میشه، چطور توقع داشتی هر بار از یه مسیر تکراری وروشی تکراری استفاده کنی و نتیجه متفاوت بگیری؟!

    تمام تغییرات من از زمانی شروع شد که پذیرفتم تمام باورهام رو باید بریزم دور، واز نو باورهایی که شما دارید به شکل این اگاهیها در اختیارم میذارید استفاده کنم، کم کم تصمیم گرفتم باورها رو به اجرا در بیارم تا ببینم چه نتایجی نصیبم میشه، چون شما با اطمینان کامل میگفتید که اگه کسی 6 ماه باشما باشه قطعا توی فرکانس مناسب قرار میگیره ونتایج براش رقم میخوره…

    من سعی میکردم دست وپاشکسته به قوانین عمل کنم، تا جایی که عمل به قوانین الان شده جزء واجبات ومهمترین چیزهای زندگیم….

    اینکه تنها وتنها فقط خودم هستم که زندگیمو خلق میکنم، اونم به همراه خداوند که بهترین شریک هست و یاور ….

    چقدر تمرکز گذاشتن روی خودم برای رسیدن به یک ارامش نسبی و امنیت وآسوده خاطری باعث شد من درگیر خودم باشم و حواسم وفکرم از دیگران، از تغییر دیگران برداشته بشه…

    یادم تو چندتا از فایلهاتون گفتید مگه آدمیکه داره روی خودش واهدافش کار میکنه وقت هم میکنه که به چیزهای دیگه وکسای دیگه فکر کنه …توجه کنه؟؟!!!

    نه استاد جان، اصلا این آدمی که قدم در مسیر موفقییت و خوشبختی گذاشته حتی یک دقیقه هم وقت نداره تا صرف هرچیزی جز هدفش بکنه…

    زمان میبره، به قول شما باید تکامل طی بشه، باید اون درک وفهم درونی وبنیادی بشه، واز حالت شعار به شعور برسه، تا آدم تغییرات مثبت رو یکی پس از دیگری ببینه تو زندگیش…

    وهربار دلگرمتر بشه واعتماد کنه به مسیری که درش هست…

    همین باور اینکه من قدرت اینو ندارم کسی رو نابود کنم یا بسازم و درستش کنم طبق خواسته ام، واینکه کسی این قدرت رو نداره که نابودم کنه یا مجبورم کنه به تغییر، دری از درهای بهشت رو به روم باز کرد…

    هنوز اول این مسیر هستم، اما نتایج انقدر امیدوار کننده و قابل لمس هست که کمکم میکنه باشور وشوق در این مسیر خودسازی بمونم وادامه بدم..

    انشالله هممون در این مسیر الهی ثابت قدم باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      پاکیزه بارکزی گفته:
      مدت عضویت: 1174 روز

      سلام مینا عزیزم

      خیلی خوشحال میشوم هنگام خواندن کامنت های شما امروز خواستم احساس عالیم را نسبت به شما بیان کنم عزیزم تحسین ات میکنم چقدر قوانین را عالی درک کردی چقدر عالی شدی

      فتح قله های موفقیت شایسته شما هست مینا عزیز

      میدانن چون تعداد کمنت ها صفحه یی هست و من وقتی کمنت روز شمار تحول زنده گیم را نوشته میکنم و کمنت بچه ها را میخوانم میبینم اگر کمنت شما در او صفحه نبود در صفحه قبلی میایم و با عشق میخوانم مینا عزیزم

      با تمام وجودم این درک آگاهی تان تحسین میکنم این داشتن قلب زیبا را

      الهی که لبخند خداوند شامل هر ثانیه زنده گی تان باشد عزیز من

      تمام آرزو های خوب مال تو …

      همیشه در آغوش خدا غرق خوشبختی باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سیده مینا سیدپور گفته:
        مدت عضویت: 1921 روز

        به نام خداوند بخشنده ی مهربان

        سلام به استادعزیزم ومریم بانوی مهربانم

        وسلام به شما دوست عزیزم، پاکیزه خانم گل

        چقدر کیف کردم دیدم تواین مدت کمی که عضو سایت شدید، دارید اگاهانه کامنت میخونید و کامنت میذارید، احسنت دخترجان، آفرین..

        این نشون میده تشنه ی تغییر هستید، خوندن دیدگاه دوستانی که اینجا هستند مکملی قوی هست درکنار دوره ها وفایهای دانلودی استاد ومقاله های بی نظیرمریم بانو…

        انشالله که هممون در هرلحظه تسلیم درگاه حق باشیم، واین مسیر برامون تا ابد ادامه داشته باشه…

        گاهی ادم فکر میکنه خب که چی همه دارن از یه چیز صحبت میکنن همش تکراری به نظر میرسه!!!

        منم این فکرو یه زمانی داشتم اون اوایل برای همین خوندن کامنت دوستان رو گذاشتم به دیدن وشنیدن تمام فایلهای دانلودی که چندین ماه طول کشید..

        آگاهی های این سایت حرفهای استاد و دیدگاههای دوستان، برای من دقیقا مثل کلام خدا توقرآن می مونه، اگه قرآن رو خونده باشید بادقت متوجه میشید که 70 درصدش آیه های مشابه و تکراری داره، یعنی خداوند یه سری چیزهارو اومده درشکلهای متفاوت بیان کرده که گاهی دقیقا جملات شبیه هم وگاهی کمی متفاوتر اما با همون معنا ومفهوم بیان شده، یعنی همه ی اون ایات به ظاهر تکراری دارند از اصل صحبت میکنن، بی شک خداوند که میدونه بنده هاش فراموشکار هستند اینهمه به تکرار اصل رو گفته، دقیقا مثل همین سایت، بیس تمام حرفهای استاد تو تمام فایلها و حتی کانتت اکثر دوستان در عین تکراری بدون اما به شیوه ی خاص داره یه چیز رو گوشزد یا یاد آوری میکنه اونم اصل هست، تغییر باورها به شکل درست ودیدن وگرفتن نتایج عالی…

        درکش برمیگرده به اینکه ما چقدرعاجز بوده باشیم از تکیه برعقل ومنطق وباورهای قدیمی خودمون…

        دوست قشنگم انشالله هرلحظه وهمیشه در پناه امن خداوند باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    User گفته:
    مدت عضویت: 1754 روز

    سلام خدمت استاد نازنین ام و دوستان عزیز

    این فایل را چندین بار گوش دادم و بنظرم خیلی فایل عمیق و پرمحتوایی هست مثل همه فایل ها البته،اما این فایل از اون درس های سخت هست،از اون درس هایی که خیلی باید عمیق بفهممش و به تکرار خیلی زیاد نیاز داره،ظلم به خود،چقدر سخته باز هم در این مورد نوشتن،من همیشه به خودم ظلم کردم،همیشه خودم رو عذاب دادم،همیشه فکر کردم زندگی من دست دیگرانه علرغم اینکه مدتی هست نقاب مسئول زندگی خود بودن رو زده بودم،خیلی این مطالب عمیق هستند،واقعا شبیه جلسات خودکاوی هست باید بری درونت و از اعماق وجودت با صداقت بی رحمانه دلیل رفتارها و افکارت رو پیدا کنی،خب دلیلش واضحه در نقش قربانی فرو رفتن،اینکه که نهاد دولتی و سیستم به تو داره ظلم میکنه،داره از تو بیگاری میکشه،مثل یک اسیر تو رو فرستاده مناطق مرزی کشور تا کار کنی و تعهد خدمت رو بگذرونی،اینکه شبُ روز فکر میکنی تو این دوران نمیتونی پولی خلق کنی چون مثل یک اسیری،فکر های اشتباه،من نمیتونم پولی خلق کنم چون با پول دوست نیستم چون خودم را لایقش نمیدانم،راهش را بلد نیستم،من همه اش خودم را مقایسه میکنم دستاوردهایم را ضربدر صفر میکنم و شبُ روز غصه پولهای معوقه و بدهی از این نهاد دولتی را میخورم،خیلی وقت هست که اینجوری هستم با اینکه همه اش توی سایتم و دوره ها رو گوش میدم، یک سیمانی هست در باورهام که میگه نمیشه،برای پول دراوردن باید‌خیلی سختی بکشی ‌و بعد هم پول به دستت نیامده نقشه خرجش را بکشی،من همه اش خودم را بخاطر ایمان ضعیفم در این باره سرزنش میکنم،خودم را سرزنش میکنم‌چرا فکر میکنی پرداخت حق تو دست کارمندهاست از طرف دیگه‌به غیر این فکر نمیکنم و غصه میخورم بخاطر افکارم و هی حال خودم رو بد میکنم،امروز اتفاق جالبی افتاد 3ونیم ماه پولی که دنبالش بودم بهم واریز شد اما تو این سه ونیم ماه خدا میدونه چقدر غصه خوردم و در نقش قربانی رفتم،دو سه روز بود همه اش این جمله را میگفتم که “من به خزانه بیکران جهان هستی بی واسطه وصل ام” و این جمله عجیب حالم رو بهتر میکرد،اون کلمه بی واسطه ناخوداگاه همه واسطه های توی ذهنم رو حذف میکرد و چه حس قدرتی میگرفتم ازش که امروز بخشی از پولم واریز شد و چقدر خوشحال شدم،،عمل کردن به این جمله که کسی قدرت اینو نداره که به تو ظلم کنه تا زمانی که خودت رو در مقام مظلوم قرار ندی بنظر من یعنی خلق یک زندگی بهشت گونه،تصمیم گرفتم که با خودم مهربانتر از این باشم و در مقام اول خودم به خودم ظلم نکنم با عدم سرزنش خودم با عدم غصه خوردن و مثل فایل قبلی سفرنامه بپذیرم خودم رو همینجوری که‌ هستم و تمرکز کنم رو لذت ها و قشنگی های زندگیم که کم نیستند،کم که نه،بینهایت هستند،باز هم ممنونم از شما استاد عزیزم و هوشمندی استاد شایسته در تنظیم این فایل ها با این دقت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    محبوبه سرداری گفته:
    مدت عضویت: 1703 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به استاد عباسمنش عزیزم وخانم شایسته گرامی

    چه فایل زیبا وپر محتوایی که نیاز به درک وتفکر عمیقی داره

    همه اتفاقات زندگی ما حاصل فرکانسهایی هست که به جهان هستی ارسال میکنیم

    چه زیباست که خداوند در قرآن می فرماید که ما به کسی ظلم نمیکنیم وهر فردی خودش در حق خودش ظلم میکنه

    چه درس بزرگی میشه از این آیه گرفت که چرا ما فکر میکنیم دیگرا ن درحق مابدی می کنند وبه ما ظلم میکنند در حالی که از خودمون غافل هستیم که هیچ کسی نمیتونه به ماظلم کنه الا خودمون وهیچ کسی نمی تونه زندگی ما را نابود کنه وتغییری در آن ایجاد بکنه به جز خودمون

    تجربه من از زندگی ام این هست که من سالیان سال فکر میکردم مورد ظلم واقع شدم و افرادی در حق من ظلم وبدی میکنند وخودم را قربانی میدیدم وتلاش می کردم تا آنها را تغییر بدهم تا شرایط زندگیم بهبود پیدا کند در حالی که شرایطم هیچ فرقی نکرد ودر مواردی بدتر هم شد تا وقتی که با این سایت آشنا شدم واز آموزشهای استاد فهمیدم که چقدر در حق خودم ظلم کردم منی که می توانستم با تغییر باورهام فرکانسهای خوب را ارسال کنم واتفاقات مشابه آن را دریافت کنم چقدر انرژی ولحظات زیبای زندگیم را از دست دادم وتازه ذره ای نتوانستم کسی را تغییر بدهم.همان طور که دیگران هم از تغییر من ناتوانند.

    خدایا تورا شکر می گوییم برای این قوانین ثابت وبی نظیرت که نهایت عدالت است برای همه انسانها

    وخدایا شکرت برای وجود نازنین استاد عباسمنش عزیز که با عشق این آگاهیهای ناب را در اختیار ما قرار می دهند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    زهرا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 1356 روز

    سلام امروز پنچ سه چهارصد و دو ساعت یازده و پنجاه دقیقه صبح . من قدم دومم رو برداشتم .

    با یک حس و حال توحیدی . و اشک هایی که از عظمت و بزرگی خدا از یکتایی خدا از زیبایی و مهربانی و دست و دلبازی و قدرت خدا روی گونه هام جاری شده بود .

    وقتی متن روز دوم رو خوندم خیلی با افکارم جور بود یعنی انگار پاسخی بود به سوالات ذهنم . بعد هم رفتم سراغ فایل ….

    وقتی فایل رو دیدم …. دیدم یک فایل تکراری که یه مدت پیش شاید یکی دوماه پیش دیده بودمش … و بخاطر همین کمی عصبانی شدم و حرص خوردم که ای بابا من که اینو دیده بودم تکراری بازم …. حرفاشم میدونم ظلم به خود در قرآن‌ یعنی ما خودمون فقط میتونیم به خودمون ظلم کنیم کسی نمیتونه یا ما نمیتونیم سرنوشت کسی رو تغیر بدیم … بعد رفتم مطلبی که خانم شایسته عزیز برای هر فایل مینویسه رو خوندم . دیدم نوشته 2 تا ترمز هست که اگه رفع نشه هیچوقت نمیتونی عظت نفس درست و حسابی داشته باشی . یکی احساس قربانی بودن ‌و اینکه بقیه دارن بهت ظلم میکنن. و دوم احساس گناه

    واقعا هرچی توی مطالب و فایل ها و کامنت ها عمیق تر میشم بیشتر پی میبرم چقدر تو لحظه لحظه زندگیم با این دو احساس نا خوشایند اجین هستم و چققققدر در من ریشه دوانده آنقققققدر که تا بحال هرچه فایل دیده بودم کشف نکرده بودم .

    وقتی برای اولین بار فایل های روز اول و دوم را دیده بودم اینجوری میپنداشتم که …

    خوووب خوووددداااررروو شکررر ممممممنننکههه

    اصصصصلللاااا احسسسااااسسس گوووناااهه ندارم

    مممممنننن میییدددونننم کککههه همه اتفاقات زندگیم بخاطر افکار احساسات خودمه و میدونم کسی اصلا حق نداره بهم ظلم کنه .

    آره بابا من اینارو از وقتی امدم تو سایت فهمیدم خوب خوب بود . حالا برم سراغ ی فایل دیگه حالا دلم میخواد یه چیز جدید یادبگیرم . اینارو میدونم

    دیدید من اینجوری فکر میکرمهااا در همین حد مغرورانه و بی دقت . فکر میکردم خیلی بلدم اما دریغ از یه بند انگشت فهم عمیق ..‌ والا …

    حالا میفهمم چرا استاد و دوستان انقدر میگن تکرار تکرار تکرار

    اصلا فرکانس یعنی همین تکرار ها

    دیگه نمیدونم چی بگم خودم شاخ درآوردم ازین افکار پوچی که داشتم

    ولی …‌ الحمدالله رب العالمین

    ولی …‌ خدارو صد هزار مرتبه شکر

    که فهمیدم …که پی بردم ..‌. نه خیلی …ولی در حد یک قدم …یک پله.‌..بیشتر از قبل فهمیدم ‌..‌

    خداروشکر که به حرف دلم گوشدادم و روز دوم رو شروع کردم

    خداروشکر که به نجوای ذهنم گوش نکردم و صبر نکردم تا تمااااممم کامنت های روز اول و مقدمه رو بخونم بعد بیام چون انقدر حجم کامنت ها بالاست و آدم باید با دقت بخونه که فکنم کمکم یک ماه طول میکشه تا تموم بشه.

    من هروقت حس کنم الان وقتشه و نیاز دارم به روز بعدی میرم . هرچند که میدونم تمام نکات روز قبل رو درک نکردم ولی فهمیدم که با رفتن به روز بعد درکم برای روز قبل بیشتر میشه . و باز بهشون سرمیزنم اینجوری نیست که کلا فراموش کنم و سراغشون نرم .

    چند نمونه از احساس های من برای قربانی بودن و احساس گناه‌.

    یک . وقتی پسر کوچیکم مدام صدام میزنه و ازم چیزهای مختلف که حتی من در توانم نیست یا حوصله انجامش ندارم ازم میخواد و منو وادار میکنه انجام بدم ‌. شدید شدید شدید احساس ظلم و قربانی بودن میکنم احساس میکنم وقتم داره برای اون حدر میره با اینکه عاشقشم ولی به اشتباه فکر میکنم انجام امورات یک خردسال کار بی اهمیتی که هیچ چیزی بمن اضافه نمیکنه اما دریغ که خداوند وقتی بخواد آدم رو هدایت کنه از بینهایت راه هدایتش میکنه و من فقط باید از زندگیم لذت ببرم و راضی باشم و موفقیت و خوشبختی رو محدود به یک کار ندونم . خدارو چه دیدی همون لحظه که داری با پسرت بازی میکنی یک هدایت ناب به تو وحی بشه الهام بشه . تو احساست رو خوب کن به خدا ایمان داشته باش خودش برات راه باز میکنه.

    دومی هم زمانی که همسرم ازم چیزی میخواد یا میخواد پیش هم باشیم یا یه حرفی بهم میگه که من کلا عصبانی میشم و حرص میخورم و دلم میخواد اصلا نبینمش دیگه چون فکر میکنم با حرفاش و کارهاش داره بمن زور میگه میخواد من کاری انجام بدم که خودش دوسداره .

    ولی میدونم منهم با همین تضاد ها رشد میکنم پس باید صبور باشم و بتونم لذت ببرم و دست از لجبازی و پرخاشگری بردارم .

    اینو بگم هنوز این فایل روز دوم رو ندیدم که انقدر چیز یادگرفتم حالا ببینم چی میشه چقدر بهم اضافه میشه.

    خدایا ظرفیت منو و دوستانم رو برای درک بهتر قوانینت بزرگ و بزرگ تر کن

    خدایا ما رو هدایت کن به لذت های بیشتر به ثروت های بیشتر

    خدایا ما خیلی عاشقتم فقط یه عیبی که داریم کلا موجود فراموشکاری هستیم خودتم میدونی پس پیاپی مثل همیشه مارو هدایت کن

    خدایا خودت میدونی خیلی دلم میخواد به رتبه دایرکتوری برسم میدونم برای تو اصلا کاری نداره بهم کمک کن ترمز هام رفع بشه بهم بگو چه کار کنم از چه راهی برم . دلم میخواد پیشرفت کنم تا ایمانم هم قوی تر بشه . هر طور خودت صلاح میدونی . برام سخته ولی راضی ام به اون مشیت تو که تو حکیمی تو دانایی تو توانایی .

    فعلا خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    در دستان خدا گفته:
    مدت عضویت: 1266 روز

    سلام به اساتید عزیزم وهمه دوستان نازنینم دراین راه

    روز دوم سفر

    البته من چند روز قبل برای بار چهارم یا پنجم این فایل را گوش کردم اما چندروز مریض شدم و روی گوشی نمیتونستم نگاه کنم پس امروز ادامه سفر رو میرم.

    چه روز خوبی من این فایل رو گوش کردم…درست یکساعت بعد از اینکه یه مشتری گیر اومد و خیلی خیلی حالمو بد کرد برای یه چیز بیخودی که البته اصلا هم چیزی نشده بود ولی اومد و هرچی از دهنش درومد بمن گفت و رفت طوریکه من بعدش یکم گریه کردم و با خودم گفتم خدایا انقدر سرم شلوغ بشه که هیشکی نتونه از شرایط خلوتی اینجا سواستفاده کنه و بیخودی بندال بشه.بعد یادم اومد که من نباید مدت زیاد تو حال بد بمونم وگرنه اتفاقات بدتری رو جذب میکنم .برای همین برخلاف قبلا که حالم خیلی بد میموند حتی تا چندماه،،،اونروز حالمو خوب نگهداشتم .

    نتیجه ش چی شد؟ دو روز بعدش 20 ملیون توی نصف روز کار کردم حتی برای اولین بار یک مشتری داشتم که هزینه کارشو پرداخت کرد تا توی تیرماه بیاد انجام بده و من تاحالا نداشتم اینجوری و در نتیجه تونستم یکی از قسطهامو صفر کنم.(خدایا شکرت)

    حالا ربطش به این فایل چیه؟ من همیشه توی اینجور مواقع فقط طرفو نفرین میکردم و بعد شرایط خودمو زندگیمو زیر سؤال میبردم تااااااا تهش یا میرسیدم به خدا یا به مامانم و از اوناهم گله گی میکردم که چرا خدا اینجور برام خواسته …اگه مامانم فلان جور نبود شرایطم فلان طور بود و ….انقدر که حتی توی خونه به زبون میاوردم اینا رو و جلوی پسرم بدوبیراه پشت سراین و اون میگفتم.

    بعد چی میشد؟هی اتفاق های بدتر میفتاد و هی من

    حس قربانی به خودم میگرفتم.

    الان چندماهیه به لطف آموزه های این سایت و دوره های استاد عزیزم اون روزا رو ندیدم دیگه و بابتش خدارو شکر میکنم.البته کم وبیش ممکنه پیش بیاد ولی زود ردش میکنم

    خدایا شکرت بابت این آگاهیهایی که بمن میدی

    استادعزیزم و خانم شایسته نازنین ممنون بابت اینهمه آموزش با ارزش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    mahla گفته:
    مدت عضویت: 1114 روز

    به نام خداوند یکتا ، سلام استاد .

    روز دوم سفرنامه ام رو گوش دادم و اینکه استاد گفتن اگه دعا کنی برای کسی به خودت برمیگرده و اگه به کسی ظلم کنی به خودت ظلم کردی رو من به وضوح دیدم .

    مامان من یک موجود پر از نفرت است ! تنها چیزی که بهش فکر میکنه و عمل می‌کنه نفرت و کینه ورزی است ! و من همیشه برام سوال بوده ک چرا با وجود اینهمه نفرتی که ارسال میکنه نه تنها به اون افراد آسیبی نمیرسه و اونها روز به روز موفق تر میشن و خودش دائم بیشتر و بیشتر غرق میشه و با آیات فوق العاده امشب به جواب رسیدم و به طرز خیلی عمیقی با عقل جور درمیاد !

    در هر مداری قرارربگیری همون موارد به سمتت میاد .

    ممنونم استاد و خواهانم از پروردگارم که من رو به سمت مدار مناسب هدایت کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    سهراب روان پاک نودژ گفته:
    مدت عضویت: 1592 روز

    سلام براستادعزیزوتمام دوستان مسیرهدایت..من همیشه خودم رو قربانی شرایط می‌دیدم فکرمیکردم همه دارن بهم ظلم میکنن هرجایی میرفتم کارهام به هم گره میخورداصلا ایمانی دروجودم نبود که یک نیرویی هست که هواموداشته باشه همیشه گله وشکایت میکردم به زمین وزمان فحش میدادم انگارخدایی وجود نداشت تاتلافی منوازاونهابگیره چون توی مدارمنفی هابودم همه رونفرین میکردم وفکرمیکردم که بانفرین من خدا دمارازروزگاراونا درمیاره ومن دلم خنک میشه که خداچقدرهوای منو اینجا داره که به حرف من گوش کرده ودعام رومستجاب کرده ولی اگربلایی سراون شخص نمی اومد دیگه خیلی ازدست خداعصبانی میشدم پیش خودم میگفتم نگاه کن خداهم دیگه هواتونداره واون شخص بیشتربهم ظلم می‌کنه…چقدرروزها وسالها زندگیم به این روال گذشت تا اینکه وارداین سایت شدم..بعدازگوش کردن این فایل یه آدم دیگه ای شدم چقدراحساس میکنم عوض شدم..خدایاچقدرسالهاپیش میتونستم تغییرکنم ولی نکردم البته خیلی زوده که این حرفاروبزنم تازه اول مسیرم..ازخداوندسپاسگزارم که منوهدایت کردبه این مسیرسراسرآگاهی وعشق وایمان وازش می‌خوام که توی این مسیرثابت قدم باشم..ازشمااستادعزیزم سپاسگزارم که دستی شدی ازدستان خداوندبرای بندگان خوب خدا تاهدایت یابندوسعادتمنددردنیاوآخرت شوند..فعلا خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  9. -
    یحیی رجبی گفته:
    مدت عضویت: 2088 روز

    سلام به استاد بی نظیرم و مریم خانم مهربان و بچه های گروه سایت الهی من خیلی مقاومت داشتم تا بنویسم ولی می‌نویسم تا هم یادم بماند و هم درسی بگیرم که فقط و فقط روی خداوند حساب باز کنم تنها منبع قدرت من یک زمین دارم که اومدم با وام و قرض اون تا دوطبقه ساختم ولی اسکلت تو کاریهاش هنوز مونده اینقدر وام گرفته بودم که نمیدونستم چیکار کنم وتوی اسنپ کار میکردم وچون قسطهام زیاد بود من زمان زیادی رو برای کار میزاشتم و چون همش به مبلغ وام فکر میکردم درآمدم بیشتر نمیشد همیشه روی یک عدد خاصی بیشتر نمیشد من فایلهارو هم گوش میکردم ولی اینقدر غرق در وام و روز مرگی بودم که نمیفهمیدم و تمرکز اصلا نداشتم تا یکروز یکی از دوستان اومد دید گفت حیف است اینطور اینجا یعنی ساختمان رو رها کردید لااقل درست کنید یکمشو تا بتونید توش زندگی کنید من گفتم اصلا پول ندارم و خیلی بدهی دارم فعلا نمیتونم دوستم گفت بیا درست میشه اینجا شد که من مشرک اون دوستم رو کردم بت و هر چی میگفت میگفتم به روی چشم همیشه دست به سینه بودم جلوش تا نزدیک 50 تا 60 میلیون خرج کردیم دیدم پول آدمها رو نمیده هی میگفت باشه یکم صبر بدید معمولا دو سه ماهه ما تسفیه میکنیم خلاصه سرتون رو درد نیارم البته بگم این شرک من بود چون وقتی میرفتم پیش بنا با قدرت صحبت میکردم انگار که خدا پشتم بود میگفتم مبلغش اصلا مهم نیست پول هست رو کی حساب باز کرده بودم تا زد و این آقا غیبش زد و من موندم باکلی بدهی بیشتر چند ماه بود درگیر بودم تا فایل آقا رضا عطار روشن دیدم اولین کاری که کردم این بود که ماشینم فروختم و تمام بدهیها رو دادم و صفر شدم و دومین کاری که کردم دسته چکم رو آتیش زدم تا اینجا دیگه فکرم آروم شد تا چند روز توی فکر کار بودم که به جای توکل به خدا و از خدا بخوام هدایتم کنه یکی دیگه از دوستام گفت بیا مغازه میزنم شریکت میکنم چون به صداقت و دست پاکیت ایمان دارم خلاصه دوباره شرک شروع شد تا نه ماه وایسادم دیدم من اصلا نمیتونم روی خودم کار کنم و حرکت کنم و دوباره بت کردنم شروع شد ولی سریع به خودم اومدم و از اونجا اومدم بیرون والان بیکار هستم و خدارو شکر که خداوند باز من رو در مسیر صحیح قرار داد والان تصمیم گرفتم که به شدت روی خودم دارم کار میکنم و دیگه میخوام تمام هدایتهامو از خداوند مهربان میخوام و به لطف الله تونستم دوره کشف قوانین رو بگیرم و دو روز شروع کردم خیلی عالی بود چون فهمیدم خودم مقصر بودم برای تمام اتفاقاتم منی که خودم میتونم خلق کنم هر آنچه را که میخواهم فقط کافیست باورهامو تغییر بدهم فرکانسهای خودمو تنظیم کنم روی خواسته هام و سعی کنم بیشتر در روز احساسمو خوب نگه دارم که قطعا اتفاقاتم خوب بیفته خدایا تنهاو تنها تورا میپرستم وتنها و تنها از تو یاری میجویم که تو هم راهنمایی و هم راهگشایی خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت سپاسگذارم که وقت گذاشتید و کامنت من و خوندید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  10. -
    Maryam گفته:
    مدت عضویت: 1760 روز

    سلامممم امیدوارم حال همه خوب باشه و درسلامتی کامل جسمی و روحی باشیم.

    اومدم اولین ردپای خودمو اینجا ثبت کنم توی دومین روز تحول زندگیم.

    من باوجود اینکه یه سالو نیمه عضو این سایتم میشه گفت چند روزه که به طور پیوسته و بااراده شروع کردم مسیر استاد رو پیش برم به امید روزی که به توحید از همه جهات در زندگیم دست پیدا کنم و خداروشکر که بالاخره تونستم راه درست رو پیدا کنم.

    بااینکه سرجمع یه هفته‌ای میشه که بااراده شروع کردم ولی دستاوردهای بزرگی داشته و همین زمان کم تاثیر خیلییی زیاد برام داشته و روز به روز نشونه های ریز و درشتی دریافت میکنم و بی نهایت خوشحالم و همین بهم انگیزه میده ک راهت درسته ادامه بده تو میتونی .

    قرار بر این بود بیامو فقط کامنت های بقیه رو بخونم و تاثیر این راهو ببینم ولی الان که به خودم نگاه میکنم علاوه بر کامنت فایل اون بخش رو ن تنها میبینم بلکه برام تکلیف شده و در کنارش معنی کتاب آسمانی هم شروع کردم هرچند اکثر ایه هاشو متوجه نمیشم ولی مطمئنم با اراده و تکاملم بزرگ شدن ظرف وجودیم به اون مرحله هم میرسم.

    شاید اگه همون ی سال پیش ک عضو سایت شدم شروع میکردم این انگیزه و شوقی ک الان دارمو نداشتم و اینها به لطف خداست.

    هیچ وقت دیر نیس امروز روز تولد توست باشوق تماشامیکنم تحقق رویاهام ب دست خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: