آگاهی های «قدم اول | دوره 12 قدم» در یک نگاه


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی های این فایل، مقدمه‌ای است برای بهره برداری آگاهانه از قدرت خلق درونی برای خلق شرایط دلخواه از مسیر هموار. زندگی به شیوه آگاهی های دوره ۱۲ قدم که هماهنگ با قانون تکامل طراحی شده است، قدم به قدم شما را در این مسیر هدایت می کند. طبق قانون فرکانس، تغییر باورها و به تناسب آن صعود به مدارهای بالاتر که کیفیت بالاتری از زندگی را دارد، یک مسیر موقت نیست، بلکه زندگی به شیوه قوانین بدون تغییر خداوند است؛ درست همانند نیازِ همیشگی بدن به آب و غذا، کانون توجه ما نیز برای حرکت در مدار خواسته ها، نیاز به تغذیه ورودی های هماهنگ با آن خواسته ها دارد.

طبق قانون ما در هر لحظه با کانون توجه و افکارمان در حال ارسال فرکانس به جهان هستیم. جهان نیز بدون وقفه در حال واکنش دادن به این فرکانس‌هاست. بنابراین، اگر لحظه‌ای از کنترل ورودی‌های ذهن غافل شویم و کنترل ورودی های ذهن را متوقف کنیم، علف‌های هرزِ باورهای محدودکننده دوباره رشد خواهند کرد چون ورودی های ناهماهنگ با خواسته ها، به سرعت ما را از مدار هم جهت با خواسته ها، خارج می کنند.

دوره ۱۲ قدم، بیش از آنکه یک دوره آموزشی باشد، تمرینِ طبیعی زندگی کردن است. طبیعی زندگی کردن برای ما یعنی ساختن باورهای قدرتمندکننده به کمک کنترل ذهن و کنترل کانون توجه؛ به این منظور که زمان بیشتری را در احساس بهتر بمانیم و سپس توسط آن باورها و احساس خوب، به سمت جریانی از خواسته‌ها و نعمت‌های بیشتر هدایت شویم. زیرا اگر بخواهیم اصل جهان را در یک جمله خلاصه کنیم، آن جمله این است: احساس خوب = اتفاقات خوب.

در واقع، مشکل ما نداشتن توانایی برای خلق خواسته‌هایمان نیست، بلکه مشکل این است که فراموش کرده‌ایم ما با توانایی خلق خواسته‌هایمان به وسیله فرکانس‌هایمان متولد شده‌ایم. مشکل اصلی ما باورهای محدودکننده‌ای است که در طی سال‌ها از خانواده، جامعه و فرهنگ در ذهنمان ساخته شده است. این برنامه آنقدر ما را از طبیعت خودمان (یعنی فردی که می‌تواند با ارسال فرکانسِ خواسته‌هایش، آن‌ها را خلق کند) دور کرده که:

نمی‌توانیم باور کنیم می‌شود از انجام همان کاری ثروت ساخت که به شدت عاشق انجامش هستیم. نمی‌توانیم باور کنیم که فقط با ساختن باورهای قدرتمندکننده‌ای که احساس ارزشمندی و عشق را در وجودمان بیدار می‌کند، می‌شود یک رابطه عاشقانه زیبا خلق کرد؛ بی آنکه نیازی به تغییر دیگران داشته باشیم یا برای راضی نگه داشتنشان بیهوده تلاش کنیم. نمی‌توانیم باور کنیم که می‌شود فقط با تغییر نگاه به تواناییِ جسم در ساختن سلول‌های سالم جدید، سلامتی را مجدداً به بدن برگرداند. نمی‌توانیم باور کنیم که می‌شود به وسیله لذت بردن از لحظه به لحظه زندگی، درهایی از نعمت‌ها و لذت‌های بیشتر را به زندگی گشود. در یک کلام، به خاطر باورهای محدودکننده‌ای که حتی حاصل تجربه خودمان نیست، بلکه حاصل تجربیات گذشتگان و اطرافیانمان است، طبیعی زندگی کردن و احاطه شدن با نعمت‌ها و راحت رسیدن به خواسته‌ها، برایمان بسیار دور از دسترس شده است.

آگاهی‌های تک‌تک بخش‌های هر قدم از دوره ۱۲ قدم، به ما کمک می‌کند تا دوباره به زندگی به شیوه طبیعی بازگردیم. بخش‌هایی مثل:

  • بخش تمرین ستاره قطبی، مهم‌ترین کار زندگی، یعنی جهت‌دهی به فرکانس‌ها در راستای خواسته‌ها را به ما می‌آموزد. تکرار این تمرین، آرام‌آرام مهارت کنترل ذهن را در ما می‌سازد تا بتوانیم از عهده نجواهای ذهن برآییم و آگاهانه در هر لحظه از ناخواسته‌ها روی برگردانیم و به خواسته‌ها توجه کنیم. زیرا در جهانی که اساس آن پاسخ به فرکانس‌های ماست، چه کاری می‌تواند مهم‌تر از ارسال فرکانس خواسته‌ها باشد؟!

  • بخش «چگونه فکر خدا را بخوانیم در قرآن»، اصل و اساس قوانین زندگی را از لابه‌لای پاسخ‌های خداوند به درخواست‌های پیامبر به ما نشان می‌دهد. همان اصلی که قرار بوده راهنمای ما باشد برای تجربه یک زندگی بهتر و لذت‌بخش‌تر، نه صرفاً جملات یا آدابی مقدس. این بخش به ما کمک می‌کند تا با درک اهمیت این اصل و اجرایش، ذهن و روحمان را به هماهنگی برسانیم، به بخش خداگونه‌مان وصل شویم و از این اتصال، در کسب‌وکارمان ثروت، در روابطمان عشق و در روح و جسممان آرامش و زیبایی بسازیم.

  • مأموریت بخش تمرین عملی هر قدم، ساختن باورهای قدرتمندکننده درباره ثروت، روابط، سلامتی و… است. این بخش به ما کمک می‌کند تا آگاهانه فرصت‌ها و نعمت‌های جدیدی را خلق کنیم که سال‌ها منتظر بودیم عاملی بیرون از خودمان آن‌ها را برایمان فراهم کند. زیرا قانون این است که فرصت‌های جدید، چیزی نیست جز بازتاب فرکانس‌های جدیدی که حاصل باورهای جدید ماست.

  • بخش تمرین تمرکز بر نکات مثبت که در هر جلسه طراحی شده، راهکاری عملی برای کم کردن و سپس حذف ترمزهایی است که مانع ورود نعمت‌ها به زندگی می‌شود. این بخش در حکم یک جهاد اکبر است تا آگاهانه برنامه‌ای را در ذهن تغییر دهیم که به جای تمرکز بر داشته‌ها، ناخودآگاه به سمت منفی‌ها و کمبودها می‌رود. هرچه این تمرین را به عنوان تنها اصل ورود نعمت‌ها جدی‌تر بگیریم، توانایی‌ ذهنمان برای بیرون کشیدن زیبایی از دل هر اتفاقی بیشتر می‌شود.

اگر به این مسیر هدایت شده‌ایم، اول از همه باید بدانیم که آماده دریافتِ آن چیزی شده‌ایم که درخواست کرده بودیم. ثانیاً یادمان باشد که این یک مسیر است و قرار است بدون عجله و قدم‌به‌قدم طی شود. بنابراین با ذهنی خالی از هر تعصب و تجربه قبلی، تک‌تک جملات این دوره را جدی می‌گیریم و با تعهد اجرا می‌کنیم. نتایج، از همان لحظات اولیه به شکل احساس خوب خودش را نشان می‌دهد. سپس مداومت ما در زندگی به شیوه دوره ۱۲ قدم ، آرام‌آرام نتایج ملموس‌تری را به شکل درآمدهای بیشتر، عشق بیشتر و سلامتی و آرامش بیشتر وارد زندگی‌مان می‌کند؛ نتایجی که آنقدر به ما انگیزه می‌دهد که دیگر نمی‌توانیم به شیوه زندگی قبلی‌مان بازگردیم.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

815 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مریم درویشی» در این صفحه: 8
  1. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3115 روز

    ایمان دارم که اگر ادامه میدادم به زودی در یک یاز بهترین تیم های لیگ برتر فوتسال بازی میکردم _از روزهای اینده زبان اگلیسی رو به طور جدی و پیوسته آغاز میکنم و کسب و کار خودم راه می اندازم

    و قبل از اینکه به پیری برسم ثروت بینهایت در کسب و کارم دست پیدا میکنم چون این باور دارم که هر کسی که ثروتمند هست یعنی قدرت خداوند باور کرده

    من قدرت درخواست کردن و تخفیف گرفتنم خیلی عالیه _یعنی نفوذ پذیری بالایی دارم

    عاشق انجام کارهایی هستم که هنه از انجامش میترسن _من عاشق حل مسائلم و توانابی بسیار خوبی در حل مسائل دارن

    از حل سوالان استوکیومتری شیمی که بیشتر بچهاا ازش ترس دارن تا حل مسائلی که ادمای 40 و 50 ساله هم تا الان توشون موندن چون همه چیو اسون میگیرم ، نگاه من به جهان نگاه بسیار زیبایی هست و از کوچکترین نعمت های زندگیم بسیار لذت میبرم _

    من شخصیتی بسیار راحت دارم یعنی خیلی رک حرف میزنم و کارم انجام میدم همین ویژگی ام باعث شده اون کاری که فکر میکنم درست هست ذو انجام بدم نه چیزی که بقیه فکر میکنن درسته شخصیتی بسیار دوست داشتنی و با صداقت دارم و

    همواره توکلم به خداست

    و هرگز از خانواده و اطرافیانم هیچ توقعی برای براورده کردن خواسته هایم ندارم .

    بسیار مصمم هستم برای انجام هر کاری که باعث پیشرفت من بشه بسیار باکمالات و با وقار هستم و به رنگ های شاد علاقه زیادی دارم_همیشه برای خودم بیشترین ارزش قائل هستم ,

    سعی میکنم از بهترین ها استفاده کنم

    من از دست کسی ناراحت نمیشم و اگر هم بشم در مدت زمان خیلی کوتاه سعی میکنم که همون مریم با قلب بزرگ باشم

    من دست خط بسیار زیبایی دارم

    میتونم بدونم هیچ گونه خط کشی خیلی صاف روی برگه آچار یک متن با خطی زیبا بنویسم

    در درست کردن هنرهایی مثل اوریگامی استعداد قایل توجهی دارم_

    اوریگامی هنری ست که به وسیله کاعذ اشیایی 3 بعدی و 2بعدی میشه ساخت

    من هر روز موفقیت هایی کوچیک بدست میارم که همین موفقیت های کوچک انرژی زیادی در من ایجاد میکند و اعتماد به نفس بالایی نسبت به خودم دارم

    من هرگز هیچ نگرانی از بابت اینده ندارن چون میدانم خداوند همواره هدایتگر من هست .

    این بخشیی از شخصیت فوق العاده من هست

    امیدارم لذت برده باشیدد

    این تمرین حس خیلی خوبی در من ایجاد کرده

    یه حس خوب از جنس خدا و توحید

    خیلی خیلی خوشحالم

    که از پسش بر امدم

    صد درصد کارهای بزرگتر از اینم میتونم انجام بدم

    بعد از انجام این تمرین،به خودم یاد اوری کردم که اگر من تونستم از پسش بربیام تنها بخاطر تغییذ باورهام و مدام گوش دادن تمام فایلای استاد چه محصولات چه فایلهای رایگانش بوده

    و اینها یه قدرتی در من ایجاد کردند که بتونم این تمرین سربلند بیرون بیام

    خیلی خیلی دوسستون دارم

    همروووو

    تمام این دیدگاهم با عشق بود تنها بخاطر اینکا به بچهاا بگم شما هم،میتونید

    کافیه چشماتون ببندید و واردش بشین

    برای همگی زندگی توأم با ایمان و شجاعت ارزو میکنم

    بابای???????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3115 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه اهالی سایییییت دوست داشتنی گروه تحقیقاتی عباسمنش

    من دوره عزت تفس از خدا خواستم و بدون اینکه بدونم چطوری و چه طریقی بدست میرسه روی خودم کار میکردم

    اون زمان دوره راهنمایی عملی اونم به شکلی. راحت و فکرش نمیکردم

    وارد زندگیم شد

    اما میخوام از عزت نفس بگم

    من باز از جایی که فکرش نمیکردم با یکی از دستان خدا که از بچهای این سایت هست اشنا شدم

    و ارتباطمون سطحی بود

    و بعد تصمیم گرفتیم که باهم باشیم ، ما فیزیکی پیش هم نیستیم ولی فرکانسی همو خیلی لمس میکنیم ، حتی وقتی که چند روزی باهم حرف نزنیم ، و قرارمون این شد که توی مدار زندگی مشترک بشیم ، به همین واسطه بهشون الهام شد که دوره عزت نفس در اختیار من بزارن چون خودش اونو کار کرده بود ، و واقعا رابطه ما عین خانم و اقایی هست که باهم زندگی میکنند

    و من اصلا فکرش نمیکردم که این دوره رو از این طریق اونم راحت به دستم برسه

    چون در اون موقع در اوضاع مالی نبودم که بتونم تهیه کنم

    ولی دوره عزت نفس استاد همیشه یه حس عالی و فوق العاده ای بهش داشتم

    و خیلی خیلی دوستش دارم

    اما این دوره زمانی بدستم رسید که من. واقعا خیلی وقت بود نسبت بهش رها شده بودم

    من الان جلسه 6 هستم ،

    قبل از اینکا دوره اصلا بدستم برسه

    از تمرین اگهی چیزایی خونده بودم و یه چیزی درونم میگفت باید اینو حتما انجام بدم

    اون موقع که حرفای استاد از این اگهی و این،تمرین فهمیدم انجامش میدم

    من دیشب اگهی تبلیغاتی خودم نوشتم

    که ادامه این دیدگاه براتون میزارم

    و امروز صب با غلبه برنجواهای.ذهنم

    راهی شدم

    ساعت 9 امروز 5 شنبه 29 فروردین 98

    خواهرم کلاس 10 هست

    و امروز کلاس تقویتی زبان داشت

    و کلا توی مدرسه 2 کلاس بیشتر کلاس درس نداشتن

    من صب رفتم

    هوا ابری بود ، همش توی ماشین میگفتم امروز میخواد انگار بارون بزنه

    خواهرم گفت نه بارون نیست

    رفتم توی دفتر

    و از معاوت خواستم که براش این اگهی بخونم

    شروع کردم به خوندن

    و تا نصفش که گفت ببخشید من باید زنگ،بزنم

    تا اینجا که خوندی عالیییی نوشتییی متنت رو

    بعدش دو تا معلم اومدن و من ازشون خواستم که 10 دقیقه وقتشون به من بدن

    کلاس اول

    کلاس خواهرم بود

    دبیر زبانشون خیلیی مشتاق بود من اینکار انجام بدم و منو خیلی تشویق کرد

    و اخر کلاس نشست تا به حرفای من گوش بده

    (من وقتی صب بلند شدم واقعا زیاد استرس نداشتم ِبه خودم میگفتم من چرا استرس ندارم ???)

    بهم گفت وقتی خوندی

    اونوقت به ما از حسی که این کار انجام دادی بگوووو

    من شروع کردم به خوندن

    خوندم خوندممم

    خوندم

    و اخرش

    همه برام دست زدند

    و من گفتم الان که اینکار انجام دادم واقعا فهمیدم هیچ ترسی نداشت

    و یکی از بچهاا سوالاش شروع کرد به پرسیدن ، اینکه من خانوادم نمیزارن برم کلاس هنر

    و…

    من بهش گفتم ، منم خانوادم نظر دیگری داشتن

    ولی حتی اگر به جایی رسیدم که دیدم هیچ راهی نیست ادامه دادم

    و یه راه جدید میساختم برای خودم

    دبیر زبان اومد وسط گفت یه کار قشنگی که خانم درویشی انجام داد این بود

    که از ویژگی های مثبت خودش نوشته بود و چیزهایی که در اینده بدست میاره

    خیلییییییییییی عالیییییی بوووووووود

    و بازخورد خوبیی از بچهاا گرفتم

    و تشکر کردم و اومدم

    بیرون دیدم داره بارون میاد ، چه حس خوبی داشت

    و حس شکوفایی حس ترقی

    واقعا باید در موقعیتش قرار بگیریم تا بفهمیم چه حسی داره زنگ خورد

    رفتم کلاس دومی

    اینا یازدهمی بودن

    و تعدادشون زیاد

    و شروع کردم به خوندن

    و ادامه دادم

    یه جاهاییش دفتر رها کردم و خودم توضبح میدادم

    و اخرش برام دست زدن

    تازه شنیدم بهم گفتن خوشگله

    یکی دیگشون بود بهم گفت خیلی ازت خوشم امد

    و 3 نکته بهم یاد اوری کرد که برای انجام این اگهی رعایت کنم بهم کمک میکنه

    اماااااا

    امروز بعدظهر من دفترم برداشتم و همراه خواهرم رفتیم بازار قصدم این بود توی بستنی فروشی وسط شهر که خیلی خیلی شلوغِ

    این کار انجام بدم

    بهش میگن بستنی شهر

    خواهرم کارهاش انجام داد

    و ما اومدیم بستنی فروشی و رفتیم طبقه بالا ، قبلش یه سکوتی منو گرفته بود ، بخاطر این تصمیمی که میخواستم انجام بدم ِو توی راه خواهرم هرچی باهام درمورد اتفاقات مختلف حرف میزد من واقعا انگار گوش نمیدادم بهش

    و اصلا توی حال و فاز دیگه بودم، خواهرم اب هویج،سفارش داد

    و امدیم بالا اون اب هویج خورد

    من اهنگ مورد علاقم گذاشتم و جدیدا بعد از مدتها که دنبالش بودم پیداش کردم

    گذاشتم

    (اینم بگم توی راه رفتیم یه مغازه بدلیجاتی ، من دفترم جا گذاشنم ، خواهرم گفت ببین این نشونس که انجام ندی ، اخه خودش این تمرین ترس داشت و انگار کابوسش بود، چون من تجربه بچهاا از انجام این تمرین ، توی کانال خونده بودم

    چقد عالی بودن و برای خواهرم تعریف میکردم

    مخصوصا اون خانمی که توی فرودگاه این اگهی تبلیغاتی انجام داده بود ، و یه خانم که از پارک محل کارش شروع میکنه ، و اون اقایی که تصمیم میگیره 29 جای مختلف این تمرین انجام بده ، برگشتم و دفتر برداشتم و رفتیم )

    هنوز بستنی فروشی شلوغ نبود

    تصمیم گرفتم یکم چرخ بخوریم پر بشع و بعد انجامش بدم )

    قبل از پرانتز گفتم ، خواهرم اب هویج سفارش داد

    و گفت من میرم تو کارت انجام بده و زنگ بزن

    اون رفت و من برای اخرین بار اهنگ گوش دادم و انرژی گرفتم و رفتم پایین

    و از صاحب بستنی فروشی اجازه گرفتم

    و دم در بستنی فروشی صدا زدم ببخشید میشه 10 دقیقه وقتتون بزارین در خدمتم

    گفتم بفرما

    حالا بستنی فروشی پر بود از ادم

    و شروع کردم

    ..

    اشک توی چشام جمع شد ، میخواستم گریه کنم

    سعی میکردم خودم کنترل کنم

    و دستان خدا نزدیکم بودن

    یکیش گفت نفس عمیق بکش

    یکی دیگش گفت چیزی نیست انجامش بده

    و من شروع کردم

    و ادامه دادم

    دیگه کم کم برام مهم نبود

    که بقیه ایا به حرفام گوش میدن

    یا نه

    وقتی تموم کردن

    برام دست زدن البته اخرای اگهمیم ، بیشتر ادما روی صندلی بودن

    و گفتن موفققق باششششی

    اومدم بیرون

    یه خانم نزدیک 50 ساله بهم گفت افرین عزیزم

    کاش منم عین تو میبودم

    گفتم چرا نشه سرهنگ ساندر یه سرهنگ بازنشسته

    شروع کرد و دستور پختش رو ثبت کرد و تسلیم نشد و ادامه داد

    اون گفت دیگ نوه دار شدم

    و گفتم میتونی اگر بخوای

    گفتم اسم کوچیکت چیه گفت اقدسم

    گفت خوشبختم منم مریمم چه خانم زیبایی بود

    انگار که تمام ارزوهاش زنده شده بود با دیدن من

    این نشون میده با همین تمرین دست خدا شدم برای زنده کردن زندگی در دل ادمهاا

    و این شیرین ترین حسِ کخ میتونم تجربه کنم

    و بعدش دو تا دختر دیگا اومدن و ازم پرسیدن که الان مشغول چه کاری هستم و رشتم چی بوده

    ،

    اینا فکر کردن اولش من رشتم روانشناسی و این جور چیزاس ولی براشون توضیح دادم فقط برای این هست که پا روی ترسام بزارم

    و دست دادیم و خدافظی کردم

    خداروشکر میکنم بخاطر این که این قدرت دارم که پا روی ترسام بزارم

    من شجاعم

    من خودم شجاع میبینم

    من خودم انسان موفقی میبینم

    جالب این بود که خیلیا ازم پرسدن که این تمرین چیکار میکنه

    مخصوصا بچهاییی کلاس یازدهمی

    راستیی

    همین بچهاااا توی وسط خوندم گفتن اسم استادت چیههههههه

    من گفتم به سوالاتتون اخر اگهیم پاسخ میدم ???

    اخر اگهی گفتم که استاد عباسمنش

    بعد از انجام تمرین در بستنی فروشی ، رفتم و از صاحب بستنی فروشی تشکر کردم

    چقد خوش رو و خوش قلب بود ، حس مثبتی ازش میگرفتم

    به یکی از پسرایی که توی بستنی فروشی کار میکرو گفتم ،گوش دادی ، گفت از بس که دورم شلوغ و صدا بودم نتونستم

    بعدش خندیدم

    اسمش پرسیدم

    اینم یه مقاومت بود شکستم ، چون واقعا من توی ارتباط با جنس محالفم خیلی باورهای چرتی داشتم

    ولی اینبار خیلی راحت و اوکی بودم

    استاد

    از تمرین درخواست کردنتون توی جلسه 6 بگمممممم

    کهههههه ، که من پدر این تمرین دراورم ????? هرجا میرم از این فرصت استفاده میکنم

    توی خوردن توی تخیفیف گرفتن

    توی مسافرت توی فامیل. و غریبه و شهر

    و اگر بخوام بنویسم خیلیییی خیلیییی زیاد میشههههه

    واقعا

    این تمرین هم جز دسته تمرنیای جلسه دوم قانون افرینش بود که من اول اشناییم خریداری گرده بودم

    و عمل به این تمرین خیلی فرکانس منو برد بالا

    و میتونم بگم این تمرین خیلی وأثیر گذار بود در هم فرکانس شدنم با دوره راهنمای عملییی

    حالاااااا من مریم درویشییی یه رهبررر شجاع هستممممممممممممممم

    با افتخار تقدیم میکنم

    از آنجا که ایمان دارم در آینده نزدیک انسانی بسیار موفق میشوم از هر لحاظ و در سطح جهانیو بین المللی پیشرفت های چشمگیری دارم و به یکی از رهبران و زنان موفق تبدیل میشوم _ هر کاری که به من کمک کند تا بتوانم بر ترس های پوچ خودم غلبه کنم انجام میدهم (استاد من از من خواسته تا این تمرین در جمع های مختلف انجام بدم یک اگهی تبلیغاتی از خودم بنویسم. ودر موردخودم و توانمندی هایم صحبت کنم

    به نام خدا

    من مریم درویشی هستم 19 ساله ، من انسانی بسیار و به شدت مهربان هستم این مهربانی ام از روی قدرتمِ نه ضعفم_ من فردی بسیار خوش سلیقه و خوش رو و خوش پوش و خوش تیپ هستم و همیشا در لباس پوشیدنم تنوع بسیار زیبایی دیده میشه

    از لحظ چهره من 4 تا چاله گونه دارم که وقتی لبخند میزنم 2 تای پایین گود میره و وقتی میخندم در حد زیاد

    2 تا بالا گود میره

    ابروهای کمانی بسیار بسیار زیبایی دارن که کمتر در دختران هم سن و سال خودم دیدم این زیبایی خدادادی رو

    _

    بینی بسیار زیبایب دارن که وقتی توی آینه به خودم نگاه میکنم میگم چقد شبیه زنان قدرتمند جهان هستم _

    قدی بلند دارم که جز دختران قد بلند محسوب میشوم

    و ارز راهنمایی تا همین الانش خیلیا بهم گفتن خوش بحالت ، به خاطر قد بلندی که داری از لحاظ تناسب اندان واقعا عالی هستم به طوری که که چندین بار بهم پیشنهاد شده که مدلینگ بشم چون استعدادش دارم

    من چشمانی کشیده بسیار زیبا دارم که وقتی میخندم به قول خارجیا کیوت میشم (یعنی با مزه )

    از لحاظ شخصینی واقعا شکست ناپذیرم یعنی نا امید شدم اما دوباره امیدم بدست اوردم و حرکت کردم

    هرگز از تلاش برای رسیدن به خواسته هام دست برنمیدارم _جز اون دسته از ادمهایی هستم که اگر به جایی رسیدن که دیدن هیچ راهی برای پیشرفت نیست

    با شماجت و شجاعت اینقدر ادامه میدم که راهی جدید پیدا کنم .

    به این دسته از ادما میگن خودساخته یعنی منتظر نمیمونن که بقیه و مردم براشون تعیین تکلیف کنن خودشون مسئولیت زندیگشون قبول میکنند _

    و برای ترقب تلاش میکنند شاید هر از گاهی از مسیر خارج بشم ولی دوباره برمیگردم به خودم یاد اوری میکنم که همه چیز در دستان من هست نه عدملی بیرون از من

    شاید باورتون نشه ولی من این باور دارم که میتونم در همه رشته هاب ورزشی موفق بشم ِمن حتی با دیدن ورزش پینگ بنگ

    برای اولین بار که با میز پینگ پنگ روبرو شدم تونستم اون تجسمات رو توی واقعیت به نمایش بزارم _

    من همیشه دانش اموز زرنگی بوده ام _

    در طی دوران تحصیلی بالاترین نمرات در در سهای مختلف کسب کرده ام _

    مثل بالاترین نمره امتحان فیزیک ترن 1ثوم دبیرستان از میان تمام دانش اموزان سومی(ریاصی و تجربی) و همچنین موفقیت در شیمی

    وقتی برای اولین بار با درس شیمی روبرو شدم انگار یه زبون خارجی بود

    هیچی متوجه نمیشدم اما از یه جایی به بعد تصمیم گرفتم قوی بشم ادامه بدم اخر ترم اول زرنگتریت دانش اموز کلاس شدم و بالاترین نمره کلاس کسب کردم.

    من شخصیتی بسیار محترم دارم یعنی حتی اگر نظری مخالف خودم ببینم سعی میکنم

    به اون نظر احترام بزارم

    من شجاعت پا گذاشتن در دل تاریکی های شب دارم

    یعنی بارها بارها بر ترس های پوچم غلبه کرده ام وارد تاریکی شدع ام تا به خودن نشان دهم. این فقط ساخته تخیلات ذهن من هست

    من به شدت روحیه مستقلی دارم یعنی بیشتر از هر کسی و هر زنی که در اطرافم دیدم به شدت دوست دارم از لحاظ مالی _زندگی -عاطفی- به خودم و خدای خودم متکی باشم ,از راهنمایی به رویای ازادی و نستقل شدن در زندگی برای پیشرفت خودم تلاش کرده ام و میکنم و من چندین ماه در رشته فوتسال فعالیت داشتم و در ابن مدت گلهای زیادی زدم

    و موفقیت های بسباری در زمین بازی بدست اوردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3115 روز

    سلام به استاد خوبم

    دوستان بسیار خوبم

    و گروه تحقیقاتی عباس منش

    ارزوی داشتن احساس خوب و ارامش رو برای همگی شما دارم

    در تفکر با خودم بودم که گفتم بیام اینجا بنویسم هر انچه که برایم معنی پیدا کرد در ذهن

    از زمانی که من متوجه شدم کجا هستم و دارم با خودم چیکار میکنم و تصمیم خیلی جدی گرفتم

    خداوند درهای رحمت و هدایتش رو به روم باز کرد

    هر روز که میگذره الهاماتی دریافت میکنم

    حرفهایی که انگار خیلی بهشون نیاز دارم و داشتم

    من تا الان که در خلوت خودم بودم سه شاه کلید زندگیم پیدا کردم

    اول

    مسئولیت پذیری

    من با فایل لایو استاد فهمیدم که مسئولیت تغییر زندگیم قبول نکردم ، یعنی روز به روز که میگذره دارم بهونه های الکی میارم

    در صورتی که قبلا تمام بهانه ها رو رها میکردم

    و چون مسئولیت میپذیرفتم توی عمل واقعا عالی نشون میدادم ِتوی تصمیم گیزی

    معنای مسئولیت پذیری برای من دوباره زنده شد

    (توی همین اوضاع یاد جمله ی یک فروشنده افتادم

    اقای فروشنده مغازه ای گفت بهم من جای پدر و یا برادرت

    هر جا که رفتی مسئولیت کار خودت بپذیر

    حتی اگر قرار بر این بود که پولی نگیری

    ولی مسئولیت پذیر باش کارت انجام بده درست )

    مسئولیت پذیری یعنی تنها خودم پاسخگوی شرایط و اتفاقات زندگیم باشم ، نه پاسخگوی مردم ، پاسخگو به خودم به درون خودم

    به منِ وجودم

    به وجودی که مشتاقانه میخواد که پیشرفت کنه

    وجود من عاشق پیشرفته

    چون وجود من از خداست ، و خدا هم عاشق موفقیت من

    خیلی حس خوبی دارم ، یعنی نه این که بگم حس خوبم خیلیی در حد لالیگا عالیه

    نه چون میدونم باید به این تصمیمی که گرفتم ادامه بدم تا مرحله به مرحله احساسم بهتر بشه

    اما حس خوبم بیشتر بخاطر این هست که دارم خیلی واضح با چشمام راه احساس خوب میبینم

    دارم خیلی راحت تر از انچه فکرش میکنم پیداش میکنم

    چقد راهش داره برام اسون میشه

    دیشب انیمشین توربو دیدم

    اون،حلزون که عاشق حرکت و موفق شدنِ

    توربو وقتی موتورش روشنِ ، چشماش هم روشن هست

    و با چشاش تا که یه نور قوی داره میتونه تا فاصله چندین متر شایدم بیشتر ببینه

    این حس هم در من داره به وجود میاد دارم با چشام اروم اروم میبینم که دقیقا باید چطوری پیش برم و چکار کنم

    این همون هدایتِ ، که استاد گفتن موضوع خیلی مهمی هست

    حس اینکه با برداشتن موانع ذهنی میتونم خیلی خیلی خیلی خیلی زود پیشرفت کنم

    حس قشنگیِ

    واقعا منو خوشحال میکنه

    دومین مورد

    دلیل موفقیت

    این فایلهای اخری استاد واقعا انگار برای من بودن چون من یکی یکی مواتعم دارم شناسایی میکنم

    اینکه همیشه به خودم یاد اوری کنم که دلیل موفقیت هام دلیل جسارتام و شجاعتام

    دلیل زمانی که اقدام به عمل کردم و موفق شدم

    حتی زمانی که باز اقدام ولی موفقیت امیز نبوده

    همش باورِ

    دلیل موفقیت خیلی چیزا توی زندگیم ، از زمانی بوده که من این فایلها و اگاهی هایی که در این سایت میبینیم همه ، تغییر نوع فکر طرز فکر و ساختار زندگیم بوده

    وگرنه من که همون جسم دارم منظورم اینه همون مریمم هستم

    توی خانواده

    توی این محله

    با یه سری اتفاقات تکراری

    اما

    چطور میشه که از وقتی نوع نگاهم به جهان و همه ی اشیا نزدیگم تغییر میدم

    رفتار و برخورد و اتفاقات زندگیم به معنای واقعی دچار تحول میشه

    همه چیز اینجا مثل قبل برای اطرافیان من

    ولی بنوبت من که میرسه متفاوت میشه

    دلیلش جز این نیست که جور دیگه نسبت به بقیه فکر میکنم

    امروز ذهنم بسیار مشغول هست ، یعنی هرچی که از این سایت گوش میدم

    مثلا یه بار گوش میدم ساعت ها فکر میاد توی ذهنم

    که دوست دارم مدام بهشون فکر کنم

    همه ی اینا الهام بود از طرف خدا که من مسیرم بهتر بشناسم و پیدا کنم

    میگفتم اگر من مهارجرت کنم،به شهر دیگه هیچی تغببرنمیکنه نتایج زندگی من تغییر نمیکنه

    اگر پدر و مادرم عوض شن زندگی من تغییر نمیگنه

    اینکه خواهرم عوض شه اتاقم دکوراسیونش عوض شه

    محله عوض شه

    شهر عوض شه

    ٫٫٫

    نتایج زندگی من تغییرررر نمیکنه

    تا وقتی که خودم تغییر نکنم

    وقتی خودم تغییر کنم همه اینا تغییر میکنه

    پس فکر و مِکر مهارجرت و رفتن از این جایی که هستی به این امید که زندگیت تغییر کنه تماما افکار سمی هست که فقط نزاره تو حرکت کنی

    تو که داری میبینی که جهان در عرض ثانیه دارخ به افکارت پاسخ میده

    پس هیچ فرقی نمیکنه که توی این شهر باشم یا یه شهر دیگه که همه میگن بهترین شهره

    وقتی من اون شخصیت فوق العاده رو بسازم

    اصلا این کار جهانِ

    منو هدایت میکنه به بهترین محل ها

    چرا؟

    چون هم جنس با هم جنس کنار هم قرار میگیره

    اگر میخوام با انسانهای با عزت تفس باشم باید هم جنس بشم با اونها

    یعنی باید کار کنم روی خودم

    و ادامه بدم تا به سطح فرکانسی همچین ادما برسم

    همه دوست دارن محیطشون پر از ادمای شاد و موفق و ثروتمتد و با عزت نفس و اعتماد به تفس عالی باشن

    همه دوست داریم ، ولی

    هر کی که کار میکنه با عششق با انگیزه و با ایمان ادامه میده مزدش میگیره

    سومین مورد

    ادما نمیخوان تغییر کنند

    من اینو توی خودم دیدم ، یعنی یه مدتی انگار دوست داشنم نتایج زندگیم تغییر کنه هاا ولی حاضر نبودم خودم تغییر بدم یا حتی انرژی بیشتری براش بزارم

    تازه دارم درک میکنم تغییر فقط کار شجاعانِ

    کار ادمایی که ایمان دارن ، پشت این تغییرِ که همراه با ایمان هست کلی حرف نهفته س که حاصل ساختن باورهای خیلی قدرتمنده

    و چیزی که دارم درک میکنم اینه که وابستگی به هرچیزی و هرکسی سم بسیار خطرناکی هست که مانع از ایجاد احساس خوب و حرکت به سمت پیشرفت و توانمند شدن ما میشه

    استاد اگر شما خیلی توی زندگیتون موفق هستید توی همه ی جنبه ها ِو همیشه هم اینو به ما میگین که ازتون الگو بگیریم

    بخاطر اون باورهای توحیدی هست که ساختین و شما رو رها کرده که با حس عالی و ازادانه قله های موفقیت رو اروم اروم با تکامل فتح میکنید

    بخاطر همین از خدا خواستم توی همه ی جتبه های زندگیم منو به توحیدی ترین و راحت ترین مسیرهاا هدایت کنه

    توحیدی ترین روش زندگی

    خدارو به شدت شکر میکنم

    و به خودم یاد اوری میکنم مهم ترین وظیفه من توجه به نکات مثبت که نتیجش احساس خوب و در اخر رسیدن و وصل شدن به خداست

    دوستتون دارم

    (????)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3115 روز

    سلام سلام سلام سلام

    استاد دقیقه 32 فایل بودم که حرفای شما شنیدم درمورد اون نعمت هایی که با این سیل وارد زندگی میتونه بشه وقتی در مدار درست باشی

    خیلی ذوقم گرفت بیام از نشونه های این سیل بگم

    چون دنبال نشونه هاش گشتم

    تا دو گروه و دو نتیجه متفاوت با یک اتفاق یکسان پیدا کنم

    استاد از همین اخباری که من هیچ موقع نگاه نمیکردم

    همین چند شب پیش بود میخواستم،با مامان و اجیم برم بازار دم در پذیرایی بودم که بیام کفشام بپوشم یهو بابام اخبار گرفته ، فکر میکنید خبرشششششششششش چی بود

    طرف گفت توی این مشکلات و سیل ،اما اوضاع یه سری بهتر شده

    دقیقا حرفش همین معنی میداد اما کلمات و ادبیاتش دقیقا یادم نیست

    اقااا دریاچه ارومیههه که این همه سال درگیرش بودن روزی 2 سانتی متر پر میشه

    تصور کنید یه دریا چه که مساحتش بیشتر از 1000 متره

    روزی دو سانت پر بشه

    مساحتشششششش بیشتر شده

    اصلا موجودات توششش خودم دیدم کارشناسِ میگفت اینا اردیبهشت تخم ریزی میکردن

    ولی امسال خیلی زودتر از پارسال این تخم ریزی انجام دادن

    ارومیه که این همه سال درگیر پر شدن ابش بودن

    حالا در عرض چند روز پر شد

    نکته ش اینجاست که میگفتن بخشی از اب بخاطر اب شدن برفِ

    این شوال پیش اومدبرام مگه قبلا برفا اب نمیشده موقع گرمی

    پس چرا الان این همه ابش بیشتر شده

    این معنی نمیده ایا که هر روز نعمت های خدایا بر سرمون داره بیشتر میشه و این باورهای محدودمون نمیزاره بببینمش

    قانون میبینی این حرف من به مامانم زدم اینکه ارومیه اینطوری شده ولی اون انگار توجهش جلب نشد

    انگار همون موقع فراموش کرد حرفمووو

    نکته ی دیگه زمینهای خراسان شمالییی یعنی خبرش شنیدم

    جالبهاا اینم از اخبار شنیدم یعنی چیزی که باید ببنی و بشنوی میشنوی

    زمین هاییی خزاسان شمالی خیلی سیراب شدن و دیدم کشاورزِ داشت خداروشکررر میکرد

    و خبری هم توی عید از زبان شوهر خالم شنیدن که فقط توجه من جلب شد

    واقعا انگار بقیه نمیشنیدن

    اخه توی جمع گفت

    ولی همه توجهشون روی سیل بود

    اینکه واسه همین ابی به صورت سیل اومده ملییاردها باید هزینه میشد

    عددش یادم نیست ولی اگر اشتب نکنم 2000 هزار ملیارد بود

    عدد بالایی بود

    در مورد سیل توی خوزستان بگم دقیقا باورهای محدود باعث همچین اتفاقاتی به ظاهر بد شد

    یعنی این باور بود که چون اب کمِ از ترس اینکه اب کم نیاد سد ها خالی نکنیم

    اتفاقی هم که توی اهواز افتاد ، بنظرم یه تضادی بود که باعث پیشرفت این شهر میشه ِچون اهواز یه شهر با جمعیت بالاس و خیلی نیاز به رسیدگی داره اصلا همین اتفاق باعث میشه که چطوری مدیریت کنن شرایط رو

    و تاجایی که خبر دارم اوضاع خیلی بهتر شده اونجا

    تاالاب شادگان و هورالعظیم پر شده

    و خیلی از دریاچه ها و رودهاا که ما خبر نداریم

    اصلا اتفاق مثبت امسال این هست که زاینده رود باز کردن

    این خودش یه نشونه خیلی خوب از بیشتر شدن نعمتِ

    چون زاینده رود خیلی وقت بود ابی توش جریان نداشت

    این اتفاق درس زیادی داشت

    همیشه هرچی میشد خیلی اطرافم از اخبارش پر میشد از حرف ادما

    ولی این سری

    که این ماجرا پیش اومد واقعا خیلی کم به گوشم خورده

    این نشونه اینه که تغییر باورهام خیلی تأثیر گذار بوده توی کنترل وردی ها و نجواهام

    خیلی ذوق داشتم زود اینا رو تایپ کنم،به شما استاد و بقیه بچهاا بگم

    برم بقیه فایل ???????

    فعلا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3115 روز

    سلام به الهام عزیزم

    اومدم بهتتتت کلی تبریک بگمممم

    خیلیی خوشحالم کردیییییی

    حس اینو گرفتم که منم روزهای اینده میام از پیشرفت و موفقیت و سطح فوق العاده ای که رسیدم

    اینجا توی سایت. مینویسم

    واقعا انرژی فوق الهاده ای داشت موفقیتت

    من وه تداروشکر میکنم که نشانه های موفقیت رو بهم نشون میده که میتونم در سطح جهانی پیشرفت کنم و نفر اول باشم. توی حوزه کاری خودم

    تمام این تسلط تو بخاطر تکرار و تمرین وادامه دادنت بوده بدون شک

    این خیلی عالیه ، این یعنی منم میتونم ادامه بدم تا خوده موفقیت

    یعنی میتونم هرانچه میخوام بدست بیارم. حتی اگر بقیه بکن نمیشه

    اینجا توی سایت کلی از بچهاا رفتن به خارج کشور جوری داره میشه که توی ذهن منم داره این باور ساخته میشه که به همین راحتی بدون هیچ دردسری به هرجا که میخوام میتونم برم

    حس خوبم چندین برابر شد

    برات بهترین ارزوها دارم ، رفتی اونجا بترکون ، بهترین باش. ، من مطمئنم ادامه بدی خیلی به فراتر انچه که هستی میرسی ، واقعا مایه افتخاره ، خوشحال شدم در حد لالیگااااااا خوشحالیمم از جنس ارامشِ و امید و ایمان ، عین تو نبوده بپرم این ور اونور ??البته درکت میکنم چون واسه خودمم پیش اومده ،، ایشالا همگی این بپر بپر تجربه کنن

    دوستت دارم منتظر موفقیت هات هستم

    دوست خوبم?????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3115 روز

    سلام به زهرای عزیززز

    خیلیی خوشحال شدم از تبریکت

    منم برای تو ارزوی بهترینا دارم ، امیدوارم هر روز در این مسیر ایمانت شعله ور تر و ثابت قدمتر بشی

    منم خوشحال میشم خبرهای موفقیتت بشنوم و یا ببینم

    ????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3115 روز

    سلااممم به مهرداد عزیزم

    خیلی خیلی خوشحالم شدم اینکه بهممم تبریک گفتی ،دقیقا اون شور و حست رو توی متنت گرفتم

    خودمم به خودم افتخار میکنم ،چون دارم دست به کارهایی میزنم که هر کسی برای انجام دادنش نیاز به شجاعت و ایمان داره

    و من این شجاعت و ایمان رو توی این مدت که عضو سایت هستم بارها بارهاا در خودم دیدم ،

    و یه چیزایی توی قلبم هست که برای رسیدن بهش به خودم قول دادم که تا اخرین لحظه عمرم ادامه بدم ،

    میخوام به توام تبریک بگم ، ذهن موفقی داری چون از موفقیت یکی دیگه خوشحال شدی، واقعا این نیاز به تغییر باور و کنترل ذهن داره ،

    چون ما بارها شده با دیدن یکی دیگه به جای اینکه ازش الگو بگیریم و حرکت کنیم و موفق بشیم و خوشحال بشیم ،

    بهمون برخورده و ناراحت شدیم و حسرت و ای کاش گفتیم این نشونه ی اینه که تو در مسیر ساخت زندگی ایده الت هستی

    وقتی این تمرین انجام دادم

    و اومدم خونه ، گفتم تازه این اولشِ

    تازه شروع کار منِ .

    من برای اینکار توی کنترل ذهنش به لطف خدا موفق شدم .

    و الان ایمانم به این قانون و مسیر خیلی خیلی بیشتر شده که میخوام با تمام وجود ، جسم و روح و انرژی و انگیزم بزارم

    بازم سپاسگزارم از تبریکت

    من هم برای تو ارزوی ایمانی پولادین و احساسی بسیار خوب دارم

    سد شکن باش و سد ذهنیت بشکن و حرکت کن

    ????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: