آیا من خوش‌شانس هستم؟ - صفحه 27 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

994 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی علیمردانی گفته:
    مدت عضویت: 3469 روز

    سلام استاد عزیز خیلی خوشحالم ک میتونم خوشیتو ببینم

    من وقتی ک کلاس اول دبیرستان بودم معلم دینی ما سر کلاس ی داستان رو تعریف کرد از خودش که یک روز رفته بود باغ یه دوستش و اونجا صاحب باغ براشون میوه اورده بود ولی خودش نخورده بود و دلیلشو پرسیده بودن گفتهگفته بود یه مریضی خاصی داره که نمیتونه میوه بخوره و معلممون به ما گفت خدا به ادمای پولدار همیشه مریض هستن و این روی من تاسیر گذاشته بود وبه مواضات دیدن چند برنامه تلوزیونی این باور شیطانی در من رشد کرده بود و وقتی که کلیپهای استاد رو دیدم فهمیدم که چه اشتباهی میکردم و طی چنو هفته دارم روی باورام کار میکنم واقعن الان دارم حس میکنم که خیلی اوضاع داره بهتر میشه و فهمیدم دلیل این همه پس رفت یا درجا زدن چیه حالا دارم میبینم چه ادمای پولدار سالمی وجود دارن و چه ادمای فقیر بدبختی که ارزوی بچه رو میکشن که همش فکر میکردم این پولداران که این بدبختیارو دارن هرچه بیشتر تو فامیل و اشناها تحقیق میکنم میبینم اینا جلو چشمم بودن و من ترز فکر دیگه ای داشتم واقعن من در مدار اشتباه بودم که حتی یک قدم اونور تر از اونو ببینم از خدا خیلی ممنونم واقعن خیلی ممنونم که هست داشتن این خدا برام بهترین نعمت شده مرسی از همه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    با باورام رویا میسازم گفته:
    مدت عضویت: 3463 روز

    باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان صمیمی سایت ازاینکه با فایلهای انگیزه بخش وآگاهی دهنده ای که برای ما تدارک میبینید خالصانه تشکرمیکنم امیدوارم و آرزو دارم خداوند به تمام خواسته هاتون جامه عمل بپوشونه من همیشه اعتقاد داشته ودارم والان با فایلای جدید استاد زندگیم رنگ وبوی بهتری گرفته چراکه روندی که درپیش گرفتم قدرتمندانه تر از قبل شده من متعدد تنبلی درانجام اموخته هام داشتم تا جایی که یکی از صحبتای استاد درمن دگرگونی ایجاد کرد که فرمودند من تا زمانی که نتونم توکشور خودم موفق شم هیچ جای دیگه هم نمیتونم موفق شم وبرداشت من این بود که تا زمانی که تو کار خودم نتونم موفق شم هیچ کار دیگه ای هم نمیتونم موفق شم چراکه توکار خدمات نظافتی که داشتم وکار میکردم تا حدودی خوب بود اما درکنارش دست به کارای دیگه ای از جمله فروش بیمه ،بازاریابی کارتخوان،وبازاریابی شبکه ای بودم که تو بازاریابی شبکه ای که میشد بگم نوعی خراب کردن پلای پشت سر روپیاده کردم که روند شدیدا نزولی رو پیش گرفتم وحتی فعالیت خوبی هم تو بازاریابی شبکه ای نداشتم تا اینکه بحثها وتحقیرهای زیادی رو تجربه کردم حتی مقاومت میکردم که راهم درسته تااینکه صحبت استاد منو به کل برگردوند تاجایی که روز کارای خودمو انجام میدم وشبا برا مسافرکشی به فرودگاه میرم وشایدبیشتر از3تا5ساعت نتونم بخوابم اما یاد گرفتم که مسئولیت تمام اتفاقات زندگیمو خودم به گردن بگیرم تا سریعتر رشد کنم الان تونستم برا پسرم که 3سالشه ویکماه به من میگفت جشن تولد بزرگ بگیر بااینکه خانمم میگفت این حرفتم مثل باقی حرفاته ونمیتونی انجام بدی اما عملی کردم وخیلی خوشحالم بچه توراهی دارم که هزینه های سونوگرافی وآزمایشها که مطلع هستیدوهمراه با ویزیتهارو بخوبی اجرایی کردم که همه اینا بالای یک میلیون میشد رو در عرض 15روز انجام دادم تازه بدهیایی رو که داشتم رو هم بالای 50تا60%روپرداخت کردم باقیشم با درخواست مهلت گرفتم بااین ایمان که قبول میکنن همچنین خرجایی که ماشینم براش به وجود اومد رو هم رفع کردم میخوام بگم ایا این خوش شانسی نیست که استاد خوبی مثل استاد عباسمنش رو خدا به من هدیه داده تا همواره باشنیدن واجرایی کردن گفته ویافته هاش منوداره با سرعت به خواسته هام میرسونه که ارام ارام ارامش تو زندگیم داره حکمفرما میشه سپاسگزارم از خدا واستاد وخواندن نتایج روحیه بخش دوستان که بهم قدرت حرکت دو چندان میده شادباشید وثروتمند در پناه ایزد منان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    سمیرا نظری گفته:
    مدت عضویت: 3370 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنیم

    و همه خانواده صمیمی

    چند روز پیش یه اتفاق جالبی افتاد برام همسرم تماس گرفت ک میوه بخره بیاره و از من سوال کرد من هم بخاطر اینکه پول زیادی نداشتیم گفتم نخره و درست فردای اون روز اون مبلغ خرج دکتر دخترم شد من درس خیلی بزرگی گرفتم در واقع خدا به من فهموند ک وقتی روی پول حساب میکنم و میترسم ک اون پول تموم بشه دیگه از کجا میخوام پول بیارم بزار اینو نگه دارم برای روز مبادا همین باورهای اشتباه یی ک ذهن های فقیر دارند باعث شد ک اون پول و خرج دکتر کنم و من فهمیدم همی اینا از شرک میاد وقتی من قدرت و از خدا میگیرم و روی پول حساب باز میکنم و ارزش خودم میارم پایین پا می زارم روی احساسات م این جوری میشه خیلی درست میگید استاد ذهن های ثروتمند بجای این ک روی پول حساب کنند روی خدای اون پول حساب میکند روی قدرت خدا حساب میکنند اونها خودشون تعیین میکنند اون پول و برای لذت خودشون استفاده کنند یا اینکه خرج دعوا دکتر کنند بسیار بسیار سپاسگزارم استاد جان و خانم شایسته عزیزم ک با مرور این آگاهی ها باعث می شید ما انسانهای فراموشکار دوباره قانون و مرور کنیم و به یاد بیارم ک قدرت خدا از همه چیز بالاتر و خداست ک بی حساب روزی میده و من باید بندگی مو بکنم و خدا هم خدای شو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    mehdi گفته:
    مدت عضویت: 3466 روز

    همه چی باوره

    من با ساختن باورهای درست باورهای قدرتمند کننده و کانون توجهم به سمت چیزهایی که میخوام هدایت میشم با این کار دارم تو ذهنم شوالیه های بسیار نیرومند و قویی تولید میکنم

    یکی از شوالیه هایی که ساختم شوالیه سلامتیه نحوه ایجاد این شوالیه این بود که باورهای درست رو بارها و بارها تقریبا نزدیک به ۶ ماه تکرار میکردم صحبت میکردم گوش میکردم و با این کار کانون توجهم به سمت چیزی که میخواستم میرفت و با تجسمم قدرت این باورها رو دو چندان میکردم تجسم میکردم که بدن بسیار قوی و عضلانی دارم و خیلی محکم و قوی از پله ها بالا میرم بدون اینکه خسته بشم

    و اون افکار بیماری زا در حکم یک شیطان قوی در ذهنم بود که تمام ذهنم رو اشغال خودش کرده بود و ارامش رو از وجودم سلب کرده بود و با ساختن باورهای قدرتمند کننده در ذهنم شوالیه سلامتی رو در ذهنم میساختم اوایل که این شوالیه داشت شکل میگرفت بسیار ضعیف و سست بود و شیطان ذهنم در مورد این موضوع بسیار قوی و با هر بار کار کردن روی این باورها شیطان ذهنم ظعیف و ظعیف تر میشد و شوالیه سلامتی قدرتمند و قدرتمند تر کار به جایی رسید که شیطان ذهنم اینقدر ظعیف دون شده بود که با یه حرکت ساده شوالیه سلامتی که بسیار قدرتمند بسیار عظلانی و کاملا تجهیز شده بود از بین رفت ولی این شیطان همیشه در کمینه که من به این شوالیه خوراک مناسب ندم و دوباره بیاد توی فضای ذهنیم و من رو ناامید و مایوس کنه و دوباره ارامش رو از وجودم سلب کنه

    پایگاه ها و قلمرو های زیادی رو این شیطان به تسخیر خودش در اورده و من حالا که راهش رو فهمیدم میتونم با همون الگو قبلی که به نتیجه رسیدم و شوالیه بسیار قدرتمندی رو در ذهنم ساختم میتونم برای عزت نفس – معنویت – روابط و ثروت هم این شوالیه ها رو در ذهنم بسازم نمیدونم چقدر زمان میبره ۶ ماه ۱ سال ۲ سال ولی از وقتی که با تعهد دارم روی خودم کار میکنم چنان احساسی رو دارم که حس میکنم خداوند من رو در قالب پادشاهی قرار داده که حاکم و مسلط بر وجود لایتناهی خودش هست و ایجاد کنه خلق کنه بوجود بیاره هر انچه که میخواد رو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    Negin Ourani گفته:
    مدت عضویت: 2629 روز

    “هزاران راه هست ولی من از یکیش نتیجه گرفتم و همونم ادامه میدم و به بقیه ی راه های دیگران هم کاری ندارم”

    استاد نازنینم سپاسگزارم

    به راستی هزاران هزار سبیل هست

    اما صراط یکیست

    به یقین من تشنه ی این صراط مستقیم هستم صراطی که به انها انعام پی در پی دادی که ظاهر و باطن در این راه نعمته ثروته خوشبختیه سعادتمندیه سلامتیه زیباییه هزینه کردن چیزای خوبه نه راه سردرگمان و نه راه گمراهان

    به راستی در ۲۴ ساعت ما داریم برای چی هزینه میکنیم؟ فرقی نداره هزینه ی مالی هزینه ی ذهنی هزینه ی زمانی یا هزینه ی احساسی؟ ایا هزینه هایی که پرداخت میکنیم زندگی موردعلاقمونو برامون ساخته؟

    برای چه ادمهایی برای چه روابطی هزینه میکنیم؟

    استاد واقعا هزینه ی مالی ارزشش خیلی کمتر از هزینه ی ذهنی و زمانیه

    هزینه ذهنی و زمانی که برای ناخواسته هامون میذاریم باعث میشه هزینه ی مالی بیهوده ای هم بدیم

    چه روزها که برای شکل شمایل بقیه هزینه زمانی و فکری دادیم

    چه روزها که برای نگاه بقیه چه به ما چه به دیگران هزینه ی زمانی و فکری دادیم

    چه روزها که برای حرفهای بقیه چه درمورد خودمون چه درمورد بقیه هزینه ی زمانی و فکری دادیم

    چه روزها که در مورد هرچیزی که به ما مربوط نبود و حواشی محض زندگیمون بود نظر دادیم و با توجه بهش باعث گسترش اون در زندگیمون شدیم هزینه زمانی و فکری گذاشتیم نظرات بقیه رو تحلیل کردیم تا تونستیم برداشتهای بیمارگونه نشات گرفته از باورهای ویروسی کردیم و تنها ناخواسته خلق کردیم و خلق کردیم

    چه روزها که به فضولی گذشت به ابن که شغل بقیه چیه درامدش چقدره فلانی از کجا به کجا رسیده فارغ از اینکه ما از یک منشا هستیم و بهم متصلیم و با توجه به نقطه ضعف شخصی به کاینات اعلام میکنیم ما از اون نقطه ضعف شخصی میخوایم و کاینات میگه فرمانبردارم سرورم

    چه روزها که درگیر وضع زندگی بقیه و دارایی بقیه بودیم و انقدر درگیر مشکلات بقیه بودیم که خودمونو از یاد برده بودیم انگار که خدا مارو افریده برای اینکه منجی بقیه باشیم اما براستی رب چرا مارو افرید؟

    آفرید که منجی خود باشیم آفرید برای لذت بیشتر و عبور از یک مسیر کوتاه و پیوستن به یک ابدیت

    افرید که اجرا کننده ی الهاماتش باشیم و روح لایتناهی خودرا طی مسیر دستیابی به خواستمون تجربه کنیم زیرا دریافت نتیجه یقینا حتمیه

    ما افریده شدیم برای خلق کردن

    اما با هزینه کردن فکر و ذهن و زمان و مالو اعمالو گفتارمون چیو داریم خلق میکنیم؟ در چه مسیری هستیم در حال تولید و خلق چه هستیم؟

    تمرکزمون رو روی حضور خواسته هامون گذاشتیم یا روی عدم حضور خواستمون؟

    جسارت باز کردن غل و زنجیرهای پامونو داریم که مثل قاصدکی به پرواز در باد در بیایم؟

    من جسارت باز کردن داشتم هر یکدونه از زنجیرهارو باز میکنم اعتماد بنفسم بیشتر میشه و یک خلا درونیم پر تر میشه و زیبا در باد با رقصی عاشقانه به پرواز در میام

    عادتهامو دونه دونه اتیششون زدم و جوونه های قدرتمند کننده در خودم کاشتم

    جوونه میزنه

    باور دارم قطع یقین دارم جوونه میزنه و به درختی چندین و چندساله با ریشه هایی بی انتها تبدیل میشه

    استاد و خانم شایسته ی عزیز من ۱۹ سالمه و توانایی تهیه هیچ کدوم از دوره های طلایی شما در این لحظه ندارم اما از لحظه ی بعد خبر ندارم چرا که من وهابیت ربمو باور دارم و یقین دارم توانایی تهیه تمامی دوره های شما رو پیدا میکنم و رب عزیزمو سپاسگزارم و فی الحال نیمی از روز در سایت شما هستم یا ویدیو هارو انلاین میبینم یا دانلود میکنم و پرامتیاز ترین نظراتو تا جایی بهم الهام میشه میخونم و یادداشت میکنم و یادداشت میکنم و باور میسازم و سعی میکنم اعمالمو با باورام هم جهت کنم و عمل نم و عمل کنم و عمل کنم و عمل کنم

    من به خودم قول دادم اولین دوره ای که از شما تهیه میکنم عزت نفسه و این تعهدو میدم قبل تولد بیست سالگیم این خواستم محقق میشه

    ولی فایلای رایگان شما فوق العاده اس استاد فایلای رایگانتون انقدر فوق العاده اس فکر کنم دوره هاتون سوپر فوق العاده اس

    خواهید دید که بهترین شاگردتون میشم استاد چون بدجوری دردونه ی خدام و خدا هم منو انداخت دراغوش یکی از بینهایت دستان گرم و مهربان و اگاهش

    منو انداخت توی اغوش دردونه ی دیگرش که شما باشید

    فکر کنید که دردونه ای که من باشم در اغوش دردونه ای که شما باشید بزرگ بشه چه میشود

    عاشقتونم عاشق شما و خانم شایسته ی عزیزی که ندیدمشون اما زیبایی و مهربونیو فوق العاده بودنشونو در خلال کلامشون حس میکنم

    عاشق خدام که منو عضو گروه الهی کرده

    و مشتاق و آماده است تا اگر تنها از او بخواهم در هرکار کمکم کند و هروقت از او تقاضای کمک میکنم یاری اون رو با تشکر و سپاس دریافت میکنم

    سپاسگزارم

    سپاسگزارم

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    امیر تهرانی گفته:
    مدت عضویت: 3571 روز

    خدایا صد هزار شکرت بابت قوانین ثابت و اینکه من آگاهی دارم از تا اینجای مسیر.

    این ذهن من است که زندگی ام را خلق میکند.

    تمام اتفاقات زندگی ام حاصل فرکانس هایم است.

    این فایل بار دیگر به من اموخت و یاداوری کرد که کار کردن روی خودم از هر موضوع دیگری مهم تر است.

    من تصمیم گرفتم که تمام زمانم را از زندگی ام لذت ببرم مشغول کار مورد علاقه ام.

    شانسی وجود ندارد. اصلا تعریف شانس چیست شانس از کجا امده.

    زمانی که افراد نتوانند برای موضوعی قوانین منطقی پیدا کنند به راحتی انرا به شانس ربط میدهند

    و فکر نمیکنند که ایا من ایراد داشته باشم و همه چیز را ایراد دار می بینند الا خودشان را.

    زندگی قوانین ثابت و مشخصی دارد. و هرکس نتواند با استفاده از این قوانین زندگی اش را خلق کرد انطور که باید زندگی کند

    هم در این دنیا و هم در ان دنیا جایگاهش دوزخ و نامیمون است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    علیرضا گفته:
    مدت عضویت: 2195 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    روز بیستم و دوم سفرنامه

    سلام

    من در طول زندگیم همواره سعی کردم از افراد مختلفی مشاوره بگیرم و به سمت موفقیت و خوشبختی برم.یکی از چیزهایی که همواره برام اهمیت داشت رشد کردن بود.اما همین موضوع که افراد نالایقی رو برای مشاوره انتخاب میکردم باعث میشد بجای رشد کردن از چاله بیفتم تو چاه

    از وقتی استاد عباسمنش عزیز رو شناختم و باهاشون آشنا شدم،با محصولات و آموزش هاشون آشنا شدم ایشون رو بعنوان مشاور اصلی خودم انتخاب کردم و فکر میکنم همین دلیلی هست که من از یک فایل 5 دقیقه ای نتیجه ای گرفتم که شاید یه فرد از یه محصول نگرفته.چون من با جون و دلم این آگاهی ها رو پذیرفتم و روی خودم کار کردم و این کار کردن روی خودم ادامه داره.از زمانی هم که فهمیدم آگاهی های استاد به چه اندازه ارزشمند هست شروع کردم به خریدن محصولات و این استفاده از محصولات و فایل های رایگان که میلیون ها ارزش دارن رو تا زنده هستم ادامه خواهم داد چون من هم انتاب کردم که میخوام تو مسیر لذت و خوشبختی باشم.

    سپاسگزار خداوندم بابت آگاهی هایی که از زبان استاد عباسمنش عزیز برایم جاری کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    حمیدرضا ایزدان گفته:
    مدت عضویت: 2516 روز

    بنام خداوندبخشنده مهربان

    درود بر استاد گرامی و مریم بانو و همه ی همسفران عزیز

    سفرنامه روز ۲۲ام

    آیا من خوش شانس هستم ؟

    طبق آموزه های استاد چیزی تحت عنوان شانس وجود ندارد و شانس یعنی ما در زمان مناسب در مکان مناسب باشیم واین رو میشه ساخت. و علاوه بر آن شانس با عدل الهی در تضاد است و نمیشه خداوند برای یک نفر خیری رو بخوادو برای شخص دیگه ایی نخواد.

    و باید با گوشت وپوست و استخونمون درک کنیم که عامل اصلی موفقیت در تمام زمینه ها باورهای مناسب و هم جهت با خواسته هامون هست .

    پس بنابر این کار اصلی ما برای موفقیت و پیشرفت ساختن باورهای مناسب و تبدیل باورهای محدود کننده به باورهای قدرتمند کننده است.

    واین بدان معنی است که ما می دانیم برای زندگی عالی و سرشار از پیشرفت و موفقیت و حتی بهتر از زندگی استاد عباسمنش باید چه کاری انجام دهیم.

    واگر نتایج درخشانی که مد نظر ماست حاصل نشده است یعنی باورهای مناسب و قدرتمند کننده هنوز ساخته نشده است. و بدون تعارف خودمان را گول نزنیم و با خودمان رو راست باشیم و به جای انکار بپذیریم که هنور ما هم تا به ناخواسته ایی بر میخوریم برای حل آن به فکر چاره و انجام یک عمل فیزیکی هستیم.

    بگذارید بیشتر توضیح بدهم.

    انسان ها در برخورد با مشکل و مسئله و ناخواسته ایی که بوجود میاد دو دسته اند.

    گروه اول :مردم عادی و معمولی جامعه که اکثریت هستند وقتی به مسئله و ناخواسته ایی روبرو میشوند بلافاصله به فکر چاره ابی عملی و انجام کاری فیزیکی میفتند که مثلا” وامی بگیرند یا زنگ بزنند به دوستی و آشنایی پولی قرض بگیرند و یا کمک بخوانند تا مشکل را حل کنند و بسیار ناراحت می شوند و به قولی به هم میریزند و طبق قانون اصلی کائنات احساس بد مساوی است با اتفاقات بد

    و همه ما از این دست مردم در جامعه زیاد دیده ایم که مرتب برای پرداخت وام قبلی وامی جدید می گیرند ویا برای حل مشکلی ساده مشکلی عظیم تر ایجاد می کنند و …..

    گروه دوم: مردمی که با قوانین ثابت و بدون تغییر الهی آشنا هستند تا به مشکل و مسئله و ناخواسته ایی رو برو می شوند، یک نفس عمیق میکشند و سعی می کنند فکر و تمرکزشون را از روی آن مشکل بردارند و روی موضوعی بذارند که حالشون رو بهتر کنه مثلا”بروند بیرون بدوند یا دوشی بگیرند یا حتی بخوابند تا تمرکزشون روی آون مشکل نباشه وتمام سعی خود را می کنند که احساس خود را کمی بهتر کنند تا نهایتا” به احساس خوب برسند و طبق قانون اصلی کائنات

    احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب

    شاید بگویید این بسیار سخت است که در حالت احساسی بد مثل از دست دادن عزیزان انسان احساس خود را خوب کند، ولی اگر میخواهید جز این اقلیت موفق جامعه جهانی باشید هیچ چاره ایی ندارید مگر اینکه اینچنین رفتار کنید.

    اگر می بینید زندگی استاد عباسمنش با زندگی همه انسان های دیگر متفاوت است به خاطر عمل کردن به همین موارد است.

    به یاد دارم استاددر یکی از فایل هایشان گفتند که پس از مرگ فرزند دومشان “یوسف “حتی برای خاک سپاری آن در تهران نماندند و به اتفاق همسرشان به ویلای یکی از دوستانشان به شمال می روند تا کمی احساس خود را بهتر کنند.

    ویا همین اخیرا” که دوست بسیار عزیزی که همه کارهای ایشان را در تهران انجام میداد در عین جوانی از دنیا رفت و ایشان را بسیار متاثر کرد برای متمرکز نشدن رو ناخواسته و ماندن در احساس بد در پارادایس میرند تو دل جنگل و شروع میکنند به پاکسازی جنگل و درخت فطع کردن که کاری بسیار سنگین است تا کمی فکر و تمرکز خود را از روی موضوع بردارند.

    این دو مثال را زدم تا یادآوری کنم اول به خودم و بعد به همه دوستان که سر قانون رو نمیشه کلاه گذاشت و قانون برای هیچ کس آوانتاژی قائل نیست میخواد پیامبر خدا باشی اگر در جنگ احد تنگه استراتژیک رو رها کنی، جنگی که در آن پیروز شده بودی را شکست خواهی خورد و الی آخر و میخواد انسان های عادی مث ما باشی و اصلا” مهم نیست چقدر توجیه شما قابل قبول باشد یا نباشد نتبجه احساس بد ، اتفاقات بد است.

    لحظه ایی فکر کنید زمانی که استاد بعد از مرگ فرزندشان به شمال رفتند چقدر توجیهات قابل قبول داشتند که این کار را نکنند، مثل اینکه تمام فامیل برای مراسم از شهرستان های مختلف جمع شده اند زشت است که ما بعنوان صاحب عذا نباشیم ، مردم چی میگند،

    خوب نیست و ……

    ولی استاد به قوانین آشناست و فقط به آن اهمیت میدهد و لاغیر

    زیاده گویی کردم عفو بفرمایید ولی خواستم تاکید کنم اگر مطابق قوانین عمل نکنیم و بهانه های مردم عادی رابیاوریم همان نتایج مردم عادی را می گیریم.

    نکته من از روز ۲۲ام سفرنامه این است که بیشترین هزینه و سرمایه گزاری را روی خودمان انجام دهیم و با آموزش های صحیح بهترین و مناسب ترین باورها را بسازیم چون

    همه چیز “باور” است.

    در پناه خدای مهربان شاد ، سالم و ثروتمند باشیم با باورهای مناسب و هم جهت با خواسته هامون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    فاطمه پورهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 1807 روز

    سلام به الله یکتا.

    سلام به استاد عزیز.

    خدایا کمکم کن که هر چه می نویسم حرف‌هایی باشد از جنس خود خود تو. الهی آمین….

    سفرنامه ی امروز 22مین روز شادی من.

    آره استاد چه خوب گفتید.باارزش ترین، با فضیلت ترین کار در جهان هستی نزد پر ودگارم فقط و فقط ثروتمند شدنم هست.چون با این کار هم خودم با ارزش میشم ، هم عزت دارم، هم حالم خوبه، هم به خدا و به خودم و به خلق خدا میرسم.🌺🌺🌺🥰

    استاد جان من هم وقتی این فایل ها ی شما رو گوش کردم دارم خوب رو خودم کارمی کنم، و چندین بار از خودم این سوال رو کردم،که خدایا من 1بهترین کار برای رسیدن به چیه؟؟2، من الان در این شرایط که هستم ، با این،موقعیت ، با این پول، با این زمان، چکار کنم که درآمدم رو3ملیون تومن برسم ؟؟؟

    استاد جان جوابی که گرفتم اینه من چند سال پیش آرایشگر بودم ولی به دلیل باورهای غلطی که داشتم تمام وسایلم رو جمع کرده بودم، و مدرکم که از سالهای قبل بود ، تو یه سری مدارک و اسناد خونه بایگانی کرده بودم ، و حتی چندین بار هم می خواستم با پاره کردن، و دور انداختم نبینمش……

    اما این چند وقت که خدا شما رو وارد زندگیم کرد و وقتی روی باورهای کار می کنم دوباره از خودم سوال کردم که منم می تونم از آرایشگری استارت کار و درآمد رو بزنم….. این شد که دوباره شروع کردم….

    وقتی از خودم سوال کردم که الآن باید از کجا شروع کنم، یه چیزی تو وجودم گفت از همین آرایشگری…..

    و این شد که من دارم با تقویت باورها روی خودم اول از همینی که بلدم شروع کنم.مثلا فقط یه بند اصلاح…..

    خودتون گفتید وقتی باورها تو بسازی و روی خودت تلاش کنی یه دفه می بینی جهان به جواب عالی بهت میده….

    واین خوش شانسی نیست این روند طبیعی جهان هست که تو ، تو مسیر خوبی قرار گرفتی ، یعنی مسیر رشد و هدایت شدی……

    استاد عزیزم من به خودم قول دادم که باید بلندشم و باز هم به خودم قول میدم که آیا با این پولی که دارم می خوام کجا هزینه کنم ؟ آیا بابت شادی ؟؟؟؟ آیا بابت لذت بردن ؟

    آیا بابت سوار یه ماشین شیک شدن؟؟؟

    آیا بابت سفر رفتن و در بین راه خوراکی‌های خوب خوردن؟؟؟

    کجا می خوام این پولم رو هزینه کنم؟؟؟؟؟؟؟

    آره استاد باید واسه خودم زمان بزارم .

    بای انرژی بزارم.

    باید هر لحظه حواسم به کلامم و اینکه چه فرکانسی رو دارم به جهان هستی میدم باشه….

    آره استاد خوب و عالی می گیرد که….

    خدا هوای همچون رو داره.

    خدا عاشقانه همخون رو دوست داره.

    آره استاد عزیزم که خدا می دونه چقدر باورت دارم وقتی که میگید ….‌

    بچه‌ها این فایلها رو من از پیش خودم نمی گم اینها رو من با هاشون زندگی کردم و نتیجه گرفتم .

    خدایا شکرت که این فرشته ی زمینی رو وارد زندگیم کردی .

    خدایا شکرت که به اولین چیزی که رسیدم ، شادی و آرامش هس.

    دوستان عزیز سفرنامه ی امروز هم با این دعا تموم میکنم.

    خدایا تنها تو را می پرستم

    و

    تنها ازتو یاری می جوییم ،✨✨✨✨✨🥀🥀🥀🥀🥀🥀🤲🤲🤲🤲🤲🤲

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    سعید قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 2724 روز

    درود فراوان خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیزم و همسفران گلم

    دوباره تاکید و تایید روی ایزوله فکری ، کنترل ورودیها ساختن باورهای مناسب بجای محدودیتهای ذهنی.

    این تاکید چقدر به موقع بود.خداروشکر.

    امروز تو خیابون یه لحظه یه تصویر ذهنمو مشغول کرد….یه دختر شاید حدود بیست سال داشت که پشت فرمون یه ماشین مدل بالا و گرون قیمت بود یه کم اونطرفتر تو خیابون یه مرد میانسال با خانومش که کاملا معلوم بود اوضاع داغونی دارن پیاده میرفتن.یه لحظه تو ذهنم این موضوع اومد که واقعا اونا لیاقت ماشین داشتن ندارن ولی این دختره داره؟

    یا اونا تو زندگی تلاش نکردن این با این سنش تلاش کرده؟

    یا ….هر تفاوت ناآگاهانه ای که میشه به این اختلاف نسبت داد…

    بعد روح آگاهم پاسخ داد:

    نه….همه بندگان لایق هستن.اما چه کسی این لیاقت رو باور کرده؟ و بر اساس اون باور عمل کرده ؟

    اون مرد هم تلاش کرده شاید خیلی خیلی زیادتر از اون دختر ولی با چه باوری با چه ایمانی با چه احساسی؟؟؟

    نعمت خدا برای همه هست و همه بندگان خدا به یک اندازه لیاقت ذاتی دارن.

    تفاوت تو ایمان به ربوبیت و باور فراوانی و احساس لیاقته و عمل بر اساس این نوع نگرش و این باورها.

    درست همین امشب استاد تو فایل روز 22 ام گفتن که نعمت خدا برای همه هست.

    اونی سواره شانس نیاورده.عامل پیشرفت شانس یا موقعیت مناسب در زمان مناسب یا خانواده خاص یا مکان خاص یا هرچی مثل اینها نیست…

    عامل چیز دیگریست که درون ماست.

    و این توجیه شانس تو اطرافیان من و در واقع تو شهر و محل ما به شکل خیلی خنده داری نمود داره.

    اینکه هرکی به یه ثروت و خونه و ماشین خوب میرسه یا میگن فلانی گنج پیدا کرده یا میگن مواد میفروشه😂

    حتی به شانس هم مجال نمیدن😁

    و همین موضوع باعث شده یه محدودیت ترمز خفن تو ذهن خیلی از هم سن و سالای من تو محلمون ایجاد بشه که طرف تو ناخودآگاهش میترسه از اینکه وضعش خوب شه فردا بگن پسر فلانی گنج پیدا کرده.

    و من دیدم چه موقعیتها و فرصتهای خدادادی و پربرکتی رو دوستام با لگد رد میکنن.

    و خدارو صدهزار بار شاکرم بخاطر این آگاهی که نحوه خلق زندگی ما تو تمام زمینها فقط و فقط بدست باورهامونه.

    واین آگاهی قطعا زندگی مارو به دو بخش قبل و بعد از دونستن و پذیرفتن این حقیقت تقسیم کرده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: