الگویی مناسب برای کسب و کار


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • شواهدی موثق درباره “عدم تأثیر عوامل بیرونی” در ساختن ثروت؛

عوامل بیرونی از قبیل: موقعیت جغرافیایی، اقتصاد مملکت، فرهنگ مردم و…

  • هربار مسئله ای را حل می کنی، این تجربه، ایمان شما را هم به حمایت های خداوند و هم به توانایی هایت بیشتر می کند؛
  • ایمان و باور چگونه ساخته می شود؛
  • همیشه برای هر مسئله، “راهکار” وجود دارد حتی اگر به نظر غیر قابل حل برسد؛
  • زمانی هدایت های خداوند را دریافت می کنی که عوامل حواس پرتی را از ذهن خود حذف می کنی؛
  • “هدایت”، برای افرادی قابل تشخیص است که ایمان خود را در عمل نشان می دهند؛
  • “کنترل ذهن”، کلیدی است که همواره درهای بسته را باز می کند؛
  • پاداش های خداوند برای کنترل ذهن (تقوا)، عظیم و پایدار است؛
  • نشانه کنترل ذهن؛
  • باورهایی برای کنترل ذهن؛
  • پر رنگترین نشانه درباره “راهکارهای هدایتگرانه خداوند” این است که: ، با شرایط و امکانات کنونی شما قابل اجراست؛
  • “رعایت قانون تکامل”، اصلی حیاتی برای پایداری نتایج است؛
  • پایه و اساس کسب و کار خود را بدون عجله، آرام آرام اما مستحکم بساز؛
  • ظرف وجود ما برای دریافت نعمت های بیشتر، به آرامی و با برداشتن قدمهای مستمر بزرگ می شود. پس عجله برای رسیدن به نتیجه ای بزرگ، فقط مسیر شما را سخت می کند؛
  • هرگز چنین چیزی به عنوان “موفقیت سریع و یک شبه”، وجود ندارد؛
  • “درآمد ساختن” را با همان امکانات، شرایط و مهارتی شروع کن که الان داری. سپس آرام آرام آن را رشد بده؛

برای درک جزئیات دقیق تر این مفاهیم و اجرای آن در زندگی، پیشنهاد می کنیم این فایل را بارها گوش دهید، از آن نکته برداری کنید و این نکته ها را در بخش نظرات با سایر دوستان خود به اشتراک بگذارید.

منتظر خواندن نوشته های تأثیرگذارتان هستیم


منابع بیشتر:

دوره روانشناسی ثروت 1

مطالعه نتایج دانشجویان از دوره های آموزشی استاد عباس منش (testimonial)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری الگویی مناسب برای کسب و کار
    575MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی الگویی مناسب برای کسب و کار
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

819 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی عنصری گفته:
    مدت عضویت: 1193 روز

    به نام خالق زیبایی ها …

    سلام به همه ی دوستان عزیزم و استاد عزیزم …

    وای خدای من اینجا این پرادایس زیبا بی نظیره….هربار که میبینم محو زیبایی الهی میشم ….

    یه فایلی هست شکارچی لحظه های زیبا هربار یادم میوفته سعی میکنم تمرکز رو بزارم روش و الان هنوز ویدیو به نصفه نرسیده خواستم این زیبایی سریع بنویسم به یاد بیارم …از صمیم قلبم میگم الهی هزاران مرتبه شکرت…میرم ادامه ویدیو و دوباره مینویسم ..

    ادامه::چه فایل بی نظیری خدای من …الهی شکرت …این فایل تو نشانه های من نبود ولی این یه نشونه برام بود بصورت قطعی …از آخر شروع کنم چه نکته های طلایی گفتین از مدیر تلگرام که هیچ چیزی نداره چون بهش نیاز نداره اگه کشتی تفریحی بخواد اجازه میکنه واسه هرچندوقت که دلش بخواد لذت میبره ….خونش کل جهان خونشه کافیه بلیط بگیره رزرو هتل و پاشه بره یا هواپیما شخصی اجاره کنه برای سفرهاش یا بهترین ویلاهارو بگیره برای استراحتش و این قطعا ثروتمند واقعی هستش چون میدونه هروقت بخواد هست پس نیازی نداره چیزی بخره اصلا و باور فراوانی درونش نهادینه اس چون میدونه همیشه هست و هرروز بیشتر و بیشتر میشه ….یه باور دیگه که تبلیغات نمیخواد و تبلیغات هم نکرده و چقدر این پیامرسان به نظرم از اینستا هم محبوب تره فارغ از بحث اکسپلورش…و توی فایل توت فرنگی 19دلاری گفتین وقتی خداوند رو باور میکنی و تکامل رو طی میکنی ایمان داری مشتری ها میان….ایده ها میان و تورو رشد میدن و کسب و کارت خودش خود به خود تبلیغ میشه به لطف الله و نکته ی بعدی اینکه بله وقتی باور داری که میشه بدون تعداد زیادی آدم هم کسب و کارت جهانی بشه همینه …که خیلی عالی عمل کرده مثل خوده شما با اینکه یه سایت جهانی دارین کل تیم شما 3نفره و اینجاست که واقعا این جمله معنا پیدا میکنه

    انسان ماشین اثبات باوراشه ….

    به هرچی باور داشته باشی همون میشه اگه بگی سادس راحته مشتری فراوونه و فراوانی و نعمت و برکت زیاده هی میبینی ..

    مثل این چندروزه هرجا رفتم شکر کردم خدارو بخاطره این همه فراوانی مغازه های جدیدی که دارن تازه کارو شروع میکنن فراوانی اجناس که تو فروشگاه ها هست …بارانی که این چندروز بی نهایت بود و الان هم دوباره شروع شده الهی شکرت ….درختان زیبای که با وجود نداشتن برگ ها با فوق العاده زیبایی خودشون رو دارن …الهی هزاران مرتبه شکرت …

    ایده ی الهامی که خداوند به من گفته هرروز دارم ایده رو اجرا میکنم هر لحظه بهترش میکنم و با وجود اینکه افکار منفی میاد ته ذهنم میگه نگران نباش من حمایتت میکنم برو جلو نترس ….مشتری ها تبلیغات و فروش هم با من برو جلو نترس ….اصلا نترس …فقط برو ….چقدر حس خوبی دارم وقتی انجامش میدم …

    بخش بعدی که میگه من عاشق کارمم اصلا کاری ندارم چی پیش میاد که مدیر تلگرام گفت و یه نشونه ی دیگه بود..درگیر فروش قیمت و چندتا فروختن و چطوری مشتری هایی میان و از کجا میان نشم خداوند خودش هدایت میکنه از جایی که فقط بشینم گریه کنم و سجده کنم که هذه من فصل ربی…و خداوندی که عالمه و ما همش شکاکیم و این از لطف خداست که با این وجود باز مارو میبخشه و میگه درخواست کن و ناامید نشو ….در آخر از کامنت خانم مرضیه که من قبلا خوانده بودم و لذت بردم ازش و چقدر درسته که وقتی آرامش داری و نگران نیستی و توکل داری بخدا کارهارو انجام میده خدا مشتری ها ایده ها موقعیت های مناسب رو درست میکنه و این باید آنقدر تکرار بشه که ملکه ذهن انسان بشه و همش همه چیز مثبت ببینه و خیر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ …هر اتفاقی برای ما خیره .‌‌..خداوند همواره مارو هدایت میکنه و من برای شروع هرانچه که نیاز دارم و الان بهش دسترسی دارم و الان بهترین زمان شروع و همین الان و همین الان و همین…نگیم گرونیه نگیم مردم نمیخرن،،،،من یه باوری دارم اینکه مردم محصول منو نمیخرن مردم انرژی منو میخرن و هیچوقت هم به چیز دیگه نگاه نمیکنن حتی قیمت اینو باور دارم و میدونم دوستان ام تجربه کردن گاهی وقتا محصولی خریدت که خیلی بالاتر از مشابه خودش بوده ولی باز رفتن خریدن و این بخاطره حس خوب و انرژی خیلی خوبی که فروشنده حضوری یا آنلاین داشته بودس…پس الهی به توکل نام اعظمت الهی به امید خودت ….

    میدونم که همین الان بهترین زمان برای شروع و رشده و ایمان دارم که در مسیر راه ها گفته میشه و هدایت میشم ..الهی شکرت بخاطره استاد عزیزم و خانم شایسته ی فوق العاده…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1403 روز

    بنام یکتای هستی بخش

    سلام…

    امروز گفتوگوهایی بین من و خودم رد و بدل شد که تازه فهمیدم دلیل احساسات بد من ،گرفتگی قلبم و احساس نا امیدیم چی بوده….

    گفتوگوهای درونی خودمو مکتوب کردم که اینجا هم کپیش میکنم…

    یادته 4سال پیش افتاده بودی تو یه مسیری که همه ی شواهدش داشت اینطور نشون میداد که دنیا داره به آخر میرسه؟اون زمان زمان پندمیک بود و من اخباری رو دنبال میکردم که همش میگفتن یه سری ادم هستن که قدرت دستشونه و دارن دنیارو نابود میکنن…این بیماری رو اونا ساختن تا ادما رو نابود کنن تا زمین رو تصرف کنن….

    یادته مطمئن بودی که دیگه آخر دنیاست؟؟؟.دنیا داره نابود میشه…دیگه هیچ دلخوشی ای نمونده…یادته اینطور فکر میکردی دیگه هیچی قشنگ نیست…دیگه هیچی فایده نداره…دیگه زندگی فایده نداره…یادته دنیا برات سیاه و بی معنی و پوچ شده بود؟؟؟ایا این حقیقت دنیا بود یا فقط نگاه تو؟؟؟؟ایا به محض اینکه تو تلاش کردی که جوری دیگه ای به زندگی نگاه کنی ایا همه ی دنیا به نفع تو تغییر نکرد؟؟؟؟مگه تو اونموقع مطمئن نبودی که آخر دنیا اینجاست…دیگه همه چی تموم شد…پس چی شد که بعدش به اونهمهههههههه موفقیت رسیدی که تو رویاتم نمیگنجید؟؟؟ اونهمه پیشرفت تو کارت تو مهارتت تو درامدت….از صفر رسیدی به درامد ماهی 70،80 تومن…تو مهارتت تو شهر حرف اولو زدی…وارد لاین اموزش شدی کلی هنرجو داشتی…از درامدت کلی دوره های استادو خریدی و کار کردی کلی پکیج مربوط به کارتو خریدی ….کلی طلا خریدی …وسایل مربوط به کارتو خریدی.گوشی ایفن گرفتی…اونهمه اعتماد به نفست رشد کرد.کلییی از هدفهاتو تیک زدی اونم فقط در عرض دوسال..ایا جز این بود که فقط نگاهتو تغییر دادی؟؟؟و بعد هدایت شدی به سایت استاد و دنیات تغییر کرد؟؟؟؟از هیچی از صفر از زیر صفر به اونهمه موفقیت رسیدی….الانم دقیقا همونه…تو به یه نقطه ای رسیدی که فکر میکنی دیگه آخر دنیاست…دیگه هیچ چیزی معنی نداره…دیگه همه چی مُرد…دیگه رویاهامون مرد…دیگه دنیا تموم شد…اما کافیه که مثل همون موقع فقط و فقط نگاهت رو تغییر بدی تا ببینی چقدررر پیشرفت و موفقیت و نعمت و ثروت در انتظارته…

    تو این مدتی که اوضاع ایران تغییر کرد و اینترنتا قطع شد کم کم ذهنیت و باورهای من رفت این سمت که دیگه همه چی تموم شد…کار ما دیگه ارزشی نداره…حالا منم تلاش کنم مهارتمو ببرم بالا حالا منم تلاش کنم مدلهای جدید یاد بگیرم…چه فایده…دیگه عمر کار ما وشغل ما به سر رسیده…دیگه این کسب و کار ما فایده ای نداره…دیگه الان تو این اوضاع کی عروسی میگیره…دیگه مردم دلخوشی ندارن…هرکاری یه دوره ای داره…الان دیگه هیشکی عروسی نمیگیره…آیا واقعا منطقیه؟؟؟ واقعا حقیقت داره که دیگه کسی عروسی نمیگیره…ایا این حقیت داره که دیگه ادما تموم شدن؟؟؟.ایا این واقعا حقیقت داره؟..؟؟؟این از کجا آب میخوره؟ایا این منطقیه که دیگه کسی عروسی نگیره.ایا منطقیه که دیگه عروسی خیلی خیلی خیلی کم شده…ایا منطقیه که روز به روز ادما دارن کم میشن عروسیا داره کم میشه؟؟؟؟ایا منطقیه…من چون اینجوری باور کردم به این سمت هدایت شدم…چون باور کردم که دیگه همه چی تموم شد.باور کردم که دیگه همه چی خراب شد.باور کردم که مملکت به هم ریخت دیگه کسب و کار ما ارزشی نداره…..من اومدم پیشرفتمو وابسته کردم به یه عامل بیرونی.به اوضاع مملکت…به گرونی به دلار …باورم این شد اگر اوضاع دوباره مثل قبل بشه خوبه و من مشتری خواهم داشت اگر جنگ شه رژیم عوض شه من دیگه مشتری نخواهم داشت……من اومدم رونق کسب و کارم رو به یه عاملی گره زدم که هیچ تاثیری تو کسب و کار من نداره ولی من اینجوری باور کردم…حالا میفهمم که دلیل ترسهای من تواین مدت چی بوده…اینکه اگر رژیم عوض بشه چی…مدام تو این مدت فکر میکردم که خب هر شغلی یه مرگ و پایانی داره…اینم آخر و پایان کار منه…اینم مرگ و پایان کار سالن زیباییه…قبلنا اوضاع فرق میکرد اونموقع ها خوب بود …مردم عروسی میگرفتن…برد با کسایی بود که چندسال پیش این کارو شروع کردن و خودشونو بستن…ولی الان دیگه مرگ این شغل و پایانش رسیده…

    من چطور نفهمیدم که ذهن با منطق کار میکنه و وقتی دیگه هیچ منطقی نداشتم که بابا مشتری و درامد و ثروت هیچ ربطی به اوضاع مملکت نداره ذهنمم دیگه منطقی میدونست که مشتری نداشته باشه.چون باور کرد که دیگه نیست…

    هنوزم که هنوزه منطقم میگه چطور میشه که ثروت و درامد و مشتری هیچ ربطی به اوضاع مملکت نداشته باشه….من همش تو حرف ادعا میکردم که اوضاع مملکت هیچ تاثیری تو مشتری و درامد نداره فقط حرف مفت میزدم که من ایمان دارم هرطوری که بشه به نفع من میشه..‌.اما وجودم پر از ترس و آشوب بود ……اگر جنگ بشه چی…اگر اوضاع مثل قبل نشه چی….

    خدااااای مننننن دقیقا یاد اون روزها افتادم که از پشت پنجره بیرونو نگاه میکردم و واقعااا دنیارو خاکستری و سیاه و سفید میدیدم…واقعا اون باورها روی نگاه منم تاثیر گذاشته بود…واقعا دنیارو خاکستری میدیدم و همش برام مسخره و بی معنی شده بود این تقلا و تلاش مردم و همش فکر میکردم که اینا چقدر احمقن که نمیدونن داره دنیا به آخر میرسه و دارن تقلا میکنن…اما فقط از لحظه ای که تصمیم گرفتم نگاهم رو تغییر بدم دنیای من تغییر کرد..دنیای من رنگی شد…قلب سنگیم زلال شد مثل رود جاری شد…امید تو قلبم جون گرفت…شور و اشتیاق و تو قلبم زنده شد …انگیزه و اراده ام برای موفق شدن هزاران برابر شد…و کلا دنیا رنگ و بوی دیگه ای گرفت…همه چیز دیگه قشنگ شده بود زیبا شده بود…مگر نه اینکه اون ادما هنوزم هستن و هنوزم دارن فریاد میزنن که دنیا داره نابود میشه…هنوزم ادعا میکنن که قدرت دست یه سری ادمه و اونا دارن دنیارو نابود میکنن….پس چرا من دیگه نمیبینمشون …چون از مدارشون خارج شدم..الانم دقیقا همونه…فقط کافیه نگاهم رو تغییر بدم که ادما دولت ها رهبر امریکا ترامپ گرونی دلار کوچکتریننننن تاثیری روی زندگی من خوشبختی من ثروتمند شدن من نداره…فقط کافیه پرده اتاقو کنار بکشم دنیارو از یه لنز دیگه ای نگاه کنم…اونوقت دوباره همه چیز رنگی میشه…همه چیز قشنگ میشه…دوباره امید میجوشه تو قلبم…دوباره خوشبختی و شادی سروکله اش پیدا میشه…دوباره زندگی به جریان میفته…دوباره جهان جای قشنگتری برای زندگی کردن میشه…

    بینهایت سپاسگذارم از استاد بابت این فایل و بینهایت سپاسگذارم از مرضیه ی عزیز….که چقدررررر متفاوت عمل کرد و متفاوت نتیجه گرفت و شد یه الگوی خیلی خوب برای منی که دست رو دست گذاشته بودم و منتظر بودم ببینم اوضاع به چه سمتی پیش میره…با اینکه من هرگز اخبار رو دنبال نمیکنم و پیگیر این نیستم که ببینم چه اتفاقاتی اون بیرون میفته ولی ترسهایی که تو وجودم بود داشت کار خودشو میکرد…و منی که بینهایت رویا داشتم و وجودم پر از شور اشتیاق بود برای پیشرفت و موفقیت کم کم با این ترسها راکد شدم و دیگه حرکت نکردم…دیگه منتظر نشستم تا ببینم دنیا و ادماش چه تصمیمی برای من میگیرن…خداوند رو بینهایت سپاسگذارم که مثل مرضیه ی عزیز موفقیتهای گذشته ی منو به یادم اورد تا ایمانم قوی تر بشه که اگر قبلا شده پس بازهم میتونه بشه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 412 روز

    درود

    روز دویست و چهارم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاسگزارم از استاد عزیز

    همیشه در شرایط سخت هم راه هست به شرط باور ، ایمان و کنترل ورودی ها

    من احساس میکردم که باورهای مربوط به ثروت در من داره خیلی نامحسوس بنیادین میشه . و یک نشونه هایی دیده بودم ، از برکتی که توی درآمد همسرم اومده بود بدون افزایش درآمد ، از سفرهای یهویی و پر هزینه … چند موردی که بود که احساس میکردم که داره یک تغییراتی رخ میده‌.

    اما احساس میکنم این برکته و این تغییرات خیلی ریز متوقف شده . چون نشونه ها کمتر شده .

    کانال آموزشی تلگرامم هم که تا پایان آموزش طراحی مقدماتی پیش بردم به دلیل شرایط جسمانیم فعلا متوقف شد. یعنی تنها منبعی بود که احساس میکردم از اون طریق میتونم با طی کردن روند تکامل به استقلال مالی برسم .

    شرایط الان همون شرایط خاصی هست که استاد فرمودید، چند روزه با خدا صحبت میکنم که خدایا خودت به من این کانال آموزشی رو پیشنهاد دادی خودت بگو با این شرایط چطور میشه جلو رفت. احساس میکنم یک سری ترمزهایی هست که خیلی ازشون بی خبرم که جلوی رشد رو گرفته .

    یا اینکه یک مرحله ی دیگه ای از تکامله ،نمی‌دونم ، ولی این کانال خیلی بهم امید میداد که شاید زمان زیادی ببره اما بالاخره به درآمد میرسه .

    درسته شرایط بیرونی هیچ تصمیمی برای من نمیتونه بگیره ، اما خب نتونم نقاشی بکشم آموزش هامو ضبط کنم عملا کانال راکد میشه

    باید روی خودم کار کنم و باور کنم که خدا در همه حال می‌تونه به من کمک کنه ، می‌دونم که نباید قدرت رو بدم دست این محدودیت جسمی .

    قدرت فقط در دستان خداونده که نیروی خیر هست و لاغیر

    من از خدا یاری می‌خوام برای شروع دوباره ی نقاشیم. تنها حرفه ای که در حال حاضر بهش تسلط دارم و میتونم آموزش بدم .

    این فایل درباره ی شروع و راه اندازی کسب و کار با همون امکانات فعلی و شرایط فعلی هست.

    امیدوارم منم بتونم با این شرایط فعلی بتونم راهی پیدا کنم برای ادامه ی مسیر

    به قول استاد با توجه به مداری که هستیم به شرایط آدمها و ایده های هماهنگ با همین مدار ، دسترسی داریم.

    شاید نیازه که مدارم بالاتر بره ، شاید من هنوز در مدار خیلی پایینی از ثروت و سلامتی قرار دارم و نیاز به ایمان بیشتر باور بیشتر و کنترل ذهن بیشتر هست . نیاز هست که کار کردن روی خودم رو خیلی جدی تر بگیرم .

    خدایا من نمی‌دونم کجای کار مشکل داره تو میدونی هدایتم کن به سمت همون یک راه که به نتیجه برسم.

    ستایش و سپاس مخصوص رب عالمیان هست ‌

    تنها تو را میپرستم

    تنها از تو یاری می‌خوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    علی شهناز گفته:
    مدت عضویت: 1381 روز

    بنام خدا

    کلید: وقتی کنترل ذهن میکنید تو به موقعیتی براتون ایمان میسازد

    این کلید منو یاد دوره هم جهت خدا و تمرین ذکر نعمت و همچنین فایل هدیه ای که استاد در مورد ایه هایی صحبت میکند که خدا در مورد حضرت ذکریا و حضرت محمد و سوره طلاق صحبت میکند

    این ذکر نعمت چقدر مهمه که خدا با همین تمرین کمک کرده و پیامبران را هدایت کرده که تو موقعیتهای به ظاهر بد بتونن کنترل ذهن کنن اونجایی که حضرت ذکریا پسر میخواد از خدا و بعد باورهاشو میگه اما من پیرم و زنم نازاست چقدر هدایت خدا باحاله میگه اون موقعی که هیچ کس نبود من تو رو خلق کردم به یاد اوردن این داستان خلقت چه ایمانی میده

    تو زندگی خود من چقدر مهمه به یاد اوردن نعمتها و موفقیت ها

    همانطور که قبلا خدا مشتری خوب هدایت کرده به سمت من و پول ساختم بازم کمک میکنه

    یا اینکه همانطور که اون موقع مریض شدم فکر میکردم همه چی تمومه خدا هدایت کرد بدنم سالم شد

    من باید تک تک این جملات را به خورد وجودم بدم چون توموقعیتهای مناسبش خیلی کمکم میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    فاطمه ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 1858 روز

    روز سی و چهارم

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام

    چقدر این فایل انگیزه بخش و تاثیر گذار است. چقدر درست و عالی عدم تاثیر عوامل بیرونی را در موفقیت و زندگی انسان نشان میدهد.

    خدایا شکرت که در مدار شنیدنش برای بار دوم بودم. باور عدم تاثیر عوامل بیرونی را تنها با دیدن این الگوها می توانیم منطقی کنیم. مرضیه عزیز که زن است. در کشوری که به ظاهر همیشه در حال درگیری و جنگ است و شرایط بسیار نامناسبی دارد. در دو برهه بزرگ می تواند از شرایط برای خودش موقعیت مناسب ایجاد کند.

    مرضیه عزیز واقعا باید بگم دمت گرم. هیچ چیز دیگری نمی توان گفت از این همه تعهد و ایمانی که به خرج دادی و انشالله موفق باشی

    اما عوامل بیرونی نقشی در موفقیت و زندگی ما ندارند.

    اتفاقات به خودی خود معنایی ندارند این نگاه ماست که به اتفاقات برچسب خوب یا بد می زند.

    اینها درسهای بزرگی است که با دیدن این الگوها مرضیه عزیز و البته دیگر دوستان سایت و از همه مشخص تر استاد عزیز به ما می دهند که از شرایط بسیار نامناسب در ظاهر توانستند پله های ترقی را طی کنند.

    اما دوران پندمیک هم برای من و خانواده ام بسیار زمان درستی بود. من همیشه به دوستان و اقوام می گویم زمانی بود که من خواستم که تغییر کنم و خداوند شرایط را برایم جوری رقم زد که در روستای خوش آب و هوا دور از مردمان بتوانم چندین ماه خلوت کنم و در همان ماههای اول با استاد عزیز و سایتش آشنا شوم و بتوانم تغییرات خیلی خوبی در خودم ایجاد کنم. این مدت کار کردن روی خودم گشایش های خیلی خوبی در زندگی بوجود آورد. اول از همه بسیاری از وابستگی های عاطفی که گاهی منجر به رفت و آمدهایی بودند که نتیجه خوبی نداشتند. وابستگی هایی که اجازه نمی دادند انسان حرکت کند، کم رنگ شد.

    بخصوص همسرم که به شدت وابسته بود و تمام زندگی اش را در این وابستگی هزینه کرده بود خیلی بهتر شد. و این چقدر در زندگی و سلامتی اش حتی تاثیر داشت.

    این دور شدن سبب شد بتوانیم به راحتی سال بعد از شهری که متولد شده بودیم مهاجرت کنیم به یک شهر شمالی. این گشایش زندگی ام را تغییر داد چقدر از تضادهایی که در زندگی داشتم با این مهاجرت تغییر کرد و مسائل حل شد به بهترین و ساده ترین شکل.

    بله درسته عوامل بیرونی تاثیر ندارند من هم باید همیشه این زمان را به یاد خودم بیارم چون متاسفانه این باور خیلی در ما بخصوص ایرانی ها ریشه دارد. که ما همه چیز را به دولت و مملکت نسبت می دهیم. اگر اقتصاد خراب می شود اگر خشکسالی می شود اگر نان نداریم همه تقصیر دولت و مسئولین است.

    اما به راستی در همین دوران انسانهایی زندگی بسیار خوب و عالی دارند. حالشون خوبه و ثروت می سازند.

    خیلی از اوقات اعراض می کنم از گفته های دیگران اما گاهی هم ناخوداگاهم با آنها همراه می شود. اما خدا رو شکر شنیدن این فایلها منطق باورهای درست را محکم تر می کند و می توانم امیدوارتر باشم که زندگی ام را خودم می سازم در همه ابعاد.

    انشالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    علی شهناز گفته:
    مدت عضویت: 1381 روز

    بنام خدا

    این فایل باید ایمان ما را افزایش دهد

    این جمله برای من کلیده چون اینجوری برداشت کردم که باورسازی یعنی دیدن الگوها باور سازی یعنی مداومت تا جایی که نحوه فکر کردن عوض بشه اره به نظر من وقتی باورهای درست و فایل های استاد رو انقدر تکرار کنم که تو موقعیتی مه همه مثل هم فکر میکنن من بتونم یه مدل دیگه فکر کنم به نحوی که به ارامش برسم و یا به قولی هم جهت بشم با خداوند اون موقع هدایتها میرسه و شجاعت اقدام بهم داده میشه و اون موقع هست که از بدنه جامعه و اکثریت جدا میشیم

    این الگو به قول استاد باید ایمان منو افزایش بده که اولا خدا همیشه و هر لحظه و همه مکانها با منه و منو هدایت میکنه دوم اینکه شرایط بیرون هر چقدر هم ظاهر ترسناکی داشته باشن نمیتونن تو بازی من اثر بزارن مگه این مه خودم قدرت بدم

    واقعا این وسط همه کاره خودمون و ذهنیتمون هست

    استاد گفتن بعدا متوجه میشوید همه محدودیت ها تو ذهنتون بوده

    اره الان به گذشتم نگاه میکنم میبینم محدودیت های گذشته من که یه روزی برام دیوارهای غیر قابل عبور بودن فقط و فقط تو ذهنم بودن الان با مرور گذشته میفهمم که همه چی تو ذهنم باید درست بشه خورشید همیشه میتابه من باید از سایه بیام بیرون

    خدایا یاریم کن تا تو این مسیر ثابت قدم بمانم

    استاد سپاسگزارم ازتون برای این فایل ارزشمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    آزاده گفته:
    مدت عضویت: 607 روز

    به نام خداوند بخشنده و هدایتگر

    سلام خدمت استاد عزیز و همچنین خانم شایسته عزیز

    من در هر شرایطی هستم هررر شرایطی ،در این شرایط عوامل بیرونی هیچ نقشی در زندگی من ندارن مگر اینکه من بهش قدرت بدم .

    پس بهتره توی اینجور مواقع قدرت رو به چیزی بدم که به نفعمه خب چه بهتر که این قدرت باوری باشه با این مفهموم که من و فقط من خالق زندگی خودم هستم من میتونم تو هر شرایطی حتی شرایط به ظاهر خیلی وحشتناک بهترین نتیجه رو بگیرم به شرط ایمان ،اینو بدونم که خداوند قطعا خیرو خوبی برام میخواد واگر اینو باور کنم دیگه تمومه دیگه هیچی جلو دارم نیس.

    من به یک قدرت وصلم و او حامی من است یارو یاور من است .

    من عاشقم

    عاشق این زندگی

    عاشق این خدایی که دارم کم کم میشناسمش

    و عاشق خدایی که ته دلم با وجودش آرومه آرومه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    منیر گفته:
    مدت عضویت: 2129 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیز و دوستان همراه

    من به عنوان نشونه به این فایل هدایت شدم و این در حالی که دیروز فایل نشانه ام در مورد تمرکز بود

    و الان متوجه شدم استاد چقدررررر حتی نشونه ها هم بهم مرتبط میشن برای من خدایا شکرت واقعا استاد چند روزه تمام تمرکزم روی همه فایلها گذاشتم به خودم متعهد شدم حتما نشونه های روزانه ام رو پیگیر باشم کنار درس ها و چقدر همه چی هدایتی پیش میره برای خودم برای فرزندم برای همسرم

    توی کارم به یه خیال راحتی رسیدم و خداروشکر شکل فکر کردنم داره تغییر میکنه محدودیت ها داره یکی پشت دیگری از بین میره تو ذهنم و دقیقا استاد حتی مشتری های من تغییر کردن دیگه اصلا خبری از افراد گذشته نیس

    شک و تردید ها رو دارم کنار میزنم دیشب که داشتم فایل تغییر را در آغوش را بگیر عادله و شکیبا عزیز و آقا علی واقعا کلی الگو سازی و باور سازی برای من به همراه داشت

    کلی نتایج که همین چند روزه از فایل ها چه فایل های هدیه چه فایل های درسی و دوره گرفتم که شاید اگه سال های گذشته یکی به من می‌گفت تو به این نقطه میرسی می‌خندیدم و مثل شوخی میگرفتم در این حد غیر قابل باور اما الان دقیقا تو همون نقطه ای هستم که ده سال پیش آرزوم بود

    خدایا شکرت بابت بودن اینجا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 1955 روز

    بنام رب قدرتمند وهابم

    سلام ب استاد عزیزم و همگی دوستان توحیدی قشنگم

    این فایل نشانه ی من بود

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    چقد تحسین کردم مرضیه عزیز رو ک اینقد خوب روند تکاملش و طی کرد

    و هربار ک مسئله ای حل کرد ایمانش قوی تر شد برای حل مسئله ی بعدی

    دیروز خواهرم ی پیامی برام فرستاد ک میخوایی ب یکی از دکترا بگم برای منشی مطب بری پیشش

    حداقل حقوقش 10 تومنه

    بیا خونه خودمم نمیخواد بری خونه داداش بزرگه

    ذهنم سریع گفت ننننن

    از مسیر خارج میشی

    خواهرت تو مدار مناسبی نیست

    افکار و باورهای خودش و همسرش مخالف توعه ،تو هم میفتی تو مدار اونها

    نشانه روزم و زدم هدایت شدم ب این فایل

    امروز روز 33 چله ام هست

    یادمه از خدا ی شغل با حقوق 10 تومن درخواست کرده بودم حالا چرا بیشتر ن؟؟

    بخاطر مدارم چون آخرین حقوقی ک دریافت کردم تقریبا 2 تومن بوده

    ولی خب این روز ها دارم ی کم بیشتر روی این باور ک من هرچه بیشتر پول بسازم ب خدا نزدیک تر میشم

    پول ساختن معنوی ترین کار دنیاست

    مخصوصا وقتی کش موهام رو هم درست میکنم این حس خیلی قوی تر میشه

    و باور میکنم ک کار مهمی دارم انجام میدم

    نمیدونم

    واقعا من هیچی نمیدونم

    خدایا تویی عالم مطلقه

    تویی ک ب اسرار سینه من آگاهی

    تو آینده،گذشته و حال منو میدونی

    تو از اون بالا داری همه چی و واضح میبینی

    من فقط نوک دماغ و میبینم

    دید من محدوده

    ذهن من محدوده

    باهرچیز جدید . اتفاق جدید ب شدت مقاومت میکنه میگه از مسیر خارج میشی

    تو نمیدونی هم کار کنی و هم روی باورهات کار کنی

    کاری ک همه ی دوستان دارن انجام میدن چرا من نتونم؟

    ،مگه همه ما ب یک میزان دسترسی نداریم ب خداوند و نعمتها

    یادمه فروردین آجیم بهم گفت همرام بیام کباب داداش بریم اندیمشک

    من گفتم نمیام

    چون میترسیدم باز بیفتم تو چرخه باطل

    هربار ک روی خودم کار میکنم ب مدار خوبیها میرسم شرایط فراهم میشه ک میرم اندیمشک بعد اونجا نمیتونم مث خونه روستامون روی باورهام کار کنم

    اون فضا و خلوتی و نداره باعث میشه مدارم بیاد پایین تر و حسم بد بشه

    چند بار اتفاق افتاده

    خیلی بهم اصرار کردن دیگه داشتن تحت فشارم میزاشتن ک بیا بریم

    گفتم عاقااا چرا ابن همه مقاومت میکنی دختر اصن ب چشم ی مسافرت بهش نگاه کن

    گفتم خدایا من تسلیم ام باش میرم

    بعد ک رفتم دندون عقلم ی کم درد داشت

    گفتم برم دندون پزشکی

    ک دکتر بهم گفت باید اورژانسی دندون های عقلت و جراحی کنی

    ک ی دندون عقل کشیدم

    یکی جراحی کردم

    دوتا ترمیم

    کلی ایمان من قوی ترشد

    و ب راحتی یکی از خواسته هام ک درست کردن دندون هام بود محقق شد

    واون مسافرت پراز خیرو برکت بود برام

    الان صبح ک بیدار شدم دبدم یکی از دندون هام آبثه کرده

    ک تاحالا متوجه ش نشدم

    فک میکنم امشب اینطور شده

    وقتی با انگشتم لمسش کردم یاد مقاومت سری قبلیم افتادم

    ک وقتی تسلیم شدم خداوند کلی خیرو برکت وارد زندگیم کرد

    منو آسان کرد برای آسانی ها

    پس چرا الان تسلیم نباشم

    چرا نمیام اینبار هم اعتماد کنم ب خدا

    الخیر و فی ما وقع

    همین الان داستان حضرت یوسف یادم اومد ک حمید امیری عزیز تو کامنت شون نوشته بودن ،تو دفترم مکتوب کرده بودن و میخواستم پیدا کنم ک ویس بگیرم

    هدایت شدم ب آگاهی هایی ک استاد درمورد مسی و مصاحبه ای ک باهاش کرده بودن گفته بود

    ک ب ابن نتیجه رسیده بود ،هراتفاقی پیش بیاد همون خوبه اس

    اینکه دیگه نمیاد خودش ب نامه ریزی بکنه برای آینده

    اجازه میده ک هدایت بشه

    زکی جونم

    زکی خانم

    زکی قشنگم

    اینا اگه نشونه نیست پس چیه عشقمممم

    از این واضح تر

    از این روشنتر

    از این شفاف تر

    خدایا من تسلیممممم

    دستم بالاست

    اجاره میدم هدایتم کنی

    ازت درخواست میکنم هدابتم کنی

    از سر راهت کنار میرم

    تا خودت دست ب کار بشی برام و من فقط لذت ببرم

    من ب هر خیری از سمت تو فقیرم و محتاج

    من آن توام

    مرا ب من باز مده

    یارب تو مرا به نفس طناز مده

    با هر چه به جز تست مرا ساز مده

    من در تو گریزان شدم از فتنهٔ خویش

    من آن توام مرا به من باز مده

    عاشفتمم

    من تسلیم ام

    منو ب بهترین هدابت کن

    ایمان دارم ک هراتفاقی بیفته خیره

    مررسی استاد جانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: