این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/03/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-03-06 03:23:382025-12-03 06:37:11به رویاهایت باور داشته باش | قسمت 2
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
راستش ازدیروز تا حالا همش به فکر پیشرفت توی کارم وزندگیم هستم مدام باخودم حرف میزدم که چکار کنم که بتونم کار شخصی خودمو راه اندازی کنم ازطرفی هم دوره مقدس روانشناسی ثروت 1رو خریدم ودارم روی دوره کارمیکنم وازخدامیخوام که بتونم این دوره رو به بهترین شکل ممکن بفهممش تا بهترین نتیجه هاروبگیرم ازش میخوام آگاهیهام هرروز بالاتر بره
دیروز مدام این فایل استاد رو توی ذهنم داشتم مرور میکردم یادمه سال99بودکه این فایل استاد رو دیدم وچن باری خودمو پسر دوسالم نگاهش کردیم ازهمون موقع من امید توی دلم زنده شد
درصورتی که هیچ گونه درامدی نداشتم هیچ شغلی هم نداشتم
الان که شغل دارم میخوام ازش پول وثروت زیاد بسازم چون عاشق شغلم هستم وهرروز دارم تلاش میکنم که پیشرفت کنم توی شغلم ومهارت هارو یادبگیرم
خلاصه اینکه همش ازدیروز مبگفتم استاد میگفت رویاهایت روباور داشته باش لبخند میومد رو صورتم ومیگفتم الحق که استاد درست میگن وپله پله بصورت تکاملی بهش میرسیم ومطمئنم که به استقلال مالی وزمانی ومکانی میرسم
امروز صبح که ازخواب بیدار شدم اومدم تمرین اهرم رنج ولذت رو انجام دادم بعد هم گفتم برم سمت نشانه ام همینجور که باخودم حرف میزدم دوباره ناخوداگاه گفتم به رویاهایت باور داشته باش یهو دیدم صفحه نشانه ام فایل رو یاهایت رو باور داشته باش هست
گفتم قربونت برم خدا که قانونت واقعا بی تغییره به هرچی فکر کنی همونه
حالا دیگه خیلی مطمئنم که منم میرسم
امسال سال پیشرفت منه امسال سالیه که من به خواسته هام باتمام وجودم به راحتی میرسم
سالی که گذشت بهترین سال زندگیم بود ومطمئنم ازامسال به بعد هر لحظه وثانیه اش برایم معجزه رخ میده ونعمت ها وثروت ها بصورت طبیعی وارد زندگیم میشه.
یادمه اولین باری که با استاد اشنا شدم امید به زندگی اصلا نداشتم چون با شوهرم زندگی میکردم که بی نهایت منو اذیت میکرد(نتیجه باورهای خودم بود وکاملا میپذیرم که خودم با افکارم دعوتش کرده بودم به زندگیم)و اجازه نمیداد گوشی دستم بگیرم ادم بسیار شکاک و بداخلاق و دوقطبی بود که زندگی برای من دیگه معنا نداشت ومن اینو باور کرده بودم که با لباس سفید اومدی خونه بخت با لباس سفید هم برمیگردی که اونم کفنی بود
اما همیشه میگفتم من یه زندگی پراز عشق میخواستم ازخدا اخه چرا منی مه انقدر خوبم همچین ادمی برام مقرر شد
چن سالی با خودم درگیر بودم راهی هم برای طلاق نداشتم چون به شدت خانواده ام مخالف طلاق بودند ومن بینهایت ازخانواده ام میترسیدم
یروز توی اینترنت سرچ کردم که چگونه طلاق بگیرم دقیق یادم نیست یا فکر میکنم درمورد خدا بود که دیدم گروه تحقیقاتی عباسمنش برام باز شد
دیدم ینفر سوال پرسیده وتعدادی جواب سوال رو دادند وقتی جواب ها رو میخوندم متوجه شدم که جنس این حرفا با جنس بقیه حرفا توی سایتهای دیگه فرق میکنه ازمردم عادی متفاوت ترن اینقد حرفاشون برام خاص ودل نشین بود که انگار خدا داشت باهام حرف میزد
واینطور شد که یکی یکی هی سوالای ذهنم رو سرچ میکردم و وارد گروه میشدم وبا فایلهای استاد اشنا شدم ازاونجا بود که دیگه استاد رو شناختم ودست و پا شکسته استاد رو دنبال میکردم فایل ها رو بعضی وقتا یواشکی همسرم گوش میدادم زمان هایی هم که متوجه میشد منو مسخره میکرد
یادمه قبل اشنایی با سایت استاد کتاب راز رو خوندم که فقط یاد گرفته بودم بچمو عصرها میبردم بیرون و بابچه دوسالم فقط سپاسگذاری میکردم وحالم خوب میشد نگاه کوه واسمون وطبیعت که میکردم میگفتم چرا من تا حالا این زیبایی هارو ندیدم چرا بعدش با استاد اشنا شدم فکر میکنم چن روز بعدش بود
از صحبت های بچه های گروه متوجه شدم که میگفتن تو رو خودت کار کن دیگران درست میشن ولی من نمیفهمیدم یعنی چی بقولا مدارم بالا نبود
فقط به فکر طلاق بودم که ادمی رو که خودم به زندگیم با افکارم دعوتش کرده بودم رو حالا با تغییر باورهام بیرونش کنم
به صورت خیلی کم فایل ها رو گوش میدادم ولی نتیجه ها میومد با اینکه فقط گوش میدادم حتی نمیدونستم تمرین چیه چکارباید کنم
تا اینکه اسفند1401بود که شوهرم از خونه رفت ومن ایندفعه با تمام قدرت ایستادم و نذاشتم مثل سری های قبل بشه که به خانواده التماس کنم که کمکم کنن تا جدا بشم
ایندفعه به خدا گفتم خدایا تا الان بهت شرک ورزیدم و ادما و مخصوصا خانوادمو خدا حساب کردم هیچ کاری هم برام نکردن وبدتر مقصر هم خودم شدم خدایا میخوام بیام سمت خودت
بدون اینکه به کسی چیزی بگم رفتم کارای قانونی رو انجام دادم وسعی میکردم ازخانواده نترسم برای اولین بار شروع کردم به نوشتن که گفتم خدایا شکرت که ازخانواده نمیترسم نوشتم که خدایا شکرت خانواده باهام همسو شدن چیزهایی نوشتم ومیگفتم اتفاق میفته حتی مینوشتم که به راحتی جدا شدم
تا اینکه روی خودم کار کردم ودیدم خانواده تعصبی من که اینقد تسلط روی من داشتن دیگه ندارن وگذاشتن منو پسرم تنهایی توی کلان شهر زندگی کنیم
اولش مخالفت کردن ولی شد بالاخره
همون هایی که ازشوهرم بدتر بودن بامن همسو شدن وخودشون زنگم میزدن و میگفتن ابجی حیف تو هست با این مرد زتدگی کنی زودتر طلاقتو بگیر وتنها زندگی کن
نتیجه توکل به خدا کردن اینه
زمانی که شوهرم ازخونه رفت هیچ شغلی نداشتم هیچ راه درامدی نداشتم ولی اصلا نمیترسیدم چون پشتم گرم بود به رب
به همون ربی که فرمانروای کل جهانه زندگیم روی چرخ افتاد و درامد شروع شد خرجی خودمو بچمو میذادم و اجاره خونه رو پرداخت میکردم وپس انداز هم میکردم اون موقع اینه کاری یاد گرفته بودم و توی خونه کارمیکردم بدون اینکه کسی بهم هزار تومن بده
کامنتم داره طولانی میشه ونمیتونم همه رو توضیح بدم بصورت خلاصه گفتم همه رو عذر خواهی میکنم که طولانی شد
تا اینکه تیر ماه403دیگه بصورت قانونی به راحتی بدون گرفتن وکیل وبدون حتی یکبار رفتن به دادگاه طلاقمو گرفتم وحضانت پسرمم گرفتم به راحتی
الانم عزیز دل خانواده ام وهمه منو به عنوان یک فرد خود کفا میدونن وازم تغریف میکنن
نتیجه های مالی زیادی گرفتم که دیگه نمیشه بگم چون طولانی میشه
خدارو شکر میکنم که منو با خودش از طریق این سایت ارزشمند اشنا کرد
ممنونم ازشما عزیزان که وقت میذارین وکامنتمو میخونید
درود بر استاد عزیز خانم شایسته و همه عزیزان همراه در این دوره عالی
از زندگی در یک اتاق سیمانی در بندر عباس تا زندگی در بهشتی در فلوریدای آمریکا
به خودم میگویم ، تکرار میکنم و عمل میکنم که:
این تغییر یک شبه نبوده،این تغییر بدون تغییر شخصیت خودت اتفاق نمیافته،این تغییر آرام آرام اتفاق افتاده، این تغییر حاصل تجسم رویاها بوده و باور به تحقق آنها، این تغییر از صفر شروع کردن بوده نه کمک دیگران یا وام یا ارث یا …
این تغییر با یک برنامه روزانه، متعهدانه و صبورانه اتفاق افتاده، این تغییر با بهتر و بهتر شدن اعتماد بنفس اتفاق افتاده، این تغییر با کسب مهارت ها در حوزه کاری مورد علاقه اتفاق افتاده، این تغییر با حل مسائل اتفاق افتاده نه فرار از آنها، این تغییر با سپاس گذاری از آنچه در لحظه داریم اتفاق افتاده، این تغییر با خواستن خواسته ها اتفاق افتاده، این تغییر با ایمان به خداوند بدست آمده و ایمان نمی تواند با ترس و نگرانی و استرس همراه باشد نمی تواند با بی تحرکی و بی برنامه بودن همراه باشد ، این تغییر با بزرگتر شدن ظرف وجودی مان اتفاق میافتد، و در آخر این تغییر با رعایت کامل قوانین حاکم بر این جهان هستی اتفاق افتاده است
سپاس از خدای بزرگ و مهربانم و سپاس از استاد عزیز و خانم شایسته گرامی
استاد به نظرم این بهترین فایلی بود که تا حالا روی سایت گذاشتین. حتی از روانشناسی ثروت هم بهتره. کللللللی از باورام شکسته شد. تو تصوراتم هیچ وقت این همه ماشین و موتور نداشتم. منم خیلی خیلی ماشین و موتور دوس دارم. ولی همیشه با خودم تصور میکردم که وقتی ثروتمند شدم نهایتش سه تا یا چهار تا واسه خودم بخرم. ولی الان میگم چرا خودم خودمو محدود میکردم؟!!!! هیچ محدودیتی در کار نیست. هر چی دلم بخواد میخرم.
استاد ما منتظر قایق تفریحی بودیم. چرا از اون فیلم نذاشتین؟!! اگه خودتون توی فیلم صخبت کنین و راجبش توضیح بدین به نظرم خیلی بهتر میشه. مثل فیلم تسلا.
راستی تسلا چی شد؟ خریدین یا نه؟؟ از اونم فیلم بذارین. قایق تفریحی فراموش نشه لطفا.
استاد واقعا ارزش داشت. بخدا هر چقدر که واسه ین فایل ها وقت بذارین ارزش داره. خیلی تاثیرگذار بود. اصلا نگاهم به دنیا تغییر کرد.به نظرم توی دوره هاتون هم اگه چنین فیلم هایی بذارین خوب میشه.
استاد هواپیمای شخصی رو حتما حتما فیلم بگیرین. حتی از روند خریدنش هم فیلم بگیرین.
استاد من همیشه فکر میکردم تنها اون دسته از افراد که دارای مدرک تحصیلی بالا هستن میتونن موفقیت و تجربه کنن و از اونجایی که من ادامه تحصیل ندادم دیگه امیدی برای رسیدن به اهدافم نداشتم
اما با دیدن نتایج فوق العاده شما هر روز بیشتر داره این باور درونم زنده میشه که مسیر رسیدن به اهداف فقط و فقط اینه که ما باورهای مخرب که از بچگی تو مغزمون فرو کردن و تبدیل کنیم به باورهای قدرتمند کننده
من عاشق شنا کردن هستم و همیشه این رویا تو ذهنم هست که یک خونه داشتم باشم با کلی امکانات رفاهی بالا و البته مجهز به استخر و سونا و جکوزی
همین چند وقت پیش بود که دختر داییم اومد خونمون و من همونجا داشتم عکس ویلاهای استخردار و نگاه میکردم و میگفتم بالاخره یه روزی بدستش میارم و اون به من گفت چه حرفای عجیبی میزنی مگه تو این مملکت با این اجناس گرون میشه آدم همچین ملکی داشته باشی
و یادم نمیره گفت آدم باید با ذهن منطقی فکر کنه
از اونجایی هم که من اصلا به ذهن منطقی تکیه نمیکنم بهش گفتم یه روزی میرسه که من به این آرزوم دست پیدا میکنم چون از قبل اینکه حتی وارد سایت بشم این خواسته در من شکل گرفت و هر روز بهش فکر میکنم و ایمان دارم به خدا که بالاخره تو چنین خونه ای زندگی میکنم حالا مسیر رسیدن بهش و نمیدونم فقط باور دارم که من لایق این خواسته هستم و خدا من و هدایت میکنه
و از شما ممنوم که این تصاویر زیبا رو به نمایش میذارین تا ما بیشتر باور کنیم که میشود اگه استاد تونسته به این حجم از نعمت و ثروت و سلامتی و خوشبختی و رابطه عاشقانه و معنوی دست پیدا کنه پس منم میتونم
فقط باید روی خدا حساب باز کنم و با تکیه کردن به قدرت بی انتهای الله و باورهای قوی به یک زندگی رویایی و کلی احساس خوب و آرامش درونی دست پیدا کنم
خدایا عاشقتم و ممنونتم که هر روز داره خواسته های جدید درونم بوجود میاد و من باورشون میکنم وهر لحظه الگویی مثل استاد که دستی از دستان توست برای هدایت بشر ذهنم و پر میکنه از آگاهی های با ارزش😍😍
خیلی خوشحالم که هرروز استاد اگاهی های تازه ای به ما یاد میده.
از استاد عزیزم خیلی چیزای ارزنه یاد گرفتم.
باید برای داشتن زندگی خوب باید با خودت توی صلح باشی
ترمز هامونو شناختیم
خداروشناختیم
توحیدی بودن دنیارو
راهنمای کسی نباشیم
متمرکز خواسته هامون باشیم.
به چیزی جر خدا باور نداشته باشیم روش حساب باز نکنیم
هرچیزو بسپاریم به خدا وخدا خودبخود خودش درس میکنه
همه باور های مخرب یه شبه بموجود نمیومده که یشبه هم از بین بره
قانون تکامل قانون پله پله ای که یک دفعه نمیشه.
باید خودمونو لایق بهترین هاوبدونیم به کمتراز بهترین قانع نباشیم.
براتون یه خاطره ای تعریف کنم که من نمیدونستم چیزی به اسم قانون هست.
من تو یه مغازه ای کار میکردم ۴نفری جوری سرمون شلوغ میشد دیگه صبحانه وناهارم سرپا میخوردیم و۴تامونم تو مغازه فقط کار میکردیم پول زیادیم درنمیاردیم برا اون زحمتی که میکردیم
من از اول مغازه میگفتم من یروز به کاری شروع میکمم یه جایی مغازه باز میکنم که دستام کثیف نشه نرم تو سرمای زمستون زیر تریلی مثلا فلان کارشو درس کنم.گذشت وگذشت شرایط جوری شد من خیلی راحت بدون هیج برنامه قبلی بدون هیج تحقیق از محل کار جدیدم توی یه هفته ای رفتم مغازه رو گرفتم وشروع به کار کردن کردم همشون بصورت کاملا هدایت شده وحمایت شده از طرف خدا بود.چون من باور میکردم که یروزی من مغازه ی خودمو میزنم با فلان ویژگی.
درست الان دراومدم نصف اونجاست ولی من باور دارم اون شزایطی که ساختم اومدم اینجا جوری مشتری برای اینجا جذب میکنم بدون خستگی وکار کردن وزحمت کشیدن دراومد خوبی درس کنم.
من الان که فکر میکنم من خیلی چیزارو با قانون تکامل جذب زندگیم کردم من قبل اشنایی به قانون اعتماد به نفس نداشتم همش به خودم ایراد میگرفتم
ومن یروز سالم نداشتم زخم معده گرفتم سرما میخوردم سنگ کلیه و….که همشون خداروشکر با قانون تکامل وتسلیم بودن به خدا وایمان به الله یکتا الان خیلی وقته هیج مشکلی ندارم اینا همشون کاری از دستان خداوند هست که توسط خانم شایسته واستاد عباس منش بهم داده شده.
استاد عزیز ازت سپاس گذارم با دیدن این کلیپ ها میبینیم انگیزه میگیرم تو سفر ۱۵گفتیم که تو از خونه ای با سقف چوبی ودیواری سیمانی رسیدی به اینجاها پس ماهم میتونیم.
با دیدن این فایل و صحبتاتون تونستم چندتا باور محدود کننده رو در مورد خودم بفهمم
وقتی گفتین با موتوری که خراب بود رفتین شمال و مسافرت و اینا برام خیلی جالب بود، چون من تو خانواده ای بزرگ شدم که اصلا اهل مسافرت نبودیم و هیچوقت شرایطشو نداشتیم ماشین نداشتیم هزینه شو نداشتیم اون شهر و نمیشناختیم یا به هر دلیل دیگه ای همیشه خودمون و قانع کردیم ک توانایی مسافرت رفتن و نداریم، منم با همین باور بزرگ شدم و همیشه خیلی دوست داشتم برم شهرهای مختلف و ببینم اما حتی بعد بزرگ شدن هم دوستانی داشتم ک بازم هیچوقت هممون باهم شرایطمون جور نمیشد ک بریم مسافرت و همیشه فقط حرفشو میزدیم و بعدشم کنسل میشد، حتی الان که ازدواج کردم با این که هم ماشین داریم هم هزینه شو داریم اما بازم نمیریم چون همیشه فکر میکنیم مسافرت دو نفری خوش نمیگزره حتما باید یه جمع چند نفره باشه با خونواده بریم یا با دوستامون بریم و اونام هیچوقت پایه نیستن و در نتیجه بازم همون آش و همون کاسه…
الان ک صحبتای استاد و شنیدم به خودم گفتم چرا ما یا من اینجوریم چرا همیشه میخام تمااام شرایط ایده آل باشه و بعد برم سفر چرا یبار با شوهرم دو نفری ماشین و برنداشتیم بریم شمال با این باور که بهمون خوش میگزره با این باور که میریم خودمون با شهر آشنا میشیم خودمون راه و پیدا میکنیم، یا چرا هیچوقت با یکی از دوستام ک پایه باشه دو نفری نرفتیم و همیشه منتظر بودیم بقیه شرایطشون جور بشه و دسته جمعی بریم؟؟؟
چون من شادی و لذتم و وابسته به بقیه میدونم، چون همیشه باور داشتم فقط اگه تعدادمون زیاد باشه بهمون خوش میگزره، چون من از درون شاد نیستم، چون من خودمو دوست ندارم و باور ندارم که خودم به تنهایی میتونم از سفر لذت ببرم.
و من اینقد سفر نرفتم ک دیگه حوصله شم ندارم، با اینکه دوست دارم اما یکی دو روز که از شهر و خونه م دور باشم دیگه تحمل ندارم و میخام برگردم خونه م، راحتی من وابسته به این مکان خاصه.
این باورها حتی مانع ازین میشه که من بخام محل زندگیمو تغییر بدم، من شهری که توش زندگی میکنم و دوست ندارم اما همیشه فکر میکنم تمام خونواده م و آشناهام اینجان اگه من بخام برم تو یه شهر دیگه زندگی کنم اونجا که کسی و نمیشناسم دیگه از خونواده م دورم و چه لذتی داره زندگی تو جایی که نه کسی تو رو میشناسه و نه تو کسی و میشناسی!!!
بعضی وقتا که سر این موضوع با خونواده م صحبت میکنیم همه نظرشون اینه که زندگی تو جایی که کسی تو رو نمیشناسه که لذتی نداره تو به چه دلیل میخای لباس خوشگل بپوشی وقتی هیچ آشنایی نیست که تو رو ببینه، چه فرقی میکنه تو سوار چه ماشینی بشی وقتی هیچ آشنایی تو رو موقع دور زدن با ماشینت نمیبینه که تو بخای لذت ببری و … .
انگار ماها همه چیو برا اینکه به بقیه نشون بدیم میخایم انگار لذتمون در گرو اینه که جلو بقیه از داشته هامون استفاده کنیم و من فکر میکنم این از کمبود عزت نفس باشه که توی خودم به شدت کمبودشو حس میکنم
و باور اشتباه دیگه ای که امروز فهمیدم در مورد ثروت داشتنه من همیشه به این فکر میکردم که پول و ثروت زیادی با خودش دردسر به همراه داره به اصطلاح هر که بامش بیش برفش بیشتر ، دوست داشتم خونه ی بزرگ داشته باشم اما باور داشتم خونه بزرگ دیگه نیاز به نگهبان داره دیگه امنیت نداره دزد میاد و …، اینکه که اگه دوتا ماشین داشته باشم دیگه هزینه های اضافی رو دوشمون میفته و باید پول بیمه ی دوتا ماشین و بدیم و فلان،اینکه اگه من توی دوتا شهر خونه داشته باشم اون خونه ی که توش نیستیم کی ازش محافظت میکنه که دزد نزنه و اتفاق بدی نیفته و … و کلی باورهای محدودکننده پنهان که توذهنم بود و باعث شده من از تمام دنیا فقط به یه زندگی ساده و معمولی تو یه روستای کوچیک بدون کمترین امکانات و بدون هیچ زیبایی طبیعی و آب و هوای بد قانع بشم و بگم حوصله ی دردسر ندارم ؛ با وجود اینکه همیشه یکی از بزرگترین آرزوهای من سفر به دور دنیا بوده و هست.
امروز که این فایل و دیدم و دیدم که استاد چقدر راحت داره زندگی میکنه و از زندگیش لذت میبره بدون کمترین دغدغه و نگرانی و اون محدودیت هایی که ذهن من برام ساخته، یه آن به فکر این باورهای غلط ذهنم افتادم و بهشون پی بردم، حالاتازه فهمیدم این باورهای غلط و دارم ولی اینکه چجوری بتونم اینا رو از بین ببرم و هنوز نمیدونم🙄
الانم این فکرا داره تو ذهنم رژه میره که یعنی واقعا میشه من برم تو یه شهر دیگه یا تو یه کشور دیگه و بدون داشتن هیچ آشنایی تو اون شهر از زندگی لذت ببرم؟؟؟😂
خدا به دادم برسه با این ذهن محدودم 😄
استاد عزیز اونجایی که گفتی تا ساعت سه چهار صبح نشستم و این فایلا رو تدوین کردم و گفتم حتی اگه یه نفرم انگیزه بگیره ارزشش و داره حس کردم چقد دوستون دارم و براتون احترام و ارزش قائلم وافعا شما بی نظیرید واقعا آرامش از وجوتون میباره، از صمیم قلبم از شما و عزیز دلتون سپاسگزارم💖
خدایا شکرت ، شکرت بابت قوانین بدون تغییر ، شکرت بخاطر این استاد نازنین و این سایت بینظیر
رویا های که رویا نیستند ، دست یافتنی اند اگر تو تغییر کنی ، اگر تو تغییر کنی به هر آنچه که میخواهی میرسی همانطور که استاد رسیده از اون شرایط به این شرایط ، الله اکبر ، خداراصد هزار مرتبه شکر میکنم زندگیم از قبل از آشنا شدن با شما و بعد از آشنا شدن با شما یه دنیای دیگه را انگار تجربه کردم ،،،
الان که به یکسری از خواسته هام رسیدم و خواسته های بزرگتری در من شکل گرفته ، ذهن جوری رفتار میکنه که انگار به هیچی تو این مسیر نرسیدم در صورتی که ما هر روز داریم رشد میکنیم اما آرام آرام ، قدم به قدم ،وقتی بعد از یکسال دوسال دفتر های گذشته و اهدافت را میبینی باور نمیکنی که خیلی وقت پیش بهشون رسیدی ،،،
ما یاد گرفتیم بجای اینکه رویا هامون را مرور کنیم اونها را دفن کنیم ، به خودمون بگیم خوب اون مورد که دست نیافتنیه فعلا به کمترش قانع باش و فکر میکنیم دیگه نهایتا تا حدی میتونیم رشد کنیم و بدست بیاریم ولی هیچ حد ومرزی نداره پیشرفت
،،در مسیر موفقیت وقتی به خواسته های کوچک ات میرسی خواسته هات بزرگ ت میشن و همچنین ایمان ات بیشتر میشه ،،،
خداراصد هزار مرتبه شکر میکنم بابت این بنده خوبش استاد نازنینم آقای عباس منش و خانم شایسته که واقعا خدا به من لطف داشت که فرشته هاش را برایم فرستاد و من را هدایت کرد به سمت این دوتا فرشته خدایاشکرت ❤❤🙏🙏🙏
سلام استاد عزیز که اینقدر خالصانه وبا عشق کمکمون میکنین تا ما هم رشد کنیم . و فراوانی رو باور کنیم .
من الانا که بعضی وقتها با خانوادم صحبت میکنم درمورد موضوعات مختلف اونها وقتی تغییرنگرش و نداشتن تفاهم فکری منو میبینن بهم میگن هیچی تو خل شدی وخودم هم متوجه تغییر فرکانسیم شدم .
خودم واقعا لذت میبرم که طرز فکرم تغییر کرد .
ذهنم دیگه کمبود رو قبول نمیکنه.
وهمه این تغییرافکار رو مدیون زحمات صادقانه شما وخانم شایسته عزیز میدونم .
واقعا ازتماشای این فایلها لذت بردم و فراوانی رو درسطح بالاتری نسبت به گذشته درک کردم .
الان دیگه باور دارم که میشه .
قانون برای همه یک جورعمل میکنه .
شما تونستید پس ما شاگردای شما هم میتونیم .
قول میدم پابه پای شما تو این مسیر باشم .
منم دوره روانشناسی ثروت ۱ رو تهیه کردم بی نظیره .
وچقدر شما ذهنیت منو تغییر دهید و چگونه زیستن روبهم یاد دادین .
با آرزوی تندرستی وشادی روزافزون برای شما و خانم شایسته عزیزم.
سلام روز 16 ام سفر نامه شکر برای عمل به تعهدم تا به اینجا
استاد منم رویاهای زیادی دارم از بچگی ادم زیاده خواهی بودم مثلا اگه کسی فقط برای خودش یه خونه میخواست که داشته باشه من همیشه تو تصوراتم یه خونه 500 متری دوبلکس با پله های چوبی و سراسر مبل و فرش شده با اتاق خواب های فراوان که چند تا از اتاق ها هرکدوم سرویس داشته باشند و با اشپزخونه بزرگ که پر از کابینت باشه و حیاط بزرگ پر از بیدمجنون و درخت و تویوتاهای پارک شده تو حیاط که برای من و همسرمه نمیدونم چرا اما همیشه اینطوری خواستم بعد اشنایی با شما هم این رویا شدت بیشتری گرفت که واقعا میشه ومن فقط باید بخوام …
رویای مهم دیگه ای که دارم داشتن کسب و کاریه که ازاد ازاد باشم برای کسی جواب پس ندم از هرگجا باشم انجام بدم زمانش دست خودم باشه و مهمتر از همه عشقم باشه الحمدالله که هدایت شدم بهش فقط مونده ازین کارم استعفا بدم فقط یکم تو فشار مالیم و فشار روانی اطرافیان … خدایا شجاعم کن تا از پسش بربیام میدونم که تو به شجاعان پاداش میدی میدونم که پاداش ها سمت دیگه ریسکه و من کلا ادم ریسک پذیریم …
استاد عاشقتم که موتورها و خونه و ماشینتو نشونمون میدی نه برای تظاهر چون نیازی به این کار ندارید برای زنده کردن و زنده نگه داشت امید در دلها … خدایا ازت ممنونم که سید حسین عباسمنش شد دست تو برام تو زندگی خدایا بقول همین دستت خودتو میخوام تو زندگیم میخوام خودت اساسی پا بذاری تو چالش هام تو تصمیماتم….
استاد بی نهایت از شما تشکر میکنم به خاطر این فایل ها و آگاهی هایی که به ما میدید باور های مخربمون شکسته بشه و باورهای زیبایی جایگزین اونها بشه
استاد قمشه ای میگفتند که آرزو دلیل بر استعداده،
اگر خواسته و آرزویی داریم اون خواسته ی ما در این جهان حضور داره فقط باید باورهامون رو عوض کنیم طرز نگرشمون رو نسبت به توانایی هامون عوض کنیم باید رزاق بودن خداوند رو قبول کنیم
استاد اگر شما از اون وضعیت به این شرایط خیلی عالی رسیدید پس ما هم میتونیم
شما دستی از سوی خداوند هستید که اومدید باور رزاق بودن خداوند باور ثروت و فراوانی را در وجود ما بکارید
امروز رفته بودم پیاده روی از خودم سوال کردم من چطوری از خدا کمک خواستم با چه دل و نیتی خدارو صدا زدم که شما رو به من معرفی کرد یهو گریه ام گرفت گفتم خدایا منو خوب جایی اوردی من در اوج بدبختی و دل شکستگی به شما هدایت شدم و شما شدید نور و روشنایی برای من
نمیدونم شما کدوم دعای مستجاب شده ی من هستید
خیلی خوشحالم که اینجا هستم هر روز برای وجود نازنین شما خدارو شکر میکنم
خدایا کمکم کن هر وقت بهت فکر میکنم آرامش تمام وجودم رو بگیره
سلام به همه دوستان عزیزم
راستش ازدیروز تا حالا همش به فکر پیشرفت توی کارم وزندگیم هستم مدام باخودم حرف میزدم که چکار کنم که بتونم کار شخصی خودمو راه اندازی کنم ازطرفی هم دوره مقدس روانشناسی ثروت 1رو خریدم ودارم روی دوره کارمیکنم وازخدامیخوام که بتونم این دوره رو به بهترین شکل ممکن بفهممش تا بهترین نتیجه هاروبگیرم ازش میخوام آگاهیهام هرروز بالاتر بره
دیروز مدام این فایل استاد رو توی ذهنم داشتم مرور میکردم یادمه سال99بودکه این فایل استاد رو دیدم وچن باری خودمو پسر دوسالم نگاهش کردیم ازهمون موقع من امید توی دلم زنده شد
درصورتی که هیچ گونه درامدی نداشتم هیچ شغلی هم نداشتم
الان که شغل دارم میخوام ازش پول وثروت زیاد بسازم چون عاشق شغلم هستم وهرروز دارم تلاش میکنم که پیشرفت کنم توی شغلم ومهارت هارو یادبگیرم
خلاصه اینکه همش ازدیروز مبگفتم استاد میگفت رویاهایت روباور داشته باش لبخند میومد رو صورتم ومیگفتم الحق که استاد درست میگن وپله پله بصورت تکاملی بهش میرسیم ومطمئنم که به استقلال مالی وزمانی ومکانی میرسم
امروز صبح که ازخواب بیدار شدم اومدم تمرین اهرم رنج ولذت رو انجام دادم بعد هم گفتم برم سمت نشانه ام همینجور که باخودم حرف میزدم دوباره ناخوداگاه گفتم به رویاهایت باور داشته باش یهو دیدم صفحه نشانه ام فایل رو یاهایت رو باور داشته باش هست
گفتم قربونت برم خدا که قانونت واقعا بی تغییره به هرچی فکر کنی همونه
حالا دیگه خیلی مطمئنم که منم میرسم
امسال سال پیشرفت منه امسال سالیه که من به خواسته هام باتمام وجودم به راحتی میرسم
سالی که گذشت بهترین سال زندگیم بود ومطمئنم ازامسال به بعد هر لحظه وثانیه اش برایم معجزه رخ میده ونعمت ها وثروت ها بصورت طبیعی وارد زندگیم میشه.
یادمه اولین باری که با استاد اشنا شدم امید به زندگی اصلا نداشتم چون با شوهرم زندگی میکردم که بی نهایت منو اذیت میکرد(نتیجه باورهای خودم بود وکاملا میپذیرم که خودم با افکارم دعوتش کرده بودم به زندگیم)و اجازه نمیداد گوشی دستم بگیرم ادم بسیار شکاک و بداخلاق و دوقطبی بود که زندگی برای من دیگه معنا نداشت ومن اینو باور کرده بودم که با لباس سفید اومدی خونه بخت با لباس سفید هم برمیگردی که اونم کفنی بود
اما همیشه میگفتم من یه زندگی پراز عشق میخواستم ازخدا اخه چرا منی مه انقدر خوبم همچین ادمی برام مقرر شد
چن سالی با خودم درگیر بودم راهی هم برای طلاق نداشتم چون به شدت خانواده ام مخالف طلاق بودند ومن بینهایت ازخانواده ام میترسیدم
یروز توی اینترنت سرچ کردم که چگونه طلاق بگیرم دقیق یادم نیست یا فکر میکنم درمورد خدا بود که دیدم گروه تحقیقاتی عباسمنش برام باز شد
دیدم ینفر سوال پرسیده وتعدادی جواب سوال رو دادند وقتی جواب ها رو میخوندم متوجه شدم که جنس این حرفا با جنس بقیه حرفا توی سایتهای دیگه فرق میکنه ازمردم عادی متفاوت ترن اینقد حرفاشون برام خاص ودل نشین بود که انگار خدا داشت باهام حرف میزد
واینطور شد که یکی یکی هی سوالای ذهنم رو سرچ میکردم و وارد گروه میشدم وبا فایلهای استاد اشنا شدم ازاونجا بود که دیگه استاد رو شناختم ودست و پا شکسته استاد رو دنبال میکردم فایل ها رو بعضی وقتا یواشکی همسرم گوش میدادم زمان هایی هم که متوجه میشد منو مسخره میکرد
یادمه قبل اشنایی با سایت استاد کتاب راز رو خوندم که فقط یاد گرفته بودم بچمو عصرها میبردم بیرون و بابچه دوسالم فقط سپاسگذاری میکردم وحالم خوب میشد نگاه کوه واسمون وطبیعت که میکردم میگفتم چرا من تا حالا این زیبایی هارو ندیدم چرا بعدش با استاد اشنا شدم فکر میکنم چن روز بعدش بود
از صحبت های بچه های گروه متوجه شدم که میگفتن تو رو خودت کار کن دیگران درست میشن ولی من نمیفهمیدم یعنی چی بقولا مدارم بالا نبود
فقط به فکر طلاق بودم که ادمی رو که خودم به زندگیم با افکارم دعوتش کرده بودم رو حالا با تغییر باورهام بیرونش کنم
به صورت خیلی کم فایل ها رو گوش میدادم ولی نتیجه ها میومد با اینکه فقط گوش میدادم حتی نمیدونستم تمرین چیه چکارباید کنم
تا اینکه اسفند1401بود که شوهرم از خونه رفت ومن ایندفعه با تمام قدرت ایستادم و نذاشتم مثل سری های قبل بشه که به خانواده التماس کنم که کمکم کنن تا جدا بشم
ایندفعه به خدا گفتم خدایا تا الان بهت شرک ورزیدم و ادما و مخصوصا خانوادمو خدا حساب کردم هیچ کاری هم برام نکردن وبدتر مقصر هم خودم شدم خدایا میخوام بیام سمت خودت
بدون اینکه به کسی چیزی بگم رفتم کارای قانونی رو انجام دادم وسعی میکردم ازخانواده نترسم برای اولین بار شروع کردم به نوشتن که گفتم خدایا شکرت که ازخانواده نمیترسم نوشتم که خدایا شکرت خانواده باهام همسو شدن چیزهایی نوشتم ومیگفتم اتفاق میفته حتی مینوشتم که به راحتی جدا شدم
تا اینکه روی خودم کار کردم ودیدم خانواده تعصبی من که اینقد تسلط روی من داشتن دیگه ندارن وگذاشتن منو پسرم تنهایی توی کلان شهر زندگی کنیم
اولش مخالفت کردن ولی شد بالاخره
همون هایی که ازشوهرم بدتر بودن بامن همسو شدن وخودشون زنگم میزدن و میگفتن ابجی حیف تو هست با این مرد زتدگی کنی زودتر طلاقتو بگیر وتنها زندگی کن
نتیجه توکل به خدا کردن اینه
زمانی که شوهرم ازخونه رفت هیچ شغلی نداشتم هیچ راه درامدی نداشتم ولی اصلا نمیترسیدم چون پشتم گرم بود به رب
به همون ربی که فرمانروای کل جهانه زندگیم روی چرخ افتاد و درامد شروع شد خرجی خودمو بچمو میذادم و اجاره خونه رو پرداخت میکردم وپس انداز هم میکردم اون موقع اینه کاری یاد گرفته بودم و توی خونه کارمیکردم بدون اینکه کسی بهم هزار تومن بده
کامنتم داره طولانی میشه ونمیتونم همه رو توضیح بدم بصورت خلاصه گفتم همه رو عذر خواهی میکنم که طولانی شد
تا اینکه تیر ماه403دیگه بصورت قانونی به راحتی بدون گرفتن وکیل وبدون حتی یکبار رفتن به دادگاه طلاقمو گرفتم وحضانت پسرمم گرفتم به راحتی
الانم عزیز دل خانواده ام وهمه منو به عنوان یک فرد خود کفا میدونن وازم تغریف میکنن
نتیجه های مالی زیادی گرفتم که دیگه نمیشه بگم چون طولانی میشه
خدارو شکر میکنم که منو با خودش از طریق این سایت ارزشمند اشنا کرد
ممنونم ازشما عزیزان که وقت میذارین وکامنتمو میخونید
شادوپیروز پسعادتمند وثروتمند باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
درود بر استاد عزیز خانم شایسته و همه عزیزان همراه در این دوره عالی
از زندگی در یک اتاق سیمانی در بندر عباس تا زندگی در بهشتی در فلوریدای آمریکا
به خودم میگویم ، تکرار میکنم و عمل میکنم که:
این تغییر یک شبه نبوده،این تغییر بدون تغییر شخصیت خودت اتفاق نمیافته،این تغییر آرام آرام اتفاق افتاده، این تغییر حاصل تجسم رویاها بوده و باور به تحقق آنها، این تغییر از صفر شروع کردن بوده نه کمک دیگران یا وام یا ارث یا …
این تغییر با یک برنامه روزانه، متعهدانه و صبورانه اتفاق افتاده، این تغییر با بهتر و بهتر شدن اعتماد بنفس اتفاق افتاده، این تغییر با کسب مهارت ها در حوزه کاری مورد علاقه اتفاق افتاده، این تغییر با حل مسائل اتفاق افتاده نه فرار از آنها، این تغییر با سپاس گذاری از آنچه در لحظه داریم اتفاق افتاده، این تغییر با خواستن خواسته ها اتفاق افتاده، این تغییر با ایمان به خداوند بدست آمده و ایمان نمی تواند با ترس و نگرانی و استرس همراه باشد نمی تواند با بی تحرکی و بی برنامه بودن همراه باشد ، این تغییر با بزرگتر شدن ظرف وجودی مان اتفاق میافتد، و در آخر این تغییر با رعایت کامل قوانین حاکم بر این جهان هستی اتفاق افتاده است
سپاس از خدای بزرگ و مهربانم و سپاس از استاد عزیز و خانم شایسته گرامی
وااااااای عااااااااالی بود استاد. فوق العاده بود.
از شدت ذوق دستام میلرزه.
استاد به نظرم این بهترین فایلی بود که تا حالا روی سایت گذاشتین. حتی از روانشناسی ثروت هم بهتره. کللللللی از باورام شکسته شد. تو تصوراتم هیچ وقت این همه ماشین و موتور نداشتم. منم خیلی خیلی ماشین و موتور دوس دارم. ولی همیشه با خودم تصور میکردم که وقتی ثروتمند شدم نهایتش سه تا یا چهار تا واسه خودم بخرم. ولی الان میگم چرا خودم خودمو محدود میکردم؟!!!! هیچ محدودیتی در کار نیست. هر چی دلم بخواد میخرم.
استاد ما منتظر قایق تفریحی بودیم. چرا از اون فیلم نذاشتین؟!! اگه خودتون توی فیلم صخبت کنین و راجبش توضیح بدین به نظرم خیلی بهتر میشه. مثل فیلم تسلا.
راستی تسلا چی شد؟ خریدین یا نه؟؟ از اونم فیلم بذارین. قایق تفریحی فراموش نشه لطفا.
استاد واقعا ارزش داشت. بخدا هر چقدر که واسه ین فایل ها وقت بذارین ارزش داره. خیلی تاثیرگذار بود. اصلا نگاهم به دنیا تغییر کرد.به نظرم توی دوره هاتون هم اگه چنین فیلم هایی بذارین خوب میشه.
استاد هواپیمای شخصی رو حتما حتما فیلم بگیرین. حتی از روند خریدنش هم فیلم بگیرین.
خیلی خوب بود واقعا. ممنون
به نام رب که تنها فرمانروای جهان است❤️
سلام به استاد و بانو مریم شایسته🧡
و سلام به دوستان محترم💛
استاد من همیشه فکر میکردم تنها اون دسته از افراد که دارای مدرک تحصیلی بالا هستن میتونن موفقیت و تجربه کنن و از اونجایی که من ادامه تحصیل ندادم دیگه امیدی برای رسیدن به اهدافم نداشتم
اما با دیدن نتایج فوق العاده شما هر روز بیشتر داره این باور درونم زنده میشه که مسیر رسیدن به اهداف فقط و فقط اینه که ما باورهای مخرب که از بچگی تو مغزمون فرو کردن و تبدیل کنیم به باورهای قدرتمند کننده
من عاشق شنا کردن هستم و همیشه این رویا تو ذهنم هست که یک خونه داشتم باشم با کلی امکانات رفاهی بالا و البته مجهز به استخر و سونا و جکوزی
همین چند وقت پیش بود که دختر داییم اومد خونمون و من همونجا داشتم عکس ویلاهای استخردار و نگاه میکردم و میگفتم بالاخره یه روزی بدستش میارم و اون به من گفت چه حرفای عجیبی میزنی مگه تو این مملکت با این اجناس گرون میشه آدم همچین ملکی داشته باشی
و یادم نمیره گفت آدم باید با ذهن منطقی فکر کنه
از اونجایی هم که من اصلا به ذهن منطقی تکیه نمیکنم بهش گفتم یه روزی میرسه که من به این آرزوم دست پیدا میکنم چون از قبل اینکه حتی وارد سایت بشم این خواسته در من شکل گرفت و هر روز بهش فکر میکنم و ایمان دارم به خدا که بالاخره تو چنین خونه ای زندگی میکنم حالا مسیر رسیدن بهش و نمیدونم فقط باور دارم که من لایق این خواسته هستم و خدا من و هدایت میکنه
و از شما ممنوم که این تصاویر زیبا رو به نمایش میذارین تا ما بیشتر باور کنیم که میشود اگه استاد تونسته به این حجم از نعمت و ثروت و سلامتی و خوشبختی و رابطه عاشقانه و معنوی دست پیدا کنه پس منم میتونم
فقط باید روی خدا حساب باز کنم و با تکیه کردن به قدرت بی انتهای الله و باورهای قوی به یک زندگی رویایی و کلی احساس خوب و آرامش درونی دست پیدا کنم
خدایا عاشقتم و ممنونتم که هر روز داره خواسته های جدید درونم بوجود میاد و من باورشون میکنم وهر لحظه الگویی مثل استاد که دستی از دستان توست برای هدایت بشر ذهنم و پر میکنه از آگاهی های با ارزش😍😍
خداوند از هر طریقی که خودش صلاح بدونه، ما رو به خواستههامون میرسونه.
ایشاله که به زودی وارد خونه مورد نظرتون با تمام امکانات میشید :)
شانزدهمین روز سفرتکاملی من.
خیلی خوشحالم که هرروز استاد اگاهی های تازه ای به ما یاد میده.
از استاد عزیزم خیلی چیزای ارزنه یاد گرفتم.
باید برای داشتن زندگی خوب باید با خودت توی صلح باشی
ترمز هامونو شناختیم
خداروشناختیم
توحیدی بودن دنیارو
راهنمای کسی نباشیم
متمرکز خواسته هامون باشیم.
به چیزی جر خدا باور نداشته باشیم روش حساب باز نکنیم
هرچیزو بسپاریم به خدا وخدا خودبخود خودش درس میکنه
همه باور های مخرب یه شبه بموجود نمیومده که یشبه هم از بین بره
قانون تکامل قانون پله پله ای که یک دفعه نمیشه.
باید خودمونو لایق بهترین هاوبدونیم به کمتراز بهترین قانع نباشیم.
براتون یه خاطره ای تعریف کنم که من نمیدونستم چیزی به اسم قانون هست.
من تو یه مغازه ای کار میکردم ۴نفری جوری سرمون شلوغ میشد دیگه صبحانه وناهارم سرپا میخوردیم و۴تامونم تو مغازه فقط کار میکردیم پول زیادیم درنمیاردیم برا اون زحمتی که میکردیم
من از اول مغازه میگفتم من یروز به کاری شروع میکمم یه جایی مغازه باز میکنم که دستام کثیف نشه نرم تو سرمای زمستون زیر تریلی مثلا فلان کارشو درس کنم.گذشت وگذشت شرایط جوری شد من خیلی راحت بدون هیج برنامه قبلی بدون هیج تحقیق از محل کار جدیدم توی یه هفته ای رفتم مغازه رو گرفتم وشروع به کار کردن کردم همشون بصورت کاملا هدایت شده وحمایت شده از طرف خدا بود.چون من باور میکردم که یروزی من مغازه ی خودمو میزنم با فلان ویژگی.
درست الان دراومدم نصف اونجاست ولی من باور دارم اون شزایطی که ساختم اومدم اینجا جوری مشتری برای اینجا جذب میکنم بدون خستگی وکار کردن وزحمت کشیدن دراومد خوبی درس کنم.
من الان که فکر میکنم من خیلی چیزارو با قانون تکامل جذب زندگیم کردم من قبل اشنایی به قانون اعتماد به نفس نداشتم همش به خودم ایراد میگرفتم
ومن یروز سالم نداشتم زخم معده گرفتم سرما میخوردم سنگ کلیه و….که همشون خداروشکر با قانون تکامل وتسلیم بودن به خدا وایمان به الله یکتا الان خیلی وقته هیج مشکلی ندارم اینا همشون کاری از دستان خداوند هست که توسط خانم شایسته واستاد عباس منش بهم داده شده.
استاد عزیز ازت سپاس گذارم با دیدن این کلیپ ها میبینیم انگیزه میگیرم تو سفر ۱۵گفتیم که تو از خونه ای با سقف چوبی ودیواری سیمانی رسیدی به اینجاها پس ماهم میتونیم.
ماهم میتونیم بدون فکر خیال پول دربیاریم.
ماهم میتونیم چندتا خونه وماشین وموتور و…داشته باشیم
ماهم میتونیم همیشه احساسمونو عالی نگه داریم با ایمان داشتن وباور کردن به خدا
ماهممیتونیم همیشه توهر شرایط حتی به ظاهر بد جوری نگاه کنیم که حسمون یکم بهتر باشه
توکل کنیم
امید داشته باشیم
به نعمت فراوانی ایمان داشته باشیم که برای ماهم میشنود چون همه یه اندازه به خدا وند نزدیک هستیم
استاد خیلی خوشبختم که با شما هم زبان هستیم واین اگاهی هارد میتونیم خیلی راحت گوش کنیم .
دوستون دارم موفق باشید ارزوی سلامتی دارم
خدافظ❤❤
شانزدهمین روز سفر
سلام استاد
با دیدن این فایل و صحبتاتون تونستم چندتا باور محدود کننده رو در مورد خودم بفهمم
وقتی گفتین با موتوری که خراب بود رفتین شمال و مسافرت و اینا برام خیلی جالب بود، چون من تو خانواده ای بزرگ شدم که اصلا اهل مسافرت نبودیم و هیچوقت شرایطشو نداشتیم ماشین نداشتیم هزینه شو نداشتیم اون شهر و نمیشناختیم یا به هر دلیل دیگه ای همیشه خودمون و قانع کردیم ک توانایی مسافرت رفتن و نداریم، منم با همین باور بزرگ شدم و همیشه خیلی دوست داشتم برم شهرهای مختلف و ببینم اما حتی بعد بزرگ شدن هم دوستانی داشتم ک بازم هیچوقت هممون باهم شرایطمون جور نمیشد ک بریم مسافرت و همیشه فقط حرفشو میزدیم و بعدشم کنسل میشد، حتی الان که ازدواج کردم با این که هم ماشین داریم هم هزینه شو داریم اما بازم نمیریم چون همیشه فکر میکنیم مسافرت دو نفری خوش نمیگزره حتما باید یه جمع چند نفره باشه با خونواده بریم یا با دوستامون بریم و اونام هیچوقت پایه نیستن و در نتیجه بازم همون آش و همون کاسه…
الان ک صحبتای استاد و شنیدم به خودم گفتم چرا ما یا من اینجوریم چرا همیشه میخام تمااام شرایط ایده آل باشه و بعد برم سفر چرا یبار با شوهرم دو نفری ماشین و برنداشتیم بریم شمال با این باور که بهمون خوش میگزره با این باور که میریم خودمون با شهر آشنا میشیم خودمون راه و پیدا میکنیم، یا چرا هیچوقت با یکی از دوستام ک پایه باشه دو نفری نرفتیم و همیشه منتظر بودیم بقیه شرایطشون جور بشه و دسته جمعی بریم؟؟؟
چون من شادی و لذتم و وابسته به بقیه میدونم، چون همیشه باور داشتم فقط اگه تعدادمون زیاد باشه بهمون خوش میگزره، چون من از درون شاد نیستم، چون من خودمو دوست ندارم و باور ندارم که خودم به تنهایی میتونم از سفر لذت ببرم.
و من اینقد سفر نرفتم ک دیگه حوصله شم ندارم، با اینکه دوست دارم اما یکی دو روز که از شهر و خونه م دور باشم دیگه تحمل ندارم و میخام برگردم خونه م، راحتی من وابسته به این مکان خاصه.
این باورها حتی مانع ازین میشه که من بخام محل زندگیمو تغییر بدم، من شهری که توش زندگی میکنم و دوست ندارم اما همیشه فکر میکنم تمام خونواده م و آشناهام اینجان اگه من بخام برم تو یه شهر دیگه زندگی کنم اونجا که کسی و نمیشناسم دیگه از خونواده م دورم و چه لذتی داره زندگی تو جایی که نه کسی تو رو میشناسه و نه تو کسی و میشناسی!!!
بعضی وقتا که سر این موضوع با خونواده م صحبت میکنیم همه نظرشون اینه که زندگی تو جایی که کسی تو رو نمیشناسه که لذتی نداره تو به چه دلیل میخای لباس خوشگل بپوشی وقتی هیچ آشنایی نیست که تو رو ببینه، چه فرقی میکنه تو سوار چه ماشینی بشی وقتی هیچ آشنایی تو رو موقع دور زدن با ماشینت نمیبینه که تو بخای لذت ببری و … .
انگار ماها همه چیو برا اینکه به بقیه نشون بدیم میخایم انگار لذتمون در گرو اینه که جلو بقیه از داشته هامون استفاده کنیم و من فکر میکنم این از کمبود عزت نفس باشه که توی خودم به شدت کمبودشو حس میکنم
و باور اشتباه دیگه ای که امروز فهمیدم در مورد ثروت داشتنه من همیشه به این فکر میکردم که پول و ثروت زیادی با خودش دردسر به همراه داره به اصطلاح هر که بامش بیش برفش بیشتر ، دوست داشتم خونه ی بزرگ داشته باشم اما باور داشتم خونه بزرگ دیگه نیاز به نگهبان داره دیگه امنیت نداره دزد میاد و …، اینکه که اگه دوتا ماشین داشته باشم دیگه هزینه های اضافی رو دوشمون میفته و باید پول بیمه ی دوتا ماشین و بدیم و فلان،اینکه اگه من توی دوتا شهر خونه داشته باشم اون خونه ی که توش نیستیم کی ازش محافظت میکنه که دزد نزنه و اتفاق بدی نیفته و … و کلی باورهای محدودکننده پنهان که توذهنم بود و باعث شده من از تمام دنیا فقط به یه زندگی ساده و معمولی تو یه روستای کوچیک بدون کمترین امکانات و بدون هیچ زیبایی طبیعی و آب و هوای بد قانع بشم و بگم حوصله ی دردسر ندارم ؛ با وجود اینکه همیشه یکی از بزرگترین آرزوهای من سفر به دور دنیا بوده و هست.
امروز که این فایل و دیدم و دیدم که استاد چقدر راحت داره زندگی میکنه و از زندگیش لذت میبره بدون کمترین دغدغه و نگرانی و اون محدودیت هایی که ذهن من برام ساخته، یه آن به فکر این باورهای غلط ذهنم افتادم و بهشون پی بردم، حالاتازه فهمیدم این باورهای غلط و دارم ولی اینکه چجوری بتونم اینا رو از بین ببرم و هنوز نمیدونم🙄
الانم این فکرا داره تو ذهنم رژه میره که یعنی واقعا میشه من برم تو یه شهر دیگه یا تو یه کشور دیگه و بدون داشتن هیچ آشنایی تو اون شهر از زندگی لذت ببرم؟؟؟😂
خدا به دادم برسه با این ذهن محدودم 😄
استاد عزیز اونجایی که گفتی تا ساعت سه چهار صبح نشستم و این فایلا رو تدوین کردم و گفتم حتی اگه یه نفرم انگیزه بگیره ارزشش و داره حس کردم چقد دوستون دارم و براتون احترام و ارزش قائلم وافعا شما بی نظیرید واقعا آرامش از وجوتون میباره، از صمیم قلبم از شما و عزیز دلتون سپاسگزارم💖
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سفرنامه روز شانزدهم
خدایا شکرت ، شکرت بابت قوانین بدون تغییر ، شکرت بخاطر این استاد نازنین و این سایت بینظیر
رویا های که رویا نیستند ، دست یافتنی اند اگر تو تغییر کنی ، اگر تو تغییر کنی به هر آنچه که میخواهی میرسی همانطور که استاد رسیده از اون شرایط به این شرایط ، الله اکبر ، خداراصد هزار مرتبه شکر میکنم زندگیم از قبل از آشنا شدن با شما و بعد از آشنا شدن با شما یه دنیای دیگه را انگار تجربه کردم ،،،
الان که به یکسری از خواسته هام رسیدم و خواسته های بزرگتری در من شکل گرفته ، ذهن جوری رفتار میکنه که انگار به هیچی تو این مسیر نرسیدم در صورتی که ما هر روز داریم رشد میکنیم اما آرام آرام ، قدم به قدم ،وقتی بعد از یکسال دوسال دفتر های گذشته و اهدافت را میبینی باور نمیکنی که خیلی وقت پیش بهشون رسیدی ،،،
ما یاد گرفتیم بجای اینکه رویا هامون را مرور کنیم اونها را دفن کنیم ، به خودمون بگیم خوب اون مورد که دست نیافتنیه فعلا به کمترش قانع باش و فکر میکنیم دیگه نهایتا تا حدی میتونیم رشد کنیم و بدست بیاریم ولی هیچ حد ومرزی نداره پیشرفت
،،در مسیر موفقیت وقتی به خواسته های کوچک ات میرسی خواسته هات بزرگ ت میشن و همچنین ایمان ات بیشتر میشه ،،،
خداراصد هزار مرتبه شکر میکنم بابت این بنده خوبش استاد نازنینم آقای عباس منش و خانم شایسته که واقعا خدا به من لطف داشت که فرشته هاش را برایم فرستاد و من را هدایت کرد به سمت این دوتا فرشته خدایاشکرت ❤❤🙏🙏🙏
سلام استاد عزیز که اینقدر خالصانه وبا عشق کمکمون میکنین تا ما هم رشد کنیم . و فراوانی رو باور کنیم .
من الانا که بعضی وقتها با خانوادم صحبت میکنم درمورد موضوعات مختلف اونها وقتی تغییرنگرش و نداشتن تفاهم فکری منو میبینن بهم میگن هیچی تو خل شدی وخودم هم متوجه تغییر فرکانسیم شدم .
خودم واقعا لذت میبرم که طرز فکرم تغییر کرد .
ذهنم دیگه کمبود رو قبول نمیکنه.
وهمه این تغییرافکار رو مدیون زحمات صادقانه شما وخانم شایسته عزیز میدونم .
واقعا ازتماشای این فایلها لذت بردم و فراوانی رو درسطح بالاتری نسبت به گذشته درک کردم .
الان دیگه باور دارم که میشه .
قانون برای همه یک جورعمل میکنه .
شما تونستید پس ما شاگردای شما هم میتونیم .
قول میدم پابه پای شما تو این مسیر باشم .
منم دوره روانشناسی ثروت ۱ رو تهیه کردم بی نظیره .
وچقدر شما ذهنیت منو تغییر دهید و چگونه زیستن روبهم یاد دادین .
با آرزوی تندرستی وشادی روزافزون برای شما و خانم شایسته عزیزم.
سلام روز 16 ام سفر نامه شکر برای عمل به تعهدم تا به اینجا
استاد منم رویاهای زیادی دارم از بچگی ادم زیاده خواهی بودم مثلا اگه کسی فقط برای خودش یه خونه میخواست که داشته باشه من همیشه تو تصوراتم یه خونه 500 متری دوبلکس با پله های چوبی و سراسر مبل و فرش شده با اتاق خواب های فراوان که چند تا از اتاق ها هرکدوم سرویس داشته باشند و با اشپزخونه بزرگ که پر از کابینت باشه و حیاط بزرگ پر از بیدمجنون و درخت و تویوتاهای پارک شده تو حیاط که برای من و همسرمه نمیدونم چرا اما همیشه اینطوری خواستم بعد اشنایی با شما هم این رویا شدت بیشتری گرفت که واقعا میشه ومن فقط باید بخوام …
رویای مهم دیگه ای که دارم داشتن کسب و کاریه که ازاد ازاد باشم برای کسی جواب پس ندم از هرگجا باشم انجام بدم زمانش دست خودم باشه و مهمتر از همه عشقم باشه الحمدالله که هدایت شدم بهش فقط مونده ازین کارم استعفا بدم فقط یکم تو فشار مالیم و فشار روانی اطرافیان … خدایا شجاعم کن تا از پسش بربیام میدونم که تو به شجاعان پاداش میدی میدونم که پاداش ها سمت دیگه ریسکه و من کلا ادم ریسک پذیریم …
استاد عاشقتم که موتورها و خونه و ماشینتو نشونمون میدی نه برای تظاهر چون نیازی به این کار ندارید برای زنده کردن و زنده نگه داشت امید در دلها … خدایا ازت ممنونم که سید حسین عباسمنش شد دست تو برام تو زندگی خدایا بقول همین دستت خودتو میخوام تو زندگیم میخوام خودت اساسی پا بذاری تو چالش هام تو تصمیماتم….
بنام خدای مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
روز 16 ام سفرنامه
استاد بی نهایت از شما تشکر میکنم به خاطر این فایل ها و آگاهی هایی که به ما میدید باور های مخربمون شکسته بشه و باورهای زیبایی جایگزین اونها بشه
استاد قمشه ای میگفتند که آرزو دلیل بر استعداده،
اگر خواسته و آرزویی داریم اون خواسته ی ما در این جهان حضور داره فقط باید باورهامون رو عوض کنیم طرز نگرشمون رو نسبت به توانایی هامون عوض کنیم باید رزاق بودن خداوند رو قبول کنیم
استاد اگر شما از اون وضعیت به این شرایط خیلی عالی رسیدید پس ما هم میتونیم
شما دستی از سوی خداوند هستید که اومدید باور رزاق بودن خداوند باور ثروت و فراوانی را در وجود ما بکارید
امروز رفته بودم پیاده روی از خودم سوال کردم من چطوری از خدا کمک خواستم با چه دل و نیتی خدارو صدا زدم که شما رو به من معرفی کرد یهو گریه ام گرفت گفتم خدایا منو خوب جایی اوردی من در اوج بدبختی و دل شکستگی به شما هدایت شدم و شما شدید نور و روشنایی برای من
نمیدونم شما کدوم دعای مستجاب شده ی من هستید
خیلی خوشحالم که اینجا هستم هر روز برای وجود نازنین شما خدارو شکر میکنم
خدایا کمکم کن هر وقت بهت فکر میکنم آرامش تمام وجودم رو بگیره
خدایا همه ی مارا به راه راست هدایت کن.