این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2016/11/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-11-08 08:17:172025-12-03 20:45:54باوری که تغییرش، درهایی از نعمت را به زندگی ام گشود
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سرنماز عصر این کامنتون روخوندم،عالی بو خدارو سپاسگزارم از بودن در این مسیر و از خواندن این نظر زیبا !
دنیا در حال گسترش حتی تو اگر کاری نکنی،خدا جنسش از ثروته،پاره ای از تمام موجودات زنده خداوند دراون جاریه،ثروت به صورت طبیعی و خیلی آسون میاد تو زندگیم.اساس این جهان پر پایه خوشبختیه
ایشالا که همیشه خوشبخت وثروتمند و سلامت باشی دوست عزیز
سلام بر استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و دوستان هم فرکانسم
ردپایی از روز بیست و پنجم سفرنامه
اول از همه خدایا شکرت که تا این روز همراه و متعهد بودم و منرا راهنمایی و یاری کردی که توانایی حضور در این سفر زیبا را داشتم و دوست تا دارم تا آخرین لحظه که در این دنیا هستم در این سفر زیبای لذت بخش باشم و تجربه ی لذتهای این دنیا را هم به صورت فیزیکی و هم فرافیزیکی درک کنم و با دوستان همراه خصوصا آنها که در این مدار و بالاتر از آن هستند باشم.
در باره آگاهی های امروز خیلی از ترمزهایی را درک کردم که فکر میکردم با آنها مشکلی ندارم اما وقتی در زندگی خود و باورهای خود کنکاش کردم رد پای بزرگ آنهارا دیدم ، دیدم که چه باورهایی دارم که از ارث ، دولت ، دزدی و بدبودن آدمها در زندگی ام بوده و من دوست داشتم که آنطور می خواستم نباشد ولی فکر من آنطور بوده و نتیجه فکرم نشان دهنده آن بوده است.
حالا باید دوباره دوره ثروت 1 را دوباره گوش دهم و ببینم چه ترمزهایی دارم و برای اصلاح آنها به قول استاد جهادی اکبر با هدایت خدا و پیروی و عمل به آن براه بیندازم تا راه درست را که نشانه ها می گوید و در آن هستم که راه آنهایی است که نعمت به آنها عطا شده و گمراه نیستند را ادامه دهم.
سپاسگذارم خدا را که آگاهی های خود را از طریق استاد عزیز و خانم شایسته مهربان دستان بزرگ خود به زندگی من وارد میکند و کمک می کند تا آنها را عملی کنم و به من هم توانایی و احساس لیاقت آنرا می دهد ، خدایا شکرت.
این فایل طولانی و پر از نکته بود ، من خیلی فکر کردم که آیا این باور رو دارم که ثروتمند شدن باعث پست شدن و دوری از خدا میشه ؟ و به جوابی نرسیدم ،اما از فایل روز بیست و یکم ، اون باوری که استاد درباره ی ثروت گفتند رو هر روز تکرار میکنم که ثروت مند شدن با فضیلت ترین و معنوی ترین کار دنیاست و اگر من میخوام به خدا برسم باید ثروتمند بشم .
استاد فرمودند که از موفقیت هاتون بگید که موفقیت های بیشتری رو کسب کنید ، جهان شما رو به موفقیت های بیشتر هدایت کنه ، راستش من تازه تو این مسیر هستم و چیز خاصی نیست فقط اینکه کانال تلگرامی آموزش طراحیم تو این ماه دو تا فالوور گرفته و خب خوشحالم کرد
و اینکه دیروز دارویی که باید میگرفت بدنم تو بخش انفوزیون بیمارستان باعث واکنش بدنم شد یک لحظه احساس مرگ کردم پنج ساعت اورژانس بیمارستان بستری شدم تا اوضاع بهتر بشه و امروز دکترم امپولم رو عوض کرد تا ببینیم چطور جواب میده و احساس کردم این نکته ی مثبت هست و موفقیت شاید باشه برای جسمم ، و شاید اتفاق دیروز باعث شد من هدایت بشم به این دارو
هر روز تکرار میکنم که بدن من به هیچ دارو و آمپول خاصی نیاز نداره ، بدنم کاملا سالم هست و هیچ نگرانی بابت بدنم ندارم خودش خودش رو ترمیم میکنه ، تمام پزشکان متخصص در جان و تن من حضور دارند ، پادتن هایی دارم از جنس خداوند ، خداوند در تک تک سلول های من حضور داره ، من توانایی های بالایی در کسب موفقیت دارم پس میتونم در این مورد هم به موفقیت برسم به سلامتی کامل ،
در مورد هجرت هم کاملا صحبت استاد رو درک کردم ، ما در همین تهران با اینکه آپارتمان برای خودمون بود از اول بارها جابه جا شدیم و همه مخصوصا خانواده همسرم ناراحت بودند که شما چرا اینقدر خونه تون رو میفروشید و دوباره یک خونه ی جدید میخرید وام میگرفتیم و میگفتند شما همش خودتون رو به خرج میندازید ، خوب ما برای شرایط بهتر این کار رو میکردیم خونه بد نبود و ولی خب دوست داشتیم بهتر باشه ، به لحاظ منطقه ای خیلی رشد نکردیم اما خب وقتی با هر خونه قبلی مقایسه میکنم میبینم امکاناتی در این آپارتمان هست در آپارتمان های قبلی نبود و این یعنی این تغییر ها رشد داشت واسمون . اینم یک جور هجرت به نظرم در مقیاس خیلی کوچکتر هست ،اما واقعا جواب میده ، خیلی حس خوبی داره و اصلا هیچ وقت به اون مکان قبلی وابسته نشدم و ترس نداشتم ، که جای جدید چطور خواهد بود یادمه هشت سال پیش همسرم که در شرکت پارس خزر مشغول به کار بود برای اینکه در جاده مخصوص کرج بود و راهش دور بود تصمیم گرفتیم به پیشنهاد یکی از دوستان بریم منطقه ی اندیشه از شهریار خونه بخریم که به شرکت خیلی نزدیک بود خیلی خانواده همسرم مخالفت کردند یادمه با همسرم قرآن رو نگاه کردیم آیه ای اومد که اصلا دقیق یادم نیست اما اون آیه معنی این رو می داد که باید برید یک جای جدید رو تجربه کنید ما اصلا اون منطقه و مردم اونجا رو نمیشناختیم ولی خیلی مشتاق بودم که بریم و رفتیم و چهار سال اونجا تو بهترین شرایط وسط خونه ویلایی ها زندگی کردیم، فضای باز ،هوای پاک ، فوق العاده بود و بعداز چهار سال همسرم شغلش رو عوض کرد در بازار بزرگ تهران مشغول به کار شد و دوباره برگشتیم تهران ، و یک خونه ی جدید دیگه ، تو این چند سال هر موقع یاد اون روزها می افتیم لذت میبریم که تجربه کردیم یه جای جدید رو ، و الان هم باز این خونه بهتر از خونه ی اندیشه شد ، شاید خیلی رشد نکردیم اما تجربه زیاد داشتیم ،همسرم اصلا ریسک پذیر نبود اما کنار من ریسک کرد و الان راضی هست . من تغییر رو خیلی دوست دارم تجربه کردن رو خیلی دوستدارم ، و امیدوارم یک روزی برسه که در سلامتی کامل یک هجرت بزرگ داشته باشیم با ثروتی عالی با تغییر باور هام
خدایا از تو میخواهم که روزی به دنبال من بدود من این موضوع را به چشم خود دیدم که مشتری به دنبال من میدوید از خدا میخوام که تکامل خود را طی کنم وباور های ثروت افرین قدرتمند داشته باشم و موانع را از جاوی خود بردارم وبه جنگ شیطان بروم من هم میخواهم خاکریز دشمن را هر چه زودتر به یاری خداوند فتح کنم واین روز را جشن بگیرم
فردا طبق آنچه که از استاد به یاری خداوند یاد گرفتم میرم اداره تا یکی از خواسته های خودم را برای صفر کردن وام وپس گرفتن پولم از صندوق اداره انجام بدم واولین گام ثروت و فراونی از راه ی که قبلا درآمد داشتم رو انجام بدم
خدایا سپاسگزارم و ممنونم از تو برای این رزق متشکرم کا راه رسیدن به ثروت ومعنوی ترین کار دنیا را به من اموختی ممنونم ممنونم ممنونم
دقیقا امروز یه نجوای من رو اذیت کرد دنبال رفتم تا درستش کنم وتا حدودی موفق شدم
میدونستم توی سایت هم به جواب هدایت میشم
موضوع حرص وطمع بود که ثروت زیاد باخود حرص وطمع میاره
جواب اولا من که از راه نادرست نمیخوام ثروت اندوزی کنم پس طمع به مال کسی ندارم
تنها از خدا میخوام وطلب حلال دارم
دوما اما حسن ع که ثروتمند ترین امام بود مگه حرص و طمع داشت که دو بار کل ثروت ش و3 بار نیمی از اون رو بخشید
ثالثا کل فایل استاد دلیل محکمی برا ی ثروت وسیلی بر نجوای شیطان است
دیشب موقع خواب داشتم بعداین فکر میکردم که خدایا منو هدایت کن که توجه ام بیشتر رو فراوانی باشه
و بعد نکات مثبت اون روز رو مرور کردم
یهو تو ذهنم اومد که برو و اون وامی که از همه کمتر تسویه کن
من یه مبلعی رو پس انداز کرده بودم و گفتم اخه نمیخوام به اون دست بزنم
گفتم اخه این چه ربطی به فراوانی داره وکلی دلیل اوردم که این وام اخراشه و اروم اروم میدم و حتی قصد تسویه وام رو نداشتم
با خودم گفتم اگر این هدایت خدا باشه امروز خودش نشانه رو بهم نشون میده و من بدون تردید انجامش میدم
و امروز تصمیم گرفته بودم کامنت های این فایل رو بخونم و هدایت شدم به کامتت شما اولش اصلا حواسم نبود یهو یه صدایی گفت اینم نشانه
وقتی شما گفتی فردامیرم برای صفر کردن وام
و تصمیم گرفتم همین الان اقدام کنم و انشا الله این قدم منو به سمت فراوانی بیشتر میبره
وقتی به این فکر کردم که چرا این کارو انجام نمیدادم دیدم از باور کمبود میاد چون میگم اگر این پولو بدم جاش نمیاد و خدای من چقدر عالم که میدونه از کجا بهم بده قدم بردارم
سلام زینب جان خوشحالم که شما مثل من این تصمیم رو گرفتید من تنوستم بعد از تسویه وام پول صندوق که دخیره بود رو ازاد کنم واین پول برکت ونعمت خیلی بیشتر از وام برای من داشت امیدوارم برای شماهم برکت وفراوانی داشته باشد
تقریبا یه هفته پیش این کامنت رو گذاشتنم و همون روز وام رو تسویه کردم
در ظاهر ورودی مالی نداشتم
ولی امروز که اومدم دوباره کامنتم رو خوندم دیدم نوشته بودم انشا الله با این کار هدایت بشم به فراوانی بیشتر
الان که دارم کامنت میزارم به اینکه سه سال عضو سایت بودم تو قسمت هدیه ها و قسمت کلید ها فراوانی رو باور کن رو ندیده بودم و چند روز بعدش هدایت شدم به این دستبندی و امروز باوری رو در خودم پیدا کردم که فهمیدم چقدر جلو ورود نعمت به زندکیم رو میگیره
تشکر میکنم از استاد چون با تمام انرژی دارن صحبت میکنن تا آگاه تر کنن ما رو
این فایل مطلب زیاد داشت باید مجدد گوش کنم
اما هماهنگی با جایی که هستی تا به جای بهتر برسی این برای من نکته خیلی مهمی بود هرچند قبلا از استاد شنیده بودم ولی الان نیاز داشتم که برام یاد آوری بشه چه برای مهاجرت چه برای رفتن به محیط کار بهتر
و اینکه ترسیدن از مهاجرت به خاطر تنهایی و… نشانه کفر هست باید به خدا توکل کرد هم برام مهم بود چون در طول روز آدم رو از نگرانی دور میکنه و یادش هست خدا مراقب اوست
ولی چقدر دوست دارم موقعیتهای عالی آدمهای عالی شادی شور شوق مسافرت و.. وارد زندگیم بشه
استاد واقعا هر روز دارم با شما میرم جلو در واقع لطف خداست من در اوج ناامیدی و تاریکی فقط از خدا کمک خواستم و الان به لطف خدا و آشنایی با شما داره نور وارد زندگیم میشه ترسهام کمتر شده
جاهایی شده که کنترل خودمو از دست دادم و واقعا اتفاق های عجیب و غریب و گره خوردنهای امورات، بدتر شدن اوضاع رو دیدم و باورم قویه تر شد که احساس خوب اتفاقهای خوب و برعکس
در مورد ثروت خب حقوق توافقی من برای ۹ روز در ماه۲۳۰۰ بود که شد ۳ میلیون
یعنی من تعهد دادم که حقوقم حداقل ۲ برابر بشه با همون تایم حالا ۷۰۰ تومن بالا رفت تکامل رو طی کنم انشالله برسه به ۴۶۰۰ بعد باورم قوی تر میشه و مرحله بعد
کلاس میرفتم اونجا یه دختر خانمی بود که دوستش میرسوندش و برگشتن میومد دنبالش
و رابطه عاشقانه ای هم داشتن
اما من باید کل مسیر رو خودم میرفتم و برمیگشتم و روی کاغذ نوشتم منم میخوام حداقل بعد کلاس کسی باشه که بیاد دنبالم و به هم علاقه هم داشته باشیم.. خیلی سریع براورده شد اما با یه شکل و شمایل دیگه
مثلا طرف مقابل من از من چندین سال کوچیکتره و خیلی مشتاقانه منتظر من جلوی در کلاس می ایستد، (البته توی یه کلاس هستیم ولی قبلا از وجود هم خبر نداشتیم کلاس چون شلوغه..) اما من رو تا نصف راه میرسونه یا ظاهرش اونی که میخوام نیست و…
البته مشخص شد باورهام مشکل داره و باید رو خودم کار کنم تا یه چیز کامل جذب کنم ولی جالب بود به این سرعت به خواسته ام رسیدم ولی خودمم اون آدم رو مدام پس میزدم و میزنم چون فکر میکنم این با خواسته من مطابقت کامل نداره، ولی جدیدا سعی کردم به چشم یه دوست معمولی ببینمش و به خاطرش از خدا تشکر کنم چون حس خوبی به آدم میده و همین که هم کلامم هست هم رشته ام هست و تا یه مسیری برگشت رو همراهیم میکنه خوبه خدارو شکر
انشالا که خدا منو هدایت کن به باورهای عالی و آدم همسن و مناسب من و عشق عالی
ولی استاد قانون جالبیه و من متوجه شدم باورهای غلط چقدر زیاد دارم و یکم نگران شدم ولی از خدا کمک میخوام حتما صدام رو میشنوه
من مقالات و ویدئوهای شما رو دنبال میکنم و واقعا ازشون استفاده میبرم و به همین خاطر از شما تشکر فراوان دارم که وقت و تجربیات خودتون رو در اختیار مردم کشورمون قرار میدید.
سوالی داشتم خدمتتون که ممنون میشم هر وقت امکانش بود براتون جوابش رو بهم بدید.
راستش شما در چند قسمت از همایشها و ویدئوهای خودتون گفته بودید کسایی که مثلا هر پند سال ورشکست میشن یا شغلشون رو عوض میکنن بر میگرده به ذهنیت و فرکانسی که توش هستن، درسته؟
الان مدت 6 سال هست ناخواسته در این وضعیت قرار دارم(مثل یه حلقه شده زندگیم). یعنی سر هر کاری که میرم ناخواسته بعد 6 ماه تا یکسال مجبور میشم کارم را تغییر بدم یا کاری با حقوق بهتر و بالاتر برایم فراهم میشود و اگر مقاومت کنم در برابر این وسوسه و تمرکز و ذهنم رو بزارم روی شغل فعلی و برای آینده با همین شغل برنامه ریزی کنم ، بازهم چیزی پیش می آید که باید از این شغل خارج شوم حالا یا مثلا صاحبکار اخراجم میکنه ، یا وضعیت حقوق اون شرکت بهم میریزه و هر دلیلی دیگری.
بعد که فکرش رو میکنم میبینم من اصلا توی چنین فکر و باوری نیستم و نبودم اما در ویدئوهای شما که این موضوع رو مطرح فرمودید به گوشم خورد و دیدم چقد به شرایط من شبیه هست و برای همین سعی کردم که ذهنیت و باور چنین چیزی رو اصلا به خودم راه ندم ، اما بازهم این موضوع برام پیش میاد و اومد.
یعنی بعد از مثلا یکسال بر میگردم به نقطه صفر یکسال یا یکسال و نیم پیش ، فقط توی این مدت کار جدید و با تجربه های جدید یاد گرفتم.
واقعا از این وضعیت خسته شدم ، چون هرچی بر اساس راهنماییها و تمرینات شما تصویرسازی ذهنی مثبت و تکرار مثبت و … انجام میدم و بسیار هم تلاش میکنم برای تغییر این وضعیت ، اما تغییری در زندگیم ایجاد نمیشه و ناخواسته و انگار از قبل برنامه ریزی شده باشه بر میگردم به نقطه صفر.
در این میان اتفاقاتی برام پیش میاد که تا حالا نه فکرش رو کردم ، نه بهش باور داشتم ، نه احتمالش رو دادم و …. اما چیزهایی که بهش باور و یقین داشتم و به سمتش حرکت و تلاش کردم و تمرکز و ذهنیتم روی اون بود برام پیش نمیاد.
نمیدونم چرا به هر چی فکر میکنم برام اتفاق نمیوفته و چیزهایی که اصلا بهش فکر نکردم و حدسش رو نمیزدم برام پیش میاد و منو بر میگردونه به نقطه صفر.
یعنی میتونم بگم الان بعد شش سال روی نقطه صفر شش سال پیش هستم وفقط تجربه های جدید و فراز و نشیبهایی که در این مدت طی کردم تغییراتی توی زندگیم ایجاد کرده.
ممنون میشم هر کمک و راهنمایی از دست شما و دوستان دیگر بر میاد بفرمایید تا ببینم مشکل من کجاست.
به نظر می رسد که شما تمام محصولات رایگان را ندیده اید و یا با دقت به آن ها توجه نکرده اید.
نکته اینجا است که مهمترین عامل در رسیدن به خواسته ها علاوه بر تفکر و توجه به آن ها هم جهت و هم راستا بودن باورها با خواسته ها است. تا باورهای ما با اهدافمان در تعارض باشد به آن ها نخواهیم رسید.
بنده پیشنهاد می کنم که اگر تا کنون محصولات استاد را تهیه نکرده اید حتما از کتاب رویاهایی که رویا نیستند شروع کنید و تمرین هایش را انجام دهید تا مفهوم هم جهت شدن با خواسته ها را بیشتر درک نمایید:
کتاب استاد رو تهیه کردم و به امید خدا بعد چند بار مطالعه ، تمرینات رو انجام بدم و شرایط فعلی رو تغییر بدم.
البته زندگی من طوری شده که به چیزهایی که تا بحال فکر نکردم و هیچ انرژی ای بهشون ندادم برام پیش میاد و چیزهایی که به دنبالش هستم و روش انرژی میزارم و خودم رو هم فرکانس با اونا میکنم بیشتر ازم دور میشه و به نحوی ئست نیافتنی میشه برام.
حالا فعلا از این کتاب استاد عباس منش شروع میکنم تا تغییرات رو در خودم ایجاد کنم.
سلام خدمت دوست گرامی جناب جعفری من با پاسخ آقای علی جوان کاملا موافقم به نظر من رعایت این موضوع بسیار مهم است. ضمن اینکه این باورهای ما این قدر موشکافانه و ریز در اعماق وجودی ما رخنه کرده اند که باید خیلی خیلی دقت کنیم که درشون بیاریم و درستشون کنیم . این قدر برامون عادی شدند که اصلا شاید فکر هم راجبشون نمی کنیم . به نظر من به هر لحظه رفتار خود توجه کنید که باورهای نادرستتان را از وجودتان بکشید بیرون . شاد باشید
تا جایی که تونستم و یادم بوده طبق راهنمایی استاد عباس منش و کتابهای مختلفی که در این زمینه خوندم ، سعی ام بر آن بوده که بر روی فکر و ذهنم کنترل داشته باشم و اجازه پرواز و رفتن به سمت منفی رو به ذهنم ندم ، اما شاید طبق فرمایش شما جایی و به نحوی چیزی در ضمیر ناخودآگاه و یا در باور من وجود داره که باعث تکرار شدن زندگی من در هر یکسال میشه.
به امید خدا که با خواندن کتابهایی که دوست خوبمون آقای علی جوان معرفی کردن و همچنین محصولی که معرفی کردن ، با جدیت بیشتری روی خودم کار میکنم تا علت این حلقه تکرار را پیدا کنم.
سلام و درود استاد گرانقدر و ارجمند، از مطالب با ارزشی که به رایگان در این فایل در اختیارمان قرار دادید بسیار سپاسگزارم و آرزوی بهترین موفقیت ها و سلامتی و خوشی را برایتان دارم. لطفاً مرتب این محبت هایتان را جاری نگه دارید. با تشکر.
بنام خدای بخشنده ی مهربان
سلام ب اساتید عزیز و خانواده معنوی خودم
25ومین برگ روزشمار تحول زندگی من
خدارو شاکرم بابت بودن دراین مسیر
خداروشکربابت وجود این سایت الهی
خداروشکر بابت وجود پراز عشق و آرامش استاد
خداروشکر بابت وجود نازنین استاد شایسته ی عزیزم
خداروشکر بابت وجود پراز مهر دوستان عزیزم
خداروووشکررر بابت گوشی عزیزم ک میتونم از طریقش ب این دریای آگاهی وصل بشم و انصافا چ استفاده دوسر سودی برای من دارم
هم باعث سعادت دنیام میشه و هم سعادت آخرت
خداروشکر بابت نتی ک دارم و میتونم باخیال راحت این روند واین مسیر و ادامه بدم و وصل بشم ب این دریای خروشان عشق ونور
الهییی صدهزار بارشکرت
من دیروز هدایت شدم ب فایل آرامش درپرتو آگاهی و امروز باز گوش دادم و سعی کردم تمرینشو انجام بدم
اینه ک:
فقط برای سه روز،
فقط برای سر روز
هر موجودی رو دیدی
به خودت بگو
او پاره ای از من است
پاره ای از خداست
از امروز همه چیز ووهمه کس را گرامی بدار چون قلبت ،پاره ای از وجودت
چون پاره ای از خدا
چقد حسم متفاوت تر شدم
قلبم نرم تر شد
ارامشم بیشتر شد
خدای من الله اکبر
تو متن استاد اشاره میکنه تو پاره ای از جهان هستی ، پاره ای از آگاهی خدا
تو قطره ای هستی از دریا
و دریایی تو پاره ای ازآگاهی هستی
تو پاره ای از خدا هستی
خیییلی قشنگ بود ولی من حضور ذهن ندارم
چقد خداروشکر کردم بعد متوجه شدم فایل33سفرنامه ام هست
یعنی من مسیرم درسته خدا سکان هدایتم و تو دستش گرفته وباعشق داره هدایتم میکنه
الهی صدهزار بارشکرت
امروز ب آجیم زنگ زدم البته حسم گفت
بعد آجیم گفت زکیه دیشب
ی خوابی دیدم
گفتم خیره ان شاالله
گفت خواب دیدم دختر عموم اومده خونه مون گفته اومدم خاستگاری زکیه برای پسرم، بعد گفت پسرش اصلا شبیه پسرای دنیای واقعی نبوده
شبیه فرزاد بود تو سریال علیرضا فهیم و آذر فک کنم اسم سریال” به سوی تو بود”
برادر نوشین خخخخخ
بعد آجیم گفت بهش گفتم ک این پسرت تاحالا کجا بوده ماندیدیمش
گفته سرگرم درس و کار خودش بوده
زکیه رو تو مهمونی دیده خوشش اومده
گفته مامان چرا من تاحالا زکیه رو ندیدم
گفتم خیره ان شاالله
و خداروشکر کردم بخاطر این نشانه ی واضح و روشن
و امروز کبوتر جفت دیدم باز چقد قشنگ و با آرامش کنار هم نشسته بودن رو شاخه ی درخت
و ی پروانه ی سفید زیبا
الهی صدهزار بارشکرت بابت این همه زیبایی
امروز ی صحنه ی خیییلی زیبا دیدم از ی قمری ک جوجه هاش تازه از تخم در اومدن و داشت بهشون غذا میداد
چقد این قمری با آرامش روتخم هاش نشسته بود و منتظر موند تا جوجه بشن
حتی جلوی آفتاب باعشق ب کارش ادامه داد لونه ش دقیقا روبه روی در هال مون هست رو ساختمون روب رویی رو بلندی جاساز کرده
جالب اینکه قبل اینکه تخم جدید بزاره جوجه های قبلیش هنوز نپریده بودن
و پدرشون مسئولیت غذا دادنو ب عهده گرفت
و دوباره اومد این آشیانه جدید ک الان جوجه ها متولد شدنو باهم ساختن جفت قمری ها
درسی ک یاد گرفتم ازش این بود ک جهان هرروز درحال گسترش و پیشرفته
من اینو باچشمای خودم دیدم
تازه این فقط یه موردش هست
چون اساس این جهان بر پایه گسترشه
اساس این جهان بر پایه فراوووانیی هست
اساس این جهان بر پایه خوشبختیه
اساس این جهان برپایه ثروت و سلامتیه
اساس این جهان برپایه پیشرفته حتی اگه کاری هم نکنی
باز هر چی جلوتر بری پیشرفت میکنی خود ب خود ولی خیلی جزئی هست
پس من میام باورهامو درست میکنم
چرا ک با تغییر باورهام زندگیم تغییر میکنه
با تغییر باورهام درمدار مناسب قرار میگیرم
درمدار مناسب ک قرار بگیرم در زمان مناسب، آدم مناسب، شرایط متاسب
و اتفاقات مناسب میاد تو زندگیم
من با پیشرفتم و رسیدن ب خواسته هام باعث گسترش جهان میشم
و فقط درصورتی میتونم ب خواسته هام میتونم برسم ک ب منبع بی پایان نعمت و ثروت وصل بشم
چطور میتونم وصل بشم ب این منبع
با ساختن باور های درست درمورد ثروت
درمورد خدا
ک ثروت خود خداست
ک ثروت ی انرژی و فرکانسه ک من فقط باید همفرکانس بشم باهاش
و برم تو مدارش
مداری ک ثروت و نعمت ب وفور هست داخلش، ب صورت طبیعی
وبدیهی ثروت هست اونجا. من نمیخواد کاری بکنم
ثروت و نعمت ب صورت طبیعی وارد زندگیم میشه
چقدررر این جمله لذت بخشه برااام
این ب صورت طبیعی بودن
این خود ب خود بودنه
چرا ک اگه من بخدا وصل بشم
و تسلیم باشم من نمیخواد کاری انجام بدم
خداوند از طریق بینهایت دستش کارهای منو ب راحتی ب سادگی انجام میده
استاد چقد لذت بردم
چقد تحسبنتون کردم از اینکه ب راحتی میتونید کمک کنید ب مادر عزیزتون
و خواهر های نازنینتون
چقد ثروت خوبه خدای من چقد آرامش بخشه اینکه زندگی رو برای خودت و نزدیکانت بهشت کنی
اینکه لذت بردنشونو ببینی
اسایششون و ببینی
کمک حالشون باشی
الهی صدهزار بارشکرت
خدایا ازت میخوام هدایتم کنی تا منم اینقدددد ثروت داشته باشم ک بتونم مث استاد اینجور با عشق از پول و ثروتم برای عزیزانم باعشق هزینه کنم
چ حس عالی داره
میشود
وامکان پذیره
چون استاد تونسته
منم میتونم
فقط باید باورهامو درست کنم
باوعشق ادامه بدم خدا خودش درزمان مناسب هدایتم میکنه
درپناه الله یکتا باشید
سلام دوست عزیز هم فرکانسی
نظرتون رو خیلی دوست داشتم
سرنماز عصر این کامنتون روخوندم،عالی بو خدارو سپاسگزارم از بودن در این مسیر و از خواندن این نظر زیبا !
دنیا در حال گسترش حتی تو اگر کاری نکنی،خدا جنسش از ثروته،پاره ای از تمام موجودات زنده خداوند دراون جاریه،ثروت به صورت طبیعی و خیلی آسون میاد تو زندگیم.اساس این جهان پر پایه خوشبختیه
ایشالا که همیشه خوشبخت وثروتمند و سلامت باشی دوست عزیز
به نام خدای من
سلام بر استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و دوستان هم فرکانسم
ردپایی از روز بیست و پنجم سفرنامه
اول از همه خدایا شکرت که تا این روز همراه و متعهد بودم و منرا راهنمایی و یاری کردی که توانایی حضور در این سفر زیبا را داشتم و دوست تا دارم تا آخرین لحظه که در این دنیا هستم در این سفر زیبای لذت بخش باشم و تجربه ی لذتهای این دنیا را هم به صورت فیزیکی و هم فرافیزیکی درک کنم و با دوستان همراه خصوصا آنها که در این مدار و بالاتر از آن هستند باشم.
در باره آگاهی های امروز خیلی از ترمزهایی را درک کردم که فکر میکردم با آنها مشکلی ندارم اما وقتی در زندگی خود و باورهای خود کنکاش کردم رد پای بزرگ آنهارا دیدم ، دیدم که چه باورهایی دارم که از ارث ، دولت ، دزدی و بدبودن آدمها در زندگی ام بوده و من دوست داشتم که آنطور می خواستم نباشد ولی فکر من آنطور بوده و نتیجه فکرم نشان دهنده آن بوده است.
حالا باید دوباره دوره ثروت 1 را دوباره گوش دهم و ببینم چه ترمزهایی دارم و برای اصلاح آنها به قول استاد جهادی اکبر با هدایت خدا و پیروی و عمل به آن براه بیندازم تا راه درست را که نشانه ها می گوید و در آن هستم که راه آنهایی است که نعمت به آنها عطا شده و گمراه نیستند را ادامه دهم.
سپاسگذارم خدا را که آگاهی های خود را از طریق استاد عزیز و خانم شایسته مهربان دستان بزرگ خود به زندگی من وارد میکند و کمک می کند تا آنها را عملی کنم و به من هم توانایی و احساس لیاقت آنرا می دهد ، خدایا شکرت.
بنام خداوند آرزوهای من
روزشمار تحول زندگی : تعهد بیست پنجم
سلام
اولین قدم برای رسیدن به خواسته اینه که باور کنیم شدنیه وبرای پذیرش این باور هم باید الگوهاشو ببینیم که یک نفر بهش رسیده پس شدنیه
باورهای محدود مثل شهر کشور سن رشته سرمایه اولیه و … هیچکدوم تعیین کننده موفقیت نیستن بلکه باهرشرایطی میشه به موفقیت رسید
سعی کنیم راجبه شکرگزاری خنده شادی صحبت کنیم و فکر کنیم تا خدا وجهان هم اتفاقا همسنگ با این فرکانس مارو برامون ارسال کنه
اگر قصد مهاجرت داریم باید درهمین کشور و با همین شرایط به ارامش و موفقیت برسیم بعد منتقل بشیم و گرنه موفق نمیشیم و اتفاقی نمیوفته
در روابط هم همینطوره باید اول خودمون به صلح و ارامش درونی برسیم تا بتونیم در روابطمون هم موفق بشیم و گرنه با خلاء و کمبودها فقط شکست میخوریم
خدایاشکرت برای این آگاهی
دوستت دارم خداجونم
سلام و احترام
روز بیست و پنجم از تحول روز شمار زندگی من
سپاس فراوان از استاد
این فایل طولانی و پر از نکته بود ، من خیلی فکر کردم که آیا این باور رو دارم که ثروتمند شدن باعث پست شدن و دوری از خدا میشه ؟ و به جوابی نرسیدم ،اما از فایل روز بیست و یکم ، اون باوری که استاد درباره ی ثروت گفتند رو هر روز تکرار میکنم که ثروت مند شدن با فضیلت ترین و معنوی ترین کار دنیاست و اگر من میخوام به خدا برسم باید ثروتمند بشم .
استاد فرمودند که از موفقیت هاتون بگید که موفقیت های بیشتری رو کسب کنید ، جهان شما رو به موفقیت های بیشتر هدایت کنه ، راستش من تازه تو این مسیر هستم و چیز خاصی نیست فقط اینکه کانال تلگرامی آموزش طراحیم تو این ماه دو تا فالوور گرفته و خب خوشحالم کرد
و اینکه دیروز دارویی که باید میگرفت بدنم تو بخش انفوزیون بیمارستان باعث واکنش بدنم شد یک لحظه احساس مرگ کردم پنج ساعت اورژانس بیمارستان بستری شدم تا اوضاع بهتر بشه و امروز دکترم امپولم رو عوض کرد تا ببینیم چطور جواب میده و احساس کردم این نکته ی مثبت هست و موفقیت شاید باشه برای جسمم ، و شاید اتفاق دیروز باعث شد من هدایت بشم به این دارو
هر روز تکرار میکنم که بدن من به هیچ دارو و آمپول خاصی نیاز نداره ، بدنم کاملا سالم هست و هیچ نگرانی بابت بدنم ندارم خودش خودش رو ترمیم میکنه ، تمام پزشکان متخصص در جان و تن من حضور دارند ، پادتن هایی دارم از جنس خداوند ، خداوند در تک تک سلول های من حضور داره ، من توانایی های بالایی در کسب موفقیت دارم پس میتونم در این مورد هم به موفقیت برسم به سلامتی کامل ،
در مورد هجرت هم کاملا صحبت استاد رو درک کردم ، ما در همین تهران با اینکه آپارتمان برای خودمون بود از اول بارها جابه جا شدیم و همه مخصوصا خانواده همسرم ناراحت بودند که شما چرا اینقدر خونه تون رو میفروشید و دوباره یک خونه ی جدید میخرید وام میگرفتیم و میگفتند شما همش خودتون رو به خرج میندازید ، خوب ما برای شرایط بهتر این کار رو میکردیم خونه بد نبود و ولی خب دوست داشتیم بهتر باشه ، به لحاظ منطقه ای خیلی رشد نکردیم اما خب وقتی با هر خونه قبلی مقایسه میکنم میبینم امکاناتی در این آپارتمان هست در آپارتمان های قبلی نبود و این یعنی این تغییر ها رشد داشت واسمون . اینم یک جور هجرت به نظرم در مقیاس خیلی کوچکتر هست ،اما واقعا جواب میده ، خیلی حس خوبی داره و اصلا هیچ وقت به اون مکان قبلی وابسته نشدم و ترس نداشتم ، که جای جدید چطور خواهد بود یادمه هشت سال پیش همسرم که در شرکت پارس خزر مشغول به کار بود برای اینکه در جاده مخصوص کرج بود و راهش دور بود تصمیم گرفتیم به پیشنهاد یکی از دوستان بریم منطقه ی اندیشه از شهریار خونه بخریم که به شرکت خیلی نزدیک بود خیلی خانواده همسرم مخالفت کردند یادمه با همسرم قرآن رو نگاه کردیم آیه ای اومد که اصلا دقیق یادم نیست اما اون آیه معنی این رو می داد که باید برید یک جای جدید رو تجربه کنید ما اصلا اون منطقه و مردم اونجا رو نمیشناختیم ولی خیلی مشتاق بودم که بریم و رفتیم و چهار سال اونجا تو بهترین شرایط وسط خونه ویلایی ها زندگی کردیم، فضای باز ،هوای پاک ، فوق العاده بود و بعداز چهار سال همسرم شغلش رو عوض کرد در بازار بزرگ تهران مشغول به کار شد و دوباره برگشتیم تهران ، و یک خونه ی جدید دیگه ، تو این چند سال هر موقع یاد اون روزها می افتیم لذت میبریم که تجربه کردیم یه جای جدید رو ، و الان هم باز این خونه بهتر از خونه ی اندیشه شد ، شاید خیلی رشد نکردیم اما تجربه زیاد داشتیم ،همسرم اصلا ریسک پذیر نبود اما کنار من ریسک کرد و الان راضی هست . من تغییر رو خیلی دوست دارم تجربه کردن رو خیلی دوستدارم ، و امیدوارم یک روزی برسه که در سلامتی کامل یک هجرت بزرگ داشته باشیم با ثروتی عالی با تغییر باور هام
یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بر بخورد
به نام خدا ای وهاب ورزاق سلام برهمگی
خدایا از تو میخواهم که روزی به دنبال من بدود من این موضوع را به چشم خود دیدم که مشتری به دنبال من میدوید از خدا میخوام که تکامل خود را طی کنم وباور های ثروت افرین قدرتمند داشته باشم و موانع را از جاوی خود بردارم وبه جنگ شیطان بروم من هم میخواهم خاکریز دشمن را هر چه زودتر به یاری خداوند فتح کنم واین روز را جشن بگیرم
فردا طبق آنچه که از استاد به یاری خداوند یاد گرفتم میرم اداره تا یکی از خواسته های خودم را برای صفر کردن وام وپس گرفتن پولم از صندوق اداره انجام بدم واولین گام ثروت و فراونی از راه ی که قبلا درآمد داشتم رو انجام بدم
خدایا سپاسگزارم و ممنونم از تو برای این رزق متشکرم کا راه رسیدن به ثروت ومعنوی ترین کار دنیا را به من اموختی ممنونم ممنونم ممنونم
دقیقا امروز یه نجوای من رو اذیت کرد دنبال رفتم تا درستش کنم وتا حدودی موفق شدم
میدونستم توی سایت هم به جواب هدایت میشم
موضوع حرص وطمع بود که ثروت زیاد باخود حرص وطمع میاره
جواب اولا من که از راه نادرست نمیخوام ثروت اندوزی کنم پس طمع به مال کسی ندارم
تنها از خدا میخوام وطلب حلال دارم
دوما اما حسن ع که ثروتمند ترین امام بود مگه حرص و طمع داشت که دو بار کل ثروت ش و3 بار نیمی از اون رو بخشید
ثالثا کل فایل استاد دلیل محکمی برا ی ثروت وسیلی بر نجوای شیطان است
خدایا سپاسگزارم برای این پیروزی
سلام سارا جان
امروز هدایت شدم به کامنت شما
دیشب موقع خواب داشتم بعداین فکر میکردم که خدایا منو هدایت کن که توجه ام بیشتر رو فراوانی باشه
و بعد نکات مثبت اون روز رو مرور کردم
یهو تو ذهنم اومد که برو و اون وامی که از همه کمتر تسویه کن
من یه مبلعی رو پس انداز کرده بودم و گفتم اخه نمیخوام به اون دست بزنم
گفتم اخه این چه ربطی به فراوانی داره وکلی دلیل اوردم که این وام اخراشه و اروم اروم میدم و حتی قصد تسویه وام رو نداشتم
با خودم گفتم اگر این هدایت خدا باشه امروز خودش نشانه رو بهم نشون میده و من بدون تردید انجامش میدم
و امروز تصمیم گرفته بودم کامنت های این فایل رو بخونم و هدایت شدم به کامتت شما اولش اصلا حواسم نبود یهو یه صدایی گفت اینم نشانه
وقتی شما گفتی فردامیرم برای صفر کردن وام
و تصمیم گرفتم همین الان اقدام کنم و انشا الله این قدم منو به سمت فراوانی بیشتر میبره
وقتی به این فکر کردم که چرا این کارو انجام نمیدادم دیدم از باور کمبود میاد چون میگم اگر این پولو بدم جاش نمیاد و خدای من چقدر عالم که میدونه از کجا بهم بده قدم بردارم
به خداوند اعتماد دارم و حتما این کارو انجام میدم
برات بهترین ها رو ارزو میکنم سارای عزیزم
سلام زینب جان خوشحالم که شما مثل من این تصمیم رو گرفتید من تنوستم بعد از تسویه وام پول صندوق که دخیره بود رو ازاد کنم واین پول برکت ونعمت خیلی بیشتر از وام برای من داشت امیدوارم برای شماهم برکت وفراوانی داشته باشد
سلام سارای عزیزم
تقریبا یه هفته پیش این کامنت رو گذاشتنم و همون روز وام رو تسویه کردم
در ظاهر ورودی مالی نداشتم
ولی امروز که اومدم دوباره کامنتم رو خوندم دیدم نوشته بودم انشا الله با این کار هدایت بشم به فراوانی بیشتر
الان که دارم کامنت میزارم به اینکه سه سال عضو سایت بودم تو قسمت هدیه ها و قسمت کلید ها فراوانی رو باور کن رو ندیده بودم و چند روز بعدش هدایت شدم به این دستبندی و امروز باوری رو در خودم پیدا کردم که فهمیدم چقدر جلو ورود نعمت به زندکیم رو میگیره
و این از همون برکت تسویه وام برای من
ممنونم ازت دوست عزیزم هر جا هستی سلامت باشی
سلام استاد و دوستان عزیزم
رد پای ۲۵
تشکر میکنم از استاد چون با تمام انرژی دارن صحبت میکنن تا آگاه تر کنن ما رو
این فایل مطلب زیاد داشت باید مجدد گوش کنم
اما هماهنگی با جایی که هستی تا به جای بهتر برسی این برای من نکته خیلی مهمی بود هرچند قبلا از استاد شنیده بودم ولی الان نیاز داشتم که برام یاد آوری بشه چه برای مهاجرت چه برای رفتن به محیط کار بهتر
و اینکه ترسیدن از مهاجرت به خاطر تنهایی و… نشانه کفر هست باید به خدا توکل کرد هم برام مهم بود چون در طول روز آدم رو از نگرانی دور میکنه و یادش هست خدا مراقب اوست
ولی چقدر دوست دارم موقعیتهای عالی آدمهای عالی شادی شور شوق مسافرت و.. وارد زندگیم بشه
استاد واقعا هر روز دارم با شما میرم جلو در واقع لطف خداست من در اوج ناامیدی و تاریکی فقط از خدا کمک خواستم و الان به لطف خدا و آشنایی با شما داره نور وارد زندگیم میشه ترسهام کمتر شده
جاهایی شده که کنترل خودمو از دست دادم و واقعا اتفاق های عجیب و غریب و گره خوردنهای امورات، بدتر شدن اوضاع رو دیدم و باورم قویه تر شد که احساس خوب اتفاقهای خوب و برعکس
در مورد ثروت خب حقوق توافقی من برای ۹ روز در ماه۲۳۰۰ بود که شد ۳ میلیون
یعنی من تعهد دادم که حقوقم حداقل ۲ برابر بشه با همون تایم حالا ۷۰۰ تومن بالا رفت تکامل رو طی کنم انشالله برسه به ۴۶۰۰ بعد باورم قوی تر میشه و مرحله بعد
کلاس میرفتم اونجا یه دختر خانمی بود که دوستش میرسوندش و برگشتن میومد دنبالش
و رابطه عاشقانه ای هم داشتن
اما من باید کل مسیر رو خودم میرفتم و برمیگشتم و روی کاغذ نوشتم منم میخوام حداقل بعد کلاس کسی باشه که بیاد دنبالم و به هم علاقه هم داشته باشیم.. خیلی سریع براورده شد اما با یه شکل و شمایل دیگه
مثلا طرف مقابل من از من چندین سال کوچیکتره و خیلی مشتاقانه منتظر من جلوی در کلاس می ایستد، (البته توی یه کلاس هستیم ولی قبلا از وجود هم خبر نداشتیم کلاس چون شلوغه..) اما من رو تا نصف راه میرسونه یا ظاهرش اونی که میخوام نیست و…
البته مشخص شد باورهام مشکل داره و باید رو خودم کار کنم تا یه چیز کامل جذب کنم ولی جالب بود به این سرعت به خواسته ام رسیدم ولی خودمم اون آدم رو مدام پس میزدم و میزنم چون فکر میکنم این با خواسته من مطابقت کامل نداره، ولی جدیدا سعی کردم به چشم یه دوست معمولی ببینمش و به خاطرش از خدا تشکر کنم چون حس خوبی به آدم میده و همین که هم کلامم هست هم رشته ام هست و تا یه مسیری برگشت رو همراهیم میکنه خوبه خدارو شکر
انشالا که خدا منو هدایت کن به باورهای عالی و آدم همسن و مناسب من و عشق عالی
ولی استاد قانون جالبیه و من متوجه شدم باورهای غلط چقدر زیاد دارم و یکم نگران شدم ولی از خدا کمک میخوام حتما صدام رو میشنوه
🌺
عالی بود
گروه تحقیقاتی متا فکر
سلام و وقت بخیر خدمت استاد عباس منش عزیز و دوستان
من مقالات و ویدئوهای شما رو دنبال میکنم و واقعا ازشون استفاده میبرم و به همین خاطر از شما تشکر فراوان دارم که وقت و تجربیات خودتون رو در اختیار مردم کشورمون قرار میدید.
سوالی داشتم خدمتتون که ممنون میشم هر وقت امکانش بود براتون جوابش رو بهم بدید.
راستش شما در چند قسمت از همایشها و ویدئوهای خودتون گفته بودید کسایی که مثلا هر پند سال ورشکست میشن یا شغلشون رو عوض میکنن بر میگرده به ذهنیت و فرکانسی که توش هستن، درسته؟
الان مدت 6 سال هست ناخواسته در این وضعیت قرار دارم(مثل یه حلقه شده زندگیم). یعنی سر هر کاری که میرم ناخواسته بعد 6 ماه تا یکسال مجبور میشم کارم را تغییر بدم یا کاری با حقوق بهتر و بالاتر برایم فراهم میشود و اگر مقاومت کنم در برابر این وسوسه و تمرکز و ذهنم رو بزارم روی شغل فعلی و برای آینده با همین شغل برنامه ریزی کنم ، بازهم چیزی پیش می آید که باید از این شغل خارج شوم حالا یا مثلا صاحبکار اخراجم میکنه ، یا وضعیت حقوق اون شرکت بهم میریزه و هر دلیلی دیگری.
بعد که فکرش رو میکنم میبینم من اصلا توی چنین فکر و باوری نیستم و نبودم اما در ویدئوهای شما که این موضوع رو مطرح فرمودید به گوشم خورد و دیدم چقد به شرایط من شبیه هست و برای همین سعی کردم که ذهنیت و باور چنین چیزی رو اصلا به خودم راه ندم ، اما بازهم این موضوع برام پیش میاد و اومد.
یعنی بعد از مثلا یکسال بر میگردم به نقطه صفر یکسال یا یکسال و نیم پیش ، فقط توی این مدت کار جدید و با تجربه های جدید یاد گرفتم.
واقعا از این وضعیت خسته شدم ، چون هرچی بر اساس راهنماییها و تمرینات شما تصویرسازی ذهنی مثبت و تکرار مثبت و … انجام میدم و بسیار هم تلاش میکنم برای تغییر این وضعیت ، اما تغییری در زندگیم ایجاد نمیشه و ناخواسته و انگار از قبل برنامه ریزی شده باشه بر میگردم به نقطه صفر.
در این میان اتفاقاتی برام پیش میاد که تا حالا نه فکرش رو کردم ، نه بهش باور داشتم ، نه احتمالش رو دادم و …. اما چیزهایی که بهش باور و یقین داشتم و به سمتش حرکت و تلاش کردم و تمرکز و ذهنیتم روی اون بود برام پیش نمیاد.
نمیدونم چرا به هر چی فکر میکنم برام اتفاق نمیوفته و چیزهایی که اصلا بهش فکر نکردم و حدسش رو نمیزدم برام پیش میاد و منو بر میگردونه به نقطه صفر.
یعنی میتونم بگم الان بعد شش سال روی نقطه صفر شش سال پیش هستم وفقط تجربه های جدید و فراز و نشیبهایی که در این مدت طی کردم تغییراتی توی زندگیم ایجاد کرده.
ممنون میشم هر کمک و راهنمایی از دست شما و دوستان دیگر بر میاد بفرمایید تا ببینم مشکل من کجاست.
با تشکر
دوست خوب من هانی جعفری سلام و سپاس
به نظر می رسد که شما تمام محصولات رایگان را ندیده اید و یا با دقت به آن ها توجه نکرده اید.
نکته اینجا است که مهمترین عامل در رسیدن به خواسته ها علاوه بر تفکر و توجه به آن ها هم جهت و هم راستا بودن باورها با خواسته ها است. تا باورهای ما با اهدافمان در تعارض باشد به آن ها نخواهیم رسید.
بنده پیشنهاد می کنم که اگر تا کنون محصولات استاد را تهیه نکرده اید حتما از کتاب رویاهایی که رویا نیستند شروع کنید و تمرین هایش را انجام دهید تا مفهوم هم جهت شدن با خواسته ها را بیشتر درک نمایید:
https://abasmanesh.com/fa/product/ebook-royahaee-ke-roya-nistand
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
ممنون از پاسخ شما دوست عزیز
کتاب استاد رو تهیه کردم و به امید خدا بعد چند بار مطالعه ، تمرینات رو انجام بدم و شرایط فعلی رو تغییر بدم.
البته زندگی من طوری شده که به چیزهایی که تا بحال فکر نکردم و هیچ انرژی ای بهشون ندادم برام پیش میاد و چیزهایی که به دنبالش هستم و روش انرژی میزارم و خودم رو هم فرکانس با اونا میکنم بیشتر ازم دور میشه و به نحوی ئست نیافتنی میشه برام.
حالا فعلا از این کتاب استاد عباس منش شروع میکنم تا تغییرات رو در خودم ایجاد کنم.
سلام خدمت دوست گرامی جناب جعفری من با پاسخ آقای علی جوان کاملا موافقم به نظر من رعایت این موضوع بسیار مهم است. ضمن اینکه این باورهای ما این قدر موشکافانه و ریز در اعماق وجودی ما رخنه کرده اند که باید خیلی خیلی دقت کنیم که درشون بیاریم و درستشون کنیم . این قدر برامون عادی شدند که اصلا شاید فکر هم راجبشون نمی کنیم . به نظر من به هر لحظه رفتار خود توجه کنید که باورهای نادرستتان را از وجودتان بکشید بیرون . شاد باشید
ممنون از پاسخگویی و راهنمایی شما دوست عزیز
تا جایی که تونستم و یادم بوده طبق راهنمایی استاد عباس منش و کتابهای مختلفی که در این زمینه خوندم ، سعی ام بر آن بوده که بر روی فکر و ذهنم کنترل داشته باشم و اجازه پرواز و رفتن به سمت منفی رو به ذهنم ندم ، اما شاید طبق فرمایش شما جایی و به نحوی چیزی در ضمیر ناخودآگاه و یا در باور من وجود داره که باعث تکرار شدن زندگی من در هر یکسال میشه.
به امید خدا که با خواندن کتابهایی که دوست خوبمون آقای علی جوان معرفی کردن و همچنین محصولی که معرفی کردن ، با جدیت بیشتری روی خودم کار میکنم تا علت این حلقه تکرار را پیدا کنم.
ممنون از وقتی که برای راهنمایی و همفکری میگذارید
عاقا فکر نمیکردم زندگی اینقد باحاله
استاد هرجا باشی دعای من باهاته???
سلام و درود استاد گرانقدر و ارجمند، از مطالب با ارزشی که به رایگان در این فایل در اختیارمان قرار دادید بسیار سپاسگزارم و آرزوی بهترین موفقیت ها و سلامتی و خوشی را برایتان دارم. لطفاً مرتب این محبت هایتان را جاری نگه دارید. با تشکر.