روزشمارِ تحول زندگی من | فصل 1 - صفحه 213
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-75.gif
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2019-01-13 15:17:012022-02-28 08:12:28روزشمارِ تحول زندگی من | فصل 1شاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
ردپای روز دوم تحول من🥰
به نام خداوندی که هدایتگر بی انتهاست
سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی و مریم بانوی مهربان و به دوستان خودم در این سفرنامه
این فایل بینهایت عالی بود پر از آگاهی های ناب
خداروشکر میکنم که راهنما و حامی و هدایتگری چون استاد رو سر راهم قرار داد تا چشمانم رو به حقایق این دنیا باز کنه
تا از مسائلی آگاهم کنه که تا قبل از این تو ذهنم گنجونده بودند که اگه این اتفاق افتاده اشکالی نداره خدا تقاصت رو ازش میگیره
تو مقصر نبودی ، سرنوشت این بوده، روزیت انقدر بوده و خدا نخواسته و…. هزاران افکار پوچ دیگه که باید یکی یکی از ته اعماق ذهنم پاک کنم
خداروشکر میکنم که مسیر سر سبز هدایت رو نشونم داده و الان قدم تو مسیر زیباش گذاشتم
خداروشکر میکنم که متوجه شدم که اگر ذهنم منفی میشه به خودم ظلم میکنم ، بد برای کسی میخوام درواقع دارم به خودم ظلم میکنم
خداروشکر که متوجه شدم باید از جایگاه قربانی بودن بیام پایین و جهاد اکبرم رو آغاز کنم ، شاید اولش کلی زنجیر به پاهام وصل باشه که اجازه قدم برداشتن بهم نده یا به سختی بتونم قدم بردارم اما فقط اولشه بعد از یادگیری بیشتر و باز کردن یکی یکی اون زنجیرها سرعتم بیشتر و راحتر میشه اون وقت که خیلی سریع مسیر رو طی میکنم ، البته با کلی لذت و سبک بالی
خداروشکر میکنم که اینجام ،آگاهی دارم میگیرم و مینویسم
خداروشکر میکنم که دارم زندگیم رو تغییر میدم و اول از خودم و درونم شروع کردم
وقتی یاد بگیرم اولین کسی که نباید بهش ظلم بشه خودمم و آخرین نفر بازهم خودمم درک میکنم که اصل قانون چیه؟
قانون میگه( تنها وتنها وتنها خودم هستم و خودم )میتونم خودمو خوشبخت کنم یا بدبخت!
سرنوشت رو ،خودم مینویسم پس باید درست بنویسم😉✌
امیدوارم هرروز بهتر و آگاهتر بشم و بتونم متعهدانه به گفته های ناب شما عمل کنم و زندگی زیبام رو بسازم، به آسونی و زیبایی هرچه تمامتر
ممنونم ازتون یه دنیااااااااا بهترینارو از خدا براتون میخوام عاشقتونم 😍❤😘🙏
سلام دوستان ومریم خانم من امروزواقعا ازدرون درک کردم این پیام زیباتونووالن دوروزهست که فقط وفقط روی خواسته هام تمرکزکردم وشکرگزارلحظات الانمم درحالی که روی ابرهاباخواسته های قشنگم پروازمیکنم من دارم ازداشته هام لذت میبرم وبانداشته هام هرشب پروازمیکنم توابرا وتجسم میکنم ولذت میبرم انگیزه میگیرم وبه خودم میگم اره خودشه داری خوب پیش میره چون توخودت داری طراحی میکنی زندگیتوپس زیبابکشش به امیدروزهای نیک
به نام خدا
خداروشکرکه روزهشتم ازسفرنامم رودنبال میکنم
مهم ترین تغییروهدفی که مدت هاست بهش فکر میکنم که بایدچجوری باشه وچه کاری بایدانجام بدم تغییردرنگاهم به زندگی وخودم وجهان اطرافم وآدم هاست اینکه بیشترنکات مثبت وزیبایی هاروببینم وسپاس گزارباشم احساس خوبم بیشترازاحساسات بدباشه،دوس دارم خودم روبیشتربشناسم خداروبیشتربشناسم باورش کنم عزت نفس واعتمادبه نفسم کارکنم شجاع باشم هرقدمی که برمیدارم تحسین کنم خودم رووبه خودم هدیه بدم انقدرکمال گرایانه نسبت به خودم وبقیه رفتارنکنم لذت ببرم وشادباشم بی خیال ترباشم جدی نگیرم چیزیو آرام باشم
دوس دارم هرلحظه یادم باشه خداهمیشه منوهدایت میکنه هرلحظه بامنه واسه همه چی ازش کمک بگیرم من نمیدونم من نمیفهمم توبگو توتوانایی تواگاهی دوس دارم تمام زندگیم روبسپارم به خودش ومن فقط لذت ببرم .آرام ورها زندگی کنم .
به نام بی نظیر ترین خالقم
من سالهای قبل هیچ اعتقادی به فرکانس و انرژی و این مسائل نداشتم ولی با گوش دادن به حرفهاتون انگار یکی داشت از درون خودم با من حرف میزد، بعد از شکست سختی که تو رابطه خوردم ذهنم و متمرکز کردم و به خودم احساس بالای لیاقت و ارزشمندی و القا کردم و نوشتم و درخواست کردم باورتون نمیشه مدتی بعد رفیقی وارد زندگیم شد از جنس انرژی بالا نسبت به خدا و همه چیز باعث شد من به حرفهای استاد نزدیکتر بشم. الان خوشحالم که فرکانس بالای من باعث شد ورزش منظم انجام بدم و تلاش میکنم هر ثانیه قدرتمندتر و آگاهانه تر با مشکلات روبرو بشم. اینجا کامنت میذارم که رد پایی از رفتار امروزم و داشته باشم.
بنام الله بخشنده و مهربان
ردپای روز شانزدهم
بله می شود می شود می شود
این فایل میشه گفت همه باورهای قدرتمند رو در خودش داشت… ممنون استاد
اصلا اون زمانی من میتونم ادعا کنم که روی باورهایم درست کار میکنم که این باور سازی در من تبدیل بشه به یک احساس آرامش و شدن که یک شعف درونی خاصی هست یعنی تعهد من که میخام روی باورهایم جدیتر از همیشه کار کنم این هست که اون باور مثلا فراوانی یا لیاقت باید من رو به احساسی برسونه که در من شدن و باور امکان پذیر بودن رسیدن به خواسته هام رو ایجاد کنه
یک بار دیگه قانون اصلی رو مرور میکنم
من در هر لحظه در حال ارسال فرکانس به جهان هستی هستم که سیستم هستی اونها رو دریافت میکنه و تبدیل به شرایط میکنه و به من پس میده باید بدونم از همون لحظه که احساسم تغییر میکنه نتایج به همون اندازه پدیدار میشه اصلا خود این تغییر احساس یک بازتاب و نتیجه از حرکتی هست که من انجام دادم اینگونه خداوند زندگیم رو بدستان خودم داده اگر 20 میلیارد میخام باید به احساسی برسم که گویا واقعا اون رو دارم یا خیلی راحت میتونم بهش برسم اون وقت آروم آروم در مدارش قرار میگیرم البته یک نکته مهم اینه که نشانه ها ازهمون ثانیه اول میان که باید شدیدا و قویا و جدا تاییدشون کنم با هاشون زندگی کنم و لذت ببرم اصلا زمانی نتایج میان که حال خوبت وابسته به اونها نباشه امیدوارم خداوند مسیر رو برایم نمایان کنه.
سلااااام سایت
عاشقتونم استاد مرسی ک هستی وجودت برام یه دلگرمیه وقتی از مسیر دور میشم میدونم که منشا کجاست سرچشمه کجاس و دوباره باید برم از اونجا غذای روحمو بهش برسونم ک نزارم ذهنم انرژی پاک الهی مو از بین ببره
اول اینکه اول کلیپ خلیی زیبا بود اون منطقه ای ک بچه ها توش فوتبال بازی میکردن
واهنگ بینظیری ک پلی کردین و بعد کفشهای انگشتی خیلی باحال بودن بیشتر به اونا نگا میکردم تا شما 😂
ولی یه جرقه توی وجودم زده شد بخام یه تعهدی به خودم و خدای خودم بدم ک استارت بزنم و واینستم یکله برم به سمت زیبایی ها
و زندگیمو بهشت کنم
خدایا شکرت بابت همه چی
هموتونو دوس دارم
روز هجدهم سفر رویاییم
دیشب وقتی فایل ارزش ابزار رو دانلود کردم و کمی از متن رو خوندم و فایل رو گوش دادم خیلی تعجب کردم چون فایلی متناسب با اتفاق چند ساعت پیشش تو مسیرم قرار گرفته بود.
چندوقته قراره متناسب با درآمدم کمی برنامه ریزی کنیم و یا مقدار لوازم خانگی مثل آب مرکبات گیری، قابلمه، لیوان و زودپز بخریم.
من گفتم با توجه به مبلغی ک متناسب با درآمد و برنامه هامون برای خرید قابلمه کنار بذاریم یه ست قابلمه آبی یا صورتی روشن تفلون که همیشه بهم چشمک میزد بخرم که اتفاقا وقتی قیمت گرفتیم از همه کمتر بود. فروشنده گفت اگه جنس مرغوب میخواین این سه رنگ تیره فقط موجوده و قیمتش طبیعتا بیشتره. من که خیلی وقت بود همیشه دست رو ارزونترین میذاشتم و از خریدای قیمت بیشتر ترس و وحشت منو میگرفت وقتی همسرم گفت میخری خوبشو بخر یک لحظه تو فکر رفتم. با خودم گفتم خب بریم یه جای دیگه که هم رنگ روشن داشته باشه هم مرغوب باشه. خب سرویس تفلون قیمتش از چدن و سرامیک و اینها کمتره و من سرویس چدن روشن توی خونه داشتم و اینکه گفتم اگه قراره چدن بخریم هم باید بهترینش رو بخریم مثلا بالای ۳تومن. حالا که قصدم تفلون هست و میگن تفلون این رنگی کیفیتش پایینه رنگ تیره اما بهترین جنسش رو بردارم و حوصله بازارگردی هم معمولا اصلا ندارم. یه رنگ زرشکی متفاوت برداشتم و بااینکه برای رنگ روشن رفته بودم اما از شدت خوشحالی و هیجان فقط میخواستم برسم خونه و استفادشون کنم. تک راه همسرم گفت بذار آب مرکبات گیری هم بخریم. اون رو هم یه دستگاه مرغوب گرفتیم و حس کردم مقاومتم برای خرید با قیمت بالاتر کمتر شده ترسم کمتر شد خونسرد تر شدم. و به دنبالش کلی لیمو و پرتقال گرفتیم و برگشتیم خونه و آب پرتقال با دستگاه جدیدمون گرفتیم و حسابی کیف کردیم. و امروز همسرم از اداره اومد یه کتاب از وین دایر برای من هدیه خرید بدون مناسبت.
خب من از اول عروسیم خیلی فکر میکردم اگه عروس پول جمع کنی باشم کمتر وسیله بخرم کمتر مو رنگ کنم خیلی موفق میشم. ولی اکثرا مدیریتم با احساس نگرانی و بی اعتمادی و ترس به فنا می رفت چون همسرم فقط عشق خرج کردن و خرید داره من فکر میکردم باید نقطه مقابلش باشم. اما فکر میکنم تو بهترین کلاس درس نشستم. کلاس درسی که از همه رشته ها و موضوعات زندگی صحبت میشه. کلاس مهربونی نسبت به خودمونه.
از اینکه مدارهای من میلیمتری رشد میکنن نباید ناراحت بشم. باید از رشد و تغییر مسیر هرچند آهسته خوشحال و شاکر باشم و بیشتر با باورها و مقاومتهام آشنا بشم.
بازم میتونم بگم خدایا شکرت
روز هشتم
چقدر خوشحالم که هشت روز از آغاز این سفر زیبا گذشته و من تونستم تا اینجای کار به تعهدم عمل کنم
وقتی رسیدم به این روز و این فایل انگیزشی گوش دادم یادم اومد که من سالهای قبل بارها و بارها این فایل انگیزشی رو گوش دادم ولی فقط گوش دادم و حالم خوب شد…این دفعه که گوش کردم دیدم توی همین فایل چه تمرینهایی بوده که میتونستم به اونها عمل کنم…خلاصه که از امروز تصمیم گرفتم اون کارهایی رو که استاد تو این فایل گفتن و شروع کنم…اونجایی که گفتین روزی نیم ساعت پیاده روی کن روز بیست دقیقه مناجات کن و …..
دوستتون دارم💕
روز بیست و هفتم:
باور.. باور… باور…
هرچی بیشتر ویس گوش میدم، هرچه بیشتر می خونم و بیشتر در خودم جستجو می کنم. سرنخ هر اتفاق خوشایند یا ناخوشایند در کل زندگیم میرسه به یک تجربه، به رشته گفتار و رفتار، به یک سلسله افکار و گفتگوهای درونی و در یک کلام به یک بااااورررر…
به هر باور خوبی میرسم که نتیجه بخش بوده برام، آن را یادداشت می کنم.
هر باور ضعیف کننده ای را که پیدا می کنم، باور قدرتمند کننده اش را جایگزینش می کنم .
لیستی 13 صفحه ای تهیه کردم که عموماً شبها قبل خواب و گاهی در طول روز می خونمش و به خودم متذکر میشم.. و با صبر و استمرار مطمئنم رد پای این باورها هر روز و هر روز عمیق تر بر روح و روان و کل وجودم حک خواهد شد…. و هر میزان باورها عمیق تر در درونم شکل بگیره میدونم نتایج برام روان تر و طبیعی تر و فراوانتر خواهد شد.
توی همین چندماه اخیر که دارم روی باورهام کار می کنم، آرامش، قدرت، شهامت، عزت نفس، نزول برکت، حذف آدم های سمی از اطرافم و….. را به وضوح شاهدم..
و باور کرده ام مسیر به قول استاد همین مسیر هست که می تونه ما را به زندگی دلچسب و شیرین و متعالی برسونه…
پس صبر می کنم و استمرار
و عمیقاً سپاسگزارم از شما استاد عزیز و مریم بانوی شایسته که با انعکاس زندگی و روزمرگی خودتون در طی سفر به دور آمریکا و خصوصاً زندگی در بهشت، اطمینان این مسیر را در ما بیشتر و بیشتر قوت می بخشید. و چه زیبا درس های توحیدتان را از طریق حتی بریدن یک درخت به ما منتقل می کنید.. شما درس نمی دهید بلکه شاگردانتان را مبتلا می کنید.
این شیوه تدریس مختص کسی است که به حکمت رسیده است.
همواره زیر پرتو نور و الطاف الهی، سرشار از سعادت و ثروت باشیم.
روز بیست و ششم:
“تمام اتفاقات زندگی تو بدون استثناء نتیجه باورهای خودت هست.”
“توحید عملی یعنی رفتار کردن بر اساس این اصل و شرک یعنی رفتار کردن بر خلاف این اصل.”
چقدر این جمله درک و پذیرش صددرصدش دیدگاه آدم رو تغییر میده. چه صلحی در درون آدم ایجاد می کنه. آرامش. پذیرش. امید به اینکه همین طوری که خرابش کردم همین طورم می تونم درستش کنم.
از قدیم شنیدیم که”خودم کردم که لعنت بر خودم باد… ” شاید برای همین هست که از پذیرش این که خودم دخیل بودم در اتفاق رخ داده ، ما را به وحشت می اندازد. این یعنی مساوی بود با لعن و خود تخریبی خودمان. گفتگوهای درونی. شماتت و ناراحتی و افت بیشتر عزت نفس.. انگار برای فرار از اثرات مخرب بعدیش و خودتخریبی ها، مکانیسم مقصر کردن عالم و آدم و خدا را جایگزینش کرده ایم.
الان یاد گرفتیم که مسئولیت بپذیریم و باور داشته باشیم که حقیقتا خداوند تواب هست . بسیاااار توبه پذیر.
همیشه این تواب برام سوال بود و عمقی قبولش نداشتم. می گفتم مگه میشه؟ این که عدالت نیست.!
ولی استاد چه زیبا این مفهوم را برام باز کردند… گفتند طبق قانون فرکانس آینده تو رو فرکانس این لحظه به بعد تو رقم میزند…. پس اگر فارغ از هرجور گذشته ای که داشتم اگر تغییر کنم و فرکانس متفاوت و صحیحی را نسبت به قبل ارسال کنم، نتیجه می تواند هیچ ربطی به گذشته ما نداشته باشد… این یعنی همون توابیت خداوند که سیستمیک انجام می شود.
صدبار اگر توبه شکستی بازآ
صدبار اگر افت فرکانس داشتیم، باز می توانیم برگردیم و بالاتر و بالاتر بریم. ناامیدی در درگاه خداوند بزرگترین گناه است.
همواره زیر پرتو نور و الطاف الهی، سرشار از سعادت و ثروت باشیم.