انگیزه‌سازی برای هدف - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)

کلیپ انگیزشی

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1435 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    آفرین روان پاک گفته:
    مدت عضویت: 2708 روز

    به نام رب غفور رحیمم

    سلام استاد عزیزم

    سلام مریم جانم

    سلام همه خانواده هم فرکانسی من

    همه چیز طبق برنامه داره پیش میره

    مو به مو

    از این همه برنامه ریزی دقیق آموزشی پرودگار که به عزیزانم گفته تا برامون اینجا بچینن گریم گرفته

    خدای من چقدر باید شکرگزارت باشم و چقدر باید به درگاهت استغفار کنم از ناامیدی ها ، از فراموشی ها

    و تو چقدر بخشنده ای که هربار به سمتت برگشتم آگاهی های بیشتری ازت درک کردم

    و این فایل که برای اینه که مدام گوشش بدم

    مدام برای تقویت حال خوب گوشش بدم

    که با سوالاتش خودم رو موشکافی کنم

    چقدر کامنت آقای ساعی خوب بود

    چقدر تفسیرهایی که از هر بخش کرده بود پراز آگاهی بود

    چقدر کامنت آقای فتحی رو دوست داشتم

    چقدر از کامنت های بچه ها میشه قدرت گرفت

    وقتی از خودمو سوال کردم که آیا زندگیم همون چیزیه که می خواستم؟

    دیدم قاطعانه می تونم بگم نه!

    وقتی از خودم پرسیدم چقدر به خواسته هام رسیدم؟

    دیدم هنوز نه!

    و بعد باقی داستان جذابش کرد

    اهدافی که برداشته شدن و اما قدم ها رو تا آخر نرفتم

    چرا؟ قطعا چون ایمان نبوده

    اون جایی که گفته میشه : هیچ وقت منتظر کسی نمون ! که اگه منتظر کسی باشی هیچ وقت به جایی نمیرسی و اگه حرکت کنی نیروهای غیبی به کمکت میان. شرایط ، آدم ها و اتفاقاتی که می تونن تورو به هدفت برسونن خودشون میان سراغت . تنها به این شرط که ایمان داشته باشی و منتظر کسی نباشی.

    من از اینکه تو این سفر این طور ذره ذره وجودم داره آگاهتر میشه دارم حظ یا ( حض یا حز )می کنم. قشنگ می بینم که هر روز حواسم جمع تره. هی میرم کامنت ها رو دوباره از اول می خونم. نت برداری هامو می خونم. تو طول روز تو تضادها حواسم هست به شرک های ریز و درشت. و بعد از روز هفتم دارم دیوونه میشم از اینکه حواسم باشه چه غذایی به ذهنم میدم و این فایل امروز می دونی حکم چیو داشت؟ حکم دارو برای بیمار. و حالا امروز خوشحال ترینم. می دونم که از فردا گزارش های جالبی از هر قدمی که برای اهدافم برداشتم می نویسم.

    ایده کسب و کار شخصی خودم که منو ی دختر مستقل می کنه به امید خدا.

    و خوشحالم که دوباره کاری که بعد از یک هفته خواب و نا امیدی با اینکه به اوج رسیده بود اما به خاطر نداشتن گوگل ادسنس ناامیدانه رهاش کرده بودم رو ادامه میدم این بار فقط به خودش سپردم می دونم راهی برام باز میشه.

    ورزش کردن و زبان ترکی و انگلیسی رو جدی تر ادامه دادن.

    خدای من برای اون اهدافی که در دل دارم اینا رو انجام میدم.

    باقیشو به خودت سپردم.

    و تمام

    این برگ هشتم از سفر زیبای ما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    معصومه داوری گفته:
    مدت عضویت: 1575 روز

    روز هشتم

    تحول روز شمار زندگیم .

    با سلام و عرض ادب خدمت اساتید محترم

    و خانواده خوب و صمیمی ام

    برگی دیگر از دفتر تحول روز شمار زندگیم را می‌نویسم در حالی که با گوش کردن این فایل تاثیر گزار خودمم را مصمم کردم با بستن تعهداتی در ارتباط با اهدافم که شاید در سال‌های گذشته به آن ها اهمیتی نمی‌دادم. و برای رسیدن به آنها تلاشی نمیکردم ..دوست داشتم به آنها برسم اما به خاطر باور نداشتن خودم و نداشتن احساس لیاقتمندی در درونم خواسته هایم را به تعویق می‌انداختم..

    اما امروز خدارو صد هزار مرتبه شکر از وقتی روی خودم کمی کار کردم و باورهامو تغییر دادم حس میکنم که به خواسته هایم نزدیکتر شدم ..و بدون اینکه کاری انجام بدهم .شرایط داره جفت و جور میشه و مسیر باز شده برای رسیدن به آنها..

    من تعهد میبندم همینجا که من پذیرای تمام مسئولیت‌های زندگی ام هستم..و تمام اتفاقهای زندگیم را خودم خلق میکنم و انتظار از دیگران ندارم ..با ایمان به خداوند و توکل کردن به او من مطمعن هستم که به هدفم میرسم ..اگر من یک قدم برای زندگی ام بردارم میدانم که جهان هستی صدها قدم برای من برمی‌دارد. مهم گام اول است‌ که‌ حرکت کنی به سمت خواسته هایت…بقیه راه‌ها به ما گفته خواهد شد.

    خیلی خوش حالم که با سخنان استاد عزیزم که با شنیدنش جان تازه ای به دلها میبخشه .وهر چه جلوتر پیش می‌رویم سطح آگاهی‌های ما نسبت به قوانین جهان هستی بالاتر میره .

    امیدوارم به این تعهدی که با خودم و خدای خودم بستم با کمک خداوند و دستان پر قدرتمند او بتوانم به تمامی اهدافم در زندگیم پایبند باشم و برای رسیدن‌ به آنها تلاش کنم ..

    ورزش کردن و رسیدن به تناسب اندام ..

    مطالعه کردن روزانه یک ساعت کتاب‌هایی که استاد معرفی کردند

    برنامه ریزی کردن تمام امورات زندگیم

    افتتاح یک مغازه شیک و لاکچری

    ثبت نام برای گرفتن گواهینامه ام‌

    آموزش شنا

    خواندن قرآن با معانی آن ورسیدن به درک و مفهوم آن.

    واهدافی دیگر که جنبه شخصی دارد ..و مطمئنم که با توکل به پروردگارم و یاری خواستن از او …به تمامی خواسته هایم میرسم…انشاا…

    پیروز وشاد باشید…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    محمد حصاری گفته:
    مدت عضویت: 2355 روز

    🌺به نام خدایی که در هر لحظه داره ما رو هدایت میکنه 🌺

    خیلی خوشحالم که تو این جمع هستم و دارم از این مسیر بهشتی لذت میبرم و خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم که جواب سوال های منو از طریق فایل های ارزشمند استاد و کامنت های بی نظیر دوستان میده.

    تشکر ویژه دارم از استاد دوست داشتنی و قدرتمندم که این آگاهی های ناب رو به رایگان در اختیار ما گذاشته و ممنونم از تمام اعضای این خونواده که با کامنت های فوق العاده شون به انتشار آگاهی ها و دیباگ شدن بقیه اعضا کمک می کنند.

    من قبل از اینکه کامنت بزارم فایل رو برای چندمین بار دیدم و چند تا از کامنت هارو خوندم و یه اتفاقی افتاد که یه نشونه ی واضح بود برای اینکه ترمز خودمو پیدا کردم.

    (همین الان دیگه اون نشونه کامل اتفاق افتاد و حال عجیبی دارم)

    بهم ثابت شد که گره ی کار من اینجا بود 🥲

    خب میخوام تعریف کنم.

    تو این چند سال اخیر همیشه هدفگذاری می‌کردم و هدفامو می نوشتم و آخر سال نگاه میکردم که به کدوماش رسیدم و انصافا به اونایی که تو مسیرشون حرکت کرده بودم و باور های خوبی براشون داشتم رسیده بودم و اونایی هم که نرسیده بودم خداوکیلی خیلی بهتر شده بودن ولی حالا احتمالا اونقدی که باید روش کار نکرده بودم که نرسیدم.

    همیشه هم روز تولدم هدفگذاری می کردن و چون روز تولدم تو ایام عید هست من ایام عید رو مثل همیشه رو باورام کار می کردم و روز تولدم رو اختصاص میدادم به هدف گذاری.

    امسال روز تولدم دوستم منو سوپرایز کرد و برام تولد گرفت و من هم خداوکیلی خیلی خوشحال شدم و کلیت داستان اینکه وقت نکردم اون روز و اختصاص بدم به هدف گذاری و با دوستانم دور هم شاد بودیم و کلی خوش گذروندیم.

    از فردای آن روز همش تو فکر این بودم که بشینم یه چند ساعتی با خودم خلوت کنم و اهداف امسالمو بنویسم ولی همش پشت گوش مینداختم و کلا امسال ننوشتم اهدافمو.

    و فقط اونارو تو ذهنم یکی دو بار مرور کردم ولی همیشه با خودم میگفتم باید بشینم یه روز اینا رو بنویسم چون وقتی می نویسم بهتر در راستای اهداف حرکت می کنم و به قولی هوشمندانه کار می کنم.

    خلاصه از خدا نشانه که اهدافتو بنویس و منم همش پشت گوش مینداختم ولی بقیه کارهامو واقعا انجام میدادم ، رو باورام کار می کردم ، ورزش میکردم ، چیزهایی که در راستای اهدافم بود و انجام می دادم و به قولی قدم های کوچیکو برمیداشتم.

    تو این چند وقت به یه تضادی برخوردم که دنبال حلش بودم و همش داشتم دنبال یه ترمز میگشتم که ببینم چه عاملی باعث شده که جلوی ورود این نعمت به زندگیم گرفته بشه و همش هم دنبال خیریت توی این داستان بودم و میگفتم یه قطعه از پازل رو گم کردم باید پیداش کنم و ازش درس بگیرم.

    شروع کردم و کامنت های بچه ها رو خوندم به این نتیجه رسیدم که من تمام چیزهایی که لازم بوده رو انجام دادم ، رو باورام کار کردم ، باورهای توحیدی رو اصلاح کردم ، قدرت رو از عوامل بیرونی گرفتم و به خدا توکل کردم و… ، تمام این کارها را انجام دادم ولی فقط یادم اومد که امسال هیچ هدفی رو نوشتم بعد تو فکر این بودم که ترمز اصلی من اینه (چون بر این باورم که اگه بنویسم و متعد بشم اتفاقات همه در راستای خواسته های من رقم میخورن) و باید هدفامو بنویسم متعهد بشم که امسال در راستای اهدافم اقدام کنم و قدم هایی را بردارم.

    فقط وقتی که داشتم بهش فکر میکردم احساسم خیلی خوب شد و یهو تو واتساپ برام یه ویس فرستاده شد که محتوای ویس این بود «شماره شبا بده لطفا با کد ملی»

    بعدش اومدم با ذوق و شوق شروع کردم به نوشتن کامنت، ۵-۶ خط از کامنت که نوشتم یهو به من خبر دادند که واریز شده 😍

    و الان که دارم این کامنت مینویسم همین چند دقیقه پیش دوستم زنگ زد و گفت داره بار هارو بارگیری میکنه که بفرسته😊☺️

    خدای من وقتی تو مسیر درست باشی و ترمز هارو برداری اتفاقات خودشون رقم میخورن 🥲

    و من ترمزمو پیدا کردم

    شاید هم ترمز نبوده ولی یه تیکه از همون پازل بوده که باید سرجاش میزاشتم.

    نوشتن اهداف خیلی مهمه دوستان بنویسید من این درس رو از این اتفاق گرفتم ، اصلا تا ننویسید و واضح نکنید که هیچ اقدامی نمیکنید براش و همون رویه ی قبلی رو میرید و خدا را شکر می کنم که اینجوری منو هدایت میکنه

    خداروشکر 🥲 خداروشکر 🥲 خداروشکر 🥲

    😜🤪😜🤪😜🤪😜

    خب بعد بعد از یه ساعت و ۵۰ دقیقه ادامه کامنتمو میخوام بنویسم و بگم که تو این فاصله زمانی چه اتفاقایی افتاد

    😊☺️😊☺️😊😏😊

    خب الان من رفتم بارمو تحویل گرفتم و اومدم حالا میخوام بگم چه اتفاقایی افتاد.

    دوستم زنگ زد گفت میام دنبالت که بریم بارو تحویل بگیریم

    (توی این پروژه به طور استثنا این دوستم ذینفعه و صرفا کارمند نیس)

    با خودم گفتم حتما دلیلی داره که من باید برم چون اگه من نباید میرفتم خودش میرفت اوکی میکرد همه چیو (چون باورم اینه که خدا داره کار هارو انجام میده)

    خلاصه رفتم و دیگه از اینجا به بعدش چقد باحال بود😜

    تو راه رفیقم از یه آرایشگاهی حرف زد که من چند وقتی بود که میخواستم برم اونجا و حالا بنا به دلایلی نمیشد و من مردد بودم که دیگه اینبار برم یا برم همون جای قبلی که چند ماهی رفتم که تو یکی از هتل هاست و خیلی هم خوبه .

    آقا این شروع کرد گفت فلان ارایشگاه اینجوریه بعد تا اینو گفت من گفتم عه چه جالب من میخواستم برم خوب شد نرفتم پس.

    بعد همون لحظه تو ذهنم گفتم اون ارایشگاه تو مدار من نیس ، از خودم سوال پرسیدم کجا برم پس ایندفعه ؟🤔

    بعد از چند دقیقه ما داشتیم میرفتیم سمت یه ادرسی ، خدای من ، اشتباهی رفتیم تو همون هتلی که من قبلا موهامو اصلاح میکردم و البته خیلی هم راضی بودم بعدشم یهو فهمیدیم این ادرسی که اومدیم اشتباهه باید بریم پشت هتل .

    آقا من همون لحظه گفتم این یه نشونه ست که من بازم باید برای کوتاهی موهام بیام اینجا ، خدا داره بهم میگه آرایشگرتو فعلا عوض نکن 🤗

    منم گفتم چشم 🙂😍

    بعد رفتیم آدرسو پیدا کردیم ، جالبه که اون آدرس جایی نبود جز مرکز غواصی ، چیزی که من دلم میخواست برم مدرک غواصی رو بگیرم ولی دودل بودم که تو اهدافم بنویسم یا نه 😜

    خب اینجا هم خدای هدایتگر من گفت که اینم تو حتما تو اهداف امسالت باشه🤗

    و منم دوباره گفتم چشم 😍🙂

    خلاصه آقا ما رفتیم بارو تحویل گرفتیم و همه چی اوکی بود و برگشتیم و من داشتم فک میکردم که ترمزو پیدا کردم که یهو راننده گفت ما ترمز نداریم 😜

    شاید باید نگران میشدم که ترمز نداریم ولی تو دلم گفتم خدایا تو الان داری میگی من ترمزو پیدا کردم و فعلا ترمزی نیس 🥲دمت گرم خداجونم 😍

    یه جایی پیاده شدیم و دوستم گفت بیا من موتورم اینجاس بریم که با موتور برسونمت.

    رفتیم سوار موتور شیم دیدم این موتور دوستم نیس 🤔 گفتم این مال کیه ؟

    گفت موتور خودمو داداشم برده ، اینو امانت از یه نفر گرفتم که به کارام برسم.

    جالبه که من تو فکر خرید یه موتور شارژی بودم ، و جالب ترش اینه که این موتوری که دوستم آورده بود دقیقا همون مدل و همون رنگی بود که من میخواستم بخرم 🛵😍

    بعدش تو راه داشتم به این فک میکردم که به دوستم بگم یه جایی بریم یه قهوه بخوریم ، چون همین امروز ظهر تو خونه قهوه تموم کردم بعد گفتم ولش کن میرم خودم امشب میخرم از بازار .

    یهو از جلوی یه هایپرمارکت که داشتیم میرفتیم دوستم پرسید قهوه میخوری ؟

    منم یهو گفتم آره آره 🤪😜

    گفت دیرم شده ولی بزار یه قهوه باهم بخوریم.

    من بیرون هایپرمارکت منتظر بودم که یهو صدام زد گفت بیا یه چیزی بهت نشون بدم.

    رفتم داخل ، قرص جوشان بهم نشون داد و گفت که اینا خارجیه و قیمتش نسبت به داروخونه مناسب تره و این حرفا …

    یهو دیدم بغل دست اینا ، قرص جوشان کلسیم و ویتامین D هم هست .

    میدونی من تو این چند روز همش یه حسی بهم میگفت باید کلسیم بخورم و منم همش میگفتم هروقت خواستم برم داروخونه میخرم و اینم تو ذهنم بود که چند بار گذشته که رفتم اون چیزی که من میخواستم رو داروخونه ها نداشتن و یه چیز دیگه میدن به جاش ولی امشب من هدایت شدم به اون چیزی که انگار بدنم بهش نیاز داشت😍

    حس عجیبی دارم ، این کامنت با اینکه زیاد طول کشید نوشتنش ولی کلا پر درس بود برام و دوس داشتم بنویسم و یادم بمونه .

    تازه چه درس ها و نشونه های دیگه ای هم میتونه داشته باشه که من هنوز درکش نکردم و قراره بعدا بفهمم.

    چقد قانون مرور شد برام

    چقد رهایی رو بیشتر فهمیدم

    چقد ترمز هارو بهتر پیدا کردم

    چقد هدایت برام ملموس تر شد

    چقد دیگه برام اوکیه همه چی و این اتفاق هارو عجیب و دست نیافتنی نمیبینم

    چقد به اینکه خدا کار هارو انجام میده مطمئن ترم

    چقد میتونم بفهمم که اگه در مسیر درست باشم ، خواسته های من خودشون وارد زندگیم میشن

    چقد میتونم بهتر بفهمم که خداوند سریع پاسخ میده

    چقد چیز یاد گرفتم که احساس میکنم به کلمات نمیتونم بکشمشون

    🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️

    یه چیز دیگه هم که به ذهنم الآن رسید که میخوام بگم اینه که شاید هدفگذاری نکردن ترمز به حساب نیاد ولی من دارم اینو یه ترمز خطاب میکنم.

    دلیلش به باور هام و درخواست هام از خداوند برمیگرده.

    من باورم اینه که نوشتن تاثیر فوق‌العاده‌ای روی من داره و به قول کتاب کیمیاگر وقتی یه چیزیو مینویسم ، مکتوبه و اون چیز دیگه مقرر شده برام.

    (ولی خب امسال هیچی ننوشته بودم)

    من باورم اینه که خداوند منو به مسیر خواسته هایی که اونارو برای خودم واضح کردم و باورهایی براشون ایجاد کردم هدایت میکنه.

    (نه واضح کردم و نه باور براشون ساختم)

    من باورم اینه که خدا نمیزاره من از مسیر اصلی دوربشم و منو به مسیر پر از نعمت و ثروت و پر از اتفاقات خوب هدایت میکنه و همه ی چیز هایی که میخوام رو با هم تو یه پکیج برام مهیا میکنه.

    (به نظرم بی هدف بودن ، از مسیر اصلی دورشدنه ، مثل بدنسازی که بدون برنامه وزنه میزنه و اون انرژی و زمانی که میزاره نتیجه دلخواهش رو نداره براش)

    و کلی برداشت دیگه ای که الان نمیدونم چطوری به کلمات تبدیلشون کنم.

    💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸🌧️💸

    از خدا میخوام هممونو به راه راست هدایت کنه.

    از خدا میخوام کمکمون کنه که هدفمند زندگی کنیم.

    از خدا میخوام کمک کنه که ایمانمون قوی تر بشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    ندا رامی گفته:
    مدت عضویت: 3695 روز

    سلام و درود به استاد عزیزم و دوستان خوب خودم

    راستش من تا حالا به این سوال فکر نکرده بودم که از خودم بپرسم ایا زندگیم همونه که میخام یا نه؟

    الان که این سوالو از خودم میکنم میبینیم با توجه به راهی که رفتم با توجه با تمام تضادهایی که باهاشون برخوردم خیلی از زندگیم راضی ام ولی میخام خیلی خیلی از اینی که هستم بهتر و عالی تر باشم من یه تعهدی به خودم دادم که با خودم رقابت کنم و امروزم از دیروزم خیلی بهتر باشه اینجوری رفته رفته انتظارم از خودم بیشتر میشه و به خواسته های بیشتری میرسم.

    چندین سال پیش اگر این سوالو از خودم میپرسیدم میگفتم نه راضی نیستم چون زندگی و شرایطی که داشتم اونی نبود که میخاستم ولی خوب توی مسیر اومدم و با راه هایی که طی کردم مسیر قشنگی که استاد همیشه ازش صحبت میکنن رو طی کردم تا به مقصد رسیدم و حالا مقاصد دیگه ای برای خودم تعیین کردم تا به امید الله مهربان که همیشه به من لطف داشته و همیشه لطفش شامل حال من شده به خواسته های دیگه هم برسم نه با رنج نه با درد با لذت بردن از مسیر به تمام مقاصد میرسم.

    به قول استاد مهم اینه که حالتو خوب نگه داری و نا امید نشی😊

    خیلی کلیپ باحالی بود و واقعا لذت بردم🥰

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    فاطمه میرزایی گفته:
    مدت عضویت: 1801 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    با هدایت و یاری خداوندم مینویسم

    سلام به دوستای عزیز دل من و استاد فوق العاده ام مریم جان عزیز🧡

    روزی خودمو مثل علف هرز میدیم یه روزی نگاه کردم دیدم هیچی برای خودم ندارم هیچ کاری نمیکنم تو سن کم ازدواج کردم و سال هاست فقط شدم زن خانه دار خدای من سنی ندارم من چرا کاری انجام نمیدم

    چرا هدفی ندارم؟چرا نمیدونم به چی علاقعه دارم؟چرا دنبال هیچی نمیرم؟چرا هیچی یاد نمیگیرم؟

    و دنیایی از چرا های دیگه و بی هدفی داشتم که دیگه عذابم میداد این حس مفید نبودن اذیتم میکرد…

    با سایت اشنا شدم قدم به قدم خودمو پیدا کردم ساختم زندگی مو ، رسیدن به هر خواسته کوچیک پله ای شد برای رسیدن به خواسته بعدی استاد تمام عمرم بنویسم و سپاسگزاری کنم از شما کافی نیست خیلی خوبین خیلی دوستتون دارم عاشقتونم من🧡

    خب از الانم بگم که تو این سفرنامه هستم

    الان که صبح ها زودتر بیدار میشم حالم خوبه،تمرین هامو مرتب شروع کردم نوشتن فانوس دریایی و ستاره قطبی من حالم خوبه،

    هر روز هدف های کوتاه مدت مو که میخوام تا اخر امسال بهش برسم مینویسم حالم خوبه همون لحظه بهش رسیدم ایمان دارم فقط فاصله زمانی دارم،

    قرآن خواندن و شروع کردم،

    زبان انگلیسی خوندن و شروع کردم

    از امروز طراحی لباس و شروع کردم

    حالم خوبه حس مفید بودن دارم ،اینا همشون تمرین های هر روز منه و تازه الان دارم زندگی میکنم و راضی ام از خودم

    مخصوصا زبان خواندن و که شروع کردم خدا میدونه بعد تر ها چه تحولی در من ایجاد کند چون همین الان به چقدر از توانایی خودم پی بردم اعتماد به نفسم بالا رفته هر روز میگم فاطی تو چقدر باهوشی

    من ایمان دارم به حرف استاد تضاد ها باعث رشد ما میشن هر آنچه الان در زندگی ام دارم با بر خورد به تضادها بهش رسیدم باعث رشد و آگاهی بیشتر من شدن،همیشه از بدترین تضادها از خدای خودم سپاسگزاری میکنم.

    ذهن ما عاشق تنبلی راحت طلب، از چیزهایی که برای ما خوبه بدش میاد و بدبختی رو دوست داره،واقعا فقیر بودن ، ناراحت بودن ، هیچ کاری انجام ندادن بدبخت عالم بودن خیلی راحته…

    اما من اینجام تا به عنوان بنده ی خدا که ارزشمندم لایق بهترین ها هستم این زندگی را تجربه کنم در وفور نعمت و فراوانی زندگی کنم، موفقیت تحربه کنم

    لذت و شادی و سلامتی و خوشبختی و عشق و مهربانی و خنده و ثروت و تجربه کنم اره لایقش هستم برای همین زمین و آسمان ها به تسخیر ما در آمده است.

    واقعا این زندگی ارزشش و داره میخواهم با تمام وجودم میخواهم بنده ی محبوب خدا باشیم همیشه میگویم مینویسم باید بهشت این دنیا را تجربه کنم و به بهشت جاودان آخرت برسم واسم مهم ارزشمند برای رسیدن بهش تلاش میکنم .

    همیشه این و میگم میخوام لحظه ی مرگم لبخند رضایت رو لب هایم باشه و بمیرم راضی باشم راضی🧡

    آفرین فاطی جونم امروزم نوشتی دیدگاه تو (۸سفرنامه)عمل کردی به این تعهدت منتظر بهترین ها باش🧡

    استادم خانم شایسته خانواده ی بزرگ من دوستتون دارم بسیار ارزشمند هستین واسم🧡

    واسه هممون بهترین ها رو از خدا میخوام🤍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1615 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته این فایل چقدر عالی بود تنها کسی که به ما کمک می کند خود ما هستیم اگر ما حرکت کنیم نیروهای غیبی به کمک ما می‌آید وقتی که ما هدفی نداشته باشیم مثل یه مرده می‌مانیم اگر از وضعیت خودمان را نیستم مقصر خودمان هستیم

    طوری زندگی کنیم که موقع مرگ حسرت نخوریم

    طوری زندگی کنیم که هم خودمان از این دنیا نهایت استفاده را بکنیم وهم جهان را جای بهتری برای زندگی کنیم

    چالش های زندگی باید باشند آنها آمده اند که ما را رشد بدهند ما هستیم که نباید نا امید بشویم

    با ایمان به خدا حرکت کنیم و حسرت گذشته را نخوریم وهر روز به دنبال یک چالش جدید برای پیشرفت باشیم وهر یه کم بهتر از دیروز زندگی کنیم یه کم شادتر یه کم قوی تر قدم برداریم

    هستیم

    صر

    مقص

    ص

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    ناجی گفته:
    مدت عضویت: 1533 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    روز هشتم

    سلام به استاد عزیزم

    من یاد گرفتم که تو زندگیم هدف و خواسته واضح داشته باشم چون معجزشو دیدم

    من به قوانین و سیستم جهان ایمان دارم و اصلا برام مهم نیست در این راهی که در پیش گرفتم خواسته ام هر چی باشه اجابت شده

    من 6سال پیش تصمیمی گرفتم و تمام مسئولیتش رو پذیرفتم و هیچکسی و هیچ قانونی نتونست منو منصرف کنه

    چون من حرفم و هدفم یکی بود چون خودمو باور داشتم و راهی که در پیش گرفتم که خودم بودم و خدای خودم و موفق و پیروز شدم

    و چقدر آدمای در این راه اذیتم کردن و منو تحقیر کردن و برای تصمیمم ترسی مینداختن تو وجودم اما من با اعتماد به نفس تمام رو حرفم و راهم بودم هنوز براشون قابل هضم نیست

    چون من همش زیر سلطه دیگران بودم این تصمیم و کارم همرو وحشت زده کرد و همش میگفتن اینو جادو کردن

    و همه اینها در یک روز برام اتفاق افتاد که باید خودمو نجات بدم چون واقعا احساس گندیدگی میکردم

    الان در جایی هستم که می‌دونم بهترین راهی بود که انتخاب کردم اونم با قدرت انتخاب کردم خیلی کم مونده به مقصد اصلیم برسم همینکه تو این راه دارم از لحظه لحظه اش لذت میبرم خداروشکر میکنم و از اون زنجیره معیوب جدا شدم کیف میکنم

    من خدایی رو دارم که همیشه حامی من بوده و هست خیلی رو باورها و خودم کار میکنم

    کتاب میخونم با خدای خودم هر لحظه مناجات میکنم الهاماتش رو دریافت میکنم من عالیم یک زن قوی و مستقل هستم

    من برای پیشرفت و رشد خودم همیشه استوارم

    هر وقت لغزشی داشته باشم سریع یادم میاد که همه چی از درونمه سریع خودمو جمع و جور میکنم

    از خداوند قادرم سپاسگزارم که منو هدایت کرد به راه راست به سایت شما که سراسر آگاهی و دانش هست

    خدارو شکر میکنم حالم هر روز عالیتر از دیروزمه

    پیشترفتم بیشتر از روز قبل هست

    با هر قدمی که برمیدارم موفقم

    من به این دنیای زیبا اومدم که لذت ببرم پس فقط خودم مهم.

    من گذشته ای رو پشت سر گذاشتم که اصلا شبیه الانم نیست بابت اینهمه تغییر درست به خودم افتخار میکنم و میبالم

    من همیشه به خدای مهربونم و هزاران دستانش ایمان دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    پونه زرگرزاده گفته:
    مدت عضویت: 2015 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد عزیزم،سلام مریم جان

    یادم میاد اولین بار که این فایل رو گوش کردم،تکون خوردم تاثیر عجیبی روم گذاشت،احساس میکردم باید بلند شم و یه کاری انجام بدم،احساس میکردم نباید بیهوده زندگی کرد…

    هنوز عضو نشده بودم تو سایت و توی کانال تلگرامی شنیده بودم،ولی بارها گوش میدادم این فایل رو

    بعدها که تو مدار شنیدن فایلهای استاد قرار گرفتم،ثبت نام کردم و عضو شدم

    وقتی روزشمار رو دنبال میکردم رسیدم به این فایل،باز هم تاثیر عجیبی روم گذاشت اون موقع شروع کرده بودم کار کردن روی فایل های آفرینش.

    انصافا هر بار که فایل جدیدی رو کار میکنم ،کلی انرژی و انگیزه پیدا میکنم،

    اوایل تا مدتها شنونده فایل ها بودم ،یواش یواش با طی شدن تکامل،شروع کردم تا حدودی به تمرین کردن،با گذشت زمان شروع کردم به خواندن کامنت ها ،بعد هدایت شدم به عقل کل…

    همیشه تو صحبت های استاد در مورد همه ی اینها صحبت شده و استاد تاکید میکنن به رو تک تک این پیگیری ها،ولی برای من بلافاصله اتفاق نیفتاد و زمان برد

    ولی این کلیپ انگیزشی رو که گوش میدم،هر جمله انگار آموزش های چندین ساعته ی استاد تو دوره های مختلفه

    استاد از باور،ایمان،خدا،احساس لیاقت،حرکت،هدف،تجسم،حتی الهامات و نیروهای غیبی میگن

    این نشون میده مدارم بالاتر رفته که علاوه بر اون حال خوب و انرژی بسیار بالای این فایل بهم میده،درکم از جمله ها ی استاد هم بیشتر شده.از طرفی اتفاقات،شرایط،ادما،…همه در راستای اهداف و اقداماتی داره پیش میاد و نمیگم متحیرم،چون دیگه باور دارم قانون،جواب میده ولی بینهایت خوشحالم و سپاسگزارم خداوند،

    استاد عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    Amin Iloon گفته:
    مدت عضویت: 1212 روز

    سلام دوستان گلم

    روز شمار تحول زندگیم – روز هشتم

    خدا را شکر که دارم با تعهد پیش میرم و از خودم ردپا میگزارم و این برا خودم که بسیار ارزشمند هست و قابل تحسین.

    نکات مجیکالی که میشه از این فیلم انگیزشی گرفت.

    اگر مسئولیت زندگیت رو بپذیری میتونی رشد کنی‌.

    سختی ها دوستان من هستند چرا که باعث میشه هدف و خواسته هام واضح تر بشه.

    من ی بار فرصت زندگی دارم پس ارزشش رو داره تا تلاش کنم و بهترین نوع زندگیم رو برا خودم بسازم

    من باید به خودم و به خدای خودم ایمان داشته باشم.

    من باید علاقه ام رو دنبال کنم و ازش لذت ببرم.

    من باید قوی باشم – باید هر روز چیز جدیدی یاد بگیرم – هر روز بهتر از دیروزم باشم.

    من باید به خودم تعهد بدم تا موفق بشم – باید فرصت جدیدی رو دنبال کنم – باید رو تخصص خودم کار کنم – باید متخصص باشم.

    من باید برم دنبال علایقم و از انها پول بسازم

    من باید بزرگ فکر کنم ولی کوچیک عمل کنم – من باید هر روز ی فدم به خواسته هام نزدیک تر بشم.

    من باید تکاملم رو طی کنم و با قدرت پیش برم.

    خدا رو شاکرم به خاطر این سایت- اگاهی ها – دوستان هم فرکانس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    حمیدرضا صادقی گفته:
    مدت عضویت: 4315 روز

    متن روز هشتم روز شمار تحول ( واقعی ) زندگی من : )

    گاهی وقفه میفته بین کامنت نوشتن ها ، نمیدونم بخاطر عدم کنترل ورودی هام میشه و یا در روند تکامل و درک فایل هاست ، نمیدونم ، ولی با تعهدی که دادم برای این روزشمار اما از این بابت برای نوشتن کامنت در همان روز سخت نگرفتم ، تا به قولی به موقش رد پایی از خودم جا بگذارم

    این کلیپ ، جز کلیپ هایی بود که به شدت از همون سالی که روی سایت گذاشتید من عاشقش بودم که البته این مدت اخیر دیگه ندیده بودم و با دیدنش یادم اومد که چقدر میدیدم و گوش میدادم این فایلو

    داشتم به همین فایل فکر میکردم که همت کنم و بیام پای سیستم و داخل سایت و هدایت بشم برای کامنت

    که توی فضای مجازی ، به واسطه یکی از افراد موفق ، یه کلیپ از خانمی دیدم که در صنعت میکاپ و آرایشی فعالیت داشتند و اون شخص که دنبالش میکنم نوشته بود که از بزرگترین های ایران هستند ایشون ، رفتم داخل پیجش و یه کلیپ ازشون دیدم که نوشته بود ” از آغاز تا موفقیت ” در یک کلیپ 4 دقیقه ای ، تکاملشون از ابتدا تا به الان را به زیبایی توضیح دادند و مکان 800 متری الان که داخلش با تیم 72 نفری که ساخته شده را نشون دادند ، واقعا تحسین برانگیز بود و لذت بردم

    سخن آخرشون این بود که : ” محاله توی زندگی به چیزی که میخوایند و بهش فکر کنید نرسید ، مگر اینکه تعهد به خودتون و کلامتون نداشته باشید ، فقط خواستیم و انجامش دادیم ، «فَاللّهُ خَیْرٌ حافِظاً وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ» ”

    .

    واقعا لذت بردم از این کلیپ و انرژی و موفقیت این بانو

    بعدش که توی فکر این کلیپ و همینطور کلیپ انگیزشی استاد(همین فایل ) بودم ، که به یکباره و یهویی ، حسی ، هدایتی ، نوشتم !!

    داخل نوت گوشیم نوشتم و بعد که نوشتم ، دیدم این بهترین رد پا میتونه باشه برای روز هشتم تحول زندگی من :

    نوشته ی من در ساعتی پیش :

    “”””””””””””

    حمیدرضا

    از ابراهیم نبی یاد بگیر و بت بشکن

    شروع کن و بشکن

    هر بتی

    بت یعنی محدودیت های تا به الانت

    بت یعنی ترس هایی که تا الان نگذاشته ایده هات را انجام بدی

    بت یعنی ذهنت ، زندان ناباوری ذهنت ، از هرچی

    هر باور و بهانه منفی ، سن ، بی پولی ، شرایط و ….

    به هر موردی مثل یه بت نگاه کن که باید بشکنی

    اگر دیر از خواب پا میشدی ، بشکن و زودتر بیدار شو

    اگر تمرکز لازم نداشتی ، بشکن و با تعهد تمرکز بزار

    اگر روزی یه آموزش و فایل میدیدی بشکن و بیشترش کن

    حتی توی باشگاه ، وزنه های قبلی را هم بشکن و بیشترش کن و فشار بیشتری بیار

    چرا که اساس ساخته شدن در شکستنه

    تنه درخت شکسته میشه تا چوبش به بهترین طرح ها تبدیل بشه

    سنگ شکسته میشه تا به مجسمه ای زیبا تبدیل بشه

    تو هم حمیدرضای قبلی را بشکن ، در هر موردی

    بزار تا خودت با دستان خودت ، خود قبلی ات را بشکنی و حمیدرضای جدیدی را بتراشی

    تا موقعی که فایل انگیزشی استاد را شنیدی ، وقتی از اولین سوال شروع شد که

    باید از خودمون بپرسیم ، زندگیمون دقیقا همون چیزیه که میخواستیم ؟!

    حداقل جوابی که بدی ، این باشه که

    درحال ساختنه ، به زودی ….

    اما یادت نره ابراهیم با ایمان حرکت کرد و بت ها را شکست

    اگر ایمان نداشته باشی ، ممکنه به جای بت ها ، خودت بشکنی

    اگر باورهای محدود و ورودی های سمی از فیلترت رد شدند باعث میشه اراده ات بشکنه ، باورهایی که داشتی میساختی بشکنه

    و در کل به جای ساختن مجسمه ای زیبا با خورده شکستن ها ، باعث بشه کل سنگ اصلی و مجسمه در حال ساخت را بشکنی !!

    و در یک روزمرگی بی فایده و رو به زوال ، گاهی نگاه پر از حسرتت به مجسمه های سیقلی و زیبایی بیفته که افراد با دستان خودشون ساختند ، و با حسرتی که میگه تو هم میتونستی تبدیل به این مجسمه زیبا بشی ، دوباره و دوباره به روند قبلت ادامه بدی و رد بشی !

    حواستو جمع کن ، که تا موقعی که ایمانت قوی تر نشده فاصله ی این شکستن ها کمه ، باید با فیلتر ایمان جلوی ورودی های مسموم را بگیری تا به یکباره خودت شکسته نشی ، بلکه باورهای سیمان گونه ات را بشکنی ، عادت های اشتباه و گله و ناشکری را بشکنی ، تا این خورده خورده شکستن ها شاهکاری را بسازه که بهش افتخار کنی

    تبدیل بشی به کسی که خوب زندگی کرد و زمین را جای بهتری برای زندگی دیگران کرد

    ……………………………………………………………..

    9 بهمن 1400

    یاحق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: