قلبی که به سوی خداوند باز می شود - صفحه 10 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری قلبی که به سوی خداوند باز می شود
    480MB
    30 دقیقه
  • فایل صوتی قلبی که به سوی خداوند باز می شود
    28MB
    30 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

800 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سعید گوشه ای گفته:
    مدت عضویت: 2894 روز

    سلام استاد عزیز می خوام تجربه خودم رو با دوستان و سایت عباس منش به اشتراک بگذارم

    حدودا سه چهار سال پیش بود با شما آشنا شدم نمی دونم چطوری و دقیقا یادم نیست

    اما مثل همه دوستان وقتی فایل های شمارو گوش دادم شگفت زده شدم و مدام سعی میکردم تند تند فایل هارو دانلود کنم و فکر میکردم هرچقدر فایل های بیشتری از شما گوش بدم زودتر به خوشبختی و ثروت و … میرسم اما افسوس …

    خلاصه و متاسفانه به خاطر عملکرد و باور های خودم به گمراهی کشیده شدم و چون نمی تونستم فایل های پولی شما رو بخرم رفتم توی یک کانال تلگرام و فایل های پولی شما رو شروع کردم دانلود کردن و گوش دادن و فکر کردم که دیگر این فایل ها رو گوش کنم دیگه کار تمومه و من به همه چیز می رسم … اما ای دل غافل که من اصلا در مدار این فایل ها نیستم

    خلاصه بگم که همون حرف های که باعث هدایت هزاران نفر شد باعث گمراهی من شد …

    باورم این بود که من هیچ کار دیگه ای نباید انجام بدم فقط باید بشینم و روی باور هام کار کنم

    به همین دلیل من ورزشکار بودم ، ورزش رو رها کردم ، ترم 7 کارشناسی مهندسی برق بودم درسمو رها کردم کلا زندگی رو رها کردم و نشستم بس تو خونه و فقط به این خیال که دارم روی باور هام کار میکنم…

    و یواش یواش باور های مخرب شروع شد

    افسردگی به سراغ من اومد

    پوچی به سراغ من اومد

    عادت های بد جنسی به سراغ من اومد

    و هر بدبختی که فکرشو کنید

    یک سال تمام من با بدبختی و افسردگی پشت سر گذاشتم با باور های غلط …

    و اون همون لقد و چکی بود که خدا بهم زد

    البته خودم باعثش شدم

    دیگه خسته شدم حتی چند بار می خواستم خودکشی کنم چقد گریه میکردم

    چقد ناراحت بودم

    تا این که تصمیم گرفتم دوباره شروع کنم

    گفتم سعید فرض کن امروز تازه متولد شدی

    و امروز شروع کن

    شروع کردم قرآن خوندن و دوباره خدای واقعی رو فهمیدن ، یک ساعت سجده کردم و از خدای خودم عذر خواهی و توبه کردم و حتی از استاد عباسمنش

    شروع کردم کار کردن روی یه شغلی

    شروع کردم روی خودم کار کردن

    فایل های رایگان رو گوش دادن

    کامنت هارو خوندن

    دیگه عجله نداشتم ، گفتم سعید همه این ها صرفا جهت اینه که حالتو خوب کنی ، جهان با همین حال خوب تورو به همه چی می رسونه

    چقد من ایمانم قوی شد ، چقد توکل کردم حالا دیگه نتایج شروع شد

    تصمیم گرفتم برم سربازی ، بابام گفت زنگ میزنم بندازنت بهترین جا ، اصن غمت نباشه اون یکی گفت غمت نباشه کاری میکنم نفهمی خدمت چطوری گذشت ، اما من فقط میگفتم خداوند بهم کمک میکنه ، رفتم سربازی و در عین ناباوری آموزشی برای همه 2 ماه بود اما اون دوره که ما رفتیم آموزشی 25 روز بود .

    آموزشی تموم شد همه سربازا استرس داشتن که قراره کجا بیوفتن اما من یه گوشه آروم نشسته بودم داشتم قرآن میخوندم خلاصه اومدم شهر خودم و 14 روز مرخصی عید بعد 15 فروردین رفتم و منو فرستادن به عنوان سرباز مسجد و فقط کارم این بود که درب مسجد رو باز کنم اذان پخش بشه و تمام ، نه سختی نه پستی نه دردسری و کل روز بیکار بودم و فقط قرآن میخوندم ، حتی گوشی ام میبردم چون سرباز مسجد بودم دژبانی حق گشتن نداشت و میومدم فایل های استاد رو گوش می دادم و… خلاصه سربازی تموم شد و من رفتم خیلی راحت دوباره لیسانسمو گرفتم ، رفتم یه جایی کار کردم و درامد شروع شد ، تصمیم گرفتم از شهرستان برم تهران ، شاید خیلی سخت باشه و نیاز به ایمان قوی باشه که با جیب خالی پاشی بیای یه شهر دیگه ای ، اما من روی خدای خودم حساب کرده بودم ، میگفتم خدایا من یه شغلی میخوام که هم بهم خونه بدن هم کار ، خلاصه اومدم تهران بدون هیچ پشت وانه ای نه خونه ای داشتم نه هیچی موجودی حسابم کلا 5 میلیون بود

    این حرف چند ماه پیشه

    اومدم تهران رفتم یه شرکتی استخدام شدم نزدیک دو میلیونی خرج کردم و خلاصه روز اول کار رفتم سرکار و منو فرستادن جای که اصلا با رشته من (برق) همخونی نداشت

    خلاصه رفتم گفتم من اینجا نمی مونم و اونا کلی اسرار که نه بمون بعدا جاتو عوض میکنیم

    گفتم نه

    حالا من موندم و کلا 3 تومن پول

    از شرکت زدم بیرون ، ناراحت بودم ، گفتم خدایا اگر می دونستم کمکم نمی کنی روت حساب نمی کردم

    خلاصه ناراحت رفتم نشستم رو یه صندلی

    شروع کردم با خدای خودم حرف زدن ، گفتم مگه نگفتی تو برو من کمکت می کنم

    مگه تو نگفتی من خدای آسمان ها و زمینم

    مگه نگفتی هرچی بخوای بهت میدم

    دوست داری شیطان بهم بخنده ؟

    دوست داری شیطان مسخرم کنه ؟

    بگه دیدی رو خدات حساب کردی حالا چی شد؟

    گفتم خدایا من شهرستان بر نمی گردم یا همینجا منو بکش یا کمکم کن

    یهو دیدم عموم زنگ زد (خونه عموم کرج هست)

    گفت سعید کجایی ، شب بیا اینجا و…

    از تهران رفتم کرج… گفتم خدایا زندگی من ، اهداف من ، خواسته های من همه برای توعه

    اگر من سربلند و پیروز بشم قطعا تو سربلند شدی

    دیگه همه چیو رها کردم اصلااااا بهش فکر نکردم

    رفتم خونه عموم ، شب خوابیدم ، صب بیدار شدم رفتم تو خیابون یهو یه اعلامیه رو زمین دیدم که شهرک صنعتی فلان نیرو می خواد

    رفتم اون شهرک صنعتی که نزدیک خونه عموم اینا هم هست ، رفتم این شرکت هارو دیدم و اینا یهو یه شرکت خیلی بزرگ و با کلاس دیدم

    یکی از درون بهم گفت برو سمت این شرکت

    گفتم خدایا برم چی بگم اصلا شاید نیرو نخوان

    گفت برووووو گفتم نمیرم

    گفت خب پس برگرد شهرستان

    گفتم باشه میرم سمت شرکت (خخخخخخ)

    رفتم دم درب شرکت و خواستم برم داخل ، حراست گفت کجا ، گفتم میخوام برم منابع انسانی ، گفت کارت چیه گفتم برا استخدامی ، گفت برو شنبه بیا یعنی 4 روز دیگه ، گفتم جناب فقط یه سوال دارم برم بپرسم بیام گفت خب سریع ، رفتم پیش مسئول استخدامی ها گفتم خانم استخدامی دارید گفت نه اصلا ، گفتم خب باش ممنون ، گفتم خدایا الکی مارو کشوندی اینجا که چی آخه ، دیدم خانمه داد زد حالا رشتتون چیه آقا گفتم برق ، لیسانس برق دارم ، گفت یه لحظه وایسا ، زنگ زد به یه مهندسی اون مهندسم گفت بفرستش پیشم

    رفتم پیش مهندسه یه رزومه براش نوشتم و شروع کرد مصاحبه گرفتن حدودا 2 ساعت سوال برقی پرسید و من جواب دادم و در آخر نامه ای بهم داد گفت برو مدارکتو بیار و کارای استخدامیتو انجام بده

    حالا به چه عنوان (سرپرست تولید و فنی یه سالن ) با پر از دستگاه های پیچیده و تابلو برق های پیچیده برای من که 25 سالمه و کلا سرهم یک سال سابقه کار داشتم و با حقوق بالا ، داشتم دیوانه می شدم ، گفتم خدایا طرف با 20 سال سابقه کار هنوز سرپرست نشده من از درب نرفته سرپرست شدم با حقوق بالا ، وای یه پارک اونجا بود رفتم سجده کردم و کلی گریه ، خلاصه مشکل کار برطرف شد حالا مونده بود مشکل خونه ، یکی دو روز رفتم خونه عموم اینا اما دیگه روم نمیشد بیشتر برم

    گفتم خدایا مطمئنم همونطور که کار و جور کردی خونه ام جور میکنی ، چطوری نمی دونم تو خدایی

    پدر مادرم واقعا پول نداشتن مگرنه کمکم می کردن البته من هم هیچ حسابی روشون نکرده بودم و همیشه میگفتم خدا خودش درستش میکنه یکی دو سه روز از ماجرا گذشت حتی من یکی دو شب تو شرکت می خوابیدم توی یه بالکن اما دیگه داشتن بهم گیر میدادن …

    خلاصه یه قرعه کشی خانگی داشتم و اونجا برنده شدم دقیقا زمانی که به پول نیاز داشتم و یه مقدار از پدر مادر یه مقدار از برادرم و یه مقدار از عمو و دایی قرض کردم و تونستم یه خونه کوچیک کرایه کنم ، خدا خودش برام یه خونه عالی و ارزون گیر آورد و همه چی دست به دست هم داد و خونه هم اوکی شد

    بعد دو سه ماه هم قرض هامو دادم

    خلاصه

    خداوند سرمو جلوی شیطان بالا برد خخخخخخخ

    حالا هدف بعدی ام اینه میخوام برم یه شرکتی که با کشور های خارجه در ارتباطه ، هم حقوق بالاتری میدن هم پیشرفتش خیلی بیشتره

    ایشالا اونم درست شد کامنت میذارم و مطمئنم درست میشه

    خلاصه بگم برای دوستان عزیز

    به خودم قول دادم تا زمانی که از فایل های رایگان نتایج عالی نگرفتم سراغ فایل های پولی نرم

    انشالله می خوام همه فایل های رایگان رو یه دور دوره کنم از کامنت های دوستان استفاده کنم و بعد خداوند هدایتم کنه به فایل های پولی و مطمئنم اون موقع در مدارش قرار گرفتم و اون موقع با ایمان صددرصد پول رو بدم و از آگاهی های توحیدی و عالی استاد بهره ببرم .

    استاد عزیز دمت گرم که به ما توحید رو یاد دادی

    دمت گرم که تونستی کلام خدا رو تو جهان ساطع کنی و امیدوارم افراد بیشتری در فرکانس این کلام قرار بگیرند .

    به قول خودتون ، دوستتون دارم عاشقتونم هرکجا که هستید شاد باشید ، پیروز و موفق در دنیا و آخرت

    فعلا خدانگهدار .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
    • -
      اعظم م گفته:
      مدت عضویت: 1665 روز

      برادر عزیز و گرامی سعید جان سلام

      چه قدر برایت خوش حال هستم .

      وچه قدر از صمیم قلب بابت اعتماد به خداوند و دریافت الهامات و عمل به الهامات تحسینت میکنم

      آفرین که بااین سن کمت،چه قدر عالی در مدار زیبایی ها و فراوانی ولطف پروردگار قرار گرفتی!!!!

      بهترین ها را برایت آرزو میکنم.

      موفق باشی و سربلند!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    مجید حاجیوند گفته:
    مدت عضویت: 1744 روز

    سلام به استادان عزیزم و تمامی دوستان با عشق

    نمیدونم از کجا شرو کنم از جایی که چنان بارهای سنگین روی قلبم سوار بود ک واقعا فقط خداوند توان مقابله با اونارو داشت آنقدر اینا منو ذلیل کرده بودن ک اوس کریم خودش مارو هدایت کرد و کلی تجربه کردیم این جهان مادی رو تلخ و شیرین ولی منو از نو دوباره ساخت و سپاسگذارشم

    کم کم ب سایت استاد منو هدایت کرد و هسته واقعی شادی عشق و سعادت این جهان رو که پایش توحید بود رو برای اولین بار از استاد شنیدم و اینکه وجودم از این موضوع سیری ناپذیر بود

    چقدر رو آدما حساب میکردم

    چقد سر این و اون دعوا میکردم بحث میکردم آخرش از همونجا ضربه میخوردم و خلاصه

    همه اینا انگار یه برنامه بوداز طرف خدا برای درک توحید

    باری ک از رو دوشم برداشت واقعا برام قابل حمل نبود بسیار عصبی پرخاشگر ترس از قضاوت و اتفاقات آینده ک قراره چی بشه

    واقعا ب معنی واقعی کمه یه آدمی پر از شرک و بی عزت نفس بودم

    وقتی کنترل اوضاع از دستم خارج میشه واقعا دوستان واقعا بهش میگم من نمیدونم خودت درسش کن و ب بزرگیتون خودش در سریعترین زمان درس میشه ینی این شده یه چیز خیلی بدیهی برام ک کاری ک خودم نمیتونم میدم دست او و خیلی آسون درس میشه این بزرگترین باری بود ک از رو دوشم برداشته ک هر وقت خودم خاستم با کله خودم درسش کنم جوری گند زدم ک صد برابر بدترش کردم

    و مث یه بچه برمیگردم میگم من اشتباه کردم کار توعه و خیلی آسون حل میشه

    الهی شکرت

    و در آخر او میگه

    نگفتمت مرو آنجا ک اشنات منم

    در این سراب فنا چشمه حیات منم

    وگر به خشم روی روزی هزار بار ز من

    عاقبت ب من ایی که منتهات منم

    نگفتمت چو ماهی مرو به خشک

    که دریای با صفات منم

    نگفتمت که تورا ره زنند و سرد کنند

    که گم کنی سر چشمه صفات منم

    اگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاست

    وگر خداصفتی دان که کدخدات منم

    کدخدا هممون خودشه

    مث این میمونه تو ماشین در حال حرکت باشی بعد دوتا کپسول گازو بزاری رو شونه هات

    و من هنوز کلی بار دارم حمل میکنم ک به امید الله کم کم اینارو هم میزارم خداوند حل کنه

    در پناه حق شاد و سر زنده باشین ️️️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  3. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2485 روز

    بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین

    سلام به استاد گرانقدر و عزیزم، سلام به استادیار مهربان و نازنینم، سلام به دوستان بانگرش و ارزشمندم

    خدایا چطور سپاسگزاری کنم برای این همه ایی که منو مسخر کردی و راه ورود نعمت های بیشتر رو هم به من گفتی، چطور سپاسگزاری کنم برای این قوانین ثابت و بدون تغییری که میدونم وقتی هربار درک میکنم و سعی میکنم طبق قوانین بدون تغییر زندگیت عمل کنم به سمت خواسته هام قدم برمیدارم و اون تویی که ده ها قدم به سمت من میای و نزدیکتر میشی.خدایا چطور سپاسگزاری کنم برای این همزمانی ها و دیدن ها و شنیدن ها و بودن ها، خدایا خودت به من سپاسگزاری کردن رو گفتی و خودت به من بگو چطور میتونم قادر باشم برای سپاسگزارانه زیستن و سپاسگزار بودن در تمام جنبه های زندگیم و در هرلحظه و در هر مکان و زمانی.خدیا من تنها از تو یاری میجویم و تنها و تنها از تو یاری میجویم. و فقط و فقط تو را میــپرستم. خدایا ازت یاری میجویم که برای این تیتر که اصلا تا صبح چشم باز کردم بعد نوشتن تمرین صبحگاهی دیدم اصلا قلبم داد زد گفت اینــه. گفت ببین خدا چطور و از چه طریق هایی نشونه هاشو میفرسته. ببین خدا چقدر هواتو داره. اصلا انگار همه دنیا جمع شدن تا تو به خواسته هات برسی تا خواسته هات برات واضح تر و شفاف تر بشه.(حالا حرف استاد رو تو فایل ها بهتر دارم درک میکنم.) تا بتو بگن مسیری که شروع کردی درسته تا اون تردیدها و شک هایی که از خدا خواستی برات برداره اینطوری داره کنار میره و تو رو آسان میکنه برای آسانی. اینطور خدا سخن میگه برای کسی که در مسیر اون میخواد قدم برداره. وای که اشکم در اومده. آره من میخوام در مسیر اون، برای اون و به عشق اون قدم بردارم. من توانایی اینو دارم و لایق این هستم که دلایلی که برای انجام هدفم دارم رو به سرانجام برسونم چون خدا بارها و بارها مهر تاییدش رو زده و امروزم زد و من فقط باید ظرفم بزرگتر و عمیق تر بشه من فقط باید گشاده تر بشم برای دریافت. من فقط باید خودمو بسپارم و بگم تسلیـمم و منو ببر هر جا که باید ببری و قطعا اون جایی هست که من میخوام و در مسیر خواسته هامه. قطعا اون جایی هست که در مسیر خیر و عشق و نیکیه. قطعا اون جا به سمت خداست و رو به خداست. چون هدفم نزدیکتر شدن به خداست و نزدیکتر کردن به خدا و عظمتشه…وای خدایا ممنونم که کنترل زندگی و کنترل انتخاب ها دست خودمه و خودم انتخاب میکنم و تو فقط هدایت میکنی بی قید و شرط. تو فقط هستی بی قید و شرط. تو فقط به شکل چیزی که من میخوام در میای بدون قید و شرط. تو فقط چیزی میشی که من لازم دارم نه چیزی که تو فکر کنی برام خوبه. اما خوش بحال منه که چیزی که من میخوام با چیزی که وجود تو هست یکیه چون اصلا غیر ازین نمیتونم که باشم. اصلا غیر از این مسیر پاهام راه رو بلد نیست برای حرکت. قلبی که به سوی خداوند باز شده مگر میتونه چیزی جز خدا ببینه. قلبی که به عشق و نور خدا آگاه و هوشیار شده، فعال شده مگه میتونه غیر از یاد اون بتپش در بیاد. قلبی که جایگاهش خداست مگر غیر از اون میتونه چیزی رو در خودش جا بده.قلبی که خودشو آماده دریافت الهامات و حضور هرچه بیشتر خدا میکنه مگه میشه کوچیک بمونه پس منو بگشا چون تو بزرگی، چون من میخوام تو رو در تمام قلبم تجربه کنم. خدایا منو گشاده کن چون فقط اون تویی که به قلب و نیت من آگاهی. چون تو توانا و قادر مطلقی هستی که میتونه…………..

    آرامش، آرامش،آرامش………………………………………………………………………………..

    شنیدن صدای سکوت و خاموش کردن هر صدایی از بیرون و درون تنها راهی هست که میدونم جواب میده…

    وقتی بتونی احساس خودتو خوب کنی، وقتی بتونی در مدت زمان بیشتری احساست رو خوب نگه داری، وقتی بیشتر به سمت خوبی ها و خوب بودن حرکت کنی اون وقته که این کم کم قلبت باز میشه اون وقته که کم کم آماده دریافت الهامات و دیدن نشونه ها میشی.وقتی که به همین قانون ساده بتونی عمل کنی احساس خوب=اتفاقات خوب…

    قلبی که به ســــوی خـــداونـــد باز می شود

    جالبه به این جمله رسیدم:

    شرح صدر، انبساط در صدر و رفع انقباض و موانع است تا استعداد پذیرش نور ایمان فعلیّت یابد. بنابراین انشراح همان تحقق اقتضا، استعداد و آمادگی است.

    خدایا به من شرح صدر بده. خدایا سینه منو به نور و آگاهی خودت بگشا.

    خدایا منو آماده دریافت کن.

    خدایا قلب منو و ظرف منو گشاده کن.

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ ﴿١﴾

    وَوَضَعْنَا عَنْکَ وِزْرَکَ ﴿٢﴾

    الَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ ﴿٣﴾

    وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ ﴿4﴾

    فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿5﴾

    إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا ﴿6﴾

    فَإِذَا فَرَغْتَ فَانْصَبْ ﴿٧﴾

    وَإِلَىٰ رَبِّکَ فَارْغَبْ ﴿٨﴾

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

    آیا سینه ات را [به نوری از سوی خود] گشاده نکردیم؟ (1)

    و بار گرانت را فرو ننهادیم؟ (2)

    همان بار گرانی که پشتت را شکست. (3)

    و آوازه ات را برایت بلند نکردیم؟ (4)

    پس بی تردید با دشواری آسانی است. (5)

    [آری] بی تردید با دشواری آسانی است. (6)

    پس هنگامی که [از کار بسیار مهم تبلیغ] فراغت می یابی، به عبادت و دعا بکوش (7)

    و مشتاقانه به سوی پروردگارت رو آور. (8)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
    • -
      محمدرضا روحی گفته:
      مدت عضویت: 1638 روز

      به نام هدایت الله

      سلام خدمت خواهر خوبم فهیمه خانم

      خیلی خوشحالم هر بار کامنت شما ودوستان را میخونم مطلب جدیدی را درک وپر انرژی میشوم

      خیلی خوشحالم از درکتون از فایل اینقدر شفاف وراحت توضیح داده اید

      واین قسمت کامت تون رو خیلی دوست دارم وجواب هم به قول شما گرفتم

      ،،،شنیدن صدای سکوت و خاموش کردن هر صدایی از بیرون و درون تنها راهی هست که میدونم جواب میده…

      تبریک میگم بهتون عالی بودید

      بهترین ها رو براتون آرزو میکنم انشاالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    آریا گفته:
    مدت عضویت: 1147 روز

    درود بر استاد عزیزم و بانوی شایسته شون…. کافیه باور داشته باشیم که خداوند همه مارو هدایت میکنه و همه ما به یک اندازه به خداوند نزدیکیم و فقط کافیه توی مدار دریافت هدایت قرار بگیریم تا دریافتش کنیم ، تجربه من درباره این فایل و موضوعش اینه که خیلی از آیات قرآن رو که مثل این سوره و سوره قبلش (الضحی) رو وقتی جایی میشنوم و میخونم خودم رو مخاطبه آیاتش قرار میدم چون واقعیتش هم همینه قرآن کلام خداونده که به سینه پاک یک انسان وحی شده تا هدایتگر هرکسی باشه که دنبال این آگاهی و هدایت باشه پیامبر تونست خودش رو در مدار دریافت قرار بده در دوره ای که اکثر انسان های دور و برش در جهالت بسر میبردن و محمد نخواست دنباله رو اکثریت باشه و خواست جور دیگ ای زندگی کنه ، و نمونه حی و حاضرشم استاد عباس منشه که خودش انتخاب کرده که در زمانی که (ان مع العسره یسرا) رو به معنای درستش درک کنه و وارد آسونی ها بشه و …. نمیخوام حرفای غلمبه سلمبه بزنم چون بلدم نیستم فقط استاد عزیز چقدر دگرگون شدم با فهمیدن اینکه منظور ازین آیه آسانی بعد از سختی نبوده و همراه سختی آسانی هست و هرکس که وارد این مدار و جریان بشه کسیه خداوند بهش میگ(الله ولی الذین آمنو یخرجهم من اظلمات الی نور…) …..خیلی لذت بردم اشک شوقم ریختم با این فایل و خوشحالم که هستید آقای عباس منش و سپاسگزار خداوندم که منم هستم و این آگاهیا داره بهم داده میشه…. خدانگهدار شما دو عزیز و همه اعضای این خانواده باشه و هست…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  5. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2086 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‌

    به نام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی

    وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشى‌ «1» وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى «2» وَ ما خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثى‌ «3» إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّى «4»

    «1» به شب سوگند، آنگاه که (زمین را در پرده‌ى سیاه) فرو پوشاند. «2» به روز سوگند، آنگاه که روشن شود. «3» سوگند به آن کس که نر و ماده را آفرید. «4» همانا تلاش‌هاى شما پراکنده است.

    فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‌ وَ اتَّقى‌ «5» وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‌ «6» فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى‌ «7»

    امّا آن که انفاق کرد و پروا داشت «6» و پاداش نیک (روز جزا) را تصدیق کرد.

    «7» به زودى ما او را آسان خواهیم کرد  براى آسانی

    ==========

    مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَىٰ

    که پروردگارت هرگز تو را رها نکرده و مورد خشم و کینه قرار نداده است.

    —-

    سلام به دو استاد عزیزم و دوستان نازنینم

    روز و روزگارتون به خیر و نیکی و سلامتی باد

    خدا رو شکر برای این همزمانیها که خیلی شیرینه

    ای جانم ای جان به شما زوج خوشبخت الهی و توحیدی خوش سیما و خوش سیرت،قربون صورت مثل ماه و قلب پاک و نازنینتون برم ممننن به به! به به! چه عنوان زیبا و نوید بخشی!!

    قلبی که به سوی خدا باز میشود

    دورت بگردم استاد شایسته جانم شما رو خییللی تحسین می کنم که باز هم زدی تو خال و مناسبترین فایل رو انتخاب کردی

    نمی دونم برای چندمین باره  فایلی

    برای نشانه ی روزانه ام میاد و یک یا دو روز بعد روی سایت قرار داده میشه!

    کلاً زندگیم شده همزمانی ، هماهنگی و دیدن نشانه ها و زیبایی ها

    همزمانیها کار خداونده!  همزمانیها کار خداونده!

    استاد جانم با پوست و گوشت و استخونم حرفاتونو  می فهمم چون من هم مثل شما عمل کردم، یعنی خدا رو انتخاب کردم و خدای  دلبر و نازنینم همه جوره منو هدایت و راهنمایی و حمایت می کنه، بارهای گران رو از روی دوشم برداشت، و روز بروز  زندگیم رو بهتر و زیباتر کرده و نام نیکم رو بالاتر برده

    یه نمونه شو بخوام بگم، شرایطم در این روزهاست که از وقتی شروع شده، اتفاقات خوب و زیبا پی در پی و زنجیروار برای من رخ میده و روی دور تند افتاده،

    اینقدر آرامش دارم اینقدر حال و احساسم خوبه که اصلاً ذهنم بجای نجواهای منفی، یا سکوت، با من همکاری و همیاری میکنه!

    خلاصه خیلی داره خوش میگذره!

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر

    من و همسرم چند روزی تهران بودیم و دیروز برگشتیم  طالقان

    عاقاااا اینجا جشنواره  شادی و شور و نشاطه!!!

    انگار نصف جمعیت تهران و کرج اومدن اینجا!!

    مناظر زیبای طبیعت از یکطرف، صدای دلنشین جریان آب در جویبارهای کوچه پس کوچه ها و جیک جیک گنجشکها چه چه بلبلها و آواز پرنده های دیگه و.. از یک طرف،و آهنگ و ترانه های دیش دیری دیرین

    دیش دیری دیرین و سر و صدای بازی بچه ها از طرف دیگه!

    از همه جا بوی کباب میاد!

    همه در حال خرید ما یحتاج روزانه شون هستن!

    بچه ها هر کی میتونه پاشه بیاد!

    —–

    هر کدوم از محصولات و دوره ها به شکل متفاوتی برای من خاص و خاطره انگیزه

    و دوره ی کشف قوانین زندگی از این نظر برای من خاطره انگیزه که اولین دوره ای بود که با اکانت خودم خریدم، قبل از اون من و دخترام  دوره ها رو  شریکی و با اکانت یاسی می خریدیم.

    و بعد از دوره ی 12 قدم دومین دوره است که همه ی جلسه هاشو  چند بار گوش دادم، و تا حد نسبتاً خوبی به آگاهیهاش عمل کردم

    از استاد عزیزم و استاد مریم جانم خیلی سپاسگزارم

    دوستان عزیزم از همه ی  شما هم بسیار  سپاسگزارم برای کامنتهای فوق العاده تون

    رَبَّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ أِذ هَدَیتَنا وَ هَب لَنا مِن لَدُنکَ رَحمَهً أِنَّکَ أَنتَ الوهاب

    پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده‏ ای!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  6. -
    مجید مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3773 روز

    سلام به همه امیدوارم عالی باشید

    بعد از یه غیبت نسبتا طولانی قصد دارم دوباره خوندن قرآن رو

    آیه ی امشب از آیه های قلب استخراج شده

    که دیوانم میکنه اسمش هم که میاد

    إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ ‎﴿۶﴾‏ خَتَمَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَعَلَىٰ سَمْعِهِمْ ۖ وَعَلَىٰ أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَهٌ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ‎﴿٧﴾

    در حقیقت کسانی که کفر ورزیدند -چه بیمشان دهی، چه بیمشان ندهی- بر ایشان یکسان است؛ [آنها] نخواهند گروید. (6) خداوند بر دلهای آنان، و بر شنوایی ایشان مُهر نهاده؛ و بر دیدگانشان پرده‌ای است؛ و آنان را عذابی دردناک است.(7)

    خطاب این آیه به کسایی که ایمان نمیارن

    براشون فرقی نداره

    که دعوتشون کنی

    و توی آیه بعدی میاد میگه که خداوند بر قلب هایشان مهر گذاشته

    اول از قلب شروع میکنم

    این چن وقتی که نبودم خیلی بیکار نبودم

    و با موسسه ای آشنا شدم به نام هارت مث

    کار این موسسه اینکه بررسی میکنه قلب چه تاثیری توی زندگی آدمها داره

    نه این شرکت ربطی به قانون جذب داره

    نه ربطی به موفقیت داره

    اینا اومدن یه تحقیقی انجام دادن

    و فهمیدن که قلب هم مغز داره

    آره درست خوندید

    توی قسمت های بالایی قلب چهل هزار نورون وجود داره

    و جالبتر اینکه رسیدن به این نتیجه که

    مغز برای تصمیم گیری نیاز داره به اینکه از قلب سوال بپرسه

    باید از قلب اجازه بگیره

    برای همینه که کسی که مرگ مغزی بشه میتونه زنده بمونه

    چون قلب هست

    و قلب خودش مغز مجزا داره و میتونه بدنو اداره کنه

    همه ی اینا رو گفتم تا برسم به این ریشه قلب

    و بر خلاف نظر استاد که میگه این قلب گوشتی یعنی فوآد

    ولی نظر من چیزه دیگه اس

    و نظر ایشونم محترمه

    و قلب توی قرآن همون قلبه خودمونه

    همین قلبه که ظاهرش یه تلمبه اس

    ولی کارهایی میکنه که ما اصن فکرش رو هم نمیکنیم

    توی این آیه خدا میاد میگه که خدا روی قلبشون مهر گذاشته

    باورتون نمیشه اینو توی پرانتز میگم

    خیلی اتفاقی سایت استاد عباسمنش را به یکی از دوستام نشون دادم

    با گوشیش رفت توی سایتش

    و به طرز جادویی وارد صفحه ای شد به اسم فلبی که به سوی خدا باز میشود

    و من کلی لذت بردم

    نشستم فایل رو با عشق گوش کردم

    و تصمیم گرفتم این کامنت در مورد قلب باشه

    واقعا لذت بخش بود

    اما برسیم به خود قلب

    وقتی خدا میخاد بگه برای اونا فرقی نداره که دعتشون کنی

    اونا ایمان نمیارن

    یه چیزی

    اول از همه یادمون باشه که دونه دونه آیه های قرآن مخاطبش ماییم

    یعنی اگه گفت قوم اسرائیل اون داره به قوم اسرائیل درون من اشاره میکنه

    حالا داره میگه کافرا

    منم یه بخشیم کافره

    منم اندازه یه نخود نعمت های خدا رو دریافت کردم

    ولی تا دلت بخاد توی ذهنم باورهای کفرآلود هست

    حالا داره میگه مهم نیس چی میگذره بیرون اونا

    اونا ایمان نمیارن

    اگه قرار باشه خدا توی این آیه با من باشه

    به نظرت چه جوری میتونم برداشت کنم ازش

    من اینطوری برداشت میکنم

    که مثلا همین استاد خودمون استاد عباسمنش

    یه سری حرفا میزنه

    همه ام میگیم که چه قدر حرفهاش خوبه

    اما آیا به همه ی حرفها از ته ته قلبمون عمل میکنیم؟

    جواب برای من نه

    یه نههه گنده اس

    حالا خدا میگه که بر قلبهاشون مهر گذاشتیم

    یعنی ما برای اینکه بتونیم حرفهای درست حرفهای انعمت علیهمی بشنویم باید قلبمون آماده باشه

    باید خدا قلبمون رو باز کرده باشه

    همون چیزی که استاد توی این فایل میگه

    قلبی که به سمت خدا باز میشود

    تهش بگم

    اینجوری نیست که هرکسی از در میاد تو

    خدا بگه خب بفرما واسه انعمت علیهم شدن

    نه مثل وضو میمونه

    برای اینکه وارد این قسمت بشی اول باید وضو داشته باشی

    وضو گرفتنشم باید با درخواست از خدا باشه

    که اجازه بده تو اصن روی باورهات کاری کنی

    تا زمانی که خدا اجازه نده قلبت باز بشه دقیقا مثل مفهموم همین آیه اصن خدا تو رو غریبه میدونه

    حق نداری وارد این جا بشی

    حق نداری روی باورهات کار کنی

    تا نگردی آشنا زین پرده راضی نشنوی

    گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

    و همه ی اینا با درخواست از خداست

    من فک میکردم که راه بازه

    خب بیا روی باورهات کار کن

    اگه تک به تک این فایل ها رو با گوشت بشنوی تا زمانی که قلبتو خدا باز نکرده باشه

    تو هیچ کاری نمیتونی بکنی

    و زمانی ک درخواست کردی

    محرم شدی

    خدا اجازه داد

    خدا لایقت دونس

    میتونی با قلب باز تازه وارد مسیر انعمت علیهم بشیم

    خدایا ما رو به راه راست هدایت کن راه کسانی که بهشون نعمت دادی

    خدایا منو از اون بنده هایی قرار بده که فاصله ای بین حرف و عملشون نیست

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  7. -
    سید محسن فاطمی گفته:
    مدت عضویت: 2566 روز

    سلام استاد جان

    استاد نمیدونی این سوره تو دوره 12 قدم در

    مسیر رسیدن ب خواسته ام بودم نمیدونی چقدر

    ایمان و قوت قلب داد و چقدر باورهای درست

    از این سوره برا خودم پیدا کردم و تکرار کردم وبهم

    کمک کرد هم ب خو استه ام برسم هم زندگی

    بهتری

    بسازمم عالی فوق العاده احساس خوب عزت‌نفس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  8. -
    مهدی قربان گفته:
    مدت عضویت: 907 روز

    بنام خداوند که مرا هدایت کرد به این مسیر توحیدی مسیری که زندگی هزاران نفر رو نجات داده وتوحیدی کرده وآسان کرده بنام خداوند درخشندگی نور آنچان فضای درونم رو پاک کرد که احساحس،کردم تازه به این دنیا اومدم وتازه متولد شدم استاد عزیزم تحسین وتایید میکنم شما رو خدای رو که ذهن خودتون ساختید که همچون باورهای زیبای رو در درون خودتون به وجود آوردید وخداوند که قسم به قلم خورده که اجابت میکنم دعای بندگانم رو بدون هیچ شرط وشروط مدتی است که دوچار غرور بی جا به خاطر عدم آگاهی شدم راه سختی رو انتخاب کردم که قلبم رو به درد آورده بعد از هدایت خداوند اون درخشندگی واون انرژی برگشتم به گذشته وباورهای محدود کننده که اصلن این شراط،رو به عنوان زندگی دلخواه خودم نمی پذیرم واز خداوند درخواست میکنم مر در مداری قرار بدهد که دریچه افکارم ودریچه قلبم به سمت خداوند باز بشه وراه آسان رو او برایم انتخاب کنه خدایا خودت راه من انتخاب کن من هیچ راهی به ذهنم نمی رسد تو رقم بزنم با قدرت زندگیم رو وآسان کن وآسان بگیر همه چیز رو بر من خیر برکاتو بر وجودم جاری کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  9. -
    امیر قره قاشلو گفته:
    مدت عضویت: 628 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِی إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِینَ

    پس همه آنان مرا دشمنند(خدایانی که می‌پرستید)

    جز پروردگار جهانیان.

    الذی خلقنی و یهدین

    کسی که مرا آفرید و هدایت می‌کند

    و الذی هو یطمعنی و یسقین

    و کسی که مرا طعام میدهد و سیرابم میکند

    و اذا مرضت و هو یشفین

    و هنگامی که بیمار میشوم او مرا شفا میدهد

    و الذی یمیتنی و یحین

    و کسی که مرا میمیراند و سپس زنده میکند

    و الذی اطمع و ان یغفرلی خطیئتی یوم دین

    و کسی که امید دارم روز جزا خطاهایم را بپذیرد

    ∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆∆

    سلام به همه

    وقتی اولین بار این آیه رو شنیدم با منطق ذهن من فیکس شد چون من هر وقت کسی بهم میگفت فلانی از دستت ناراحت نشه توجه فلانی و جلب که تا بهت حالا هر چی اعتبار ثروت وام یا هرچی بده،من همونجا گاهی به خودش و گاهی به خودم مگه دست و پا و چشم رو اون به من داده هر کسی که به من دست و پا داده بقیه چیز ها رو هم به من میده.

    پیش اومده خدا شاهده خدا رو به شهادت میگیرم لباس هام رو در آووردم خواستم برم حموم حولم نبود مثل داستان فقیر و خدا توی فایل الخیر فی ما وقع شد گفتم به جای گشتن البته کمی گشتم به جای گشتن بگم خدایا بهم حولم رو نشون بده.

    همون لحظه یعنی 1.2 ثانیه بعد لحاف ها افتاد یعنی اون برج لحاف ها چپ شد.

    از همون جایی که وسط لحاف ها شکست و پخش شدن حولم اون وسط بود.

    نمیتونم احساس اون لحظه در کلمات جاری کنم.

    یکبار توی مدرسه یکی به من قصد زور گفتن داشت گفتم ربنا پروردگار جهانیان من هیچ آسیبی به کسی نمیرسونم ولی اگر اومد و خواست از عمد به من آسیب بزنه من خودم رو محکم نشون میدم یاری ام کن.

    من با 65 کیلو اون با 85 کیلو و کشتی گیر بود و چند نفر رو زده بود.

    زنگ آخر اومد گفت چرا فلان حرف رو زدی گفتم تو هزاران بی احترامی کردی و من هم فقط جوابت رو دادم گفت پس اینطوریه همه چیز رو توضیح داد که. در آخر به این نتیجه رسید که تو یک کاری کردی که من بزنمت خدا شاهده اومد دو بار هول داد منو تا فقط باز کنه زمینه دعوا رو من واکنش نشون ندادم بار سوم با تمام قدرت هلش دادم داغ کرد اومد گردنم رو گرفت با مشت چنان به صورتش زدم رفت دو متر اونور تر زیر پایه درخت و یک لحظه شوک شد که چی شده و من ادامه ندادم با اینکه می‌تونستم زیر درخت پودرش کنم.

    رفت و فحش داد و با دوچرخه رفت من من هم با جسارت جوابش رو میدادم چون از دعوای دوباره ترسی نداشتم.

    نمی‌دونم یادم نمیاد اونجا بی کله شده بودم ولی نمی‌دونم چطور زدمش.البته که میدونم چطور زدمش ولی توی اون لحظه نفهمیدم کی زدش.

    تو زندگی فهمیدم کار هایی که با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کردم با خدایا شکرت تموم شده.

    و کار های که با بریم بترکونیم و من بلدم و این کار برای من آب خوردنه با شکست تموم شده.

    هدف من از این کامنت آیه های زیبایی بود که هدایت شدم و از کریم منصوری عزیز شنیدم شما هم گوش کنی. و این رو بگم که توی این آیه ها قرآن از طرف حضرت ابراهیم صحبت می‌کنه.

    رَبِّ هَبۡ لِی حُکۡمࣰا وَأَلۡحِقۡنِی بِٱلصَّـٰلِحِینَ

    پروردگارا به من حکمی ببخش و مرا از بندگان صالح خود قرارده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      فهيمه گفته:
      مدت عضویت: 2277 روز

      سلام و خوش آمد آقا امیر

      دیدم 5 روز هست وارد این بهشت شدید گفتم هم خیر مقدمی بهتون گفته باشم هم تبریک واسه این انتخاب عالیتون که قدم در این راه گذاشتید

      در متن شما یه جمله خیلی نظر من رو جلب کرد و برای خودم نوشتمش

      {{تو زندگی فهمیدم کار هایی که با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کردم با خدایا شکرت تموم شده.

      و کار های که با بریم بترکونیم و من بلدم و این کار برای من آب خوردنه با شکست تموم شده.}}}

      خدارو شکر که هدایت شدم به کامنت زیبای شما و روزی امروزم رو از این کامنت گرفتم

      این جمله شما رو بیشتر تکرار میکنم تا ملکه ذهنم بشه :

      “””کارهایی که بسم الله الرحمن الرحیم شروع بشه با خدایا شکرت تموم میشه”””

      پاینده باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      مهتاب گفته:
      مدت عضویت: 1530 روز

      داداش امیرنازنین سلام

      خوش اومدی به این سایت بهشتی وتحسینت میکنم که نوشتی و چقدر زیبا وتاثیرگزار هم نوشتی

      بااین جمله‌ت اشکم سرازیرشد

      تو زندگی فهمیدم کار هایی که با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کردم با خدایا شکرت تموم شده.

      و کار های که با بریم بترکونیم و من بلدم و این کار برای من آب خوردنه با شکست تموم شده.

      عاشقتم ومرسی که هستی سپاسگزارمعبودم هستم که منو به سمت کامنت زیبات هدایت کرد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    فهيمه گفته:
    مدت عضویت: 2277 روز

    به نام خدای رهایی بخش

    سلام خدمت استاد عباس منش بزرگوار و بانو شایسته گرامی

    “اگر نو آفرین بخواهد طفل زایش نوین باشد باید به اراده ی زائو چنگ آویزد و درد زایمان را تاب آورد”نیچه

    با توضیحات شما یاد این جمله افتادم که وقتی قلبتون باز شد از رحمت خداوند برخوردار شدید

    به نظر من شرح صدر برای تک تک کسانی اتفاق می افته که میخوان دوباره زاده بشن در زندگی

    خداوند هر لحظه میخواد ما رو هدایت کنه و هی برای ما نشانه میفرسته

    به ما تضادها رو نشون میده که با حلشون خدا رو در شکل خلاقیت متولد کنیم………….رنج و غم را حق پی آن آفرید …تا بدین ضد، خوش دلی آید پدید….مولانا

    جان و روان من تویی فاتحه خوان من تویی

    فاتحه شو، تو یک سری تا که به دل بخوانمت

    حضرت مولانا

    ما مختاریم که هر لحظه دعوت رب رو لبیک بگیم و برعکسش

    ما مختاریم که هر لحظه شیطان رو متولد کنیم در زندگی یا خدا رو متولد کنیم با نگاه به درهای بسته شیطان متولد میشه با حل تضادها خدا متولد میشه و جهان جای زیباتری میشه

    اگر بخواهیم خدا رو بیشتر به نمایش بزاریم و متولدش کنیم ، خدا هم ما رو تنها نمیزاره …میاد و چنگ میندازه به دامن ما تا بچه رو متولد کنیم

    إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً «6

    همراه با هر سختی آسانیست

    تغییرات درد داره ولی اون شیرینی نتایج ، اون شیرینی بزرگ شدن و قد کشیدن خودمون سختی مسیر رو برامون آسون میکنه

    خوبیش اینه که مثل یک کدنویس دستمون راه می افته و کد هایی رو که میخواهیم مینویسم …کد های مخرب رو اصلاح میکینم و اینطوری یواش یواش آسان میشیم برای آسانی ها

    استاد درباره این توضیح دادید که بعد از فتح قله اول به فکر فتح قله بعدی باش

    من برای درک این درس کلی دنبال دلیل و توضیح بیشتر برای خودم گشتم

    و به این نتیجه رسیدم که در واقع ما باید

    قله اول

    را با رسیدن به قله بعدی حفظ کنیم

    اگر اینطوری نباشه ، قله اول مثل یک کوه یخی میشه که آب میشه و کوچیک و کوچیک تر میشه

    استاد همونطور که توی دوره توضیح دادید ما باید کد های خوب رو در خودمون نهادینه کنیم با تکرار اونها… به نظر من وقتی ما میریم سراغ فتح قله بعدی ، در واقع داریم درس هایی که توی فتح قله اول گرفتیم رو تثبیت میکنیم

    مثلا ما توی فتح قله اول یاد میگیریم چطور تمرکز کنیم به قله و تمرکز رو از دره برداریم

    برای قله بعدی هم این درس ثابته و تغییری نمی کنه فقط مناظری که ما میبینیم فرق میکنه و موانعی که باهاش برخورد می کنیم کمی متفاوت خواهد بود …و درس اصلی به نظر من یکیه و من تعبیر میکنم از آسان شدن برای آسانی ها

    بسیار خوشحال شدم که خانم شایسته عزیز رو دیدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
    • -
      محمدرضا روحی گفته:
      مدت عضویت: 1638 روز

      به نام هدایت الله

      با سلام خدمت خواهر فرهیخته و دانا

      فهیمه خانم

      قلمت خیلی شگفت انگیز کرد من رو خیلی کیف کردم وانرژی رو به معنای واقعی به من دادی مخصوصا این تیکه از کامنت خوبتون

      تغییرات درد داره ولی اون شیرینی نتایج ، اون شیرینی بزرگ شدن و قد کشیدن خودمون سختی مسیر رو برامون آسون میکنه)

      چقدر سریع واضع وکوبنده مطلب رو ادا کردید واقعا سپاسگزارم بابت کامنت قشنگشون و برای شما آرزوی سلامتی و ثروت را از خداوند خواستارم انشاالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        فهيمه گفته:
        مدت عضویت: 2277 روز

        درود محمد رضا جان

        سپاس که کامنت من رو خوندی

        تغییرات شیرین رو از طبیعت یاد گرفتم

        از درختی که هرس میشه و سال بعد پر بار تر میشه

        از چمنی که هر هفته یا هر ماه کوتاه میشه ولی به جای شکایت دوباره رشد میکنه

        از درختی که زمستون میاد و خشکش میکنه ولی در بهار برگ جدید و شاخه جدید میده

        سلامتی و ثروت رو هم برای شما

        در هر زمان

        و هر مکان

        خواستارم از رب وهاب

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: