باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    591MB
    50 دقیقه
  • فایل صوتی باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود
    45MB
    50 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1236 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمدرضا گفته:
    مدت عضویت: 2321 روز

    به نام خدا

    روزشمار تحول زندگی من

    روز بیست و پنجم

    اولین قدم برای رسیدن به یک خواسته این است که باور کنیم می شود به آن خواسته رسید ، پس باید باور مان را تغییر دهیم. در حین تغییر باور، ذهن همیشه مقاومت میکند و کار سخت می شود. راه های زیادی برای تغییر باور وجود دارد ولی آن طور که من تا به این لحظه حس کرده ام، بهترین روش تغییر باور ها اثبات کردن آن باور برای خودمان است، ما باید مردم ثروتمند را زیر نظر بگیریم و ببینیم که چطور به آن ثروت رسیده اند، وقتی دیدم که می شود با این شرایط، در این کشور و…) افرادی بدون دزدی و تلاش فیزیکی زیاد به ثروت رسیده اند آن موقع است که دیگر ذهن ما مقاومت نمیکند و باور می کند که می شود.

    با تغییر باور مان، زندگی مان هم به همان نسبت عوض می شود و خوشبختانه سرعت تغییر باور هایمان هم رفته رفته بیشتر می شود. خداوند را شاکرم که با تغییراتی که در زندگی ام رخ می دهد، متوجه می شوم باور هایم در حال تغییر است، و این یعنی در مسیر درستی قرار دارم. خدایا شکرت، خدایا شکرت، خدایا شکرت.

    خوشبختی، هیچ ربطی به مکان و زمان ندارد، درک این جمله برای خودم هم خیلی سخت هست، همین الان ذهنم مقاومت می کند ولی وقتی می گوییم خوشبختی به زمان و مکان ربط دارد یعنی به طور غیر مستقیم به خداوند شرک می ورزیم، چون او ما را در این مکان و زمان قرار داده است، به طور غیر مسقیم به عدالت خداوند ایراد می گیریم و همین عامل کافی است تا زندگی مان روز به روز بدتر شود. خداوند را شاکرم که این باور را در خودم تشخیص می دهم و تلاش می کنم که آن را تغییر دهم، با تغییر این باور، خوشبختی زیادی وارد زندگی ام می شود. خدایا شکرت، خدایا شکرت، خدایا شکرت.

    همیشه وقتی به روابطم نگاه می کنم، قشنگ حس میکنم که همیشه مشکل از من بوده است :)، همان طور که استاد فرموده اند، به جای اینکه تلاش کنیم طرف مقابل را تغییر دهیم باید روی خودمان تمرکز کنیم، چون جهان با توجه به خود ما زندگی ما را می سازد، سر این قضیه جهان من را خیلی تنبیه کرده است :)خداوند را شاکرم که این گونه حرکت های خودم را تشخیص می دهم و روی خوم کار می کنم تا روابطم روز به روز بهتر شود. خدایا شکرت، خدایا شکرت، خدایا شکرت.

    من یکی دو هفته است که نحج البلاغه را دارم مطالعه میکنم، حضرت علی همیشه در حرف های خود تاکید کرده است که به دنیا و سیم و زر دل نبندید ولی هرگز نگفته است که ثروت چیز بدی است، ما با رسیدن به ثروت میتوانیم به انسانیتمان و دستورات دینمان عمل کنیم، با رسیدن به ثروت می توانیم خمس دهیم، با رسیدن به ثروت می توانیم به یتیمان کمک کنیم، با رسیدن به ثروت می توانیم به کسانی که آن ها را دوست داریم کمک کنیم، با رسیدن به ثروت می توانیم مدرسه بسازیم و با رسیدن به ثروت می توانیم دنیا را جای بهتری برای زندگی خودمان و دیگران کنیم. خداوند را سپاس گزارم که استاد عباس منش را در سر راه ما قرار داده است تا این گونه باور ها را با کمک او تشخیص و تغییر دهیم. خدایا شکرت، خدایا شکرت، خدایا شکرت.

    خداوند را شاکرم که امروز هم این فایل را گوش دادم و نظر نوشتم، خدایا شکرت، خدایا شکرت، خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    معصومه صادقى گفته:
    مدت عضویت: 2044 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به استاد عزیزم ، مریم جان و همه اعضای خانواده صمیمی ام

    می خوام یکی از تغییراتم تو سبک کاریم رو بگم که این دوسال برام اتفاق افتاد با گوش دادن به فایل های شما

    هر چند اصلا متوجه نبودم که این تغییر بزرگیه تا وقتی که اطرافیانم رو دیدم که اونا رو خودشون کار نکرده بودن و مثل گذشته من مونده بودن

    اونجا بود که متوجه تغییراتم شدم و اساس تغییر هم عمل به این آموزه ها و گوش دادن و باور کردن بود

    من قبل اینکه با شما آشنا بشم واسه ذهنم همچین الگویی ساخته بودم که یه سرمایه ای داشته باشم برم باهاش مغازه بزنم و جنس بریزم و همیشه هم جنس های عالی که هر جایی نیست داشته باشم ، و خودم ایده بدم و یکی دیگه فقط اجرا کنه واسم

    این طرز فکرم دوتا مشکل خیلی بزرگ داشت که اون موقع اصلا نمیدونستم

    1- فکر میکردم حتما باید اول کار با سرمایه بالا و با قدرت بالا تو چشم باشم شروع کنم که توش کلی شرک و عدم توانایی و عدم درک قانون تکامل و … بود

    2- حتما باید شریک می داشتم چون باور نداشتم خودم توانایی اجرا کردن و ادامه دادن داشته باشم

    و مهمتر اینکه شغلی رو انتخاب کرده بودم که سخت بود و کسی روش دست نزاشته بود این یعنی باور کمبود و عدم لیاقت

    و تایم کاری بالا از صبح تا شب

    ولی امروز داشتم فکر میکردم من تو شغل مورد علاقه ام با صفر تومن سرمایه شروع کردم

    نه تنها خودم براش مکانی تهیه نکردم

    و هیچ هزینه ای نکردم ( ازونجایی که شغل و کار قبلیم با اون روش باعث شد همه سرمایه و تلاش هام بره )

    و ساعت کاریم هم خیلی محدوده و دست خودم هست

    همه شرایط از بیرون واسم فراهم شده

    لب تاپ برای کارم

    یه دفتر خالی که صاحبش هم خودش اصلا نمیاد تو دفتر

    چون شغلم املاکه حتی هزینه پکیج آگهی تو دیوار هم یکی دیگه داره میده

    و البته سود کار هم پخش میشه

    ولی خوبیش اینه که من به اصل کسب و کار پی بردم

    اینکه از هر جایی که هستی بااااید بتونی از همونجا حتی تو زیر زمین کارتو شروع کنی

    و بدون پول از صفر

    اگه این دوتا رو تونستی رعایت کنی و بیای بالا اونوقت دیگه تا هر جا که بخوای میرسی

    من متوجه شدم دلیل این شریک گرفتن و یا سرمایه گذاشتن الکی یا تبلیغات اینه که ما حال نداریم ضعف های درونی خودمون رو حل کنیم به جاش میایم براش دارو تهیه میکنیم یا از طریق مسکن موقتا بهش چسب زخم میزنیم

    از وقتی که باورهامو تو این دوتا پاشنه اشیلم برطرف کردم تونستم به شغل مورد علاقه ام بدون سرمایه و بدون قرارداد وارد شم

    چرا ؟ چون چسبیدم به اصل قضیه نه عوامل خارجی

    البته که هنوز ابتدای مسیرم

    و کامنت بچه ها رو که می خوندم ، دیدم که سه تا باور پایه تو ثروتمند شدن رو دارن میگن که من اصلا به یکیشون توجه نمی کردم در حالی که تو وجودم بود

    1- باور کمبود باید جایگزین شه با باور فراوانی

    2- باور عدم لیاقت با باور لیاقت

    3- باور معنوی نبودن ثروت با باور معنوی بودن ثروت

    بهترین راهش هم دیدن و تحسین کردن الگوهای جدیده

    چون ذهن ما از بچگی با الگوهای قدیمی بمباران تغذیه و برنامه نویسی شده

    پس من باید ورودی هامو کنترل کنم و معنای اصلی کنترل ورودی یعنی ورودی خوب و هماهنگ با باور و خواسته جدیدم به خودم بدم نه اینکه فقط ورودی هام و ببندم ،

    چرا ثروتمند نباشم ؟ خدا که پاک و منزه و بری از هر خصلت غیر الهی هست و فقر هم که نباید جایی داشته باشه تو وجود خدا پس چطور ذهن من انقد چسبیده که بدون ثروت به خدا نزدیک تر هستم ؟

    چرا با ثروت از خدا دور باشم ؟ استاد قبلا هم گفتن که ثروت فقط ویژگی های اخلاقی انسان ها رو‌ پررنگ میکنه و تغییری تو شخصیت ایجاد نمی کنه

    اینجاست که ذهنم همون الگو های بدجنس ثروتمند رو بهم میگه و راه ثروت رو میبنده

    من همش تا یک قدمی ثروت میرم

    یا به ثروت عم می رسیدم از دست میدادم

    انقد که برای دوباره رسیدن دیگه انرژی برام نمی موند

    هر چقد ثروتمند تر دارا تر غنی تر به خدا نزدیک تر

    اون افراد دارای اطرافم که وقتی ثروت میرسن از خدا بی خبر میشن و آدم ها رو برده و کارگر خودشون میدونن اون ها واقعا ثروتمند حقیقی نیستن

    حتی من دیدم این افراد زندگی درونی بدی دارن ولی فقط ملک و مال. و منال دارن

    ولی الگوی واقعی ثروت که با قوانین جهان هماهنگه هم خوب ثروت میسازه هم خوب خرج میکنه هم خوب به دارایی هاش اضافه میکنه و سرمایه هاش رو زیاد می کنه هم خوب می بخشه

    هر کدوم ازین قسمت ها که توش گره بیوفته یعنی اون ثروت از حالت واقعیش دور میشه

    الگوهای من هم ثروتمند های بودن که فقط دارا بودن و اهل بخشش نبودن و ادم های خودخواهی بودن

    یا ثروتمندهایی بودن که فقط خوب پول در میاوردن و نمی تونستن دارا بشن و فقط خرج میکردن ولی حالشون خوب بود

    و جالب اینکه من تو ذهنم فکر کردن خب فقط این دوتا الگو وجود داره و الگوی دومی رو انتخاب کردم

    ولی الان می خوام الگوی جدید از ثروت واسه خودم بسازم

    من باید ثروت بسازم هم خرج کنم هم ببخشم هم سرمایه گذاری کنم و اون الگوهای قبلی حقیقت واقعی جهان نبودن

    از خدا می خوام خودش الگوهای مناسب ثروت رو بهم نشون بده تا من با دیدن زندگی اون ها بیشتر و بیشتر انگیزه بگیرم

    البته نمونه اش استاد هست که هم خوب خرج میکنه ، هم ملک و سرمایه داره ، هم بیزینس فعال داره و هم می بخشه

    اگه واقعا استاد و زندگیش رو از نزدیک نمیدیدم نمیتونستم حتی تصور کنم وجود داره چه برسه تو ذهن خودم بسازم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    متینا عباسی گفته:
    مدت عضویت: 1116 روز

    سلام استاد عزیزم

    درخواستی که قبلا هم خودم از خداوند داشتم و هم از دیگران میشنیدم،این بوده که خدایا اول جنبه ی پولدار شدن رو به من بده،بعد پولدارم کن…

    این یعنی خب من فکر میکنم و باور دارم که فردی که ثروتمند بشه،بی جنبه میشه و خدارو فراموش میکنه…

    از بچگی خیلی ازاین حرفا شنیدم که میگفتن فردی که ثروتمنده،مغروره و دیگران رو تحویل نمیگیره،از بالا به ما نگاه میکنن و…

    خب فردی که ثروتمنده،بخاطر باورهاش به اون ثروت رسیده و یکی از اون باورها اینکه،هرکسی توانایی ساختن زندگی خودش رو و خلق شرایط دلخواهش رو داره و حتی اگر از بدترین نقطه شروع کنه میتونه به بهترین نقطه برسه…

    بااین باور دیگه اون فرد دلش برای کسی که فقیره نمیسوزه و همین که احساس دلسوزی نداره کمک بزرگیه به اون افراد اما ما برداشت و نتیجه گیری مخالفی داریم و میگیم اون فرد مغروره و خدارو نمیشناسه و بنده ی خدارو فراموش کرده و…

    مورد دیگه ام اینکه،مثل منی که دارم روی باورهام کار میکنم و سعی دارم اون هارو مثبت کنم،صددرصد نمیخوام که فردی وارد مدار من بشه که ذهنیتش فقیره و وابستست و خودش رو ضعیف میدونه و دنبال یک حامی میگرده…

    اون فرد ثروتمند هم حق داره اگر افراد فقیر رو تحویل نگیره،چون نمیخواد که انسان های ضعیف که باور ندارن میتونن زندگیشون رو خلق کنن و فقط دنبال یک دست دهنده میگردن،بیاد توی مدارشون…

    اینم شنیدیم که اگر طرف ثروتمند شده،صددرصد یا ارث بهش رسیده یا حتما خلافکاره وگرنه که نمیشه این همه ثروت داشت…

    چون باور نداریم به فراوانی جهان و باور نداریم به توانایی هایی که یک انسان میتونه داشته باشه برای خلق زندگیش،انگ میچسبونیم…

    از پدر و مادرهایی ام شنیدم که به فرزنداشون چون با باورهای محدودکننده اونا مخالفت میکردن گفتن،بچه تو اگر به جایی برسی دیگه چیکار میکنی؟کلا مارو و خدارو فراموش میکنی و…

    گفتن فلانی رو تا بزرگش کردن و به جایی رسیدو پولدار شد،پدر و مادرشو گذاشت خانه سالمندان…

    خب هزارو یک دلیل برای این کار وجود داره،اما ما میگیم طرف پول چشماشو بسته و از خدا نمیترسه و…

    خداروشکر که من هم خیلی وقته دلسوزی برای دیگران نمیکنم و این باور رو دارم که خداوند همه ی مارو هدایت میکنه و اگر خوده فرد خودش بخواد میتونه و توانایی این رو داره که تغییر کنه و شرایطش رو هم تغییر بده.

    چرا تبریز گدا نداره؟ چون کسی اونجا به گدا کمک نمیکنه و زمانی که کسی کمک نکنه پس یعنی گدایی ام نمیتونه وجود داشته باشه…

    ( تنها کمکی که میتونیم بکنیم،کمک نکردنه.)

    باید به جایی برسیم تا دیگران نتایج مارو ببینن و این باور رو پیدا کنن که میشود زندگی رو اونطور که میخوایم خلق کنیم و تغییر بدیم.

    اگرهم میخوایم کمکی بکنیم،باید مزد اون شخص باشه.یعنی در عوض کاری که اون فرد برای ما انجام داده بهش مزدی بدیم…

    به عنوان مثال در عوض ابیاری باغ و یا اصلاح درختان و گلکاری باغچه، به اون شخص مزدش رو بدیم.

    بااین کار اون شخص متوجه میشه که برای بدست اوردن چیزی باید قدمی برداره…

    سپاسگزارم استاد برای فایل عالیتون…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      زینب ندرلو گفته:
      مدت عضویت: 1331 روز

      سلام متینا ی عزیزم

      چقدر قشنگ تو کامنتت به کلی باور محدود کننده اشاره کردی

      که خیلی ریشه تو وجودمون داره

      وقتی استاد میگفتن که تعییر این باور که ثروت منو از خدا دور میکنه یه جهاد اکبر میخاد آنقدر جدی نمیگرفتم این باور رو

      ولی وقتی امروز کامنتت رو خوندنم دیدم چقدر باورای ریزی زیر مجموعه ی این باور

      من یه پسر عمه دارم که از نطر مالی تو این چند سال رشد خیلی خوبی کرده

      ارتباطش کلا با ماها خیلی کم شده یعنی اصلا تو هیچ مهمونی شرکت نمیکنه حتی تو عروسی ها خیلی کم میاد همیشه میدیدم همه پشت سرش میگفتن خیلی دیگه مغرور شده به خودش و دیگران رو آدم حساب نمیکنه

      چند باری چند نفری ازش قرض خواستن و نداده همه میگفتن میخاد مال دنیا رو چیکار کنه منم یکی از اون آدما بودم میگفتم ببین پولدار شی دیگه دست کسی رو نمیگیری

      ولی خدا رو شکر الان میدونم چرا اون نزدیک این آدما نمیشه

      الان میتونم درک کنم چرا قرض نمیده و دلیل موفقیت هاش داره برام روشن تر میشه

      وقتی هنوز اینجور نمونه ها رو میبینم و مثل گذشته فکر میکنم باید خیلی جدی تر رو خودم کار کنم

      ممنونم ازت بابت نوشتن کامنتت

      باعث شد بیشتر موشکافانه خودمو بررسی کنم رفتارمون زیر ذره بین بگیرم

      ببینم وقتی آدم ثروتمند میبینم چی میگم تو این ذهنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
      • -
        متینا عباسی گفته:
        مدت عضویت: 1116 روز

        سلام دوست عزیز من

        خیلی سپاسگزارم از بازخودتون…

        خداروشکر میکنم که نوشته هام برای شما مفید بوده.

        صددرصد در پشت هر فکر و رفتار ما باورهایی وجود داره که اگر به قول شما موشکافانه و آگاهانه دنبالشون بگردیم خیلی زودتر میتونیم جای اونهارو با باورهای مثبت عوض کنیم.

        دارم روی این جنبه از شخصیتم کار میکنم که دیگران رو قضاوت نکنم و به عنوان مثال نگم اگر فلانی فلان کارو میکرد درست بود و یا نبابد این کارو میکرد و…

        به این دلیل که هرکسی از نظر خودش داره درست ترین کاررو انجام میده(هیچکس نمیخواد بد باشه و برای هرکاری که میکنه دلیل منطقی، حداقل از نظر خودش داره)

        پس اگر فردی رو دیدم که ثروتمنده و بقول ما مغرروره میگم حتما دلیل داره برای خودش…

        و اگر بیایم زوم کنیم میفهمیم که دلایلش چی بوده.

        با قضاوت نکردن دیگه ازهیچکس ناراحتی به دل نمیگیریم و ارامش خودمونم بیشتره.

        با تشویق کردن انسان های ثروتمند و موفق و توجه کردن به اونها جهان پاداش مارو که از همون جنس(ثروت،موفقیت)است رو به ما میده.

        و برعکس با فرستادن فرکانس حسادت،قضاوت و… جهان از همین جنس فرکانس و ارتعاش رو به زندگی ما وارد میکنه….

        بازهم سپاسگزارم ازت دوست من بابت بازخوردت…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    نرگس گلستانی گفته:
    مدت عضویت: 2369 روز

    به نام خدای مهربان

    روز بیست و پنجم از تحول زندگی من

    باوری که تغییرش درهایی از نعمت را به رویم گشود.

    این فایل به موضوعات اساسی درباره ی قوانین ثروت اشاره دارد، که ده ها بار باید تکرارش کرد.

    ■ اولین قدم برای رسیدن به خواسته اینه که باور کنی که می‌شود به این خواسته رسید.

    چطور؟ با دیدن الگوهایی که با شرایط مشابه ما یا حتی بدتر، به اون خواسته ها رسیدن

    با توجه به الگوهای موفق و ثروتمند

    و زمانی که باور کنی که می‌شود اون وقت راه های رسیدن به اهداف بهمون داده می‌شود.

    ■ موضوع بعدی در مورد مهاجرت؛

    وقتی در همان جایی که هستیم، خود را تغییر می دهیم، شرایط عوض می‌شه.

    یکی از اون شرایط میتونه شرایط جغرافیا باشه.

    یعنی درستش اینه که هروقت احساس کردی اونجا برات کوچیک شده، در شرایط عالی مهاجرت کنی.

    چون جهان نگاه می کند به فرکانس های ما، پس تا وقتی باورها و شخصیت ما تغییر نکند،

    تغییر جغرافیا هم تأثیری بر موفقیت ندارد، چرا که هر کجا برویم اون باورها همون نتایج رو تکرار می کند.

    هجرت یعنی ایمان به خداوند، یعنی رفتن به مسیر ناشناخته فقط به وسیله توکل.

    [واقعا مسیر چقدر می‌تونه متفاوت باشه برای کسی که با جهان اطرافش به هماهنگی رسیده و قانون رو درک کرده،

    این گونه در مسیر درست قرار می‌گیرد که حتی ممکنه قانون فقط برای همون یک نفر تغییر کند و چقدر کارها راحت انجام میشه]

    ■ موضوع بعدی؛ گذر از ثروت

    برای اینکه از ثروت و مادیات بگذری باید اول لمسش کنی، تجربه ش کنی..

    راه دیگه ای وجود نداره. اون موقع ست که میتونی در مورد خدا صحبت کنی.

    ■ موضوع بعدی؛ باورِ غیر معنوی دانستن ثروت

    از زمانی که خودم رو شناختم، از سالها قبل همیشه نگاهم به ثروت مثبت بوده.

    همیشه با دیدن مظاهر ثروت ذوق شدیدی در من ایجاد می‌شد، ولی فقط و فقط به خاطر باور عدم لیاقت و باور کمبود چنان فاصله ای بین خودم و اون ثروت ها می‌دیدم که باور نمی کردم که بخوام برسم..

    به نظرم این باورِ بسیار محدود کننده، ارتباط مستقیم داره به دو

    “باورِ کمبود و باور عدم لیاقت داشتنِ ثروت”

    یعنی نیاکان ما به خاطر این دو باور محدود علیرغم تلاش بسیار، به ثروت نرسیده اند

    سپس برای توجیه این نرسیدن این باور رو ساختن که ثروت ما رو از خدا دور می‌کند و اصولا ثروت معنوی نیست..

    در صورتی که ثروتمند شدن هیچ منافاتی با خداوند ندارد و پول و ثروت باعث به وجود آمدن ویژگی های منفی در شخص نمی‌شود.

    قبلا هم استاد گفتن که ثروت فقط ویژگی های آدم ها رو بولد تر می‌کند.

    و ما با ثروتمند شدن به رشد و گسترش جهان کمک می‌کنیم.

    و در آخر با عشق و لذت درباره شادی ها و موفقیت هات صحبت کن، تا جهان شادی و موفقیت های بیشتری برات به وجود بیاره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    ترانه کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 713 روز

    عباسمنش عزیز،

    آنقدر ساده و صمیمی گفتی و توضیح دادی که دیگر جایی برای توضیح بیشتر نماند. هرچه بیشتر گوش می‌کنم، می‌بینم چقدر با شما هم‌مدار هستم. نادانسته و از روی غریزه سالم به حرف‌های شما عمل کردم، درحالی‌که نمی‌دانستم آیا راهم درست است یا خیر. وقتی از دوران کودکی بیرون آمدم و وقت تصمیم‌گیری برای خودم شد، هرچه فکر کردم دیدم همه آنچه عرف جامعه به‌عنوان زندگی سالم و خوشبخت برای من تعریف می‌کند به نظرم جالب نمی‌آید.

    از نظر خانواده‌ام، زمانی خوشبخت محسوب می‌شدم که ازدواج کنم و همسرم کارمند باشد تا همیشه مطمئن باشیم یک آب باریکه به‌اصطلاح خودشان در زندگی داریم. با اینکه خواستگاران فراوانی داشتم، تن به ازدواج ندادم و به دنبال تجربه ناشناخته‌ها رفتم. هر دو سال کارم را عوض می‌کردم، درحالی‌که از نظر بقیه در اوج کاری بودم، یعنی هم ارتقا گرفته بودم و هم درآمد بهتری نسبت به بقیه داشتم. اما من به جایی رسیده بودم که می‌دیدم ادامه دادن فقط درجا زدن است.

    جریان زندگی من بر همین منوال بود تا اینکه به حدی رسیدم که شرکت خودم را دایر کردم و در حد خودم به اوج شکوفایی رسیدم؛ خانه مستقل، ماشین خارجی و همه چیز. ولی باز به روتین زندگی عادت نکردم و در عین شکوفایی هرآنچه ساخته بودم را به عزیزانی واگذار کردم که در ابتدای راه زندگی بودند. سپس خودم مجدد از صفر شروع کردم به تجربه هیجان‌انگیز دیگری یعنی زندگی در کشوری که هیچ دوست یا آشنایی آنجا نداشتم. فکر می‌کردم خیلی سخت خواهد بود ولی بالاخره می توانم این نوع زندگی را رمزگشایی ‌کنم و حتماً لذت خواهم برد. در عین ناباوری، همه چیز آسان‌تر از آنی بود که فکر می‌کردم و زندگیم به راحتی و روانی هر روز از روز پیش بهتر و بهتر شد. با بهترین مرد دنیا آشنا شدم و همه نعمت‌های خداوند به سوی من سرازیر شد. الان بعد از شش سال به این نتیجه رسیدم این بهترین تصمیم زندگیم بود البته شجاعت این تصمیم کم کم و به تدریج بدست آمد وقتی تجربه کردم از الگو زندکی دیگران تبعیت نکنم و خودم خالق زندگی خودم باشم. تصمیمات کوچک برای تغییر می گرفتم و جوابهای خوب از کاینات می گرفتم. کم کم جراتم بیشتر و بیشتر می شد برای تغییرات اساسی تر.

    در نهایت با شما آشنا شدم و متوجه شدم هرآنچه کردم عین ثواب بوده، درصورتی‌که همه کسانی که نزدیکان من بودند از روی خیرخواهی من را از آنچه می‌خواستم انجام بدهم برحذر می‌کردند. هرچند حالا که نتیجه کار، زندگی و خوشبختی من را می‌بینند، تایید می‌کنند که در راه درستی قدم برداشتم.

    می‌خواهم بگویم:

    همیشه به غریزه یا دل خودتان گوش کنید، نه حرف هیچ کس دیگر، حتی کسانی که خیرخواه شما هستند، چون بیشتر مردم فقط در بند عرف و چهارچوب جامعه هستند و مثل لنگر شما را فقط در جایی که هستید نگه می‌دارند. ناخواسته پر و بال شما را می‌چینند. (البته من همیشه می‌ترسم مطلق صحبت کنم چون واقعاً همه چیز نسبی است و من فقط تجربه خودم را می‌گویم.)

    به قول معروف همیشه در اوج خداحافظی کن. منظورم این است که اول به اوج موفقیت کاری، شغلی، تحصیلی یا هر اوج دیگری برس، بعد همان جا نمان و درجا نزن. شروع کن به انجام کاری، تجربه‌ای یا هر چیز دیگری که یا زندگیت را بهتر کند یا خون تازه‌ای به رگ‌های زندگیت جاری کند. در یک کلام، راکد نباش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    Vafa Vafa گفته:
    مدت عضویت: 1136 روز

    به نام خدا

    باوری که تغییرش درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود

    من خیلی خوشحالم که کسی (منظورم استاد عباسمنش عزیزه )پیدا کردم که مثل زمان حالا من در فقر و سختی گرما بوده و حالا بودندبعد چند سال به ثروت فراوان رسیده بالاتر از رویاهای من و از همه مهم تر راهشو داره به منم یاد میده

    حالا که استاد تونسته از فقر به ثروت برسه و خیلی هام کامنت گذاشتن که با چیزهایی که از استاد شنیدن و عمل کردن به ثروت رسیدن به ماشین شاسی بلند درآمد 150 برابر در سال پس میشه و اگه منم کارهایی که استاد انجام داده انجام بده برای منم میشه

    اولین قدم برای اینکه به یک خواسته ای ( رسیدن به درآمد 50 میلیونی در ماه ) برسی باید باور کنی که میشه رسید

    شاید این مثال خنده دار باشه اما برای من واقعی هست من از تو اینترنت انواع روش پختن غذا ها توسط یه آدمی که بلد بود و آموزش گذاشته بود رو دیدم بعد رفتم همون کارها انجام دادم در نهایت به یک غذایی خوشمزه رسیدم یا لوازم برای زندگی و کار دیدم یاد گرفتم و رفتم خریدم و کلی دارم لذت میبرم این که چطور ثروتمند بشم هم از این سایت از استادی که بلد و داره آموزش میده میبینم میرم همون کارها انجام میدم و با تجربه از خواسته های قبل که اتفاق افتاد انجامش میدم و به ثروتمند شدن میرسم به درآمد ماهی 50 میلیون میرسم

    اساس صحبت های استاد درباره قوانین جهان هستی و آگاهی دادن به من هست

    در جهان هر چیز چیزی جذب کرد گرم گرمی را کشید و سرد سرد

    وقتی ما خودمون تغییر بدیم شرایط عوض میشه

    اگه نیاز باشه شرایط منطقه زندگی عوض شه اونم عوض میشه

    باور غلط = اگه بایکی دیگه ازدواح میکردم شرایطم عوض میشد + اگه یه دانشگاه دیگه میرفتم+ اگه من یک رشته دیگه انتخاب میکردم اصلا پرفسور میشدم+ اگه یک کشور دیگه دنیا میومدم دنیای من متفاوت میشد

    باور درست = اگر تو تغییر کنی تو هر کجای دنیا باشی میتونی زندگیتو عوض کنی و جهان آرام آرام شرایط و موقعیت ها رو برات تغییر میده

    استاد شرایط دعوت توسط یک دوست داشت تا زودتر بره به آمریکا و پیشرفت کنه اما گفتم تا زمانی که تو ایران نتونم بجایی برسم تو آمریکا هم نمیتونم بجایی برسم واقعا آسمون هرجا یک یک رنگه

    کسی نتونه تو ایران بجایی برسه خیلی تو توهم هست که تو کشور دیگه امپراتوری میزنه & فاطمه تو هم اگه تو همین منطقه از اصفهان نتونی به درآمد ماهی 50 میلیون برسی جایی دیگه هم نمیرسی آسمون همه تا یک رنگه عرضه داری اینجا به هرچی میخای برس و در شرایط عالی برو شمال نه تو التماس بدبختی و بیچارگی

    چرا ؟ چون قوانین جهان همه جا داره کار میکنه اگر زنی همینجا به شرایطی که میخای برس بعد که اینجا به احساس خوب رسیدی و هماهنگ شدی با شرایط جهان هدایتت میکنه به شرایط بهتر و بهتر

    اول اینجا با شرایط هماهنگ شو با تغییر باور هات نه تغییر شرایطت به احساس خوب برس

    اگه میخای از زندگی لذت ببری نگاهت رو درباره سیاست عوض کن

    اشتباه = دنبال کردن مسائل سیاسی + دنبال کردن اخبار

    قانون = هر کسی هرجایی که هست الان جای درستش خیلی مهمه چون استاد میگه بارها و بارها دوست دارم درباره این موضوع صحبت کنم مثال آدم بدبخت آدم خوشبخت آدمی که تو زندانه تو تخت بیمارستان تو مسابقات المپیک

    اعتراف میکنم => من فاطمه الان در جای درستی هستم اینه که در شهری دور افتاده از پدر مادرم هستم اینکه درآمدم کمه اینکه ملک و زمین و باغ ندارم اینکه در فشار مالی هستم و از نظر مالی ضعیف تر از آدم های خانواده و فامیلم هستم اینکه ماشین زیر پام مدل پایین هست اینکه توانایی ‌کافی برای خرید لباس ندارم اینکه توانایی رفتن سفر ندارم اینکه توانایی زندگی در خانه خودم در شهر مورد علاقه ام رو ندارم من در جای درستی هستم و قبلا اینها رو خودم ساختم بدون عقل بدون فهم

    من غلط کردم و همینجا باید اشتباهی که کردم درستش کنم اصلا تا اینجا با فکر نداشتن زندگی کردم همش موفقیت و برتری برای پدر مادر خواهر ها و برادرم خواستم دوری از پدر مادرم خواستم که کمتر مورد بحث با عمه باشم و چون خیلی دیر ب دیر میرم برام دل بسوزونن و کمتر بحث و دعوا اذیت من باشه من غلط کردم میخام برم نزدیک تو شهر پدری و از نزدیکی و معاشرت با پدر مادرم لذت ببرم میخام ثروت زیادی داشته باشم از لحاظ ماشین خونه زمین باغ از پدر و مادر برادر خواهرها خیلی سر تر باشم و اصلا جلوم بگن تو که مال و اموالت تریلی نمی‌کشه اصلا میخوام خوانواده پدر مادر خواهر برادرم مهمان کنم ببرم سفر های لوکس مهمان کنم در بهترین رستوران ها و پذیرایی آنچنانی در خونه ام ازشون داشته باشم و بگن مهمان فاطمه چون اونقدر داره که کَکِش هم نیس و هیچیش نمیشه تازه تقاضا هم کنن مثال وقتی الان مامان زنگ میزنه میگه اینترنت گوشیم شارژ کن و کلی دعام میکنه من چقد لذت میبرم از خودم که میتونم چقد جلو اینه بخودم میگم افرین و از ته دل بخودم لبخند میزنم من تجربه های بیشتر و بالا تر میخام داشته باشم و باز هم جلو ایینه بگم فاطمه تونستی دمت گرم

    اگه چیزی خرابه اون قضیه تو مغز ما خرابه

    به محض اینکه تو اراده کنی جهان با دستان خودش به شکل افراد ایده ها به شما میگه که شما شرایط تغییر بدی ب محض اینکه شما بخوای تغییر کنی

    بجای اینکه بقیه رو مقصر بدونی باور های خودت مقصر بدون

    قانون جهان = اگه درباره سپاسگذاری و رضایت شادی و حال خوب داری صحبت میکنی داری فکر میکنی و داری زندگی میکنی جهان میگه این خنده و شادی سپاسگذاری بیشتری میخواد و اونو بهت میده

    با جهان هماهنگ شو

    با تغییر آدم‌ها زندگی عاطفی تغییری نمیکنه

    همونطور که استاد چمدونش گرفت و با هواپیما با عزت و احترام رفت وارد آمریکا شد و اونجا موند فاطمه تو هم میتونی بری گرگان و اونجا بمونی استاد میگه از بقیه کلی سوال جواب پرسیدن که چرا اومدی آمریکا فرقی هم نمی‌کرد کجایی باشه طرف کلی چونه میزد من اینقد باید بمونم وسایلشون باز میکردن میریختن و نگاه می‌کرد که چقد بقیه سیم جیم میکنن چقد تند صحبت میکنن باهاشون بعد که نوبت استاد شد با اینکه کار اداری قبلش انجام نداده بود خودشون براش انجام دادن و راه نشون دادن بهش بدون بازرسی راحت رد شدن و دوستشون منتظرشون بود یک دقیقه هم معطل نشدن

    من میخوام مثل استاد برگردم شهرم بدون سیم جیم راحت همه کارهای اداری و غیر اداری برام انجام بدن با روی خوش و باز خوشامد بگن و منتظرم باشن

    استاد میگه موقع ویزا گرفتن رفتم سفارت پاریس خانمی که اصلا ایرانی نبود ولی فارسی بلد بود و می‌گفت من خیلی خیلی خوشحال میشم که شما بیایید ایالات متحده براحتی بدون هیچ مدرک مالی شغلی کارت پایان خدمت تو همون روز صادر شد منم میخام خدا کسی هدایت کنه که همه کارها رو شُسته رُفته برام انجام بده خوشحال باشه که کارم انجام میده و تو یک روز همه مدارکم آماده صادر بشه همه چیزهایی که باید ببرم همه کارهایی که باید انجام بدم توسط دستان خدا براحتی انجام بشه

    مسائل بزرگتر من نیس

    همه چیز بستگی داره به خودمون وقتی ما منشا خوبی ک برکت باشیم جهان هم برای ما منشا خوبی و برکت میشه

    هرکسی هر جایی که هست جای درستش

    غلط=نخواه چیزی عوض کنی + نخواه مبارزه کنی بت اطرافت + نخواه شرایط تغییر بدی

    درست= فقط دنبال تغییر خودت باش+ جهان بهترین چیزها رو برات فراهم میکنه اگه خودت تغییر بدی

    استاد ملک میخرید میگه یک هفته بعد میومدن میگفتن دوبرابر ازت می‌خریم( منم میخوام )علت باور درست

    هجرت = تاکید استاد اگه انسان با خودش هماهنگ نباشه شرایط بعدی بهش کمک نمیکنه ولی اینم هست که اگر که من شرایطی برام فراهم شد با هماهنگی با آرامش با احساس خوب شرایط برام فراهم شد که هجرت کنم این کار انجام بدم ( ایول …ان شاءالله )

    وقتی اوضاع درست کردی برای پیشرفت و بهتر کردن اوضاع هجرت کن وقتی به موقیت خوب رسیدی جهان خودش برای رسیدن به موقعیت بهتر هدایتت میکنه

    برای اینکه بتونی از ثروت بگذری باید بهش برسی

    من برای اینکه از ثروت سیر شم و ازش بگذرم باید تجربه کرده باشم من میخوام این حرف استاد که تعریف کرد قضیه میرداماد و گفته افسار خر تو به دل میخه و افسار اسب من به گل میخه درک کنم البته از سمت میرداماد

    کاری که میکنی برای پول نباشه برای لذتش باشه

    وقتی به بی نیازی میرسی که باورهات عوض کنی

    بزرگترین خاکریز استاد = باور شیطانی من اگر ثروتمند بشم از راه خدا دور میشم سال ها با این باور جنگید

    باور غلط= چون سال ها با این باور بزرگ شد که اگر ثروتمند بشه ایمانش و اخرتش رو داره میفروشه + انسانی میشم که از بقیه سو استفاده میکنم + انسان طمع کار میشم + انسانی که حرص میزنه برای اینکه بیشتر و بیشتر داشته باشه

    باور درست = ثروتمند شدن ما منافاتی با ایمان نداره با خداوند نداره مثال خودم وقتی پول داری ابرو داری چون لباس مناسب میپوشی ابرو داری چون پذیرای مناسب از مهمانت داری ابرو داری چون بهترین چیزها برای پدر مادرت میخری و خنده اونا میبینی و جهان وقتی لبخند تو و عزت تو و لذت تو میبینه بیشتر بهت میده اصلا روایت دارم ابرو مومن مهمتر از هر چیزی یا یه آیه قرآنی بود که ما دوران بچگی داشتیم که همیشه سر صف صبحگاهی میخوندیم که به پدر و مادر خود نیکی کنید اصلا وقتی پول داری ایمانت بیشتر چون بعد از غذای لذت بخش و خوشمزه ای که میخوری از ته دل میگی خدایا شکرت یا بعد بدست آوردن یک ملک یا یک ماشین از ته دل میگی خدایا شکرت پول باعث ایمان قلبی من به خدا و سپاسگذاری من با تمام وجود از خدا میشه

    شخصی که کلی رو خودش کار کرده اون سر دنیا در آمریکا با توجه به کتاب‌های موفقیت آخرش میگه من همیشه دست و بالم بسته بوده و از لحاظ مالی کم آوردم و جواب استاد که میگه احتمالا این باور هست که اگه ثروتمند بشی از راه خدا دور میشی و آدم بدی میشی و اون آدم تایید ‌کرد

    این باور اشتباه تو تلویزیون هم به آدم می‌چسبانند

    بیل گیتس که ثروتمندترین آدم جهان شد الان داره به جهان خدمت میکنه نه مغرور شده نه شر شده

    استاد میگه من الان که ثروتمند شدم میتونم به خوانواده ام خدمت کنم الان میتونم برای خواهرها و مادرم یک خونه بخرم و خیالم راحت باشه که جایی از خودشو ن دارن من الان میتونم برای مادرم مبلغ مناسبی بریزم بگم هرجا دوست داری برو بگرد تفریح کن و نگران مسائل مالیش نباش الان میتونم بهترین هدیه ها رو برا خواهرام بخرم میتونم براشون ماشین بخرم مطمئن باش اگه بتونی باور ریشه دار تغییرش بدی میتونی ثروتمند بشی میتونه جریانی از ثروت وارد زندگی ات بشه …چشم

    من میخام تو مثال استاد و شاگردا شاگرد زرنگه باشم ک نتیجه خوبی بگیرم

    اولین زکاتی که میخوایید بدید به خویشاوندان خودتون باشه

    ان شاءالله استاد عزیز در هرکجا هستی در پناه خدا شاد و سلامت باشی ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت

    فاطمه فقط از موفقیت هات صحبت کن با خانواده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    مرضیه اسدی گفته:
    مدت عضویت: 773 روز

    به نام خدای مهربان . خدایا سپاسگزارم از تو بابت دست های یاری رسانی که سر راه من قرار دادی . از تو سپاسگزارم بابت نعمت استاد ارزشمندم استاد عباس منش عزیز که واقعا هدایتگر راه من است و این هم دستی است از دستان پر مهر تو ای وهاب . چند وقتی است که فایل های استاد را گوش می‌دهم و سعی میکنم به آموزه هایشان عمل کنم . خیلی از خدا میخواستم مه تو امر ثروت بهم کمک کنه هر روز هرچیزی رو که میخواستم رو توی دفتر می‌نوشتم و بابت داشتن آن ها سپاسگزار بودم .از جمله طلاهای مورد علاقه ام . داشتن شغل . در طول این یک سال شغل های مختلفی رو امتحان کردم اما انگار این شغل ها مرا راضی نمیکردن. مربوط به رشته ی تحصیلیم نبودن . تا یک ماه پیش که تصمیم گرفتم از شغلم دست بکشم و دنبال شغلی برم که مربوط به رشته ام میباشد با اینکه از شغل های قبلی پولی به دست آورده بودم و النگو و گوشواره ی مورد علاقه مو خریده بودم .ولی از شغلم ناراضی بودم یک ماه از بیکاری من گذشت و من همچنان به خدا امیدوار بودم تا اینکه برای مصاحبه برای کاری که دقیقا آرزو ی من بود و خود خود رشته ی تحصیلیم بود رفتم.نمیدونید چقدر از خدا خواستم که بهم کمک کنه شبا قبل از خواب بهش میگفتم خدایا من کاری ندارم تو رزاقی تو یاری دهنده ای من به تو امید بستم نه کسی دیگه دستامو بگیر می‌دونم که این کار و می‌کنی .آخه اون روز توی مصاحبه چند نفر دیگه هم بودند گفتم.خدایا من کاری به اونا ندارم من با تو اومدم تو پارتی منی . بریم ببینم چیکار می‌کنی برام و بعد از سه روز بهم پیام دادن که قبول شدم خدا شاهده نمی‌دونید با چه ذوقی از رختخوابم پریدم هنوز چشمام خوب پیام رو نمی‌دید. خدایا شکرت خدایا عاشقتم خدایا سپاسگزارم . الان که این پیام رو می‌نویسم امروز اولین روز کاری من است به امید خدا میرم که موفق بشم . تا الان نمی‌خواستم دیدگاهم رو بنویسم همش فکر میکردم باید به موفقیت های بالاتر برسم تا حرفی برای گفتن داشته باشم ولی امروز با شنیدن این فایل متوجه شدم که به قول استاد اگه هرچی رو بنویسی جهان موفقیت های بیشتری رو برام بوجود میاره تا در مورد اون ها صحبت کنم و هر روز حرف جدیدی از موفقیت های جدیدم داشته باشم پس می‌نویسم تا جهان هم بیشتر موفقم کند در آخر باز هم سپاسگزارم از خدای بی نظیرم . از استاد گرانقدرمان خیلی خوشحالم که با تو استاد عباس منش عزیز و سرکار خانم شایسته ی مهربونم آشنا شدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      مریم دستجردی گفته:
      مدت عضویت: 2162 روز

      به نام حامی هدایتگر سلام مرضیه جان خوش حالم و تبریک می‌گم ورودت رو به خانوده عباس منش و همین طور نوشتن این دیدگاه انرژی بخش و نتیجه عالی که گرفتی

      تبریک می‌گم و تحسینت می‌کنم برای امتحان کردن شغل‌های مختلف برای این که هدایت شدی به سمت همان کاری که دوست داشتی و می‌خواستی برای این که نتیجه گرفتی از تعهدت از پشت کارت در عمل به آنچه که از قانون فهمیده بودی.

      نوش جونت باشه کار جدیدیت خیلی کیف کردم از شنیدن این خبر عالی از صمیم قلبم بهت تبریک می‌گم و بهترین ها رو از رب العالمین برات می‌خواهم.

      منتظر خواندن نتایج دیگه‌ات هستم‌.

      رب العالمین پشت و پناهت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
  8. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 230 روز

    به نام خالق وهاب

    سلام به استاد عزیزم به دوستان گرامی

    روزشمار تحول 25

    ما همیشه زمانی که مشکلی داریم باید دنبال الگوهایی بگردیم که اونا هم این مشکلو داشتن و خیلی به راحتی اونو حل کردن بدون اینکه تلاش زیادی بکنه بدون اینکه خودشونو به در و دیوار بزنن خیلی به راحتی و سادگی اون چیزی که می‌خواستن و رسیدن و این بهمون انگیزه بیشتر میده و باعث میشه که بتونیم زودتر به هدفمون برسیم خدا را شکر می‌کنم که این آگاهی‌ها رو می‌تونم بهشون دسترسی داشته باشم و استاد عزیزم را دارم که در این زمینه تجربه‌های کافی رو دارند ما را هدایت می‌کنند به راه‌های بهتر اون مثالی که گفتن که میخ اسب من به گله ولی میخ خرتو به دله واقعن به خودم صدق می‌کنه اگه یه چیزی رو از دست بدم خیلی بهم میخورم ولی چون ناامیدم نمی‌تونم باور داشته باشم بابا هر چیزی که از دست بدی می‌تونی بهترشو به دست بیاری نیازی نیست اینقدر خودتو ببازی فقط باید امیدوار باشی از درون بهش باور داشته باشی فرکانس‌های خوب بفرستی حس خوب داشته باشی امیدوار باشی به آینده به خدای خودت باور داشته باشی که همه چیز در دستان اوست و به سمت تو بهترین چیزها رو می‌فرسته تو فقط باور داشته باش ببین اون همه چیزو به سمتت میاره بدون اینکه کاری بکنی دستان خودشو می‌فر سته سپاسگزارم سپاسگزارم از استاد عزیزم که این همه آگاهی‌ها رو برای ما اینطوری واضح میگن خدا را شکر می‌کنم که نمردم و این چیزهارم فهمیدم

    خدایا شکرت که تورو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    نسیم دهقان گفته:
    مدت عضویت: 230 روز

    به نام خدایی که روزی رسان بی حساب است

    سلام وادب به استاد عزیز. وهمسفر خوبتون

    وسلام به دوستان عزیزم .چقدر باور به اینکه اگر پول فراوان داشته باشیم .ادم بدی میشیم وخدارا فراموش می کنیم در من هست ودقیقا امروز بهم ثابت کردین که من این باور رو دارم

    چون هر بار که قراره به جایی برسم که زندگی بهتری رو تجربه کنم به انواع مختلف از اون موقعیت دور شدم وحتی تا یک قدمی موفقیت های بزرگ رسیدم اما یهویی همه چی به زیر صفر رسید ومن دوباره تلاش میکردم وباز همون نتیجه

    چند روزی هست که توی دوره ثروت 1 بیشتر فهمیدمش ودارم براش کار می کنم .باور مادرم این بود که ادم خیلی هم که چیزی داشته باشه منظورشون رفاه وامکانات وماشین خوب وخونه خوب و….داشته باشه خودش رو گم می کنه .دیگه یادشون میره کجا بودن ..وهمیشه ورد زبونشون این بود که ما کاری پول فراوون نداریم اینقدری که دستمون بر کسی دراز نباشه .ادم پولدار مغرور میشه .

    ومن 25 ساله دارم کار می کنم وهنوز ی خونه ندارم .وتوی خونه اجاره ای هستم

    خونه داشتم توی سن کم اما از دست دادم ودوباره

    کارکردم و آپارتمان توی بهترین منطقه خریدم اما حتی نتونستم یک روز داخلش زندگی کنم .

    چند سال تلاش میکردم تا اوضاع رو روبراه کنم ولی یهویی در مدت کوتاهی همه چی یکجا از دست می رفت .وباز روزی از نو

    چقدر استاد من حرفهای شمارو درک می کنم وحتی آخرین اتفاقش امروز بود که پارسال خونه مسکن ملی به نامم دراومد ولی پولش رو نداشتم که واریز کنم .وامروز رفتم صحبت کردم .ولی گفتن اسمتون از لیست حذف شده .

    وبیشتر متوجه شدم که ببین یکجای کارت می لنگه

    حتی الان که اون پول هست اون موقعیت نیست یا موقعیت کمرنگ شده

    وشبی به این فایل دوباره هدایت شدم که بیشتر باید روی این باور کار کنم که هرچقدر من راحتر وبیشتر ثروتمند بشم پیش خدا محبوب تر میشم

    ادمی که ثروت نداره ایمان هم نداره .چون همیشه توی ترس واسترس هست .وقتی توی خونه اجاره ای هستی به قول استاد باید سر پایین راه بری

    اما من کوتاه نمیام وتغیر میکنم .ایمان دارم که این تضاد بیشتر بهم فهموند که خواسته من یکی خونه نیست .من لیاقت ملکهای زیادی دارم واصلا هم ادم بدی نمیشم .وقتی بی پولی عذت واعتبار نداری .شاید هر کاری انجام بدی .اما وقتی پول داری .به خودت اجازه نمیدی هرکاری بکنی با هرکسی همسفره نمیشی .و…عذت نفست رو حفظ می کنی با اعتماد به نفس صحبت می کنی .به کسی باج نمیدی .واتفاقا بخدا نزدیک میشی چون کفر نمیگی .خدارا برای نداشته هات مقصر نمیدونی

    بلکه بخاطر داشته هات بیشتر شکر گذاری میشی

    خدایا کمکم کن تا از شر این باورهای شرک الود خلاص بشم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    محمد صادقی دهشیری گفته:
    مدت عضویت: 4225 روز

    با سلام خدمت آقای عباس منش

    من از این فایل به یک اشتباه خودم پی بردم و همون باور غلطی بود که نسبت به ثروتمندی و خدا داشتم …. و یکی اینکه فرمودید هر کس که هر جایی هست حقش همونجاست من پارسال یک دفتر داشتم داشتم و نوشتم کاسبی روزی 100 هز را تومان و خرید ماشین پردایدم و بدین شکل نوشته بودن برای کاسبی روزی 100 هزارتومان سپاسگزارم و برای ماشین پرایدم سپاسگزارم … امروز بعد از این کلی یک دفعه به ذهنم جرقه زد که خودم خواستم و اگه به جای کاسبی می نوشتم در آمد یقینن بعتر و بهتر بود تلنگر بجایی بود . ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: