بررسی موردی یک دوست، بوسیله قوانین ثروت - صفحه 42


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

526 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا مزرعه گفته:
    مدت عضویت: 724 روز

    بنام خدای قهار

    سلام به استادعزیزم و دوستان همفرکانسی عزیزم

    من از کامنت یکی از دوستان به این فایل عالی هدایت شدم که پر از نکات عالی برای رشد خودم هس

    من پارسال وقتی شروع کردم ولی چون تو مدارش نبودم و حتی دوره قدم اول شروع کردم ولی تو تلگرام دورههای استاد غیر قانونی میفروختن ذهنم منو منحرف کرد که الکی پول دادی و… و متاسفانه نتونستم ادامه بدم و عجول هم بودم زودتر پولدار بشم و وضعیت مالیم خوب بش و دوستم بهم میگفت چرا اینا رو گوش میدی فیلم راز ببین تو 40روز ذهنت باز میکنه که دیگه از لحاظ روحیه و همه چی بهم ریختم ولی به لطف خدا 1ماهه شروع کردم و همه فایلهایی که از کانالهای دیگه بود رو هم پاک کردم واقعا دارم خودم میبینم که شخصیتم داره تغییر میکنه حتی تو روابطم که من کمالگرا بودم و رو به بهبود گرایی میرم و به امید الله نتایج مالی هم اتفاق میفته.

    از استاد عزیزم سپاسگزارم

    در پناه الله شاد و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    کژال گفته:
    مدت عضویت: 401 روز

    به نام تنها قدرت جهان

    سلام به استاد و مریم بانوی عزیز بچه های سایت

    این مبحثی که شما در موردش صحبت کردین قشنگ پاشنه اشیل منه استاد

    یعنی من همش سعی میکنم به قانون عمل کنم اموزه هارو اجرا کنم ولی احساس میکنم یجای کار میلنگه

    یا در مورد تمرین ستاره قطبی که انجام میدم باز هم احساس میکنم کامل نتیجه نمیگیرم اونجوری که باید!

    یا روی باورام کار میکنم اونارو بار ها و بارها گوش میدم اما نتیجه ای دریافت نمیکنم

    نمیدونم مشکلم کجاست و کجای کار و دارم اشتباه انجام میدم

    از خدا میخوام هدایتم کنه به سمت حل این مسئلم

    تا رد پای بعدی شمارو به خدای منان میسپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      گلاره گفته:
      مدت عضویت: 1270 روز

      منم اینطور بودم که هدایت شدم به کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم و قدم های دوازده قدم

      و نگاه سیستمی به خدا و جهانکیهانی که ما همون عالم اصغر از عالم اکبر هستیم

      که میزان باور وجودی درونمون که حس وجودی و درونی میده اثرش کاملا واضخ هست

      باور و حسمون که میاد تو شخصیت و رفتارمون و نه گفتار و فکرمون . که البته تکاملی هست و با توجه و ورودیهای مثبت و الگوها باور پذیر میشن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 454 روز

    درود

    روز شصت و ششم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاس فراوان از استاد عزیز

    فایل جالبی بود، من واقعا نمی‌دونستم وقتی روی باورها کار میکنیم ایده ها میان ،

    با شنیدن این مطلب یادمه وقتی شروع کردم روی باورهای سلامتی کار کردن ،البته به صورت دست و پا شکسته کار میکردم ، ایده ای با فایل نشانه واسم اومد که میتونم با یک کانال آموزشی رایگان طراحی ، آموزش دادنم رو شروع کنم ،

    یعنی اولش اومدم یک دوره تهیه کردم برای رشد پیجم ، و هدفم این بود که با رشد پیجم بتونم هنرجو بگیرم برای آموزش طراحی

    اما در واقع من هیچ دوره ای برای آموزش آماده نکرده بودم .

    فکرم این بود که اول فالوورهام رو ببرم بالا ، و یک اتفاقی افتاد که اصلا نتونستم روی پیج کار کنم چند ماه و همون چند ماه اولی هم که کار کرده بودم بر باد رفت ، بعد زمستون که باورهای سلامتیم رو با توجه با آموزه های سایت ، درست کردم و دست و پا شکسته روشون کارکردم ، ایده اومد تو برو اول یک کانال آموزشی بزن و یواش یواش با اون فایل‌هایی که برای هر درس ضبط کردم کانال رو دارم جلو میبرم خیلی آروم چون گاهی اوقات شرایطم مناسب نبوده برای آموزش ، خلاصه به این نتیجه رسیدم که اگر من روی پیج کار میکردم و فالوورها هم زیاد می‌شدند برای آموزش اصلا چیزی آماده نداشتم که ارائه کنم و اینکه چون تا باحال آموزش نداده بودم.، انگار این کانال رایگان طراحی یک کلاس آموزشی برای من شد که خودمو محک بزنم ، آزمون و خطا کنم و اعتماد بنفس بگیرم که به نظرم تا حدی رضایت مند بود برای خودم

    اما من روی باورهای سلامتی داشتم کار میکردم که این ایده به صورت نشانه واسم اومد

    برای باور سلامتی خیلی چیز خاصی به ذهنم نیامده یعنی شاید هم اومده و من متوجه نشدم ، اما این فایل من رو روشن کرد که ایده ها بعد از کارکردن روی خودتون میاد و از این بعد باید حواسم رو جمع کنم برای ایده های سلامتی

    و این موضوع هم خیلی جالب بود که وقتی شما روی مدار مثلا یک هستید ایده ها در حول و حوش همون مدار میاد ، یواش یواش ، آروم آروم ، یهو ایده مدار دهم نمیاد در مدار یکم ،بهت الهام بشه.یه جورایی همون به نظرم قانون تکامل هست .

    یواش یواش ، فقط باید خیلی حواس جمع و متمرکز بود که در همون مداری که هستیم الهامات رو متوجه بشیم ،دقیقا این مورد رو من هر روز از خدا می‌خوام که خدایا کاری کن که الهامات رو درک کنم ، حواسم جمع باشه و به سمتش حرکت کنم

    استاد تمام این موارد رو مدیون شما هستم که بهترینید

    به امید ایده های عالی و ناب در مورد سلامتیم به زودی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    حمید خالقی گفته:
    مدت عضویت: 4150 روز

    یکی از راه هایی که میتونه ثابت کنه باورامون تغییر کرده یا نه نگاه به الگوهای دهنی و الگوهایی هستن که برای خودمون تعیین کردیم

    چه کسی رو به عنوان الگو تو دهنمون برای خودمون ساختیم؟

    چه کسی رو عمیقا و قلبا با تمام وجود مون الگو قرار دادیم و قبولش داریم؟

    حرف کی رو بیشتر قبول داریم؟ پرسیدم قبول داریم نگفتم حرفهای چه کسی رو بیشتر داریم گوش میدیم

    چون ما حرفهای استاد رو بارها و بارها داریم گوش میدیم ولی آیا واقعا قبولش هم داریم؟ چقدر قبول داریم؟

    به اندازه ای که قبول داریم بهش عمل می‌کنیم و به اندازه ای که بهش عمل می‌کنیم داریم نتیجه میگیریم

    انشا الله خداوند بهم کمک کنه تا بتونم الگوهای ذهنیم رو تغییر بدم

    انشاالله انشاالله انشاالله

    در پناه الله یکتا شاد پیروز و موفق سربلند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    حمید خالقی گفته:
    مدت عضویت: 4150 روز

    چرا این دوست ما دوست داشتن که جهان طبق نظر ایشون تغییر کنه ؟

    1-میترسیدن از اجرای ایده ها

    2- تغییر کردن براشون سخت بوده

    3- تغییر کردن براشون مساوی بوده با رنج و ماندن در همون شرایط و حس و حال مساوی بوده با لذت بردن از زندگی الانشون

    4- قدرت تغییر باورها رو درک نکرده بودن و به دنبال عوامل بیرونی میگشتن

    5-به باورهایی که داشتن با دبد تعصب یا دید غرور نگاه میکردن

    6-هنوز باور نکرده بودن که برای تغییر شرایط و اوضاع بیرونی باید درونشون رو تغییر بدهند(تغییر شخصیت)

    7-غرور در مقابل قوانین جهان به جای تواضع و سعی در اجرای قوانین

    8-ناسپاسی از آگاهی هایی که دریافت میکردن

    9- از تغییر کردن ترس داشتن

    10- چون تغییر کردن درون برای ثروتمند شدن خیلی خیلی راه آسونیه برای ثروتمند شدن لذا به این روش چندان اعتقادی نداشتن و به دنبال راههای سخت بودن

    11- پول و ثروتی که از راه آسان بدست بیاد رو به عنواین مختلف قبول نداشتن

    12-با افراد ناباب رفت آمد داشتن و اونا روی ذهن ایشون تاثیر میزاشته

    13- جرات و جسارت مواجه شدن با شرایط و ایده های جدید رو نداشتن

    14-از تغییرات سریع می‌ترسیدند چون میدونستن با اجرای ایده ها و تمرینات پول و ثروت در زمان کوتاهی بصورت آسان و فراوان وارد زندگیشون خواهد شد و ایشان رو مجبور به ترک عادت‌های قبلی خواهد کرد (لذا به عادت‌ها و الگوهای قبلی به شدت وابسته بودن)

    این مور آخری رو ن به شدت در درونم دادم و تمیز وارم بتونم موفق به تغییرش بشوم

    تغییر الگوی ذهنیم که منجر به تغییر برنامه و کدنویسی ذهنم خواهد شد انشا الله انشاالله انشاالله

    در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق و سربلند و ثروتمند باشید

    و هزار و یک دلیل دیگه ممکنه وجود داشته باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    امید بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 307 روز

    به نام فرمانروای بی همتا

    درود فراوان به همگی و جناب عباسمنش

    (جناب عباسمنش عزیز دوسدارم به نظرم نظر بدی )

    فقط خواستم بگم من یکی از کسانی هستم ک از فایلهای رایگانتون در چهل روز و حدود 200 فایل واقعا از لحاظ درونی ، اخلاقیات ، افرادی ک باهاشون برخورد دارم ، نگاهم به موضوعات ، نگاهم به خدا ، نگاهم به خودم ، نگاهم به مسایل ناخوشایند و خوشایند، واقعا تغیر به شدت زیادی داشتم

    و دارم زندگی میکنم با این قوانین ، هر لحظه در ذهن و قلبم

    اول از خدای خودم و سپس از جناب عباسمنش گرامی نهایت سپاس گزاری رو دارم

    از خودم هم ممنونم که با جان و دل و استمرار و در این راه قدم برمیدارم

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    سونیا نوری گفته:
    مدت عضویت: 746 روز

    بنام خدایی مهربان

    سلام به همه دوستان عزیزم

    روزشمار تحول زنده‌گی من 62

    مهم اینست که قانون چی میگه ، نه اینکه ما چی برداشتی از آن میکنیم .

    استاد این بهترین روش است که نیاز نیست دیگران را نصیحت کنیم یا بگوییم چون در اکثر مواقع قبول نمی‌کنند و اگر قبول هم کنند ، فردایش فراموشش می‌کنند باید بگذاریم که جهان بفهماند اما با چک و لگد .

    وقتی که روی باورهای ما کار میکنیم ، بعضی از اقدامات عملی را باید انجام بدهیم . و بعضی از اقدامات را نباید انجام بدهیم .

    وقتیکه ما حرکت می‌کنیم، جهان بقیه کارها را می‌کند، و من بارها این را حس کردم که خواستم کاری را شروع کنم ، افراد آمده ، ایده ها آمده .

    باید دنبال کنیم ایده هایکه داریم و نگذریم از آنها ، به این دلیل که از طرف خداوند است و اگر ادامه بدهیم ، جهان حتما پاداش هایش را می‌دهد.

    باید لیاقت این را در خودمان ایجاد کنیم که از مسیری درست پول درست پیدا کنیم .

    باید خودم به خودم ارزش قائل شوم .

    اگر می‌خواهید پیشرفت کنید ، بهایش را بپردازید ، باید هم از لحاظ انرژی‌کی ، زمان بگذاریم و وقت بدهیم به چیزیکه می‌خواهیم برسیم .

    قدم های کوچک ولی متوالی را برداریم و ادامه بدهیم تا نتیجه بدهد.

    آرام ، آرام همه چیز تغییر می‌کند.

    خداره صدهزار مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1175 روز

    به نام خدای مهربانم خدایی که قدرتش را میپرستم سلام به استاد توحیدیم استاد بی نظیرم

    بله آدمها دودسته هستن

    خدا رو شکر من از دسته دومی هستم بیشتر ما انسانها میخوایم قوانین رو بر وفق مراد خودمون تغییر دهیم نه اینکه خودمون رو تغییر دهیم

    و برای همین به بیشتر خواسته هامون دیر میرسیم

    ما میخوایم تغییر کنیم اما گفتگوهای غالب ذهنمون تغییر نکند

    اما حقیقت اینست که قوانین ثابت هستن این ما هستیم که باید تغییر کنیم باورها و افکارمون تغییر کند فرکانسهامون تغییر کند تا اوضاع و شرایطم تغییر کند و اینو باید بپذیریم تا بتونیم قدم برداریم برای رشد و پیشرفتمون

    ما باید با قوانین همراه شویم

    استاد ممنونتم سپاسگزارتم

    دوستان عزیزم از همه شما ممنونم برای نوشتن کامنتهای پر از آگاهیتون

    در پناه خداوند سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    آزاده گفته:
    مدت عضویت: 649 روز

    سلام .استاد عزیزم

    خدایا شکررت.

    استاد عزیزم من دارم نشانه های قانون رو به وضوح میبینم .

    خدایا شکرت

    از این فایل یک درس خیلی بزرگ گرفتم

    اینکه قدم های کوچک بردارم و طبق اون مداری که توش قرار دارم و ایده هایی درخور همون مدار که به من الهام میشه رو عملی کنم

    و من برای رسیدن به هدفم باید قدم بردارم عملگرا باشم .واگرنه نمیشه گفت من برم بخوابم دست به کاری نزنم و ثروتمند بشم، این خلاف قانون جهانه. اگر ایمان داشته باشی قدم برداشتن هم خودش میاد .

    هیچ وقت دنبال ایده هایی که از مدار من فاصله داره نباشم چون هیچ وقت اون ایده گفته نمیشه

    خدایا شکرت برای اگاهی امروزم

    ممنونم ازت استاد عباسمنش

    و از خدایم که منو لایق دونست و توی این مسیر زیبا قرار داد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    زهرا یعقوبی گفته:
    مدت عضویت: 617 روز

    این جهان کوه هست و فعل ما ندا

    سوی ما آید ندا ها را صدا

    به نام خدایی که رحمتش بی نهایت هست

    سلام استاد عزیزم و مریم بانوی نازنین

    و سلام به دوستان نازنین شب همگی تون بخیر و شادی باشه

    یعنی اگه بگم خدا هر لحظه جواب مونو میده باورش سخته حتی برای خودم که خدا این همه اتفاق رو برام رقم زده یعنی سخت نیس ولی باور کامل که ساخته شده باشه هم نیست.

    حالا معجزه رو بگم امشب که اومدیم شهرستان من دفتر شکرگذاریمو یادم رفت بردارم ، میخاستم شکر گذاری رو شروع کنم گفتم خب دفتر نیوردم چیکار کنم یادم اومد یه دفترچه مامانم داشته خب میرم اونو میگیرم که دیدم اون نمیشه گفتم خب الان چیکار کنم نجوای شیطون اومد گفت خب دیگ تلاشتو کردی نشد برو بخواب بابا حالا یه شکرگذاری کلی بگو و بخواب گفتم نه نه من باید چیکار کنم؟؟ خب میتونم داخل سایت بنویسم ولی خب دقیقا کجا رو نمیدونستم . رفتم از خواهرم پرسیدم کجا بنویسم تو خودت کجا مینویسی گفت روی نشانه ات بنویس یا هم خدا خودش میگه دیگ سخت نگیر بهونه اوردم گفتم من اگه نشانه بزنم جدیده و باید بشینم و نگاش کنم بعد بنویسم گفت نه میتونی بنویسی مقاله رو بخون و بنویس.

    اومدم توی رختخواب سایت استاد رو باز کردم زدم روی نشانه تا بارگیری بشه به خدا گفتم یه فایلی رو بیار تا بتونم اتفاقی که امروز برام رقم زدی رو بنویسم

    واللله اکبررررر

    هدایت شدم به این فایل زیبا همون اول استاد عزیز نوشتن که آدم ها 2 دسته ان همین کلمه برام کافی بود که به خودم بگم دیدی خدا توی هرشرایطی حواسش بهت هست چرا باز دفعه بعدی شک داری اره چرا؟

    خب بریم سراغ معجزه ای که امروز خدا بهم نشون داد تا متوجه بشم مسیرم درسته .

    امروز مثل همیشه مشتری جدیدی که خدا واسه خواهرم فرستاده بود اومد اما با این تفاوت که یه ساعت شد دیدم نرفته خب دوساعت شد دیدم نرفته برام جالب بود رفتم داخل مزون خواهرم (البته اینم بگم من چند روزی از خدای مهربون میخاستم یه دوستی داشته باشم که با استاد باشه یا حداقل درکی از قانون داشته باشه حالا با هر استادی آدم معمولی نباشه ). وارد که شدم دیدم نشستن دارن با هم دیگه حرف میزنن یکم که به حرفاشون گوش کردم دیدم میگه منم هدایت شدم ،منم جواب سوالمو گرفتم ، خدا به منم گفت ، خدا منو هم هدایت کرد ، فهمیدم که اع این دوست عزیزمونم داره روی خودش کار میکنه و وقت می‌زاره روی خودشناسی خودش خیلی خوشحال شدم گفتم خدایا چقد ما رو دوست داشتی که این ادم رو وارد زندگیمون کردی مرسی که اینقد حواست بهمون هست خدایا شکرت …

    یه معجزه قشنگ دیگه هم که برام رخ داد این بود که ظهر که داشتیم برمیگشتیم خونه از سرکار رفتیم و خوراکی خریدیم و من حسابم یکم موجودیش اومد پایین ولی خدا رو شکر با وارد شدن در دوره هم جهت دیگ استرس ندارم دیگ نگرانی ای نیس میگم خدا خودش درست میکنه خیلی اتفاقات رو رقم زده برا اطرافیانم رقم زده ( مثل چک 6 میلیونی خواهرم که حتی 100 تومن تو حسابش نداشت و حتی نمیدونس 6 تومنه فک میکرد یه مبلغ دیگس )و برا خودم پس میشه نگرانی معنایی نداره آبمیوه تو بخور و لذت ببر

    رسیدیم خونه و جاتون خالی ناهار خوردیم یه قرمه سبزی فوق العاده درست به خوشمزگی قرمه سبزی که مریم جون عزیز در سریال سفر به دور آمریکا قسمت 66 که توی پارکینگ لات که اسمشو الان یادم نمیاد درست کردن و خدا رو شکر یه ساعت تونستم بخوابم توی خواب و بیداری بودم که خدا سوپرایزم کرد صدای عموم رو داشتم می‌شنیدم که میگفت برای زهرا کفش خریدم خوشگله خدا کنه اندازه پاش باشه

    سریع توی ذهنم اومد تو که پول نداری کرایه خونه رو پرداخت کردی ( خدا رو شکر میکنم که توانایی پرداخت کرایه خونه رو به زهرای 18 ساله داده و نمیدونین چقد عزت نفسمو ساخته این اتفاق )و قبض خواهرتو که اونم هنوز پولی نیومدع که بخواد بهت بده ولی من گفتم هیس تو قرار نیس با ذهنت تصمیم بگیری ببین چقد کفشات خوشگلع و سعی کردم با نکات مثبت کفشام جلوی ذهنم رو بگیرم که خداروشکر تونستم و رفتم و به خواهرم گفتم پولمو بده من نیاز دارم و اصلا توقع نداشتم اینطوری باهام برخورد کنه میتونم بگم 180 درجه تغییر رو دیدم و گفت باشه شنبه میدم رمز دوم ندارم شماره کارت بفرس شنبه میزنم برات خواهری که همیشه با هم دعوا داشتیم و فکرشو نمیکردم حتی پولمو بده ( دقیق مثل فایل استاد اگه اشتباع نکنم دوره عزت نفسه که یه نفر میخاد سهمشو از زمین پدریش بگیره و برادراش بهش نمیدادن و کار کردن رو خودش و تغییر خودش شرایط رو برای خودش آسون کرده ) و اومدم بخوابم خواهر دیگم گفت پول زدن برام شماره کارت بده میخام پولی که دستم داشتی رو برات بدم

    و اونجا بود که به خدا گفتم چیکار داری میکنی باهام خدایا شکرت

    و خلاصه که من به خدای عزیزم گفته بودم این ماه کفش و کیف میخام کیف رو ک اونطوری برام رقم زد و کفشواصلا توقع نداشتم اینجوری سوپرایزم کنه انگار که من هیچ کاری نمیکنم خدا خودش همه رو انجام میده از همه ی دستاش بهم کمک میرسونه چه اشنا چه خانواده چه غریبه و من خدا رو شکر میکنم و ازش میخام کمکم کنه توی این مسیر درست بمونم و خارج نشم.

    هرشب به خودم میگم امشب دیگه بهترین شب زندگیمه ولی خدا فرداش جوری زندگیمو میسازه که بعضی وقتا فک میکنم خوابم

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: