آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1


آگاهی های این فایل زنگ های هشدار دهنده و بیدار کننده ای را در وجود ما به صدا در می آورد تا “اصل را از فرع”  و “راه را از گمراهی” تشخیص دهیم و با این تشخیص، مسیر خود به سمت آسان شدن برای تجربه خوشبختی را دوباره تصحیح کنیم.

این آگاهی ها به قول قرآن رفتارهای جاهل گونه را به ما می شناساند تا به جای اتلاف انرژی خود در مسیر ناهماهنگ با قوانین خداوند، این انرژی خلاق را در مسیر هماهنگ با قوانین برای خلق زندگی دلخواه بکار ببریم.

این آگاهی ها را با دقت گوش دهید، در آگاهی های آن تعمق کنید، از کلیدهای این فایل نکته برداری کنید و در پایان، برای ماندگاری این آگاهی ها در ذهن خود، مواردی را در زندگی خود بیاد بیاورید و در بخش نظرات این فایل بنویسید که:

الف) از این آگاهی ها به نفع خود استفاده کردید و نتایج حاصل از این “عملکرد هماهنگ با قوانین خداوند” را بنویسید؛

ب) همچنین مواردی را به یاد بیاورید که بر خلاف این آگاهی ها عمل کردید و عواقب حاصل از این “عملکرد خلاف جهت با قوانین خداوند” را بنویسید؛

منتظر خواندن نظرات تأثیرگذارتان هستیم.


آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

628 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زکیه لرستانی» در این صفحه: 1
  1. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 1980 روز

    بنام خدایی ک رحمتش بی اندازه است ومهربانی اش همیشگی

    سلام ب استاد عزیزم و دوستان نازنینم

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت بخاطر هدایتم ب این مسیر زیبا و این آکاهی های ناب

    سپاسگزارم ک منو در مدار دریافت این آگاهی ها قرار دادی

    و بر منت گذاشتی و جز هدایت یافتگان قرارم دادی

    خدایا شکرت بخاطر این سایت الهی توحیدی یکی از بزرگترین نعمتهای زندگیم هست ک هرروز منو ب سمت خداوند و مسیر درست هدایت میکنه سوق می‌دهد

    و هرروز داره برام باور پذیر تر میشه ک خداوند داره این سایت و مدیریت میکنه این آگاهیی ها رو

    و زمانی ک من نیاز داشتم باشم ب شنیدن ی سری آگاهی ها قشنگ دستم و میگیره میاره جایی ک باید باشم

    چیزی ک‌ باید بشنوم

    و درکی ک لازمه رو داشته باشم

    و خداوند همیشه داره مارو هدایت میکنه

    همیشه حمایتگر من بوده

    .همیشه تحت حمایت و حفاظت خداوند هستیم

    این فایل و من بارها گوش دادم ولی فک میکنم تاحالا کامنت نزاشتم براش

    چون تو گوشیم ذخیره داشتم هربار درک بهتری ب من میداد و میده

    ک من عاجزم از تغییر بقیه و هرکس هرجایی هست جای درستش هست

    خودش هرزمان ک اماده باشه وبخواد هدایت بشه،هدایت میشه و از بینهایت ظریف آگاهی لازم و دریافت میکنه

    ولی اگه آماده نباشه من از صبح تاشب براش توضیح بدم

    وقت بزارم

    انرژی بزارم

    هیچ تغییری نمیکنه چون ظرفش آماده دریافت نیست

    ن تنها نمیتونم تغییر بدم زندگی دیگران رو

    بلکه خودم و از مسیر خارج میکنم

    تمام تمرکزم میره برای تغییر بقیه

    و خودمم میرم تو مدار طرف مقابل

    و اتفاقات و تجربه ی طرف مقابلم میاد تو زندگبم یعنی خودم با توجه کردن ب اونها

    اونا رو دعوت میکنم تو زندگیم

    من با این کارم ظلم میکنم ب خود عزیزم میخوام نقش خدا رو بازی کنم برای دیکران و ناجی اونا بشم

    ی جور شک کردن ب عدالت خداونده

    ک شرک محضه این طرز فکر

    حتی اگه عزیزترین کس زندگیم باشه هااا من نمیتونم و عاجزم از تغییرش

    من فقط توانایی زیادی دارم برای تغییر زندگی خودم

    خدابا شکرت بابت این اگاهیی ها

    این دوتا فایل دقیقا مکمل جلسه 2 تکمیلی احساس لباقته الهی شکرت بخاطر وجود نازنین و پربرکت استاد سخاوتمندم تو زندکیم

    حالا میخوام مثال های گذشته رو بزنم توی این مورد

    من سال 97 توی سالن زیبایی منشی و اصلاح کار بودم

    صاحب سالن دختری بود ک ب شدت رابطه ی نازیبایی با مادرش داشت

    وهمیشه از رفتارهای نازیبای مادرش باهاش میگفت پیش همه ،

    و منم چون تایم زیادی کنارش بودم خیلی برای من تعریف میکرد و‌من چقد ناراحت میشدم براش و باهاش همدردی میکردم

    تا جایی ک اینقد حسم بد میشد ک دوسنداشتم درموردش بشنوم ولی جرات اینو نداشتم ک بهش بگم

    فلانی رابطه ی تو با مادرت چیزی بین خودتون لطفا درموردش با من صحبت نکن

    بدتر اینکه من میرفتم تو خونه هم تعریف میکردم برای خانواده

    و جالبه بعد ی مدت دیدم ک رفتار خانواده ام داره با من بد میشه

    و یاد حرف های صاحب سالن میفتادم و باورم میشد ک راست میگه خانواده ی منم اینجوریه و برای خودم دلم میسوخت واین چرخه هی تکرار میشد

    صاحب سالن ی همکاری داشت ک دوستش بود،ی خانمی بود ک ی پسر راهنمایی شایدم دبیرستانی داشت ک جدا شده بود از همسرش

    و ابشون ب شدت وابسته ی این دوستش بود جالبه ک دوستش بیشتر وقتا تحقیرش میکرد بهش سرکوفت میزد

    ک چقد خنگی

    چقد بی عرضه ای

    چقد دست و پا چلفتی هستی

    و…

    من از کجا میدونم؟؟

    چون همه رو ن تنها برای من برای خیلی ها ک از قبل میشناختنش تعریف میکرد ک باهاش همدردی کنن

    من هربار بهش میگفتم سارا تو ب این خانم وابسته شدی

    چطور تحمل میکنی رفتارهاش

    چقد اینقد بهت بی احترامی میکنه

    اینقد تحقیرت میکنه

    ولی باز میری سمتش

    اون هربار میگفت دیگه کارش ندارم

    بعد ی مدت ک دعواشون میشد

    بخاطر بارها بی احترامی دوستش

    رابطه اش و باهاش کات میکرد

    ولی باز خودش بعد ی مدت ک طاقتش تموم میشد میرفت باهاش ،میرفت خونه شون و باز اون چرخه معیوب هی تکرار میشد ک

    پارسال ک دوباره رفتم پیش صاحب سالن دوماه کار کردم پیشش

    از دوستش پرسیدم گفت چندساله ازش خبر ندارم ،خیلی وقته جدا شدیم

    ی مورد دیگه ک خییلی دوسداشتم ب بقیه کمک کنم و بقیه هم ازم خیلی تشکر میکردن

    بابتش این بود ک سنگ صبور همه میشدم

    چ آدم های مجازی

    چ آدم های واقعی

    و وقتی تشکر و قدردانی می‌شنیدم

    احساس مفید بودن و احساس ارزشمندی تمام وجودم و دربر می‌گرفت

    باخودم فکر مبکردم حالا چطور دوباره بهش کمک کنم ک بیشتر ازم تشکر کنه و ابن حس مفید بودن و دوباره تجربه کنم

    و بارها این کارو انجام دادم و بارها تحسین شدم و بارها احساس مفید بودن کردم

    و ب ابن نتیجه رسیدم ک من تا وقتی ارزشمند و‌مفید هستم ک برای بقیه کاری کرده باشم

    کمکی داده باشم

    مسئله ای حل کرده باشم

    وقت و انرژی خودم گذاشته باشم

    اونوقت باید احساس ارزشمندی کنم

    در صورتی ک این فکر اصلا درست نیست

    از اساس و پایه اشتباه

    غلطه

    چون من لایق هستم ،ب خودی خود

    نیاز نیست کاری انجام بدم تا لایق بشم

    من لایق ب دنیا اومدم

    و لایق از دنیا میرم

    تو لایق هستی فارغ از اینکه برای دیگران مفید باشی یا نباشی

    تو ارزشمند هستی

    تو همین ک ب عنوان انسان اومدی ب این کره ی خاکی باید باید احساس لیاقت کنی

    هرکسی هرجایی هست سرجای درستش قرار داره

    هرکس نتیجه افکار و باورهاش و میگیره

    خداوند عادله

    جهان عادله

    خداوند ب هیچ کس ظلم نمیکنه

    من عاجزم از تغییر بقیه،از تغییر زندگی دیگران

    من هیچ قدرتی ندارم برای تغییر زندگی دیکران همون طور ک هیچ کس هیچ قدرتی نداره تودزندگی من

    چون من دارم با افکار وباورهای خودم زندگیم رو آدم ها،شرایط واتفاقات و رقم میزنم

    چون من فقط توانایی کنترل افکار خودم و دارم

    من نمیتونم افکار کسی و متوجه بشم

    چ برسه ک بدونم چی تو ذهنش میگذره

    چ باورهای داره

    چ فرکانسی داره

    من نمیتونم ذهن کسی و کنترل کنم

    ولی توانا ام در کنترل ذهن خودم کنترل افکار و باورهام

    طبق قانون ثابت و بدون تغییر خداوند،

    تمام اتفاق های زندگی ما ب واسطه افکار و باورهای ماست

    طبق آبه قرآن،خداوند سرنوشت هیچ قومی و تغییر نمیده مگر اینکه خودشون از درون

    نفسشون رو باورهاشون رو

    افکارشون رو تغییر بدن

    لا سنت تبدیلا

    در سنت خدا هیچ تبدیلی نیست

    خداروشکر الان هر موضوعی پیش میاد تو خونواده برای افراد نزدبک ام هم

    میگم ب خودم ک ،هرکسی هرجایی هست جای درستشه خدا عادله و قانون عادله

    باید درسش و بگیره

    من نمیتونم ب کسی کمک کنم.

    من عاجزم از تغییر بقیه

    خدابا صدهزار مرتبه شکرت ک دعوتم کردی ب صلاه

    سپاسگزارم ک بهم اجازه نوشتن دادی

    سپاسگزارم بخاطر اینکه بر قلمم بر قلبم و بر انگشتانم جاری شدی

    سپاسگزارم بخاطر 10 تا انگشت سالمی ک دارم،سپاسگزارم بابت اسکلت بدنم

    ستون فقرات

    استخوان ساعد بازو ،پا،

    سپاسگزارم بابت دنده هام ک از قلبم از ریه هام از کبدم محافظت میکنه

    خدابا شکرت بابت سیستم تنفسی ک دارم بی نقص عمل میکنه

    سیستم قلب و عروق خونی ک بسیار دقیق

    زیبا و با نظم فراوان دارن خون رو توی رگهای زیبای بدن سالم و پاک و ارزشمندم ب گردش در میارن

    سپاسگزارم بابت نعمت بینایی ک دارم

    من هنوز نمیدونم چطور چشم هام کار میکنه

    عدسی چشمم

    مردمک

    عنبیه

    زلالیه

    زجا جیه اگه اشتباه نکنم

    واقعا حیرت انگیزه الله اکبر

    و خداوند نزدبک تر از من ب منه

    نزدبک تراز چشم تا دیدن

    نزدبک تراز گوش تا شنیدن

    نزدیک تراز رگ کردن ب من

    خداوند حائل بین من و قلبمه

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت بابت نعمت

    چشم

    گوش

    و قلب

    و اینها همگی مسئول هستند و باید پاسخ گو باشن

    خدایا قلبم و جایگاه خودت کن ،ک فقط با یاد تو بتپه

    بایاد تو گرم بشه

    بایاد تو نفس بکشه

    بایاد تو گسترش پیدا کنه

    خدایا چنان هدایتم کن ک گوشم فقط حمد و تسبیح تو رو بشنوه،

    چشم هایم رو چنان با نور عشقت شست و شو بده ک در هرچیز فقط تو رو ببینم

    فقط دنبال تو باشند

    فقط قدرت تو رو بیادم بیاره

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر هر نفسی ک میتونم بکشم

    سپاسگزارم بابت هرقدمی ک میتونم بردارم

    ممنونم بابت هرکلمه ای ک میتونم از نعمت هات بنویسم

    عاشقتممم رب شیرین دلبرم

    عاشقتممم حس خوب قشنگم

    عاشقتمم ندای درونم ک داری بیادم میاری و من مینویسم

    سپاسگزارم ک بهم اجازه دادی ب ابن کره ی خاکی بیام ،سپاسگزارم ک بهم فرصت زندگی دادی

    فرصت لذت بردن

    راه رفتن

    خندیدن

    شاد بودن

    عشق ورزیدن

    عشق دریافت کردن

    تجربه و خلق زندگی.

    خلق خواسته هام

    خلق ثروت

    خلق ی زندگی رویایی و پراز عشق

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    ایاک نعبد وایاک نستعین

    اهدنا صراط المستقیم

    سپاسگزارم ازت استاد عزبزم بخاطر وجود پربرکتت تو زندگیم

    خیییلی ممنونم بابت ابن آکاهی های ارزشمند و ناب

    ب خدای بزرگ میسپارمتون

    تاریخ عضویت 1804

    روز 10 چله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: