چرا وام گرفتن یا قرض الحسنه یا قرض برای شروع کار مناسب نیست؟

دسته بندی: موفقیت مالی

جواب‌های «عقل‌کل»دسته بندی: موفقیت مالیچرا وام گرفتن یا قرض الحسنه یا قرض برای شروع کار مناسب نیست؟
2

سلام چرا وام گرفتن یا قرض الحسنه یا قرض برای شروع کار مناسب نیست؟؟؟بنظر من برای شخصی که هیچ فعالیتی در اون کار نداشته و فقط با فکر کردن خاسته پولی داشته باشه و کاری رو شروع کنه اشتباهه ولی خب اگر کسی که توی اون کار چند سالی بوده و فوت و فن کارو بلده اگه یک سرمایه ای بگیره و شروع کنه به کار و از پسش هم برمیاد با توجه به تجربه ای که داره چرا نباید این کار رو بکنه؟البته خودم یک برداشتی داشتم وقتی این سوال رو پرسیدم به ذهنم اومد اینه که وقتی با همون سرمایه ات شرو کنی با پولش کم کم ارتقا میدی ولی اگر سرمایه کارت رو از جایی بگیری وقتی فروش داری از سودت باید قسط هات رو بدی و شاید تو همون زمانی ک وامت تسویه میشه مثلا 5 سال اگر وام نمی گرفتی چ بسا که تو همون 5 سال قدم ب قدم رشد می کردی و به همون نقطه می رسیدی.نظر شما چیه دوستان؟

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
10
بهترین پاسخ

سلام دوست عزیز .
من کسی هستم که کاملا خودم رو لایق جواب دادن به این سوال میدونم چون به تجربه این مسئله رو در یکسال پیش درک کرده.
بنده و خواهرم با هم یک کسب و کار داشتیم، در ابتدای کار هر سرمایه ای که برای ارتقا کار و آموزش دیدن و… بود از خود کار حاصل میشد و ما از هیچکس نه قرض گرفتیم و نه وام. در یکسال اول کار بصورت جهشی بسیار ثروتی ساختیم که حتی خوابشو هم نمیدیدیم. کار ما آموزشی بود و محصولات آموزشی رو با هر آنچه که در دسترس داشتیم تهیه کردیم.
بعد از اون سود فوق العاده به دنبال این افتادیم که کار رو وارد سطح جدی تری کنیم و من آموزشهای حوزه بازاریابی و بیزینس و mba در جاهای مختلف گذروندم و کم کم ذهنیتم تغییر کرد. در تمام این کلاس ها میگفتن تو خیلی خوبه که بری جنسی رو امانت بگیری بعد بفروشی و بعد از چند ماه با تولید کننده تسفیه کنی یا شکل دیگه ای از بیزنس که میگفتن عالی هست اینکه از پول دیگری که بیکار هست استفاده کنید و بهش سود بدید. من هم متاسفانه در اون زمان درگیر این صحبت ها شدم و جندین وام سنگین برداشتم و پدرمم ضامنم شد. همینطور از ایشون مبلغی رو برای تولید محصول اولیه قرض گرفتم و گفتم که با سودش بعد از چند ماه بهتون بر می‌گردانم. اینکار باعث شد من در گرداب قسط گرفتن و فرستادن فرکانس کمبود بیوفتم. تا قبل از این من اصلا قسطی نداشتم.
هر چی در اوردم دادم پای قسط و خیلی هم خوشحال بودم که میتونم اقساط رو بدم. اما به طرز ناگهانی کسب و کار پر سود ما از این رو به اون رو شد. در حقیقت باور و ذهن من و خواهرم متحول شده بود و دیگه مثل اوایل کار ایمان به خدا نداشتیم و مدام احساس کمبود میکردیم و فکر می‌کردیم هر چی خرج کنیم موفقتر هستیم و دیگه نعماتی که داشتیم رو ندیدیم. بعد که با استاد جان آشنا شدم ایشون در فایل نتایج دوستان، آقای رضا عطار روشن گفتن که اصلا نباید قرض و وام بگیرید. فقط زمانی چیزی بخرید که داخل حسابتون نقد پولشو داشته باشید. حتی بخاطر خرید یک چیزی ، چیز دیگری را نفروشید.
منم تمام تلاشمو گذاشتم و خدا هم کمک کرد و بدهی بندشو داد و الان از ۶۰ میلیون ۱۲ میلیون آخرش مونده. از وقتی این باور که از هر آنچه که الان دارم استفاده میکنم فرصت ها و امکانات و توانایی های بیشتری در کارم و در خودمون برای خلق ثروت میبینم.
به قول استاد که همیشه تاکید می‌کنند: ثروت و نعمت مثل باران در حال باریدن هست. اینکه هر کسی چقدر ازش بهره میبره بستگی به ظرفی داره که ما زیر این باران میذاریم. اندازه ی این ظرف را هم باورهای ما میسازد.
استاد تاکید دارن که ما هر چقدر ذهنیتمون نسبت به ثروت سازی و بیزینس عوض بشه لاجرم ثروت وارد زندگیمون میشه. ثروت امر طبیعیه ساختن باورهای قدرتمند هست. پس شما هم بجای اینکه به دنیال قرض و وام گرفتن برای شروع کار هستید هر چقدر هم که حرفه ای هستید، اینکار رو انجام ندید، این مثل این میمونه که بگید بارون نمیباره و من برم از آب سطل بقیه قرض بگیرم بریزم توی ظرف خودم و از اونجایی هم که اعتقاد دارید بارونی نمیباره در نهایت باید همون آبی رو که قرض گرفتید پس بدید و هیچوقت توی ظرفتون آبی باقی نمونه در نهایت.
پس یاد بگیرید ظرف ذهنیتون رو گسترش بدید تا از خود اون کار ثروت و سرمایه خلق بشه.
این نکته رو هم توجه کنید که برای هر کاری و هر مهارتی در این دنیا تقاضای بی نهایت زیادی وجود داره. پس اگر اون مهارت نتونه این تقاضاها رو به سمت خودش جذب کنه که با اونها خودشو گسترش و رشد بده، پس هنوز لیاقت رشد پیدا کردن رو بدست نیاورده.
برای اطلاعات بیشتر در بخش نتایج دوستان، مصاحبه آقای رضا عطار روشن رو ببینید و همچنین مقاله ی زیر رو که چگونه مولد ثروت باشیم.
https://abasmanesh.com/fa/how-to-generate-wealth/comment-page-15/#arg-downloads-wrapper
در پناه خداوند ثروتمند و قادر باشید.



2

3 سال پیش

سلام به شما دوست عزیز

چه مثال جالبی زدید ” قرض گرفتن آب از سطل آب دیگران ”

نکته جالبی که با خوندن این مثال به ذهنم رسید این بود که وقتی شما میخوای چیزی رو از ظرفی به ظرف دیگری ” آب ، چایی و… ” جا به جا کنی ، خیلی احتمالش زیاده که مقداریش روی زمین ، روی فرش و… بریزه و حیف بشه

توی این مثال شما هم وقتی میخوای از موجودی سطل آب دیگران استفاده کنی ( وام ، قرض و… ) چون اعتقادی به ورودی نداری و دائما استرس داری ، ناچار میشی دوباره اون آب رو به ظرف اونها برگردونی و قطعا ممکنه مقداریش حیف بشه ( در رابطه با وام شما مقدار وام رو + سودش برمیگردونی ) و عملا نه تنها سود نکردی بلکه سودی هم از جیب پرداخت کردی !!!

ممنون از پاسخ زیباتون


3 سال پیش

به نام خداوند بخشنده و مهربان .

سلام به همه دوستای عزیزم.

بی نهایت ممنون از محسن آقای عزیز بابت مطرح کردن این سوال. عالی بود

سلام به محدثه عزیز. دوست خوبم.

خییییییلی لذت بردم واقعا از پاسختون.

چقدر لذت میبرم از داشتن دوستانی مثل شما و چقدررررررررر سپاسگزارم از خداوند که از طریق استاد عزیزمون . این سایت و این عقل کل . ما به چه منابع و به چه مدارهای عالی ای دسترسی پیدا میکنیم.

خدا میدونه که من اصلا به این درک عالی از تئوری سطل آب نداشتم. تا حدودی درک کرده بودم تئوری رو . که متلا من با سپاسگذاری و توجه به نکات مثبت میتونم ظرفم رو بزرگتر کنم. و با برداشتن ترمز ها سوراخ های سطل رو بگیرم و هواسم به سطل خودم باشه .نگاهم به سطل خودم باشه و نگاهم به آسمون بخشنده خداوند باشه . و نه سطل بقیه.

. (جسارت دارم و میگم)…. من همیشه ته قلبم فک میکردم یکی همیشه باید از راه برسه.در روز سختی . یک فرد یا یک شخص ثروتمند.. مثلا فلانی بیاد و یه روزی بشه روش حساب کرد. یا مثلا فلانی یه روزی اگه نیاز پیدا کردم بتونه دستم رو بگیره.یا مثلا فلانی به من سرمایه اولیه بده برای شروع کاری یا بهبود کارم. یا فلانی بیاد و بچمو نگه داره که من با خیال راحت با همسرم بتونم چندساعتی بریم بازار و دوتایی وقت بگذرونیم و با خیال راحت خرید کنیم… بعضی اوقات این افکار شیطانی و شرکالود در آدم پدیدار میشه و هیچ جوابی غیر از اینکه من فقط نگاهم به خداونده و خداوند از هزاران دست برای من انجام میده و اجابت میکنه رو براش نداشتم.

ولی با این مثال شما کاملا این ترمز و این افکار از ذهن من ریشه کن شد. . به هیچ عنوان دیگه نه از کسی انتظاری دارم و حتی یک درصد ذهنم به این جهت نمیره که بخوام از کسی طلب چیزی کنم. بعضی مواقع فقط پول نیست. . خیلی چیز های دیگه هم هست . ولی حتی یک درصد دیگه اصلا به این موضوع فکر هم نمیکنم. میگم فقط خودم باید بتونم. خودم باید از پسش بر بیام. فقط خدا..

این موضوع شاید باورت نشه از روزی که کامنت رو نوشتی تا العان دارم روش فکر میکنم و تفکر میکنم و میبینم این صحبت شما. آنچنان این ترمز رو در من حل کرد. که چند روزه که من هییییییچ نجوایی از این بابت ندارم که نگاهمم حتی بخواد به سطل دیگران باشه. چه از لحاظ مالی . چه احساسی چه از هر جنبه ای. انگار یه چیزی همون لحظه که این افکار شیطانی میخواد بیاد. سریع ذهنم (ناخودآگاه )میزنه تو دهنش میگه . تو باید خودت بتونی. تو باید فقط از خدا بخوای . خودت و خدا کافی هستی. نیاز به هیچکس غیر از خدا نداری.

و واقعا هیچ نگاهی به سطل دیگران ندارم من. .

محدثه جان . نمیدونی.. باورت نمیشه اگه بگم چقدررررر خوشهالم و دارم اشک میریزم از این درک عالی از این جنبه از قانون . رفع شدن این خلا در من کمک خیلی زیادی به بهبود من کرد. .

کمک کرد. هرجور باشه شرایط… نخوام از سطل کس دیگه بردارم ونخوام این شرک رو از خودم بروز بدم که بارانی در کار نیست. و چند روزه که با همین درک کوچیک درهایی از نعمت و برکت و ثروت و آرامش به روی من باز شده. .

در پناه خدا باشی دوست خوبم. براتون بهترین هارو از خدا میخوام. و به قول استاد عزیزم. در پناه خدا. شاد . سالم. ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی.

خدانگهدارت

3

به نام خدایی که کنارمن است و با من است خدایا دستم تو دستانه توست به من امروز راه درست رو نشان بده
سلام به دوست توحیدیم در این فضای عالی و پر از ایده و هدایت الله
فیلم آقا رضا عطار روشن ما رو خیلی آگاه کرد و بیشتر گره هامون رو باز کردیم با دیدن اون فیلم من تحسینشون میکنم و ازشون تشکر میکنم و ممنونم از استاد عزیزم که این فضاها رو ایجاد میکنن تا امثال آقای عطار روشن بیان و صحبت کنن درباره رسیدن به نتایج عالیشون و ماهم درس بگیریم و برای ذهنمون منطقی کنیم دست مریزاد به اون تعهدشون
ما از اون زمان به لطف الله مهربان نه وام گرفتیم و نه قرض گرفتیم و نه قرض دادیم و خیلی احساسمون خوبه
وام گرفتن و قرض گرفتن برای شروع کار یعنی اینکه داری به زور کاری رو شروع میکنی و تکاملتو طی نکردی و استاد همیشه میگن با همون چیزی که داری شروع کن چون خیلی احساسات مهم هستن اگر احساست بد بشود از مسیر خارج میشی و احساسه بد اتفاقات بد رو میاره اصلا رشدی در کار نیست و هر روز ایمانت ضعیف تر میشه اعتماد به نفست پایین میاد و این یعنی سقوط مالی
منم وقتی مغازمو باز کردم با همون چیزی که داشتم شروع کردم والان هم هر چه می‌فروشم میرم جنس میارم نه از همسرم میگیرم نه وام میگیرم شاید هنوز به اون رشد درآمد دلخواهم نرسیدم اما دارم تلاش میکنم و ترمزهامو پیدا کردم و دارم روی شخصیتم کار میکنم که هر اندازه شخصیتم رشد کند درآمدم هم رشد می‌کند و میدونم که نتایج تو راهن و دارم هر روز سرعتم بیشتر میکنم و بقیشو به خداوند سپردم
خدایا من لایق درآمد عالی هستم
خدایا من امروز لایق بهترینها هستم
ممنونم از همه عزیزانم بابت کامنتهای زیباشون
خدابا شکرت سپاسگزارتم برای تمام داشته هایم



1

2 ماه پیش

سلام دوست هم فرکانس و عزیزم.

این فیلم رضا عطار روشن رو از کجا میتونم ببینم لینکش رو میتونی برام بفرستی.

4

سلام دوست عزیزم
این موضوع فقط یک جنبه نداره.
یعنی موضوع فقط بحث توانایی در انجام اون کار یا داشتن مهارت نیست.
مساله اینجاست که یک نفر ممکنه باورهای بسیار بسیار خوب و مناسب در مورد کار و تواناییش یا تخصصش داشته باشه اما کاملا باورهای نامناسبی در مورد ثروت داشته باشه.
ببینید دوست من کسی که باورهاش در مورد پول خوبه ، ثروت باید مثل اکسیژن تو زندگیش جریان داسته باشه. اگر نداره یعنی باورهاتون مشکل داره.
اصلا مهم نیست که این پول میخاد قرض باشه میخاد وام باشه میخاد ارث باشه یا هر چی.
چون شنا باورهاتون در مورد ثروت ایراد داره اون پول به به نحوی از زندگیتون خارج میشه.
حالا ممکنه با یه تصمیم غلط با یه سرمایه گذاری اشتباه با یه خرید نامناسب یا با یک فروش نابجا در زمان بد یا …..
اگر شما پول قرض کنید و اینکارو شروع کنید با وجود تمام توانایی‌هاتون شکست خواهید خورد.نه به این دلیل که تجربه و تکاملتونو در زمینه کاری رعایت نکردید بلکه به خاطر اینکه تکاملتونو در زمینه کسب ثروت رعایت نکردید.
مثلا شما فرض کنید الان احتیاج به سه میلیارد تومن سرمایه دارید. اگر همین الان در همین لحظه شما سه میلیارد تومن پول ندارید یعنی لیاقتشو ندارید یعنی باورهای شما هم جهت با داشتن سه میلیارد تومن پول در همین لحظه نیست .
یعنی اگر اصلا این پول از آسمون براتون بیفته پایین شما بواسطه باورهای ناهماهنگ با اون مقدار پول یقینا و صد درصد اون پولو نابود میکنید.
اما اگر از همینجایی که هستید شروع کنید
امروز با توجه با فرکانس و باورهای همین لحظتون مقداری پول دارید و با تغییر باورهاتون اون سرمایه رو یه کوچولو بیشترش میکنید .
اگر باوری ناهماهنگ با ثروت داشته باشید اون باورها اتفاقاتیو رقم میزنه و در واقع یه بازخوردی به شما میده که میتونید آروم آروم باورهای نامتاسبتون رو بشناسید و همینطور که باورهاتونو تغییر میدید ذره ذره با پول راحت می‌شود ذره ذره بهتر میتونید پول بسازید.
یعنی دارید تکاملتونو تو کسب ثروت هم طی میکنید.حتی اگر بواسطه اون باورهای اشتباه مثلا پنج میلیون تومن ضرر کنید این پنج تومن شما رو نمی‌کشه. یعنی از پله بالای نردبون پرت نمی‌شید پایین و نابود نمی‌شید اما اگر یهو سه میلیاردتونو از دست بدید قطعا نابود میشید و له میشید و دیگه توان بلند شدن ندارید.
البته تمام اینها بستگی داره که شما به نقش باورها در زمینه شرایط فعلیتون ایمان داشته باشید یا نه.
مثلا دنبال عوامل بیرونی برای رشد کسب و کارتون باشید یا دنبال عوامل درونی مثل فرکانسها.
چون اگه به نقش باورها ایمان نداشته باشید اگر متحمل ضرری هم بشید بجای اینکه درونتون دنبال ایراد خودتون بگردید دنبال هزااار تا موضوع بی‌ربط مثل قیمت دلار و رقیب و بازاریابی و تبلیغات و … میگردید و فکر میکنید مثلا نحوه تبلیغاتتون مشکل داشته که فلان ضررو کردید.
پس اگر میخاید راه درستو پیش بگیرید بهتره از همین جایی که هستید شروع کنید.
یه مثال واضحش یکی از دوستان خودمه
من آرشیتکت هستم و ده سال پیش با یک دوستی شریک بودم که سالها بود دیگه جدا از هم فعالیت می‌کردیم
این دوست بسیار نازنین حدود دو سال پیش تصمیم گرفت یک ساختمان به شکل مشارکتی بسازه.
از نظر موقعیت مالی از همون قدیم تقریبا مثل هم بودیم با این تفاوت که ایشون موقع ازدواج به درخواست و زور پدر خانمش باید خونه می‌داشت و پدر دوست ما هم مجبور شد با هزار جور قرض و قسط یک واحد آپارتمان براشون بخره و نصفشو هم به نام عروس خانم زد.
دوسال پیش این دوست ما با دست خالی و صرفا بخاطر اینکه فکر می‌کرد توانایی‌های لازم برای ساخت یک پروژه در اون ابعاد داره و اصولا خبر نداشت دنیا یه همچین قوانینی هم داره و فقط بخاطر اینکه بقول خودش از بقیه عقب نمونه هم خونه خودش که پدرش براش خریده بود رو فروخت که در واقع نصفش هم که مال همسرش بود. هم خونه پدریشو فروخت و تمام سرمایه زندگی پدر و مادرش که بازنشسته فرهنگی بودن. و اون قرارداد مشارکتو منعقد کرد و کارو شروع کرد.ظاهر قضیه خیلی هم عالی بود و در ظاهر طبق خواسته این دوستمون بالاخره دوست ما جزو سازنده های شهر بحساب میومد و خیلی‌ها در این حوزه میشناختنش و ایشون هم به اون چیزی که میخاست یعنی ثروت و شهرت داشت دست پیدا می‌کرد.
اما اینها همش ظاهر قضیه بود.
حدود بیست روز پیش بعد از مدتها دیدمش و با هم قدم میزدیم که گفت بریم کافی شاپ.
وقتی نشستیم بهم گفت تو آلان با یک ورشکسته داری حرف میزنی.
این دوست ما پول و سرمایه ای که نداشت و با فروش خونه خودش و پدرش فقط تونسته بود شاید یک دهم سرمایه شروع اون پروزه رو جور کنه بنابراین در حین انجام عملیات ساختمانی واحدهایی که سهمش بود رو پیش فروش کرده بود تا با پول بقیه کارو پیش ببره.
اما مساله اینجاست که همین رشد چند برابری قیمت باعث ورشکستگی شده بود‌
یعنی دقیقا همین عامل بظاهر مثبت.
اونی که باورهای درستی داره و با سرمایه خودش کارو شروع میکنه محبور نیست پیش فروش کنه. با دارایی خودش کارو تموم میکنه و به نرخ روز میفروشه
اما کسی که باورهاش ایراد داره و صرفا چون پول رو تو ساخت و ساز میدونه و میخاد هر جور که شده خودشو به پدر زن و دوست و آشنا ثابت کنه یه اقدامی میکنه که یه شبه ره صد ساله رو بره این اتفاقات براش میفته.
ایشون تو قیمت منطقی یکسال پیش واحدهارو فروخته اما الان هنه جیز تقریبا سه تا چهار برابر گرون شده
مصالح ساختمانی هم گرون شده.
به قول خودش در بهترین حالت فقط میتونه اون واحد هارو تکمیل کنه و تحویل مشتریها بده
اما کلی بدهی داره.خودش خونه نداره .پدر و مادرش خونه ندارن .
تازه کسی هم ازین اتفاق خبر نداره.
یعنی فقط یه من این موضوعو گفته
یعنی هنوز پدر و مادرش اطلاع ندارن که تمام سرمایه زندگیشونو که همون یک خونه بوده از دست دادن
همسرش خبر نداره
پدر خانمش خبر نداره.
اینجا بجز موضوع ورشکستگی یه مساله بغرنج دیگه هم وجود داره.
وقتی پدر خانمش یکی از شروط ازدواجشون خرید خونه بود که باید هم به نام دخترش سند می‌خورد امروز دیگه خونه ای وجود نداره و حتی ممکنه این مساله اختلافات خانوادگی هم ایجاد کنه.
خود من دقیقا تو همون سالها انقدر احساس بدبختی میکردم و آنقدر به زمین و زمان بد و بیراه گفتم که کاش من هم پدر می‌داشتم کاش بابای ما هم واسمون خونه میخرید که میتونستم ازدواج کنم
اونجا هنوز قوانین این دنیارو نمیدونستم.
تمام حسرتم این بود که فلانی بابا داشت باباش و براش خونه خرید و تونست ازدواج کنه.حالا من چی ؟
هیچی من بدبخت من بیچاره اگه شانس می‌داشتم که الان وضعم بهتر ازین بوو.
اما راستش تمام این حرفها دقیقا تو همون چند ثانیه ای که دوستم داشت میگفت تو الان با یک ورشکسته حرف میزنی مثل یک فیلم از ذهنم گذشت.
با خودم گفتم ببین حمید اصلا مهم نیست برات خونه می‌خرن اصلا مهم نیست که بهت سرمایه میدن اصلا مهم نیست از طریق چه عوامل بیرونی میخای قانونو دور بزنی.
قانون دور نمیخوره. اونی که بازنده اس آخرش خودتی.
اصلا مهم نیست که همه میگن پول تو ساخت و سازه
اگر باورهات ایراد داشته باشه شرایط به سمتی میره که توووو ضرر میکنی و تمام زندگیتو میبازی .
این دوستمون میگفت شبها خواب ندارم کلی قرص میخورم زندگیم از دست رفته
نمیگم این اتفاقات خوشحالم کرد. نه.
ولی از یه جهت دیگه خوشحال شدم که خدا هدایتم کرد تا قوانین دنیا رو بشناسم. من حدود سه سال پیش شروع کردم به شناخت قوانین و این دوستمون هم حدود دو سال و نیم میش شروع کرد به ساخت پروژه. امروز من دلیل تمام اتفاقات زندگیمو فهمیدم ودر تمام ابعاد زندگیم برای خیلیها ارزوئه ( البته مشکلات مالی هم هست که تازه دلیلشو فهمیدم ) ولی این دوستنون الان تو چه وضعیتیه . جایگاه فعلی من هر چند از نظر مالی جایگاه خوبی نیست ولی تو این سه سال که با استاد آشنا شدم شبانه روز روی خودم کار کردم و بعد از استفاده از دوره حل مساعل تونستم ریشه تمام ناکامی‌های مالیمو تشخیص بدم و به لطف خدا همه جیز تغییر خواهد کرد‌
الیته موهبت شناخت قوانین همین بوده که الان حداقل یک ورشکسته نیستم.
و دارم در مسیر تغییر باورهام تکاملمو طی میکنم
امیدوارم درسی که باید ازین موضوع می‌گرفتید رو گرفته باشید.
اگر هم درسشو نگیرید دنیا یه جور دیگه درساشو بهتون میده


4

سلام دوست عزیز
اولین قانون این است که جهان ما جهان فراوانی است
چرا بخواهیم در این جهان پر از نعمت وام بگیرم و خودمان را مفروض بانک و افراد کنیم
باور درست و صحیح این است که من بدون سرمایه اولیه با تجربیات و دانش و مهارت های خودم بتوانم به درآمد برسم
دوست من ،من هم قبلا خودم اینجور فکر می کردم که باید قرض و وام بگیرم و بدون سرمایه اولیه هرگز نمی توانم به کسب و کار خودم برسم
خوب هیچ وقت هم موفق می نشدم
تا اینکه با فایل های باورهای ثروت ساز آشنا شدم
زندگی من با شنیدن این دسته از فایل ها متحول شد
اکنون در نقطه ای هستم که از کار کارگری بیرون آمده ام و حالا خودم در رشته خودم که علاقه خودم هم هست و صنعت غذا است یک مغازه اجاره کرده ام آنهم بدون هیچ سرمایه اولیه ای فقط از سود مغازه اجاره می دهم
این ها بر می گردد به شناخت توانایی ها و توانمندی های خودم
شناخت خودم و باور داشتن خودم
تکیه و اعتماد به خودم
از همه مهمتر ایمان به هدایت های خدای مهربان
خوب پس حالا باید از نو شروع کنم و قدم اول را برداشتم
شما هم می توانید با همین راه و روش به موفقیت برسید
شک نداشته باشید


2

سلام دوست عزیز
نه اینکه ایراد داشته باشه یعنی فکر کنیم گناهی در کاره
اما
کسیکه قرض میگیره و یا وام، نشون میده تکامل رو طی نکرده و کاری رو داره انجام میده که در حد ظرف خودش نیس بعبارتی هنوز در اون مدار ورود نکرده و بزور میخواد خودش رو ببره اونجا

اینکه فرد تجربه داشته باشه و سالها در اون حیطه فعالیت داشته باشه ربطی به باورهای ثروت نداره
باورهای ثروت منافات داره با مداری که اون فرد درش قرار داره
بهتره تکامل رو طی کرد .. یعنی روی باورهای ثروت کاربشه تا پله پله رشد کنیم و هماهنگ بشیم با خواسته ای که داریم


2

سلام دوست عزیز
درک من این است که وام یا قرض مخالف قانون تکامله شاید مقداری رشد بده اما یه جایی ایست میشه
متکی شدن به غیر از خداوند وخودت رشدی نداره
نکته دیگه وابسته شدن به قرض یا وام طمع می آورد
نکته دیگه وام و بدهی ذهن را درگیر می کند وآرامش را می گیرد
در صورتیکه آرام آرام در کار مورد علاقه با باورهای درست باید رشد کرد


3

سلام دوست عزیز از نگاه قانون وام قرض کاملا اشتباهه
به هر طریقی چون مهمترین اصل تمرکز و فکر و احساس شما هسته که اگر در ارامش باشه باعث پیشرفت شما میشه
هر چقدر هم تو اون کار قوی باشی این وام و قرض شما رو از میسر خارج میکنه

بهتون حتما پیشنهاد میکنم قسمت 11 تا 13 از نتایج دوستان از اموزهای استاد رو حتما حتما ببیند


1

به نام خداوند مهربان
سلام
چون شما هنوز در مدار آن پول نیستید و وقتی در مدار مناسب باشید و تکامل خود را طی کنید این پول به سادگی بدون زور و تقلا وارد زندگی شما می شود. دو احساس بد ترس از شرایط آینده و غم از شرایط گذشته که در قرآن ذکر شده است و باعث دور شدن شما از مسیر می شود وقتی شما وام می گیرد احساس ترس در شما ایجاد می شود و باعث می شود شما تصمیمات اشتباهی بگیرید و احساس آرامش که مهمترین احساس است از شما به واسطه وام گرفته شود از طرفی وقتی به پول بدون طی کردن تکامل دست می یابید قدرت خلاقیت و انگیزه و شوق شما برای رسیدن به هدف کمرنگ می شود و جای آن را ترس از پرداخت اقساط می گیرد زیرا رسیدن به خواسته ها مهم نیست مهم لذت بردن از مسیر و حل مسائل برای رسیدن به اهداف است با حل مسائل است که ظرف شما برای دریافت نعمت ها خداوند بیشتر می شود و می توانید مسائل بزرگتری را حل کنید و مهارت های بیشتری را یاد بگیرید و در شغل خود پیشرفت کنید.
خدایا شکرت