مگه نمیگن از هرچی بدت میاد سرت میاد چون بهش داری توجه میکنی..
خب من الان بگم از پول بدم میاد از سلامتی بدم میاد از رابطه عاشقانه بدم میادم
جذبش میکنم؟
یا یجور دیگه..
وقتی میگم من بیماری نمیخوام بیماری جذب میکنم
چرا میگم پول نمیخوام پول جذب نمیکنم
برای پاسخ به سؤالات، لازم است که عضو سایت باشید و (با ایمیل و رمز عبورتان) وارد سایت شوید.
سلام دوست عزیزم
قانون به گفته هایی که عادت شده و فقط بر زبان میاد کاری نداره، ببینید آیا این گفته ها وقتی بر زبان میاد احساسی در شما ایجاد میکنه؟ جنس اون احساسه که مشخص میکنه اون چیز رو جذب و یا دفع کنید.
شما مدام بگید پول نمیخوام، در حالیکه درونا دارید از نداشتن پول رنج میبرید و حستون خرابه، در اینجا صد در صد پول رو جذب نمیکنید چون باور و حس شما نیازه.
چرا از هرچی بدت بیاد سرت میاد؟ چون اون چیزی که ازش بدت میاد مدام در ذهنته و اذیتت میکنه و حست رو خراب میکنه. و با توجه به اینکه ما هر چه دریافت میکنیم پاسخی است به احساس مون پس یه چیز کاملا طبیعیه.
پس صرفا گفتن جمله مهم نیست ، احساس پشت اونه که زندگی ما رو میسازه.
چیزی که استاد با عنوان هماهنگی با خود ازش یاد میکنند و مدام تاکید دارند برای اینکه به هر چیزی برسید فقط لازمه با خودتون هماهنگ باشید که هماهنگی با خود به این معناست که به هر چیزی از زاویه ای نگاه کنید که حستون رو خوب کنه.
امیدوارم منظورم رو متوجه شده باشید 💚
درود خانوم سوما🙏🍀 خیلی خیلی کامنتتون خوب و حق بود و ساده روان قضیه رو بازکردید.
🙏🌺🌺🍀🍀🌻🌿
سپاسگزارم آقا دانیال عزیز🙏💐💚
سلام علیرضا جان 🌹
سوالت بسیار زیباست که با جواب دادنش به خودمونم اصل تکرار میشه
مرسی دوست عزیزم❤❤
بخدا خیلی خوشحالم که با هم رشد میکنیم و بهم کمک میکنیم
خدارو سپاسگزارم بخاطر وجود تک تک دوستان عزیزم و همچنین بخاطر وجود شما علیرضا جان❤
خب بریم سر سوال شما
ما بیشتر با اون باور درونی کار داریم نه اینکه صرفا یه کلمه زبانی
اگه کلمه زبانی کار میکرد که دیگه هرچی ما میگفتیم میوفتاد تو زندگیمون دیگه
ولی اینطوریه آیا؟؟
نه
پس یه چیز عمیق تر و درونی تر وجود داره
خب بیا یه چیزی رو بررسی کنیم تا بهتر مفهوم ” ترسیدن و اتفاق افتادن ” رو بفهمیم
ببین ما اکثریت از چیزای خوب نمیترسیم
درسته؟
قبول داری دیگه نه؟
مثلا من خودمو مثال میزنم
من به فرض امروز صبح بیدار شدم و قراره محصول رو بفروشم
بعدش در درونم ترس دارم که آقا مشتری نیاد چی؟
از نیومدن مشتری میترسم
و اینجا قشنگ یعنی درونن اعتقاد دارم و باور دارم که مشتری نمیاد
چرا ؟
چون به خودم میگم ببین دیروزم که مشتری نیومد
پری روزم که مشتری اومد خرید نکرد
پس مطمعنن امروز هم نمیخره
و اون مشتری نیومدن رو در ذهنم تجسم میکنم ” ببین ما اکثر تجسم منفی رو نااگاهانه انجام میدیم
اگه درونن بری و بررسی کنی میفهمی اون چیزایی که ازش فرار میکردی رو در ذهنت تا اخرین لحظش تجسم کردی “
نمیگما اگاهانه ولی نااگاهانه ذهنت خودش تجسم کرده
و بعدش تو در هر لحظع دغدغه اینو داری که اقا مشتری نیاد چی
داره شب میشه ها ولی یدونه هم نیومد
خدایا من چیکار کنم
کارم خراب میشه
و…
با هزاران ترس و نگرانی و مهمترین اصل هم احساست هست
و این دقیقا اتفاق میوفته
ولی واقعا یه سوالو به خودت صادقانه جواب بده
مگه تو از پول بدت میاد؟
مگه وقتی پول و رابطه خوب وارد زندگیت میشه حست بد میشه؟
میدونی تو نمیتونی چیزهای خوب رو تبدیل به بد بکنی و بعدش بهش برسی
تو اگه از رابطه خوب یا پول بخوای بترسی عمرا سماش نمیری و عمرا الان سوال نمیپرسیدی که من ازش بترسم ؟؟
تو ته ته دلت ازش فراری نیستی
اون که میگن از هرچی بترسی سرت میاد
ترس واقعیه نه توهمی
ترسی که پشتش احساس بد وجود داره
اتفاقی که فکر میکنی وقتی رخ بده قراره تورو بدبختت کنه
ولی وقتی به ثروت و رابطه خوب برسی تو احساس خوبی داری نه ترس
تو احساس خوشبختی میکنی نه ترس
ببین ما قبل رخ دادن هر اتفاق احساسشو تجربه کنیم خود اون اتفاق رخ میده خیلی راحت
برای همین میگن احساس مهمه
یه مثال میزنم دوباره امیدوارم بهتر بفهمی :
من از برگشت چک میترسم
حسی که ترس ایجاد میکنه چیه؟
افرین بهت احساس بد ، استرس ، نگرانی هست
و باوری که دارم چیه؟؟
باورم اینه که : من که نتونستم پولو جور کنم پس حتما چکم برگشت میخوره
یعنی اتفاق افتادنش هم برام منطقیه
پس قبل رخ دادنش اون احساس بدبختی اون حس نگرانی رو تجربه میکنم
و رخ میده
پس تویی که الان خواستت رابطه خوبه ، پوله درسته؟؟
باید اون احساس بعد دریافتش رو قبل دریافت تجربه کنی
تویی که به پول میرسی چه حسی داری؟؟
افرین میدونم میدونی
احساس ارامش
احساس شوق
احساس راحتی
احساس اینکه دیگه دغدغه مالی ندارم و همه چی میتونم بخرم
وقتی اینارو ایجاد کنی در خودت
و باورت این باشه : خداوند جهان رو پر از پول و پر از روابط خوب افریده
فلانی روابطش عالیه
فلانی پولداره
و….
و خداهم که رزاقه
پس حتما پول و رابطه خوب میاد
اینارو از اعماق وجودت باور کنی
همونطور که موقع رخ دادن ترسا ایمان قلبی داریم
تو رخ دادن چیزهایی که دلمون میخواد هم باور قلبی داشته باشیم
.
خواسته هامون هم رخ میده
.
.
.
فقط چیزی که الان هستیم نااگاهانه
اولش احساسمون هر روز رو نگرانی معطوفه
و باورمون مخربه
و عملا نتایج ما میشه ” به اون چیزهایی میرسیم که ازش میترسیم”
چون عملا اینم منطقیه و کار شیطانه که هر روز نجوا کنه
.
.
ولی تو این سایت ما میخواییم اگاهانه خودمونو روی احساس خوب
و رخ دادن اتفاقات رو از صمیم قلب باور کنیم
.
بعدش برای ماهایی که رو خودمون کار میکنیم و توجهمون رو خواسته هامونه
.
باید بگیم
“ از هرچی خوشت میاد ، برات رخ میده”
.
پس لقمه رو زیاد نپیچون
اصل رو بگیر و بچسب بهش
مطمعن باش اصل قانون همین《 باور 》و《 احساس》 هس
چه در خواسته ” چیزهایی که دلمون میخواد” چه ناخواسته ها که ترسامون هست این قانون کاربردیه
.
امیدوارم اون اصل رو بهت فهمونده باشم و مهم تر از همه خودم به این مطالبی که نوشتم احتیاج داشتم
بخدا خودمم یادم میره وقتی بیام تو سایت و بنویسم انگار یه نفر بهم میگه و من مینویسم، مجدد بهم یاد اوری میشه و میگم عههه راستی اینطوری بود😅
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم
ممنونم از سوال زیباتون
به گفتن نیست که
اگه به گفتن باشه همه دارن در روز زیاد این جمله ها رو تکرار میکنند
به کانون توجه و ذهن و فرکانس و باوری ست که ما ارسال میکنیم ربط دارد
تو به زبون میاری اما در ذهنت چی میگذره ؟
آیا موقع گفتن ترس و استرس و شک و دو دلی و احساسه بد میاد سراغت
یا احساسه خوب و فرکانس خوب و امید و انگیزه و ایمان و توکل و شکرگزاری میاد سراغت
کدوم یکی ؟
وقتی میگی من بیماری نمیخوام یعنی در اصل از بیماری داری فرار میکنی و ترس داری و در ذهنت بهش توجه میکنی و بعد جذبش میکنی
اما وقتی میگی من پول نمیخوام باور کمبود داری و تو ذهنت داری میگی اگر پول باشه چقدر خوبه من نمیتونم پول بدست بیارم و سخت بدست میاد و همون بی پولی رو جذب میکنی
و بعد هم باور نداری همه چی باور ست
تو بیماری رو سریع باور میکنی در ذهنت و همون میشه چون میسازی در ذهنت
اگر پول رو هم به این خوبی در ذهنمون بسازیم بدست میاریم
سلام دوست عزیز
به این دلیل که جهان به «جنس» فرکانسی ما پاسخ میده نه به ادعای کلامی ما
ذهن همه انسانها ثروت و گشایش رو دوس داره و میخوادش حتی اگه به کلام خلافش رو بگه


