آزادی از وابستگیها، ساختن توحید عملی و رسیدن به استقلال مالی با عملکردن به آموزشهای دوره ۱۲ قدم
قبل از آشنایی با آموزههای دوره ۱۲ قدم، چقدر در زندگیام شرک داشتم… چقدر «الهه» برای خودم ساخته بودم؛ چقدر آدمها را در حد خدا بالا برده بودم و آنها را منشأ قدرت و امنیت میدانستم. در روابط، اگر یک روز پارتنرم را نمیدیدم، انگار دنیا روی سرم خراب میشد.
اگر برای صاحبکارم تا کمر خم نمیشدم، عذاب وجدان میگرفتم. اگر برای همسرم دستبهسینه نمیایستادم، میترسیدم. قدرت را به همه داده بودم جز به ربّی که تنها صاحب قدرت است.
آموزههای استاد عباسمنش در دوره ۱۲ قدم چشم من را به روی خدای واقعی، «ربّالعالمین»، باز کرد. در عمل به من آموخت که ستایش مخصوص اوست. یادم داد که به آدمها احترام بگذارم اما آنها را «خدا» ندانم و بفهمم قدرت فقط در دست ربّ است و او همهکاره زندگی من است. وقتی خدای واقعی را شناختم، ترسهایم کنار رفت، توحیدم در عمل تقویت شد، و درهای رحمت خداوند به رویم باز شد و همه جنبههای زندگیام تغییر کرد.
قبل از دوره ۱۲ قدم، همیشه برای صاحبکارم تا کمر خم میشدم تا هوای من را داشته باشد؛ چون باور داشتم تنها «او» میتواند مرا به ثروت و خوشبختی برساند. فکر میکردم اگر کارم را از دست بدهم، چیزی برای خوردن نخواهم داشت.
اما بعد از تغییر باورها با آموزههای این دوره، در یک سال اخیر اوضاع کاملاً دگرگون شد.
الآن صاحب کسبوکار خودم هستم؛
در حالی که اول کار تخصص چندانی نداشتم، اما امروز یک حرفهای تمامعیار هستم؛
مهاجرت کردم؛
چندین برابر حقوق گذشته درآمد دارم؛
و به استقلال مالی رسیدهام.
قبل از ۱۲ قدم، بهخاطر باورهای محدودکننده، درگیر رابطهای بودم که وابستگی شدیدی داشت. نمیتوانستم از آن خارج شوم، چون آن فرد را «خدای خودم» کرده بودم. اما با کار روی آگاهیهای توحیدی دوره، رابطه من و همسرم چنان درست و زیبا شد که دیگر نیازی به هیچ رابطه دیگری ندارم.
همسرم اکنون همدم، همراه و عشق زندگی من است. او نیز از شاگردان استاد است و همین باعث شده روابط ما بدون وابستگی، بدون کنترلگری، و پر از عشق و مودت واقعی باشد.
آموزههای این دوره ایمان و یقینی در من ساخت که مثل کوه پشت من ایستاده است و «کمر نیمهراست» من را راست کرده. الان زندگیام دقیقاً در همان جاده آسفالتهای پیش میرود که استاد در دوره مثال میزنند…
جادهای که از خدا خواستم مرا در آن هدایت کند: جادهای پر از نعمت، ثروت و برکت.
استاد عباسمنش، شما چشم و گوش مرا به قوانین خداوند و عمل صالح باز کردید، و من هر روز محکمتر و با اعتمادبهنفستر در این مسیر قدم برمیدارم.