آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2 - صفحه 28


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2
    305MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2
    44MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

436 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ,پروانه و سهیل گفته:
    مدت عضویت: 503 روز

    سلام استاااد عزیزم

    این سومین کامنتیه ک اینجا می‌نویسم استاد قبلا هم گفتم ک ب شدت خوشحااالم حالم خیلی خوبه تو این سه روزی ک تمرکزم روی این فایل و کامنت هاس خیلی آرومم انگار بزرگترییین باگ خودم رو پیدا کردم اصلی ترین پاشنه اشیلم هر چقدر ک دارم بیشتر این دوتا فیل رو گوش میدم و کامنتاشو میخونم بیشتر ذهنم باز میشه الگو های خیلی واضحی رو میبینم اونم فقط تو خانواده خودم ن بقیه خدایا امشب طبق هر شب رفتم تو حیاط روی مبل دراز کشیدم و داشتم کامنت این فایل رو میخوندم هر چقدر میخونم اشتیاقم بیشتر میشه مرسی از دوستای گلم چقدر واضح و شفاف می‌نویسم حس میکنم کامنت نوشتن هم تکامل میخاد ک باید طی بشه این بار میخام آروم و آسوده خاطر کامنت بنویسم عجله نکنم چون هیچ عجله ای نیست

    استاد ی الگوی واضح دارم تو زندگیم مامانم زنی ک بخاطر بچه هاشم کلییی فداکاری کرده و می‌کنه همیشههه پیش از حد نگرانه دلسوزه و متاسفانه چقدر رفتارها و نگرانی‌هاش ب منم سرایت کرد چقدر قانع بود و هست و همیشه برامون جای بابامم پدری می‌کنه و پدری ک بی مسئولیت بار اومده بود و الآنم ک مادرم این خصلتش رو گسترش داده مامانم از زیبایی کدبانویی هیچی کم نداره تو کل فامیل زبون زده امااااااا بابام اینو نفهمیده و نمی‌فهمم

    اینارو گفتم تا برسم ب اصل مطلب زن عموم دقیقااااا بر عکس مامانمه اصلا نمیخاد جای شوهرش باشه براش نگرانی نمیکنه جای بچه هاش کاری نمیکنه ارزش خودشو می‌دونه و دقیقااااا هم عموم و هم بچه هاش خیلی بهش احترام میزارن و من همیشه برام سوال بود ک ماهایی ک آنقدر خوب داریم باهمسرمون کنار میایم چ من چ مامانم پس چرا ما آنقدر عزیز نیستیم این سوال همیشه همراهم بود تا امروز عصر ک یهو ی جرقه ای تو ذهنم روشن شد بخاطر اینکه اون مسئولیت شوهرشو ب عهده نگرفته ن کاراشو ن رفتاراشو حد و مرز قائله برای بچه هاشم همینطور سعی نداره دلسوزی بیجا کنه زندگی بچه هاشو یا شوهرشو تغییر بده

    در واقع میخام بگم که زن عموم زنونگی می‌کنه و عموم مردونگی اییین درسته زن عموم اجازه داده ک عموم نگران حساب کتابش باشه بفکر باشه براش مهم باشه و زن عموم زنونگی می‌کنه فقط ب فکر خودش و زندگی خودشه

    چیزی ک من و مامانم برعکسشو انجام میدیم این نگاه ک باید زندگی بقیه رو نجات بدم و تغییر بدم تا حدی در من شکوفا بود ک توقع بیجا داشتم کلی باور محدود ک باید بقیه زندگیمو تغییر بدن ک بقیه خوشحالم کنند بقیه چیزی ک دلم میخاد و فراهم کنند و همیشه منتظر ی همچین چیزایی از جانب بقیه بودم و آنقدر ب همسرم سخت گرفتم ک متاسفانه نزاشتم مردونگی کنه نزاشتم مسئولیتش با خودش باشه و من دخالتی نکنم نزاشتم ک اون سمت خودش رو انجام بده من سمت خودم و آلان میفهمم ک دلیل نابودیه زندگیم چیه بازم خداروشکر هنوز اول راهیم درسته که دوماه دیگه2سال از زندگی مشترک مون میگذره ک بخاطر این نگاهم خیلی بد گذشت اما خداروشاکرم که بهم لطف داشت ومنو به سمت بهترینها هدایت کرد

    استاد ممنون که آنقدر واضح همچیو میگی. ممنونم که هر روز کمک میکنید ما بهتر خودمونو بشناسیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    ,پروانه و سهیل گفته:
    مدت عضویت: 503 روز

    سلاااام استاد عزیزم

    سلاااام بانو شایسته عزیز

    سلاام ب گروه تحقیقاتی عباس منش

    استاااد جا داره ک بسیار بسیار سپاسگزارتون باشم بابت این همه آگاهی این فایل های ارزشمند ک بصورت هدیه برای ما میگیرید

    استاااد واقعانم ب قول شما وقتی در مدارش نباشیم اصن نمی فهمیمش مثل همین فایل ارزشمند ک هر دو قسمت رو دانلود کرده بودم و گوش داده بودم اما اصلا نمی فهمیدمش درکی نداشتم تا اینکه تکاملم طی شد و الان بعد 11ماه عضویت در سایت و طی کردن تکاملم الان فهمیدمش وااای خدای من چقدررررر این موضوع اصل زندگیه من بود و نمی دونستمش چقدررررر با این باور و نگاه ک من باید از بقیه مواظبت کنم و حامیه بقیه باشم منو نااابو. کرده من 22سالمه 5تا خاهریم و ی برادر و از اونجایی ک من دختر بزرگ خانوادم و برادر بزرگتری ندارم همیشههههه این نگاه رو داشتم ک من باید از خانواده مواظبت کنم هواسم ب پدر مادر و خواهرام باشه و من خودمو نابود کردم من از زمانی ک یادمه از همون بچگی این نگاه رو داشتم و نابود شد زندگیم خیییلی واضح امروز این الگو رو در زندگیم دیدم و حتی این نگاه رو نصبت ب همسرم داشتم با اینکه اون 4سال ازم بزرگتره و من این نگاه رو همه جا داشتم نصبت ب همه هیچ فرقیم نمی‌کرد آشنا یا غریبه استاااد بعله این همه مدت الان ک این حقیقت رو فهمیدم خیییلی خوشحالم خیییلی اصن انگار رو ابرام انگار ی بار بزرگ از رو دوشم برداشته شد خدایا شکرت

    استاد این الگو ک راجبه پدر مادر گفتید هم من دیدم پدر من آدمیه ک از همون بچگی گندایی ک میزد مامانش برادراش خاهراش و پدرشون جمع میکردن تاااا همین الان ک 60سالشونه ایشون فقط گند میزنن و ما جمع می‌کنیم و متاسفانه من خودم رو مسئول میدونستم ک بهشون کمک کنم اما از امروز ب خودم تعهد میدم ک هییییچ گونه دخالتی در زندگی کسی نکنم هیچ انرژی ای برای کسی هدر ندم جز خودم فقط و فقط انرژیم رو وقتم رو روی خودم هدر بدم خدایاشکرت بابت این همه درک و فهم خدایاشکرت ک هر روز دارم بهتر و بهتر میشم نصبت ب قبل خدایا شکرت ک از وقتی وارد سایت شدم بیشتر و بیشتر خودم رو میشناسم زندگیم رو هدفام رو

    استاااااااااد ممنونم شما بی نظیرید خداروشکر ک من رو ب سمت سایت ارزشمند شما هدایت کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    اکرم گلرخ گفته:
    مدت عضویت: 776 روز

    سلام استاد عزیزم ومریم جون خوش قلبم

    روزتون بخیر و شادی باشه وسایه آگاهی های نابتون بالا سر همه ما.در مورد این صحبت شما که میفرمایید خشک وتر با هم نمی سوزند واین نشانه عدالت خداونده بگم که :

    من دانشجوی شهر کرمان بودم ویه هم خوابگاهی داشتم که بچه شهر بم بود.بعد از زلزله بم که خیلی هم خرابی داشت این دوست من همه خانوادش رو تو زلزله از دست داد.خیلی حالش خراب بود یادم میاد اون روزها میرفتم سالن تلوزیون خوابگاه تا اخبارو ببینم چی میگن با اینکه اصلا اهل اخبار نبودم ولی به خاطر شرایط موجود کنجکاو شنیدن اخبار در مورد شهر بم بودم .

    دقیقا یادمه که یکی از روحانیون معروف کشور میگفت تو برنامه تلوزیون که :این زلزله بلای آسمانیه به خاطر گناهان ماست خداداره خشمش رو نشون میده ووقتی هم که بلا بیاد خشک وتر باهم میسوزن .برام سوال بود چه طور میشه که خداوند همه رو باهم عذاب میکنه پس مهربونیه خدا چی میشه.وبا خودم فکر میکردم که چقدر مردم بم گناهکار وبد بودن که خداوند عذابشون کرده وبه جای اینکه با مریم دوستم هم دردی کنم محبت کنم نگاهم در مورد خانوادش نگاه زیبایی نبودوحتی در موردخودش .حالا سالهای ساله که گذشته ومنم از دوستم مریم خبری ندارم که چطور با این درد کنار اومد..یه عمره بااین حرفای اشتباه زندگی کردم هر حرفی رو شنیدم وپذیرفتم واگر طرف مقابل مذهبی تر بوده بیشتر قبولش داشتم.وحالا خداوند به من لطف ویژه داشته که با سایت شما آشناشدم وباهاش زندگی میکنم.نگاهم در مورد خداوند تغییر کرده در مورد انسانها تغییر کرده دوست شدم باهمه کائنات.

    عاشق تک تک ذرات جهان شدم وهمه وجودم شده آرامش واحساس خوب .هر روز فایلهارو گوش میدم وروی افکارم وباورهام کار میکنم سالها اشتباه بوده مسیرم وحالا قدم به قدم دارم تو مسیر استاد جانم حرکت می‌کنم وهر روز ملیونها بار خدارو شکر میکنم که استاد دارم واز وجودش بینهایت لذت میبرم.دارم درست زندگی کردن رو از استاد می‌آموزم.الهی همیشه سلامت وخوشبخت باشیداستاد جونم وببخشید اگه نشد خیلی خوب بنویسم باور کنید یه دنیا حرف تو سینم دارم برای گفتم.ممنون که گوش شنوای حرفای ما هستید.به الله مهربان میسپارمتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1445 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز صد و نود و چهارم از فصل هفتم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت اینکه برای ناهار کباب کوبیده بسیار خوشمزه با دوغ و برای شام ماکارونی خوشمزه با نوشابه و سالاد خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم برم حموم که رفتم خدایا شکرت بابت نعمت حموم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم خواهرم نوشابه و پفک خرید خوردیم و لذت بردیم

    خدایا شکرت بابت اینکه دوستم سحر زنگ زد و گفت پودر زعفران هاتو فروختم پولت پیش منه و 20 بسته سفارش داد از 15 تومن بهش می‌فروختم با اعتماد به نفس گفتم 20 تومن میدم و اونم قبول کرد

    خدایا شکرت که گفتم زنداییم میاد خونمون و دیدیم که اومد من هر موقع میگم زنداییم میاد اتفاق میفته هر فرکانسی میفرستم دریافت میکنم

    خدایا شکرت بابت اینکه یه مشتری که ازم همیشه خرید میکنه 10 بسته زنگ زد و سفارش داد

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم زنداییم برامون شکر خریده بود

    خدایا شکرت بابت اینکه هم اکنون تو حیاطمون هستم و بابت هوای عالی و آسمون نارنجی رنگ و نردبانهای فلزی و چوبیمون و حیاط قشنگمون و گل های بسیار زیبامون و صندلی تو حیاطمون سپاسگزاری میکنم

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    آیا من می توانم زندگی دیگران را تغییر دهم؟ | قسمت 2

    استاد میگه بریم سراغ

    سوره بقره / 256

    هیچ اجباری در دین نیست و راه درست از راه انحراف روشن و مشخص است

    ما در مورد دین هم به زور میخوایم افراد رو مؤمن کنیم یا مسلمان یا مسیحی کنیم

    مثلا میخواستی وضو بگیری میگفتن الان گناه کردی میری جهنم و … باید اینجوری وضو کنی و ….اشتباه نکن گناه عظیم داره و….

    (من یادمه سنم کم بود رفتم مسجد نماز خوندم یه خانوم مسن گفت تو نماز رو اشتباه میخونی و اشتباه خم میشی اشتباه پنجه پاهاتو خم میکنی و ‌… یک احساس گناهی کردم اون موقع و همیشه میگفتم هر چقدر من نماز بخونم اشتباه میخونم و خدا قبول نمیکنه)

    در صورتیکه خدا گفته هیچ اجباری در دین نیست و هر کسی خودش میتونه انتخاب کنه راه درست رو یا راه غلط رو

    ما مسئول زندگی خودمونیم و اجازه بدیم دیگران هم مسئول زندگی خودشون باشن نخوایم مسئولیت اشتباه اون افراد رو بر عهده بگیریم حتی اگه فرزندمون باشه

    فرزندمون اگه اشتباهی میکنه خودش مسئول اشتباهشه

    من اگه هر بار به عنوان پدر یا مادر میام مسائل و اشتباه فرزندم رو حل میکنم یه فرزند بی مسئولیت بار میارم

    من میام به فرزندم میگم اشتباه هم کردی خودت مسئولشی من نمیام گندی که زدی رو به عهده بگیرم اینطوری فرزند خودش هر کاری که میکنه دو بار فکر میکنه چون خودش مسئوله نه پدرش نه مادرش

    اگه پدر یا مادری هستی که خیلی دوس داری به فرزندت کمک کنی و مسئولیت کار اشتباهش رو به عهده بگیری بدون که یه فرزند خیلی ضعیف داری بار میاری

    حتی اگه فرزندت اشتباه کرد رفت زندان تو نباید احساساتی بشی و دلسوزی کنی

    بذار بهت بگن که خیلی آدم بی معرفتی هستی که به فلان اعضای خونوادت یا دوستت کمک نکردی

    بذار بگن من نیازمند این نیستم که بقیه از من تعریف کنند

    من مسئول اشتباهات دیگران نیستم

    انعام / 164

    بگو آیا جز خدا را به پروردگاری بجویم در صورتی که خدا پروردگار همه موجودات است؟ و هیچ کس جز برای خود عمل نمی‌کند و هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان است و او شما را به آنچه که در آن اختلاف می‌کردید آگاه خواهد ساخت

    هیچ کسی بار گناه دیگری رو به دوش نمیکشه

    مثلا میگن اگه فرزندت اشتباه کرد خدا تو رو مؤاخذه میکنه دقیقا خداوند تو قرآن بارها و بارها برعکسشوگفته

    هر کسی مسئول اعمال خودشه

    مثلا یکی کار بزرگی کرده میگن خدا پدر مادرتو بیامرزه که این کار خوب رو کردی یا خدا پدر مادرتو لعنت کنه که این کار بد رو کردی فکر می‌کنند پدر مادرش آمرزیده میشه یا لعنت میشه ، نه ؛ پدر مادرش نتیجه اعمال خودشونو میگیرن

    من نمیدونم این دیدگاه از کجا اومده که طرف میره برای پدر مادرش نماز میخونه یا پول میده تا براش بخونن

    اینا کاملا بر تضاد قرآنه

    هر کسی نتیجه اعمال خودشو میگیره چه ربطی داره به پدر و مادرش

    اگه پدر مادر نماز نخونده روزه نگرفته یا نمازهای قضا داشته یا حج نرفته پس من برم به جاشون حج من نمازشون رو بخونم

    اینا باورهای واهی هستند که تو قرآن برعکسش اومده

    ما تو قرآن حضرت نوح رو داریم که به خدا میگه اهل بیت منو نجات بده خدا میگه این فرزندت اصلا اهل تو نیست

    هر کسی نتیجه اعمال خودش رو دریافت خواهد کرد نه نتیجه اعمال پدر و مادر و دوست و هرکس دیگه ای

    رعد/ 11

    خداوند سرنوشت قومی رو تغییر نمیده مگر اینکه خودشون تغییر کنند

    اگر یه فردی آماده باشه برای تغییر ، تغییر میکنه اگه نباشه تغییر نمیکنه

    یضل من یشا و یهدی من یشا در مورد کتاب قرآن میگه که این کتاب هم هدایت کنندست هم گمراه کننده

    ما با جهانی سر و کار داریم داره به افکار خودمون پاسخ میده اگر در مسیر درست قرار بگیریم هدایت میشیم به مسیر درست اگر در مسیر نادرست قرار بگیریم هدایت میشیم به مسیر نادرست

    آسان میشیم برای سختی ها

    یا

    آسان میشیم برای آسانی ها

    ما بی نهایت آزادیم برای انتخاب مسیر خداوند هیچ جبری(اجباری) در کار نذاشته خداوند هرگز دخالتی نمیکنه

    تو قرآن هر عذابی اومده خشک و تر باهم نسوختند یه سریا نجات یافتند یه سریا غرق شدند بر اساس اعمالشون

    قصص/56

    اینجوری نیست که تو هر جوری دوست داشته باشی بخوای هدایت‌ کنی بلکه خداوند هدایت میکنه کسی که در مشیتش (مدارش)باشه و خداوند آگاهه به هدایت شوندگان

    به پیامبر میگه اینجوری نیست که تو بخوای کسی رو هدایت کنی هر کسی که آماده باشه اون هدایت میشه

    خدا به پیامبر میگه تو بشارت دهنده هستی فقط همین

    اون که پیامبر بوده رسالتش این بوده که پیام رو برسونه ولی وظیفش نبوده کسی رو به زور تغییر بده

    پیامبر پیام خدا رو به مردم میرسونده اونایی که آماده بودند میشنیدن اونایی که آماده نبودن نمیشنیدن

    وظیفه پیامبر نیست که مردم رو تغییر بده

    این نگاه چقدر کمک کرده به من که کسی رو نخوام تغییر بدم

    هود / 118‌

    اگر پروردگار تو میخواست تمام مردم رو یک امت واحد قرار می‌داد

    قرار بر این بوده که افراد متفاوت باشند

    کهف/29

    بگو حق از سوی پروردگار شماست هر کسی که میخواد ایمان بیاورد هر کسی که میخواد کافر شود

    مسیر مشخصه حق گفته شده

    ما نمیتونیم افراد رو تغییر بدیم

    ما فقط خودمون رو میتونیم تغییر بدیم

    اسرا/15

    هر کس راه هدایت را برگزیند تنها به سوی خود هدایت یافته است

    هر کس گمراه شود به زیان خود گمراه شده است

    اگه به سمت هدایت بری به نفع خودته

    اگه گمراه بشی به ضرر خودته

    هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمیکشد

    فصلت / 46

    هرکس کار شایسته ای انجام دهد به نفع خودش است هر کس بدی کند به زیان خودش است و پروردگارت هرگز به بندگانش ستم نخواهد کرد

    نگفته هر کس کار خوبی کنه به نفع پدر مادرشه هر کسی کار بدی کنه به ضرر پدر مادرشه

    نه ؛ هرکسی هر کار خوب یا بدی کنه به نفع یا ضرر خودشه

    غاشیه /21و22

    تو فقط یادآور کننده ای تو هرگز بر اون ها تسلطی نداری

    تو فقط میتونی بهشون یاد آوری کنی اونا انسان اند و انتخاب با خودشونه

    یونس/99

    اگر پروردگارتو میخواست تمام کسانیکه روی زمین اند همشون ایمان می‌آوردند

    میگه آیا تو ای پیامبر میخوای همه ایمان بیاورند خب اگه می‌خواستیم خودمون این کارو میکردیم دیگه مگه کاری داشت

    این نگاه خیلی بهم کمک کرد که نخوام زندگی دیگرانو تغییر بدم من خیلی عرضه داشته باشم میام زندگی خودم رو تغییر میدم

    من اگه تمرکزم رو دیگران باشه صد درصد از مسیر درست دور میشم

    شوری/48

    اگر اعراض کردند روی برگرداندند ما تو رو ارسال نکردیم که از اونا محافظت کنی

    خدا میگه وظیفه تو جز ابلاغ پیام نیست

    تو فقط پیام رو میدی اینکه اونا گوش می‌کنند یا نمیکنند به تو هیچ ربطی نداره

    ما تو رو  وکیل و وصی اونا قرار ندادیم

    اون که پیامبر بوده رسول بوده خداوند گفته اینجوری باهاشون رفتار کن

    اونوقت ما میخوایم زندگی بقیه رو تغییر بدیم

    (تو بحث های عاطفی و مالی و دینی و …)

    نمل /80 و 81

    خدای رحمن می‌فرماید تو نمی‌توانی سخن خود را به گوش مردگان برسانی و ندای خود را به گوش کران

    یعنی کسی که مرده یا گوشش نمیشنوه هر چقدر هم فریاد بکشی تو نمیتونی حرفتو بهش بفهمونی

    ببین چه مثال قشنگی میزنه برای اینکه بفهمونه شما عاجز هستی از تغییر دیگران

    درادامه میگه و تو هدایت کننده کوران از گمراهیشان نیستی تو تنها سخن خود را میتوانی به گوش کسانی برسانی که به آیات ما ایمان دارند و در برابر حق تسلیمند

    چقدر این آیات آگاهی بخشند برای اینکه ما از مسیر خارج نشیم

    (چقدر نادان بودم و نادان عمل کردم و خواستم که دیگران رو تغییر بدم چقدر منطقیه این آیات قرآن چقدر قشنگ وقتی میشنوه میره میشینه توی قلبم سپاسگزارم استاد قشنگم شما چقدر خوبین)

    انعام /104

    هر کس ببیند به سود خود اوست هر کس نبیند به ضرر اوست و من نگهبان و محافظ شما نیستم (من مجبورتون نمیکنم)

    مدثر/54 تا 56

    چنین نیست که می‌پندارند این کتاب ذکری است که هرکسی بخواهد از آن پند می‌گیرد

    انعام /107

    اگر خدا میخواست هرگز مشرک نمیشدند و ما تو را محافظ اونا قرار ندادیم ما تو رو وکیل و وصی اونا قرار ندادیم

    نساء/80

    ما تو رو نفرستادیم که محافظ اونا باشی تو فقط داری پیام رو میدی

    اسراء/54

    و ما تو را وکیل اونا قرار ندادیم

    ما فقط توانایی تغییر زندگی خودمون رو داریم

    ما هیچ توانایی در تغییر دیگران نداریم

    #اگر که نتیجه ای هست تو زندگی من یعنی اینکه من دارم به این آگاهی ها عمل میکنم#

    سپاسگزارم بی نهایت از شما استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم سپاسگزارم

    حالا مثال بزنم از زندگی خودم و دیگران :

    _در مورد خونه رو تمیز کردن و لباسای خودم رو جمع کردن و مرتب کردن هی مامانم میگه بهم تمیز کن مرتب باش لباساتو جمع کن ولی من شلخته ام و اصلا نمیشنوم چی میگه و تا الانم نشنیدم و عمل نکردم

    _در مورد یه رابطه اشتباه موقع دبیرستان مامانم هی میگفت این اشتباهه و نکن و ادامه نده ولی من ادامه دادم و ضربه شو هم خوردم و اون شکست خیلی درس ها داد به من

    _در مورد گواهینامه گرفتن خواهرم همش حس دلسوزی دارم که هی میگم گواهینامتو بگیر ماشین برون من میرونم تو هم باید برونی که خواهرم نمیشنوه و انرژی من هدر میره

    _در مورد یکی از اعضای خانوادم که قبلا دلسوزی کردم و مسئولیتشو پذیرفتم و پول دادم بهش ولی دیگه پشت دستمو داغ کردم چون پولمو بهم نداد و من مسئول زندگیش نیستم حالا هم نیازمند پوله و ازم درخواست کرده چند باری گفتم به من هیچ ربطی نداره من مسئول تو نیستم

    _در مورد اینکه من تو گروه رقص عضو بودم و اولین عروسی که رفتم مقصر خودم بودم که پولم رو گذاشته بودم تو کیفم و کیفم رو گذاشته بودم تو اتاق پرو تالار بعد از اجرا رفتم دیدم پولم نیست با ناراحتی به مدیر برنامم گفتم که پولمو دزدیدن مدیر برنامم گفت اون پولی که ازت دزدیدن رو من نصفش رو بهت میدم نصفش رو بهت نمیدم تا مسئولیت پذیر باشی ، نمیدم تا یادت بمونه که دفعه بعد خوب از پولت مراقبت کنی و این رفتارشون رو من تحسین میکنم و از اونموقع من حواسم کاملا جمعه

    _مدیر برنامم بهم یه مسیر دوری رو گفت برو با ماشینت زهرا که عضو گروهه رو بیار منم رفتم آوردمش دفعه بعدی گفتم من مسئول زهرا نیستم خودش بیاد و دیگه هیچوقت نبردمش

    _دوستم رو هی میخوام تغییر بدم که سیگار نکش ولی اون سیگار میکشه

    _مامانم بهم میگه میری بیرون مواظب باش هر اتفاقی بیفته من مسئول نیستم به من ربطی نداره و این خیلی خوبه

    _دقت کردم هی در مورد اعتقادم و این قانون به اطرافیان میگم که کاملا اشتباهه و انرژی خودم هدر میره و از مسیر دور میشم

    _پدرم به امامان اعتقاد داره و باورهای محدود کننده مذهبی داره درسته خیلی کاریش ندارم ولی حرفش باشه میگم اعتقاد تو خرافاته و فلان و…. ولی اشتباهه هر کسی تو یه مسیریه

    _استاد رقصم همش این قانون رو به همه میگه و خیلی دوس داره همه رو بیاره این مسیر و این اشتباهه

    _منم وسوسه میشم میگم فلانی که این کارو میکنه شغل و تواناییش خوبه ولی درآمدش کمه برم بهش بگم بیا تو این مسیر تا درآمدت بیشتر بشه

    _به دوستم چند تا از فایل استاد عباسمنش رو فرستادم اصلا نشنید

    _چقدر خوبه که مسئولیت پذیر تو بعضی موارد بار اومدم من اگه ماشینمو بزنم جایی خودم مسئولشم پدرم درست نمیکنه پدرم مشکلات منو حل نمیکنه من خودمم که میرم درستش میکنم و این خیلی خوبه این منو قوی بار میاره

    من اگه جریمه بشم خودم پرداخت میکنم من اگه گندی بزنم خودم باید حلش کنم و این خیلی خوبه

    من اگه بدهکار شم خودم باید پرداخت کنم و این خیلی خوبه بدهکار هم شدم خودم پرداخت کردم

    _خیلیا به من میگفتند چند ساله که به آموزش رقص میری چرا آموزش نمیدی حتی مدیر برنامم مشتری آورد برام و عصبانی شد گفت چرا نباید آموزش بدی و من اصلا این حرف رو نمیشنیدم و عمل نمیکردم روی خودم که کار کردم توی مسیر درست قرار گرفتم خداوند خودش فرستاد مشتری که آموزش بدم و من آمادگی اینو داشتم که آموزش بدم و الان دو تا هنر جو دارم  تو خونه آموزش میدم یکی دیگه هم قراره بیاد خدارو شکر

    _یادمه سنم کم بود داماد داییم اومد خونمون و به مامانم گفت همسرم قهر کرده رفته خونه باباش فردا بیا بریم مارو آشتی بده با برادرت صحبت کن و مارو فرداش اومد برد خونه داییم رفتیم اونجا دعوا کردند خود پسره مامور آورد و ما به دردسر افتادیم ما رفته بودیم آشتی شون بدیم تغییرشون بدیم ولی بدتر شد

    _یادمه با خالم اینا قهر بودیم رفتیم خونه پسرش و گفتیم با خاله حرف بزن چرا اینجوری میکنه و چند تا دلیل و منطق آوردیم که تقصیر ما نیست ولی جواب عروس خالم عالی بود که گفت به من هیچ ربطی نداره

    _همکارم تو گروه رقص مشروب می‌خورد سیگار میکشید و زندگیشو دوس نداشت قهر می‌کرد با شوهرش من هی براش مشاوره میدادم که میخوای چیکار دوس پسر دیگه رو خیانت نکن به شوهرت برو سر خونه زندگیت و مشروب نخور ضرر داره و…. آخرش انرژی خودم هدر میرفت

    _من از کارم بیرون اومده بودم دوستم هم مدیر برناممون رو دعوت کرده بود به تولدش منم دعوت کرده بود و خواست که ما رو باهم روبرو کنه و میانجی گری کنه ولی من رفتم داخل و سلام دادم مدیر برناممون تا منو دید گفت اینجا جای من نیست و رفت و منم بهم ریختم و…. اون دوستم خواست تغییر بده ولی نشد چون هر کدوممون تو یه فضای فرکانسی متفاوتی بودیم

    _من باید یاد بگیرم که نظرمو اعتقادمو باورمو به دیگران تحمیل نکنم و نگم این راه درسته

    _دوستم هی به برادرش میگه برو کار کن ولی اون نمیشنوه تغییر هم نمیکنه حتی واسش خونه ساخته و ماشین هم خریده و خرجشم میده ولی انگار نه انگار حالا من میخوام دوستم رو تغییر بدم میگم برادرت تغییر نمیکنه تو هر چقدر که واسش بگی برو کار کن اون کار نمیکنه و تو هر چقدر بهش از لحاظ مالی حمایتش کنی ولی داری ضعیف بار میاری و نباید این کارو کنی

    دوستم به برادرش میگه برو کار کن و نمیتونه تغییرش بده منم به دوستم میگم که پول نده به برادرت حمایتش نکن تا مجبور بشه بره کار کنه و من نمیتونم دوستم رو تغییر بدم و دوستم کمک میکنه به برادرش

    پس من نباید چیزی بگم چون من عاجزم از تغییر دوستم

    دوستمم عاجزه از تغییر برادرش

    _مادرم انقدر زور میزنه فشار عصبی به خودش وارد میکنه هی به پدرم میگه تغییر کن اینکارو کن اونکارو کن پدرم اصلا تغییر نمیکنه و مادرم خودش از بین میره

    حتی شده روزی چندین بار میگه ولی پدرم نمیشنوه چون آمادگیشو نداره

    _من تو کارای خونه خیلی ضعیف بار اومدم و برای غذا و لباس و شستن و… کارای خونه مسئولیت خودمو گردن مادرم میندازم ومادرم انجام میده و این منو ضعیف میکنه

    پس من نمیتونم دیگران رو تغییر بدم

    دلسوزی و احساساتی شدن رو بذارم کنار که با قانون خداوند در تضاده

    اگه اون شخص خودش بخواد هدایت میشه

    خداوند از بی نهایت طریق داره همه ما رو هدایت میکنه من کی باشم که بخوام تغییر بدم کسی رو

    عموم چند ساله میخواد پسر عموم رو تغییر بده هی به خودش و پدرش میگه که این مسیر رو نره و فلان نکنه و…. ولی پسرعموم تغییر نمیکنه و عموهام حتی چندین بار سر این موضوع باهم قهر کردند

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      ,پروانه و سهیل گفته:
      مدت عضویت: 503 روز

      سلاااام به شما دوست عزیزم چقدررررر آیات قشنگ از قرآن آوردید ک این موضوع واضح بود ک ما عاجزیم از هر نوع تغییر حتی تغییرات کوچیک من کامنتتون رو خوندم خییییلی خیییلی عالی بود مثال هایی ک آوردید حتی از اتفاقات کاملا عادی هم الگو رو برداشت کردید و دیدید عااالیه ممنون بابت کامنت قشنگتون خیلی ذهنم رو باز کرد خیلی برام جالب و خواندنی بود جوری ک وقتی میخوندم گفتم کاش تموم نشه این آگاهی ها دمتون گردم خیلی خوب بود امید وارم همیشه موفق و پیروز باشید دوست گلم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    Sanaz گفته:
    مدت عضویت: 1596 روز

    سلام به دوستان بهشتی در این سایت بهشتی

    و استاد گرامی و بهشتی و مریم بانوی عزیز

    سالها پیش یکی از دوستان داشت زندگیشو با دستهای خودش خراب می کرد و من و خیلی از فامیل و دوستان و نزدیکان بهش می گفتند این کار رو نکن ولی اون اصلا گوش نمیداد و با همه بحث می کرد که زندگی خودمه دوست دارم خرابش کنم و اصلا نمیشنید فقط یه راه رو میدید شاید راههای زیادی هست اما اون فقط یه راه رو میدید و کار خودش رو کرد و خیلی زیاد ضربه خورد و آسیب دید شاید بارها که برگشت و از زاویه های دیگه به زندگیش نگاه کرد اون راهها که ندیده بود رو دید و بارها پشیمون شد اما اون موقع راه خودشو رفت و این درس رو به من داد که هر چقدر من بگم و فریاد بزنم اون آدم گوش شنوا نداره پس من به زندگی کسی کاری ندارم و توان تغییر زندگی کسی رو ندارم

    این فایل خیلی خیلی ارزشمنده و یه تلنگر برای بیدار کردن منه که بس کن سرت به کار و زندگی خودت باشه فقط روی خودم کار کنم و زندگی خودمو تغییر بدم

    بسیار سپاسگزار پروردگارم هستم که منو هدایت کرد به این سایت بهشتی و اساتید بهشتی استاد عباسمنش و مریم بانوی عزیز

    و همه دوستان بهشتی با کامنت های عالی سپاسگزار همه هستم عاشقتونم

    ممنون از استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    لیلا نظری گفته:
    مدت عضویت: 1285 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان و دوستای خوبم

    من این فایل هدایتم بود

    اول نیتم راجب خودم بود گفتم چرا نوشته تغییر دیگران شاید نیتم اشتباه فهمیده

    بعد فهمیدم نه جانم این فایل ذقیقا برای منه

    من حس میکنم شبیه کسی شدم که مسیر درست رو میبینه و ولی میخوام خودم کر و کور نشون بدم که نمیبینم

    من هدایت خواستم که دوره سلامتی که دارم الان که باردارم استفاده کنم یا نه

    دیدم میگه ما باید خودمون انتخاب کنیم که چه مسیری درسته چه غلط خدای من من واقعا دارم چکار میکنم

    مسیر درسته چرا میترسم چرا خودم رو به نفهمی میزنم واقعا دیگه چطور باید بگه هم مسیر درست مشخص هم غلط انتخاب با خودته واقعا من دارم به خودم ظلم میکنم

    من حتی خواب دیشبم راجب خواهرم بود میخواستم امروز زنگ بزنم و نصیحتش کنم این فایل ی تیر دونشون بود من نمیتونم اونو تغییر بدم تا خودش نخواد اصلا صدای منو نمیشنوه

    من تغییر خودمم سخته من قانون سلامتی رو میدونم ولی بخاطر باور های غلط و ترس دارم خودمو به اون راه میزنم و از تغییر فرار میکنم درحالی که تو عذابم و همش کسلم و کم انرژی وهمش میخوابم

    استاد مرسی واقعا من باید با خودم کنار بیام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      فریبا حاجی زاده گفته:
      مدت عضویت: 443 روز

      سلام دوست عزیز.

      من کامنت تون رو خوندم و خیلی خوشم اومد.

      خیلی ممنون که کامنت میزارید .

      خواستم بپرسم ازتون که گفتید باردارید آیا قانون سلامتی رو استفاده کردید و چی شد؟

      آخه منم باردارم و همش کسل هستم خواستم بدونم استفاده کنم منم یانه؟

      البته فعلا تهیه نکردم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    ,پروانه و سهیل گفته:
    مدت عضویت: 503 روز

    سلام استاد عزیز و خانوم شایسته عزیز

    سلام ب همه دوستان هم فرکانسیم

    استاااد چقدر ب این فایل نیاز داشتم

    استاااد الان ساعت 1و نیم شبه و از خداوند هدایت خاستم از ته دل چون این چند روز ب شدت درگیر این مسائل هستم و زدم روی نشانه روزانم خداوند منو هدایت کرد ب این فایل من 22سالمه و چقدررر من غرق این بودم ک زندگی خانوادم رو تغییر بدم انقد بهم فشار وارد شد ک دیشب ساعت 11شب من رفتم بیمارستان و دارو و سرم و آمپول ک حالم خوب بشه از خدا ممنونم ک منو ب این فایل هدایت کرد از شما خیلی ممنونم ک این فایل ارزشمند روساختید ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1157 روز

    به نام خدای مهربانم که جقدر مرا دوست دارد که اول صبحی مرا هدایت کرد به سوی این فایل که به من هشدار دهد به کسی کاری نگیر هر چند کار ندارم اما هراز گاهی کنار گوشه یه چیزی میگم به دیگران

    و امروز هدایت شدم خدایا ممنونتم سپاسگزارم

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم

    استاد هزاران هزار مرتبه در فایلها گفته که ما ناتوان هستیم در تغییر دیگران انرژی و وقت زمانتون رو برای خودتون و بهبودهاتون بذارین

    چون هیچ فایده ای ندارد

    هر کسی با افکار و باور خصوصیه خودش اتفاقات و شرایط رو رقم میزنه دلسوزی نباید براش بکنیم خودش باید آماده شنیدن دریافت این حرفها و راهنمایی‌ها باشه پس باید به قول قدیمیها سرش به سنگ بخوره تا بلند بشه و تغییر کنه

    بعضی اوقات هم این نجواهای ذهن لابه لاها حرف میزنه ولی سریع به خودم مبام اونم خیلی کم تکرار میشه ولی سعی و تلاشمو میکنم که همون کم هم تکرار نشه

    چون به نفع من نیست

    من و همسرم دوره کشف قوانین زندگی رو گوش میکنیم

    من چند تا فایل ازش جلوتر هستم

    همسرم چون پیش فرضهای ذهنی منفی داره بعضی جاها هی براش میومدم توضیح میدادم که اینطوری باش و اینطوری باش اما بعد متوجه شدم اشتباهه

    بذار خودش گوش کنه میرسه به این قسمت باید خودش آماده شنیدنش باشه

    و دیگه هیچی نگفتم فهمیدم کار درستی نیست

    ولی درباره قوانین با هم صحبت میکنیم و بیشتر اوقات نتیجه هم داره

    و به هم کمک و گوش زد میکنیم و به مسیر برمیگردیم

    خدابا شکرت که منو لایق شنیدن این فایلها قرار می‌دهی

    خدایا من لایق نعمت و ثروت و رزق و روزی امروزت هستم

    خدایا بر من ببخش

    خدایا برای سلامتی خودم و خانواده ام شکرت می‌گویم

    در پناه خداوند مهربان باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    ریحانه رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 1666 روز

    به نام خداوند قادر و توانا

    سلام به استاد جان جان جان من و مریم جان زیبا و دوستان خوبم

    استاد من چقدرررر خوشبختم که در مدار دریافت این آگاهی ها هستم .

    از دیروز یه حسی به من می‌گفت که بیام این دو تا فایل رو بشنوم و اومد تو سایت و دیدم فایل ها باز نمیشه امروز یه حسی گفت برو سرورت رو چک کن و دیدم به سرور ایران وصله و به خاطر همین فایل باز نمیشه . خداروشکر که الان در مسیر دریافت این آگاهی بودم و سیوش هم کردم.

    استاد به معنای واقعی کلمه من این رو متوجه شدم که من به هیچ عنوان نمی‌توانم زندگی هیچ کس رو تغییر بدم حتی طرف تو خطر مرگ هست کسی تو مدار نباشه من نمی‌تونم جونش رو نجات بدم .

    من تو استانبول زندگی میکنم و نزدیک به دو ماهه هست چند بار از خداوند هدایت خواستم که برگردم ایران خداوند با نشانه های بسیاری واضح به من می‌گفت نه . دیگه من تسلیم هدایت شدم و به همسرم هم گفتم من ایران نمیام چون هر چی دریافت می کنم نشانه نرفتن رو به من میده . من تسلیمم. حتی اون شب اول همون ساعت همون نیمه شب که این اتفاق در تهران افتاد من از خواب بلند شدم فایل مراقبه شما رو گوش دادم و بعد از نیم ساعت خوابم برد و تو خواب هم ،یک نشانه واضح تر به من گفته شد که نباید به ایران برم و از خواب بلند شدم و به خودم گفتم این چه خوابی بود خیره ان شاالله و من بی خبر از اتفاقات.

    باز دوباره اومدم این بار فایل مراقبه سپاسگزاری رو گوش دادم تو حین گوش دادن بودم همسرم گفت که به ایران حمله شده و من همینجوری مونده بودم و گفتم :خدایا تو عالم مطلقی و چقدر من رو به این قشنگی هدایت میکنی که در مکان مناسب باشم .

    و حالا تغییر دیگران که من چقدر ناتوانم

    من خانواده ی خودم و همسرم در تهران هستند از دیروز دارم خودم رو به آب و آتیش میزنم میگم :بابا از تهران خارج بشید میگن : خبری نیست ، هنوز اتفاقی نیوفتاده . میگم حتما باید اتفاقی بیفته تا شما بلند بشید . حتی بهشون گفتم به اخبارها توجه نکنید به صدای قلبتون گوش بدید ، نشانه خدا رو ببنید درست ترین تصمیم رو بگیرید. حتی بهشون گفتم من از اینجا دارم نشانه ها رو می بینم تهران شرایط خوبی نخواهد داشت ولی اصلا گوش ندادن . و امروز اومدم این فایل رو گوش دادم و تصمیم گرفتم دیگه هیچ پیامی ندم و خداروشکر که گوش ندادن به حرف من که اگه گوش میدادن توهم ناجی بودن میگرفتم و خدا میدونست بعدش چه پیامد بدی برام رقم می‌خورد. به خودم گفتم اونها خودشون به خداوند متصل هستند و هر کسی مسئول زندگی خودشه . من ناتوانم . خداوند حافظ و نگهدارشون هست . گفتم خدایا من رو ببخش فکر کنم همین یه زره هم گفتم خیلی زیاده روی کردم . به قول قرآن ،جاهل نباشم .

    استاد چقدر این آگاهی ها ارزشمنده

    سپاسگزارم از شما استاد عزیزم

    عالی باشید پدر معنوی من

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    ژیلا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 586 روز

    باسلام

    امروز اولین کامنتی که مینویسم

    من زمانی این فایل رو گوش کردم که دقیقا سعی میکردم همسرم روقانع کنم تا شغلش رو عوض کنه وهمیشه باهاش صحبت میکردم که ایمانت رو نشون بده ازچیزی نترس قوی باش و…….

    امادیدم نه تنها تغییری نمیکنه بلکه داره ایمان خودمم ضعیف میشه دارم توی مسیری میوفتم که سعی میکنم تغییرش بدم تمام تلاش وانرژیم رو میذارم برای اینکه موضوعی روکه من درک کردم اونم کامل مثل من درک کنه اما پذیرفتم که من اشتباه میکنم همسرم هنوز توی فرکانسی که من هستم نیست خودمم هنوز خیلی راه دارم تا فرکانسم بالاتروبالاتربره

    من پذیرفتم که کاری به کارکسی نداشته باشم وراه خودمو برم وانرژیم رو برای تغییر خودم بذارم

    من پذیرفتم که توانایی تغییردادن دیگران رو ندارم

    من سال هاس که مادرم رو جلوی چشمم میبینم که برای تغییر زندگی وشرایط بچه هاش جنگید وخودش رو فدای اونا کرد اما بچه ها نه تنها تغییری نکردن بدتر هم شدن ونتیجش سرطان گرفتن مادرم وافتادنش توی مسیر بیماری ودکتروبیمارستان شده

    خواهربزرگم راه مادرم رو ادامه میده وزندگیش رو وقف برادرانم ومشکلات خانواده کرده

    اما من بایدباخودم تکرار کنم که کاری به کار کسی نداشته باشم حتی نخوام مادر وخواهرم رو قانع کنم که راهشون اشتباهه من توانایی تغییر زندگی دیگران رو ندارم حتی تغییر زندگی فرزندم

    خدایاازت ممنونم که امروز این فایل رو گوش کردم تامتوجه اشتباهم بشم ودست بکشم از جدال با همسرم دست بکشم ازتلاش برای تغییردیگران من تغییرکنم دنیای بیرون من هم تغییرخواهد کرد

    خداروشکرمیکنم که من توی دریافت این آگاهی ها قرارگرفتم وهرروز باذوق بیشتری به این آگاهی ها گوش میدم وتمام سعیم رو میکنم که عمل کنم

    خدایا سپاسگزارم برای آگاهی امروزم

    ازشما استادعزیز ممنونم که این آگاهی ها رو دراختیار ما میگذارید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: