«الخیر فی ما وقع» در شعر پروین - صفحه 67


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

886 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    شیما مظفری گفته:
    مدت عضویت: 2238 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام و وقت بخیر

    چقدر مطالبی که در این فایل گفته شدن زیبا بودن.

    همچنین دانش شما در زمینه های مختلف و اینکه پیشینه مذهبیتون باعث نشده که درمقابل علوم مختلف گارد بگیرید ستودنیه.

    درحالیکه تقریبا تمام افراد مذهبی اطراف من بهش اعتقادی ندارن شما در فایلهاتون درمورد نظریه ترکیبی انتخاب طبیعی گفتید.

    درمورد بیزینس و مدیریت هم دیدگاه هایی که دارید هم جهت با مطالبیه که تابه الان مطالعه کردم و یادگرفتم.

    خیلی ارزشمنده که درحیطه ادبیات هم مطالعه دارید و خلاصه در هر زمینه ای دنبال قوانین حاکم برجهان هستید.

    بسیار خوشحالم که همچین افراد دانا و آگاهی در این دنیا هستن و خداروشکر می کنم که این فرصت رو بهم داده که از شما یادبگیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1678 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    این روزها با ورود به دل ترسها که با افزایش ایمان این اتفاق افتاد وارد فاز یا مدار جدیدی شده ام.دوره در آغوش تغییر بعلاوه لیاقت بعلاوه عزت نفس بعلاوه توحید عملی داره کاری میکنه که شاید بگم چیزهایی رو داره آب میکنه که 40 سال نکرده بود و نتونسته بودم.

    مسیرهای عصبی شکل گرفته از بچگی،از فضای کمبود عزت نفس و عدم ارزشمندی و فضای مذهبی اون وقتها که ریشه شاید چندین هزار ساله داره .اون مسیرها داره اصلاح میشه.

    مهمترین نکته ایمان داشتن به یگانگی الله و اینکه من خلیفه الله هستم و خداوند منو خالق خلق کرده و اینکه هر چی بتونم با روحم نزدیک بشم از عقلم فاصله بگیرم به اون اصل نزدیک میشم.

    اصلی که از نوزادی با من بوده و من گمش کردم

    این ابتدای کاره و از این به بعد منتظر معجزات و گره گشایی های دیگه هستم.

    یادم میاد چنان این افکار منو گرفته بود که انگار تلسم شدم انگار دست و پام بسته شده بود و با اینکه زور میزدم نمیتونستم آزاد بشم.

    مثل خواب بختک در شبهایی که میدیدم و با اینکه میشناختم و سعی میکردم نمیتونستم خلاص بشم.

    وقتی خودت رو پیدا میکنی ،وقتی روحت رو پیدا میکنی،وقتی اصل رو از فرع تشخیص میدی،وقتی اعلام میکنی خدایا من هیچ نیستم تو مرا آفریدی و جان دادی و رزق دادی و… و تو فرمانروایی و سعی میکنی تسلیم بشی اتفاقات خوبی می افته..‌.

    اینکه اون توانایی که خدا بهت داده رو در طی سالها با ترس از اشتباه و شکست و….تبدیل به ناتوانی کردی و دوباره به لطف و فضل خودِ او داری برمیگردی به تنظیمات اولیه یه موجی از شادی و شعف داره ایجاد میکنه که انشاالله موجب شکست بقیه اتصال‌ها نادرست میشه.

    میخام اینو بگم در تمام این مدت خدا همیشه سعی کرده با تضادها راه رو نشونمون بده ولی من ندیدم و یا با باورهای نادرست جرات غلبه نداشتم و بطور کلی ترسها بر من حکومت می‌کرد.

    ترسها نشانه نبودن توحید است و اگر می‌خواهیم فرد توحیدی بشویم باید با ترسها مواجه شویم و آنوقت شکست ترسها حتمی است.

    البته این را بگویم با تکامل و باورهای درست و سپردن به الله مهربان.

    همرزمان عزیزم فوج فوج به سمت مکه در حرکتیم و بزودی شکسته می‌شود درهای اسارتمان و پیروزی حتمی است.

    انا فتحنا لک فتحا مبینا

    استاد عزیزم شکرگزارم،سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    محمد گفته:
    مدت عضویت: 534 روز

    بنام خداوند هدایت گر مهربان .

    سلام به استاد عزیز و مریم شایسته مهربان .

    در واقع این فایل نشانه ی امروز من هست و من از خداوند هدایت خواستم و هدایت شدم به این فایل عالی. در واقع خیلی مهم هست ما در زندگیمان الخیر فی ما وقع را درکش کنیم و بتوانیم ازش استفاده کنیم واقعا این فایل الان من بهش خیلی نیاز داشتم چون که باید به این درک و حقیقت برسم که هر اتفاقی به ظاهر بد پیش میاد بنفع من هست و اینکه تنها به خداوند توکل کنیم بقول استاد عزیز ما با شاد بودن و احساس خوب داشتن می‌توانیم این کار رو انجام بدهیم من میخواهم‌ ازین به بعد این اصل را در خودم ایجاد کنم که در هر شرایطی باید احساسم را خوب نگه دارم تا اتفاقات خوبی برایم رخ بده .

    استاد ممنون هستم بخاطر این آگاهی های عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    محمد علی گفته:
    مدت عضویت: 3876 روز

    سپاسگزار یکتا هادی انسانها به خیرات و برکات و فراوانی های جهان

    درود و اردات خدمت استاد عباسمنش عزیر ، سخنگوی نکوی خداوند در این تالار الهی

    احساس خوب = ایمان = آرامش = الابذکر الله تطمئن القلوب

    سوره رعد آیه 28 : آنها کسانی هستند که ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرامش می‏گیرد ، آگاه باشید که تنها با یاد خدا دلها آرامش پیدا می‏کند

    سوره آل عمران آیات 6 تا 8 : – و او کسی است که کتاب را بر تو نازل کرد ، بعضی از آیات آن ، آیات محکم است که اصل کتابند ، و بعضی دیگر آیات متشابهند ، اما آن کسانی که در دلهایشان انحراف است تنها آیات متشابه را پیروی می‏کنند تا به این وسیله فتنه به پا کنند و به همین منظور آن آیات را به دلخواه خود تاویل می‏کنند ، در حالی که تاویل آن را نمی‏دانند مگر خدا و راسخین در علم ، می‏گویند به همه قرآن ایمان داریم که همه‏اش از ناحیه پروردگار ما است و به جز خردمندان از آن آیات پند نمی‏گیرند – پروردگارا ، دلهای ما را بعد از آنکه هدایت کردی منحرف مساز و از ناحیه خود رحمتی به ما عطا کن که تنها تو بخشنده‏ای – پروردگارا ، تو در روزی که شکی در آمدنش نیست مردم را یکجا جمع خواهی کرد ، آری خدا خلف وعده نمی‏کند

    .

    پروردگارا چشم و دلی بینا برای درک هدایات جاری در زندگیمان به ما عطا فرما

    بارالها ، قلوبمان را از نور هدایت الهی منور فرما

    پروردگار فضای دلمان را مملو از عطر الهی بفرما

    بارالها طنین دلنواز هدایت الهی را در گوشهایمان جاری ساز

    الهی

    چه شعر نابی رو انتخاب کردید استاد عزیز ، شرح حال بسیار نزدیکی در اتفاقات به ظاهر ناخواسته در زندگی ماست ، زمانی که غافل از نور هدایت الهی باشیم.

    هر زمانی تو زندگیم تونستم بر نجواها غلبه کنم ، احساس آرامش رو درک کردم و نتیجه این آرامشها توکل و ایمان با عمل بوده و در شرایطی که غافل از الهامات و نور هدایت الهی بودم ، به کج راهی رفتم .

    یه مثال بزنم از زمانی که میخواستم اولین ماشین صفر شاسی بلندمو بخرم .

    اول بگم که با آموخته های شما بر اساس قانون تکامل حرکت کردم و ماشین مدل پایینم رو اول به صفر تبدیل کردم

    وقتی باهاش راخت شدم یه ماشین صفر دیگه خریدم و تصمیم گرفتم که اون دو تا رو بفروشم و ماشین شاسی سفید صفرم رو که داشتم با تجسم خودم می ساختم رو بخرم.

    درست زمانی که من دو تا سواری رو فروختم ، ماشین شاسی حدود 150 کشید بالاتر از اونی که من حساب کرده بودم ، اولش خیلی اوضاع خوبی نداشتم ، اسیر دست نمایشگاهی ها و قیمت های کاذب تو سایت دیوار بودم و حتی دیگه داشتم قبول میکردم که برم سراغ یه مدل پایین تر یا حتی دو سه سال کار کرده ، چند تا هم رفتیم با خانواده دیدم

    اما سعی کردم خالم رو خوب کنم و به احساسم تسلط پیدا کنم ، کم کم تونستم به نجواها غلبه کنم ،

    یادمه تو یکی از فایلها استاد گفتند یکی از راههائی که میتونیم در حل مسائلی که به ظاهر غیر قابل حل بودند ، خوابه!!

    بله استاد واقعا من تو اون زمان این راه حل رو مناسب تر از همه دیدم و اجرا کردم ، البته بگم که منم مثل خودتون خوش خوابم….

    درست یادم نیست چند ساعت خوابیدم اما یادمه همسر و پسر بزرگم اولش هی میگفتند چجوری تو این شرایط میتونی بخوابی ، بلند شو بریم بنگاه ، یا بلند شو بریم همون مدلی که دو سال کار کرده بود بخریم ، اما من به کمک خدا با چنان آرامشی خوابیدم که نگو…

    چند ساعت بعد بیدار شدم دیدم این دوتا نشستن بالای سرم و با تعجب منو نگاه میکردن و دیدیم کلی از اون نمایشگاه دارها و دلالها هم زنگ زده بودند.

    باورتون نمیشه اما من آرام آرام بودم ، بلند شدم دست و صورتمو شستم و یه چای خوردم و در حین خوردن چای یه سرچ دیگه تو دیوار زدم ، باورم نمیشد همون لحظه یه آگهی جدید برای اون ماشین شاسی صفر اومد رو صفحه ، با تعجب دیدم که قیمت حدود 100 پایین تر از بقیه اگهی ها و ماشین صفر و خونگی.

    بازم نجواها شروع به کار کردن و من رو وادار به زنگ به یکی از دوستان نمایشگاه دار کردن که فلانی یه آگهی اینجوری هست ، گفت محمد علی جان سرکاریه ! اما اگه دلت میخواد زنگ بزن ، و برو ، فقط مواظب باش که ماشین کارشناسی و ایراد دار نباشه.

    منم توکل به خدا و زنگ زدم ، اونور تلفن یکی از دستان خداوند جواب داد که آره ماشین صفر از کمپانی آوردم خونه و اولین باره که تو دیوار آگهی دادم و …، گفتم ماشین مال من ، گفت اگه تا دو ساعت دیگه اومدی برای شما، حالا ما کرج ماشین یافت آباد تهران…

    منم اسنپ گرفتم و راهی شدم ، حالا اینجا که دارم مینویسم و مو به تنم سیخ شده ، یاد کلام استاد افتادم ، که میگن ” تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس ، خود راه بگویدت که چون باید کرد ”

    وقتی با خانواده سوار اسنپ شدیم، همسرم گفت که اینم سر کاریه و الان میریم و ماشین مشکل داره و دیگه ، فلان و فلان و … اما خداوند هادی که لحظه به لحظه در حال هدایت ماست و این هدایت بوسیله دستان بی نهایتش در زندگی من جاری بوده و هست رو دریابید…

    راننده که داشت حرفای ما رو گوش میکرد ، جویای موضوع شد و منم گفتم که آره جریان اینجوریه ،…….

    ای خدا جونم ، ای خدا جونم…

    راننده گفت من کارشناس خرید ماشینم و میتونم کمکتون کنم و اصلا نگران نباشید ، حالا ما تو ترافیک جاده ولی نور هدایت خداوند هم جاری …

    خداوندا بی نهایت سپاسگزارم بابت بی نهایت دستانت برای اثبات هدایتت در زندگیم

    خدا شاهده اون راننده تا ده شب با ما وایستاد ، ماشین رو برام کارشناسی کرد ، قولنامه رو برام نوشت و گفت که تو زندگیش همچین جریانی رو ندیده و… ما رو برگردوند دم خونه.

    خلاصه من یه ماشین شاسی صفر سفید ، رنگ ، درست مثل تجسم هائی که کرده بودم و درست همون مدلی که تو در خواسته هام نوشته بودم ، به عنوان هدیه خداوند با تمرکز و کنترل احساسم از دستان خود خداوند دریافت کردم.

    بارالها همه اعتبارات و خوبیها از فضل و رحمانیت ، تو در زندگی من جاریست

    سپاسگزار چشمان زیبایتان که تا آخر این نوشتار با من بود.

    خدایا لحظه ای و آنی ما را به خودمان وامگذار

    در سایه الطاف الهی با آرامش و شاد باشیم

    1408-08-13 محمد علی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      کیوان و شیرین گفته:
      مدت عضویت: 1425 روز

      دوست عزیز چقدر زیبا کفتین و قابل تجسم چقدر مهمه کنترل ذهن و چقدرررر با ارامشی که داشتین خداوند دستانش را به راحتی برای هدایت شما اورد هماهنکی زمانی که اقای اسنپ دقیقا کارشناس ماشین دربیاد اونم زمانی که واقعا نیاز دارین فقط میشه کفت الله اکبر از این راه الله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        محمد علی گفته:
        مدت عضویت: 3876 روز

        درود و اردات بر عزیزان دل خداوند ، کیوان و شیرین گرانقدر

        سپاسگزارم بابت مطالعه دقیق دلنوشته و رد پای من

        خدایا سپاسگزارم بابت چای به لیمو و عنابی که در این لحظه نصیبم نمودی ( جای شما خالی عزیران دل خداوند ) و سپاسگزار بابت همزمانی یادآوری آرامشی که از حضورت در وجودم دارم

        براستی که هر زمانی بتونیم وضوح قدرت حضور خداوند را در لحظات زندگیمون بیشتر و بیشتر کنیم ، آرامشی از جنس قدرت خداوند در ما ایجاد میشه

        ممنونم از شما بابت یادآوری اینچنین آرامش در زندگی

        سپاسگزار استاد عباس منش بابت ایجاد این تالار الهی

        سپاسگزار پروردگار ، بابت هم فرکانسی های والا مدار دراین تالار الهی

        بار الهی دلی شاد و آرامشی بی وصف برای دوستانم آرزومندم .

        محمد علی 24-08-1404

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3255 روز

    بِسمِ اللهِ الرَحمٰنِ الرَحیم

    خدایا، ای سرچشمه‌ی هر هستی و بخشنده‌ی بی‌پایان،

    در این لحظه، قلم و قلبم را به سوی تو می‌گیرم تا اعتراف کنم که هر آنچه دارم، از فضل توست. سپاسگزارم برای نفسی که می‌کشم، برای نوری که صبح را روشن می‌کند و برای سکوتی که شب را آرام می‌بخشد. این‌ها کوچک‌ترین جلوه‌ها، از لطف بی‌حد و حصر توست.

    خدایا ،سپاسگزارم، برای فرصت‌های روشنی که به من عطا کردی؛ فرصت‌های رشد، یادگیری، و خدمت. برای هر راه روشنی که گشودی تا در مسیر کمال گام بردارم. همچنین، سپاسگزارم برای آن موقعیت‌هایی که شاید در ابتدا دشوار به نظر می‌رسیدند، اما اکنون می‌دانم که ابزاری برای صیقل دادن روح و ارتقاء جایگاهم بوده‌اند.

    سپاسگزارم برای آن دسته از حوادث و اتفاقات که در ظاهر، تیره و ناخوشایند به نظر می‌رسیدند، آن لحظاتی که در سختی و سردرگمی فرو رفتم، اما اکنون با نگاهی ژرف‌تر، درک می‌کنم که پشت هر پرده‌ای از رنج، حکمتی نهفته بود که نتیجه‌اش برایم خیر و سعادت به ارمغان آورد. تو می‌دانی و من نمی‌دانم؛ و این اطمینان، خود بزرگ‌ترین نعمت است.

    سپاسگزارم برای نعمت‌های نادیده گرفته شده؛ سلامتی ، راحتی وآسایشم ، و آرامشی که در دل آشوب‌ها، پناهگاه روحم می‌شود.

    خدایا، این سپاسگزاری‌ها را همچون چراغی در قلبم برافروز تا همواره مرا به یاد عظمتت و مهربانی‌ات بیندازد. کمکم کن تا شاکر واقعی باشم و این نعمات را در راه رضایت تو به کار گیرم.آمین

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به استاد شایسته مهربانم

    سلام به دوستان بهشتی ام

    خدایا سپاسگزارم که مجدد در مدار درک آگاهی‌های این فایل ارزشمند قرار گرفتم

    باور به الخیر فی ماوقع

    من باور دارم که اگر احساس خوبی داشته باشم ،حتی شرایط بظاهر ناجالب هم به نفع من رقم میخورد این باورِ الخیر فی ماوقع کمک کرده تا براحتی شرایط به ظاهر سخت را با احساس خوب پشت سر بگذارم واغلب اوقات برام همون حُکم آب رو آتیش رو داشته خدایا شکرت

    هراتفاقی میافته یه خیریتی داره وباید نگاهمون به اتفاقات به ظاهر نامناسب این باشه که یک اتفاق خوبی در راه هست ،که اگر ما احساس خوب رو در همه لحظات زندگی مون داشته باشیم اتفاقات فوق‌العاده عالی برای ما رخ میدهد این یک قانون هست

    اگر احساس خوب داشته باشیم، اتفاقات خوب برامون رخ میده واگر احساس بد داشته باشیم اتفاقات بد رخ میدهد

    اگر سعی کنیم در تمام طول شبانه روز ،در هر شرایط وموقعیتی ،احساسمون رو خوب کنیم ،قطعا اتفاقات خوب جوری از در ودیوار وارد زندگی ما میشه که مارو مبهوت میکند،که اینکار با تمرین با تغییر باورها اتفاق می‌افتد

    ما باید ایمان داشته باشیم که روند جهان همواره خیر وخوشی وخوبی هست

    هرچقدر ما احساس آرامش داشته باشیم ،احساس خوب داشته باشیم ،یعنی اینکه ما به یک نیرویی ماوراء نیروی خودمون اعتقاد داریم ،که اون نیرو محافظ ماست ،با ماست ،که به این میگن ایمان ،ونشان ظاهری ایمان ،احساس خوب هست

    کسی که احساس خوب داره ،یعنی ایمان دارد

    کسی که احساس آرامش درونی داره ،یعنی ایمان دارد

    کسی که احساس ذوق وشوق وامید داره ،یعنی ایمان دارد

    یه روز همسرم گفت وسایلت رو جمع کن یکی دوروز بریم مسافرت،منم گفتم باشه من آماده ام قبل از اینکه میدان اصلی شهر رو رد کنیم دیدم مسیر رو دور زد ،گفتم چی شد پس چرا دور زدی ،گفت نمیدونم دلم راه نداد ،شما ناراحت میشی نریم ،گفتم نه انشاالله خیره ،وبرگشتیم خونه ،شب وقتی رفتیم بیرون همینکه سوار ماشین شدیم فیوزها اتصالی کرد وچراغها خاموش شدوکیلومتر ماشین هم کار نمی‌کرد ویه بوی سوختگی تو ماشین بلند شد که همسرم سریع ماشین رو خاموش کرد وزنگ دوستش زد گفت صبح بیار نگاش کنم ،همونجا به همسرم گفتم همین خیرش بود که نریم مسافرت ،اگر توجه نکرده بودیم ومیرفتیم ،فقط خدا میدونه تو جاده چه اتفاقی می افتاد

    خدایا شکرت….شکرت….شکرت

    عاشقتونم….

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  6. -
    مهدیه عبدالمحمد گفته:
    مدت عضویت: 220 روز

    و خدایی که در این نزدیکیست

    این جمله الخیر ما فی وقع برای من بسیار اتفاق افتاده و خدا رو شکر تونستم در بیشتر مواقع با حس خوب ازش بگذرم. حدود یک هفته پیش باهام تماس گرفتن در رابطه با بیمه کاری که برم شعبه جدید و خودمو معرفی کنم تا توی آبان ماه واریزی برام انجام بشه خیلی برام عجیب بود اتفاقی که افتاد و مدام از خودم می‌پرسیدم که چرا این اتفاق افتاد و همش دنبال اتفاق خیر درونش بودم اتفاق این بود که من نیمه شب توی خواب پام برید با اینکه زخم کوچیکی بود ولی به شدت خونریزی داشت و صبح نتونستم برم اداره بیمه و توی این مدت همش داشتم میگفتم حتما ی خیری توی کار بوده که من نتونستم برم اداره بیمه و وقتی بعد از دو روز که پام بهتر شد مراجعه کردم اونجا متوجه شدن که قرارداد یکسال آخری که از طرف شرکتی که توش کار میکردم ارائه شده اشتباه بوده و واریزی که از طرف بیمه برام درنظر گرفته شده بود مبلغش کم بوده و باید اصلاح بشه و مدارک رو باید کامل کنم اولش که اون بنده خدایی که بهم گفت ی خورده ناراحت شدم و گفتم دوباره یک ماه کارم عقب افتاد ولی سعی کردم همون موقع حسمو خوب نگه دارم و توی راه برگشت همش گفتم خدایا شکرت که اون اتفاق به ظاهر بد برام افتاد و نرفتم و معلوم شد که باید بیشتر از اون مبلغ دریافت کنم.این اتفاق به ظاهر بد برای من سراسر خیر بود.خدایا شکرت .یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    پروانه احمدیار گفته:
    مدت عضویت: 260 روز

    سلام خدمت استاد گرامی وهمه اعضای سایت.

    این فایل زیبا نشانه امروز من بود و چقدر زیبا است واقعا اشک من را درآورد ، آری من باور دارم وقتی که می توانیم احساسی خودمان را خوب نگه داریم شرایط به نفع ما می شود خودم چندین تا تجربه دارم ، چند ماه قبل در یک دانشگاه ثبت نام کرده بودم که ماهانه پول هم می داد به شاگردان شأن و هم تدریس می کرد به صورت آنلاین البته چون من در افغانستان هستم و اینجا درس های ضروری مخصوصا دانشگاه نیستند اصلا ، بعد برای مصاحبه برای من زنگ زد خیلی آنتن ضعیف بود و صدای من را درست نداشتند بعد آن خانم مصاحبه گر عصبانی شد و به من گفت که درست صحبت نمی کنی اگر درست صحبت نکنی حذف می شوی درست هم مصاحبه انجام نشد و گوشی را قطع کرد بعد به خودم گفتم که اشکال ندارد خداوند است که می تواند فرصت ها را بهم بدهد و منو وارد این دانشگاه کند نه این خانم اصلا مهم نیست هر اتفاقی بیفتد همان درست است و حالم خیلی خوب شد ناراحت نبودم و جالب اینجاست که فردا دوباره به شماره پدرم زنگ زد و ازم دوباره مصاحبه گرفت بعد هفته قبلی شنیدم که به خیلی از شاگردانش زنگ زده که قبول شده ولی هنوز به من زنگ نزده بود باز هم دوباره ایمان خودم را حفظ کردم و نگذاشتم که حالم بد شود بعد دیروز بهم زنگ زده بود گوشی من بی صدا بود و من خبر نشده بودم سه بار زنگ زده بوده من جواب نداده بودم دوباره به پدرم زنگ زده بود و گفته که اگر جواب ندم حذف می شوم بعد خواهرم بهشون زنگ زده بود و بجای من صحبت کرده بود و مشکل کامل حل شد من خودم کورس رفته بودم وقتی از کورس برآمدن تازه موبایلم را نگاه کردم که خیلی تماس زیاد بوده ولی وقتی که من خبر شدم همه مسایل حل شده بود و انشالله هفته آینده درس های این دانشگاه شروع می شود ، و من بسیار خوشحالم که هم درس می خوانم و هم خرج من تامین می شود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    کامران گفته:
    مدت عضویت: 1582 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    با سلام خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته و دوستان

    خداوند به وعده خودش عمل میکند

    وعده توبه پذیر بودنش

    وعده روزی رساندنش

    وعده هدایت کردنش

    وعده احساس خوب بودن اتفاقات عالی بودن

    خوب مگه داریم از این بهتر و قانون عالی تر

    مثل یک بازی میگه اونو میخوای خوب بساز باورش رو و ایمان داشته باش و از من بخواه فقط از من ن هیچکس دیگه

    از ته قلبت بخواه

    از تمام تک تک وجودت از من بخواه. و فقط از من پیروی کن

    خوب من انسان با لیاقت و با عظمت هستم چرا چون تکه ای از خداوند درون من هست

    چون تمام فرشتگان به انسان سجده کرده و اشرف تمام مخلوقات هستیم. پس ما چقدر با لیاقت هستیم و اینجاست که حالا به خاطر دو قرون دوهزار خودمونو خراب کنیم جلو ریس بانک و فلان مدیر و وزیر و فلان

    یا خودمون رو تسلیم کنیم جلو ربی که تمام اسمان و زمین و کیهان در اختیار اونه

    خدایی که میگه موجود باش و میشود خدایی که خودش میگه درخواست کنید از من اخه کدوم انسانی قدرت همچین کاری داره

    خدایا سپاسگزارتم که انقدر حس عالی و خوبی دارم اصلا امروز انگار که من نیم کیلو بودم انقدر سبک شدم

    خدایا سپاسگزارتم

    من فایل های توحید عملی رو هماهنگ کردم با فایل های تغییر رو در اغوش بگیر یک روز توحید عملی

    یک رو تغییر

    وای خدا میدونه درپایان قراره چه اتفاقاتی بیفته

    سپاسگزار خداوندی هستم که با چک و لگد هاش منو بیدار کرد که اول توحید و تکامل بعدش هرچی بخواهی عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    مرتضی دهقان نیری گفته:
    مدت عضویت: 558 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    روز شمار تحول زندگی من روز 46ام

    الخیر فی ما وقع

    سلام به همه دوستان محترم هر اتفاقی تو زندگی ما خیر هست و اگه بتونیم این باور را تو زندگی تقویت کنیم دیگه هیچ ناراحتی نداریم و خیلی باید رو خودمون کار کنیم تا بتونیم احساس را کنترل کنیم و همه‌ی اتفاقات به احساس ما برمیگرده

    و این شعر پروین اعتصامی واقعا شعر قشنگی بود و خیلی احساس خوبی پیدا کردم از استادم ممنونم که این قدر هوشمندانه این شعر را انتخاب کردن و توضیح دادن

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    محمد بهمنی گفته:
    مدت عضویت: 890 روز

    بنام حی قدیر

    استاد جان سلام

    این فایل نشانه امروزم هست.

    دقیقا الان توی شرایطی هستم ک ب ظاهر گندمم ریخته شده و توی شرایطیم ک هرگز تو زندگیم ب ظاهر اینقد سخت نگذشته بهم، ولی ب لطف خدا و اموزه های شما، بجای شکایت کردن، نمیگم عالی، ولی تا حد امکان حالمو خوب نگه داشتم و یک خواسته ای ک از خدا دارم و تو مسیرشم، حس میکنم این راه درستشه ک بهش برسم و گله ای نیست و دارم با احساس خوب پیش میرم تا ب امید خدا منم کیسه زر خودم رو پیدا کنم، این روزا از نشانه امروزم بگیر، تا فایلای دانلودی و دوره ها ک گوش میدم، همش خدا داره بهم میگه صبور باش، کم نیار، ادامه بده، حستو خوب نگه دار، ب چیزی ک میخوای فکر کن و دستانش رو داره ب کمکم میفرسته، حتی از زبان ادم های اطرافم هم داره بهم پیام میرسونه، منم سپردم ب خودش و تا جاییک دست من هست دارم انجام میدم سهمم رو. تا ب امید خدا نتیجه ک مشخص شد و منم ب نتیجه دلخواهم رسیدم بیام و بنویسم ک باهم لذتشو ببریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: