بررسی موردی یک دوست، بوسیله قوانین ثروت - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

526 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محسن مهدی گفته:
    مدت عضویت: 2119 روز

    خدا را سپاسگزارم که با این مجموعه آشنا شدم. من در حال حاضر از فایل های رایگان در حال استفاده هستم. امیدوارم که موقعیتی پیش بیاد که توانایی خرید فایل ها را هم داشته باشم. بنابراین، شایسته دیدم که حداقل از شما برای این فایل ها که با زحمت و علاقه تهیه کردید تشکر کنم. خداوند به شما و این مجموعه خیر و برکت عطا کند. سربلند و پیروز باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    احسان ریانی گفته:
    مدت عضویت: 2159 روز

    دوستانم سلام

    من هرروز دارم در شکرگزاریهام از آفرینش استاد عباسمنش از خدای مهربون تشکر میکنم ،ولی میدونم تا توی مدار نباشی ادمهای هم فرکانست رو نمیتونی ملاقات کنی ، داستان ترمزها و رفعشون راه زندگی من رو متحول کرد.

    هر روز حداقل هشت ساعت دارم به فایلهای ایشون گوش میدم در همه موقعیتی ودر هر حالی سرکار، تو ماشین وقت ناهار صبحانه تو باشگاه ..اگر بخام بگم از تغییرات تمومی نداره

    خدایا خداوندا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    Farnazq گفته:
    مدت عضویت: 3156 روز

    روز 66م

    سلام استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم ازینکه چنین فایلی را در سایت قراردادید. شاید قبلتر ها که این فایل را گوش داده بودم احتمالا مقاومت کردم و نخواستم بشنوم و گفتم نه من این شکل نیستم من عملگرام. ولی امروز که به درک بهتری رسیدم و نه به صورت عالی ولی به شکل تکاملی و بودن در این مسیر نیکو خیلی بهتر شدم باید بگم کخ بله من هم این اشتباه را داشتم من هم برداشت های اشتباه را داشتم و احتمالا خواهم داشت اما باید سعی کنم این جرات و شهامت را در خودم زیاد کنم که همه چیز را از دید قانون ببینم و بسنجم نه انچه دلم میخواد باشه و به الهاماتم عمل کنم. میدونی استاد وقتی یاد بگیریم صدای قلبمون رو بشنویم گاهی الهامات غیرمنطقیه. البته منظورم چیز عجیب و غریبی نیست و حداقل من هنوز در مداری نبودم که الهامات خیلی عجیبی بهم بشه. اما برای مثال من میخواستم این فایل را فردا بببینم و برنامه این بود که یک کار جدید (نقاشی) رو شروع کنم و هنوز ایده جدیدی نداشتم. برنامه م این بود که برم سرچ بزنم و عکس مناظری رو ببینم و یکی را انتخاب کنم و با ناراحتی حاصل باورهای اشتباه که مشتری برای نقاشی نیست و چگونه مشتری پیدا کنم کار را شروع کنم. اما ندای قلبم میگفت بیام و فایل را گوش بدم و خداروشاکرم که به ندای قلبم گوش دادم گاهی اقدام عملی موردنیاز تو یک لحظه خاص می تونه کمی ارامش باشه و یا گوش دادن یک فایل این چنین زیبایی و گاهی هم ممکنه تو اون لحظه اقدام الهامی این باشه که فقط یک قدم جلو برداریم و برای ایده مون کاری انجام بدیم و عمل گرا باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    هانیه گتمیری گفته:
    مدت عضویت: 2049 روز

    به نام خداوند یکتا

    سلام استاد جان

    من تصمیم نداشتم کامنتی بزارم اما وقتی گفتید که کامنتها با عشق نوشته میشن همونجور که شما با عشق این فایلها رو تهیه میکنید تصمیمم عوض شد

    من اعتقاد دارم عشق انرژی است یک گرماست که از قلبی به قلب دیگر راه پیدا می کند همونطور که شما عشقتون رو از طریق این فایلها در فضای سایت و از همه مهمتر در زندگی و جان و روان ما پخش میکنید من هم میخوام با نوشتن کامنت این عشق شما رو پاسخ بدم و سپاسگذار شما باشم

    من روزهای پایان سال با یکی از دوستان که دوره ثروت شما رو تهیه کرده بودند صحبت میکردم و بیشتر صحبت ایشون این بود که این آموزه های استاد رو بهش عمل کن سعی کن عملگرا باشی

    ابتدای امسال با خودم عهد بستم که به تمام الهاماتم گوش بدم و درهای قلبم رو برای دریافت الهامات باز کنم و نکته جالب این است که از آن زمان تمامی فایلهایی که از شما شنیدم و یا دیدم موضوع عملگرا بودن برای من پررنگ تر و ملموس تر شده

    شاید اقداماتی که تا الان انجام دادم برای خیلی ها کوچک باشد اما برای من یک قدم است یک قدم لذتبخش

    مثل کودکی نوپا که وقتی اولین قدم رو برمیداره به توانایی خودش آگاه میشه و از این کشف جدید غرق لذت میشه

    با این قدم ها جراتم بیشتر میشه شجاع تر میشم و مصمم تر برای قدمهای بزرگتر

    یکی از کارهایی که از ابتدای سال شروع کردم کار کردن روی دوره عزت نفس بصورت کامل هست هرجلسه رو واو به واو کلمات شما رو مینویسم تا موردی رو از قلم نندازم البته بازم میدانم که اگر دوباره برگردم موضوعات جدیدتر و حرفهای تازه تری پیدا میکنم این طبیعت ما انسانهاست که هرچه اندازه ظرفمون بزرگتر بشه آماده تر برای دریافت هستیم

    طی دو جلسه عزت نفس فهمیدم که پاشنه آشیل من برای رسیدن به خواسته ام دوست نداشتن خودم ، سرزنش خودم ، نداشتن احساس لیاقت و کمبود خودباوری بوده است که به کمک این دوره این موانع رو از سر راه برمیدارم و هدف اصلی خودم رو در سال جدید دوست داشتن خودم قراردادم .

    به امید اینکه همه ما درک درستی از آموزه های شما و قوانین جهان هستی داشته باشیم

    منتظر باشید تا به زودی از تحقق خواسته هام براتون بگم

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    علی گرامی گفته:
    مدت عضویت: 1663 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز .

    فایل بسیار زیبا وپر از نکات مفید بود در مورد دوستتون استاد فرمودید یه مدت انگیزه داشت وروخودش کار می کرده وبعد یه مدتی باز روخودش کارنمی کرده به عبارتی استمرارنداشته در تمرینات وکار کردن روی خودش .. مشکلی که به نظرم خیلی از کسایی که عضو سایت هستن دارند مِن جمله خودم که چند روز انگیزه دارم وکارم می کنم وباز مدتی این انگیزه رو از دست می دم یا تنبلی می کنم وتمرینات رو انجام نمیدم مشکلی که طبق آنچه که از این فایل فهمیدم علتش اینه که دوست داریم سریع به نتیجه برسیم وصبر نداریم تا تکامل رو طی کنیم ویه بخش هایی هم به خاطر عدم عزم جدی برای تغییر است که باید تصمیم قاطع بگیریم وحلش کنیم وتمرینات رو شروع کنیم وتا نتایج عالی ادامه بدیم

    استاد مثل همیشه عالی بودید متشکر م

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 1772 روز

    به نام خدا

    خداروشکرمیکنم برای روز۶۶ازسفرنامم

    سلام به همگی

    ایده هاازهزاران جاالهام میشن ازطریق کتاب ،ازکلام شخصی ،به خودت ،رسانه ها و..

    وقتی روی باورهام کارمیکنم ایده هایی به من الهام میشه که بایدعمل کنم پاروی ترس هابزارم حرکت کنم

    اگه ایده ای بهت الهام شده بایدعمل کنی وگرنه بهت الهام نمیشد

    ایده ها متناسب بامداری که دراون قراردادی بهت گفته میشه

    بایدسریع به ایده هاعمل کرد شایدبعضی هاشون به ظاهرکارا نباشه درهرصورت باید بهشون عمل کردشایدازاون ایده جواب نگیرم اما کلیدی هست برای درهای بعدی

    وقتی من ایمان دارم وتصمیم میگیرم وعمل میکنم جهان کرنش میکنه درمقابل من

    خودت روبایدباقانون وقف بدی قانون خودش روباتو وقف نخواهددادجهان کاری نداره توچیودوس داری یا نداری جهان قوانین خودش روداره که بایدهماهنگ شدباقوانین جهان

    من لیاقت داشتن محصولات روازراه حلال دارم

    من برای خودم ارزش قائلم من برای رسیدن به هرهدفی بایدبهاش روبپردازم هم ازنظرمالی ،انرژی ،زمان و‌..

    اگر یه روند درست رواروم آروم پیش برم هرروزرشد میکنم

    اگه ازمسیردرست برم وروی باورهام کارکنم ورودی هامو کنترل کنم وبه ثبات فرکانسی برسم صعودمیکنم به مداربالاتر ودوباره به همین ترتیب

    نتایج کارکردن روی باورهااینه که نتایج من متفاوت میشه ازبدنه جامعه ازخیلی بیماری ها،مشکلات مالی ،آدم های نامناسب وپول هایی که صرف خرابی ،مریضی و..که اکثریت جامعه درگیرشن رهامیشم

    ثروت فقط نتایج مالی نیست

    سلامتی

    آرامش

    شادی

    روابط خوب و..نعمتن همگی ایناثروتن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2875 روز

    سلام

    فایل ۶۶

    عههه پسررررر این دقیقا منم…

    یعنی من یادمه با یه مقداری پس انداز مهاجرت کرده بودم.. بعد اونجا دگ ورودی نداشتم.. کار نمیکردم.. حالا میگفتم کاره سخته یا وقت زیادی از من میگیره نمیتونم بابت علایقم وقت بذارم.. بعد میومدم روی باورام کار میکردم یه سری ایده های خیلی ساده به من الهام میشد و من هیچ کدوم رو اجرا نمیکردم انگار مثلا منتظر بودم یه کیسه پول از اسمون برام بیوفته پایین … یا اینکه میگفتم نههههه من ایده ها رو نمیخوام من درامد صد میلیونی دویست میلیونی میخوام اینا رو نمیخوام.. و چون هیچ ایده ای رو اجرا نمیکردم اروم اروم پس اندازم به دلیل هزینه خوراک و جای خواب و اینا تموم شد.. صفر شدم.. دگ چاره ای نداشتم برگشتم عقب … بعد یواش یواش تحقیرهای خونواده هم اومد روش و کلا اعتماد به نفسم از بین رفت.. یعنی یه مدتی رو با اون پس اندازه میگذروندم… بعد حالب بود اونجا یه خانمی بود هی به من میگفت بابا تو باید ورودی داشته باشی یه ورودی داشته باش به علایقتم بزس ..بذار اروم اروم رشد کنی اینقدر عجله نکن بعد به من میگفت بابا تو داری پس اندازت زو نابود میکنی به مشکل میخوریا.. خلاصه من گوش ندادم.. هز چی پول داشتم خرج شد… هیچ لذتی هم ازش نبردم… یعنی خرج کارای بیهوده شد… در صورتی که همون موقع با اون پول میتونستم کلی سرمایه گذاری کنم وووو فلان و اینا… بعد یه مدت زیادی هم که اصن کلا بیکار بودم و فقط ویلون بودم.. کار به جایی رسید پول بنزین ماشینمم نداشتم تو قدم برم اون ور!!! الان دقیقا مثل اون دوستمون دارم بعد از مدت ها دازم کارگری می کنم توی جای سخت با درامد نه چندان جالب !!!!

    در صورتی که اگر همون موقع که مهاجرت کرده بودم سعی میکردم از مسیر رشدم لذت ببرم و اروم اروم بدون عجله از زندگیم لذت ببرم با همون ایده ها یا با همون کارایی که برام جور شد.. کارگری و فروشندگی وووو هرچی !!! اروم اروم لذت میبردم ..الان نه تنها پس اندازم صفر نشده بود و در این وضعیت نامناسب کاری نبودم بلکه قطعا درامدم خیلی رشد کرده بود و خونه و زندگیم رو هم اونحا ساخته بودم !!!! و همچنین از مسیر لذت برده بودم… ولی من همه چی رو دور زدم و ایده ها رو اجرا نکردم به هوای داشتن درامد توهمی !!! و مسیر رو زهر مار خودم کردم !!!! و کلی هم ضربه ی روحی و عاطفی و احساسی به خودم وارد کردم !!! الان من باید کلی کار کنم تا از لحاظ مالی برسم فقط برسم به استیت قبلی !!! و کلی هم حرص بخورم که ببین چه کردم با خودم که ارزوم شده فقط بتونم برگردم به استیت قبلی که کلی پول داشتم سفر خارج از کشور میرفتم و کلی مسافرت میرفتم ووووو …. حالا خدا رو شکر خودم رو بدهکار نکردم ولی مسیر رو زهر مار کردم برای خودم.. و همچنین از لحاظ سلامتی و روحی به شدت خودم رو اذیت کردم !!!!

    یعنی من دقیقا مثل این دوستمون اون قسمت کنترل ورودی های ذهن رو خیلی عالی عمل کردم طوری که مهاجرت کردم !!!! ولی قسمت دوم که رعایت کردن قانون تکامله و اجرای ایده هاست اصلا اقدام نکردم !!!!

    به همین خاطر صفر شدم … !!!!

    حتی یادمه بازم به قانون تکامل عمل نکردم و در مسابقات قهرمانی کشوری و انتخابی تیم ملی شرکت کردم و خب جزو سه نفر اول نشدم که وارد تیم ملی شم.. در واقع کلاس آ رقابت ها…

    کافی بود عجله نمیکردم و در کلاس ب رقابت ها شرکت میکردم و قطعا به راحتی توی کشور مقام میاوردم و حدود ۲۰ میلیون یا ۳۰ میلیون پول گیرم میومد که میتونستم روی خودم سزمایه گذاریش کنم و در سال های بعد وارد تیم ملی شم !!! الان مجبور نبودم برای دو قرون پول سگ دو بزنم !!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    اکرم قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 1594 روز

    به‌نام‌خدا

    روز۶۶سفرنامه

    واقعامن‌سالهاهمه‌چیزرارایگان‌میخواستم‌به‌دست

    بیارم،یعنی‌افتخارمیکردم‌که‌یه‌چیزرامفت،ویابا

    تخفیف‌زیادازکسی‌بگیرم،یااینکه‌بهاش‌رونپردازم‌و

    ازکسی‌بگیرم‌حتی‌به‌قرض.

    ولی‌‌به‌طورمثال‌الان‌که‌باافتخاربرای‌‌‌خودم‌قانون

    ‌سلامتی‌رو

    تهیه‌کردم،می‌بینم‌چقدرازدرون‌احساس‌متفاوت‌

    دارم،یعنی‌من‌انقدرباارزشم‌ومهم‌هستم‌وجسمم‌

    مهمه

    که‌بهاش‌روپرداختم‌ودوره‌راتهیه‌کردم‌وازآموزه‌هاش

    استفاده‌می‌کنم.

    واینکه‌وقتی‌روی‌خودم‌کارمیکنم‌ایده‌هایی

    به‌من‌گفته‌میشه،ووقتی‌زندگی‌ام‌تغییرمی‌کندکه‌با

    تمام‌ترسهاواسترس‌هاباآن‌ایده‌عمل‌می‌کنم.

    بازم‌مثال‌من‌برای‌خریددوره‌است‌که‌نجواها‌‌اومدن‌

    من‌که‌‌قدووزن‌

    خوبی‌دارم،هیکل‌خوبی‌دارم‌وازلحاظ‌سلامتی‌

    هیچ‌مشکلی‌ندارم‌چراباید‌این‌دوره‌روتهیه‌

    کنم؟؟؟؟؟؟؟؟

    وجواب‌ذهن‌روبااهرم‌رنج‌ولذت‌دادم،ودوره‌راتهیه

    کردم،الان‌جلسه۵هستم،وروزی‌نیست‌به‌خاطر

    هدایت‌به‌این‌دوره‌خداوندراشکرنکنم،

    وتغییردرتمام‌جنبه‌های‌زندگیم‌رخ‌داده‌است،

    مهم‌ترین‌‌آن‌احساس‌خودارزشمندی‌ام‌است‌که‌به

    ‌نظرم‌بالاترین‌اولویت‌درزندگی‌هرکسی‌راداردکه

    ‌باخودش‌اعتمادبه‌نفس‌وبعدموفقیت‌درتمام

    جنبه‌های‌‌زندگی‌پدیدارمیشودوهرروزبهتروبهترمی‌شود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    فخرالسادات حسنی عطار گفته:
    مدت عضویت: 1367 روز

    سلام خیلی سخته بتونی توی شرایط بد حال واحساستو خوب نگه داری وبه نکات مثبت یک محیطی که برات جالب نیست توجه کنی ولی باید بتونم حدود چندهفته ای میشه که درگیر بیماری دخترم هستم وتوی این مدت از سایت وروز شمار دور بودم به خودم که نگاه میکنم میفهمم همین جدایی خیلی مدارمو پایین اورده وحال واحساس داغونی دارم از خدا میخوام کمکم کنه بتونم هرچه زودتر خودمو جمع وجور کنم این ماه قرار بود قدم اول رو بخرم وبطور جدی روی خودم کار کنم با اینکه پولش جورشد ولی این اتفاقات چندهفته اخیر باعث شدنتونم قدم رو بخرم وکارکنم میدونم شرایط به ظاهربد حتما خیری در اون هست که من متوجه اون نیستم ودرنهایت به صلاحمه ،خدایا شکرت ازت میخوام هرلحظه منو هدایت حمایت وحفاظت میکنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    حسل گفته:
    مدت عضویت: 2589 روز

    سلام به همه دوستای عزیزم. سلام به استادعزیزم و مریم خانوم عزیزم

    روز شصت وششم از سفرنامه

    این فایل منو یاد اقداماتی انداخت که قبلش بهم الهام شده بود و من با جدیت اونا رو انجام داده بودم. اونموقع نمیدونستم الهام یعنی چی ولی میدونستم تنها کاری که از دستم برمیاد تو اون شرایط اون کاره. خواهرم تازه استخدامی قبول شده بود و من یهو حس خفگی بهم دست داده بود و تنها ایده ای که بهم رسیده بود تو اون شرایط این بود که منم بکوب برا آزمون نظام مهندسی که تازگیا ثبتنامش داشت شرو میشد، بخونم. اینقد این حس قوی بود که درس خوندن برا نظام مهندسی اولویت کارام بود. برای 2 ماه من کامل هر روز به سایت سر میزدم، کامنت میذاشتم و درس میخوندم، اتفاقی که افتاده بود این بود که ذهنم به شدت درگیر این بود که من باید قبول بشم و همش دنبال راهی بود که چطور میشه قبول شد! شرو کردم به سرچ کردن و یه کانالی پیدا کردم که اونجا رفع اشکال میکردن، بعد هدایت شدم به دوستم که قبلا ازمون رو داده بود و قبول شده بود و فهمیدم که اصلا چطور باید بخونم تا قبول بشم! من تو دو ماه درس خوندن اونم جوری که واقعا مفید بود، تونستم دوتا ازمون رو با هم مدیریت کنم و قبول بشم، ازمونی که یکیش رو اکثرا بچه ها نمیتونن تو بار اول قبول بشن و یا اگه بشن اکثرا رفتن کلاس هایی که میلیون ها خرجش میشده! تو حین انجام به الهامی که بهم شده بود علاوه بر نتیجه عالی که بعدش گرفتم، دیدم اعتماد به نفس من خیلی خوب شده، احساس میکردم واقعا یه قدم درس حسابی تو زندگیم برداشتم، دوستام هی مشتاق تر بودن تا منو ببینن و با من وقت بگذرونن چون دوماه واقعا قطع ارتباط کرده بودم، و قبل اون من خودم بهشون میگفتم بیان نه اینکه اونا بخوان منو ببینن از نظر مالی یهو یه جهشی رخ داد و من تونستم محصول قدم اول 12 قدم استاد رو بخرم. و کلی حس خوووب و اتفاقات خوب تو زندگی شخصیم افتاد. خواستم اینجا رد پایی از اون دوران بذارم و به خودم یاداوری کنم که همیشه و هر لحظه برای انجام یه کار برای اینکه پیشرفت کنیم، ایده و الهام میاد و هیچ وقت نباید خودمو بیکار بذارم و همیشه در حال اقدام باشم چون حس خوب تو اقدام بدس میاد. خواسته ها تو حرکت به من داده میشه. نعمت ها تو حرکت به من روانه میشه. عین جمله از تو حرکت از خدا برکت. یعنی تا من قدمی برندادم، هیچ انتظاری نباید داشته باشم که حالم خوب باشه! گاهی وقتا فک میکنم الهام باید یه چیز عجیب غریب باشه و باید یه ایده پولساز باشه، درصورتی که الهام میتونه حتی یه سرچرخوندن باشه. مثلا مثل امروز. من که رفته بودم تو بالکن خونه و میخواستم دستمو بشورم، یهو احساس کردم باید سرمو برگردونم و اینکار رو کردم و دیدم که یه تصویر فوق العاده رویایی ایجاد شده. ابرها به صورت یه تیکه های خوشگل خوشگل چیده شده بودن، انگار که پنبه ها رو تو آسمون پهن کرده باشی، از اون ورم رشته کوه البرز رو دیدم که روشون برف باریده و از گوشه این رشته کوه، دریچه ای از نور خورشید داره پدیدار میشه. غرق در زیبایی شدم، انگار تو رویا بودم. قلبم باز شده بود جوری که سری رفتم و با دوربین گوشی عکس گرفتم تا هر وقت لازم شد ببینمش و حس خوب بگیرم. گاهی وقتا الهام میتونه پیروی از الگویی از موفقیت های قبلی باشه، مثل حال حاضر من که خدا داره میگه طبق اون مسیری که برا آزمون درس خوندی، تایم در نظر بگیر و فلان مهارت رو یاد بگیر و جوری یاد بگیر که تو آزمونی که خودت از خودت میگیری قبول بشی. هر روز ورودی هایی به خودت بده که باعث پیشرفتت بشه و از ورودی های بد، ادم های کمبود بین دوری کنم و بکووب پیش برم. من فهمیدمم برای موفقیت چاره ای جز عمل به هدایت ها نیست و این تنها راه رسیدن به خواسته هاست. حال این هدایت هرچه باشد. این معنای تسلیم بودنه. این عین مومن بودنه‌. عین بنده خالص بودنه. عمل به هدایت، عمل به قانون خداست همون قانونی که منو به خوشبختی تو تمام جنبه ها میرسونه. این جمله رو باید بارها و بارها و بارها به خودم بگم که من راهی جز عمل به هدایت به الهامات ندارم هیچ راهی و هیچ راهی و هیچ راهی جز تسلیم خدا بودن، منو خوشبخت، شاد، پولدار،سالم، عاشق، زیبا، مثبت بین، دوست داشتنی و محبوب و تمام ویژگی های دوست داشتنی و لذت بخشی که وجود داره، نمیکنه. خدایا شکرت که هستی و کی بهتر از تو که هادی من باشه، خدایی که همیشه عاشق من بوده و هست. عشقی که هیچ توصیفی نمیتونه توضیحش بده. عشقی که با یه نگاه ساده به آسمون میتونی درکش کنی، عشقی که با یه نفس عمیق و یه تشکر کردن میتونی لمسش کنی. خدایا دوستت دارم و ممنونم که منو امروز به این فایل، کامنتهای این فایل و دیدن استاد عزیزم و شنیدن صحبت های خردمندانش هدایت کردی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: