تفاوت اعتماد به نفس و غرور

دسته بندی: توحید و هم‌جهت‌شدن با خداوند

5

سلام به همه دوستای خوبم

یه سوالی چند وقتیه ذهنم رو درگیر کرده
تفاوت دقیق بین اینکه توانایی های خودمونو ببینیم و تحسین کنیم
با اینکه دچار غرور بشیم در مقابل خداوند چیه؟

نکته ای که من درگیرشم اینه که تا میام توانایی هام رو به خودم یادآوری کنم یا به خودم بگم که قبلا چه کارهای خوبی تونستم انجام بدم سریعا احساس غرور میکنم
چون هم غرور پاشنه آشیلمه و هم کمبود اعتماد به نفس(عدم خودباوری نسبت به توانایی هام)

و هر بار که میخام بیام و توانایی هام رو مرور کنم دچار این ترمز میشم که نه من اینشکلی دچار غرور میشم
با اینکه سعی میکنم به خودم یاداوری کنم که این توانایی هارو خدا بهم داده
ولی هنوز که هنوزه یه احساس بد مخفی دارم که ترمزی شده برای خودباوری بیشتر

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
73
بهترین پاسخ

غرور دقیقا نقطه مقابل اعتماد به نفس هستش
اعتماد به نفس بنظر من چسبیده به عزت نفسه ولی وقتی فردی که به یه موضوعی در خودش می باله اگه عزت نفس رو ازش بگیری مغرور میشه.
میدونی میخوام چی بگم؟
اعتماد به نفس یعنی اینکه خودت رو باور داری ، آره بهتره اینجوری بگیم، وقتی تو از خودت مطمعن هستی و به خودت و یا توانایی هات باور داری اونموقع تو اعتماد به نفست میره بالا، مثلا تو مطمعنی که شناگره خوبی هستی، اونموقع اعتما به نفست بالاست و با توجه به اعتمادی که به توانایی هات داری میپره توی دریا و به راحتی شنا میکنی، این اعتماد به نفس از باور به توانایی ها به دست میاد، یا مثلا چون مطمعنی که زبان انگلیسیت عالیه و به توانایی خودت در صحبت کردن و درک مطلب و تلفظ درست جملات مطمعنی پس اعتماد به نغست هم بالاست و به راحتی میری و با افراد انگلیسی زبان به راحتی صحبت میکنی و با مصاحبه کاری میری، ولی غرور این نیست، غرور از جایی میاد که تو به خودت باور نداشتی و چون تونستی کاری انجام بدی که حتی خارج از باور خودته تو مغرور میشی.
غرور همونی بود که من 4 – 5 سال پیش داشتم، میدونی جریان چی بود؟
من 4 – 5 سال پیش که فروشم بلطف خدا عالی شده بود من اکثرا جنسها رو از داخل کارتنشون در نمیاوردم و همونجوری توی کارتن به مشتری میدادم و بهشون میگفتم خودتون ببرن توی خووه باز کنین و امتحانش کنین، اگه ایرادی داشت تا 24 ساعت یا دو روز برگردونین، و من همیشه به لطف خدا عالی فروش میکردم، من مغرور شده بودم و همیشه به دوستام میگفتم من جنس رو توی کارتنش به مشتری میفروشم و بازشم نمیکنم، چون این کار حتی برای خودمم غیرقابل باور بود، گذشت و من کتک این غرور رو خوردم، کار و کاسبیم یه جاهایی افت کرد و من بعد از خوردن سیلی از کارها و افکار خودم، متوجه شدم که این من نیستم که جنس رو به راحتی و داخل کارتنش دارم به خدا میفروشم این لطف خداست که مشتری های حرف گوش کن و مطیعی به سمت من هدایت میکنه و لطف خداست که مردم به من اعتماد میکنن و باعث فروش من میشن، من از غرور یا بهتره بگم من از خر غرور افتادم زمین و اینبار به توانایی خداوند در روزی رساندن به من تکیه کردم، وقتی من مشتری رو راه مینداختم که جنس رو باز نکرده و ندیده از من خریده و داره از مغازه ام خارج میشه، من به توانایی خودم مغرور نبودم من به لطف خداوند اعتماد داشتم و این باور عمیق و درونی من به لطف خداوند و رزاق بودن خداوند در من اعتمادی به وجود آورد که جنسش با غرور خیلی فرق داشت، اعتماد به نفس جنسش خیلی لطیف تر و عمیق تر از غرور هست، غروری که کاملا سطحی و نچسبه، حتی واسه خود آدم.
غرور یک تله است، تله ایی که تو میخوای به افراد بیشتری فخر بفروشی، میخوای به افرادی بیشتری مغرور بودن خودت رو نشون بدی، غرور یک حس پوشالی و سطحی از عدم باور به توانایی هاست.
اعتماد به نفس ، اعتماد به خداست، درک این مطلب که من پاره ایی از خداوند هستم و پشتم به خدا گرمه، دلم به توانایی های خدا گرمه.

موفق و پیروز باشید


0

سلام دوست خوبم

خودباوری:
یعنی ببینم چی بلدم، چی ازم برمیاد، به خودم بگم آفرین، تونستم ولی بدونم که خدا این توان رو داده و منم زحمت کشیدم

غرور:
وقتیه که فکر کنم از بقیه سرترم، یا همه‌چی از خودمه و خدا هیچ نقشی نداره
چیزی که تو داری، غرور نیست
این احساسی که تو داری بیشتر ترس از غرور نه غرور واقعی
چون آدم مغرور اصلابه این چیزا فکر نمی‌کنه
تو چون وجدان داری و مواظبی خراب نشی، هی وسواس می‌گیری که نکنه مغرور بشم
هرچی یادت میاد که تونستی انجام بدی
به نیت شکر بگو
نه اینکه داری به خودت پز میدی

هر وقت حس کردی یه لحظه ممکنه مغرور شی بگو:

خدایا، اینم از لطف تو بود

خودتو با کسی مقایسه نکن
از این به بعد فقط با دیروز خودت مقایسه کن

ماهم همین دیدگارو داشتیم به لطف خدا و اموزش های استاد قدم به قدم دیدگاهمون تغییرکرد


0

به نام خداوند یگانه
سلام عباس، امیدوارم روز خوبی داشته باشی

تفاوت بین غرور و خودباوری در اعمال و اعتقادات ما نهفته است. ما عادت دارم غرور رو به صورت منفی ببینیم و خودباوری رو به صورت مثبت، در حالی که غرور به خودی خود بد نیست، به عنوان مثال ما از موفقیت فرزندان مان یا تیم ورزشی مورد علاقه ی مان احساس غرور می‌کنیم که چیز بدی نیست و ربطی به خودباوری نداره. از طرفی اگر فکر کنیم بر طبق قانون‌ جذب، ما صد درصد مسؤل اتفاقاتی هستیم که برای ما می افتند، پس نیازی به خدا نداریم، خودمان خدای خودمان میشویم که این خودباوری برای یک مسلمان قابل پذیرش نیست.

قانون جذب تنها یکی از قوانین دوازده گانه کائنات است که در پایین می آورم، با این توضیح که با عجله ترجمه کردم چون به گوگل ترسلیت اعتماد ندارم ممکنه خیلی دقیق نباشه.

دوازده قانون جهان هستی

اول. قانون یگانه گوهر انگاری

قانون یگانه گوهر انگاری توضیح می‌دهد که هر کسی، هر موقعیتی، و هرچیزی در کل جهان با همدیگر در ارتباط هستند. افکار یا اعمال کسی دیگر ممکن است به شکلی روی شما تأثیر بگذارد و یا برعکس، افکار و اعمال شما روی آنها، حتی اگر شما آن شخص را اصلاً به هیچ شکلی نشناسید. این قانون می‌گوید تنها یک جریان انرژی و یک ذهن واحد وجود داره، پس همه ی آدم ها با هم متصل هستند.

دوم. قانون انرژی

از افکار گرفته تا آدم ها، همه چیز از انرژی درست شده، و معنی این قانون هم همینه. بعضی ها به قانون انرژی میگن قانون ارتعاش، و معنی آن این است که انرژی به شکل درجات فرکانسی بی‌شماری وجود دارد. انرژی و ارتعاشات دائماً در هال ارسال شدن به جهان هستی هستند، پس قانون انرژی داعماً در حرکت و پویایی است.

سوم. قانون عمل

بر طبق قانون عمل، شما باید به سمت خواسته هایتان قدم های عملی بردارید تا آنها را به دست بیاورید. یک مثال برای نشان دادن قانون عمل در حالت حرکت طبیعی آن این است که وقتی عصبانی هستید، در را محکم می بندید. شما در را محکم می‌کوبید تا عصبانیت خودتان را نشان بدهید. حتی اگر دلتان نخواهد عصبانی باشید، عمل شما یعنی محکم کوبیدن در باعث می شود شما آن را خواسته باشید چون با انجام عمل بر طبق آن احساس آن را واقعی می‌کنید.

چهارم. قانون شباهت

یک جمله ی معروف که از تخته های زمرد، مربوط به هرمتیسیزم، گرفته شده میگه، “آنچه بالا هست، پایین هم همان است” و معنایش این است که هرچیزی که در فکر شما اتفاق بیفته، در جهان بیرون هم تأثیر خواهد گذاشت. قانون شباهت ثابت میکنه شما به هر چیزی که در ضمیر خودآگاه و یا ناخودآگاه تان به آن فکر کنید، در دنیای واقعی هم همان کار را خواهید کرد.

پنجم. قانون علت و معلول

قانون علت و معلول می‌گوید هیچ چیز خود به خود اتفاق نمی افتد. هر چیزی به یک دلیلی در زندگی شما اتفاق می افتد. مهم نیست که شما میتوانید دلیلش را ببینید و بفهمید یا نه که چطور و یا چرا این اتفاق افتاده است. قانون علت و معلول می‌تواند به قانون کارما هم ربط داشته باشد.

ششم. قانون هرچه کنی به خود کنی

این قانون میگه تو نیکی میکن و در دجله انداز، که ایزد در بیابانت دهد باز. یعنی اگر به یک نفر که نمی شناسیم خوبی کنیم، روزی کسی که نمیشناسیم به ما خوبی خواهد کرد. این در واقع دنباله ی قانون پنجم است و با این فرق داره که به یک نفر خوبی کنی و از خودش خوبی بخواهی.

هفتم. قانون جذب

معروف ترین و شناخته شده ترین قانون از بین قوانین دوازده گانه است. از حرف هایی که میزنید گرفته تا باور هایتان، شما همی چیز را توسط انرژی جذب می‌کنید. شما حتی میتوانید افرادی رو که فرکانس انرژی مشابه شما دارند جذب کنید چون هرچیزی شبیه خودش رو جذب میکنه پس شما هرچیزی که در اطراف خود دارید خودتان جذب کرده اید.

هشتم. قانو تغییر داعمی انرژی

توضیح ساده ی این قانون این است که شما میتوانید زندگی خود را به هر شکلی که بخواهید تغییر بدهید. این مسوولیت خود شما است که زندگیتان را تغییر بدهید، و این انتخاب شما است که فرصت های زندگی رو قبول و یا رد کنید، انرژی همیشه در حالت حرکت است و این انتخاب خود شماست که همراه جریان آن حرکت کنید یا نه.

نهم. قانون نصبیت

این قانون میگه هر مشکلی در زندگی شما یک فرصت است که دید و جایگاه خودتون رو نصبت به زندگی عوض کنید و می‌تواند باعث پیشرفت شما شود. این مشکلات همینطور به ما یاد می‌دهند در مورد آدم ها و موقعیت ها زود قضاوت نکنیم و آنهارو خوب یا بد ندانیم. مثل زمانی که خودمون رو با دیگران مقایسه می‌کنیم. همه چیز در جهان هستی فقط بودن است و اصل مطلب این قانون همین است.

دهم. قانون قطبی بودن جهان

این قانون به ما میگه که هرچیزی در جهان ضد خودش رو هم داره. قانون قطبی بودن جهان به ما کمک میکنه تفاوت بین افکار منفی و مثبت رو متوجه بشویم و افکاری که دوست نداریم رو تبدیل به افکاری کنیم که دوست داریم.

یازدهم. قانون ریتم

هر چیزی در دنیا یک ریتم یا ضربآهنگی داره که با آن می‌نوازه. این ریتم ها به اشکال، دوره ها و غیره در زندگی ما تبدیل می‌شوند. قانون ریتم به ما میگه باید ساز زندگی خودمان را با ریتم کائنات کوک‌ کنیم تا با هماهنگی با انرژی جهان از آن استفاده کنیم.

دوازدهم. قانون جنسیت

قانون جنسیت به نظریه ی “ین-و-یانگ” مربوط میشه. و میگه انرژی مذکر و انرژی مانث در این جهان وجود داره. در مورد این آخری می‌توان چند هزار تا کتاب نوشت و باز هم درست متوجه نمیشویم. پس فعلا همین قدر کافی است.

ریشه های این قوانین دوازده گانه در کیبالیون “Kybalion” که در سال ۱۹۰۸ نوشته شد وجود داره، بعضی می‌ گویند این قوانین توسط “مانهاردیپ سینگ” برای اولین بار یکجا جمع شدند. بدون شک این قوانین از فلسفه ی هرمتیسیزم گرفته شده اند و من هرگز آن ها را به عنوان یک مسلمان قبول ندارم اما مهم ترین چیز این است که بدانیم این قوانین باهم و درکنار یکدیگر معنی دارند و نمیتوانیم یکی را انتخاب کنیم و بگوییم بقیه را نمیخواهم.


1

به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به تو ای دوست عزیز و توحیدی
در جلسه اول دوره عزت نفس استاد تفاوت عزت و اعتماد به نفس در مقابل غرور را اینگونه شرح می دهدکه عزت نفس یعنی من به بقیه احترام میگذارم بقیه را دوست دارم و احساس خودارزشمندی دارم اما غرور یعنی بقیه مهم نیست و من در رقابت با بقیه هستم و باید تو همه چی بهترین باشم تا خودم را به بقیه ثابت کنم درکل فردی که مغروره از درون پوچ هست و زود از جامعه ترک میشود


11

سلام دوست عزیز
وقتی توانایی ها و استعدادهای خودمونو به یاد میاریم، باعث میشه هم سپاسگزار نعمت های خداوند باشیم و هم اینکه به خودمون افتخار کنیم که بخودمون فرصت شکوفایی و حرکت به سمت موفقیت رو دادیم
غرور ویژگی ای هست که «جنس» فرکانسی منفی ای داره و براحتی میشه تشخیصش داد. نگاه بالا به پایین به جهان اطراف و یه جورایی خود برتر بینی بدون درک اینکه این استعدادها و توانایی ها رو خدا داده و ما فقط شکوفا کردیم. پس با احساس افتخار به خود و سپاسگزار بودن خیلی فرق داره
و اما باور مخرب شما…
با خودت راحت نیستی و بدلیل باورهایی که سالها اکثرمون درگیرش بودیم فکر میکنیم انسان باید متواضع و خاکی باشه و اگه «منم منم» کنه ینی خودخواه، مغرور و متکبر … که البته کاملا باور اشتباهیه
روی احساس لیاقت و عزت نفس باید بیشتر تمرکز بشه


4

سلام دوست عزیزم ،
فرق میون اعتماد به نفس با غرور همون تفاوت میان خیر و شره!
یکی ندای الهی و اون یکی نجوای شیطانه ،
اعتماد به نفس بوی قدرت و بوی قائم به ذات بودن میده درست مثل اوصاف الهی پروردگار و غرور همون نفس پلید شیطانیه که ابلیس رو با هزاران سال بندگی از بهشت بیرون کرد و از رحمت خدا دور کرد،
غرور بوی منیت میده و اعتماد به نفس بوی تواضع میده ،
دوست خوبم آدمی که از درون قدرت مند خودش رو و دارای توانایی هایی میبینه نیازی به ژست گرفتن های خود نمایانه نداره ولی کسی که از درون تُهی هستش برای پر کردن اون خلا درونی خودش میاد و از امکانات و موقعیت هایی که داره برای ایجاد یک هویت جعلی ولی ظاهرا توانمند استفاده میکنه .
کبر و غرور برعکس اعتماد به نفس بوی سرکشی و خود خواهی و ظلم میده و این جزو اشارات پر تکرار خداوند توی قرآن هستش تا به ما بفهمونه که کبر شیطانیه و اونقدر بد هستش که باعث اخراج و لعنت شدن ابلیس از درگاه خداوند شد.
با سپاس و آرزوی بهترین ها


2

سلام عباس عزیز
تو جلسات مذهبی،تو روایت‌هایی که شنیدیم از اونایی که باور داشتیم و…همه چی به این صورت بوده که همه اونها افتاده بودن،ایثارگر بودن،از خودشون میگذشتن،فقیر بودن،مظلوم بودن،سرشون رو بالا نمی‌آوردند و الی آخر
حالا من که اونهمه ورودی نادرست داشتم و در زمانهایی که چیزی برای ارائه داشتم هم رو سر خودم زدم و گفتم تو مغرور میشی یا شدی ،حق نداری تعریف از خودت کنی ،حق نداری خودت رو برتر بدونی و….
الان که یاد گرفتم تفکیک غرور و عزت نفس رو باز هم نمیتونیم تو عمل درست کنیم چرا چون رفته تو ناخودآگاه .
تا می‌خواهیم اون عزت نفس رو نشون بدیم اون ناخودآگاه میگه داری مغرور میشی.
عباس عزیز اگر قضیه شما هم همینه باید بیشتر و بیشتر روی عزت نفس و لیاقت کار کنیم تا غرور و عزت نفس رو یکی ندونیم.
تنها چیزی که من میتونم از غرور بهتون بگم اینه که به دیگران آسیب برسونیم.
آسیب به دیگران نلسون ولی خودت رو بالای بالا خلیفه الله بدون
سپاسگزارم از سوال خوبت


8

به نام خداوند مهربان و هدایتگر
سلام دوست عزیز
اعتماد بنفس یعنی من ارزشمندم بقیه هم ارزشمندن ، من به خودم احترام میذارم به بقیه هم احترام میذارم ولی غرور یعنی من از بقیه بهترم ، اینکه من فقط ارزشمندم و بقیه ارزشی ندارند ، نگاه از بالا به پایین به بقیه داشتن .


1

سلام
بعد از گفتن ، بگو : خدا را شکر .
به جز مواردی خاص مثل مصاحبه ، به دیگران نگو .
اعمالی مثل نماز و دعا ، کمک کننده است .


3

درود دوستان
بنظر من این سوال برمیگرده به اون باوری که ما خودمون رو از خداوند جدا میدونیم، یعنی انگار خداوند یچیزی بیرون از ماست که اگه ما این کارو کنیم بهش غرور ورزیدیم یا برعکس

خب همونطور که میدونیم اعتماد بنفس یعنی شناخت و باور به توانمندی هامون، شناخت و باور به قدرت های درونیمون و خب این توانمندی و قدرت درونی که میگیم چیه؟؟!!!
خب اینا همون خداست دیگه، اینا از طرف خداست دیگه،
شاید کسی بگه بابا اعتماد بنفس و عزت نفس بیشتر عوامل بیرونیه و اون احساس ارزشمندی و لیاقت هست که درونیه و به درون و خداوند نسبتش بدیم!!!!!!!!
بنظرم اینطور نیست، این اعتماد بنفسی که باعث میشه ما توانمندی هامون رو بشناسیم و در مسیرش بریم جلو از یک چیز درونی میاد، از یک باور درونی میاد، میخام بگم اون عوامل بیرونی هم که ما داریم ازش میگیم نتیجه کار کردن روی درونه و احساس لیاقت،

میخام بگم با این باور که ما سعی کنیم خودمون و خداوند رو چیزی جدا از هم ندونیم و همه چیزو به خداوند نسبت بدیم و هرچیزی در درون و بیرون رو تکه ای از خداوند بدونیم دیگه کمتر دچار این غرور میشیم، میدونی بعضی وقتا یچیزیو میخای بگی و قشنگ درکشم کردیا ولی نمیتونی بیاریش روی کاغذ یا حتی به زبون بیاریش، دقیقا توانایی که استاد عباسمنش داره و خیلی قشنگ و واضح میتونه اون چیزی که درونش میاد رو به زبون بیاره
البته که اینم نتیجه تکرار و تکامل هست دیگه

حالا همون باور بسیار بسیار مهم که واقعا توی بعد انسانی ما یکمی سخته باور قوی درموردش بسازی بنظر من جواب سوال شماست که سعی کنیم توی مسیر این باور قرار بگیریم که ما و خداوند و جهان هستی چیزی جدای از هم نیستیم و همه ما و همه موجودات تکه ای از این قدرت کلی هستند

بعنوان مثال شما یه اقیانوس رو درنظر بگیر،،،،

از بالای هواپیما که نگاه میکنیم یا مثلا روی نقشه که نگاه میکنیم میگیم این یک اقیانوس هست،، ولی وقتی بخایم با جزئیات بگیم و درونش دقیق تر بشیم این اقیانوس از بی نهایت قطره آب و هریک از قطرات از هیدروژن و اکسیژن های زیادی و این اقیانوس ما پر از انواع ماهی ها و گیاهان و آبزیان و کوسه ها و نهنگ ها و ….. که دوباره همه این موجودات دارای سلولهای زیاد و هرسلول دارای نوترون و الکترون و الی آخر….
حالا ما اون اولش گفتیم اقیانوس و تمام
بعدش جزءبه جزعش که خاستیم کنیم به بی نهایت تبدیل شد

هرسلول از این جهان هستی بی نهایت همون خداوندیه که ما داریم بصورت کلی بهش میگیم رب، یا خداوند یا جهان هستی

این صحبت رو میشه تا ساعتها نوشت ولی همین که ما هر چیزی رو بیرون از خداوند نبینیم و خودمون رو چیزی جدا از خداوند ندونیم یا حداقل سعی کنیم درمسیر این باور حرکت کنیم اوکیه و راستی زیاد به خودمون سخت نگیریم و روی چیزایی که حالا زیادم جالب نیست تمرکز نزاریم

امیدوارم مفید باشه برای خودم و جمع دوستان

عاشقتونم بی نهایت….


2

به نام خداوند یکتا، به نام خداوند هستی‌بخش، به نام خداوند رحمان و رحیم، به نام خدایی که رب‌العالمین است.

درود بر تو عباس جان، امیدوارم حالت خوب باشه و در این مسیر الهی با آرامش، درستی و آسانی رشد کنی.
سؤال خیلی خوبی پرسیدی. من معمولاً در پاسخ‌های عقل کل، به کسی که سؤال می‌پرسه تبریک می‌گم چون همین شناختی که نسبت به خودت پیدا کردی خودش یک موهبته الهی و جای سپاسگزاری داره.
باید سپاسگزار این درک باشی که خداوند بهت داده تا بفهمی کجا باید خودت رو اصلاح کنی.

موضوعی که گفتی، یعنی غرور و کمبود اعتمادبه‌نفس، از اون بحث‌هایی‌ه که اگر درست فهمیده بشه، می‌تونه مسیر رشد رو خیلی هموار کنه.
عباس جان، وقتی بخوای ساده بهش نگاه کنی، کل ماجرا برمی‌گرده به دیدگاه ذهنی تو نسبت به خودت.

تو یه کُد ذهنی مخرب داری که بهت می‌گه اگر توانایی‌هات رو به خودت یادآوری کنی، یعنی آدم مغروری هستی.
اما در واقعیت این‌طور نیست.
یادآوری توانایی‌ها نشانه‌ی غرور نیست؛ بلکه نشانه‌ی ایمان به خود و به خالقت هست.

پیشنهادم اینه: بنویس یا ضبط کن — یعنی برای خودت یه فایل صوتی بساز — که درش دلایلی رو بیان کنی که چرا یادآوری توانایی‌ها غرور نیست، بلکه نشانه‌ی باور به خودته.
و بعد، هر روز اون رو بخون یا گوش بده.

مثلاً بگو:
«اگر من عباس حیدری توانایی‌هام رو به خودم یادآوری می‌کنم، نه به خاطر غرور، بلکه برای اینه که خودم و خدای درونم رو باور کنم.»

هر چیزی که داریم، از لطف و رحمت خداونده.
حتی نفس کشیدن ما هم لطف خداست.
اگر من یا تو در کاری توانایی داریم، یا در رشته‌ای متخصص شدیم، این فقط به لطف خداونده.

اما غرور از جایی شروع می‌شه که آدم فکر کنه خودش منبع توانایی‌هاشه.
یعنی وقتی بگی: «من بودم که تونستم این کار رو بکنم»، اون موقع غرور وارد می‌شه.

من خودم از زندگیم مثال می‌زنم.
سایتی دارم در زمینه‌ی ساختمان، که به لطف خدا توی حوزه خودش جزو سایت‌های برتره.
یه مدتی احساس غرور کردم نسبت به موفقیت سایت. ته دلم این حس بود که «من این کار رو کردم»، «من هزینه دادم»، «من ساختمش».
در ظاهر هم خدا رو شکر می‌کردم، ولی در باطن، اعتبار موفقیت رو به خودم می‌دادم.

و دقیقاً همون‌جا خدا به من نشون داد که مسیر غرور سرازیریه.
احساس کردم دارم پایین می‌رم و نتایج افت کرده.
اما به لطف خدا، خیلی زود متوجه اشتباهم شدم و ازش عذر خواستم.
اون لحظه فهمیدم تمام اعتبار رشد و پیشرفت باید به خدا برگرده.

از همون روز تغییرات عجیبی شروع شد.
افراد مناسب وارد زندگیم شدن، ورودی‌های سایت بیشتر شد، و رزق و برکت دوباره برگشت.
اونجا بود که فهمیدم یادآوری توانایی‌ها یعنی سپاسگزاری از خدا، نه غرور نسبت به خود.

پس عباس جان، توانایی‌هات رو ببین و بابتش سپاسگزاری کن، اما بدون هر آنچه داری از خداونده.

ما هر کدوم در مسیر خاصی هدایت شدیم و در رشته‌ای خاص رشد کردیم، چون لطف خدا شامل حال‌مون شده.
تعهد و لطف خدا در کنار هم معجزه می‌سازن.
تعهد از ماست، لطف از خداست.

وقتی ورودی‌های ذهنت رو کنترل می‌کنی، یعنی متعهدی.
وقتی هر چیزی رو نمی‌شنوی یا نمی‌بینی، یعنی داری از خداوند محافظت می‌کنی از ذهن خودت.
اما همین توان کنترل هم باز لطف خداست.

در نهایت می‌خوام بهت بگم:
یادآوری توانایی‌هات، باعث باور بیشتر به خودت و خالقت می‌شه.
وقتی بدونی همه‌ی این توانایی‌ها از خداست، نه‌تنها مغرور نمی‌شی، بلکه ایمان و آرامشت بیشتر می‌شه.

و اون‌وقت رشد واقعی اتفاق می‌افته.
چون اون‌وقت باور داری خدا همیشه همراهت، عاشقت و پشتیبانته.

عاشقتم عباس جان ❤️
در پناه الله یکتا شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی.


2

به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم
وقتی که در مسیر درست قرار داری همانطور که داری روی خودت کاری میکنی در اوایل راه اینو بدون که نجواهای ذهن هم با تو همراهن و باید به اون نحواها گوش نکنی
استاد تو فایلهاشون میگن یه دفترچه کوچیک تهیه کنین و دستاوردها و توانایبهاتون و پیدا کردن ترمزهاتون و مهارت‌ها توت رو یادداشت کنین و هر هفته برین بخونین تا ذهنتون منطقی بشه و نجواهاش رو بتونین متوقف یا کند کنین
و این تمربن ایمانتون به خداوند رو بالا میبره
درسته توانایی و قدرت رو خداوند به ما داده اما ما تونستیم با کنترل ذهنمون این توانایی‌ها رو خلق کنیم
پس بنویس و بنویس و هرروز بهتر و بهتر میشی


3

سلام
غرور و عدم عزت نفس ؟؟!!!
من همیشه فکر میکردم که انسانی که مغروره حتما عزت نفس هم داره
چطور میشه معرور و خالی از عزت نفس باشیم
حقیقتا در مورد پاشنه آشیل غرور باید همیشه به خودتون یادآور بشید که من قطره ای از دریای خداوند هستم
من جزئی از کا هستم
بحدی این جمله رو تکرار کنید که باور کنید
مثلا من یک دست از بدن یه فرد هستم…منه دست به نیازمندی کمک کردم ….منه دست کار کردم و پولی بابتش دریافت کردم…
خب اون دست یه عضوی از بدنه…جدا که نیست که احساس غرور کنه که خودم رفتم کار کردم،خودم کمک نیازمند کردم
بلاخره بدن همراه و نگهبانش بوده
خداوند هم بمنزله ی همون بدن برای دسته
پس هروقت مغرور شدی یادآور شو من بنده خدا هستم و تمام کارهام تحت قدرت خداوند انجام پذیره
اما عزت نفس که خیلی جای کار داره و نمیشه توضیحش داد
اگه نکته ی طلایی بخوام از دوره عزت نفس بهتون بگم اینه که هر ترسی داری برو تو دلش
تو اگه دونه دونه ترسهات و واردش بشی …به ازای هر ترسی که از بین بره عزت نفس و خودباوریت بیشتر میشه
خودت و تواناییهات و باور کن
و اصلا فکر نکن که اگه خودم و باور داشته باشم حتما مغرورم
غرور یعنی من از همه بهترم
عزت نفس یعنی اینکه من خوبم
بدون اینکه خودت و با بقیه مقایسه کنی
موفق باشی


1

سلام دوست عزیز
ببینید همیشه انسان باید فروتن باشه یعنی اینکه درسته تو خوبی عالی هستی اما یادت باید باشه دست رو دست بسیار است
یعنی چی شما امسال ماهی ۳ میلیارد پول ساختی توی دنیا یه نفر هست که ماهی ۵۰ میلیارد میسازه
در همینجا اون احساس غروره خاموش میشه
منظورم نیست که داشته ها رو‌کوچیک بشماریم این برای ذهن بعضی ها جواب میده
وگرنه من نوعی میدونم که سپاسگذار بودن و فروتن بودن داشته های بیشتری میده
البته میدونید چیه نتایج مالی یا مهارتهات که افزایش پیدا کنه و‌ثبات دیگه کم کم ادم خودش فروتن میشه ،احساس غرور کمتری میکنه
صد در صد که مهم ب خود ادم برمیگرده
در کل هیچ‌کسی دوس نداره با ادم مغرور هم صحبت بشه ،
سلامت باشی


5

سلام من خیلی وقته دارم رو غرورم کار میکنم چون پاشنه اشیلمه و بنظرم پاشنه اشیل خیلی ازماست چون سبک تربیت تو ایران یا حدقل تو خانواده ی ما و اطرافیانم اینطوریه که پدر مادر بدلیل احساس بی ارزشی که دارن به بچه باج میدن و بچه مغرور و از خودراضی بارمیاد و به طبع اون ناسپاسه
بچها از بدو تولد غرور ندارن من بچهام دوسالشونه خودشون رو از کسی بالاتر نمیدونن و از کسی پایین تر نمیدونن با همه یه جور رفتار میکنن مثلا با یه ادم ثروتمند مثل یه ادمی که تو خیابون داره گدایی میکنه رفتار میکنن و این یعنی نه خودشون رو ازون پولداره کمتر میدونن نه خودشونو از اون گدا بالاتر میدونن
وقتی به توانایی هات فکر میکنی باید پس زمینه ذهنت باشه که اگر من این توانایی هارو دارم دلیل نمیشه از بقیه بهتر باشم و بالاتر باشم
اصلا غرور اون روی احساس بی ارزشیه اگر غرور زیادی داری روی احساس ارزشمندی درونیت کار کن چون اگر من که یه ماشین خوب سوار میشم تو خیابون وقتی یه ماشین مدل پایینو میبینم دچار غرور بشم وقتی یه ماشین مدل بالاتر از خودمم ببینم دچار حس بی ارزشی و سرافکندگی میشم درستش اینه احساس خوبم به اون ماشین اصلا وابسته نباشه و چه ماشین داغون سوار بشم یه اخرین مدل حالم خوش باشه چون حس خوبم از درون میجوشه یا در مثال شما چه اون توانایی رو داشته باشم چه نداشته باشم خالم خوش باشه و بخاطر توانایی هام خودمو دوست نداشته باشم و ارزشمندیم به اون ها وصل نباشه
اصلا تواضع یه بحث فوق العاده زیباییه که سبکت میکنه میشی مثل بچها اصلا احساس ارزشمندی از نظر من مساوی با تواضعه