این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2014/10/angizeshi-tabestan7.jpg400510گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2014-10-09 06:36:072025-12-02 22:55:12انگیزهسازی برای هدف
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من این فایل انگیزشی روبارهاوبارهاگوش دادم وخیلی انگیزه بهم میده برای حرکت کردن وبایداگاهی هاوحرف های استاددراعماق وجودم رخنه کنه
یکی ازپاشنه های اشیل من کمال گراییه که بایدکنترلش کنم حرکت کنم باهمین امکاناتی که دارم ومنتظرشرایط ایده ال برای حرکت کردن نباشم چندوقته توفکرمه که کسب وکارخودم روراه بندازم امامیبینم شرایطشوندارم واجازه میدم به خداوندکه شرایطشودرزمانی ومکان عالی فراهم کنه والان بایدباشرایط وتوانایی های الانم قدم های کوچک روبردارم وهدف های بزرگ درذهن من باشه تاانگیزه ای باشه برای حرکت کردن
اون خونه هاکارخونه ها ماشین های لوکس کارمندهای خوب روتصویرسازی میکنم وبهم انرژی میده که بهش میرسی وحال خوبی بهم دست میده
مهم ایمان داشتن به خداونده که ایمان به غیب داشته باشم وبدونم وقتی حرکت کنم هدایت میشم ونیروهای غیبی به کمک من میان
شما توی قدم دوم جلسه سوم گفته بودین که ایده این کلیپ بهتون الهام شده منم اومدم کلیپ رو نگاه کردم
و دیدم که منم خیلی وقت ها فکر میکنم که باید فلان چیز و فلان سرمایه رو فلان دستگاه رو داشته باشم تا کارم رو شروع کنم
گرچه که کم کم دارم بهتر میشم توی این قضیه که نیازی به هیچ عامل بیرونی نیست برای شروع
من حتی برای اینکه ،برای کس دیگه ای هم کار کنم همین فکر رو میکردم که اینجوری که نمیشه باید من حرفه ای باشم ،باید سابقه کاری داشته باشم ،باید مهارتشو داشته باشم ولی تا وقتی که آدم شروع به انجام کاری نکنه که نه حرفه ای میشه نه مهارتی پیدا میکنه
و حدود دو سال من جرات نداشتم برم جایی مشغول به کار بشم بخاطر این ذهنیت خراب که باید شرایط مهیا بشه باید همه چیز عالی باشه تا من شروع کنم
ولی هیچ اتفاق خاصی نیفتاد و من هم شروع نکردم
تا اینکه اومدم روی این موضوع کار کردم که همین الان ،با همین چیزی که هست شروع کنم ، روی باور به خودم و توانایی هام کار کردم که بابا من کلی توانایی و استعداد دارم ،اگر الان چیزی رو بلد نیستم یا مهارتی ندارم اشکالی نداره یادش میگیرم مثل چیز های دیگه و کار های دیگه که یاد گرفتم
و از زمانی که شروع کردم روی خودم کار کردن بلاخره مشغول به کار شدم و همه چیز تغییر کرد
بعضی وقت ها حتی خودمم باورم نمیشه من همون آدم قبلی ام ،من همون آدم ضعیفم که قدم اول رو برداشت ،از قدم کوچیک شروع کرد و داره روز به روز قدم های بزرگتری برمیداره
و همش به لطف خداوند و آموزش های شما استاد عزیزم هستش
وقتی که هر روز فایل های شما رو گوش میکنم و دیگه به جز این فایل ها ورودی دیگه ای به ذهنم نمیدم ،دارم میبینم که حتی موقع هایی که دارم فکر میکنم نا خود آگاه به حرف های شما فکر میکنم ،به قدرت خداوند و اینکه با من هست و من و راهنمایی میکنه فکر میکنم
وقتی زیبایی میبینم تحسینش میکنم
یه موقع میخوام بدی های کسی رو بگم یاد حرف های شما میوفتم که تمرکزمون باید روی خواسته هامون باشه و از نکاتی که توی افراد و روزمره خوشمون نمیاد حرفی نزنیم و توجهی نکنیم
و دارم به وضوح میبینم که وقتی روی خودم کار میکنم ،وقتی برای تغییر قدمی برمیدارم چقدر حالم و احساسم بهتره ،چقدر دارم بیشتر از زندگی لذت میبرم
توی این مسیر تضاد ها و خستگی هایی هم به وجود میاد که من میگم وقتی این تضاد اومده وقتی من این شرایط رو تجربه کردم فهمیدم که من یک شرایط بهتری رو میخوام
اون تضاد باعث شد که من دقیق تر بفهمم که چی میخوام
و امیدوارم که خداوند کمکم کنه و هدایتم کنه که توی این مسیر بمونم
سلام و سپاس از خدای مهربون و الله یکتا بابت فرصت زیبای امروز
سپاس از تیم استاد عباسمنش عزیز بابت تک تک لحظاتی که برای این مجموعه می ذارن
سپاس از خانواده بزرگ عباسمنش بابت حضور گرمشون و آرزوی موفقیت، سعادت و سربلندی در دنیا و آخرت برای تک تک شون
سال 99 بود که من در طوفانی از مشکلات گیر کرده بودم،چندین مساله همزمان برام پیش اومده بود که توان مقاومت نداشتم و لبریز از استرس و اضطراب بودم و همزمان قرار بود پروپوزال دوره دکتری مو برم دفاع کنم که به طرز عجیبی با دوتا کارخونه که قرار بود باهاشون کار کنم همزمان به مشکل خوردم و هیچ جوره قبول نمی کردن بهم داده بدن می گفتن مدیر موافقت نکرده و محرمانست و … من از بچگی درس خون بودم و اهداف بزرگی داشتم و فکر می کردم فقط با درس خوندن باید به اهدافم برسم ولی هرچه مقاطع بالاتر رفتم ناامیدتر و خسته تر شدم دوره دکتری رو که شروع کردم تا حد زیادی میدونستم که با مدرک دکتری هم به اهدافم نمی رسم ولی خودمو گول می زدم همش می گفتم یکم بخونم ببینم چی میشه و همینطوری با بی رغبتی ادامه می دادم و الان می فهممم خدا چقدر نشونه برام گذاشت که نرم سراغ ادامه تحصیل ولی اون موقع نمی شنیدم صداشووو…. اما این پله ی آخر وقتی این مساله پیش اومد و همزمان با اون چند مساله شخصی دیگه با خودم گفتم بشین فکر کن، بنویس چی میخوای از زندگی اگه این کارخونه ها همکاری نکنن باید بشینی از صفر شروع کنی و موضوع کلا باید عوض بشه و حداقل دو سال باید عمرتو بذاری! خیلی خسته بودم توان فکر کردن هم نداشتم ولی دیدم چاره ای نیست یه جورایی فهمیده بودم که اون چیزی که من یه عمر براش تلاش کرده بودم هیچ و پوچ بود حس می کردم دستم خالی خالیه یه دختر 4 ساله داشتم با خودم می گفتم اونهمه درس خوندی نمی تونی با بچت درس درمون رفتار کنی حتی حوصله نداری یه ساعت از ته دل باهاش بازی کنی براش وقت بذاری فقط داری نمایش اجرا می کنی ، این اصلا شبیه چیزی که من می خواستم هم نبود، شبا می رفتم با ماشین نزدیک کوه تو یه مسیر فرعی پارک می کردم تو تاریکی کلی گریه می کردم و با خدا حرف می زدم تا یه کم آروم بشم می گفتم خدایا خودت کمکم کن بعضی وقتام بلند داد می زدم دعواش می کردم می گفتم کی گفته تو مهربونی من یه عمر تلاش کردم ولی هیچی قشنگ نیست! چندین روز تو دفترم می نوشتم ، با خودم حرف می زدم مشاوره رفتم و به این نتیجه رسیدم برم از دانشگاه انصراف بدم من از همون اول فهمیده بودم به دردم نمیخوره ولی اون موقع جسارتشو نداشتم و به خاطر دل بابام و حرف مردم کنار نذاشتم ولی الان دیگه نمیخواستم خودمو زجر بدم زنگ زدم به دانشگاه گفتم میخوام انصراف بدم و تمام! داستان بعدی اداره بود رفتم گفتم من حال خوبی ندارم یا دو سال مرخصی به من بدید یا استعفا همه به من می گفتن دیوونه شدی چکار می کنی خیلیا آرزو دارن جای شما باشن ولی من نمی خواستم گوش کنم به من دو سال مرخصی دادن شروع کردم به حرف دلم گوش دادم . از همون روز دست به تغییر زدم و نشستم رو خودم کار کردم، از اون موقع تا الان پله پله زندگی زیباتر شد و آرامش من بیشتر شد تا اینکه امسال وارد این سایت زیبا شدم و اولش اینقدر هیجان داشتم که تمام تلاشمو می کردم نخوابم و بیشتر تو سایت باشم و از اون شبی که وارد سایت شدم زندگی خیلی جذاب تر شده و شتاب تغییرات بیشتر شده و قراره اتفاقات عالی بیفته برام! اینو قلبم می گه .
الان من یه خانم کارمندم با دو تا بچه که دومی یازده ماهشه و شیرخواره و مدام شب بیدار میشه شیر میخوره و روز هم وقتی از اداره میام کلی رسیدگی میخواد و همزمان کار خونه و رسیدگی به فرزند اولم هست و کار معامله گری هم انجام میدم و حداقل روزی دو ساعت مطالعه می کنم .اینو گفتم که بهونه تراشی نکنیم و منتظر فرصت نمونیم اگه بخوایم میشه!
شما یک دقیقه ازوقت خودتون روهدردادید واین کامنت رو گذاشتید.خوشم اومد وقتی استاد عباس منش گفت :این زندگی منه واز این قوانین استفاده کردم وبه این زندگی رسیدم .میخوای قبول کن میخوای قبول نکن.استاد فقط داره به رسالتش ادامه میده خواه همراه شو خواه رها !
باسلام خدمتدکتر عباس منش از اینکه به مطالب بسیار مفید و ارزنده شما دسترسی پیدا کرده ام خوشحالم چون مطمئنم با پیروی از برنامه های شما به تمام خواسته هایم میرسم
باسلام ودرود به استاد وخانم شایسته عزیزکه واقعا مثل فامیلت شایسته ی بهترین هایی.من این متن رو باصدای خودم ضبط کردم ودارم باهاش عشق می کنم .درود برشما ودرود برمن ودرود برجهان وسپاسگزاری الله عزیزیم بخاطر همه نعمتهایش.
سلام استاد از خدا بهترینها را میخوام براتون . انشالله که انگیزه ات هروز بیشتر بشود و در این مسیر موفق تر حرکت کنی . و سلام به همه دوستان عزیز هم فرکانسی .
این انگیزه کاری میکنه که ادم از جاش بلند بشه و زندگیشو در جهت پیشرفت برنامه ریزی کنه و زمانی که با انرژی و فرکانس مثبت آگاهانه سعی میکنی که اتفاقات خوب را برای خودت رقم بزنی جهان ما را در مسیر خوبیها و زیباییهای بیشتر قرار میدهد و همه چیز بر وفق مراد ما میشود و من نیز تلاش خودم را در این مسیر میکنم تا خداگونه تر زندگی کنم . برای همتون ثروت و سلامتی و خوشبختی و سعادت از خداوند مهربان آرزومندم.
به نام الله هدایتگر
سلام دوستان
ردپای من درفایل8
توهمه اون چیزهایی که نیازداری روهمین الان دادی
ارامشت
دوستای خوبت
خانواده خوبت
سلامتی خوبی که داری
تیپ واندام خوبی که داری
توانایی هایی که داری
من این فایل انگیزشی روبارهاوبارهاگوش دادم وخیلی انگیزه بهم میده برای حرکت کردن وبایداگاهی هاوحرف های استاددراعماق وجودم رخنه کنه
یکی ازپاشنه های اشیل من کمال گراییه که بایدکنترلش کنم حرکت کنم باهمین امکاناتی که دارم ومنتظرشرایط ایده ال برای حرکت کردن نباشم چندوقته توفکرمه که کسب وکارخودم روراه بندازم امامیبینم شرایطشوندارم واجازه میدم به خداوندکه شرایطشودرزمانی ومکان عالی فراهم کنه والان بایدباشرایط وتوانایی های الانم قدم های کوچک روبردارم وهدف های بزرگ درذهن من باشه تاانگیزه ای باشه برای حرکت کردن
اون خونه هاکارخونه ها ماشین های لوکس کارمندهای خوب روتصویرسازی میکنم وبهم انرژی میده که بهش میرسی وحال خوبی بهم دست میده
مهم ایمان داشتن به خداونده که ایمان به غیب داشته باشم وبدونم وقتی حرکت کنم هدایت میشم ونیروهای غیبی به کمک من میان
شادوموفق باشید
سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیزم
شما توی قدم دوم جلسه سوم گفته بودین که ایده این کلیپ بهتون الهام شده منم اومدم کلیپ رو نگاه کردم
و دیدم که منم خیلی وقت ها فکر میکنم که باید فلان چیز و فلان سرمایه رو فلان دستگاه رو داشته باشم تا کارم رو شروع کنم
گرچه که کم کم دارم بهتر میشم توی این قضیه که نیازی به هیچ عامل بیرونی نیست برای شروع
من حتی برای اینکه ،برای کس دیگه ای هم کار کنم همین فکر رو میکردم که اینجوری که نمیشه باید من حرفه ای باشم ،باید سابقه کاری داشته باشم ،باید مهارتشو داشته باشم ولی تا وقتی که آدم شروع به انجام کاری نکنه که نه حرفه ای میشه نه مهارتی پیدا میکنه
و حدود دو سال من جرات نداشتم برم جایی مشغول به کار بشم بخاطر این ذهنیت خراب که باید شرایط مهیا بشه باید همه چیز عالی باشه تا من شروع کنم
ولی هیچ اتفاق خاصی نیفتاد و من هم شروع نکردم
تا اینکه اومدم روی این موضوع کار کردم که همین الان ،با همین چیزی که هست شروع کنم ، روی باور به خودم و توانایی هام کار کردم که بابا من کلی توانایی و استعداد دارم ،اگر الان چیزی رو بلد نیستم یا مهارتی ندارم اشکالی نداره یادش میگیرم مثل چیز های دیگه و کار های دیگه که یاد گرفتم
و از زمانی که شروع کردم روی خودم کار کردن بلاخره مشغول به کار شدم و همه چیز تغییر کرد
بعضی وقت ها حتی خودمم باورم نمیشه من همون آدم قبلی ام ،من همون آدم ضعیفم که قدم اول رو برداشت ،از قدم کوچیک شروع کرد و داره روز به روز قدم های بزرگتری برمیداره
و همش به لطف خداوند و آموزش های شما استاد عزیزم هستش
وقتی که هر روز فایل های شما رو گوش میکنم و دیگه به جز این فایل ها ورودی دیگه ای به ذهنم نمیدم ،دارم میبینم که حتی موقع هایی که دارم فکر میکنم نا خود آگاه به حرف های شما فکر میکنم ،به قدرت خداوند و اینکه با من هست و من و راهنمایی میکنه فکر میکنم
وقتی زیبایی میبینم تحسینش میکنم
یه موقع میخوام بدی های کسی رو بگم یاد حرف های شما میوفتم که تمرکزمون باید روی خواسته هامون باشه و از نکاتی که توی افراد و روزمره خوشمون نمیاد حرفی نزنیم و توجهی نکنیم
و دارم به وضوح میبینم که وقتی روی خودم کار میکنم ،وقتی برای تغییر قدمی برمیدارم چقدر حالم و احساسم بهتره ،چقدر دارم بیشتر از زندگی لذت میبرم
توی این مسیر تضاد ها و خستگی هایی هم به وجود میاد که من میگم وقتی این تضاد اومده وقتی من این شرایط رو تجربه کردم فهمیدم که من یک شرایط بهتری رو میخوام
اون تضاد باعث شد که من دقیق تر بفهمم که چی میخوام
و امیدوارم که خداوند کمکم کنه و هدایتم کنه که توی این مسیر بمونم
سلام و سپاس از خدای مهربون و الله یکتا بابت فرصت زیبای امروز
سپاس از تیم استاد عباسمنش عزیز بابت تک تک لحظاتی که برای این مجموعه می ذارن
سپاس از خانواده بزرگ عباسمنش بابت حضور گرمشون و آرزوی موفقیت، سعادت و سربلندی در دنیا و آخرت برای تک تک شون
سال 99 بود که من در طوفانی از مشکلات گیر کرده بودم،چندین مساله همزمان برام پیش اومده بود که توان مقاومت نداشتم و لبریز از استرس و اضطراب بودم و همزمان قرار بود پروپوزال دوره دکتری مو برم دفاع کنم که به طرز عجیبی با دوتا کارخونه که قرار بود باهاشون کار کنم همزمان به مشکل خوردم و هیچ جوره قبول نمی کردن بهم داده بدن می گفتن مدیر موافقت نکرده و محرمانست و … من از بچگی درس خون بودم و اهداف بزرگی داشتم و فکر می کردم فقط با درس خوندن باید به اهدافم برسم ولی هرچه مقاطع بالاتر رفتم ناامیدتر و خسته تر شدم دوره دکتری رو که شروع کردم تا حد زیادی میدونستم که با مدرک دکتری هم به اهدافم نمی رسم ولی خودمو گول می زدم همش می گفتم یکم بخونم ببینم چی میشه و همینطوری با بی رغبتی ادامه می دادم و الان می فهممم خدا چقدر نشونه برام گذاشت که نرم سراغ ادامه تحصیل ولی اون موقع نمی شنیدم صداشووو…. اما این پله ی آخر وقتی این مساله پیش اومد و همزمان با اون چند مساله شخصی دیگه با خودم گفتم بشین فکر کن، بنویس چی میخوای از زندگی اگه این کارخونه ها همکاری نکنن باید بشینی از صفر شروع کنی و موضوع کلا باید عوض بشه و حداقل دو سال باید عمرتو بذاری! خیلی خسته بودم توان فکر کردن هم نداشتم ولی دیدم چاره ای نیست یه جورایی فهمیده بودم که اون چیزی که من یه عمر براش تلاش کرده بودم هیچ و پوچ بود حس می کردم دستم خالی خالیه یه دختر 4 ساله داشتم با خودم می گفتم اونهمه درس خوندی نمی تونی با بچت درس درمون رفتار کنی حتی حوصله نداری یه ساعت از ته دل باهاش بازی کنی براش وقت بذاری فقط داری نمایش اجرا می کنی ، این اصلا شبیه چیزی که من می خواستم هم نبود، شبا می رفتم با ماشین نزدیک کوه تو یه مسیر فرعی پارک می کردم تو تاریکی کلی گریه می کردم و با خدا حرف می زدم تا یه کم آروم بشم می گفتم خدایا خودت کمکم کن بعضی وقتام بلند داد می زدم دعواش می کردم می گفتم کی گفته تو مهربونی من یه عمر تلاش کردم ولی هیچی قشنگ نیست! چندین روز تو دفترم می نوشتم ، با خودم حرف می زدم مشاوره رفتم و به این نتیجه رسیدم برم از دانشگاه انصراف بدم من از همون اول فهمیده بودم به دردم نمیخوره ولی اون موقع جسارتشو نداشتم و به خاطر دل بابام و حرف مردم کنار نذاشتم ولی الان دیگه نمیخواستم خودمو زجر بدم زنگ زدم به دانشگاه گفتم میخوام انصراف بدم و تمام! داستان بعدی اداره بود رفتم گفتم من حال خوبی ندارم یا دو سال مرخصی به من بدید یا استعفا همه به من می گفتن دیوونه شدی چکار می کنی خیلیا آرزو دارن جای شما باشن ولی من نمی خواستم گوش کنم به من دو سال مرخصی دادن شروع کردم به حرف دلم گوش دادم . از همون روز دست به تغییر زدم و نشستم رو خودم کار کردم، از اون موقع تا الان پله پله زندگی زیباتر شد و آرامش من بیشتر شد تا اینکه امسال وارد این سایت زیبا شدم و اولش اینقدر هیجان داشتم که تمام تلاشمو می کردم نخوابم و بیشتر تو سایت باشم و از اون شبی که وارد سایت شدم زندگی خیلی جذاب تر شده و شتاب تغییرات بیشتر شده و قراره اتفاقات عالی بیفته برام! اینو قلبم می گه .
الان من یه خانم کارمندم با دو تا بچه که دومی یازده ماهشه و شیرخواره و مدام شب بیدار میشه شیر میخوره و روز هم وقتی از اداره میام کلی رسیدگی میخواد و همزمان کار خونه و رسیدگی به فرزند اولم هست و کار معامله گری هم انجام میدم و حداقل روزی دو ساعت مطالعه می کنم .اینو گفتم که بهونه تراشی نکنیم و منتظر فرصت نمونیم اگه بخوایم میشه!
بسیار عالی بود استاد و جالب اینه که مطالبی رو تو این فایل گفتید که من چند روزه دارم بهشون فکر میکنم
شما یک دقیقه ازوقت خودتون روهدردادید واین کامنت رو گذاشتید.خوشم اومد وقتی استاد عباس منش گفت :این زندگی منه واز این قوانین استفاده کردم وبه این زندگی رسیدم .میخوای قبول کن میخوای قبول نکن.استاد فقط داره به رسالتش ادامه میده خواه همراه شو خواه رها !
باسلام خدمتدکتر عباس منش از اینکه به مطالب بسیار مفید و ارزنده شما دسترسی پیدا کرده ام خوشحالم چون مطمئنم با پیروی از برنامه های شما به تمام خواسته هایم میرسم
با سلام وعرض ادب
سایت خوبی دارین خیلی زحمت می کشین دستون درد نکنه موفق و سربلند باشید.
سلااام
دو سال پیش هر روز صبح تو مزونم این و گوش میدادم.تمام جملاتش و حفظ بودم.واقعا این کلیپ تصویری عالیه
تو پیج فیس بوکم هم این و شر کرده بودم
ممنون خانوم شایسته ک دوباره یاداوری کردید این کلیپ زیبا رو.ممنونم
باسلام ودرود به استاد وخانم شایسته عزیزکه واقعا مثل فامیلت شایسته ی بهترین هایی.من این متن رو باصدای خودم ضبط کردم ودارم باهاش عشق می کنم .درود برشما ودرود برمن ودرود برجهان وسپاسگزاری الله عزیزیم بخاطر همه نعمتهایش.
سلام استاد از خدا بهترینها را میخوام براتون . انشالله که انگیزه ات هروز بیشتر بشود و در این مسیر موفق تر حرکت کنی . و سلام به همه دوستان عزیز هم فرکانسی .
این انگیزه کاری میکنه که ادم از جاش بلند بشه و زندگیشو در جهت پیشرفت برنامه ریزی کنه و زمانی که با انرژی و فرکانس مثبت آگاهانه سعی میکنی که اتفاقات خوب را برای خودت رقم بزنی جهان ما را در مسیر خوبیها و زیباییهای بیشتر قرار میدهد و همه چیز بر وفق مراد ما میشود و من نیز تلاش خودم را در این مسیر میکنم تا خداگونه تر زندگی کنم . برای همتون ثروت و سلامتی و خوشبختی و سعادت از خداوند مهربان آرزومندم.