آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2


در آگاهی های این فایل، استاد عباس منش از طریق توضیح آیات قرآن، این اصل مهم را به ما یادآور می شود که:

  • چرا ما فقط و فقط مسئول تغییر و بهبود زندگی خودمان هستیم؛
  • و چراحیاتی است که: ناتوانی خود در تغییر زندگی دیگران را بپذیریم؛
  • مفهوم جهل از دیدگاه خداوند چیست و چطور باید از جاهلان نباشیم؛

منطق های این فایل به ما کمک می کند تا:

  • مفهوم حقیقتی عدالت خداوند را درک کنیم و از دلسوزی بی جا، پرهیز کنیم؛
  • به این حد از درک قوانین برسیم که: تمام افراد به یک اندازه به جریان دائمی هدایت دسترسی دارند و به محض اینکه فردی آماده ی تغییر شود، فارغ از اینکه ما بخواهیم یا نخواهیم، آن فرد هدایت می شود؛
  • اما تا زمانی که فرد آماده تغییر نباشد، فارغ از اینکه ما چقدر تقلا می کنیم، آن فرد هیچ تغییری نمی کند اما به احتمال زیاد، ما از مسیر درست گمراه می شویم؛
  • ناتوانی خود در تغییر زندگی دیگران را بپذیریم ؛
  • انرژی و تمرکز سازنده خود را در تقلا برای تغییر زندگی دیگران، اتلاف نکنیم و با این کار، خود را از مسیر هدایت، خارج نکنیم؛
  • و در یک کلام، به قول قرآن از جاهلین نباشیم تا به آرامش درونی برسیم.

تمرین:

آگاهی های این فایل را با دقت گوش دهید، همانطور که خداوند از ما خواسته، در این آیات تعقل کنید و در پایان، در بخش نظرات این فایل مثالهایی از زندگی خود یا دیگرانی که می شناسید را در موارد زیر بنویسید:

الف) برای رسیدن به درک جامع از آگاهی های این فایل – به گونه ای که تبدیل به شخصیت ما شود – یکی از بهترین راه ها این است که:

واکنش های خودمان را در لحظاتی بیاد بیاوریم که خانواده، دوستان و افراد نزدیک به ما با نیت خوب و از صمیم قلب برای ما وقت و انرژی گذاشتند، سعی کردند راه درست را به ما نشان دهند، سعی کردند ما را از عواقب تصمیمات نامناسبی که در آن زمان گرفته بودیم، آگاه کنند. آنها به هر شیوه ای که می توانستند، تمام تلاش خود را کردند تا مانع ما برای ادامه آن مسیر شوند به گونه ای که حتی خودشان ضربه خورند، اما از آنجا که ما آماده ی دریافت آن آگاهی ها نبودیم، به قولی یک گوش ما در و یک گوش ما دروازه بود؛

با وجود هشدارهای آنها درباره عواقب آن انتخاب ها و تصمیمات نامناسب، ما همان مسیر را رفتیم و با همان عواقب نیز روبرو شدیم. تا اینکه مدت ها و حتی سالها بعد که بارها عواقب سنگین تصمیمات و انتخاب های نادرست خود را تجربه کردیم و مهم تر از همه آماده ی تغییر شدیم، تازه به یاد حرفها و نصیحت هایی افتادیم که والدین یا اطرافیان مان از روی دلسوزی و خیرخواهی نسبت به ما داشتند. در این لحظات تازه فهمیدیم که نصیحت‌های آن افراد در آن موقعیت ها، چه گنجی بود، چه ارزش بزرگی داشت، چقدر می‌توانست به ما کمک کند و چقدر می توانست مسیر را برای ما آسان کند. اما حقیقت این است که در آن زمان ما آماده ی دریافت و پذیرش آن نصیحت ها نبودیم.

این تجربه شخصی به خوبی نشان می دهد: ما زمانی واقعاً تغییر می‌کنیم که از درون آماده تغییر باشیم. بدون این آمادگی درونی، تلاش‌های دیگران -هرچقدر شدید – هرگز اثربخش نخواهد بود. همانطور که در گذشته، شخص من توصیه های مفید دیگران را ندیده و نشنیده گرفتم، الان نیز فردی که در حال تقلا برای تغییر زندگی اش هستم، جایگاه گذشته ی من را دارد. این فرد هنوز آماده دریافت نیست، نه می بیند و نه می شنود. پس هر تقلایی در این مسیر، بیهوده است.

این نوع مثالها را درباره خود بیاد بیاورید و در بخش نظرات این فایل بنویسید که:

آیا زمانی بوده که افرادی در زندگی شما، اعم از اعضای خانواده، دوستان یا آشنایان، سعی داشتند با نصیحت‌ها یا پیشنهادات مفید و سازنده به شما کمک کنند، اما شما در آن مقطع آمادگی شنیدن و عمل کردن به آنها را نداشتید. در نتیجه با وجود تقلاهای بسیار آنها برای گوش دادن به آن پیشنهاد سازنده، همچنان راه خود را رفتید و به بن بست رسیدید؟ 

آیا پس از گذشت مدت‌ها که به خاطر تغییر افکار و باورهایتان آماده تغییر شدید، بالاخره درستی توصیه‌های آنها را بیاد آورید؟

آیا از آن توصیه ها استفاده کردید؟ 

در بخش نظرات این فایل بنویسید چه زمانی و به چه شکل آن نصیحت‌ها بالاخره در زندگی‌تان اثر گذاشتند؟

این یادآوری از تجربه ای که خودمان مستقیماً درگیر آن بوده ایم، خیلی عمیق این اصل را به ما می فهماند که:

تا زمانی که فرد از درون آماده تغییر نباشد، فارغ از اینکه ما چقدر تقلا می کنیم، آن فرد هرگز نمی شوند و درک نمی کند اما به محض  اینکه فرد آماده تغییر می شود، حتی اگر ما نباشیم و چیزی نگوییم، آن فرد خودش به مسیر تصمیمات و انتخاب های درست هدایت می شود. بنابراین زمان، انرژی و دارایی خود را در مسیر تقلا برای تغییر دیگران، اتلاف نکنیم و به قول قرآن از جاهلین نباشیم. بلکه این انرژی سازنده را صرف بهبود زندگی خود کنیم.

ب) درسهایی که از آگاهی های این دو قسمت یاد گرفتید را ذکر کنید. این درسها منجر به اخذ چه تصمیماتی برای شما شد؟

منتظر خواندن تجربیات تأثیرگذارتان هستیم.


آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 1

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2
    305MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2
    44MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

436 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ساناز نوری زاده» در این صفحه: 1
  1. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1445 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز صد و نود و چهارم از فصل هفتم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت اینکه برای ناهار کباب کوبیده بسیار خوشمزه با دوغ و برای شام ماکارونی خوشمزه با نوشابه و سالاد خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم برم حموم که رفتم خدایا شکرت بابت نعمت حموم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم خواهرم نوشابه و پفک خرید خوردیم و لذت بردیم

    خدایا شکرت بابت اینکه دوستم سحر زنگ زد و گفت پودر زعفران هاتو فروختم پولت پیش منه و 20 بسته سفارش داد از 15 تومن بهش می‌فروختم با اعتماد به نفس گفتم 20 تومن میدم و اونم قبول کرد

    خدایا شکرت که گفتم زنداییم میاد خونمون و دیدیم که اومد من هر موقع میگم زنداییم میاد اتفاق میفته هر فرکانسی میفرستم دریافت میکنم

    خدایا شکرت بابت اینکه یه مشتری که ازم همیشه خرید میکنه 10 بسته زنگ زد و سفارش داد

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم زنداییم برامون شکر خریده بود

    خدایا شکرت بابت اینکه هم اکنون تو حیاطمون هستم و بابت هوای عالی و آسمون نارنجی رنگ و نردبانهای فلزی و چوبیمون و حیاط قشنگمون و گل های بسیار زیبامون و صندلی تو حیاطمون سپاسگزاری میکنم

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2

    استاد میگه بریم سراغ

    سوره بقره / 256

    هیچ اجباری در دین نیست و راه درست از راه انحراف روشن و مشخص است

    ما در مورد دین هم به زور میخوایم افراد رو مؤمن کنیم یا مسلمان یا مسیحی کنیم

    مثلا میخواستی وضو بگیری میگفتن الان گناه کردی میری جهنم و … باید اینجوری وضو کنی و ….اشتباه نکن گناه عظیم داره و….

    (من یادمه سنم کم بود رفتم مسجد نماز خوندم یه خانوم مسن گفت تو نماز رو اشتباه میخونی و اشتباه خم میشی اشتباه پنجه پاهاتو خم میکنی و ‌… یک احساس گناهی کردم اون موقع و همیشه میگفتم هر چقدر من نماز بخونم اشتباه میخونم و خدا قبول نمیکنه)

    در صورتیکه خدا گفته هیچ اجباری در دین نیست و هر کسی خودش میتونه انتخاب کنه راه درست رو یا راه غلط رو

    ما مسئول زندگی خودمونیم و اجازه بدیم دیگران هم مسئول زندگی خودشون باشن نخوایم مسئولیت اشتباه اون افراد رو بر عهده بگیریم حتی اگه فرزندمون باشه

    فرزندمون اگه اشتباهی میکنه خودش مسئول اشتباهشه

    من اگه هر بار به عنوان پدر یا مادر میام مسائل و اشتباه فرزندم رو حل میکنم یه فرزند بی مسئولیت بار میارم

    من میام به فرزندم میگم اشتباه هم کردی خودت مسئولشی من نمیام گندی که زدی رو به عهده بگیرم اینطوری فرزند خودش هر کاری که میکنه دو بار فکر میکنه چون خودش مسئوله نه پدرش نه مادرش

    اگه پدر یا مادری هستی که خیلی دوس داری به فرزندت کمک کنی و مسئولیت کار اشتباهش رو به عهده بگیری بدون که یه فرزند خیلی ضعیف داری بار میاری

    حتی اگه فرزندت اشتباه کرد رفت زندان تو نباید احساساتی بشی و دلسوزی کنی

    بذار بهت بگن که خیلی آدم بی معرفتی هستی که به فلان اعضای خونوادت یا دوستت کمک نکردی

    بذار بگن من نیازمند این نیستم که بقیه از من تعریف کنند

    من مسئول اشتباهات دیگران نیستم

    انعام / 164

    بگو آیا جز خدا را به پروردگاری بجویم در صورتی که خدا پروردگار همه موجودات است؟ و هیچ کس جز برای خود عمل نمی‌کند و هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان است و او شما را به آنچه که در آن اختلاف می‌کردید آگاه خواهد ساخت

    هیچ کسی بار گناه دیگری رو به دوش نمیکشه

    مثلا میگن اگه فرزندت اشتباه کرد خدا تو رو مؤاخذه میکنه دقیقا خداوند تو قرآن بارها و بارها برعکسشوگفته

    هر کسی مسئول اعمال خودشه

    مثلا یکی کار بزرگی کرده میگن خدا پدر مادرتو بیامرزه که این کار خوب رو کردی یا خدا پدر مادرتو لعنت کنه که این کار بد رو کردی فکر می‌کنند پدر مادرش آمرزیده میشه یا لعنت میشه ، نه ؛ پدر مادرش نتیجه اعمال خودشونو میگیرن

    من نمیدونم این دیدگاه از کجا اومده که طرف میره برای پدر مادرش نماز میخونه یا پول میده تا براش بخونن

    اینا کاملا بر تضاد قرآنه

    هر کسی نتیجه اعمال خودشو میگیره چه ربطی داره به پدر و مادرش

    اگه پدر مادر نماز نخونده روزه نگرفته یا نمازهای قضا داشته یا حج نرفته پس من برم به جاشون حج من نمازشون رو بخونم

    اینا باورهای واهی هستند که تو قرآن برعکسش اومده

    ما تو قرآن حضرت نوح رو داریم که به خدا میگه اهل بیت منو نجات بده خدا میگه این فرزندت اصلا اهل تو نیست

    هر کسی نتیجه اعمال خودش رو دریافت خواهد کرد نه نتیجه اعمال پدر و مادر و دوست و هرکس دیگه ای

    رعد/ 11

    خداوند سرنوشت قومی رو تغییر نمیده مگر اینکه خودشون تغییر کنند

    اگر یه فردی آماده باشه برای تغییر ، تغییر میکنه اگه نباشه تغییر نمیکنه

    یضل من یشا و یهدی من یشا در مورد کتاب قرآن میگه که این کتاب هم هدایت کنندست هم گمراه کننده

    ما با جهانی سر و کار داریم داره به افکار خودمون پاسخ میده اگر در مسیر درست قرار بگیریم هدایت میشیم به مسیر درست اگر در مسیر نادرست قرار بگیریم هدایت میشیم به مسیر نادرست

    آسان میشیم برای سختی ها

    یا

    آسان میشیم برای آسانی ها

    ما بی نهایت آزادیم برای انتخاب مسیر خداوند هیچ جبری(اجباری) در کار نذاشته خداوند هرگز دخالتی نمیکنه

    تو قرآن هر عذابی اومده خشک و تر باهم نسوختند یه سریا نجات یافتند یه سریا غرق شدند بر اساس اعمالشون

    قصص/56

    اینجوری نیست که تو هر جوری دوست داشته باشی بخوای هدایت‌ کنی بلکه خداوند هدایت میکنه کسی که در مشیتش (مدارش)باشه و خداوند آگاهه به هدایت شوندگان

    به پیامبر میگه اینجوری نیست که تو بخوای کسی رو هدایت کنی هر کسی که آماده باشه اون هدایت میشه

    خدا به پیامبر میگه تو بشارت دهنده هستی فقط همین

    اون که پیامبر بوده رسالتش این بوده که پیام رو برسونه ولی وظیفش نبوده کسی رو به زور تغییر بده

    پیامبر پیام خدا رو به مردم میرسونده اونایی که آماده بودند میشنیدن اونایی که آماده نبودن نمیشنیدن

    وظیفه پیامبر نیست که مردم رو تغییر بده

    این نگاه چقدر کمک کرده به من که کسی رو نخوام تغییر بدم

    هود / 118‌

    اگر پروردگار تو میخواست تمام مردم رو یک امت واحد قرار می‌داد

    قرار بر این بوده که افراد متفاوت باشند

    کهف/29

    بگو حق از سوی پروردگار شماست هر کسی که میخواد ایمان بیاورد هر کسی که میخواد کافر شود

    مسیر مشخصه حق گفته شده

    ما نمیتونیم افراد رو تغییر بدیم

    ما فقط خودمون رو میتونیم تغییر بدیم

    اسرا/15

    هر کس راه هدایت را برگزیند تنها به سوی خود هدایت یافته است

    هر کس گمراه شود به زیان خود گمراه شده است

    اگه به سمت هدایت بری به نفع خودته

    اگه گمراه بشی به ضرر خودته

    هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمیکشد

    فصلت / 46

    هرکس کار شایسته ای انجام دهد به نفع خودش است هر کس بدی کند به زیان خودش است و پروردگارت هرگز به بندگانش ستم نخواهد کرد

    نگفته هر کس کار خوبی کنه به نفع پدر مادرشه هر کسی کار بدی کنه به ضرر پدر مادرشه

    نه ؛ هرکسی هر کار خوب یا بدی کنه به نفع یا ضرر خودشه

    غاشیه /21و22

    تو فقط یادآور کننده ای تو هرگز بر اون ها تسلطی نداری

    تو فقط میتونی بهشون یاد آوری کنی اونا انسان اند و انتخاب با خودشونه

    یونس/99

    اگر پروردگارتو میخواست تمام کسانیکه روی زمین اند همشون ایمان می‌آوردند

    میگه آیا تو ای پیامبر میخوای همه ایمان بیاورند خب اگه می‌خواستیم خودمون این کارو میکردیم دیگه مگه کاری داشت

    این نگاه خیلی بهم کمک کرد که نخوام زندگی دیگرانو تغییر بدم من خیلی عرضه داشته باشم میام زندگی خودم رو تغییر میدم

    من اگه تمرکزم رو دیگران باشه صد درصد از مسیر درست دور میشم

    شوری/48

    اگر اعراض کردند روی برگرداندند ما تو رو ارسال نکردیم که از اونا محافظت کنی

    خدا میگه وظیفه تو جز ابلاغ پیام نیست

    تو فقط پیام رو میدی اینکه اونا گوش می‌کنند یا نمیکنند به تو هیچ ربطی نداره

    ما تو رو  وکیل و وصی اونا قرار ندادیم

    اون که پیامبر بوده رسول بوده خداوند گفته اینجوری باهاشون رفتار کن

    اونوقت ما میخوایم زندگی بقیه رو تغییر بدیم

    (تو بحث های عاطفی و مالی و دینی و …)

    نمل /80 و 81

    خدای رحمن می‌فرماید تو نمی‌توانی سخن خود را به گوش مردگان برسانی و ندای خود را به گوش کران

    یعنی کسی که مرده یا گوشش نمیشنوه هر چقدر هم فریاد بکشی تو نمیتونی حرفتو بهش بفهمونی

    ببین چه مثال قشنگی میزنه برای اینکه بفهمونه شما عاجز هستی از تغییر دیگران

    درادامه میگه و تو هدایت کننده کوران از گمراهیشان نیستی تو تنها سخن خود را میتوانی به گوش کسانی برسانی که به آیات ما ایمان دارند و در برابر حق تسلیمند

    چقدر این آیات آگاهی بخشند برای اینکه ما از مسیر خارج نشیم

    (چقدر نادان بودم و نادان عمل کردم و خواستم که دیگران رو تغییر بدم چقدر منطقیه این آیات قرآن چقدر قشنگ وقتی میشنوه میره میشینه توی قلبم سپاسگزارم استاد قشنگم شما چقدر خوبین)

    انعام /104

    هر کس ببیند به سود خود اوست هر کس نبیند به ضرر اوست و من نگهبان و محافظ شما نیستم (من مجبورتون نمیکنم)

    مدثر/54 تا 56

    چنین نیست که می‌پندارند این کتاب ذکری است که هرکسی بخواهد از آن پند می‌گیرد

    انعام /107

    اگر خدا میخواست هرگز مشرک نمیشدند و ما تو را محافظ اونا قرار ندادیم ما تو رو وکیل و وصی اونا قرار ندادیم

    نساء/80

    ما تو رو نفرستادیم که محافظ اونا باشی تو فقط داری پیام رو میدی

    اسراء/54

    و ما تو را وکیل اونا قرار ندادیم

    ما فقط توانایی تغییر زندگی خودمون رو داریم

    ما هیچ توانایی در تغییر دیگران نداریم

    #اگر که نتیجه ای هست تو زندگی من یعنی اینکه من دارم به این آگاهی ها عمل میکنم#

    سپاسگزارم بی نهایت از شما استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم سپاسگزارم

    حالا مثال بزنم از زندگی خودم و دیگران :

    _در مورد خونه رو تمیز کردن و لباسای خودم رو جمع کردن و مرتب کردن هی مامانم میگه بهم تمیز کن مرتب باش لباساتو جمع کن ولی من شلخته ام و اصلا نمیشنوم چی میگه و تا الانم نشنیدم و عمل نکردم

    _در مورد یه رابطه اشتباه موقع دبیرستان مامانم هی میگفت این اشتباهه و نکن و ادامه نده ولی من ادامه دادم و ضربه شو هم خوردم و اون شکست خیلی درس ها داد به من

    _در مورد گواهینامه گرفتن خواهرم همش حس دلسوزی دارم که هی میگم گواهینامتو بگیر ماشین برون من میرونم تو هم باید برونی که خواهرم نمیشنوه و انرژی من هدر میره

    _در مورد یکی از اعضای خانوادم که قبلا دلسوزی کردم و مسئولیتشو پذیرفتم و پول دادم بهش ولی دیگه پشت دستمو داغ کردم چون پولمو بهم نداد و من مسئول زندگیش نیستم حالا هم نیازمند پوله و ازم درخواست کرده چند باری گفتم به من هیچ ربطی نداره من مسئول تو نیستم

    _در مورد اینکه من تو گروه رقص عضو بودم و اولین عروسی که رفتم مقصر خودم بودم که پولم رو گذاشته بودم تو کیفم و کیفم رو گذاشته بودم تو اتاق پرو تالار بعد از اجرا رفتم دیدم پولم نیست با ناراحتی به مدیر برنامم گفتم که پولمو دزدیدن مدیر برنامم گفت اون پولی که ازت دزدیدن رو من نصفش رو بهت میدم نصفش رو بهت نمیدم تا مسئولیت پذیر باشی ، نمیدم تا یادت بمونه که دفعه بعد خوب از پولت مراقبت کنی و این رفتارشون رو من تحسین میکنم و از اونموقع من حواسم کاملا جمعه

    _مدیر برنامم بهم یه مسیر دوری رو گفت برو با ماشینت زهرا که عضو گروهه رو بیار منم رفتم آوردمش دفعه بعدی گفتم من مسئول زهرا نیستم خودش بیاد و دیگه هیچوقت نبردمش

    _دوستم رو هی میخوام تغییر بدم که سیگار نکش ولی اون سیگار میکشه

    _مامانم بهم میگه میری بیرون مواظب باش هر اتفاقی بیفته من مسئول نیستم به من ربطی نداره و این خیلی خوبه

    _دقت کردم هی در مورد اعتقادم و این قانون به اطرافیان میگم که کاملا اشتباهه و انرژی خودم هدر میره و از مسیر دور میشم

    _پدرم به امامان اعتقاد داره و باورهای محدود کننده مذهبی داره درسته خیلی کاریش ندارم ولی حرفش باشه میگم اعتقاد تو خرافاته و فلان و…. ولی اشتباهه هر کسی تو یه مسیریه

    _استاد رقصم همش این قانون رو به همه میگه و خیلی دوس داره همه رو بیاره این مسیر و این اشتباهه

    _منم وسوسه میشم میگم فلانی که این کارو میکنه شغل و تواناییش خوبه ولی درآمدش کمه برم بهش بگم بیا تو این مسیر تا درآمدت بیشتر بشه

    _به دوستم چند تا از فایل استاد عباسمنش رو فرستادم اصلا نشنید

    _چقدر خوبه که مسئولیت پذیر تو بعضی موارد بار اومدم من اگه ماشینمو بزنم جایی خودم مسئولشم پدرم درست نمیکنه پدرم مشکلات منو حل نمیکنه من خودمم که میرم درستش میکنم و این خیلی خوبه این منو قوی بار میاره

    من اگه جریمه بشم خودم پرداخت میکنم من اگه گندی بزنم خودم باید حلش کنم و این خیلی خوبه

    من اگه بدهکار شم خودم باید پرداخت کنم و این خیلی خوبه بدهکار هم شدم خودم پرداخت کردم

    _خیلیا به من میگفتند چند ساله که به آموزش رقص میری چرا آموزش نمیدی حتی مدیر برنامم مشتری آورد برام و عصبانی شد گفت چرا نباید آموزش بدی و من اصلا این حرف رو نمیشنیدم و عمل نمیکردم روی خودم که کار کردم توی مسیر درست قرار گرفتم خداوند خودش فرستاد مشتری که آموزش بدم و من آمادگی اینو داشتم که آموزش بدم و الان دو تا هنر جو دارم  تو خونه آموزش میدم یکی دیگه هم قراره بیاد خدارو شکر

    _یادمه سنم کم بود داماد داییم اومد خونمون و به مامانم گفت همسرم قهر کرده رفته خونه باباش فردا بیا بریم مارو آشتی بده با برادرت صحبت کن و مارو فرداش اومد برد خونه داییم رفتیم اونجا دعوا کردند خود پسره مامور آورد و ما به دردسر افتادیم ما رفته بودیم آشتی شون بدیم تغییرشون بدیم ولی بدتر شد

    _یادمه با خالم اینا قهر بودیم رفتیم خونه پسرش و گفتیم با خاله حرف بزن چرا اینجوری میکنه و چند تا دلیل و منطق آوردیم که تقصیر ما نیست ولی جواب عروس خالم عالی بود که گفت به من هیچ ربطی نداره

    _همکارم تو گروه رقص مشروب می‌خورد سیگار میکشید و زندگیشو دوس نداشت قهر می‌کرد با شوهرش من هی براش مشاوره میدادم که میخوای چیکار دوس پسر دیگه رو خیانت نکن به شوهرت برو سر خونه زندگیت و مشروب نخور ضرر داره و…. آخرش انرژی خودم هدر میرفت

    _من از کارم بیرون اومده بودم دوستم هم مدیر برناممون رو دعوت کرده بود به تولدش منم دعوت کرده بود و خواست که ما رو باهم روبرو کنه و میانجی گری کنه ولی من رفتم داخل و سلام دادم مدیر برناممون تا منو دید گفت اینجا جای من نیست و رفت و منم بهم ریختم و…. اون دوستم خواست تغییر بده ولی نشد چون هر کدوممون تو یه فضای فرکانسی متفاوتی بودیم

    _من باید یاد بگیرم که نظرمو اعتقادمو باورمو به دیگران تحمیل نکنم و نگم این راه درسته

    _دوستم هی به برادرش میگه برو کار کن ولی اون نمیشنوه تغییر هم نمیکنه حتی واسش خونه ساخته و ماشین هم خریده و خرجشم میده ولی انگار نه انگار حالا من میخوام دوستم رو تغییر بدم میگم برادرت تغییر نمیکنه تو هر چقدر که واسش بگی برو کار کن اون کار نمیکنه و تو هر چقدر بهش از لحاظ مالی حمایتش کنی ولی داری ضعیف بار میاری و نباید این کارو کنی

    دوستم به برادرش میگه برو کار کن و نمیتونه تغییرش بده منم به دوستم میگم که پول نده به برادرت حمایتش نکن تا مجبور بشه بره کار کنه و من نمیتونم دوستم رو تغییر بدم و دوستم کمک میکنه به برادرش

    پس من نباید چیزی بگم چون من عاجزم از تغییر دوستم

    دوستمم عاجزه از تغییر برادرش

    _مادرم انقدر زور میزنه فشار عصبی به خودش وارد میکنه هی به پدرم میگه تغییر کن اینکارو کن اونکارو کن پدرم اصلا تغییر نمیکنه و مادرم خودش از بین میره

    حتی شده روزی چندین بار میگه ولی پدرم نمیشنوه چون آمادگیشو نداره

    _من تو کارای خونه خیلی ضعیف بار اومدم و برای غذا و لباس و شستن و… کارای خونه مسئولیت خودمو گردن مادرم میندازم ومادرم انجام میده و این منو ضعیف میکنه

    پس من نمیتونم دیگران رو تغییر بدم

    دلسوزی و احساساتی شدن رو بذارم کنار که با قانون خداوند در تضاده

    اگه اون شخص خودش بخواد هدایت میشه

    خداوند از بی نهایت طریق داره همه ما رو هدایت میکنه من کی باشم که بخوام تغییر بدم کسی رو

    عموم چند ساله میخواد پسر عموم رو تغییر بده هی به خودش و پدرش میگه که این مسیر رو نره و فلان نکنه و…. ولی پسرعموم تغییر نمیکنه و عموهام حتی چندین بار سر این موضوع باهم قهر کردند

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: