راهکارقوی شدن ایمان وباور

دسته بندی: توحید و هم‌جهت‌شدن با خداوند

16

سلام دوستان،سپاسگزارم از دوستانی که لطف می کنن وراهنمایی میکنن ،خیلی دوست دارم فقط رو خداوند حساب کنم وبه خداوند توکل کنم،احساس میکنم ایمان وباورم ضعیفه همیشه به خودم یادآوری می کنم ولی نمی تونم،ممنون از راهنماییتون

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
109
بهترین پاسخ

سلام جناب مقیمی!
نمیدونم چرا!
اما یک احساس ارژشمندی،یک احساس آقا بودن،جنتلمن بودن بهتون دارم و حس کردم یک پرستیژ شخصیتی خاص و قوی دارین!
امیدوارم هرجا هستین حالتون خوب باشه!
ببینبد جناب مقیمی!
ایجاد ایمان به خداوند و تکیه کردن به قدرتش،با یاداوریه خالی ،جواب نمیده!
من بشخصه تو اکثر موارد خیلی اگاهانه نسبت به رفتارام تو این زمینه ،عمل میکنم!
خیلی از ماها،حساب کردن روی خداوند رو فقط فکر میکنیم باید تو شرایط خاص،
تو استخدام شدن،تو گرفتاری،تو درخواست و …اعمال کنیم!
در صورتی که اصلا اینجوری نیست!
ببینید!
یکی از مهمترین و سریع ترین راه های رسیدن به این جایگاه،اینه که حساب کردن روی دیگران و حساب کردن روی خودمون رو اگاهانه حذف و اصلاح کنیم!
میدونی چی میگم!؟
بزار یه مثال بزنم!
من نیم ساعت پیش آش اوردم سرکار،همه همکارا خوردن و یه مقدار اخر ظرف اضافه موند،من دلم میخواست اون اخر ظرف رو هم با قاشق،بخورم و اگه با قاشق میخوردم ،دیگه کسی نمیشد از اون بخوره ،چون دهنی میشد.
من تو ذهنم بود که این آش رو نخورم و بزارم برا یکی دیگه!
اما همون لحظه اگاهانه گفتم،من خودم وقتی الان دلم میخواد بخورم،چرا باید دیگران اولویت باشن!؟
و نوشه جونم کردم اون اش رو!
مبدونین نیت پشته این موضوع چی بود!؟
این بود که دیگران و مابقی همکارام مهم نیستن برام!
اینکه اگه طبق خواسته ی اونها رفتار نکنم مهم نیست!
اینکه رضایت داشته باشن ازم
یا ناراضی باشن مهم نیست!
چون اونها تاثیری روی زندگیه من ندارن!
و نکته اش کجاست!؟
به میزانی که شما بتونی اگاهانه،تو ذهنت و تو عملکردت دیگران رو از ذهنت حذف کنی،به همون مقدار روی قدرت خداوند حساب میکنی!
چون ذاااته انسان از ازل این بوده که هممیییشه به دنبال یک قدرتی بالاتر از خودش بود که بهش تکیه کنه!
و حالا ممکنه این قدرت پدر باشه،دوست باشه ،خودمون باشیم یا خدا!!
و به میزانی که اون قدرتی که باید بهش تکیه کنیم رو درست انتخاب کنیم،به همون میزان،ما هم از اون نیرو،انرژی میگیریم و احساس قدرت میکنیم!!
و!!!
نتیجه ی اون آش خوردنه من چی شد!؟
ربع ساعت بعدش من در حد دو دقیقه در مورد یه موضوع ساده ای صحبت کردم خیلیی عاادی!
بعد یکی از همکارام به اون یکی همکارم گفت:
اصصلا این ابراهیم نوع کلامش،نوع حرف زدنش،ادبش کللاا با هممممه ی ماها فرق میکنه!
نگاش کن چققدر تمیز و شسته رفته و مودب حرف میزنه!
این با هممون متفاوته حرف زدنش!!
چرا باید همکارم این حرف رو بزنه!؟
چون من ربع ساعت پیش،قدرت رو و مهم بودنه رضایت اون همکارم رو از ذهنم حذف کردم،و جهان از زبانه یکی دیگه از همکارام منو تحسین کرد!
چرا!؟
چون اون قدرتی که باید اعتبار رو بهش بدم رو اون خدا رو درست انتخاب کردم!
این یک موضوع!
اما اگه بخوایم یک پله فرا تر بریم!!!
اگه بخوایم تو یک جایگاهه دیگه ای زندگی کنیم و در یک فضایی ،ورای این موضوع ،به خداوند ایمان بیاریم و به خداوند توکل کنیم،باید احساس قدرت ،احساس توانایی برای کوچکترین کار هارو هم از خودمون بگیریم!!
یعنی احساس ناتوانی و احساس نیاز مطلق به خداوند و یک قدرت مطلق!
چجوری به این نگاه و جایگاه بسسییار خاص و توحیدی برسیم!؟
با برسی و مقایسه علم،قدرت و اگاهی خودمون و خداوند!
جناب مقیمی!
من دیروز یک بچه ی سه چهار ساله ،که وزن خیلی کمی داشت رو جلوی مادرش بغل کردم و تو پارکینگ اپارتمانمون مینداختمش بالا و دوباره بغلش میکردم!
میدونید دیگه!
پارکینگ اپارتمان سقفش کوتاهه!
حدودا 2/80
قد من 1/80هست
من دو بار بچه رو مینداختمش بالا و بغلش میکردم ،خوده بچه هم کللییی میخندید و ذوووق میکرد!
بار سوم انداختمش بالا اومدم بغلش کنم نمییییدونمممم چیی شد ییهو بچه تعادلش از دستم خارج شد تمامه قدش روی یک سمت رفت و اومدم که درست بگیرمش رفتم اونور تر و گرفتمش و چرخیدم یه سمته دیگه که نیوفته و وقتی تو دستام گرفتمش چرخیدم که کامل بگیرمش و تو همون چرخش ،کله اش به فاصله ی دو وجبی ستونه سرامیکی رد شد!
یعنی اگه پشت سرش میخورد به اون ستون فقط خدا میدونه چی میشد!!!
من ،32سالم هست و انسان بسیار اگاه و عاقلی هستم!و فکر نکنین دیونه بازی در اوردم!
من فقط به اندازه ی یک متر ،یعنی اندازه ی زانو تا مچ پاتون بچه رو مینداختم بالا!
اما وااقعا نزدیک بود یک اتفاق بسیار بد بیوفته!
و این نشون دهنده ی ضعف من در اون چیزیه که فکر میکنم مطمئنم کنترل کنم!
مطمئنم قدرتش رو دارم که انجامش بدم!!
و هرررچقدرر ما با مرور این اتفاقات بتونیم به عدم اگاهیه خودمون
عدم قدرت خودمون پی ببریم ،به همون مقدار به خداوند توکل میکنیم!
یکی از مهمترین دلایل عدم توکل و ایمان ما به خداوند،عدم شناخت خداونده!
و ما فکر میکنیم که خواسته هایی که داریم تو زندگیمون،حاصله اگاهی و قدرت خودمونه!
در صورتی که اگه ریز بشیم تو اون موارد،رد پای خداوند رو در تماامیه موارد میبینیم!
به قوله شاعر میگه که:
برگ درختان سبز ، در نظر هوشیار
هر ورقش دفتریست ، معرفت کردگار



5

5 ماه پیش

سلام بر ابراهیم عزیز، دیدگاهتون برام جالب بود، فقط یه نکته، همون اندازه که نباید دیگران برامون اهمیت داشته باشن از جهت نگاه توحیدی و نه نگاه الهی (سیر من الحق الی الخلق)، باید از اسارت منیت هم رها شد و خود پسندی رو هم شکست و از اسارت ایگو یا همون منی که منبع شهوت و لذت های مادیه گذر کرد، و یگانه هدف رو رضایت حق قرار داد، این همون شح نفسه که قرآن هم بهش تاکید داره..این که ما اگر میبخشیم برای حق باشه و اگر مینوشیم هم برای حق باشه، لذا داریم که از آنچه دوست دارید ببخشید نه آنچه نیاز دارید که همون حکایت افسار اسب و دله، باز هم از نکات ارزشمندتون سپاسگذارم

سلام برادر عزیز،خیلی خیلی سپاسگزارم که وقت گذاشتین وچقدر زیبا وبا حوصله پاسخ دادین ،من عزیز دردونه خداوندم که به این سایت هدایت شدم ،خدایا شکرت، ممنون بابت حس زیبات نسبت به من ،الله یکتا پشت وپناهت


5 ماه پیش

سلام نمیدونم اقا ابراهیم خودت حواست بود چه نکات مهمی رو اینجا گفتی!؟ خداروشکر من تو مدارش بودم که درصدی ازون رو متوجه بشم و ان قسمتهای مهم رو‌کپی کردم برای خودم که دوباره بخونم.

دیروز به کمک فایل جلسه ۱۲ دوره هم جهت با جریان خداوند یه کنترل ذهن تونستم انجام بدم وگرنه از صبح بخاطر یه جواب همسرم، حسابی حالم بهم میریخت و امروز جوابش رو‌گرفتم، در ان مورد که نگران شدم ، و بعد تمرکزم رو نه کامل تاحدی تونستم بردارم ، یه خبر خوب شنیدم. و خوشحال شدم

این نکته ریزی که گفتی تو زندگیم دیدم مثلا تو درس خوندن یا زبان خوندن، جدیدا وقتی احساس عجز میکنم یا گیجی، میگم خدایا من نمیدونم تو هدایتم کن که کارم براحتی بره جلو، هنوز راه زیادی مونده ، اما خوشحالم از برداشتن این قدمهای کوچک. من میبینم که نسبت به دوستام چقدر حالم بهتره. هدفمند هستم و قطعا پاداشها در راهند.

از تمرینهای احساس لیاقت شما هرروز چیزای جدید یاد میگیرم بدون داشتن این دوره

اینم خلاصه متن شما که البت برای خودم نوشتم .

یکی از مهمترین و سریع ترین راه های رسیدن به این جایگاه،اینه که حساب کردن روی دیگران و حساب کردن روی خودمون رو اگاهانه حذف و اصلاح کنیم!

اما اگه بخوایم یک پله فرا تر بریم!!!

اگه بخوایم تو یک جایگاهه دیگه ای زندگی کنیم و در یک فضایی ،ورای این موضوع ،به خداوند ایمان بیاریم و به خداوند توکل کنیم،باید احساس قدرت ،احساس توانایی برای کوچکترین کار هارو هم از خودمون بگیریم!!

یعنی احساس ناتوانی و احساس نیاز مطلق به خداوند و یک قدرت مطلق!

چجوری به این نگاه و جایگاه بسسییار خاص و توحیدی برسیم!؟

با برسی و مقایسه علم،قدرت و اگاهی خودمون و خداوند!

و هرررچقدرر ما با مرور این اتفاقات بتونیم به عدم اگاهیه خودمون

عدم قدرت خودمون پی ببریم ،به همون مقدار به خداوند توکل میکنیم!

یکی از مهمترین دلایل عدم توکل و ایمان ما به خداوند،عدم شناخت خداونده!

و ما فکر میکنیم که خواسته هایی که داریم تو زندگیمون،حاصله اگاهی و قدرت خودمونه!

در صورتی که اگه ریز بشیم تو اون موارد،رد پای خداوند رو در تماامیه موارد میبینیم!

درود بر شما ابراهیم جان.

عرض ادب و احترام.

واقعا نمیدونم چجور سپاسگزار خداوند باشم. چقدر زیبا پاسخ دادید و واقعا تحسین میکنم.

در ابتدا از شما تشکر میکنم که زمانی را اختصاص دادید و اینقدر زیبا شرح دادید.

و بعد از خدای یکتا سپاسگزاری می‌کنم که مرا هدایت کرد به این پاسخ شما.

چقدر عالی پاسخ دادید.

موضوع اعتماد کردن ما به خداوند واقعا موضوعی است که هر بار در درون ما نهادینه تر بشود، نتایج ما بهتر، قوی تر، بزرگتر و در کل مثبت تر می شود.

و از طرفی، هر بار مغرور شویم، نتایج بر عکس میشه.

دقیقا یاد روزی افتادم که میخواستم یک کاری بگیرم، همین جور بلا سرم می اومد.

و وقتی یکم فکر کردم چرا هر چی تلاش میکنم، در یک روز اون اتفاق خاص نمی افته ؟

خداوند به من پاسخ داد که اعتبار هر چیزی بهش رسیدی ، از من هست. نه خودت. مغرور شدی بنابراین با یک چشمه میخواستم بهت بگم که مغرور نباش. هر آنچه در زندگی ات هست، را من بهت عطا کردم.

و یادمه بعد از استغفار من، و کلی گریه برای بخشش و سپاسگزاری از خداوند برای درک این غرور؛ چقدر راحت اون کار انجام شد.

ابراهیم جان خیلی خرسندم باهات آشنا شدم.

عاشقتم.

ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

چقد عالی و قشنگ دیدگاه توحیدی رو توضیح دادی آقا ابراهیم گل ( منم اسمم ابراهیم هست) واقعا باور و دید من تو این مساله جابجا شد خدا خیرت بده که ایقد قشنگ و ساده این موضوع رو با مثال توضیح دادی انشاالله که خداوند همیشه یار و هدایتگر شما و همه دوستان تو این مسیر باشه

1

سلام دوست عزیز
از این فایل ها بیشتر استفاده کنید
ارتباط بین درک صحیح خداوند و روان شدن چرخ زندگی
ظلم به خود از دیدگاه قرآن
در پناه الله یکتا عزت و آرامش داشته باشید


4

سلام دوست عزیز

این حسی که میگی کاملا طبیعیه و اتفاقا نشونه بدی نیس
بیشتر آدما فکر میکنن توکل یعنی یه حال خاص، یه حس قوی، یه ایمان صددرصدی همیشگی. درحالی که توکل حس نیست، تصمیمه

توکل یعنی: من مسئول باورها و نگاهم هستم
نتیجه و زمان و مسیر با خداست

اینکه میگی مدام به خودت یادآوری میکنی ولی نمیشه، نشونه ضعف ایمان نیست، نشونه اینه که ذهنت سالها عادت کرده روی خودش، روی آدمها، روی کنترل کردن حساب کنه. این عادت یک شبه عوض نمیشه

توکل با تکرار جمله ساخته نمیشه
با تجربه های کوچیک ساخته میشه

یعنی چی؟ یعنی به جای اینکه بخوای یهو صددرصد فقط روی خدا حساب کنی، بیا اینطوری شروع کن:

تو موضوعات کوچیک بسپارش

تو چیزایی که خیلی بهش چسبیدی نه، از کوچیکا شروع کن

بعد ببین چطور بدون زور جلو میره

ایمان وقتی قوی میشه که ذهنت شواهد جمع کنه، نه وقتی فقط بگی باید ایمان داشته باشم.

اگه هنوز نگران میشی، اگه هنوز میترسی، اگه هنوز میری تو فکر، یعنی ایمان ضعیفه؟ نه
یعنی داری تمرین میکنی

ایمان یعنی با وجود ترس ادامه بدی، نه اینکه ترس نداشته باشی

به خودت سخت نگیر
قرار نیست کامل باشی
قرار نیست همیشه آروم باشی
قرار نیست همیشه مطمئن باشی

همین که میخوای روی خدا حساب کنی یعنی مسیرت درسته

توکل رو از ذهنت بردار بیار تو رفتارت
یه جاهایی که میتونی کنترل نکنی، نکن
یه جاهایی که میتونی بسپری، بسپار

کم کم ذهنت هم یاد میگیره.

تو ایمان ضعیف نداری
تو داری ایمان ساختن رو یاد میگیری 👌❤️❤️



1

سلام حمیدرضای عزیز،چه پاسخ دلگرم کننده وآموزنده ای،درسته خیلی عجول وکم حوصله ام،می خوام یهویی ایمان وباور م درست بشه،ولی این یک فراینده که باید با تمرین وکار کردن وصبررررر بدست بیارم،ممنون دوست عزیز وخدایا صد هزار مرتبه شکرت که عضوی از این خانواده ام

1

به نام خدا
سلام عباس عزیز
این سوال رو یکماه پیش پرسیدی امیدوارم توی این یکماه به جواب سوالت رسیده باشی و ایمان راسخی در وجود شما شکل گرفته باشه
و الان که من این رو پاسخ میدم بیای از نتایج اون ایمان و باور برامون بگی
ممنونم از بچه های پشتیبانی سایت خانم فرهادی عزیز که اینقدر ذهن قوی دارند و اینقدر باور های درستی ایجاد کردن که سوالات عزیزان رو با یه توضیح کوتاه و مختصر و البته گیرا و مفید جا میندازن برای ما
اما راهکار قوی شدن ایمان
تجربه خودم رو بگم عمل به آگاهی ها
یعنی در شروع به مقدار ترس ها زیاده ولی وقتی با ایمان وارد ترس ها میشی و انجام میدیم اون آگاهی ها و نتایج از کوچیک شروع میشه کم کم ترس ها کم میشه ایمان بیشتر میشه
جسارت بیشتر میشه
انگیزه از جواب دادن بیشتر میشه
به نظرم چیزی جز عمل کردن به آگاهی ها نمیتونه ایمان و باور رو قوی کنه



1

سلام میثم عزیز ،ممنونم برادر گلم،از تک تک شما دوستای عزیز، برادرا وخواهرای گلم که در پاسخ این سوال مشارکت کردین ،بی نهایت سپاسگزارم،خدا رو بی نهایت شکر که اینجا درجمع شما هستم،

1

سلام ممنونم از دوست عزیز که این سوال را پرسیدن ووتشکر میکنم از خداوند که مرا هدایت کرد به این سوال وجواب دوستان که مرا اگاه کرد من هم ایراد کارم همین جا هست که ما توجه به دل خودمون نمیکنم همش توجه ما به دیگران هست یعنی به خاطر دل خودم زندگی نمیکنم وهمش روی دیگران حساب میکنم با این اینکه می دونم خداوند تو درونم هست ولی توجه من هنوز بیرون خودم هست
هر بار یک شکلی خواسته عوض میکنم ولی به خواسته نمی رسم مهم عوض کردن خواسته نیست یا مهم براورده شده اون خواسته نیست
مهم اینه ما هنور به احساس ارزشمندی که رسیدم از درون اجازه رشد کردن نمی دهیم تا هم جریان بشیم خدا همش میگیم پس اون چی پس این چی تا تو خدا درست باور نکنی که اول خودت وخواسته مهم تر با ارزش تر هر چیز باشه خداوند چیزی از بیرون به مادنمیده خدا هر چی بوده از قبل به ما داده تو درون خودمودن هست ولی ما به خاطر سال باورهای نادرست هنوز کانون توجه ام به ادم هست وخداوند را احساسی مبینم مثل خودمون اگر یک نعمتی خدا داد خیلی زود به فکر این اون میفتی واحساس میکنی تو خدا هستی به خاطر این اون رتباط احساسی با خدا قط میشه با یک احساس منفی از خداوند می خوام اول برای خودم ارتباط را با خودش انچنان قلبی که کنه که هیچ احساسی از بیرون نتونسته باشه قط ارتباط کنه وهمین جزیان بشیم با خوده خداوند الان من این را میگم ولی تو نگاهم هنوز ادم هست من از امشب از خداوند می خودش وارد نگاهم بشه که تنها جایگاه اون هست نگاه مرا از بیرون قط کنه از دوستان از خداوند از هر چیزی که نگاه مرا وابسبته خودش کرده خدایا اول خودت واخرت خودت پس هدایتم کم مهمه خواسته این مهم نیروی براورده کننده خواسته هست خودش از طریق خولسته وارد ذهنم باشو من روی فکر خودم حساب نکنم


1

سلام ، واقعا همه چیز ورودی هاست…
اگر میخوای ایمانت بالا بره باورت قوی بشه شخصیتت بهبود پیدا کنه فقط صبح تا شب ورودی های خوب و مثبت و فایلای خوب گوش کن که معدن فایلای مثبت همین سایته کم کم میبینی تغییر کردی بهتر شدی و اینو باید ادامه بدی


8

به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام دوست عزیز
چقدر خوبه و باعث خوشحالیه که شما فقط دوست دارید روی خدا حساب کنید و به خداوند توکل کنید و همین که روی خودتون و روی دیگران حساب نمیکنید مطمئن باشید گل 🌸را زده اید شما میل به اجرای اصل قوانین یعنی توحید دارید و همین گرایش داشتن شما به سمت توحید شما رو به موفقیت در زندگی میرسونه. [البته اگر این روند رو ادامه بدید ] حال جواب سوال ؟ یکی از بهترین راه ها اینه که شما تسلیم پروردگار باشید و روی خودتون و روی دیگران حساب نکنید و با ابراز عجز و ناتوانی و البته خشوع به خداوند اجازه بدهید که شما را هدایت کند به سمت درخواستی که دارید این قدم اول است و در ادامه شما باید سعی کنید با کنترل کانون توجه و افکار احساستان را خوب نگه دارید تا باعث ایجاد مومنتوم مثبت در خودتان شوید و با ادامه این روند احساس شما آرام آرام بهتر میشود و حالا شما می‌توانید مزرعه ذهنتان را شخم بزنید و آن را برای کاشت باورهای خوب و توحیدی آماده کنید دوست عزیز توجه داشته باشید که تغیرات در زندگی و جهان بیرون شما به اندازه ای است که شما از درون تغییر کنید این را گفتم چون فکر میکنم خیلی از مواقع که ما ایمان و باورمان ضعیف میشود دلیلش این است که ما کمی روی خودمان کار میکنم و توقع داریم زندگیمان خیلی خیلی تغیر کند و زمانی که تغییرات بزرگ را در زندگی مان نمی‌بینیم ایمانمان ضعیف میشود و گاهی کاملا از مسیر خارج می‌شویم و به قوانین شک می‌کنیم
ولی ما باید راه را از بیراهه تشخیص دهیم و نا امید نشویم و مسیر را قدرت ادامه دهیم و این نوید را به شما میدهم هرچه در مسیر ثابت قدم تر باشیم جهان جدیت و تلاش ما را می‌بیند و در ادامه با تمام امکاناتش به ما برای رسیدن ما به اهدافمان کمک میکند و مسیر برای ما لذت‌بخش تر میشود
دوست عزیز امیدوارم پاسخ من برای شما و کار گشا باشد
سپاسگزاری هر روز من
خداوندا استاد عباسمنش را در پناه خودت حفظ بفرما و زندگیش را سراسر ثروت و نعمت و برکت و سلامتی و فراوانی و آرامش قرار بده که دستی شد از دستان تو مهربان برای هدایت ما. 🤲🤲🤲 آمین



1

سلام دوست عزیز،ممنون که وقت گذاشتی ،می توانم بفهمم ،چه آرامش ولذت وبهشت نابی درسپردن، در تسلیم،درایمان خالص وتوکل است،چه حس نابی است درساحل ایمان وباور قدم زدن،عشقست عشق را تجربه کردن وعشق ورزیدن،خدایگونه فکر کردن وعمل کردن.هرچه هست ،وفور وفراوانی را دیدن،هرچه هست، خیروبرکت رادیدن،هرچه هست ،نعمت وثروت رادیدن،هرچه هست عشق دیدن ودرهرچه هست وبرهرچه هست، خدااااا رودیدن. خدایا شکرت

2

سلام دوست عزیز. این واقعا یه ضعف در همه ما و‌هرچه بیشتر روش کار کنیم این بازو هی قویتر میشه. چیزی که بمن کمک میکنه برای انجام ان مثالهای استاد و مثالهای بچه ها از توی کامنتها یا توی گفتگو با استاد هست. مثلا لیلاجان بشارتی، یا سعیده جان شهریاری، یا همین اقا ابراهیم، از بچه هایی هستند که باخوندن کامنتهاشون هرروز چیزهای بیشتری یاد میگیرم. بعد کم کم اتفاقات کوچک تو زندگی خودت. که میبینی نتیجه گرفتی، و بعد هی تمرین بیشتر کنترل ذهن بیشتزو …..


24

بسم الله النور، بسم الله الهادی

گاهی ایمان ضعیف نمی‌شه… فقط از پوسته‌ی قبلیش عبور می‌کنه.

وقتی خدا می‌خواد تو رو به مرحله‌ای بالاتر از شناخت خودش ببره،

اول اجازه می‌ده تمام باورهای سطحی‌ت فرو بریزه،

تا در فضای خالی ایجاد شده در قلبت، خودش رو از نو تجربه کنی.

می‌دونی چرا این‌قدر سخت می‌تونی به خدا تکیه کنی؟

چون هنوز داری روی خودت، روی دیگران، روی شرایط،

روی فهمِ خودت از دنیا حساب می‌کنی.

اما خدا برای هرکس که بخواد «واقعاً» توکل رو تجربه کنه،

یه برنامه‌ی خاص داره:

می‌ذاره تکیه‌گاه‌هات یکی‌یکی بلرزند،

تا بفهمی هیچ‌چیز قابل اعتماد نیست… جز او.

«اللّهُ لا إلهَ إلّا هُوَ الحَیُّ القَیّوم»

یعنی تنها زنده‌ی همیشه بیدار، فقط اوست.

هر چیز دیگری اگر هم تو رو نگه دارد، به اذن اوست.

توکل یعنی افتادن در آغوش خدایی که می‌داند…

نه با ذهن، با دل.

ایمان یعنی ببینی حتی ضعف ایمانِ امروزت هم،

بخشی از تربیت خداست برای رسیدن به ایمانِ واقعی.

او نمی‌خواهد ایمانِ گفتاریِ زیبا داشته باشی،

می‌خواهد ایمانِ زندگی‌شده بسازی.

ایمان یعنی: وقتی نمی‌توانی، باز هم بگویی

«خدایا، من بلد نیستم باور کنم… اما تو خودت باور را در من جاری کن.»

عباس، ایمان هدیه نیست،

تجربه است… تجربه‌ی سقوط در دستان او.

باید در زندگی به نقطه‌ای برسی که بگویی:

«خدایا من همه کار کردم، هیچ‌چیز جواب نداد، حالا نوبت توست.»

و او همان لحظه می‌گوید:

«الیس الله بکاف عبده؟»

آیا خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟

آنجا تازه می‌فهمی توکل یعنی چه.

توکل یعنی واگذاری، نه واگذاری ظاهری…

یعنی «من هیچ ندارم جز تو».

یعنی حتی اگر تمام جهان بر من بتازد،

باز هم آرامم، چون نگاهم به توست.

اما راز اصلی ایمان در یک چیز است: یاد مداوم خدا در جزئیات روزمره.

نه در دعاهای بزرگ، بلکه در اتفاق‌های کوچک.

وقتی قهوه‌ات را می‌نوشی و بگویی:

«خدایا شکرت برای این قهوه گرم و خوش طعم»

وقتی چیزی را گم می‌کنی و در دل بگویی:

«تو خودت میدونی کجاست.»

وقتی از کسی دلگیر می‌شی و زیر لب بگویی:

«خودت بین ما صلح بنداز.»

همان لحظه‌ها، ایمان آرام‌آرام در ریشه‌ی وجودت می‌دود.

خدایی که توکل را از تو می‌خواهد،

اول خودش زمینه‌اش را در دلت می‌سازد.

او استادِ تربیتِ دل‌هاست.

نه می‌ترساند، نه می‌راند… فقط پاک می‌کند.

می‌بردت به مرحله‌ای که دیگر برای آرام شدن،

به هیچ‌کس و هیچ‌چیز غیر او نگاه نکنی.

و آن‌وقت تازه می‌فهمی:

ایمان یعنی بی‌نیازی از فهمیدنِ «چرا»،

و آرام گرفتن در «چه خوب شد که همین‌طور شد.»

خدایا،

به همه‌ی ما عطا کن ایمانی که از جنس دانستن نباشد،

از جنس دیدن باشد…

ایمانی که در تاریکی هم روشن بماند،

و در بی‌راهی هم، یقین داشته باشد که راه، خودش پیدا می‌شود.



7

سلام،خواهر گلم،خيلي خيلي لذت بردم،ممنون وسپاسگزارم که وقت گذاشتی،خدایا شکرت خدایا شکرت، خداوندا؛ آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم. شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم. ودانشی که تفاوت این دو را بدانم


5 ماه پیش

سلام عزیزم شکوه جان خیلی کامنت هاتون به دلم میشینه انگار خدا داره با من حرف نمیزنه راستش منم می‌خوام باور و ایمان قوی به خدا داشته باشم حتی در این شرایطی که هستم و هنوز از لحاظ مالی بالا نرفتم هر وقت حرف از خدا میشه اشکام و سرازیر میشه میگم من چطوری تورو باور کنم و فقط روی تو حساب کنم


5 ماه پیش

سلام شکوه عزیز

چه زیبا نوشتی. چه اسم برازنده ای داری و چه چهره و لبخند دلنشینی داری. خیلی از کامنت شما درس گرفتم و قلبم ارام شد . ممنونم عزیزم


5 ماه پیش

عزیزم شکوه جواب های شما به کامنت ها همیشه اشک من و در میاره وقتی این شکلی از خداوند و ایمان و توکل میگین چون خودم هم مدتهاست میگم خدایا من چطوری به تو نزدیک بشم تورو حس کنم که تو برای من کار انجام میدی خدایا خودت و به من نشون بده با الهام کردن به من چرا من کورم کرم نمیشنوم


4 ماه پیش

سلام بر شما دوست عزيز

چقدر خوب ایمان رو توضیح دادین من با خوندن متنتون کلی اشک ریختم انگار ایمان ضعیف شده ام در لابه لای متن شما از نو رویید وجان گرفت

در پناه خداوند سلامت وشاد باشيد .

عزیزم شکوه

چه زیبا شروع کردی بسم الله النور .‌..

چه خوب درباره ی ایمان گفتی:

گاهی ایمان ضعیف نمیشه ،فقط‌از پوسته ی قبلیش عبور می‌کنه ..

تک تک جملاتت آگاهی بود واسم

…. هنوز داری روی فهم خودت حساب می‌کنی…..

چقدر زیبا نوشتی

چقدر قلبم رو باز کرد این جملات

چقدر زیبا هستی

سپاسگزارم

خدایا شکرت که به این آگاهی ها هدایت شدم.

در پناه رب مهربان

درود بر تو شکوه جان چقد دیدگاهت قشنگ و دلی بود که بلافاصله بر دل من نشست واقعا همه ما باید هر روز تو این زمینه دیدگاهمون رو اصلاح کنیم و ادامه بدیم و مغرور نشیم چون توحید و درکش واقعا همه چیزه اگه این و درک کردیم و اجراش کردیم بقول استاد ((همه چی حله همه چی خودبخود انجام میشه تو نمی خواد کاری کنی)) و انشاالله که همه ما تو این مسیر ثابت قدم بمونیم از شما سپاسگزارم بابت این دیدگاه زیبا .

8

بنام خدا
سلام دوست عزیز
با توجه به اینکه تازه عضو سایت شدی ،اگر ذهنت آماده پذیرش آگاهی‌ها هست وشرایطش رو داری دوره هم جهت با جریان خداوند رو تهیه کن اگر نه از فایلهای توحیدی (قسمت دانلودها ،اجرای توحید در عمل )که بصورت هدیه روی سایت قرار داره شروع کن ویادت باشه همین که تو قدم رو برداری خداوند هدایتت میکنه که کدوم فایل رو گوش بدی

موفق باشید


16

سلام دوست عزیزم

همونطور که خداوند در قرآن برای پیامبر داستان هایی از گذشتگان اورده که ایمان رو قوی تر میکنه ما هم باید با مثال های واقعی ایمانمون رو تقویت کنیم.
من برای شروع بیزینسم در ۵-۶ سال پیش هر روز رد پای افرادی که در شغل من موفق شده بودن رو دنبال میکردم و تایید میکردم که: چقدر راحته، چقدر امکان پذیره، چقدر ساده و شفافه و…
این مثال پیدا کردن ها و تکرار کردن ها بسیار زیاد به ایمان کمک میکنه
هرچقدر مثال های مختلف، متعدد و تکرار اونها، ایمان قوی تر و پایدار تر

در مورد سوال شما، لیست مفصلی بنویس از مثال هایی که روی خدا حساب کردی و موفق شدی و مثال هایی که روی غیر خدا حساب کردی و ضرر های مختلف بهت وارد شده

درپناه الله باشی



1

ممنون از پاسختون،درپناه الله یکتا باشین

11

به نام خداوند مهربانم سلام دوست عزیزم
اولا فایل توحید عملی رو چندین بار گوش کنین و بنویسین مطالب مهمشو خیلی خیلی کمک میکنه به شما
بعد هم برای بالا رفتن و تقویت ایمانتون هر جا که میبینین یه کار کوچولوی بوده که وقتی روی خدا حساب کردی خداوند قشنگ برات درست کرده و داده‌ همونو تو یه دفترچه کوچیک یادداشت کن و هر هفته برگردو بخون ایمانت به قدرته خداوند بالا میره و بعد باور میکنی که فقط یه قدرت در جهان ست قدرت رو از مدیر و رئیس و همکار و همه میگیری میدی فقط به خدا
در پناه خداوند مهربان باشین



1

ممنونم،بابت جواب زیباتون،لطف خداوند یارت

32

سلام دوست عزیز
ببین خداوند رو ابتدا درک کن ، به نظرم درک سیستمی بودن خداوند خیلی میتونه کمکت کنه.دوره راهنمای عملی به ارزو ها جلسه 9 فکر میکنم استاد عباسمشن در مورد سیستمی بودن خداوند صحبت میکنه.
یکی دیگه چیزایی که میتونه خیلی کمکت کنه فایل های توحیدی استاد عباسمنش هست من خیلی گوش میدم و شما هم سعی کن کم کم به صورت تکاملی خداوند رو باور کنی چگونه؟ازش بخواه چیزای کوچیک بخواه که اول ببینی میشه
بذار برات یه مثال بزنم من از قبلبه خیلی چک کشیده بودم و دیگه قرار شد نکشم یکی از چک هام موعودش داشت میرسید و من پولی نداشتم ولی به خدا توکل کردم گفتم خدایا من نمیدونم خودت درست کن و واقعا واقعا هیچ استرسی نداشتم و شب که شد راحت خوابیدم
تا صبح شد صبح بیدار شدم یه حسی گفت برو به اونی که چک بهش دادی بگو چک رو نگه داره دو سه روز.
رفتم و اون بنده خدا با خوش رویی گفت چشم فقط من خودم نمیتونم برم بانک باید خودت بری من یه نامه بهت میدم که این چک پاس نشه اخه از قبل گذاشته بود به حساب
به هر حال رفتم اون چک رو به بانک گفتم پاس نکنه و همون شب دو نیم برابر مبلغ اون چک به حساب اومد و اصلا اصلا انتظار نداشتم اون پول بیاد به حساب چون همون بنده خدا که پولم داد گفته بود 3 روز دیگه بهت میدم.

باور به وجود خداوند خیلی تکاملی هست
ولی ملزم به این هست که اتفاقات و نتایجی که میگیریم رو مدام تایید کنم و تا باورمون قوی بشه.

ملا صدرا یه شعر خیلی قشنگ داره میذارم قشنگ روش فکر کن .
خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان

اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود

و به قدر نیاز تو فرود می‌آید

و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود

و به قدر ایمان تو کارگشا می‌شود

و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک می‌شود

و به قدر دل امیدواران گرم می‌شود…

پــدر و مادرمی‌شود یتیمان را ..برادر می‌شود محتاجان برادری را …

همسر می‌شود بی همسران را.

طفل می‌شود عقیمان را

امید می‌شود ناامیدان را.

راه می‌شود گم‌گشتگان را.

نور می‌شود در تاریکی ماندگان را.

عصا می‌شود

پیران را.

عشق می‌شود محتاجانِ به عشق را…

خداوند همه چیز می‌شود همه کس را.

به شرط اعتقاد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛

به شرط پرهیز از معامله با ابلیس.

بشویید قلب‌هایتان را از هر احساس ناروا!

و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،

و زبان‌هایتان را از هر گفتار ِناپاک،

و دست‌هایتان را از هر آلودگی در بازار…

و بپرهیزید از ناجوانمردی‌ها، ناراستی‌ها، نامردمی‌ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند، چگونه بر سفره‌ی شما،

با کاسه‌یی خوراک و تکه‌ای نان می‌نشیند

و بر بند تاب، با کودکانتان تاب می‌خورد،

و در دکان شما کفه‌های ترازویتان را میزان می‌کند

و “در کوچه‌های خلوت شب با شما آواز می‌خواند”

مگر از زندگی چه می‌خواهید، که در خدایی خدا یافت نمی‌شود،



2

سلام باسپاس از شما دوست عزیز،خیلی لطف کردین ،واقعا لذت بردم


4 ماه پیش

ب نام خدا

سلام ب همه بچه های خوب خدا

سلام خدمت شما دوست عزیزم

چقدلذت بردم ازاین کامنت زیباتون

الحق ک دستان خدایید برای ما شما دوستان عزیز

ازصمیم قلبم ممنونم ازتون

🙏🙏

13

سلام
التماس کسی نکن .
از هیچکس ، هیچ انتظاری نداشته باش .
از کسی نترس .
نماز – دعا – قرآن – مدیتیشن .
افزایش تقوا .
ارتقا شغلی و مالی باعث میشه روی پای خودت وایسی و به جز خدا ، روی کسی حساب نکنی .



1

4 ماه پیش

سلام در کنار شکوه عزیز که عالی بود کامنتشون من هم نظر خودم میگم

ایشالا ک به کارتون بیاد

من به تازگی در موردی خیلی عاجز بودم و کارو که به خدا سپردم راه رو برام بازش کرد و من خیلی از ته دلم باور دارم این راه ,راهیه ک به زودی مشکلات مالی ما به سر میرسه به لطف خدا

حتی نشونه هاش رو با چشمم دارم میبینم که خدا مارو به اون سمتی ک میخوام داره هدایت میکنه

من چند باری به خدا تکیه کردم و نتیجش شگفت انگیز بوده

واقعا معامله با خدا یک معامله برد برده

چون خدا یک انسان نیست ک ازش ناامید بشی مثلا بگی خدا چنین اخلاق رو داره من میدونم ک دیگه درست بشو نیست

به نظر من خدا مانند

یک خمیر

یک فرم

یک فرمی که میتونی در جهت مثبت و تغییر خواسته ها باهاش اتفاقات دلخواهت رو شکل بدی

خدا فقط میگه تو چی میخوای تا اون رو در جهان مادی برات به وجودش بیارم

واقعیت بازی‌ کردن با خدا خیلی برام هیجان انگیزه

و تموم سلول هام وقتی با نتایج رو به رو میشم ذوق زده میشن

به نظرم سپردن کارها به خداوند خیلی راحته چون خدا اونارو به نحوی و به بهترین شکل ممکن برات انجام میده فقط کافیه تا آخر بهش اعتماد کنی

در آخر حرفام میخوام اشاره کنم به حرفای استاد تا منظور من رو بهتر متوجه بشین اونجا ک استاد میگه بابا تو چی میخوای تضاد میاد تا بهت بگه که تو چی میخوای ؟ خب من چجوری بهش فرم میدم؟ میگم خدایا مثلا میخوام همسرم دیگه شبا دیر نیاد خونه که خواب پسرم بهم بخوره که بعدش هم من اذیت شم هم بچه بی خواب

خب خدایا یه شغلی بده یا اوضاع رو یه جور بچین که دیگه این مسئله برا من پیش نیاد

اینجوری میشه ک خدا هرچیزی ک بخوام رو برام فرم میده و تحویلم میده