نتایجی که از قوانین گرفتین و براتون اتفاق افتاده رو بگین

دسته بندی: رشد و توسعه فردی

جواب‌های «عقل‌کل»دسته بندی: رشد و توسعه فردینتایجی که از قوانین گرفتین و براتون اتفاق افتاده رو بگین
45

سلام خدمت همه ی دوستان عزیز و پرانرژی.
میخواستم یه پیشنهادی بدم.
این روز های تعداد زیادی از افراد از قانون جذب و این چیزا صحبت میکنن ولی فقط اسمش رو شنیدن و دیگه قوانین رو بلد نیستن.
میخواستم تجربه و نتایجی که از قوانین گرفتین و براتون اتفاق افتاده رو بگین تا انرژی بگیریم.
حالا تو هر زمینه ای که بوده روابط ، عزت نفس و…..
اگه دوره روابط و عزت نفس استاد رو هم تهیه کردید و کار کردید میخوام بدونم تا چه حد بهتون کمک کرده و باعث پیشرفتتون در عزت نفس و روابط شده.خواهشا قشنگ تجربتون رو بگید که انرژی بگیرم.
ممنون از همه تون

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
213
بهترین پاسخ

سلام آقای حسینی
سوال قشنگی پرسیدید
اما اول ازهمه دوس دارم اینجور شروع کنم ،ازونجای ک باورهامون متفاوته ،و درمدارهای مختلف هستیم ،یکی میاد باذوق میگه من ب آرامش رسیدم و ازخوشالی میخواد پروازکنه
ازینطرف کسی دیگری هست آرامش تو زندگیش داره و خواستش مثلا یه ماشین یک ملیارد تومنی هست :وقتی میبینه یکی برای آرامش پیداکردن اینقد خوشاله شاید خندش بگیره بگه خب اینم شد نتایج و درآخر خخ،اما همون آرامش برای همون شخص ک ثو جهنم خودساختش زندگی کرده دقیقا برابر باهمون ماشینس فقط جنسشون فرق داره
نتایجی ک من گرفتم شاید برای کسانی عادی باشه امابرای من خیلی قیمت داره خیلی حیرت انگیزه
تو قسمت الگوهای موفق نوشتم البته قسمت کوچکی ازش رو نوشتم چون خیلی چیزارو نمیشه نوشت ”

امادوست دارم صادقانه بنویسم ،من وقتی ک با استاد آشنا شدم قبلش با سخت ترین تضادها دست و پنجه نرم میکردم
روحیه ام خیلی بد بود ،تو جهنم خودساختم زندگی میکردم . یعکس ازون موقعه0هام دارم(ی عکس تو روزای سخت) هروقت نگاش میکنم حس میکنم زنده م اما زنده نیسم(قشنگ بخونید متوجه مشید چی گفتم)
یعنی تعجب میکنم من اینجور بودم؟ درچه جهنمی زندگی کردم
باروابطی داغون زیر صفر ،باخانواده بادوست باآشنا ،انقد بد بود ک هرکسی از راه میرسید اشکمو در می آورد .سرزنشم میکرد ،نظر میداد ،توهین میکرد بهم
حتی ازخونه بیرون نمیرفتم باترس و واهمه ازنگاهشون میرفتم بیرون ،هیچ دوستی نداشتم بهم زنگ بزنه ،همشون با دعوا از زندگیم رفته بودن بیرون ،باکلی توهین . . .
درنظر بگیر خیلی بد ،من بازش نمهکنم
همه بهم میگفتن تو دیگه هیچکی نمیاد بگیرتت
تو دیگه بی آبروت رفت ،اون آشغال جمع کن کنارخیابونم نمیاد تو رو بگیره، همه حتی فامیل تو روی خودم بهم میگفتن ، حسم بد بود و همان حس بد آدمهای بسیار بسیار سطح پایین برام می آورد ک حالمو بدتر میکرد ،باخوذم میگفتم ارزشم یکی ازیناس.
و من تو جهنم زندگی میکردم بد جهنمی بود
بارها خواستم زهرا رو ازبین ببرم ک دیگه نباشم رو زمین ،حس میکردم سرنوشتمه حس میکردم خدا واسم خواسته
همش توآینه خودمو نگا میکردم دلم میگفتم خدایا من چیم کمه ؟
خوشگلی ک دارم ، تحصیلات ک دارم ،اخلاق ک دارم
پس چرا؟ چرا خدا ؟ من کجای دنیاتو تنگ کردم ک داری از زمین و زمان سنگ میباری ب زندگیم
انقد باخدا رابطه م بد شده بود ک کفر میگفتم بهش
همه چی برام ب آخر رسیده بود
ن کسی داشتم پشتم باشه
ن خدای داشتم بهش تکیه کنم
صفره صفر بودم
تا روزی ک با استاد اشناشدم(اینجا خلاصه کردم توپروفایلم بطور کامل نوشتم ک چطور شد آشناشدم) ،فایل فقط رو خدا حساب کن رو شنیدم ، و اونجا عاشق خداش شدم عاشق دنیا شدم
درها یکی پس از دیگری برام بازشدن
اشک های زهرا بود برای خداش ک باعشق میریخت امید وار شدم ب زندگی ایمانم بخداهزار برابر شد
و آرامشی فوق العاده پیدا کردم
با ایمان به استاد و باور صد درصدی حرفاش شروع کردم روخودم کار کردم (رو باورهام کار کردم تغییرشون دادم)
خانواده ام زیر و روشدن
دوستانم یکی پس از دیگری بهم زنگ زدن و ازم عذر خواهی کردن ،شاید برای خیلیا عادی باشه اما برا من عجیب بود ،ک پیام قربون صدقم میرفتن
من کاری نمیکردم اونا قربون صدقم میرفتن ،همش میگفتن کی میای بیرون ببینمت
من وقت نداشتم و اونا برا دیدنم بال بال میزدن
و الان بکل از زندگیم حذف شدن
قربونت برم خدای من
منی ک میخواسم خوذمو از روزمین محو کنم
الان عاشق این زندگی شذم عاشق خدا شدم عاشق خودم خود عزیزم شدم
اعتماد بنفسم چندین برابر شد
و صف خواستگارا خخ
قشنگ یادمه فامیلا خانواده م بهم گفتن دیگه در این خونرو کسی نمیزنه ،و دیدم فقط با ایمانم ب این خدا ی مهربان و تمرین های شبانه روزیم روزی نیست یکی نیاد بگه میخوایم بیایم خواستگاری دختر عزیزتون ،
بخدا من حواستگار ندیده نیسم خخ میخوام بگم خدا داره چه میکنع قربونش برم
مادرم میگفت زهرا بیا شوهرکن این پسره .،بهش گفتم مادر اونی ک من میخوام اون باید بشه
گفتم مادرم دوس دارم همسرم کارمند باشه پژو 206داشته باشه ،خوب باشه آقا باشه فلان باشه
مادرم بهم خندید
اما برام مهم نبود گفتم باشه میبینیم من میسازمش عباسمنش میگه میشه پس میشه
میرفتم خیابون جلو راهمو میگرفتن خانم توروخدا مجردی برادرم کارمنده خخ
خواستگارا بزوری می اومدن خونه ،مامانم میگفت زهرا ماشینش 206همونی ک تو گفتی
خخ من میساختم و مادرم و خانوادم درتعجب بودن ک چطور؟
فامیلا شاخاشون دراومده بود ، صدام میزدن زهرا خانوم خخ
وقتی ازم سوال میکردن خواستگارت کیه چطوره
ومن توضی میدادم سکوت میکردن
خدا جان قربونت برم این ها همه مرا خوار خواندن و اماتو! براستی عزت نزدتوست مهربانم
هرجا ک میرفتم تو خیابان مردم مات و مبهوت نگاهم میکردن
دوستم میگفت چ خبره چقد نگات میکنن دیگ باهات بیرون نمیام خخ
بادوستام عکس میگرفتم روز بعدش دوستم می اومد میگفت شیفتت شدن دوستام میگن چقد زیباست این دختر
خدای من ،من همان زهرای قبل بودم پس چرا الان همه اینقد مرا دوست دارند
خواهرم پیش دندان پزشک میرفت و دندان پزشک باتعجب و لبخند ازش سوال میکرد این خانم ک باشمان چه نسبتی باشما دارند؟ دکتری ک جواب سلامت راهم بزور میداد
و خدای من چقد تومرا عزیز گردانیدی
من خودم را تو سپردم و ب تو تکیه کردم چ نکردی برایم
این ها گوشه ای ازنتایج م بود شاید بظاهر کوچک بیان اما برای من واقعا بزرگن
اونجا ک کفتم دوس داشتم خواستگارم کارمند باشه اون فقط ی آرزو بود برای ذهن محدود آن موقعه م ،بعدهاک رشد کردم بخودم خندیدم ک خوشبختی را درهمسر کارمند دیدم
به یاد نمیارم ب عمرم اینقد محبت دریافت کرده باشم
یادم نمیاد اینقد کسی توعمرم من و دوس داشته باشه
این ها نتایج من بودن
برای منی ک ته ته جهنم بودم

صادقانه نوشتم من چیزی ندارم برا پنهان کردنامیدوارم لذت ببرید

باور کنید من فقط رو باورهام کار کردم
و الان اهداف جدید دارم



22

7 سال پیش

فوق العاده بود.خیلی انرژی گرفتم.

اینکه گفتید شبانه روز کار میکردید چیکار میکردید؟

چه تمرین هایی انجام میدید.ممنون میشم کامل توضیح بدید مثل بالا


7 سال پیش

سلام زهرای عزیزم ،

چطوری گلکم ؟

زهرا جان سقف آرزوهات داره میره بالا

آفرین

کارمند چیه ؟

ملیاردر باید بیاد بشه غلام زهرا خانوم

و از صحبتهای زیبات باز رسیدم به این آیه

” من کان یرید العزت فلله عزت جمیعا ”

هر کس که خواستار عزت است پس همه ی عزت در نزد خداوند است

همه ی عزت

ذره ای از اونم دست مردم نیست .

خدایا شکرت

زهرا جون حرفات برام تسکین دهنده بود


7 سال پیش

من رو خودم كاركردم يني چي، همه فقط همينو مي نويسن، دقيقا چي كار مي كنن رو نمي نويسن

من هم صب تا شب فك مي كنم رو خودم دارم كار مي كتم ولي نتيجه خاصي نمي بينم و مشكلاتم اگه بيشتر نشه، كمتر هم نميشه


7 سال پیش

سلام زهرا جان تمرینهای شبانه روزیت چیا بودن؟؟؟

سلام زهرا مرحبابرتو که اینجور روی خودت کارمیکنی خودمم نتاجهایی گرفتم میفهمم چی میگی نتایج توشاید درزندگی بعضی ها کوچک باشه اما میگن اگه به 1000و10 هرکدوم یکی کمک کنی به ظاهر یه اندازه است اما نه معلومه که اون یکی به 10میدیم خیلی قویتره امیدوارم منظورمو بگیری امیدوارم نتایجهای بیشتر بگیری…


7 سال پیش

در جواب به پاسخ قبل از این دیدگاه که به دنبال راه کار بودن :

ایمان به تمرینات داشته باش و قبول کن نسبت به وقتی که میزاری حتما همون اندازه و بیشتر دریافت میکنی . به تمرین کردن ات مطمعن باش و باور داشته باش اگر هر نوع تمرینی انجام میدی حتما نتیجه رو دریافت میکنی

ساده ترین تمرینات با نتیجه گیری سریع تجسم و سپاسگزاریه

و در اخر ایمان به عمل ات هست یعنی مطمعن تمرین کن مطمئن باش اگه با تمام وجود تمرین کنی حتما نتیجه رو دریافت میکنی

من نتیجه ای مثل کنکور رو تو یه عصر تا فردا صبح اش که امتحان بود جذب کردم. ولی اونقدر مطمئن بودم که یه ذره شک نکردم و با جسارت سختین راه رو انتخاب کردم و ایمان داشتم که جواب میده و واقعا فوق العاده جواب داد

شاد و ثروت مند و موفق باشید…


7 سال پیش

سلام زهرا جان.. میشه بیشتر توضیح بدی چطور؟ هر روز باوراتو تکرار میکنی یا کار خاصی انجام میدی؟


7 سال پیش

محمدعزیز کاری ک بنده کردم خیلی عجیب و غریب نبود ،من حرفای استادو مثل وحی منزل پذیرفته ام ک هرنفسش حقه

من ایمان اور دم ب خالق عزیزم

ایمان آوردم ب حرفای استاد

ایمان چیه ؟ایمان یعنی بپذیری این هست و جز این نیست

کافیه ی نگا ب زندگیتون ب اطرفتون بکنید ،چرا بعضیا اینقد راحت همه چی رو بدست میارن ؟

شانسه ؟سرنوشتی ازقبل تعین شده؟ نعععععع خدای من میانه ای با بی عدالتی نداره

خدای من عادله هرکسی میگه شانس سرنوشت بدون اصلا نمیشناسه خدارو

نمیشناسه آفریدگار عادلشو ک حقه حقه حقه

بعضی از دوستان سردرگمن ک یعنی چی ک روخودت کار میکنی؟

وایسا اینطوری بگم ،کسی که ایمان نیاورده ب تک تک حرفای استاد براش حرفای من عجیبه ،ناشناختس

اما اگه ایمان بیاری ک این هست و جز این نیست (زندگیمون رو با باورهامون داریم رقم میزنیم :

یعنی باورها دارن تک تک اتفاقات وشرایط زندکیتو بوجود میارن.)مثلا

اگه روابط بدی داری چون باورهای بدی داری،حالا تو باید چکار کنی؟

باید بشینی باورهاتو عوض کنی

ب دنبالش اتفاقاتم عوض میشه

.چون توی ک داری اتفاقاتو رقم میزنی . . .

دنبال مقصر برا بدبختیامون نباشیم ،خودمون مقصریم .

حداوند توقرآن چرا اینقد داره حرف از ایمان میزنع؟

چون ایمان اصل و اساس ماجراس

مثلا تودلت میگی میخوام معلم بشم و ایمان دارم میشم

بعد میبینی مغزت پرشد ازنجوا

پارتی داری؟نداری

خیلی رشته ت جالبه

کو کار ؟

همه بیگارن ،تو میخوای بجای برسی خخ بر و بینیم بابا

و . . .

حالا همین نجواها نمیزارن ایمانت قد رت بگیره

اگه استاد میگه باورهاتو عوض کن

در حقیقت عوض کردن همین باورهای بالا باعت تقویت ایمانت میشه

یجورای نجواها مثل حشراتی موذین ک دارن ایمان مارو میخورن (من اینطوری منطقیش کردم)وما باید باتغیرشون جلوشون بگیریم و نشانع ایمان حس خوبه دیگه

بعدش هرچقد بگذره حس وحالت خوب ترو خوب ترمیشو

و همش از زمین و زمان نشانع میاد ،چون داری ایمانتو ب رب العالمین نشان میدی

درخواست×ایمان=بوم بوم???? اجابت

ایمان اصل قضیس اگر نباشه حالت بد میشه و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد

وقتی ایمان بیاری ب استاد دیگه شبانه روزی وقتتو میزاری برا کار کر ادن رو باورهات ،شوق وذوق وجودتو میگیره "چون میدونی اگ عوض بشن دنیات عوض میشه"

همین ،ایمان بیارید ب حرفای استاد و باورش کنید اون وقت مو ب مو با عشق و شوق تمرین انجام میدید

اما اول باید ایمان بیارید ،بخدا ایمان بیارید زندگی هرلحظش براتون بهشت میشه ،ایمان بیاریددوستان ک همه چی تو ذهن ما اتفا ق می افته

تمرین شبانه روزی من ی دفتر بودو صدتا باور جدید و وقتی تکرار میکردم دربهشت قدم میزدم اینقد حال من و خوب میکردن

من میدونسم باورها عوض بشن زندگیم عوض میشن بمرور همان تضادهای ک مثل سیمان ب ذهنم چسبیده بودن از ذهنم بازشدن دیدم دیگه توذهنم نیستن و روزها گذشته حتی فکرشم ب ذهنم خطور نکرده هیچ ترسی ندارم راجبش

اونجا فهمیدم باورهام عوض شدن

من فقط یک تسبیح دستم و تکرار میکنم انقد ک هرچه بیشتر سیر نمیشم

و گوش دادن ب فایل ها +کنترل ذهن یعنی درهر تضادی بدنبال خیریت باشی

هراتفافی ب نفع تو هرچقد هم بظاهر بد باشه ذاتش خیره

باورها وقتی عوض بشن خودبخود میرفصی شادی شنگولی

اینها ثمره ایمان و دل سپردن به اوست

خلاصه بگم اگر تکرار باور خستت میکنع اگ زود دوس داری تموم بشه رک بگم ایمان نداری

و درآخر سجاد عزیز ، هاله مهربان بابت نظر زیباتون ممنونم

درپناه حق


7 سال پیش

سلام زهرا خانمی

بهت تبریک می گم دوست خوبم من با خوندن نوشتاهات اونقدر ذوق کردم آفرین به تو آفرین عزیزم ایشالا خوشبخت بشی دوست خوبم بهت افتخار می کنم آفرین حقته هر چی بخوای ایشالا بههمه خواسته های دلت برسی عزیزم


7 سال پیش

زهرا عزیز

از توضیح کاملتون ممنونمممم ما به قول استاد حرفاشو فقط گوش می دیم تا آروم شیم رو باورهام کار نمی کنیممم

خدایا شکرتتت


7 سال پیش

سلام عزیزمم

این پیامتونو چندین بار خوندم اونقد بهم ارامش میده..کاش بیشتر بهم توضیح بدین چیکار میکنید دقیقاا


6 سال پیش

چقدر عالی، واقعا به وجد اومدم از نتایجت

آفرین به تو 👏🏻👏🏻👏🏻

خدا رو شکر


6 سال پیش

سلام زهرای عزیزم

واقعاا تحسینت میکنم بخاطر این همه نتیجه دوست داشتن خودت و ارتباط زیبایت پروردگار خیلی زیباست و ارزشمندتر از هر ثروتی چون وقتی با خدایی خداااخود ثروت میشه برات بهترینهای زیاد رو برات از خدای یکتا میخوام و همینطور برای خودم .

سلام زهراخانوم واقعا از کامنتتون انرژی گرفتم ممنونم که با ما تجربیاتتون رو به اشتراک گذاشتین


5 سال پیش

باشه باشه جلوشو‌نمیگیرم

ای بابا😂این حس شدید نمیذاره که نگم عاشقتم😍

زهرای من زهرای دوسداشتنی

اشکام سرازیر شدن از عشق از حس خوب از حال خوبی که دارم از حس سبکی که دارم

زهرا دختر زیبای قوی و دوسداشتنی.

فقط اومدم بگم عاشقتممم عاشقتمممم عاشقتمممم❣️

خدایاشکرت❤️

واقعا امیدوارم این حس و حال خوبمو نه عالیمو 😂😍😎💃🏻 این انرژیمو😍موقع نوشتن این دیدگاه متوجه و حسش کنی عشق.


5 سال پیش

واااااااااااای عزیزدلم متنت فوق العاده بود و بی نظیر بهترین ها رو برات آرزومندم چون لایق بهترینایی


5 سال پیش

زهرای عزیز عالی بود متنت وصحبتهات منم خیلی نتیجه هاگرفتم ودارم میگیرم ،،،فقط میتونم بگم وقتی حرفهای دلت خوندم فقط اشکهام سرازیرشدن ..درپناه الله باشی.


4 سال پیش

سلام وقت بخیر

دوست عزیزم خیلی زیبا و عالیه کامنتت

خیلی لذت بردم و انرژی گرفتم🌹

فقط اگه ممکنه توضیحات بیشتر بدی ممنون میشم، مثلاً دقیقا چه کارایی می کنی و از همه مهمتر چه باورایی رو تکرار کردی؟

پیشاپیش ممنون و سپاسگزارم از لطفت به خاطر پاسخی که میدی دوست عزیزم ❤❤❤

بهترینها را از صمیم قلب برایتان آرزومندم.🌹🌹🌹

در پناه خدا سالم و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی.

تغییرات خیلی بزرگی بود برای شما اما کار خیلی کوچیکی بود برای خداوند

خداوند نامحدود تو هر زمینه ای که ازش بخوای

مثال افرینش کهکشان راه شیری همین یه مورد رو در نظر داشته باشی هیچوقت به بزرگی خداوند شک نمیکنی امیدوارم تو تمام مراحل زندگیت شادو موفق و پیروز باشید


3 سال پیش

وااااای زهرا خانوم

واقعا ۱۵۵ امتیاز مثبت کمه برای چنین کامنت امید بخشی

نور امید رو با این دلنوشته های صادقانه ت تو دل خیلی ها روشن کردی

کاش داستان هدایتت.رو هم توی پروفایلت مینوشتی

این خودش هم راهگشای خیلی دلهای ناامیده

هم مصداق عملی شکرگزاری ه

موفق باشی عزیزم🥰🥰


3 سال پیش

سلام دوست خوبم

عالی

سپاسگذارم بابت کامنت زیبا

سپاسگذارم که موفق هستین

سپاسگذارم

قشنگی پرسیدید

اما اول ازهمه دوس دارم اینجور شروع کنم ،ازونجای ک باورهامون متفاوته ،و درمدارهای مختلف هستیم ،یکی میاد باذوق میگه من ب آرامش رسیدم و ازخوشالی میخواد پروازکنه

ازینطرف کسی دیگری هست آرامش تو زندگیش داره و خواستش مثلا یه ماشین یک ملیارد تومنی هست :وقتی میبینه یکی برای آرامش پیداکردن اینقد خوشاله شاید خندش بگیره بگه خب اینم شد نتایج و درآخر خخ،اما همون آرامش برای همون شخص ک ثو جهنم خودساختش زندگی کرده دقیقا برابر باهمون ماشینس فقط جنسشون فرق داره

نتایجی ک من گرفتم شاید برای کسانی عادی باشه امابرای من خیلی قیمت داره خیلی حیرت انگیزه

تو قسمت الگوهای موفق نوشتم البته قسمت کوچکی ازش رو نوشتم چون خیلی چیزارو نمیشه نوشت ”

امادوست دارم صادقانه بنویسم ،من وقتی ک با استاد آشنا شدم قبلش با سخت ترین تضادها دست و پنجه نرم میکردم

روحیه ام خیلی بد بود ،تو جهنم خودساختم زندگی میکردم . یعکس ازون موقعه0هام دارم(ی عکس تو روزای سخت) هروقت نگاش میکنم حس میکنم زنده م اما زنده نیسم(قشنگ بخونید متوجه مشید چی گفتم)

یعنی تعجب میکنم من اینجور بودم؟ درچه جهنمی زندگی کردم

باروابطی داغون زیر صفر ،باخانواده بادوست باآشنا ،انقد بد بود ک هرکسی از راه میرسید اشکمو در می آورد .سرزنشم میکرد ،نظر میداد ،توهین میکرد بهم

حتی ازخونه بیرون نمیرفتم باترس و واهمه ازنگاهشون میرفتم بیرون ،هیچ دوستی نداشتم بهم زنگ بزنه ،همشون با دعوا از زندگیم رفته بودن بیرون ،باکلی توهین . . .

درنظر بگیر خیلی بد ،من بازش نمهکنم

همه بهم میگفتن تو دیگه هیچکی نمیاد بگیرتت

تو دیگه بی آبروت رفت ،اون آشغال جمع کن کنارخیابونم نمیاد تو رو بگیره، همه حتی فامیل تو روی خودم بهم میگفتن ، حسم بد بود و همان حس بد آدمهای بسیار بسیار سطح پایین برام می آورد ک حالمو بدتر میکرد ،باخوذم میگفتم ارزشم یکی ازیناس.

و من تو جهنم زندگی میکردم بد جهنمی بود

بارها خواستم زهرا رو ازبین ببرم ک دیگه نباشم رو زمین ،حس میکردم سرنوشتمه حس میکردم خدا واسم خواسته

همش توآینه خودمو نگا میکردم دلم میگفتم خدایا من چیم کمه ؟

خوشگلی ک دارم ، تحصیلات ک دارم ،اخلاق ک دارم

پس چرا؟ چرا خدا ؟ من کجای دنیاتو تنگ کردم ک داری از زمین و زمان سنگ میباری ب زندگیم

انقد باخدا رابطه م بد شده بود ک کفر میگفتم بهش

همه چی برام ب آخر رسیده بود

ن کسی داشتم پشتم باشه

ن خدای داشتم بهش تکیه کنم

صفره صفر بودم

تا روزی ک با استاد اشناشدم(اینجا خلاصه کردم توپروفایلم بطور کامل نوشتم ک چطور شد آشناشدم) ،فایل فقط رو خدا حساب کن رو شنیدم ، و اونجا عاشق خداش شدم عاشق دنیا شدم

درها یکی پس از دیگری برام بازشدن

اشک های زهرا بود برای خداش ک باعشق میریخت امید وار شدم ب زندگی ایمانم بخداهزار برابر شد

و آرامشی فوق العاده پیدا کردم

با ایمان به استاد و باور صد درصدی حرفاش شروع کردم روخودم کار کردم (رو باورهام کار کردم تغییرشون دادم)

خانواده ام زیر و روشدن

دوستانم یکی پس از دیگری بهم زنگ زدن و ازم عذر خواهی کردن ،شاید برای خیلیا عادی باشه اما برا من عجیب بود ،ک پیام قربون صدقم میرفتن

من کاری نمیکردم اونا قربون صدقم میرفتن ،همش میگفتن کی میای بیرون ببینمت

من وقت نداشتم و اونا برا دیدنم بال بال میزدن

و الان بکل از زندگیم حذف شدن

قربونت برم خدای من

منی ک میخواسم خوذمو از روزمین محو کنم

الان عاشق این زندگی شذم عاشق خدا شدم عاشق خودم خود عزیزم شدم

اعتماد بنفسم چندین برابر شد

و صف خواستگارا خخ

قشنگ یادمه فامیلا خانواده م بهم گفتن دیگه در این خونرو کسی نمیزنه ،و دیدم فقط با ایمانم ب این خدا ی مهربان و تمرین های شبانه روزیم روزی نیست یکی نیاد بگه میخوایم بیایم خواستگاری دختر عزیزتون ،

بخدا من حواستگار ندیده نیسم خخ میخوام بگم خدا داره چه میکنع قربونش برم

مادرم میگفت زهرا بیا شوهرکن این پسره .،بهش گفتم مادر اونی ک من میخوام اون باید بشه

گفتم مادرم دوس دارم همسرم کارمند باشه پژو 206داشته باشه ،خوب باشه آقا باشه فلان باشه

مادرم بهم خندید

اما برام مهم نبود گفتم باشه میبینیم من میسازمش عباسمنش میگه میشه پس میشه

میرفتم خیابون جلو راهمو میگرفتن خانم توروخدا مجردی برادرم کارمنده خخ

خواستگارا بزوری می اومدن خونه ،مامانم میگفت زهرا ماشینش 206همونی ک تو گفتی

خخ من میساختم و مادرم و خانوادم درتعجب بودن ک چطور؟

فامیلا شاخاشون دراومده بود ، صدام میزدن زهرا خانوم خخ

وقتی ازم سوال میکردن خواستگارت کیه چطوره

ومن توضی میدادم سکوت میکردن

خدا جان قربونت برم این ها همه مرا خوار خواندن و اماتو! براستی عزت نزدتوست مهربانم

هرجا ک میرفتم تو خیابان مردم مات و مبهوت نگاهم میکردن

دوستم میگفت چ خبره چقد نگات میکنن دیگ باهات بیرون نمیام خخ

بادوستام عکس میگرفتم روز بعدش دوستم می اومد میگفت شیفتت شدن دوستام میگن چقد زیباست این دختر

خدای من ،من همان زهرای قبل بودم پس چرا الان همه اینقد مرا دوست دارند

خواهرم پیش دندان پزشک میرفت و دندان پزشک باتعجب و لبخند ازش سوال میکرد این خانم ک باشمان چه نسبتی باشما دارند؟ دکتری ک جواب سلامت راهم بزور میداد

و خدای من چقد تومرا عزیز گردانیدی

من خودم را تو سپردم و ب تو تکیه کردم چ نکردی برایم

این ها گوشه ای ازنتایج م بود شاید بظاهر کوچک بیان اما برای من واقعا بزرگن

اونجا ک کفتم دوس داشتم خواستگارم کارمند باشه اون فقط ی آرزو بود برای ذهن محدود آن موقعه م ،بعدهاک رشد کردم بخودم خندیدم ک خوشبختی را درهمسر کارمند دیدم

به یاد نمیارم ب عمرم اینقد محبت دریافت کرده باشم

یادم نمیاد اینقد کسی توعمرم من و دوس داشته باشه

این ها نتایج من بودن

برای منی ک ته ته جهنم بودم

صادقانه نوشتم من چیزی ندارم برا پنهان کردنامیدوارم لذت ببرید

باور کنید من فقط رو باورهام کار کردم

و الان اهداف جدید دارم

سپاسگذارم

سلام بر شما خانم زهرای عزیز

بابت کامنت زیباتون سپاسگزارم البته من کاکنتهای شما رو دنبال میکنم و همیشه کلی برام فایده داره

زهرای عزیزم ممکنه راهنمایی بفرمایید چطور روی باورهات کارکردی ممکنه بگی چطور عمل کنم تا مثل شما نتیجه بگیرم

ممنون میشم برام توضیح بدین که بتونم استفاده بکنم و نتیجه بگیرم .

1

سلام دوست عزیز، گرچه از سوال شما ۵ سالی میگذره ولی روبرو شدن با هرچیزی میتوانه نشانه‌ایی باشد چون در مسبرش قرار گرفتیم پس دوست دارم منم بنویسم.
من از کودکی با افکار فقر آلود و کمبود به اضافه روابط خراب زیاد داشتم که این افکار خراب در سلامتی من خودشون نشون میداد.
دردهای سنگ کلیه، فشار دائم داغون، یکبار حتی شکم درد شدید وحشتناک شدم که اصن یادم نمیاد چی خوردم منی ک کم خور بودم بخاطر استرس هام، هی بالا میاوردم، فشارم وحشتناک سقوط کرده بود،مردم و زنده شدم
از سنگ کلیه نمیگم چون یک سرچی بزنی در گوگل میاد که چه درد وحشتناکی داره و من ۵ حمله وحشتناک شو سپری کرده بودم.
مورد آخر زمانی بود من نامزد شده بودم و به جادو و نظر باور داشتم، ببخشید ازینا میگم امیدوارم درفرکانس حال بد قرارتون ندهم فقط مینویسم که کسانی مثل من ک درشروع کارن بفهمند و الگو بگیرن
من ک تازه نامزد شده بود با نامزد سابقم، یکروز شکم درد شدید شدم اول فک کردم خوب میشم بعد تهوع همراهش اومد بعد دیگه حالم خراب و خراب شد، فشار هم کاملا پایین پایین, نمیشد غذا بخورم چون حالت تهوع داشتم، پیش هردکتر میرفتم تشخیص نمیداد، من درد داشتم نمیدانستم چمه فقط حالم بیحد بد بود، چند روزی بود دکتر پی دکتر، تایک روز دیگه نتوانستم حرف بزنم من لال شده بودم، من دهانم زخم شده بود زبانم نمیشد غذا بخورم چون دردم میومد
من مدت یک روز و نیم لال شده بودم
همه گریه داشتن بالا سرم و من مثل گنگه ها حرف میزدم که این منظورمه اونا نمیفهمدن حتی دستانم ضعیف شده بود نمیشد بنویسم پاهام از کنترول من خارج بود نمیشد حتی دستشویی برم بشدت درد وحشتناک در پاهام بود، تا اینکه روز بعد عصرش یک بنده خدایی منو دم کرد با آیات قرآن خوب شدم صدام برگشت حرف زدم و بعدا اون مشکلاتم هم خوب شد
و چند مریضی دیگر…
میخام بگم اینا تاثیر در افکار و باورام بود که با منبع در تضاد بود بشکل بیماری خودشو بمن نشان میداد که باید از درون خودمو خوب کنم.
ضربه فنی آخری رو زمانی خوردم  که نامزدم ترکم کرد  !بدون هیچ علتی فقط گفت به درد هم نمیخوریم و بلاک شدم …
بعد اون ماجرا من با استاد آشنا شدم جست گریخته با قانون آشنا بودم اما کم، بعد جهاد اکبر و شروع کردم، دیگه خودمو ازون منجلاب روابط خراب داغون کشیدم بیرون, از دام وابستگی ها کشیدم بیرون، هر روز فایل های رایگان در تلگرام میشنیدم، اون یک سایت بود فایل های رایگان استاد میذاشت من نمیفهمیدم میشه درسایت اومد و کامنت خوند فک میکردم باید پول پرداخت کرد،تا ک فروردین امسال متوجه شدم ثبت نام در سایت پولی نبوده و ثبت نام کردم.
ازون موقع ببعد فایل های سریال زندگی در بهشت، فایل تمرکز برنکات مثبت، روز شمار تحول زندگی من هر روز میبینم میشنوم.
آروم ترشدم خدا را خیلی بهتر میشناسم،دیگه خبری ازون بیماری ها نیست فقط یک مورد کوچیک هست که بخدا سپردم خودش حل کنه علایم نداره الان، و بهتر شدم و هر روز دارم سلامت تر میشم،سنگ کلیه‌ام ازبین رفت، سیاهی دور چشمم خیلی کم شد اون موقع ها زیاد بود خیلی، فشارم بهتر شد. درخواب حتی متوجه ام که افکار منفی دنبال نکنم خخ، از یه عالمه دوستان خود جدا شدم خیلیا را ترک کردم، جمع پر از غیبت دوست ندارم، در کلامم فقط سعی میکنم ازخدا بگم، تمرکزم به زیبایی ها زیاد شده، صبح ها ک پیاده روی میرم، کوه‌های خیلی خیلی قشنگ اونجا هست من حین رفتن محو زیبایی ها اونا میشم تحسین میکنم، هیچکی بخدا متوجه قشنگی اون همه کوه نیست اما من تا خونه میرم تحسین میکنم تایید میکنم. گرچه دورن ولی خوب دیده میشن.
کوچه ما ۱۲ تا درخت داره من هر روز سپاسگزاری میکنم خدا رو بخاطر اون ۱۲ تا درخت، حتی بخاطر رقص کبوترا سپاسگزارم.
روابطم ازون تشنج بیرون شده ، حس لیاقتم زیاد شده ، الان هرکسی را لایق نمیدانم باهاش ازدواج کنم، قبلا میگفتم فقط یکی باشه از تنهایی بیرون بشم حالا نه، حاضرم تنها تا آخرعمر تنها  زندگی کنم ولی باکسی که شبیه خواسته‌ی من نیست ازدواج نکنم چون یکبار چوبشو خوردم و درس‌هامو گرفتم.
۱۵۰ باور در مورد روابط و احساس لیاقت نوشتم و هر روز تکرارش میکنم شبها هم!گاهی فک میکنم این باورها دیکه عینیت پیدا کرده ازبس میخونم.ینی باورم به تحققش زیاد شده!
پورپوینت از خواسته‌هام درست کردم شبانه روز میبینم‌اش!
و من از اون گودال اتفاقات خراب بیرون شدم!
دست آوردهام فعلا همینه، ولی به جرات میگم قراره بیشتر بشه چون من شبانه روز رو خودم کار میکنم.


1

سلام خدمت همگی
اگر بخوام در مورد تک تک نتایج صحبت کنم بنظر چندین دفتر میشه پر کر نه فقط من خیلی از دوستان دیگه اما از نظر من یکی از مهم ترین چیزهایی که قانون به من داد شناخت بهتر خداوند بود و این شناخت باعث شد خیلی از ضعف های خودمو شناسایی کنم هرچند که هنوز خیلی خیلی زیاااد کار دارم که رو خودم کار کنم اما واسه منی که نه شناختی از خدا داشتم نه روابط خوبی پر از استرس افکار منفی عزت نفس پایین وووو ولی الان اتفاقی که اوفتاده تک تک این موارد ریشه زدن در وجودم و از اینجا به بعد به من بستگی داره که هی بهبودشون بدم الان فقط باید در اجرای قوانین مهارت کسب کنم و خودمو بیشتر بشناسم

⚡در پناه خدا باشید⚡


5

سلام به دوست عزیزم
من تواناییم در صحبت در جمع خیلی کم بود اما بعد از کار کردن روی خودم و تمرین صحبت در جمع الان خیلی بهتر شدم.
من درآمدم صفر بود رفتم شروع کردم درآمدم رسید به یک عدد خیلی پایین بعد مهاجرت کردم درآمدم هر ماه بیشتر شد و بعد از ۹ ماه به چندین برابر رسید.
من روابطی که قبلا تجربه کرده بودم خیلی همراه با وابستگی و چالش بود ولی رابطه اخیرم صدها برابر از هر لحاظ از روابط قبلیم بهتر بود.
من کلا حس و حالم نسبت به قبل خیلی بهتره درسته بعضی وقتا حالم بد میشه ولی میتونم سریعتر خودم رو با باورهای خوب آروم کنم و به حالت نرمال برگردونم.
اینا از نظر من همش نتیجه اس.
من واقعا دستاوردهای ریز و درشت زیادی از عمل به قانون داشتم ولی هنوز خیلی جای کار دارم تا نتایجم بزرگتر بشه.


4

سلام
منم به نوبه ی خودم بسیارخرسندم ازاین جمع مثبت میخام دست اوردخودم ازاین قانون روباشمابه اشتراک بزارم
من هنوزموفق به خریددوره ای نشدم امااهمینجابه خودم قول میدم که خیلی زوددوره ی پربارعزت نفس رومیخرم به امیدخداوند
بااستفاده ازفایلهای رایگان که دست کمی ازدوره هانداره یک ادم دیگه ای شدم من قبلا عزت نفسم بسیارپایین بودنمیتونستم توی جمع باشم کسی حرفی بهم میزدحتانمیتونستم جوابشوبدم یاخیلی خجالت میکشیدم طوری که همسرم میگف دلم برات میسوزه اینجوری هستی خودمم بیشترعذاب میکشیدم امانمیتونستم خودنواصلاح کنم چوون هیچ ایده ای برای تغییرخودم نداشتم وهمیشه ازخداوندمیخاستم که هدایتم کنه یامیخاستم به گونه ای جلب توجه کنم مثلن بلندحرف میزدم یاباحرف زدن پشت سرکسی میخاستم توجه بقیه روبکشونم ب سمت خودم که ایناهمه برمیگرده به عزت نفس بسیارپایینم اماالان تمام این مشکلاتم حل شده قبلن خیلی حرص میخوردم جوری که اتفاقی که باب میلم نبودمیوفتاد اشکم درمیومد حتااگه خییلی اونواتفاق کوچیک بوداماالان اگه به تضادبخورم خیلی راحت باهاش کنارمیام خیلی صبورترشدم خودم روسرزنش نمیکنم واین واقعن جای پیشرفت بیشترداره خداروصدهزارمرتبه شکرمیکنم
چشمم بیشتررونعمتاس وبابتشون خداروشکرمیکنم همیشه قبلن همیشه نیمه ی خالی لیوان رومیدیدم نمیدونم حال خوبم روچجوریوتوصیف کنم چوون خداروهرلحظه حس میکنم توجای جای زندگیم تمام حرفای استادمثل گنجینه ست هییچ‌ثروتی نمیتونه جایگزین این سخنان بشه ودراخربه ارامش عجیبی رسیدم ارومم دربرابر حرفای زننده ی بقیه دیگه ازهیچیونمیترسم چون میدونم هیچ اتفاقی ازدستان خداوندخارج نیست وخداوندروبابت استادعرفانی شکرمیکنم که منوهدایت کردبه سمت این استاگرانقدر امیدوارم که خداودهمه ماروهدایت کنه ب سمت بهترینهاا


27

دوستان واقعا از بودن در جمع شما خوشحالم و سپاسگزار خداوندم که همه ما رو با کلام گرم استاد هدایت کرده.
من حدود ۹ ماهه با قانونها آشنا شدم.با استاد عباس منش حدود سه ماهه آشنا شدم.
استاد قبلی ام هم که الان دیگه رهاش کردم شاگرد آقای عباس منش بوده. چون الان که اومدم اینجا تازه فهمیدم همه حرفهاش کپی استاده. همش ها… واو به واو ….
تا استاد یه فایل بیرون میده ، اونم یه فایل مشابه ، خیلی مشابه ….، بیرون میده….
بنظرم تقریبا همه این اساتید موفقیت بصورت مستقیم یا غیرمستقیم شاگرد عزیز دل ما یعنی، استاد عباس منش  هستند.
توی یه همایش که استاد قبلی در تهران گذاشته بود شرکت کردم و خیلی هدایتی اونجا یکی از شاگردهای استاد عباس منش رو ملاقات کردم که بهم گفت همه این آقایون شاگرد استاد عباس منش هستن.
بقدری به استاد ارادت داشت که میگفت اگه یه روز عباس منش فقط یه میس کال بندازه رو گوشی ام من یه میلیارد میزنم به حسابش.
از پادویی یه موبایل فروشی ، شده بود وارد کننده موبایل به بازار ایران و امارات، سنش هم کم بود ولی وضع مالی اش توپه توپ بود. منم بخودم گفتم ،حاجی چه کاریه دنباله روی بقیه اساتید باشی ؛ برو از سرچشمه آب بنوش.
حالا بریم سروقت نتایج آشنایی با قوانین:
البته اینم بگم از استاد قبلی هم راضی ام و با اون بود که نتایج آغاز شد و ازش تا ابد ممنونم که به لطف الله منو توی این مسیرآورد.
ولی خب ناخن کوچیکه آقای عباس منش هم نمیشه در کل.
….
بعد آشنایی با قوانین؛
-خیلی سوالات و درگیری های ذهنی ام در مورد خلقت و هستی و راز های آفرینش کم شده و دیگه این مسآیل انرژی ذهنی مو نمیگیره.
-توی قرآن برام انگار یکی یه چراغ روشن کرده و دیگه خیلی ساده و راحت مفاهیم قرآن رو میفهمم.
-مذهبی بودم و همش واسم سوال بود بابا چرا ملت مذهبی ایران اینقدر عزاداری میکنن و خودشون رو میکشن از غم و غصه واسه ائمه اطهار ، وضعشون بازم بدتر از قبل میشه. توی پاکی و درستی اهل بیت علیهم السلام که شکی نیست.  پس خدا کجایی ؟  یا اینا راهو اشتباه میرن یا داستان چیز دیگه ایه . پس خودت روشنم کن خدای بزرگم.
-حالم در اکثر اوقات عالیه. نم نم با پیدا کردن ترمزها عالی تر هم میشه.
-عزت نفسم چسبیده به سقف و دیگه هیچ مشکلی رو بزرگتر از خودم نمی دونم.
-شرایط مالی طوری برام رقم خورده و داره پیش میره که الحمدالله تو این مدت اصلا لنگ پول نبودم اونم منی که شاید ماهی چن بار مجبور بودم در پاسخ درخواستهای خانواده بگم ؛ ….ندارم….
-پولشو که نداشتم برم مو بکارم ، اینقده دوس داشتم مو بکارم تا جلوی سرم که یکم موهام ریخته بود خوشگل تر شه. درست حدس زدی؛ الان تو این مدت مو هم کاشتم و پره پر شده سرم دیگه.
-دوس داشتم ورزش کنم ولی هم وقتش نداشتم هم غصه پولشو می خوردم ولی بازم شاید کسی باورش نشه ، شرایطی پیش اومده که بهترین و گرونترین باشگاه شهرمون رایگان در اختیار من هستش.رایگان ها…
-دو تا سفر خارجی رفتم توی این مدت کم.
-یه ۲۰۶ مدل پایین داشتم ولی الان یه خودروی چینی سانروف دار تمیز زیر پامه.
-روابطم با همسرم خیلی خوب بود حالا عالیه.
-سالها بود توی محل کارم دنبال ارتقای شغلی بودم که همش فک میکردم دارن دشمنی میکنن و نمیذارن پیشرفت کنم. سالهای سال ها …. بابا همه چی درون خودم بوده نگو . باید باورهات درست شه تا شرایط عوض شه. حالا توی همین مدت شرایطی پیش اومد به طرز عجیبی که خودشون منو بردن بهترین جای اداره و پست بالاتر هم دادن بهم، اونم دو دستی. کارم هم نصف شده …
اکثر  ما اول راهیم مث من…
پس ؛ ببین دوست من ، خوب گوش کن ،
همه اینها اینقدر ساده و بدیهی رخ میده که بارها شیطان نجوا میکنه که بابا اینا طبیعیه دیگه واسه چی فک میکنی بخاطر رعایت قانونه.
این جمله رو همه دوستان عباس منشی بخوبی درک میکنن چی میگم.
اصلا خیلی همه چی طبیعی پیش میره؛  ولی واقعا اگه قبل آشنایی و رعایت قوانین بهم میگفتن فلان موقع به این چیزها میرسی ؛ من یکی باور نمیکردم با روال گذشته بتونم برسم.
-بازهم سپاسگزار خداوندم که ما رو هدایت میکنه .
تاکیدم اینه که نشانه ها رو جدی بگیرید.
همه این خواسته ها خیلی راحت جذب شدن و تلاش زیادی نمیخاستن.
به شرطی که با دیدن نشانه ها؛  ندای درون رو بشنوید و به حرفش خوب گوش کنید ؛ و منطق رو کمرنگ کنید ؛ همین منطق بعضی وقتا میشه ابزار شیطان.
من اینا رو تجربه کردم و دارم تمرین میکنم بازهم:
-موقع انجام کارهایی که هدایتی هستش داشتن احساس خوب شرط اصلیه.
-کار هدایتی هم منشاء اش درخواست قلبی از خداونده . اگه خواسته باشی ازش و در مدارش باشی بی پاسخ نخواهی ماند
احساس خوب ؛ احساس خوب ؛ در حین انجام ندای درون شرط اساسیه. کاری که منشاء اش نجوا باشه با احساس خوب گره نمیخوره.
تازه با این دستاوردهای که توی مدت کم بدست آوردم ، من چن تا موقعیت خوب مالی رو هم از دست دادم . خودم میدونم که علت اصلی آماتور بودنم هستش. ولی فرصتها در جهانی که بی نهایت فراوانی درش هست پی در پی میان و منم مث شیر در کمین هستم. مثل شیر گرسنه ی بی پروا …
تلاش کنید حرفه ای شید توی اجرای قوانین ، شنیدن ندای درون و دیدن نشانه ها. منم در تلاشم و این تلاش تا روز آخر عمر باید ادامه بدید .  بیخود نیست خداوند توی قرآن این همه کلمه آیات و آیه رو بکار برده. از نشانه ها غافل نشید و نشانه ها رو بخیر و خوشی برای خودتون تفسیر کنید.
– با تمرین و ممارست روزانه و شکار نکات مثبت به قدری رشد مبکنه آدم که به قول استاد عباس منش عزیز؛  مث استاد هرچی بخواد خیلی زود نشانه اش رو می بینی و نتیجه ها ظاهر میشه.
 


13

بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام به دوستان عزیزم
امروز 18 خرداد 1402 مینویسم با کمک الله مهربان
اولین نتیجه من از قانون ک فقط با گوش کردن فایل های استاد عزیزم همراه بود حال خوبم بود درسته خیلی بالا پایین میشدم ولی همین بالا پایین هم لذت بخش بود من تو این چند وقتی ک تو مسیر هستم اصلا کار بیهوده ای نبوده ک وقت منو بگیره هرکاری کردم هدایتی بوده بااینکه ذهن منطقیم میگفت فقط وقتت هدر دادی اخه ای کارا به چ درد میخوره ولی الان ک میبینم همه اون کارها مسیر بوده و باید اتفاق میفتاده،من از سن خیلی کم ارزو داشتم دماغمو عمل کنم و همین چندماه پیش به راحتی اونم از راهی ک اصلا فکرشو نمیکردم عملش کردم،من همیشه هرجا میرفتم اصلا اعتماد بنفس نداشتم با کسی حرف بزنم ولی الان خیلی بهتر شدم درسته بازم جا داره بهترم شممم ولی برای منی ک اصلا روم نمیشد ادرسی بپرسم عالیهههه،بخدا من اصلا درخواست لپ تاپ به خدا ندادم ولی به طور معجزه اسای اونم رایگان ب دستم رسید بعد کاری شروع کردم ک عاشقش بودم و الان تمام کارهای روزانه ام با لپ تاپم انجام میدم،من بااینکه وضع مالی خانواده ام خوب بود ولی به دلیل باورهای غلطم من هیچ وقت پول نداشتم ک یه دفتر بخرم ولی الان روزی نیست ک پول نداشته باشم اصلا وقتی میخام برم جای خودشون بهم پول میدن بااینکه من کلی لباس میخرم ولی بازمم بهم پول میدن برو برا خودت لباس بخر،لباس خریدنممم هدایتی شده بخدا به جاهای هدایت میشم ک با کمترین قیمت شیک ترین لباس های عمرم میخرم جوری ک اون تیپه ک هدایتیه از همه تیپ هامم شیکتر میشن،هروقت کاری میخام انجام بدم میگم خدایاهدایتم کن راحت باشه وسریع خداشاهدهههه تو چنددقیقه انجام میشه اونم به بهترین شکللل،هروقت با کسی میرم بیرون هرچی هوس کنم برام میخرنن یا هروقت خونه ام بقیه بهم زنگ میزنن فلانی بیا میخایم فلان چی برات بخریمم خخخخخ،من ایقدی روی خودم کار کردم ک اکثرا تو حال خوبم اون وقت هایم ک حالم خوب نیست  زمانی ک ذهنم یه چیزیو بزرگ میکنه یا منو میترسونه ک من منطقی دارم قانعش میکنم وبراش الگو میارم درسته وقتی تو جمع قرار میگیرم باز نجوا شروع میشه ولی اینم دارم بهتر میکنم اونم با رفتن تو جمع وکنترل کردن ذهنم تو جمعع تا برام عادت شه،بعضی وقتا به خودم میگم یعنی این حسی ک من دارم همه دارنن؟یا فقط برای منه؟کار کردن روی باورام عالی شدههههه قبلا اگ 4روز خوب بودم سه روز بد حالا ک دارم فکرش میکنم میبینم خیلی وقته من فقط خوبمممممم ،از توجه به نکات مثبتتت نگم براتون من بااینکه 17سال تو ی منقطه از شهرمون هیچ وقت ب بلوارای ک پرن از درخت توجه نمیکردممم ای مدت میگم خدایا یعنی اینا 17 سال جلو چشم من بودن ومن نمیدیممم ایقدی حواسم میره پیش زیبای ها بخدااصلا نازیبای نمیبینم اگ 100تا اتفاق باشه 98 برام زیبایه خدا شاهده تو این مدت هر اتفاقی افتاده فقط خیره،بنطرم خیلی مهمه ادم الگو های مناسب داشته باشه یعنی این اصلههه ایقدی الگو پیدا کردم وتوجه ام گذاشتم روشون ک خیلی دارم از اطرافیانم و اکثریت جامعه جدا میشم نمیدونم درست منطورمو فهموندم ی ن جدامیشم چون میبینم کارهای ک میکنن فقط فیزیکی و من ندیدم هیچ تاثیری رو زندگیشون بزاره وقتی اینا میبینم ایمانم به این مسیر و استاد بیشتر میشه من قبلا اصلا ایطو نبودم ولی الان میبینم دارم فکر میکنم چیزی ک استاد همیشه روش تاکیددارن ک به مسایل و اتفاقات زندگیتون فکر کنید من خیلی فکر میکنم وواقعا فکر کردنم باعث شده کار کرردن رو باورهام برام منتطی ترشه این نکته از خودم برام مهمه ک فکر میکنمممم به حال و گذشته ام و خودمو باباورهای جدیدم و من جدیدم با گذشته ام مقایسه میکنم، من قبلا قران میخوندم ولی دریغ از اینکه یه کلمه ازش بفهممم اما حالا کارکردن رو باورهام همراه با قران داره برام نتیجه میاره چون میبینم هرچی استاد میگه حقیقته و همشو قران گفته وقتی قران میخونم میبینم اون چیزی ک قران گفته با زندگی اکثریت جامعه زمین تااسمون فرق دارهه به نظر خودم این دوتای اخرییییی مهم ترین دستاوردم هستن،بقیه نتیجه هام از روبرو شدن با بیشتر ترسام بوده و سلامتی ک من تو این مدتتتت اصلا حالم بد نشده و اگ شده داشته الارم میداده از مسیر خارج شدی ک اونم با تمرکزم روی قوانین باز حالم بهتر شده،از تغیر شخصیتی ک همیشه انتقاد گر و حسود بود واگاهانه کنترلشون میکنممم ،ازاینکه اگاهانه خودمو در معرض زیبای ها میزارم گرفتهه تا تو خواب حرف زدنم در مورد قانوننن بخدا من غیر قابل مقایسه ام با همین یه ماه پیشم چه برسه با چند سال پیشممم، خلاصه ک هزاران هزار دستاوردی داشتم ک واقعا بیشترشون قابل گفتن با کلمات نیستن ،سپاسگزارم از دوست خوبم ک باعث شد من برگردم به عقب ک کجابودم وب کجارسیدممم
خدایا سپاسگزارم ک خودت داری همه کارها میکنی من فقط دارم تو مسیر درست لذت میبرممم


8

سلام دوست عزیزم

مهمترین نتیجه ای که من اینجا گرفتم، بهبود روابطم با فرزندانم و همسرم بوده.
مدت خیلی زیادی، چشم من فقط ایرادات آنها را میدید و به خاطر مشکلاتی که در خانه هر آدم زن و بچه داری پیدا میشود، بهم میریختم و بشدت خود خوری میکردم.
تا اینکه در قدم سوم دوره دوازده قدم، استاد توضیح دادند که این سخت تمرین چالش زندگی خود ایشان هم بوده: اینکه سخت بوده که ایرادات فرزندشان را نبینند و روی خوبی‌هایش زوم کنند تا جهان لاجرم خوبی های بیشتری را در قالب رفتارهای فرزندشان ، به استاد ارائه کند.
من حدود یکساله که هر روز در تمرین ستاره قطبی این موضوع را برای دو فرزندم و همسرم ، پیش نگری میکنم و در پایان روز، از اینهمه اتفاقات خوب در این زمینه، متحیر میشوم.
هر روز می‌نویسم: امروز روزیه که فقط به خوبی‌های همسر و فرزندانم توجه کنم، چون توجه به خوبی، خوبی میآورد! بعد همان اول صبح، کارها و رفتارهای خوبشان را تجسم میکنم و به خاطر آنها خدا را شکر میکنم.
مدت زیادیست که فقط بوسه بی هوا و ناگهانی دریافت میکنم، از هر سه نفر و هر روز بیشتر از روز قبل متحیر میشوم!
خانه ما هنوز هم درگیری‌های کوچک خودش را دارد…ولی این روش استاد عباسمنش( تمرکز و توجه بر رفتارهای خوب عزیزانم) معجزه کرده و به خاطرش شب و روز عاشقانه استاد را ستایش میکنم.
ممنونم مرد! ممنونم به خاطر حال خوب خودم و خانواده ام که بیش از ثروت خانواده های ثروتمند ، باعث رشک بردن به خانواده معمولی ما شده! ازت سپاسگزارم، سیدحسین عباسمنش❤️
حالا فضای خانوادگی



1

3 سال پیش

سلام دوست خوبم سپاسگذارم

سپاسگذارم لذت بردم از خواندن کامنت شما. سپاس

مهمترین نتیجه ای که من اینجا گرفتم، بهبود روابطم با فرزندانم و همسرم بوده.

مدت خیلی زیادی، چشم من فقط ایرادات آنها را میدید و به خاطر مشکلاتی که در خانه هر آدم زن و بچه داری پیدا میشود، بهم میریختم و بشدت خود خوری میکردم.

تا اینکه در قدم سوم دوره دوازده قدم، استاد توضیح دادند که این سخت تمرین چالش زندگی خود ایشان هم بوده: اینکه سخت بوده که ایرادات فرزندشان را نبینند و روی خوبی‌هایش زوم کنند تا جهان لاجرم خوبی های بیشتری را در قالب رفتارهای فرزندشان ، به استاد ارائه کند.

من حدود یکساله که هر روز در تمرین ستاره قطبی این موضوع را برای دو فرزندم و همسرم ، پیش نگری میکنم و در پایان روز، از اینهمه اتفاقات خوب در این زمینه، متحیر میشوم.

هر روز می‌نویسم: امروز روزیه که فقط به خوبی‌های همسر و فرزندانم توجه کنم، چون توجه به خوبی، خوبی میآورد! بعد همان اول صبح، کارها و رفتارهای خوبشان را تجسم میکنم و به خاطر آنها خدا را شکر میکنم.

مدت زیادیست که فقط بوسه بی هوا و ناگهانی دریافت میکنم، از هر سه نفر و هر روز بیشتر از روز قبل متحیر میشوم!

خانه ما هنوز هم درگیری‌های کوچک خودش را دارد…ولی این روش استاد عباسمنش( تمرکز و توجه بر رفتارهای خوب عزیزانم) معجزه کرده و به خاطرش شب و روز عاشقانه استاد را ستایش میکنم.

ممنونم مرد! ممنونم به خاطر حال خوب خودم و خانواده ام که بیش از ثروت خانواده های ثروتمند ، باعث رشک بردن به خانواده معمولی ما شده! ازت سپاسگزارم، سیدحسین عباسمنش❤️

حالا فضای خانوادگی

سپاسگذارم

2

سلام دوست عزیزم
من همیشه از قانون احساس خوب واتفاقات خوب استفاده میکنم و می بینم همیشه جواب میده
بعدی همیشه سعی دارم تمرکز م به خواسته هم باشه و چیزهایی که به من حس خوب میده تا همیشه در احساس خوب بمانم


23

سلام دوست گلم.
1/من با کار کردن روی قانون و تجسم کردن و نوشتن و باور داشتن تونستم با 2 میلیون خونه ی 125 متری کلید اول بخرم اونم طبقه 4.دقیییقا مطابق خواسته هام
2/من با توجه به خواسته ام تونستم با یک گروه موسیقی کار کنم
3/من 6 ترک از 10 ترک یکی از معروف ترین خواننده های بختیاری رو نوشتم
4/من توسط تجسم کردن و ارسال فرکانسم دقققیقا اونجوری که فکرشو میکردم تصادف کردم و اسیب جزئی دیدم و جون 3 نفرو نجات دادم
5/من توسط همین قانون همسر دلخواهم رو با تمماااام جزئیات خاصی که میخواستم بدست اوردم و وارد زندگیم کردم.
6/من ده ها مشتری با قرارداد های فوقالعاده خوب رو در 1 هفته بدست میوردم
7/من یکی از دوستام که 10 سال هیییچ خبری ازش نداشتم به طور معجزه آسا دوباره دیدمش و باهاش همکار شدم
8/من در شرکت دلخواهم که فوق العاده بهش علاقه دارم با حقوق و شرایط کاری استثنایی مد نظرم بدست آوردم
9/من با همین قانون و تجسم کردن و افکار خودم زندگی ام را با همسرم به بدترین شکل ممکن و یک رابطه ی فاجعه وار تبدیل کردم
10/من با همین قانون بدون اینکه مسلط باشم به سنتور زدن و بدون اینکه کلاس رفته باشم جلوی 500 نفر سنتور زدم
تمااااام آنچه که برام رخ داد رو به این شکل خلق کردم
1/نوشتن نوشتن نوشتن
2/باور داشتن به اینکه خداوند خواسته ی من را ه چقدر بزرگ باشد می‌تواند اجابت کند
3/توجه به نکات مثبت زندگی خودم و شکرگزاری کردن
4/کنترل احساسات در شرایط سخت
5/ ساخت باور های قوی و ساکت کردن نجواهای ذهن زمانی که با هزاااران دلیل میگفت نمیشه(تا گوش دادن به فایل های کلاب هاوس، استاد، مرور ایه های قران، مرور اتفاقات قبلی که خلق کرده بودم و…)
6/تمرکز صد در صدی برای رسیدن به خواسته ام
جالب اینجاست تماااام هرآنچه که برام رخ داد، از جایی برام اتفاق افتاد که اصصصصصصلا تو ذهن من نمیگنجید و فکککرشو نمیکردم به اون فضا و تماما معجزه وار، و به ساده ترین شکل ممکن رقم خوردن



2

3 سال پیش

سلام دوست خوبم

میشه داستان خرید خانه رو با دو میلیون بیشتر توضیح بدین

ممنونم که جواب میدین


3 سال پیش

سلام برآقاابراهیم عزیزواقعادیدگاه های شمابه دل میشینند،بسیارروان وواقعی توضیح میدید،چه قدرقشنگ ازهردودسته کنترل ذهن وعدم کنترل ذهن گفتید، تحسین میکنم شماروکه انقدخوب روی قانون کارکردید،موفق باشید ✌️🌸

7

سلام به همه منم اومدم که بنویسم
من الان۵-۶سالی هست که دارم قانون رو یاد میگرم از جاهای متفاوت
از اونجایی که اصول قانون همه حا یکی هست نتایج جست و گریخته ای گرفتم اما یادمه اولین بارها که بعد از مدتی دوباره میام سراغ فانون نتایجم فوق العاده پر رنگ میشه
من یادمه زمان دانشجویی تمام نمراتم رو جذب میکردم
چون تو جذب تو این حوزه قوی شده بودم و کلا نمره الف بودم با اینکه کمتر از همه درس میخوندم
یادمه اکثرا بهم میگفت تو چقدر فوق العاده و باهوشی اما خودم میدونستم قلق کارم چیه
بعد از اون چون تو حوزه ی باورهای درسی قوی بودم با ساعت مطالعه کم باز ارشد رو تو بهترین دانشگاه جذب کردم
گوشی آیفونم رو‌جذب کردم
یادمه برخورد اطرافیانم رو‌حذب میکردم
یادمه همون دوران لبتابم رو جذب کردم بدون اینکه بگم برام هدیه خریدن. اما من مدتی قبل ترش نوشتم و تجسمش کردم
حتی لباسایی که میخواستم رو هم تجسم میکردم یادمه یکبار یکی از اشناهمون رفت مسافرت و واقعاااا همون لباس مد نظر منو خرید
حتی اولین تمرین هایی که انجام میدادم یادمه استاد گفت از یک چیز کوچک شروع کنین مثلا گل رو تجسم کنین
و واقعا روز بعدش بابای من با سه تا شاخه گل وارد خونه شد
با اینکه قبلا واقعا اتفاق نیافتاده بود
اهان
پیشنهادات شغلی جذب کردم
رفتار ادم های مشخص رو با نامه نوشتن به ضمیز ناخوداگاهشون جذب کردم‌
یادمه استادی بود که کلا بقیه رو تحویل نمیگرفت بارها رفته بودیم دم درب اتاقش اما موفق نشده بودیم وارد اتاق بشیم
تا اینکه به ضمیر ناخوداگاهشون نامه نوشتم
و با اینکه احتمالش خیلی کم بود با پیشنهادم موافقت بشه اما موافقت شد
عرض کردم ۵-۶ سال هستش که دارم در رابطه با قانون میخونم و ویس گوش میدم
اما یک جاهایی متاسفانه یادم میره و میبینم مدت زیادی شده که من یادم رفته تمرینات رو انجام بدم
اما واقعا اغراق نیست که بگم صدهاااا بار نتیجه گرفتم
این هارو برای خودم نوشتم که یادم بیاد از کجا شروع کردم و به چه چیزهایی در این راه رسیدم و حقانیت این راه برام پر رنگ تر بشه
الان چند روزی هست گه واقعا دوباره شروع گردم
اما اینبار با نتایج بلندمدت
اما اینبار برای همیشه لایف استایل شخصی م رو مشخص کردم
و قول دادم به خودم تعهد دادم که تحت هیچ شرایطی این مسیر رو رها نکنم
اینم بگم یقینتا بزرگترین دستاورد هر فرد در این راه هماهنگی با خودش و خدای بزرگ و متعال
و ایمان واقعی به الله یگانه هست
و بیشترین چیزی هم که تا بحال برای من جواب داده کارکردن روی باورهای توحیدی هست
مطمئنم که همه چیز در این جهان به نفع منه
یقیین دارم خدا برای من جندی و لشکر افریده و هرکجا میرم لشکر خدا جلوتر از من حرکت کرده
یقیین دارم خدای حکیم من مدار ارتعاشی من رو بهتر از هرکسی میدونه برای من چی بهتر من فقط وظیفمه ارتعاش درست رو بدم
خدایاااااشکرت



2

3 سال پیش

سلام دوست گلم ممنون از دیدگاه زیبات امیدوارم هر روز تو مسیر موفقیت بیشتر و بیشتر قدم بزنی و پیشرفت کنی ,تو کامنتت نوشتی نامه به ضمیر ناخوداگاه افراد ,لطف میکنی بگی به چه صورت نامه مینوشتی ممنون ازت نازنینم


3 سال پیش

سلام دوست عزیزم

واقعا با خوندن کامنتت باورهام قویتر شد و پر از شور و اشتیاق شدم برای کار کردن روی خودم

مطمئنا شما بهترینی و هر روز بیشتر و بیشتر رشد و پیشرفت میکنید

با آرزوی خیر و برکت و حال خوب برای شما ❤❤

23

سلام به شما آقا محمد عزیز من واقعا از این قانون خیلی نطیجه گرفتم من تو مدرسه دولتی درس می‌خواندم وسالی پنجاه هزار تومن شهریه مدرسه بود واقعا نداشتم بدم تا این که با این قانون آشنا شدم و در همون چند ماه اول رفتم سر کار و درآمد ماهی دو میلیون بعد اون هم دوباره روی خودم کار کردم و استفاده از دوره سه برابر کردن درآمد در یک سال درآمدم از دو میلیون به ده میلیون افزایش یافت الان هم مغازه باز کردم یک ماهی هست وواقعا به سرعت درحال پیشرفت هستم و خدارا شکرگذارم که منو با استاد عباس منش آشنا کرد


11

سلام محمد عزیز من خیلی دوستت دارم این سوال شما را در مرداد ۱۴۰۰ جواب میدهم چون امشب هدایتی داشتم سوالات و مشکلاتی که خودم داشتم را مرور میکردم به سوال شما بر خوردم وگفتم یه بیوگرافی از خودم بنویسم که برات از لحاظ مالی و روابط و اعتماد به نفس و تکامل در زندگی برات جالب باشه
الان حدود یازده ساله ازدواج کردم با باورهای غلط و افکار مخرب و احساس گناه و دلسوزی و ……..
در یه خانواده کم درآمد بزرگ شدم و در شغل خودم هم به خاطر خودم توانایی پولسازی نداشتم و یه مدتی با درآمد کم زندگی را میگذروندم و همش دنبال یک شبه پولدار شدن ااواره کوه و بیابان بودم
یک روز تصمیم گرفتم عوض بشم خدا هم کمکم کرد بعد یک ماه از لحاظ اخلاقی و خیلی کارهای دیگه دست کشیدم یا بهتر بگم کمک گرفتم و مدتی بعد رفتم جایی سر کار و همسرم هم با خودم به استانی دیگر نقل مکان کردیم و دوباره از صفر شروع کردم به بخشیدن خودم محبت کردن به خانواده و…
یه دوسالی راننده ماشین پدرم بودم و مقداری پول بدست آوردم ولی باز هم چون از قانون اطلاعی نداشتم ضربه خوردم ( روحی ، )از طرف دوستان ولی در این دو سال دنبال علایق شخصی ماهیگیری و غواصی میرفتم این همون اطلاع نداشتن از قانون و نااگاهنه کارهایی می‌کنیم که در مسیر موفقیت و قانون جذب قرار بگیریم
و به لطف خدا تغییر شغل دادم به یه شغلی که توانایی پولسازی زیادی داره ولی با باورهای محدود به همین خاطر پول خوبی از شرکت طلب داشتم ولی متاسفانه نداد من ماندم و کلی بدهی و احساس بد …….
یه روزی در این شرایط به واسطه دوستم علیرضا عضو این سایت شدم و کلی توضیح داد از قانون و من دوباره به خودم اومدم و بلند شدم. حدود یک سال هم بدهی هام دادم و هم مغازه عوض کردم و تا الان در مسیر سعودی و نزولی هستم چون باورهای خودم مشکل داره درک کردن خیلی از مساعل شخصی برام سخته و هم مدار نبودن خواسته ها و علایق من و همسرم همیشه برام ترمز های زیادی داره از قانون آگاه هستم ولی باز پا فشاری میکنم دیگران را با خودم هم مدار کنم و مقاومت در برابر این ناهماهنگی طبق قانون اختلافات و حال بدی بیشتری به همراه داره به همین خاطر پیشرفت مالی خوبی نداشتم ‌چون هنوز حرف مردم برام ارزشمند تر از احساس درونی خودم هست و خیلی از باورهایی که مانع ثروت میشه و این را هم یاد آوری کنم تا الان از لحاظ ارتباطات با اطرافیان، همه به یک انسان با اعتماد به نفس متعهد و مسولیت پذیر و از لحاظ مالی به یک درجه ثابت از امنیت مالی رسیدم و کلی ایده و راهکار از کار جدیدم یاد گرفتم که با خیلی از دوستانی که قبل من وارد این کار شدن بهتر شدم و از لحاظ قانون تکامل به درستی اومدم بالا نتایج مالی من فقط در حد کارمندی رشد کرده چون خودم به این نتیجه رسیدم بعد از تقریبا ۲۸ سال شرک و بی ایمانی اومدم روی خود شناسی کار کردم کم کم دنیای جدیدم که در این سه چهار سال آشنایی با استاد داره تغییرات واضح و آشکار. بهم نشون میده ذهنم را از روی کینه و رنجش و حسادت دیگران برداشتم الان فقط دارم با عشق تمرینات را انجام میدهم الان دیگه ساعت چهار صبحه دارم عاشقانه با خدای درونم صحبت میکنم و اشک میریزم چون تقریبا هرچه خواسته بودم بهم داده و مطمعن هستم جهان کبوتر با کبوتر را بدرستی اجرا میکنه و البته الان تمرکزم واقعا رفته روی ثروت با تمام وجود نشانه های خوبی برام میاد، چند روز پیش لیست اهداف کوتاه مدت بلند مدت نوشتم دو سه روز دیگه باید برم قرار داد جدید انگار زندگیم شده کد نویسی .
حتی این را هم بگم که خیلی آگاهانه تمرکزم رفت روی تصادفات جاده ای و فیلم هایی که داخل واتساپ می آمد نگاه میکردم چند وقت پیش .!!!الان حدود بیست روز پیش ماشینم دست راننده بوده تصادف کرده گذاشتمش تعمیرگاه خنده ام میگیره بعضی مواقع آگاهانه برای خودم بدی جذب میکنم
سپاسگذار خداوند و گروه صمیمی و خانواده عباسمنش هستم
سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم



1

سلام وعرض ادب خدمت دوست هم فرکانسی ام کامنت شماروخوندم کلی ازصحبتهاتون لذت بردم واقعیتهایی که توزندگیتون پیش اومده بود برای اقارضانوشته بودید منویادخودم انداخت حقیقتااین سایت بسیارزیاددرزندگیم تاثیرگذاربود یک روزازته قلبم ازخداخواستم که منو درمسیردرست هدایت کنه مهربونیهاشو ببینم نه اینکه فقط ترس ازخدابامن باشه من جوردیگه خدارومیدیدم اخه واقعیت اونجوربهم یاددادن که اگه اینجورباشی ویااونجورعبادت خداروبجانیاری ویاغیره وووووفقط جهنم رومثال میزدن که نگم براتون این توذهنم رفته بودوسواس فکری پیداکرده بودم که نکنه الان خدابرام گناه بنویسه دریغ ازاین که خدای من چقدرنازنینه خدایی که هرچی میخوام بهم میده براحتی به اسانی کافیه ازش بخوام ازش خواستم که ای ارباب من ازت میخوام طوری هدایتم کنی فقط اگاه شم احساس راحتی باهات داشته باشم ازصمیم قلبم خواستم اینجابودکه حس عجیبی پیداکردم رهاشدم نمیتوتم حسمووصف کنم تازه این گوشی باارزشموخریده بودم که عاشقشم خداروصدهزارمرتبه بابت داشتنش شکرمیکنم وقتی اولین باردرموردخداخواستم بدونم گوگل روسرچ کردم یهو درباره خداشناسی اززبان استادعباس منش اومدبلافاصله ازدخترم کمک گرفتم که منووضل کن به سایت همه اینهادستی ازخدابودایمان دارم توسط خدابودهدایت شدم خدامنودراین مسیرقراردادتااگاهیم روبیشترکنم ومن استادرودستی ازخدامیدونم اگاهی هایی که ازایشون اموختم به جرئت میتونم بگم توعمرم نشنیده بودم رو اموختم قبلامسیرمسیردرستی نبود حتی اشخاصی که توزندگیم بودن والانم هستن وخیلی سخته کنارگذاشتنشون راهنمای خوبی نبودن جوری درموردخدابرامون گفته شده که هنوزم همون احساس گناه بامنه وخیلی سخته برام که باخودم کناربیام ایمان دارم باوردارم خداکمکم میکنه اونجورکه خواستم شد بازم میشه فقط کافیه فایلهای استادرومیدونم بایدمدام گوش کنم هرچی بیشترگوش میکنم کلمه وجمله های جدیدنهفته اس سریع یاداشت میکنم شمام انجامش بدین مدام گوش کنیدخیلی خیلی عالیه خداروشکر یک قدم جلو هستم الله نشونه هاشومیده الله منوهدایت میکنه به دلم میفته همون میشه خیلی مهربونه ای کاش چندسال پیش این گوشی خوشگلمو خریده بودم ولی بازدیرنشده دوست خوبم براتون ازخداارزوی موفقیت دارم سعادت مندبه قول استادسلامت وثروتمندباشید درپناه حق انشاالله

6

سلام دوست عزیز
من یه مشکلی توی زندگیم داشتم سالها بود با این مشکل کنار اومدم ولی از وقتی توی این راه قرار گرفتم وبا این قانون آشنا شدم مشکلم جوری حل شد که الان بهش فکر میکنم واسه خودم تعجب آور وخداروشکرمیکنم وسپاسگذارم که توی این راه قرار گرفتم
البته از استاد خوبم خیلی متشکرم


6

درووود فراوان به دوستای گلم

_ یادمه من خیلی از بچگی نا سپاس بودم و همش میگفتم که نه من اینو نمی خوام اونو میخوام ! و از طریق استفاده از همین فرمول من تا مدت ها چیز بهتری وازد زندگیم نشد ، بلکه بعضی هاش هم گرفته شد !ولی از وقتی که با قانون آشنا شدم و سعی کردم که با قانون زندگی کنم ، به چندتا ا خواسته هام که خیلی برام مهم بودن رسیدم .من تازه ۴ ماهو نیم هست که دارم روی قانون کار میکنم و اولین نتیجه ی منن از استفاده ی ناآگاهانه از قانون یک گوشیه موبایل بود این استارت من بود که بیام روی قانون آگاهانه کار کنم و نتایجی م وارد زندگیم شده . و به بازی های ویدیویی علاقه دارم و تجهیزات خیلی معمولیه حتی معمولیه رو به پایین ، من آرزو داشتم که ای کاش به هدفون جدید داشته باشم . من یه هدفون ۷ تومنی داشتم که بخاطر شرایط مالی تا ۶ -۷ سال ازش استفاده می‌کردم و نمی تونستم عوضش کنم ، ولی موقعی که از قانون اومدم استفاده کردم و احساسم رو خوب کردم یه هدفون ۸۰۰ تومنی خیلی خوب وارد زندگیم شد ، من یه قاب گوشی میخواستم اوت هم وارد زندگیم شد ، ارتباط خوب با افراد قریبه ای که تو خیابون میدیدم می خواستن و تا حدودی دارم حسش میکنم و تجربیات خوبی هم دارم ازش خلاصه بگم این یک رده پایی از من هست که تازه در اول مسیر هستم ( ۴ماهو نیم ) و میخوام که نتایجم بزرگتر و یزرگتر بشه . در پناه الله


7

سلام دوست عزیزم اول ازهمه بگم خیلی خوشحالم منی که زیاد دوستی ندارم حالا درجمع بهترین دوستان قرار گرفتم نمیدونم از کجا بگم اول ومهمتر ازهمه رابطم باخدای خودم هست خدا الان برای من قابل لمس شده اون عشق من شده وهرروز عشقم بهش بیشتر میشه قبل ازامدن به این سایت رابطم باهمسرم خیلی بد بود تقریبا هفته ای یکی دوبار بحث داشتیم مدام به نکات منفیش فکر میکردم به طلاق فکر میکردم باخانوادش بحثم شد با خواهرش قهر کردیم به مدت ۴سال دخترم توبحثامون خیلی ناراحت میشد وگریه می‌کرد خداروشکر الان مدتهاست باهم بحث نکردیم وروابطمون خوبه باخانوادش آشتی کردیم برکت تو زندگیمون خیلی زیادتر شده توشغلم به پیشرفت‌هایی رسیدم اما خب هنوز پام روترمزه ازنظر سلامتی درحد ایده الیم هرسه مون درصورتی که منو ودخترم تقربا دوماه یه بار سرما می‌خوردیم خونه ای که میشینم صاحبخونش بنا به دلایلی رفت شهر دیگه وخونه رو دربست دراختیار ماقرارداد یه خونه ویلایی بایه حیاط بهشتی واجاره فوق پایین که از مامیگیره دیگه چی بگم هرروز کارم شکرگذاری وهرروز داره همه چیز عالی‌تر میشه خدایاشکرت من ازخدا خواستم من هدایت کنه اونم به بهترین نحو اجابت کرد


4

با سلام
من در حال حاضر در دارم مینویسم حس و حال بسیار عالی و دوست داشتنی دارم تمام زیبایی های خداوند را مشاهده میکنم و بابتش سپاس گذاری میکنم در جریان هدایت قرار گرفته ام و همه کارهایم خود به خود درست میشود و به قول استاد دیگه نمیخاد پدرم در بیاد تا کاری بکنم تمام انسان ها فرشته های از جانب خداوند شدند برای خذمت به من از خدای مهربونم سپاس گزارم و استاد عزیز خدایااااااااااااا دوستت دارم عاشقتم استاد دوستت دارم بزودی میام مهمونت میشم


9

خدایا شکرت
میخواستم فقط کامنت بخونم چون فکر میکردم دستاورد مهمی نداشتم .
ولی انقدر با شیب ملایم خدا منو کشید بالا که چی بگم ….
خدایا شکرت
در حوزه سلامتی . خیلی احساس سلامتی میکنم. حالم خیلی خوبه هم من هم خانواده م . دیگه خبری اصلا از اون سر دردهای عصبی نیست . خدایا شکرت همین یکی باید آدم واسش هر روز شکر گزاری کنه .

انرژی م بیشتر شده خدایا شکرت

تناسب اندام م بهتر شده و روز به روز بهتر هم میشه.خدا رو شکر

از نظر مالی بدهکار نیستیم و خبری از بدهی نیست مثل قدیم به لطف خدا

دیگه خرج های غیر مترقبه و الکی نداریم خبری از خراب شدن ماشین و وسایل خونه نیست خدایا شکرت

روابط .روابطم با خانواده م و با همه خیلی بهتر شده از آدم ها حس خوب و انرژی مثبت میگیرم. نا خود آگاه حس مثبت میگیرم ازشون.

تلفنی احوالشونو می پرسم و جالبه که همیشه حرفها و خبرهای خوب می شنوم. خدایا شکرت

هدیه ناگهانی و بی مناسبت دریافت میکنم

افراد تلاش میکنن با ما وقت بگذرونن و واسم کار انجام بدن . این لطف و مهربانی خداست که اینطور داره نمود پیدا میکنه . خدا جون عاشقتم

عشق و علاقمو پیدا کردم . و الان ترم ۴ طراحی هستم و خیلی لذت میبرم . خدایا شکرت .

خیلی زیاد هست و خیلی چیزها هست که الان یادم نمیاد
خدایا شکرت عاشقتم ❤❤❤


43

سلام به همه دوستان امیدوارم حالتون عالی باشه

من یکسال پیش سرباز بودم ودر حین خدمت با اموزه های استاد عباسمنش اشنا شده بودم ولی اصلا عمل نمیکردم و باور چندانی نداشتم

وقتی خدمتم تموم شد و یه چند ماهی گذشت خیلی حالم گرفته بود چون بیکار و بی پول بودم و از بابام پول تو جیبی میگرفتم
با خودم میگفتم اینم از سربازی حالاچی ؟ هر روز بیشتر از زندگیم بدم میومد و روابطم با خونواده و بقیه آسیب دیده بود ..
بی انگیزه و نامید بودم و کارای بیهوده میکردم و با دوستام میرفتم دور دور و فقط میخاستم روزا بگذره ..

یه شب که خیلی روم فشار بود گفتم خدایا خودت یه جوری کمکم کن دیگه خسته شدم و از خدا خاستم برای ساختن یه زندگی بهتر راهو نشونم ..
یکی دو روز بعد بطور اتفاقی یه فلشو که تو سربازی داشتم وصل کردم و دیدم که توش یکی از فایلا بنام ظلم در قرآن و گوش کردم خوشم اومد و رفتم کافینت فایلای رایگان استادو دانلود کردم و روزها گذشت و من گوش میدادم و تغیر میکردم ..

الان که دارم اینو مینویسم یکسال ازون موقع میگذره و من صاحب کار خودمم ، من یه استاد نقاش ساختمونم که بتزگی کارای تزیینات داخلی و بازسازی هم انجام میدم چیزیکه تا پارسال اگه بهم میگفتن باورم نمیشد
دارم واسه خودم کار میکنم و به لطف خدا یه دونه شاگرد فرز و کاری هم دارم
درآمدم از یه کارمند استخدامی هم بیشتره تازه تو دو ماه اخیر خیلی خیلی بیشترم شده
بجای اینکه از بابام پول تو جیبی بگیرم هر روز واسه خونمون خرید میکنم و به وسایل جدید خونمون هم اضافه کردم
خونواده و اطرافیان بهم احترام میزارن و برام ارزش قائلن و تو تصمیماتشون ازم مشورت میگیرن و کلا روم حساب میکنن
خیلی از کسایی که قبلا واسم تاقچه میزاشتن و خودشونو میگرفتن الان دنبال بهونه میگردن تا باهام سر صحبتو باز کنن و بهم نزدیکتر بشن

اعتماد بنفسم بشدت بیشتر شده جوریکه محکم و با صدای رسا صحبت میکنم البته بعضی وقتا یادم میره ولی خوب دارم تمرین میکنم..
کمرم صاف و چارشونه تر شده ، بهتر و عمیقتر نفس میکشم ، قبلا بینیم گرفته بود ولی بطرز معجزه آسایی تو این چند ماه خود بخود باز شده و الان دیگه فقط با بینی نفس میکشم و خیلی راحتم

خیلی از افراد نا مناسبی که یه زمانی باهم بودیمو دیگه نمیبینم و خبری هم ازشون نمی‌شنوم

الان دیگه تا یه وقت اضافه گیرم میاد میام تو سایت و کامنتا نظرات و مقاله هارو میخونم و لذت میبرم
قبلا وقتی تنها میشدم بصورت ناخوداگاه به بقیه زنگ میزدم و باید یکیو میدیدم ولی الان وقتی تو جمع دوستامم با خودم میگم خدایا کی تنها بشم و برم تو فکر و تمرکز کنم ، خودمم باورم نمیشه اینقدر تنهایی مو دوس دارم و بعضی از قرارا رو کنسل میکنم بخاطرش..

بیشتر مراقبه میکنم خیلی وارد نیستم ولی خوبه دارم یاد میگیرم و بیشتر از انجامش لذت میبرم و بتازگی هم کشف کردم در حین راه رفتنم میشه انجامش داد . خخخ

واقعا برام جالبه که تایمای بیشتری در طول روز حالم خوبه ..
توسرم دنبال قاتل بروسلی نمیگردم .. بخودم گیر نمیدم و صداهای تو سرم هر روز اروم تر و شیرین تر میشه .. بقیه رو کمتر قضاوت میکنم و سعی میکنم بیشتر عشق بورزم

الان دیگه هر حرفی رو نمیزنم موقعی که میخام یه چیزی بگم اول میسنجم که به نفع خودمه این حرف یا به ضررمه ..
هر چند ساعت یکبار دیدگاهمو به چیزای مختلف چک میکنم و از خودم میپرسم از چه زاویه ای به این مسئله نگاه میکنم و احساسم بهش چیه ؟

اولش که خواستم به این سوال جواب بدم چیز زیادی به ذهنم نرسید ولی همینکه شروع به نوشتن کردم یکی یکی اومد واسه خودمم جالب بود که تو این یکسال چقدر نتیجه گرفتم ..

امیدوارم در پناه الله یکتا شاد باشید ثروتمند باشید و سعادتمند در دنیا و آخرت



3

بهتون تبریک میگم واقعا که استاد زندگی همه ما رو زیرو کردن که فقط خدای استاد رو شکر میکنم که من رو به این مسیر هدایت کرد امیدوارم نتایج بیشتر و بیشتر بگیرید و همواره در حال پیشرفت باشید


5 سال پیش

سلام دوست خوبم ممنون از توجهی که به من داشتی

دیدگاه زیبات منو به فکر فرو برد چون این کامنت واسه چند ماه پیش بود ، وقتی که ارزو داشتم دوره ۱۲ قدمو بخرم و الان که دارم اینو مینویسم قدم اول رو خریدم و تا حدودی تمریناشو انجام دادم و تو همین یک ماهی که تو قدم اولم بیشتر از یکسال گذشته نتیجه گرفتم

خدارو شکر بابت این جمع صمیمی و این آگاهی های ناب و این احساس خوب

درپناه فرمانروا شاد و ثروتمندباشی


5 سال پیش

سلام به همگی آقای اقبالی عزیز تبریک میگم بابت اینهمه جذب ریز و درشتی که داشتین مخصوصا اونجایی که گفتین بینیتون گرفته بود و الان دیگه باز شده اولش خندم گرفت ولی بعدش قشنگ حستونو درک کردم عالی بود.

13

سلام عزیزانم
من همین که میبینم شما اینقدر پیشرفت کردین و از حال خوبتون حال منم خوب میشه و ایمانم قوی تر همین که توو جمع شماها هستم و هروز با ذوق ب این صفحات سرمیزنم بهترین معجزست
مرسی که هستین


8

سلام به همه دوستان
بعضی وقتها نمیشه خیلی چیزها رو در قالب کلمات بیان کرد . واقعا الان که دارم اینو میگم متوجه می شم چرا بعضی کلمات قرآن رو نمیشه به فارسی روان ترجمه کرد چون واژها هم نمیتونند معنای اون کلمه رو برسونند . میخواستم بگم چطور با پیاده کردن قانون نماندن در فرکانس غم و ناراحتی اتفاقات خوب برام رخ داده ولی اینقدر اون لحظه و حتی حالا که میخواستم بنویسمشون احساس خوبی بهم دست میده که نمیتونم در قالب کلمات بیانشون کنم . امیدوارم شما هم بتونید از این قانون استفاده کنید واقعا یک معجزه است .