باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود - صفحه 58 (به ترتیب امتیاز)
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2016/11/abasmanesh.jpg
800
1020
گروه تحقیقاتی عباسمنش
/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.png
گروه تحقیقاتی عباسمنش2016-11-08 08:17:172024-06-08 21:14:20باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشودشاید این موارد نیز مورد علاقه شما باشد
با سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدر و همچنین همراهان عزیز. استاد من تو این مدت به این نتیجه رسیدم که من اگر در مرحله اول ایمانم به خدا باشه و از صبح که بیدار میشم تا شب داعم از درون شاد و خوشحال باشم و لبخند رو لبانم باشه و به محل کسب و کارم برم با شادی و باور های مثبت رو آگاهانه بلد باشم و به یاد خود بیارم اون باور در زمان شاد بودن من هزار برابر بیشتر برا من جا میافته تا اینکه فکرم درگیر باشه و ناراحت باشم و در طول روز شروع کنم کسب و کار و باورها رو گوشه ذهنم داعم داشته باشم و حتی اگر کسی یا مشکلی پیش آمد آگاهانه سریع باور مناسب رو به خودم بگم در حالی که سرشار از شادی هستم اون باور سریع جایگزین میشه و من اینکارو هر روز انجام بدم به خدا زندگی میشه فقط عشق و حال و بهشت و پول ثروت از در و دیوار برامون میاد. آخ جان که تازه راه رو فهمیدم و تازه فهمیدم چه کنم استاد. دمت گرم استاد عالی عالی شد. اگر حرفم مشکلی داره بهم بگید ممنون میشم از شما دوستان عزیز و استاد گرانقدر
سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد گرامی
از شما و خانم شایسته تشکر میکنم بابت این فایلهای گران بها من روزشمار تحول زندگی رو از فصل اول شروع کردم و واقعا آگاهی های عالی دارند امیدوارم بتونم با استفاده از فایل های رایگان شما به شرایط مالی برسم که تمام محصولات شمارو خریداری کنم چون این یکی از اهداف منه که با لطف خدا بهش میرسم و اما حرفی که تو این فایل زدید من ازش خیلی لذت بردم و همیشه اینطور حرف ها بهم انگیزه میده و اون این بود که گفتید میتونید برای خانواده خودتون هر کاری که در توانتون هست انجام بدید و انقد از لحاظ مالی قوی هستید که هر چقد بخواید میتونید برای خانوادتون بفرستید و حتی خونه هم براشون بخرید،استاد راستش این بیشتر از دیدن اموال شما به من انگیزه میده لطفاً از این به بعد راجب این قضیه هم حرف بزنید چون مطمئناً دوستانی مثل من هم هستند،با آرزوی خوشبختی و سعادت و ثروت برای شما و تمام دوستانی که این پیام رو میخونند،باتشکر
سلام این فایل خیلی نکات عالی درباره مهاجرت و ثروت و قوانین جهان داشت
از اینکه تنها راه گذر از ثروت بدست آوردن آن است
✅هر چقدر ثروتمند تر شوم نزد خداوند عزیز تر می شوم
✅هر چقدر ثروتمند تر شوم بخشنده تر می شوم
✅هر چقدر ثروتمند تر شوم سپاسگزار تر می شوم
✅هر چقدر ثروتمند تر شوم شاد تر می شوم
✅هر چقدر ثروتمند تر شوم بیشتر به رشد جهان کمک کردم
✅هر چقدر ثروتمند تر شوم خداوند مرا بیشتر دوست دارد چون بخشنده تر می شوم، سپاسگزار تر می شوم، به اطرافیانم کمک میکنم،باعث رشد جهان می شوم،آرامش دارم،ایمان دارم ،حرص نمیخورم نگران نیستم غیبت نمیکنم ،تهمت نمیزنم و…
ویژگی های خداگونه تر در وجودم نهادینه می شود
واقعا وقتی فکر میکنم آنقدر ثروتمندم که می تونم خواسته های خانواده ام رو فراهم کنم خیلی خوشحال می شوم خیلی همون لحظه میگم خدایا شکرت
✅✅ثروتمند زندگی کردن معنوی ترین و بهترین و طبیعی ترین روش زندگی هست مثل سلیمان نبی مثل امامان مثل عباسمنش مثل کارخانه دارا
باید این جملات رو تکرار کنم و مثال هایی بزنم از کسایی که اینطوری و هماهنگ با این جملات هستند تا باورهای قبلی بشکنن و جدید ها رشد کنن
کامنت های این فایل خیلی عالی هستن بخونین خیلی کمکتون میکنه
بسم حبیب
قدم ۲۵ ام 👣😍
با گوش دادن این فایل یاد فایل جدیدتون افتادم استاد عزیزم فایل تنها راه گذر از ثروت دستیبابی به ثروت است و همچنین فایل زندگی در بهشت نمیدونم قسمت چند بود که داشتین می گفتید که ماشینم و خونه نه خوابه رو فروختم چون سیرم دیگه یا داشتین rv رو میفروختید یا لباسهای فراوانتون الهی شکر شکر شکر سیر شدن هستش که میشد گذشت
یا امامانمون که همیشه میگفتیم قناعت داشتن
تقریبا نود درصد تو جامعه ما قناعت یعنی در فقر زندگی کردن اما نهه یعنی سیر شدن یعنی میخ به گل بودن یعنی رها بودن انقدر ثروتمند بودن و سیر و بی نیاز که بینهایت بخشش داشتند چون میتونستند بگذرن و فراوانی رو باور داشتند
اصلا ثروتمند شدن معنوی ترین کاره دنیاست چون اونوقت میتونی چشمات رو باز کنی و روی اهدافت و علایق و سفرها و لذتهای دیگر نگاه کنی و دنبال شناخت بیشتر و بیشتر خدا خواهیم اصلا زمان ساخت اخرت خواهیم داشت اما تا وقتی هشتمون گرو نهمون باشه ذهنمون اجازه اصلا کاره دیگه ای نمیده بهمون
ثروتمند شدن اسان ترین کار دنیاست
ثروتمند بودن شیوه طبیعی زندگی کردن هست
ثروتمند بودن یعنی ارام بودن و گذشت و بخشش
ثروتمند بودن یعنی حال خوب بیشتر
کیفیت های بهتر
در مورد روابط ما انسانها باتوجه به فرکانسمون انسانهایی هم فرکانس خودمون روبه رو خواهیم بود پس اگر موردی نادلخواه هست از درون خودت رو دریاب جهان اینه درون توست قدم سوم😍
الهی شکر شکر شکر
روز بیست و پنجم
سلام به دوستان و استاد عزیز
من میتوانم روی باورهام کار کنم تا تغییر کنه و به بهترین ها برسم وقتی باورهام درست و دقیق باشه همه چیز به طور عادی پیش میره
وقتی با قانون سلامتی آشنا شدم چند نشانه از خانواده ام دیدم فهمیدم که به راحتی میتونم این مسیر را طی کنم و باور کردم خداروشکر که این مسیر اینقدر زیبا و لذت بخشه که تو عرض ۴ماه که دارم این مسیر رو طی میکنم ۱۳کیلو کم کردم این اجازه رو به ذهنم دادم تا باور کنه که قانون سلامتی راحت است ومی توانم به وزن دلخواهم برسم بدون اینکه از داروهای شیمیایی یا رژیم های غلط استفاده کنم و عوارض های بدی ببینم راه درستی را انتخاب کردم و این مسیر را ادامه میدم و لذت میبرم وقتی تو قانون سلامتی میتونم به وزن دلخواهم برسم پس میتونم روی باورهای زندگیم کار کنم و تمرکز کنم که تغییر کنه و من به بهترین زندگی دلخواهم برسم و با بهترین دوستان و افراد هم فرنکاسی خودم رابطه داشته باشم و جهان بهترین چیزها رو برای ما میخواد در صورتی که فقط ما باور کنیم و بتوانیم تغییر کنیم خیلی روی ذهنم کار میکنم تا باورهای خودم رو تغییر بدهم و خدا الگو های زیادی سر راه زندگی ام قرار داده تا بگه این نشانه از من است فقط تو حرکت کن تا من در این مسیر زیبا هدایتت کنم و از این مسیر زیبا لذت برو نتیجه اش رو به زودی می بینی من چه در ایران باشم چه در کشورهای دیگه هیچ فرقی نمیکنه فقط خودم میتونم باورهام و تغییر بدم و به جاهای زیبا که دوست دارم هجرت کنم حتی در زمان پیامبر ما هجرت بوده هجرت به معنی ایمان به خدا به جاهای ناشناخته وقتی توکل به خدای بزرگ داشته باشم میتونم باورهام رو تغییر بدم با هر روز تکرار کردن خواسته هام و باورهای درستم میتونم حرکت کنم در مسیر باخودت بودن لذت ببرم با خدا بودنم و روز به روز یا ثانیه به ثانیه عاشق خدای خودم میشم و بیشتر رشد میکنم به سمت هدف هام و به ثروت بی کرانم میرسم واین باور رو دارم که به زودی به این ثروت و خواسته های بزرگم میرسم چون باورش دارم
در پناه خدا شاد و سلامت باشید دوستتان دارم
بنام الله
روز شمار تحول زندگی من روز 25 فصل اول
سلام به استاد عزیزم ومریم جان
خداروشکر قدمی دیگر در جهت اجرا به تعهدم برداشتم
استاد دقیقا وقتی میخوام یکاری انجام بدم که یه لحظه نجواها شروع میشه سریع میگم فلانی تونسته پس منم میتونم یه موردش در خصوص سلامتی برا پیدا کردن الگو رفتم بخش عقل کل در مورد سلامتی سرچ کردم کامنت دوستان وتجاربشان که خواندم چند تا از دوستا نوشته بودند که تونستیم با باورهای مناسب سلامتیمون را برگردونیم اسم آنها را یادداشت کردم وهرلحظه به ذهنم میگفتم فلانی تونسته منم میتونم چون سیستم بدن و کارکردآن در همه ما یکسانه خداروشکر به خاطر این هدایت
اگر من از این جایگاهی که هستم لذت ببرم به جایگاههای بهتر وبالاترهدایت میشم دقیقا شرایط زندگی من بازتاب فرکانسهای منه
بنام یکتای هستی بخش
روز 25 سفرنامه
باوری که تغییرش درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود…
روزهای اولی که فایلهای سفرنامه رو شروع کردم اصلا نمیتونستم کامنت بزارم و هرفایلی که گوش میدادم نکته ای به نظرم نمیرسید که تو کامنت بنوسیم ولی چون تعهد داده بودم که کامنت بزارم از خلاصه کردن فایلا نوشتنشون تو کامنتا شروع کردم و باور داشتمکه کم کم منم میتونم مثل بقیه دوستان کامنت بزارم و حرفی برای گفتن داشته باشم و شکر خدای مهربانم ادامه دادم و ادامه دادم.و الان خودم تکاملم رو تو نوشتن کامنتا احساس میکنم والان اینقدر حرف برای گفتن دارم که نمیدونم از از کدوم بنویسم ولی از خداوند کمک میخوام که هدایتم کنه و مطالبی رو که از فایلهای استاد یاد گرفتم و مثالهایی رو از خودم به یاد آوردم رو دوباره اینجا به یاد بیارم تا هم بیشتر تاکید بشه برای ذهنم و به بهترشدن و قوی تر شدن باورام کمک کنه هم اینکه ردپایی از این هدایت بمونه برام…
نکته اولی در مورد حرفای استاد به یاد میارم اینه که ..
تو هرکجا که باشی میتونی زندگیتو اونجور که دوست داری خلق کنی، وقتی همونجایی که هستی تونستی به احساس خوب برسی و هماهنگ شدی با محیطت با شرایطتت اونوقت جهان هدایتت میکنه به شرایط بهتر وبهتر…
این چیزیه که من اوایل اشناییم با قانون اصلا درک نمیکردم و همش دست و پا میزدم تقلا میکردم که محیطم رو تغییر بدم از آدما اطرافم دوری هر چقدر که تلاش میکردم انگار شرایط بدتر و بدتر میشد.اون روزها درک من از قانون خیلی سطحی بود باورم این بود که من اگه از این محیط برم اگه از این آدما دور بشم خیلی راحت میتونم روی باورام کار کنم.اگه از شریک کاریم جدا بشم حتما پیشرفت میکنم اونه که اجازه نمیده من پیشرفت کنم با باورای اشتباهی که که داره.این محیط این شرایط این آدما اجازه نمیدن به من که بتونم روی باورام کار کنم اجازه نمیدن رابطه ی من با همسرم خوب باشه اجازه نمیدن که کنترلی روی زندگیم داشته باشم.ولی در کنارش داشتم روی احساس خوبمم کار میکردم سعی میکردم که به نکات مثبت توجه کنم و تو همون شرایط هر روز برای هر چیز کوچیکی سعی میکردم سپاسگذاری کنم و احساسمو خوب نگه دارم و خداییش هم به اندازه ی درک و مدار خودم تمام سعیم رو میکردم که عمل کنم به دونسته هام و خیلییی امیدوار بودم که شرایطم تغییر میکنه ولی همیشه ته ذهنم این بود که تغییر محیطم میتونه خیلی به من کمک کنه واگه محیطم تغییر کنه زندگی من از این رو به اون رو میشه…
بعد از یکسال محیط من تغییر کرد کلا اومدیم تو یه شهر دیگه.هم از اون خونه و آدماش جدا شدم هم از شریک کاریم که فکر میکردم باعث عدم پیشرفت منه…
ولی فقط انگار محل زندگی من تغییر کرد هیچ چیزی تغییر نکرد.این خونه ی جدید نه روابط منو با همسرم خوب کرد که حتی از قبل بدترم شد..این خونه ی جدید نتونست همسر منو اهل کار کنه …
این خونه ی جدید نتونست کاری کنه همسرم شبا زود بیاد خونه و گاهی وقتا تا صبح بیرون میموند منی که فکر میکردم چون تو محیط قبلی همسرم خیالش راحته چون خونواده اش حواسشون بهم هست شبا دیر میاد اگه محیط عوض شه و مستقل شیم منو خونه تنها نمیذاره ولی عوض که نشد هیچ تازه بدترم شد…
این خونه ی جدید نتونست منو از اون آدما دور کنه چون خیلی بیشتر از قبل میومدن خونمون مهمونی و و یکسره درگیر مهمونی های گاه و بیگاه بودم..
این خونه ی جدید هیچ تغییری تو شرایط مالی من ایجاد نکرد که تازه خیلی بدتر از قبلم شد…
این محیط جدید نتونست منو از اون شریکم جدا کنه چون من به لحاظ فکری ازش جدا نبودم و مدام تو ذهنم به خودش و کاراش فکر میکردم و یه روزی که اصلا هرچی فکر میکنم یادم نمیاد و انگار فراموشی گرفته بودم من دوباره با همون شریک قبلی شریک شدم و انگار یادم نبود که من چقدررر تلاش کرده بودم که از اون جداشم ولی حالا دستی دستی خودم دوباره رفتم باهاش شریک شدم و دوباره تو این مورد فقط سالن محل کارمون تغییر کرد به یه سالن خیلی بزرگ و جدید ولی دوباره هر دومون همون آدمای سابق بودیم و من دوبااااااره شروع کردم به تقلا و تلاش برای جدا شدن از این شریکم ولی پشت سرهم به در بسته میخوردم از محیط سالن بیزار بودم چون اون آدم اونجا بود و هنوز مصمم بودم که عامل پیشرفت نکردن من این آدمه و من حتما هر طوری که شده باید ازش جدا شم.وبه دنبالش کلی تلاش فیزیکی کلی جر و بحث و کلی رفتن دنبال یه مغازه ی دیگه که بخوام کارمو جدا کنم ولی همش به در بسته خوردم…و رفتم توی سالن دیگه و درخواست کار کردن دادم و اون صاحب سالن قبول نکرد و من ناچار دوباره برگشتم تو سالن خودمون و پر از خشم بودم و همش سعی میکردم با شریکم هم کلام نشم و خیلی برخوردم باهاش بدتر و بدتر میشدو من هر روز عصبی تر میشدم و از شرایطم خیلی گله مند…
تا اینکه یه روز با خودم نشستم رک و پوست کنده حرف زدم گفتم ببین تا کی میخوای اون بیرونو تغییر بدی؟ تا کی میخوای دنبال تغییر آدما باشی ؟ تا کی میخوای دست وپا بزنی برای تغییر شرایطتت .تو همیشه فکر میکردی اگه محیطتت تغییر کنه زندگیت گلستان میشه ولی حالا ببین خونه ی به این قشنگی داری تو بهترین نقطه ی شهر و دسترسی به تمام امکانات پس چرا اصلا حالت خوب نیست؟ چرا سالن به این بزرگی و شیکی با تجهیزات کامل داری ولی اصلا دل به کار نمیدی و نمیخوای تو این سالن کار کنی؟ ببین تو از اون ادما جدا شدی ولی فرکانست همون فرکانسه .فیزیکی جداشدی ازشون ولی هنوز فکرت درگیرشونه که چیکار میکنن چی میگن چی نمیگن.حالا فهمیدی که تغییر محیط هیچ تاثیری روی زندگی و شرایط تو نداره؟ از اون روز انگار بیشتر این قضیه رو درک کردم و دیگه کم کم دست از تقلا و تلاش های بی مورد برداشتم(که اونم طی دوسال تکاملم طول کشید و من آهسته آهسته بیشتر مرکز توجهم رو گذاشتم روی خودم و روی تغییر باورهام )
امروز تو این تاریخ دیگه هیییچ خبری از اون آدمای قبلی نیست و شاید ماه ها میشه که خونمون نیومدن…(اوایل به خاطر کمبود عزت نفسم میترسیدم که نکنه از دست من دلخور شدن که نمیان کم کم متوجه شدم که مدار و فرکانسم تغییر کرده و جهان این شرایط رو فراهم کرده که کاملا دور باشم از اون آدما)
دیگه همسرم تا دیروقت بیرون نمیمونه و سرتایم میره سرکار و سر تایم میاد…
منو همسرم که قبلا هیچ حرفی برای گفتن باهم نداشتیم و خیلی سرد و خنثی بودیم و من همیشه تو ذهنم به جدایی فکر میکردم شکر خدای مهربانم خییییییییلیییییی بهتر شدیم دیگه خبری از اون بی تفاوتی و ماه به ماه قهر کردن نیست و خیلی به صلح رسیدیم و دیگه خبری از جنگ و دعواهای روزی چند مرتبه نیست.(هرچند که هنوز دوره ی روابط رو تهیه نکردم ولی تا به امروز عالی عمل کردم.مطمئنم که خییییلی جای بهتر شدن داره با دوره ی عشق و مودت)
دیگه خبری از بی مسولیتی نیست و همسرم حواسش به اجاره خونه و قسطای بانک هست بدون اینکه من بخوام استرس بکشم.
دیگه با محیط کارم به صلح و هماهنگی رسیدم و خیلی محل کارمو دوست دارم و بهش عشق میدم
احساس تنفر من از شریکم از بین رفته و حالا دوستانه باهش برخورد میکنم هرچند تو این مورد هنوز به ثبات نرسیدم تازه دارم رو خودم کار میکنم ولی هرچقدر که دارم روی باورام کار میکنم و سعی میکنم با خودم در صلح و هماهنگی باشم تومحیط کارم رفتارای خوبی از شریکم میبینم و شرایط کار کردن در اونجا هر روز داره برام بهتر وآسونتر میشه…
با اینکه هنوز به درآمد دلخواه نرسیدیم و تمام درآمد همسرم به کل بدون اینکه یه هزار تومن برای خودمون بمونه میره برای قسط و اجاره خونه ..
با اینکه از سالن هیچ درآمدی ندارم و اجاره ی سالن رو هم داریم به سختی میدیم ولی حالم عالیه چون ایمان دارم که خدا کمکم میکنه و من توانایی تغییر شرایطم رو دارم ولی اینبار نه با جنگ و دعوا نه با تقلاهای بی نتیجه نه با دست و پا زدن های بی مورد با هماهنگ شدن با محیطم با هماهنگ شدن با شرایطم با به صلح رسیدن با خودم و جهان اطرافم من همه چیو تغییر میدم.
من با هماهنگی با شرایطم به این نقطه رسیدم نه با تغییر محیطم پس یه بار دیگه همین کارو میکنم و با خودم و خدای خودم و جهان پیرامونم به صلح میرسم…
من قطعا موفق میشم چون ایمان دارم که موفق میشم…
در پناه الله یکتا
به نام خداوند مهربان
سلام به همگی و استاد عزیزم و مریم جان گل
روز بیست و پنجم
امروز بخاطر یه سری کار ها نتونستم به موقع برداشت خودمو بنویسم بعد الان که میخواستم بخوابم گفتم حالا فردا مینویسم ولی یه چیزی درونم گفت تو تعهد دادی هر چی که از فایل امروز فهمیدی رو بنویس فقط بنویس نمیدونم چیا میخام بنویسم ولی یه حس خوبی دارم از اینکه به صدای قلبم گوش کردم
اولین چیزی که توی این فایل بیشتر منو به فکر فرو برد باور اینکه ثروتمند شویم از خدا دور میشیم خیلی وقته این جملات رو هم نوشتم به دیوار چسبونندم هم صدامو ضبط کردم و برای خودم تکرار میکنم و فک میکردم آره دیگه تا حدودی حلش کردم ولی وقتی امروز شنیدم استاد گفتن این باور آنقدر عمیق و ریشه دار گفتم بزار از خودم سوال بپرسم یا یکم دقیق تر بشم ببینم چه جاهایی چه حرفایی میزنم ،به طور اتفاقی حرفی از یکی از نزدیکانم شد که موفقیتی رو اخیرا کسی کردن و دارم پیشرفت خوبی میکنن و یهو من به صورت ناخود آگاه (حالا کلی تحسینش کردم و گفتم آفرین پشت کارش خیلی خوبه)گفتم اون داره زحمت میکشه ولی همسرش رو داره پرو میکنه بعداً همین همسرش خیانت میکنه یهو به خودم اومدم گفتم چرا من چنین حرفی زدم از کجا میدونم که اینجور قضاوت میکنم خب از نظر من همسر اون آدم عوضی و بدی میشه دیدمممم برهنه ریشه های این باور چقدر در عمق وجود من هست و من چه سطحی موضوع رو میدیدم سعی کردم حال خودموو از قضاوتی که کردم بد نکنم و از اون فرد هم تشکر کردم که باعث شد من این باور رو شناسایی کنم و بفهمم که هنوز خیلی باید کار کنم رو این باور
چقدر این جمله هر کسی الان هر جا که هست جای درسته رو دوست دارم البته سعی میکنم به صورت باور در بیارمش ولی بازم یادآوری میکنه برام عدالت خداوند مهربونرو که درحق هیچکس ظلمی نمیکنه ،واقعا اگه کسی بخواد تغییر کنه خدا از میلیارد ها دستی که داره هدایت میکنه مثل منی که هدایت کرد چون ازش خواسته بودم همون ها رو هم میتونه هدایت کنه .
من که تغییر کنم اطرافم هم تغییر میکنه و من اینو بارها حس کردم از حذف شدن بعضی از آدما از دورو برم چند مدتی هست با دوستی بچه هامون رو میبریم کلاس اون دوست به شدت منفی و لب به گلایه زیاد باز میکنه من به خدا گفتم خدایا من سعی میکنم خوبی هاشو ببینم خودت کمکم کن و تو این تایم یه ساعت که با هم بودیم من نمیدونستم چه کاری انجام بدم تا اینکه درخواستی رو به خدا دادم و از اونموقع همیشه شرایطی جور میشه یا برای من یا برای اون که با هم زیاد نباشیم من سعی نکردم با حرفام بخوام اونو تغییر بدم به شدت رو خودم کار کردم و توجه ام رو گذاشتم رو اتفاقاتی مثبتی که تو اون زمان میافته و اون جوری از مدارم خارج شد که هیچ بی احترامی بهش نکردم خیلی محترمانه چقدر قوانین درست کار میکنه خداییااا شکرتتتتت
در مورد مهاجرت ذهن من هنوز مقاومت داره البته خیلی نسبت به قبل بهتر شدم دیدم اصرار تغییر کرده چون من به شدت مخالف مهاجرت بودم و این باور محدود کننده داشتم که هر کی باید بمونه و تو وطن خدمت کنه ولی شما دید منو خیلی باز تر کردین الان به مهاجرت حس خوبی دارم دیگه به غربت فک نمیکنم چون میدونم همه جا خدا با من بهترین ها رو برام فراهم میکنه ولی خب من باید خیلی کار کنم رو این موضوع و ازتون ممنون بابت اینهمه آگاهی که بهمون میدین
یه روزی میام زیر این کامنت با ظرفی بزرگتر و آگاهی هایی بیشتر از امروزم از این فایل ناب کامنت میزارم امروز واقعا هر چی که درک کرده بودم رو به اندازه ظرفم نوشتم و خدا رو شکر میکنم بایت فرصتی که امروز برای زندگی بهم داد.
ممنونتم بهترین استاد دنیا
سلام به استاد عزیزم
سلام به خانم شایسته عزیزم
سلام به دوستان عزیزم
روز 25
ازونجایی که شیفت صبح و عصر بودم فقط یک بار فایل رو دیدم اما چون به خودم تعهد دادم که حتما هر روز باید برای فایلای سفرنامه کامنت بذارم اومدم بنویسم.
من قبلا به کامنت نوشتن و خوندن اصلا توجهی نمی کردم و به نظرم بی اهمیت بود البته در مدارش نبودم، اما الان واقعا دارم میبینم که چقددددر برام نتیجه داره هم نوشتن کامنت هم خوندن کامنت دوستان عزیزم.
اصولا باید باور کنم که یک چیزی امکان پذیره یا برای من هم می شود تا به سمت اون خواسته هدایت بشم. هیچ چیزی رو نباید غیر ممکن یا دور از خودم ببینم. باید باور کنم که من هم می تونم هر چیزی رو که میخوام داشته باشم هر جایی که میخوام برم و شخصیتم هر طوری بشه که میخوام. هر موفقیتی که هر انسانی کسب کرده صد در صد برای من هم امکان پذیره.
اگه من باورهامو درست کنم همه چیز رو خیلی راحت می تونم به دست بیارم خداوند دستانش رو برای من میفرسته و کارو از طریق اونا برای من انجام میده. شاید یه سری کارا برای بقیه غیر ممکن و خیلی سخت به نظر بیاد اما اگه من توکل کنم به خدا، بهش ایمان داشته باشم و با ایمان قدم بردارم همه چی برای من آسان پیش میره خدا برای من انجام میده، هر حرفی از زبان هرکسی حتی یه متخصص اون امر می شنوم و بهم حس خوبی نمیده یعنی یه باور اشتباهه اگه اون میگه سخته نمی تونی نمیشه برای اون اینطور بوده برای من می تونه فرق داشته باشه اگه من به خدای قدرتمند اعتماد کنم که توانایی انجام این کار رو داره اون منو هدایت میکنه به راه درستش. وقتی من حس خوب به این مسیر دارم آرامش دارم براش ذوق دارم و میخوام کار درست رو از راه درستش انجام بدم و نگران سختی مسیری که هممممه دارن بهم میگن نیستم، این شواهد نشون میده باید انجامش بدم. خدایا شکرت . راستش من از خدا برای یه مسئله ای راهنمایی خواستم و این کامنت یه جورایی جوابم بود از طرف خدا، چون همین الان متخصص این کار که توی این موضوع نفر اول ایرانه بهم گفت این کار سخته بیا و کوچیکترش کن بیا و مثل بقیه انجامش بده که فقط تموم شه… که یه جوری فقط رفع تکلیف بشه… اما من راضی نیستم به اینکه خواسته مو کوچیک کنم به جاش باورمو بزرگ می کنم. من خداوند رو دارم که هر جایی به کمک احتیاج داشته باشم برام نیروی کمکی میفرسته توی این مسیر من تنها نیستم و با امید به خداوند جهانیان پیش میرم. باید یادم بمونه من با حس خیلی خوب دارم این تصمیم رو میگیرم. خداوندا هدایتم کن خودت کمکم کن.
ثروتمند شدن خیرخواهانه ترین کار دنیاست. ثروت مقدسه پول مقدسه، من هر چه به خدا نزدیکتر باشم ثروت بیشتری هم دارم و هر چه ثروت بیشتری داشته باشم به خدا هم نزدیکتر میشم. ثروت و پول انرژی هستن انرژی پاک انرژی الهی. من اگه بتونم با انرژی خدا و کائنات هماهنگ بشم ثروت وارد زندگی من خواهد شد، اگه باعث گسترش این انرژی بشم و در جهت این انرژی باشم ثروت و پول هم با من هم مدار خواهند شد و بیش از نیازم به ثروت دسترسی خواهم داشت. هر وقت رابطم با خدا بهتر بشه و توحیدی تر بشم پاداش جهان به من ثروت، سلامتی و عشق بیشتر خواهد بود. به اندازه ای که با خدا هستم ثروتمندم. خدایا شکرت.
سپاسگزارم استاد عزیزم
به نام خدای رزاق
روز بیست و پنجم
ثروتمند شدن معنویترین کار دنیاست
من با ثروتمند شدنم به گسترش جهان کمک میکنم و جهانی زیباتر میسازم
ثروتمند شدن به خدا رسیدنه زیباتر از این مگه داریم آرامشی که در هر ثانیه با تمام وجود حس میکنم و ثروتی که مثل باران رحمت تو زندگیم جاریه همش نشان حضور خداوند
تحسین میکنم تمام افراد موفق و ثروتمند دنیارو با اینکار به احساس خوب میرسم
احساس خوب=اتفاق خوب
من همیشه آماده دریافت ثروت و نعمت بی پایان خداوند هستم و میخام بی نیاز بودن رو تجربه کنم و لذت ببرم