آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2 - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

436 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1838 روز

    به نام خدای مهربون و قشنگم

    الهی هرچه که هست و نیست از آن توست برای بودنت تو کل لحظاتم برای تک تک نفسهام ک بهم میبخشی سپاسگزارم

    الان که دارم دقیق میشم میبینم که خدا از همون بچگی این ویژگی رو بهم داده که زیاد تو کارهای دور و اطرافم خانوادم دوستام ریز نشم و دخالت نکنم و همیشه هم برچسب تو چرا انقد بیخیالی بهم زده میشد الان میفهمم ک خدا از همون موقع با اینکه شرایط خیلی سختی داشتم هوامو داشته تا اینکه با خاست خودم هدایتم کرد ب اینجا و این آگاهی هااا و این همه دوست بی نظیر و استاد و مریم جونی که سعی میکنن انقد توحیدی عمل کنن خوب زندگی کنن و دنیارو جای بهتری برای زندگی کنن خدایا عاشقتممممم صدهزار مرتبه شکرت ک لیاقت بندگی کردن خودت رو بهم دادی تا بتونم فارغ از کل دنیا از زندگیم لذت ببرم الهی شکرت

    استاد در مورد اینک گفتین چ تجربه هایی از این آگاهی ها داریم میخام اتفاقی ک تقریبا یک هفته پیش برام افتاد رو بگم خدا به خاله من بعد 15 سال یه پسر فوق‌العاده خوشگل و سرزبون دار داده که هرکی میبینه عاشقش میشه زد و یهو مریض شد تب کرد خالم تا مرز سکته رفت همه لحظاتش و بخاطر بچش نابود کرد بی خابی کشید گریه کرد و کلا تو حال خراب موند نامزدم اومده بود اردبیل پیشم باهم میرفتیم دنبالشون میاوردیمشون خونمون و سعی میکردیم بهشون خوش بگذره وقتی میخاستیم ببریمشون خونشون بازم میخاست براش دارو بگیره چون شوهرش شیفت شب بود یهو ی اتفاقی نیفته انقد که اینطور حساسیت نشون داده بچه هم با بچگیش حالش خوبم باشه نقش بازی میکنه تا خالم بیشتر استرس بکشه منم با اینکه یه باورهای جدید جدا از باورهای مادرم و آدمایی ک دیدم تو خودم دارم میسازم ی لحظه برگشتم گفتم خاله خوب نیس انقد استرس میکشی بچس دگ الان چون بچس یکم مواظبت کن ازش ولی انقد خودتو اذیت نکن چیزی ک گف تقریبا جواب همه آدمایی هست که وابسته بچه هاشون هستن خدا یه عمری ب من بده ببینم بچت وقتی مریض شه چیکار میکنی ،بذار مادر شی میفهمی، هنوز مادر نشدی،آدم مار بشه ولی مادر نشه و مثال هایی از این دست درسته خیلی جواااااب داشتم برای گفتن ولی ترجیح دادم سکوت کنم و تمرکزم روی باورهای خودم باشه که دارم تقویتشون میکنم برای بچه دار شدنم که اولا اینو هرلحظه ب خودم یادآوری کنم اون بچه ای ک توسط من ب این دنیا میاد برای من نیس من تا ی سنی باید ازش مواظبت کنم و اون چیزهایی که یاد گرفتم و بهش یاد بدم اگر خاست قبول کنه و اگر نخاست مانعش نشم اجازه بدم اشتباه کنه و مسئولیت کل زندگیش رو برعهده بگیره نخام هلاکش شم و برای هرکاری ک میکنه استرس بکشم و هی پیگیرش باشم خب نمیتونم این چیزارو ب اونایی ک دوستشون دارم بگم من مسئول افکار و دیدگاه‌های دیگران نیسم ی چیز دیگه هم ک برام جالب بود این بود ک وقتی اتفاقی برای بچه میفته چرا خودشونو تنها میبینن مگ خدایی ک اون بچه رو داده شبا میخابه که تنهاش بذاره خدایا کمکم کن ک تو هر لحظه ب ظاهر سخت و استرس زا ایمانم رو فقط ب خودت حفظ کنم و تو همون لحظه ب جز خودت امیدم ب کسی نباشه الهی کمکم کن این چیزهایی ک بهشون فکر کردم وسعی کردم تو خودم تبدیل ب باور قدرتمند کننده کنم و استاد عزیزم در قالب این فایل زیبا بهم یادآوری کرد رو در حد حرف نذارم بمونه و وقتی بچه ای بهم هدیه دادی بتونم در عمل هم ب نحو احسنت انجامش بدم کمکم کن ک بتونم همینطور متعهد ب خودت بمونم و لحظات شیرینی ک بهم میدی و شیرین تر بچشم و کیف کنم

    الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم مرا ب راه راست ب راه کسانی ک ب آنها نعمت دادی هدایت کن الهی شکرت

    استاد قشنگم عاشقتونم

    مریم جونم عاشقتم

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    خدای مهربون و هدایتگرم بی نهایت عاشقتممممم

    الهی ‌ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا‌.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    توحید یعقوبی گفته:
    مدت عضویت: 925 روز

    به نام خدا

    سلام استاد من هم توی زندگیم همچین مسئله ای رو دارم که اون مسئله خواهرامه

    من با اینک قانون میدونستم که من باید صددرصد تمرکزم روی خودم باشه خیلی هم سعی میکردم گاهی وقتا خوب عمل میکردم گاهی وقتا هم احساساتی میشدم مسیر اشتباه میرفتم عصبانی میشدم

    بزارین داستان رو ازینجا شروع کنم من پسر بزرگ و اول خونوادم و دوتا خواهر کوچیک تراز خودم دارم

    خواهر بزرگترم رفت سراغ همین دوست پسر بازی با این با اون بودن و من خودمو مسئول این میدونستم که باید جلو شو بگیرم و نزارم مسیر اشتباه بره بارها باهاش صحبت کردم و گاهی هم خشونت به خرج میدادم و اعصاب خودمو داغون میکردم با تمرکز کردن بهش و احساسم بد میشد کل روزم خراب میشد

    هرکاری کردم نشد خواهرمو بهش بفهمونم مسیرش اشتباه و حتی به مرور زمان بدتر شد و حالا خواهر کوچیکمم همون مسیر اونو داره میره

    وقتی من به خودم گفتم اقا اصلا بیخیال من دیگ بهشون کاری ندارم میزارم خدا هدایت کنه که یه شب عموم امد خونمون مهمونی خواهرم خونه نیومد اونشب که به مادرم گفت پسرت چقدر بی غیرت که جلو خواهرشو نمیگیره زمانی این حرف رو زد عموم که من بیخیال شده بودم

    وقتی این حرفو از مادرم شنیدم بهم ریختم و باز با خودم صحبت کردم اروم شدم

    با این دوتا فایل دیگ واقعا ایمانم بهتر شد که اقا اصلا بیخیال همه خودتو با این قوانین زیبای خداوند هماهنگ کن روی تغییر خودت کار کن نیجه بگیری این زنجیری که به خودت وصل کردی رها کن تا به ارامش برسی این رابطه های دنیای رو فراموش کن تو تنها به دنیا امدی و تنها از دنیا میری سپاس گذار خداوندم که اگاهم کرد با کلام زیبای استاد ممنونتم استاد جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      محمد جواد اسدی گفته:
      مدت عضویت: 1114 روز

      به نام الله یکتا

      تحسینت میکنم بخاطر این تقوایی که داری و ممنون که این کامنت زیبا رو گذاشتی

      چقدر قشنگ نوشتی که:

      [ این رابطه های دنیایی رو فراموش کن تو تنها به دنیا امدی و تنها از دنیا میری ]

      دقیقا درست نوشتی و چقدر خوبه که منم بتونم بهش عمل کنم،ما چسبیدیم به خانوادمون و اموالمون، و دیگران مهمتر از خودمون شدن و همه کار می‌کنیم برای راضی کردن بقیه از زن و بچه گرفته تا پدر و مادر و همسایه و ….

      اگر درک کنیم که تنهائیم و هیچ شفاعت کننده ای نداریم و خودمون هم نمیتونیم شفاعت کننده ی کسی باشیم و فقط مسئول اعمال و رفتار خودمون هستیم آسان میشیم برای آسانی ها

      هر کسی در گرو اعمال خویش هست

      به خدا پناه میبرم و ازش میخواهم هدایتم کنه به راه مستقیم…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    Nafis گفته:
    مدت عضویت: 1315 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم به نام خدایی که انقدر مهربونه که حتی در تبعیت کردن از خودش ما رو مختار قرار داد. مسیر رو مشخص کرد راه راست رو از راه ناراست مشخص کرد و هر کسی رو در هر راهی که خواست بره هم آزاد گذاشت هم مدد کرد

    لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی

    در این دو فایل استاد بسیار عالی مسائلی را بیان کردند که در اثر دلسوزی امر به معروف نهی از منکر خیرخواهی یا هر چیز دیگری باهاش مواجه میشیم اگر که بخواهیم به زور انسان‌ها رو به راهی که فکر می‌کنیم درسته هدایت کنیم

    ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیرو ما به انفسهم سوره رعد آیه 11

    1 خودمون از مسیر خارج می‌شیم

    2 به علت تمرکز گذاشتن روی مشکلات مشکلات بیشتری رو به زندگی خودمون دعوت می‌کنیم

    3 مشرک میشیم چون فکر می‌کنیم دسترسی اون فرد به خدا کمتر از منه و من باید بیشتر تلاش کنم تا اونو به خدا نزدیک کنم

    و4 که من تازه دیروز بهش پی بردم اینه که رابطه خودمون با آن فرد را خراب می‌کنیم چطور ؟، با امر و نهی کردن زیاد ،با نقش تو نمیدونی من میدونم رو برای دیگران بازی کردن ،با بزرگتری کردن برای بقیه، با سرزنش کردن زیاد .

    پس اگه دوست داریم احترام خودمون حفظ بشه زندگی خودمون آروم و سامان بمونه اجازه بدیم به بقیه که خدا هدایتشون کنه اجازه بدیم تجربه کنند اجازه بدیم در میان تجربیاتشون رشد کنند اجازه بدیم مسئولیت کارهاشون رو بپذیرند اجازه بدیم خودشون درس بگیرن.

    احترام خودمون رو حفظ کنیم و تا وقتی از ما نخواستن مشاوره ندهیم احساساتی نشویم و آگاهی هامون رو در زندگی خودمون به کار ببندیم اگر اهل عمل هستیم .

    یه انسان با تجربه می‌گفت به بچه‌هاتون پول بدین اجازه بدین خرید کنن حساب کتاب کنند اگه تو بچگی 50 تومن پول کم بیاره یا گم کنه این باعث میشه تو مقیاس کوچیک اشتباه کنه و در نتیجه درس بگیره و توی بزرگی 50 میلیون گم نکنه یا کم نیاره

    خدایا من هر لحظه به هر خیری از تو برسه محتاجم خدایا به جز تو هیچ کسی را ندارم دست تو بالاترین دست‌هاست قدرت تو بالاترین قدرت‌هاست یا رب العالمین اهدنا الصراط المستقیم . هر لحظه ما رو تو مسیر درست تو مسیر آرامش تو مسیر خودت نگهدار کمکم کن که به تو بسپارم همه کارهام را

    ظرفم را برای بودن با خودت بزرگتر کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    یوسف علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1979 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش

    استاد جان در مورد این قسمت از این فایل باید بگم واقعا یه سری چیزها بازم‌واسم‌روشن شد،

    اول اینکه همونطور که خودتون هم گفتید در دین هیچ‌اجباری نیست، در مسیر درست رفتن هیچ اجباری نیست ولی تو ادیان ، امروزه میخوان همه رو به زور ببرن بهشت و‌از اسم دین و خدا و پیامبر دارن سو‌استفاده میکنن که اصلا درست نیست و‌هرکس حق انتخاب داره، بعدشم اون چیزی که کسانی که خودشون رو سران مذهبی مخصوصا کشور ما میدونن و‌میگن که یک درصد هم با گفته های خدا تو قرآن برابری نمیکنه و نباید این خزعبالت رو به خورد بقیه بدن ، و الان جهان داره به سمتی پیش میره که آگاهی ها بیشتر در دسترسه و همه میتونن بهتر مسیر رسیدن به خدا رو درک کنن حالا اونهایی که نمیخوان بیدار شن خودشون میدونن

    دوم‌اینکه هرکس مسئول اعمال خودشه هیچ کس رو در دنیای پس از مرگ بخاطر گناه یا مسیر اشتباه نزدیکانش یا اقوامش مواخذه نمیکنن ، پس این هم موردی بود که واسه خودم روشن و قسمت روشن ترش این بود که اگه پدر یا مادرت عبادت خدارو نکردن تو مسئول نیستی ؛ استاد جان این واقعا واسه من سوال بود چون بارها و بارها شنیده بودم که اگه پدر یا مادرت نماز نخونده دارن پسر بزرگتر باید نمازهای اون های رو بجا بیاره ، اون اوایل انقدر ناراحت میشدم و بدم میومد که باید این کارو بکنم و رفته رفته این باور کمرنگ شد و الان شما جواب سوال منو دادید و خداروشکر از فکر این سوال البته که سالهاست بهش فکر نمیکنم ولی شما جوابشو بهم دادید؛

    سوم اینکه اگه فرزندی کار بدی کرد مسیر اشتباهی رفت خدا به پدر و مادرش لعنت نمیفرسته یا برعکسش اگه کسی کار خوبی انجام داد کمکی انجام داد خدا بیامرز واسه پدر و مادر تاثیری نداره و هرکسی نتیجه اعمال خودشو میگیره

    چهارم اینکه حتی خود خدا هم برای تغییر بنده هاش دخالت نمیکنه و وارد عمل نمیشه ، اگه کسی آماده باشه در مسیر هدایت قرار میگیره، به زور چیزی رو به کسی تفهیم‌نمیکنه ، و‌اصلا نیازی نیست ما بخوایم بفهمیم خدا چطور میخواد مارو تو مسیر قراربده یا چطور کارمون رو راه بندازه یا بهمون نعمت و ثروت بده، به موقعش بهمون گفته میشه

    در واقع خدا به پیامبر هم این وظیفه رو محول نکرده که برو مردم رو‌به مسیر درست هدایت کن پیامبر کارش ابلاغ پیام‌بوده و همین و بس حتی اونجایی که از روی احساس کاری کرده یا درخواستی داشته خدا صراحتا گفته جاهل نباش

    پنجم اینکه هرکسی کار خوبی کنه خیرش به خودش میرسه هرکس کار بدی کنه شرش به خودش میرسه و نگران چیزی نباشیم

    استاد جان کاش تو دوران مدرسه تو دانشگاه به جای مسائل انحرافی و حاشیه از این صحبت ها میشد از این آگاهی ها بهمون میگفتن ولی بازم خدارشکر حداقل خودمو میگم تو مسیر شنیدن و انشالله در‌مسیر عمل کردن به این آگاهی ها قرار گرفتم و تا جایی که بتونم سعی میکنم بر طبق قانون تکامل این موارد رو رعایت کنم

    خیلی دوستون دارم و‌دوست دارم بیام امریکا از نزدیک‌ببینمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    مهندس مافی گفته:
    مدت عضویت: 590 روز

    سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز

    وای خدای من چقدر آسوده شدم که با بقیه بحث نکنم و به بقیه برای متقاعد کردن آنها تلاش نمی کنم بسیار راحت شدم فقط بسیار فوکوس کردم روی خودم و تغییر باورهای خودم . من در محیط کار اوایل که کربوهیدرات را ترک کردم برای بقیه افراد توضیح میدادم و منو تمسخر می کردن الان حدود یکساله که اندام بسیار ایده آل دارم و 13 کیلو کم کردم همین افراد اومدن می‌گویند چه کاری کردم که خوش هیکل شدم و همان آموزه های استاد که میگه خداوند با صابران هست باید صبر کنیم تا نتیجه بگیریم و دیگران نتایج ما را ببینن. از خداوند بسیار شاکرم که با استاد عزیزم آشنا شدم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    محسن همت جو گفته:
    مدت عضویت: 713 روز

    سلام خدمت استادعزیزوخانم شایسته وشمادوستان عزیزمن چی بگم ازدلسوزی هام برای خانواده ازبچه گی کارکردیم خانواده به مشکل خوردمشکل که میگم درحدجام جهانی ماهم هرکاری ازدستمون براومد کردیم ازخودم گذشتم ازخودم زدم به خانوادع کمک کنم آبروشون حفظ بشه مریضی پدربرادرازدست دادنه خونه واساسه خونه و….القصه اودیم باپول خودمون عروسی کردیم توازدواجمونم ازماتوقع بالا که ال کن بل کن حتی جونمونم 2بارازدست داده بودیم توکاراما خدانخواست دوبازه ماروبرگردونددمش گرم واقعا کارش درسته خدااحدوواحده یه دونه باشه که هست منو زنده نگه داشت بگه عزیزه من این راه که میروی به ترکستان است که البته من خودم ترکم بعدبااستادعزیز آشنام کرد که بگه به من هوای خودتوبیشترداشته باش عزیزم توانسانی فرشته نجات که نیستی واس خودت ارزش قائل باش خودتو نکش هرکی هرجوردوست داره بره حالشوببره توهم باخودت حالشوببر هیچی دیگه ماموندیم باخدای مشتی وکاردرست که گفتیم اقا خره ماازکره گی دم نداشت ما دیگه اون چیزی که اون کاری که دوست داریم انجام میدیم به هیچ بنی بشری ربطی ندارد نه کسی رونصبحت میکنیم نه نقش ناجی روبازی میکنیم که اخربشیم ادم بده بااون همه زحمت ودلسوزی کردن .خدایاشکرت که خواستیم وتو ماروهدایت کردی به راه راست به راه کسانی که به آنهانعمت دادی سلامتی دادی ثروت بینهایت دادی شادی دادی آرامش دادی ایمان دادی توکل دادی هرچیز خوب که فکرشوکنیم دادی بابا توکارت خیلی درسته فرمانده،پادشاه،سرپرست ،صاحب،مالک،قدرتمند،ثروتمند،سخاوتمند،دانابه همه امور،دانش بینهایت،همه چی تمام مخلصتم ،چاکرتم،نوکرتم،مهربانترازپدرمادرکه مراازهیچ به وجوداوردی به همه چی رسوندی میگم دوست دارم عاشقتم بهتریناروواسه هممون منظورم بتدهات رقم بزن چون توخیلیییییییییییییی………..کارت درسته عاشقه همتونم بچه های عزیردرپناه خدای بزرگگگگگگگگگگ وقدرتمندباشیم یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    فاطمه فخاری گفته:
    مدت عضویت: 1361 روز

    راستش اومدم توی سایت تا بعد از چندوقت سریال سفربه دورامریکا ببینم ولی دیدم این فایل روی سایت اومده. هرچند که چندروز پیش دیده بودم که قسمت یکمش هم روی سایت هست ولی توجهی نکردم ولی بخاطر مسئله ای که در ادامه تعریف میکنم، حس کردم به شنیدن این اگاهی ها نیاز دارم.

    ماجرا از این قراره که خواهر من با اینکه یه شهر دیگه ست ولی دائم ذهن و افکارش داره اینجا و ادمهای این شهر میگرده. دائم توی گذشته غلت میزنه و این یکی دوهفته اخیر دائم به من زنگ میزنه و درد و دلهای به شددددددت تکراری میکنه. گله و شکایت هاش از پدرم، از همسرِ پدرم، از اعتماد بنفس پایینش، از زمین و اسمون و خلاصه..

    با اینکه درحال حاضر من کسی هستم که دارم با پدرم و خانمش زندگی میکنم ولی اون با اینکه از اینجا دوره، بیشتر از من توی این خونه و کنار این ادمها حضور داره. هرموقع زنگ میزنه اونقدر عصبی میشم ازش که حد نداره و دلم میخواد تلفن رو روش قطع کنم یا کلا جواب ندم

    هعی زنگ میزنه و سر موضوع های تکراری ازم مشورت میگیره و من سعی میکنم بهش مشورت بدم. یه سری چیزهارو میگه اره حق باتوعه ولی سر یه چیزا که کم هم هستن، مخالفت میکنه با نظرم ولی بحث سر اون حرفایی از من هست که تاییدشون میکنه ولی دقیقااااا بعد از قطع کردن تلفن، باز میره و کار خودشو میکنه

    چندبار طوری که ناراحت نشه گفتم که دائم داری چیزهای تکراری رو بیان میکنی و اینقد برای من تعریف نکن و تو که کار خودتو میکنی

    ولی…

    خلاصه هر موقع بعد از قطع کردن تلفن از تماس بعدیش میترسم چون احساس خستگی میکنم از دستش

    چقدر احساس ضعف کردم که نمیتونم تلفنهاشو جواب ندم. چقدر احساس ضعف کردم از اینکه حرفاش برام مهمه و نکنه فکر کنه چقدر بیمعرفتم؛ چقدر خواهر بدیم. چقدر ضعیفم از اینکه میترسم اگر من هم نباشم که ب حرفاش گوش بدم، اون احساس تنهایی بکنه. و با تمااااام وجود دلم میخواد که بهش کمک کنم. البته این خواستن بیش از حدم بیشتر برای خواهرزادمه

    خواهرزادم 4 ماهشه و من به شدت عاشقشم و از دست خواهرم به شدت عصبانی میشم وقتی قبل از حاملگیش بهش گفتم اول خودتو درمان کن و تروما هاتو رفع کن و بعد بچه بیار. و الان به شددددددددددددت میترسم از اسیبهایی که ممکنه به بچه ش بزنه. دیشب نشستمو کلی گریه کردم برای ترس از اینکه چقدر بچه خواهرم ممکنه بخاطر این جهل و سهل انگاری خواهرم از اینکه روی خودش کار کنه، اسیب ببینه و بارها و بارها از خدا خواستم که از خواهرزادم مراقبت کنه. سعی کردم توی ذهنم بارها مرور کنم که خدا حافظ اون بچه خواهد بود ولی بازهم نجواها میومدن که..

    دلم میخواست به خواهرم بگم با این سهل انگاری و نشخوارهای ذهنی زیادت داری به این بچه اسیب میزنی ولی گفتم اینطوری احساس گناه میگیره و خودمو کنترل کردم

    ولی حالا با شنیدن این اگاهی ها احساس یه مقدار بهتری دارم. هرچند که هنوزم از خواهرم احساس عصبانیتم میکنم که اینقدر هعی زنگ میزنه و هعی یه مسئله شو بارها و بارها تکرار میکنه و ازم میپرسه که چیکار کنمو بعد وقتی بهش میگم، باز میره کار خودشو میکنه

    شاید یهویی توانایی اینو کسب نکردم که کلا به تماسهاش جواب ندم ولی به خودم یه قول دادم: اینکه اگر زنگ زد، حتیییی یک کلمه هم بهش نگم که چیکار کنه و چیکار نکنه. دلسوزی نکنمو از سر دلسوزی بخوام بهش راه و چاه بدمو اینطوری انرژی خودمو هدر بدم. فعلن فقط به عنوانیک شنونده ب حرفاش گوش بدم و سعی کنم از حرفاش چیزی یاد بگیرمو اون نصیحت هایی که میخوام توی گوشِ اون بخونمو با خودم توی ذهنم مرور کنمو سعی کنم توی عمل اجرایی شون کنم

    راستش این مسئله که گفتید بزارید بچه هاتون مسئولیت خطاهاشون رو به عهده بگیرن و هرگز بهشون کمک نکنید چون اینطوری دارید بهشون لطف میکنید و یه ادم مسئولیت پذیر بار میارینشون؛ احساس بهتری بهم دست داد نسبت به اینکه من نمیتونم از خواهر زادم محافظت کنمو خوده خواهرزادم مسئول زندگی خودشه

    یاد گرفتم حتی خواهرمم نمیتونه ازش مراقبت کنه اگر خوده بچه نخواد

    و واقعاااااا برام پذیرش این مسئله سخته که قراره ” هیچ کمکی” نکنم و بعد برچسبهایی از جمله: بیمعرفت، نامرد، و.. رو بشنوم..!

    ولی میدونم که باید بیشتر راجه بهش فکر کنم چون من یک فاطمه ی قوی میخوام!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      محمد جواد اسدی گفته:
      مدت عضویت: 1114 روز

      به نام الله یکتا

      سوره معارج

      11

      یُبَصَّرُونَهُمْ ۚ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذَابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ ﴿١١﴾

      آنان را نشانشان می دهند و گنهکار آرزو می کند که ای کاش می توانست فرزندانش را در برابر عذاب آن روز فدیه و عوض دهد! (11)

      12

      وَصَاحِبَتِهِ وَأَخِیهِ ﴿١٢﴾

      و نیز همسر و برادرش را (12)

      13

      وَفَصِیلَتِهِ الَّتِی تُؤْوِیهِ ﴿١٣﴾

      و قبیله و قومش را که [در دنیا] به او پناه می دادند، (13)

      14

      وَمَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا ثُمَّ یُنْجِیهِ ﴿١4﴾

      و نیز همه کسانی را که در روی زمین اند تا [این فدیه و عوض] او را [از عذاب آن روز] نجات دهد! (14)

      15

      کَلَّا ۖ إِنَّهَا لَظَىٰ ﴿١5﴾

      این چنین نیست همانا آتش زبانه می کشد، (15)

      16

      نَزَّاعَهً لِلشَّوَىٰ ﴿١6﴾

      در حالی که دست و پا و پوست سر را بر می کند!! (16)

      17

      تَدْعُو مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّىٰ ﴿١٧﴾

      هر که را به حق پشت کرده واز دعوت حق روی گردانده، می طلبد، (17)

      وقتی این آیه ها رو میخونم نفسم بند میاد و بیشتر درک میکنم که من چقدر تنهام و هیچ شفاعت کننده ای ندارم

      منی که در این دنیا حاضرم جون خودم رو برای دختر 5 ساله ام بدم چی میشه و چه عذابی هست که در آخرت حاضر میشم اون رو به آتش بدم تا منو از عذاب رها کنن!!؟؟؟

      واقعا از خداوند میخوام که منو به راه راست هدایت کنه و منو ببخشه و کمکم کنه بتونم درک کنم که من هیچ تاثیری در زندگی هیچ کس حتی خانواده ام ندارم و کمکم کنه بتونم توحیدی عمل کنم و مشرک نباشم و بندگی کنم و تسلیم باشم و از شکرگذاران باشم

      اینا رو برای خودم نوشتم و ممنونم بابت کامنت زیبایی که نوشتی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    روح اله عبداللهی گفته:
    مدت عضویت: 4229 روز

    سلام استاد عزیزم لباسی که پوشیدید با این رنگ بندی زیبا و خطوطش من را یاد لباس‌های بومی و محلی می‌اندازد نمی‌دانم در لباس‌های چه قومی این نوع رنگ بندی زیبا را دیده‌ام اما لحظه اولی که لباس شما را دیدم احساس کردم که این یک لباس بومی است و حس صمیمی‌تر و دوستانه‌ای‌تری هم دارد. حالت رنگ بندی زیبای طبیعت را هم دارد که احتمالاً بومی‌ها هم رنگ بندی لباسشان را از طبیعت برمی‌دارند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1158 روز

    به نام خدای مهربان و بخشنده ام که هر روز از در فضل و مهربانیش از خزانه ثروت الهیش برمن و زندگی و کسب و کارم پول و ثروت و شادی و عشق سرازیر می‌کند الهی شکرت سپاسگزارتم

    سلام به استاد عشق و صفا و مهربانی و شادی و ثروت

    سلام به مریم جانم که با هنر زیبای دستش این زیباییها رو این گنج طلای ناب رو برای ما به اشتراک میذاره تا ما هم مثل خودش لذت ببریم و ذهن رو عادت بدیم الهی شکرت

    سلام به دوستان هممدارم که بهترینن و خدا رو بابتتون شکر مبکنم

    این روز شمار تحول زندگی واقعا متحول می‌کند هم خوده انسان رو هم اتفاقات وشرایط رو

    وقتی آرام آرام متحول میشیم تغییر میکنیم آرام میشویم کم کم افکار و باورها و رفتار و شخصیت تغییر می‌کند

    خدا رو می‌شناسیم ایمان و اعتماد بهش میکنیم

    و زندگی هر روز روان‌تر و روان‌تر می‌شود

    و اگر این مسیر زیبا رو ادامه بدیم در مومنتوم مثبت قرار میگیریم و نتایج بوم بوم بوم از راه می‌رسند و معجزه پشته معجزه رخ می‌دهد

    چون در مدارشون قرار میگیریم و خودمون رو لایق میدونیم

    دنبال کردن و کامنت خوندن و نوشتن این روز شمار باعث میشه ببینیم در چه زمینه ای بهبود پیدا کردیم کجاها ایراد هنوز به کمی هست

    خودمون رو بهتر می‌شناسیم

    از دوستان ایده میگیریم و خیلی خیلی کمک مکند

    و تاثیر مثبتی در زندگی دارد

    خدابا من لایق هم صحبتی با تو رو دارم

    خدایا کمک و هدایتم کن تا بتونم هر روز بهتر از روز دیگه بشم و هر روز سعی کنم یه قدم به سوی تو بردارم و به منبع وصل بشم

    بی نهایت ممنون و سپاسگزارم از همه عزیزانی که کامنته منو میخونن

    دوستتون دارم عزیرانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    محمدرضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1523 روز

    بنام خداوند هدایتگرم

    سلام به استاد و مریم عزیز و تمام بنده های خوب خدا

    نمیدونم وقتی ک این کامنت مطالعه میکنی آیا نکته و قانونش گرفتی یا هنوز نتونستی درکش کنی ،من برای خودم مکتوب میکنم تا باز فراموش نکنم و از مسیر خارج نشم ک من توانایی تغییر هیچ کس جز خودم ندارم حتی همسرم

    همیشه برای خودم این مثال میزنم ک اگر نزدیک عزیزترین فرد زندگیت باشی و اون خودش تصمیم بگیره نفس نکشه به هر طریقی یا فرصت زندگی ک خداوند به اون داده تمام بشه آیا من توانایی جلوگیری ازش یا تغییر ش دارم؟؟

    در تمام موارد دیگه از جمله اینکه دیگری همسر، فرزند، پدر و مادر و… نگرانن، ناراحتن ،خوشحالن ،شادن ،سلامت هستن یا نیستن، من هیچ کاری نمیتونم براشون انجام بدم فقط و فقط من میتونم با رفتارم، با نتایج کاری ک دوست دارم و میدونم درسته میتونم انجام بدم

    چون من از خانواده ام دورم برای من این موضوع راحتر قابل درکه ک اگر من در اوج ناراحتی باشم، همزمان خانواده ام یا حتی همسرم ک جایی دیگه هست اون تو حالت دیگه باشه چ ناراحتی چ خوشحالی تا خودم نخواهم هیچ کمک یا ضربه به من نمیزنه مگر اینکه من انتخاب کنم ک ذهنم بزارم روی خوشحالی یا غم اونها

    بهایی ک من برای نجات دادن و تغییر زندگی عزیزانم دادم بهاش 5 سال عمرم با چندین میلیارد تومن و از دست رفتن کلی از دارایی هام بود ک هیچ کدوم با ارزش تر از عمر و انرژی نیست برام

    وقتی قسمت ١و٢ گوش میکردم فقط داشتم به این فکر میکردم از حرف های استاد و نحوه ی کار کرد استاد چطور الگو برداری کنم ک در کارم ک مشاوره هست بتونم ثروت بیشتری خلق کنم، انسان های لایق بیشتری ملاقات کنم و مثل استاد اونهایی ک ارزش صحبت های منو درک می‌کنند به سویم هدایت بشن ؟؟سهم من چیه؟؟

    من چه قدم هایی برای سمت خودم باید بردارم

    با دوستی تلفنی داشتم صحبت می‌کردم به همین نکته اشاره کردم ک من نمیتونم همه نجات بدم و الان تصمیم گرفتم روی پاشنه آشیل ک احساس لیاقت و ارزشمندی خودم و مشاوره هام هست بیشتر کار کنم و برای کسی حرف بزنم ک حاضر باشه بهاش اول پرداخت کنه، چند مدته مدام دارم روی این موضوع کار میکنم و از خدا هدایت میخام

    الان شروع کردم از قدم اول دوباره چکاپ فرکانسی نوشتن و گوش کردن دوباره فایل ها و نشانه های خوبی ک دارم بیشتر میبینم و البته بارها قبلا دیدم بهم امید میده ک ادامه بدم

    خوبی این سایت برای من اینکه ک بدون اینکه فکر قصاوت دیگران باشم میام مینویسم و کامنت های دیگران میخونم و الگو میگیرم

    وقتی با خدا صحبت میکنم وقتی میدونم منو قضاوت نمیکنه منو سرزنش نمیکنه همیشه پشتمه ،همیشه اون دستمو گرفته احساس فوق العاده ای دارم ک از بودن تو این مسیر و سایت بهش رسیدم

    و بابتش خدارو هزار بار شکر میکنم.

    در پناه الله یکتا، سالم، سلامت، ثروتمند و غرق آرامش و نعمت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: