جهش تحصیلی، شغلی، مالی و ایمانی با عملکردن به آموزشهای استاد عباسمنش
میخواستم دستاوردهای عملکردن به آموزههای استاد عباسمنش را بنویسم؛ هم برای خودم که همیشه یادم بماند از کجا شروع کردم، و هم برای دوستانم تا با دیدن نتایج واقعی، باورشان قویتر شود و این آموزشها را جدّیتر بگیرند.
من در کامنتهای زیادی از نتایجم نوشتهام، اما همیشه دوست داشتم یک جمعبندی کلی از تمام این تغییرات داشته باشم.
قبل از آشنایی با آموزشهای استاد عباسمنش، من دیپلمه و خانهدار بودم. اما امروز، علاوه بر لیسانس مدیریت، دو مدرک بینالمللی دیگر از دانشگاه تهران گرفتهام و الان در یک شرکت معتبر، همگام با بزرگان آن مجموعه، مشغول انجام کارهایی هستم که همیشه به آنها علاقهمند بودم.
قبل از آشنایی با آموزشها، نه خانه داشتم و نه ماشین؛ اما الان هم خانه و هم ماشین به نام خودم دارم.
از نظر اعتمادبهنفس و احساس لیاقت در فقر کامل بودم؛ در تمام دوران مدرسه، حتی یک خط کتاب یا انشا را با صدای بلند نخوانده بودم. در حالی که امروز برای صدها نفر سخنرانی میکنم.
رانندگی کردن یکی از بزرگترین ترسهای زندگی من بود، اما الان تمام استانها را تنها رانندگی میکنم و سفر میروم.
قبلاً اصلاً توانایی حل مسئله نداشتم؛ یک تضاد میتوانست مرا با خودش غرق کند. اما امروز آنقدر بزرگتر و قویتر از مسائلم شدهام که با آرامش از پس آنها برمیآیم و هر مسئلهای را تبدیل به سکوی رشد میکنم.
قبل از آشنایی با استاد عباسمنش، فکر میکردم مؤمن هستم؛ اما حالا میفهمم که آن زمان، در عمل، گرفتار شرک و ترس و وابستگی بودم. من کنار استاد عباسمنش، معنای واقعی شرک و توحید را در عمل یاد گرفتهام و از این بابت به خودم افتخار میکنم که توحیدیتر زندگی میکنم.
یاد گرفتهام که مهمترین رابطه زندگیام، یعنی رابطه با خداوندِ قدرت مطلق را تقویت کنم. یاد گرفتهام که با تغییر نگرشم، احساس خودم را خوب نگه دارم و در مواجهه با تضادها نترسم و غمگین نشوم، چون میدانم خداوند بزرگترین حامی من است.
اگر بخواهم از تغییراتم در تمام جنبههای زندگی بنویسم، واقعاً باید ساعتها تایپ کنم. فقط میدانم از زنی دیپلمه، خانهدار، ترسان و بیاعتمادبهنفس، تبدیل شدهام به انسانی که تحصیلکرده است، شغل مورد علاقهاش را دارد، از پس مسائلش برمیآید، با خداوند رابطهای نزدیکتر و توحیدیتر دارد و هر روز در حال رشد است.