اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استادی عزیزم و مریم جون نازنین و دوستان هم فرکانسم
اول خدارا سپاسکذارم که بمن فرصت نوشتن این کمنت را داد
خداصدهزار بار شکر که من امروز برای خودم ثابت کردم که دارم تغیر میکنم و من بخاطری روشن شدن وبهتر شدن آینده ام امروز قدم بزرگی برداشتم
داستان امروزم:
من از آنجای که فعلآ کدام شغلی خاصی ندارم که روزا سری کار بیرم در مقابلش حقوق بگیرم
و از طرفی من تازه گیا استرات شغل آنلاینم را زدم ودارم اموزش میبینم و این شغلم فعلآ درامدی نداره برام و منم که همیشه دستم تو چپ خودم هست فعلآ دستم از وضعیت مالی گیره در پهلوی آن شغل جدید آنلاینم دنبال کاری دیگه شدم تا فعلآ درآمدی داشته باشم بعد کار پیدا کردم کارم واکی شد بعدش من باخودم فکر کردم که راضیه تو اگه دنبال درآمدی هستی فکر آینده ش را هم بکن که کدام کار آینده بهتر دارد از آن جایی که شغل که الان برات درآمد داره درآینده هیچ فایده نداره برات ولی شغلی که خودت دوست داری عشقت هست درسته الانش درآمدی نداره ولی آن آینده توست درآینده قراره تو بهترین وبیشترین درآمده ازآن داشته باشی
منم خداراصدهزاربار شکر امروز صبح نرفتم سری کار و تصمیم خوده محکمتر کردم برای تمرگز بیشتر و تلاش برای شغلی که قراره آینده منو روشن کنه قراره من را برای خودم وبرای اطرافیانم معرفی کنه
قراره دنیا را جای بهتر زنده گی کردن بخودم و اطرافیانم بیسازه و عشقم وهدفم و تمام رویاهام است این شغلم
خدایا سپاسگزارتم بابت بهترین شغل دنیارو دارم
خدایا سپاسگزازتم که منو به خواسته هام رساندی
خدایا سپاسگزارتم که منو دربین بهترین افراد هدایت کردی
به نام خداوند مهربان ،هدایتگر ،رزاق ،وهاب و بخشنده
سلام به استاد و خانم شایسته و دوستان عزیزم
امیدوارم حالتون عالیه عالی باشه
استاد من واقعا حسرت میخورم چرا از اولی که سایت رو راه اندازی کردید من با شما آشنا نشدم و عضو سایت پر از آگاهی های ناب شما نبودم .
استاد بخدا قسم که شما ده سال آینده سایت رو دیده بودید که اگر تحولی ایجاد نمیشد اگر قدم برنمیداشتید این سایت این چیزی نبود که الان هست
نمیدونم دوستانم تا به حال به کامنت های سال های قبل سری زدند یا نه ، کامنت ها کلا پنج خطم نمیشد و فقط تشکر و سپاسگزاریه ، یعنی با کامنت های الان اصلا نمیشه مقایسه کرد .میدونید من یکدفعه ای بهم الهام شد که به کامنت های گذشته سر بزنم و بهم الهام شد سریع تایپ کنم تا بهم گفته بشه و من بنویسم ،باورتون نمیشه انگار یکی دستای منو گرفته و تایپ میکنه ،یکی داره تو گوشم فریاد میزنه آقا جان ایناها دیگ نگاه کن چشماتو باز کن ببین کامنت ها رو ببین گذشته تا الان رو ببین استاد چیکار کرده چیا رو نگاه کرده اومده به ده سال آینده و این روز ها رو دیده که الان جنس سایت ،کامنت ها ،محتوا ،همه چیز تو این سایت عالی تر از گذشته شده ،به فایل های سفر به دور آمریکا نگاه میکنم ،به زندگی در بهشت نگاه میکنم که چی بوده چی شده ،چقدر همه چیز عالی شده .
منم باید همین کارو کنم منم باید ده سال آینده کسب و کارم ،زندگیم ،روابطم رو ببینم و شروع کنم به تغییر و روز به روز مثل سایت استاد مثل زندگی و روابط و کسب و کار استاد که روز به روز عالی و عالی تر شده ،منم عالی تر بشم .
اگر استاد تونسته منم میتونم ،چی شده که جنس کامنت های سال 94با کامنت های 1402فرق میکنه ،چی شده که این سایت محتواش عالی تر عالی تر شده ،کسب و کار و روابط استاد از سال94تا الان آنقدر عالی تر و فوق العاده شده .
من الان یک هفته هست دارم فکر میکنم به تک تک حرف های استاد به تک تک کلمات به زبان بدن استاد همه دارند به من میگن که این یک قانون بدون تغییر خداوندِ.
تمام اتفاقات زندگی ما دست خودمونه ،تماماً ربط داره به فرکانس های ما ببینیم چی داریم ارسال میکنیم به چی باور داریم ،نشانه ها رو میبینیم و ازش رد میشیم یا ایمان صد در صد داریم به نشانه های خدا که هر دقیقه و هر لحظه داره بهمون الهام میشه .
من نمیدونم درست نوشتم یا غلط املایی دارم فقط نوشتم بهم الهام شد و منم نوشتم
خدایا شکرت که با من حرف میزنی و بهم الهام میکنی
سپاسگزارم استاد برای این فایل ها برای این سایت پر از آگاهی های ناب
در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به لطف خداوند متعال به روز پنجم روز شمار تحول زندگیام رسیدم
اولا خداوند را به خاطر این توفیق سپاسگزارم و دوما بخودم و به تعهدی که در ادامه دادن این مسیر دارم تبریک میگم و خودم را تشویق میکنم
درسهایی که امروز از روز پنجم آموختم :
فکر کنم به این موضوع که آیا من در ده سال آینده زندگیام با همین روندی که پیش میروم ، جایی که دوست دارم باشم هستم یا نیاز هست که تغییری در شخصیت خودم بدهم و مسیرم را اصلاح کنم
خیلی از آدمها بخاطر ترسها و بیایمانیهایشان دست به تغییر نمیزنند و به همان روش قبلی زندگی میکنند وشهامت تغییر کردن و بیرون آمدن از نقطه امنشان را ندارند
واقعاً این روندی که من هماکنون طی میکنم در ده سال آینده مرا به کجا خواهد برد؟
آیا جایی که در ده سال دیکر هستم همان جایی است که مرا به خواستههایم رسانده است؟
یا اینکه در ده سال آینده وقتی به عقب نگاه میکنم حسرت روزها و فرصتهایی را که از دست دادم میخورم؟
آیا آنزمان دیگر توانی برایم باقی مانده که بخواهم تغییر کنم یا اینکه باید هم الان که فرصت برایم مهیا میباشد شهامت خروج از این وضعیت را در خودم ایجاد کنم
من باید قبل از اینکه بخاطر سختی شرایط و اوضاع زندگیام آنقدر ناتوان و درمانده شوم که دیگر قادر به تغییر کردن نباشم ، از همین لحظه شروع کنم و قدم بردارم و حرکت کنم
جهان در حال گسترش و تغییر است و من هم باید بهمان نسبت در حال رشد و پیشرفت و تغییر باشم
اراده کردن، قدم برداشتن و سعی در تغییر داشتن باعث میشود که من بزرگتر بشوم با ایمانتر بشوم قویتر و شجاعتر شوم
بایستی هرروز از خودم بپرسم که امروز چکار کنم که نسبت به دیروزم زندگیام کمی بهتر شود!
چکار کنم که شخصیتم نسبت به دیروزم قویتر شود
نپذیرم که همینی که هست
اگر که درآمدم در حال کمتر شدن است این غیرطبیعی است و باید چارهای بیندیشم و تغییری در خودم و باورهای خودم بدهم
من بعد از اینکه از شغلم بازنشسته شدم دارم میبینم که اوضاع داره هرروز برام سختر میشه و پساندازم هرروز داره کمتر میشه
وقتی در آزمون شناسایی ترمزهای مخفی ذهن شرکت کردم متاسفانه این متن در پاسخ سوالات من آمد که :
بر اساس جوابهای انتخابی شما به سؤالات آزمون، به نظر میرسد رفتارها، راهکارها و نگرش شما به موضوعات مختلف زندگی، بهشدت تحت کنترل باورهای محدودکننده ذهنتان است.
اولش خیلی جا خوردم و با خودم گفتم که من سالهای زیادی است که عضو این سایت هستم و دورههای زیادی را هم خریداری کردهام پس چرا بایستی این پاسخ من باشد
ولی بعداً که باخودم صادقتر و روراستتر برخورد کردم دیدم که صرفاً عضو سایت بودن یا داشتن دورهها دلیلی بر گرفتن نتایج مطلوب و دلخواه نیست بلکه تغییری که در رفتار ، شخصیت و باورهای من ایجاد شده باعث کسب نتایج مختلفی میشه
در ادامه مطلبی که از طرف سایت به من ارائه شده بود پیشنهاد شد که در دورههای شیوه حل مسائل و کشف قوانین زندگی و راهنمای عملی دستیابی به آرزوها شرکت کنم
و این بار باخودم متعهدتر و با ایمانتر قول و قرار گذاشتم که حتما با جهادی اکبر قدم برداشته و از این شخصیت که عادت کرده به نتیجه نگرفتن خارج شده و سبک زندگیام را تغییر بدهم و هدف برای خودم تعیین کرده و هر روز گام کوچکی برای نیل به این هدف بردارم بامید خداوند متعال
با سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی در این سایت الهی
خدا را شکر میکنم که امروز در مدار شنیدن چیزهایی قرار گرفتم که من را به خواستههایم نزدیکتر میکند واقعا تغییر شخصیت و یا تغییر کردن در تمام زمینههای زندگی به نظر من همت نمیخواهد اتوبان همت میخواهد چون از وقتی که تصمیم به جسارت تغییر خودم و زندگیم کردم جهان هم شروع میکند من را به چالش انداختن من از وقتی تصمیم گرفتم که فضای مجازی و یا تلویزیون را نگاه نکنم اولش برای من خیلی سخت بود و خیلی درد کشیدم اما سعی کردم ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم و فقط زیباییها را ببینم که خدا را شکر 80 درصد آن را توانستم انجام دهم و پیش ببرم و نگاه نکنم
و این طرز فکر من باعث شد که هر روز شکرگزاری کنم با همه خوب و مهربان باشم و به آرامش و احساس خوب در زندگی تجربه میکنم برسم الان در خیلی از مواقع چیزی را نگاه میکنم که در جهت خواستههایم هست و آن را دنبال میکنم مثل شبکه مستند و یا آشپزی در دل طبیعت چون من به این آگاهی رسیدم که خالق زندگی خودم هستم و آگاهانه باید کنترل کنم الان که دارم این کامنت را مینویسم از طرف همسر و خانوادهام خیلی مورد مسخره آنها قرار گرفتم که این چه وضعی است که داری میکنی مسخره بازیها کی تموم میشه و با تیکه انداختن سعی میکنند که من را عصبانی کنند اما من تا جایی که امکان داره خودم را کنترل میکنم و اعراض میکنم و با رفتارهایم به آنها نشان میدهم که با یک اعتماد به نفس بالا مسیر درست زندگی که خودم خلق کردم را ادامه دهم و من به این امر معتقدم که اگر مدارمون با هر کسی متفاوت باشد جهان خودش تکلیف این روابط را معلوم میکند و این روند رو به رشد خودم را وقتی میبینم که پیشرفت خوبی داشتم با هدایت الله نشانهها را دنبال میکنم و مسیر را قویتر ادامه میدهم
فقط افرادی این هدایت را دریافت میکنند که به آن ایمان دارند و نشانه های روشن هدایت را میبینند و میپذیرند
آنهایی که هر لحظه آماده تغییر و بهبود اوضاع در هر جنبهای از زندگی خود هستند این را میدانند که
این خاصیت جهان است که هرگز از گسترش باز نمیایستد و بیشترین پاداشهایش را به افرادی میبخشد که در روند این بهبود و گسترش، با او همراه میشوند؛
بهترینها را برای همه آرزو دارم با بهترین نتایجها موفقیتهای تک تک اعضای خانواده عباس منش
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشالله
ازوقتی برای انجام اگاهی های روزانه در قالب پیشروی با برنامه ی روز شمار تحول زندگیم متعهد تر ومستمر تر شدم فاصله ی روزهام کمتر شدن
وتوانایی ام در نتیجه گیری و به ثبوت رسیدن اگاهی در بستر باورهام خیلی بیشتر شده
اتفاقات زندگیم خیلی هماهنگ تر با آگاهی های این برنامه ی روز شمار شده
اگاهی هایی ک هیچ اطلاعی از محتواشون نداشتم و میام میبینم که به به دقییییییییییقا همون چیزیه که باید باشه
مسیر رو با ظرافت و دقت بالایی روشن تر میکنه
و چنان علمی رو در اختیارم میذاره که همه ی فقرم رو غنی رو میکنه
و جدیت رو به شریانهای اصلیه روحم تزریق میکنه و به تمام اجزای پیکره ی وجودم میفرسته.
و من از نو، احیا میشم
بسیار خوشحال و راضیم از اینکه دارم هرروز به هدف این برنامه ی روزشمار نزدیک و نزدیکتر میشم و بسیار به وجد میام وقتی یادم میاد ک تازه روز پنجم از فصل اولم و چقدررررر با روز اول فرق کردم
وچون متعهدم به ادامه وانشالله که ادامه میدم در پوست خودم نمیگنجم که درادامه وبا پیشروی و پیشرفت روزانه من چقدرررررر بیشتر وبیشتر میتونم تغییر کنم وبزرگ بشم و هرروز بیشتر به خدای درونم نزدیک بشم
و ازاین طریق زندگی رو به سادگی و زیبایی زندگی کنم
خودم رو رها ورهاتر کنم و فقط لذت ببرم
از اونجایی که نه کلمات نه قلم نه هیچ ابزاری نمیتونه از شما خانم شایسته ی عزیز واستاد خوش قلب، برای فراهم کردن این امکان برای پیشرفت و موفقیت در همه ی جنبه ها ، تشکر کنه
من از روش الهی که “بهترین روش سپاسگزاری از خدا=استفاده ی درست از نعمت های اونه” کمک میگیرم و از این موقعیت فوق العاده عالی به بهترین شکل استفاده میکنم تا از شما به شکلی که مستحقش هستین سپاسگزاری کرده باشم.
من در روز چهارم راجب پلنِ نوشتن کتاب”تمرکز روی نکات مثبت “صحبت کردم
و از اونجایی که از هرطرف بچرخیم بازهم به این قانون تغییر ناپذیر جهان میرسیم که اساس زندگیه مارو کانون توجهمون تعیین میکنه،
ما همیشه و در ادامه ی هر موضوعی به تمرین اصلیمون که توجه به نکات مثبت هست برمیگردیم.
و به قول استاد این یک قدرتِ!!!!!!!!
من دوسه روزِ که نمیدونم این کتاب رو چجوری باید شروع کنم و صبر کردم تا زمانش برسه وکلمات از دل و دستم جاری شه
کاررو با فکر تغییر محل زندگیم شروع کردم
و اومدم برای تیک زدن روز پنجم
و طبق انتظارم فایل امروز کاملا با افکارم و خط سیر تغییر هام هماهنگ بود و دیگه از این موضوع تعجب نمیکنم
بلکه پیش بینیش میکنم!!
من درحال حاضر در خانه ی پدربزرگم ساکنم
و تقریبا یکسال پیش مهاجرت از خانه ی خودمون در جنوب کشور و شرایطی بسیییااار بد به منزل پدربزرگم در شهری بسیار خوش اب وهوا وشرایطی به ظاهر بهتر رو یک اتفاق فوق العاده میدونستم
به طوریکه وقتی در برهه ایی قصد فروش خونشون رو داشتن من تماما ترس بودم برای ازدست دادن اون موقعیت نابی که نمیخواستم از دستش بدم
اما الان
با گذشت چندماه از اشنایی ایم بااین خانواده ی ارزشمند
و البته تعهد واستمرارم در تلاش روزانه ی ذهنی برای کارکردن روی خودم و تمااااااااام جنبه های وجودیم،تصمیم قاطع بر ترک منطقه ی امنم گرفتم چرا که کاااااملا مخالف و متضاد مسیر من هست
هررررچه که در اون خانه میگذره حتی قشنگیاش کاااااااملا غیر منطبق با کاراکتره الانه من هست
و من تصمیم جدی و قاطع گرفتم بر ترک خانه ی امن پدر بزرگم
و این تغییر رو بااین تمرین به مرحله ی اجرا میرسونم که میخوام به مدت ١٠ روز در کتابم به روشی که تعیین کردم زوم کنم روی تمام نکات مثبت اهالیه خونه و تماااام نکات مثبت زندگیم در اون خانه
تا به این شکل با تمام زوایای اون خونه واهالیش به صلح برسم
چرا که جنگ با هرچیزی فقط وجود اون رو درزندگیمون پررنگ تر میکنه
وهمچنین نکته ی مهم دیگه:
به قول انیشتین : تو نمیتونی همزمان هم از جنگ جلوگیری کنی هم براش اماده باشی
به خودم گفتم :مائده!
تو نمیتونی هم مستقل بشی و در یک خانه ی امن و زیبا برای خودت با سبک شَخْصیت زندگی کنی هم هرروز ابعادِ حضورت رو در خانه ی پدربزرگت گسترده تر کنی!!!
نمیتونی هم بخوای بری هم هرروز غذاهای خوشمزه وشیرینی های رنگارنگ براشون درست کنی!
نمیتونی پرواز کنی وقتی داری هرروز ریشه ها تو تو زمین محکمتر میکنی!!
و من برای تغییر اوضاع از “””نه””” استفاده میکنم
غذادرست کن!
“””نه””” عذرمیخوام.کاردارم
شیرینی درست کن!
“””نه”””” خستم
خونه رو تمیز کن!
“””نه”””ببخشید الان وقت ندارم
البته بگم که اکثررررر اینها داوطلبانس و هیچکس به من اجبار نمیکنه
ولی شاید توقع داشته باشن که من میخوام جرات کنم و این توقعات رو به صفر برسونم
میدونم و ایمان دارم که در همین آن پروردگارم در حال ساختن شرایطی برای هموار کردنه راهمه!!!
در ادامه از نتایج شرایطم که تا حد خوبی قابل پیش بینیه براتون مینویسم و البته تمام اتفاقات رو با قلم خودم در کتابم هم ثبت میکنم!!
چون خداوند بازم از طریق یه فایل استادش هدایتش کرده.
وای خدا جان
قبل این فایل داشتم فایلی درمورد هدایت های الهی میشنیدم و اونجا که استاد گفتند خداوند به محمد قرآن رو الهام نکرد و محمد بود که آیات رو شنید، جرقهای توی ذهنم ایجاد شد.
به خودم اومدم دیدم همیشه میگفتم خدا کی منو هدایتم میکنه؟
چرا من هدایتی احساس نمیکنم ؟
و دیدم خدا همیشه منو هدایت میکرده و من بودم که تصمیم میگرفتم با عمل نکردن اونا رو نشنوم.
و بعدش که این فایل. و شنیدم که ما باید تغییر کنیم، یهو یادم اومد که من برای بهبود کسب و کارم خیلی دنبال ایده های متفاوت دارم میگردم و در عین حال یه ایده ای خیلی داره توی ذهنم بولد میشه ولی من هی دارم اونو عقبهل میدم و بخاطر یه سری طرز فکر ها که از این و اون شنیدم، نمیرم دنبال عملی کردن اون ایده و وقتی صحبتای استادو شنیدم یادم اومد که من دارم هدابت میشم به اجرای اون ایده و ممکنه اون ایده خیییلی بهم کمک بکنه ، چرا من نمیشنوم هدایتو ؟ چرا دارم ازش دوری میکنم؟
شاید جسارت تغییر. و ندارم. شاید به این فکر نمیکنم که تغییری که احساس میکنم حتی یه کوچولو هم ممکنه به پیشرفتم کمک کنه رو انجام بدم تا نرسه اون روزی که پشیمون باشم و بگم وااای کاشکی اون هدایتارو گوش میدادم.
و خلاصه درجدیدی از هدایت خداوند ب روم باز شد. انشالله از همین الآن متعهدانه به حرف دلم گوش میدم تا ببینم خداجانم برام چجوری چیده.
تمرکزمم فقط باید. و خواسته هام باشه.
امید ب خدا
خدایا بازم. منو هدایتم کردی ممنونم ازت
بچها چقد خوبه ما با استاد آشنا هستیم.
حرفای ایشون عجیییییب به دلم میشینه و آرومم میکنه و بهم امید میده که میتونم زندگیم رو اونجوری که میخوام بسازم.
کلی درس داشت مقایسه شرایط استاد و اون آقا که در دوره ای واقعا موفق بودن و بعد به خاطر توجه نکردن به تغییر شرایط و نشونه ها زندگیشون به تدریج ضعیف و ضعیف تر شد.
الان این وضعیت رو شاید بتونیم تو زندگی اکثر آدما و کارمندا ببینبم.
یه بار تو یه کارگاه کسب و کاری یه آقایی صحبت میکرد و میگفت من یه دوره ای کارمند یه شرکت بودم و وضع فوق العاده ای داشتم و خیلی از امکاناتی که خیلی از شرکتها برای کارمندای اون سطح فراهم نمیکنن برای من فراهم بود. می گفت تو همون شرایط تصمیم گرفتم از کارم بیام بیرون و کار خودمو شروع کنم. من اون موقع واقعا دهنم باز موند، مگه میشه؟ چرا باید همچی کاری کرد؟ آخه ریسک چرا. ولی اون آقا با راه اندازی کسب و کارش صدها برابر داشت کسب درإمد میکرد و بسیار راضی و شاد بود. من اون موقع ها نمیدونستم داستان چیه و درک نمیکردم چرا باید همچین تصمبمی گرفت… ولی الان با لطف الله و نمونه های فراوانی که استاد میگن و اطرافم میبینم متوجه شدم چقدر تغییر نکردن غیر عادیه و چقدر خداوند هوامونو داره و پاداش میده به این جسارت ما.
وعرض سلام ودرود به استاد عباسمنش دوست داشتنی و سر کار خانم شایسته که بی شک ایشون هم دست کمی از استاد نداره و الحمدلله خداوند اینجا هم خوب در و تخته را باهم جور کرده
امیدوارم همه دوستان بهترین ها براشون رقم بخوره
امروز داشتم فایل روز پنجم را میدیدم گفتم منم از تجربم در خصوص موضوع تغییر و اتفاقات بعد از اون براتون بگم
اول یه شرح مختصری از خودم بگم که من الان 44 سالمه وتا 3 سال پیش که اوائل آشناییم با گروه دوست داشتنی عباس منش بود کارمند یکی از ادارات دولتی بودم با یه پست سازمانی بالا و حدود 20 سال سابقه، کارم خوب بود درآمدم بدک نبود حتی خیلی از دوستان و همکارا خدا میدونه حسرت جایگاه منو داشتن ولی من از کارم حس خوب نمیگرفتم چون تکرار مکررات بود و از همه مهمتر اون آزادی زمانی که دوست داشتم را ازم گرفته بود یادمه اون اوائل آشنایی با سایت یه فایلی از استاد شنیدم که مضمونش همین جرات در تغییر بود باینکه اون موقع 5-6 سال بود که دلم میخواست از این شغل بیام بیرون ولی حقیقتا جراتشو نداشتم البته الان فکر میکنم شایدم هنوز تو مدار تغییر قرار نگرفته بودم .خداروشکر بعد شنیدن بارها و بارهای اون فایل و فکر کردن بیشتر انگار یه انگیزه مضاعف پیدا کردم توکل کردم بخدا و یه روز صبح که گوشی زنگ خورد برا بیدار شدن که مث هر روز این 20 سال آماده رفتن به سر کار بشم تصمیممو عملیاتی کردم و دیگه نرفتم. اوائل کار همه از خانواده گرفته تا همکارام کلی تو دلمو خالی کردن که این آب باریکه راهم دیگه نداری ،پست به این خوبی را چرا رها کردی، 10 سال دیگه بیشتر تا بازنشستگی نداری و کلی از این حرفای ناامید کننده اما من بخودم گفتم به قول استاد یا به هدفم میرسم یا میمیرم البته اینو هم بگم اون موقع مخارج خودم با همسر و3 تا فرزندم بود بعلاوه یه سری مخارج اجتناب ناپذیر دیگه
الان 3 سال از اون روز میگذره و به لطف الله و به کمک راهنمایی های سایت عباسمنش در تغییر در باورهام و نگرشم که مجددا از استاد عباسمنش ، سرکار خانم شایسته و همچنین همه دوستانم که بعضا کامنت های اونا بهم انرژی مضاعف میداد تشکر ویژه دارم .الان خداروشکر آزادی زمانی مطلق دارم و در خصوص آزادی مالی هم به لطف خداوند وهاب قدمهای مثبتی برداشتم و در مسیرش هستم که انشالابه اونجا هم که برسم بازم میام و از اون موقعیت هم مینویسم.
خداروشکر از نظر درآمد الان از همکارای قبلی که هنوز هم باهاشون ارتباط دارم بیشتر پول در میارم اما با این تفاوت که هر موقع دلم بخواد هر جایی میرم و منافاتی با کارم نداره.
الهی هزاران هزار بار شکرت بابت درک این آگاهی ها و برای همه اعضا سایت عباسمنش از سید عزیز گرفته تا اون عزیزی که تازه به این جمع پیوسته آرزوی بهترین اتفاقات را تو زندگیشون دارم .
سلام استادی عزیزم و مریم جون نازنین و دوستان هم فرکانسم
اول خدارا سپاسکذارم که بمن فرصت نوشتن این کمنت را داد
خداصدهزار بار شکر که من امروز برای خودم ثابت کردم که دارم تغیر میکنم و من بخاطری روشن شدن وبهتر شدن آینده ام امروز قدم بزرگی برداشتم
داستان امروزم:
من از آنجای که فعلآ کدام شغلی خاصی ندارم که روزا سری کار بیرم در مقابلش حقوق بگیرم
و از طرفی من تازه گیا استرات شغل آنلاینم را زدم ودارم اموزش میبینم و این شغلم فعلآ درامدی نداره برام و منم که همیشه دستم تو چپ خودم هست فعلآ دستم از وضعیت مالی گیره در پهلوی آن شغل جدید آنلاینم دنبال کاری دیگه شدم تا فعلآ درآمدی داشته باشم بعد کار پیدا کردم کارم واکی شد بعدش من باخودم فکر کردم که راضیه تو اگه دنبال درآمدی هستی فکر آینده ش را هم بکن که کدام کار آینده بهتر دارد از آن جایی که شغل که الان برات درآمد داره درآینده هیچ فایده نداره برات ولی شغلی که خودت دوست داری عشقت هست درسته الانش درآمدی نداره ولی آن آینده توست درآینده قراره تو بهترین وبیشترین درآمده ازآن داشته باشی
منم خداراصدهزاربار شکر امروز صبح نرفتم سری کار و تصمیم خوده محکمتر کردم برای تمرگز بیشتر و تلاش برای شغلی که قراره آینده منو روشن کنه قراره من را برای خودم وبرای اطرافیانم معرفی کنه
قراره دنیا را جای بهتر زنده گی کردن بخودم و اطرافیانم بیسازه و عشقم وهدفم و تمام رویاهام است این شغلم
خدایا سپاسگزارتم بابت بهترین شغل دنیارو دارم
خدایا سپاسگزازتم که منو به خواسته هام رساندی
خدایا سپاسگزارتم که منو دربین بهترین افراد هدایت کردی
خدایا سپاسگزارتم دوستت دارم وعاشقتم
به نام فرمانروای جهان
به نام خداوند مهربان ،هدایتگر ،رزاق ،وهاب و بخشنده
سلام به استاد و خانم شایسته و دوستان عزیزم
امیدوارم حالتون عالیه عالی باشه
استاد من واقعا حسرت میخورم چرا از اولی که سایت رو راه اندازی کردید من با شما آشنا نشدم و عضو سایت پر از آگاهی های ناب شما نبودم .
استاد بخدا قسم که شما ده سال آینده سایت رو دیده بودید که اگر تحولی ایجاد نمیشد اگر قدم برنمیداشتید این سایت این چیزی نبود که الان هست
نمیدونم دوستانم تا به حال به کامنت های سال های قبل سری زدند یا نه ، کامنت ها کلا پنج خطم نمیشد و فقط تشکر و سپاسگزاریه ، یعنی با کامنت های الان اصلا نمیشه مقایسه کرد .میدونید من یکدفعه ای بهم الهام شد که به کامنت های گذشته سر بزنم و بهم الهام شد سریع تایپ کنم تا بهم گفته بشه و من بنویسم ،باورتون نمیشه انگار یکی دستای منو گرفته و تایپ میکنه ،یکی داره تو گوشم فریاد میزنه آقا جان ایناها دیگ نگاه کن چشماتو باز کن ببین کامنت ها رو ببین گذشته تا الان رو ببین استاد چیکار کرده چیا رو نگاه کرده اومده به ده سال آینده و این روز ها رو دیده که الان جنس سایت ،کامنت ها ،محتوا ،همه چیز تو این سایت عالی تر از گذشته شده ،به فایل های سفر به دور آمریکا نگاه میکنم ،به زندگی در بهشت نگاه میکنم که چی بوده چی شده ،چقدر همه چیز عالی شده .
منم باید همین کارو کنم منم باید ده سال آینده کسب و کارم ،زندگیم ،روابطم رو ببینم و شروع کنم به تغییر و روز به روز مثل سایت استاد مثل زندگی و روابط و کسب و کار استاد که روز به روز عالی و عالی تر شده ،منم عالی تر بشم .
اگر استاد تونسته منم میتونم ،چی شده که جنس کامنت های سال 94با کامنت های 1402فرق میکنه ،چی شده که این سایت محتواش عالی تر عالی تر شده ،کسب و کار و روابط استاد از سال94تا الان آنقدر عالی تر و فوق العاده شده .
من الان یک هفته هست دارم فکر میکنم به تک تک حرف های استاد به تک تک کلمات به زبان بدن استاد همه دارند به من میگن که این یک قانون بدون تغییر خداوندِ.
تمام اتفاقات زندگی ما دست خودمونه ،تماماً ربط داره به فرکانس های ما ببینیم چی داریم ارسال میکنیم به چی باور داریم ،نشانه ها رو میبینیم و ازش رد میشیم یا ایمان صد در صد داریم به نشانه های خدا که هر دقیقه و هر لحظه داره بهمون الهام میشه .
من نمیدونم درست نوشتم یا غلط املایی دارم فقط نوشتم بهم الهام شد و منم نوشتم
خدایا شکرت که با من حرف میزنی و بهم الهام میکنی
سپاسگزارم استاد برای این فایل ها برای این سایت پر از آگاهی های ناب
در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
یا حق
بنام خداوند هدایتگر مهربان
سلام بر استاد عباسمنش عزیز و گرامی
به لطف خداوند متعال به روز پنجم روز شمار تحول زندگیام رسیدم
اولا خداوند را به خاطر این توفیق سپاسگزارم و دوما بخودم و به تعهدی که در ادامه دادن این مسیر دارم تبریک میگم و خودم را تشویق میکنم
درسهایی که امروز از روز پنجم آموختم :
فکر کنم به این موضوع که آیا من در ده سال آینده زندگیام با همین روندی که پیش میروم ، جایی که دوست دارم باشم هستم یا نیاز هست که تغییری در شخصیت خودم بدهم و مسیرم را اصلاح کنم
خیلی از آدمها بخاطر ترسها و بیایمانیهایشان دست به تغییر نمیزنند و به همان روش قبلی زندگی میکنند وشهامت تغییر کردن و بیرون آمدن از نقطه امنشان را ندارند
واقعاً این روندی که من هماکنون طی میکنم در ده سال آینده مرا به کجا خواهد برد؟
آیا جایی که در ده سال دیکر هستم همان جایی است که مرا به خواستههایم رسانده است؟
یا اینکه در ده سال آینده وقتی به عقب نگاه میکنم حسرت روزها و فرصتهایی را که از دست دادم میخورم؟
آیا آنزمان دیگر توانی برایم باقی مانده که بخواهم تغییر کنم یا اینکه باید هم الان که فرصت برایم مهیا میباشد شهامت خروج از این وضعیت را در خودم ایجاد کنم
من باید قبل از اینکه بخاطر سختی شرایط و اوضاع زندگیام آنقدر ناتوان و درمانده شوم که دیگر قادر به تغییر کردن نباشم ، از همین لحظه شروع کنم و قدم بردارم و حرکت کنم
جهان در حال گسترش و تغییر است و من هم باید بهمان نسبت در حال رشد و پیشرفت و تغییر باشم
اراده کردن، قدم برداشتن و سعی در تغییر داشتن باعث میشود که من بزرگتر بشوم با ایمانتر بشوم قویتر و شجاعتر شوم
بایستی هرروز از خودم بپرسم که امروز چکار کنم که نسبت به دیروزم زندگیام کمی بهتر شود!
چکار کنم که شخصیتم نسبت به دیروزم قویتر شود
نپذیرم که همینی که هست
اگر که درآمدم در حال کمتر شدن است این غیرطبیعی است و باید چارهای بیندیشم و تغییری در خودم و باورهای خودم بدهم
من بعد از اینکه از شغلم بازنشسته شدم دارم میبینم که اوضاع داره هرروز برام سختر میشه و پساندازم هرروز داره کمتر میشه
وقتی در آزمون شناسایی ترمزهای مخفی ذهن شرکت کردم متاسفانه این متن در پاسخ سوالات من آمد که :
بر اساس جوابهای انتخابی شما به سؤالات آزمون، به نظر میرسد رفتارها، راهکارها و نگرش شما به موضوعات مختلف زندگی، بهشدت تحت کنترل باورهای محدودکننده ذهنتان است.
اولش خیلی جا خوردم و با خودم گفتم که من سالهای زیادی است که عضو این سایت هستم و دورههای زیادی را هم خریداری کردهام پس چرا بایستی این پاسخ من باشد
ولی بعداً که باخودم صادقتر و روراستتر برخورد کردم دیدم که صرفاً عضو سایت بودن یا داشتن دورهها دلیلی بر گرفتن نتایج مطلوب و دلخواه نیست بلکه تغییری که در رفتار ، شخصیت و باورهای من ایجاد شده باعث کسب نتایج مختلفی میشه
در ادامه مطلبی که از طرف سایت به من ارائه شده بود پیشنهاد شد که در دورههای شیوه حل مسائل و کشف قوانین زندگی و راهنمای عملی دستیابی به آرزوها شرکت کنم
و این بار باخودم متعهدتر و با ایمانتر قول و قرار گذاشتم که حتما با جهادی اکبر قدم برداشته و از این شخصیت که عادت کرده به نتیجه نگرفتن خارج شده و سبک زندگیام را تغییر بدهم و هدف برای خودم تعیین کرده و هر روز گام کوچکی برای نیل به این هدف بردارم بامید خداوند متعال
به نام هدایت الله
با سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان هم فرکانسی در این سایت الهی
خدا را شکر میکنم که امروز در مدار شنیدن چیزهایی قرار گرفتم که من را به خواستههایم نزدیکتر میکند واقعا تغییر شخصیت و یا تغییر کردن در تمام زمینههای زندگی به نظر من همت نمیخواهد اتوبان همت میخواهد چون از وقتی که تصمیم به جسارت تغییر خودم و زندگیم کردم جهان هم شروع میکند من را به چالش انداختن من از وقتی تصمیم گرفتم که فضای مجازی و یا تلویزیون را نگاه نکنم اولش برای من خیلی سخت بود و خیلی درد کشیدم اما سعی کردم ورودیهای ذهنم رو کنترل کنم و فقط زیباییها را ببینم که خدا را شکر 80 درصد آن را توانستم انجام دهم و پیش ببرم و نگاه نکنم
و این طرز فکر من باعث شد که هر روز شکرگزاری کنم با همه خوب و مهربان باشم و به آرامش و احساس خوب در زندگی تجربه میکنم برسم الان در خیلی از مواقع چیزی را نگاه میکنم که در جهت خواستههایم هست و آن را دنبال میکنم مثل شبکه مستند و یا آشپزی در دل طبیعت چون من به این آگاهی رسیدم که خالق زندگی خودم هستم و آگاهانه باید کنترل کنم الان که دارم این کامنت را مینویسم از طرف همسر و خانوادهام خیلی مورد مسخره آنها قرار گرفتم که این چه وضعی است که داری میکنی مسخره بازیها کی تموم میشه و با تیکه انداختن سعی میکنند که من را عصبانی کنند اما من تا جایی که امکان داره خودم را کنترل میکنم و اعراض میکنم و با رفتارهایم به آنها نشان میدهم که با یک اعتماد به نفس بالا مسیر درست زندگی که خودم خلق کردم را ادامه دهم و من به این امر معتقدم که اگر مدارمون با هر کسی متفاوت باشد جهان خودش تکلیف این روابط را معلوم میکند و این روند رو به رشد خودم را وقتی میبینم که پیشرفت خوبی داشتم با هدایت الله نشانهها را دنبال میکنم و مسیر را قویتر ادامه میدهم
فقط افرادی این هدایت را دریافت میکنند که به آن ایمان دارند و نشانه های روشن هدایت را میبینند و میپذیرند
آنهایی که هر لحظه آماده تغییر و بهبود اوضاع در هر جنبهای از زندگی خود هستند این را میدانند که
این خاصیت جهان است که هرگز از گسترش باز نمیایستد و بیشترین پاداشهایش را به افرادی میبخشد که در روند این بهبود و گسترش، با او همراه میشوند؛
بهترینها را برای همه آرزو دارم با بهترین نتایجها موفقیتهای تک تک اعضای خانواده عباس منش
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشالله
سلام بر استاد عزیزم
درود برخدای بزرگ برای خلق بندگان برگزیده ای مثل ما و استاد عزیزم
استارت حرکت من از یک سال پیش اتفاق افتاد و هر روز و هرلحظه بیشتر و محکم تر به سمت هدفم قدم بردارم
من روزی تصمیم گرفتم پزشک بشم و شروع کردم به درس خوندن و هیچ چیز مانعم نتونست بشه
من دیدم که اگه تو وضعیت کسل کننده ی خانه دار بودن و مادر بودن و همسر بودن بمونم …آخرش میشم مثل مادرم و بقیه ی آدمهایی که زندگیشون و وقف عزیزانشون کردن
واسه همین حرکت کردم
از خونه داری به سمت پزشکی
و ایمان دارم میتونم یه پزشک فوق ایعاده بشم
دوستتون دارم
به نام پروردگار هموارگی
روزپنجم
ازوقتی برای انجام اگاهی های روزانه در قالب پیشروی با برنامه ی روز شمار تحول زندگیم متعهد تر ومستمر تر شدم فاصله ی روزهام کمتر شدن
وتوانایی ام در نتیجه گیری و به ثبوت رسیدن اگاهی در بستر باورهام خیلی بیشتر شده
اتفاقات زندگیم خیلی هماهنگ تر با آگاهی های این برنامه ی روز شمار شده
اگاهی هایی ک هیچ اطلاعی از محتواشون نداشتم و میام میبینم که به به دقییییییییییقا همون چیزیه که باید باشه
مسیر رو با ظرافت و دقت بالایی روشن تر میکنه
و چنان علمی رو در اختیارم میذاره که همه ی فقرم رو غنی رو میکنه
و جدیت رو به شریانهای اصلیه روحم تزریق میکنه و به تمام اجزای پیکره ی وجودم میفرسته.
و من از نو، احیا میشم
بسیار خوشحال و راضیم از اینکه دارم هرروز به هدف این برنامه ی روزشمار نزدیک و نزدیکتر میشم و بسیار به وجد میام وقتی یادم میاد ک تازه روز پنجم از فصل اولم و چقدررررر با روز اول فرق کردم
وچون متعهدم به ادامه وانشالله که ادامه میدم در پوست خودم نمیگنجم که درادامه وبا پیشروی و پیشرفت روزانه من چقدرررررر بیشتر وبیشتر میتونم تغییر کنم وبزرگ بشم و هرروز بیشتر به خدای درونم نزدیک بشم
و ازاین طریق زندگی رو به سادگی و زیبایی زندگی کنم
خودم رو رها ورهاتر کنم و فقط لذت ببرم
از اونجایی که نه کلمات نه قلم نه هیچ ابزاری نمیتونه از شما خانم شایسته ی عزیز واستاد خوش قلب، برای فراهم کردن این امکان برای پیشرفت و موفقیت در همه ی جنبه ها ، تشکر کنه
من از روش الهی که “بهترین روش سپاسگزاری از خدا=استفاده ی درست از نعمت های اونه” کمک میگیرم و از این موقعیت فوق العاده عالی به بهترین شکل استفاده میکنم تا از شما به شکلی که مستحقش هستین سپاسگزاری کرده باشم.
من در روز چهارم راجب پلنِ نوشتن کتاب”تمرکز روی نکات مثبت “صحبت کردم
و از اونجایی که از هرطرف بچرخیم بازهم به این قانون تغییر ناپذیر جهان میرسیم که اساس زندگیه مارو کانون توجهمون تعیین میکنه،
ما همیشه و در ادامه ی هر موضوعی به تمرین اصلیمون که توجه به نکات مثبت هست برمیگردیم.
و به قول استاد این یک قدرتِ!!!!!!!!
من دوسه روزِ که نمیدونم این کتاب رو چجوری باید شروع کنم و صبر کردم تا زمانش برسه وکلمات از دل و دستم جاری شه
کاررو با فکر تغییر محل زندگیم شروع کردم
و اومدم برای تیک زدن روز پنجم
و طبق انتظارم فایل امروز کاملا با افکارم و خط سیر تغییر هام هماهنگ بود و دیگه از این موضوع تعجب نمیکنم
بلکه پیش بینیش میکنم!!
من درحال حاضر در خانه ی پدربزرگم ساکنم
و تقریبا یکسال پیش مهاجرت از خانه ی خودمون در جنوب کشور و شرایطی بسیییااار بد به منزل پدربزرگم در شهری بسیار خوش اب وهوا وشرایطی به ظاهر بهتر رو یک اتفاق فوق العاده میدونستم
به طوریکه وقتی در برهه ایی قصد فروش خونشون رو داشتن من تماما ترس بودم برای ازدست دادن اون موقعیت نابی که نمیخواستم از دستش بدم
اما الان
با گذشت چندماه از اشنایی ایم بااین خانواده ی ارزشمند
و البته تعهد واستمرارم در تلاش روزانه ی ذهنی برای کارکردن روی خودم و تمااااااااام جنبه های وجودیم،تصمیم قاطع بر ترک منطقه ی امنم گرفتم چرا که کاااااملا مخالف و متضاد مسیر من هست
هررررچه که در اون خانه میگذره حتی قشنگیاش کاااااااملا غیر منطبق با کاراکتره الانه من هست
و من تصمیم جدی و قاطع گرفتم بر ترک خانه ی امن پدر بزرگم
و این تغییر رو بااین تمرین به مرحله ی اجرا میرسونم که میخوام به مدت ١٠ روز در کتابم به روشی که تعیین کردم زوم کنم روی تمام نکات مثبت اهالیه خونه و تماااام نکات مثبت زندگیم در اون خانه
تا به این شکل با تمام زوایای اون خونه واهالیش به صلح برسم
چرا که جنگ با هرچیزی فقط وجود اون رو درزندگیمون پررنگ تر میکنه
وهمچنین نکته ی مهم دیگه:
به قول انیشتین : تو نمیتونی همزمان هم از جنگ جلوگیری کنی هم براش اماده باشی
به خودم گفتم :مائده!
تو نمیتونی هم مستقل بشی و در یک خانه ی امن و زیبا برای خودت با سبک شَخْصیت زندگی کنی هم هرروز ابعادِ حضورت رو در خانه ی پدربزرگت گسترده تر کنی!!!
نمیتونی هم بخوای بری هم هرروز غذاهای خوشمزه وشیرینی های رنگارنگ براشون درست کنی!
نمیتونی پرواز کنی وقتی داری هرروز ریشه ها تو تو زمین محکمتر میکنی!!
و من برای تغییر اوضاع از “””نه””” استفاده میکنم
غذادرست کن!
“””نه””” عذرمیخوام.کاردارم
شیرینی درست کن!
“””نه”””” خستم
خونه رو تمیز کن!
“””نه”””ببخشید الان وقت ندارم
البته بگم که اکثررررر اینها داوطلبانس و هیچکس به من اجبار نمیکنه
ولی شاید توقع داشته باشن که من میخوام جرات کنم و این توقعات رو به صفر برسونم
میدونم و ایمان دارم که در همین آن پروردگارم در حال ساختن شرایطی برای هموار کردنه راهمه!!!
در ادامه از نتایج شرایطم که تا حد خوبی قابل پیش بینیه براتون مینویسم و البته تمام اتفاقات رو با قلم خودم در کتابم هم ثبت میکنم!!
سپاسگزارم از نگاه قشنگتون!!!
سلام عزیزانم
سلام استادم
سلام خانم شایسته زیبا
مهدی حالش خیلی خوبه
چون خداوند بازم از طریق یه فایل استادش هدایتش کرده.
وای خدا جان
قبل این فایل داشتم فایلی درمورد هدایت های الهی میشنیدم و اونجا که استاد گفتند خداوند به محمد قرآن رو الهام نکرد و محمد بود که آیات رو شنید، جرقهای توی ذهنم ایجاد شد.
به خودم اومدم دیدم همیشه میگفتم خدا کی منو هدایتم میکنه؟
چرا من هدایتی احساس نمیکنم ؟
و دیدم خدا همیشه منو هدایت میکرده و من بودم که تصمیم میگرفتم با عمل نکردن اونا رو نشنوم.
و بعدش که این فایل. و شنیدم که ما باید تغییر کنیم، یهو یادم اومد که من برای بهبود کسب و کارم خیلی دنبال ایده های متفاوت دارم میگردم و در عین حال یه ایده ای خیلی داره توی ذهنم بولد میشه ولی من هی دارم اونو عقبهل میدم و بخاطر یه سری طرز فکر ها که از این و اون شنیدم، نمیرم دنبال عملی کردن اون ایده و وقتی صحبتای استادو شنیدم یادم اومد که من دارم هدابت میشم به اجرای اون ایده و ممکنه اون ایده خیییلی بهم کمک بکنه ، چرا من نمیشنوم هدایتو ؟ چرا دارم ازش دوری میکنم؟
شاید جسارت تغییر. و ندارم. شاید به این فکر نمیکنم که تغییری که احساس میکنم حتی یه کوچولو هم ممکنه به پیشرفتم کمک کنه رو انجام بدم تا نرسه اون روزی که پشیمون باشم و بگم وااای کاشکی اون هدایتارو گوش میدادم.
و خلاصه درجدیدی از هدایت خداوند ب روم باز شد. انشالله از همین الآن متعهدانه به حرف دلم گوش میدم تا ببینم خداجانم برام چجوری چیده.
تمرکزمم فقط باید. و خواسته هام باشه.
امید ب خدا
خدایا بازم. منو هدایتم کردی ممنونم ازت
بچها چقد خوبه ما با استاد آشنا هستیم.
حرفای ایشون عجیییییب به دلم میشینه و آرومم میکنه و بهم امید میده که میتونم زندگیم رو اونجوری که میخوام بسازم.
در پناه خداوند شاد و ثروتمند باشید
سلام :)
ردپای من در روز پنجم
کلی درس داشت مقایسه شرایط استاد و اون آقا که در دوره ای واقعا موفق بودن و بعد به خاطر توجه نکردن به تغییر شرایط و نشونه ها زندگیشون به تدریج ضعیف و ضعیف تر شد.
الان این وضعیت رو شاید بتونیم تو زندگی اکثر آدما و کارمندا ببینبم.
یه بار تو یه کارگاه کسب و کاری یه آقایی صحبت میکرد و میگفت من یه دوره ای کارمند یه شرکت بودم و وضع فوق العاده ای داشتم و خیلی از امکاناتی که خیلی از شرکتها برای کارمندای اون سطح فراهم نمیکنن برای من فراهم بود. می گفت تو همون شرایط تصمیم گرفتم از کارم بیام بیرون و کار خودمو شروع کنم. من اون موقع واقعا دهنم باز موند، مگه میشه؟ چرا باید همچی کاری کرد؟ آخه ریسک چرا. ولی اون آقا با راه اندازی کسب و کارش صدها برابر داشت کسب درإمد میکرد و بسیار راضی و شاد بود. من اون موقع ها نمیدونستم داستان چیه و درک نمیکردم چرا باید همچین تصمبمی گرفت… ولی الان با لطف الله و نمونه های فراوانی که استاد میگن و اطرافم میبینم متوجه شدم چقدر تغییر نکردن غیر عادیه و چقدر خداوند هوامونو داره و پاداش میده به این جسارت ما.
الله من شکرت..
بنام خدا
فصل اول رو پنجم
یه خبر خوب باید به خودم بدم
قبل اینکه اوضاع خیلی خراب بشه شروع به تغییر کردم خدا یا شکرت
آره اگه این مسیرو ادامه بدم ده سال بعد نه
بلکه دوسال بعد شرایط اونچیزی هست که من میخوام
من این شهامت رو دارم که شغلم تغییر بدم وبرم دنبال علاقم
وباید اینو در عمل ثابت کنم.
خدایا تو قوت قلبم باش و به من نشانه هارو بگو
من حرکت کردم و فقط رو خودت حساب کردم..
من در هر شرایطی آماده تغییر هستم. . .
و ایمان دارم و ثابت میکنم با عمل به خودم که ایمان دارم..
باید تغییر کنم چون جهان درحالی تغییره…..
جهان داره با من صحبت میکنه من باید چشام باز کنم. . .
سلام بر همه هم فرکانسی های عزیز و دوست داشتنی ام
وعرض سلام ودرود به استاد عباسمنش دوست داشتنی و سر کار خانم شایسته که بی شک ایشون هم دست کمی از استاد نداره و الحمدلله خداوند اینجا هم خوب در و تخته را باهم جور کرده
امیدوارم همه دوستان بهترین ها براشون رقم بخوره
امروز داشتم فایل روز پنجم را میدیدم گفتم منم از تجربم در خصوص موضوع تغییر و اتفاقات بعد از اون براتون بگم
اول یه شرح مختصری از خودم بگم که من الان 44 سالمه وتا 3 سال پیش که اوائل آشناییم با گروه دوست داشتنی عباس منش بود کارمند یکی از ادارات دولتی بودم با یه پست سازمانی بالا و حدود 20 سال سابقه، کارم خوب بود درآمدم بدک نبود حتی خیلی از دوستان و همکارا خدا میدونه حسرت جایگاه منو داشتن ولی من از کارم حس خوب نمیگرفتم چون تکرار مکررات بود و از همه مهمتر اون آزادی زمانی که دوست داشتم را ازم گرفته بود یادمه اون اوائل آشنایی با سایت یه فایلی از استاد شنیدم که مضمونش همین جرات در تغییر بود باینکه اون موقع 5-6 سال بود که دلم میخواست از این شغل بیام بیرون ولی حقیقتا جراتشو نداشتم البته الان فکر میکنم شایدم هنوز تو مدار تغییر قرار نگرفته بودم .خداروشکر بعد شنیدن بارها و بارهای اون فایل و فکر کردن بیشتر انگار یه انگیزه مضاعف پیدا کردم توکل کردم بخدا و یه روز صبح که گوشی زنگ خورد برا بیدار شدن که مث هر روز این 20 سال آماده رفتن به سر کار بشم تصمیممو عملیاتی کردم و دیگه نرفتم. اوائل کار همه از خانواده گرفته تا همکارام کلی تو دلمو خالی کردن که این آب باریکه راهم دیگه نداری ،پست به این خوبی را چرا رها کردی، 10 سال دیگه بیشتر تا بازنشستگی نداری و کلی از این حرفای ناامید کننده اما من بخودم گفتم به قول استاد یا به هدفم میرسم یا میمیرم البته اینو هم بگم اون موقع مخارج خودم با همسر و3 تا فرزندم بود بعلاوه یه سری مخارج اجتناب ناپذیر دیگه
الان 3 سال از اون روز میگذره و به لطف الله و به کمک راهنمایی های سایت عباسمنش در تغییر در باورهام و نگرشم که مجددا از استاد عباسمنش ، سرکار خانم شایسته و همچنین همه دوستانم که بعضا کامنت های اونا بهم انرژی مضاعف میداد تشکر ویژه دارم .الان خداروشکر آزادی زمانی مطلق دارم و در خصوص آزادی مالی هم به لطف خداوند وهاب قدمهای مثبتی برداشتم و در مسیرش هستم که انشالابه اونجا هم که برسم بازم میام و از اون موقعیت هم مینویسم.
خداروشکر از نظر درآمد الان از همکارای قبلی که هنوز هم باهاشون ارتباط دارم بیشتر پول در میارم اما با این تفاوت که هر موقع دلم بخواد هر جایی میرم و منافاتی با کارم نداره.
الهی هزاران هزار بار شکرت بابت درک این آگاهی ها و برای همه اعضا سایت عباسمنش از سید عزیز گرفته تا اون عزیزی که تازه به این جمع پیوسته آرزوی بهترین اتفاقات را تو زندگیشون دارم .
موفق،ثروتمند و سعادتمند باشین در دنیا وآخرت