به رویاهایت باور داشته باش | قسمت 2 - صفحه 97 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1624 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مصطفی خدابخشی گفته:
    مدت عضویت: 2310 روز

    سپاس گذار خداوندی هستم که ما را آزاد آفرید.

    مارا مستقل آفرید، به این شرط که خودمان آن را باور داشته باشیم.

    سلام خدمت استاد و خانواده صمیمی.

    باتشکر از مریم جان.

    این روز ها حس و حالی عجیب دارم و اینقدر خاطر جمع این هستم که به آنچه میخواهم خواهم رسید که هیچوقت چنین آرامشی رو تجربه نکرده بودم.

    عاشق خداوند شدم.

    عاشق خدایی که حی است.

    خدایی که نیاز به وقت خاصی برا عبادتش نیست.

    خدایی که عمل خاصی برای عبادتش لازم نیست.

    خدایی که رفیق است.

    حامی است.

    میگه اگر این را میخوای یا آن را فقط در مسیرش حرکت کن. همین! کار راحت برای تو و فقط داشتنش را تجسم کن. بقیه کارها را فقط به من بسپار. نحوه پاسخگویی در هر شرایطی را به من بسپار…. به من اعتماد کن… به من ایمان داشته باش تا فقط “تو” را به سعادت و خوشبختی برسانم.

    از اولین روزی که در مورد خدا شنیدم خیلس گذشته است و چون در شهر مقدسی بدنیا آمدم تمام آنچه از خدا آموختم این بود که خدا میخواد یه کاری از ما ببینه تا دمار از روزگار ما در بیاره.

    از آموزه های آن دین فقط آموختم خدا در رمضان صدای ما را میشنود، قرآن را فقط در مجالس ختم، فوت باید خواند. در مجالس روضه و حتی مولودی باید گریه کرد و از خدا خواست که ما را ببخشد و از گناهان ما بگذرد.

    خدا رو سپاس گذارم بخاطر این که یادم داد همیشه هست.

    قرآنش را نه در مجالس ختم و روضه، که همیشه میتوان خواند و فکر کرد، رشد کرد و مسیر شکوفایی خود را پیدا کرد.

    تبریک میگم به خودم. دیشب نرم افزار مجمع تفاسیر نور نور را تهیه کردم و اگر یک روز دیگر هم از زندگی ام باقی مانده باشد دوست دارم آن را برای خواندن و درک این کتاب آسمانی بگذارم تا این تکامل خودم را قدم به قدم طی کنم.

    سپاس گذار خداوندی هستم که دستان خودش را بوسیله این سایت به ما نشان داد.

    باور کنید معجزه همین است دوستان.

    معجزه نباید دست درخشان یا عصایی باشد که تبدیل به مار میشود

    معجزه تغییر همین افکار پوچ است که گمان میبردم خدا شاید نعوذبالله شیخ باشد.(باور کنید اینقدر تو شهر قم این دسته از آدم ها رو پاک و مقدس میدونستم که فکر دوران کودکی من اینگونه بود)

    راستی در قم بزرگ شدم، همانند خود استاد. میشود قصه زندگی ما هم با شناخت خداوند در این نقطه مشترک باشد؟ و در آخر هدایت شوم به جاهای خوب و مکانهای خوب؟ من که اطمینان دارم. درست مثل زمانی که استاد گفت اگر ۹۹.۹۹۹۹ در صد ایمان داشتم و یک دهم تردید فلان حرکت را نمیکردم. باید ایمان صد در صد داشت. باید در مقابل قوانین خدا سر تعظیم فرود آورد و خالق یگانه آن را با عشق پرستید.

    فکر کنم بلندترین کامنتی بود که نوشتم.

    تازه از خواب بیدار شدم و یه حسی بهم گفت حرفایی رو بنویسم که عمری باهاشون زندگی کردم.

    در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2466 روز

    شانزدهمین سفر از سفرنامه

    🌹🌹🌹🌹

    با سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته

    👸👸🙋‍♀️🙋‍♀️

    امروز خواستم بیزینس جدیدمو انجام بدم ولی یک مانع بوجود آمد … پیش خودم گفتم میسپارم به خدا و رها میکنم

    حتما خیریتی هست و اصلا ناراحت و نگران نشدم ولی مطمعن هستم بهترین راه حل برام هست چون به رویاهام ایمان و باور دارم وو

    از این که بطور مداوم از جهان هستی هدایت میطلبم و قدم بعدی را میخوام روشن و واضح آشکار کند صبوری میکنم و ایمان دارم با بهترین شرایط و با کمترین سعی و تلاش به بهترین موفقیت میرسم و با دیدن این فایل ها بیشتر ایمان میارم که فقط با سپاسگذارز و توکل به خدا …. خودش راه و به من نشون میده

    👣👣👀👀

    🌹🌹🌹🌹👣👣👣

    ممنون و سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    خاطره پارسا گفته:
    مدت عضویت: 3645 روز

    سلام

    روز ۱۶ ام

    داشتم به این مناظر نگاه میکردم و به نظرم اومد حدی پردایس هم الان خیلی زیباتر شده از چند سال قبل انگار درختا انبوه تر سبزترن و همه چی باشکوهتر شده با وجود اینکه اینجا هم زیباست .

    منم وقتی به زندگیم نگاه میکنم متوجه تغییرات در محیط اطرافم میشم و تاثیر افکار جدیدم حتی روی چیزهایی که داشتم اتاقی که زیباتر شده رابطه ای که صمیمی تر شده و…حتی داشته هامون فزونی یافتن این یه قسمت ماجراست چیزهایی که هیچ وقت نداشتم اما حالا دارمش و به صورت خیلی راحت و طبیعی اومدن توی زندگیم و رویاهایی که هر روز بزرگ شدن و بال پر گرفتن و رسیدن بهشون عادی شدن استاد شما توی این چند سال مارو به داشتن و خواستن رویاهای بزرگ عادت دادید خدارو سپاسگزارم که منو به این مسیر هدایت کرد تا دیدم وسعت پیدا کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2466 روز

    شانزدهمین روز از سفرنامه

    🤩🤩🤩🤩

    با سلام به دوستان واستاد عزیرم عباسمنش و خانم شایسته مهربانم

    🌹🌹🌹

    من این فایل را همیشه و بطور مداوم در لب تابم ذخیره کردم واز طریق تلویزیون با صدای بلند میبینم

    کلا من تمام فایلهای استاد رو به همین طریق میبینم و خیلی لذت میبرم و برام انگیزه دار میشه که که استاد اینقدر فریاد میزنه که بابا میشود

    پس برای منم میشود

    🤗🤗

    اینقدر من این فایل هارو بطور شبانه روز میبینم و میشنوم و اینقدر توی این مدت متعهدانه و با شور وشوق نگاه میکنم و تمرینات رو انجام میدم که فکر میکنم دیگه هیچ کاری برای انجام دادن ندارم جز نوشتن و نت برداری و توجه به تمام این فایل ها ..

    استاد عزیزم و خانم شایسته مهربانم از این که چنین فضایی برای مرور و توجه به این فایلها مهیا کردین

    بی نهایت ممنون و سپاسگذارم

    احساس میکنم شاگرد خوبی هستم

    چون فقط و فقط در طول شبانه روز فقط دارم به اهدافم توجه میکنم

    و به ذهنم تغذیه ی درست میرسونم

    اصلا در این شرایط حساس کنونی …من گذر زمان رو متوجه نشدم

    اصلا برام مهم نبود اون بیرون چه خبره و چی میگذره

    حتی برای پیاده روی هایی که برنامه ریزی کرده بودم دچار تضاد شدم یعنی اینکه حتی این برنامه روزانه ام هم تبدیل شده به اینکه بشینم کامنت بچه ها رو بخونم و یا فایل هارو بریزم توی لب تابم و یا اینها رو ببینم و نت برداری کنم

    یا هنذفری توی گوشم هست بطوری که باور کنید بیهوش میشم و خوابم میبره

    نمیدونم چرا به این سبک از زندگی عادت کردم و بقول مهروف وابسته شدم

    مثل کسانی که همش دنیال خبر و اخبار هستن یا همش توی خبرهای ورزشی و فوتبال دنبال خبر هستن……

    منم اینقدر توی سایت میچرخم و مطالب رو میخونم و یا خودم کامنت میذارم

    چشمام خسته میشه ا… انگشتام سر میشه .. خلاصه ی دو سه ماهی هستش که شیوه ی زندگیم بطور کل عوض شده

    فقط برای کار ضروری و خرید مواد غذایی با عجله میرم و زود بر میگردم انگار کسی در منزل منتظرم هست که اگر دیر برسم خبری میشه

    خلاصه دوستان 😎😎 عباسمنش کاری کرده که همه کارامو گذاشتم زمین و فقط دارم برای همه امورات زندگیم هدایتی میرم جلو

    برای هر کاری اینقدر صبوری میکنم که هر کسی منو ببینه میگه چقدر تنبل شدم .. چون برای همه کارام فقط با ایمان و توکل و از طریق هدایت قدم برمیدارم و تنها خودم میفهمم که چقدر لذت بخش هستش

    چون همه کارام خودش جور میشه و درست میشه و منم فقط کارم شده که همه این هدایتهار و بنویسم

    ببخشید مطالبم طولانی ش د ولی از اینکه وقت گذاشتید خوندید واقعا ممنون و سپاسگذارم

    استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیزم از شما ها واقعا ممنون و سپاسگذارم برای همه پیشرفتام …

    دوستون دارم موفق و پایدار باشید

    🙋‍♀️🙋‍♀️🙏🙏🙏👸👸🌹🌹🌹

    💟💟💟👣👣👣👣👣👀👀👣👣

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      نیلوفر گفته:
      مدت عضویت: 2240 روز

      به نام الله یکتا

      روز شانزدهم سفرنامه

      خدایا صد هزارمرتبه شکرت که من رو با استاد آشنا کردی. استاد من یک روزی با تمام وجودم با عجز و التماس از خدا استقلال میخواستم استقلال مالی زمانی مکانی همه چیز. چون هیچکدوم رو هیچوقت نداشتم. رویاهایی داشتم اما حتی یک درصد هم فکرش رو نمیکردم که من به این رویاها برسم اما با دیدن این فایل و فایل قبلی که خونه ی بنرعباس رو نشون دادید باور کردم که میشه که من هم مثل شما میتونم فقط باید مثل شما فکر کنم مثل شما ایمان و توکل داشته باشم الان دیگه ذوق رسیدن به خواسته هام رو دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    رها گفته:
    مدت عضویت: 2654 روز

    به نام خدا

    سلام

    روزشانزدهم سفرنامه

    من چندین سال پیش وقتی دریک کلاس ورزشی جدیدشرکت کردم پس ازچندجلسه شرکت ازاون شخص که مربی مون بودخیلی خوشم اومد،تصمیم گرفتم من هم دراون رشته ورزشی مربی بشم واین دراون موقع خواسته ورویای من بودکه بهش رسیدم،البته من اول اون شخص رودیدم وبعدچون دوست داشتم مثل اون باشم این خواسته درمن شکل گرفت،وبه این خواسته رسیدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    اعظم س گفته:
    مدت عضویت: 2175 روز

    سلام استاد واقعا خوشحالم که در مسیر من قرار گرفتید وواقعا دید من رو نسبت به زندگی خیلی خیلی زیبا کردید وهمینطور نسبت به قرآن که الان باتمام وجودم دوست دارم قرآن رو بخونم..از اینکه زحمت می کشیود وبا صداقت وسخاوتمندانه فایلها رو برامون تهیه کردید واقا سپاسگذارم🙏🏻🌹🌹🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    مرضیه سلیمی گفته:
    مدت عضویت: 2278 روز

    سلام دوستای عزیزم

    روز شانزدهم سفرنامه

    چندوقت پیش با خودم کلنجار میرفتم که همسرم رو هم وارد این فضا کنم و با قوانین آشنا کنم تا زندگیمون از نظر مالی تغییر کنه

    چون فکر میکردم من چطور میتونم از نظر مالی به پیشرفت برسم در صورتی که همه امور مالی زندگی دست همسرمه و اون که کسب و کار داره

    خلاصه این قضیه ترمز من بود

    خداروشکر حل کردم والان فقط دارم رو خودم کار میکنم و تمام خواسته هایی که دارم را طوری بهش نگاه میکنم که خودم بتونم تهیه اش کنم.و مطمئنم که به همه ی خواسته هام میرسم فقط زمان لازم هست

    خلاصه وقتی راجع به این موضوع فکر میکردم

    یه دفعه یاد یکی از آشناهامون افتادم که همسرش در یه مغازه کارگر بود و مستاجر

    ولی خانمش خانم زرنگی بود یه کسب و کار برای خودش راه انداخت و یه خونه ساختن بعد از اون یه مغازه زد .یه ماشین برا خودش خرید

    بعد دوباره خونشونو عوض کرد و به جای خوب شهر نقل مکان کردن

    و همه ی این پیشرفت ها و کلا عوض شدن زندگیشون به خاطر اون خانم بود و به همه خواسته هاش رسید

    ولی همسرش هنوز تو اون مغازه کارگر هست

    این برای من یه الگو شد که اگر این خانم تونست از اونجا خودشو بکشه بالا چرا من نتونم

    من هم میتونم بدون توجه به اینکه همسرم چه درآمدی داره یا چه کار میکنه فقط با توجه و تمرکز به خودم به خواسته هام برسم

    چندین بار همسرم ازم مشورت خواسته راجع به کسب و کارش ولی من با توجه به آموزه هایی که از استاد دیدم فقط قوانین رو بهش گفتم و اصلا مشورتی ندادم که فلان کار رو انجام بده یا نه

    چون فهمیدم از استاد که باورهای هرکس فرق میکنه همینطور مداری که دراون هستیم هم فرق میکنه

    استاد تو رو خدا اینقدر پیام نزارید که جلسه های روانشناسی ۱ بروزرسانی شده یا جلسه های ۱۲ قدم آماده ست😂😂😂😂

    به خدا دیوونه میشم دلم ضعف میره خدایا کی من به مداری میرسم که بتونم این دوره ها رو بخرم

    وقتی این پیام ها رو میبینم انگیزه ام بیشتر میشه برای پول درآوردن

    روزی که بتونم این دوره ها رو بخرم یه جشن برای من

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    نوشین نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 2316 روز

    به نام خدای عشق و ثروت

    سرشار از عشق و شعف شدم استاد عزیزم ،مرسی که مثل یک برادر خیر خواه و مهربان این فایلهای زیبا را تدوین میکنین تا به ما انگیزه و ایمان بدهین که میشود ،خیلی خوب حس کردم که گفتین فقط با موتور و ماشین میتوانین نشان بدهین که این ثروت چقدر خوبه ولی احساس آرامشی که شبها میخوابین و احساس نشاطی که صبحها دارین و احساس معنویت بیشتر که همراه با ثروت بیشتر همراه هست و احساس خوشبختی را نمی توان کامل به تصویر کشید ،و واقعا چقدر ثرتمند شدن حس معنوی هست منم این آرامش را در نگاه شما احساس کردم استاد عزیز،و اینکه ذهن ما هر روز نیاز داره ببینه که میشود که امکان دارد ،شما از این الگوها نداشتین وگرنه خیلی در زمان کمتری این تجربیات خوشایند اتفاق می افتادن ولی الان که این امکانات در اختیار ماست باید هر روز استفاده کنیم و ببینیم.

    سپاس فراوان 🙏🙏🙏🙏🕊🕊🕊🕊🕊💎💎💎💎💎💞💞💞💞💞✌✌✌✌✌

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    روح انگیز پورمحمدی گفته:
    مدت عضویت: 2194 روز

    به نام خداوند بخشنده

    شانزده مین روز سفرنامه

    برای اولین بار درتمام مدت عضویتم حس کردم حرفی ندارم بزنم حتی بیرون اومدم ازسایت ونتونستم نظر بزارم ولی بازم دوباره یاد تعهدم افتادم که فقط باید شروع کنم به نوشتن خودش میگه چی باید بنویسم

    پس مینویسم

    به رویاهایت باور داشته باش

    این جمله استاده ولی من ازخودم پرسیدم کدوم رویاها بعد یادم افتاد خیلی وقته به رویاهام فکر نکردم بعد پرسیدم چرا؟

    دوباره اومدم کامنتها روخوندم حس کردم خیلی ها مثل من یه سری رویاها تو بچگی ونوجوانی داشتن بعد یه مدت ازیادشون رفته ولی بعد هدایت شدن به راه مستقیم ودوباره رویاهاشون رو ازسر گرفتن

    یادم اومد رویاهام

    اینکه دوس داشتم نقاشی کنم اون چیزهایی رو که میدیدم ازبچگی یه سری چیزهایی میبینم که خیلی ها نمیبینن یه سری الهاماتی داشتم که خیلی طول کشید تا بفهمم چی هستن ولی یه مدتی بود یادم رفته بود چقدر دوست داشتم نقاشی کنم یادمه هرچیزی میدیدم نقاشی میکردم تمام بشقابهای ملامین مادرم رو نقاشی کرده بودم هرتصویری میدیدم نقاشی میکردم ولی خیلی وقتها من چیزهایی دیگه ای میدیدم در منظره ها حتی الانم نمیتونم توصیف کنم ولی ارزو داشتم بتونم روزی اونها رونقاشی کنم

    خیلی رویاها داشتم والان میخوام که بازم بهشون فکر کنم

    رویای پرواز

    رویای ازادی اینکه بتونم خودم باشم

    رویای داشتن یه اسب

    رویای داشتن یه دریاچه ازهمونهایی که تخیل وتجسم میکردم

    رویای ساختن عروسکهای مختلف طراحی کردنشون

    رویای تاسیس یه گلخانه بزرگ تو مزرعه های بزرگ حتی کل معماری ونحوه ساختش هم تجسم کردم من عاشق کار افرینی هستم

    ورویاهای معنوی ومادی زیادی ازهمونهایی که وقتی مشغول ساختنشون هستم زمان ومکان وساعت فراموشم بشه

    چی باعث میشه یه زمانی همه رویاهامون رو فراموش کنیم فکر میکنم تسلیم شدن باعث میشه وپذیرفتن اینکه من کاری نمیتونم بکنم

    خدایا چه جوری میتونم ایمان عباس منشی تو وجودم پرورش بدم خودت هدایت کن

    من میتونم به همه رویاهام برسم به شرطی که اگاه باشم اگاهانه ازهدایتت پیروی کنم

    مریم جان خواسته یه نمونه مثال بزنیم ازکسی که به رویاهاش باور داشته و رسیده

    من یادمه یه هم مدرسه ای داشتم که لکنت زبان داشت توی راه رفتنش حرف زدنش خیلی کارهاش بچه ها مسخره اش میکردن تنها بود دوستی نداشت ولی همیشه از ارزوهاش میگفت من این هم مدرسه ای رو ندیده بودم تاهمین چن وقت پیش یه خونه خیلی زیبا توشهرمون نظرمو جلب کرد راجبش سوال کردم دیدم برای همون دختر هم مدرسه ای مونه مدرس حرفه ای زبان شده وکلی کارافرینی وموفقیتهای زیادی رسیده بود این دوست عزیز تاجایی برای من غیر قابل باور بود که هی میگفتم مطمعنین این همون شخصه ذهن من میگفت مگه میشه امکان نداره ولی داشت اون ثابت کرد که داره ومن الان خیلی تحسینش میکنم وپیش خودم میگم اره بعد رسیدن به موفقیت ببه چهچه کردن وهمه بلدن اتفاقا مسخره کردن روهم همه بلدن ولی کسی نتیجه میگیره که به رویاهاش باور داشته باشه و تمرکزش روبزاره روخودش نه دیگران ونه شرایط

    من امید دارم من هم اگر تعهد بدم وایمان داشته باشم به همه رویاهام میرسم ومثل استاد حتی فراتر از رویاها

    به هرکسی به اندازه ظرفیت وجودیش اگاهی وهدایت میدن نه به اندازه حرص وطمع جسمانیش

    به هرکجا چشم میگردانم فراوانی وفراوانی است به اسمان به دریا به شن های ساحل به باران به انسان به درختان به مورچه های زیر پاهایم به سلولهای بدنم به اندازه پول وثروتهای بی پایان به هرجا چشم میچرخانم فریاد فراوانی سرمیدهند

    به کدامین باور به کدامین استدلال من باور کرده ام کمبود را

    خدایا چشم بینا بده برای دیدن و نپوشوندن نعمتهای فراوانت

    درک بالا برای فهمیدن قوانین بی تغییرت

    ایمان کافی برای داشتن باور به رویاهایمان

    خدایا شکرت برای برگ برگ این سفرنامه

    برای شادی وسبکی الانم بعد نوشتن

    الهی خیر وبرکت روز افزون جاری باشه در زندگیت مریم عزیزمم تو چطور راهای رفته خودت رو به ما نشون میدی به واسطه این سفر چه انفاق و کمک به هم نوع ازاین بالاتر

    چقدر ارزشمنده برای من این عشق بی نظیر تو که من ازاین فاصله دریافتش میکنم

    این عشق حتما ازیک روح بزرگ سرچشمه میگیره خداروشکر میکنم بخاطر خلق موجودات نازنینی چون شما خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    آزاده زمانی جوهرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2181 روز

    سلام استاد عزیزم، بسیار عالی بود. این همه نعمت وفراوانی گوارای وجودتان باد. دیدن این تصاویر حس خوبی بهم داد. خدا رو شکر که در این یکماه که من عضو خانواده ی شما شدم تغییرات رادر باورهایم حس می کنم. من دائما با خودم این جمله رو تکرار می کنم که خداوند دوست داره من ثروتمند بشم ومن هر چقدر ثروتمند تر بشم به خدا نزدیکتر میشم. باورتون نمیشه این جمله چه احساس خوبی در من ایجاد کرده، نکته ی دیگه اینکه من از نظر مالی تو سطح نسبتا خوبی هستم ولی یه باور محدود کننده داشتم واونم باور چشم زخم بود هر موقع یه موفقیت مالی به دست می آوردم سریع ذهن من، مرا منحرف می کرد و وترس وباور چشم زخم اذیتم می کرد وچون تو این زمینه فرکانس منفی می‌فرستادم یه اتفاق بد میفتاد در نتیجه همیشه احساس خوبی از موفقیت های مالیم نداشتم ولی تو این یکماه اخیر که با شما آشنا شدم وباورهای قدرتمند شما را شناختم خیلی به آرامش رسیدم. من ایمان دارم مسیر شادی، آرامش و موفقیت وثروت برای من بسیار کوتاه است چون الگوی ارزشمندی مثل شما را دارم. خدا رو هزاران هزار مرتبه شکر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: