آگاهی های «قدم اول | دوره 12 قدم» در یک نگاه
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این فایل، مقدمهای است برای بهره برداری آگاهانه از قدرت خلق درونی برای خلق شرایط دلخواه از مسیر هموار. زندگی به شیوه آگاهی های دوره ۱۲ قدم که هماهنگ با قانون تکامل طراحی شده است، قدم به قدم شما را در این مسیر هدایت می کند. طبق قانون فرکانس، تغییر باورها و به تناسب آن صعود به مدارهای بالاتر که کیفیت بالاتری از زندگی را دارد، یک مسیر موقت نیست، بلکه زندگی به شیوه قوانین بدون تغییر خداوند است؛ درست همانند نیازِ همیشگی بدن به آب و غذا، کانون توجه ما نیز برای حرکت در مدار خواسته ها، نیاز به تغذیه ورودی های هماهنگ با آن خواسته ها دارد.
طبق قانون ما در هر لحظه با کانون توجه و افکارمان در حال ارسال فرکانس به جهان هستیم. جهان نیز بدون وقفه در حال واکنش دادن به این فرکانسهاست. بنابراین، اگر لحظهای از کنترل ورودیهای ذهن غافل شویم و کنترل ورودی های ذهن را متوقف کنیم، علفهای هرزِ باورهای محدودکننده دوباره رشد خواهند کرد چون ورودی های ناهماهنگ با خواسته ها، به سرعت ما را از مدار هم جهت با خواسته ها، خارج می کنند.
دوره ۱۲ قدم، بیش از آنکه یک دوره آموزشی باشد، تمرینِ طبیعی زندگی کردن است. طبیعی زندگی کردن برای ما یعنی ساختن باورهای قدرتمندکننده به کمک کنترل ذهن و کنترل کانون توجه؛ به این منظور که زمان بیشتری را در احساس بهتر بمانیم و سپس توسط آن باورها و احساس خوب، به سمت جریانی از خواستهها و نعمتهای بیشتر هدایت شویم. زیرا اگر بخواهیم اصل جهان را در یک جمله خلاصه کنیم، آن جمله این است: احساس خوب = اتفاقات خوب.
در واقع، مشکل ما نداشتن توانایی برای خلق خواستههایمان نیست، بلکه مشکل این است که فراموش کردهایم ما با توانایی خلق خواستههایمان به وسیله فرکانسهایمان متولد شدهایم. مشکل اصلی ما باورهای محدودکنندهای است که در طی سالها از خانواده، جامعه و فرهنگ در ذهنمان ساخته شده است. این برنامه آنقدر ما را از طبیعت خودمان (یعنی فردی که میتواند با ارسال فرکانسِ خواستههایش، آنها را خلق کند) دور کرده که:
نمیتوانیم باور کنیم میشود از انجام همان کاری ثروت ساخت که به شدت عاشق انجامش هستیم. نمیتوانیم باور کنیم که فقط با ساختن باورهای قدرتمندکنندهای که احساس ارزشمندی و عشق را در وجودمان بیدار میکند، میشود یک رابطه عاشقانه زیبا خلق کرد؛ بی آنکه نیازی به تغییر دیگران داشته باشیم یا برای راضی نگه داشتنشان بیهوده تلاش کنیم. نمیتوانیم باور کنیم که میشود فقط با تغییر نگاه به تواناییِ جسم در ساختن سلولهای سالم جدید، سلامتی را مجدداً به بدن برگرداند. نمیتوانیم باور کنیم که میشود به وسیله لذت بردن از لحظه به لحظه زندگی، درهایی از نعمتها و لذتهای بیشتر را به زندگی گشود. در یک کلام، به خاطر باورهای محدودکنندهای که حتی حاصل تجربه خودمان نیست، بلکه حاصل تجربیات گذشتگان و اطرافیانمان است، طبیعی زندگی کردن و احاطه شدن با نعمتها و راحت رسیدن به خواستهها، برایمان بسیار دور از دسترس شده است.
آگاهیهای تکتک بخشهای هر قدم از دوره ۱۲ قدم، به ما کمک میکند تا دوباره به زندگی به شیوه طبیعی بازگردیم. بخشهایی مثل:
بخش تمرین ستاره قطبی، مهمترین کار زندگی، یعنی جهتدهی به فرکانسها در راستای خواستهها را به ما میآموزد. تکرار این تمرین، آرامآرام مهارت کنترل ذهن را در ما میسازد تا بتوانیم از عهده نجواهای ذهن برآییم و آگاهانه در هر لحظه از ناخواستهها روی برگردانیم و به خواستهها توجه کنیم. زیرا در جهانی که اساس آن پاسخ به فرکانسهای ماست، چه کاری میتواند مهمتر از ارسال فرکانس خواستهها باشد؟!
بخش «چگونه فکر خدا را بخوانیم در قرآن»، اصل و اساس قوانین زندگی را از لابهلای پاسخهای خداوند به درخواستهای پیامبر به ما نشان میدهد. همان اصلی که قرار بوده راهنمای ما باشد برای تجربه یک زندگی بهتر و لذتبخشتر، نه صرفاً جملات یا آدابی مقدس. این بخش به ما کمک میکند تا با درک اهمیت این اصل و اجرایش، ذهن و روحمان را به هماهنگی برسانیم، به بخش خداگونهمان وصل شویم و از این اتصال، در کسبوکارمان ثروت، در روابطمان عشق و در روح و جسممان آرامش و زیبایی بسازیم.
مأموریت بخش تمرین عملی هر قدم، ساختن باورهای قدرتمندکننده درباره ثروت، روابط، سلامتی و… است. این بخش به ما کمک میکند تا آگاهانه فرصتها و نعمتهای جدیدی را خلق کنیم که سالها منتظر بودیم عاملی بیرون از خودمان آنها را برایمان فراهم کند. زیرا قانون این است که فرصتهای جدید، چیزی نیست جز بازتاب فرکانسهای جدیدی که حاصل باورهای جدید ماست.
بخش تمرین تمرکز بر نکات مثبت که در هر جلسه طراحی شده، راهکاری عملی برای کم کردن و سپس حذف ترمزهایی است که مانع ورود نعمتها به زندگی میشود. این بخش در حکم یک جهاد اکبر است تا آگاهانه برنامهای را در ذهن تغییر دهیم که به جای تمرکز بر داشتهها، ناخودآگاه به سمت منفیها و کمبودها میرود. هرچه این تمرین را به عنوان تنها اصل ورود نعمتها جدیتر بگیریم، توانایی ذهنمان برای بیرون کشیدن زیبایی از دل هر اتفاقی بیشتر میشود.
اگر به این مسیر هدایت شدهایم، اول از همه باید بدانیم که آماده دریافتِ آن چیزی شدهایم که درخواست کرده بودیم. ثانیاً یادمان باشد که این یک مسیر است و قرار است بدون عجله و قدمبهقدم طی شود. بنابراین با ذهنی خالی از هر تعصب و تجربه قبلی، تکتک جملات این دوره را جدی میگیریم و با تعهد اجرا میکنیم. نتایج، از همان لحظات اولیه به شکل احساس خوب خودش را نشان میدهد. سپس مداومت ما در زندگی به شیوه دوره ۱۲ قدم ، آرامآرام نتایج ملموستری را به شکل درآمدهای بیشتر، عشق بیشتر و سلامتی و آرامش بیشتر وارد زندگیمان میکند؛ نتایجی که آنقدر به ما انگیزه میدهد که دیگر نمیتوانیم به شیوه زندگی قبلیمان بازگردیم.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل صوتی آگاهی های «قدم اول | دوره 12 قدم» در یک نگاه52MB57 دقیقه
- دانلود با کیفیت HD676MB57 دقیقه













استاد عزیزم، پدر مهربانم، سلام
از روزی که تو “دوره ۱۲ قدم” شرکت کردم، یه آدم دیگه ای شدم، وقتی منو خواهرم تصمیم گرفتیم این دوره رو تهیه کنیم، نشونه های زیادی دیده بودیم از جمله پولی که برای دوره اول تهیه کردیم و به طور معجزه آسایی تهیه شده بود و نشونه بزرگی بود برای ما که بتونیم قدم اول رو تهیه کنیم،
اواسط قدم اول بودیم که داشتیم با خواهرم راجب پولِ دوره دوم صحبت میکردیم که بهش میگفتم نگران نباشیم خدا پولشو جور میکنه و خودش پاکت میزنه میزاره کنار برامون، اگه قرار باشه تو دوره شرکت کنیم.
و به یک روز نکشید که یه دوستی که خیلی مذهبی هم هستن (ولی باورهای درست دارن و ثروتمند هم هستن و مثبت اندیش) به من پیام دادن و گفتن که هر سال، روز تولد حضرت علی وقتی دارن نماز میخونن اسم یه نفر تو دلشون میوفته که هدیه اون سال حضرت علی رو به اون فرد تقدیم کنن و اتفاقا امسال اون فرد من باید میبودم؟ و ایشون هدیه رو به من دادن و با هدیه ای که به خواهرم هم داده شده بود به همراه حقوق اون ماهشون که زودتر هم پرداخت شدددد تونستیم خیلی ساده و بدون زحمت و دردسر پول دوره دوم رو حتی قبل از اینکه دوره اول تموم بشه تهیه کنیم با کمک هم و این تازه یکی از معجزه هایی بود که من و خواهرم طی این دوره فوق العاده دیدیم…
ولی وقتی که وارد دوره شدم فکرشم نمیکردم قلبم بتونه انقدر لطیف و نرم و ابریشمی بشه استاد، فقط خدا دیده که من از روزی که دوره رو شروع کردم فقط اشک شوق ریختم، از دیدن زیبایی ها، از وجود خدا، از زندگی کردن در لحظه…
خیلی آگاهی بهم افزوده شد تو این مدت کمی که تو دوره شرکت کردم.
راستش من از سال ۹۵ تو این مسیرم ، ولی اوایل اصلا انگار یچیز دیگه میشنیدم، یجور دیگه به مسائل نگاه میکردم ولی الان ۴_۵ ماهه که یجور دیگه دارم زندگی میکنم، قبل از دوره فکر میکردم آدم توحیدیای شدم، مثبت اندیشم ولی این دوره واقعا من رو دیوانه کرد، بعضی چیزها رو آدم نمیتونه با کلمات توصیف کنه و حرف ها و جمله ها سر خم میکنن واقعا! ناتوانم از بیان احساسی که دارم
من با شنیدن صدای پرنده ها اشک میریزم، با دیدن بارون از این رو به اون رو میشم استاد، اشکام قابل کنترل نیستن و خودشون جاری میشن از شادی، از این احساس خوشبختی که میکنم…
تازه میفهمم شما چه حسی داشتین وقتی تو بندرعباس قدم میزدین و اشک میریختین…
خیلی خوشبختم واقعا، احساسی که هیچوقت نداشتم رو دارم تجربه میکنم و این بهترین دوره زندگیمه، واقعا حس میکنم با این حسی که درون من ایجاد شده دیگه به چیزی نیاز ندارم:) از وقتی تو این دوره شرکت کردم خیلی از دوستا و آشناهایی که تو مدار من نبودن و مناسب نبودن از میدان من خارج شدن و یه دایره مونده که من و خدا وسطشیم و باهم میرقصیم و داریم از تک تک لحظات لذت میبریم…خدا خودش محیط رو برای درک آگاهی های این دوره محیا میکنه، اگه پول میخوای واسه دوره، برات محیا میکنه، اگه آرامش میخوای، خونه رو خلوت میکنه، آدمای نامناسب رو دور میکنه، اگه امید میخوای، بهت امید میده و باهات حرف میزنه و از زمین و آسمون برات نشونه میفرسته و باهات حرف میزنه، جوری که حس میکنی تو این کره خاکی بزرگی که داری زندگی میکنی فقط تویی و عشقِ به خدای خودت که با چیزی عوضش نمیکنی.
استاد هنوز اول مسیریم، هنوز تازه جلسه دوم از قدم دوم رو شروع کردیم با هم ولی تغییرات برای من واقعا قابل لمسه:) این حسِ باز شدن قلبم مثل گلی زیبا رو با چیزی عوض نمیکنم…این اشکهای شوقی که این روزها میریزم و این لذتی که دارم میبرم از لحظات زندگیم. دارم طوری زندگی میکنم که اگه فردا هم بمیرم پشیمون نیستم چون تمام لذت رو دارم میبرم از تک تک چیزای زندگیم، و حداقل فهمیدم که به کجا امده ام، امدنم بهر چه بود، به کجا میروم آخر…:))
دیگه نگران نیستم…
فراموش کرده بودم که خدا اینجا هست تا تمام بارهای من رو به دوش بکشه و نیازی نیست من زجری بکشم و نگران چیزی باشم.
از اینکه در برابر مشکلات و تضادهایی که بر سر راهت قرار میگیرند خودت رو ببازی و نگران باشی، لذت میبری؟
من فرزند خدا هستم، پس کارهایی که باید انجام بشه رو در لیستش مینویسم و میسپارمش به خدا که انجامش بده.
بذارم خدا همون کسی باشه که به کارهام رسیدگی میکنه ولی تا زمانی که اون کار رو به طور کامل به خدا محول نکنم خدا نمیتونه کمکی به من بکنه پس نیازه که ایمان و اعتمادِ صد در صد داشته باشم.
باور کردم که خدا قادره هر کاری که بهش واگذار میکنم رو به راحتی انجام بده، در واقع پیش از اینها خدا بسیاری از کارهای منو انجام داده، بدون اونکه حتی من خبری ازش داشته باشم…
من اشرف مخلوقاتش هستم، پس باید به او اعتماد کنم، به محض اینکه خواسته هام رو به خدا محول کردم دیگه اونارو ازش پس نمیگیرم چون ایمان دارم خدا به تمامی نیازهای من رسیدگی میکنه.
خدا میخواد به من کمک کنه و تمام کاری که من باید انجام بدم، “درخواست کردنه”.
فقط کافیه رها و تسلیم باشم و بزارم خدا کار خودش رو انجام بده…
فراموش کردم اون چیزهایی که من رو ناراحت میکرد و نجواهای ذهنم رو سعی کردم کنترل کنم چون دیگه میدونم همه چیز تحت کنترل خدای منه.
نباید فراموش کنم که با خدا صحبت کنم، با خدا حرف میزنم چون خدا عاشق منه:) خدا عزیز ترین دوست منه..
خدا همواره از من مراقبت میکنه و نیازهای من رو براورده میکنه.فقط باید بهش اعتماد کنم
“هرچند که کارهای خدا بسیار زیاد تر و بزرگ تر از توست اما به نظر میرسد تو در انجام همین کار ساده هم مشکلِ زیادی داری،
اعتماد کردن، چقدر مشکل است؟”
دیگه به زمانبندی خدا ایمان دارم چرا که زمانبندی خدا بی عیب و نقصه.
استاد، این دوره زندگی منو تو همین مدت کوتاه از این رو به اون رو کرده، زیبایی هایی رو میبینم که قبلا خیلی ساده از کنارشون رد میشدم…
یه جایی خوندم چقدر قشنگ توضیح داده بود راجب زیبایی های خودمون و دنیا که خدا میخواد ما تو این عالم از همه چی استفاده کنیم، لذت همه چیو ببریم، میگه به آسمون نگاه کردی؟؟؟
إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِزِینَهٍ الْکَوَاکِبِ
ستاره ها رو دیدی؟ دریا رفتی؟ زیر آب رو رفتی ببینی؟ غواصی کردی؟ اونم برو ببینا، اونجا رو هم نگاه کن، یچیزایی خلق کردم عجایب! به همین شتره دقت کردی؟ دیدی دو تا پرده جلو چشمشه نمیزاره خاک بره تو چشمش؟ خدا همه خلقتو برای ما توضیح میده تا بهمون بفهمونه که لذتشو بردی؟
ولی حواسمون نیست و خیلی ساده از کنارشون رد شدیم، بهشون توجه نکردیم…
پیش از اینها کلا توی آینده، یا توی گذشته زندگی میکردم و جهنم رو داشتم تجربه میکردم، یا نگران تصمیمات اینده و ارزوهام بودم، یا احساس قربانی بودن داشتم برای اشتباهاتی که تو گذشته انجام داده بودم، خدای من شکرت که منو هدایت کردی و اینقدر هر روز آگاهی بهم اضافه میکنی، و چقدر خوشحالم این اگاهی هات رو دارم از دستِ زیبات استاد خوبم دریافت میکنم که هر روز دارم باهاشون، با شنیدن حرفاشون؛ دیدن تیشرتای قشنگشون، و زیبایی هاشون زندگی میکنم، حس میکنم بعد خدا و پدرم، پدر سومم شما هستید…
بارونو دیدی چجوری میباره رو زمین؟ برفو دیدی شکلش چقد تمیز و زیباست؟
خدا آسمون دنیا رو بخاطر ما زینت داده. ما چند میلیارد کهکشان و ستاره داریم؟ برای اینکه شب ما زیبا بشه ببین چه بساطی راه انداخته، بساط راه انداخته که شب ما رو رویایی کنه.
شب اینجوری، بعد کوه، دشت…
اینا عالم اصغره، عالم اکبرو میخوای ببینی؟ خودتو ببین!
جسمتم یه بخششه، زوایای جسمه که هنوز خیلی از چیزاشو کشف نکردی، حالا از روح خودت خبر داری؟ که اونو ترکونده…
این جهنم عجیب غریب که تو قران هست هم تو وجود خودمونه، اگه با خودت خوب نباشی و تو مسیر درست نباشی عالم اکبر رو به آتیش میکشی…
که چقدر قبل از این مسیر داشتم تو جهنمِ درونم میسوختم…
اینا همه به کنار خدا همهی اینارو رو خلق کرده که بهت بگه
خودمو دیدی؟ میدونی من کیم؟:)))
خود منو میشناسی؟ با خود من حال میکنی؟ اصل داستان خودمم، اینا که همه فرعیات بود، این بینهایتی که خلق کردم تازه فرعیات بود، اصل داستان خودمم، صاحب سفره خود منم، اینا که در مقابل من هیچه که بشر…
آن چه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد
در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را…
صاحب خونه به سفره مزه میده، تو تا وقتی خدا رو نشناسی از چیزایی که خلق کرده هم لذت نمیبری دیگه…
خدای ماست، فرمانروای ماست، رب ماست، از بهشت بالاتره…
کسیه که هر وقت بهش تکیه کردی هر وقت دست جلوش دراز کردی دستتو خالی برنگردوند، هر وقت از قانونش استفاده کردی لذت بردی از دنیاش، هر وقت بهش اعتماد کردی اعتمادتو بی جواب نزاشته، دیدی چقدر بزرگه؟
( تُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ وَتُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَتَرْزُقُ مَن تَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ ) آل عمران ۲۷
شب را در روز داخل می کنی، و روز را در شب داخل می کنی، و زنده را از مرده بیرون می آوری، و مرده را از زنده بیرون می آوری، و به هر کس بخواهی ( به هر کس از قوانینت استفاده کند (تَرزُقُ مَن تَشَاء) بی شمار روزی می دهی…
همه چی بستگی به ایمان تو داره، ایمان مثل آتیش میمونه، اگه ایمانت کم باشه و کوچیک، هر نسیمی میتونه خاموشش کنه، و اگه ایمانت بزرگ باشه و شعله ور، هر طوفانی بزرگترش میکنه…
مشکل تو ایمان ماست، نه تو سرنوشت ما…
چون زندگی زنده مرده بیرون میکند
نفس زنده سوی مرگی میتند
خدا، مرتب میخواد اون مردگی رو از ما دور کنه، و در نتیجه من ذهنی ما، حول محور نابودی میگرده، یعنی هر کاریکه میکنه، برای نابودی خودشه.
اجازه بدیم با فضا گشایی، خرد زندگی بریزه به وجودمون،، وبه ما نشون بده که نباید حسرت زندگی رو بکشیم، یابگیم زندگی من، چطوری میشود؟ خدایا من الان پنجاه سالم هست، ولی زندگی نکردم همه اش محروم بودم، همه اش دردکشیدم، پس آخرکی من به زندگی میرسم؟
من ذهنی به شما میگوید:وقتی شصت سالت شد، وآن خانه راخریدی، وبازنشسته شدی، و به مسافرت رفتی، زندگی شروع میشود ولی در اینده، تا ابد تا موقعیکه میمیری، درحسرت زندگی خواهی ماند،
رسیدن به خواسته ها خوشبختی نمیاره، اول باید بتونیم با همین چیزایی که دارین خوشبختی رو تجربه کنیم، خدا رو درونمون حس کنیم، بعد خواسته هامون رو برای رسیدن به خدا بخوایم و بیشتر بهش وصل بشیم و به طور طبیعی خدا به ما، به وجود ما اضافه میکنه، روح ما رو بزرگ میکنه، و نعمتهای زیادی وارد زندگیمون میشه…
به خدا اعتماد کن:)
هِله نُومید نباشی که تو را یار بِرانَد
گَرَت امروز بِرانَد نَه کِه فَردات بِخوانَد
دَر اگر بَر تو بِبَندَد مَرو وُ صَبر کُن آن جا
ز پَسِ صَبر تو را او به سَرِ صَدر نِشانَد
وَ اَگَر بَر تو بِبَندَد هَمه رَهها و گُذَرها
رَهِ پِنهان بِنَمایَد کِه کَس آن راه نَدانَد
استاد، هنوز اول مسیریم، هنوز ۱۰ قدم، شاید هم بیشتر مونده ولی خواستم بهتون بگم من یه بدهی داشتم و نمیتونستم پرداختش کنم، مثل باری به پشتم بود ولی وقتی اومدم تو این دوره شرکت کردم به لطف خدای مهربان پول رو تهیه کردم به طور معجزه اسایی و وقتی رفتم به اون شخص بدهیش رو بدم نمیدونم چرا و چطور!!! ولی اون شخص بدهیش رو به من بخشید در حالی که قادر به پرداختش بودم اون شخص به من گفت به عنوان عیدی از من قبولش کن، خدای من:) هر روز دارم هزاران معجزه ازت میبینم، عشقی که تو قلب مهربانم دارم رو مدیون خدای خودم هستم و شما استاد خوبم که باعث و بانی این جشن بزرگ شدید که تو قلب من و بقیه بچه ها به راه افتاده، هر روز زندگی شیرین تر میشه برام…
خوشبختی یک نوع نگاهه واقعا
استاد خیلی دوستون میدارم?عاشقتونم اصن بابایی قشنگم، کلی بغل و ماچ و انرژی از همینجا برای شما و خانوم شایسته عزیزم و میکی میفرستم…
شاد و سلامت باشید
???دیوونم کردین
کل صورتم خیس شده و نمیتونم اشکای ذوقم رو کنترل کنم
خیلی خوشحالم?خدایا شکرت?
این جوابی بود که دنبالش بودم برای امروز???نمیدونم چی بگم……
ممنون از اینکه به اشتراک گذاشتین. همین?
سلام خانوم زاهدی عزیز، دوست خوبم
خوشحالم که چیزی رو که یادتون رفته بود یادتون اومد، حتی اگه نیم درصد متنی که نوشتم تاثیرگذار بوده باشه برام خیلی ارزش داره
امیدوارم هرجای دنیا که هستید شاد و سالم و ثروتمند باشید??
سلام زهرا خانوم، دوست عزیز و مهربانم
مرسی از لطفتون و اینکه وقت گذاشتید و مطالعه کردید
خوشحالم که با دوستان ارزشمندی همچون شما در این مسیر الهی هستم و قدم برمیدارم.
هرجای دنیا که هستید شاد و سالم و ثروتمند باشید??
سلام خانوم پری پور،مرسی از کلام پر مهرتون خانومِ مهربان?خوشحالم که تونستم حسم رو به شما منتقل کنم عزیزدلم
انشالله هرجای دنیا که هستید شاد و سالم و ثروتمند باشید
دوستون دارم، خیلی زیاد??
سلام اقای مشایخی، دوست خوبم
مرسی از کلام پر مهرتون
انشالله هرجا که هستید در مسیر الهی و در صلح باشید???
سلام خانوم وکیلی، دوست عزیز و مهربان??
ممنونم از کلام پر مهرتون، تک تک جملاتتون لبخند شد بر لبانم
مرسی??
انشالله هرجا که هستید شاد و سالم و ثروتمند باشید?
سلام خانوم محمدی عزیزم، دوست ارزشمندم
ممنونم از تک تک کلمات پر مهرتون. من هم از خوندن نتایج شما واقعا لذت بردم و اشک ریختم…
خوشحالم که در این مسیر با هم هستیم دوست زیبا اندیش من
در پناه رب العالمین، شاد و سالم و ثروتمند باشید عزیزدلم????
سلام طیبهی عزیزم، خواهر مهربان، دوست خوبم، زیبا اندیش و زیباروی من
مرسی از محبتت و اینکه همیشه لطفت رو نثار من و بچه های این خانواده میکنی و چقدر تک تک کلمات پر از انرژی و زیبات به دل همه میشینه شکر جان
مرسی از اینکه وقت گذاشتی و خوندی، مرسی از اینکه در صلحی، مهربانی و شادی. خیلی دوسِت دارم، میدونی که???کلی بوس برای شما خواهر عزیزممم. تی جان قوربان بلامیسر??