باورهای قدرتمندکننده ای درباره سلامتی که همیشه سلامت باشم وهیچ قرصی نخورم ؟

دسته بندی: سلامتی

جواب‌های «عقل‌کل»دسته بندی: سلامتیباورهای قدرتمندکننده ای درباره سلامتی که همیشه سلامت باشم وهیچ قرصی نخورم ؟
40

باسلام خدمت دوستان گرانقدرم درسایت
دوستان من در قسمت ساختن باورهای سلامتی  به مشکل برخوردم.کلاهمیشه درگیرم باسلامتیم.ازدردمعده تاسر .آلرژی و….انگارهرچی بیشترروخودم کارمیکنم بیشترمیخوان ابرازوجودکنن..لطفا بمن بگین جه باورهای قدرتمندکننده ای درباره سلامتی میتونم بسازم که همیشه سلامت باشم وهیچ قرصی نخورم ؟
ممنونم ?

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
327
بهترین پاسخ

سلام دوست مهربانم
این پاسخ روی برای یکی از دوستان نوشته بودم که اینجا برای شما هم میگذارم.

من ی راهیو ک خودم ازش نتیجه گرفتم رو بهتون میگم،من ادمی بودم ک ۵سال تمام انواع اقسام بیماریها و جراحیو داشتم و بیماریهایی ک کسی نمی تونست تشخیصی بده (حتی پزشکان تراز اول ایران ).حتی ۲بار تا نزدیک مرگ هم رفتم!!!! من  از بچگی خیلی دوس دشاتم ی بلایی سرم بیاد و بقیه بهم ترحم و محبت کنن. تا جاییکه هرشب با این تجسمات خاب میرفتم… فکر کنید ی بچه هرشب با این تجسمات بخابه!! خب ملومه اینده چ بلایی سرش میاد دیگه… اما ازوقتی فهمیدم دییگه در مورد بیماریهام صحبت نکردم. ۲سال تمام هیچ صحبتی نکردم و گله شکایتی نکردم. حتی اگر دردم میکشیدم ب کسی نمیگفتم . چون قانون میگفت نباید صحبت کنی.
حالم بهتر میشد روز برزو. اما ب اون سطح کامل نمیرسید. تا اینکه یماجرایی برام پیش اومد و من ب کل از جسم و ذهنم فاصله گرفتمو بعد یک ماه دیدم عههه خبری ازون مریضیا نیست… اونجا متوجه شدم درست بود که من دیگه به ظاهر حرفی نیمزدم، اما در درون خودم بهشون توجه میکردم و قدرت میدادم. اونجا بود ک من قدرت تمرکز و توجه رو فهمیدم. اما واقعا سخته وقتی ک حالت بد میشه بهش توجه نکنی. من ماهها فکر کردم ک چطوری میشه توجهت رو تغییر بدی و به این نتیجه رسیدم که اینو توی سوالات بچه هام هم گفتم و ایینجا برای شما هم مینویسم. الان حال من نمیگم ۱۰۰ ولی میگم ۹۹ درصد خوب شده…یعنی قشنگ یاد گرفتم چی ب چیه..
خلاصش اینکه: ما باید توجه و تمرکزمون رو بر سلامتی بگذرایم تا اونو در بدنمون گسترش بدیم. کلمه کلیدی قانون همین”توجه و تمرکز” هست که خیلیا ازش غافلن.

راه حل: باید تمام توجه و تمرکزتون رو بزارید روی سلامتی تا طبق قانون، ازهمین جنس بیشتر و بیشتر دریافت کنید. سوال اینجاس وقتی حال ما بده چطوری توجه ما بره رو سلامتی؟ وقتی دریک لحظه من درد میکشم و حسم بده چطوری حالم و احساسم رو خوب نگهدارم؟
جواب بسیار سادست. وقتایی که حالتون خوبه، لحظاتی که سرحالید، حتی اگر خیلی کوتاه باشه، همون لحظه ب اون لحظه و حال خوبتون و جسمتون توجه کنید و بابتش شکرگزاری کنید. مدام تکرار کنید خدایا شکرت برای این حال خوبم شکرت برای این حس خوبم و مدام بهش فکر کنید و تمام حواستون رو اون لحظه بدید ب جسمتون. با این توجه و تمرکز، این جنس رو به زندگیتون دعوت میکنید و کم کم این لحظات و حسها روز بروز در زندگی شما بیشتر میشه تاجایی که کلا به سلامتی میرسید و اصلا یادتون میره مشکلی داشتین. یعنی اگر بهش عمل کنید بهتون قول میدم معجزه رو به چشم خودتون ببینید. من با این موضوع ی مشکلی که ۵سال بود داشتم و هیچ پزشکی نمیتونست علتش رو بفهمه، خوب کردم. اره من معجزه رو به چشم دیدم.
از قدرت تجسم هم استفاده کنید. هر صب و شب یا هر موقع زمان داشتین و حستون خوب بود چشاتون رو ببندید. شروع کنید ب گفتن کلمه شکرگزارم(گفتن این کلمه توجه مارو روی انرژی منبع متمرکز میکنه) و همزمان باهاش تصور کنید که خدا ی انرژیه که مث نور وارد بدنتون میشه. وارد معدتون میشه . وارد عضلاتتون میشه و انقدر میچرخه و اون سلوهارو شستشو میده که همشون برق میزنن و سالم و نو میشن. یعنی اگر ب معنی واقعی تجسم کنی اصلا خود بخود خندت میگیره و حس میکنی واقعا داره در درون بدنت این اتفاق میفته. من بضی وقتا تجسم میکردم گفتن کلمه شکرگزارم مث بارونیه که در درون بدن من میباره و تمام سلولها و اندامهای بدن منو میشوره و تمیز میکنه.



28

8 سال پیش

سلام خیلی عالی بود استفاده کردم مرسی


8 سال پیش

سلام دریا خانم جواب شما به دوست عزیزمون خیلی مفید و کاربردی وعالی برای بازگرداندن سلامتی به بدن هستش و هرکس با هربیماری که داره میتونه خودشو با این قوانین درمان کنه

انشاالله همه شاد وسلامت باشن


8 سال پیش

سلام بسیار عالی بود تشکر


8 سال پیش

سلام و سپاس فراوان از شما دوست گرانقدر.خیلی خوشحال شدم که سلامتتیتون برگشته و غرق در آگاهیه ازلیه خودتون شاد و تندرست هستید

من از شما یه سوال دارم

من مادر زاد چشمام ۲۰ درصد میبینه و الان که ۲۹ سالمه یه کم محدودم کرده میشه منو راهنمایی کنید تا دردیو که به قول شما هیچ دکتری در دنیا نمیتونه درمان کنه خودم درمانش کنم؟


8 سال پیش

خیلی عالی بود دریا خانوم.

احسن. احسن


7 سال پیش

سلام ،عالی بود ممنون


7 سال پیش

سلام دوست عزیز خیلی عالی بود انشالله ک هر روز سالم تر سرحالتر و خوشبختر بشوی

سلام احسنت دوست خوبم عالی هست راه حلتون

سلام دوست عزیز،چقدرزیبا وجالب توضیح دادین

ان شاءالله همیشه شادوسلامت باشین،سپاسگزارم


7 سال پیش

سلام و وقت بخیر . عالی بود . امیدوارم همیشه سلامت تر و تندرست باشید و حالتون عالی باشه .

من هم مدام دردهای خیلی شدیدی توی بازوها و سرشونه هام داشتم بخاطر تمرینای سنگین ورزشی .در حدی که گاها از درد شدید از خواب بیدار میشدم و نمیتونستم بخوابم و فقط گریه میکردم چون واقعا از پا درم آورده بود ولی خداروشکر الان باورهای سلامتی زیادی ساختم و هر روز تکرارش میکنم و دیگه هیچ اثری از اون دردها و گرفتگی ها نیست و به طرز خیلی شگفت انگیزی همه ی بدنم سالمه .

شاد و سلامت باشید

سپاسگزارم دوست عزیز

قدرت تجسم و قدرت توجه و تمرکز عالیه

از تجسمتون هم ممنونم

در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند خوشبخت و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید


7 سال پیش

سلام دوست عزیز

بسیار ممنون بابت توضیحات بسیار خوب و عالی شما

من هم چند بیماری دارم سعی می کنم دستورات شما را اجرا کنم ولی نمی شه

مثلا چند وقت پیش گفتم دیگه قرص قندم را نمی خورم و خودم را بی خیال گرفتم .حالم خیلی بد شد و باز مجبور به مصرف دارو با دوز بالاتر شدم.

در این مورد هم میشه من را راهنمایی کنید.

ممنون میشم


7 سال پیش

اقای مشهدی دوست عزیزم خدارو سپاسگزارم که با این پیامیکه نوشتین بازم ایمان مارو ب قانون بیشتر و بیشتر کردین.

مرضیه عزیزم قانون اصلا به این مهنی نیس که یهو جوگیر شیم و حرکات اکروباتیک طور انجام بدیما خخخخخخخخ.

البته من خودم نمونه بارز این ادمااام و خودمم خطاهایی در درک و اجرای قانون داشتم.

شما باید ارام ارام اینکارو بکنید. اول باید ارتعاشاتتون رو درست کنید بعدش کم کم نیازتون ب قرص و دارو از بین میره. اصلا میرید دکتر میگه تو سالمی پاشو برو بیرون خخخخ

من یجوابی نوشتم گذاشتم تو صفحه شخصی خودم. تو همون قسمت نظرات اعضای خانواده در مورد من

لطفا اون رو مطالعه کنید.


7 سال پیش

نظرتون عالی بود واقعا و احساس میکنم جواب شما رو خوندن در باره سلامتی هدایت خداوند بود چون سوال من راجع به سلامتی جواب داده شد. سپاسگزارم


7 سال پیش

مرضیه خانم از قانون تکامل غافل نشید .

قانون جذب 3 مرحله داره :

درخواست – پاسخ – دریافت

اول شما باید خواسته تونو بشناسید . که برای شما خواسته میشه سلامتی و سالم بودن کامل . بعد که خواسته تونو شناسایی کردید عبارات تاکیدی مثبت در اون مورد بنویسید و با خودتون تکرار کنید . تاکید میکنم عبارت تاکیدیه مثبت یعنی اگه شما بگید دیگه نمیخوام قرص قند بخورم به هیچ وجه مثبت نیست و دیدید که با این کارتون مجبور شدید دوز بیشتر استفاده کنید . شما باید و باید و باید توجه و تمرکزتون روی اتفاقات مثبت باشه و همه ی تجسم ها و عبارات تاکیدی تون هم مثبت باشه و اثری از قرص قند و درد و مریضی و اینا نباشه. چون قانون کائنات دفع نداره و فقط جذب میکنه . مثل این میمونه که من به شما بگم به یه گاو بنفش که زبونشو اورده بیرون فکر نکن . شما مطمئنا اون گاو بنفش رو الان توی ذهنت دیدی . پس به خدا هم همین دیدو داشته باشید. نگید نمیخام قرص بخورم چون این یعنی شما قرص های بیشتری میخوایید و طبق دیالوگ دقیق فیلم راز جهان به شما میگه “فرمان بردارم سرورم” و قرص ها و درد ها و ناراحتی های بیشتری رو به سمت شما میفرسته

شما برای درخواست کردن طوری تصور کن که انگار الان اون چیزو داری . نگو میخام سلامتی کامل داشته باشم بلکه بگو خدایا ازت ممنونم که من در سلامتی کامل به سر میبرم.

جملات تاکیدی و عبارات مثبت رو در مورد سلامتی هر روز با خودت تکرار کن و زمانی رو تجسم که سالم سالمی و فقط از زندگی لذت میبری.

بعد از درخواست هات و عبارات تاکیدی که نوشتی فقط احساستو خوب نگه دار چون احساس و حال خوب کلید اصلیه رسیدن به خواسته ها . به قول خود استاد احساس خوب مساویه با اتفاقات خوب و احساس بد مساویه با اتفاقات بد.

حالتو خوب نگه دار و اون خواسته تو دیگه رهاش کن . خودش درست میشه و یه جایی به خودت میای میبینی نه قرص قندی میخوری ن مراعات میکنی که شیرینی یا قند و شکر کم بخوری . و حالت سلامته سلامته.

امیدوارم هر چه سریعتر حالتون خوب بشه و در سلامتیه کامل از زندگیتون لذت ببرید

سلام دوستان. سلام آیدای عزیز. ممنون از اینهمه حوصله در پاسخ به دوست عزیزمون. منهم سال‌های زیادی از حساسیت فصلی شدید و دیوانه کننده که خواب و آسایش رو از من می‌گرفت رنج می‌بردم. امسال با خودم شرط کردم. که به هیچ عنوان بهش توجه نکنم و خودم رو به طور جدی سرگرم اموری بکنم که لذت‌بخشه. و واقعا امسال کمتر برام دردسر ایجاد کرده. هر سال با شروع ملایم شدن هوا که گاهی حتی قبل از اسفند بود حساسیت من شروع می‌شد و به قدری شدید بود که فعالیت روزانه منو تحت الشعاع قرار می‌داد و با دارو هم به دلیل احساس خستگی و خواب آلودگی شدید راحت نبودم. دیگه از بی‌خوابی های شبانه نگم که استراحت نداشتم. ولی امسال نمیگم کاملا برطرف شده ولی خیییلی کمتر شده و آزار دهنده نیست و مطمئنم که در سال‌های آینده اثری ازش نمیمونه. چون من میخواهم و می‌شود. ??


7 سال پیش

عزیزم بت تبریک میگم و خداروشکر. پروفایل منم بخون. ی سری چوابها برا دوستایی ک در مورد سلامتی پرسیده بودن نوشتم. کامنت شماره 32 و 33 خودم اگر از پایین بشماری.


7 سال پیش

سلام آیدا خانم

خیلی لذت بردم از جوابی که دادید امیدوارم بتونم بهشون عمل کنم

ممنونم

سلام سپاسگزارم همیشه سلامت باشید خیلی مفید بود


7 سال پیش

سلام ایداجان خیلی خوب واضح شرح دادین چه خوبه همه ی دوستان تجربیات خودشون رو با مثال برامون بیان کنن عالی بودعزیزم امیدوارم همه ی عزیزان در صحت و سلامت شاد و موفق وپیروز در دنیا واخرت باشن امین

واقعا سپاسگذارم از پاسخ زیباتون شما امروز هدایت من شدین وجوابمووخیلی قشنگ گرفتم خداروشکر میکنم که اینجام خداروشکر میکنم که عصوی از این خونواده ی بزرگم وازشما دوست خوبم سماسگذارم


6 سال پیش

با سلام ممنون از درک درستتون بابت قوانین امیدورام برای هرکدوم از دوستان که مشکل در باور سلامتی دارنداین تجربیات مفید واقع بشه خدارا شکر میکنم که نتایج خوبی گرفتین از باورهاتون


6 سال پیش

سلام دوستان

میشه منو راهنمایی کنید.من تازه با این سایت اشنا شدم.

من از بچگی از بیماری ترس داشتم و وقتی هم بیمار میشدم فاجعه سازی میکردم و تا حد خیلی زیادی میترسیدم‌.همیشه تا یه چیزیم میشد بدترینها توی ذهنم میمومد.الان هم که بزرگ شدم به همین شکل.سریع متوجه علایم و نشانه های بدنم میشم و ذهنم رو درگیر میکنه که نکنه فلان بیماری باشه!!بعضی ها خودشون خوب میشه ولی بعضی موارد کلی درگیرشون میشم تا برم دکتر خیالم راحت شه!کلا زیادتر از بقیه دکتر میرم !البته خیلی وقتها که میرم دکتر میگه مثلا سرماخوردگی ساده س یا عفونت ساده یا هرچیز ساده ای(یعنی به اون شدتی که میترسیدم نیس)!خلاصه کنم هرچی بیشتر میترسم و بیشتر رعایت نظافت و اینارو میکنم و بیشتر حواسم به بدنم هست بیشتر هم مریض میشم😔

ممنون مبشم اگر کسی کمکم کنه!🙏


6 سال پیش

ممنونم دوست عزیز که تجربه قشنگتون رو در اختیار من قرار دادید


5 سال پیش

آیدای عزیز سلام

برای من که حدودا 17 سال با یک مسئله از این جنس، مواجه هستم و در این مدت، به قول شما با توجه و تمرکزی که روی آن گذاشتم، می توانم به وضوح، گسترده تر شدنش رو ببینم، پاسخ شما که مرا دعوت کرد به اینکه «به جای گذاشتن این همه تمرکز و توجه بر این ناخوشی، توجه و تمرکزم را روی سلامتی و حال خوش بگذارم»، حکم پیام الهی را داشت که این روزها به دنبالش هستم و با خواندن جملات شما، موجی از ایمان و آرامش را در قلبم احساس می کنم؛ انگار که خداوند همین لحظه تمام وجودم را با نور الهی خود شستشو داد و در همین لحظه، حال بسیار خوبی دارم و به قول شما دوست دارم که بابت تک تک همین لحظات که سلامتی در وجودم جریان دارد، خداوند رو صدها هزار مرتبه شکر کنم.

خدایاااااااااااا ممنونم ازت. دوستت دارم

بی نهایت از شما دوست عزیز و خداوند عزیزمان سپاسگزارم که چنین هدایت فوق ارزشمندی را در اختیار من گذاشتید. قطعاً اشخاصی مثل من و شما، متوجه شده ایم که سلامتی، چه نعمت با ارزشی است. اگر هر کدام از ما بهترین امکانات و وسایل و ثروت مادی را هم داشته باشیم بدون نعمت سلامتی، همه آنها کم ارزش یا بی ارزش خواهند شد چون امکان لذت بردن از آنها را آن طور که باید و شاید نخواهیم داشت.

پس هدایت الله مهربان رو که از طریق شما دوست عزیز به دستم رسید به طور خلاصه، مرور می کنم:

1) برداشتن توجه و تمرکز از روی ناخوشی؛

2) متمرکز شدن بر سلامتی و شکرگزاری بابت هر لحظه ی آن؛ و

3) استفاده از تکنیک تجسم و رسیدن به احساس سلامتی واقعی.

ممنونم از شما باز هم ممنون

با آرزوی سلامتی پایدار برای همه مخلوقات خداوند


5 سال پیش

ممنون از شما دوست عزیز، این حرفا کلید گنج سلامتی هستش امیدوارم من هم با قدرت بر سلامتی تمرکز کنم


4 سال پیش

سلام آیدا جان

پیام شمارو بارها و‌بارها خوندم ولی هر مرتبه برام جذابتره آفرین به این روحیه و انگیزه دختر خوب و ناز

منم دوست دارم هر چه سریعتر راحت و طبیعی باردار بشم و توکل کردم به خدای مهربونم‌

ای کاش همه بتونیم به این درجه از ایمان و‌توکل برسیم‌ که براحتی خودمون رو‌ درمان کنیم‌و به جایی برسیم که هیچ وقت بیمار نشیم

برات آرزوی بهترین ها رو‌دارم

در پناه حق


12 ماه پیش

به نام خدای مهربانم

سلام دوست عزیزم خیلی خوشحالم که در سلامتی کامل هستین و این هم از کنترل ذهن و توجه بر زیباییها و شکرگزاری بهتون رسیده احسنت و مرحبا به شما که قانون رو عمل کردین و نتیجه عالی گرفتین

واقعا سخته یکم با این ذهن نجواگر بتونی حواستو و تمرکزتو بذاری روی شکرگزاری و سلامتی دیگر اعضای بدنت

و چقدر خوب عمل کردی و ایمانتون و امید به خدارو از دست ندادین

این یعنی مسیر درست

و جهان چه زیبا به توجه و فرکانس شما جواب داد

خیلی درس خوبی برای من

اینو یه نشونه میبینم برای خودم و هدایت الله مهربان که به من هدیه داد

در پناه خداوند مهربان و هدایتگرم باشین

سالم و ثروتمند و خوشبخت

3

سلام وقتت بخیر احتمالا جوابتو گرفتی منم تجربه ام میگم شاید بکار کسی اومد
من شخصا یک عضو از بدنم درد میگیره به هیچ وجه درمان اولم قرص و دارو نیست با بدنم حرف میزنم مثلا پا.. یا کمر ک اخیرا دیسک گرفتم بهش میگم میدونم خیلی ازت کار کشیدم خیلی مسولیت های سنگین تنهایی هندل کردم و اینجوری با درد داری باهام حرف میزنی و با تپینگ یا ضربه زدن انرژی های مسدود شده و منفی تصور میکنم خارج میشه و دستم روی اون عضو میزارم میگو دوست دارم و تصور میکنم نور زیبای نام شافی الله وارد بدنم شده و دردامو میبره… توی حموم زیر دوش متصور میشم دردام منتقل میشن به مادر زمین…. و مراقبه سلامتی هم گاهی انجام میدم .. جو دیسپنزا کسیه ک توی تصادف چندین مهره کمرش شکست و فلج شدو با انجام مراقبه و تصور و تجسم سلامتی ،به سلامتی جسمانی رسید



1

سلام دوست عزیزم از بابت پاسخ عالی عالی که زحمت نوشتنش رو‌کشیدید سپاسگزارم ، ممکنه در مورد مراقبه کردنتون بیشتر توضیح بدین ، ممنون میشم .

5

یه باور مهم : بدن قادره خودش، خودش رو بازسازی و درمان کنه و با شرایط تطابق بده.


4

به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم
دوست خوبم جهان به اون توجه و فرکانس ما جواب میده شاید به ظاهر حرفی نزنی اما در ذهنت چی میگذره
کلا باید در مورد مریضی خودت و بقیه هیچ حرفی نزنی و توجه تو از روی مریضی برداری و شکر گزاری کنی بابت اعضای دیکه بدنت
شکر گزاری به تنهایی اگر با احساسه خوب انجام بشه بهترین و بالا ترین فرکانس و باور قدرتمند کننده درباره سلامتی و بدست آوردن خواسته هاست هر خواسته ای
شکر گزاری گفتن و نوشتنش خیلی قدرت دارد
بیا و شکر گزاری رو بنویس در روز سه دفعه و هر دفعه هم هر اندازه که میتونی بعد معجزشو میبینی
در سلامتی کامل قرار میگیری و درهایی از نعمت و ثروت به زندگیت باز میشود
با نوشتن شکرگزاری توجه ات از روی مریضی برداشته میشه و توجه ات آگاهانه بر روی زیبایی و داشته هایت می‌رود
و این یعنی کنترل ذهن و وقتی ذهن عادت کنه بعد از مدتی میبینی دیگه سراغی از مریضی و بیماری نیست وجودت سلامتی
در پناه خداوند باشین


14

درود فراوان به استاد عزیز، خانم شایسته نازنین و همراهان توحیدی

چند روز پیش درد لثه داشتم و از استاد یاد گرفتم که هنگام تضاد از خودم سوال کنم.
توی این مدت چه افکاری داشتم؟
به دلیل برنامه سفری که همه چیزِ آن برای من ناشناخته و جدید است، نگران بودم و تمرکزم به جای اینکه روی سلامتی باشه روی این بود که نکنه در سفر بیمار بشم. تمرکزم روی کمبود و ضرر مالی و قضاوت در مورد آدم ها بود. البته همه اینها در ذهنم میگذشت نه اینکه بخوام در موردشون صحبت کنم. اقدامات غلط مثلِ چک کردن قیمتِ پروازها بعد از اینکه بلیت رو خریده بودم و مقایسه این تور با بقیه تورها. بدگمانی راجع به چیزهایی که در مورد آنها اطمینان نداشتم. دو دو تا چهار تا کردن قبل از سفر.
احساسات: نگرانی. شک و تردید.ترس از ناشناخته ها. عصبانیت.
خُب وقتی این شکلی پیش رفتم، نتیجه هم اومد . جسم پیام داد که داری مسیر رو اشتباه میری و به شکل درد لثه خودش رو آشکار کرد. با اینکه قبلا دکتر رفته بودم و گفته بود چیزی نیست اما دوباره خودش رو نشون داد.
دوباره رفتم دکتر. دوباره عکس گرفتم و باز گفت چیزی نیست. گفت دارو بخور که اگر عفونتی در سینوس باشه رفع بشه. شک و تردید اومد سراغم که شاید درست تشخیص نداده و برم یه دکتر دیگه.
تجربه ی ناخوشایندِ گذشته در ذهنم مرور میشد که قبلا درد دندون گرفتم و کار به جای بد رسید و نگرانی مدام در مورد این مساله که در سفر چی میشه.
بعد از مراجعه مجدد به دندون پزشکی ،درد بیشتر شد. چون موقع معاینه به لثه ام فشار اومد.. حرف زدن در مورد این درد با دیگران و توجه به آن، موجب تشدید درد شد.
خب باید چه کار می کردم ؟
از خودم پرسیدم قانون چی میگه؟ قانون میگه به هر چی توجه کنی بیشتر به سمتت میاد.قانون میگه خودت خالق زندگی ات هستی. همه چیز انرژی هست که شکلی نداره و ما داریم بهش شکل میدیم. به جای تمرکز روی مشکل ، روی راه حل متمرکز باش. به جای تمرکز روی بیماری، روی سلامتی متمرکز باش. قدردان سلامتی باش به ویژه وقتی در حال خوبی هستی. به خواسته ها و زیبایی ها و داشته هایت ،توجه کن.
شک و تردید ول نمیکرد و صدای ذهن میگفت برو پیش یه دکترِ دیگه. بهش میگفتم از کجا معلوم رفتن پیشِ دکترِ دیگه ،اوضاع رو بهتر میکنه ؟ من از خدا خواستم که ساده ترین راه رو جلوی رویم قرار بده. از خدا خواستم از انجام کارهای بیهوده یا هزینه های بیهوده جلوگیری کنه و خودش در قالب همین دکتر بهم بگه چه کار کنم. خب حالا دکتر گفته چیزی نیست و دارو بخور. پس چرا اعتماد نمیکنی؟
باید از خودم سوال کنم چرا میخوام برم پیش یک نفر دیگه؟ به خاطر اینکه مطمئن نیستم و میخوام تاییدیه بگیرم. این هم مثل انتخابِ رشته ارشد هست. از خودم در مورد تصمیمم مطمئن نبودم و دائم از دیگران میپرسیدم. چون نمیخواستم اشتباه کنم. چون دیگران رو از نظر فهم و درک بالاتر از خودم میدونستم. میرفتم سراغ آدم های مختلف تا چیزی بگن که آروم بشم. در نهایت آروم نمیشدم. چون باید در درونم درست میشد. اینجا هم همینه. اگر سراغ پزشکِ دیگری بری، دو تا حالت پیش میاد. ۱. باز هم همین وضعیت رو داری و شک و تردید ادامه پیدا میکنه . ۲. اگر آروم بشی، موقتی هست و از پایه و اساس درست نشده و دوباره تکرار میشه. از طرفی وقتی خودت رو در مسیری قرار میدی که به خاطر شک و تردید، از دیگران اطمینان رو به دست بیاری یعنی داری به دنیا اعلام میکنی که از این جنس اتفاقات رو میخوای و اگر این بار این مساله به ظاهر تو رو آروم کنه ، دوباره مشابه آن جای دیگه ای تکرار میشه. میخوای این طوری بشه؟ نه
دوباره نجوای ذهن اومد و گفت :اگر ولش کنی و مطمئن نشی، دردسر میشه. تو باید بری دنبال راه حل. .یعنی داشت در قالبِ راه حل خودش رو نشون میداد . میگفت یادته سری قبل چه بلایی سرت اومد؟ برو سراغ یکی دیگه که مطمئن بشی. فقط روی یک نفر حساب نکن. شاید این شخص اشتباه تشخیص داده باشه.
بهش گفتم من کاهلی نکردم . چند بار رفتم و هر بار گفت چیزی نیست. از طرفی از خدا خواستم که ساده ترین راه حل رو از طریق همین فرد به من نشون بده.از کجا معلوم یکی دیگه تشخیص درست بذاره؟ از کجا معلوم تشخیصِ این شخص درست نباشه و فرد جدید اشتباه نگه؟ دفعه قبل که اون اتفاقات روی داد من از قانون هیچی نمیدونستم . اون روزها من در شرایط فرکانسی افتضاح بودم. سراسرِ زندگیم ترس و تردید و نگرانی بود. با فردی زندگی میکردم که مشکل داشت. و روی خودم کار نمیکردم. درکی از خدا و سپاسگزاری نداشتم. اما الان من در یک مدار دیگه هستم. تقریبا هر روز دارم روی خودم کار میکنم. سپاسگزاری میکنم. خدای واقعی رو شناختم. احساسات خوب زیادی رو تجربه میکنم . بنابراین طبق قانون نمیشه که نتیجه مثل وقتی باشه که من به شدت سقوط کرده بودم. معلومه اون بموقع باید نتیجه به همون شکل میشد. اما الان به شکل دیگه ای میشه. چون مرتب دارم روی کنترل ذهن کار میکنم و در مدار بالاتری هستم ،پس نتیجه خیلی متفاوت تر از قبل میشه. قانون این رو میگه.
بعد از گفتگویی که بین من و ذهن رد و بدل شد، رفتم سراغ بخشِ عقل کل در سایت و سوال و جوابها رو خوندم. جوابها عالی بود. تجارب چند نفر از دوستان این بود که (بیماری هایی داشتند که بهترین دکترها نتونسته بودند تشخیص دهند و بعدا وقتی افرد بیمارقانون رو فهمیدند و ذهن شون رو کنترل کردند درمان شدند و حتی داروهایی که مصرف می کردند را کنار گذاشتند.). چقدر این جمله به من کمک کرد. داره میگه راه درمان به تخصص و مهارتِ دکترش نیست. به فرکانس خودت وابسته هست . پس من چه جوری میخوام برم سراغ یکی دیگه و مطمئن باشم داره درست تشخیص میده . فقط خدا هست که از بدنِ من آگاهه.
اینها نمونه های عینی هست که برای ذهنم منطقی بشه سراغ دکترهای متعدد نرم و حتی بدون دارو حل بشه. خودم هم الگوی خوبی هستم. از وقتی روی باورهام کار کردم و کانون توجه ام رو تغییر دادم، به لطف خدا بیمار نشدم و چند سال هست که دارو مصرف نکردم و حتی اگر علائم خفیفی از سرماخوردگی اومد، خیلی سریع خودش رفع شد. خدایا هزاران بار شکرت.
و اما در مورد مصرف دارو به این نتیجه رسیدم که صفر و یک نگاه نکنم. اگرترجیح میدم که دارو نخورم به این دلیل هست که دارم این باور رو در خودم تقویت میکنم که بدنم بزرگترین کارخونه داروسازی رو داره و خودش هوشمند هست و روند بازسازی رو به طور طبیعی میدونه. نیازی نیست ذهنِ من مداخله کنه . بنابراین جایی که خودم احساس میکنم نیاز به خوردن دارو نیست، نمیخورم و این کار رو برای حفاظت از بدنم انجام میدم تا دچار عوارض جانبی نشه. از طرفی گاهی انسان به خاطر ارسال فرکانس های نامناسب و ماندن در حسِ منفی و خارج نشدن از مدار ناخواسته ، دچار مشکلاتی در جسم میشه که لازم هست دارو مصرف کنه. مثلا فرد دچار عفونت شده، هنوز هم یاد نگرفته که چطور با تغذیه سالم و کنترل ذهن و ایجاد باورهای مناسب، از مدار بیماری بیرون بیاد و همین جور داره مسیر اشتباه رو میره ، اینجا لازمه که دارو مصرف بشه و از علم پزشکی کمک بگیره تا عفونت رو با دارو از بین ببره. چون هنوز به این آگاهی نرسیده که ذهنِ خودش، بیماری رو خلق کرده و میتونه سلامتی رو هم خلق کنه. به نظرم استفاده از علم پزشکی برای فردی که هنوز تکاملش طی نشده خیلی هم عالیه و جای قدردانی داره. چون به این وسیله داره به جسم کمک میکنه. یعنی در هر دو مورد چه استفاده از دارو چه عدم استفاده از دارو باید هدفمان را کمک به جسم و احترام گذاردن به آن قرار دهیم و هر روشی را که انتخاب میکنیم همراه با احساس خوب باشه نه با شک و تردید و نگرانی.
از چه زاویه ای نگاه کنم که نگران آینده نباشم؟
نگرانی در مورد آینده، یعنی نگرانی در مورد چیزی که وجود نداره. احمقانه هست ، نه؟
مثلِ این میمونه که بگم من راه نمیرم چون نگران هستم که زمین بخورم . در واقع ذهن میاد یک تصویر خیالی رو به بدترین شکل خلق میکنه و جوری آن را واقعی نشون میده که ما باورش کنیم و فکر کنیم حقیقی هست. انگار که که یک فیلم سینمایی ببینیم و تصور کنیم که حقیقی هست . در حالیکه همه اش بازی ِ یک سری آدم هاست که از قبل این نمایش رو اجرا کردند و ما الان داریم این نمایش رو میبینم در حالیکه در دنیای واقعی فردی که در فیلم بیمار شده ، کاملا شاد و سرحال است و داره از زندگی لذت میبره ولی ما بیماری او را در فیلم باور کردیم و نگرانش هستیم. نگرانی در مورد سناریوی ذهن برای اتفاقات آینده و فکر کردن به آن و دنبال راه حل بودن برای چیزی که وجود نداره ،همین قدر احمقانه است که بخواهیم در مورد رویدادهای یک فیلم سینمایی نگران باشیم و به دنبال حل مسائلی باشیم که در فیلم رخ داده و واقعی نیست . از طرفی نود درصد نگرانی های ما در مورد آینده به وقوع نمی پیونده مگر اینکه سالیان طولانی در مورد آن موضوع، فرکانس نامناسب ارسال کرده باشیم و خودمون رو به مدت طولانی در احساس بد نگه داشته باشیم. چون اگر قرار بود بابتِ هر فکر منفی ، رویداد ناخوشایند رو تجربه کنیم که دیگه سنگ روی سنگ بند نمی شد و کل هستی می پاشید. قانون بخشایش همواره فراتر از قانون کارما هست و خدا فرصت می دهد . نمونه منطقی هم در این مورد مثال هایی هست که از خودم دارم . بارها در مورد موضوعاتی راجع به آینده نگران شدم اما هیچ کدام اتفاق نیفتاده. مثلا دوره لیسانس به علت سخت گیری های دانشگاه، خیلی نگران بودم که نتونم مدرکم رو بگیرم و البته این نگرانی به خاطر باورهای غلط بود . اما نه تنها مدرکم رو گرفتم که ترم های آخر همه چیز برام خیلی ساده شده بود. یا ۲۵ سال پیش به شدت در مورد از دست دادنِ یکی از عزیزانم نگران بودم با اینکه بیماری و مساله خاصی نداشت و شکر خدا هم اکنون در قید حیات است. یا نگرانی در مورد عدم ِ بهبودِ بعضی بیماری ها برای خودم و دیگران که هیچ کدام دائمی نبود و همگی بهبودی رو به دست آوردیم در حالیکه در همه این موارد ذهن جوری مساله رو نشون میداد که بدترین حالت اتفاق میفته ولی همه فریبکاری ذهن بود تا احساسِ من رو منفی کنه و من رو به طرف تیمِ شیطان سوق بده.
در مورد نگرانی های ادامه دار که سالیان طولانی خدا فرصت داده و نتونستیم ذهن رو مدیریت کنیم و مدتها در حس منفی، خودمون رو نگه داشتیم و زمانی میرسه که کائنات طبق قانون، آن فرکانس رو شکل میده و ما را با اون مواجه میکنه هم ، نباید نگران باشیم. چون اولا قابل تحمل هست حتی اگر آزاردهنده باشه . و وقتی باهاش مواجه میشی دیگه ترست میره. دیگه برای همیشه از شرِ اون نگرانی خلاص میشی. و در کنارش خواسته ها واضح میشه و یک عالمه درس برای پیشرفت داره. یعنی این قدر خدا کارش دقیق و درست هست که حتی با مواجه کردن با چیزی که مدتها ازش میترسیدیم میخواد ما رو نجات بده. چون نگرانی و ترس، بدتر از خودِ واقعه هست. و به محض اینکه متوجه ایرادِ خودمون بشیم و دوباره به سوی منبع برگردیم، از اون وضعیت به شکل معجزه آسا خلاص میشیم و همیشگی نیست. . حالا ممکنه شرایط به گونه ای باشه که در مورد موضوعی مدتی نگران باشیم و از طرفی تلاش هم در زمینه کنترل ذهن میکنیم. به میزان کاهشِ نگرانی و مدت زمانِ ماندن در حالت تضاد، رویدادها خلق میشن. حتی اگر نگرانی وجود داشت و در کنارش تلاش هم در جهت خلق زیبایی ها و تمرکز روی نکات مثبت هم وجود داشت ، رویداد منفی به گونه ای خلق میشه که اذیت نشیم و خیلی راحت باهاش برخورد کنیم و اتفاقا به نفع ما هم بشه یا اصلا برامون خنده دار بشه و بگیم همین بود که ازش میترسیدم و نگرانش بودم؟ اینکه چیزی نیست. چقدر برای خودم بزرگش کرده بودم.
من همه این موارد رو تجربه کردم و نوشتم که به یاد بیارم که نگرانِ نگرانی نباشم. قرار نیست فاجعه ای صورت بگیره و همه چیز گذرا هست و همین گذرا بودن ما رو از نگرانی درمیاره. وقتی دائمی نیست پس چرا نگران باشم. .؟
با همه اینها آدم عاقل و آگاه ، نمیذاره کار به اینجا بکشه و از همان اول وقتی به تضاد برخورد میکنه با کار روی ذهن و به کار بردن راهکارهایی که احساس خوبِ پایدار را ایجاد کنه ( استاد بارها در مورد این راهکارها صحبت کردند) خودش را از خلق رویداد ناگوار آزاد میکنه. اگر ذهنمون رو مدیریت کنیم ،هم نگرانی ها برطرف میشه هم زیبایی ها، شادی ها و سلامتی رو تجربه میکنیم. بستگی به میزان تلاش ما در این زمینه، میزان ایمانمون به خدای واحد و طی کردن تکاملمون داره. بهتره خودمون رو سرزنش نکنیم و به خودمون فرصت بدیم که تدریجی رشد کنیم.
موضوع دیگه ای که لازم هست بهش بپردازم اینه که زیادی ذهنم این سفر رو بزرگ کرده بود. نباید اجازه بدم ذهنم یک رویداد رو این قدر پررنگ و مهم جلوه بده که آسایش رو از من بگیره.هر چی بیشتر موضوعی رو بُت کنم ، کار سخت تر میشه. به ذهنِ محدودم میگم زیادی این سفر رو جدی گرفتی. این هشت روز که هنوز هم نیامده ، بخشِ بسیار کوچکی از روند زندگی هست.به ۴۸ سالی که گذشت نگاه کن.( الان ماه تولدم هست و ۲۹ بهمن ۴۸ ساله میشم.) ۴۸ ساااال. هر سال معادل ۴۸ هفته است. (عههه .چه جالب یکی شدن سنم با تعداد هفته در یک سال. ). حالا ۴۸*۴۸ میشه ۲۳۰۴ . یعنی من تا الان ۲۳۰۴ هفته را پشت سر گذاشتم . یک هفته در برابر ۲۳۰۴ هفته . میدونی یعنی چی؟ یعنی این ۸ روز در برابر سنی که داری ، در برابر ۴۸ سالی که تا الان گذروندی یک عدد اعشاری بسیار کوچک یعنی خیلی کمتر از یک میشه. فقط بهش فکر کن. آیا ارزش این همه نگرانی و این همه بالا و پایین کردن رو داره؟ خنده داره واقعا. ببین ذهن چطور گولت میزنه و بزرگش میکنه. کلِ زندگی زمینی مثل یک صاعقه هست و به یک چشم به هم زدن میگذره. اون وقت ذهنِ منفی نگر، این چند روز رو آن قدر برای من طولانی کرده بود و ظاهرش رو آنچنان سخت نشون میداد که میخواست منصرفم کنه. منصرفم کنه از تجربه چیزهای جدید و خارج شدن از دایره امن. اما دستش برای من رو شده. از طرفی هدف ما در زندگی تجربه جهان مادی و یادگیری و گسترش آگاهی هست و همه رویدادها یک فرصت برای تجربه شکل است. پس چه خوبه به جای نگرانی یاد بگیریم و لذت ببریم.
کار دیگری که انجام دادم قدرشناسی از خداوند و بدنم بود. به بخشهای سالمِ بدنم فکر کردم. یعنی به ۹۰ درصد که سالم است و آن ده درصد هم چیز مهمی نیست. به وقت بیماری، سپاسگزاری در مورد سلامتی ،یک مقدار سخت میشه . اما کاری که من انجام دادم این بود که وقتی مثلا دستم درد میگرفت با خودم میگفتم خدایا شکرت که دست دارم. یا وقتی لثه ام درد گرفت به خودم گفتم خدایا شکرت که سایر اجزای دهانم سالم است مثل زبان ، دندان ها، لبها و خدایا شکرت که میتونم به طور طبیعی غذا بخورم و لذت چشایی رو دارم. و سپاسگزاری کردم از سایر اجزای بدنم که سالم است و آنها را دارم و طبیعی هستم.
خدایا هزاران بار قدر دانم برای آگاهی هایی که به من میدهی. برای توانایی درست اندیشیدن در جهت خلق زندگی زیباتر و راحت تر.
و الان که این کامنت رو بعد از گذشتِ دو روز از شروعِ نوشتن و تفکر پیرامون قوانین دنیا، به اتمام رساندم به لطف خدای مهربان نه تنها دردی رو احساس نمیکنم که از شک و تردید و نگرانی رها شدم و با اعتماد به خداوندی که همیشه همراه و هدایتگر من است پیش میروم . دارویی مصرف نکردم و به پزشک دیگری هم مراجعه ننمودم .
تنها میتونم بگم هزاران بار قدردان خدایی هستم که بهترین راهنما و هدایتگر من است ، بهترین حافظ و مراقب من ، بهترین پزشک و قدرتمندترین درمانگر و شفادهنده من است و بهترین رفیق و یاور ِهمیشگی.
خدایا شکرت که هستی . خدایا شکرت که دارمت. که من با تو همه چیز هستم و بدون تو هیچ



2

12 ماه پیش

سلام سرکار خانم

واقعا توضیحاتی تان کامل و جامع بود و از چند منظر در خصوص سلامتی توضیح دادید.

سپاس بیکران خدا رو که دوستان فرهیخته در این سایت نورانی وجود دارد که دیگران از تجربیات آنان استفاده می کنند.

همیشه در پرتو عشق و نور الهی باشید🙏🙏


11 ماه پیش

واقعا لذت بردم ممنومم از زمان باارزش تون گذاشتید

7

سلام دوست عزیزم
انشالله همیشه سالم و پر انرژی باشید
ب نظر من درسته باورها باید تغییر کنه ولی مهم تر از اون باید بفهمیم چی ب بدن میدیم مثل این که سم بخوریم و بگیم برای من هیچ مشکلی پیش نمیاد این خیلی مهم که چی ب بدنت میدی بخور و نتیجه چی میشه درسته باور تاثیر داره ولی از همه مهم تر دادن مواد غذایی ب بدنه من تازه دارم میفهمم که چقدر خوبه کنترل داشته باشی روی خودت درسته استاد میگه که بچه ها روح غذا میخواد این هم افکار مثبت میخواد تا ورودی مثبت نتیجه مثبت و عالی میگیری
وقتی ورودی چه باور چه مواد غذایی را عالی بدی صد در صد خروجی عالی میگیری
من ب شما پیشنهاد میکنم فایل های رایگان قانون سلامتی نگاه کنید و نتیجه بچه ها را بخوانید و بعد انشالله قانون بخرید



1

1 سال پیش

من از این جمله تون خیلی خوشم اومد دست شما درد نکنه خانم جمشیدی گرامی:

وقتی ورودی چه باور چه مواد غذایی را عالی بدی صد در صد خروجی عالی میگیری

وافعا چقدر زیبا و مطمئن هیالورونیک آدمو راحت و آسوده میشه

اگر ورودی عالی باشه صد درصد خروجی هم عالی میشه …

خیلی ازتون ممنونم و تشکر میکنم که ذهنیت و باورهای مثبت و عالیتون رو با ما بچه های سایت به اشتراک میزارین مخصوصا ابن جمله تون خیلی خیلی برام‌زیبا بود

یه جورایی خیال آدمو راحت کردین با این جمله زیبا …

کافیه فقط ورودی رو کنترل کنم اون وقت خرجی عالی خواهد بود

ممنونم ازتون خانم جمشیدی گرامی بابت این باور و این اشتراک گذاشتن ته ذهنتون …

در پناه الله یکتا شاد پیروز و موفق و سربلند و ثروتمند باشید

5

درود. من باور دارم که ذهن من هوشمند است و به درخواست‌های من برای بهبود و درمان هر درد حتما پاسخ مثبت می‌دهد.من ۲۰ سال تیروئید داشتم و دارو مصرف میکردم. اما لا همین باور تیروئیدم رو درمان کردم و کاملا نرمال شد به لطف خداوند


38

با سلام دوستان هم فرکانس
من حدود 4 سال هست قانون جذب رو می دونم و الان حدودا یک سال هست به سایت استاد شگفت انگیزم عباس منش اشنا شدم و خیلی سریعتر و بهتر و عالی تر مطالب رو می گیرم و من طی 4 سال اصلا دکتر نرفتم و اعتقادی به دوا و دتر ندارم ببینیم دوستان بدم انسان اصلا به هیچ عنوان مریض نمی شود فقط فکر انسان هست که همیشه دنبال مریضی و افکار منفی و… هست اصلا به مرضی تمرکز نکن فقط به احساس خوب و شادی درونت توجه و تمرکز کن بعد از چند روز می بینی که حالت خوب و احساس خوبی دارید این یعنی جاذبه ، این یعنی نعمتی که خدای برزگ و بخشنده جلوی هر انسانی گذاشته ولی ما انسانها از خودمون و خدای خودمون غافلیم بی نهایت سپاسگزارم از اینکه به خودم جرئت دادم به این سوال پاسخ بدم در حالت کلی من خود تشکر و سپاسگزاری در من نهادینه شده و هر لحظه ذهن ناخودآگاه من در حال تشکر و سپاسگزاری هستش .
بی نهایت از سایت شگفتی آور و عالی استاد جان و خانم مریم عزیز بی نهایت سپاسگزارم
به نظرم من هر کسی که هدایت میشه به این سایت یه روزی از خدا طلبیده که به راحتی وارداین سایت شده و از آموزنده های بی نهایت سرنوشت ساز استفاده کنه و زندگیش رو به طور عالی جلو ببره و تا بی نهایت فرصت هست از زندگیست عالی و خوب و با احساس شادی استفاده کن
والسلام فقط در لحضه زندگی کردن می چسبه و السلام
بی نهایت از خدا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
بی نهایت از شما هم فرکانسی های عزیز سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزرام
بی نهایت عوامل پشت پرده سایت شگفت انگیز و شگفت اور سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
بی نهایت از خودم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم که هر روز حدود 2 ساعت در سایت توجه و تمرکز می کنم تتا یاد بگیرم بهتر زندگی کنم
به امید آینده عالی…


97

با سلام
من همان شخصی هستم که بالای ۱۵ سال است اعتقایی به قرص و بیماری ندارم
و همیشه وقتی به انسان بیماری بر می خورم یا به بیمارستان برای عیادت کسی و یا به هر صورتی با بیماری برخورد می کنم ، این باور به یادم می آید
یعنی همیشه در برخورد با این حالات گفته شده من یک تضاد را می بینم که خواسته ی این باور را که الآن می نویسم در من بیشتر و بیشتر می شود :
من باورکردم که در تک تک سلولهایم چیزی جز خودِ خداوند حضور ندارد
پس برای این جسم که چیزی جز خدا نیست ، بیماری و درد و ناخوشی بی معناست
آن قدر خدا را درآن نسبت داده ام که وقتی کسی در هرجایی، در هر مکانی، در خانواده و در پیرامونم ، صُحبت بیماری می کند ، بلافاصله ذهنم می گوید چقدر خنده دار است ،
مگر خدا بیمار می شود ؟
اعضای خدا که بیمار نمی شود
خدا که درد ندارد
خدا که ضعیف نمی شود
خدا عین سلامتی و تندرستی و خوشبختی است
واقعا و واقعا من با این باور احساس میکنم هیچ فاصله و هیچ شیاری بین من و خداوند نیست
و انگار که خودش هستم و نتیجه اش هم معلوم است
که از ۲۰سال پیش تا حالا چندبار سرما خوردم و اصلا شاید چندساعت دوام نیاورده و از ۳سال پیش که با قانون آشنا شدم که حتی هوایی از بیماری هم نزدیکم نیامده
ودر کل بسیار بسیار بسیار با خود در صُلح هستم
من با این باور واقعا تنها اعتقاد دارم تا ابد در سلامتی و تندرستی هستم .
شاد و سلامت و پیروز باشید .



4

4 سال پیش

آقای ابودردلئی عزیز . بسیار از خواندن کامنت شما لذت بردم …

چیز جز خدا در سلول های من نیست… تمام وجودمان خداست … و خداوند بیمار نمیشود . خسته نمی شود و ناتوان نمی شود …. سپاس گزارم از شما … هرروز سالم تر و شاداب تر باشید

علی آقای عزیزسپاسگزارم

دیدگاه شما واقعا به آدم حس قدرت میده

ناخودآگاه حس قوی بودن وجودمو گرفت

کلا همیشه دیدگاه هاتون سرشار از امید وپیام هست

ومن کلی استفاده کردم

کاملا درس گفتید ✔️💚خدا هرگز بیمار نمیشه ✔️💚


3 سال پیش

سلام ابودردائی عزیز

دوست هم فرکانسی ام

من کامنت های شمارودنبال می کنم مدتی هست خیلی کم کامنت میذارین امیدوارم هرجاهستیدشادوسلامت وثروتمند باشید

من باورهای قدرتمندکننده سلامتی دیگردوستان روهم خوندم ولی باباورهای سلامتی شماارتباط بیشتری برقرارکردم هرروزصبح هم بارهاتکرارمی کنم وهم می نویسم هم لذت میبرم وهم حال دلم بسیارخوب میشود

دوست دارم اینجاهم تکرارکنم تاردپایی برای سلامتی وتندرستی پایدارم گذاشته باشم .

« من باوردارم که درتک تک سلولهای بدنم چیزی جزخداوند حضور ندارد

خداوندبیمارنمیشود

خداونددردندارد

خداوندضعیف نیست

خداوندعین سلامتی ، عین تندرستی ، عین خوشبختی وعین آرامش است

من بااین باوراحساس می کنم هیچ فاصله وشیاری بین من وخداوند نیست

وانگارکه خودش هستم

من کلاباخودم بسیاربسیاردرصلح هستم

وباوردارم که تاابددرسلامتی وتندرستی هستم »

چون بدن ماازجسم وروح (الهی) تشکیل شده من بااین باورهای سلامتی وتندرستی مثبت وعااااالی حال دلم بسیارعااااالی میشودوناخودآگاه لبخند به لبم میآیدآن قدرتکرارمی کنم تادرجانم بنشیند ومانندشماوقتی بیماری میبینم ناخودآگاه باخودم بگم مگربیماری وجود دارد؟

ابودردائی عزیزمن قبلااین کامنت شماروخونده بودم ولی تااین حدارتباط برقرارنکرده بودم چون درمداراین آگاهی های سلامتی وتندرستی نبودم اکنون عزمم راجزم کردم تاهمیشه تکرارکنم تامانندشماتاابددرسلامتی وتندستی باشم .

خدایااااااا شکررررررت بخاطراین علم ودانایی سلامتی وتندرستی .

ازشماهم دوست وهم فرکانسی عزیزسپاسگزارم .

موفق باشید🌈🌈🌈


1 سال پیش

سلام و درود

چه باور قشنگی در تک تک سلولهای من خدا وجود دارد خدا که سرما نمیخوره

خدا که مریض و بی‌حال نمیشه

خدا که ضعف و درد نداره

خدا عین سلامتی و شادابی و عشق و نور و انرژی هست

پس من همیشه همیشه در سلامت کامل هستم سلامتی طبیعی ترین چیزی هست که باید وجود داشته باشد من عاشق خودم و سلولهای بدنم که خدا هستند، هستم .خدا عاشقتم

ممنونم از شما که این باور قشنگ و به من هدیه دادید تحسینتون میکنم با این نوع افکار سلامتی و از خداوند سلامتی و سعادتمندی و شادی را آرزومندم

130

بیماری یک وضعیت ذهنی است و تمام وضعیت ها در این دنیای شکل و فرم مدام در حال تغییر هستند
هیچ وضعیتی ثابت و پایدار نیست ، اگر فکر میکنیم وضعیت های زندگیمان مانند سلامتی ، روابط ، ثروت و … ثابت هست ، در حقیقت این گونه نیست ، دلیل ثبات ظاهری کیفیت وضعیت های زندگی (مانند وضعیت سلامتی ، ثروت ، روابط و …) تکرار آن وضعیت هست ، یعنی اگر به عنوان مثال یک بیماری در جسم و جان شما رسوخ کرده است ، دلیلش این هست که شما یک وضعیت و ساختار ذهنی را تکرار میکنید ، در واقع سبک زندگی شما به گونه برنامه ریزی شده است که نتیجه ی سبک زندگیتان در حوزه ی سلامتی ، آن بیماری هست که تجربه میکنید.
خود زندگی بی شکل و فرم هست ، لایتناهی هست ، لایتناهی نه به معنای مقدار خیلی زیاد ، بلکه به بدین معنا که هیچ اندازه و مقداری برای زندگی قابل تعریف نیست ، بزرگ و زیاد بودن در مقابل قطب متضادش ، یعنی کوچک و کم بودن قابل تعریف و سنجش هست ، اگر بزرگی هست ، پس کوچکی هست که نسبت به آن سنجیده شده است…
سلامتی و قطب مخالفش یعنی بیماری هم دو وضعیت از زندگی هستند ، جایی که وضعیت سلامتی نیست ، قطب مخالفش یعنی بیماری هست
در کتاب رویاهایی که رویا نیستند این آگاهی بر قلب و جان استاد عباسمنش الهام شده است که روشنایی منبع دارد ، اما تاریکی منبع ندارد ، یعنی تاریکی به معنای غایب بودن منبع نور هست
سلامتی و بیماری هم چنین وضعیتی دارند ، یعنی سلامتی منبع دارد و بیماری به معنای غایب بودن منبع سلامتی است.
این آگاهی ها را یادآور شدم تا بارقه ای بر وجود ارزشمند و پر نورتان زده شود و امید است به یاد بیاورید که شما خود منبع سلامتی هستید ، شما کائنات هستید که در شکل و فرم انسان بودن خودش را تجربه میکند من ، شما ، سیارات و کهکشان هایی که به ظاهر بسیار از ما دور هستند همگی یکی هستیم ، همه شکل و فرم هایی هستیم که در یک چیز باهم یکی هستیم و آن بودش و وجود ماست ، ما وجود داریم و وجود ما بر هر چیزی تقدم دارد.
اما در مورد اینکه چرا وضعیت جسمی شما ، معقوله ای به نام بیماری را تجربه میکند ، مقداری اطلاعات و آگاهی های فیزیک کوانتوم و علم عصب شناسی و نورولوژی میتواند مفید باشد و در تغییر نگرش و برنامه ریزی ذهنیتان یا همان باورهایتان به شما کمک کند و اگر آمادگی اش را داشته باشید اصل خود را به یاد می آورید و مهر تاییدی بر این آگاهی ها در وجودتان زده میشود ، همانطور که خود من تجربه اش را داشته ام و هدایت شدم به رهایی از یک وضعیت بیماری گوارشی نادر ، که از نظر علم پزشکی درمان ندارد و فقط باید با قرص و دارو کنترل میشد.
مهمترین موضوع در بیماری هایی که در جسم و جان ما رسوخ کرده اند این است که ما بعد از مشاهده ی یک سری علائم به دکتر مراجعه میکنیم و دکتر بعد از بررسی و معاینه و آزمایش و … ، به ما برچسب یک بیماری میزند ، در واقع ما دیگر یک انسان نیستیم ، ما یک بیمار هستیم و بیشتر از هر کسی خود ما باور میکنیم که بیمار هستیم ، خودمان را از دریچه ی آن برچسب هایی میبینیم و احساس میکنیم که دکتر ، جواب آزمایش و … به ما زده اند ، این یکی از مهمترین دلایل تکرار وضعیت بیماری در وجود ماست که حتی برای چنین وضعیتی هم برچسبی داریم به اسم بیماری مزمن.
دوست من بیماری وجود ندارد ، بیماری فقط یک وضعیت ذهنی ، عصبی است که بر جسم و کالبد ما تاثیر میگذارد و سلول های بدن ما را دستخوش تغییر و تحول میکند.
بیماری مانند یک مشکل نرم افزاری است ، یعنی اگر تصور کنید ذهن و افکار شما مانند نرم افزاری هست که بر وجود شما نصب شده است و جسم و کالبد شما سخت افزاری هست که تحت تاثیر نرم افزارهای ذهنی قرار میگیرد ، شاید درکش برایتان ملموس تر باشد
ما زمانیکه بیمار میشویم ، قبل از هر چیز باید به این توجه کنیم که یک ایراد نرم افزاری در ذهن ما رخ داده است ، به عنوان مثال فردی که کمبود عزت نفس دارد ، نیاز به جلب توجه و ترحم دیگران دارد ، ناخودآگاه سیستم برنامه ریزی ذهنی اش به سمتی پیش میرود که بیمار بشود و دیگران بیشتر بهش توجه کنند ، براش کمپوت و ساندیس و گل بیارن ، شاید به ظاهر خنده دار باشد ، ولی واقعا همین موضوع به ظاهر خنده دار و شاید بی ربط ، یکی از دلایل تمایل ما در ناخودآگاه برای بیمار شدن است ، چون با بیمار شدنمان عزیز میشویم ، بیشتر مورد توجه قرار میگیریم ، این یکی از مواردی هست که میتواند برنامه ریزی ذهنی ما را جوری دستخوش تغییر کند که جسممان بیمار بشود ، به نظر من این یکی از دلایل اصلی بیماری های دوران پیری و کهن سالی است ، چون فرد کهن سال احساس میکند دیگر ارزش مصرفی ندارد ، به عبارتی دیگر به درد نمیخورد و کسی بهش توجه نمیکند ، بنابراین با بیمار شدن جسمش افراد بهش توجه میکنند ، ازش پرستاری میکنند و … (البته این یکی از دلایلش است ، دلایل دیگر شاید در حوصله ی این متن نگنجد…)
علم پزشکی در سال های اخیر بیشتر روی این موضوع متمرکز شده است و یه جورایی بیشتر تایید کرده است که منشا 99 درصد بیماری های ما ریشه ی عاطفی و روانی دارد (حتی آن یک درصدی هم که ممکن است به خاطر مشکلات مادرزادی بوده باشد ، شواهدی وجود دارد که افرادی توانسته اند ژن های بدنشان را تغییر دهند و مشکلات مادرزادی را هم برطرف کنند.)
به عنوان مثال احساسات منفی مانند غم و اندوه ، احساس قربانی شدن ، ترس ، نگرانی ، استرس و …
سیگنال هایی را به سلول های بدن ما ارسال میکند که نتیجه اش بهم خوردن نظم و انسجام کارکرد سلول های بدن است ، اگر دقیق تر در مورد این موضوع صحبت کنیم : بدن ما بزرگترین داروخانه ی جهان است ، غده ای در مغز ما هست به اسم هیپوتالاموس که این غده کارخانه ی تولید واحدهای سازنده ی پروتئین به اسم پپتید های نورونی هست ، یعنی روند بدین شکل است که افکار غالب ما یا همان باورهای ما شبکه های نورونی در مغز ایجاد میکنند که این شبکه های نورونی با هر بار روشن و فعال شدن سیگنالی را به غده ی هیپوتالاموس مخابره میکنند و غده ی هیپوتالاموس بر اساس آن سیگنال آمینواسیدها رو جوری ترکیب و جمع میکنه که پپتیدهای نورونی متناسب با آن افکار و الگوهای ذهنی تولید بشود و این مواد بیوشیمی توسط غده ای به اسم غده هیپوفیز وارد جریان خون میشود و به سمت سلولهای بدن سرازیر میشود و اگر ما یک سری افکار رو به مدت طولانی داشته باشیم ، به عبارتی یک سری شبکه های نورونی خاص رو هر روز روشن کنیم ، اتفاقی که میافتد اینه که سلولهای بدن ما که تازه متولد میشوند گیرنده هاشون به گونه ای است که اون مواد بیوشیمی متناسب با افکار و باورهای ما را دریافت میکنند ، یعنی بدن ما به یک سری مواد بیوشیمی معتاد میشود این مواد بیوشیمی بر اساس سیگنال های ذهنی ما تولید میشوند.
این حرف یعنی ما سبک زندگیمان را به گونه ای تنظیم میکنیم که آن احساساتی که این مواد بیوشیمی را تولید میکند را بارها و بارها تجربه کنیم ، یعنی کیفیت زندگی ما در یک فرمت و قالب احساسی مشخصی رقم میخورد و این سبک زندگی ربطی به میزان ثروت و تجملات زندگی ما ندارد ، ممکن است ما در یک قصر بزرگ زندگی کنیم ، اما احساس بدبختی کنیم…
احساس چیست ؟
زمانیکه افکار ما به جسم و کالبد ما مخابره میشوند ، معقوله ای ایجاد میشود به اسم احساس ، در واقع احساس ، بعد جسمی افکار و باورهای ماست ، وقتی که ما افکار منفی داریم ، وضعیتی در جسممان پدید می آید که به آن احساس منفی میگوییم ،اگر افکار ما ریشه در ترس داشته باشد ، احساسات ما هم از نوع ترس هست ، اگر افکار ما در قالب مقاومت ذهنی و قضاوت باشد احساس ما در قالب کینه و تنفر هست…
حال بهتر است از مباحث تئوری یک مقدار بیایم بیرون و در مورد این صحبت کنیم که خب ما باید چکار کنیم تا به سمت بهبود و سلامتی هدایت بشویم ، چه کاری از من نوعی بر میاد ، من باید چکار کنم تا از این وضعیت تکراری بیماری خارج بشوم ، چکار کنم منبع سلامتی رو در وجودم احساس کنم و سلامتی را تجربه کنم…
اولین چیزی که باید بهش توجه کنید این است که شما برای تغییر باورهایتان در هر جنبه ای (ثروت ، سلامتی و …) باید از خود عبور کنید ، باید از ذهن تحلیلی تان عبور کنید ، این چیزی که الان شما هستید نتیجه ی یک سری افکار و دیدگاه ها و نگرش ها به اسم شخصیت شماست ، شما در مورد موضوعات مختلف واکنش ها و دیدگاه هایی را دارید که پکیج این دیدگاه ها و باورها میشود شخصیت شما…
برای اینکه تغییر بنیادین در وضعیت های زندگیتان ایجاد کنید ، باید از این شخصیت فراتر بروید ، یعنی از خود قدیم عبور کنید.
مهمترین اتفاقی که به نظرم باید در شما بیافتد و البته شما باید این اتفاق را در خودتان ایجاد کنید ، این است که از بودش خودتان آگاه شوید ، این که هویت اصیل تان که ریشه در ذات حقیقی تان دارد را از افکار و باورهایتان جدا کنید ، واضح تر اینکه شما به درک و دریافتی برسید که افکار و باورهایتان نیستید ، شما آن فضایی هستید ، آن قدرت ناظری هستید که افکار و باور در شما موجودیت پیدا میکنید ، یعنی بتوانید باورهایتان را تشخیص دهید ، مچ ذهن تان را بگیرید ، اگر عصبانیتی هست ، بدانید که عصبانی هستید ، اگر کینه و غم و اندوهی هست ، بدانید که چنین احساساتی در شما هست ، به عبارتی با احساساتتان همذات پنداری نکنید ، خیلی از آدمها هستند که از این قدرتشان خبر ندارند ، شما جز آن دسته از آدمها نباشید و نظر من این است ، شمایی که روی خودتان کار میکنید ، شمایی که به دنبال موفقیت و سلامتی و بهبود هستید شمه ای از این آگاهی را که از بدو تولد میدانستید، به یادآورده اید ، یا اینکه دیگر تحمل رنج درونی و بیرونی را ندارید و مشتاق هستید برای عبور از رنج ، مشتاق هستید برای تغییر…
کار مهم دیگری که به نظرم میتواند به شما کمک کند کنترل ورودی است ، شما باید دیگر به آن خود قدیم که درد و رنج و بیماری را برایتان ایجاد کرده است خوراک ندهید ، باید از گذشته بیاید بیرون و در لحظه ی حال زندگی کنید بارها این را گفته ام منظورم از گذشته و آینده زمان ساعتی (تقویم و 24 ساعت شبانه روز) نیست ، مقصود زمان روانی است ، آن افکاری که در مورد تجربیات و اتفاقات گذشته در وجود شما رسوخ کرده و همچنین نگرانی هایی که به خاطر یک فکر به نام آینده در سر دارید.
لحظه ی اکنون یا زمان حال ، جای تغییر است ، جایی هست که شما میتوانید آینده ی خود را تغییر بدهید ، در غیر اینصورت اگر شما لحظه ی حال را نپذیرید و به ذهنتان اجازه دهید مدام افکار گذشته را نشخوار کند ، مدام آن احساس قربانی شدن ها رو به صورت درونی تجربه کنید ، شما اساس گذشته ی ناخواسته و نازیبایتان را به آینده میبرید و آینده ی شما ورژنی از همان گذشته ی ناخواسته است ، شاید اتفاقات به صورت ظاهری تغییر کنند ، شاید آدم های اطرافتان از نظر شکل و قیافه و اسم و رسم تغییر کنند ، اما شخصیت شان به صورت واضحی شبیه همان آدمهای قبلی هست که از دستشان فراری بودید ، شاید یک بیماری خاص از وجودتان برود ، اما سر و کله ی یک بیماری دیگری پیدا میشود ، یا همان بیماری قبلی دوباره عود میکند
اما اگر شما کنترل ورودی کنید ، اگر اخبار منفی را دنبال نکنید ، اگر آرامش را وارد وضعیت های زندگیتان کنید ، اگر در پی این باشید به احساس بهتر از احساسی که الان دارید برسید ، شما هدایت میشوید ، سیستم و نظامات جهان شما را هدایت میکند به مسیری ، به آدمهایی ، به شرایطی که به احساس خوب بیشتری برسید ، احساس بهتری را تجربه کنید و احساس بهتر برای شما چکار میکند؟ به توضیحات ابتدای همین متن توجه کنید ، احساس خوب یعنی شما سیگنال هایی رو به بدنتان مخابره میکنید که نتیجه اش هماهنگی و انسجام سلول های بدنتان هست ، نتیجه اش سلامتی هست که در پی اش هستید.
آگاهانه سعی کنید در زمان هایی که بیماری تان فروکش کرده است و درد کمتری دارید و حتی مواقعی که درد ندارید ، به سلامتی توجه کنید ، به این توجه کنید که سلامتی چقدر خوب است ، شما به صورت درونی و ذهنی سلامتی را تجربه کنید ، منتظر نباشید سلامتی بیاید ، سلامتی را خودتان با افکار و تجربیات درونی تان ایجاد کنید ، سلامتی یعنی هماهنگی و انسجام قلب و مغز و بدنتان ، و شما میتوانید این هماهنگی را در خودتان ایجاد کنید ، فقط باید همت به خرج دهید و جهادی اکبر علیه خود قدیم یا همان باورهای مخرب گذشته بر پا کنید.
البته منظورم از جهاد اکبر جنگ درونی با خودتان نیست ، یعنی نخواهید با قدرت اراده و سرکوب کردن احساسات خودتان ، باورهایتان را تغییر دهید که اگر چنین کردید وضعیت را برای خودتان سخت تر میکنید.
خودتان را با همینی که هست بپذیرید ، پذیرش به معنای اینکه با خودتان نجنگید ، منظورم این نیست این وضعیت را تحمل کنید ، بلکه مقصود این است که با آگاهی از این چیزی که هستید عبور کنید ، اول این وضعیتی که هستید را بهش آگاه باشید و در لحظه ی اکنون بمانید و از اینی که هستید عبور کنید ، عبوری توام با آگاهی و صلح ، با خودتان به صلح برسید.
میتوانید از قدرت تجسمتان هم برای شفای جسمتان استفاده کنید ، یعنی تجسم کنید یک وضعیت خاص سلامتی را دارید همین الان تجربه میکنید ، این کار در مواقعی که درد ندارید بسیار کمک کننده است ، در مواقعی هم که درد دارید سعی کنید به چیزهایی توجه کنید که تمرکزتان از روی آن درد کمتر بشود ، شاید نتوانید آن درد را نادیده بگیرید ، اما اگر یک مقدار کمی هم بتوانید احساستان را از چیزی که هست بهتر کنید بزرگترین پیروزی است ، همین که دیگر نمیخواهید با آن افکار و احساسات منفی و احساس قربانی شدن به خاطر بیماری همراه شوید خودش پیروزی بزرگیست.
اگر شما احساسات تان را با آگاهی و حضور به سمت بهتر شدن سوق دهید ، در زمینه ی رژیم غذایی و خورد و خوراک هم هدایت میشوید ، یعنی میل به خوردن یک سری غذاها را از دست میدهید و یه جورایی ذائقه تان تغییر میکند ، به خوردن خوراکی هایی میل پیدا میکنید که باعث بهبود کارکرد سیستم بدنتان میشود.



11

5 سال پیش

سلام دوست آگاه من

اصلا کلی کیف کردم متن شمارو خوندم.خیلی آگاهانه و خیلی کامل برامون نوشتید .

البته منی که هی میخام توجه ب سلامتی داشته باشم اون هم از نوع سلامتی موهام .

همون جهاد اکبره سخت‌ترین کاره بنظرم و تعهد .و هی دنبال نتیجه نبودن .شما خودتون راه‌حلی برای این تضاد ندارین

خوشحال میشم که بشنوم

سلام به شما دوست عزیز وآگاه .صحبت های شما فوق العاده عالی بود . مطمئنا تا زمانی که زنده ام بارها و بارها این نوشته های عالی رو میخونم وبا تمام وجودم سعی میکنم که عمل کنم .صداقت و درستی حرفاتون روح وجسمم واروم کرد .خدا حفظتون کنه . صحبت های شما هدایت بزرگی بود برای امروزم روزهای آینده .در پناه خداوند پیروز و موفق باشید

دوست عزیز سلام

من همیشه از خواندن کامنت های فوق العاده شما که پر از آگاهی و مطالب جدید هست لذت میبرم واقعا ممنونم به خاطر این نظرات ارزشمند

اگر دیدگاهی در مورد ثروت داشته باشید ممنون میشم لینک رو ببینم و مطالعه کنم چون واقعا دیدگاه شمارو می پسندم

سلام دوست عزیز.

خیلی عالی بود

من این نوشته شما رو وارد دفترم کردم چون میدونم باید بارها و بارها. بخونمش تا متوجه منظور شما بشم

ممنون از وقتی که گذاستید و نوشتید


5 سال پیش

پاسخ الناز عزیز

اگر دیدگاهی در مورد ثروت داشته باشید ممنون میشم لینک رو ببینم و مطالعه کنم چون واقعا دیدگاه شمارو می پسندم

درود بر شما دوست گرامی

ثروت و نعمت هایی که به دنبالش هستیم ، مثل ستارگان که میلیاردها ساله وجود دارند ، در زندگی ما وجود داره ، ما باید خودمون رو در شرایطی قرار بدیم که این ثروت و نعمت و خواسته ای که داریم متجلی بشه ، با کار کردن روی خودمون اگر در آگاهی باشیم ، شرایطی به وجود میاد که اون ثروته در زندگیمون متجلی میشه، مثل طلوع و غروب آفتاب ، وقتی آفتاب طلوع میکنه به ظاهر داریم میبینیم که آفتاب به وجود اومد ، ولی حقیقت اینه که خورشید میلیاردها ساله به وجود اومده ، فقط اون شرایطی که ما بهش میگیم ، صبحگاه ، طلوع فجر ، اول صبح و … ، اون شرایط و وضعیت هست که خورشید رو نمایان میکنه ، موقع غروب هم به ظاهر ما فکر میکنیم که خورشید تموم شد ، ولی خورشید که تموم نشده ، خورشید از دید ما پنهان شده ، به خاطر اون وضعیت و شرایطی که بهش میگیم غروب آفتاب…

در مورد خواسته هامون هم اینجوریه ، یعنی اون نعمت و رابطه خوب و سلامتی و درامد و … که به دنبالش هستیم ، وجود داره ، چیزی نیست که ما باید به وجودش بیاریم ، فقط کافیه خودمون رو در شرایطی قرار بدیم که مثل طلوع خورشید ، ثروت و نعمت و سلامتی و… بر ما طلوع کنه ، چرا از مثال طلوع و غروب آفتاب استفاده میکنم ، به خاطر اینکه یکدفعه ای اتفاق نمیافته ، اگر دقت کرده باشید از زمان روشن شدن هوا تا نمایان شدن خورشید یه فاصله زمانی طول میکشه ، خورشید یکدفعه در نمیاد ، یکدفعه هم غروب نمیکنه ، وقتی شرایطش فراهم باشه یعنی وضعیت صبحگاهان یا شامگاه باشه ، روند طلوع و غروب آفتاب آرام آرام اتفاق میافته ، شرایط زندگی ما هم آرام آرام تغییر میکنه ، یکدفعه ای تغییر نمیکنه ، این درس رو از قرآن یاد گرفتم که بارها و بارها به اتفاقاتی که در طبیعت و دنیای پیرامون ما میافته سوگند خورده ، یادآوری کرده… ، اون شرایط طلوع نعمت و ثروت در زندگی ما میتونه ایده هایی باشه که به ما الهام میشود ، ممکنه همزمانی ها و اتفاقاتی باشه که در زندگیمون میافته ، ممکنه نگرش خوب و آگاهانه ما نسبت به زندگی باشه که محصولات و خدمات با کیفیت تولید کنیم و به صورت کاملا بدیهی به ثروت و نعمت برسیم ، موضوع این نیست که ما باید حتما کاری رو انجام بدیم که تا بحال کسی در جهان انجام نداده ، چه میدونم یه چیزی رو کشف کنیم که بشریت تا بحال تجربش نکرده و… نهههه ، ما از همین بسترهایی که هست به ثروت میرسیم ، مثلا از اینترنت به ثروت میرسیم ، که سالهاست وجود داره ، از آموزش یک موضوعی که هزاران نفر دیگه آموزش دادن به ثروت میرسیم ، قرار نیست وارد یه حوزه و کاری بشیم که تابحال هیچکس انجام نداده ، نمونش هم در جهان داریم میبینیم که شرکت ها و کمپانی ها و آدمهای زیادی هستند که یک خدمات رو ارائه میدن ، یه محصول رو تولید میکنن ، ولی میزان درامد و ثروتشون متفاوت هست ، این تفاوت در کسب ثروت به خاطر باورها و سطح خودآگاهی اون سیستم فکری هست ، اون آدمی که از بین هزاران نفر دیگه که همون محصول رو میفروشن ، همون خدمات رو ارائه میدن ، ثروت بیشتری به دست میاره ، به خاطر نگرشش هست ، به خاطر باورها و سطح خودآگاهیش هست ، وقتی دیدگاه و نگرش و باورها تغییر کنه ، چگونگی انجام کار تغییر میکنه ، تغییر چگونگی انجام کار روی همه چیز کسب و کار تاثیر میذاره ، روی هزینه های کسب و کارت تاثیر میذاره ، روی کیفیت محصول و خدمات و … تاثیر میذاره


5 سال پیش

پاسخ Parisa_shabani

*

همون جهاد اکبره سخت‌ترین کاره بنظرم و تعهد .و هی دنبال نتیجه نبودن .شما خودتون راه‌حلی برای این تضاد ندارین

*

درود بر شما دوست گرامی

به میزانی که ما از لحظه ی اکنون غافل میشویم ، وابستگیمان به نتایج بیشتر میشود

زمانی که ما در حالت اضطرار قرار میگیرم ، انسجام قلب ، مغز و بدنمون از بین میره

یعنی ذهن و بدن ما به صورت نامنظم کار میکنه ، تصور کنید توی یک ارکستر موسیقی ، هر کسی برای خودش بدون هماهنگی ساز بزند ، چه اتفاقی میافته ؟ خروجی اون ارکستر وحشتناک میشه ، فقط یک سری صداهای ناهنجار تولید میشه

در مورد از بین رفتن انسجام درونی چه در بعد ذهنی و نرم افزاری ، چه در بعد جسمی و سخت افزاری همچین حالتی پیش میاد

وصل شدن به مرکز زندگی یعنی آرامش حقیقی در لحظه ی اکنون اتفاق میافتد ، منظور این نیست که شما برای اهدافتون برنامه ریزی نکنید ، استراتژی حرکت به سمت خواسته ها نداشته باشید ، منظور این است که به تک تک قدم هاتون برای حرکت به سمت خواسته و هدفی که دارید توجه کنید و لذت ببرید ، موضوع حرکت نکردن و ساکن ماندن نیست ، موضوع این است که قدم ها رو با آگاهی و کیفیت بردارید ، چون اون هدفی که میخواید بهش برسید ، حاصل قدم هایی هست که دارید در لحظه ی حال بر میدارید

یک نکته ای در مورد تجسم کردن خواسته ها شاید خوب باشه بهش اشاره کنم ، این است که جوری خواسته هاتون رو تجسم کنید که انگار همین الان در زندگیتون هست ، یعنی شما قبل اینکه به صورت فیزیکی در زندگیتون اون خواسته رو لمس و تجربه کنید ، به صورت درونی تجربه اش کنید و اگر در تجربه ی درونی رسیدن به خواسته تون نجواها و نشخوارهای ذهنی میان و بهت میگن : این فقط یه رویا و فکر هست ، توی عالم واقعی که نداریش…

مثلا اون سلامتی مو به اون شکلی که دوست داری ، توی فکرت هست ، الان موهات اونجوری که دلت میخواد نیست ، چه فایده… ، در چنین مواقعی اگر هوشیار باشید ، یعنی این نجواها رو بتونید مشاهده کنید و باهاش همذات پنداری نکنید ، پیروزی بزرگی نصبیتون میشه ، اون جهاد اکبر که به نظر خیلی سخت هست ، بسیار آسان میشود ، یعنی با ابزار صلح دارید جهاد میکنید نه با زور و اراده و تقلا کردن… ، به میزانی که بتونید نجواها و اون زور زدن ها برای رسیدن به خواسته ها رو تشخیص بدید و خودتون رو بعدی بالاتر از اون قسمتی از وجودتون بدونید که داره تقلا میکنه ، عجله میکنه برای اینکه به فلان خواسته برسه… ، شدت فشار نجواها کمتر میشه ، انگار اون چیزی که در درون شما اضطرار و عجله ایجاد میکنه دستش روو میشه و وقتی بهش آگاه میشوی ، قدرتش به شدت کم میشه ، که البته مشاهده ی افکار یک روند تکاملی هست و هر چقدر روش کار بشه ، آدم هوشمندتر میشه.

ما به این خاطر به اهداف و آرزوهامون وابسته میشیم چون مرکزیت زندگی و بودش مان در لحظه ی اکنون رو فراموش میکنیم ، وقتی لحظه ی اکنون رو فراموش کنی ، احساس میکنی یه چیزی کمه ، یه گمشده ای داری ، هر چقدر هم اوضاع زندگیت از همه نظر عالی بشود اگر یاد نگیری در لحظه ی اکنون باشی ، بازم احساس میکنی یه چیزی کم هست ، نمیدونی اون چیه ، اما کمبود رو حسش میکنی ، اون خلاء درونی غفلت از لحظه ی اکنون یا زمان حال هست

من معمولا به کسی نمیگم یه کار خاص ، یه تمرین خاص رو انجام بده و کلید حل مشکل در اون تمرین و کار خاص هست ، اگر هم بگم صرفا یک پیشنهاد هست ، کلا اعتقادی به پیچیدن نسخه برای دیگران ندارم

به قول استاد عباسمنش هر فرد بسته به شرایطش باید برای خودش تمرین شخصی درست کنه

اینکه بتونی برای خودت تمرین شخصی درست کنی رو به عنوان یک تمرین بهش نگاه کن ، ببین واقعا میتونی برای خودت تمرین شخصی طراحی کنی…

میتونی از راهکارها و تمرینات دیگران ایده بگیری ولی باید خودت تمرین شخصی رو برای خودت بسازی ، چون هر کدوم از ما شرایط متفاوتی داریم

مثلا من برای تمرین بودن در لحظه ی حال به انرژی بدنم توجه میکنم ، به تنفسم توجه میکنم که هوا وارد بدنم میشه ، به جریان انرژی که در دست و پاهام وجود داره توجه میکنم که بدنم مور مور میشه ، یکی ممکنه به داشته های زندگیش توجه کنه و احساس خوبی بهش دست بده

دیگه خودتون ایده بگیرید از این تمرینات و برای خودتون تمرین شخصی بسازید.


4 سال پیش

ممنون دوست عزیز از توضیحتون خوشحالم ک سلامتی رو بدست اوردید این که گفتید وضعیت نادرگوارشی منو بفکر فرو برد من تو اندوسگوپیم نوشته شده میگروب معده و میگن فیط انتی بیوتیک ولی من نتونستم برذیرم و بدنمم واکنش داد ب انتی بیوتیک مدام میگم با ذهنم و قدرت درونم میتونم درمانش کنم ایا شما هم همین مشکل را داشتید چون این لاعث باور پذیری بیشتر درمن میشه ک کسی دیگه هم بوده ک این میکروب و شکست داده با قدرت درونش


4 سال پیش

سلام دوست هم فرکانسی عزیزم،

چقدر زیبا بیان کردید، بسیار عالی و جامع خیلی کاربردی و علمی بود، سپاسگزارم از شما که با این نگرش به دیگران و برای بنده کمک میکنید تا این مطالب گرانبها به این آسانی در اختیار ما قرار میگیرد، خدا سپاس که منو به این سایت استاد دلها عباس منش عزیز هدایت کردید،

چقدر این سایت نعمت پرباری هست، هر صفحه اش نشانه کردگار و خداوند هست، واقعا مبهوت میسون از این همه نعمت، خدایا سپاسگزارم از این دوست عزیز از این سایت الهی، از این عشق بیکران استاد عباس منش عزیز، چقدر این انسان بزرگ هست، چقدر سخاوتمند هست و… جمله را در وصف این سایت بنویسم بی نهایته، فقط سپاسگزارم از خدا و دستان خدا 🙏🌺🌺🌺❤️❤️❤️❤️


4 سال پیش

سلام، مرسی بابت متن زیبایی که نوشته بودین،من خیلی خیلی زیاد نیاز داشتم این حرفارو بشنوم،با خوندن کامنت شما خیلی حالم بهتر شد و باورم نسبت به سلامتی و بیماری تغییر کرد و بعضی از قانونها بهم یاداوری شد،خداروشکر.موفق و شاد و سلامت باشید🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹


3 سال پیش

به نام الله مهربان و هدایتگر

سپاس خدایی را ک مرا آفرید و مرا به علم بیکران خودش متصل نمود

خدایا بی نهایت و با تمام وجودم سپاسگزارم

سلام بر استاد عزیزم و مریم بانوی نازنین

سلام بر شما وریای عزیز

خدایا نمیدونید چ احساسی دارم نمیدونم چطور کلمات رو انتخاب کنم ک تداعی گر احساسم باشند چقدر کامنت شما فوق العاده بود واقعا سپاسگزارم شما دو سال پیش پاسخ دادید و اینک چطور بر جان من نشست

چند روزی است ک کلیپ جدید الگوهای تکرار شونده استاد رو دیدم و میخوام این توجهم رو از روی بیماری پسرم بردارم ک دیگ بیماری ایشون هی تکرار نشه و داشتم باورهای قدرتمند رو مینوشتم اومدم عقل کل تا ببینم دوستان چ باورهایی رو پیشنهاد میکنن و به کامنت شما رسیدم

نمیدانم اکنون کجا هستید ایا کامنت منو میخوانید یا ن ولی مینویسم چون واقعا احساسم فوق العاده شد این حجم از آگاهی این حجم از اطلاعات خدایا شکرت

من با همه وجودم درک کردم ک شما چ گفتید چند بار از روی متنتون خوندم چقدر لذت بخشه خدایا شکرت

ما از وجود خداییم در وجود خداوند بیماری وجود ندارد و فقط منبع سلامتی است

پسر من هم تکه ای از وجود خداست و در ان منبع سلامتی است

خدایا شکرت چ راهکارهایی همه را نکته برداری کردم خدایا همانگونه ک هدایتم نمودی همانگونه هم باورهای قدرتمندش رو بسازم و بنویسم و تکرار کنم.

بله ما همه چیز را میدانیم فقط با ورودمون به دنیای مادی فراموش کردیم الان داره یاداوری میشه

و خدا رو شکر ک هدایت شدیم تا ب هم یادمون بیاد ک ما قدرت های خدایی داریم خداوند خالق نامحدودن و ما خالق محدود خداوند رزاق نامحدودن و. ما رزاق محدود خداوند قدرتمند نامحدودن و ما قدرتمند محدود ما محدودیم چون بر مرکب جسم سواریم چون در دنیای مادی زندگی میکنیم .

خدایا سپاسگزارم ان شالع بتونم بفهمم استعدادم چیه رسالتم چیه و توی این دنیا بتونم روحم رو به تکامل برسونم بتونم بسازم آنچه را ک انتظار دارم در ان دنیا به من داده شود

خدایا سپاسگزارم

واقعا جهاد اکبر است من یک مادرم وقتی ی سرفه بچهم میکنه شب را تا صبح نمیتونم بخوابم اما من باید یک مادر قوی باشم توجهم را از روی بیماری بردارم و سلامت پسرم توجه کنم من خالق زندگی و شرایط کنونی خودم هستم

من هستم ک همکنون زندگی ام را با باورهایم ساخته ام انچه میبینم و زندگی میکنم دستاورد خود من است

زندگی شاد توام با سلامتی با معجزات و شگفتی الهی میخواهی بسازش بسازش با کنترل ورودی ها با مدیریت کانون توجه با شکرگزاری بابت داشته ها و هر آنچه میخوای داشته باشی

با تجسم کردن شرایط دلخواه

استفاده از قانون تضاد خدایا چقدر دوست داریم این رو خوب درک کنم و انجام بدم وقتی تضادی به وجود میاد خواسته های ما مفهوم و معنا پیدا میکنن من سلامتی میخوام من خانه خوب میخوام من ارامش میخوام من استقلال میخوام من پول میخوام من ثروت میخوام من اگاهی میخوام من انس با قران میخوام من رسیدن به خدا رو میخوام من روابط عالی میخوام

خدایا شکرت بابت هدایت من

لا اله الی انت سبحانک انی کنت من الظالمین

افوض امری الی الله ان الله بصیر بلعباد

خدایا خودم را در آغوشت احساس میکنم من خودم را در وجودت احساس میکنم خدایا بابت قوانین ثابت و بدون تغییرت شکر شکر سپاسگزارم سپاسگزارم

استاد چ کرده اید با این سایت ،شما انسان ساز هستید شما روح انسان رو تجلی میدهید

برای الماس شدن باید صبور بود و اجازه بدیم ارام ارام صیقل داده بشیم تا جوهره وجودیمون از زیر گردو غبار باورهای غلط گذشتگان بیرون بیاد و ارزشمندیمون نشان داده بشه

از همه عزیزان سپاسگزارم.


3 سال پیش

با سلام،

هم خانواده محترم و هم فرکانسی سایت جناب آقای استاد عباس منش

بسیار سپاسگزارم از نکته های حائز اهمیت جنابعالی،

مخصوصا این قسمت از صحبتها تون

که خیلی به دلم نشست::،

خدایا شکرت بابت هدایت من

لا اله الی انت سبحانک انی کنت من الظالمین

افوض امری الی الله ان الله بصیر بلعباد

خدایا خودم را در آغوشت احساس میکنم من خودم را در وجودت احساس میکنم خدایا بابت قوانین ثابت و بدون تغییرت شکر شکر سپاسگزارم

منم از شما و از استاد دلها فتح دل ها سپاسگزارم

14

سلام هدیه عزیز
این مساله برای همه طبیعیه
بهش میگن مقاومت و اینرسی برای تغییر ناخودآگاه.
فقط باید ادامه داد
اما درباره ی سلامتی میتوان بصورت تخصصی راجع ب هر عضو از طریق قوانین کیهانی، حل مساله کرد.
بهترین باور برای سلامتی، آرامش است.
روی منابع ضد آرامش تان کار کنید.
جوری که در اغلب مواقع در آرامش الهی باشید.



1

4 سال پیش

ممنون از شما دوست عزیز بخاطر توضیحاتتون من دارم روی باور سلامتی کار میکنم فک کنم هدایت شدم به این نظرات و تازه اول راهمم منم یه مشکل گوارشی برام تشخیص دادن که گفتن با دارو فقط کنترل میشه در حال حاضر هم دارو میخورم و دارم روی باورهام روی ترسهام کار میکنم که این داروها موقت هستن برام خیلی خیلی بهتر شدم خدا رو شکر یه جورایی قوی شدم ومیگم خدا خودش هدایتم میکنه که چه زمانی دارو رو قطع کنم حسم خوبه یعنی به چیزای خوب توجه میکنم شکرگزاری میکنم و باور دارم که باز به اون سلامت الهی همیشگیم میرسم و سعی کردم هرچیزی از گذشتع منو ناراحت میکنه رو بزارم کنار و شاد باشم بازم اول راهمم

ممنون از توضیحاتت نمیدونم اینجور که نوشتید حس کردم شمام ibd یا ibs بودید من تا قبل از اشنا شدن با استاد عباسمنش و این کامنت ها بیماری رو باور نداشتم و همش دنبال راه حل میگشتم تا به اینجا هدایت شدم و باورم قوی تر شد که خدا داره هدایتم در مورد دارو واقعا نمیدونم میشه یهو گذلشت کنار گفتم پیش میرم حتما زمان درستش رو خدابهم میگه شایدم زمان درستش الانه نمیدونم

11

با سلام به دوستان هم فرکانسی
به نظر من اصلا نباید به چیزی غیر سلامتی توجه داشت من الان حدودا یه سالی میشه اصلا به دکتر اعتقاد ندارم و به بیمار بودن اعتقاد ندارم چون میدونم بدن انسان اصلا موردی نخواهد داشت تا وقتی که به چیزی در مورد بدنتان چه مثبت و چه منفی ، توجه زیادی بکنید و فقط روی فراوانی سلامتی ، فراوانی ثروت ، فراوانی مهر محبت و فراوانی چیز هایی مثبت که می خوای داشته باشی فکر کنید وسلام امیدوارم تونسته باشم مطلب رو برسونم از خدای مهربان و بزرگ بی نهایت سپاسگزارم که من رو در خانواده استاد عباس منش پذیرفت خدا قوت برای انسانهایی که در هر کجا که هستن و از فرکانس خوبی ها لذت می برن و بی نهایت تشکر فراوان دارم که به پیشرفت جهان کمک می کنن فعلا خدا حافظ با دیدگاهی دیگر …


12

با سلام.
پیشنهاد می کنم کتاب قانون شفا ( کاترین پاندر ) را حتما مطالعه کنید .به موارد مثبت سلامتی خود بیشتر توجه کنید و بابت آنها خدا را شاکر باشید .


72

به نام خداوند زنده و پاسخگو

احساس گناه (مخرب ترین فرکانس)
نیاز به تایید و توجه دیگران (شرک)
عدم احساس لیاقت و نارضایتی از خود
استرس و ترس
باعث بیماری میشه

قدم اول رهایی و تسلیم بودن است
برای رسیدن به احساس خوب
عزت نفس و احساس لیاقت
باور های توحیدی و اینکه خداوند بدن تورو به بهترین شکل ممکن ساخته و از تمام موجودات جهان برتری داده
و باورهای سلامتی
قدرت خداوند درون من است
سلول ها و مولکول های من همگی با عشق در کنار هم قرار گرفته اند و با هم در حال عشق بازی هستند
ِخداوند در هر لحظه در بدن من جریان داره
من لایق سلامتی و شادی هستم
خداوند فقط فقط از من انتظار شادی داره
من عاشق بدنم هستم من عاشق دستام هستم من عاشق پاهام هستم من عاشق صورتم هستم
من هروز سلامت تر و زیبا تر میشوم
اگاهی کل کیهان درون تک تک سلول های من است
من به بدنم افتخار میکنم
بدن من پیشرفته ترین و باهوش ترین ماشین دنیا است
من با افکار و باورهام روی جسمم تاثیر میگذارم
من خالق زندگیم هستم
من خودم رو عاشقانه دوست دارم
هیچکس هیچ قدرتی در زندگیه من نداره
قدرت فقط در دست من و خدای من است
من فقط به خدای درونم اعتماد دارم
من به تایید و توجه هیچکس نیازی ندارم
خداست که فقط سلامتی و ثروت میده
و…

توجه بر نکات مثبت خودتون
توجه به زیبایی های اطراف
توجه به زیبایی های خودتون
توجه به نکات مثبت دیگران
تحسین کردن زیبایی ها
و مهمتر از همه سپاسگذاری بخاطر تمام نعمت ها
لیستی از نعمت ها شب قبل خواب و صبح بعداز بیدار شدن

از ورزش غافل نشید
اگه مدیتیشن هم کنید عالیه
از کتاب شفای زندگی و کتاب فراسوی شفای زندگی و معجزه سپاس گذاری هم استفاده کنید



10

6 سال پیش

تجربه من برای رسیدن به سلامتی💝 سلام دوستان عزیز. 💝

من تجربه ای دارم که خودم بهش رسیدم وبرای شما می نویسم امیدوارم مفید باشه

من مشکلی داشتم که مکرر سقط می کردم و ۶ سال پیش برای بار سوم که سقط کردم دکتر ها گفتن دور حاملگی رو خط بکش وگر نه می میری .همون لحظه که این حرف رو شنیدم توی دلم به دکتر خندیدم گفتم مگر تو خدایی .خدای من خیلی بزرگتر از همه ی شماهاست

همش توی ذهنم این باور قدرت می گرفت که من بدون هیچ مشکلی بار دار میشوم و به راحتی فرزندم رو به دنیا می آرم هرکس هم با حال ترحم از من در مورد بچه می پرسید اصلا دل نگران و مضطرب نمی شدم توی دلم به خاطر کوته بینی اونها می خندیدم

یه مدت بود که هر شب یه فیلم نامه ذهنی برای خودم ساخته بودم وبه حالت مدیتیشن اون رو مرور می کردم

دراز می کشیدم تصور می کردم وارد باغ بزرگی می شم اونجا چند نا فرشته به استقبالم میان از ورودی باغ که آب زلال کم عمقی جاریه با پای برهنه با فرشته ها قدم می زنم خنکای آب کم کم حس های بد رو از پاهای من بیرون میشه به روی پلی که روی رودخانه ساخته شده می رسیم روی پل با آب و نور پوشیده شده اونجا فرشته ها از من می خوان لباسهامو عوض کنم ودر عوض لباسهایی از جنس نو ر و حریر تنم می کنن چند دقیقه زیر قطره های باران و نور می ایستم قطرات نرم و ملایم باران با نور سبز که چون حاله ای شفاف تمام اطرافم رو گرفته مرا نوازش می دهند حس می کنم با هر قطره باران تمام پلیدیها و نا ناهنجاریها ی بدن و روح مرا مانند لکه های جوهر از زیر پاهایم بیرون می کشم ودر آب زیر پاهایم محو می شن تا حدی این تصور رو ادامه میدم که آبی که از بدنم می ریزه زلال و زلال تر میشه حس سبکی می کنم حس می کنم غرق در نو آرامشم حس می‌کنم تمام باغ با من در حال چرخش هستن خودم رو تصور می کنم زیر باران و نور می چرخم و می رقصم همه جا پر از حس حضور خداست همه جا غرق نور و آرامشه مثل نور سبک و رها هستم حسی شگفت انگیز صدای آب و پرنده ها مرا غرق در نو و معنویت و نیایش می کنن حس می کنم دوست دارم داد بزنم بگم خداجونم دوستت دارم دوستت دارم به خاطر این همه سلامتی و آرامش شکرت خدای مهربونم شکرت

بعد از پل رد میشم در حالی که در انتهای باغ خونواده منتظر من هستن وبه من تبریک می گن

🌺🌺🌺🌺

من چند ماه این کار رو انجام می دادم تا جایی که زیر دوش آب همون حسها برام تداعی میشد و اونجا هم تصور می کردم تمام بیماریها و مشکلاتم مثل رنگ جوهر با آب از زیر پاهام میان بیرون .

بعد از تقریبا ۶ ماه که به خاطر میوم که داشتم و گفتن باید جراحی بشی اصلا بهش اهمیت نداده بودم و فکر می کردم هیچ چیزیم نیست به اصرار همسرم رفتم سونو که آماده جراحی بشم وقتی دارز کشیدم دکتر پرسید بچه چندمته همسرم گفت بچه چیه دکترا گفتن بچه دار نمیشه و….. دکتر حرفشان قطع کرد و. گفت می خوای بگی باردار نیست یعنی چه اینم صدای قلبش احتمالا دختره و۱۹ هفته و ۶ روز شه

ما مات و مبهوت به هم نگا می کردیم دکتر وقتی ماجرا رو شنید دوباره سونو انجام داد و گفت هیچ اثری از کیست و مشکل وجود نداره همه چیز عالی و نرماله

من بدون هیچ مشکلی ۲۰ هفته بود که دخترم رو با خودم حمل می کردم بدون کوچکترین علائم بار داری و کوچکترین مشکلی حتی یادمه تو این مدت یه گلدان ۱۰ کیلویی رو از ۳۳ تا پله بالا برده بودم

بعد از اون هم یه دختر ناز و خوشگل و فوق العاده باهوش به دنیا آوردم الان هم ۳ سالشه

به بزرگی و مهربانی خدا فکر کنیم کار رو به دست اون بسپاریم

شاد و آرام و تندرست باشید


6 سال پیش

سلام فریبای عزیز

فوق العاده بود

از تجسمی که نوشتی حس فوق العاده از حتی خواندنش گرفتم

دیگه خودت که هر شب انجامش دادی غرق چه حس عالی ای شدی

از اینکه ۶ ماه بدون ناامیدی اینکارو انجام دادی به پشتکارت افرین میگم

ماانسانها خالق معجزاتیم با تکیه به قدرت خدا

ممنونم که نوشتی عالی بود عالی 😍


5 سال پیش

سلام متن هایی را که نوشتی میتوانم تکرار کنم ?


5 سال پیش

با هر منطقی و با هر تجسمی در ارتعاش مناسب و حس ایمان و قدرت و خواسته ها قرار بگیریم ، تکرار می کنم با هر منطقی و تجسمی ، بدون تردید پاسخ همجنس رو دریافت می کنیم .

خانم بهتون خیلی تبریک میگم از اینکه کانون توجه تون رو روی جایی گداشتین که بهتون ارامش عمیق داده و ناخوداگاه تون رو در ارتعاش مقدس الهی قرار داد .

اینقدر این تجسمتون روی قوی توثیف کردید ، من حس کردم دارم نمایشنامه می خونم ، خیلی خوب بود و در آرامش الهی باشید .


5 سال پیش

سلام فریبا جان واقعاااا از ته دل احساس پرواز کردم چقددددر باید روحت پاک باشه الان آفررررین به قدرتتت و آفرین به خدای درونت خیلللی خوشحال شدم از دیدن دیدگاهت واقعا توی قلبم اشک شوق ریختمممم .خدایااا هزار مرتبه شکرررر که این نتایج عالی رو میبینم خدایاااا صد هزار مرتبه شکر که به من فرصت دیدن این زیبایی هارو دادی.


4 سال پیش

سلام فریبا جانم

درود خدا بر تو دوست همفرکانسی عزیزم

بی نهایت مثل ماه و نور در تجسمی که نوشتی و من حتی متصورش شدم درخشیدی و دیدمت که با خودت چه زیبا رفتار کردی ، با آن وجود درونت چه زیبا ساختی این نمایشنامه الهی درونت رو.

بی نهایت تحسینت میکنم و خیلی خوشحالم که قدرت الهی باعث شد که بتوانی آن حس زیبای مادرانه ات را لمس کنی…

دیدگاه قبلی که سونیا جان نوشتن اولش گفتن چقدر باید روحت پاک باشه به این فکر کردم که همه ی ما انسان ها جزئی از روح نیروی برتر هستیم که در جهان گسترش دارد و ببینید که چقدر دستان خدا و کسانی چون فریبا با این قدرت فقط روی خدا حساب کردن و تجسم زیبایی از وجود خودش ساخت و ایمانش را چه زیبا بر کائنات نور افکندی که بدون دخالت چیزی دیگر به غیر از رب الارباب بخوای چنین نتیجه ی عالی رو دریافت کنی.

بی نهایت به خدایی که در وجود همه ی ماها هست به خود می بالم که چنین خالق قدرتمندی در وجودمان هست و بایستی آگاهانه قدردان وجودش و قوانین جهان هستیش باشیم.

خدایا شکرت

فریبا جان امیدوارم که با دختر زیبایت بهترین زندگی زیبارو تجربه کنی و در پناه رب العالمین شاد، سلامت ، رها و سرفراز و برقرار باشی.


4 سال پیش

سلام فروغ جان دوست عزیز و پر احساسم

چه قدر جالب چه قدر قوانین الهی درست و جذابه  چه قدر خالق مهربان و دانایی داریم هر لحظه ما رو با عشق هدایت میکنه امروز از یک چیزی دلم گرفته بود شاید با این کارم داشتم ناشکری میکردم که خدا گفت صبر کن یادت رفته چه چیزی در تو به ودیعه گذاشتم

چند ماهی بود سراغ ایمیلم نرفته بودم تا اینکه همسرم به خاطر کاری ایمیل منو داده بود امروز گفت چک کن تا اینکه هدایت شدم به پیام شما

گویا پیامی بود از طرف خدا به من

که با مهربانی میگفت عزیزمن عشق من فراموش نکن تو جزئی از روح الهی منی تو تکه ای از منی که به جانشینی من به زمین فرستاده شده‌ای تو مظهر اسمالحسنایی تو لایق سجده فرشتگانی به خاطر تو شیطان از درگاه من رانده شد . هر لحظه همه چیز را بسپار به من تو با ایمان درونت بر کائنات نور می‌افکنی و باعث مباحات من بر فرشتگانی یادت نرود که خالق قدرتمندی در درونت داری میتونی با تکیه بر این قدرت الهی ،نور عشق و عرفان وایمان خالص وناب را در ضمیر درونت روشن کنی و در ارتعاش مقدس الهی قرار بگیری پس هر لحظه شکر گزارش باش. گویا خدا از زبان شما به من گفت باخودت دوست باش اگر میخواهی با من دوستی کنی

به من گفت اگر میخواهی هم جنس من باشی باید ببینی چه از تو ساطع می شود نور و عشق و صلح ‌و آرامش یا ناامیدی و خستگی و… خدا به من گفت از جهان چه میخواهی با همه در صلح و آرامش باش تا تا همان را دریافت کنی

فروغ جان وقتی نوشته شما ودیگر دوستان رو خوندم دوباره غرق نور و آرامش شدم .

بعضی وقتها عشق و لطف خداوند رو از زبان نازنینانی چون شما درک میکنیم که به یاد بیاوریم که خدایی داریم مهربان تر از حد تصور و روحی داریم با قدرت الهی

کافی است باورش کنیم

وممنونم به خاطر دعای زیبایی که در حق من کردی من هم صمیمانه از خدا وند می خواهم همیشه غرق در نور و آرامش الهی ، هم فرکانس با رب الارباب ، شاد وتندست و برقرار باشی

وهمچنین ممنون از شما که با احساس پاک و  وصف ناپذیری با چینش کلماتی  از جنس عشق و عرفان و دوستی به لطافت حریر و به نوازش نسیم بر روح من نشت و مرا به سرزمین عشق و آرامش برد سپاسگزاری کنم

دست خدا همیشه یار ویاورتان .

 

سلام،فریبا جانم ازت یک دنیا ممنونم که فیلم نامه ذهنیت رپ اینجا ن‌شنیدم برام خیلییییی آرامش دادم

و واقعا من اون صحنه ها رو دیدم ‌ و تلاش می‌کنم برای تضادی که در سلامتی اتفاق افتاده ازش استفاده کنم میگم خداوندی که به شما فرزند داده با باورش با تجسم کردن میتونه به منم سلامتی الهی عطا کنه مرسی رفیق

جهت یادآوری برای خ‌ودم

دراز می کشیدم تصور می کردم وارد باغ بزرگی می شم اونجا چند نا فرشته به استقبالم میان از ورودی باغ که آب زلال کم عمقی جاریه با پای برهنه با فرشته ها قدم می زنم خنکای آب کم کم حس های بد رو از پاهای من بیرون میشه به روی پلی که روی رودخانه ساخته شده می رسیم روی پل با آب و نور پوشیده شده اونجا فرشته ها از من می خوان لباسهامو عوض کنم ودر عوض لباسهایی از جنس نو ر و حریر تنم می کنن چند دقیقه زیر قطره های باران و نور می ایستم قطرات نرم و ملایم باران با نور سبز که چون حاله ای شفاف تمام اطرافم رو گرفته مرا نوازش می دهند حس می کنم با هر قطره باران تمام پلیدیها و نا ناهنجاریها ی بدن و روح مرا مانند لکه های جوهر از زیر پاهایم بیرون می کشم ودر آب زیر پاهایم محو می شن تا حدی این تصور رو ادامه میدم که آبی که از بدنم می ریزه زلال و زلال تر میشه حس سبکی می کنم حس می کنم غرق در نو آرامشم حس می‌کنم تمام باغ با من در حال چرخش هستن خودم رو تصور می کنم زیر باران و نور می چرخم و می رقصم همه جا پر از حس حضور خداست همه جا غرق نور و آرامشه مثل نور سبک و رها هستم حسی شگفت انگیز صدای آب و پرنده ها مرا غرق در نو و معنویت و نیایش می کنن حس می کنم دوست دارم داد بزنم بگم خداجونم دوستت دارم دوستت دارم به خاطر این همه سلامتی و آرامش شکرت خدای مهربونم شکرت

بعد از پل رد میشم در حالی که در انتهای باغ خونواده منتظر من هستن وبه من تبریک می گن

چقدر لذت بردم خدایا به عظمتت قسم کمکم کن این تجسم رو مستمر ادامه بدم

خدایا من ازت سلامتی کامل میخوام میدونم هیچ وقت دیر نمیکنی


1 سال پیش

سلام عزیز

خوشحالم که نوشته من رو دوست داشتی و مورد توجه ات بود

و خوشحال باش که به این متن هدایت شدی این رو یک نشونه بدان که باور کنی میتونی سلامتی کامل رو بدست بیاری و مطمئن باش اگر با ایمان و باور قوی و استمرار و توجه نکردن به اون مساله

حتما نتیجه میگیری و میای اینجا از نتیجه ات برا همه می نویسی

من منتظر اون روزم که بزودی میای

باور کن من حتی توی بالکن تصور می‌کردم دخترم تو کوچه داره با بچه ها بازی میکنه و من بهش لبخند میزنم واز بازی اون لذت می برم بهش میگم دیگه بیا بالا عزیزم خسته شدی و دقیقا همه اینها اتفاق افتاد انگار فیلم قبل رو میدیدم

حتی تو بچه های فامیل بچه خودم رو میدیم به جای حسرت خوردن. مطمئن باش که تو هم این قدرت رو داری و همه انسانها هم دارن. من برای خواهرم هم که مشکلی داشت گفتم انجام داد و نتیجه گرفت

.در پناه آرامش الهی شاد و سلامت باشی گلم


1 سال پیش

سلام دوستان من وقتی در حرم اهل بیت ع میرم این نور و این حس فرازمینی رو احساس میکنم تجسم خانم فریبا طاهر تو اون محیطی که میرم برام عینیت پیدا میکنه واقعا نور در اونجا احساس میشه

13

سلام بر همگی مخصوصا استاد عزیزم
دوست گرامی من روی جاههای سالم بدنم تمرکز می کنم وقتی مرض میشوم و به سپاسگزاری از سلامتی انها می پردازم و سعی میکنم که حس حالم رو خوب نگه دارم و به زیباییها و شادیها توجه کنم
موفق وشاد باشید



1

6 سال پیش

امروزه به لحاظ کاملا علمی ثابت شده که تنها دلیل اصلی تمامی امراض از بیم واسترس طولانی مدت حاصل میشه…..بیماری = بیم آری …یعنی کسانیکه تسلیم بیم میشند بیمار میشن !! درمستند ارزشمند راز ساخته خانم راندا برن فردی را نشان میدهد که به دلیل ابتلا شخص به سرطان دکترها حوابش کردند وگفتند شما تا دوماه دیگر بیشتر زنده نیستی واون فرد میره وتو خونه میشنه وهرچی هم که دلش میخواد میخوره وصبح تا شب فیلمهای کمدی وشاد میبینه ومیخنده وتنقلات میخوره وبیخیال هر چیزی میشه یعنی کانون توجهش رو به کل از بیماری برمیداره واصلا فراموش میکنه ودیگر خبری از بیماری نبود ومیبینه که هر روز حالش بهتر میشه وقتی دوباره به دکتر مراجعه میکنه دکترها تعجب میکنند وفوری آزمایشها انجام میشه وهیج اثری از بیماری نبود …رمز همینه …برداشتن توجه از بیماری وشکر گزاری وخنده وشادی و علی بیغم بودن…آقای دکتر جودیسپونزا میگه نمیشه با ماده ماده رو تغییر داد بلکه با انرژی میتونید ماده رو تغییر بدید …واضافه میکنه توجه شما هرجاست انرژی همون جاست ….استاد عباسمنش میگن که اصلا در مورد مضرات وبیماریها مطالعه وکنکاش نکنید …پس باید استرس خودآگاه وناخودآگاه رو از بین برد …وبه قول مرحوم خانم لوِیزهی جلوی آینه بایستسد وبه چشمان خودتون نگاه کنید وبگید دوست دارم عاشقتم میلیون بار این رو بگید صبح وشب بگید وورد زبونتون همین باشه …

10

سلام دوست عزیز.بنظرم شما فوکوستون روی بیماری بیشتره تا سلامتی دارین تمارین رو اجام میدین ولی چون تمرکزتون رو بیماری هستش نتیجه مطلوب حاصل نمیشه سلامتیتون رو تحسین کنین همین چند خطی که نوشتین رو بخونین پی به تمرکزتون رو بیماری میبرین کانون توجهتون رو عوضن کنین در موردهایی که سلامتی کامل دارین شکر گزاری کنین در پناه الله یکتا شاد، پیروز، سلامت، ثروتمند و سعادتمند باشید


20

با سلام
روز شب تان پر از امید و رضایت باشد
من رفلاکس اسید معده داشتم با دارو هم مدت زمان کمی مشکل رفع شد و دوباره تشدید پیدا کرد
از زمانی که شروع به سپاسگزاری بابت سلامتی اعضای بدنم کردم به مدت یک ماه است که به لطف پروردگار دیگر اثری از بیماری در وجود من نیست



1

5 سال پیش

سلام عزیزم من همین مشکل دارم میشه بیشتر توضیح بدی چگونه ب سلامتی کامل رسیدی

28

سلام
بیماری نشونه اینه که شما ذهن و روحتون با هم هماهنگ نیست و فاصله دارن از هم
وقتی که با همه در صلح باشید و با همه جهان دوست باشید و هیچ احساس منفی اعم از (ترس .کینه .اظطراب .غم . حسد .نفرت .انتقام .و…..) نداشته باشید و خداگونه باشید .. به طور طبیعی بدن شما و سلول های شما تک تک به وظیفه خود به درستی عمل میکنند و تنظیم میشن
چون اگر روح بیمار باشه ،جسم هم بیمار میشه .
در لحظه زندگی کنید و لذت ببرید و فکر گذشته هم نکنید
و برای سلامتی جاهایی از بدنتون که سالمه سپاسگذار خداوند باشید و به اون عضوی که بیماره توجه نکنید تا حالتون خوب بشه .
روند جهان رو به درستیه به طور طبیعی ..اگه ما محدودش نکنیم با باورها و توجهات منفی


18

فقط توجهتون رو به سمت سلامتی ببرید و شکر گذاری کنید
من خودم تو تجسم خیلی خوب هستم من سرما خورده بودم و لیوان اب خوردم و تجسم کردم که این لیوان اب یه مشت سرباز و فرمانده با تانک و تفنگ و اسلحه هستن و رفتن با ویروسها دعوا کنن و من حس میکردم اینو صداها موشک و و تفنگ و ویروسها میمردن و هی عرق میکردم تا اینکه چشام رو باز کردم گرمایی بدنم از بین رفته ابریزش بینی رفع شد کلا ولی حدود 60درصد سرما خوردیگم رو از بین بدم چون 40درصد اگه مثلا عسل و ابلیمو میخوردم کلا دیگه رفع میشد و من به خاطد همین باور نداشتم که سرما خورگی با اب بره به خاطر همین که من از قبلش خیلی بهتر بود
و اینکه شما توجه و احساستون رو به سلامتی ببرید
و از کتاب معجزه شکر گذاری راندا برن استفاده کنید


27

سلام استاد عزیز و خانم شایسته نازنین و دوستان عزیزم
امروز 20 مهرماه 98 هست، من مدت نسبتا کوتاهیه که با شما عزیزان همراهم و همیشه خوندن کامنتهاتون سرشار از آگاهی و حس خوبه واسم
راستش من از دو شب پیش یه کسلی که از سرماخوردگی باشه رو احساس مبکردم ، دیروز کم کم سرماخوردگیم داشت قوت میگرفت که دیگه آخر شب فکر کردم چکار کنم و تنها راه این بود که بیام اینجا تو عقل کل درمورد باورهای سلامتی سرچ کنم و کامنت ها رو بخونم، خلاصه اینکه یه چندتا از کامنت هارو خوندم و یکی از دوستان پیشنهاد داده بود که ویس آرامش در پرتو الهی 3، 4، 5 رو گوش بدم، خلاصه کنم حرفم رو اونها رو گوش کردم و واقعا تجسم میکردم که سلامتی یه نور هست که درون من شکل میگیره، و تجسم میکردم که به منبع الهی وصل شدم و اونجا هیچ بیماری ای وجود داره و … کلی باور خوب ساختم و تجسم کردم، باورتون نمیشه که لحظه به لحظه احساس سلامتیم بیشتر میشد، و در نهایت با آرامش کامل و بدون هیچ دردی خوابم گرفت، صبح از لحظه ای که چشمام باز شد بارها و بارها گفتم خدایا شکرت بخاطر قوانین ثابتت که تونستم بواسطه ی اونها سلامتم رو بدست بیارم، صبح موقع انجام تمرین ستاره ی قطبی هم بارها خداروشکر کردم بخاطر اینکه تونستم سلامتیم رو با وجود قانون ایجاد کنم
استاد از شما بسیاااار سپاسگزارم که بیدریغ مهربان و بخشنده اطلاعات و آموزه هاتون رو در اختیارمون میذارید، و از دوستانم سپاسگزارم که تجربه های مفیدشون رو با همه مون تقسیم میکنن که این باعث میشه آنچه میخوایم برامون منطقی و باورپذیرتر بشه
در پناه الله یکتا شاد، پیروز، سلامت، ثروتمند و سعادتمند باشید


26

من برای درمان بیماری خودم از طریق کتاب شفای زندگی لوییز هی دلیلش رو کشف کردم و رو ی اون باور کار کردم با خواندن کامنتهای سایت جملات تاکیدی و پیدا کردن خاطراتی متضاد اون باور مخرب و یادآوری اونا و همچنین سپاسگزاری حتی موقع درد کشیدن بخاطر اینکه باور کردم این بیماری و دردها معلم هایی هستن که میخواهند وقتی ما از مسیر درست و جاده اصلی (مثلا توجه به نیازهای بدنمون) خارج شدیم به ما هشدار بدهند و مارو به مسیر درست برگردونن. .. من از طریق بیماری ام چندین باور مخرب رو در خودم تشخیص دادم و با روش جملات تاکیدی تمرکز بر نکات مثبت و غیره باور صحیح را جایگزین کردم و حدود ۲ هفته بود که درد و خونریزی بدنم قطع شده بود … دیروز یکی از دوستانم تبلیغ مسافرت با یک تور را برایم فرستاد و از من پرسید بهتر شدی من گفتم خیلی بهتر شدم ناخودآگاه ترسیدم به او بگویم خوب شدم و اگر بخواهد با او همسفر شوم بهانه ای برای نرفتن نداشته باشم همان روز دوباره بیماری و درد بدنم زیاد شد و بدنم ناخودآگاه بهانه برای جواب نه دادن را فراهم کرد .. و من فهمیدم در این قسمت هم باید روی خودم کار کنم و حتی دراوج درد هم از خدا و بیماری ام سپاسگزاری کردم که اینگونه مرا از باورهای مخرب ذهنی ام آگاه میکند و الان روی باوری که برا ی رد کردن درخواست دیگران نیاز به هیچ توضیح و توجیهی ندارم کار میکنم و باورهای قدرتمند را جایگزین آن کرده ام و همزمان درد بدنم هم قطع شد
خدایا شکرت❤



1

5 سال پیش

خیلی خوندن مطلبتون برام جذاب بود ، بخصوص اون دلیل بیمار شدنتون واسه جور کردن بهانه سفر نرفتن .

پیشنهاد می کنم از توی صفحه ی شخصی ابراهیم مدیرفنی عزیز سایت ، ماجرای شگفت انگیز شفا سلامتی و درمان بیماریشون رو اگر هنوز هست مطالعه کنید ، احساس قدرت بهتون دست میده .

در ارامش و سلامتی الهی باشید