اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
آلان یعنی ۹۸/۲/۳ جنبه ای را که می خواهم در زندگی ام تغییر بدهم اینه:
جنبه درسی ?
باور هایی که به نظرم رسید《۱٫درس خواندن خیلی لذت بخشه ۲٫درس هایمان خیلی ساده وراحت است ۳٫خدا عاشق انسان های درس خوانده است ۴٫با درس میتونی به خدا برسی ۵٫ساده ترین و لذت بخش ترین راه کمک به جهان از طریق درس خوندنه ۶٫زندگی بدون درس خواندن = زندگی بدون اکسیژن ۷٫بادرس خوندن اعتماد به نفس خیلی بالا میره ۸٫انسان های تاثیرگذار در جهان انسان های درس خوان هستند ۹٫یکی از معنوی ترین کار های جهان درس خواندنه ۱۰٫ با درس خوندن میتونی با انسان های فوق العاده خوب در دانشگاه آشنا بشی٫》
?
اولین قدمی که به ذهنم اومد اینه که:
روی باور خدا عاشقه انسان های تحصیل کرده است کار کنم
و هر روز این جمله را تکرار کنم و تجسم کنم٫
خودم از اینهمه باور عالی تعجب کردم خیلی عالی بودن و خیلی جای کار زیادی دارم چون مقاومت دارم٫
شاید نتونم زیاد خوی صحبت کنم شاید اونطور که باید این بخش رو درک نکردم ، اما چیزی رو که برداشت کردم مینویسم. همونطور که استاد همیشه میگن باید دوره تکاملتون رو در هر زمینه ای طی کنید ، و این جهان هم در حال تکامله ، پس ماباید همانطور که افردا و شرایط و… در حال تغییر هستند هر روز هر لحظه آگاه باشیم و در حال تغییر در تمام جنبه های زندگیمون باشیم، تا هرروز کمی بهتر از دیروزمون باشیم. اگه همه چی توی زندگیمون خوبه نباید فک کنیم دیگه نیازی به تغییر نداریم باید بدونیم هرچیزی میتونه به سمت عالی تر شدن پیش بره، باید مثل آب جاری مدام در جریان باشیم در غیر اینصورت بقول استاد میگندیم . و این حقیقت است.
من نیز شدیدا نیاز به تغییر در تمام جنبه های زندگیم دارم،الخصوص افکارم، دوستان مدام آگاه به افکارتون باشید چون اگه افسارشون رو رها کنید علف های هرز به سرعت در اون رشد میکنند و ناخواسته باورهای نادرستی رو در شما ایجاد میکنند، پس آگاهانه افکارتون رو انتخاب کنید تا باورهای خودتون رو بسازید نه باورهایی که توسط محیط و… در شما ایجاد شده است.
با سلام به همسفرهای عزیزم امروز به لطف خدا دارم پنجمین روز سفرم را آغاز میکنم هر روز که بیدار میشوم اولین کارم اینه که میام تو سایت و منتظر هستم که خانم شایسته ی عزیز امروز چه هدیه ای برایم در نظر گرفته و مانند کودکی هستم که تا باز کردن هدیه شوق و ذوق دارم و وقتی هدیه را میگیرم آرام میشوم و به سراغ کارهای دیگر میروم الان که دارم کامنت میزارم هیچ کاری نکردم کلی کارهای خونه ام هست و در این شلوغی و نامرتب بودن دارم تایپ میکنم چون با شیطون لج کردم قبلا هر زمان میخواستم کامنت بزارم میگفت کارهای خونه رو انجام بده و خونه رو مرتب کن در یه وقت مناسب میای کامنت میزاری با این اوضاع تمرکز نداری و غافل از اینکه اون وقت مناسب هیچ وقت نمی آمداومدم بنویسم که کجای زندگیم نیاز به تغییر داره خوب من معمولا برای هر روز برنامه ای مشخص دارم ولی درآخر شب وقتی چک میکردم متوجه میشدم که به خیلی کارها نرسیدم و دلیلش را جستجو کردم متوجه شدم برای انجام کار برنامه ریزی شده دنبال یه زمان میگردم که هیچ کاری نداشته باشم و همچنین داشتم به دیدن برنامه های تلویزیونی عادت میکردم ذهنم میگفت این برنامه احساست را خوب میکنه مثلا من به موزیک خیلی علاقه دارم و یه برنامه ی موزیک بود که خواننده هم اجرا داشت و هم از زندگیش میگفت و یه روز خواننده ی دلخواهم اومده بود و من هم برنامه را که حدود یکساعت بود دیدم و بعد قانع نشدم رفتم پیج اینستا و حدود یکساعت و نیم انجا بودم و بعد حس و حالم بد شد چون خواننده ی مورد علاقه ام آنقدر باورهای مخرب داشت و کینه و دشمنی شدیدی با عربها داشت و این بود که تصمیم گرفتم دنبال شخص خاص نروم و یه کار دیگه که باید انجام بدم اینه که وقتی دنبال اطلاعاتی هستم و در گوگل سرچ میکنم همان اطلاعات را کسب کنم و خارج شوم نه اینکه مطالبی که به اهدافم مربوط نیست بخوانم و وقتم را بیخود هدر دهم دیروز برای تهیه ی غذایی رفتم گوگل کردم چشمم به یه کفش دلخواه خورد دنبال آن کفش رفتم تا سر از بیوگرافی هنر پیشه ها در آوردم و بعد از حدود یکساعت متوجه شدم که هنوز دستور غذایی را دریافت نکرده ام این است که وقتم هدر میروم و همش میگم این کارهای خونه نمیزاره کمی ترید(معامله گری در بازارهای مالی) کنم خلاصه خیلی خیلی نیاز به تغییر دارم یه راهکار خوب پیدا کردم وقتی کاری را شروع میکنم براش محدوه ی زمانی میزارم و یا اینکه در کاری تنبلی میکنم به خودم میگم فقط یک دقیقه آن را انجام میدم و متوجه میشم حدود یکساعت آن را انجام داده ام البته این روش هم در جهت منفی هم جواب میدهد خدایا شکرت که امروز هم کامنت گذاشتم ممنون استاد عزیز و خانم شایسته ی گرامی
دنیا (جهان) در حال تغییره، (از زمانی که بوده و حالا و در آینده) و این تغییر به سمت گسترش جهان است.
درک این در حال تغییر کردن جهان، باعث میشه که ما خودمون رو با اون همراه کنیم و به طور طبیعی از تمام جنبه ها به سمت گسترش یافتن (بهتر) تغییر و پیشرفت کنیم …
*از روز هفتم تا روز سیزدهم با سفرنامه همراه نبودم، به راحتی برام ممکن نبود که به سایت دسترسی پیدا کنم، در این مدت:
نشونه ها رو می فهمم، با اونها زندگیم رو تنظیم می کنم،
اتفاق های خوب زیادی در ابعاد زیاد برام افتاده، مالی، ارتباطی، آرامش، زندگی طبیعی روون …
نشونه ها رو می فهمم، با اونها زندگیم رو تنظیم می کنم، و تقریبا اتفاقات که پیش میاد رو مطمئنم که مثلا این اتفاق همون اتفاقی که باید باشه! مناسبه، خدا برام خواسته …
خیلی خوشحال و احساس خوب می کنم و نزدیکی به خدا رو حس می کنم …
من یک سال پیش تصمیم ب تغییر گرفتم ، و با استاد همرا شدم ، نتایج خوبی هم گرفتم ،از جمله اشنایی با کسی که الان همسرمه ، ولی متاسفانه ب دلیل یک سری اتفاقات ،از مسیر خارج شدم و کم کم تمرینات و کنار گذاشتم ،یهو ب خودم اومدم دیدم نزدیک ب یک سال از اون روزا گذشته و من در حالی هستم که یک بچه ی تو راهی دارم و کسب و کارم روبه پایینه ، دخل و خرجم به هم ریخته…. . خلاصه سرتون و درد نیارم ، ب لطف خدای مهربونم دوباره وارد مسیر شدم و تصمیم به تغییر زندگیم گرفتم ولی این بار خیلی جدی تر از قبل ، خیلی با انرژی تر ،خیلی پر قدرت تر ،با توکل بیشتر ..و با تمام سلولام باور دارم که ب لطف خدای مهربونم زندگیم و میسازم و تغییر میدم ،چون من لایق بهترینام …
این بار قدم محکمی در یه کسب و کار جدید برداشتم ، کاری که بهش خیلی علاقه دارم و باور دارم که موفق ترین فرد تو حوزه ی خودم خواهم شد…
این حرفارو نوشتم تا ردپایی باشه برام تو این سفری که شروع کردم تا چند سال بعد با موفقیت هایی که کسب کردم بیام و این حرفام و ببینم و بیشتر شکر گذار خداونندم باشم که سرنوشتم و تو دستای خودم قرار داده و قدرت تغییر دادنشو بهم داده …
عاشقتم خدای من ،و باور دارم که توام عاشق من هستی ،خدایا ازت میخوام که زندگیم و سرشار از شادی و ارامش کنی ، من و غرق در خوشبختی کنی ، من و غرق در ثروت کنی تا از تمام مال دنیا بی نیاز باشم ، بدنم همیشه در سلامت کامل باشه و همیشه و در همه حال من و به مسیرهای بهتر و پر سودتر هدایت کنی …
با تشکر از همه ی دوستان عزیزم و ب ویژه استاد خوبم و تیم زحمت کششون .
روز پنجم سفرنامه و من که شیفته تغییرم. مهاجرت انگار در زندگی من جاریست. در زمان جنگ از خرمشهر به اصفهان البته به اجبار و سال گذشته از اصفهان به رامسر به اختیار. و به امیدخدا سال آینده از ایران به آمریکا به اشتیاق. همیشه عاشق خودشناسی و رشد و پیشرفت بودم و هستم. باشد که درک درستی از نشانه ها داشته باشیم و پا در را نهیم.
پیشنهاد برای دوستان
دوکتاب اثر مرکب و چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد برای باورسازی فوق العادست من که خوندم لذت بردم شماهم پیشنهاد میدم بخونید عالیه
بسم الله الرحمن الرحیم
دیدگاهم برای فایل ۵ سفرنامه است٫
آلان یعنی ۹۸/۲/۳ جنبه ای را که می خواهم در زندگی ام تغییر بدهم اینه:
جنبه درسی ?
باور هایی که به نظرم رسید《۱٫درس خواندن خیلی لذت بخشه ۲٫درس هایمان خیلی ساده وراحت است ۳٫خدا عاشق انسان های درس خوانده است ۴٫با درس میتونی به خدا برسی ۵٫ساده ترین و لذت بخش ترین راه کمک به جهان از طریق درس خوندنه ۶٫زندگی بدون درس خواندن = زندگی بدون اکسیژن ۷٫بادرس خوندن اعتماد به نفس خیلی بالا میره ۸٫انسان های تاثیرگذار در جهان انسان های درس خوان هستند ۹٫یکی از معنوی ترین کار های جهان درس خواندنه ۱۰٫ با درس خوندن میتونی با انسان های فوق العاده خوب در دانشگاه آشنا بشی٫》
?
اولین قدمی که به ذهنم اومد اینه که:
روی باور خدا عاشقه انسان های تحصیل کرده است کار کنم
و هر روز این جمله را تکرار کنم و تجسم کنم٫
خودم از اینهمه باور عالی تعجب کردم خیلی عالی بودن و خیلی جای کار زیادی دارم چون مقاومت دارم٫
ممنون از این فایل عالی
تعهد من برای نوشتن نکات مهم …
روز پنجم سفرنامه
شاید نتونم زیاد خوی صحبت کنم شاید اونطور که باید این بخش رو درک نکردم ، اما چیزی رو که برداشت کردم مینویسم. همونطور که استاد همیشه میگن باید دوره تکاملتون رو در هر زمینه ای طی کنید ، و این جهان هم در حال تکامله ، پس ماباید همانطور که افردا و شرایط و… در حال تغییر هستند هر روز هر لحظه آگاه باشیم و در حال تغییر در تمام جنبه های زندگیمون باشیم، تا هرروز کمی بهتر از دیروزمون باشیم. اگه همه چی توی زندگیمون خوبه نباید فک کنیم دیگه نیازی به تغییر نداریم باید بدونیم هرچیزی میتونه به سمت عالی تر شدن پیش بره، باید مثل آب جاری مدام در جریان باشیم در غیر اینصورت بقول استاد میگندیم . و این حقیقت است.
من نیز شدیدا نیاز به تغییر در تمام جنبه های زندگیم دارم،الخصوص افکارم، دوستان مدام آگاه به افکارتون باشید چون اگه افسارشون رو رها کنید علف های هرز به سرعت در اون رشد میکنند و ناخواسته باورهای نادرستی رو در شما ایجاد میکنند، پس آگاهانه افکارتون رو انتخاب کنید تا باورهای خودتون رو بسازید نه باورهایی که توسط محیط و… در شما ایجاد شده است.
خدایا شکرت بخاطر همین لحظه
با سلام به همسفرهای عزیزم امروز به لطف خدا دارم پنجمین روز سفرم را آغاز میکنم هر روز که بیدار میشوم اولین کارم اینه که میام تو سایت و منتظر هستم که خانم شایسته ی عزیز امروز چه هدیه ای برایم در نظر گرفته و مانند کودکی هستم که تا باز کردن هدیه شوق و ذوق دارم و وقتی هدیه را میگیرم آرام میشوم و به سراغ کارهای دیگر میروم الان که دارم کامنت میزارم هیچ کاری نکردم کلی کارهای خونه ام هست و در این شلوغی و نامرتب بودن دارم تایپ میکنم چون با شیطون لج کردم قبلا هر زمان میخواستم کامنت بزارم میگفت کارهای خونه رو انجام بده و خونه رو مرتب کن در یه وقت مناسب میای کامنت میزاری با این اوضاع تمرکز نداری و غافل از اینکه اون وقت مناسب هیچ وقت نمی آمداومدم بنویسم که کجای زندگیم نیاز به تغییر داره خوب من معمولا برای هر روز برنامه ای مشخص دارم ولی درآخر شب وقتی چک میکردم متوجه میشدم که به خیلی کارها نرسیدم و دلیلش را جستجو کردم متوجه شدم برای انجام کار برنامه ریزی شده دنبال یه زمان میگردم که هیچ کاری نداشته باشم و همچنین داشتم به دیدن برنامه های تلویزیونی عادت میکردم ذهنم میگفت این برنامه احساست را خوب میکنه مثلا من به موزیک خیلی علاقه دارم و یه برنامه ی موزیک بود که خواننده هم اجرا داشت و هم از زندگیش میگفت و یه روز خواننده ی دلخواهم اومده بود و من هم برنامه را که حدود یکساعت بود دیدم و بعد قانع نشدم رفتم پیج اینستا و حدود یکساعت و نیم انجا بودم و بعد حس و حالم بد شد چون خواننده ی مورد علاقه ام آنقدر باورهای مخرب داشت و کینه و دشمنی شدیدی با عربها داشت و این بود که تصمیم گرفتم دنبال شخص خاص نروم و یه کار دیگه که باید انجام بدم اینه که وقتی دنبال اطلاعاتی هستم و در گوگل سرچ میکنم همان اطلاعات را کسب کنم و خارج شوم نه اینکه مطالبی که به اهدافم مربوط نیست بخوانم و وقتم را بیخود هدر دهم دیروز برای تهیه ی غذایی رفتم گوگل کردم چشمم به یه کفش دلخواه خورد دنبال آن کفش رفتم تا سر از بیوگرافی هنر پیشه ها در آوردم و بعد از حدود یکساعت متوجه شدم که هنوز دستور غذایی را دریافت نکرده ام این است که وقتم هدر میروم و همش میگم این کارهای خونه نمیزاره کمی ترید(معامله گری در بازارهای مالی) کنم خلاصه خیلی خیلی نیاز به تغییر دارم یه راهکار خوب پیدا کردم وقتی کاری را شروع میکنم براش محدوه ی زمانی میزارم و یا اینکه در کاری تنبلی میکنم به خودم میگم فقط یک دقیقه آن را انجام میدم و متوجه میشم حدود یکساعت آن را انجام داده ام البته این روش هم در جهت منفی هم جواب میدهد خدایا شکرت که امروز هم کامنت گذاشتم ممنون استاد عزیز و خانم شایسته ی گرامی
سلام
روز چهاردهم سفرنامه ی فصل اول (۹تیر۹۸)*
برداشت من:
دنیا (جهان) در حال تغییره، (از زمانی که بوده و حالا و در آینده) و این تغییر به سمت گسترش جهان است.
درک این در حال تغییر کردن جهان، باعث میشه که ما خودمون رو با اون همراه کنیم و به طور طبیعی از تمام جنبه ها به سمت گسترش یافتن (بهتر) تغییر و پیشرفت کنیم …
*از روز هفتم تا روز سیزدهم با سفرنامه همراه نبودم، به راحتی برام ممکن نبود که به سایت دسترسی پیدا کنم، در این مدت:
نشونه ها رو می فهمم، با اونها زندگیم رو تنظیم می کنم،
اتفاق های خوب زیادی در ابعاد زیاد برام افتاده، مالی، ارتباطی، آرامش، زندگی طبیعی روون …
نشونه ها رو می فهمم، با اونها زندگیم رو تنظیم می کنم، و تقریبا اتفاقات که پیش میاد رو مطمئنم که مثلا این اتفاق همون اتفاقی که باید باشه! مناسبه، خدا برام خواسته …
خیلی خوشحال و احساس خوب می کنم و نزدیکی به خدا رو حس می کنم …
خدا رو شکر خدا رو شکر خدا رو شکر …
تغییر یک ضرورته اگه با تغییر جهان ،تغییر نکنیم زیر چرخ گردونه ی این جهان له میشیم
نشونه ها تضادهایی هست که در هر جنبه ای از زندگی ما خودشو به نمایش میذاره
پس شجاعت به خرج بده
محکم و قوی به خودت بگو “نترس،من اینجام”
و به رب درونت قدرت بده اونوقت اون نیروی عظیم درونی تو رو به هر خواسته ای که بخوای میرسونه در درست ترین زمان و در درست ترین مکان
به نام یکتا بخش هستی
امروز روز پنجم سفرم با شما عزیزان را سپری کردم.
من به خودم متعهد میشوم که به دنبال تغییرات باشم و از همین امروز شروع کنم.اگرچه در این مدت تغییرات زیادی نموده ام.
چند روز پیش مشکلی برام به وجود آمده بود که حل آنرا به خدا سپرده بودم و امروز خیلی راحت با دو تماس تلفنی مشکلم حل شد.
نتایج توکل به خداوند در زندگی و سپردن کارها به او
سلام ب دوستان خوب و هم فرکانسیم
من یک سال پیش تصمیم ب تغییر گرفتم ، و با استاد همرا شدم ، نتایج خوبی هم گرفتم ،از جمله اشنایی با کسی که الان همسرمه ، ولی متاسفانه ب دلیل یک سری اتفاقات ،از مسیر خارج شدم و کم کم تمرینات و کنار گذاشتم ،یهو ب خودم اومدم دیدم نزدیک ب یک سال از اون روزا گذشته و من در حالی هستم که یک بچه ی تو راهی دارم و کسب و کارم روبه پایینه ، دخل و خرجم به هم ریخته…. . خلاصه سرتون و درد نیارم ، ب لطف خدای مهربونم دوباره وارد مسیر شدم و تصمیم به تغییر زندگیم گرفتم ولی این بار خیلی جدی تر از قبل ، خیلی با انرژی تر ،خیلی پر قدرت تر ،با توکل بیشتر ..و با تمام سلولام باور دارم که ب لطف خدای مهربونم زندگیم و میسازم و تغییر میدم ،چون من لایق بهترینام …
این بار قدم محکمی در یه کسب و کار جدید برداشتم ، کاری که بهش خیلی علاقه دارم و باور دارم که موفق ترین فرد تو حوزه ی خودم خواهم شد…
این حرفارو نوشتم تا ردپایی باشه برام تو این سفری که شروع کردم تا چند سال بعد با موفقیت هایی که کسب کردم بیام و این حرفام و ببینم و بیشتر شکر گذار خداونندم باشم که سرنوشتم و تو دستای خودم قرار داده و قدرت تغییر دادنشو بهم داده …
عاشقتم خدای من ،و باور دارم که توام عاشق من هستی ،خدایا ازت میخوام که زندگیم و سرشار از شادی و ارامش کنی ، من و غرق در خوشبختی کنی ، من و غرق در ثروت کنی تا از تمام مال دنیا بی نیاز باشم ، بدنم همیشه در سلامت کامل باشه و همیشه و در همه حال من و به مسیرهای بهتر و پر سودتر هدایت کنی …
با تشکر از همه ی دوستان عزیزم و ب ویژه استاد خوبم و تیم زحمت کششون .
در پناه خدای بزرگ
به نام خداوند قادر و توانا
خوشحالم که در جمع خانواده هستم
روح جهان از من و برای من است
روح جهان از تو و برای توست
روح جهان از ما و برای ماست
روح جهان ماییم
روح جهان همینجاست
به نام خدا
سلام بر عاشقانش
روز پنجم سفرنامه و من که شیفته تغییرم. مهاجرت انگار در زندگی من جاریست. در زمان جنگ از خرمشهر به اصفهان البته به اجبار و سال گذشته از اصفهان به رامسر به اختیار. و به امیدخدا سال آینده از ایران به آمریکا به اشتیاق. همیشه عاشق خودشناسی و رشد و پیشرفت بودم و هستم. باشد که درک درستی از نشانه ها داشته باشیم و پا در را نهیم.