آگاهی های «قدم اول | دوره 12 قدم» در یک نگاه


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی های این فایل، مقدمه‌ای است برای بهره برداری آگاهانه از قدرت خلق درونی برای خلق شرایط دلخواه از مسیر هموار. زندگی به شیوه آگاهی های دوره ۱۲ قدم که هماهنگ با قانون تکامل طراحی شده است، قدم به قدم شما را در این مسیر هدایت می کند. طبق قانون فرکانس، تغییر باورها و به تناسب آن صعود به مدارهای بالاتر که کیفیت بالاتری از زندگی را دارد، یک مسیر موقت نیست، بلکه زندگی به شیوه قوانین بدون تغییر خداوند است؛ درست همانند نیازِ همیشگی بدن به آب و غذا، کانون توجه ما نیز برای حرکت در مدار خواسته ها، نیاز به تغذیه ورودی های هماهنگ با آن خواسته ها دارد.

طبق قانون ما در هر لحظه با کانون توجه و افکارمان در حال ارسال فرکانس به جهان هستیم. جهان نیز بدون وقفه در حال واکنش دادن به این فرکانس‌هاست. بنابراین، اگر لحظه‌ای از کنترل ورودی‌های ذهن غافل شویم و کنترل ورودی های ذهن را متوقف کنیم، علف‌های هرزِ باورهای محدودکننده دوباره رشد خواهند کرد چون ورودی های ناهماهنگ با خواسته ها، به سرعت ما را از مدار هم جهت با خواسته ها، خارج می کنند.

دوره ۱۲ قدم، بیش از آنکه یک دوره آموزشی باشد، تمرینِ طبیعی زندگی کردن است. طبیعی زندگی کردن برای ما یعنی ساختن باورهای قدرتمندکننده به کمک کنترل ذهن و کنترل کانون توجه؛ به این منظور که زمان بیشتری را در احساس بهتر بمانیم و سپس توسط آن باورها و احساس خوب، به سمت جریانی از خواسته‌ها و نعمت‌های بیشتر هدایت شویم. زیرا اگر بخواهیم اصل جهان را در یک جمله خلاصه کنیم، آن جمله این است: احساس خوب = اتفاقات خوب.

در واقع، مشکل ما نداشتن توانایی برای خلق خواسته‌هایمان نیست، بلکه مشکل این است که فراموش کرده‌ایم ما با توانایی خلق خواسته‌هایمان به وسیله فرکانس‌هایمان متولد شده‌ایم. مشکل اصلی ما باورهای محدودکننده‌ای است که در طی سال‌ها از خانواده، جامعه و فرهنگ در ذهنمان ساخته شده است. این برنامه آنقدر ما را از طبیعت خودمان (یعنی فردی که می‌تواند با ارسال فرکانسِ خواسته‌هایش، آن‌ها را خلق کند) دور کرده که:

نمی‌توانیم باور کنیم می‌شود از انجام همان کاری ثروت ساخت که به شدت عاشق انجامش هستیم. نمی‌توانیم باور کنیم که فقط با ساختن باورهای قدرتمندکننده‌ای که احساس ارزشمندی و عشق را در وجودمان بیدار می‌کند، می‌شود یک رابطه عاشقانه زیبا خلق کرد؛ بی آنکه نیازی به تغییر دیگران داشته باشیم یا برای راضی نگه داشتنشان بیهوده تلاش کنیم. نمی‌توانیم باور کنیم که می‌شود فقط با تغییر نگاه به تواناییِ جسم در ساختن سلول‌های سالم جدید، سلامتی را مجدداً به بدن برگرداند. نمی‌توانیم باور کنیم که می‌شود به وسیله لذت بردن از لحظه به لحظه زندگی، درهایی از نعمت‌ها و لذت‌های بیشتر را به زندگی گشود. در یک کلام، به خاطر باورهای محدودکننده‌ای که حتی حاصل تجربه خودمان نیست، بلکه حاصل تجربیات گذشتگان و اطرافیانمان است، طبیعی زندگی کردن و احاطه شدن با نعمت‌ها و راحت رسیدن به خواسته‌ها، برایمان بسیار دور از دسترس شده است.

آگاهی‌های تک‌تک بخش‌های هر قدم از دوره ۱۲ قدم، به ما کمک می‌کند تا دوباره به زندگی به شیوه طبیعی بازگردیم. بخش‌هایی مثل:

  • بخش تمرین ستاره قطبی، مهم‌ترین کار زندگی، یعنی جهت‌دهی به فرکانس‌ها در راستای خواسته‌ها را به ما می‌آموزد. تکرار این تمرین، آرام‌آرام مهارت کنترل ذهن را در ما می‌سازد تا بتوانیم از عهده نجواهای ذهن برآییم و آگاهانه در هر لحظه از ناخواسته‌ها روی برگردانیم و به خواسته‌ها توجه کنیم. زیرا در جهانی که اساس آن پاسخ به فرکانس‌های ماست، چه کاری می‌تواند مهم‌تر از ارسال فرکانس خواسته‌ها باشد؟!

  • بخش «چگونه فکر خدا را بخوانیم در قرآن»، اصل و اساس قوانین زندگی را از لابه‌لای پاسخ‌های خداوند به درخواست‌های پیامبر به ما نشان می‌دهد. همان اصلی که قرار بوده راهنمای ما باشد برای تجربه یک زندگی بهتر و لذت‌بخش‌تر، نه صرفاً جملات یا آدابی مقدس. این بخش به ما کمک می‌کند تا با درک اهمیت این اصل و اجرایش، ذهن و روحمان را به هماهنگی برسانیم، به بخش خداگونه‌مان وصل شویم و از این اتصال، در کسب‌وکارمان ثروت، در روابطمان عشق و در روح و جسممان آرامش و زیبایی بسازیم.

  • مأموریت بخش تمرین عملی هر قدم، ساختن باورهای قدرتمندکننده درباره ثروت، روابط، سلامتی و… است. این بخش به ما کمک می‌کند تا آگاهانه فرصت‌ها و نعمت‌های جدیدی را خلق کنیم که سال‌ها منتظر بودیم عاملی بیرون از خودمان آن‌ها را برایمان فراهم کند. زیرا قانون این است که فرصت‌های جدید، چیزی نیست جز بازتاب فرکانس‌های جدیدی که حاصل باورهای جدید ماست.

  • بخش تمرین تمرکز بر نکات مثبت که در هر جلسه طراحی شده، راهکاری عملی برای کم کردن و سپس حذف ترمزهایی است که مانع ورود نعمت‌ها به زندگی می‌شود. این بخش در حکم یک جهاد اکبر است تا آگاهانه برنامه‌ای را در ذهن تغییر دهیم که به جای تمرکز بر داشته‌ها، ناخودآگاه به سمت منفی‌ها و کمبودها می‌رود. هرچه این تمرین را به عنوان تنها اصل ورود نعمت‌ها جدی‌تر بگیریم، توانایی‌ ذهنمان برای بیرون کشیدن زیبایی از دل هر اتفاقی بیشتر می‌شود.

اگر به این مسیر هدایت شده‌ایم، اول از همه باید بدانیم که آماده دریافتِ آن چیزی شده‌ایم که درخواست کرده بودیم. ثانیاً یادمان باشد که این یک مسیر است و قرار است بدون عجله و قدم‌به‌قدم طی شود. بنابراین با ذهنی خالی از هر تعصب و تجربه قبلی، تک‌تک جملات این دوره را جدی می‌گیریم و با تعهد اجرا می‌کنیم. نتایج، از همان لحظات اولیه به شکل احساس خوب خودش را نشان می‌دهد. سپس مداومت ما در زندگی به شیوه دوره ۱۲ قدم ، آرام‌آرام نتایج ملموس‌تری را به شکل درآمدهای بیشتر، عشق بیشتر و سلامتی و آرامش بیشتر وارد زندگی‌مان می‌کند؛ نتایجی که آنقدر به ما انگیزه می‌دهد که دیگر نمی‌توانیم به شیوه زندگی قبلی‌مان بازگردیم.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

815 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «اندیشه افشین» در این صفحه: 2
  1. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3208 روز

    سلام استاد عزیزم

    امروز وقتی متوجه شدم که لایو دیشب را ذخیره نکردید ، گفتم تا فرصت هست دوباره برم ببینمش ، با دقت به صحبت های گرانبهای شما گوش کردم و نکته برداری کردم و خلاصه ش را نوشتم و الان خوشحالم که تونستم از این فرصت استفاده کنم ….. یک نکته بسیار جالب و مهم که تا حالا به این شکل از زبان شما نشنیده بودم این بود که ورودی های منفی ، اخبار بد یا پیامک طرف مقابل مبنی بر اتمام یک رابطه عاشقانه ، با افکار ما واقعی میشه ، یعنی ما میتونیم با افکارمون شرایط را عوض کنیم و آنچه بعد از خوندن یا شنیدن یک خبر بد ، در ذهن ما بصورت نگرانی و ناامیدی و ترس شکل میگیره ، میتونه به هر شکل دیگری در بیاد ؛ استاد من حاااااااااااااال کردم با این حرفت یعنی خدای من نمیدونی استاد امروز من چه چیزهایی را طور دیگری در ذهن خودم خلق کردم مثلا یک نفر که بمن بدهکار هست زنگ زد و گفت تا چند روز دیگه وجه را برام می ریزه ، من تو ذهنم گفتم الکی میگه چون بخاطر یه کار دیگه زنگ زده بود که مجبور شد حرف بدهیش هم بزنه بعد بلافاصله گفتم نه ، باید یه جور دیگه خلقش کنم ، یاد حرف شما افتادم استاد که تو لایو دیشب گفته بودید و خوشبختانه تمام این قسمت را نوشته بودم و گفتم نباید با تمرکز بر افکار منفی ، به آنچه شنیدم شکل منفی بدهم و لحظه ها را نابود کنم ، بااین فکر شروع به خلق اتفاقات طبق آنچه دوست دارم کردم ، تجسم کردم که اون فرد بزودی بمن مراجعه میکنه و بدهیش را پرداخت میکنه و بابت این تاخیر عذرخواهی میکنه و من با لبخند از این اتفاق خوشحال میشم ، استاد نمیدونی بااین تصور و تصویری که ساختم چقدر حالم خوب شد و از این به بعد سعی می کنم به همین شکل همه چیز را خلق کنم ، به این ترتیب از حرص و طمع ، از خشم و نفرت ، از کینه و اندوه رها میشیم و هر ورودیی میتونه آغاز خلق یک اتفاق خوب در ذهن ما بشه و احساسات خوب ، اتفاقات خوب را بوجود میارند …. یعنی بعد از دریافت هر ورودی منفی ، با تجسم ، عواقب مثبتی براش بسازیم و فکرمان را رهبری کنیم و به آن بال و پر بدهیم ، شکل بدهیم و بقول سهراب سپهری چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید … بعنوان مثال رابطه عاطفی مان را فارغ از هر پیامک جدایی ، اون طور که میخواهیم خلق کنیم …. چقدر این نگاه قشنگ است …. گفتید که نسبت به اخبار منفی ، واکنشگرا نباشیم …..شما گفتید کوچکترین حرکت در مسیر خواسته ها ، نتایج بزرگی را ایجاد میکند که قطعا منظور شما حرکت ذهنی است ، این جمله هم خیلی به دلم نشست ، فکر کنید آدم با یک ذره کنترل افکار و کمی تغییر در عکس العمل های ذهنیش ، میتونه نتایج بزرگی را در دنیای مادی رقم بزنه و به این ترتیب افکار تبدیل میشند به اجسام …. و جمله آخر شما در این رابطه این بود که کنترل افکار ، یک روند تکاملی ست یعنی اگر در این کار (کنترل افکار) موفق نبودی ناامید و نگران نشو ، تمرین به تکامل ما کمک می کنه…..

    استاد عزیزم میبینی چطور لایو شما را در قلبم ذخیره کردم ؟!!!؟

    با درک این نکات ، فصل جدیدی در ذهنم باز شد و طبق آنچه در دوره بی نظیر کشف قوانین زندگی گفتید ، جهان گلبرگ دیگری از گُل زندگیم را باز کرد …… استاد چقدر خوبه که تو هسسسسسستی …. خوش بحال هستی که تو توش هستی …..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 42 رای:
  2. -
    اندیشه افشین گفته:
    مدت عضویت: 3208 روز

    سلام استاد

    با کلیپ خوشگل پرنده ها و جوجه هاشون ، صبح جمعه مو غرق در شادی کردی ، بخصوص که چهره خودت و صدای خانم شایسته هم توش بود …. واقعا محیط زیبایی هست ، زمین و آسمان و هرچه هست زیباست … من دیشب تو ماشین نشسته بودم یهو دلم بهم گفت که به آسمون نگاه کنم ، ماه ، گرد و نورانی وسط آسمون ، یک عالمه ابر خاکستری ، آسمان شب بسیار زیبا بود و من تا در خونه داشتم به آسمون نگاه میکردم …..احساس کردم برای رسیدن به خواسته ها ، گاهی باید در ماشین نشست و چشم به آسمان دوخت …. در تایید احساس من ، شما این کلیپ زیبا را گذاشتید ….

    استاد من فعلا نتونستم در قدم دوم با شما همراه بشم چون هنوز تو قدم اول و در حال اجرای ایده هام هستم و چه اتفاقات عالیی که برام نیفتاده ، هم برای خودم هم برای همسرم …. من تصمیم گرفتم از شرکام که مثل پیله دورم را با افکار و باورهای غلط شون احاطه کرده بودند و از محیطی که محدودیت بسیاری در استفاده از اون داشتم و از جایی که بالای چهل سال قدمت ساختش بود ، از جایی که حتی نمی تونستم از تلفنش استفاده کنم ، جدا بشم و با لطف الهی و بیان این خواسته به خداوند که میخواهم به استقلال مکانی و زمانی برسم و تابع هیچ کس نباشم ، تونستم در عرض چند روز یک دفتر مستقل اجاره کنم ؛من ده سال بود که بخاطر ترس و نگرانی هایی که داشتم جرأت نمی کردم روی پاهای خودم بایستم و همیشه جایی میرفتم که دو سه نفر تو اجاره باهام سهیم بشند ، غافل از اینکه این شراکت از جهات دیگری منو محدود میکرد و به خودم و کسب و کارم آسیب میزد ولی با عمل به آموزه های قدم اول تمام ترس هام را کنار گذاشتم و خواهرم ، دست خداوند شد و بدون اینکه حتی من ازش درخواست کنم سرمایه ای در حد اجاره یک واحد مستقل و خرید وسایل لازم و تجهیزات در اختیارم گذاشت و من وقتی مشغول تهیه دفتر و جابجایی که حدود یک هفته طول کشید بودم در تمام لحظات نشانه های خداوند را می دیدم که به تمام کارهام سرعت میبخشید و ناممکن ها را برام ممکن و سختی ها را آسان میکرد …. من ده سال ترسیدم و یک لحظه نترسیدم و جهان به همان یک لحظه نترسیدن پاسخ داد و من از فضایی تنگ و تاریک که خودم ساخته بودمش و اسمش را محل کار گذاشته بودم ، رهایم ساخت …. در تمام این یک هفته این جمله استاد در مغزم تکرار میشد که جهان با انسان های شجاع همراه میشود و پاداش شجاعت آنها را میدهد … منی که از قبل از عید حتی یک مشتری تلفنی یا حضوری هم نداشتم ، بمحض اینکه قرارداد مکان جدید را امضا کردم و وقتی هنوز توی بنگاه بودم اولین مشتری بعد از اون همه مدت زنگ زد که از این نشانه گریه م گرفته بود ، خداوند با آدم حرف میزنه ، خداوند باهوش ترین و بادقت ترینه ، خداوند یک هوش جهانیه که دارای بینهایت قدرت و بینهایت کانال ، برای راه اندازی امور بنده هاشه و دیروز وقتی هنوز وسایلم را نچیده بودم اولین مشتری های من که یک زن و شوهر پزشک بودند و بسیار بسیار انسان های نازنینی هستند که در شهر ما به نام نیک شهرت دارند پا به دفتر من گذاشتند و اولین ویزیت من در جایی که همیشه از قرار گرفتن توش وحشت داشتم پرداخت شد ، به همین راحتی …. صاحب ملک ، آدم بسیار خوبیه ، باورهای عالی داره ، یک بساز بفروش باتقوا که افکارش از کلامش پیداست ، و اینها همش لطف خداست در پاسخ به آنچه که من ازش وحشت داشتم …. من در این فضای جدید و نوساز به حدی شاد و خوشحالم که دلم میخواد همیشه تو دفترم باشم ، فضایی که الهامات الهی سراغم میاند و من راحت روی خودم کار میکنم ، فضایی که من ساختمش …. استاد عزیزم بخدا گلوم از شوق عشقی که به تو دارم درد میکنه و نمیخوام این بغض شیرین را بشکنم …. من همیشه تسلیم آدم ها بودم ، اتاق های من پنجره نداشتند ، اما من دیروز پنجره دفترم را باز کردم و با خدا حرف زدم ، با تو که عظیم ترین دست خدا بودی برای من ، حرف زدم و سپاس گفتم …. میخواستم بعدا اینها را بگم و از نتایج بیشترم حرف بزنم اما این کلیپ زیبا راه را برای نوشتن فراهم کرد ….استاد عزیزم از اینکه فقیر بودی و به ثروت رسیدی و نقشه گنجت را بمن نشون دادی تا ابد سپاسگزارتم و بهترین ها را برات آرزو دارم ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: