رهایی از کمبود و ساختن فراوانی در ۳ سال با عمل به آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱
الان اواخر سال ۱۴۰۲ است و میخواهم نتایجم از عمل به آموزشهای دوره روانشناسی ثروت ۱ را با سال ۹۹ مقایسه کنم؛ زمانی که تازه این محصول ارزشمند را به خودم هدیه داده بودم.
«ماریایِ ۳ سال پیش» نه خانهای داشت، نه ماشین، نه پساندازی و نه حتی یک گرم طلا. برای خرجهای روزانهام هم مانده بودم. پر از بدهکاری و غم بودم. انگار چرخ زندگیام زنگ زده بود؛ هرچه زور میزدم جلو نمیرفت، که هیچ، سنگینی فشارها داشت شانههایم را خرد میکرد.
اما حالا، بعد از فقط سه سال تلاش برای عمل به آگاهیهای این دوره، خانه دارم، ماشین دارم و پسانداز دارم.
تجربه سفرهای باکیفیت دارم.
غذاهای باکیفیت تهیه میکنم.
لباسهای برند و باکیفیت میخرم.
و هزاران تجربه ریز و درشت که همگی نشانه بهبود چشمگیر اوضاع مالی من هستند.
اما مهمتر از همه اینها، تغییری است که در ذهنم رخ داده؛ تغییری از «باور کمبود» به «باور به فراوانی».
با آموزشهای این دوره، نقش اساسی باورهای قدرتمندکننده را فهمیدم و باور کردم که تنها راه تغییر زندگیام، ساختن باورهای حمایتکننده و ایمان عمیق به فراوانی است. وقتی این باورها شکل بگیرند، تکاملی و طبیعی، به تمام خواستههایم میرسم.
من با این دوره باور کردم که:
«هیچ چیزی نیست که بخواهم و توانایی تحققش را نداشته باشم، اگر کنترل کانون توجهام را یاد بگیرم. چون قانون این است که تمرکز هرجا برود، تجربهها هم به همان سمت میروند.»
برای همین تلاش کردهام که توجهام را روی فراوانی بگذارم و دائماً به دنبال شواهد فراوانی در جهان بگردم تا طبق قانون خدا، از همان جنس نعمتها وارد زندگیام شود.
زیرا چه کسی از خداوند متعهدتر به وعدههایش است؟
فهمیدم که مثل اکثریت مردم جهان، ذهنیتی معلولمحور درباره پول داشتهام؛ یعنی باور به کمبود. پس باید همیشه روی این نقطهضعف کار کنم.
فعلاً فقط ذرهای از این فراوانی بیکران را باور کردهام و همین «ذره باور» زندگی من را از «منفی هزار» رسانده به «حد متوسط جامعه»… اما با این تفاوت مهم که بدون سختی، بدون رنج، و فقط با لذت و آرامش به این نتایج رسیدهام.
بنابراین با همین مسیر و همین تمرکز جلو میروم و مطمئنم که لاجرم به تمام خواستههایم میرسم.
استاد عزیز عباسمنش، از شما سپاسگزارم که مرا با قوانین خداوند آشنا کردید. سپاسگزارم که به من یاد دادید همهچیز باوره. و سپاسگزار خدای مهربانم هستم که مرا به این آگاهیهای توحیدی هدایت کرد. این مسیر بهبود دائمی را با عشق و تعهد ادامه میدهم.