آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1
آگاهی های این فایل زنگ های هشدار دهنده و بیدار کننده ای را در وجود ما به صدا در می آورد تا “اصل را از فرع” و “راه را از گمراهی” تشخیص دهیم و با این تشخیص، مسیر خود به سمت آسان شدن برای تجربه خوشبختی را دوباره تصحیح کنیم.
این آگاهی ها به قول قرآن رفتارهای جاهل گونه را به ما می شناساند تا به جای اتلاف انرژی خود در مسیر ناهماهنگ با قوانین خداوند، این انرژی خلاق را در مسیر هماهنگ با قوانین برای خلق زندگی دلخواه بکار ببریم.
این آگاهی ها را با دقت گوش دهید، در آگاهی های آن تعمق کنید، از کلیدهای این فایل نکته برداری کنید و در پایان، برای ماندگاری این آگاهی ها در ذهن خود، مواردی را در زندگی خود بیاد بیاورید و در بخش نظرات این فایل بنویسید که:
الف) از این آگاهی ها به نفع خود استفاده کردید و نتایج حاصل از این “عملکرد هماهنگ با قوانین خداوند” را بنویسید؛
ب) همچنین مواردی را به یاد بیاورید که بر خلاف این آگاهی ها عمل کردید و عواقب حاصل از این “عملکرد خلاف جهت با قوانین خداوند” را بنویسید؛
منتظر خواندن نظرات تأثیرگذارتان هستیم.
آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1298MB41 دقیقه
- فایل صوتی آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 140MB41 دقیقه











سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته نازنین
سلام به همه دوستان گلم .
از کجا بگم استاد از کجا بگم .
من وابستگی شدیدی به همسرم داشتم بشدت وابسته
از همونایی که استاد تو دوره عشقو مودت میگن که حتی وقتی پارتنرشون پیششونه بازم دلش برای پارتنرش تنگ میشه.
زندگی من وصل به نفسای همسرم بود.
خندش خندم و غمش غمم بود.
بهترین غذا و همه چی برای همسرم بود و من خودمو فداش کرده بودم حتی با شیر پاهاشو میشستم ماساژ میدادم.
پنج شیش ماهه حامله بودم و همسرم از سرکار میومد بزور تشت و اب گرم و غیره میاوردم پاهاشو میشستم تا دوستم داشته باشه تا عاشقم باشه.
شابد باورتون نشه ولی سر یک قضیه من رگ گردنمو با تیغ زدم تا دوستم داشته باشه.
بهش خیانت کردم تا احساس کنه دارع منو از دست میده و دوستم داشته باشه.
به سیگار و ناس اعتیاد پیدا کردم تا دوستم داشته باشه.
به معنای واقعی خودمو فدا کردم هم روح و هم جسممو فدا کردم تا دوستم داشته باشه.
ولی میدونید دیگه دنیا با کسی که انقدر مشرک و وابستس چجوری رفتار میکنه .
این وابستگی تو لایه لایه بدنم بود تا اینکه دوباره باهمسرم به چالش برخوردم و من دوباره نابود شدم .
بعد دوسال ترک دوباره سیگارو روشن کردم . منی که قلبم باز بود . دوباره قلبم بسته شد و دوباره اهنگای غمگین و گریه کردن و به ناچاری رسیدن.
تا اینکه خداوند منو هدایت کرد به دوره احساس لیاقت و من فهمیدم از همه خانومها متنفرم چرا؟؟
چون اونها زنن و ممکنه همسرم اونارو ازمه زیباتر ببینه خخخخخ.
کلا هیچ ارزشی نداشتم برای خودم و خودمو نابود کرده بودم و همسرمو مشکلاتشو رو دوشم گذاشته بودم و راه میرفتم .
خلاصه که چند جلسه دوره لیاقت کار کردم و رفتم دوره عشقو مودت خریدم
من خیلی رو خودم کار میکنم خیلی زیاد .
همش با خدا حرف میزنم.
غرغر نمیکنم . ناله نمیکنم . غیبت و قضاوت و غیره نمیکنم ولی از وقتی دوره لیاقتو خریدم احساسم بد شد.
میدونید چرا احساسم بد شد چون انگار من مسئول ارزش دادن به همسرم بودم.
خودم دوره رو گوش میدادم و تمرینات انجام میدادم و یک تایمی میشستم به مشکلات همسرم فکر میکردم و بهش میگفتم .
اینجا رو اینجوری رفتار کن.
فلان شاگردت چقدر احساس قربانی بودن داره اخراجش کن.
انقدر پیش مشتری ناله نکن.
چکتو پاره کن چک چیه کار شرک الودیه.
ویتامیناتو بخور.
پتاسیوم منیزیوم نخوردی.
انقد ریزه خاری نکن انسولین میره بالا.
الان نون خوردی یکم گوشت بخور.
لباس براخودت بخر .
با خدا خرف بزن.
شاید باورتون نشه من از صبح تا شب اینارو به همسرم میگفتم بدون اینکه بدونم میخام تغیرش بدم.
باخودم میگفتم من نمیخام تغیرش بدم ولی آنقدر وابسته بودم که میخاستم مدار همسرمو بالاببرم تا اروم بشه و هم مسیرو هم مدار بشیم تا جهان اونو ازم جدا نکنه.
خیلی نکته شرک الودیه.
میخاستم بکشونمش بالا تا ازهم جدا نشیم.
و من دوره لیاقتو کار میکردم و کنترل گریم بیشتر شده بود و هرروز حالم بدترو بدتر و بدتر میشد .
باخودم میگفتم من چقدر مشکل باید حل کنم و گریه میکردم ( بطوری که مشکلات همسرم بود نه من)
مغزمو میزاشتم جا مغز همسرم و میگفتم اگر من جاش بودم چجوری رفتار میکردم با این شاگردا
؟
و میخاستم مشکلاتشو حل کنم .
رابطم با فرزندم خوب بود.
دوره قانون سلامتیو عالی پیش میرفتم.
ارامشم خوب بود.
با آدمها و خودم تو صلح بودم.
یکدفعه دیدم گند زدم به همه چی
هرروز با فرزندم جنگو دعوا و کتکش میزنم.
از مردم متنفر شده بودم.
ارامش نداشتم.
کاملا از قانون سلامتی خارج شده بودم.
کلی بخودم صدمه زده بودم.
هرروز فایل گوش میدادم و هرروز کمک میخاستم ولی بازم حالم خوب نبود .
من کاملا به ناخاستهام توجه میکردم.
غرق مشکلات همسرم شده بودم و رفتارام همه چی شده یود کپی همسرم
کپیه کپیش ( اومدم اونو تغیر بدم و بیارمش بالا ولی خودم بشدت اومدم پایین)
دچار غرور شده بودم ببینید کاملا از رفتارای همسرم که ازشون متنفر بودم و میخاستم تغیر بدم
دقیقا همون رفتارارو پیدا کردم.
و نمیدونستم علتش چیه .
کم کم فهمیدم ریشه همش میشه تغیر دادن همسرم و همه مشکلاتم وابستگی و شرکه .
من نمیتونم کسیو تغیر بدم.
من نمیتونم کسیو خوشبخت یا بدبخت کنم.
من نمیتونم کسیو بزور تو مسیر خوشبختی بیارم.
رو خودم کار میکنم و به سکوت ذهن میرسم و قلبم باز میشه و حالم عالیه
و بایک جمله که وای ایکاش محمدم این حس سکوت ذهنو تجربع کنه .
گند میزنم به ارامشم
من میخام محمدو رها کنم .
خسته شدم از بس تو ذهنم دارم میکشونمش .
نمیخام خوشبختش کنم من مسئول خوشبختی هیشکی نیستم.
من همینجور که هست دوستش دارم.
نمیخاد لیزر بندازم رو ویژگیهای منفیش تا تغیرش بدم و فکر کنه ارزشمنده.
وقت من . زمان من . انرژی من . ارامش ارزشمنده و من میخام خودخاه باشم و خرج هیچکس نکنم.
نمیخام تو این تله بیوفتم .
میخام وابسته به خدا و اصل خود باشم
میخام خودم باشم خوده خودم .
از شما ممنونم استاد بابت این فایل ارزشمند خیلی ارزشمنده خیلی زیاد خیلی.
دوره لیاقت نمیدونم چیو درونم بیدار کرد نمیدونم چیشد که من بلند شدم .
دوره عشقو مودت داره وابستگیمو کم میکنه و دارم وصل بخدا میشم .
این فایلای هدیه محشره این فایلای هدیه ارزشی بینهایت داره .
استاد همسرم میشینه صحبت میکنه تا مادرشو تغیر بده و من از این کارش متنفرم و خودمم میشینم کلی باهاش صحبت میکنم تا اونو تغیر بدم که مادرشو تغیر نده و ذهنشو درگیر مشکلات دیگران نکنه ( خیلی خنده داره نه ؟ خخخخ)
من همینجوری که هست دوستش دارم و دیگه نمیخام حتی یک قدم برای کمک بهش بردارم.
علت کمک کردنمم این بود که کمکش کنم تا من به تنهایی احساس ارزشمندیم بالا نره و جهان ازهم جدامون کنه
شرک تو دل مومن همانند راه رفتن موچه در دل سیاه تاریکیس.
استاد چی داره دوره لیاقت که درونمو بیدار کرده.
استاد عزیزم من نمیدونم چه مسیریو رفتم که اینارو فهمیدم و به این نتیجه رسیدم نمیدونم بخدا نمیدونم چیشد که فهمیدم هنوز وابستم و میخام تغیرش بدم.
من اصلااااااا قبول نداشتم که این پاشنه آشیلو دارم که میخام دیگرانو تغیر بدم.
حتی اگر به طرفم نمیگفتم من تو ذهنم انقدر توبیخش میکردم و محاکمش میکردم که واقعا نمیفهمیدم واقعیه یا تو ذهنمه از بس انرژیش منفی بود از بس اذیت شدم .
من فکر میکردم تغیر یعنی یک تغیری ایجاد بشه و کار کنی و ثروت بسازی.
خوشبختی و ارامش و تغیرو در ساخت ثروت میدیدم البته هنوزم میدونما .
ولی تغیرو در اغوش گرفتم تا وابستگیم کم بشه .
همیشه فایلای به کمال حرکت نکنی به سمت زوال میری و فایلای تغیرو گوش میدادم . فکر میکردم باید تغیر کنم و ثروت خلق کنم و فقط ثروت خلق کنم و تو رشته علاقم پیشرفت کنم.
فکر نمیکردم تغیر یعنی تغیر از همه جهت.
تغیر دادن وابستگی.
تغیر دادن شخصیت .
حتی تغیر دادن رفتار با فرزند.
تغیر فقط پول درآوردن نیست .
اره من دارم تغیر میکنم .
دارم وابستگیمو از همسرم میگیرم
نمیخام کسیو عوض کنم.
استاد نمیدونی این فایلای ما از تغیر دیگران ناتوانیم عجب معجزه ای برای منه.
حتی اینکه بخاییم دیگرانو تغیر بدم
یعنی تو زندگیشون تجسس کردیم یعنی تو ذهنمون قضاوتش کردیم و تو ذهنمون غیبتش کردیم و به این نتیجه رسیدیم این کارش اشتباهه و میخاییم تغیرش بدیم .
تا وقتی قضاوتش نکنیمو بهش تهمت نزنیم دنبال تغیرشم نمیریم.
خدایا ممنونم من یکم حالمو خوب کردم و بازهم تو معجزه کردی برام
الهی شکرت الهی شکرت .
من حالم داغون بود و با اقای خسروی عزیز گفتگو داشتم و حالم اروم شد و از اون موقع تونستم حالمو خوب نگه دارم و خداوندو جهانم به کمکم اومدن .
الهی به امید تو که هرچی دارم از توست .
خدایا به همه ما بیافزا.
ارامش بیشتر .
سلامتی بیشتر.
احساس خوب بیشتز.
باز شدن قلب بیشتر.
تغیر مثبت بیشتر.
ثروت بیشتر.
فایلای هدیه استاد بیشتر خخخخ.
استاد یدونه ای واقعا شما سخاوتمند هستین و قلب مهربانی دارین شما برای همه ما پدری کردین استاد دارم با چشمانی پر اشک مینویسم.
شما استاد خدارو بما معرفی کردین.
همین خدای مهربون که رفیقمه و بهم همه چی میده.
استاد در دنیا و اخرت قلبتون پر نور باشه .
دوستای گلم امیدوارم همیشه شاد باشین.
استاد من این فایلو قبلا گوش داده بودم و هنگام گوش دادن به خودم فکر نمیکردم.
من فکر میکردم طبق این فایل چجوری به همسرم کمک کنم خخخخ .
الان که فکر میکنم این شوهره من چه ادم خوبیه که منو تحمل کرده خخخخخ
استاددد فقط خاستم بگم عاشقتم ممنونم بابت همه مهربونیتون و بابت فایلای عالیتون شما معرکه هستین ممنونم مارو با خدا اشنا کردین ممنونم قبل مرگم فهمیدم خدا کیه فهمیدم من کیم فهمیدم دنیا چقدر قشنگه من اولین زمستان عمرمو دارم میبینم پارسال اولین بهار زندگیمو دیدم من نزدیک یکساله به لطف الله پاکم استاد قانون سلامتی نمیدونین چجوری زندگی منو خانوادمو عوض کرد استاد مادر همه دوره ها قانون سلامتیه استاد عزیزم من قبلا همش خسته بودم و حالو حوصله نوشتن نداشتم و دوره دوازده قدمو ثروت و عذت نفسو خریده بودیم ولی حوصله نوشتن نداشتم ولی بعد چهارده پانزده روز بعد قانون سلامتی من عوض شدم دارم مدام مینویسم مدام کارهای خونه رو انحام میدم استاد عزیزم من عملگرا شدم سریع هدف تعین میکنم سریع پا میشم و انحام میدم
من بشدت حواس پرتی داشتم و تمرکز نداشتم الان تمرکزم عالی شده استاد عزیزم معدم عالی شده
استاد هرروز دوست دارم کامنت بدم بابت همه دوره هاتون و تشکر کنم… عدت نفس که زندگیمو نجات داد و منه قربانیو کشید بالا و فایل حزن در قران که کلا روحمو شستشو داد و قلبمو باز کرد و قانون سلامتی که تا فردا بنویسم نمیتونم از همه فوائدش برای خودمو خانوادم بگم چقدرررر ما عالی شدیم استاد ممنونم ازتون استاد فقط خاستم ازتون بابت خوبی هاتون تشکر کنم خدا حفظتون کنه